1
00:00:05,000 --> 00:00:15,000
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:45,458 --> 00:00:50,458
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

3
00:00:57,458 --> 00:00:59,500
‫تو راهه! داره میاد!

4
00:00:59,583 --> 00:01:00,708
‫چیزی نمونده برسه!

5
00:01:02,333 --> 00:01:03,375
‫داره میاد!

6
00:01:05,250 --> 00:01:06,375
‫آروم باش زن!

7
00:01:06,958 --> 00:01:08,916
‫- چی داره میاد؟
‫- یه هیولا!

8
00:01:09,000 --> 00:01:11,041
‫مثل یه آشپزخونه می‌مونه که
‫داره یه شهر رو با خودش می‌کِشه.

9
00:01:13,041 --> 00:01:13,875
‫اومده.

10
00:01:23,375 --> 00:01:25,666
‫بریم، بچه.
‫از دستش می‌دیا.

11
00:01:25,750 --> 00:01:28,166
‫مادر اورسولا، اومده.

12
00:01:28,250 --> 00:01:29,291
‫چی اومده؟

13
00:01:35,666 --> 00:01:37,750
‫رسیده!

14
00:01:38,625 --> 00:01:40,958
‫- مه‌مه، اونو ول کن. بیا.
‫- کجا؟

15
00:01:41,041 --> 00:01:42,125
‫الانه که برسه.

16
00:01:43,041 --> 00:01:44,458
‫میشه بریم، مامان؟

17
00:01:44,541 --> 00:01:46,666
‫بعد از کلاست، رناتا.

18
00:01:46,750 --> 00:01:48,791
‫فرناندا، بذار بیاد.

19
00:01:49,500 --> 00:01:50,500
‫لطفا مامان.

20
00:01:53,750 --> 00:01:55,125
‫بریم.

21
00:01:57,000 --> 00:01:58,083
‫مراقب باش، مه‌مه.

22
00:01:58,166 --> 00:01:59,333
‫وای نه!

23
00:01:59,416 --> 00:02:01,333
‫- زود باش!
‫- دستم رو بگیر.

24
00:02:01,416 --> 00:02:02,791
‫- ولی اگه...
‫- کمتر حرف بزن.

25
00:02:02,875 --> 00:02:04,833
‫- دستم رو بگیر.
‫- مراقبم باش.

26
00:02:04,916 --> 00:02:07,500
‫- کمتر حرف بزن.
‫- شالت رو در نیار!

27
00:02:08,000 --> 00:02:09,250
‫رمدیوس!

28
00:02:10,500 --> 00:02:11,791
‫رمدیوس!

29
00:02:20,958 --> 00:02:22,625
‫یالا، بچه‌ها!
‫زود باشین!

30
00:02:22,708 --> 00:02:27,125
‫قطار بی‌گناه از راه رسیده بود
‫و با خودش قطعیت‌ و شک‌،

31
00:02:27,208 --> 00:02:30,583
‫تعارف‌ و بدبیاری‌،
‫و اونقدر تغییر،

32
00:02:30,666 --> 00:02:33,625
‫مصیبت و دلتنگی به ماکوندو آورده بود
‫که حد نداشت.

33
00:02:40,500 --> 00:02:44,791
‫به ماکوندو خوش اومدین!

34
00:02:44,875 --> 00:02:46,708
‫موفق شدیم، پسرعمو!

35
00:02:46,791 --> 00:02:47,958
‫و اهالی شهر

36
00:02:48,041 --> 00:02:53,125
‫خوزه آرکادیو سگاندو و آئورلیانو تریسته رو دیدن
‫که از روی لوکوموتیو براشون دست تکون می‌دادن.

37
00:02:57,541 --> 00:02:59,833
‫بی‌شوخی اینجاست!

38
00:02:59,916 --> 00:03:00,791
‫اونو دیدی؟

39
00:03:03,916 --> 00:03:05,458
‫به ماکوندو خوش اومدین!

40
00:03:10,333 --> 00:03:13,416
‫پدرِ پدربزرگت اگه زنده بود
‫بهت افتخار می‌کرد، خوزه آرکادیو.

41
00:03:14,666 --> 00:03:16,750
‫تو به چیزی که اون همیشه رویاش رو داشت
‫دست پیدا کردی.

42
00:03:18,125 --> 00:03:20,291
‫ماکوندو رو به دنیا وصل کردی.

43
00:03:21,125 --> 00:03:22,083
‫باریکلا.

44
00:03:25,166 --> 00:03:28,208
‫دیگه رسما دهن کل شهر رو بستی.

45
00:03:28,291 --> 00:03:30,166
‫ارزش صبر کردن رو داشت.

46
00:03:30,750 --> 00:03:33,333
‫- کجا داریم می‌ریم؟
‫- توی قطار.

47
00:03:33,416 --> 00:03:35,333
‫نه، مه‌مه .

48
00:03:35,416 --> 00:03:38,333
‫- بیا سوار قطار بشیم.
‫- مامان دعوامون می‌کنه.

49
00:03:38,416 --> 00:03:40,958
‫- خب که چی؟ تو احمقی.
‫- مه‌مه!

50
00:03:41,833 --> 00:03:44,541
‫به ماکوندو خوش اومدین!
‫خوش اومدین!

51
00:03:46,625 --> 00:03:48,166
‫ببخشید، من فقط...

52
00:03:50,625 --> 00:03:54,416
‫آروم باشین، خانم‌ها و آقایون.
‫دستپاچه نشین!

53
00:03:54,500 --> 00:03:57,291
‫نترسین و بیاین جلوتر!

54
00:03:58,000 --> 00:04:00,666
‫یه غریبه‌ی خوشتیپ از قطار پیاده شد،

55
00:04:01,583 --> 00:04:03,375
‫اونقدر شیک و سرسنگین بود

56
00:04:03,875 --> 00:04:09,041
‫که پیش اون،
‫پیترو کرسپی مثل یه بچه‌ی خام به نظر میومد.

57
00:04:20,708 --> 00:04:22,658
‫ببخشید.

58
00:04:22,708 --> 00:04:26,583
‫میشه بهم بگین کجا یه رستوران پیدا کنم،

59
00:04:26,666 --> 00:04:29,083
‫یه رستوران سنتی خوب؟

60
00:04:29,916 --> 00:04:31,625
‫من یه جایی رو برات سراغ دارم، آقای...

61
00:04:31,708 --> 00:04:33,083
‫هربرت.

62
00:04:33,166 --> 00:04:35,916
‫آقای هربرت، می‌خوام دعوتت کنم که
‫مهمون خونه‌ی من بشی،

63
00:04:36,000 --> 00:04:38,791
‫جایی که خوشمزه‌ترین غذای دنیا پخته میشه.

64
00:04:38,875 --> 00:04:39,875
‫درست میگم، مادر اورسولا؟

65
00:04:40,458 --> 00:04:44,075
‫در این مناسب ویژه،
‫درهای خانه‌ی بوئندیا به روی همه بازه.

66
00:04:44,125 --> 00:04:45,033
‫چه عالی.

67
00:04:45,083 --> 00:04:46,958
‫همه می‌تونن بیان.

