1
00:00:57,849 --> 00:00:58,850
‫[این یک داستان ساختگی‌ست]

2
00:00:58,933 --> 00:01:01,019
‫[بازیگران کودک و حیوانات
‫با رعایت ایمنی فیلمبرداری شدند]

3
00:01:05,899 --> 00:01:10,904
‫«ترجمه از خشایار»

4
00:01:14,574 --> 00:01:16,159
‫تخت پولادین پادشاهی چوسان

5
00:01:17,744 --> 00:01:19,537
‫ششصد سال پابرجا بود...

6
00:01:29,130 --> 00:01:31,257
‫تا اینکه زیر سایهٔ پادشاهی مشروطه کمرنگ شد.

7
00:01:33,593 --> 00:01:36,096
‫با اینکه اعتبارش باقی موند،
‫تا حد زیادی تشریفاتی شد.

8
00:01:39,182 --> 00:01:40,350
‫قدرت تبدیل شد به طبقه.

9
00:01:42,393 --> 00:01:43,686
‫طبقه تبدیل شد به وراثت.

10
00:01:45,105 --> 00:01:46,272
‫و همینطور...

11
00:01:48,233 --> 00:01:49,317
‫پابرجا موند.

12
00:01:56,658 --> 00:01:57,826
‫راه باز کنید، راه باز کنید.

13
00:01:57,909 --> 00:01:58,910
‫گفتم، حرکت کنید.

14
00:01:59,661 --> 00:02:01,121
‫[رتبه‌بندی امتحان بهارهٔ آکادمی سلطنتی ۲۰۰۹]

15
00:02:01,204 --> 00:02:03,039
‫[سونگ هویجو، خاندان جوجاک]

16
00:02:03,123 --> 00:02:05,959
‫[دوم: ریو مینسوک، خاندان چونگ‌نیونگ]

17
00:02:06,543 --> 00:02:08,253
‫بازم اون بچه لوس؟

18
00:02:23,935 --> 00:02:25,228
‫گفتی می‌بری.

19
00:02:26,813 --> 00:02:28,189
‫ولی بازم باختی.

20
00:02:31,234 --> 00:02:33,361
‫فقط احمق‌ها سر چیزهای بی‌ارزش
‫اینقدر دست و پا می‌زنن.

21
00:02:34,320 --> 00:02:35,697
‫هنوز خسته نشدی؟

22
00:02:35,780 --> 00:02:36,781
‫هوم؟

23
00:02:37,490 --> 00:02:38,616
‫برات سخت بود؟

24
00:02:39,492 --> 00:02:40,702
‫این امتحان

25
00:02:40,827 --> 00:02:42,745
‫برام اصلاً سخت نبود.

26
00:02:44,122 --> 00:02:46,457
‫باختی. یاد بگیر شکست رو قبول کنی.

27
00:02:47,709 --> 00:02:49,586
‫چرا دهنت رو باز می‌کنی
‫و خودت رو خجالت‌زده می‌کنی؟

28
00:02:50,086 --> 00:02:51,546
‫تو حتی یک نجیب‌زاده هم نیستی.

29
00:02:51,629 --> 00:02:53,047
‫جایگاه خودت رو بدون.

30
00:02:53,131 --> 00:02:55,091
‫مواظب دهنت باش، اشراف‌زادهٔ الدنگ.

31
00:02:56,885 --> 00:02:58,386
‫می‌خوای گزارشت رو بدن؟

32
00:02:59,721 --> 00:03:00,722
‫لعنتی.

33
00:03:01,347 --> 00:03:03,683
‫دفعهٔ بعد باید یه کم بیشتر تلاش کنی، مینسوک.

34
00:03:04,475 --> 00:03:05,476
‫باشه؟

35
00:03:05,560 --> 00:03:07,604
‫چطوریه که هر دفعه می‌بازی؟

36
00:03:07,687 --> 00:03:09,689
‫خیر سرت یه نجیب‌زادهٔ محترمی.

37
00:03:11,399 --> 00:03:12,984
‫این لباس فرم به‌هم ریخته رو ببین.

38
00:03:20,742 --> 00:03:23,161
‫هویجو دوباره نفر اول کلاس نهم شده؟

39
00:03:26,289 --> 00:03:27,332
‫بله، قربان.

40
00:03:28,541 --> 00:03:31,085
‫روحیهٔ خاندان جوجاک حتماً خیلی بالاست.

41
00:03:32,795 --> 00:03:35,048
‫همه روحیه‌شون بالاست.

42
00:03:36,799 --> 00:03:37,842
‫سونگ هویجو.

43
00:03:38,718 --> 00:03:40,845
‫- بله؟
‫- فلسفهٔ بنیان‌گذاری ما رو می‌دونی؟

44
00:03:42,430 --> 00:03:45,099
‫- چی؟
‫- چرا تاج و تخت این مدرسه رو تأسیس کرد.

45
00:03:46,434 --> 00:03:47,435
‫خب...

46
00:03:48,770 --> 00:03:50,647
‫فرصت برابر و...

47
00:03:50,730 --> 00:03:53,858
‫درسته. فرصت برابر
‫هدف اصلی بود.

48
00:03:54,484 --> 00:03:56,110
‫سونگ‌گیونگوان خیلی عالیه،

49
00:03:56,194 --> 00:03:58,863
‫ولی محدود کردن ورودی به پسرهای
‫نجیب‌زادگان مشخصاً محدودیت داره.

50
00:04:02,992 --> 00:04:04,035
‫درست.

51
00:04:05,828 --> 00:04:07,664
‫می‌دونی کی این رو اختراع کرده؟

52
00:04:12,335 --> 00:04:13,503
‫درسته.

53
00:04:13,586 --> 00:04:15,922
‫شاهکاری در دوران خودش بود،
‫سفارش داده شده توسط پادشاه سجونگ

54
00:04:16,005 --> 00:04:17,382
‫و ساخته شده توسط جانگ یونگ‌شیل.

55
00:04:18,383 --> 00:04:19,968
‫اینطور نیست؟

56
00:04:20,969 --> 00:04:22,971
‫شاید پسر یک زن درباری بود،

57
00:04:23,972 --> 00:04:25,556
‫ولی ذهن درخشانی داشت.

58
00:04:31,354 --> 00:04:33,106
‫بیا. این رو بگیر.

59
00:04:58,131 --> 00:05:03,553
‫[تاج بی‌نقص]

60
00:05:04,262 --> 00:05:05,346
‫[قسمت اول]

61
00:05:05,430 --> 00:05:06,973
‫گفتی می‌بریم،

62
00:05:08,725 --> 00:05:09,809
‫ولی باختیم.

63
00:05:09,892 --> 00:05:11,436
‫باختیم؟

64
00:05:11,519 --> 00:05:13,354
‫ما هنوز رهبر صنعت هستیم،

65
00:05:13,438 --> 00:05:15,982
‫توی نظرسنجی ترجیحات هم اول شدیم.

66
00:05:17,483 --> 00:05:20,361
‫خودتون می‌دونید تاکتیک‌های تبلیغاتی
‫اون‌ها چقدر می‌تونه غیرمنصفانه باشه.

67
00:05:20,445 --> 00:05:22,822
‫به عنوان بخشی از رویداد
‫راه‌اندازیشون ۵۰ درصد تخفیف دادن.

68
00:05:23,323 --> 00:05:25,408
‫اون لی یونگیونگ رو می‌شناسید که برگشته؟

69
00:05:25,491 --> 00:05:28,494
‫تونستن با تأییدیهٔ اون سلبریتی
‫یه سر و صدایی به پا کنن.

70
00:05:31,331 --> 00:05:32,415
‫خب،

71
00:05:32,498 --> 00:05:34,334
‫داری تأیید می‌کنی که ما

72
00:05:35,084 --> 00:05:36,085
‫از نظر فروش باختیم.

73
00:05:37,378 --> 00:05:38,379
‫ببخشید، خانم.

74
00:05:38,463 --> 00:05:39,756
‫بیاین شروع کنیم به تحقیق کردن.

75
00:05:39,839 --> 00:05:41,674
‫دقیقاً باید در مورد کی تحقیق کنیم؟

76
00:05:41,758 --> 00:05:44,385
‫نگید می‌خواید در مورد
‫مدیرعامل‌شون تحقیق کنیم.

77
00:05:44,469 --> 00:05:45,553
‫این دیگه دعوا راه انداختنه.

78
00:05:45,636 --> 00:05:48,389
‫اینجوری وقت‌مون کاملاً هدر می‌ره.

79
00:05:48,806 --> 00:05:50,141
‫درسته.

80
00:05:50,850 --> 00:05:53,436
‫لی یونگیونگ به ما جواب منفی داد
‫و سخنگوی اون‌ها شد.

81
00:05:54,604 --> 00:05:55,980
‫در موردش تحقیق کن.

82
00:05:56,064 --> 00:05:57,190
‫فهمیدم. چی؟

83
00:05:57,273 --> 00:06:00,526
‫وقتی یه تبلیغ انقدر می‌ترکونه،
‫معلومه که مشکل‌هایی پیش میاد.

84
00:06:00,610 --> 00:06:03,780
‫هر جا مشکل باشه،
‫دردسر هم به دنبالش میاد.

85
00:06:04,864 --> 00:06:06,282
‫نباید زیاد سخت باشه که

86
00:06:06,366 --> 00:06:08,076
‫به یه طوفان کامل خبری تبدیلشون کنیم.

87
00:06:09,160 --> 00:06:10,244
‫نه...

88
00:06:10,328 --> 00:06:11,829
‫نباید سخت باشه، ولی...

89
00:06:11,913 --> 00:06:13,790
‫اگه سخت نیست، پس انجامش بده.

90
00:06:14,207 --> 00:06:17,418
‫کثیف و پست بازی کن.

91
00:06:18,127 --> 00:06:19,879
‫- چشم، خانم.
‫- مدیر تدارکات.

92
00:06:21,214 --> 00:06:22,340
‫بله، خانم.

93
00:06:22,548 --> 00:06:24,258
‫من مدیر تدارکاتم.

94
00:06:24,342 --> 00:06:25,343
‫چی؟

95
00:06:26,427 --> 00:06:27,970
‫شما دوتا انگار دوقلویید.

96
00:06:30,723 --> 00:06:32,934
‫بگذریم، بیاین حجم خروجی رو کم کنیم.

97
00:06:33,684 --> 00:06:35,520
‫- به نصف.
‫- اینقدر زیاد؟

98
00:06:35,603 --> 00:06:39,190
‫مصرف‌کننده‌ها ترس از دست دادن داشته باشن
‫و محصولات رو به سمت اتمام فروش سوق بده.

99
00:06:39,273 --> 00:06:40,358
‫کاری کنین که فراگیر بشه.

100
00:06:40,441 --> 00:06:41,943
‫هر چه سریع‌تر و پر سر و صداتر، بهتر.

101
00:06:42,026 --> 00:06:43,736
‫- چشم، خانم.
‫- صبر کن، یه لحظه.

102
00:06:43,903 --> 00:06:46,406
‫به اون راحتی‌ها که فکر می‌کنی نیست.

103
00:06:46,447 --> 00:06:47,865
‫واحدها از قبل تولید شدن.

104
00:06:47,949 --> 00:06:49,409
‫- بندازشون دور.
‫- چی؟

105
00:06:49,492 --> 00:06:51,994
‫دفنشون کن یا بسوزونشون.

106
00:06:52,995 --> 00:06:55,206
‫احتمالات و امکانات بی‌پایانه.

107
00:06:55,289 --> 00:06:57,458
‫ولی ضرر هنگفتی می‌کنیم...

108
00:06:57,542 --> 00:06:59,544
‫وای خدا، مدیر تدارکاتمون رو ببین.

109
00:07:00,420 --> 00:07:03,464
‫انگار هر قرون رو پس‌انداز می‌کنی
‫فقط برای اینکه بیشتر خسیس باشی.

110
00:07:07,760 --> 00:07:09,178
‫آره. خدای من.

111
00:07:09,929 --> 00:07:11,389
‫امیدوارم اون پس‌اندازها باعث بشه

112
00:07:11,472 --> 00:07:13,141
‫به طرز عجیبی پولدار بشی.

113
00:07:13,933 --> 00:07:15,268
‫این منم که تصمیم می‌گیرم

114
00:07:15,518 --> 00:07:18,563
‫با پولم چیکار کنم.

115
00:07:23,651 --> 00:07:26,446
‫- تلفن کیه؟
‫- باورنکردنیه.

116
00:07:26,529 --> 00:07:27,947
‫پنج دقیقه شد. تمومش کنیم.

117
00:07:28,030 --> 00:07:29,615
‫یه کم باش. یه مورد دیگه مونده.

118
00:07:29,699 --> 00:07:32,702
‫ترافیک مرکز شهر الان دیوونه‌واره.
‫نمی‌خوای دیرت بشه.

119
00:07:32,785 --> 00:07:34,412
‫فهمیدم دیگه!

120
00:07:35,079 --> 00:07:37,915
‫چرا اعلیحضرت از بین همهٔ روزها
‫باید امروز به دنیا میومد؟

121
00:07:41,127 --> 00:07:43,045
‫همه‌تون می‌دونید که امروز به کاخ می‌رم.

122
00:07:43,129 --> 00:07:47,008
‫یه سر و صدای حسابی
‫برای خودمون به پا می‌کنم.

123
00:07:47,592 --> 00:07:48,968
‫بنابراین از همه‌تون انتظار دارم

124
00:07:49,802 --> 00:07:50,887
‫به همین اندازه سخت تلاش کنید.

125
00:07:51,721 --> 00:07:53,931
‫- چشم، خانم.
‫- حتماً.

126
00:07:54,682 --> 00:07:55,933
‫دقیقاً چی کار باید...

127
00:07:56,017 --> 00:07:58,311
‫مقاله بنویسید. مقاله.

128
00:07:58,394 --> 00:07:59,896
‫- مقاله.
‫- بله. مقاله.

129
00:07:59,937 --> 00:08:01,230
‫مقاله...

