1
00:00:49,632 --> 00:00:50,759
‫[این یک داستان ساختگی‌ست]

2
00:00:50,842 --> 00:00:52,761
‫[بازیگران کودک و حیوانات
‫با رعایت ایمنی فیلمبرداری شدند]

3
00:00:56,222 --> 00:01:01,227
‫«ترجمه از خشایار»

4
00:01:06,983 --> 00:01:07,984
‫سونگ هویجو!

5
00:01:09,319 --> 00:01:10,487
‫بیا بیرون دیگه.

6
00:01:27,253 --> 00:01:28,338
‫سونگ هویجو!

7
00:01:29,005 --> 00:01:30,924
‫یه لحظه بهم وقت بده!

8
00:01:31,925 --> 00:01:34,552
‫به نظرت خیلی بی‌صبر و قرار نیست؟

9
00:01:34,594 --> 00:01:37,388
‫آه. ایشون معمولاً خیلی
‫خوش‌برخورد و راحت هستن.

10
00:01:37,472 --> 00:01:38,848
‫دیرمون شده!

11
00:01:38,890 --> 00:01:40,934
‫- چرا اون...
‫- نه، سرکار بانو!

12
00:01:42,852 --> 00:01:44,229
‫ببخشید.

13
00:01:47,107 --> 00:01:48,691
‫بله، لطفاً شماره صندلی رو برام چک کن.

14
00:01:48,775 --> 00:01:49,776
‫ممنون.

15
00:01:51,778 --> 00:01:52,779
‫صبر کن،

16
00:01:52,862 --> 00:01:54,531
‫خانم سونگ هنوز داره لباس می‌پوشه؟

17
00:01:54,572 --> 00:01:56,157
‫حتماً خودش داره لباس مجلسی رو می‌دوزه.

18
00:01:56,449 --> 00:01:58,451
‫می‌تونست تا الان دوتا بدوزه.

19
00:01:59,327 --> 00:02:00,453
‫سونگ هویجو!

20
00:02:03,081 --> 00:02:04,791
‫خب، با این روند...

21
00:02:10,672 --> 00:02:13,800
‫[تاج بی‌نقص]

22
00:02:14,551 --> 00:02:15,635
‫[قسمت ششم]

23
00:02:15,635 --> 00:02:17,053
‫علیاحضرت گفتن

24
00:02:17,178 --> 00:02:19,639
‫که حضور شما الزامی نیست.

25
00:02:19,681 --> 00:02:20,890
‫عموم اصرار کرد

26
00:02:20,932 --> 00:02:22,267
‫که اونجا باشم.

27
00:02:22,976 --> 00:02:24,227
‫عالیجناب گفتن؟

28
00:02:24,727 --> 00:02:25,728
‫بله.

29
00:02:30,150 --> 00:02:31,151
‫علیاحضرت.

30
00:02:34,904 --> 00:02:35,989
‫اومدی.

31
00:02:36,197 --> 00:02:37,907
‫چطور می‌تونم درخواست

32
00:02:38,074 --> 00:02:39,826
‫ملکه مادر رو رد کنم؟

33
00:02:58,261 --> 00:02:59,971
‫علیاحضرت ملکه مادر تشریف آوردند.

34
00:03:09,898 --> 00:03:12,358
‫ممنون که من رو دعوت کردید، علیاحضرت.

35
00:03:13,318 --> 00:03:16,529
‫خیلی خوشحال می‌شدم اگه
‫به پذیرایی هم دعوت می‌شدم.

36
00:03:16,613 --> 00:03:17,822
‫حیف شد...

37
00:03:22,911 --> 00:03:24,495
‫عذر می‌خوام، علیاحضرت.

38
00:03:27,582 --> 00:03:29,542
‫امیدوارم از ضیافت لذت ببری.

39
00:03:36,007 --> 00:03:38,426
‫به نظرت به عنوان همسر
‫شاهزاده بزرگ ایان چطوره؟

40
00:03:41,846 --> 00:03:44,515
‫نه بیش از حد برجسته‌ست
‫و نه از طبقه‌ای خیلی فروتن.

41
00:03:45,350 --> 00:03:46,935
‫کاملاً مناسبش نیست؟

42
00:03:49,062 --> 00:03:51,105
‫شاهزاده بزرگ ایان تشریف آوردند.

43
00:04:39,320 --> 00:04:41,239
‫صبر کن، نگو اون حلقه...

44
00:04:41,322 --> 00:04:42,907
‫اون حلقه ملکه اوی‌هیون نیست؟

45
00:04:47,412 --> 00:04:48,830
‫عالیجناب.

46
00:04:51,499 --> 00:04:52,875
‫در مقایسه با تو...

47
00:04:54,752 --> 00:04:56,421
‫ممکنه سرعتم خیلی آروم‌تر به نظر بیاد.

48
00:04:59,382 --> 00:05:00,508
‫با این حال...

49
00:05:03,845 --> 00:05:05,555
‫با من ازدواج می‌کنی؟

50
00:06:04,989 --> 00:06:05,990
‫اعلیحضرت.

51
00:06:07,784 --> 00:06:08,826
‫ما رو به دعای خیر سلطنتی

52
00:06:09,994 --> 00:06:11,245
‫مفتخر می‌کنید؟

53
00:06:23,716 --> 00:06:24,717
‫اعلیحضرت.

54
00:06:34,435 --> 00:06:35,812
‫دعای خیر من با شماست.

55
00:06:42,068 --> 00:06:44,070
‫برات آرزوی خوشبختی می‌کنم، عمو.

56
00:06:44,862 --> 00:06:46,155
‫تو هم همینطور، خانم سونگ.

57
00:06:49,575 --> 00:06:51,869
‫بی‌نهایت باعث افتخار منه، اعلیحضرت.

58
00:07:30,992 --> 00:07:32,118
‫نخست‌وزیر مین.

59
00:07:39,709 --> 00:07:41,043
‫از قدرت وتوت استفاده کن.

60
00:07:41,377 --> 00:07:42,503
‫علیاحضرت.

61
00:07:42,545 --> 00:07:43,838
‫ازدواج‌های سلطنتی باید

62
00:07:43,880 --> 00:07:45,131
‫توسط نخست‌وزیر تأیید بشن.

63
00:07:45,214 --> 00:07:47,675
‫اعلیحضرت اون رو جلوی چشم همه تأیید کردن.

64
00:07:47,717 --> 00:07:49,010
‫دقیقاً به خاطر همین گفتم!

65
00:07:50,219 --> 00:07:52,054
‫تو تنها گزینه‌ای هستی که داریم.

66
00:08:01,314 --> 00:08:03,107
‫تاج و تخت و کابینه

67
00:08:04,567 --> 00:08:05,860
‫باید متحد باقی بمونن.

68
00:08:21,167 --> 00:08:22,210
‫درسته.

69
00:08:22,293 --> 00:08:24,504
‫بله، البته. خیلی‌خب، پس.

70
00:08:27,131 --> 00:08:28,925
‫حتماً روز پرمشغله‌ای داشتی.

71
00:08:29,300 --> 00:08:31,093
‫اوه. دستیار چوی.

72
00:08:31,177 --> 00:08:33,137
‫معمولاً اینجا گوشی آنتن نمی‌ده؟

73
00:08:33,221 --> 00:08:36,390
‫آه. احتمالاً امروز سیگنال رو
‫به خاطر مهمون‌ها قطع کردن.

74
00:08:36,516 --> 00:08:39,352
‫آه. پس جایی هست بشه
‫با کابل به اینترنت وصل شد؟

75
00:08:39,519 --> 00:08:40,686
‫اتصال با کابل...

76
00:08:41,395 --> 00:08:42,396
‫دنبالم بیا.

77
00:08:49,529 --> 00:08:52,156
‫صمیمانه‌ترین تبریکات ما رو
‫پذیرا باشید، عالیجناب.

78
00:08:53,741 --> 00:08:54,951
‫شما هم همینطور، خانم سونگ.

79
00:09:24,939 --> 00:09:25,940
‫جونگ‌وو.

80
00:09:28,109 --> 00:09:29,110
‫بریم؟

81
00:09:43,583 --> 00:09:45,209
‫اون بچه ننر ظالم نیومد؟

82
00:09:45,293 --> 00:09:47,461
‫آره، نه تو اتاقشه، نه تو کتابخونه.

83
00:09:47,545 --> 00:09:49,672
‫فکر کنم کلاس نهمی‌ها امروز امتحان داشتن.

84
00:09:49,755 --> 00:09:52,091
‫حدس می‌زنم این دفعه دیگه رتبه اول رو نیاره.

85
00:09:52,174 --> 00:09:53,467
‫شاید یکی زندانیش کرده.

86
00:09:53,551 --> 00:09:55,553
‫جدی؟ ولی کی همچین کاری می‌کنه؟

87
00:09:55,636 --> 00:09:56,887
‫هیچوقت معلوم نیست.

88
00:09:56,971 --> 00:09:58,681
‫ولی اون همیشه زود می‌رسید.

89
00:10:04,604 --> 00:10:07,315
‫[آسانسور خراب است]

90
00:10:09,108 --> 00:10:10,109
‫سلام؟

91
00:10:10,901 --> 00:10:12,737
‫کسی نیست؟

92
00:10:13,321 --> 00:10:14,572
‫آهای؟

93
00:10:15,114 --> 00:10:16,198
‫لعنت!

