1
00:00:59,851 --> 00:01:00,977
‫[این یک داستان ساختگی‌ست]

2
00:01:01,060 --> 00:01:02,979
‫[بازیگران کودک و حیوانات
‫با رعایت ایمنی فیلمبرداری شدند]

3
00:01:16,618 --> 00:01:18,578
‫همه به احترام اعلیحضرت پادشاه برخیزید!

4
00:01:25,502 --> 00:01:30,507
‫«ترجمه از خشایار»

5
00:02:06,251 --> 00:02:08,378
‫بیایید بحث در مورد انحلال...

6
00:02:10,255 --> 00:02:11,381
‫سلطنت رو شروع کنیم.

7
00:02:22,183 --> 00:02:25,478
‫[تاج بی‌نقص]

8
00:02:33,486 --> 00:02:34,946
‫خب... نه، نه.

9
00:02:44,998 --> 00:02:47,291
‫تا الان باید بهشون گفته باشه، نه؟

10
00:02:47,375 --> 00:02:48,376
‫آره، باید گفته باشه.

11
00:02:48,459 --> 00:02:51,462
‫تاریخ‌نگاران دربار تا الان
‫باید ثبتش کرده باشن، درسته؟

12
00:02:51,546 --> 00:02:53,840
‫وقتی توی سوابق ثبت شد،
‫دیگه حکم سنگ رو داره.

13
00:02:53,923 --> 00:02:55,049
‫الان به دردسر افتادیم.

14
00:02:55,133 --> 00:02:57,760
‫این که درست نیست. زنگ می‌زنم به هه‌جونگ...
‫یعنی، دستیار دو...

15
00:02:57,844 --> 00:02:58,845
‫فقط ساکت شو!

16
00:03:06,269 --> 00:03:08,146
‫فردا تو اعلیحضرت پادشاه می‌شی

17
00:03:08,229 --> 00:03:09,605
‫و عالیجناب نیستی.

18
00:03:10,940 --> 00:03:12,483
‫تو هم فردا ملکه می‌شی

19
00:03:12,650 --> 00:03:13,860
‫نه شاهدخت بزرگ.

20
00:03:15,820 --> 00:03:17,613
‫توی سال‏نگاشت اول از همه چی رو ثبت می‌کنی؟

21
00:03:21,325 --> 00:03:24,203
‫روزی که پادشاه تازه تاج‌گذاری کرده،
‫برای اولین بار وارد تالار تخت می‌شه،

22
00:03:24,287 --> 00:03:25,621
‫همه جمع هستن،

23
00:03:25,663 --> 00:03:27,623
‫از کابینه گرفته تا خاندان سلطنتی.

24
00:03:28,249 --> 00:03:30,585
‫مثل یه جور مراسم سنتی؟

25
00:03:31,419 --> 00:03:33,087
‫همه تاریخ‌نگارهای دربار هم هستن.

26
00:03:34,046 --> 00:03:35,047
‫آره.

27
00:03:35,298 --> 00:03:37,633
‫اصلاً خبر نداشتم که این انقدر مهمه.

28
00:03:38,092 --> 00:03:39,677
‫کلی مراسم و گردهمایی دیدم.

29
00:03:41,971 --> 00:03:44,724
‫به خاطر اینه که
‫دردسرهای زیادی براشون درست کردیم.

30
00:03:48,686 --> 00:03:49,687
‫خب؟

31
00:03:50,772 --> 00:03:52,857
‫اولین اعلامیه‌ت به عنوان پادشاه چیه؟

32
00:04:04,702 --> 00:04:05,995
‫کلماتی که...

33
00:04:09,582 --> 00:04:10,833
‫بار سنگینی دارن.

34
00:04:15,588 --> 00:04:17,048
‫واکنش‌های شدیدی ممکنه داشته باشه.

35
00:04:19,634 --> 00:04:21,093
‫ولی با این حال، مطمئنم تو...

36
00:04:22,136 --> 00:04:23,471
‫من درکت می‌کنم.

37
00:04:32,980 --> 00:04:34,357
‫می‌خوام تاج و تخت رو منحل کنم.

38
00:04:38,528 --> 00:04:39,779
‫عنوان و جایگاهی که به ارث می‌رسه

39
00:04:40,404 --> 00:04:41,948
‫می‌تونه تبدیل به یک امتیاز

40
00:04:42,949 --> 00:04:43,950
‫یا یک محدودیت بشه.

41
00:04:46,827 --> 00:04:48,204
‫همه این‌ها از تاج سرچشمه می‌گیره.

42
00:04:55,878 --> 00:04:57,547
‫فکر می‌کردم موضوع عهدشکنیه.

43
00:05:01,133 --> 00:05:02,468
‫معلوم شد موضوع انقلاب بوده.

44
00:05:03,886 --> 00:05:04,971
‫رویای تو.

45
00:05:18,567 --> 00:05:19,986
‫تازه به این مقام رسیدی.

46
00:05:21,153 --> 00:05:22,822
‫آماده‌ای که رهاش کنی؟

47
00:05:24,323 --> 00:05:26,867
‫من هیچوقت نگفتم که جایگاه می‌خوام.

48
00:05:27,868 --> 00:05:30,454
‫فقط بابت فرصت‌هایی که برام
‫از دست رفت، عصبانی بودم.

49
00:05:36,168 --> 00:05:37,378
‫همون موقع بود که فهمیدم.

50
00:05:39,046 --> 00:05:40,047
‫که تو...

51
00:05:41,590 --> 00:05:42,758
‫انقلاب من می‌شی.

52
00:05:56,522 --> 00:05:57,690
‫اعلیحضرت.

53
00:05:58,274 --> 00:05:59,650
‫انحلال سلطنت؟

54
00:05:59,734 --> 00:06:01,318
‫چیزی که می‌گید، نمی‌تونه جدی باشه.

55
00:06:01,944 --> 00:06:04,488
‫هر سال، بیشتر کشورهایی
‫که پادشاهی مشروطه دارن

56
00:06:04,655 --> 00:06:06,741
‫مسئله انحلال سلطنت‌شون رو
‫دوباره بررسی می‌کنن.

57
00:06:07,450 --> 00:06:08,534
‫ولی اون...

58
00:06:08,617 --> 00:06:10,077
‫نخست‌وزیر مین.

59
00:06:10,786 --> 00:06:11,787
‫بله، اعلیحضرت.

60
00:06:11,996 --> 00:06:13,622
‫کشور ما چطور؟

61
00:06:14,290 --> 00:06:16,333
‫ما نظرسنجی‌های رسمی انجام می‌دیم،

62
00:06:16,542 --> 00:06:18,252
‫ولی هر سال مخالفت زیاد هست.

63
00:06:18,377 --> 00:06:20,171
‫به نظرم شکاف خیلی بزرگ نیست.

64
00:06:21,881 --> 00:06:23,257
‫الان یک دهه هست که

65
00:06:23,966 --> 00:06:25,634
‫اون شکاف مدام کوچک‌تر شده.

66
00:06:25,760 --> 00:06:28,512
‫سلطنت برای این نیست که
‫ارزشش رو به رخ بکشه.

67
00:06:30,389 --> 00:06:31,640
‫ارزشش

68
00:06:32,016 --> 00:06:33,267
‫در خود وجودشه.

69
00:06:41,192 --> 00:06:44,236
‫«ما به پادشاهی که از حمایت مردم
‫بی‌بهره‌ست، احتیاجی نداریم».

70
00:06:45,321 --> 00:06:46,739
‫به نظرم این حرف‌های خودت بود.

71
00:06:49,742 --> 00:06:50,743
‫فراموش کردی؟

72
00:07:03,798 --> 00:07:05,257
‫پادشاه‌ها ممکنه بیان و برن...

73
00:07:11,096 --> 00:07:12,598
‫ولی تاج و تخت باقی می‌مونه.

74
00:07:18,938 --> 00:07:21,023
‫داری می‌گی کابینه و بستگان سلطنتی

75
00:07:21,148 --> 00:07:23,025
‫بدون شک مخالفت می‌کنن؟

76
00:07:23,609 --> 00:07:24,777
‫بله.

77
00:07:24,860 --> 00:07:28,239
‫اکثر بزرگان مملکت، به تاج و تخت مرتبط هستن.

78
00:07:28,322 --> 00:07:31,408
‫خاندان سلطنتی و دنیای سیاست
‫همیشه از هم حمایت کردن.