130
00:08:01,314 --> 00:08:02,857
‫«جانشین کسل گروپ

131
00:08:02,899 --> 00:08:05,234
‫به ضیافت تولد سلطنتی اعلیحضرت دعوت شد».

132
00:08:07,570 --> 00:08:09,197
‫تیتر خیلی جذابیه، مگه نه؟

133
00:08:09,280 --> 00:08:10,573
‫حالا جانشین شدی؟

134
00:08:10,656 --> 00:08:12,575
‫- نه.
‫- پس چرا دروغ گفتی؟

135
00:08:12,658 --> 00:08:16,662
‫اونایی که ادعا می‌کنن همه چی هستن،
‫به ندرت به چیزی می‌رسن.

136
00:08:16,704 --> 00:08:19,207
‫همه این رو می‌گن، به این امید
‫که با گفتنش به واقعیت تبدیل بشه.

137
00:08:20,583 --> 00:08:22,001
‫از روابط عمومی چیزی نمی‌دونی؟

138
00:08:47,860 --> 00:08:50,196
‫[خاندان سلطنتی برای
‫جشن تولد پادشاه جمع می‌شوند]

139
00:08:50,279 --> 00:08:52,532
‫[برای یک جشن سلطنتی آماده می‌شوند..]

140
00:08:52,615 --> 00:08:54,659
‫[ضیافت تولد سلطنتی در کاخ گیونگ‌بوک‌گونگ]

141
00:09:18,849 --> 00:09:20,476
‫عالیجناب،

142
00:09:20,518 --> 00:09:22,353
‫باید عجله کنید.

143
00:09:27,441 --> 00:09:29,110
‫- عالیجناب!
‫- ببخشید.

144
00:09:37,702 --> 00:09:38,703
‫از اینجا به بعد با خودم.

145
00:09:38,744 --> 00:09:39,954
‫شما می‌تونید برید.

146
00:09:42,832 --> 00:09:44,125
‫عالیجناب،

147
00:09:44,208 --> 00:09:45,501
‫هیون هستم.

148
00:09:46,294 --> 00:09:47,420
‫بیا تو.

149
00:10:21,203 --> 00:10:22,204
‫عالیجناب.

150
00:10:22,747 --> 00:10:24,373
‫هدیه‌ای آماده کردید؟

151
00:10:28,169 --> 00:10:29,795
‫بعد از اینکه کل صبح خون دیدم...

152
00:10:38,888 --> 00:10:40,389
‫هنوز داغم.

153
00:10:48,689 --> 00:10:49,899
‫داغ، فهمیدم.

154
00:10:49,982 --> 00:10:51,901
‫- براتون چایی بیارم؟
‫- نه.

155
00:10:52,943 --> 00:10:55,446
‫- باید خوابم رو جبران کنم.
‫- صبر کنید.

156
00:10:56,781 --> 00:10:57,782
‫عالیجناب،

157
00:10:58,282 --> 00:11:00,242
‫انگار شکار امروز به اندازهٔ کافی بد نبود،

158
00:11:00,326 --> 00:11:01,327
‫حالا می‌خواید چرت بزنید؟

159
00:11:01,369 --> 00:11:02,828
‫این که درست نیست.

160
00:11:02,912 --> 00:11:05,039
‫- منظورم اینه، از بین همهٔ روزها...
‫- چوی هیون.

161
00:11:06,832 --> 00:11:08,542
‫دستیار چوی هیون.

162
00:11:13,756 --> 00:11:16,759
‫ولی امروز ضیافت تولد سلطنتی اعلیحضرته!

163
00:11:21,806 --> 00:11:23,140
‫لطفاً به این سمت دست تکان بدید!

164
00:11:25,851 --> 00:11:28,604
‫- به این سمت نگاه کنید!
‫- لطفاً به این سمت نگاه کنید!

165
00:11:31,440 --> 00:11:33,859
‫من الان بیرون کاخ ایستادم،

166
00:11:33,943 --> 00:11:36,028
‫جایی که ضیافت تولد سلطنتی برگزار می‌شه.

167
00:11:36,112 --> 00:11:38,781
‫مهمانان برجستهٔ خاندان سلطنتی

168
00:11:38,864 --> 00:11:41,242
‫یکی پس از دیگری دارن می‌رسند.

169
00:12:22,575 --> 00:12:24,744
‫خانم سونگ، لطفاً به این سمت نگاه کنید!

170
00:12:45,973 --> 00:12:49,018
‫سونگ هویجو واقعاً با لباس قرمز به کاخ اومده؟

171
00:12:49,518 --> 00:12:51,020
‫می‌دونی که دنبال جلب توجه می‌گرده.

172
00:12:51,103 --> 00:12:52,438
‫نمی‌شه انکار کرد که خوشگله.

173
00:12:52,521 --> 00:12:54,106
‫- یالا. عکس بگیر.
‫- باشه.

174
00:12:54,648 --> 00:12:55,733
‫به کارت برس.

175
00:13:23,719 --> 00:13:25,971
‫خیلی‌خب!
‫خانم سونگ توجه‌شون رو جلب کرد.

176
00:13:26,055 --> 00:13:27,223
‫حالا چیکار می‌کنیم؟

177
00:13:27,306 --> 00:13:28,557
‫حالا شروع می‌کنیم!

178
00:13:28,641 --> 00:13:30,559
‫یالا! بجنبید! زود باشید!

179
00:13:30,643 --> 00:13:33,062
‫باید هر چی که پوشیده رو زیر ذره‌بین ببریم!

180
00:13:33,145 --> 00:13:34,980
‫سریع‌تر تایپ کنید!

181
00:13:35,064 --> 00:13:37,399
‫همهٔ عکس‌ها و مقاله‌هایی
‫که توش بوده رو پیدا کنید.

182
00:13:37,525 --> 00:13:39,401
‫به این می‌گن روحیه!
‫از پسش برمیایم، دوستان!

183
00:13:39,485 --> 00:13:40,611
‫ما کسل گروپ هستیم!

184
00:13:40,694 --> 00:13:43,239
‫[کت قرمز سونگ هویجو
‫توجهات را به خود جلب کرد]

185
00:13:46,075 --> 00:13:47,243
‫[دوباره به فکر کت قرمز افتادم...]

186
00:13:47,326 --> 00:13:48,327
‫[اتمام موجودی...]

187
00:13:48,410 --> 00:13:50,496
‫[دوخت اون کت دیوونه‌ست!]

188
00:13:50,579 --> 00:13:52,581
‫کت سونگ هویجو! کیف سونگ هویجو!

189
00:13:52,665 --> 00:13:53,666
‫کفش‌های سونگ هویجو!

190
00:13:53,749 --> 00:13:54,917
‫خیلی قشنگه.

191
00:13:55,000 --> 00:13:57,169
‫این‌ها خیلی نازن. دیگه طاقت ندارم.

192
00:13:57,795 --> 00:13:59,246
‫موجودی تموم شد!

193
00:13:59,296 --> 00:14:00,589
‫[اون می‌پوشه، موجودی تموم می‌شه]

194
00:14:00,673 --> 00:14:02,341
‫«جانشین کسل گروپ

195
00:14:02,424 --> 00:14:04,760
‫به ضیافت تولد سلطنتی اعلیحضرت دعوت شد».

196
00:14:14,728 --> 00:14:15,980
‫حالت خوبه؟

197
00:14:34,290 --> 00:14:35,666
‫خودشه، مگه نه؟

198
00:14:35,749 --> 00:14:38,168
‫- بچهٔ دوم کسل گروپ؟
‫- دوم چه عرض کنم.

199
00:14:38,919 --> 00:14:41,255
‫تا وقتی ده سالش شد،
‫حتی نمی‌دونستن وجود داره.

200
00:14:41,338 --> 00:14:42,715
‫منظورت چیه؟

201
00:14:42,798 --> 00:14:44,592
‫زن دوم بزرگش کرده بود

202
00:14:44,675 --> 00:14:46,302
‫و وقتی حدوداً ده سالش شد،

203
00:14:47,136 --> 00:14:48,596
‫پیش رئیس سونگ فرستاده شد.

204
00:14:49,179 --> 00:14:51,223
‫یه رعیت که از رابطه دوم به دنیا اومده؟

205
00:14:51,307 --> 00:14:52,308
‫آره.

206
00:14:52,391 --> 00:14:54,977
‫پس بگو چرا این همه ضعف و نقص داره.

207
00:14:55,060 --> 00:14:56,478
‫هیج حس شرف و حیثیتی نداره.

208
00:14:56,562 --> 00:14:58,272
‫غیرقابل‌تحمل و بدون یه ذره شعور.

209
00:14:58,355 --> 00:14:59,440
‫و الی آخر.

210
00:15:00,190 --> 00:15:01,483
‫خلاصه که روانیه؟

211
00:15:10,868 --> 00:15:12,161
به افتخارت

212
00:15:27,843 --> 00:15:29,720
‫وای، این مدیرعامل سونگ نیست؟

213
00:15:29,762 --> 00:15:31,889
‫همونی که تو صنعت دوم شد؟

214
00:15:32,264 --> 00:15:34,016
‫ببخشید. یکی از این‌ها برمی‌دارم.

215
00:15:34,099 --> 00:15:35,100
‫ممنونم.

216
00:15:35,976 --> 00:15:38,020
‫می‌دونم صدام رو می‌شنوی.

217
00:15:38,103 --> 00:15:39,480
‫پس این رو بشنو. برو گم شو.

218
00:15:40,940 --> 00:15:43,484
‫یک کم به برادرت احترام بذار.

219
00:15:43,567 --> 00:15:46,403
‫به خاطر همینه که مردم بهت می‌گن بی‌فرهنگ.

220
00:15:46,487 --> 00:15:49,490
‫فکر می‌کردم حداقل یه ذره
‫توانایی تجاری داری، ولی...

221
00:15:50,991 --> 00:15:53,077
‫شنیدم فروش‌هات اخیراً افت کرده.

222
00:15:54,036 --> 00:15:55,496
‫اصلا درکش نمی‌کنم.

223
00:15:56,789 --> 00:15:59,249
‫شایعه‌ها دیگه همه جا پیچیده.

224
00:15:59,875 --> 00:16:01,043
‫می‌دونم.

225
00:16:01,585 --> 00:16:02,753
‫همه جا، نه؟

226
00:16:04,588 --> 00:16:07,007
‫ما هیچ کمپین تبلیغاتی پرزرق و برقی نداریم.

227
00:16:07,591 --> 00:16:08,676
‫تخفیفی هم نداریم.

228
00:16:09,593 --> 00:16:12,012
‫با وجود همهٔ حرکات زیرکانه‌ت
‫مثل کمپین تبلیغاتی، فراگیر شدن

229
00:16:12,096 --> 00:16:15,057
‫و حتی رویداد حراج ۵۰ درصدی،
‫برند من بازم رتبهٔ اول رو

230
00:16:15,140 --> 00:16:17,810
‫توی نظرسنجی ترجیحات به دست آورد
‫و از تو سبقت گرفت.

231
00:16:18,477 --> 00:16:20,479
‫ظاهراً دیگه خیلی واضحه.

232
00:16:21,730 --> 00:16:24,149
‫من نگران واکنش منفی به قیمت بالام.

233
00:16:25,234 --> 00:16:27,319
‫ولی کاهش قیمت برای من حکم مرگ داره.

234
00:16:27,403 --> 00:16:28,988
‫حس سبد جنس ارزون داره.

235
00:16:30,322 --> 00:16:31,323
‫درست مثل بعضی‌ها.

236
00:16:31,407 --> 00:16:33,826
‫چی، «سبد جنس ارزون»؟

237
00:16:33,909 --> 00:16:35,202
‫باورنکردنیه.

238
00:16:35,285 --> 00:16:37,705
‫هی، این عقدهٔ حقارته که داره حرف می‌زنه.

239
00:16:37,788 --> 00:16:40,249
‫عقدهٔ...حقارت من؟

240
00:16:40,332 --> 00:16:41,709
‫- من؟
‫- آره.

241
00:16:41,792 --> 00:16:43,210
‫- به خاطر تو؟
‫- آره.

242
00:16:43,794 --> 00:16:46,505
‫مشخصاً به بازاریابی لوکس وسواس داری،

243
00:16:46,588 --> 00:16:48,716
‫چون تو اعماق وجودت،
‫یه جنس تقلبی هستی.

244
00:16:48,799 --> 00:16:51,593
‫می‌فهمم که داری سخت تلاش می‌کنی
‫تا ریشهٔ پست خودت رو بپوشونی،

245
00:16:52,136 --> 00:16:55,681
‫ولی لطفاً سعی کن طوری زندگی کنی
‫که به سود مقام خودت باشه.

246
00:16:56,515 --> 00:16:58,934
‫چشم غره نرو، بچه ننر.

247
00:16:59,018 --> 00:17:00,728
‫من برادر بزرگترم.

248
00:17:00,811 --> 00:17:02,104
‫به عنوان برادر بزرگتر،

249
00:17:02,187 --> 00:17:03,689
‫دوست ندارم اینجوری ببینمت.

250
00:17:03,856 --> 00:17:05,024
‫شاید ما ناتنی باشیم،

251
00:17:05,190 --> 00:17:06,775
‫ولی در نهایت،

252
00:17:07,026 --> 00:17:08,736
‫باز هم خواهر و برادریم.

253
00:17:08,819 --> 00:17:10,779
‫ها؟ مگه نه؟

254
00:17:11,947 --> 00:17:13,282
‫مثل یه سگ کوچولو واق‌واق می‌کنی.

255
00:17:13,365 --> 00:17:15,534
‫چی؟ چرا تو...

256
00:17:15,617 --> 00:17:19,163
‫اگه می‌خوای اینجوری واق‌واق کنی،
‫حداقل یه قلاده ببند.

257
00:17:19,246 --> 00:17:21,874
‫قلاده‌ای که بتونم بکشم و خفه‌ت کنم.