68
00:04:47,041 --> 00:04:48,791
‫در خونه‌ی ما بازه.

69
00:04:49,458 --> 00:04:51,583
‫ایستگاه بعدی...

70
00:04:55,958 --> 00:04:57,541
‫اون کیه، بابا؟

71
00:04:57,625 --> 00:04:58,750
‫ما رو از کجا می‌شناسه؟

72
00:04:58,833 --> 00:05:00,458
‫اینجا همه ما رو می‌شناسن.

73
00:05:00,958 --> 00:05:02,291
‫ما خانواده‌ی بوئندیا هستیم.

74
00:05:04,041 --> 00:05:05,250
‫چرا منو ول کردی رفتی؟

75
00:05:05,333 --> 00:05:06,250
‫کجا بودی؟

76
00:05:06,333 --> 00:05:09,041
‫کار مه‌مه بود.
‫اون مجبورم کرد برم توی واگن آخر.

77
00:05:09,125 --> 00:05:12,125
‫به منزل بوئندیا خوش اومدین.

78
00:05:12,625 --> 00:05:15,500
‫سانتا سوفیا، برو دو تا مرغ از توی حیاط بیار.

79
00:05:15,583 --> 00:05:16,958
‫باید همه‌چیز درست کنیم.

80
00:05:17,041 --> 00:05:19,916
‫معلوم نیست که خارجی‌ها چی دوست دارن.

81
00:05:20,000 --> 00:05:22,125
‫وای، اینجا خیلی رویاییه.

82
00:05:31,958 --> 00:05:33,166
‫نوشیدنی.

83
00:05:33,250 --> 00:05:35,250
‫به منزل بوئندیا خوش اومدین.

84
00:05:37,458 --> 00:05:38,500
‫نوشیدنی.

85
00:05:41,125 --> 00:05:42,666
‫به منزل بوئندیا خوش اومدین.

86
00:05:43,583 --> 00:05:44,666
‫ممنون.

87
00:05:45,208 --> 00:05:46,375
‫آئورلیانو!

88
00:05:49,125 --> 00:05:50,458
‫آئورلیانو!

89
00:05:53,291 --> 00:05:57,625
‫رناتا، برو تو اتاقت.
‫چرا جلوش رو گرفتی؟

90
00:05:57,666 --> 00:05:59,000
‫آئورلیانو!

91
00:06:02,041 --> 00:06:03,250
‫خوزه آرکادیو.

92
00:06:04,791 --> 00:06:07,833
‫معلومه که تو این دیوونگی رو
‫به خونه آوردی.

93
00:06:09,333 --> 00:06:11,083
‫این دیوونگی آینده‌ست.

94
00:06:11,583 --> 00:06:14,541
‫بهش عادت کن.
‫این تازه شروعشه.

95
00:06:15,875 --> 00:06:17,458
‫و منم برادرم نیستم.

96
00:06:20,541 --> 00:06:21,625
‫خوش اومدین.

97
00:06:23,333 --> 00:06:25,333
‫بقیه ظرف‌ها رو بیارین.
‫آدم‌های زیادی اینجان.

98
00:06:25,416 --> 00:06:26,916
‫خوزه آرکادیو، اونو ول کن.

99
00:06:27,000 --> 00:06:27,833
‫بیا.

100
00:06:28,958 --> 00:06:32,375
‫- قرمزه رو بده من.
‫- به مامانت بگو دیگه دوران پادشاهیش تموم شد.

101
00:06:32,458 --> 00:06:35,166
‫منزل بوئندیا دوباره دیوونه‌خونه شده.

102
00:06:35,250 --> 00:06:38,991
‫مامان، خاله میگه که دوران پادشاهیت تموم شده.

103
00:06:39,041 --> 00:06:40,041
‫خوزه آرکادیو.

104
00:06:40,541 --> 00:06:41,658
‫برو پیش مادرت.

105
00:06:41,708 --> 00:06:42,708
‫آئورلیانو!

106
00:06:48,791 --> 00:06:50,041
‫منو ترسوند.

107
00:07:02,583 --> 00:07:04,958
‫التماست می‌کنم.
‫لطفا منو به شوهری قبول کن.

108
00:07:07,250 --> 00:07:08,625
‫چرت و پرت نگو.

109
00:07:08,708 --> 00:07:11,583
‫قول میدم که کل عمرم رو تلاش کنم

110
00:07:12,083 --> 00:07:14,500
‫تا تو رو خوشبخت‌ترین زن دنیا کنم.

111
00:07:16,041 --> 00:07:18,791
‫آخه وقتی منو نمی‌شناسی،
‫چطور می‌تونی خوشبختم کنی؟

112
00:07:20,958 --> 00:07:22,250
‫رمدیوس.

113
00:07:23,500 --> 00:07:24,666
‫برو تو آشپزخونه.

114
00:07:28,625 --> 00:07:30,208
‫نمی‌خوای بخوری؟

115
00:07:30,833 --> 00:07:32,250
‫از دهن میفته.

116
00:07:34,125 --> 00:07:35,666
‫خیلی‌خب، آقایون.

117
00:07:35,750 --> 00:07:38,575
‫نذارین غذا سرد بشه.

118
00:07:38,625 --> 00:07:39,625
‫ممنون.

119
00:07:39,708 --> 00:07:41,125
‫نوش جان!

120
00:07:41,208 --> 00:07:43,166
‫خوشمزه‌ست.

121
00:07:48,041 --> 00:07:49,208
‫خیلی خوبه، جناب.

122
00:07:49,708 --> 00:07:51,500
‫وای، واقعا خوشمزه‌ست.

123
00:07:53,500 --> 00:07:54,416
‫مرسی.

124
00:07:55,708 --> 00:07:57,916
‫جولی، میشه مرغ رو بدی من؟

125
00:08:09,375 --> 00:08:10,541
‫این چیه؟

126
00:08:11,125 --> 00:08:12,041
‫موز.

127
00:08:12,583 --> 00:08:13,408
‫برای خوردنه.

128
00:08:13,458 --> 00:08:14,458
‫برای خوردنه؟

129
00:08:19,791 --> 00:08:21,291
‫موز می‌خوای، رفیق؟

130
00:08:22,000 --> 00:08:23,500
‫شیرینه.

131
00:09:04,333 --> 00:09:09,750
‫«صد سال تنهایی»

132
00:09:10,416 --> 00:09:14,241
‫این گیاه‌ها همه‌جا پیدا می‌شن
‫و خیلی هم سریع رشد می‌کنن.

133
00:09:14,291 --> 00:09:15,291
‫فوق‌العاده‌ست!

134
00:09:17,875 --> 00:09:20,041
‫کجا می‌تونم بازم پیدا کنم؟

135
00:09:20,125 --> 00:09:22,625
‫اگه دوست داری،
‫می‌تونم ماکوندو رو نشونت بدم.

136
00:09:22,708 --> 00:09:24,166
‫پر از موزه.

137
00:09:24,791 --> 00:09:26,208
‫خیلی ممنون می‌شم، مرد جوان.

138
00:09:26,291 --> 00:09:27,541
‫باعث خوشحالیه.

