1
00:00:59,851 --> 00:01:00,977
‫[این یک داستان ساختگی‌ست]

2
00:01:01,061 --> 00:01:02,979
‫[بازیگران کودک و حیوانات
‫با رعایت ایمنی فیلمبرداری شدند]

3
00:01:08,151 --> 00:01:13,156
‫«ترجمه از خشایار»

4
00:03:12,567 --> 00:03:17,280
‫[تاج بی‌نقص]

5
00:03:18,239 --> 00:03:19,240
‫تصادف؟

6
00:03:19,741 --> 00:03:20,909
‫دقیقاً چی شنیدی؟

7
00:03:21,117 --> 00:03:23,411
‫فقط اینکه یه برخوردی رخ داده.

8
00:03:27,457 --> 00:03:28,833
‫باید برم اونجا.

9
00:03:30,668 --> 00:03:32,003
‫همین طوری واینستا.

10
00:03:32,086 --> 00:03:33,630
‫آماده شو فوراً بریم!

11
00:03:33,713 --> 00:03:34,964
‫چشم، علیاحضرت.

12
00:03:37,842 --> 00:03:43,348
‫[بیمارستان سلطنتی سئول]

13
00:03:46,643 --> 00:03:48,394
‫چطور این اتفاق افتاد؟

14
00:03:48,895 --> 00:03:49,979
‫اعلیحضرت چطورن؟

15
00:03:50,230 --> 00:03:52,315
‫به جان اعلیحضرت حمله شده؟

16
00:03:53,566 --> 00:03:55,109
‫یه چیزی بگو!

17
00:03:55,193 --> 00:03:56,569
‫خواهش می‌کنم آروم باشین، علیاحضرت.

18
00:04:00,240 --> 00:04:03,243
‫سی‌تی‌اسکن نشون داد
‫شکستگی یا آسیب داخلی پیش نیومده.

19
00:04:03,326 --> 00:04:05,161
‫فقط یه کبودی جزئی دارن.

20
00:04:29,185 --> 00:04:30,270
‫شاهزاده بزرگ چی؟

21
00:04:30,770 --> 00:04:32,647
‫شنیدم اونم سر صحنه تصادف بوده.

22
00:04:33,481 --> 00:04:34,899
‫حالش خوبه؟

23
00:04:37,944 --> 00:04:39,237
‫داره عمل می‌شه.

24
00:04:39,946 --> 00:04:42,448
‫به نظر میاد ضربه بیشتر به شونه چپش خورده.

25
00:04:43,283 --> 00:04:44,609
‫انگار هر کاری از دستش برمیومده

26
00:04:44,659 --> 00:04:46,119
‫انجام داده تا ماشین رو متوقف کنه.

27
00:04:47,120 --> 00:04:48,121
‫نخست‌وزیر مین.

28
00:04:50,206 --> 00:04:51,207
‫می‌شه باهاتون حرف بزنم؟

29
00:05:06,681 --> 00:05:09,183
‫عکس‌های تصادف تو شبکه‌های اجتماعی پخش شدن.

30
00:05:09,267 --> 00:05:10,893
‫ماشین پر زرق و برق‌شون هم مشخص بود.

31
00:05:10,977 --> 00:05:13,062
‫حال خانم سونگ چطوره؟

32
00:05:13,146 --> 00:05:14,397
‫هنوز بیهوشه، ولی

33
00:05:14,480 --> 00:05:16,024
‫جواب سی‌تی‌اسکن‌ها خوب بوده.

34
00:05:16,899 --> 00:05:18,693
‫هوم. عکس ماشین‌های اسکورت هم

35
00:05:18,776 --> 00:05:20,194
‫داره پخش می‌شه؟

36
00:05:20,278 --> 00:05:23,489
‫نه. اون‌ها با فاصله از صحنه دور بودن

37
00:05:23,573 --> 00:05:25,325
‫و هر وقت ظاهر می‌شن حذفشون می‌کنیم.

38
00:05:25,408 --> 00:05:26,409
‫همین کافیه.

39
00:05:26,492 --> 00:05:27,910
‫اگه زیاد فشار بیاریم باعث می‌شه...

40
00:05:27,994 --> 00:05:29,287
‫الان چی گفتی؟

41
00:05:33,166 --> 00:05:36,127
‫خانم سونگ هویجو به این ماجرا چه ربطی داره؟

42
00:05:42,300 --> 00:05:44,302
‫داری می‌گی اون ماشینی که توش بود،

43
00:05:45,053 --> 00:05:47,847
‫همونی که اعلیحضرت توش بودن،
‫مال اون زنه؟

44
00:05:54,729 --> 00:05:55,730
‫علیاحضرت.

45
00:06:00,193 --> 00:06:01,235
‫کجا دارید می‌رید؟

46
00:06:04,489 --> 00:06:06,657
‫باید به شما گزارش بدم؟

47
00:06:12,163 --> 00:06:13,164
‫تصمیم عاقلانه

48
00:06:14,165 --> 00:06:16,626
‫می‌تونه این باشه که جایی نرید.

49
00:06:19,462 --> 00:06:22,090
‫مردم می‌دونن ماشین خانم سونگ
‫در تصادف حاضر بوده.

50
00:06:23,049 --> 00:06:24,050
‫خب؟

51
00:06:24,133 --> 00:06:25,885
‫«اعلیحضرت توی اون ماشین بودن

52
00:06:25,968 --> 00:06:28,221
‫و شاهزاده بزرگ برای نجات ایشون
‫باعث تصادف شدن

53
00:06:28,304 --> 00:06:31,724
‫و برای این کار کلی تخلف رانندگی
‫و خسارت سنگین به بار آوردن.»

54
00:06:32,350 --> 00:06:33,935
‫اگه این قضیه فاش بشه،

55
00:06:34,018 --> 00:06:35,019
‫همه این‌ها می‌تونه

56
00:06:36,145 --> 00:06:37,230
‫گردن پادشاه جوان بیفته.

57
00:06:39,065 --> 00:06:40,066
‫نخست‌وزیر مین.

58
00:06:40,149 --> 00:06:42,402
‫فقط دارم می‌گم که
‫می‌تونه منجر به همچین

59
00:06:43,152 --> 00:06:44,404
‫نتیجه‌گیری‌های بدی بشه.

60
00:06:46,864 --> 00:06:48,533
‫داری سعی می‌کنی از اون دوشیزه محافظت کنی؟

61
00:06:50,159 --> 00:06:51,202
‫داری سعی می‌کنم

62
00:06:51,244 --> 00:06:52,453
‫از تاج و تخت محافظت کنم.

63
00:07:00,503 --> 00:07:02,380
‫[مرکز عمل]

64
00:07:03,798 --> 00:07:05,049
‫[لی - در ریکاوری]

65
00:07:11,722 --> 00:07:13,141
‫عمل جراحی خوب پیش رفت.

66
00:07:13,558 --> 00:07:15,226
‫اثر بیهوشی تازه از بین رفته،

67
00:07:15,309 --> 00:07:16,561
‫پس حدود یه ساعت دیگه

68
00:07:16,602 --> 00:07:18,521
‫می‌تونه به اتاقش بره.

69
00:07:20,189 --> 00:07:22,316
‫عوارض بلندمدتی داره؟

70
00:07:22,400 --> 00:07:24,193
‫شنیدم بعد از عمل شونه

71
00:07:24,235 --> 00:07:26,571
‫ممکنه دست به سختی حرکت کنه.

72
00:07:26,654 --> 00:07:29,157
‫عمل به خاطر شکستگی یا بیماری مزمن نبوده،

73
00:07:29,240 --> 00:07:30,366
‫پس این اتفاق نمیفته.

74
00:07:31,033 --> 00:07:32,368
‫- نگران نباشین.
‫- ممنونم.

75
00:07:32,452 --> 00:07:34,287
‫- ممنونم دکتر.
‫- ممنون.

76
00:07:35,705 --> 00:07:36,914
‫خدا رو شکر.

77
00:07:36,998 --> 00:07:38,291
‫- جای شکر داره.
‫- آره.

78
00:08:03,566 --> 00:08:06,152
‫امنیت طبقه‌ای که
‫خانم سونگ هست رو بیشتر کن.

79
00:08:06,235 --> 00:08:07,987
‫- از دفتر خودمون آدم بفرست.
‫- چشم.

80
00:08:08,070 --> 00:08:09,947
‫به محض اینکه بیدار شد بهم خبر بده.

81
00:08:10,031 --> 00:08:11,240
‫چشم.

82
00:08:24,504 --> 00:08:26,047
‫[سونگ هویجو]

83
00:09:04,001 --> 00:09:06,087
‫خانم سونگ.

84
00:09:08,714 --> 00:09:09,799
‫اعلیحضرت؟

85
00:09:10,466 --> 00:09:12,260
‫بیدار شدی؟

86
00:09:15,471 --> 00:09:17,473
‫اعلیحضرت! حالتون خوبه؟

87
00:09:18,516 --> 00:09:19,767
‫جایی‌تون نشکسته؟

88
00:09:21,519 --> 00:09:22,645
‫ببخشید.

89
00:09:24,313 --> 00:09:27,191
‫این اتفاق فقط به خاطر این افتاد
‫که اصرار کردم بریم یه دوری بزنیم.

90
00:09:30,736 --> 00:09:31,862
‫اصلاً این طور نیست.

91
00:09:32,947 --> 00:09:34,991
‫اعلیحضرت و بنده هر دو سالمیم.

92
00:09:39,078 --> 00:09:40,454
‫صبر کن، عالیجناب.

93
00:09:41,163 --> 00:09:43,165
‫شاهزاده بزرگ کجاست؟
‫اون هم اینجاست؟

94
00:09:43,249 --> 00:09:44,834
‫نگران نباش.

95
00:09:44,917 --> 00:09:47,461
‫عمو غش نکرده.

96
00:09:47,545 --> 00:09:50,089
‫حتی بدون گریه رفت اتاق عمل.

97
00:09:50,381 --> 00:09:52,425
‫اتاق عمل؟

98
00:09:52,633 --> 00:09:55,011
‫داره عمل می‌شه؟

99
00:09:55,761 --> 00:09:57,847
‫آب می‌خوای؟

100
00:09:58,931 --> 00:10:00,433
‫عمل تموم شده؟

101
00:10:00,516 --> 00:10:01,767
‫حالت خوبه؟

102
00:10:03,936 --> 00:10:06,105
‫آخه به چی فکر می‌کردی
‫که پریدی وسط ماجرا؟

103
00:10:06,188 --> 00:10:07,273
‫دیوونه شدی؟

104
00:10:07,648 --> 00:10:10,901
‫خانم سونگ، عالیجناب
‫تازه از بیهوشی بیدار شدن...

105
00:10:10,985 --> 00:10:12,612
‫- شما نمی‌تونی همین جوری...
‫- صبر کن.

106
00:10:13,487 --> 00:10:15,364
‫حتی صورتت هم زخمی کردی؟

107
00:10:15,656 --> 00:10:17,825
‫اونم وقتی تموم دار و ندارت
‫همین صورتته؟

108
00:10:24,790 --> 00:10:25,875
‫وای نه.

109
00:10:27,126 --> 00:10:28,127
‫حال تو چطوره؟

110
00:10:32,506 --> 00:10:33,507
‫بیهوش بودی.

111
00:10:36,594 --> 00:10:37,637
‫من کاملاً خوبم.

112
00:10:49,815 --> 00:10:50,816
‫بیا اینجا.

113
00:10:55,905 --> 00:10:57,031
‫درد دارم.

114
00:11:26,310 --> 00:11:27,436
‫جای دیگه‌ای زخمی نشده؟

115
00:11:29,939 --> 00:11:30,940
‫خوبم.

116
00:11:46,872 --> 00:11:48,791
‫دیگه هیچوقت این طوری نپر جلوی ماشین.

117
00:11:52,086 --> 00:11:54,672
‫باید سالم بمونی که
‫بتونی هوام رو داشته باشی.

118
00:11:55,881 --> 00:11:57,758
‫این دفعه خوش شانس بودی.

119
00:11:57,842 --> 00:12:00,386
‫فرض کن جونت توی خطر بود...