258
00:17:24,126 --> 00:17:26,462
‫به علاوه، باید بگی
‫«زندگی در شأن مقام خودت»

259
00:17:26,545 --> 00:17:29,715
‫نه «زندگی به سود مقام خودت»، احمق.

260
00:17:36,805 --> 00:17:38,724
‫حالا راهی تالار جونگ‌هواجون می‌شیم.

261
00:17:54,907 --> 00:17:56,950
‫ما جدا از هم نیستیم.

262
00:17:59,036 --> 00:18:00,204
‫یه مشت دست‌فروش درجه سه.

263
00:18:24,812 --> 00:18:26,688
‫از این پشت هیچی نمی‌بینم.

264
00:18:27,189 --> 00:18:28,732
‫اون ستون هم جلوی دید رو گرفته.

265
00:18:43,122 --> 00:18:44,331
‫وای پسر.

266
00:18:55,759 --> 00:18:56,760
‫اعلیحضرت.

267
00:19:18,782 --> 00:19:20,742
‫چرا شروع نمی‌کنن؟

268
00:19:21,076 --> 00:19:23,245
‫شاهزاده بزرگ ایان هنوز نیومده.

269
00:19:24,913 --> 00:19:26,415
‫چرا اینقدر دیر کرده؟

270
00:19:54,193 --> 00:19:55,736
‫شاهزاده بزرگ ایان وارد می‌شوند.

271
00:20:53,126 --> 00:20:55,045
‫هی، ببین چی پوشیده.

272
00:20:55,128 --> 00:20:56,213
‫اومده اینجا برای شکار؟

273
00:20:56,296 --> 00:20:57,297
‫ساکت شو.

274
00:21:07,182 --> 00:21:08,475
‫عذر می‌خوام، اعلیحضرت.

275
00:21:10,185 --> 00:21:11,186
‫ملکهٔ مادر یون.

276
00:21:11,270 --> 00:21:12,729
‫عمو!

277
00:21:13,730 --> 00:21:15,190
‫لطفاً صمیمانه‌ترین تبریکم رو بپذیرید.

278
00:21:15,232 --> 00:21:16,775
‫این چه لباسیه پوشیدی؟

279
00:21:19,444 --> 00:21:22,072
‫اعلیحضرت این ابریشم رو
‫چند وقت پیش به من اعطا کردن.

280
00:21:22,614 --> 00:21:23,865
‫به سلیقهٔ شما خوش نمیاد؟

281
00:21:23,949 --> 00:21:25,534
‫خیلی بهت میاد...

282
00:21:25,617 --> 00:21:27,035
‫باید نزاکت رو رعایت کنی.

283
00:21:28,537 --> 00:21:30,706
‫فصل شکار رد شده.

284
00:21:32,582 --> 00:21:34,543
‫شما فکر می‌کنید شکار محدود به یه فصله؟

285
00:21:37,546 --> 00:21:38,797
‫بعداً می‌تونید من رو موعظه کنید.

286
00:21:41,049 --> 00:21:42,134
‫باید برم سر جام بشینم...

287
00:21:45,095 --> 00:21:46,471
‫تا همه بتونن سر جاشون بشینن.

288
00:22:21,465 --> 00:22:22,924
‫مردم در حال جشن گرفتن

289
00:22:23,008 --> 00:22:25,218
‫به افتخار تولد سلطنتی اعلیحضرت هستن.

290
00:22:25,761 --> 00:22:28,680
‫با توجه به اینکه امروز تعطیل رسمی اعلام شد،
‫انتظار می‌ره ترافیک سنگین باشه

291
00:22:28,805 --> 00:22:30,432
‫چون جمعیت برای تعطیلات بیرون زدن.

292
00:22:36,438 --> 00:22:38,774
‫بعد از مراسمی که شامل تبریکات رسمی هست،

293
00:22:38,857 --> 00:22:41,902
‫نیمهٔ دوم همراه با نمایش آتش‌بازی
‫«ناخوا نوری» شروع می‌شه.

294
00:22:44,696 --> 00:22:48,158
‫بعد از اینکه اعلیحضرت یک آرزو بنویسن
‫و به شاهزاده بزرگ ایان ارائه بدن،

295
00:22:48,241 --> 00:22:51,578
‫عالیجناب آتش‌بازی
‫ناخوا نوری رو آغاز می‌کنن.

296
00:22:58,919 --> 00:23:02,005
‫سلامتی ملکهٔ مادر.

297
00:23:03,256 --> 00:23:06,259
‫سلامتی عمو.

298
00:23:11,765 --> 00:23:16,269
‫خوشبختی برای مردم.

299
00:23:19,189 --> 00:23:21,358
‫آفرین، اعلیحضرت.

300
00:24:12,659 --> 00:24:15,662
‫- سلام، نخست‌وزیر مین.
‫- خوشحالم که می‌بینمتون، قربان.

301
00:24:15,745 --> 00:24:17,873
‫- سلام.
‫- همیشه برای موفقیت‌تون دعا می‌کنم.

302
00:24:18,957 --> 00:24:20,876
‫ممنون از همهٔ زحماتتون.

303
00:24:20,959 --> 00:24:23,128
‫- خوشحالم که می‌بینمتون.
‫- خیلی خوشتیپه.

304
00:24:23,211 --> 00:24:24,421
‫وای خدای من.

305
00:24:30,051 --> 00:24:31,052
‫سونگ هویجو.

306
00:24:31,219 --> 00:24:32,637
‫اووه.

307
00:24:34,097 --> 00:24:37,309
‫- باید نخست‌وزیر مین صدات کنم؟
‫- بس کن دیگه.

308
00:24:37,392 --> 00:24:39,227
‫این کار رو نکن. خیلی معذب‌کننده می‌شه.

309
00:24:40,520 --> 00:24:43,148
‫این بالاپوش صورتیِ گلی رو ببین.

310
00:24:43,231 --> 00:24:44,858
‫برای تفریح نیومدی.

311
00:24:45,734 --> 00:24:49,112
‫کابینه سرم رو از تنم جدا می‌کرد
‫اگه با لباس شخصی ظاهر می‌شدم.

312
00:24:50,822 --> 00:24:52,699
‫کجا بودی؟ پیدات نمی‌کردم.

313
00:24:52,782 --> 00:24:55,243
‫من ته سالن بودم.

314
00:24:55,327 --> 00:24:57,120
‫تو هم حتماً ردیف جلو بودی.

315
00:24:57,204 --> 00:24:58,914
‫ردیف جلو چطوره؟ قشنگه؟

316
00:24:59,456 --> 00:25:02,083
‫دست رو دلم نذار. انقدر کسل‌کننده بود
‫که نزدیک بود خوابم ببره.

317
00:25:02,709 --> 00:25:03,919
‫شکنجهٔ خالص بود.

318
00:25:07,631 --> 00:25:09,758
‫- این روزها خیلی می‌درخشی.
‫- من؟

319
00:25:09,841 --> 00:25:12,302
‫شنیدم عرضهٔ «کسل بیوتی»
‫در آمریکا خوب پیش می‌ره.

320
00:25:12,385 --> 00:25:13,386
‫هوم.

321
00:25:13,470 --> 00:25:15,305
‫مطمئنم همه خیلی شوکه شدن.

322
00:25:15,388 --> 00:25:18,141
‫ته‌جو دو سال پیش
‫همین کار رو کرد و شکست خورد.

323
00:25:18,225 --> 00:25:19,267
‫بسه دیگه.

324
00:25:19,351 --> 00:25:21,520
‫خودت می‌دونی که خیلی باهاش فرق دارم.

325
00:25:26,107 --> 00:25:27,150
‫ولی...

326
00:25:27,692 --> 00:25:28,902
‫این لباس رو از عمد پوشیدی؟

327
00:25:28,985 --> 00:25:30,195
‫آره.

328
00:25:30,278 --> 00:25:31,696
‫چرا؟ خوشت نمیاد؟

329
00:25:33,240 --> 00:25:35,283
‫فکر می‌کردم قرمز تو کاخ مجاز نیست.

330
00:25:35,408 --> 00:25:37,202
‫کی بهش اهمیت می‌ده؟

331
00:25:37,285 --> 00:25:39,079
‫مگه من دارم قانونی رو زیر پا می‌ذارم؟

332
00:25:39,162 --> 00:25:40,622
‫با این حال باید مراقب باشی.

333
00:25:40,747 --> 00:25:42,207
‫می‌تونه به جنجال کشیده بشه.

334
00:25:42,290 --> 00:25:44,292
‫یه کم جنجال چه اشکالی داره؟

335
00:25:44,376 --> 00:25:46,336
‫هیچکس نمی‌دونه سونگ ته‌جو کیه،

336
00:25:46,419 --> 00:25:48,088
‫ولی همه سونگ هویجو رو می‌شناسن.

337
00:25:48,171 --> 00:25:50,423
‫می‌دونن من مدیرعامل کسل بیوتی‌ام

338
00:25:50,674 --> 00:25:52,592
‫و اینکه یه بچهٔ نامشروعم.

339
00:25:53,677 --> 00:25:55,011
‫هی.

340
00:25:56,596 --> 00:25:57,597
‫نخست‌وزیر مین.

341
00:26:08,692 --> 00:26:09,859
‫باید برم.

342
00:26:10,068 --> 00:26:12,320
‫یه وقتی واسم بذار.
‫بریم یه غذایی بخوریم.

343
00:26:12,445 --> 00:26:14,155
‫باشه، تا وقتی که با اون لباس نیای.

344
00:26:15,740 --> 00:26:17,033
‫اینقدر مسخره نکن.

345
00:26:19,494 --> 00:26:20,495
‫خداحافظ.

346
00:26:21,830 --> 00:26:23,873
‫- نخست‌وزیر مین.
‫- سلام.

347
00:26:41,433 --> 00:26:42,434
‫عالیجناب.

348
00:26:54,070 --> 00:26:56,489
‫چند بار باید بگم تنها فرار نکنید؟

349
00:26:56,573 --> 00:26:57,616
‫چرا؟

350
00:26:57,699 --> 00:27:00,076
‫می‌ترسی که من یواشکی ترور بشم؟

351
00:27:00,535 --> 00:27:02,996
‫من بیشتر نگران اینم که
‫دستیارت از استرس بمیره.

352
00:27:03,163 --> 00:27:04,789
‫غیبت زد و دوان دوان اومد...

353
00:27:07,334 --> 00:27:08,835
‫فقط باید بیشتر مراقب باشی.

354
00:27:09,002 --> 00:27:10,337
‫یه محمولهٔ باارزشی.

355
00:27:11,630 --> 00:27:13,006
‫چرا ازدواج نمی‌کنی؟

356
00:27:14,007 --> 00:27:15,133
‫چه سوال یهویی پرسیدی.

357
00:27:15,216 --> 00:27:17,469
‫نصف دوشیزه‌های این مراسم
‫نمی‌تونستن از نگاه به تو

358
00:27:17,594 --> 00:27:18,803
‫دست بردارن.

359
00:27:18,928 --> 00:27:20,889
‫این دیگه چه حرفیه؟

360
00:27:21,014 --> 00:27:22,932
‫نصف دیگه... نه.

361
00:27:23,516 --> 00:27:25,644
‫بیشتر از نصفشون داشتن به من نگاه می‌کردن.

362
00:27:30,732 --> 00:27:31,733
‫خب؟

363
00:27:32,359 --> 00:27:34,486
‫می‌خوای من رو شوهر بدی
‫و همهٔ توجهات رو بدزدی؟

364
00:27:36,613 --> 00:27:37,989
‫در واقع، کاملاً برعکس.

365
00:27:38,907 --> 00:27:40,033
‫چی؟

366
00:27:40,200 --> 00:27:41,868
‫انگار کم کم خودم ازدواج می‌کنم.

367
00:27:43,578 --> 00:27:44,579
‫جدی؟

368
00:27:45,705 --> 00:27:48,958
‫زن برادرم هر روز بهم فشار میاره
‫که یه همسر انتخاب کنم.

369
00:27:51,044 --> 00:27:52,754
‫زودتر از اونی که فکر کنی اتفاق می‌افته.

370
00:27:54,923 --> 00:27:55,965
‫همچین اتفاقی

371
00:27:56,216 --> 00:27:57,467
‫زندگیت رو خیلی سخت می‌کنه.

372
00:27:59,094 --> 00:28:00,095
‫زندگی من؟

373
00:28:00,178 --> 00:28:02,222
‫اگه ازدواج کنم باید کاخ رو ترک کنم.

374
00:28:02,305 --> 00:28:05,225
‫نایب‌السلطنه بودن از بیرون کاخ سخت می‌شه.

375
00:28:05,725 --> 00:28:08,728
‫ولی اعلیحضرت،
‫در سن هشت سالگی،

376
00:28:08,812 --> 00:28:10,730
‫نمی‌تونن به امور مملکتی برسن.

377
00:28:14,317 --> 00:28:15,652
‫اون وظایفی که روی دوش من گذاشتی،

378
00:28:16,903 --> 00:28:18,738
‫از جمله رویدادهای خیریهٔ مختلف،

379
00:28:18,822 --> 00:28:20,365
‫میزبانی از هیئت‌های دیپلماتیک،

380
00:28:20,448 --> 00:28:23,201
‫بازدید از سازمان‌های بین‌المللی،
‫مدیریت میراث فرهنگی

381
00:28:24,703 --> 00:28:27,747
‫و مراسم‌های نظامی تحمل‌ناپذیر و کسل‌کننده

382
00:28:27,831 --> 00:28:30,083
‫همه دوباره می‌افته گردن تو.

383
00:28:31,626 --> 00:28:32,752
‫این که هیچ اشکالی نداره.

384
00:28:34,337 --> 00:28:35,338
‫همچین اتفاقی نمی‌افته.

385
00:28:37,298 --> 00:28:39,134
‫نه. مطلقاً نه.

386
00:28:40,510 --> 00:28:41,803
‫نباید اتفاق بیفته.

387
00:28:42,011 --> 00:28:45,056
‫همین الان هم از اعضای خاندان سلطنتی
‫که بتونن به امور مملکتی برسن کم داریم.