79
00:07:31,492 --> 00:07:33,577
‫بستگان سلطنتی که جای خودشون رو دارن.

80
00:07:35,788 --> 00:07:37,540
‫پس اعلیحضرت چیزی برای تکیه کردن

81
00:07:38,749 --> 00:07:40,292
‫جز احساسات عمومی نداره.

82
00:07:44,672 --> 00:07:46,298
‫- اینجاست!
‫- اومدش!

83
00:07:49,843 --> 00:07:52,012
‫حقیقت داره که صحبت‌هایی در مورد
‫انحلال سلطنت وجود داره؟

84
00:07:52,096 --> 00:07:53,806
‫اولین باره که در موردش می‌شنوید؟

85
00:07:59,186 --> 00:08:00,771
‫مردم این کشور

86
00:08:01,272 --> 00:08:03,524
‫چیزی برای نگرانی ندارن.

87
00:08:04,400 --> 00:08:05,943
‫بیشتر بگید لطفاً!

88
00:08:06,026 --> 00:08:07,444
‫یک بیانه دیگه بدید، لطفاً!

89
00:08:11,198 --> 00:08:14,118
‫بیان اولین دستور کار سی و چهارمین پادشاه

90
00:08:14,201 --> 00:08:16,287
‫یک جنجال بزرگ به پا کرده.

91
00:08:16,370 --> 00:08:19,873
‫این دستور کار بحث در مورد
‫انحلال سلطنت رو شروع می‌کنه.

92
00:08:19,957 --> 00:08:22,293
‫در همون حین که نخست‌وزیر مین
‫کاخ رو ترک می‌کرد،

93
00:08:22,376 --> 00:08:23,919
‫به مردم اطمینان داد که...

94
00:08:24,003 --> 00:08:25,379
‫اون که تازه به تخت نشسته.

95
00:08:25,462 --> 00:08:27,381
‫چرا می‌خواد سلطنت رو منحل کنه؟

96
00:08:27,464 --> 00:08:28,465
‫می‌دونم، نه؟

97
00:08:28,549 --> 00:08:30,759
‫به نظرت پدر جان از این موضوع خبر داره؟

98
00:08:31,552 --> 00:08:32,928
‫وامونده...

99
00:09:12,259 --> 00:09:14,845
‫چطور جرأت می‌کنی اینجا بیای؟

100
00:09:17,765 --> 00:09:19,516
‫می‌خواستم خودم از نزدیک

101
00:09:20,809 --> 00:09:22,603
‫عظمت گناهانی که مرتکب شدم رو ببینم.

102
00:09:22,686 --> 00:09:25,606
‫اصلاً می‌دونی چی کار کردی؟

103
00:09:26,857 --> 00:09:28,317
‫دارم می‌پرسم حس خوبی داره که

104
00:09:28,359 --> 00:09:30,444
‫پدر و پسر خودت رو دور می‌ندازی؟

105
00:09:32,029 --> 00:09:34,406
‫به اون پسر بیچاره رحم نمی‌کنی

106
00:09:35,699 --> 00:09:37,785
‫که حالا مثل یه بازمانده از عصر گذشته

107
00:09:37,826 --> 00:09:39,578
‫به حاشیه رونده شده؟

108
00:09:41,789 --> 00:09:42,915
‫اون پسر بیچاره...

109
00:09:45,959 --> 00:09:47,336
‫از اول همه چیز رو می‌دونست.

110
00:09:49,963 --> 00:09:52,132
‫اندازه و عمق کامل گناهانم رو می‌دونست

111
00:09:53,842 --> 00:09:56,345
‫و در سکوت
‫اون بار سنگین رو به دوش کشید.

112
00:09:56,929 --> 00:09:58,013
‫چی می‌گی؟

113
00:09:58,097 --> 00:09:59,932
‫می‌دونی من چه حسی داشتم

114
00:10:01,266 --> 00:10:03,769
‫وقتی از گناهان تو باخبر شدم؟

115
00:10:07,648 --> 00:10:09,525
‫وقتی با افتخار ادعا کردی

116
00:10:10,818 --> 00:10:12,528
‫که همه این کارها رو به خاطر من کردی.

117
00:10:14,613 --> 00:10:16,365
‫می‌دونی اون حرف‌ها

118
00:10:16,448 --> 00:10:18,075
‫چه حسی به من داد؟

119
00:10:24,998 --> 00:10:25,999
‫پس...

120
00:10:28,043 --> 00:10:30,045
‫امیدوارم از این به بعد دست از گناه برداری.

121
00:10:31,797 --> 00:10:32,965
‫از امروز به بعد...

122
00:10:36,969 --> 00:10:38,428
‫هیچ دختری نداری که
‫بخوای بگی مال توئه.

123
00:10:52,568 --> 00:10:53,610
‫علیاحضرت!

124
00:10:56,905 --> 00:10:58,532
‫نخست‌وزیر مین، اون آشغال...

125
00:11:09,793 --> 00:11:11,712
‫اون از انفجار خبر داشت،

126
00:11:12,629 --> 00:11:15,382
‫وقتی که شاهزاد بزرگ رو اونجا کشوند.

127
00:11:17,884 --> 00:11:20,512
‫باید جلوی یا شاهزاده بزرگ
‫یا اعلیحضرت رو بگیری.

128
00:11:21,763 --> 00:11:23,015
‫هر کاری لازمه انجام بده.

129
00:12:03,847 --> 00:12:04,848
‫بذار تو رو

130
00:12:05,849 --> 00:12:07,434
‫به کاخ برگردونم.

131
00:12:16,985 --> 00:12:19,905
‫[پسرم]

132
00:12:30,290 --> 00:12:31,291
‫اومد.

133
00:12:31,375 --> 00:12:32,376
‫پدر.

134
00:12:32,459 --> 00:12:35,712
‫این حرف‌هایی که در مورد
‫انحلال سلطنت می‌زنن درسته؟

135
00:12:35,796 --> 00:12:37,130
‫- درست نیست، نه؟
‫- هست؟

136
00:12:37,214 --> 00:12:38,924
‫چطور می‌تونن تاج و تخت رو منحل کنن؟

137
00:12:39,007 --> 00:12:40,801
‫پدر، یه چیزی بگو.

138
00:12:43,428 --> 00:12:45,764
‫شوهر خواهرم تازه پادشاه شده.

139
00:12:45,847 --> 00:12:48,058
‫چطور می‌تونن به این زودی منحلش کنن؟

140
00:12:48,141 --> 00:12:49,893
‫- «شوهر خواهرم»؟
‫- چرا؟ چی شده؟

141
00:12:49,976 --> 00:12:51,728
‫اون شوهر خواهرمه، درسته؟

142
00:12:51,853 --> 00:12:53,355
‫درست خطابش کن.

143
00:12:53,814 --> 00:12:55,690
‫نباید باعث حرف و حدیث مردم بشی.

144
00:12:55,816 --> 00:12:57,192
‫بیا خودمون رو گول نزنیم.

145
00:12:57,317 --> 00:12:59,319
‫اگه تخت و تاجی نباشه،
‫عنوانی هم در کار نیست.

146
00:12:59,402 --> 00:13:01,696
‫تو تازه به لرد جونگ‌هوا رسیدی.
‫بالاخره یه لرد شدی...

147
00:13:01,780 --> 00:13:02,864
‫ته‌جو!

148
00:13:08,703 --> 00:13:10,497
‫فعلاً در حال حاضر،

149
00:13:11,832 --> 00:13:12,916
‫حواس‌تون جمع باشه.

150
00:13:14,960 --> 00:13:15,961
‫حواس‌مون؟

151
00:13:16,044 --> 00:13:18,964
‫چرا همچین حرفی می‌زنی، پدر جان؟

152
00:13:19,047 --> 00:13:20,090
‫داری من رو می‌ترسونی.

153
00:13:24,094 --> 00:13:25,095
‫صبر کن...

154
00:13:31,685 --> 00:13:34,729
‫هفته آینده یک بحث دیگه
‫در مورد انحلال سلطنت برگزار می‌شه.

155
00:13:35,605 --> 00:13:38,483
‫اعلیحضرت دنبال اینه که
‫تصمیم رو به مردم بسپاره.

156
00:13:39,109 --> 00:13:40,360
‫کابینه مخالفت می‌کنه.