94
00:10:18,743 --> 00:10:20,578
‫- یه نفر اینجا گیر کرده!
‫- هویجو؟

95
00:10:24,790 --> 00:10:25,791
‫جونگ‌وو.

96
00:10:27,001 --> 00:10:28,628
‫دستم رو بگیر.

97
00:10:34,634 --> 00:10:35,885
‫خوبی؟

98
00:10:37,011 --> 00:10:38,346
‫باهام بیا.

99
00:10:40,348 --> 00:10:41,515
‫کجا داریم می‌ریم؟

100
00:10:41,599 --> 00:10:43,893
‫- تو بهشون بگو.
‫- چی رو بگم؟

101
00:10:43,976 --> 00:10:45,353
‫بهشون بگو به خاطر اینکه

102
00:10:45,561 --> 00:10:47,229
‫اونجا گیر افتاده بودم دیر رسیدم.

103
00:10:47,938 --> 00:10:49,607
‫حرفت رو باور می‌کنن.

104
00:11:25,643 --> 00:11:27,144
‫این حلقه ملکه اوی‌هیونه، درسته؟

105
00:11:28,354 --> 00:11:30,106
‫همیشه این رو دستش می‌کرد.

106
00:11:30,981 --> 00:11:33,401
‫وقتی بچه بودم دیدمش، ولی هنوز یادم میاد.

107
00:11:34,026 --> 00:11:35,236
‫واقعاً خیلی قشنگ بود.

108
00:11:38,114 --> 00:11:40,908
‫ولی مطمئنی که می‌تونی این رو بهم بدی؟

109
00:11:41,409 --> 00:11:42,618
‫این حلقه مادرته.

110
00:11:44,078 --> 00:11:45,287
‫البته که نه.

111
00:11:46,038 --> 00:11:47,707
‫این یک گنجینه ملیه.

112
00:11:47,915 --> 00:11:49,291
‫وقتی از هم طلاق گرفتیم پسش بده.

113
00:11:50,793 --> 00:11:52,294
‫ای بابا، بیا همین الان بگیرش.

114
00:11:52,378 --> 00:11:54,213
‫تا الان کلی ازش عکس گرفتن.

115
00:11:54,296 --> 00:11:55,589
‫ولش کن.

116
00:11:56,716 --> 00:11:58,718
‫به هر حال مادر اون حلقه رو دوست نداشت.

117
00:11:59,677 --> 00:12:00,678
‫چرا؟

118
00:12:02,388 --> 00:12:03,639
‫شاید چون زیادی سنگین بود؟

119
00:12:16,944 --> 00:12:19,196
‫حدس می‌زنم تو محبوب‌ترین بچه‌ش بودی.

120
00:12:20,865 --> 00:12:23,284
‫بالاخره این حلقه بالاخره یه گنجینه ملیه.

121
00:12:24,243 --> 00:12:25,995
‫ولی اون رو برای تو به ارث گذاشت.

122
00:12:26,203 --> 00:12:28,372
‫نه برای برادرت که پادشاه آینده بود.

123
00:12:37,423 --> 00:12:39,925
‫اون تصمیم باعث شد پدرم خیلی عصبانی بشه.

124
00:12:42,261 --> 00:12:43,304
‫پدرم...

125
00:12:44,889 --> 00:12:46,432
‫از اینکه چیزی به من بده، متنفر بود.

126
00:13:01,781 --> 00:13:03,032
‫پدرها اینطوری‌ان دیگه.

127
00:14:12,601 --> 00:14:13,811
‫خدای من.

128
00:14:14,770 --> 00:14:16,647
‫از این قشنگ‌تر چیزی دیدی؟

129
00:14:17,189 --> 00:14:18,524
‫گل رز دوست داری؟

130
00:14:19,024 --> 00:14:20,025
‫چی؟

131
00:14:20,109 --> 00:14:22,069
‫دیوید آستین. رز جولیت.

132
00:14:22,194 --> 00:14:23,612
‫این‌ها رز پیونی‌ان.

133
00:14:23,696 --> 00:14:25,739
‫- همه‌شون رز هستن.
‫- ها؟

134
00:14:25,990 --> 00:14:27,783
‫پدر و مادرم گل‌فروشی دارن.

135
00:14:30,077 --> 00:14:31,161
‫خانم دو.

136
00:14:31,287 --> 00:14:33,747
‫تو وارث گل‌فروشی هستی؟

137
00:14:34,456 --> 00:14:36,458
‫برای فردا یه جلسه با تیم روابط عمومی بذار.

138
00:14:36,876 --> 00:14:38,377
‫قبلاً همه چیز رو هماهنگ کردم.

139
00:14:38,460 --> 00:14:40,170
‫فردا ساعت ۱۰ صبحه.

140
00:14:42,256 --> 00:14:44,091
‫عالیجناب، می‌تونم فردا

141
00:14:44,133 --> 00:14:46,051
‫این حلقه رو تو مصاحبه‌م دستم کنم؟

142
00:14:48,178 --> 00:14:49,430
‫هر کار دوست داری انجام بده.

143
00:14:51,140 --> 00:14:53,058
‫نگاهش کن. خیلی قشنگ نیست؟

144
00:14:53,142 --> 00:14:55,644
‫- خیلی قشنگه.
‫- با چشمات نگاه کن، نه با دست‌هات.

145
00:15:02,276 --> 00:15:03,819
‫وای، دیوانه‌کننده‌ست.

146
00:15:03,944 --> 00:15:05,613
‫ازش خواستگاری کرد؟

147
00:15:06,572 --> 00:15:09,658
‫عزیزم، ما رسماً الان
‫عضو خاندان سلطنتی هستیم!

148
00:15:09,742 --> 00:15:11,327
‫راست می‌گی، نه؟

149
00:15:11,410 --> 00:15:13,787
‫پس من الان رسماً شوهر‌خواهر...

150
00:15:15,915 --> 00:15:17,207
‫شاهزاده بزرگ ایانم.

151
00:15:17,333 --> 00:15:18,417
‫درسته.

152
00:15:28,969 --> 00:15:29,970
‫چی شده؟

153
00:15:32,556 --> 00:15:34,058
‫یه جای کار می‌لنگه.

154
00:15:34,224 --> 00:15:38,103
‫تو فقط از اینکه هویجو تبدیل
‫به ملکه بشه، خوشت نمیاد، نه؟

155
00:15:38,187 --> 00:15:39,355
‫نه،

156
00:15:39,396 --> 00:15:40,689
‫اون نیست.

157
00:15:40,814 --> 00:15:43,108
‫عزیزم، اون باید تبدیل به یه ملکه بشه

158
00:15:43,192 --> 00:15:45,694
‫تا تو به تنها وارث کسل گروپ تبدیل بشی.

159
00:15:46,487 --> 00:15:47,905
‫اون رو می‌دونم.

160
00:15:48,656 --> 00:15:49,782
‫پس چی؟

161
00:15:52,660 --> 00:15:54,703
‫در مورد اون مکانیک کوفتی که مُرد.

162
00:15:54,912 --> 00:15:56,622
‫به نظرت یه جای کار نمی‌لنگه؟

163
00:16:00,584 --> 00:16:02,211
‫حق با توئه.

164
00:16:15,975 --> 00:16:17,226
‫ورودم رو اعلام کن.

165
00:16:17,351 --> 00:16:18,477
‫علیاحضرت.

166
00:16:19,353 --> 00:16:21,271
‫لرد اینپیونگ تشریف آوردند.

167
00:16:22,189 --> 00:16:23,315
‫راهنماییشون کن.

168
00:16:37,246 --> 00:16:38,539
‫ازدواج؟

169
00:16:39,331 --> 00:16:40,499
‫بی‌معنیه.

170
00:16:42,543 --> 00:16:44,837
‫من از اعلیحضرت درخواست می‌کنم
‫که فرمانش رو لغو کنه.

171
00:16:44,920 --> 00:16:46,005
‫اصلاً همچین کاری نکن.

172
00:16:47,131 --> 00:16:49,758
‫یک فرمان سلطنتی که
‫در کسری از ثانیه قابل برگشت باشه

173
00:16:51,301 --> 00:16:52,720
‫اصلاً فرمان محسوب نمی‌شه.

174
00:16:53,220 --> 00:16:54,221
‫پس چی؟

175
00:16:55,139 --> 00:16:56,974
‫می‌خوای قبولش کنی؟

176
00:17:00,936 --> 00:17:02,146
‫شاهزاده بزرگ ایان...

177
00:17:04,606 --> 00:17:06,567
‫از آخرین آرزوی پادشاه فقید خبر داره.

178
00:17:10,571 --> 00:17:13,032
‫تو می‌خوای شاهزاده بزرگ ایان به سلطنت برسه؟

179
00:17:14,074 --> 00:17:16,368
‫واقعاً عقل از سرت پریده؟

180
00:17:17,786 --> 00:17:19,621
‫این از مُردن بهتره.

181
00:17:23,959 --> 00:17:25,753
‫مُردن بهتره.

182
00:17:30,507 --> 00:17:32,051
‫ترجیح می‌دم بمیری.