388
00:28:45,181 --> 00:28:46,224
‫اگه تو بری، دیگه ما...

389
00:28:46,307 --> 00:28:48,351
‫- پس وتوش کن.
‫- چی؟

390
00:28:49,978 --> 00:28:51,312
‫از قدرت وتوت استفاده کن.

391
00:28:51,479 --> 00:28:54,023
‫ازدواج سلطنتی نیاز به تأیید کابینه داره.

392
00:28:54,983 --> 00:28:56,067
‫قانون خاندان سلطنتی.

393
00:29:07,412 --> 00:29:09,539
‫می‌تونست از اول این رو بگه.

394
00:29:09,664 --> 00:29:11,583
‫حتما باید به عرق ریختن می‌افتادم؟

395
00:29:15,712 --> 00:29:17,088
‫وای.

396
00:29:17,922 --> 00:29:20,550
‫واقعاً باورم نمی‌شه واسه این قضیه
‫آنتن تلفن رو قطع کردن.

397
00:29:21,551 --> 00:29:22,635
‫کی اونجاست؟

398
00:29:26,514 --> 00:29:27,557
‫عالیجناب.

399
00:29:41,863 --> 00:29:42,864
‫اسم.

400
00:29:50,163 --> 00:29:51,289
‫لطفا من رو ببخشید.

401
00:29:52,165 --> 00:29:54,000
‫انگار راهم رو گم کردم.

402
00:29:55,210 --> 00:29:56,294
‫اسمت چیه؟

403
00:29:58,588 --> 00:29:59,714
‫سونگ هویجو هستم.

404
00:30:00,757 --> 00:30:01,883
‫وابستگی؟

405
00:30:03,009 --> 00:30:04,844
‫من عضو کادر کاخ نیستم.

406
00:30:08,389 --> 00:30:09,933
‫چرا یک فرد خارج از دربار...

407
00:30:11,851 --> 00:30:13,853
‫توی محوطه‌ای ول می‌گرده...

408
00:30:16,606 --> 00:30:17,732
‫که برای عموم آزاد نیست؟

409
00:30:21,903 --> 00:30:24,864
‫اگه تا سه بشه از اینجا بری،
‫نادیده می‌گیرمش.

410
00:30:25,824 --> 00:30:26,825
‫واقعاً؟

411
00:30:30,411 --> 00:30:32,539
‫در این حد می‌تونم به هم‌مدرسه‌ای
‫سال پایینی لطف کنم.

412
00:30:33,748 --> 00:30:35,291
‫منطقیه...

413
00:30:37,377 --> 00:30:39,170
‫- چی؟
‫- یک.

414
00:30:40,380 --> 00:30:41,381
‫دو.

415
00:30:44,259 --> 00:30:45,260
‫صدای چی بود؟

416
00:30:46,427 --> 00:30:47,554
‫تو همین جا بمون.

417
00:31:29,429 --> 00:31:30,680
‫آسیبی ندیدی؟

418
00:31:32,265 --> 00:31:33,308
‫اعلیحضرت چطورن؟

419
00:31:38,146 --> 00:31:39,397
‫دوباره می‌خوای...

420
00:31:41,399 --> 00:31:43,610
‫جان یه پادشاه دیگه رو بگیری؟

421
00:31:52,243 --> 00:31:53,244
‫ملکهٔ مادر!

422
00:31:57,665 --> 00:31:58,666
‫اعلیحضرت.

423
00:32:01,794 --> 00:32:03,546
‫حالت خوبه؟

424
00:32:13,222 --> 00:32:14,557
‫ظاهر قضیه رو مدیریت کن.

425
00:32:15,308 --> 00:32:18,144
‫جلوی مطبوعات رو بگیر
‫تا هیچ تئوری توطئه‌ای شکل نگیره.

426
00:32:18,728 --> 00:32:20,313
‫خیلی ساده از کنار این قضیه رد نمی‌شیم؟

427
00:32:20,396 --> 00:32:21,731
‫لازم نیست زیاد بهش فکر کنی.

428
00:32:21,814 --> 00:32:23,524
‫هیچ مجروح یا کشته‌ای نداشتیم.

429
00:32:25,735 --> 00:32:28,321
‫پادشاه فقید سه سال پیش در آتش‌سوزی درگذشت.

430
00:32:28,988 --> 00:32:31,574
‫سلطنت به تازگی ثبات پیدا کرده.

431
00:32:31,658 --> 00:32:32,659
‫و حالا، یه آتش‌سوزی دیگه؟

432
00:32:33,493 --> 00:32:34,911
‫اصلاً خوب نیست.

433
00:32:40,500 --> 00:32:42,001
‫نباید به این زودی تموم شده باشه.

434
00:32:42,710 --> 00:32:43,795
‫چرا...

435
00:32:43,878 --> 00:32:45,004
‫صبر کن.

436
00:32:45,088 --> 00:32:46,589
‫نگو همین جوری اومدی بیرون.

437
00:32:46,673 --> 00:32:47,715
‫چی؟

438
00:32:47,799 --> 00:32:48,800
‫اوه.

439
00:32:48,967 --> 00:32:51,052
‫نگو که اومدی بیرون تا فقط جلب توجه کنی.

440
00:32:52,428 --> 00:32:54,263
‫اگه می‌خواستم هم نمی‌تونستم.

441
00:32:54,764 --> 00:32:56,557
‫- چرا؟
‫- یک حادثه‌ای پیش اومد.

442
00:32:56,641 --> 00:32:58,059
‫حادثه درست کردی؟

443
00:32:58,142 --> 00:32:59,185
‫ای بابا!

444
00:32:59,268 --> 00:33:01,387
‫- آتش‌سوزی شد.
‫- آتش‌سوزی؟

445
00:33:01,437 --> 00:33:02,480
‫وایستا ببینم.

446
00:33:02,522 --> 00:33:03,523
‫آتش‌سوزی؟

447
00:33:03,564 --> 00:33:06,275
‫شاهزاده بزرگ چطور؟ حالش خوبه؟

448
00:33:07,694 --> 00:33:08,987
‫خانم دو.

449
00:33:09,237 --> 00:33:10,697
‫طرفدار شاهزاده ایان هستی؟

450
00:33:11,739 --> 00:33:13,032
‫من؟

451
00:33:14,158 --> 00:33:15,243
‫اه...

452
00:33:17,245 --> 00:33:18,287
‫یعنی...

453
00:33:22,375 --> 00:33:25,086
‫انفجار در تالار جونگ‌هواجون رخ داد.

454
00:33:25,169 --> 00:33:27,964
‫این اتفاق در طول ضیافت تولد سلطنتی افتاد،

455
00:33:28,047 --> 00:33:32,218
‫ولی خوشبختانه، هیچ تلفاتی گزارش نشده.

456
00:33:32,301 --> 00:33:34,178
‫پلیس و آتش‌نشانی...

457
00:33:37,140 --> 00:33:38,683
‫یه کدورتی بینتون هست؟

458
00:33:39,392 --> 00:33:40,393
‫چی؟

459
00:33:40,476 --> 00:33:43,980
‫شاهزاده بزرگ ایان هم توی
‫آکادمی سلطنتی کره درس می‌خوند.

460
00:33:44,063 --> 00:33:46,858
‫فکر کردم شاید بهت زور گفته یا همچین چیزی.

461
00:33:46,941 --> 00:33:48,192
‫خیلی نسبت بهش خصومت داری.

462
00:33:49,777 --> 00:33:50,903
‫آره، باشه.

463
00:33:52,155 --> 00:33:54,907
‫یعنی من آدمی به نظر میام
‫که کسی بخواد بهم زور بگه؟

464
00:33:56,159 --> 00:33:57,160
‫راست می‌گی.

465
00:33:58,077 --> 00:33:59,537
‫پس چرا اینقدر ازش متنفری؟

466
00:34:00,997 --> 00:34:01,998
‫همینجوری.

467
00:34:04,208 --> 00:34:05,293
‫نفرت‌انگیزه.

468
00:34:13,426 --> 00:34:15,595
‫لطفاً جواب بده. زود باش.

469
00:34:16,929 --> 00:34:17,972
‫لطفاً.

470
00:34:34,201.5 --> 00:34:44,201.5
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

471
00:35:00,431 --> 00:35:01,432
‫کی اونجاست؟

472
00:35:18,699 --> 00:35:19,992
‫اگه کار خطایی کردی،

473
00:35:20,118 --> 00:35:22,328
‫باید مجازات عادلانه‌ش رو قبول کنی.

474
00:35:22,829 --> 00:35:25,206
‫با فرار کردن، خودت رو خوار و ذلیل نکن.

475
00:35:25,414 --> 00:35:26,749
‫اسم.

476
00:35:32,421 --> 00:35:33,548
‫سونگ هویجو هستم.

477
00:35:34,132 --> 00:35:35,341
‫وابستگی.

478
00:35:37,635 --> 00:35:38,845
‫خاندان جوجاک.

479
00:35:39,137 --> 00:35:40,388
‫کلاس نهم.

480
00:35:40,471 --> 00:35:42,181
‫می‌دونی که قوانین مدرسه رو زیر پا گذاشتی.

481
00:35:42,557 --> 00:35:45,518
‫باید بیشتر تمرین می‌کردم.
‫مسابقهٔ نمایشی در راهه...

482
00:35:45,601 --> 00:35:47,395
‫دنبال فضیلتی یا دنبال سود و منفعت؟

483
00:35:50,731 --> 00:35:52,942
‫دانش‌آموزان زیر کلاس دهم نمی‌تونن

484
00:35:53,025 --> 00:35:54,861
‫بعد از ساعت ۱۱ شب از خوابگاه خارج بشن.

485
00:35:54,944 --> 00:35:57,363
‫تخلف از این قانون، ۲۰ امتیاز منفی داره.

486
00:35:57,446 --> 00:35:59,657
‫استفاده از امکانات،
‫خارج از ساعات تمرین تعیین شده

487
00:35:59,740 --> 00:36:01,659
‫نیاز به تأیید قبلی
‫از طرف مدیر مدرسه داره.

488
00:36:01,742 --> 00:36:04,203
‫تخلف از این قانون، ۱۰ امتیاز منفی داره.

489
00:36:04,287 --> 00:36:06,247
‫- در مجموع...
‫- شما چی، عالیجناب؟

490
00:36:07,206 --> 00:36:08,875
‫شما هم اینجایی، مگه نه؟

491
00:36:09,709 --> 00:36:11,669
‫شما هم امتیاز منفی دریافت می‌کنی؟

492
00:36:19,677 --> 00:36:21,220
‫من با مجوز اینجام.

493
00:36:25,308 --> 00:36:26,976
‫[مجوز استفاده از زمین تیراندازی با کمان]

494
00:36:28,394 --> 00:36:29,520
‫این رو چطور به دست آوردی؟

495
00:36:29,604 --> 00:36:33,274
‫بعد از همهٔ اون حرف‌ها در مورد اینکه
‫دانش‌آموزها برای مسابقهٔ نمایشی ذوق‌زده شدن

496
00:36:33,357 --> 00:36:36,527
‫و اینکه زمین تیراندازی با کمان
‫برای تمرین انفرادی ساخته نشده؟

497
00:36:42,533 --> 00:36:44,118
‫این کلید رو از ریو مینسوک،

498
00:36:44,202 --> 00:36:45,620
‫خاندان چونگ‌نیونگ، کلاس نهم گرفتم.

499
00:36:45,703 --> 00:36:47,580
‫- ریو مینسوک؟
‫- بله.

500
00:36:47,663 --> 00:36:49,916
‫با بی‌شرمی داشت
‫به داشتن این کلید پُز می‌داد،

501
00:36:50,041 --> 00:36:51,125
‫واسه همین دزدیدمش.

502
00:36:52,460 --> 00:36:55,338
‫نمی‌دونم چرا یه نفر
‫کلید این زمین تیراندازی رو داشته

503
00:36:55,421 --> 00:36:57,757
‫وقتی که اینجا جای تمرین انفرادی نیست.

504
00:37:01,344 --> 00:37:04,013
‫ولی با توجه به اینکه چقدر راحت
‫این برگهٔ مجوز رو به دست آوردی،

505
00:37:05,014 --> 00:37:07,391
‫حدس می‌زنم فقط برای من دست‌نیافتنی بوده.

506
00:37:10,186 --> 00:37:12,521
‫پس برای من درباره امتیاز منفی
‫یا هر چیز دیگه‌ای موعظه نکن.

507
00:37:12,688 --> 00:37:13,689
‫من می‌خوام

508
00:37:14,232 --> 00:37:16,234
‫از هر فرصتی لذت ببرم

509
00:37:17,026 --> 00:37:18,152
‫که دشمنم ازش لذت می‌بره.

510
00:37:18,236 --> 00:37:19,820
‫می‌خوای در سطح اون‌ها پست بشی؟

511
00:37:19,904 --> 00:37:22,031
‫ترجیح می‌دم کثیف بازی کنم و ببرم

512
00:37:22,240 --> 00:37:24,533
‫تا تمیز بازی کنم و ببازم.

513
00:37:50,893 --> 00:37:52,061
‫خیلی نفرت‌انگیزه.

514
00:38:14,166 --> 00:38:15,376
‫عالیجناب.

515
00:38:15,459 --> 00:38:17,044
‫ملکهٔ مادر تشریف آوردن.

516
00:38:21,090 --> 00:38:22,091
‫راهنمایی کنین بیان داخل.

517
00:38:32,893 --> 00:38:34,603
‫[در زمان صلح، خطر را فراموش مکن]

518
00:38:34,687 --> 00:38:36,564
‫[در زمان رفاه، تباهی را فراموش مکن]

519
00:38:36,647 --> 00:38:38,399
‫[در زمان نظم، هرج و مرج را فراموش مکن]

520
00:38:50,202 --> 00:38:51,329
‫باید بیشتر صبر کنم؟

521
00:38:55,333 --> 00:38:56,334
‫شاهزاده بزرگ.