120
00:12:00,469 --> 00:12:02,930
‫فکر می‌کنی قضیه فقط با چندتا
‫تخم‌مرغ تموم می‌شد؟

121
00:12:03,472 --> 00:12:05,433
‫پس دیگه من رو توی اون موقعیت قرار نده.

122
00:12:08,519 --> 00:12:09,812
‫نمی‌تونم بهت قول بدم.

123
00:12:11,188 --> 00:12:12,356
‫پس من هم نمی‌تونم.

124
00:12:15,109 --> 00:12:18,028
‫داری طوری نشون می‌دی
‫انگار دیوانه‌وار عاشقم شدی.

125
00:12:21,073 --> 00:12:22,950
‫این چیزیه که باید بشه تیتر خبرها.

126
00:12:32,668 --> 00:12:34,253
‫عزیزم، مطمئنی این درسته؟

127
00:12:34,336 --> 00:12:35,963
‫آره، تقریباً تمومه.

128
00:12:36,046 --> 00:12:37,131
‫باشه.

129
00:12:37,214 --> 00:12:39,049
‫حالا یه دستت رو بذار روی سینه‌ت.

130
00:12:39,091 --> 00:12:40,217
‫ناماسته.

131
00:12:40,301 --> 00:12:41,594
‫چی؟ ناما چی؟

132
00:12:41,677 --> 00:12:43,095
‫ناماسته.

133
00:12:43,179 --> 00:12:45,514
‫درست. ناما...

134
00:12:45,598 --> 00:12:47,183
‫ناماسته.
‫[پدر]

135
00:12:47,892 --> 00:12:49,685
‫- عزیزم، پدر زنگ می‌زنه.
‫- چی؟

136
00:12:49,810 --> 00:12:51,228
‫الان؟ چرا؟

137
00:12:51,312 --> 00:12:53,189
‫- می‌دونه سر کار نیستی؟
‫- لعنت.

138
00:12:56,025 --> 00:12:57,151
‫هنوز ساعت هشت هم نشده.

139
00:12:57,651 --> 00:12:59,403
‫درسته. کاری کردی؟

140
00:12:59,487 --> 00:13:00,488
‫نه، کاری نکردم.

141
00:13:01,030 --> 00:13:02,031
‫سلام پدر.

142
00:13:02,948 --> 00:13:03,991
‫چی؟

143
00:13:04,200 --> 00:13:05,367
‫سونگ هویجو این کار رو کرده؟

144
00:13:05,743 --> 00:13:07,828
‫یعنی... عزیزم، تلویزیون رو روشن کن.

145
00:13:08,454 --> 00:13:09,455
‫آره.

146
00:13:10,247 --> 00:13:14,168
‫دیشب یک تصادف رانندگی در یکی
‫از جاده‌های حومه استان گیونگی رخ داد.

147
00:13:14,210 --> 00:13:16,253
‫- یک ماشین اسپورت پرسرعت
‫- آره، یه لحظه.

148
00:13:16,337 --> 00:13:18,672
‫با یک ماشین دیگه در خط کناری برخورد کرد.

149
00:13:18,756 --> 00:13:20,082
‫راننده ماشین اسپورت،

150
00:13:20,132 --> 00:13:21,383
‫مدیرعامل سونگ هویجو

151
00:13:21,509 --> 00:13:23,969
‫از کسل بیوتی شناسایی شده
‫و جنجال جدیدی به پا کرده.

152
00:13:24,053 --> 00:13:25,763
‫گزارش شده که ماشین خانم سونگ

153
00:13:25,846 --> 00:13:28,140
‫پنجاه کیلومتر بر ساعت بیشتر
‫از حد مجاز سرعت داشته...

154
00:13:28,224 --> 00:13:30,476
‫- چی کار کنیم؟
‫- پدر، الان میایم پیشت.

155
00:13:31,143 --> 00:13:32,186
‫نمی‌تونید وارد بشید.

156
00:13:32,895 --> 00:13:35,231
‫جدی؟ من رو از دفعه قبل یادت نمیاد؟

157
00:13:35,314 --> 00:13:36,982
‫من دستیارش در کسل بیوتی‌ام.

158
00:13:37,066 --> 00:13:38,609
‫نمی‌تونید. لطفاً عقب برید.

159
00:13:38,692 --> 00:13:40,486
‫دارم دیوونه می‌شم.

160
00:13:41,529 --> 00:13:42,571
‫پس اون چی؟

161
00:13:45,282 --> 00:13:48,285
‫بی‌خیال! چرا همیشه فقط جلوی من رو می‌گیرین؟

162
00:13:49,119 --> 00:13:50,329
‫خانم سونگ!

163
00:13:50,412 --> 00:13:52,248
‫خانم دو، بیا اینجا.

164
00:13:53,624 --> 00:13:54,792
‫اون با منه.

165
00:13:56,126 --> 00:13:57,920
‫واقعاً از همه بدجنس‌ترن.

166
00:13:59,380 --> 00:14:00,506
‫باورنکردنیه.

167
00:14:01,590 --> 00:14:02,633
‫چرا مدام...

168
00:14:05,094 --> 00:14:07,596
‫بهت گفتم که حالم خوبه.

169
00:14:08,138 --> 00:14:09,431
‫چیزی نیست که نگرانش باشی.

170
00:14:09,515 --> 00:14:11,475
‫کاملاً خوبم.

171
00:14:12,351 --> 00:14:13,561
‫تو این رو درست می‌کنی، نه؟

172
00:14:17,481 --> 00:14:18,941
‫[نمودار زنده سه دقیقه‌ای]

173
00:14:19,024 --> 00:14:21,110
‫این هم جزو نقشه بود، نه؟

174
00:14:21,193 --> 00:14:22,903
‫رئیس حسابی داشت دیوونه می‌شد.

175
00:14:22,945 --> 00:14:24,488
‫به محض اینکه مرخص شدی باید بری پیشش.

176
00:14:26,657 --> 00:14:27,741
‫می‌دونه که من زخمی شدم؟

177
00:14:27,825 --> 00:14:29,076
‫البته که...

178
00:14:32,997 --> 00:14:34,331
‫می‌دونه.

179
00:14:34,415 --> 00:14:36,417
‫باز هم، هیچ حرفی نزد؟

180
00:14:37,167 --> 00:14:39,044
‫نه از طرف پدر، نه حتی سونگ ته‌جو؟

181
00:14:41,547 --> 00:14:43,966
‫منظورم اینه، اصلاً چطور توی اون تصادف بودی؟

182
00:14:46,260 --> 00:14:48,137
‫- با منگی رانندگی می‌کردی؟
‫- نه، نکردم.

183
00:14:48,220 --> 00:14:49,346
‫قسم می‌خورم که اینطور نبود.

184
00:14:50,389 --> 00:14:51,390
‫پس

185
00:14:51,599 --> 00:14:53,559
‫فقط برای هیجانش، با سرعت می‌رفتی؟

186
00:14:55,102 --> 00:14:56,896
‫فکر می‌کنی من یه جور آدم دیوانه‌ام؟

187
00:14:57,062 --> 00:14:59,273
‫همینجوری بی‌هدف برای هیجان،
‫با سرعت رانندگی کنم؟

188
00:15:00,649 --> 00:15:02,192
‫ماشین یهو سرعتش بالا رفت.

189
00:15:02,943 --> 00:15:04,904
‫ترمز و هیچی کار نمی‌کرد.

190
00:15:06,322 --> 00:15:07,323
‫یعنی چی...

191
00:15:08,908 --> 00:15:10,034
‫پس من اول

192
00:15:10,367 --> 00:15:12,828
‫یه بیانیه مطبوعاتی با فیلم
‫دوربین داشبورد آماده می‌کنم.

193
00:15:13,078 --> 00:15:15,039
‫- نمی‌تونی.
‫- چرا؟

194
00:15:15,122 --> 00:15:16,957
‫آخه نمی‌تونی.

195
00:15:20,502 --> 00:15:22,087
‫اعلیحضرت با من بودن.

196
00:15:22,755 --> 00:15:23,756
‫اعلیحضرت؟

197
00:15:24,757 --> 00:15:26,175
‫یعنی پادشاه؟

198
00:15:28,093 --> 00:15:29,970
‫تحقیقات عمومی انجام نمی‌شه.

199
00:15:35,726 --> 00:15:36,727
‫لعنتی.

200
00:15:36,810 --> 00:15:38,145
‫این ماجراها تموم‌شدنی نیست!

201
00:15:42,483 --> 00:15:43,692
‫بیا تجدیدنظر کنیم.

202
00:15:44,693 --> 00:15:46,612
‫- درباره چی؟
‫- در مورد این ازدواج.

203
00:15:46,695 --> 00:15:47,905
‫نمی‌تونی به هم بزنیش؟

204
00:15:48,614 --> 00:15:51,617
‫واقعاً الان همچین چیزی رو مطرح می‌کنی؟

205
00:15:51,700 --> 00:15:54,912
‫از وقتی شاهزاده ایان وارد زندگیت شده،
‫هیچی جز دردسر نداشتیم.

206
00:15:54,995 --> 00:15:57,206
‫جلوی در خونه خودت
‫به خاطر رسوایی بهت تخم‌مرغ زدن.

207
00:15:57,289 --> 00:15:59,875
‫یه پیچ اشتباه تو کاخ
‫باعث شد آتش‌افروز بشی.

208
00:15:59,959 --> 00:16:02,461
‫و این دفعه، نزدیک بود بمیری.

209
00:16:02,544 --> 00:16:04,755
‫شاهزاده بزرگ ایان بود که نجاتم داد.

210
00:16:04,838 --> 00:16:06,799
‫صبر کن، اون نجاتت داد؟

211
00:16:07,508 --> 00:16:09,760
‫چرا شما دوتا این قدر درگیر این قضایا شدین؟

212
00:16:10,260 --> 00:16:11,470
‫منظورت چیه؟

213
00:16:11,553 --> 00:16:14,014
‫یعنی چرا شما دوتا دارین
‫زیادی روش تأکید می‌کنین؟

214
00:16:14,098 --> 00:16:15,891
‫به هر حال سه سال دیگه از هم طلاق می‌گیرین.

215
00:16:15,975 --> 00:16:17,184
‫طلاق؟

216
00:16:19,979 --> 00:16:20,980
‫جونگ‌وو.

217
00:16:40,457 --> 00:16:41,750
‫تو از کجا پیدات شد؟

218
00:16:42,376 --> 00:16:43,919
‫کارت باحاله؟

219
00:16:44,753 --> 00:16:45,963
‫چی؟

220
00:16:46,046 --> 00:16:47,381
‫کار کردن تو کاخ.

221
00:16:48,007 --> 00:16:49,091
‫اوه، کاخ؟

222
00:16:49,925 --> 00:16:50,926
‫خب...

223
00:16:51,260 --> 00:16:52,252
‫چرا؟

224
00:16:52,302 --> 00:16:53,929
‫تو هم می‌خوای اونجا کار کنی؟

225
00:16:54,972 --> 00:16:55,973
‫وای.

226
00:16:58,183 --> 00:16:59,810
‫وقتی خانم سونگ بیاد تو کاخ...

227
00:17:04,440 --> 00:17:05,649
‫منم دنبالش میام.

228
00:17:07,860 --> 00:17:09,028
‫چه کاریزمایی.

229
00:17:20,789 --> 00:17:22,041
‫گفتی از ته دل بود.

230
00:17:22,666 --> 00:17:24,001
‫همه‌ش دروغ بود؟

231
00:17:24,168 --> 00:17:26,879
‫نمی‌شه گفت دروغ...

232
00:17:26,920 --> 00:17:28,422
‫سونگ هویجو.

233
00:17:28,464 --> 00:17:30,215
‫مثل یه ازدواج مصلحتی می‌مونه.

234
00:17:30,549 --> 00:17:32,259
‫یک جور داد و ستد ساده.

235
00:17:32,885 --> 00:17:34,720
‫کلی آدم این شکلی می‌شناسی.

236
00:17:34,803 --> 00:17:36,263
‫بزرگش نکن.

237
00:17:36,346 --> 00:17:37,639
‫اون کاملاً فرق داره.