139
00:09:27,625 --> 00:09:29,375
‫کی خارجی آورده اینجا؟

140
00:09:31,875 --> 00:09:34,541
‫- از اینجا برین!
‫- آروم باش، آقا.

141
00:09:36,041 --> 00:09:37,750
‫قضیه اینه که،

142
00:09:37,833 --> 00:09:41,750
‫این خانم‌ها و آقایون
‫مهمون‌های جدمون هستن.

143
00:09:42,500 --> 00:09:43,541
‫برو با مادر اورسولا حرف بزن.

144
00:09:43,625 --> 00:09:46,333
‫همینو کم داشتم، لعنتی.

145
00:09:48,166 --> 00:09:52,916
‫که همون کثافت‌هایی که پاناما رو بالا کشیدن
‫بریزن توی خونه‌ام.

146
00:09:54,708 --> 00:09:56,458
‫یه مشت خوک حریص.

147
00:09:57,000 --> 00:10:00,208
‫- اورسولا!
‫- لطفا پیرمرد رو ببخشید.

148
00:10:00,291 --> 00:10:01,625
‫عقلش رو از دست داده.

149
00:10:02,666 --> 00:10:04,958
‫اون سعی کرد خودش رو بکشه
‫و نتونست.

150
00:10:09,083 --> 00:10:11,541
‫نه، این مشکلی نداره.

151
00:10:11,625 --> 00:10:13,500
‫من ماکوندو رو دوست دارم.

152
00:10:13,583 --> 00:10:14,575
‫همه...

153
00:10:14,625 --> 00:10:16,125
‫خیلی شور و اشتیاق دارن.

154
00:10:17,958 --> 00:10:19,791
‫- خیلی قشنگه.
‫- گفتم که.

155
00:10:19,875 --> 00:10:21,250
‫همه‌جا رشد می‌کنه.

156
00:10:21,875 --> 00:10:23,083
‫وای، خدای من.

157
00:10:24,125 --> 00:10:25,333
‫وای، خدای من.

158
00:10:25,958 --> 00:10:27,041
‫چقدر زیاد.

159
00:10:27,583 --> 00:10:28,750
‫زیادن.

160
00:10:31,541 --> 00:10:33,250
‫صاحبش کیه؟

161
00:10:33,333 --> 00:10:34,833
‫مال همه‌ست.

162
00:10:35,375 --> 00:10:37,125
‫- همه؟
‫- مال مردم شهره.

163
00:10:43,791 --> 00:10:45,458
‫با اومدن قطار

164
00:10:45,541 --> 00:10:48,083
‫چنان موجی از حیرت و شگفتی راه افتاد
‫که هیچکس جلودارش نبود.

165
00:10:59,250 --> 00:11:00,250
‫رناتا!

166
00:11:00,916 --> 00:11:03,708
‫برو تو اتاقت.
‫تا این مردم نرفتن نیا بیرون.

167
00:11:06,833 --> 00:11:08,625
‫ما به این می‌گیم "پوپوچه".

168
00:11:08,708 --> 00:11:11,791
‫اضافه‌هاش رو می‌دیم حیوون‌ها بخورن.
‫خوشمزه‌ست.

169
00:11:11,875 --> 00:11:13,000
‫شکر خالصه.

170
00:11:13,500 --> 00:11:17,125
‫شهر تسلیم برکتی شد که با قطارها
‫از راه می‌رسید.

171
00:11:18,000 --> 00:11:19,375
‫خوش اومدین!

172
00:11:19,458 --> 00:11:21,250
‫دیگه نمی‌تونیم ادامه بدیم.

173
00:11:21,333 --> 00:11:23,416
‫ببین ازشون خواستم چی واسه بچه‌ها بیارن.

174
00:11:27,791 --> 00:11:29,875
‫اینو قایم کن.

175
00:11:31,750 --> 00:11:34,416
‫فرناندا بچه‌ها رو بالا زندانی کرده.

176
00:11:38,833 --> 00:11:39,875
‫قشنگه.

177
00:11:40,375 --> 00:11:42,208
‫- بله.
‫- ولی بلای جانه.

178
00:11:57,708 --> 00:11:59,250
‫این زیباست.

179
00:11:59,333 --> 00:12:01,666
‫بهشته. بهشت.

180
00:12:12,250 --> 00:12:13,333
‫سرهنگ!

181
00:12:17,916 --> 00:12:19,791
‫می‌دونستی که جدا از غذا،

182
00:12:20,291 --> 00:12:23,916
‫خارجی‌ها به این خونه میان
‫تا دیوونه‌ی خانواده رو ببینن؟

183
00:12:24,000 --> 00:12:26,000
‫تو اصلا خود جاذبه‌ی گردشگری هستی.

184
00:12:27,666 --> 00:12:32,458
‫همه اتفاقاتی که داره در ماکوندو میفته
‫به نظر تو عالیه، خوزه آرکادیو...

185
00:12:34,333 --> 00:12:36,208
‫چون نادانی.

186
00:12:36,958 --> 00:12:39,833
‫- تو خارجی‌ها رو نمی‌شناسی...
‫- ما باید این روایت رو تغییر بدیم.

187
00:12:39,916 --> 00:12:42,125
‫خارجی‌ها قراره اینجا موندگار بشن.

188
00:12:42,208 --> 00:12:45,916
‫آقای هربرت بهم گفت که چندتا تاجر
‫قراره از اوهایو بیان،

189
00:12:46,000 --> 00:12:49,291
‫و می‌خوان همه زمین‌های خالی توی ماکوندو رو بخرن.

190
00:12:52,791 --> 00:12:55,791
‫شاید اون زمین‌ها از قبل صاحب دارن.

191
00:12:56,541 --> 00:12:57,375
‫احمق.

192
00:13:00,625 --> 00:13:02,208
‫عوضی.

193
00:14:17,500 --> 00:14:18,916
‫چی می‌خوای؟

194
00:14:19,875 --> 00:14:21,125
‫از اینجا برو.

195
00:14:29,375 --> 00:14:30,500
‫ربکا.

196
00:14:31,041 --> 00:14:34,500
‫سرهنگ فورا خواهرش ربکا رو شناخت...

197
00:14:36,250 --> 00:14:39,500
‫همون زن بی‌صبر و سرکش.

198
00:14:40,458 --> 00:14:42,583
‫تنها کسی که اون شجاعتِ بی‌ حد و مرز رو داشت

199
00:14:42,666 --> 00:14:45,500
‫که اورسولا برای نسلش می‌خواست.

200
00:14:45,583 --> 00:14:47,500
‫فکر می‌کردیم تو مردی.

201
00:14:48,125 --> 00:14:50,333
‫- کاش می‌دونستیم...
‫- آئورلیانو.

202
00:14:51,375 --> 00:14:54,541
‫برای من مهم نیست که
‫اون سمت خونه چی میشه.

203
00:14:55,791 --> 00:14:58,500
‫کمتر هم اهمیت میدم که چی به سر
‫خانواده‌ی بوئندیا میاد.

204
00:15:00,333 --> 00:15:03,291
‫برای من، همه شما همراه خوزه آرکادیو مُردین.

205
00:15:23,875 --> 00:15:26,166
‫بگو واسه چی اومدی اینجا.