522
00:38:58,127 --> 00:38:59,295
‫بله؟

523
00:39:00,671 --> 00:39:01,756
‫دربارهٔ دیروز...

524
00:39:04,925 --> 00:39:05,926
‫از کارم پشیمونم.

525
00:39:08,137 --> 00:39:09,889
‫حال خوشی نداشتم.

526
00:39:11,182 --> 00:39:13,267
‫می‌ترسیدم که اتفاق ناگواری
‫برای اعلیحضرت افتاده باشه.

527
00:39:13,351 --> 00:39:15,394
‫نخست‌وزیر مین جزئیات رو پرسیده

528
00:39:16,437 --> 00:39:18,189
‫در مورد اینکه چطور ملکهٔ مادر

529
00:39:18,356 --> 00:39:21,692
‫جرأت کرده به شاهزاده بزرگ سیلی بزنه
‫و با اون کلمات بی‌ادبانه حمله کنه.

530
00:39:23,903 --> 00:39:24,987
‫اینطور شنیدم.

531
00:39:29,742 --> 00:39:30,951
‫نگران نباش.

532
00:39:32,536 --> 00:39:34,497
‫بهش می‌گم مسئولیت کارت رو به گردن گرفتی

533
00:39:35,331 --> 00:39:36,457
‫و بابت اقدامات خودت،

534
00:39:38,000 --> 00:39:39,335
‫ابراز پشیمانی کردی.

535
00:39:42,880 --> 00:39:45,299
‫هیچکس به اعلیحضرت اهمیت نمی‌ده.

536
00:39:46,509 --> 00:39:47,802
‫کاخ آتش گرفته بود

537
00:39:48,761 --> 00:39:50,388
‫و پادشاه نزدیک بود بمیره.

538
00:39:52,098 --> 00:39:55,351
‫با این حال تنها چیزی که انگار همه بهش
‫اهمیت می‌دن، این خراش روی گونهٔ توئه.

539
00:39:55,393 --> 00:39:56,602
‫من به خاطرش مقصرم؟

540
00:39:56,685 --> 00:39:57,728
‫بله، تو مقصری.

541
00:39:57,812 --> 00:39:59,438
‫تو نایب‌السلطنه‌ای.

542
00:40:07,738 --> 00:40:10,324
‫اعلیحضرت فقط هشت سالشونه.

543
00:40:10,408 --> 00:40:12,701
‫برای اینکه بتونن بر امور مملکت
‫نظارت کنن، خیلی جوونن.

544
00:40:13,869 --> 00:40:15,454
‫پس نایب‌السلطنه بودن من اجتناب‌ناپذیره.

545
00:40:18,332 --> 00:40:19,583
‫- ایان...
‫- علاوه بر این،

546
00:40:21,168 --> 00:40:23,045
‫نایب‌السلطنه هیچ اختیارات خاصی نداره.

547
00:40:23,129 --> 00:40:24,463
‫- ایان!
‫- سیاستمدارها...

548
00:40:27,341 --> 00:40:29,009
‫به سیاست مشغولند.

549
00:40:31,137 --> 00:40:32,763
‫دست‌فروشها به تجارت.

550
00:40:39,603 --> 00:40:41,272
‫سلطنت منفعل باقی می‌مونه.

551
00:40:43,107 --> 00:40:44,942
‫تنها کارش اینه که...

552
00:40:47,653 --> 00:40:48,904
‫هیچ کاری نکنه.

553
00:40:52,616 --> 00:40:55,202
‫تا حالا به این فکر کردی که
‫قدرت واقعی همینه؟

554
00:40:56,537 --> 00:40:57,788
‫سیاستمدارها

555
00:40:58,372 --> 00:41:01,375
‫با شور و حرارت تلاش می‌کنن
‫تا جایی کنار تو به دست بیارن.

556
00:41:02,585 --> 00:41:04,795
‫چون عکسی که کنار تو گرفته شده باشه،

557
00:41:05,296 --> 00:41:08,215
‫قدرت بیشتری از ده‌تا تعهد داره
‫که با زحمت طاقت‌فرسا نوشته شده باشه.

558
00:41:09,008 --> 00:41:10,259
‫و نخبگان تجاری؟

559
00:41:10,468 --> 00:41:14,138
‫در هر سفر دیپلماتیکی، با عجله
‫خودشون رو به تو می‌رسونن تا خدمت کنن.

560
00:41:14,472 --> 00:41:17,558
‫فقط همین حقیقت که به اون‌ها
‫یه جایگاهی در کنار خودت دادی،

561
00:41:18,893 --> 00:41:21,020
‫برای جلب اعتماد سرمایه‌گذارهاشون کافیه.

562
00:41:25,024 --> 00:41:26,066
‫تو خودِ تاج و تخت رو...

563
00:41:29,862 --> 00:41:31,405
‫تحت الشعاع قرار می‌دی.

564
00:41:43,167 --> 00:41:44,293
‫پدر.

565
00:41:44,543 --> 00:41:47,213
‫تو امتحانم نمرهٔ ۱۰۰ گرفتم.

566
00:41:51,050 --> 00:41:53,260
‫- به این چیزهای کوچک اهمیت نده.
‫- چی؟

567
00:41:53,344 --> 00:41:55,471
‫اگه قابل توجه باشه،
‫چیزی نیست جز نظم طبیعی.

568
00:41:55,554 --> 00:41:56,764
‫اگه کاستی داشته باشه،

569
00:41:57,348 --> 00:41:59,225
‫چیزی نیست جز مایهٔ شرمساری.

570
00:41:59,308 --> 00:42:00,851
‫ولی پدر،

571
00:42:00,935 --> 00:42:04,230
‫مگه پشتکار، وظیفهٔ یک آدم با فضیلت نیست؟

572
00:42:04,313 --> 00:42:05,856
‫قبل از اینکه یک آدم با فضیلت باشی،

573
00:42:06,190 --> 00:42:07,608
‫یک شاهزاده بزرگی.

574
00:42:07,775 --> 00:42:09,109
‫[ایشین]

575
00:42:09,193 --> 00:42:11,070
‫این لقب جدید سلطنتی توئه.

576
00:42:12,613 --> 00:42:15,741
‫قراره لقب سلطنتی من عوض بشه؟

577
00:42:15,824 --> 00:42:18,327
‫این برای یادآوریه تا درست‌کار و عادل بمونی.

578
00:42:20,663 --> 00:42:23,040
‫در مسیر ولیعهد، سنگ‌اندازی نکن.

579
00:42:36,470 --> 00:42:38,514
‫این لقب جدید سلطنتی توئه.

580
00:42:39,223 --> 00:42:40,766
‫[ایان]

581
00:42:42,601 --> 00:42:43,686
‫قراره بازم...

582
00:42:46,689 --> 00:42:47,690
‫پاداش بگیرم؟

583
00:43:00,828 --> 00:43:01,829
‫خب...

584
00:43:04,373 --> 00:43:05,749
‫می‌خوای من چی کار کنم؟

585
00:43:07,042 --> 00:43:09,378
‫اینکه تکیه‌گاه ثابت‌قدمِ اعلیحضرت باشی.

586
00:43:09,461 --> 00:43:11,088
‫همین الان هم در این جایگاه خدمت می‌کنم.

587
00:43:12,047 --> 00:43:13,424
‫اقدام به ازدواج کن.

588
00:43:16,844 --> 00:43:19,013
‫با زنی که من انتخاب می‌کنم ازدواج کن

589
00:43:20,139 --> 00:43:21,599
‫و وفاداری خودت رو

590
00:43:22,016 --> 00:43:23,517
‫به اعلیحضرت و من نشون بده.

591
00:43:34,945 --> 00:43:36,739
‫بهت گفتم نمی‌خوام.

592
00:43:39,074 --> 00:43:40,326
‫باشه.

593
00:43:40,367 --> 00:43:43,287
‫فرض بگیر سر همه چیز
‫کوتاه بیام و ازدواج کنم.

594
00:43:43,829 --> 00:43:47,833
‫من هنوز وارث یک گروه صنعتی‌ام،
‫پس ادغام و تصاحب استراتژیک قطعاً مهمه.

595
00:43:48,375 --> 00:43:51,003
‫نقش من در تحکیم میراث خانوادگی همینه.

596
00:43:51,086 --> 00:43:53,631
‫ولی مدیرعامل یک شرکت فرعی ناچیز
‫به هیچ دردی نمی‌خوره.

597
00:43:53,714 --> 00:43:55,257
‫به نظرت منطقی میاد؟

598
00:43:55,341 --> 00:43:56,508
‫من سونگ هویجوم!

599
00:43:56,592 --> 00:43:58,052
‫خب که چی؟

600
00:43:58,719 --> 00:43:59,803
‫پدر، ما رسیدیم.

601
00:44:00,471 --> 00:44:01,472
‫هی.

602
00:44:01,555 --> 00:44:03,432
‫الان باید اینقدر بلند حرف بزنی؟

603
00:44:03,515 --> 00:44:05,225
‫تو فقط شب و روز واق‌واق می‌کنی.

604
00:44:05,309 --> 00:44:07,519
‫سلام پدر جان. هویجو.

605
00:44:07,603 --> 00:44:09,188
‫عزیزم، یه فنجون می‌خوای؟

606
00:44:09,271 --> 00:44:11,398
‫- اه، داغه!
‫- باید بیشتر مراقب باشی، عزیزم.

607
00:44:12,858 --> 00:44:13,901
‫می‌تونستی بهم بگی.

608
00:44:17,237 --> 00:44:20,115
‫پدر جان رو زیاد اذیت نکن، هویجو.

609
00:44:20,199 --> 00:44:22,409
‫خیلی زحمت کشیده

610
00:44:22,493 --> 00:44:24,995
‫تا یه خواستگار مناسب برات پیدا کنه.

611
00:44:29,291 --> 00:44:31,335
‫پس شما دو تا در مورد
‫این قضیه همکاری کردین؟

612
00:44:31,794 --> 00:44:33,587
‫و نتیجه‌ش این شده؟

613
00:44:33,671 --> 00:44:36,215
‫یه ناچیز که حتی توی رتبه‌بندی صنعت هم نیست؟

614
00:44:36,298 --> 00:44:38,342
‫باید ازش به عنوان نامزد تزئینی استفاده کنم؟

615
00:44:38,425 --> 00:44:40,010
‫ای دخترک...

616
00:44:42,054 --> 00:44:43,847
‫دست ما بسته‌ست.

617
00:44:44,473 --> 00:44:46,266
‫وقتی صحبت از ازدواج‌های
‫از پیش تعیین‌شده می‌شه،

618
00:44:46,350 --> 00:44:49,269
‫بیشتر خانواده‌ها تمایل دارن
‫به هر ریزه‌کاری خرده بگیرن.

619
00:44:49,395 --> 00:44:50,396
‫«هر ریزه‌کاری»؟

620
00:44:52,481 --> 00:44:53,691
‫«هر ریزه‌کاری»؟

621
00:44:56,694 --> 00:45:00,614
‫پس تو هم به «هر ریزه‌کاری» خرده گرفتی
‫و به این بدبخت رسیدی؟

622
00:45:00,698 --> 00:45:02,199
‫عجیبه.

623
00:45:02,282 --> 00:45:05,119
‫با این همه خرده‌گیری، باید می‌فهمیدی
‫که این ازدواج محکوم به شکسته.

624
00:45:05,202 --> 00:45:07,162
‫هی، ما برای عشق ازدواج کردیم!

625
00:45:07,246 --> 00:45:08,747
‫کی به فکر حیوون دست‌آموز خونواده‌ی طرفه؟

626
00:45:08,831 --> 00:45:10,666
‫- چی گفتی؟
‫- بس دیگه!

627
00:45:12,710 --> 00:45:14,503
‫واقعا غیرقابل تحمله.

628
00:45:15,421 --> 00:45:17,548
‫همونطور که گفتی،
‫بالاخره باید ازدواج کنی.

629
00:45:17,631 --> 00:45:19,174
‫کی گفت من نمی‌خوام ازدواج کنم؟

630
00:45:19,258 --> 00:45:21,927
‫فقط نمی‌خوام با کسی ازدواج کنم
‫که اینقدر از من پایین‌تره.

631
00:45:22,970 --> 00:45:25,806
‫پدر، فقط با من روراست باش.

632
00:45:25,889 --> 00:45:28,058
‫می‌خوای از این فرصت استفاده کنی
‫تا از شرم خلاص بشی، نه؟

633
00:45:28,142 --> 00:45:31,061
‫چون بر اساس شایستگی محض،
‫اون بی‌عرضه یک ذره هم شانس نداره.

634
00:45:31,145 --> 00:45:34,022
‫هی، گفتی کی شانس نداره؟

635
00:45:34,106 --> 00:45:35,774
‫معلومه، تو. مطمئناً من نه!

636
00:45:39,778 --> 00:45:41,447
‫حدس می‌زنم برچسب بچه نامشروع

637
00:45:41,530 --> 00:45:44,408
‫و تحمیل یه برادر بی‌مصرف به من کافی نبود؟

638
00:45:44,533 --> 00:45:47,661
‫حالا می‌خوای یه شوهر نالایق
‫هم به من تحمیل کنی؟

639
00:45:49,121 --> 00:45:50,581
‫اونطور که تو می‌خوای

640
00:45:51,540 --> 00:45:52,875
‫پیش نمی‌ره، پدر.

641
00:45:54,460 --> 00:45:56,211
‫نمی‌ذارم این اتفاق بیفته.

642
00:46:03,093 --> 00:46:04,219
‫ازدواج؟

643
00:46:04,887 --> 00:46:06,638
‫شما قبول کردی؟

644
00:46:07,973 --> 00:46:09,099
‫شاید.

645
00:46:09,516 --> 00:46:10,642
‫واقعاً می‌خوای ازدواج کنی؟

646
00:46:13,562 --> 00:46:14,605
‫چرا که نه؟

647
00:46:16,565 --> 00:46:20,110
‫از کِی تا حالا عالیجناب اینقدر مطیع شدن؟

648
00:46:21,862 --> 00:46:23,781
‫از کِی تا حالا تو اینقدر گستاخ شدی؟

649
00:46:26,658 --> 00:46:27,659
‫ببخشید، قربان.