157
00:13:41,444 --> 00:13:42,612
‫ازت می‌خوام که

158
00:13:42,821 --> 00:13:44,489
‫اونجا مخالفتت رو اعلام کنی.

159
00:13:50,370 --> 00:13:52,080
‫من قدرتی ندارم.

160
00:13:54,666 --> 00:13:56,293
‫نگفتم از قدرتت استفاده کنی.

161
00:13:57,210 --> 00:13:59,212
‫فقط اشاره کن که انحلال سلطنت

162
00:13:59,337 --> 00:14:03,174
‫خواسته‌ی خود اعلیحضرته،
‫نه خواسته‌ی تاج و تخت.

163
00:14:03,758 --> 00:14:04,843
‫اگه امتناع کنم چی؟

164
00:14:06,344 --> 00:14:08,054
‫اون وقت چی می‌شه؟

165
00:14:13,602 --> 00:14:14,936
‫می‌خوای ببینی تنها پسرت،

166
00:14:14,978 --> 00:14:16,605
‫راه پدرت رو دنبال کنه...

167
00:14:19,232 --> 00:14:20,817
‫و به عنوان یک جنایتکار شناخته بشه؟

168
00:14:34,497 --> 00:14:35,707
‫اعلیحضرت.

169
00:14:37,459 --> 00:14:39,127
‫نخست‌وزیر مین کوتاه نمیاد.

170
00:14:39,294 --> 00:14:41,379
‫بودجه کاخ متوقف شده.

171
00:14:47,218 --> 00:14:50,305
‫می‌دونستم که سعی می‌کنه ما رو مهار کنه،
‫ولی انتظار رویکرد دیگه‌ای داشتم.

172
00:14:50,388 --> 00:14:52,349
‫قطع بودجه یک ضربه‌ی ناجوانمردانه بود.

173
00:14:52,432 --> 00:14:54,517
‫این اول از همه
‫اقامتگاه ملکه رو زمین‌گیر می‌کنه.

174
00:14:54,601 --> 00:14:56,936
‫امور مالی سلطنتی، تحت اختیار ملکه‌ست.

175
00:14:57,562 --> 00:15:00,357
‫تازه ملکه شده
‫و الان آماج انتقادها قرار گرفته.

176
00:15:00,940 --> 00:15:02,359
‫فوری‌ترین مسئله چیه؟

177
00:15:02,817 --> 00:15:04,235
‫حقوق خدمتکارهای کاخ.

178
00:15:04,778 --> 00:15:06,780
‫گارد سلطنتی و مأموران اداری...

179
00:15:09,574 --> 00:15:10,575
‫ببخشید.

180
00:15:11,701 --> 00:15:13,036
‫من سونگ هویجو هستم.

181
00:15:13,495 --> 00:15:15,163
‫تنها مشکل مالی‌ای که داشتم این بود

182
00:15:15,246 --> 00:15:17,832
‫«وای خدای من، چطور باید
‫این همه پول رو خرج کنم؟»

183
00:15:17,916 --> 00:15:19,125
‫همین.

184
00:15:19,209 --> 00:15:20,210
‫خب چی؟

185
00:15:20,251 --> 00:15:21,628
‫می‌خوای به تاج و تخت کمک مالی کنی؟

186
00:15:21,670 --> 00:15:22,712
‫آره.

187
00:15:22,754 --> 00:15:24,005
‫چی؟

188
00:15:24,756 --> 00:15:28,051
‫خانواده همسر پولدار به چه دردی می‌خورن
‫اگه نتونی ازشون استفاده کنی؟

189
00:15:28,301 --> 00:15:30,887
‫- بذار ببینم. بودجه چقدر کسری داره؟
‫- خب، این...

190
00:15:30,970 --> 00:15:32,430
‫از لطفت ممنونم،

191
00:15:32,681 --> 00:15:33,807
‫ولی نه.

192
00:15:33,932 --> 00:15:35,141
‫باید بلندمدت فکر کنیم.

193
00:15:35,642 --> 00:15:36,684
‫الان دیگه وقت

194
00:15:36,726 --> 00:15:38,061
‫بلندمدت فکر کردن نیست.

195
00:15:38,144 --> 00:15:39,687
‫قبلاً بهت گفتم.

196
00:15:40,146 --> 00:15:42,190
‫وقتی کاری رو شروع می‌کنی
‫که همه مخالفش هستن،

197
00:15:42,273 --> 00:15:44,609
‫نباید بهشون وقت بدی که اعتراض کنن.

198
00:15:49,322 --> 00:15:51,157
‫[نخست‌وزیر مین جونگ‌وو]

199
00:15:51,783 --> 00:15:54,702
‫حتماً دربار خیلی به هم ریخته بود.
‫ممنون که رسیدگی کردی.

200
00:15:54,786 --> 00:15:56,079
‫راستش، قربان...

201
00:16:01,918 --> 00:16:05,046
‫کاخ بودجه نیمه دوم سال رو رد کرد.

202
00:16:07,424 --> 00:16:09,342
‫ولی بدون اون بودجه نمی‌تونن کار کنن.

203
00:16:09,426 --> 00:16:11,761
‫کسل گروپ یک کمک مالی به دربار کرده.

204
00:16:11,845 --> 00:16:14,597
‫مبلغی که دریافت کردن
‫از بودجه سالانه‌شون بیشتره.

205
00:16:21,938 --> 00:16:23,898
‫اعلیحضرت رو ببین که
‫از خانواده زنش استفاده می‌کنه.

206
00:16:25,275 --> 00:16:26,359
‫چقدر حقیر.

207
00:16:31,406 --> 00:16:33,324
‫[گرملین]

208
00:16:40,582 --> 00:16:41,708
‫سلام، دایونگ.

209
00:16:41,791 --> 00:16:43,251
‫الان یه کم سرم شلوغه.

210
00:16:53,303 --> 00:16:55,805
‫چی شده؟ چه احضاریه‌ای؟

211
00:16:57,307 --> 00:16:58,933
‫این اطلاعات از طرف خانواده‌ت اومده؟

212
00:16:59,726 --> 00:17:00,727
‫آره.

213
00:17:00,810 --> 00:17:02,604
‫یک تحقیق در مورد صندوق‌های مخفیه.

214
00:17:02,687 --> 00:17:06,024
‫می‌گن ظرف یکی دو روز
‫احضاریه رسمی صادر می‌شه...

215
00:17:09,527 --> 00:17:10,528
‫این مشخصه

216
00:17:11,779 --> 00:17:13,198
‫یک حمله مستقیم به منه.

217
00:17:13,281 --> 00:17:15,158
‫اگه خودت می‌دونی،
‫پس به دام بازیشون نیفت.

218
00:17:15,241 --> 00:17:16,242
‫نمیفتم.

219
00:17:17,285 --> 00:17:19,412
‫این یک تهدیده که ما رو
‫از کمک مالی به دربار منصرف کنه.

220
00:17:20,872 --> 00:17:22,749
‫چرا بهشون این لذت رو بدم؟

221
00:17:27,045 --> 00:17:28,212
‫چرا اینجوری نگاه می‌کنه؟

222
00:17:29,213 --> 00:17:30,214
‫دایونگ.

223
00:17:30,298 --> 00:17:32,675
‫می‌تونی بررسی کنی
‫که رهبری تحقیق بر عهده کیه؟

224
00:17:32,759 --> 00:17:34,218
‫چرا می‌پرسی؟

225
00:17:34,761 --> 00:17:36,304
‫می‌خوام روایتش رو عوض کنم.

226
00:17:36,971 --> 00:17:38,014
‫از صندوق مخفی

227
00:17:39,182 --> 00:17:40,350
‫به سوءاستفاده از قدرت.

228
00:17:46,314 --> 00:17:47,482
‫خب، در این صورت...

229
00:17:48,149 --> 00:17:49,692
‫من برای بازجویی می‌رم، پدر.

230
00:17:50,234 --> 00:17:51,319
‫دیوونه شدی؟

231
00:17:51,361 --> 00:17:53,029
‫چرا این کار رو می‌کنی؟

232
00:17:53,112 --> 00:17:55,323
‫فشار خون پدر هم که
‫این روزها بالا و پایین می‌شه.

233
00:17:55,365 --> 00:17:58,451
‫استرس ناشی از این همه بازجویی
‫ممکنه اون رو از پا دربیاره.