238
00:17:38,223 --> 00:17:39,266
‫چطور فرق داره؟

239
00:17:39,391 --> 00:17:41,769
‫نمی‌دونی کاخ چقدر می‌تونه خطرناک باشه؟

240
00:17:42,269 --> 00:17:44,188
‫- حتی این تصادف...
‫- من خوبم.

241
00:17:45,689 --> 00:17:47,691
‫فکر کردی بدون دونستن این قضیه
‫خواستگاری کردم؟

242
00:17:48,317 --> 00:17:49,526
‫تو ازش خواستگاری کردی؟

243
00:17:50,652 --> 00:17:51,779
‫آره.

244
00:17:51,904 --> 00:17:53,405
‫حدود سه بار جواب رد گرفتم.

245
00:18:01,121 --> 00:18:02,122
‫گوش کن.

246
00:18:02,706 --> 00:18:04,500
‫من همه چی دارم جز جایگاه اجتماعی.

247
00:18:05,000 --> 00:18:06,919
‫پول دارم، استعداد دارم، جاه‌طلبی دارم،

248
00:18:07,002 --> 00:18:08,796
‫ولی جایگاه اجتماعی تنها چیزیه که ندارم.

249
00:18:09,296 --> 00:18:10,589
‫اگه فقط اون رو داشتم...

250
00:18:12,341 --> 00:18:14,218
‫منظورم اینه، چرا نتونم
‫اون رو هم داشته باشم؟

251
00:18:14,301 --> 00:18:15,302
‫فقط همین؟

252
00:18:19,556 --> 00:18:21,391
‫دلیلی که می‌خوای باهاش ازدواج کنی، همینه؟

253
00:18:22,267 --> 00:18:23,685
‫فقط جایگاه اجتماعیش مهمه؟

254
00:18:25,312 --> 00:18:26,814
‫چه چیز دیگه‌ای می‌تونه باشه؟

255
00:18:40,077 --> 00:18:41,078
‫پس با من این کار رو بکن.

256
00:18:42,412 --> 00:18:43,622
‫چیکار کنم؟

257
00:18:45,082 --> 00:18:47,167
‫به جای اون با من ازدواج کن.

258
00:18:50,546 --> 00:18:51,713
‫این قابل قبول نیست.

259
00:18:53,257 --> 00:18:55,926
‫شاهزاده بزرگ که عمل کرده،
‫داره برمی‌گرده به کاخ.

260
00:18:57,052 --> 00:18:58,679
‫پس حتماً پادشاه هم باید برگرده.

261
00:18:58,762 --> 00:19:00,430
‫ولی، علیاحضرت...

262
00:19:00,514 --> 00:19:02,266
‫اگه پادشاه از نظرها پنهون بمونه،

263
00:19:02,349 --> 00:19:05,018
‫مردم کم کم فکر می‌کنن
‫که نیازی به پادشاه ندارن.

264
00:19:07,855 --> 00:19:09,064
‫موافق نیستی؟

265
00:19:11,191 --> 00:19:12,693
‫موافقم.

266
00:19:18,824 --> 00:19:21,410
‫عالیجناب، من مرخص شدم...

267
00:19:21,493 --> 00:19:22,494
‫ها؟

268
00:19:26,790 --> 00:19:28,542
‫از قبل مرخص شده؟

269
00:19:34,464 --> 00:19:35,549
‫عالیجناب،

270
00:19:35,674 --> 00:19:37,342
‫نخست‌وزیر مین تشریف آوردند.

271
00:19:40,095 --> 00:19:41,180
‫راهنماییش کن.

272
00:19:45,225 --> 00:19:46,226
‫عالیجناب.

273
00:19:48,103 --> 00:19:49,146
‫همگی می‌تونید برید.

274
00:20:13,378 --> 00:20:14,463
‫آخه...

275
00:20:15,047 --> 00:20:19,259
‫حداقل باید بهم می‌گفت که مرخص شده.

276
00:20:20,093 --> 00:20:22,512
‫برای زندگی مشترک علامت خوبی نیست.

277
00:20:23,972 --> 00:20:25,891
‫تو بیمارستان چیزی نگفت؟

278
00:20:26,391 --> 00:20:27,392
‫کِی؟

279
00:20:27,935 --> 00:20:30,354
‫آخرین باری که دیدمش سر صبح امروز بود.

280
00:20:30,896 --> 00:20:31,897
‫چی؟

281
00:20:43,825 --> 00:20:45,786
‫ولی قبلاً بیرون اتاقت وایستاده بود.

282
00:20:45,869 --> 00:20:47,162
‫اتاق من؟

283
00:20:47,537 --> 00:20:48,538
‫کِی؟

284
00:20:48,622 --> 00:20:50,540
‫وقتی نخست‌وزیر مین اومده بود.

285
00:20:51,625 --> 00:20:52,960
‫پس با من این کار رو بکن.

286
00:20:53,168 --> 00:20:55,462
‫به جای اون با من ازدواج کن.

287
00:21:03,512 --> 00:21:06,265
‫ها؟

288
00:21:07,975 --> 00:21:09,601
‫پس داری می‌گی

289
00:21:09,685 --> 00:21:12,854
‫عالیجناب، خانم سونگ رو انداخت بیرون؟

290
00:21:12,938 --> 00:21:15,899
‫خب، منظورم اینه، بیشتر شبیه...

291
00:21:16,692 --> 00:21:18,235
‫ایشون خواستن که برگردید خونه.

292
00:21:18,360 --> 00:21:20,404
‫اینم همونه!

293
00:21:24,950 --> 00:21:26,034
‫[شاهزاده]

294
00:21:26,118 --> 00:21:27,661
‫شوخیش گرفته؟

295
00:21:35,585 --> 00:21:36,712
‫سرکار بانو!

296
00:21:36,795 --> 00:21:38,130
‫صبر کن، سرکار بانو.

297
00:21:40,007 --> 00:21:41,008
‫اشکال نداره.

298
00:21:41,758 --> 00:21:43,635
‫صاحب خونه حرفش رو زده.

299
00:21:44,636 --> 00:21:45,929
‫واسه اون نیومدم.

300
00:21:48,557 --> 00:21:49,558
‫پلاک شناسایی.

301
00:21:50,767 --> 00:21:51,935
‫می‌خوان پس داده بشه.

302
00:22:39,649 --> 00:22:42,819
‫[هم‌مدرسه‌ای سال پایینی]

303
00:22:54,831 --> 00:22:55,832
‫فقط همین؟

304
00:22:57,709 --> 00:22:59,753
‫دلیلی که می‌خوای باهاش ازدواج کنی، همینه؟

305
00:23:00,379 --> 00:23:01,671
‫فقط جایگاه اجتماعیش مهمه؟

306
00:23:02,214 --> 00:23:03,382
‫چه چیز دیگه‌ای می‌تونه باشه؟

307
00:23:04,216 --> 00:23:05,467
‫پس با من این کار رو بکن.

308
00:23:06,760 --> 00:23:08,887
‫به جای اون با من ازدواج کن.

309
00:23:28,365 --> 00:23:29,741
‫جلوی روم بگو.

310
00:23:30,575 --> 00:23:31,576
‫هر چی که هست.

311
00:24:02,441 --> 00:24:06,153
‫خیالم راحت شد که هیچوقت
‫مجبور نیستم بهت چیزی یاد بدم.

312
00:24:10,532 --> 00:24:12,701
‫هر چقدر هم که معلم خوب باشه،

313
00:24:13,326 --> 00:24:15,328
‫چیزهایی هست که

314
00:24:15,454 --> 00:24:16,872
‫نمی‌شه به سادگی یاد داد.

315
00:24:21,084 --> 00:24:22,252
‫چی؟

316
00:24:33,722 --> 00:24:37,142
‫عالیجناب، خانم سونگ هویجو تشریف آوردند.

317
00:24:38,810 --> 00:24:40,395
‫مگه بهت اجازه خروج دادن که اومدی؟

318
00:24:43,648 --> 00:24:44,733
‫فقط نگران همینی؟

319
00:24:50,363 --> 00:24:51,948
‫چرا من رو انداختی بیرون؟

320
00:24:52,991 --> 00:24:54,284
‫به خاطر ملکه مادر؟

321
00:24:58,622 --> 00:24:59,623
‫یا...

322
00:25:00,707 --> 00:25:01,833
‫به خاطر جونگ‌وو؟

323
00:25:03,460 --> 00:25:04,503
‫مگه اون چی شده؟

324
00:25:06,963 --> 00:25:08,632
‫مگه چیزی نشنیدی؟

325
00:25:08,882 --> 00:25:09,966
‫چی؟

326
00:25:10,967 --> 00:25:11,968
‫ولش کن.

327
00:25:13,637 --> 00:25:15,764
‫پس چرا من رو انداختی بیرون؟

328
00:25:15,931 --> 00:25:16,973
‫باید بدونم جریان چیه

329
00:25:17,015 --> 00:25:18,725
‫تا تصمیم بگیرم هماهنگ بشم یا نه.

330
00:25:21,353 --> 00:25:22,938
‫یکی ماشینت رو دستکاری کرده.

331
00:25:24,272 --> 00:25:25,732
‫همون باعث تصادف شد.

332
00:25:29,611 --> 00:25:30,737
‫کی؟

333
00:25:31,404 --> 00:25:32,447
‫تحقیقات داره انجام می‌شه.

334
00:25:33,490 --> 00:25:34,616
‫گیرشون میاریم.

335
00:25:37,077 --> 00:25:38,078
‫بنابراین،

336
00:25:39,621 --> 00:25:40,997
‫برنامه رو عوض می‌کنم.

337
00:25:44,501 --> 00:25:45,502
‫بیا...

338
00:25:49,756 --> 00:25:50,966
‫بیا این ازدواج رو به‌هم بزنیم.

339
00:25:56,513 --> 00:25:58,723
‫چی... چی گفتی؟

340
00:26:01,142 --> 00:26:03,228
‫چی رو به‌هم بزنیم؟

341
00:26:05,063 --> 00:26:06,064
‫ازدواج رو.

342
00:26:08,650 --> 00:26:09,859
‫ولی چرا؟

343
00:26:10,610 --> 00:26:12,237
‫ملکه مادر گفت این کار رو بکنی؟

344
00:26:12,320 --> 00:26:13,905
‫به خاطر تصادف؟

345
00:26:13,989 --> 00:26:16,116
‫به خاطر این بود که اعلیحضرت دست‌بردار نبود.

346
00:26:16,825 --> 00:26:19,119
‫بعدشم تو گفتی یکی ماشینم رو دستکاری کرده.

347
00:26:19,202 --> 00:26:21,162
‫یعنی منم قربانی‌ام.

348
00:26:21,288 --> 00:26:22,289
‫دقیقاً.

349
00:26:23,915 --> 00:26:25,292
‫به خاطر همین باید به‌هم بزنیمش.

350
00:26:28,795 --> 00:26:30,755
‫اگه با کسی مثل تو ازدواج کنم

351
00:26:31,631 --> 00:26:33,925
‫که همه قوانین رو زیر پا می‌ذاره
‫و سر هر پیچی دشمن داره...

352
00:26:36,386 --> 00:26:38,263
‫تاج و تخت حتماً سقوط می‌کنه.

353
00:26:57,115 --> 00:27:00,660
‫پدر، یه تصادف جدیه.

354
00:27:00,744 --> 00:27:02,078
‫اینجا رو ببین.

355
00:27:02,162 --> 00:27:04,873
‫خدایا، حتی داره تو مسیر مخالف
‫رانندگی می‌کنه.

356
00:27:04,914 --> 00:27:07,167
‫اگه نظر من رو بخوای،
‫در بهترین حالت منگ بوده.

357
00:27:07,250 --> 00:27:09,711
‫بدترین حالت، مواد مخدر سنگین.
‫این روزا یه چیزی هست به اسم...

358
00:27:11,254 --> 00:27:12,255
‫درسته.

359
00:27:12,339 --> 00:27:15,300
‫منظورم اینه، همیشه دلش می‌خواد
‫مرکز توجه باشه.

360
00:27:15,383 --> 00:27:18,928
‫حالا که با شاهزاده بزرگ ایان قرار می‌ذاره،
‫گوجه‌ی داغ شده.

361
00:27:19,012 --> 00:27:20,055
‫- و...
‫- سیب‌زمینی.