183
00:17:41,769 --> 00:17:43,771
‫به خاطر ولیعهد.

184
00:17:49,651 --> 00:17:52,071
‫به نظر نمی‌رسید اون حرف
‫به صورت اتفاقی زده شده باشه.

185
00:17:53,447 --> 00:17:55,866
‫- تو مطمئن بودی...
‫- شک دارم اصلا مدرکی داشته باشه.

186
00:17:59,953 --> 00:18:01,080
‫آتش‌سوزی اون روز...

187
00:18:06,585 --> 00:18:08,295
‫همه چیز رو به خاکستر تبدیل کرد.

188
00:18:10,964 --> 00:18:11,965
‫بنابراین،

189
00:18:12,216 --> 00:18:13,967
‫این پیوند ناخوشایند رو

190
00:18:14,134 --> 00:18:15,677
‫قبول می‌کنم.

191
00:18:17,054 --> 00:18:19,765
‫- علیاحضرت.
‫- تا زمانی که از اون وصیت‌نامه خبر داره،

192
00:18:20,307 --> 00:18:22,309
‫هیچوقت نمی‌تونیم باهاش متحد بشیم.

193
00:18:22,476 --> 00:18:24,269
‫- پس چی؟
‫- سونگ هویجو.

194
00:18:26,188 --> 00:18:28,107
‫هویجو ثابت کرده که نقطه ضعفشه.

195
00:18:29,733 --> 00:18:31,985
‫بهترین کار اینه که
‫اون رو در دسترس نگه داریم.

196
00:18:33,070 --> 00:18:34,905
‫موافق نیستی؟

197
00:18:49,461 --> 00:18:51,171
‫منم کاملاً موافق نیستم،

198
00:18:51,213 --> 00:18:52,506
‫ولی چاره چیه؟

199
00:18:52,589 --> 00:18:54,007
‫حق با اونه، پدر جان.

200
00:18:54,091 --> 00:18:57,010
‫یک خواستگاری عمومی انجام شد
‫و اعلیحضرت هم بهشون اجازه داد.

201
00:18:59,138 --> 00:19:00,430
‫اوه، راستی.

202
00:19:00,514 --> 00:19:02,516
‫پدر، شاید بتونیم از این فرصت استفاده کنیم

203
00:19:02,558 --> 00:19:04,017
‫تا سهام شرکت رو دوباره توزیع کنیم...

204
00:19:04,059 --> 00:19:05,519
‫دایونگ.

205
00:19:05,686 --> 00:19:06,812
‫بله؟

206
00:19:07,938 --> 00:19:09,565
‫باید به پدر و مادرت زنگ بزنی.

207
00:19:10,023 --> 00:19:11,650
‫پدر و مادرم؟

208
00:19:12,442 --> 00:19:14,820
‫باید یک نفر رو تو کاخ بذاریم.

209
00:19:17,865 --> 00:19:19,199
‫خواهرت

210
00:19:20,159 --> 00:19:22,870
‫باید حداقل یک نفر رو داشته باشه
‫که بتونه روش حساب کنه.

211
00:19:25,122 --> 00:19:30,210
‫[کسل بیوتی]

212
00:19:42,806 --> 00:19:44,433
‫- راستی، عزیزم.
‫- بله؟

213
00:19:44,516 --> 00:19:46,977
‫فکر می‌کردم پدرت از هویجو خوشش نمیاد.

214
00:19:47,686 --> 00:19:48,687
‫ازش خوشش نمیاد،

215
00:19:49,104 --> 00:19:50,856
‫ولی از اینکه بقیه بهش زور بگن
‫بیشتر بدش میاد.

216
00:19:51,231 --> 00:19:52,232
‫چی؟

217
00:19:52,774 --> 00:19:54,193
‫همینطوریه دیگه.

218
00:19:58,071 --> 00:19:59,865
‫باورم نمی‌شه دارم از نزدیک می‌بینمش.

219
00:20:00,908 --> 00:20:02,159
‫این چند عیاره؟

220
00:20:03,660 --> 00:20:04,953
‫واقعا؟

221
00:20:06,788 --> 00:20:07,831
‫خب، به هر حال...

222
00:20:08,665 --> 00:20:11,043
‫تا حالا جانشین خودت رو معرفی کردی؟

223
00:20:12,669 --> 00:20:13,670
‫جانشینم؟

224
00:20:13,837 --> 00:20:15,339
‫اعضای سلطنتی نمی‌تونن کار کنن.

225
00:20:15,380 --> 00:20:16,590
‫پس، می‌دونی،

226
00:20:17,257 --> 00:20:18,342
‫شرکتت...

227
00:20:19,343 --> 00:20:20,427
‫باید حق و حقوق

228
00:20:20,719 --> 00:20:21,970
‫مدیریتت رو واگذار کنی.

229
00:20:23,555 --> 00:20:25,641
‫- خب؟
‫- منظورت از «خب» چیه؟

230
00:20:26,141 --> 00:20:27,351
‫منظورم اینه که...

231
00:20:28,060 --> 00:20:30,103
‫این شرکت، ثمرهٔ یک عمر کار و تلاشته.

232
00:20:30,187 --> 00:20:31,855
‫این موقعیته که آدم به فامیلش تکیه می‌کنه.

233
00:20:32,606 --> 00:20:36,151
‫دلت نمی‌خواد به یه غریبه واگذارش کنی...

234
00:20:36,568 --> 00:20:37,694
‫درسته؟

235
00:20:37,945 --> 00:20:39,196
‫موافق نیستی عزیزم؟

236
00:20:39,279 --> 00:20:40,572
‫البته که موافقم. بله.

237
00:20:41,114 --> 00:20:43,242
‫برادر عزیزت خوب از پسش برمیاد...

238
00:20:43,325 --> 00:20:46,370
‫این تصمیم رو من باید بگیرم.

239
00:20:46,870 --> 00:20:48,121
‫چیزی که ازت خواستم رو

240
00:20:48,789 --> 00:20:49,915
‫پیدا کردی؟

241
00:20:50,624 --> 00:20:52,960
‫حرف زدن با تو مثل حرف زدن با دیواره.

242
00:20:54,336 --> 00:20:55,629
‫به هر حال...

243
00:20:56,755 --> 00:20:58,006
‫پیداش کردم.

244
00:20:58,090 --> 00:20:59,508
‫خیلی زحمت کشید

245
00:20:59,591 --> 00:21:01,051
‫تا پیدایش کنه.

246
00:21:01,176 --> 00:21:02,511
‫می‌دونم، درسته؟

247
00:21:02,594 --> 00:21:05,013
‫ببین، اصلاً آسون نبود. این روزها...

248
00:21:05,097 --> 00:21:06,223
‫ای وامونده.

249
00:21:07,891 --> 00:21:09,142
‫دیگه نمی‌ذاره من حرف بزنم.

250
00:21:16,525 --> 00:21:17,567
‫طرف مُرده.

251
00:21:20,404 --> 00:21:21,530
‫چی؟

252
00:21:21,613 --> 00:21:22,739
‫مُرده.

253
00:21:22,823 --> 00:21:25,409
‫خب منم یه کم محض احتیاط گشتم،

254
00:21:25,492 --> 00:21:26,785
‫ولی چیزی پیدا نکردم.

255
00:21:27,536 --> 00:21:29,162
‫نه پدر و مادری. نه خواهر و برادری.

256
00:21:42,509 --> 00:21:46,096
‫ببین، تو زندگیت همه جور آدم دیوونه می‌بینی.

257
00:21:46,471 --> 00:21:49,057
‫- محض رضای خدا!
‫- ای بابا، من رو ترسوندی.

258
00:21:50,517 --> 00:21:53,478
‫لعنتی، کاش خودم کشته بودمش.

259
00:21:53,562 --> 00:21:55,272
‫ولی یه آشغالی زودتر از من
‫این کار رو کرد!

260
00:21:56,732 --> 00:21:59,026
‫یه لحظه یادم رفته بود کی هستی.

261
00:22:02,988 --> 00:22:05,282
‫پنج دقیقه شد. دیگه باید برین.

262
00:22:05,365 --> 00:22:06,992
‫- ما؟
‫- بله.

263
00:22:07,075 --> 00:22:08,910
‫وای، شرکت ما این روزها واقعاً دیگه...

264
00:22:08,952 --> 00:22:10,370
‫هیچکس جایگاهش رو نمی‌دونه.

265
00:22:10,454 --> 00:22:11,621
‫- بریم.
‫- باشه.

266
00:22:13,957 --> 00:22:14,958
‫دیگه هیچوقت نگو.

267
00:22:16,460 --> 00:22:19,129
‫به من می‌گی برم؟
‫من مدیر ارشدم، می‌دونی؟

268
00:22:19,212 --> 00:22:20,380
‫ببخشید.

269
00:22:20,464 --> 00:22:21,506
‫مواظب خودتون باشین.

270
00:22:34,186 --> 00:22:36,855
‫این لیست سوالات پیش‌بینی شده‌ست.
‫یه نگاهی بنداز.

271
00:22:36,938 --> 00:22:37,939
‫باشه.