206
00:15:27,166 --> 00:15:28,958
‫وگرنه بهت شلیک می‌کنم.

207
00:15:36,458 --> 00:15:38,750
‫زمین‌های اطراف ماکوندو...

208
00:15:43,916 --> 00:15:47,250
‫آرکادیو سندهاشون رو به برادرم داد.

209
00:15:49,833 --> 00:15:52,083
‫و اگه اون زمین‌ها صاحب داشته باشن،

210
00:15:52,875 --> 00:15:55,125
‫یعنی خوزه آرکادیو و تو،

211
00:15:55,791 --> 00:15:57,791
‫دست خارجی‌ها بهشون نمی‌‌رسه.

212
00:16:00,875 --> 00:16:02,500
‫پس اگه هنوزم داریشون...

213
00:16:02,583 --> 00:16:04,875
‫وقتی برادرت مرد، همه‌شون رو سوزوندم.

214
00:16:06,583 --> 00:16:08,375
‫تنها چیزی که برام مونده بود...

215
00:16:11,416 --> 00:16:12,833
‫این خونه بود.

216
00:16:14,625 --> 00:16:16,333
‫و این شاتگان.

217
00:16:31,375 --> 00:16:33,458
‫از دیدنت خوشحال شدم، ربکا.

218
00:16:52,000 --> 00:16:56,208
‫و روحی درستی درون من احیا کن.

219
00:16:56,291 --> 00:16:58,583
‫مرا از حضور خویش نران.

220
00:16:58,666 --> 00:17:02,416
‫و روحِ مقدس خود را از من نگیر.

221
00:17:02,916 --> 00:17:06,625
‫بعد از گناه مرتکب شدن،
‫داوود از خدا می‌خواد که دل پاکی بهش عطا کنه.

222
00:17:07,625 --> 00:17:10,125
‫خدا همیشه می‌دونه که ما کِی گناه کردیم.

223
00:17:11,416 --> 00:17:14,666
‫شادی نجاتت را به من بازگردان.

224
00:17:19,583 --> 00:17:21,833
‫با روحِ بخشنده‌ات مرا توان ببخش.

225
00:17:28,583 --> 00:17:31,666
‫- آخرین مهمون رفت.
‫- میشه برم دستشویی؟

226
00:17:35,375 --> 00:17:37,083
‫مراقب باش، مه‌مه.

227
00:17:40,958 --> 00:17:43,791
‫نمی‌خوای یکم استراحت کنی، خوزه آرکادیو؟

228
00:17:45,125 --> 00:17:48,958
‫پسرم می‌دونه که باید آموزه‌هاش رو
‫خیلی جدی بگیره،

229
00:17:49,041 --> 00:17:51,708
‫کاری که در خونه‌ای پر از مردان گناهکار

230
00:17:51,791 --> 00:17:54,250
‫که می‌تونه اونو به راه گناه بکشونه، غیرممکنه.

231
00:17:55,416 --> 00:17:58,666
‫وظیفه‌ی ما مسیحی‌ها
‫کمک به افراد نیازمنده.

232
00:17:59,333 --> 00:18:02,666
‫- در کتاب مقدس گفته.
‫- اونا یه مشت ولگردن، اورسولا.

233
00:18:03,458 --> 00:18:04,833
‫ازت سوءاستفاده می‌کنن،

234
00:18:05,458 --> 00:18:06,916
‫و انگار تو هم خوشت میاد.

235
00:18:07,500 --> 00:18:10,416
‫یادت نره که این خونه‌ی منه.

236
00:18:11,125 --> 00:18:12,708
‫من در رو

237
00:18:12,791 --> 00:18:15,041
‫با همون سخاوتمندی به روشون باز کردم
‫که به روی تو

238
00:18:15,916 --> 00:18:17,416
‫و همه قدیس‌هات بازش کردم.

239
00:18:20,666 --> 00:18:22,125
‫ببین چی شد.

240
00:18:22,833 --> 00:18:25,000
‫امروز چهارم اکتبره.

241
00:18:26,833 --> 00:18:31,208
‫دقیقا مصادف شده با
‫روز سنت فرانسیس آسیزی.

242
00:18:32,791 --> 00:18:34,291
‫قدیسِ فقر و تنگدستی.

243
00:18:38,208 --> 00:18:39,708
‫و تواضع.

244
00:19:21,000 --> 00:19:22,708
‫اون زنده‌ست، مامان.

245
00:19:25,375 --> 00:19:26,583
‫اون زنده‌ست.

246
00:19:28,333 --> 00:19:29,750
‫خدای بزرگ!

247
00:19:33,333 --> 00:19:36,750
‫چطور ممکنه این همه سال
‫فراموشش کرده باشم؟

248
00:19:45,708 --> 00:19:47,833
‫تو می‌دونستی زنده‌ست؟

249
00:19:49,833 --> 00:19:51,791
‫خاله، دنبالت می‌گشتم.

250
00:19:55,041 --> 00:20:00,416
‫تنها کسی که حتی یه لحظه هم
‫در آگاهی از زنده بودن ربکا

251
00:20:00,500 --> 00:20:02,875
‫و پوسیدنش در اون شرایط کثیف
‫هدر نداده بود،

252
00:20:03,958 --> 00:20:06,708
‫آمارانتای بی‌رحم و سالخورده بود.

253
00:20:08,083 --> 00:20:09,958
‫اون سحر داشت بهش فکر می‌کرد،

254
00:20:10,708 --> 00:20:12,500
‫وقتی داشت

255
00:20:12,583 --> 00:20:15,750
‫بانداژ سیاهی رو عوض می‌کرد
‫که به خاطر تقاص دادنش به دست داشت.

256
00:20:20,375 --> 00:20:23,083
‫بعد از نجات یه روستای کامل

257
00:20:23,166 --> 00:20:25,083
‫و چند ماه نخوابیدن،

258
00:20:25,166 --> 00:20:27,875
‫خودم رو وقف نوشتن اون کتاب کردم.

259
00:20:28,708 --> 00:20:29,916
‫درباره‌ی چیه؟

260
00:20:30,000 --> 00:20:32,041
‫نمی‌تونم بهت بگم، مه‌مه‌ی خوشگل.

261
00:20:32,125 --> 00:20:35,291
‫تا صد سال نگذشته

262
00:20:35,375 --> 00:20:38,000
‫کسی نباید معنیش رو بفهمه.

263
00:20:48,875 --> 00:20:50,166
‫اونو چرا سرت کردی؟

264
00:20:50,958 --> 00:20:53,041
‫داره درباره ملکیادس بهمون میگه.

265
00:20:54,166 --> 00:20:55,458
‫از رناتا بعید نبود.

266
00:20:55,541 --> 00:20:58,083
‫تو تمایلِ خاصی به گناه داری.

267
00:20:58,166 --> 00:21:00,208
‫ولی تو خوزه آرکادیو،
‫اصلا...

268
00:21:00,291 --> 00:21:03,041
‫دعواشون نکن.
‫من بیدارشون کردم.

269
00:21:03,125 --> 00:21:06,041
‫من بهت اجازه دادم که سال‌ها
‫ما رو تحقیر و رها کنی.