362
00:27:21,222 --> 00:27:23,516
‫«سیب‌زمینی داغ».
‫مثل یه سیب‌زمینی داغ تازه پخته‌شده.

363
00:27:23,600 --> 00:27:25,143
‫آه، درسته. سیب‌زمینی.
‫[هچل سیاسی]

364
00:27:25,518 --> 00:27:26,645
‫خب، حالا...

365
00:27:27,270 --> 00:27:28,647
‫عزیزم، حالا مهم بود؟

366
00:27:28,688 --> 00:27:30,482
‫گوجه. سیب‌زمینی. فرقی نداره.

367
00:27:31,149 --> 00:27:32,233
‫بعضی وقت‌ها می‌تونی...

368
00:27:32,817 --> 00:27:34,819
‫به هر حال، پدر، این کاملاً

369
00:27:34,903 --> 00:27:37,822
‫یه ریسک بزرگِ مالکانه‌ست
‫که تو ذوق می‌زنه.

370
00:27:37,864 --> 00:27:40,283
‫خودت دیدی که سهام
‫چند روز اخیر چقدر بالا رفته بود

371
00:27:40,367 --> 00:27:42,202
‫و بعد یهو سقوط کرد، نه؟

372
00:27:42,285 --> 00:27:44,496
‫با این روند، کسل بیوتی فقط...

373
00:27:45,789 --> 00:27:47,040
‫فقط چی؟

374
00:27:49,918 --> 00:27:51,503
‫می‌خوای بیوتی رو تصاحب کنی؟

375
00:27:51,628 --> 00:27:53,672
‫این طوری با برادرت حرف می‌زنی؟

376
00:27:54,631 --> 00:27:55,924
‫چی شده؟

377
00:27:56,007 --> 00:27:57,842
‫بیاین سریع تمومش کنیم. سرم شلوغه.

378
00:28:00,261 --> 00:28:01,596
‫کارت رو توضیح بده.

379
00:28:03,807 --> 00:28:05,600
‫چی هست که توضیح بدم؟

380
00:28:06,518 --> 00:28:07,811
‫همونطوره که می‌بینی.

381
00:28:07,852 --> 00:28:09,437
‫می‌تونی از پس عواقبش بربیای؟

382
00:28:09,938 --> 00:28:11,606
‫به زودی یه بیانیه مطبوعاتی می‌دیم.

383
00:28:13,066 --> 00:28:14,067
‫نه نوشیدنی در کار بود

384
00:28:14,984 --> 00:28:16,403
‫نه مواد مخدر.

385
00:28:16,444 --> 00:28:18,405
‫شنیدم امروز تموم وسایلت رو

386
00:28:19,322 --> 00:28:20,824
‫از خونه‌ش بیرون آوردن.

387
00:28:21,491 --> 00:28:23,326
‫گفتی من رو تعقیب کنن؟

388
00:28:23,410 --> 00:28:24,994
‫اول کارت رو توضیح بده!

389
00:28:28,707 --> 00:28:30,500
‫فقط یه قهر عاشقانه‌ست.

390
00:28:31,751 --> 00:28:32,752
‫راضی شدی؟

391
00:28:32,794 --> 00:28:34,379
‫به خودت می‌گی زن تاجر،

392
00:28:34,462 --> 00:28:36,548
‫ولی حتی نمی‌فهمی دارن بازیت می‌دن.

393
00:28:36,673 --> 00:28:39,050
‫شاهزاده بزرگ هر جور که
‫می‌خواسته ازت استفاده کرده.

394
00:28:40,427 --> 00:28:42,262
‫طوری رفتار می‌کرد انگار
‫جایگاه و مقام مهم نبود،

395
00:28:42,303 --> 00:28:44,097
‫انگار هیچ جاه طلبی برای تخت سلطنت نداره.

396
00:28:45,014 --> 00:28:46,975
‫حالا که همه چیز داره...

397
00:28:49,728 --> 00:28:51,146
‫داره تو رو دور می‌ندازه.

398
00:28:54,107 --> 00:28:55,108
‫خب که چی؟

399
00:28:56,901 --> 00:28:58,194
‫مشکل چیه؟

400
00:29:00,238 --> 00:29:01,823
‫این بازی دو نفره‌ست.

401
00:29:03,283 --> 00:29:05,952
‫می‌دونی با خبر ازدواج سونگ هویجو
‫از گروه کسل با خاندان سلطنتی،

402
00:29:06,828 --> 00:29:09,247
‫سهام ما چقدر بالا رفت؟

403
00:29:09,330 --> 00:29:11,958
‫هی، بچه‌جون. امروز همش سقوط کرد.

404
00:29:12,000 --> 00:29:14,419
‫بعد از بیانیه مطبوعاتی
‫دوباره برمی‌گرده بالا، مردک.

405
00:29:18,715 --> 00:29:21,718
‫حتی می‌پرسن نام «کسل»
‫جزئی از یه نقشه بزرگ بوده یا نه.

406
00:29:22,385 --> 00:29:23,386
‫اخبار رو ندیدی؟

407
00:29:23,470 --> 00:29:26,264
‫اصلا به ذهنت رسیده که این کار،
‫ما رو به هدف بزرگ‌تری تبدیل می‌کنه؟

408
00:29:26,347 --> 00:29:27,932
‫پس چند تا ضربه می‌خوریم!

409
00:29:29,934 --> 00:29:31,436
‫چند تا ضربه که آدم رو نمی‌کشه.

410
00:29:35,148 --> 00:29:37,025
‫حتی اگه بکشه، چی می‌شه؟

411
00:29:38,526 --> 00:29:39,986
‫به هر حال همه‌مون یه روزی می‌میریم.

412
00:29:40,779 --> 00:29:42,822
‫چیه، برنامه داری برای همیشه زنده بمونی؟

413
00:29:44,115 --> 00:29:46,159
‫دفعه بعد به جای احضار، بهم پیام بده.

414
00:29:47,368 --> 00:29:50,538
‫اگه می‌خوای اینقدر داد بزنی،
‫می‌تونی زنگ بزنی.

415
00:29:52,624 --> 00:29:53,625
‫سونگ هویجو!

416
00:29:57,504 --> 00:29:58,505
‫منم.

417
00:29:59,047 --> 00:30:00,924
‫باید یه چیزی رو برام بررسی کنی.

418
00:30:12,185 --> 00:30:14,145
‫ببین آخرین بار کی روی ماشین من کار کرده.

419
00:30:16,064 --> 00:30:19,692
‫هر اطلاعاتی می‌تونی درباره‌شون پیدا کن.

420
00:30:25,782 --> 00:30:27,534
‫شاهزاده بزرگ این مملکت نمی‌تونه...

421
00:30:29,160 --> 00:30:30,954
‫نامزدی رو به هم بزنه.

422
00:30:31,663 --> 00:30:33,373
‫از نظر فنی، چیزی نیست که به هم بخوره.

423
00:30:33,498 --> 00:30:34,874
‫اصلا نامزد نکرده بودیم.

424
00:30:34,916 --> 00:30:35,917
‫شوخی می‌کنی؟

425
00:30:36,042 --> 00:30:39,045
‫بعد اون همه حرف درباره
‫ازدواج و با هم زندگی کردن؟

426
00:30:39,128 --> 00:30:40,463
‫اصلا با هم زندگی نکردیم.

427
00:30:40,547 --> 00:30:42,632
‫- من تو کاخ بودم و اون...
‫- گوش کن.

428
00:30:44,551 --> 00:30:47,846
‫حتی اگه کسی رو کشته بودی،
‫من سمت تو رو می‌گرفتم.

429
00:30:47,929 --> 00:30:49,264
‫ولی این خوب نیست. این...

430
00:30:50,598 --> 00:30:52,475
‫چرا باید طرف یه قاتل رو بگیری؟

431
00:30:53,977 --> 00:30:55,854
‫حتماً دلایل خودت رو داشتی.

432
00:30:56,521 --> 00:30:58,731
‫خب، بگو چرا به هم زدین؟

433
00:30:58,815 --> 00:31:00,900
‫- من «به هم نزدم»...
‫- جدی؟ بس کن دیگه.

434
00:31:01,484 --> 00:31:02,694
‫سوال من این نیست.

435
00:31:05,530 --> 00:31:07,407
‫چرا به هم زدین؟

436
00:31:17,750 --> 00:31:18,751
‫برای اینکه زنده بمونه.

437
00:31:21,963 --> 00:31:23,006
‫مادر،

438
00:31:23,089 --> 00:31:25,091
‫تو راه کاخ یه مرغ سوخاری بخریم؟

439
00:31:25,174 --> 00:31:26,175
‫مرغ سوخاری؟

440
00:31:26,217 --> 00:31:28,511
‫هوان پیام داده که دلش می‌خواد.

441
00:31:30,096 --> 00:31:32,098
‫همیشه مجبورم می‌کنه از این کارها بکنم.

442
00:31:33,266 --> 00:31:34,726
‫پس بخریم؟

443
00:31:35,184 --> 00:31:36,185
‫بله مادر.

444
00:32:02,712 --> 00:32:04,130
‫مادر!

445
00:32:33,785 --> 00:32:36,663
‫مادر، تو راه کاخ یه مرغ سوخاری بخریم؟

446
00:32:38,539 --> 00:32:39,791
‫پس بخریم؟

447
00:32:47,298 --> 00:32:48,841
‫مادر...

448
00:32:50,009 --> 00:32:51,219
‫مادر...

449
00:33:04,091 --> 00:33:14,091
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

450
00:33:26,963 --> 00:33:28,589
‫ذره‌ای شک نداشتم.

451
00:33:29,257 --> 00:33:30,550
‫همون لحظه‌ای بود که

452
00:33:30,842 --> 00:33:32,218
‫بارها و بارها حسرتش رو خوردم.

453
00:33:47,692 --> 00:33:48,985
‫همین نظرم رو عوض کرد.

454
00:33:51,404 --> 00:33:52,655
‫فقط یه تصادف بود.

455
00:33:53,573 --> 00:33:55,742
‫تقصیر تو هم نبود، پس چرا؟

456
00:33:58,453 --> 00:33:59,495
‫تقصیر من بود.

457
00:34:01,622 --> 00:34:02,915
‫نشونه‌هایی از دستکاری عمدی

458
00:34:03,499 --> 00:34:05,209
‫توی ماشین تصادف پیدا شده.

459
00:34:06,627 --> 00:34:08,379
‫باید بیشتر بررسی کنیم

460
00:34:08,629 --> 00:34:10,173
‫ببینیم هدفشون

461
00:34:10,673 --> 00:34:12,133
‫اعلیحضرت بوده یا خانم سونگ.

462
00:34:16,471 --> 00:34:19,098
‫با این حال، زیاد خودت رو درگیر نکن.

463
00:34:20,933 --> 00:34:22,769
‫هر کاری از دستم بربیاد می‌کنم تا

464
00:34:22,810 --> 00:34:24,479
‫از اعلیحضرت، عالیجناب،

465
00:34:25,688 --> 00:34:27,106
‫و تاج و تخت محافظت کنم.

466
00:34:30,526 --> 00:34:31,527
‫در مقابل،

467
00:34:32,153 --> 00:34:33,279
‫می‌خوام از شما بخوام

468
00:34:35,114 --> 00:34:37,533
‫که از خانم سونگ هویجو محافظت کنی.

469
00:34:39,702 --> 00:34:41,788
‫لطفاً اون رو از کاخ دور کنید.

470
00:34:43,706 --> 00:34:46,459
‫از صمیم قلب التماس می‌کنم، عالیجناب.

471
00:34:52,215 --> 00:34:53,341
‫به خاطر همینه که

472
00:34:54,592 --> 00:34:55,718
‫باید کنار بکشم.

473
00:34:57,804 --> 00:34:58,805
‫عالیجناب.

474
00:34:59,347 --> 00:35:00,431
‫بنابراین،

475
00:35:01,974 --> 00:35:03,017
‫می‌خوام یه کاری بکنم.

476
00:35:04,227 --> 00:35:05,228
‫چی؟

477
00:35:06,896 --> 00:35:07,897
‫یک هدیه خداحافظی.

478
00:35:09,690 --> 00:35:10,691
‫برای سونگ.