272
00:22:42,361 --> 00:22:43,695
‫چرا این سوالات

273
00:22:43,779 --> 00:22:45,614
‫اینقدر کلیشه‌ای هستن؟

274
00:22:45,781 --> 00:22:48,450
‫«نقاط قوت و ضعف شاهزاده بزرگ؟»

275
00:22:48,992 --> 00:22:50,535
‫کدوم آدمی اصلاً اهمیت می‌ده؟

276
00:22:51,244 --> 00:22:52,704
‫باید بیشتر شبیه این باشه...

277
00:22:52,788 --> 00:22:54,206
‫«اولین قرار مخفی کِی بوده؟»

278
00:22:54,289 --> 00:22:56,333
‫«پشت درهای بسته، کی برنده دعواست؟»

279
00:22:56,416 --> 00:22:59,628
‫نباید از اینجور سوال‌ها بپرسن؟

280
00:22:59,711 --> 00:23:02,631
‫کاخ از قبل اون‌ها رو کنترل کرده،
‫پس چاره دیگه‌ای نداشتن.

281
00:23:02,714 --> 00:23:03,799
‫آه.

282
00:23:04,383 --> 00:23:05,759
‫قسم می‌خورم،

283
00:23:05,842 --> 00:23:08,011
‫واقعاً به یه تیم روابط عمومی جدید نیاز دارن.

284
00:23:08,470 --> 00:23:09,513
‫اه، اه، اه.

285
00:23:10,972 --> 00:23:12,891
‫شما دو نفر چطور با هم آشنا شدید؟

286
00:23:13,100 --> 00:23:14,518
‫اولین ملاقات ما؟

287
00:23:15,602 --> 00:23:16,603
‫هوم...

288
00:23:20,315 --> 00:23:22,275
‫خیلی وقت پیش بود.

289
00:23:22,901 --> 00:23:24,694
‫ما هم‌مدرسه‌ای بودیم.

290
00:23:24,778 --> 00:23:27,406
‫اون زمان فقط همکلاسی بودید؟

291
00:23:27,489 --> 00:23:28,657
‫هیچ احساس عاشقانه‌ای نبود؟

292
00:23:29,491 --> 00:23:30,575
‫عالیجناب چی؟

293
00:23:30,659 --> 00:23:32,619
‫شما هم اینجا هستید، مگه نه؟

294
00:23:32,702 --> 00:23:34,454
‫شما هم نمره منفی می‌گیرید؟

295
00:23:37,124 --> 00:23:39,042
‫اون موقع هم جرقه‌هایی بینمون بود.

296
00:23:39,751 --> 00:23:42,587
‫ولی هیچوقت چیزی بینمون اتفاق نیفتاد.

297
00:23:42,712 --> 00:23:43,713
‫فقط انگار...

298
00:23:44,506 --> 00:23:46,341
‫ما از دو دنیای خیلی متفاوت اومده بودیم.

299
00:23:46,425 --> 00:23:49,136
‫از وقتی که فقط آشنای معمولی بودین تا الان،

300
00:23:49,219 --> 00:23:51,138
‫به نظرت بزرگ‌ترین تغییر چی بوده؟

301
00:23:55,308 --> 00:23:56,643
‫هوم...

302
00:23:58,812 --> 00:24:00,397
‫بیش از حد محافظ بودن؟

303
00:24:00,480 --> 00:24:01,481
‫سونگ هویجو!

304
00:24:03,900 --> 00:24:05,902
‫ایشون فعلاً اینجا می‌مونه.

305
00:24:09,698 --> 00:24:11,366
‫داشتم سعی می‌کردم ازت محافظت کنم!

306
00:24:15,454 --> 00:24:17,789
‫احتمالاً فکر می‌کنه
‫من با خفیف‌ترین تماس می‌شکنم.

307
00:24:19,541 --> 00:24:20,792
‫انگار که از شیشه ساخته شدم.

308
00:24:27,799 --> 00:24:28,884
‫«شیشه».

309
00:24:30,844 --> 00:24:31,970
‫چرا؟

310
00:24:31,970 --> 00:24:33,555
‫من غیرقابل شکستن به نظر میام؟

311
00:24:36,308 --> 00:24:37,309
‫شوخی کردم.

312
00:24:59,706 --> 00:25:00,707
‫عالیجناب.

313
00:25:01,249 --> 00:25:03,251
‫چرا یه استراحت نمی‌کنی
‫و به این نگاه نمی‌ندازی؟

314
00:25:03,627 --> 00:25:04,711
‫چیه؟

315
00:25:04,794 --> 00:25:08,673
‫این پیش‌نویس مصاحبه خانم سونگه.

316
00:25:13,428 --> 00:25:15,055
‫[گفتگو با سونگ هویجو،
‫مدیرعامل کسل بیوتی]

317
00:25:29,194 --> 00:25:31,821
‫مباشر کیم، سرکار بانو تشریف آوردن!

318
00:25:37,160 --> 00:25:38,245
‫خدای من!

319
00:25:38,870 --> 00:25:40,539
‫سرکار بانو!

320
00:25:47,879 --> 00:25:49,798
‫جوری رفتار می‌کنی انگار سال‌ها گذشته.

321
00:25:49,881 --> 00:25:51,216
‫همین رو بگو.

322
00:25:51,299 --> 00:25:54,344
‫با این روند، یه دعوای عشقی دیگه
‫من رو به کشتن می‌ده.

323
00:25:54,427 --> 00:25:56,930
‫جوری می‌گی انگار تو نبودی که
‫پلاک شناسایی رو از دستم قاپیدی.

324
00:25:58,515 --> 00:25:59,849
‫چرا خانم دو اینجاست؟

325
00:26:00,684 --> 00:26:01,935
‫اون دست راست منه.

326
00:26:04,980 --> 00:26:06,106
‫بریم داخل.

327
00:26:06,189 --> 00:26:07,274
‫چشم، خانم.

328
00:26:10,694 --> 00:26:11,695
‫چی؟

329
00:26:14,197 --> 00:26:16,658
‫من اون فایل‌ها رو خیلی پیش خواستم و هنوز...

330
00:26:18,493 --> 00:26:19,494
‫وای.

331
00:26:19,744 --> 00:26:21,162
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم.

332
00:26:25,292 --> 00:26:26,501
‫ازش خوشت میاد؟

333
00:26:27,460 --> 00:26:28,712
‫اوه...

334
00:26:29,004 --> 00:26:30,630
‫خیلی قشنگه.

335
00:26:34,884 --> 00:26:37,178
‫می‌تونی بری. بقیه کارها با خودم.

336
00:26:38,013 --> 00:26:39,472
‫نه، فقط یه ثانیه طول می‌کشه...

337
00:26:42,517 --> 00:26:45,061
‫خیلی‌خب. اگه چیزی لازم داشتید بهم بگید.

338
00:26:53,653 --> 00:26:55,155
‫به اقامتگاه خصوصیم برگرد.

339
00:26:56,531 --> 00:26:57,532
‫چی؟

340
00:26:59,200 --> 00:27:02,704
‫مگه من آدمی‌ام که به دستور تو بیام و برم؟

341
00:27:02,912 --> 00:27:04,331
‫الان وسایلمون رو جمع می‌کنیم.

342
00:27:04,998 --> 00:27:06,041
‫خانم دو.

343
00:27:06,124 --> 00:27:07,834
‫نگرانم که تو رو تنها بذارم.

344
00:27:08,043 --> 00:27:10,253
‫حداقل اونجا با گارد سلطنتی در امانی.

345
00:27:11,296 --> 00:27:12,839
‫- درسته؟
‫- البته.

346
00:27:12,922 --> 00:27:15,175
‫گارد سلطنتی ما جزو بهترین‌هاست.

347
00:27:15,258 --> 00:27:16,760
‫یک مورد دیگه.

348
00:27:16,843 --> 00:27:18,637
‫بفرمایید، عالیجناب.

349
00:27:18,887 --> 00:27:20,639
‫یه جاسوس تو اقامتگاه خصوصیم هست.

350
00:27:21,097 --> 00:27:22,223
‫جاسوس؟

351
00:27:22,682 --> 00:27:24,351
‫جزو کارکنان شماست؟

352
00:27:24,434 --> 00:27:25,477
‫اسمش رو می‌دونید؟

353
00:27:28,104 --> 00:27:29,314
‫یه لحظه.

354
00:27:33,693 --> 00:27:35,612
‫گزارش اطلاعات شخصی لی آروم

355
00:27:35,862 --> 00:27:36,863
‫اوه؟

356
00:27:38,615 --> 00:27:40,450
‫احتمال شنود یا دوربین مخفی وجود داره؟

357
00:27:40,533 --> 00:27:41,534
‫اون غیرممکنه.

358
00:27:41,618 --> 00:27:44,245
‫هم کاخ و هم اقامتگاه خصوصی
‫به صورت منظم چک می‌شن.

359
00:27:44,329 --> 00:27:46,039
‫پس یعنی فقط چیزایی که می‌بینه

360
00:27:46,039 --> 00:27:47,791
‫و می‌شنوه رو گزارش می‌ده.

361
00:27:48,750 --> 00:27:52,045
‫چند بار بهت گفتم که اخراجش کن؟

362
00:27:52,212 --> 00:27:54,255
‫اینجوری فقط با یکی دیگه جایگزین می‌شه.

363
00:27:55,840 --> 00:27:57,175
‫من میام پیش تو زندگی می‌کنم.