650
00:46:27,743 --> 00:46:30,037
‫فقط از این وضعیت کلافه شدم، همین.

651
00:46:30,162 --> 00:46:33,290
‫منظورم اینه، کل این مدت،
‫ایشون محکم مخالف ازدواج شما بودن.

652
00:46:33,373 --> 00:46:35,626
‫و حالا می‌خواد شما ازدواج کنید؟

653
00:46:35,709 --> 00:46:37,836
‫اونم با زنی که خودش انتخاب می‌کنه؟

654
00:46:37,920 --> 00:46:39,421
‫واقعاً غیرمنطقیه.

655
00:46:39,713 --> 00:46:41,048
‫ای خدا.

656
00:46:49,139 --> 00:46:51,058
‫پارسال این کار رو کردیم.

657
00:46:52,392 --> 00:46:54,228
‫و کاریه که رقیب ما داره انجام می‌ده.

658
00:46:56,271 --> 00:46:58,816
‫به زمان بیشتری احتیاج داشتی یا چی؟

659
00:46:59,525 --> 00:47:01,527
‫خانم سونگ، مسئلهٔ روابط عمومی اینه که...

660
00:47:01,610 --> 00:47:04,154
‫نگو که فقط یه مشت راه تکراری
‫برای توجیه‌ش هست.

661
00:47:04,655 --> 00:47:07,199
‫اگه بهانه‌ت این باشه، باید استعفا بدی.

662
00:47:07,282 --> 00:47:09,201
‫داری می‌گی هر کسی می‌تونه کار تو رو بکنه.

663
00:47:09,284 --> 00:47:11,995
‫اگه همه شبیه هم باشن،
‫چرا هزینهٔ حقوق این همه آدم رو بدیم؟

664
00:47:12,412 --> 00:47:13,747
‫ببخشید.

665
00:47:14,373 --> 00:47:17,167
‫بر اساس بازخورد شما بازبینی می‌کنیم
‫و دوباره خدمت‌تون می‌رسیم، خانم.

666
00:47:33,559 --> 00:47:34,560
‫بفرما.

667
00:47:38,230 --> 00:47:39,898
‫یه کم بخور. چای ریشهٔ لوتوسه.

668
00:47:45,279 --> 00:47:46,738
‫این خیلی تلخ نیست؟

669
00:47:46,822 --> 00:47:48,031
‫بی‌خیال.

670
00:47:48,240 --> 00:47:49,658
‫فقط بخور.

671
00:47:49,825 --> 00:47:51,660
‫خشم فروخورده رو آروم می‌کنه.

672
00:47:52,035 --> 00:47:53,453
‫من هیچ خشم فروخورده‌ای ندارم.

673
00:47:53,537 --> 00:47:55,914
‫چند روزه مدام داری به کارمندها گیر می‌دی.

674
00:47:58,750 --> 00:48:02,129
‫ببین، می‌دونم این روزها به خاطر
‫مسئلهٔ ازدواج و این چیزها حساس شدی،

675
00:48:02,254 --> 00:48:04,339
‫ولی مسائل شخصی رو
‫به محیط کاری نیار.

676
00:48:04,965 --> 00:48:06,800
‫- خیلی خرده‌گیر به نظر میای.
‫- چی؟

677
00:48:06,925 --> 00:48:08,176
‫«خرده‌گیر»؟

678
00:48:08,844 --> 00:48:09,837
‫کی؟

679
00:48:09,887 --> 00:48:10,971
‫من؟

680
00:48:11,013 --> 00:48:12,055
‫خانم دو.

681
00:48:12,180 --> 00:48:13,724
‫من سونگ هویجوئم!

682
00:48:14,182 --> 00:48:15,893
‫آره، باشه. بیا.

683
00:48:19,187 --> 00:48:20,314
‫زود باش.

684
00:48:21,356 --> 00:48:22,357
‫بخور.

685
00:48:29,573 --> 00:48:30,741
‫خیلی تلخه.

686
00:48:51,219 --> 00:48:52,429
‫عالیجناب.

687
00:48:53,513 --> 00:48:54,514
‫لرد اینپیونگ.

688
00:48:55,641 --> 00:48:57,851
‫به نظر می‌رسه دارید قصر رو ترک می‌کنید.

689
00:48:59,019 --> 00:49:00,979
‫بله، چند روزی مرخصی می‌رم.

690
00:49:01,563 --> 00:49:02,564
‫«مرخصی»؟

691
00:49:02,648 --> 00:49:04,232
‫تدارکات تولد اعلیحضرت

692
00:49:04,358 --> 00:49:06,234
‫یک مدت من رو تو کاخ نگه داشته بود.

693
00:49:08,862 --> 00:49:11,490
‫می‌خوام چند روزی در اقامتگاه
‫خصوصی‌ام استراحت کنم.

694
00:49:11,573 --> 00:49:13,408
‫اقامتگاه خصوصی‌تون؟

695
00:49:13,492 --> 00:49:16,328
‫بعد چه کسی از کاخ محافظت می‌کنه، عالیجناب؟

696
00:49:16,411 --> 00:49:20,040
‫اگه شما کاخ رو تنهایی ترک کنید
‫و اتفاق ناگواری براتون بیفته،

697
00:49:20,123 --> 00:49:21,416
‫چی کار کنیم؟

698
00:49:24,378 --> 00:49:26,505
‫فکر می‌کردم از نبود من خوشحال می‌شید.

699
00:49:35,555 --> 00:49:36,556
‫شاید

700
00:49:36,723 --> 00:49:38,183
‫تصور اشتباهی داشتم.

701
00:49:39,184 --> 00:49:41,061
‫سلام من رو به ملکهٔ مادر برسونید.

702
00:49:41,561 --> 00:49:43,438
‫انقدر از مرخصی‌ام هیجان‌زده بودم

703
00:49:43,772 --> 00:49:45,774
‫که یادم رفت ادای احترام کنم.

704
00:50:04,835 --> 00:50:07,295
‫همچین حرفی بهش زدید؟

705
00:50:09,131 --> 00:50:10,966
‫تولد سلطنتی اعلیحضرت بود.

706
00:50:12,300 --> 00:50:13,969
‫دیر سر و کله‌ش پیدا شد...

707
00:50:15,303 --> 00:50:16,555
‫لباس چولیک پوشیده بود.

708
00:50:17,055 --> 00:50:19,099
‫حتی آتش‌سوزی هم شد.

709
00:50:19,182 --> 00:50:20,434
‫همه‌ش تقصیر ایان بود...

710
00:50:20,517 --> 00:50:21,518
‫علیاحضرت.

711
00:50:30,110 --> 00:50:32,070
‫اعضای خاندان سلطنتی چی؟

712
00:50:32,696 --> 00:50:35,866
‫با اینکه به طرز خستگی‌ناپذیری
‫از نجابت و درستی حرف می‌زنن،

713
00:50:35,949 --> 00:50:38,702
‫جرأت نمی‌کنن یک کلمه حرف انتقادی
‫جلوی شاهزاده بزرگ بزنن.

714
00:50:41,705 --> 00:50:43,707
‫مردم شاهزاده بزرگ رو دوست دارن.

715
00:50:45,792 --> 00:50:48,086
‫حتی بعد از اینکه پدر و مادر
‫و برادرش رو از دست داد،

716
00:50:48,879 --> 00:50:51,673
‫به خدمت به عنوان نایب‌السلطنه
‫برای برادرزاده‌ش ادامه می‌ده

717
00:50:51,757 --> 00:50:54,426
‫و از تاج و تخت محافظت می‌کنه.

718
00:50:58,513 --> 00:51:00,265
‫دقیقاً مسئله همینه.

719
00:51:02,809 --> 00:51:04,978
‫اعلیحضرت فقط یه بچه‌ست
‫و این موضوع،

720
00:51:05,520 --> 00:51:09,066
‫شکاف و نابرابری بین ایشون و شاهزاده بزرگ که
‫پشت سرش وایستاده رو بیشتر آشکارتر می‌کنه.

721
00:51:20,952 --> 00:51:22,704
‫[کیم یونگ‌هون،
‫مدیرعامل سئونگسان تکستایل]

722
00:51:22,788 --> 00:51:23,872
‫هیچکدومشون؟

723
00:51:24,372 --> 00:51:25,582
‫بی‌خیال.

724
00:51:26,124 --> 00:51:29,628
‫این‌ها چه فرقی با مردهایی
‫که پدر انتخاب کرده، دارن؟

725
00:51:29,836 --> 00:51:32,798
‫اگه توی رتبه‌بندی شرکتی افتضاحن،
‫حداقل خوشگل و خوشتیپ باشن.

726
00:51:32,881 --> 00:51:34,800
‫نه پولی.

727
00:51:34,883 --> 00:51:36,551
‫نه چهره‌ای که بشه روش حساب کرد.

728
00:51:36,635 --> 00:51:37,719
‫ای بابا.

729
00:51:38,678 --> 00:51:39,971
‫سیاستمدارها چطور؟

730
00:51:40,013 --> 00:51:41,223
‫اونجا کاندیدایی نیست؟

731
00:51:41,723 --> 00:51:43,266
‫چرا همه تاجر هستن؟

732
00:51:43,350 --> 00:51:45,727
‫سیاستمدارها دوست ندارن
‫با افراد اهل تجارت مخلوط بشن.

733
00:51:45,811 --> 00:51:48,563
‫عاشق پولن ولی از افراد اهل تجارت متنفرن؟

734
00:51:48,647 --> 00:51:50,107
‫ممکنه کلی مشکل و حاشیه پیش بیاد.

735
00:51:50,190 --> 00:51:52,609
‫- جانشینی غیرقانونی، فرار مالیاتی...
‫- چی؟

736
00:51:53,276 --> 00:51:54,444
‫مسخره‌ست.

737
00:51:54,569 --> 00:51:56,905
‫به هر حال، سیاستمدارها نمی‌شه.

738
00:51:56,988 --> 00:51:59,491
‫به طور سنتی اشراف‌زاده‌ها رو ترجیح می‌دن.

739
00:51:59,574 --> 00:52:01,201
‫اشراف‌زاده؟ حتماً شوخیت گرفته.

740
00:52:01,368 --> 00:52:02,786
‫مگه تو دوره چوسان زندگی می‌کنیم؟

741
00:52:02,828 --> 00:52:04,371
‫می‌خوان با بالاتر از خودشون ازدواج کنن؟

742
00:52:04,412 --> 00:52:06,456
‫گفتنش با تو نیست.

743
00:52:07,874 --> 00:52:10,085
‫خانم دو. بس کن،

744
00:52:10,168 --> 00:52:11,795
‫خانم دو!

745
00:52:12,420 --> 00:52:14,422
‫من فقط دنبال کسی‌ام که

746
00:52:14,506 --> 00:52:17,592
‫با جایگاه فعلیم مطابقت داشته باشه. همین.

747
00:52:17,717 --> 00:52:19,594
‫لازم نیست خیلی خارق‌العاده باشه.

748
00:52:19,678 --> 00:52:21,680
‫فقط یه نفر به اندازهٔ توانایی‌های من،

749
00:52:21,721 --> 00:52:23,265
‫به اندازهٔ دارایی‌های من

750
00:52:23,306 --> 00:52:25,142
‫و به اندازهٔ زیبایی من.

751
00:52:25,267 --> 00:52:26,893
‫خواسته زیادیه؟

752
00:52:27,060 --> 00:52:29,604
‫اینطور نیست که دنبال ازدواج با خاندان...

753
00:52:30,230 --> 00:52:31,273
‫سلطنتی باشم.

754
00:52:38,488 --> 00:52:39,865
‫ها...

755
00:53:00,719 --> 00:53:02,470
‫مگه بهت هشدارت ندادم؟

756
00:53:02,637 --> 00:53:03,680
‫این رو ببین.

757
00:53:05,265 --> 00:53:06,933
‫[ایان، شاهزاده سویانگ قرن بیست و یکم]

758
00:53:11,229 --> 00:53:13,690
‫الان وقت ارکیده کشیدن نیست.

759
00:53:13,773 --> 00:53:16,776
‫بهت گفتم پوشیدن چولیک ایدهٔ خوبی نیست.

760
00:53:16,860 --> 00:53:19,529
‫مگه ازت خواهش نکردم که
‫لباس رسمی دربار بپوشی؟

761
00:53:19,613 --> 00:53:21,656
‫دبیرخانه سلطنتی و دفتر امور عمومی

762
00:53:21,740 --> 00:53:23,450
‫الان خیلی عصبانی شدن.

763
00:53:25,160 --> 00:53:28,038
‫- مردم چی؟
‫- همه به هم ریخته‌ان.

764
00:53:28,455 --> 00:53:31,291
‫هیچ اشاره‌ای به آتش‌سوزی شده؟

765
00:53:32,918 --> 00:53:33,919
‫چی؟

766
00:53:35,879 --> 00:53:36,922
‫به نظر میاد لقب من

767
00:53:38,298 --> 00:53:39,591
‫دوباره باب روز می‌شه.

768
00:53:41,384 --> 00:53:45,263
‫شاهزاده بزرگ نایب‌السلطنه ایان
‫اخیراً مورد توجه عمومی قرار گرفته.

769
00:53:45,347 --> 00:53:46,431
‫صبح بخیر.

770
00:53:46,514 --> 00:53:47,849
‫خانم دو، بیا این رو ببین.

771
00:53:47,933 --> 00:53:49,976
‫جنجال از ظاهر ایشون ناشی می‌شه.

772
00:53:50,060 --> 00:53:52,687
‫- چون چولیک، غیر رسمی در نظر گرفته می‌شه...
‫- عالیه، نه؟

773
00:53:52,771 --> 00:53:56,399
‫بسیاری ایشون رو برای یک شاهزاده بزرگ
‫در یک جشن سلطنتی نامناسب دونستن.