270
00:21:06,125 --> 00:21:07,791
‫بچه‌های تو کجا غذا می‌خورن؟

271
00:21:07,875 --> 00:21:09,875
‫تو اتاق‌هاشون،
‫مثل سگ‌های رانده شده.

272
00:21:09,958 --> 00:21:13,500
‫ظاهرا، مهمون‌های اورسولا
‫مهم‌تر از ما هستن.

273
00:21:13,583 --> 00:21:15,625
‫اونقدرهام مسئله جدی‌ای نیست.

274
00:21:15,708 --> 00:21:17,458
‫تو هیچ کاری برامون نمی‌کنی.

275
00:21:17,958 --> 00:21:19,875
‫در عوض، من اجازه هرکاری رو بهت دادم،

276
00:21:20,458 --> 00:21:21,875
‫حتی یه زن دوم.

277
00:21:21,958 --> 00:21:23,791
‫زن دوم چیه؟

278
00:21:24,750 --> 00:21:27,750
‫همون زنیه که توی ایستگاه قطار دیدیم.

279
00:21:35,250 --> 00:21:40,291
‫فرناندا، همون روز آئورلیانو رو با چمدون‌هاش
‫به خونه‌ی اون زن فرستاد.

280
00:21:41,000 --> 00:21:42,916
‫به کارگرها گفته بود

281
00:21:43,000 --> 00:21:46,416
‫که چمدون‌ها رو از وسط خیابون ببرن
‫تا همه ببینن...

282
00:21:46,500 --> 00:21:47,500
‫خجالت نمی‌کشی؟

283
00:21:47,583 --> 00:21:51,500
‫فکر می‌کرد که شوهرش
‫بی‌آبرویی رو تحمل نمی‌کنه

284
00:21:51,583 --> 00:21:54,083
‫و سرش رو می‌ندازه پایین
‫و برمی‌گرده.

285
00:21:59,583 --> 00:22:01,416
‫سگ پشیمون!

286
00:22:14,291 --> 00:22:15,458
‫اون حال بهم زنه.

287
00:22:25,958 --> 00:22:27,416
‫خدای بزرگ!

288
00:22:43,708 --> 00:22:45,041
‫اوه، اومد.

289
00:22:45,125 --> 00:22:47,208
‫به ماکوندو خوش اومدین، آقای براون.

290
00:22:47,708 --> 00:22:48,741
‫آقای هربرت، حالتون چطوره؟

291
00:22:48,791 --> 00:22:49,833
‫عالی‌ام، عالی.

292
00:22:50,041 --> 00:22:51,708
‫ایشون شهردار جدید شهر هستن.

293
00:22:51,791 --> 00:22:53,250
‫در خدمت شمام، آقای براون.

294
00:22:53,333 --> 00:22:54,366
‫از دیدنتون خوشحالم.

295
00:22:54,416 --> 00:22:55,825
‫آقا، لطف کنین از این طرف بیاین.

296
00:22:55,875 --> 00:22:56,616
‫ما...

297
00:22:56,666 --> 00:22:58,658
‫همیشه اینقدر هوا گرمه؟
‫از هائیتی هم گرم‌تره.

298
00:22:58,708 --> 00:23:00,325
‫اوه، قطعا همینطوره.

299
00:23:00,375 --> 00:23:02,408
‫ولی بهش عادت می‌کنین.

300
00:23:02,458 --> 00:23:03,458
‫- باشه. خدا کنه.
‫- من که عادت کردم.

301
00:23:04,458 --> 00:23:05,908
‫قطار برای شهر تازگی داره،

302
00:23:05,958 --> 00:23:06,908
‫پس...

303
00:23:06,958 --> 00:23:07,958
‫نه، نه، نه، نه، نه.

304
00:23:08,291 --> 00:23:11,875
‫در یه روز چهارشنبه‌ی گرم،
‫آقای جک براون

305
00:23:11,958 --> 00:23:13,458
‫مستقیما از شهر پرتویل ایالت آلاباما
‫به ماکوندو رسید.

306
00:23:14,416 --> 00:23:16,583
‫یه مشت سگِ هار،

307
00:23:16,666 --> 00:23:19,875
‫مهندس، نقشه‌بردار و کارشناس زمین
‫دنبالش راه افتاده بودن.

308
00:23:21,500 --> 00:23:23,791
‫هیچکس نمی‌دونست که اون دنبال چی می‌گشت.

309
00:23:25,208 --> 00:23:28,333
‫- قربان، آماده‌ست.
‫- عصای منو بگیر، دستت درد نکنه.

310
00:23:28,458 --> 00:23:33,366
‫خارجی‌ها با داشتن امکاناتی که قدیم
‫فقط دستِ خدا بود...

311
00:23:33,416 --> 00:23:34,791
‫خوزه آرکادیو، اسبم رو بیار!

312
00:23:35,000 --> 00:23:38,250
‫بارش باران رو تغییر دادن

313
00:23:38,333 --> 00:23:40,875
‫و رودخونه رو از جایی که همیشه بود،

314
00:23:40,958 --> 00:23:42,958
‫بردن اونطرف شهر.

315
00:23:51,041 --> 00:23:55,583
‫در شرکت موزی که تازه افتتاح شده بود،
‫یونایتد فروت کمپانی،

316
00:23:55,666 --> 00:23:58,250
‫خوزه آرکادیو سگاندو
‫به عنوان سرکارگر استخدام شد.

317
00:23:58,750 --> 00:24:01,166
‫آقایون، خوش اومدین.

318
00:24:02,000 --> 00:24:03,875
‫همونطور که به زودی می‌بینین،

319
00:24:03,958 --> 00:24:07,375
‫وضعیت کاری اینجا
‫بهتر از همه‌جای نوار ساحلیه،

320
00:24:07,875 --> 00:24:12,000
‫چون شرکت ما
‫بزرگ‌ترین شرکت در تمام منطقه‌ست.

321
00:24:12,958 --> 00:24:14,541
‫کل فرایندش رو خودمون انجام می‌دیم،

322
00:24:14,625 --> 00:24:17,541
‫از لحظه‌ای که موزها رو می‌چینیم
‫تا زمانی که صادر می‌شن.

323
00:24:24,250 --> 00:24:27,708
‫بخشی از حقوق شما
‫این بن‌های خرید هست،

324
00:24:27,791 --> 00:24:33,083
‫که می‌تونین توی فروشگاه شرکت خرجشون کنین
‫و محصولات وارداتی‌ای مثل اینا بگیرین.

325
00:24:33,166 --> 00:24:35,833
‫باید احساس سعادت کنین،

326
00:24:36,333 --> 00:24:39,250
‫چون هیچ جایی در کل ماکوندو
‫یا کشور نیست

327
00:24:39,333 --> 00:24:43,291
‫که بتونین بهترین ژامبون ویرجینیا رو بگیرین.

328
00:24:44,916 --> 00:24:48,583
‫این هدیه‌ی ما به شماست.

329
00:24:48,666 --> 00:24:50,791
‫باریکلا!

330
00:24:57,125 --> 00:24:59,208
‫- خوزه آرکادیو.
‫- آقای براون.

331
00:25:00,958 --> 00:25:02,250
‫لذت ببرین.