364
00:27:58,051 --> 00:27:59,052
‫جدی؟

365
00:27:59,260 --> 00:28:00,387
‫آره.

366
00:28:02,597 --> 00:28:03,807
‫مشکلی نداره؟

367
00:28:07,936 --> 00:28:08,937
‫هر طور خودت بخوای.

368
00:28:14,109 --> 00:28:15,110
‫خانم دو،

369
00:28:15,193 --> 00:28:16,194
‫باید این رو جواب بدم.

370
00:28:23,284 --> 00:28:24,285
‫بله، عالیجناب.

371
00:28:26,079 --> 00:28:27,080
‫کاخ، فردا؟

372
00:28:28,248 --> 00:28:29,749
‫باید مراسم عروسی رو برنامه‌ریزی کنیم.

373
00:28:30,917 --> 00:28:32,794
‫یه ماشین می‌فرستم دنبالت بیاد.

374
00:28:33,920 --> 00:28:35,088
‫خودت رانندگی نکن.

375
00:28:58,528 --> 00:28:59,529
‫هویجو.

376
00:29:00,780 --> 00:29:01,781
‫جونگ‌وو!

377
00:29:07,662 --> 00:29:10,582
‫ولی تو هم برای برنامه‌ریزی عروسی
‫بهمون کمک می‌کنی؟

378
00:29:10,665 --> 00:29:11,666
‫فکر می‌کردی کمک نمی‌کنم؟

379
00:29:11,750 --> 00:29:14,878
‫من نخست‌وزیرم و عروسی شما
‫اساساً یه مسئله مربوط به دولته.

380
00:29:15,795 --> 00:29:16,796
‫درسته.

381
00:29:20,133 --> 00:29:22,844
‫عالیجناب، خانم سونگ تشریف آوردند.

382
00:29:29,309 --> 00:29:31,478
‫نخست‌وزیر مین هم اینجا هستن.

383
00:29:35,440 --> 00:29:36,441
‫راهنماییشون کن.

384
00:29:55,627 --> 00:29:57,003
‫شما دوتا...

385
00:29:59,172 --> 00:30:00,381
‫با هم اومدید؟

386
00:30:01,049 --> 00:30:02,050
‫نه.

387
00:30:03,009 --> 00:30:04,385
‫جلوی دروازه کاخ همدیگه رو دیدیم.

388
00:30:05,261 --> 00:30:06,262
‫آها.

389
00:30:09,265 --> 00:30:10,517
‫خب پس،

390
00:30:11,100 --> 00:30:12,101
‫شروع کنیم؟

391
00:30:17,607 --> 00:30:19,734
‫می‌شه یه کم جلسه رو عقب بندازیم؟

392
00:30:20,527 --> 00:30:22,111
‫آره. حدود دو ساعت؟

393
00:30:23,947 --> 00:30:26,074
‫- بیشتر از اونی که فکر می‌کردیم طول می‌کشه.
‫- خانم دو!

394
00:30:27,784 --> 00:30:29,035
‫باشه، ممنونم.

395
00:30:31,079 --> 00:30:32,872
‫حتماً با خانم سونگ اومدی اینجا.

396
00:30:32,956 --> 00:30:34,249
‫- بله.
‫- آها.

397
00:30:35,333 --> 00:30:37,710
‫وقتی داشتی میومدی، گل‌ها رو دیدی؟

398
00:30:37,794 --> 00:30:40,839
‫کاخ این وقت از سال
‫به بهشت گل تبدیل می‌شه.

399
00:30:40,922 --> 00:30:42,382
‫- مخصوصا...
‫- هوم؟

400
00:30:43,424 --> 00:30:45,218
‫- خانم دو؟
‫- بله؟

401
00:30:45,301 --> 00:30:48,638
‫مخصوصا گل‌های سوسن و ادریسی فوق‌العاده‌ان.

402
00:30:48,721 --> 00:30:49,973
‫اگه بعداً کار نداشتی...

403
00:30:51,724 --> 00:30:52,934
‫ادریسی؟

404
00:30:58,356 --> 00:30:59,357
‫بعداً می‌بینمت.

405
00:31:04,487 --> 00:31:05,905
‫مراسم عروسی سلطنتی شما در مقیاسی

406
00:31:05,947 --> 00:31:08,283
‫قابل مقایسه با مراسم ولیعهد برگزار می‌شه.

407
00:31:09,492 --> 00:31:10,660
‫به چه دلیل؟

408
00:31:10,743 --> 00:31:12,370
‫خاندان سلطنتی تراژدی‌های زیادی رو دیده.

409
00:31:12,453 --> 00:31:14,372
‫مردم هم به همون اندازه رنج کشیدن.

410
00:31:14,455 --> 00:31:16,332
‫بنابراین، باید از این فرصت استفاده کنیم

411
00:31:16,416 --> 00:31:19,502
‫تا به مردم یادآوری کنیم که
‫تاج و تخت هنوز با قدرت سرپاست.

412
00:31:19,586 --> 00:31:21,754
‫- این...
‫- تاج و تخت رو مفیدتر کنه.

413
00:31:22,714 --> 00:31:23,923
‫چه در داخل

414
00:31:24,173 --> 00:31:25,425
‫و چه در خارج.

415
00:31:27,886 --> 00:31:28,970
‫درسته.

416
00:31:29,137 --> 00:31:30,930
‫مزایای اقتصادی قابل توجهی هم داره.

417
00:31:32,307 --> 00:31:35,727
‫عروسی‌های سلطنتی بالاخره درآمد بیشتری
‫نسبت به هزینه‌شون تولید می‌کنن.

418
00:31:35,810 --> 00:31:37,186
‫هزینه‌ش چقدره؟

419
00:31:37,896 --> 00:31:39,063
‫حدود...

420
00:31:42,275 --> 00:31:43,693
‫چه داغه!

421
00:31:43,776 --> 00:31:45,194
‫خوبی؟ زبونت سوخت؟

422
00:31:45,778 --> 00:31:46,946
‫نه، خوبم.

423
00:31:48,698 --> 00:31:49,741
‫وایستا، صبر کن.

424
00:31:50,450 --> 00:31:53,077
‫چه جور درآمدی می‌تونه
‫توجیه‌کننده اون هزینه باشه؟

425
00:31:53,494 --> 00:31:54,621
‫نخست‌وزیر مین.

426
00:31:57,248 --> 00:31:59,459
‫سونگ هویجو به زودی همسرم می‌شه.

427
00:32:00,376 --> 00:32:01,711
‫لطفاً مراقب رفتارت باش.

428
00:32:11,512 --> 00:32:13,348
‫لازم نیست پیش من ظاهرسازی کنی.

429
00:32:14,515 --> 00:32:15,516
‫اوه...

430
00:32:16,476 --> 00:32:18,102
‫ببین...

431
00:32:19,896 --> 00:32:21,606
‫جونگ‌وو از همه چیز خبر داره.

432
00:32:35,370 --> 00:32:37,497
‫تا زمانی که طلاق شما
‫بدون حادثه‌ای، نهایی بشه...

433
00:32:40,959 --> 00:32:42,126
‫من

434
00:32:42,168 --> 00:32:44,087
‫تموم تلاشم رو می‌کنم که
‫به هر دوی شما کمک کنم.

435
00:32:48,841 --> 00:32:49,842
‫هورا!

436
00:32:59,686 --> 00:33:02,146
‫پدرت راضی به نظر می‌رسید، مگه نه؟

437
00:33:03,231 --> 00:33:04,232
‫البته.

438
00:33:04,357 --> 00:33:07,193
‫کی می‌تونه مخالف این باشه که خانواده داماد
‫با خاندان سلطنتی وصلت می‌کنه؟

439
00:33:08,152 --> 00:33:09,862
‫صبر کن، واسه همین راضی بود؟

440
00:33:09,946 --> 00:33:12,281
‫نه به خاطر اینکه من قراره
‫کسل گروپ رو به ارث ببرم؟

441
00:33:12,365 --> 00:33:14,325
‫نمی‌تونیم هنوز از اون بابت مطمئن باشیم.

442
00:33:14,826 --> 00:33:15,827
‫چی؟

443
00:33:16,244 --> 00:33:18,413
‫صبر کن، این حرفت یعنی چی؟

444
00:33:18,621 --> 00:33:19,664
‫هان دایونگ.

445
00:33:22,375 --> 00:33:23,876
‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟

446
00:33:24,293 --> 00:33:26,504
‫- اه، سلام.
‫- عزیزم، شونه‌هات رو عقب بده.

447
00:33:29,298 --> 00:33:30,466
‫اومدی پدر و مادرت رو ببینی؟

448
00:33:30,550 --> 00:33:34,220
‫آره، پدرم می‌خواست
‫به خواهر شوهرم یه هدیه عروسی بده.

449
00:33:35,054 --> 00:33:37,140
‫حدس می‌زنم اخبار رو دیدی؟

450
00:33:38,850 --> 00:33:40,852
‫فکر کردم به خواهرت نزدیک نیستی.

451
00:33:41,561 --> 00:33:43,396
‫خب، می‌دونی، فامیل می‌تونه...

452
00:33:44,355 --> 00:33:47,775
‫چی می‌گی؟ اون‌ها که اصلاً از هم جدا نمی‌شن.