479
00:35:22,120 --> 00:35:23,704
‫لیست مهمانان ضیافت اندرونی

480
00:35:23,788 --> 00:35:25,373
‫که توسط دبیرخانه سلطنتی پیشنهاد شده.

481
00:35:25,456 --> 00:35:27,750
‫[مراسم کاخ برای بانوان اندرونی]

482
00:35:27,834 --> 00:35:29,710
‫[که به طور سنتی از دوره چوسان برگزار می‌شه]

483
00:35:31,754 --> 00:35:34,090
‫افرادی که درگیر رسوایی هستن رو حذف کن.

484
00:35:37,885 --> 00:35:39,095
‫پولدارهای جدید رو هم راه نده.

485
00:35:41,514 --> 00:35:43,641
‫شایستگی‌های این دو نفر در یک سطح هستن.

486
00:35:43,724 --> 00:35:45,643
‫جزئیات خانواده‌شون رو برام بیار.

487
00:35:45,726 --> 00:35:46,978
‫چشم، علیاحضرت.

488
00:35:47,061 --> 00:35:48,980
‫هر سال استانداردهای سخت‌تری دارید.

489
00:35:49,856 --> 00:35:53,192
‫هر چه لیست مهمانان اختصاصی‌تر باشه،

490
00:35:53,276 --> 00:35:56,154
‫ناامیدی دعوت‌نشدگان عمیق‌تر می‌شه.

491
00:35:57,196 --> 00:35:58,614
‫و در کنارش،

492
00:35:59,532 --> 00:36:01,033
‫لذت دعوت‌شدگان بیشتر می‌شه.

493
00:36:01,784 --> 00:36:03,202
‫[لیست مهمانان ضیافت اندرونی]

494
00:36:06,122 --> 00:36:08,374
‫امسال هم یه دورهمی دیگه از افراد همیشگی.

495
00:36:08,457 --> 00:36:09,542
‫همه اشراف‌زاده.

496
00:36:09,625 --> 00:36:11,210
‫رقابت هر سال سخت‌تر می‌شه.

497
00:36:11,836 --> 00:36:13,546
‫خب مزایای زیادی هم داره.

498
00:36:13,629 --> 00:36:15,006
‫درسته.

499
00:36:15,089 --> 00:36:17,008
‫ولی اگه تونسته باشن دعوتنامه بگیرن،

500
00:36:17,091 --> 00:36:19,844
‫حتماً از قبل کلی پول و زمین دارن.

501
00:36:22,180 --> 00:36:24,974
‫دقیقاً به خاطر همینه که
‫حاضرن برای اعتبار سلطنتی بمیرن.

502
00:36:25,641 --> 00:36:27,685
‫تنها چیزیه که با پولشون نمی‌تونن بخرن.

503
00:36:32,565 --> 00:36:33,774
‫خانم.

504
00:36:33,858 --> 00:36:35,109
‫برای به دست آوردن

505
00:36:35,193 --> 00:36:36,611
‫لیست مهمانان ضیافت اندرونی

506
00:36:36,652 --> 00:36:38,821
‫باید از کلی موانع بلند رد می‌شدم.

507
00:36:38,905 --> 00:36:40,489
‫کلی چهره آشنا هست، نه؟

508
00:36:40,573 --> 00:36:42,992
‫جمعی از رهبران زن تجارت در ۳۰ سالگی...

509
00:36:43,075 --> 00:36:44,911
‫باز هم فقط ۲۰ تا هستن، نه؟

510
00:36:44,994 --> 00:36:47,413
‫حتی برای یه مسابقه فوتبال هم کافی نیست.

511
00:36:47,496 --> 00:36:49,040
‫ولی، خانم، خودتون گفتید.

512
00:36:49,123 --> 00:36:51,542
‫«یک قطعیت به صدتا شاید می‌ارزه».

513
00:36:51,626 --> 00:36:53,169
‫این‌ها ۲۰ تا قطعیت هستن.

514
00:36:53,252 --> 00:36:55,004
‫همگی تحت حمایت تاج و تخت!

515
00:36:59,091 --> 00:37:01,844
‫یه زمانی به این می‌گفتید
‫سودآورترین استراتژی بازاریابی...

516
00:37:01,928 --> 00:37:03,888
‫خب حرفت چیه؟

517
00:37:03,971 --> 00:37:05,431
‫بریم جلو.

518
00:37:05,514 --> 00:37:08,434
‫از اونجایی که شما با کاخ ارتباط دارید،
‫با خودمون فکر کردیم

519
00:37:08,517 --> 00:37:11,103
‫شاید یکی از مهمان‌ها بتونه چهره جدید
‫خط تولید لوکس ما بشه.

520
00:37:11,187 --> 00:37:12,230
‫آره، واسه همین...

521
00:37:12,647 --> 00:37:14,232
‫یک لحظه. اوه.

522
00:37:18,945 --> 00:37:20,238
‫سلام.

523
00:37:20,988 --> 00:37:21,989
‫سلام.

524
00:37:23,199 --> 00:37:26,202
‫[خانم سونگ هویجو، شما رسماً
‫به ضیافت اندرونی دعوت شدید]

525
00:37:27,578 --> 00:37:28,955
‫من؟

526
00:37:29,038 --> 00:37:30,539
‫بله، خانم سونگ.

527
00:37:32,083 --> 00:37:33,501
‫ضیافت اندرونی

528
00:37:33,542 --> 00:37:36,504
‫یک رویداد سالانه خیلی مهمه.

529
00:37:36,587 --> 00:37:39,131
‫معلومه، ضیافت اندرونی رو می‌شناسم.

530
00:37:40,091 --> 00:37:41,467
‫ولی فکر می‌کردم

531
00:37:41,842 --> 00:37:44,178
‫فقط زنان اشراف‌زاده دعوت می‌شن.

532
00:37:44,303 --> 00:37:46,847
‫چی؟ همچین معیاری وجود نداره...

533
00:37:46,931 --> 00:37:48,224
‫قطعاً وجود نداره،

534
00:37:48,307 --> 00:37:49,850
‫ولی ۶۰۰ ساله که همین جوری بوده.

535
00:37:50,518 --> 00:37:52,728
‫بدون هیچ استثنایی.

536
00:37:56,857 --> 00:38:00,152
‫قضیه تغییر و تحول اینه
‫که کم کم اتفاق می‌افته...

537
00:38:00,194 --> 00:38:01,320
‫خب؟ چطور؟ چرا؟

538
00:38:01,445 --> 00:38:04,657
‫چرا من یه دفعه دعوت شدم؟

539
00:38:05,157 --> 00:38:08,661
‫خب، راستش، اخیراً یه سری
‫مشکلات رو تجربه کردی

540
00:38:08,744 --> 00:38:12,248
‫و بیانیه مطبوعاتی جدایی
‫شما هم قراره منتشر بشه.

541
00:38:12,665 --> 00:38:16,002
‫پس برای اینکه مشخص بشه
‫کاخ مسئول جدایی شما نبوده...

542
00:38:16,085 --> 00:38:18,838
‫می‌خواین برای مردم، نمایش راه بندازین؟

543
00:38:28,097 --> 00:38:29,473
‫آره، ببینین،

544
00:38:29,557 --> 00:38:31,767
‫قوانین لباس برای دو بخش متفاوته.

545
00:38:31,851 --> 00:38:34,103
‫مرسومه که برای پذیرایی، دانگوی بپوشن.

546
00:38:34,186 --> 00:38:35,855
‫ملکه مادر سفید می‌پوشه،

547
00:38:35,896 --> 00:38:37,723
‫پس بهتره اون رنگ رو نپوشی.

548
00:38:37,773 --> 00:38:39,150
‫نه ممنون.

549
00:38:39,358 --> 00:38:40,568
‫نه به چی؟

550
00:38:40,651 --> 00:38:41,777
‫به دانگوی؟

551
00:38:43,529 --> 00:38:44,947
‫به ضیافت اندرونی.

552
00:38:47,366 --> 00:38:48,492
‫خانم سونگ.

553
00:38:48,617 --> 00:38:49,785
‫چرا؟

554
00:38:49,952 --> 00:38:52,079
‫ضیافت اندرونی؟ نمی‌خوای شرکت کنی؟

555
00:38:53,998 --> 00:38:56,751
‫چه نادونی‌ام،
‫چطور یادم رفت این رو بگم؟

556
00:38:56,834 --> 00:38:58,669
‫یک بار شرکت کردن در ضیافت،

557
00:38:58,711 --> 00:39:01,130
‫به کلی دعوت سلطنتی دیگه منجر می‌شه.

558
00:39:01,213 --> 00:39:04,091
‫حتی حمایت سلطنتی
‫برای تجارت خارج از کشور.

559
00:39:04,175 --> 00:39:05,760
‫خیلی‌خب. از همه مهم‌تر،

560
00:39:05,968 --> 00:39:09,430
‫این تأیید می‌کنه که
‫رابطه شما بد تموم نشده

561
00:39:09,513 --> 00:39:12,224
‫و اینکه هنوز با تاج و تخت رابطه خوبی داری.

562
00:39:12,308 --> 00:39:14,477
‫می‌تونیم روایت رو عوض کنیم
‫به اینکه «هیچ مشکلی نیست»...

563
00:39:14,560 --> 00:39:16,103
‫- عالی می‌شه.
‫- اوهوم.

564
00:39:16,187 --> 00:39:17,772
‫همیشه دلت می‌خواست دعوت بشی.

565
00:39:17,855 --> 00:39:20,649
‫اون قبل از این بود
‫که ازدواج مطرح بشه.

566
00:39:21,901 --> 00:39:23,152
‫نه ممنون.

567
00:39:23,277 --> 00:39:24,403
‫ولی با این حال،

568
00:39:24,487 --> 00:39:26,113
‫خود عالیجناب شخصاً...

569
00:39:26,197 --> 00:39:27,365
‫نه...

570
00:39:28,157 --> 00:39:29,450
‫ممنون...

571
00:39:31,619 --> 00:39:32,620
‫نمی‌خوام.

572
00:39:34,538 --> 00:39:35,623
‫چی؟

573
00:39:35,748 --> 00:39:37,666
‫پس چی؟ همینجوری اومدی؟

574
00:39:37,750 --> 00:39:39,335
‫خب چیکار می‌کردم؟

575
00:39:39,377 --> 00:39:41,796
‫داشت من رو تو روشنایی سلاخی می‌کرد.

576
00:39:46,592 --> 00:39:49,178
‫شنیدم سونگ هویجو رو
‫از اقامتگاه خصوصیت بیرون کردی.

577
00:39:51,347 --> 00:39:52,723
‫هدفت از این کار چیه؟

578
00:39:54,266 --> 00:39:55,518
‫دارم ازش محافظت می‌کنم.

579
00:39:56,769 --> 00:39:58,187
‫ارتباطش با تاج و تخت

580
00:39:59,230 --> 00:40:00,689
‫فقط براش مصیبت آورده.

581
00:40:00,940 --> 00:40:02,149
‫پس،

582
00:40:03,067 --> 00:40:05,152
‫مطمئن شو دیگه هیچ ارتباطی
‫با تاج و تخت نداشته باشه.

583
00:40:06,153 --> 00:40:07,238
‫قصدم همینه.

584
00:40:11,325 --> 00:40:12,368
‫دیگه دنبال

585
00:40:13,869 --> 00:40:15,079
‫ازدواج با سونگ هویجو نیستم.

586
00:40:16,330 --> 00:40:17,331
‫در مقابل،

587
00:40:17,706 --> 00:40:19,834
‫می‌خوام اون رو به ضیافت اندرونی دعوت کنی.

588
00:40:21,043 --> 00:40:22,420
‫نمی‌خوام ببینم که

589
00:40:23,170 --> 00:40:24,630
‫به خاطر جدایی ما رنج بکشه.

590
00:40:30,386 --> 00:40:31,512
‫به کاخ احضارش کن.

591
00:40:32,430 --> 00:40:33,681
‫خانم سونگ هویجو رو؟

592
00:40:34,181 --> 00:40:35,182
‫جدی می‌گی؟

593
00:40:36,725 --> 00:40:37,893
‫من خودم

594
00:40:38,561 --> 00:40:40,020
‫قانعش می‌کنم.

595
00:40:40,896 --> 00:40:41,939
‫نه ممنون.