332
00:25:03,125 --> 00:25:06,166
‫توی شهر بگردین و استراحت کنین.

333
00:25:06,250 --> 00:25:08,750
‫فردا ساعت 6 می‌بینمتون.

334
00:25:09,541 --> 00:25:12,666
‫به خانواده‌ی یونایتد خوش اومدین!

335
00:25:16,000 --> 00:25:16,875
‫ظاهرش چه خوبه.

336
00:25:16,958 --> 00:25:18,166
‫- خوش اومدین.
‫- ممنون.

337
00:25:18,250 --> 00:25:20,458
‫برو ژامبون درجه‌یک آمریکایی بگیر.

338
00:25:20,541 --> 00:25:21,625
‫خوش اومدین.

339
00:25:21,708 --> 00:25:22,708
‫خوش اومدین.

340
00:25:27,958 --> 00:25:30,791
‫تا آخرین لحظه‌ی عمرش،

341
00:25:31,458 --> 00:25:32,958
‫رمدیوس زیبا

342
00:25:34,041 --> 00:25:38,750
‫به روی خودش نیاورد که سرنوشتش به عنوان یه دختر سرکش
‫هر روز یه فاجعه بار میاورد.

343
00:25:48,166 --> 00:25:51,583
‫موزها از روی همین ریل‌ها
‫تا خروجی منتقل می‌شن.

344
00:25:53,250 --> 00:25:56,500
‫از اونجا به قطار
‫و بعد به بندر برده می‌شن.

345
00:27:18,583 --> 00:27:20,000
‫عصر بخیر، آقایون.

346
00:27:41,791 --> 00:27:44,666
‫همین که رمدیوس وارد زمین‌های کشاورزی شد،

347
00:27:44,750 --> 00:27:47,583
‫هوا رو رایحه مرگباری گرفت.

348
00:27:48,500 --> 00:27:53,666
‫مردهایی که سخت مشغول کار بودن،
‫انگار یه جذبه‌ی عجیب و غریب تسخیرشون کرده بود.

349
00:27:54,875 --> 00:27:57,458
‫و چون خطر نامرئی‌ای تهدیدشون می‌کرد،

350
00:27:57,958 --> 00:28:01,125
‫خیلی‌هاشون تسلیمِ میل شدید به غرش کردن شدن.

351
00:28:02,083 --> 00:28:03,375
‫اون مال هیچکس نیست.

352
00:28:25,291 --> 00:28:30,958
‫خیلی مهمه، چون باید کاملا تمیز تحویلشون بدیم.

353
00:28:31,458 --> 00:28:33,083
‫تور چطور بود؟

354
00:28:33,166 --> 00:28:36,583
‫اصلا نمی‌دونستم که میشه این همه کار انجام داد.

355
00:28:36,666 --> 00:28:39,583
‫عزیزم، چی شده؟
‫چه اتفاقی افتاده؟

356
00:28:39,666 --> 00:28:41,666
‫کلاهت کجاست؟

357
00:28:41,750 --> 00:28:43,791
‫خدای بزرگ، رمدیوس!

358
00:28:49,375 --> 00:28:50,708
‫زود باشین، بچه‌ها.

359
00:28:50,791 --> 00:28:53,083
‫- بریم!
‫- شمایی که قمه دستتونه، برین!

360
00:29:08,500 --> 00:29:09,783
‫بهترین نوشیدنی منه.

361
00:29:09,833 --> 00:29:11,041
‫مستقیم از کانادا اومده.

362
00:29:16,958 --> 00:29:18,375
‫خیلی راحت زیر میره، ها؟

363
00:29:21,833 --> 00:29:24,500
‫خانواده‌ات از تور لذت بردن؟

364
00:29:27,083 --> 00:29:28,033
‫خوبه.

365
00:29:28,083 --> 00:29:28,916
‫بله،

366
00:29:29,458 --> 00:29:33,041
‫ولی امروز دوتا از کارگرهام
‫توی زمین‌ها مردن.

367
00:29:35,083 --> 00:29:36,541
‫یه حادثه بود.

368
00:29:37,666 --> 00:29:39,291
‫خب، این خیلی ناراحت کننده‌ست.

369
00:29:44,041 --> 00:29:45,875
‫دیگه چه خبری هست؟

370
00:29:47,458 --> 00:29:49,250
‫مدام کارگرهای جدید دارن می‌رسن.

371
00:29:52,958 --> 00:29:55,125
‫فردا قراره با دوتا تیم کامل شروع کنیم.

372
00:29:56,333 --> 00:29:59,750
‫باید خوابگاه‌ها رو گسترش بدیم.
‫اون پسرها از راه دور اومدن.

373
00:30:01,416 --> 00:30:02,750
‫ترتیبش رو میدم.

374
00:30:07,083 --> 00:30:08,208
‫چیز دیگه‌ای هست؟

375
00:30:10,166 --> 00:30:11,416
‫بله، آقای براون.

376
00:30:14,375 --> 00:30:16,708
‫بهتره یه مرکز درمانی بسازیم

377
00:30:16,791 --> 00:30:18,875
‫که شاید موارد اضطراری‌ای مثل امروز
‫دوباره هم پیش اومد.

378
00:30:21,791 --> 00:30:22,916
‫فکر خوبیه.

379
00:30:25,208 --> 00:30:26,208
‫ترتیبش رو میدم.

380
00:30:31,375 --> 00:30:33,416
‫اوه، بوئندیا.
‫یه لحظه.

381
00:30:34,875 --> 00:30:35,958
‫برای توئه.

382
00:30:41,708 --> 00:30:44,375
‫یه مقدار بن خرید برای فروشگاه شرکت.

383
00:30:46,791 --> 00:30:48,291
‫کارت عالیه، بوئندیا.

384
00:30:51,000 --> 00:30:52,833
‫عزیزم، میشه یه لحظه بیای اینجا؟

385
00:30:57,916 --> 00:30:58,291
‫قربان؟

386
00:30:59,916 --> 00:31:01,375
‫درد می‌‌کنه، عمه؟

387
00:31:04,333 --> 00:31:05,958
‫چرا اون کارو باهات کردن؟

388
00:31:06,458 --> 00:31:10,625
‫چون مردم این شهر دارن دیوونه می‌شن.

389
00:31:11,833 --> 00:31:13,208
‫فقط به خاطر این نیست.

390
00:31:13,833 --> 00:31:16,000
‫رمدیوس کارش جلب توجه کردنه.

391
00:31:16,791 --> 00:31:19,625
‫دیدیم که چطور بدون لباس می‌گرده

392
00:31:19,708 --> 00:31:22,166
‫تا کسایی که اورسولا دعوت می‌کنه
‫بتونن ببیننش.

393
00:31:22,250 --> 00:31:23,833
‫یکم احترام بذار!

394
00:31:23,916 --> 00:31:25,791
‫گاوِ نمک نشناس.

395
00:31:29,333 --> 00:31:31,583
‫حیا و نجابت مال آد‌م‌هایی مثل توئه، فرناندا

396
00:31:32,125 --> 00:31:35,666
‫آدم‌هایی مثل تو که هر روز دعا می‌کنن
‫تا از شهر خباثتی که درونشون دارن خلاص بشن.