453
00:33:48,943 --> 00:33:50,361
‫آهان، بله، ما نزدیکیم.

454
00:33:51,029 --> 00:33:54,282
‫- واقعا؟
‫- سونگ خیلی به من تکیه داره.

455
00:33:54,782 --> 00:33:57,201
‫با خودم فکر می‌کنم
‫تو کاخ بهش ملحق بشم یا نه.

456
00:33:57,285 --> 00:33:58,411
‫- جدی؟
‫- جدی؟

457
00:34:00,747 --> 00:34:01,789
‫آره.

458
00:34:02,248 --> 00:34:04,500
‫آخه مادری نداره که بتونه بهش تکیه کنه.

459
00:34:05,209 --> 00:34:06,544
‫باید وارد عمل بشم.

460
00:34:06,586 --> 00:34:07,795
‫چاره‌ای ندارم.

461
00:34:09,505 --> 00:34:11,132
‫چاره‌ای نداره...

462
00:34:12,258 --> 00:34:14,427
‫قسم می‌خورم چاره‌ای نداشتم.

463
00:34:14,469 --> 00:34:16,179
‫وقتی داشتم با خانم دو حرف می‌زدم
‫اومد تو...

464
00:34:16,262 --> 00:34:17,847
‫به این می‌گی بهانه؟

465
00:34:18,931 --> 00:34:20,641
‫فقط اتفاقی بود که افتاد.

466
00:34:22,727 --> 00:34:23,895
‫متاسفم.

467
00:34:27,523 --> 00:34:29,275
‫ولی این ماجرا اونقدرها هم بد نیست، نه؟

468
00:34:30,026 --> 00:34:32,195
‫- چی؟
‫- برای هر چیز کوچیکی

469
00:34:32,278 --> 00:34:34,947
‫به تأیید خاندان سلطنتی و کابینه نیاز داریم.

470
00:34:35,156 --> 00:34:37,325
‫حالا که جونگ‌وو طرف ماست،

471
00:34:37,408 --> 00:34:39,952
‫دیگه لازم نیست نگران کابینه باشیم.

472
00:34:40,036 --> 00:34:41,454
‫از کجا اینقدر مطمئنی؟

473
00:34:41,621 --> 00:34:43,372
‫- چی؟
‫- درباره نخست‌وزیر مین.

474
00:34:44,457 --> 00:34:46,542
‫از کجا مطمئنی که همیشه طرف ما باشه؟

475
00:34:47,001 --> 00:34:48,044
‫چون، واضحه...

476
00:34:48,127 --> 00:34:49,253
‫یه کم ساده‌لوحانه نیست؟

477
00:34:49,879 --> 00:34:50,797
‫چی؟

478
00:34:50,880 --> 00:34:52,882
‫از یک خانم تاجر انتظار می‌ره

479
00:34:53,382 --> 00:34:55,635
‫اونقدر عاقل باشه که به این آسونی

480
00:34:55,885 --> 00:34:57,345
‫به مردم اعتماد نکنه، نه؟

481
00:35:03,935 --> 00:35:07,063
‫من و عالیجناب تازه داریم
‫با هم هماهنگ می‌شیم.

482
00:35:07,688 --> 00:35:10,525
‫پس منطقی‌تره که من
‫به اون اعتماد کنم تا تو، نه؟

483
00:35:11,150 --> 00:35:13,444
‫از وقتی بچه بودیم همیشه طرف من بوده.

484
00:35:13,528 --> 00:35:15,488
‫- چی؟
‫- بیا روراست باشیم.

485
00:35:15,571 --> 00:35:18,658
‫تا جایی که من می‌دونم،
‫ممکنه دوباره من رو تنها بذاری.

486
00:35:19,408 --> 00:35:21,452
‫«دمدمی‌مزاج» واسه تو کم‌لطفیه.

487
00:35:22,829 --> 00:35:24,747
‫«د... دمدمی‌مزاج»؟

488
00:35:24,789 --> 00:35:27,792
‫فقط این رو بدون که واقعاً
‫دلم می‌خواد یه قرارداد بنویسم،

489
00:35:27,834 --> 00:35:29,877
‫ولی دارم نهایت تلاشم رو می‌کنم
‫که خودم رو نگه دارم.

490
00:35:35,049 --> 00:35:36,134
‫بنویسش.

491
00:35:37,218 --> 00:35:38,386
‫- چی؟
‫- بنویسش.

492
00:35:38,469 --> 00:35:39,929
‫- بنویسمش؟
‫- بنویسش.

493
00:35:41,347 --> 00:35:42,515
‫بیا بنویسیمش!

494
00:35:54,694 --> 00:35:56,237
‫پس ما طلاق می‌گیریم...

495
00:35:56,320 --> 00:35:57,613
‫حداکثر ظرف سه سال.

496
00:35:57,697 --> 00:35:59,490
‫هر چه زودتر، بهتر.

497
00:36:01,159 --> 00:36:02,410
‫تقسیم دارایی بعد از طلاق؟

498
00:36:02,451 --> 00:36:04,287
‫به غیر از لباسی که به تن داری،

499
00:36:04,370 --> 00:36:07,290
‫هر ملک یا دارایی‌ای که به واسطه
‫موقعیت سلطنتی اعطا شده

500
00:36:07,373 --> 00:36:08,666
‫باید برگردونده بشه.

501
00:36:10,418 --> 00:36:11,669
‫همون بهتر سر پول خرد دعوا کنیم.

502
00:36:11,752 --> 00:36:13,087
‫«پول خرد»؟

503
00:36:14,505 --> 00:36:15,715
‫خیلی‌خب، پس.

504
00:36:16,299 --> 00:36:17,300
‫با این حال،

505
00:36:17,383 --> 00:36:19,385
‫من عنوان یا رتبه‌ام رو واگذار نمی‌کنم.

506
00:36:19,427 --> 00:36:21,846
‫امتیازات وابسته به اون‌ها هم حفظ می‌شه.

507
00:36:22,430 --> 00:36:25,141
‫- تا آخر عمرم.
‫- تا زمانی که تو باعث

508
00:36:25,224 --> 00:36:28,060
‫جنجال عمومی نشی یا قانون رو نقض نکنی،
‫اون‌ها رو حفظ می‌کنی.

509
00:36:33,232 --> 00:36:34,400
‫بازم هست.

510
00:36:35,818 --> 00:36:36,819
‫یک.

511
00:36:38,362 --> 00:36:39,530
‫همه مسائل مربوط به کاخ

512
00:36:39,572 --> 00:36:40,781
‫محرمانه باقی می‌مونه،

513
00:36:40,907 --> 00:36:42,366
‫در طول ازدواج و بعد از اون.

514
00:36:42,408 --> 00:36:43,409
‫دو.

515
00:36:43,868 --> 00:36:45,077
‫تمامی مسائل بین ما

516
00:36:45,119 --> 00:36:46,245
‫محرمانه باقی می‌مونه،

517
00:36:46,329 --> 00:36:47,788
‫در طول ازدواج و بعد از اون.

518
00:36:47,872 --> 00:36:49,624
‫- سه.
‫- تمامی مسائل باید

519
00:36:50,208 --> 00:36:51,417
‫محرمانه باقی بمونه.

520
00:36:53,586 --> 00:36:54,712
‫حرفت رو فهمیدم.

521
00:36:55,546 --> 00:36:58,216
‫- در مقابل، عالیجناب...
‫- اگه حفظ محرمانه بودن سخت شد،

522
00:36:59,175 --> 00:37:00,301
‫فراموش کن که اتفاق افتاده.

523
00:37:02,637 --> 00:37:03,846
‫به هر حال همه‌ش بازیه.

524
00:37:04,931 --> 00:37:05,973
‫اهمیتی نداره.

525
00:37:16,192 --> 00:37:17,568
‫عالیجناب،

526
00:37:17,652 --> 00:37:19,737
‫ملکه مادر تشریف آوردند.

527
00:37:26,869 --> 00:37:28,204
‫عالیجناب.

528
00:37:40,549 --> 00:37:41,634
‫راهنماییشون کن.

529
00:38:00,903 --> 00:38:01,946
‫علیاحضرت.

530
00:38:02,446 --> 00:38:03,864
‫هویجو از خانواده سونگ هستم.

531
00:38:10,121 --> 00:38:12,498
‫وقتی شنیدم هر دوتون اینجایید،
‫گفتم بیام سری بزنم.

532
00:38:12,915 --> 00:38:15,668
‫می‌خواستم بپرسم برای شام به من ملحق می‌شید؟

533
00:38:16,294 --> 00:38:17,295
‫به هر حال

534
00:38:17,670 --> 00:38:19,588
‫به زودی با هم فامیل می‌شیم.

535
00:38:32,101 --> 00:38:34,228
‫- نوش جان.
‫- تو هم همینطور.

536
00:38:42,278 --> 00:38:43,738
‫خانم سونگ چیزیش نمی‌شه؟

537
00:38:43,779 --> 00:38:45,114
‫اگه دل‌درد بگیره چی؟

538
00:38:45,197 --> 00:38:47,366
‫چیزیش نمی‌شه. معده آهنین داره.

539
00:38:47,450 --> 00:38:48,784
‫نه، ببین...