596
00:40:43,649 --> 00:40:44,942
‫نه، ممنون.

597
00:40:46,277 --> 00:40:47,987
‫فکر کرده کیه که من رو احضار کنه؟

598
00:40:51,949 --> 00:40:53,492
‫مرغ سوخاری اومد؟

599
00:40:54,034 --> 00:40:56,579
‫چی؟ دوباره مرغ سوخاری سفارش دادی؟

600
00:41:00,166 --> 00:41:01,542
‫تو بازش کن.

601
00:41:09,925 --> 00:41:11,051
‫هومم.

602
00:41:11,719 --> 00:41:14,054
‫هیچ ایرادی از مرغ سوخاری نمی‌شه گرفت، نه؟

603
00:41:14,138 --> 00:41:16,140
‫وقتی صداشون کنی سر وقت حاضر می‌شن.

604
00:41:16,223 --> 00:41:17,850
‫هیچوقت ازش سیر نمی‌شی.

605
00:41:18,392 --> 00:41:19,602
‫همیشه هم قابل اعتماده.

606
00:41:21,061 --> 00:41:22,271
‫- صبر کن...
‫- چی؟

607
00:41:22,897 --> 00:41:24,648
‫ناراحتی که ولت کردن؟

608
00:41:26,901 --> 00:41:29,278
‫الان که دارم از مرغ سوخاری
‫لذت می‌برم چرا همچین حرفی می‌زنی؟

609
00:41:29,820 --> 00:41:30,821
‫دیگه نمی‌خوام.

610
00:41:32,907 --> 00:41:34,909
‫آه، منظورم اینه...

611
00:41:36,452 --> 00:41:39,205
‫چرا انقدر ناراحتی؟

612
00:41:39,705 --> 00:41:41,499
‫همش الکی بود.

613
00:41:42,666 --> 00:41:45,044
‫دقیقاً به خاطر همینه.

614
00:41:46,587 --> 00:41:48,881
‫وقتی یکی از طرفین علاقش رو از دست بده،
‫رابطه‌ها تموم می‌شن

615
00:41:48,964 --> 00:41:50,424
‫چه طرف دیگه خوشش بیاد چه نیاد.

616
00:41:50,508 --> 00:41:51,884
‫ولی این قضیه اینجوری نبود.

617
00:41:52,009 --> 00:41:53,844
‫کاملاً یه قرارداد بود.

618
00:41:55,679 --> 00:41:57,181
‫پدر راست می‌گفت.

619
00:41:58,015 --> 00:42:01,519
‫من یه تاجر زنم. باید می‌دونستم
‫که نمی‌تونم به غریبه اعتماد کنم.

620
00:42:02,436 --> 00:42:04,104
‫باید یه قرارداد می‌بستم.

621
00:42:15,991 --> 00:42:17,034
‫خانم سونگ، دعوتنامه...

622
00:42:17,117 --> 00:42:18,369
‫نه ممنون.

623
00:42:18,953 --> 00:42:19,954
‫خانم سونگ.

624
00:42:20,496 --> 00:42:21,497
‫نه ممنون.

625
00:42:21,580 --> 00:42:24,667
‫- واقعاً نمی‌ری؟
‫- نه، ممنون!

626
00:42:29,588 --> 00:42:30,881
‫احمق شده؟

627
00:42:30,965 --> 00:42:33,050
‫بی‌خیال شو دیگه.

628
00:42:33,133 --> 00:42:34,969
‫نمی‌خواد کار به کار تو داشته باشه.

629
00:42:35,052 --> 00:42:36,345
‫چوی هیون.

630
00:42:39,139 --> 00:42:40,599
‫منظورم اینه، نمی‌شه سرزنشش کرد.

631
00:42:41,100 --> 00:42:43,435
‫ولش کردی و الان هم خیلی بد رفتار می‌کنی.

632
00:42:50,150 --> 00:42:51,443
‫سلام، خانم سونگ.

633
00:42:51,527 --> 00:42:53,612
‫رفتم تعمیرگاه و رزومه اون آشغالی که

634
00:42:53,696 --> 00:42:56,448
‫ماشینت رو دستکاری کرد و فرار کرد،
‫گیر آوردم.

635
00:42:57,157 --> 00:42:59,493
‫از طریق عکسش جستجو کردن،

636
00:42:59,577 --> 00:43:02,079
‫ولی به نظر میاد هیچ سابقه‌ای نداره.

637
00:43:04,164 --> 00:43:06,625
‫حتماً حداقل یه بار از اونجا چیزی خریده.

638
00:43:07,209 --> 00:43:08,210
‫چی؟

639
00:43:08,836 --> 00:43:10,963
‫یه فروشگاه شبانه روزی جلوی تعمیرگاه هست.

640
00:43:11,839 --> 00:43:13,215
‫اوه، درسته.

641
00:43:13,299 --> 00:43:15,551
‫فیلم دوربین‌های مداربسته‌شون رو بگرد.

642
00:43:15,634 --> 00:43:17,386
‫تاریخچه خریدهاش رو می‌خوام.

643
00:43:25,728 --> 00:43:26,812
‫جلوی روم بگو.

644
00:43:27,813 --> 00:43:28,814
‫هر چی که هست.

645
00:43:48,042 --> 00:43:49,627
‫می‌ترسی بری ضیافت؟

646
00:43:52,755 --> 00:43:54,840
‫هر چی لازم داشته باشی تهیه می‌کنم.

647
00:43:56,133 --> 00:43:57,217
‫از لباس‌ها

648
00:43:57,885 --> 00:43:59,219
‫تا درس‌های آداب معاشرت.

649
00:43:59,386 --> 00:44:00,679
‫چرا؟

650
00:44:01,430 --> 00:44:05,351
‫من همه قوانین رو زیر پا می‌ذارم
‫و سر هر پیچی دشمن دارم.

651
00:44:06,352 --> 00:44:08,062
‫- پس چرا باید برم اونجا؟
‫- سونگ هویجو.

652
00:44:08,145 --> 00:44:10,189
‫پس یه دلیل قانع کننده برام بیار.

653
00:44:11,815 --> 00:44:14,685
‫جونت رو به خطر انداختی تا من رو نجات بدی،
‫فقط برای اینکه نامزدی رو به هم بزنی.

654
00:44:14,735 --> 00:44:17,237
‫و حالا من رو به ضیافت اندرونی دعوت می‌کنی؟

655
00:44:17,946 --> 00:44:19,239
‫شخصیت دوگانه داری؟

656
00:44:19,365 --> 00:44:20,783
‫داشتم سعی می‌کردم ازت محافظت کنم!

657
00:44:22,618 --> 00:44:23,786
‫ما حتی ازدواج نکردیم...

658
00:44:26,372 --> 00:44:28,123
‫و چندین بار بهت حمله شده.

659
00:44:29,667 --> 00:44:31,210
‫و وقتی خبر جدایی پخش بشه،

660
00:44:33,128 --> 00:44:34,546
‫اوضاع بدتر هم می‌شه.

661
00:44:35,422 --> 00:44:36,423
‫پس چی؟

662
00:44:37,758 --> 00:44:40,969
‫«صعود اجتماعی خطرناکه.
‫به یه دعوتنامه برای ضیافت قناعت کن.»

663
00:44:41,887 --> 00:44:44,139
‫- حرفت همینه؟
‫- فقط از مسیر خطر دور باش.

664
00:44:45,808 --> 00:44:46,975
‫انقدر سخته؟

665
00:44:50,437 --> 00:44:51,438
‫بزدل.

666
00:44:53,524 --> 00:44:54,650
‫چی؟

667
00:45:07,830 --> 00:45:09,707
‫- چی کار...
‫- تو گربه دوست داری.

668
00:45:11,542 --> 00:45:12,543
‫سعی کن ازشون محافظت کنی.

669
00:45:13,544 --> 00:45:14,837
‫می‌خوام بهشون حمله کنم.

670
00:45:24,096 --> 00:45:25,639
‫معلوم هست چی کار می‌کنی؟

671
00:45:35,107 --> 00:45:36,817
‫این طوری باید از یه نفر محافظت کرد.

672
00:45:38,277 --> 00:45:39,361
‫حمله می‌کنی.

673
00:45:40,320 --> 00:45:41,613
‫مقابله به مثل می‌کنی.

674
00:45:53,917 --> 00:45:55,753
‫هیچوقت یاد نگرفتی کوتاه بیای.

675
00:45:55,836 --> 00:45:59,047
‫تو فقط بلدی کوتاه بیای. واسه همین
‫از افراد پایین‌تر از خودت می‌بازی.

676
00:46:00,632 --> 00:46:02,176
‫من ازت جایگاه اجتماعی خواستم،

677
00:46:03,135 --> 00:46:05,429
‫نه یه گهواره نرم برای قایم شدن از دنیا.

678
00:46:09,725 --> 00:46:10,934
‫در برابر خواسته‌شون کوتاه نیا.

679
00:46:12,269 --> 00:46:13,562
‫عقب‌نشینی نکن

680
00:46:15,189 --> 00:46:16,523
‫و مصالحه نکن.

681
00:46:19,943 --> 00:46:21,570
‫این طوری هم من و هم تو

682
00:46:23,113 --> 00:46:24,448
‫به چیزی که می‌خوایم می‌رسیم.

683
00:46:36,168 --> 00:46:37,544
‫زن ترسناکیه.

684
00:46:39,004 --> 00:46:41,548
‫می‌دونم تو عشق و جنگ هر کاری رواست،

685
00:46:41,632 --> 00:46:43,175
‫ولی این زیاد از حد نیست؟

686
00:46:43,258 --> 00:46:45,052
‫«خروج امن» جزو گزینه‌هاست؟

687
00:46:45,135 --> 00:46:46,970
‫بهت گفتم که من خودم رو زخمی کردم.

688
00:46:47,054 --> 00:46:50,182
‫آخه چطور تونست بذاره
‫بدن گرانبهای شما آسیب ببینه؟

689
00:46:50,265 --> 00:46:51,850
‫از خط قرمز رد شده.

690
00:46:51,934 --> 00:46:53,018
‫بهت گفتم کاری نکرد.

691
00:46:57,856 --> 00:46:59,608
‫اصلا تیر رو رها نکرد.

692
00:47:01,318 --> 00:47:02,402
‫چی؟

693
00:47:18,418 --> 00:47:19,628
‫از خط قرمز رد نشده.

694
00:47:25,509 --> 00:47:29,096
‫اه، چشمام داره کور می‌شه.

695
00:47:29,137 --> 00:47:30,889
‫حتماً خیلی سخت‌کوش بوده.

696
00:47:30,931 --> 00:47:33,725
‫هیچوقت به فروشگاه شبانه‌روزی
‫اون طرف خیابون نرفته.

697
00:47:33,809 --> 00:47:34,935
‫دقیقاً به همین فکر می‌کنم.

698
00:47:36,228 --> 00:47:37,479
‫صبر کن.

699
00:47:38,063 --> 00:47:39,314
‫فکر کنم خودشه.

700
00:47:40,065 --> 00:47:41,066
‫یه نگاه بندازین.

701
00:47:43,318 --> 00:47:45,362
‫- خودشه، نه؟
‫- آره، خودشه.

702
00:47:52,744 --> 00:47:54,037
‫«کسل پِی»!

703
00:47:55,789 --> 00:47:57,332
‫- آره، از کسل پی استفاده کرد!
‫- درسته.

704
00:47:57,416 --> 00:47:59,084
‫آفرین!

705
00:47:59,167 --> 00:48:00,294
‫صبر کن.

706
00:48:00,544 --> 00:48:02,504
‫ولی مدیر بخش «کسل کارت»،

707
00:48:02,963 --> 00:48:04,548
‫مدیر ارشد سونگ نیست؟

708
00:48:07,175 --> 00:48:09,136
‫بذار ببینم درست فهمیدم یا نه.

709
00:48:09,219 --> 00:48:13,098
‫تو به کمک برادر عزیزت احتیاج داری.

710
00:48:15,017 --> 00:48:16,059
‫بله.

711
00:48:19,813 --> 00:48:20,856
‫خب، باشه.

712
00:48:22,566 --> 00:48:24,067
‫می‌تونم برات انجامش بدم، ولی...