774
00:53:56,483 --> 00:53:58,485
‫توی اون لباس خیلی شیک شده.

775
00:53:58,568 --> 00:54:00,987
‫اعضای خاندان سلطنتی
‫انتقاداتی رو مطرح کردن.

776
00:54:01,071 --> 00:54:04,532
‫استدلال می‌کنن که حفظ سنت
‫و نزاکت وظیفهٔ تاج و تخته

777
00:54:04,616 --> 00:54:07,661
‫و اینکه رفتار غیر عادی اخیر
‫شاهزاده بزرگ غیرقابل قبوله.

778
00:54:07,744 --> 00:54:09,496
‫«غیر عادی»؟ زیادی بزرگش کردن.

779
00:54:09,579 --> 00:54:11,248
‫مگه شمشیر دستش گرفته بود؟

780
00:54:11,331 --> 00:54:12,832
‫محافل سیاسی از ایشون تعریف کردن،

781
00:54:12,916 --> 00:54:14,960
‫به خاطر اینکه عملگرایی رو
‫بر تشریفات ترجیح داد

782
00:54:15,043 --> 00:54:16,753
‫و یک سلطنت مدرن رو الگوسازی کرد.

783
00:54:16,836 --> 00:54:18,922
‫سیاستمدارها همیشه طرف
‫شاهزاده بزرگ ایان رو می‌گیرن.

784
00:54:19,005 --> 00:54:20,215
‫چرا؟

785
00:54:20,298 --> 00:54:23,843
‫چون مردم شیفتهٔ شاهزاده بزرگ هستن.

786
00:54:24,511 --> 00:54:26,513
‫- خیلی باحاله.
‫- برگردیم سر کار.

787
00:54:26,972 --> 00:54:29,099
‫[شاهزاده ایان با چولیک
‫در ضیافت تولد سلطنتی]

788
00:54:38,275 --> 00:54:40,527
‫آه. محبوبیتش یه چیز دیگه‌ست.

789
00:54:40,610 --> 00:54:42,696
‫- چی؟
‫- شاهزاده بزرگ ایان.

790
00:54:42,779 --> 00:54:43,780
‫درست.

791
00:54:43,863 --> 00:54:46,116
‫تیم عملیات اجرایی
‫در موردش با ذوق حرف می‌زنن.

792
00:54:47,367 --> 00:54:48,368
‫واقعاً؟

793
00:54:50,537 --> 00:54:51,871
‫تو در موردش چه نظری داری؟

794
00:54:55,041 --> 00:54:58,044
‫[شاهزاده ایان با چولیک
‫در ضیافت تولد سلطنتی]

795
00:54:58,712 --> 00:54:59,963
‫به نظر من...

796
00:55:01,715 --> 00:55:03,049
‫اون خیلی خوبه.

797
00:55:03,883 --> 00:55:05,093
‫چی؟

798
00:55:30,285 --> 00:55:31,828
‫بهم گفتی اون‌ها رو نچینم.

799
00:55:32,912 --> 00:55:34,080
‫خب، آخه...

800
00:55:34,164 --> 00:55:37,167
‫اشاره کردی که چیدن گل‌ها
‫می‌تونه ذهن پریشون رو آروم کنه.

801
00:55:47,260 --> 00:55:48,762
‫چرا اصلاً ساکتی؟

802
00:55:48,845 --> 00:55:50,180
‫باید از خودت دفاع کنی.

803
00:55:50,221 --> 00:55:52,724
‫البته، درسته که نزاکت رو زیر پا گذاشتی.

804
00:55:52,807 --> 00:55:54,392
‫لباس رسمی دربار ضروری بود.

805
00:55:55,268 --> 00:55:56,269
‫ولی چی کار کنیم؟

806
00:55:56,353 --> 00:55:58,271
‫همچنان شیفتهٔ خودنمایی هستی.

807
00:55:58,355 --> 00:55:59,939
‫ولی آخه اونقدرها هم جرم بزرگیه؟

808
00:56:00,023 --> 00:56:03,318
‫آخه اینقدر بده که آدم بخواد
‫در قرن بیست و یکم جلب توجه کنه؟

809
00:56:03,401 --> 00:56:05,987
‫بیا واقع‌بین باشیم.
‫لباس دربار اونقدرها هم جذاب نیست.

810
00:56:06,071 --> 00:56:07,947
‫چولیک خیلی باحال‌تره، نه؟

811
00:56:08,073 --> 00:56:10,283
‫به طور مثال، لباس دربار
‫یه پالت رنگی خیلی مات داره.

812
00:56:10,367 --> 00:56:11,534
‫قهوه‌ایِ خیلی گرفته.

813
00:56:11,618 --> 00:56:13,495
‫مطمئناً، ممکنه به کسی مثل من بیاد،

814
00:56:13,578 --> 00:56:16,289
‫با همچین چهرهٔ گرم و طلایی.

815
00:56:16,373 --> 00:56:19,334
‫رنگ‌هایی مثل اون رو می‌تونم به راحتی بپوشم.

816
00:56:19,417 --> 00:56:22,545
‫ولی برای کسی مثل عالیجناب
‫با اون تن سرد یخی،

817
00:56:22,629 --> 00:56:23,922
‫فقط تضاد ایجاد می‌کنه.

818
00:56:24,005 --> 00:56:25,882
‫آخه ولم کن.

819
00:56:25,965 --> 00:56:27,842
‫- بسه دیگه.
‫- «بسه دیگه».

820
00:56:33,765 --> 00:56:35,975
‫- بهشون بگو.
‫- بهشون چی بگم؟

821
00:56:36,059 --> 00:56:37,769
‫بگو قصد بی‌حرمتی به اعلیحضرت رو نداشتی

822
00:56:37,852 --> 00:56:40,438
‫و فقط داشتی سلیقهٔ ساده
‫و بی‌آلایش خودت رو نشون می‌دادی.

823
00:56:41,147 --> 00:56:42,690
‫فقط هر چه زودتر اون بیانیه رو بفرست.

824
00:56:42,774 --> 00:56:44,943
‫«شاهزاده سویانگ قرن بیست و یکم»؟

825
00:56:44,984 --> 00:56:46,611
‫این با عقل جور در میاد؟

826
00:56:51,825 --> 00:56:52,909
‫چرا که نه؟

827
00:56:54,202 --> 00:56:55,495
‫نمی‌تونی.

828
00:56:56,079 --> 00:56:57,914
‫- چرا؟
‫- البته که نمی‌تونی.

829
00:56:57,997 --> 00:56:59,290
‫درست.

830
00:57:01,418 --> 00:57:02,669
‫بعد چرا دقیقاً؟

831
00:57:06,423 --> 00:57:07,549
‫چیز خوردی؟

832
00:57:07,590 --> 00:57:08,716
‫نه.

833
00:57:08,800 --> 00:57:10,552
‫پس چه بلایی سرت اومده؟

834
00:57:10,802 --> 00:57:13,847
‫چطور می‌تونی به ازدواج
‫با شاهزاده ایان فکر کنی؟

835
00:57:14,556 --> 00:57:16,307
‫خانم دو، فقط بهش فکر کن.

836
00:57:16,933 --> 00:57:18,435
‫چند نفر به اندازهٔ من زیبا،

837
00:57:18,518 --> 00:57:20,311
‫به اندازهٔ من باهوش

838
00:57:20,395 --> 00:57:22,647
‫و به اندازهٔ من ثروتمند هستن؟

839
00:57:23,148 --> 00:57:25,900
‫کجای دیگهٔ این دنیا می‌تونی
‫همچین جفتی پیدا کنی؟

840
00:57:28,319 --> 00:57:29,320
‫باشه.

841
00:57:30,113 --> 00:57:31,322
‫هیچکس دیگه‌ای نمی‌دونه، نه؟

842
00:57:31,406 --> 00:57:34,075
‫- به کس دیگه‌ای نگفتی، نه؟
‫- تو اولین نفری.

843
00:57:35,201 --> 00:57:36,202
‫خوب فکری کردی.

844
00:57:36,953 --> 00:57:38,079
‫ولی

845
00:57:38,371 --> 00:57:40,081
‫یه درخواست برای دیدار سلطنتی فرستادم.

846
00:57:40,165 --> 00:57:41,207
‫چی؟

847
00:57:41,624 --> 00:57:43,042
‫درخواست دیدار سلطنتی؟

848
00:57:43,501 --> 00:57:45,545
‫کجا؟ چطور؟

849
00:57:47,088 --> 00:57:48,298
‫درخواست‌های دیدار سلطنتی؟

850
00:57:48,882 --> 00:57:50,758
‫حدس می‌زنم واقعاً باب روز شدی.

851
00:57:50,842 --> 00:57:52,469
‫دفتر نخست‌وزیر تماس گرفته.

852
00:57:52,552 --> 00:57:54,512
‫لرد جونگ‌سون هم درخواست ملاقات می‌کنه.

853
00:57:54,596 --> 00:57:55,722
‫لرد جونگ‌سون هم؟

854
00:57:55,763 --> 00:57:57,757
‫حتماً دلش می‌خواد دخالت کنه.

855
00:57:57,807 --> 00:57:59,267
‫خودت می‌دونی چقدر وراجه.

856
00:58:00,101 --> 00:58:01,102
‫فضول.

857
00:58:01,895 --> 00:58:02,979
‫آه، راستی!

858
00:58:03,146 --> 00:58:06,107
‫خانم سونگ هویجو هم یه درخواست فرستاده.
‫چی کار کنم؟

859
00:58:06,691 --> 00:58:09,277
‫- سونگ هویجو؟
‫- بله، مدیرعامل کسل بیوتی.

860
00:58:09,360 --> 00:58:11,029
‫همون بچه‌ی نامشروع کسل گروپ.

861
00:58:15,283 --> 00:58:16,951
‫[درخواست دیدار شما رد شد]

862
00:58:17,035 --> 00:58:18,119
‫چرا رد شد؟

863
00:58:18,161 --> 00:58:19,746
‫من هنوز یه کلمه هم نگفتم.

864
00:58:20,371 --> 00:58:21,539
‫اشکال نداره، خانم سونگ.

865
00:58:22,040 --> 00:58:23,958
‫دیدار با شاهزاده ایان
‫راحت به دست نمیاد.

866
00:58:24,042 --> 00:58:25,502
‫مگه من راحت به دست میام؟

867
00:58:25,585 --> 00:58:27,629
‫منم آدم فوق‌العاده پرمشغله‌ایم.

868
00:58:27,712 --> 00:58:29,506
‫شاهزاده ایان در حال حاضر نایب‌السلطنه‌ست.

869
00:58:29,589 --> 00:58:31,257
‫عملاً پادشاهه.

870
00:58:31,341 --> 00:58:34,385
‫به علاوه، تو گفتی حتی دلیلی
‫برای درخواستت ننوشتی.

871
00:58:34,469 --> 00:58:36,763
‫کدوم پادشاهی وقتش رو
‫برای همچین آدمی می‌ذاره؟

872
00:58:36,846 --> 00:58:38,014
‫پس باید چی کار می‌کردم؟

873
00:58:38,097 --> 00:58:41,100
‫باید می‌نوشتم، «می‌خوام با شما ازدواج کنم»؟

874
00:58:41,893 --> 00:58:43,811
‫بس کن دیگه دربارهٔ
‫ازدواج لعنتی حرف نزن، باشه؟

875
00:58:43,895 --> 00:58:46,189
‫حس می‌کنم هر لحظه ممکنه دستگیر بشم.

876
00:58:48,650 --> 00:58:49,734
‫صبر کن.

877
00:58:53,571 --> 00:58:54,572
‫غیرممکنه.

878
00:58:56,074 --> 00:58:57,367
‫خودش رو دست‌نیافتنی نشون می‌ده؟

879
00:59:01,162 --> 00:59:02,622
‫کاملاً مشخصه داره این کار رو می‌کنه.

880
00:59:19,389 --> 00:59:21,432
‫از شاهزاده بزرگ ایان خبری نشد؟

881
00:59:21,933 --> 00:59:24,102
‫نه، هم دبیرخانه سلطنتی

882
00:59:24,185 --> 00:59:26,688
‫و هم لرد جونگ‌سون بهشون
‫در مورد این موضوع فشار میارن.

883
00:59:27,480 --> 00:59:30,316
‫ولی حتی درخواست دیدار
‫نخست‌وزیر مین رو هم رد کرده.

884
00:59:32,694 --> 00:59:35,572
‫اینجوری می‌خواد بگه که
‫اصلاً براش مهم نیست؟

885
00:59:40,535 --> 00:59:43,246
‫همچین غرق اون کتاب شدی،
‫انگار دنیایی وجود نداره.

886
00:59:46,374 --> 00:59:48,960
‫چرا این غذا رو سفارش دادی؟

887
00:59:49,043 --> 00:59:50,420
‫مگه من کار اشتباهی کردم؟

888
00:59:50,920 --> 00:59:52,005
‫تو بخور.

889
00:59:55,758 --> 00:59:57,051
‫جدی؟

890
00:59:58,428 --> 01:00:00,555
‫نمی‌دونستم اینقدر به فکر من هستی.

891
01:00:01,472 --> 01:00:02,640
‫ممنون بابت غذا.

892
01:00:04,642 --> 01:00:05,643
‫هوم.

893
01:00:05,727 --> 01:00:08,605
‫آره، غذا رو بخور و دیگه حرف نزن.

894
01:00:08,688 --> 01:00:09,689
‫ها؟

895
01:00:09,772 --> 01:00:10,898
‫با این غرغرهای تو،

896
01:00:11,774 --> 01:00:13,484
‫دیگه اصلاً صدای بارون نمیاد.

897
01:00:14,110 --> 01:00:15,111
‫چشم، قربان.

898
01:00:17,947 --> 01:00:19,616
‫ولی این مهمه...

899
01:00:22,785 --> 01:00:25,663
‫خانم سونگ یه درخواست
‫دیدار سلطنتی دیگه فرستاده.

900
01:00:25,747 --> 01:00:27,206
‫این بار چطور جواب بدم؟

901
01:00:27,290 --> 01:00:28,291
‫- بازم؟
‫- بله.