540
00:38:48,868 --> 00:38:50,286
‫ملکه مادر می‌تونه...

541
00:38:51,579 --> 00:38:53,789
‫یه کم سنتی باشه.
‫می‌تونه خیلی سخت‌گیر بشه.

542
00:38:53,956 --> 00:38:55,333
‫مشکلی نیست.

543
00:38:55,416 --> 00:38:57,335
‫خانم سونگ خودش هم خیلی یاغیه.

544
00:38:58,627 --> 00:38:59,628
‫آها.

545
00:38:59,670 --> 00:39:01,797
‫پس دیگه نگران نباش و غذات رو بخور.

546
00:39:01,881 --> 00:39:04,508
‫رئیس‌هامون بعد از شام
‫دیگه حسابی به هم می‌ریزن.

547
00:39:06,677 --> 00:39:07,803
‫خیلی‌خب پس.

548
00:39:08,387 --> 00:39:10,014
‫راستش رو بگم، نگران بودم

549
00:39:10,056 --> 00:39:11,932
‫که نکنه واقعاً عاشق هم بشن.

550
00:39:11,974 --> 00:39:13,100
‫یعنی بی‌خیال.

551
00:39:13,184 --> 00:39:16,103
‫کی می‌تونه عاشق عالیجناب نشه؟

552
00:39:16,228 --> 00:39:18,230
‫با اون صورت و هیکل
‫و اون شونه‌ها که انگار...

553
00:39:18,272 --> 00:39:19,273
‫چیزی نیست که نگرانش باشی.

554
00:39:19,357 --> 00:39:21,359
‫خانم سونگ مردهای زینتی رو دوست داره.

555
00:39:22,318 --> 00:39:23,319
‫چی گفتی؟

556
00:39:23,402 --> 00:39:24,445
‫مردهای زینتی.

557
00:39:24,528 --> 00:39:26,697
‫اون‌هایی که با یک اشاره میان و می‌رن.

558
00:39:26,822 --> 00:39:28,032
‫مردهای بی‌اراده.

559
00:39:28,699 --> 00:39:30,534
‫پس غذات رو بخور.

560
00:39:30,618 --> 00:39:33,287
‫احتمال اینکه یک مردی که تموم عمرش
‫مردم رو احضار کرده

561
00:39:33,371 --> 00:39:36,290
‫و زنی که تموم عمرش به مردم دستور داده

562
00:39:36,332 --> 00:39:37,875
‫عاشق همدیگه بشن

563
00:39:38,042 --> 00:39:39,210
‫عملاً صفره.

564
00:39:44,090 --> 00:39:45,674
‫- شما چی، خانم هه‌جونگ؟
‫- چی؟

565
00:39:49,637 --> 00:39:52,056
‫تیپ مورد علاقه‌ت چیه؟

566
00:40:04,819 --> 00:40:07,780
‫اینجا واقعاً خوب بلدن سبزیجات کوهی رو بپزن.

567
00:40:07,863 --> 00:40:09,115
‫آفرین خاله.

568
00:40:32,638 --> 00:40:35,224
‫امیدوارم غذا به مذاقت خوش بیاد.

569
00:40:36,600 --> 00:40:38,686
‫ممنون، علیاحضرت.

570
00:40:42,273 --> 00:40:43,691
‫این نوشیدنی از گلابی درست شده.

571
00:40:45,443 --> 00:40:46,902
‫خیلی سنگینه.

572
00:40:47,236 --> 00:40:48,237
‫آه.

573
00:40:48,654 --> 00:40:49,655
‫ملکه مادر.

574
00:40:50,531 --> 00:40:51,532
‫اون...

575
00:40:51,907 --> 00:40:53,409
‫نمی‌تونی تحمل کنی؟

576
00:40:53,826 --> 00:40:55,035
‫قطعاً

577
00:40:55,536 --> 00:40:56,537
‫می‌تونم.

578
00:41:15,514 --> 00:41:17,475
‫صبر کن، واقعاً اینقدر سرزنشت کردن؟

579
00:41:19,351 --> 00:41:21,979
‫مرتب نامه عذرخواهی می‌نوشت.

580
00:41:22,062 --> 00:41:24,273
‫مطمئنم به اندازه‌ای بود
‫که یه کتاب کامل بشه.

581
00:41:24,899 --> 00:41:26,317
‫واقعا؟

582
00:41:26,650 --> 00:41:27,693
‫پس حدس می‌زنم

583
00:41:27,735 --> 00:41:29,695
‫خیلی دردسرساز بودی.

584
00:41:30,029 --> 00:41:31,071
‫یه کم آب بخور.

585
00:41:31,280 --> 00:41:33,365
‫صبر کن. صورتت سرخ شده.

586
00:41:33,449 --> 00:41:34,992
‫کاملاً سرخ شدی.

587
00:41:35,576 --> 00:41:37,286
‫صورتت قرمزه.

588
00:41:39,413 --> 00:41:41,999
‫اگه اعلیحضرت پدرت هنوز با ما بود...

589
00:41:46,086 --> 00:41:49,048
‫موندم درباره این وصلت چی می‌گفت.

590
00:41:57,014 --> 00:41:58,015
‫ملکه مادر.

591
00:42:07,566 --> 00:42:10,069
‫درخواست یه نامه عذرخواهی می‌کرد.

592
00:42:11,195 --> 00:42:12,947
‫مرتب تو رو به خاطر اینکه

593
00:42:13,155 --> 00:42:14,907
‫جلوی برادرت وایمیستادی، دعوا می‌کرد.

594
00:42:15,157 --> 00:42:17,243
‫مطمئناً تأیید نمی‌کرد که

595
00:42:17,243 --> 00:42:19,370
‫جلوی راه برادرزاده‌ت بایستی.

596
00:42:20,329 --> 00:42:21,497
‫دیگه باید بس کنی.

597
00:42:27,753 --> 00:42:29,797
‫واقعاً می‌تونی ادعا کنی که

598
00:42:31,090 --> 00:42:33,676
‫در مرگ پادشاه فقید کاملاً بی‌گناه بودی؟

599
00:42:38,722 --> 00:42:41,308
‫وقتی به اعلیحضرت نگاه می‌کنی،
‫چی به ذهنت خطور می‌کنه؟

600
00:42:42,518 --> 00:42:44,061
‫آرزو می‌کنی که جلوی راهش قرار بگیری

601
00:42:44,603 --> 00:42:47,314
‫و حذفش کنی،
‫درست مثل کاری که با پادشاه فقید کردی؟

602
00:43:02,705 --> 00:43:03,747
‫حالت خوبه؟

603
00:43:14,008 --> 00:43:15,634
‫می‌دونی چرا به اون

604
00:43:17,052 --> 00:43:18,929
‫عنوان سلطنتی «ایان» دادن؟

605
00:43:22,891 --> 00:43:24,351
‫«ای» یعنی «حکومت کردن».

606
00:43:24,935 --> 00:43:26,228
‫«آن» یعنی «صلح».

607
00:43:27,730 --> 00:43:29,481
‫ازش خواسته شده که از آسیب زدن

608
00:43:31,108 --> 00:43:33,027
‫به ثبات تاج و تخت خودداری کنه.

609
00:43:52,254 --> 00:43:53,339
‫اگه اجازه بدید،

610
00:43:53,464 --> 00:43:54,757
‫ما دیگه بریم.

611
00:44:04,016 --> 00:44:05,142
‫کم کم

612
00:44:05,976 --> 00:44:08,020
‫درهای کاخ بسته می‌شن.

613
00:44:21,909 --> 00:44:22,993
‫آروم‌تر.

614
00:44:26,538 --> 00:44:27,873
‫گفتم آروم‌تر.

615
00:44:30,000 --> 00:44:31,377
‫فقط این رو بدون چون هنوز

616
00:44:31,543 --> 00:44:33,545
‫با هم ازدواج نکردیم
‫دارم جلوی خودم رو می‌گیرم.

617
00:44:33,796 --> 00:44:35,464
‫همه‌ش می‌گی داری جلوی خودت رو می‌گیری.

618
00:44:35,547 --> 00:44:37,007
‫اگه دست خودم بود،

619
00:44:37,049 --> 00:44:38,717
‫ملکه مادر رو له میکردم...

620
00:44:38,801 --> 00:44:39,802
‫وای!

621
00:44:48,936 --> 00:44:50,020
‫فقط تحمل کن.

622
00:44:51,355 --> 00:44:52,815
‫به محض اینکه ازدواج کردیم،

623
00:44:52,981 --> 00:44:54,942
‫هر چیزی که مانع تو بشه رو

624
00:44:55,776 --> 00:44:57,277
‫از سر راه برمی‌دارم.

625
00:45:09,164 --> 00:45:10,457
‫حرفم رو باور نمی‌کنی؟

626
00:45:12,710 --> 00:45:13,711
‫باور می‌کنم.

627
00:45:15,087 --> 00:45:16,130
‫پس

628
00:45:16,588 --> 00:45:18,006
‫من رو از اینجا ببر.

629
00:45:19,133 --> 00:45:20,134
‫چی؟

630
00:45:22,094 --> 00:45:23,762
‫نمی‌خوام امشب اینجا بمونم.