234
00:17:58,534 --> 00:18:00,286
‫و کاملا درسته

235
00:18:00,828 --> 00:18:02,121
‫که جانشین

236
00:18:02,205 --> 00:18:03,623
‫این مسائل رو مدیریت کنه.

237
00:18:03,998 --> 00:18:06,376
‫- عزیزم، هنوز منگی؟
‫- این حرف‌ها چیه...

238
00:18:06,459 --> 00:18:08,086
‫باشه پس، برو.

239
00:18:09,420 --> 00:18:10,797
‫چی؟

240
00:18:11,964 --> 00:18:13,925
‫یه کم در معرض رسانه‌ها قرار بگیری،

241
00:18:13,966 --> 00:18:15,426
‫خیلی هم بد نیست.

242
00:18:15,510 --> 00:18:16,928
‫پدر جان.

243
00:18:17,345 --> 00:18:18,429
‫همین، پدر؟

244
00:18:18,596 --> 00:18:21,683
‫راستش یه مدتی هست
‫می‌خواستم این رو بگم.

245
00:18:21,766 --> 00:18:24,811
‫الان، دارم پیشنهاد می‌دم که
‫جای تو به تحقیقات برم،

246
00:18:24,894 --> 00:18:26,145
‫از روی ارادت فرزندی.

247
00:18:26,229 --> 00:18:29,148
‫نمی‌خوام از شدت ذوق گریه کنی، باشه؟

248
00:18:29,232 --> 00:18:30,483
‫ولی شاید یه کم تعریف کنی؟

249
00:18:30,566 --> 00:18:31,901
‫یا حداقل یه نگاه گرم...

250
00:18:32,777 --> 00:18:33,820
‫چیه؟ زیادی بود؟

251
00:18:35,530 --> 00:18:36,531
‫من رفتم.

252
00:18:36,614 --> 00:18:37,615
‫صبر کن.

253
00:18:38,574 --> 00:18:39,651
‫واسه خودت اونجا نشین.

254
00:18:39,701 --> 00:18:41,160
‫تا کاخ بدرقه‌ش کن.

255
00:18:41,494 --> 00:18:42,787
‫من؟ کی رو بدرقه کنم؟

256
00:18:43,538 --> 00:18:44,539
‫اون رو؟

257
00:18:51,629 --> 00:18:53,005
‫نباید تنها بری.

258
00:19:09,105 --> 00:19:10,314
‫چیه؟ باز چی شده؟

259
00:19:10,857 --> 00:19:12,358
‫تیم حقوقی کسل بیوتی

260
00:19:13,025 --> 00:19:14,402
‫خیلی تواناست.

261
00:19:14,735 --> 00:19:15,903
‫چی؟

262
00:19:16,654 --> 00:19:17,989
‫اگه کمک خواستی بهم بگو.

263
00:19:22,493 --> 00:19:23,619
‫نگرانم شدی؟

264
00:19:23,703 --> 00:19:25,413
‫حتما عقل از سرت پریده.

265
00:19:26,539 --> 00:19:27,957
‫قضیه این نیست.

266
00:19:28,040 --> 00:19:29,750
‫داری به جای پدر می‌ری.

267
00:19:30,251 --> 00:19:31,461
‫پس درست انجامش بده.

268
00:19:32,170 --> 00:19:33,546
‫بهونه‌ای دستشون نده.

269
00:19:35,715 --> 00:19:38,301
‫هی، منم به عنوان وارث
‫یک خانواده ثروتمند سال‌ها تجربه دارم.

270
00:19:39,343 --> 00:19:41,012
‫فقط تویی که من رو دست کم می‌گیری.

271
00:19:41,137 --> 00:19:42,180
‫فقط تو.

272
00:19:44,348 --> 00:19:46,058
‫سعی می‌کنم از این به بعد کمتر گیر بدم.

273
00:19:46,851 --> 00:19:48,060
‫برادر.

274
00:19:50,396 --> 00:19:51,439
‫«برادر»؟

275
00:19:54,400 --> 00:19:55,443
‫وایستا،

276
00:19:55,568 --> 00:19:56,986
‫چی کار می‌خوای بکنی؟

277
00:19:57,278 --> 00:19:58,279
‫این چی بود؟

278
00:19:58,362 --> 00:19:59,530
‫الان داری چی کار می‌کنی؟

279
00:20:06,621 --> 00:20:08,998
‫«سعی می‌کنم از این به بعد کمتر گیر بدم».

280
00:20:11,459 --> 00:20:13,002
‫غیرممکنه.

281
00:20:15,588 --> 00:20:16,747
‫اعلیحضرت،

282
00:20:16,797 --> 00:20:18,674
‫ملکه تشریف آوردند.

283
00:20:18,925 --> 00:20:20,009
‫راهنماییشون کن.

284
00:20:27,975 --> 00:20:29,101
‫چیه؟

285
00:20:29,602 --> 00:20:31,187
‫خیلی خسته‌م.

286
00:20:33,397 --> 00:20:35,107
‫امروز رفتم پدرم رو دیدم.

287
00:20:37,026 --> 00:20:38,027
‫پدرت؟

288
00:20:38,861 --> 00:20:39,904
‫هیچکس بهم نگفته بود.

289
00:20:40,488 --> 00:20:42,448
‫بدون اینکه به کسی بگم
‫تنهایی رفتم بیرون،

290
00:20:42,531 --> 00:20:44,283
‫پس به دستیار چوی سخت نگیر.

291
00:20:46,577 --> 00:20:47,578
‫تنها رفتی؟

292
00:20:48,204 --> 00:20:49,622
‫چاره دیگه‌ای نداشتم.

293
00:20:50,456 --> 00:20:51,749
‫خیلی بی‌قرار بودم.

294
00:20:53,918 --> 00:20:54,961
‫چرا؟

295
00:20:56,462 --> 00:20:57,713
‫همین فردا،

296
00:20:58,506 --> 00:21:00,675
‫دادستان‌ها تحقیق درباره
‫کسل گروپ رو شروع می‌کنن.

297
00:21:04,011 --> 00:21:05,429
‫صبر کن. بلند شو...

298
00:21:08,724 --> 00:21:10,977
‫پدر بهم گفت که
‫به دام بازیشون نیفتم.

299
00:21:12,561 --> 00:21:15,231
‫سونگ ته‌جو با غرور تمام،

300
00:21:15,439 --> 00:21:17,066
‫داوطلب بازجویی شد.

301
00:21:18,442 --> 00:21:19,860
‫خیلی اعصاب خردکن بود.

302
00:21:20,987 --> 00:21:23,030
‫چرا آخه عصبانی نشدن؟

303
00:21:23,155 --> 00:21:24,573
‫اونجوری کمتر خجالت‌آور بود.

304
00:21:27,868 --> 00:21:28,869
‫سونگ هویجو.

305
00:21:31,831 --> 00:21:33,582
‫از طرفی، می‌دونی...

306
00:21:34,166 --> 00:21:36,377
‫یعنی، مثلاً...

307
00:21:37,962 --> 00:21:39,338
‫اونقدر ازش بدم نمیومد.

308
00:21:42,007 --> 00:21:43,634
‫یه جورایی خیالم راحت شد،

309
00:21:44,427 --> 00:21:45,928
‫از یه نظر.

310
00:21:52,643 --> 00:21:54,437
‫تو هم باید برام این کار رو بکنی.

311
00:21:55,813 --> 00:21:57,231
‫باید روی حرفت بمونی

312
00:21:58,107 --> 00:21:59,316
‫و با غرور سینه سپر کنی،

313
00:22:00,151 --> 00:22:01,318
‫تا من خیالم راحت بشه.

314
00:22:07,158 --> 00:22:08,325
‫همین کار رو می‌کنم.

315
00:22:21,046 --> 00:22:22,423
‫می‌خوای ببینی تنها پسرت،

316
00:22:22,506 --> 00:22:24,008
‫راه پدرت رو دنبال کنه...

317
00:22:25,426 --> 00:22:26,927
‫و به عنوان یک جنایتکار شناخته بشه؟

318
00:22:35,853 --> 00:22:37,354
‫این حرفت یعنی چی؟

319
00:22:41,817 --> 00:22:43,569
‫داشتم به سه سال پیش اشاره می‌کردم،

320
00:22:43,652 --> 00:22:46,155
‫وقتی فرمان سلطنتی
‫پادشاه فقید رو از بین بردی.

321
00:22:53,913 --> 00:22:55,748
‫نمی‌دونم در مورد چی حرف می‌زنی...