397
00:31:41,791 --> 00:31:43,250
‫من فقط دارم حقیقت رو می‌گم.

398
00:31:43,750 --> 00:31:46,291
‫عمه‌تون نه تنها دیوونه‌ست
‫بلکه خطرناک هم هست.

399
00:31:47,041 --> 00:31:48,500
‫پستچی هستم!

400
00:31:52,583 --> 00:31:53,875
‫برای خانم کارپیو بسته آوردم.

401
00:31:53,958 --> 00:31:56,458
‫بابابزرگ کادو فرستاده!
‫زود باش، مه‌مه!

402
00:31:57,833 --> 00:31:58,916
‫بیا اینجا.

403
00:32:00,666 --> 00:32:01,791
‫نگهش دار، مه‌مه.

404
00:32:10,791 --> 00:32:12,291
‫بیشتر از این صبر ندارم ببینم چیه.

405
00:32:40,791 --> 00:32:42,250
‫بابا!

406
00:33:41,000 --> 00:33:42,458
‫برین بیرون!

407
00:33:47,875 --> 00:33:50,458
‫چطور تونستی اینطوری خفت‌بار

408
00:33:50,541 --> 00:33:52,250
‫یاد و خاطرش رو خراب کنی؟

409
00:33:55,125 --> 00:33:57,583
‫یه مسیحی مرده، آئورلیانو.

410
00:33:58,333 --> 00:34:00,083
‫نه یه سگ!

411
00:34:01,458 --> 00:34:02,333
‫ببخشید.

412
00:34:03,833 --> 00:34:04,791
‫ممنون.

413
00:34:05,625 --> 00:34:07,375
‫این ادای احترامی به پدرته.

414
00:34:09,375 --> 00:34:11,250
‫مامان، من کاری نکردم.

415
00:34:11,333 --> 00:34:13,083
‫همش کار مه‌مه و بابا بود.

416
00:34:13,166 --> 00:34:14,416
‫خفه شو، آدم‌فروش!

417
00:34:14,500 --> 00:34:16,166
‫فرناندا، فقط کار اون نبود.

418
00:34:16,250 --> 00:34:17,916
‫- منم...
‫- دخالت نکن، اورسولا.

419
00:34:18,000 --> 00:34:20,166
‫- بیا بریم.
‫- به تو مربوط نمیشه.

420
00:34:23,541 --> 00:34:25,958
‫من این ازدواج شکست خورده

421
00:34:26,041 --> 00:34:28,041
‫و بی‌ادبی این آدم‌ها رو پذیرفتم

422
00:34:28,541 --> 00:34:31,583
‫تا بچه‌هام رو در یه خونه مسیحی بزرگ کنم،

423
00:34:32,333 --> 00:34:35,541
‫ولی بارها و بارها بهم ثابت شده

424
00:34:35,625 --> 00:34:38,250
‫که توی این دیوونه‌خونه غیرممکنه.

425
00:34:42,083 --> 00:34:43,791
‫بچه‌ها از ماکوندو میرن.

426
00:34:45,041 --> 00:34:46,750
‫نمی‌تونی بچه‌هام رو ببری.

427
00:34:49,250 --> 00:34:50,250
‫بله که می‌تونم.

428
00:34:51,458 --> 00:34:53,083
‫چون من مادرشونم.

429
00:34:53,166 --> 00:34:54,666
‫همه‌چیز بهشون دادم.

430
00:34:56,083 --> 00:34:59,000
‫ولی تو اون زنه رو انتخاب کردی.

431
00:35:06,291 --> 00:35:08,791
‫محض رضای خدا، فرناندا.
‫چی داری میگی؟

432
00:35:09,833 --> 00:35:11,833
‫شیرینی‌هایی که دوست داری
‫رو برات گذاشتم،

433
00:35:12,875 --> 00:35:15,041
‫ولی همه‌شون رو باهم نخور.

434
00:35:15,541 --> 00:35:16,833
‫بهم قول میدی؟

435
00:35:19,208 --> 00:35:21,625
‫بیا.
‫لباس‌هات رو عوض می‌کنم.

436
00:35:22,125 --> 00:35:22,958
‫بیا.

437
00:35:34,708 --> 00:35:36,583
‫قشنگه.

438
00:35:36,666 --> 00:35:38,000
‫خیلی ممنونم.

439
00:35:44,166 --> 00:35:47,125
‫عمه، تو نمیای ایستگاه قطار؟

440
00:35:53,166 --> 00:35:54,541
‫هر دوتون رو خیلی دوست دارم.

441
00:35:55,458 --> 00:35:56,625
‫خوش باشین.

442
00:36:01,041 --> 00:36:02,416
‫دلم برات تنگ میشه.

443
00:36:02,958 --> 00:36:04,250
‫دل منم برات تنگ میشه.

444
00:36:05,416 --> 00:36:07,666
‫خوزه آرکادیو، بیا بریم.

445
00:36:17,125 --> 00:36:20,250
‫عمه، حالت خوبه؟

446
00:36:22,000 --> 00:36:23,500
‫از این بهتر نمی‌شم.

447
00:36:28,583 --> 00:36:30,208
‫منم اینو تجربه کردم.

448
00:36:31,458 --> 00:36:33,416
‫اما من و تو از خاندان سلطنتی هستیم.

449
00:36:34,708 --> 00:36:36,750
‫و ملکه‌ها رو راهبه‌ها تربیت می‌کنن.

450
00:36:38,916 --> 00:36:40,291
‫این به صلاح توئه.

451
00:36:52,250 --> 00:36:54,458
‫- دلم برات تنگ میشه، عزیز دلم.
‫- منم.

452
00:36:54,541 --> 00:36:56,583
‫- خوب رفتار کن.
‫- باشه.

453
00:37:09,250 --> 00:37:10,416
‫برو پیش مادربزرگت.

454
00:37:10,958 --> 00:37:12,083
‫بیا، مه‌مه.

455
00:37:36,166 --> 00:37:38,500
‫خدا پشت و پناهتون، فرزندان من.

456
00:37:44,083 --> 00:37:45,625
‫به خوبی رفتار کن، عزیز دلم.

457
00:37:46,125 --> 00:37:47,958
‫هر ماه واسه باباتون نامه بنویسین.

458
00:37:48,041 --> 00:37:50,208
‫بابا نامه‌هاتون رو می‌خونه.

459
00:37:51,541 --> 00:37:53,416
‫هرگز فراموش نکنین که بابا
‫دوستتون داره.

460
00:37:53,500 --> 00:37:55,333
‫بابا منتظرتونه!

461
00:38:18,583 --> 00:38:21,500
‫[خطوط ریل جدید توسعه در ماکوندو را افزایش می‌دهد]

462
00:38:21,583 --> 00:38:24,416
‫خانواده‌ام پاک دیوونه شدن.

463
00:38:28,583 --> 00:38:31,666
‫حالا کاشف به عمل اومده که
‫قراره یه پاپ

464
00:38:32,833 --> 00:38:34,291
‫و یه زن مومن و دین‌دار داشته باشیم.

465
00:38:37,583 --> 00:38:39,041
‫و یه شهید.