631
00:45:53,584 --> 00:45:55,002
‫الان رانندگی کنی مشکلی نداره؟

632
00:45:56,211 --> 00:45:58,213
‫ترک کردن کاخ به خودی خودش نافرمانی بود.

633
00:46:00,048 --> 00:46:01,216
‫نمی‌ترسی؟

634
00:46:02,634 --> 00:46:04,344
‫تصادف رانندگی همین تازگی اتفاق افتاد.

635
00:46:06,930 --> 00:46:08,182
‫رانندگی کردن رو دوست دارم.

636
00:46:16,732 --> 00:46:17,858
‫حس پرواز رو داره.

637
00:46:18,859 --> 00:46:19,985
‫و می‌تونم سریع برم.

638
00:46:23,030 --> 00:46:25,282
‫اجازه دویدن یا دوچرخه‌سواری رو ندارم.

639
00:46:25,908 --> 00:46:27,201
‫ولی اجازه رانندگی دارم.

640
00:46:28,744 --> 00:46:30,245
‫منطقش رو نمی‌فهمم.

641
00:46:47,346 --> 00:46:49,097
‫واقعاً می‌خوای پرواز کنی؟

642
00:47:14,039 --> 00:47:15,624
‫می‌خوام ازم خواستگاری کنی؟

643
00:47:16,917 --> 00:47:19,253
‫بیش از حد فیلم و سریال دیدی.

644
00:47:19,419 --> 00:47:20,921
‫پس چرا اومدیم اینجا؟

645
00:47:21,463 --> 00:47:22,589
‫این رو اجاره کردی؟

646
00:47:22,923 --> 00:47:23,966
‫مال خودمه.

647
00:47:26,593 --> 00:47:27,761
‫پس چی؟

648
00:47:27,886 --> 00:47:30,430
‫می‌خوای اینجا پرواز کنم؟

649
00:47:30,973 --> 00:47:32,641
‫معلومه نمی‌تونی اینجا پرواز کنی.

650
00:47:32,724 --> 00:47:36,562
‫می‌تونیم اونطرف پرواز کنیم.

651
00:47:38,689 --> 00:47:39,773
‫همینجا باش.

652
00:47:47,656 --> 00:47:48,657
‫سونگ هویجو.

653
00:47:53,161 --> 00:47:55,330
‫نباید بدویید، اعلیحضرت!

654
00:47:55,414 --> 00:47:56,623
‫اعلیحضرت!

655
00:47:57,833 --> 00:47:58,834
‫اعلیحضرت!

656
00:48:00,669 --> 00:48:03,130
‫این‌ها رو خودم خشک کردم، خانم دو.

657
00:48:05,007 --> 00:48:06,300
‫چطوره؟

658
00:48:06,383 --> 00:48:07,885
‫- خوبه.
‫- می‌دونستم!

659
00:48:07,968 --> 00:48:09,928
‫این رو به هر کسی نمی‌دم.

660
00:48:11,763 --> 00:48:13,098
‫ولی من دیروز خوردم.

661
00:48:14,099 --> 00:48:15,517
‫- تو مگه کار نداری؟
‫- امم.

662
00:48:18,270 --> 00:48:19,271
‫عمو!

663
00:48:19,396 --> 00:48:20,939
‫- اعلیحضرت.
‫- اوه، اعلیحضرت.

664
00:48:23,525 --> 00:48:25,485
‫اوه، فقط شما اینجایید؟

665
00:48:25,986 --> 00:48:27,112
‫بله، اعلیحضرت.

666
00:48:27,195 --> 00:48:28,322
‫عمو کجاست؟

667
00:48:28,447 --> 00:48:30,198
‫شنیدم خانم سونگ

668
00:48:30,240 --> 00:48:32,034
‫هم اینجا بوده.

669
00:48:32,117 --> 00:48:34,536
‫اوه، راستش ما هم نمی‌دونیم کجا...

670
00:48:34,578 --> 00:48:36,038
‫می‌تونید به من بگید، اعلیحضرت.

671
00:48:36,121 --> 00:48:38,206
‫هر پیامی دارید رو حتماً بهشون می‌رسونم.

672
00:48:39,291 --> 00:48:40,667
‫نیازی نیست.

673
00:48:43,253 --> 00:48:45,255
‫- اعلیحضرت.
‫- یه آه بلند از اعلیحضرت...

674
00:48:45,339 --> 00:48:46,840
‫اعلیحضرت، مسئله چیه؟

675
00:48:47,674 --> 00:48:48,717
‫خیلی بامزه‌ست.

676
00:49:02,522 --> 00:49:03,607
‫کسی داره تعقیبت می‌کنه؟

677
00:49:04,191 --> 00:49:05,275
‫چرا هیچکس اینجا نیست؟

678
00:49:05,817 --> 00:49:07,611
‫من ازشون خواستم خالی کنن.

679
00:49:08,153 --> 00:49:09,237
‫چیزی می‌خوای برات بیارم؟

680
00:49:10,989 --> 00:49:13,450
‫«یک عضو سلطنتی فقط در
‫رستوران‌های تأییدشده می‌تونه غذا بخوره».

681
00:49:15,160 --> 00:49:16,578
‫چ... چی کار می‌کنی؟

682
00:49:16,662 --> 00:49:18,497
‫امشب هر کاری دلت می‌خواد بکن.

683
00:49:19,748 --> 00:49:21,625
‫- چی؟
‫- گفتم فقط خودمون اینجاییم.

684
00:49:22,834 --> 00:49:26,088
‫- ولی یک عضو سلطنتی...
‫- عضو سلطنتی هیچوقت با عادی ازدواج نمی‌کنه.

685
00:49:26,088 --> 00:49:27,422
‫پس چرا داری با من ازدواج می‌کنی؟

686
00:49:58,578 --> 00:50:00,080
‫خدای من.

687
00:50:01,206 --> 00:50:02,416
‫خوبی؟

688
00:50:02,916 --> 00:50:05,752
‫- کی روی قایق تفریحی، دریازده می‌شه؟
‫- دل‌پیچه گرفتم.

689
00:50:06,336 --> 00:50:07,337
‫دل‌پیچه.

690
00:50:14,428 --> 00:50:16,471
‫خب، می‌تونم انگشتت رو نیش بزنم.

691
00:50:17,097 --> 00:50:19,307
‫- چی؟
‫- اینجا باید سوزن هم باشه.

692
00:50:20,517 --> 00:50:22,436
‫- یک عضو سلطنتی...
‫- می‌ترسی؟

693
00:50:22,644 --> 00:50:24,771
‫چون نیش زدن خیلی درد داره؟

694
00:50:24,855 --> 00:50:26,148
‫از ترس می‌لرزی؟

695
00:50:28,567 --> 00:50:30,569
‫باشه. بیا انجامش بدیم.

696
00:50:35,657 --> 00:50:36,825
‫مطمئنی جواب می‌ده؟

697
00:50:36,867 --> 00:50:38,201
‫فقط اثر دارونما نیست؟

698
00:50:39,619 --> 00:50:40,662
‫آخ!

699
00:50:45,876 --> 00:50:47,127
‫الان کاملاً بهتر شدم.

700
00:50:47,210 --> 00:50:48,211
‫آخ!

701
00:50:50,297 --> 00:50:52,632
‫چطور به همچین شاهزاده ترسویی اعتماد کردم؟

702
00:50:52,716 --> 00:50:54,509
‫«ترسو»؟

703
00:50:54,593 --> 00:50:55,594
‫من فقط...

704
00:50:56,845 --> 00:50:59,181
‫با درمان‌های خانگی آشنا نیستم.

705
00:50:59,181 --> 00:51:00,223
‫حالا بریم.

706
00:51:01,808 --> 00:51:02,976
‫راه بیفت.

707
00:51:03,060 --> 00:51:05,187
‫گفتم می‌ذارم پرواز کردن رو تجربه کنی.

708
00:51:06,980 --> 00:51:07,981
‫- بیا.
‫- چ...

709
00:51:20,243 --> 00:51:25,248
‫«ترجمه از خشایار»

710
00:51:52,484 --> 00:51:54,361
‫فقط تحت تأثیر لحظه بودیم.

711
00:51:54,402 --> 00:51:56,905
‫نه اینکه خودم رو سمتش پرت کرده باشم.

712
00:51:56,988 --> 00:51:59,032
‫چرا آخه اینجوری شد؟

713
00:51:59,116 --> 00:52:00,242
‫برای من اینطور نبود.

714
00:52:00,325 --> 00:52:01,910
‫فقط به خاطر تحت تأثیر لحظه،

715
00:52:02,035 --> 00:52:03,078
‫اون کار رو نکردم.

716
00:52:03,495 --> 00:52:05,247
‫به خاطر تو اون کار رو کردم.

717
00:52:06,414 --> 00:52:07,582
‫فکر نمی‌کنی بیش از حده؟

718
00:52:07,707 --> 00:52:09,000
‫شاید دارن عاشق هم می‌شن.

719
00:52:09,126 --> 00:52:12,462
‫یعنی واقعا شبیه کسایی شدن
‫که تازه با هم قرار می‌ذارن.

720
00:52:14,923 --> 00:52:16,133
‫من صبر می‌کنم.

721
00:52:16,341 --> 00:52:19,010
‫تا روزی که دیگه نتونی خودت رو کنترل کنی.