322
00:22:55,831 --> 00:22:59,126
‫اگه فاش بشه که برای نشوندن پسرت بر تخت
‫با فرمان سلطنتی مخالفت کردی،

323
00:23:00,127 --> 00:23:01,337
‫پادشاه برکنار شده

324
00:23:02,546 --> 00:23:04,632
‫در تاریخ به عنوان یک جنایتکار ثبت می‌شه.

325
00:23:07,301 --> 00:23:08,510
‫نه به عنوان یک پادشاه

326
00:23:08,761 --> 00:23:10,054
‫و حتی نه به عنوان یک فرد سلطنتی.

327
00:23:11,222 --> 00:23:12,306
‫فقط یک جنایتکار.

328
00:23:15,726 --> 00:23:16,727
‫برای همیشه.

329
00:23:19,396 --> 00:23:20,773
‫چطور جرأت می‌کنی...

330
00:23:25,444 --> 00:23:26,737
‫من فقط سکوت کردم

331
00:23:26,820 --> 00:23:29,031
‫چون نگران بودم
‫تاج و تخت از هم بپاشه.

332
00:23:31,909 --> 00:23:33,744
‫اینقدر نگران تاج و تخت هستی...

333
00:23:37,164 --> 00:23:38,958
‫ولی سعی کردی ایان رو بکشی؟

334
00:23:49,510 --> 00:23:51,637
‫من حاضرم هر کاری لازمه انجام بدم...

335
00:23:54,139 --> 00:23:55,849
‫هر چند بار که لازم باشه.

336
00:24:11,782 --> 00:24:13,242
‫چقدر سخته...

337
00:24:15,577 --> 00:24:17,204
‫فقط برای اینکه تو در امان باشی.

338
00:24:27,756 --> 00:24:29,174
‫اومدش!

339
00:24:40,936 --> 00:24:42,604
‫حقیقت داره که کسل گروپ

340
00:24:42,688 --> 00:24:44,773
‫یک صندوق مخفی
‫به ارزش صدها میلیارد وون داره؟

341
00:24:44,857 --> 00:24:47,067
‫می‌توانید کمک مالی خودتون
‫به دربار رو توضیح بدید؟

342
00:24:47,151 --> 00:24:49,528
‫ملکه اصلاً با شما تماس گرفته؟

343
00:24:49,611 --> 00:24:51,155
‫اول از همه بیاید یه کم آروم باشیم.

344
00:24:51,238 --> 00:24:53,699
‫- صندوق مخفی کسل گروپ...
‫- بذارید اول این رو بگم.

345
00:24:54,867 --> 00:24:56,777
‫خب، می‌دونید،

346
00:24:56,827 --> 00:24:58,704
‫تاج و تخت و کابینه

347
00:24:58,787 --> 00:25:01,248
‫اتفاقاً در این لحظه با هم درگیر هستن.

348
00:25:01,331 --> 00:25:03,667
‫زمان‌بندی این قضیه به نظر
‫خیلی عالی میاد، مگه نه؟

349
00:25:03,792 --> 00:25:05,377
‫ولی با این حال،

350
00:25:05,919 --> 00:25:08,422
‫قول همکاری کامل با تحقیقات رو می‌دم.

351
00:25:24,021 --> 00:25:25,314
‫چیزی برای گفتن داری؟

352
00:25:27,441 --> 00:25:28,442
‫نه، اعلیحضرت.

353
00:25:33,405 --> 00:25:34,531
‫چیه؟

354
00:25:35,199 --> 00:25:36,366
‫می‌گم شاید

355
00:25:36,533 --> 00:25:38,785
‫دوست داشته باشید
‫به اقامتگاه ملکه مادر سر بزنید؟

356
00:25:41,371 --> 00:25:43,123
‫به نظرم اگه می‌خواید دفتر امور

357
00:25:43,248 --> 00:25:45,083
‫خاندان سلطنتی رو متقاعد کنید
‫این کار رو بکنید.

358
00:25:49,505 --> 00:25:50,672
‫بذار استراحت کنه.

359
00:25:53,592 --> 00:25:55,552
‫تازه نبردش به پایان رسیده.

360
00:26:04,394 --> 00:26:05,854
‫می‌تونی تصورش کنی؟

361
00:26:08,690 --> 00:26:10,692
‫این کشور بدون نظام پادشاهی.

362
00:26:12,277 --> 00:26:13,904
‫کنجکاوم.

363
00:26:18,242 --> 00:26:19,868
‫نمی‌ترسی؟

364
00:26:20,118 --> 00:26:23,247
‫تو می‌ترسی، مادر؟

365
00:26:43,141 --> 00:26:44,268
‫تعجب‌آوره.

366
00:26:45,477 --> 00:26:46,728
‫چی تعجب‌آوره؟

367
00:26:46,812 --> 00:26:49,690
‫شنیدم این روزها به ندرت
‫از اقامتگاهش بیرون میاد.

368
00:26:50,857 --> 00:26:51,858
‫واقعاً؟

369
00:26:52,401 --> 00:26:54,319
‫بعد از اون اتفاقی
‫که برای لرد اینپیونگ افتاد،

370
00:26:54,820 --> 00:26:56,280
‫احتمالاً براش سخته که الان

371
00:26:56,321 --> 00:26:57,823
‫با خدمتکارهای دربار روبرو بشه.

372
00:27:09,251 --> 00:27:11,253
‫داری از من درخواست کمک می‌کنی؟

373
00:27:12,879 --> 00:27:13,880
‫آره.

374
00:27:15,674 --> 00:27:16,883
‫خاندان سلطنتی

375
00:27:18,301 --> 00:27:20,012
‫هنوز به حرف شما گوش می‌کنن.

376
00:27:22,305 --> 00:27:24,766
‫برام سوال بود که چرا اعلیحضرت
‫مجازاتش رو به تعویق انداخت.

377
00:27:27,394 --> 00:27:29,146
‫به نظر می‌رسه دلایل خودش رو داشته.

378
00:27:55,630 --> 00:27:56,631
‫منم.

379
00:28:03,555 --> 00:28:05,098
‫تصمیم درستی گرفتی.

380
00:28:54,523 --> 00:28:56,816
‫من درخواست رسمی که
‫شما ارائه دادید رو بررسی کردم.

381
00:28:59,611 --> 00:29:00,987
‫خاندان سلطنتی از من خواست

382
00:29:01,154 --> 00:29:03,323
‫که از کشور و سلسله محافظت کنم.

383
00:29:04,950 --> 00:29:05,984
‫و کابینه از من خواهش کرد

384
00:29:06,034 --> 00:29:07,744
‫که وظایفم را به عنوان پادشاه انجام بدم.

385
00:29:08,662 --> 00:29:10,705
‫درسته؟

386
00:29:11,915 --> 00:29:14,459
‫ما صرفاً به نمایندگی مردم
‫حرف می‌زدیم، اعلیحضرت.

387
00:29:14,709 --> 00:29:16,044
‫اصلاً زحمت پرسیدن به خودتون دادید؟

388
00:29:17,045 --> 00:29:18,088
‫اونطور که من فهمیدم...

389
00:29:19,839 --> 00:29:21,550
‫هیچکس از مردم چیزی نپرسیده.

390
00:29:23,218 --> 00:29:24,219
‫اعلیحضرت.

391
00:29:24,844 --> 00:29:26,972
‫- کابینه توسط مردم انتخاب شده...
‫- خب؟

392
00:29:27,681 --> 00:29:30,225
‫می‌خوای هر تصمیمی رو به جای اون‌ها بگیری؟

393
00:29:34,271 --> 00:29:35,522
‫«همه مردم برابر هستند».

394
00:29:36,398 --> 00:29:37,983
‫این در قانون اساسی ما قید شده.

395
00:29:38,441 --> 00:29:40,110
‫با این حال، وجود تاج و تخت

396
00:29:40,193 --> 00:29:42,195
‫فقط به تقویت تقسیمات طبقاتی کمک می‌کنه

397
00:29:42,279 --> 00:29:44,239
‫و برابری رو تضعیف می‌کنه، مگه نه؟

398
00:29:44,322 --> 00:29:45,365
‫اعلیحضرت، این...