713
00:48:24,234 --> 00:48:25,527
‫اصلا کی هست؟

714
00:48:26,612 --> 00:48:28,071
‫می‌خواد من رو بکشه.

715
00:48:31,325 --> 00:48:32,326
‫از دست این بچه...

716
00:48:32,868 --> 00:48:35,454
‫من رو چقد ساده فرض کردی؟

717
00:48:35,537 --> 00:48:36,622
‫جدی می‌گی؟

718
00:48:39,833 --> 00:48:41,793
‫پس ببین چه کاری ازت برمیاد.

719
00:48:42,794 --> 00:48:44,671
‫می‌خوام خودم عدالت رو برقرار کنم..

720
00:48:44,755 --> 00:48:45,964
‫نگاهش کن...

721
00:48:47,382 --> 00:48:48,800
‫اصلا طرف کی هست؟

722
00:49:08,862 --> 00:49:10,072
‫پس با من این کار رو بکن.

723
00:49:11,281 --> 00:49:13,325
‫به جای اون با من ازدواج کن.

724
00:49:24,169 --> 00:49:26,338
‫چرا باید با تو ازدواج کنم؟

725
00:49:32,844 --> 00:49:33,929
‫چرا که نه؟

726
00:49:35,555 --> 00:49:37,057
‫این طور نیست که به هیچ کدوممون

727
00:49:37,766 --> 00:49:39,226
‫علاقه داشته باشی.

728
00:49:40,811 --> 00:49:42,229
‫تو یک دوره پنج ساله داری.

729
00:49:43,522 --> 00:49:44,690
‫فرقی نداره که

730
00:49:44,773 --> 00:49:46,733
‫من گند بزنم یا ازش طلاق بگیرم.

731
00:49:46,858 --> 00:49:48,402
‫اون تا آخر عمرش شاهزاده می‌مونه.

732
00:49:49,027 --> 00:49:50,195
‫ولی تو فرق می‌کنی.

733
00:49:55,951 --> 00:49:57,327
‫تو باید یه دوره دیگه هم خدمت کنی.

734
00:49:58,203 --> 00:49:59,496
‫خودت رو جمع و جور کن.

735
00:50:31,862 --> 00:50:33,363
‫اون موضوع ذهنتون رو درگیر کرده؟

736
00:50:37,284 --> 00:50:38,744
‫از دستیار چوی شنیدم.

737
00:50:39,244 --> 00:50:40,328
‫اینکه تو اقامتگاه خصوصی

738
00:50:40,579 --> 00:50:41,955
‫یه مشاجره رخ داده.

739
00:50:43,832 --> 00:50:45,167
‫چوی هیون...

740
00:50:45,959 --> 00:50:47,377
‫می‌تونه خیلی وراج باشه.

741
00:50:47,544 --> 00:50:49,838
‫اگه می‌شه، بذارید خانم سونگ برنده بشه.

742
00:50:50,630 --> 00:50:52,507
‫ایشون از قبل در معرض قضاوت تند و تیز

743
00:50:53,008 --> 00:50:54,468
‫افکار عمومی قرار داشته.

744
00:51:23,038 --> 00:51:25,415
‫[شاهزاده]

745
00:51:36,927 --> 00:51:37,928
‫سلام.

746
00:51:39,221 --> 00:51:40,722
‫دعوتنامه از قبل فرستاده شده.

747
00:51:43,183 --> 00:51:44,351
‫پس نمی‌تونی ردش کنی.

748
00:51:52,275 --> 00:51:53,360
‫به خاطر خودته.

749
00:51:56,279 --> 00:51:57,280
‫می‌دونم.

750
00:52:07,165 --> 00:52:08,208
‫متاسفم.

751
00:52:09,626 --> 00:52:10,961
‫اصلا نمی‌خواستم

752
00:52:11,253 --> 00:52:12,337
‫بهت صدمه بزنم.

753
00:52:14,297 --> 00:52:15,757
‫یا به گربه.

754
00:52:17,175 --> 00:52:18,176
‫می‌دونم.

755
00:52:23,348 --> 00:52:24,349
‫منم متاسفم.

756
00:52:29,479 --> 00:52:30,730
‫برای اینکه به قولم عمل نکردم.

757
00:52:37,571 --> 00:52:38,697
‫همین که خودت می‌دونی، کافیه.

758
00:52:51,877 --> 00:52:54,337
‫[کسل بیوتی]

759
00:53:02,971 --> 00:53:05,140
‫شنیدم که در ضیافت شرکت می‌کنید.

760
00:53:05,974 --> 00:53:08,351
‫بله، خب، ایشون اصرار کرد

761
00:53:08,476 --> 00:53:10,228
‫که به نفع منه.

762
00:53:11,771 --> 00:53:13,690
‫یه چیزی هست که باید بدونید.

763
00:53:13,773 --> 00:53:15,650
‫- یه لحظه.
‫- باشه.

764
00:53:16,484 --> 00:53:18,069
‫- ادامه بده.
‫- خیلی‌خب.

765
00:53:18,153 --> 00:53:21,990
‫بقیه مهمانان دعوت شده
‫همگی درجات رسمی دارن.

766
00:53:22,532 --> 00:53:23,992
‫در دربار سلطنتی، رتبه مشخص می‌کنه

767
00:53:24,034 --> 00:53:25,785
‫هر کدوم در سلسله مراتب کجا قرار می‌گیره.

768
00:53:25,827 --> 00:53:28,246
‫- سلسله مراتب؟
‫- بله. اه...

769
00:53:28,705 --> 00:53:33,043
‫مطمئنم بعد از شرکت
‫در چند مراسم سلطنتی متوجه شدی.

770
00:53:33,084 --> 00:53:35,253
‫وقتی پیش کسی هستی که رتبه بالاتری داره،

771
00:53:35,378 --> 00:53:39,174
‫باید عقب‌تر از اون راه بری. این رسمه.

772
00:53:44,512 --> 00:53:45,597
‫بهش توجه می‌کنم.

773
00:53:47,307 --> 00:53:48,600
‫ممنونم.

774
00:53:48,683 --> 00:53:49,851
‫اینم هست.

775
00:53:51,144 --> 00:53:52,187
‫بفرما.

776
00:53:52,896 --> 00:53:56,274
‫نیمه اول یه دورهمی کوچیک‌تره
‫که در اون ملکه مادر

777
00:53:56,358 --> 00:53:57,901
‫و مهمان‌ها با هم معاشرت می‌کنن.

778
00:53:57,984 --> 00:53:59,402
‫نیمه دوم یه مجلس رقصه.

779
00:53:59,486 --> 00:54:01,029
‫بهش می‌گن «مهمانی آخر شب»،

780
00:54:01,571 --> 00:54:03,073
‫ولی با حضور همسران مهمان‌ها،

781
00:54:03,114 --> 00:54:05,408
‫اعضای کابینه و اعضای خاندان سلطنتی،

782
00:54:05,492 --> 00:54:08,453
‫همه این افراد شرکت می‌کنن
‫و از نیمه اول هم بزرگ‌تره.

783
00:54:08,536 --> 00:54:10,956
‫وقتی خارج از کشور درس می‌خوندم
‫یه مقاله درباره‌ش خوندم.

784
00:54:11,039 --> 00:54:12,457
‫لباس شب می‌پوشی و می‌رقصی...

785
00:54:12,540 --> 00:54:13,708
‫درسته.

786
00:54:13,792 --> 00:54:16,878
‫بعد رتبه خانم سونگ چی می‌شه؟

787
00:54:21,633 --> 00:54:26,179
‫خانم سونگ خیلی موفق هستن و اینجور چیزها،

788
00:54:26,429 --> 00:54:28,014
‫ولی هیچ رتبه رسمی‌ای نداره.

789
00:54:28,890 --> 00:54:30,225
‫- چی؟
‫- خب...

790
00:54:31,017 --> 00:54:33,270
‫نه یه مقام دولتیه

791
00:54:33,353 --> 00:54:35,188
‫و نه اشراف‌زاده.

792
00:54:35,272 --> 00:54:37,357
‫بنابراین خانم سونگ توی ضیافت

793
00:54:37,440 --> 00:54:39,109
‫گوشه سالن می‌شینه

794
00:54:39,150 --> 00:54:40,777
‫و همیشه آخر صفه.

795
00:54:49,452 --> 00:54:52,914
‫اگه ازدواج کرده بودم اول صف بودم، نه؟

796
00:55:03,466 --> 00:55:05,635
‫«شرکت‌کنندگان از خاندان سلطنتی

797
00:55:05,719 --> 00:55:09,389
‫نشان‌های افتخاری دریافت می‌کنند
‫و از سالی که دعوت می‌شوند،

798
00:55:09,472 --> 00:55:12,684
‫این امتیاز را به دست می‌آورند که وقتی
‫دربار میزبان رویدادهای دیپلماتیک است،

799
00:55:12,767 --> 00:55:15,020
‫خاندان سلطنتی را همراهی کنند».

800
00:55:16,479 --> 00:55:20,525
‫خیالم راحت شد که هیچوقت
‫مجبور نیستم بهت چیزی یاد بدم.

801
00:55:23,403 --> 00:55:25,822
‫فرض کن اصلا همچین امتیازهایی به من بده.

802
00:55:31,453 --> 00:55:32,954
‫[شاهزاده]

803
00:55:35,457 --> 00:55:36,458
‫الو؟

804
00:55:38,960 --> 00:55:39,961
‫الان؟

805
00:55:51,181 --> 00:55:52,432
‫قضیه چیه؟

806
00:56:02,567 --> 00:56:03,568
‫چرا؟

807
00:56:04,486 --> 00:56:05,987
‫این آخرین بار می‌شه.

808
00:56:07,155 --> 00:56:10,533
‫از کجا جرأت پوشیدن اون چولیک رو پیدا کردی؟

809
00:56:10,617 --> 00:56:12,744
‫فقط یه انتخاب شیک بود؟

810
00:56:13,286 --> 00:56:15,121
‫دارم همه این کارها رو به خاطر تو می‌کنم...

811
00:56:30,929 --> 00:56:32,097
‫چی کار می‌کنی؟

812
00:56:32,722 --> 00:56:34,724
‫به من توجه نکن. دارم تمرین می‌کنم.

813
00:56:35,475 --> 00:56:38,103
‫- تمرین چی؟
‫- راه رفتن بر اساس رتبه.

814
00:56:39,229 --> 00:56:40,480
‫اگه الان تمرین نکنم،

815
00:56:40,522 --> 00:56:42,607
‫حتماً اون روز جلوتر از بقیه راه می‌رم.

816
00:56:42,857 --> 00:56:45,235
‫چون من همیشه پیشگام هستم،
‫راه رو باز می‌کنم.

817
00:57:10,051 --> 00:57:13,138
‫- یک پاسخ بدید، لطفاً!
‫- لطفاً اینجا رو نگاه کنید!

818
00:57:14,931 --> 00:57:18,101
‫- اینجا!
‫- ژست بگیرید!

819
00:57:22,772 --> 00:57:23,898
‫مطمئن باشم که

820
00:57:24,524 --> 00:57:26,025
‫همه مقدمات انجام شدن؟

821
00:57:26,484 --> 00:57:28,069
‫بله، علیاحضرت.

822
00:57:52,677 --> 00:57:53,970
‫خداحافظ.

823
00:57:55,597 --> 00:57:56,598
‫صبر کن.

824
00:57:59,267 --> 00:58:00,268
‫«راه رو باز کردن».

825
00:58:01,436 --> 00:58:02,604
‫چطور این کار رو می‌کنی؟

826
00:58:07,400 --> 00:58:08,443
‫من هیچوقت یاد نگرفتم.

827
00:58:09,444 --> 00:58:10,570
‫من همیشه اونی بودم

828
00:58:11,070 --> 00:58:12,238
‫که پشت سر راه می‌رفت.

829
00:58:18,077 --> 00:58:19,579
‫فقط باید کنار من راه بری.

830
00:58:21,539 --> 00:58:22,665
‫بهت یاد می‌دم.

831
00:58:45,021 --> 00:58:48,608
‫حالا که دانو گذشته، زمانی که گفته می‌شه
‫انرژی یانگ در اوج خودش قرار داره،

832
00:58:48,691 --> 00:58:51,027
‫ضیافت اندرونی بالاخره آغاز شده.