466
00:38:41,458 --> 00:38:43,083
‫ندیدیش؟

467
00:38:50,791 --> 00:38:55,125
‫[به یاد سرهنگ آئورلیانو بوئندیا]

468
00:38:55,208 --> 00:38:57,333
‫[پاسدار خستگی‌ناپذیر آزادی و عدالت]

469
00:38:57,416 --> 00:39:00,833
‫[پیکار او برای کشوری مستقل
‫تا ابد در دل مردمش می‌تپد.]

470
00:39:00,916 --> 00:39:03,208
‫چون نتونستن منو بکشن...

471
00:39:05,083 --> 00:39:07,458
‫می‌خوان زنده زنده دفنم کنن.

472
00:39:32,041 --> 00:39:33,583
‫چته؟

473
00:39:35,250 --> 00:39:36,500
‫عجله داری؟

474
00:39:48,958 --> 00:39:49,916
‫نگاه کن.

475
00:39:51,416 --> 00:39:53,791
‫ببین فقط به خاطر اینکه

476
00:39:54,625 --> 00:39:58,166
‫یکی از اون خارجی‌های صاحب‌مرده رو
‫واسه موز خوردن دعوت کردیم

477
00:39:58,250 --> 00:39:59,666
‫به چه روزی افتادیم.

478
00:40:07,250 --> 00:40:09,500
‫- اینم بن خرید.
‫- تو اینجا کار می‌کنی؟

479
00:40:09,583 --> 00:40:11,791
‫پسرم آره.
‫پدر نوه‌ام اینجا کار می‌کنه.

480
00:40:11,875 --> 00:40:13,750
‫اگه اینجا کار نمی‌کنی،
‫نمی‌تونی بیای داخل.

481
00:40:13,833 --> 00:40:15,541
‫این مخصوص کارگرهای شرکته.

482
00:40:15,625 --> 00:40:19,416
‫ولی من بن خرید دارم
‫و کسی که اینو بهم داده کارگر اینجاست.

483
00:40:19,500 --> 00:40:21,375
‫- نشونم بده.
‫- تو نمی‌تونی جلوم رو بگیری...

484
00:40:21,458 --> 00:40:24,083
‫- بهم نشونش بده، پدربزرگ.
‫- بیا بن خرید اینه.

485
00:40:26,250 --> 00:40:28,250
‫داشتن این غیرقانونیه.
‫جرمه.

486
00:40:28,333 --> 00:40:30,958
‫کار تو جرمه.
‫تو فقط یه آدم معمولی هستی.

487
00:40:31,041 --> 00:40:32,416
‫- خود قانون که نیستی.
‫- پسر!

488
00:40:32,500 --> 00:40:33,708
‫- بیخیال شو!
‫- شنیدی؟

489
00:40:33,791 --> 00:40:35,375
‫- صبر کن. داره دزدی می‌کنه!
‫- مانوئل!

490
00:40:35,458 --> 00:40:37,208
‫هی، دست از سر بچه بردار!
‫مانوئل!

491
00:40:38,666 --> 00:40:40,125
‫- مانوئل!
‫- ولم کن!

492
00:40:40,208 --> 00:40:41,041
‫تکون نخور.

493
00:40:42,083 --> 00:40:44,208
‫مأمورهای لعنتی!

494
00:40:54,458 --> 00:40:55,375
‫عوضی‌ها!

495
00:40:56,458 --> 00:40:58,041
‫قاتل‌ها!

496
00:40:59,000 --> 00:41:01,125
‫بی پدرها!

497
00:41:14,500 --> 00:41:15,333
‫بیا بریم.

498
00:41:25,000 --> 00:41:26,416
‫اونا چه مرگشونه؟

499
00:41:29,791 --> 00:41:31,166
‫این چه وضعیه؟

500
00:41:31,666 --> 00:41:32,666
‫بیا بریم.

501
00:41:35,750 --> 00:41:36,708
‫بیا بریم.

502
00:41:38,291 --> 00:41:40,666
‫اینجا چه خبره، گرینلدو؟

503
00:41:56,791 --> 00:41:58,625
‫هی، آقا.
‫کجا میری؟

504
00:41:58,708 --> 00:41:59,750
‫آقا!

505
00:41:59,833 --> 00:42:00,791
‫هی!

506
00:42:03,875 --> 00:42:05,375
‫تو اینجا چیکار می‌کنی، سرهنگ؟

507
00:42:06,250 --> 00:42:08,666
‫اومدم به این آقای براون اطلاع بدم

508
00:42:09,166 --> 00:42:12,000
‫که امروز شرکتش مرتکب قتلی شده.

509
00:42:12,500 --> 00:42:13,541
‫قتل؟

510
00:42:13,625 --> 00:42:15,666
‫اگه دنبال دردسر نیستی
‫بذار رد بشم.

511
00:42:15,750 --> 00:42:16,916
‫همه‌چیز روبراهه؟

512
00:42:20,166 --> 00:42:21,250
‫هیچ مشکلی نیست.

513
00:42:25,791 --> 00:42:30,375
‫دولت محافظه‌کار با دادن این زمین‌ها به اونا،
‫به ما خیانت کرد!

514
00:42:31,125 --> 00:42:34,625
‫- چی شده؟
‫- بهشون اختیار تام هم داده.

515
00:42:34,708 --> 00:42:37,125
‫تا هرکاری که خواستن بکنن.

516
00:42:38,583 --> 00:42:42,041
‫ولی بدونین هنوز مردانی در ماکوندو هستن

517
00:42:42,125 --> 00:42:44,541
‫که جلوی هیچکس زانو نمی‌زنن،

518
00:42:45,916 --> 00:42:48,583
‫و حاضرن شورش کنن.

519
00:42:49,708 --> 00:42:53,541
‫این بار علیه تو و شرکت قاتلت.

520
00:43:12,666 --> 00:43:14,083
‫یه مشت خودفروخته.

521
00:43:17,875 --> 00:43:19,791
‫- جریان چیه؟
‫- نه، همه‌چیز روبراهه.

522
00:43:25,125 --> 00:43:27,000
‫چه نامحترمانه!

523
00:45:18,083 --> 00:45:20,458
‫فقط اورسولا اونقدر دل آرومی داشت

524
00:45:20,541 --> 00:45:24,000
‫که بفهمه اون باد مصمم
‫از کجا آب می‌خوره.

525
00:45:25,250 --> 00:45:27,166
‫وقتی داشت رمدیوس زیبا رو

526
00:45:27,250 --> 00:45:29,541
‫در میان ملافه‌هایی تماشا می‌کرد
‫که اون رو به آسمان می‌بردن.

527
00:45:30,666 --> 00:45:35,583
‫اونها از هوایی عبور کردن که
‫مرز ساعت چهار درش به پایان می‌رسید...

528
00:45:37,875 --> 00:45:41,083
‫و برای همیشه باهاش در اوج آسمان گم شدن،

529
00:45:42,750 --> 00:45:46,958
‫جایی که حتی اوج‌گرفته‌ترین پرنده‌های خاطره هم بهش نمی‌رسیدن.

530
00:45:47,416 --> 00:45:52,416
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

531
00:45:54,416 --> 00:46:04,416
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M