399
00:29:45,448 --> 00:29:47,117
‫در پناه امتیازات سلطنتی،

400
00:29:48,493 --> 00:29:50,036
‫اعضای خاندان سلطنتی آشوب به پا می‌کنن

401
00:29:51,830 --> 00:29:53,915
‫و اشراف همسو با اون‌ها

402
00:29:53,999 --> 00:29:55,625
‫قدرت خودشون رو به رخ مردم می‌کشن.

403
00:29:56,418 --> 00:29:57,585
‫نظر شما در این مورد چیه؟

404
00:30:02,090 --> 00:30:03,383
‫چیزی که شما به دنبال حفظش هستید

405
00:30:04,718 --> 00:30:05,760
‫نه این پادشاهی هست

406
00:30:07,679 --> 00:30:08,722
‫و نه سلطنت.

407
00:30:09,973 --> 00:30:11,725
‫فقط موقعیت ارزشمند اشرافی خودتونه.

408
00:30:19,316 --> 00:30:20,317
‫اعلیحضرت.

409
00:30:21,276 --> 00:30:22,485
‫از اونجا که در دنیایی نابرابر،

410
00:30:22,527 --> 00:30:25,030
‫در پناه امتیازات و حمایت‌ها زندگی کردید،
‫ممکنه آگاه نباشید.

411
00:30:25,613 --> 00:30:28,408
‫ولی سهم تاج و تخت برای ملت
‫فقط از لحاظ مالی نیست.

412
00:30:29,075 --> 00:30:30,952
‫اقتصاد، دیپلماسی و فرهنگ.

413
00:30:31,453 --> 00:30:32,746
‫نفوذش فراتر می‌ره...

414
00:30:32,829 --> 00:30:34,205
‫خب؟

415
00:30:37,125 --> 00:30:38,626
‫برای همین سعی کردی اون رو بکشی؟

416
00:30:46,843 --> 00:30:49,220
‫اقتصاد، دیپلماسی و فرهنگ.

417
00:30:50,138 --> 00:30:53,308
‫تهدید انحلال چنین سلطنت با نفوذی،

418
00:30:53,391 --> 00:30:55,351
‫تو رو مجبور کرد که اقدام به ترور...

419
00:30:59,022 --> 00:31:00,565
‫پادشاه این کشور کنی؟

420
00:31:01,524 --> 00:31:02,525
‫سونگ هویجو.

421
00:31:05,403 --> 00:31:06,529
‫علیاحضرت.

422
00:31:15,330 --> 00:31:17,040
‫[ضبط شماره یک]

423
00:31:17,123 --> 00:31:18,491
‫می‌خوای ببینی تنها پسرت،

424
00:31:18,541 --> 00:31:20,168
‫راه پدرت رو دنبال کنه...

425
00:31:21,336 --> 00:31:23,004
‫و به عنوان یک جنایتکار شناخته بشه؟

426
00:31:24,881 --> 00:31:26,549
‫این حرفت یعنی چی؟

427
00:31:27,258 --> 00:31:28,802
‫من فقط سکوت کردم

428
00:31:28,885 --> 00:31:31,137
‫چون نگران بودم
‫تاج و تخت از هم بپاشه.

429
00:31:32,097 --> 00:31:34,265
‫اینقدر نگران تاج و تخت هستی،

430
00:31:34,516 --> 00:31:36,559
‫ولی سعی کردی ایان رو بکشی؟

431
00:31:37,894 --> 00:31:40,271
‫من حاضرم هر کاری لازمه انجام بدم...

432
00:31:42,357 --> 00:31:44,025
‫هر چند بار که لازم باشه.

433
00:31:55,495 --> 00:31:57,163
‫روزی که رفتم پدرم رو دیدم...

434
00:31:59,374 --> 00:32:00,792
‫بذار تو رو

435
00:32:02,460 --> 00:32:03,920
‫به کاخ برگردونم.

436
00:32:05,922 --> 00:32:07,590
‫[پسرم]

437
00:32:13,805 --> 00:32:16,683
‫این چیزیه که
‫نخست‌وزیر مین اومده بود بهم بگه.

438
00:32:22,730 --> 00:32:25,149
‫اعلیحضرت نمی‌تونه خودش رو
‫راضی کنه که بی‌رحم باشه.

439
00:32:26,568 --> 00:32:28,611
‫ولی تو فرق می‌کنی.

440
00:32:30,530 --> 00:32:32,115
‫وقتی صحبت از نخست‌وزیر مین می‌شه،

441
00:32:33,491 --> 00:32:34,826
‫هیچ ضربه‌ای عمیق‌تر از اونی که

442
00:32:35,827 --> 00:32:37,328
‫از طرف تو بیاد، نیست.

443
00:32:59,934 --> 00:33:00,935
‫این‌ها همه‌ش...

444
00:33:02,729 --> 00:33:03,855
‫حقیقت داره؟

445
00:33:09,485 --> 00:33:11,070
‫جوابم رو بده!

446
00:33:11,738 --> 00:33:14,407
‫اعلیحضرت، شاید بهتره اول
‫حقایق رو بررسی کنیم...

447
00:33:14,490 --> 00:33:15,700
‫من از نخست‌وزیر پرسیدم.

448
00:33:16,284 --> 00:33:18,745
‫- خواهش می‌کنم خاندان سلطنتی رو عفو کنید...
‫- از حالا به بعد،

449
00:33:20,204 --> 00:33:21,914
‫هر کسی از نخست‌وزیر دفاع کنه...

450
00:33:23,916 --> 00:33:25,209
‫همدست مجرمی در نظر گرفته می‌شه

451
00:33:26,836 --> 00:33:28,212
‫که به دنبال گرفتن جان من بود.

452
00:33:32,800 --> 00:33:34,469
‫اعلیحضرت.

453
00:34:08,169 --> 00:34:09,170
‫علیاحضرت.

454
00:34:10,046 --> 00:34:11,047
‫برو...

455
00:34:12,632 --> 00:34:14,092
‫و از اعلیحضرت محافظت کن.

456
00:34:14,592 --> 00:34:15,802
‫چشم، علیاحضرت.

457
00:34:48,543 --> 00:34:49,544
‫جونگ‌وو.

458
00:34:57,135 --> 00:34:58,261
‫تو واقعاً...

459
00:35:01,681 --> 00:35:02,682
‫سعی کردی...

460
00:35:06,269 --> 00:35:07,520
‫سعی کردم تو رو بکشم؟

461
00:35:14,527 --> 00:35:15,528
‫آره.

462
00:35:29,542 --> 00:35:30,543
‫چرا؟

463
00:35:38,676 --> 00:35:39,760
‫من التماست رو کردم.

464
00:35:44,557 --> 00:35:46,225
‫التماس کردم که هویجو رو از خودت دور کنی.

465
00:35:48,269 --> 00:35:50,187
‫بهت گفتم اگه این کار رو بکنی
‫ازت محافظت می‌کنم.

466
00:35:51,689 --> 00:35:52,815
‫بارها و بارها.

467
00:36:21,636 --> 00:36:22,678
‫تقصیر توئه...

468
00:36:25,473 --> 00:36:26,724
‫که من اینجوری شدم.

469
00:36:46,786 --> 00:36:48,245
‫تقصیر خودته که فکر کردی...

470
00:36:54,377 --> 00:36:56,295
‫اون رو ازت گرفتم
‫در حالی که هیچوقت مال تو نبود.

471
00:37:24,161 --> 00:37:34,161
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

472
00:38:02,027 --> 00:38:03,028
‫خوبی؟

473
00:38:05,865 --> 00:38:06,866
‫تو چطوری؟

474
00:38:20,296 --> 00:38:21,380
‫کارت خوب بود.

475
00:38:35,394 --> 00:38:37,646
‫برای اولین بار در تاریخ مشروطه،

476
00:38:37,730 --> 00:38:39,899
‫یک همه‌پرسی ملی

477
00:38:39,982 --> 00:38:42,860
‫در مورد آینده سلطنت
‫امروز ساعت ۸ صبح آغاز شد.

478
00:38:42,943 --> 00:38:45,362
‫این رأی‌گیری که قراره
‫به طور بنیادین رابطه بین

479
00:38:45,446 --> 00:38:47,990
‫سلطنت، دولت و مردم رو تغییر بده،

480
00:38:48,073 --> 00:38:50,117
‫به عنوان یک لحظه تعیین‌کننده

481
00:38:50,159 --> 00:38:52,202
‫برای ملت در نظر گرفته می‌شه.