902
01:00:28,374 --> 01:00:30,460
‫به خاطر تداخل برنامه‌ها ردش کردم.

903
01:00:30,543 --> 01:00:32,503
‫ولی بلافاصله یه درخواست دیگه فرستاد.

904
01:00:32,587 --> 01:00:34,547
‫تازه با یه اسم دیگه.

905
01:00:35,131 --> 01:00:36,591
‫یعنی چی؟

906
01:00:36,716 --> 01:00:38,843
‫تو درخواست اول واضح نوشته بود،

907
01:00:38,926 --> 01:00:41,054
‫«سونگ هویجو از کسل بیوتی».

908
01:00:41,137 --> 01:00:42,263
‫این بار نوشته،

909
01:00:42,388 --> 01:00:45,183
‫«دختر دوم کسل گروپ، سونگ هیونگوک».

910
01:00:47,352 --> 01:00:48,353
‫ردش کن.

911
01:00:48,436 --> 01:00:50,855
‫[درخواست دیدار شما رد شد]

912
01:00:52,857 --> 01:00:54,108
‫بازم؟

913
01:00:57,820 --> 01:00:59,989
‫داره سعی می‌کنه من رو عصبانی کنه؟

914
01:01:00,573 --> 01:01:01,699
‫باورنکردنیه.

915
01:01:02,909 --> 01:01:04,035
‫بخور.

916
01:01:04,160 --> 01:01:06,162
‫همه کار می‌کنیم تا شکم‌مون رو سیر کنیم، نه؟

917
01:01:06,329 --> 01:01:07,664
‫بیا.

918
01:01:14,629 --> 01:01:15,630
‫این چیه؟

919
01:01:16,673 --> 01:01:18,216
‫- خوشمزه‌ست.
‫- خوبه، نه؟

920
01:01:19,133 --> 01:01:20,802
‫تازه اون طرف خیابون باز شده.

921
01:01:20,885 --> 01:01:23,096
‫کل تیم مرتب از اونجا سفارش می‌دن.

922
01:01:23,596 --> 01:01:24,639
‫هی.

923
01:01:25,181 --> 01:01:27,517
‫بهشون بگو چیزهای خوبی که
‫پیدا می‌کنن رو شریک بشن،

924
01:01:27,558 --> 01:01:29,352
‫به جای اینکه فقط خودشون رو سیر کنن!

925
01:01:30,478 --> 01:01:33,231
‫بهتر این بود که مجبور نباشیم
‫تا دیروقت کار کنیم.

926
01:01:33,314 --> 01:01:35,983
‫خدایا، این دیگه از عصبانیت گذشته.

927
01:01:36,275 --> 01:01:38,152
‫خب شاهزاده بزرگ باشه، که چی؟

928
01:01:48,621 --> 01:01:50,832
‫شاید به خاطر اینه که دلیل ننوشتم؟

929
01:02:04,429 --> 01:02:05,596
‫[درخواست دیدار سلطنتی]

930
01:02:05,680 --> 01:02:07,557
‫عالیجناب،

931
01:02:07,640 --> 01:02:10,893
‫کسل گروپ،
‫تحت حمایت مهربانانهٔ تاج و تخت،

932
01:02:10,977 --> 01:02:14,147
‫به پیشرفت و توسعهٔ قابل توجه خود ادامه داده،

933
01:02:14,230 --> 01:02:16,441
‫به افتخار بزرگ‌ترین گروه صنعتی رسیده...

934
01:02:20,194 --> 01:02:22,488
‫آه، یه کم بیش از حد نیست؟

935
01:02:29,787 --> 01:02:34,041
‫من صمیمانه متعهد می‌شم
‫که به پیشرفت کشور کمک کنم

936
01:02:34,125 --> 01:02:36,753
‫و بدین وسیله درخواست دیدار می‌کنم.

937
01:02:36,836 --> 01:02:39,172
‫منتظر نصایح حکیمانه

938
01:02:39,255 --> 01:02:40,923
‫عالیجناب هستم.

939
01:02:41,007 --> 01:02:43,926
‫«مدیر اجرایی کسل گروپ،

940
01:02:44,469 --> 01:02:47,597
‫سونگ هویجو».

941
01:02:49,682 --> 01:02:51,017
‫[ارسال]

942
01:02:52,393 --> 01:02:53,853
‫[درخواست شما ارسال شد]

943
01:02:54,562 --> 01:02:55,563
‫ها!

944
01:02:58,107 --> 01:03:00,610
‫جدی، چه بلایی سرش اومده؟

945
01:03:07,158 --> 01:03:09,494
‫عالیجناب، خانم سونگ...

946
01:03:09,577 --> 01:03:10,745
‫- ردش کن.
‫- چشم.

947
01:03:11,329 --> 01:03:13,080
‫- عالیجناب.
‫- ردش کن.

948
01:03:13,164 --> 01:03:14,165
‫چشم.

949
01:03:15,041 --> 01:03:16,584
‫- ردش کن.
‫- چشم.

950
01:03:17,418 --> 01:03:18,419
‫فهمیدم.

951
01:03:19,212 --> 01:03:20,296
‫خانم سونگ...

952
01:03:20,379 --> 01:03:21,547
‫- ردش کن!
‫- چشم!

953
01:03:24,759 --> 01:03:27,386
‫خانم سونگ مدام
‫درخواست‌هاش رو ارسال می‌کنه.

954
01:03:27,470 --> 01:03:29,013
‫تا کِی باید...

955
01:03:29,096 --> 01:03:30,723
‫[ردش کن]

956
01:03:31,307 --> 01:03:33,017
‫- عالیجناب.
‫- ردش کن.

957
01:03:33,100 --> 01:03:34,227
‫ولی یه لحظه...

958
01:03:34,310 --> 01:03:36,103
‫- ردش کن!
‫- رد شد.

959
01:03:41,651 --> 01:03:43,611
‫من درخواست دیدار شما رو رد می‌کنم.

960
01:03:50,159 --> 01:03:51,285
‫وای خدا.

961
01:03:52,119 --> 01:03:54,831
‫وای، چی کارش شده؟

962
01:04:02,213 --> 01:04:04,841
‫اگه تا سه بشه از اینجا بری،
‫نادیده می‌گیرمش.

963
01:04:06,551 --> 01:04:07,802
‫واقعاً؟

964
01:04:10,721 --> 01:04:12,932
‫در این حد می‌تونم به هم‌مدرسه‌ای
‫سال پایینی لطف کنم.

965
01:04:31,868 --> 01:04:34,245
‫تا الان بیشتر از پنج درخواست فرستاده.

966
01:04:34,745 --> 01:04:36,163
‫این بار با یه اسم جدید دیگه؟

967
01:04:36,330 --> 01:04:38,541
‫آره، این بار نوشته
‫«هم‌مدرسه‌ای سال پایینی».

968
01:04:40,668 --> 01:04:42,086
‫- «هم‌مدرسه‌ای سال پایینی»؟
‫- آره.

969
01:04:43,212 --> 01:04:46,549
‫این بار درخواست مشاورهٔ ارزشمند
‫از هم‌مدرسه‌ای سال بالایی رو داره.

970
01:04:47,758 --> 01:04:48,968
‫قضیه چیه؟

971
01:04:49,010 --> 01:04:50,845
‫شما دو تا هم‌مدرسه‌ای بودین؟

972
01:04:53,472 --> 01:04:55,224
‫حدس می‌زنم بازم رد بشه؟

973
01:04:55,808 --> 01:04:56,809
‫قبولش کن.

974
01:04:57,935 --> 01:04:58,936
‫چی؟

975
01:04:58,978 --> 01:05:00,688
‫چطور می‌تونم به یک هم‌مدرسه‌ای سال پایینی

976
01:05:01,898 --> 01:05:03,149
‫که به کمک احتیاج داره، نه بگم؟

977
01:05:11,616 --> 01:05:13,409
‫[درخواست دیدار شما پذیرفته شد]

978
01:05:20,124 --> 01:05:21,208
‫جواب داد.

979
01:06:08,089 --> 01:06:09,298
‫گفتی کی اومده؟

980
01:06:09,882 --> 01:06:12,218
‫مدیر اجرایی سونگ هویجو از کسل گروپ.

981
01:06:16,973 --> 01:06:19,725
‫گفتی یه نفوذی در اقامتگاهش گذاشتی، نه؟

982
01:06:19,809 --> 01:06:22,019
‫- بله، اعلیحضرت.
‫- می‌تونم بهش اعتماد کنم؟

983
01:06:22,311 --> 01:06:23,437
‫بله.

984
01:06:23,604 --> 01:06:25,189
‫هر زمان خواستید می‌تونید بهش زنگ بزنید.

985
01:07:18,034 --> 01:07:19,535
‫نمی‌دونم بهت چی بگم.

986
01:07:25,249 --> 01:07:26,751
‫انگار با اسم‌های زیادی شناخته می‌شی.

987
01:07:27,293 --> 01:07:29,378
‫نمی‌دونستم کدوم رو ترجیح می‌دی.

988
01:07:32,339 --> 01:07:33,716
‫چرا اینقدر مشتاقانه دنبال من بودی؟

989
01:07:49,732 --> 01:07:50,858
‫می‌خواستم ازت خواستگاری کنم.

990
01:07:56,655 --> 01:07:57,656
‫بیا با هم...

991
01:07:59,575 --> 01:08:00,659
‫ازدواج کنیم.

992
01:09:00,845 --> 01:09:02,138
‫بیا با هم...

993
01:09:02,638 --> 01:09:03,764
‫ازدواج کنیم.

994
01:09:03,848 --> 01:09:05,057
‫اصل و نصبم چشمگیره،

995
01:09:05,099 --> 01:09:06,559
‫هوش و ذکاوتم برتر از اونه.

996
01:09:06,725 --> 01:09:07,726
‫رد می‌کنم.

997
01:09:08,519 --> 01:09:09,979
‫رد شدم.

998
01:09:10,062 --> 01:09:11,689
‫- دلم برات تنگ شده بود.
‫- سونگ هویجو؟

999
01:09:11,772 --> 01:09:12,940
‫یالا!

1000
01:09:13,023 --> 01:09:15,025
‫جرأت کردی سوابقم رو بررسی کنی؟

1001
01:09:15,109 --> 01:09:16,485
‫- بله.
‫- «بله»؟

1002
01:09:17,611 --> 01:09:19,196
‫باید این دوشیزه رو ببینم.

1003
01:09:20,614 --> 01:09:23,409
‫«عاشق مخفی شاهزاده بزرگ ایان»؟

1004
01:09:23,492 --> 01:09:24,618
‫من؟

1005
01:09:25,161 --> 01:09:27,788
‫- حتی حدس می‌زنن که باردار باشی.
‫- چی؟

1006
01:09:27,913 --> 01:09:29,707
‫فقط به خاطر یه عنوان توخالی

1007
01:09:30,207 --> 01:09:31,917
‫می‌خوای با من ازدواج کنی؟

1008
01:09:37,256 --> 01:09:41,135
‫[بخش پایانی]

1009
01:10:29,642 --> 01:10:32,061
‫ولی با توجه به اینکه چقدر راحت
‫این برگهٔ مجوز رو به دست آوردی،

1010
01:10:32,978 --> 01:10:35,147
‫حدس می‌زنم فقط برای من دست‌نیافتنی بوده.

1011
01:10:35,231 --> 01:10:38,025
‫پس برای من درباره امتیاز منفی
‫یا هر چیز دیگه‌ای موعظه نکن.

1012
01:10:48,410 --> 01:10:50,329
‫بدبخت شدم.

1013
01:10:52,373 --> 01:10:53,666
‫یعنی اخراج می‌شم؟

1014
01:10:54,708 --> 01:10:59,880
‫اگه به خاطر توهین
‫به خاندان سلطنتی برم زندان چی؟

1015
01:10:59,964 --> 01:11:01,757
‫چرا اصلاً این کار رو کردم؟

1016
01:11:03,801 --> 01:11:05,594
‫هی، بلند شو.

1017
01:11:05,678 --> 01:11:07,513
‫زود باش، پاشو. یه اطلاعیه اومده.

1018
01:11:07,596 --> 01:11:09,098
‫چه اطلاعیه‌ای؟

1019
01:11:09,181 --> 01:11:10,599
‫بلند شو. زود باش.

1020
01:11:10,683 --> 01:11:12,518
‫آشوب شده. همه دستپاچه شدن.

1021
01:11:12,601 --> 01:11:13,602
‫چرا؟

1022
01:11:22,361 --> 01:11:24,113
‫همانطور که کنفوسیوس گفت،

1023
01:11:24,488 --> 01:11:26,615
‫«اگرچه یک مرد نجیب
‫با دیگران رقابت نمی‌کند،

1024
01:11:26,699 --> 01:11:29,034
‫ولی وقتی صحبت از تیراندازی می‌شود،
‫باید رقابت کند».

1025
01:11:31,578 --> 01:11:33,622
‫مسابقهٔ نمایشی پیش‌رو

1026
01:11:33,706 --> 01:11:35,082
‫همین روحیه رو گرامی می‌داره.

1027
01:11:36,083 --> 01:11:39,169
‫بنابراین، دانش‌آموزان باید
‫خودشان رو وقف تمرین کنند.

1028
01:11:40,129 --> 01:11:41,797
‫خب؟ فوق‌العاده نیست؟

1029
01:11:42,047 --> 01:11:43,882
‫زمین تیراندازی برای یه ماه کامل باز می‌شه.

1030
01:11:44,425 --> 01:11:46,468
‫گفته بودی وقت کافی برای تمرین نداری.

1031
01:11:49,096 --> 01:11:50,806
‫تنها شرط دسترسی

1032
01:11:51,765 --> 01:11:52,808
‫رعایت آیین‌نامه

1033
01:11:53,809 --> 01:11:55,561
‫و نزاکت خواهد بود.

1034
01:11:57,521 --> 01:12:02,484
‫«ترجمه از خشایار»