833
00:58:51,110 --> 00:58:52,904
‫یک دورهمی از ۲۰ زن جوان

834
00:58:52,987 --> 00:58:55,907
‫که محورش ملکه مادر، رئیس اندرونی هست.

835
00:58:55,990 --> 00:58:58,993
‫لیست مهمانان امسال شامل سونگ هویجو،
‫مدیرعامل کسل بیوتی هست

836
00:58:59,077 --> 00:59:00,411
‫که توجه زیادی رو جلب کرده.

837
00:59:01,246 --> 00:59:03,331
‫- عزیزم!
‫- من رو ترسوندی.

838
00:59:03,414 --> 00:59:04,666
‫عزیزم.

839
00:59:05,959 --> 00:59:07,877
‫اون آشغالی که ماشینش رو
‫دستکاری کرده، پیدا کردم.

840
00:59:08,711 --> 00:59:09,963
‫پیداش کردی؟

841
00:59:10,088 --> 00:59:11,422
‫آره، ولی...

842
00:59:12,257 --> 00:59:13,299
‫ولی؟

843
00:59:14,217 --> 00:59:15,385
‫مُرده.

844
00:59:15,969 --> 00:59:17,720
‫- چی؟
‫- مُرده.

845
00:59:18,346 --> 00:59:19,347
‫دیروز.

846
00:59:21,558 --> 00:59:23,434
‫[رتبه ۴ جونیور، رتبه ۴ ارشد]

847
00:59:23,518 --> 00:59:24,978
‫[رتبه ۵ جونیور]

848
00:59:29,983 --> 00:59:30,984
‫[رتبه ۶ جونیور]

849
00:59:31,067 --> 00:59:32,485
‫[سونگ هویجو، فرد عادی]

850
00:59:32,569 --> 00:59:34,821
‫با وجود موفقیت‌های پر سر و صداش
‫در خارج از کشور،

851
00:59:34,904 --> 00:59:36,614
‫تا حالا دعوت نشده بود.

852
00:59:36,698 --> 00:59:38,658
‫به نظر میاد همسرِ شاهزاده بزرگ بودن

853
00:59:38,741 --> 00:59:41,244
‫از هر مانع مرتبط با جایگاه اجتماعی بالاتره.

854
00:59:41,327 --> 00:59:43,830
‫اگه با موفقیت باهاش ازدواج کنه،
‫عضو خاندان سلطنتی می‌شه،

855
00:59:43,913 --> 00:59:45,873
‫پس حتماً دارن ظاهر رو حفظ می‌کنن.

856
00:59:45,957 --> 00:59:47,333
‫با این حال،

857
00:59:47,417 --> 00:59:49,752
‫مگه اون کسی نیست که
‫باعث رسوایی عمومی شد؟

858
00:59:50,295 --> 00:59:52,255
‫اگه پارسال مهمون بود،

859
00:59:52,338 --> 00:59:55,091
‫حداقل می‌تونستن موفقیت‌هاش رو بهونه کنن.

860
00:59:56,050 --> 00:59:58,344
‫خاندان سلطنتی این روزها واقعاً مسخره شده.

861
01:00:01,347 --> 01:00:03,016
‫- علیاحضرت.
‫- علیاحضرت.

862
01:00:03,975 --> 01:00:05,310
‫[سونگ هویجو، فرد عادی]

863
01:00:08,354 --> 01:00:10,648
‫داشتید پشت سر کسی که
‫حتی اینجا نیست، بد می‌گفتید؟

864
01:00:10,898 --> 01:00:11,941
‫چی؟

865
01:00:13,776 --> 01:00:15,528
‫باید دیرتر میومدم.

866
01:00:16,279 --> 01:00:17,530
‫با توجه به اینکه صلاح دونستید

867
01:00:18,281 --> 01:00:20,283
‫خاندان سلطنتی رو درگیر شایعات خودتون کنید.

868
01:00:20,992 --> 01:00:22,535
‫خانم سونگ، اینجا رو نگاه کنید!

869
01:00:22,619 --> 01:00:25,371
‫- خانم سونگ، اینجا رو نگاه کنید!
‫- لطفاً اینجا رو نگاه کنید!

870
01:00:40,303 --> 01:00:41,679
‫علیاحضرت.

871
01:00:42,722 --> 01:00:44,307
‫بنده هویجو از خانواده سونگ هستم.

872
01:00:44,390 --> 01:00:45,808
‫- خانم سونگ.
‫- خانم سونگ!

873
01:00:45,892 --> 01:00:48,811
‫چه حسی دارید بعد از علنی شدن
‫رابطه به کاخ برگشتید؟

874
01:00:48,895 --> 01:00:50,730
‫موضع کاخ در مورد تصادف چی بود؟

875
01:00:50,813 --> 01:00:53,524
‫دلیلی داره که شما بعد از علیاحضرت وارد شدی؟

876
01:00:53,608 --> 01:00:55,360
‫- لطفاً نظر بدید!
‫- لطفاً!

877
01:00:55,443 --> 01:00:57,403
‫- منتظر جواب شما هستیم.
‫- یه نظری بدید.

878
01:00:57,487 --> 01:01:00,073
‫متاسفانه، من هنوز راه کاخ رو خوب بلد نیستم.

879
01:01:00,823 --> 01:01:03,868
‫یه لحظه راه رو گم کردم.

880
01:01:08,831 --> 01:01:10,625
‫لطفا من رو ببخشید،

881
01:01:11,334 --> 01:01:12,377
‫علیاحضرت.

882
01:01:20,802 --> 01:01:23,429
‫به من گفتن که دبیرخانه سلطنتی
‫شما رو راهنمایی کرده.

883
01:01:24,597 --> 01:01:27,100
‫دلیل خاصی داره از پوشیدن
‫دانگوی خودداری کردی؟

884
01:01:28,059 --> 01:01:29,143
‫آه!

885
01:01:29,977 --> 01:01:33,481
‫بهم القا شده بود که این رسم اجباری نیست.

886
01:01:36,818 --> 01:01:38,569
‫مورد پسند شما نیست؟

887
01:01:43,991 --> 01:01:45,118
‫چطور می‌شه خوشم نیاد؟

888
01:01:55,336 --> 01:01:58,798
‫- دوست دارید جواب بدید؟
‫- خانم سونگ، اینجا رو ببینید.

889
01:02:07,515 --> 01:02:10,017
‫تنقلاتی که علیاحضرت برای روز کودک فرستادید

890
01:02:10,101 --> 01:02:11,894
‫شادی زیادی برای همه بیماران

891
01:02:11,978 --> 01:02:14,063
‫بخش کودکان به ارمغان آورد.

892
01:02:14,188 --> 01:02:16,607
‫خوشحال می‌شم به هر طریقی
‫که می‌تونم کمک کنم.

893
01:02:17,233 --> 01:02:19,736
‫با خیال راحت بهم بگید.

894
01:02:20,361 --> 01:02:23,322
‫شنیدم که علیاحضرت از اجراهای من لذت بردین.

895
01:02:23,406 --> 01:02:26,743
‫اگه علیاحضرت در اجرای بعدی هم شرکت کنین،
‫من خیلی مفتخر می‌شم...

896
01:02:37,378 --> 01:02:39,088
‫شاید تابستان رو باید شکر کرد،

897
01:02:39,255 --> 01:02:42,216
‫ولی به نظر شما محوطه کاخ
‫زیباتر از قبل نشده؟

898
01:02:42,300 --> 01:02:43,426
‫چی؟

899
01:02:44,093 --> 01:02:45,511
‫بله، علیاحضرت.

900
01:02:46,471 --> 01:02:47,764
‫بذارید کمی بیشتر قدم بزنیم.

901
01:02:48,264 --> 01:02:51,267
‫وقتی گل‌ها شکوفه می‌دن،
‫قدردانی از اون‌ها وظیفه ماست.

902
01:02:51,851 --> 01:02:53,561
‫- چشم، علیاحضرت.
‫- چشم، علیاحضرت.

903
01:03:45,571 --> 01:03:47,031
‫لطفاً بهم یاد بده.

904
01:03:49,116 --> 01:03:50,368
‫حالا که کنارت هستم.

905
01:04:30,408 --> 01:04:31,617
‫در برابر خواسته‌شون کوتاه نیا.

906
01:04:33,327 --> 01:04:34,328
‫عقب‌نشینی نکن

907
01:04:35,246 --> 01:04:36,497
‫و مصالحه نکن.

908
01:04:38,583 --> 01:04:40,126
‫با تموم وجودم مبارزه می‌کنم.

909
01:04:45,256 --> 01:04:46,340
‫درست مثل خودت.

910
01:04:54,974 --> 01:04:59,979
‫«ترجمه از خشایار»

911
01:05:40,519 --> 01:05:43,314
‫از وقتی که فقط آشنای معمولی بودین تا الان،

912
01:05:43,397 --> 01:05:45,107
‫به نظرت بزرگ‌ترین تغییر چی بوده؟

913
01:05:45,191 --> 01:05:46,734
‫بیش از حد محافظ بودن؟

914
01:05:46,776 --> 01:05:47,944
‫یه کم ساده‌لوحانه نیست؟

915
01:05:48,027 --> 01:05:49,654
‫یک خانم تاجر باید بهتر از این بدونه

916
01:05:49,737 --> 01:05:51,822
‫که به این راحتی به مردم اعتماد نکنه.

917
01:05:52,448 --> 01:05:53,950
‫یک جاسوس تو اقامتگاه خصوصیم هست.

918
01:05:54,659 --> 01:05:55,826
‫سونگ هویجو!

919
01:05:55,952 --> 01:05:58,663
‫به نظرت خیلی بی‌صبر و قرار نیست؟

920
01:05:59,121 --> 01:06:00,414
‫عالیجناب؟

921
01:06:00,498 --> 01:06:02,500
‫ با من ازدواج می‌کنی؟

922
01:06:02,583 --> 01:06:04,627
‫فکر کردی اینقدر راحت
‫از کنار این قضیه می‌گذرم؟

923
01:06:04,710 --> 01:06:05,836
‫ورودم رو اعلام کن.

924
01:06:05,920 --> 01:06:08,756
‫چطور می‌تونم درخواست ملکه مادر رو رد کنم؟

925
01:06:08,839 --> 01:06:11,175
‫انگار که دیوانه‌وار عاشق همدیگه‌ایم.

926
01:06:18,808 --> 01:06:25,314
‫[بخش پایانی]

927
01:06:29,276 --> 01:06:31,112
‫اوه!

928
01:06:46,127 --> 01:06:47,128
‫صبر کن.

929
01:06:48,838 --> 01:06:49,839
‫تو...

930
01:06:53,634 --> 01:06:54,719
‫توی مسابقه نمایشی

931
01:06:55,594 --> 01:06:56,929
‫کارت خوب بود.

932
01:07:00,141 --> 01:07:01,267
‫می‌خوای

933
01:07:01,851 --> 01:07:03,519
‫اعتبارش مال تو بشه؟

934
01:07:06,230 --> 01:07:07,356
‫«اعتبارش مال من باشه»؟

935
01:07:07,440 --> 01:07:09,567
‫مفهوم تعریف کردن رو متوجه نمی‌شی؟

936
01:07:11,861 --> 01:07:12,903
‫ظاهراً نه.

937
01:07:46,479 --> 01:07:48,022
‫وای، من رو ترسوندی.

938
01:07:48,731 --> 01:07:50,149
‫از قبل اونجا بودی؟

939
01:07:50,775 --> 01:07:52,026
‫- آره.
‫- از کِی؟

940
01:07:53,152 --> 01:07:54,904
‫قبل از اینکه شروع کنی به پرسه زدن.

941
01:08:08,459 --> 01:08:10,503
‫سونگ هویجو رو از نزدیک می‌شناسی؟

942
01:08:13,214 --> 01:08:14,256
‫به هم نزدیکیم.

943
01:08:14,340 --> 01:08:15,591
‫تو یه خوابگاه هستیم.

944
01:08:16,550 --> 01:08:17,760
‫چه جور آدمیه؟

945
01:08:25,392 --> 01:08:26,602
‫خوشگله.

946
01:08:28,604 --> 01:08:29,855
‫آره، درسته.