482
00:38:52,286 --> 00:38:53,662
‫پس از مذاکرات گسترده،

483
00:38:53,704 --> 00:38:55,664
‫تاج و تخت و دولت توافق کردند که

484
00:38:55,748 --> 00:38:59,835
‫مسئله انحلال سلطنت رو به رأی عمومی بذارن.

485
00:38:59,919 --> 00:39:01,670
‫در نهایت، قانون اعلیحضرت

486
00:39:01,754 --> 00:39:03,923
‫که مردم باید تصمیم بگیرن

487
00:39:03,964 --> 00:39:05,633
‫که سلطنت حفظ بشه

488
00:39:05,716 --> 00:39:07,968
‫یا منحل بشه، پیروز شد.

489
00:39:11,513 --> 00:39:12,890
‫اگه تصویب بشه

490
00:39:14,141 --> 00:39:15,434
‫دوست داری اول چیکار کنی؟

491
00:39:16,685 --> 00:39:17,811
‫هوم.

492
00:39:19,688 --> 00:39:20,689
‫اسمم.

493
00:39:21,440 --> 00:39:22,441
‫اسمت؟

494
00:39:23,400 --> 00:39:24,401
‫اسمم رو می‌دونی؟

495
00:39:26,403 --> 00:39:28,947
‫فکر کردی اسم
‫شوهر خودم رو نمی‌دونم؟

496
00:39:29,365 --> 00:39:30,449
‫هیچوقت ازش استفاده نکردی.

497
00:39:30,949 --> 00:39:32,409
‫چون اعضای خاندان سلطنتی...

498
00:39:32,951 --> 00:39:33,952
‫دقیقاً.

499
00:39:35,579 --> 00:39:36,580
‫پس...

500
00:39:38,082 --> 00:39:39,333
‫اگه تصویب بشه،

501
00:39:40,167 --> 00:39:41,293
‫می‌خوام با اسم خودم...

502
00:39:42,252 --> 00:39:43,253
‫صدام کنی.

503
00:39:46,799 --> 00:39:47,800
‫حتما.

504
00:40:17,996 --> 00:40:19,164
‫آخر هفته‌ست.

505
00:40:21,500 --> 00:40:24,086
‫تو هم باید بری
‫اقامتگاه شخصی و استراحت کنی.

506
00:40:25,170 --> 00:40:26,296
‫خب،

507
00:40:26,463 --> 00:40:28,966
‫من توی کاخ بیشتر از
‫هر جای دیگه‌ای راحتم.

508
00:40:34,513 --> 00:40:36,432
‫این فکر انحلال سلطنت

509
00:40:37,433 --> 00:40:38,976
‫حتماً تو رو یه کم ناراحت کرده.

510
00:40:40,561 --> 00:40:41,562
‫چرا؟

511
00:40:44,857 --> 00:40:46,984
‫کاخ خونه‌ی توئه.

512
00:40:49,069 --> 00:40:51,063
‫بی‌خیال. مگه بری یه جای دیگه،

513
00:40:51,113 --> 00:40:52,656
‫خانواده‌ت عوض می‌شن؟

514
00:40:52,823 --> 00:40:54,366
‫من هنوز اعلیحضرت پادشاه

515
00:40:54,450 --> 00:40:57,119
‫و علیاحضرت ملکه رو دارم.

516
00:40:59,955 --> 00:41:00,956
‫تو هم

517
00:41:02,166 --> 00:41:05,294
‫اونجا هستی.

518
00:41:06,211 --> 00:41:07,212
‫درسته؟

519
00:41:27,733 --> 00:41:29,568
‫پادشاه چنین فرمان می‌دهد.

520
00:41:29,651 --> 00:41:31,445
‫[پادشاه چنین فرمان می‌دهد]

521
00:41:32,529 --> 00:41:33,822
‫برای سالیان متمادی،

522
00:41:33,905 --> 00:41:36,742
‫این ملت ثبات خود را از طریق
‫تاج و تخت حفظ کرده است.

523
00:41:38,368 --> 00:41:40,746
‫گاه، محافظت به همراه داشت.

524
00:41:42,080 --> 00:41:43,081
‫در موارد دیگر،

525
00:41:43,874 --> 00:41:45,584
‫مانع پیشرفت شد.

526
00:41:47,919 --> 00:41:50,422
‫مردم حرف خود را زده‌اند و تصمیم گرفته‌اند

527
00:41:50,464 --> 00:41:52,883
‫که مسئولیت کامل را خودشان بر عهده بگیرند.

528
00:41:53,633 --> 00:41:54,968
‫با توجه به تصمیم آن‌ها،

529
00:41:55,469 --> 00:41:56,470
‫تاج و تخت دیگر

530
00:41:58,388 --> 00:42:00,182
‫نمی‌تواند ادعای توجیه داشته باشد.

531
00:42:01,099 --> 00:42:02,642
‫با آخرین اختیاری

532
00:42:03,477 --> 00:42:05,354
‫که قانون اساسی در اختیار من گذاشته است،

533
00:42:06,688 --> 00:42:08,315
‫بدین وسیله انحلال سلطنت را...

534
00:42:10,150 --> 00:42:11,276
‫اعلام می‌کنم.

535
00:42:14,237 --> 00:42:15,447
‫سی و چهارمین پادشاه،

536
00:42:16,615 --> 00:42:17,699
‫لی وان.

537
00:43:03,787 --> 00:43:05,038
‫هویجو!

538
00:43:12,170 --> 00:43:13,171
‫وان!

539
00:43:16,758 --> 00:43:18,093
‫لی وان!

540
00:43:39,197 --> 00:43:40,407
‫- بریم.
‫- باشه.

541
00:44:03,930 --> 00:44:08,226
‫[سه سال بعد]

542
00:44:19,112 --> 00:44:20,196
‫این طرف!

543
00:44:25,994 --> 00:44:27,203
‫سه سال از زمانی که

544
00:44:27,245 --> 00:44:29,456
‫خانم سونگ شرکت خود را
‫برای رفتن به کاخ ترک کرد، می‌گذرد.

545
00:44:29,497 --> 00:44:31,416
‫ایشون حالا به هیئت مدیره برگشته

546
00:44:31,499 --> 00:44:33,752
‫تا نقش مدیریتی در خط مقدم را از سر بگیرد.

547
00:44:38,506 --> 00:44:40,216
‫کارشناسان صنعت معتقدند

548
00:44:40,300 --> 00:44:44,220
‫بازگشت او تأثیر قابل توجهی بر پویایی
‫جانشینی کسل گروپ خواهد داشت.

549
00:44:44,638 --> 00:44:46,014
‫به عنوان آخرین ملکه کشور

550
00:44:46,097 --> 00:44:48,808
‫و یک چهره پیشرو در انحلال سلطنت،

551
00:44:48,892 --> 00:44:51,144
‫علاقه فزاینده‌ای به این موضوع وجود دارد که

552
00:44:51,227 --> 00:44:53,438
‫چه تغییراتی را به کسل گروپ خواهد آورد.

553
00:44:53,480 --> 00:44:54,773
‫[مدیرعامل کسل بیوتی، سونگ هویجو]

554
00:44:54,856 --> 00:44:56,274
‫حالت چطوره؟

555
00:45:00,820 --> 00:45:02,072
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود.

556
00:45:02,489 --> 00:45:03,782
‫واقعاً اینقدر خوشحالی؟

557
00:45:08,870 --> 00:45:09,871
‫برو کنار.

558
00:45:18,254 --> 00:45:19,923
‫خیلی وقته اینجا نیومدم.

559
00:45:24,260 --> 00:45:27,555
‫بیا بگیم تو مرخصی مطالعاتی بودی.

560
00:45:28,056 --> 00:45:30,100
‫فکر نمی‌کنی که برای انحلال سلطنت
‫خیلی سخت تلاش کردم

561
00:45:30,141 --> 00:45:31,684
‫که بشه به حساب مرخصی مطالعاتی گذاشت؟

562
00:45:34,396 --> 00:45:35,647
‫چی؟ صبر کن.

563
00:45:36,189 --> 00:45:37,232
‫این‌ها چیه؟

564
00:45:37,690 --> 00:45:40,026
‫پروژه‌های مدیر ارشد سونگ.

565
00:45:40,110 --> 00:45:42,153
‫خودت گفتی همه
‫پوشه‌های مربوط رو دسته‌بندی کنم.

566
00:45:42,237 --> 00:45:43,488
‫چرا اینقدر زیادن؟

567
00:45:43,905 --> 00:45:45,448
‫کلی پروژه کار کرده.

568
00:45:49,661 --> 00:45:50,787
‫این دیگه چیه؟

569
00:45:53,331 --> 00:45:54,666
‫[مدل تبلیغاتی، سونگ ته‌جو]

570
00:45:54,749 --> 00:45:56,709
‫خودش رو کرده چهره برند؟

571
00:45:57,252 --> 00:45:59,879
‫کدوم آدم عاقلی آخه این رو می‌خره؟

572
00:46:03,716 --> 00:46:05,510
‫- سلام قربان.
‫- سلام خانم دو.

573
00:46:06,136 --> 00:46:07,637
‫- ته‌جو.
‫- بله؟

574
00:46:07,720 --> 00:46:11,391
‫ببین، دارم پیشنهادهای
‫پروژه تو رو بررسی می‌کنم.

575
00:46:11,474 --> 00:46:13,643
‫- این...
‫- نیازی به تشکر نیست.

576
00:46:13,726 --> 00:46:15,979
‫می‌شه فقط یه لطفی در حقم بکنی؟

577
00:46:16,813 --> 00:46:18,731
‫می‌خوای یه لطفی هم بکنم؟

578
00:46:18,815 --> 00:46:20,066
‫ازت می‌خوام که

579
00:46:20,108 --> 00:46:21,526
‫«کسل کارد» رو هم مدیریت کنی.

580
00:46:23,903 --> 00:46:24,904
‫چی؟

581
00:46:26,990 --> 00:46:28,074
‫بعد،

582
00:46:28,408 --> 00:46:29,701
‫تو چی کار می‌کنی؟

583
00:46:30,785 --> 00:46:32,579
‫پدر ازت خواسته بری «الکترونیکس»؟

584
00:46:32,620 --> 00:46:35,540
‫خودت رو گول نزن.
‫به این زودی‌ها بازنشسته نمی‌شه.

585
00:46:38,376 --> 00:46:39,377
‫پس چرا؟

586
00:46:41,171 --> 00:46:43,006
‫چطور بگم؟

587
00:46:43,965 --> 00:46:44,966
‫ببین.

588
00:46:45,592 --> 00:46:46,968
‫دایونگِ من بارداره.

589
00:46:49,262 --> 00:46:50,263
‫چی؟

590
00:46:50,972 --> 00:46:53,141
‫قراره عمه بشی، بچه‌جون.

591
00:46:53,766 --> 00:46:55,852
‫- تبریک می‌گم.
‫- ممنون.

592
00:46:56,686 --> 00:46:57,687
‫خب؟

593
00:46:57,770 --> 00:47:00,148
‫منظورت چیه؟
‫باید برم مرخصی پدر شدن.

594
00:47:00,231 --> 00:47:02,150
‫تنهایی نمی‌تونه از عهده همه کارها بربیاد.

595
00:47:06,821 --> 00:47:09,324
‫آخه عقلت رو از دست دادی؟

596
00:47:09,407 --> 00:47:11,409
‫- برگرد اینجا ببینم!
‫- پس قبول کردی!

597
00:47:11,492 --> 00:47:12,952
‫ممنون، لطف کردی!

598
00:47:24,756 --> 00:47:26,382
‫باید آشپزی رو ول کنی.

599
00:47:26,424 --> 00:47:28,176
‫واضحه که نقطه قوت تو نیست.

600
00:47:28,343 --> 00:47:30,595
‫هی، انگار تو از اول خیلی عالی بودی؟

601
00:47:30,887 --> 00:47:32,263
‫بله، واقعاً عالی بودم.

602
00:47:32,347 --> 00:47:33,348
‫واقعاً؟

603
00:47:38,019 --> 00:47:39,020
‫راستی،

604
00:47:40,271 --> 00:47:42,315
‫کِی برنامه ‌داری برگردی سر کار؟

605
00:47:44,317 --> 00:47:47,487
‫منظورم اینه که بعد از مرتب کردن
‫دارایی‌های سلطنتی یه بنیاد راه انداختی.

606
00:47:47,570 --> 00:47:49,781
‫دیگه قرار نیست
‫هیچوقت سر کار حاضر بشی؟

607
00:47:50,990 --> 00:47:52,283
‫فقط یه کم بیشتر زمان می‌خوام.

608
00:47:54,035 --> 00:47:55,620
‫قبلاً شبانه‌روزی کار می‌کردم.

609
00:47:56,454 --> 00:47:57,997
‫می‌تونم یه کم بیشتر استراحت کنم.

610
00:47:58,998 --> 00:48:00,083
‫می‌تونم مدارک کلیدی رو

611
00:48:00,124 --> 00:48:01,209
‫از خونه بررسی کنم.

612
00:48:02,502 --> 00:48:03,544
‫ولی می‌دونی،

613
00:48:04,295 --> 00:48:06,881
‫بیشتر زن‌ها به مردی که شغل نداره
‫علاقه‌ای ندارن.

614
00:48:07,799 --> 00:48:09,384
‫- واقعاً؟
‫- البته.

615
00:48:09,467 --> 00:48:11,928
‫منظورم اینه، ببین چقدر همسرت
‫سر کار خودش سخت تلاش می‌کنه.

616
00:48:12,011 --> 00:48:13,012
‫در حالی که تو...

617
00:48:14,472 --> 00:48:17,392
‫اگه کل روز توی خونه بیکار بشینی،
‫زیاد خوب به نظر نمی‌رسه.

618
00:48:17,934 --> 00:48:20,103
‫هی، من «بیکار» نیستم.

619
00:48:20,186 --> 00:48:21,270
‫دارم استراحت می‌کنم.

620
00:48:21,312 --> 00:48:23,439
‫بازم فرقی نداره... قربان.

621
00:48:24,273 --> 00:48:26,192
‫چرا تو...

622
00:48:26,275 --> 00:48:27,652
‫باورنکردنیه.

623
00:48:31,197 --> 00:48:32,198
‫سلام، هویجو.

624
00:48:32,907 --> 00:48:34,409
‫دارم شام درست می‌کنم.

625
00:48:35,618 --> 00:48:36,869
‫الان داری میای خونه؟

626
00:48:37,829 --> 00:48:40,540
‫فکر نکنم امشب بتونم واسه شام برسم.

627
00:48:41,416 --> 00:48:42,625
‫چرا؟

628
00:48:42,750 --> 00:48:44,001
‫اتفاقی افتاده؟

629
00:48:44,085 --> 00:48:45,753
‫نه، چیزی نیست.

630
00:48:47,338 --> 00:48:49,132
‫راستش یه تماس دیگه دارم.

631
00:48:49,215 --> 00:48:51,509
‫خانم دو هم نمی‌تونه بهتون ملحق بشه.

632
00:48:51,592 --> 00:48:53,094
‫شما دو نفر بدون ما شام بخورین.

633
00:48:53,177 --> 00:48:54,178
‫دیگه باید قطع کنم.

634
00:48:54,554 --> 00:48:55,763
‫وایستا. صبر کن، عزیزم.

635
00:48:55,847 --> 00:48:57,056
‫الان داری بهم می‌گی؟

636
00:48:57,140 --> 00:48:58,307
‫الو؟ عزیزم؟

637
00:48:59,809 --> 00:49:01,602
‫چی شده؟ زیادی سرش شلوغه
‫واست وقت نداره؟

638
00:49:02,895 --> 00:49:04,814
‫آره. خانم دو هم نمی‌تونه بیاد.

639
00:49:08,860 --> 00:49:10,528
‫دیروز هم اون رو ندیدم.

640
00:49:11,946 --> 00:49:13,030
‫منم ندیدم.

641
00:49:19,996 --> 00:49:21,122
‫سلام.

642
00:49:21,205 --> 00:49:22,999
‫برای اون شام خیلی زحمت کشیدم.

643
00:49:23,082 --> 00:49:24,333
‫چرا اومدیم بیرون غذا بخوریم؟

644
00:49:24,750 --> 00:49:26,043
‫وان، ببین وجدانت چی می‌گه.

645
00:49:26,127 --> 00:49:27,795
‫کی اون رو می‌خوره؟ می‌خوای دیابت بگیری؟

646
00:49:27,879 --> 00:49:29,797
‫- چرا تو...
‫- می‌خوای اون یکی رو امتحان کنی؟

647
00:49:29,881 --> 00:49:30,965
‫- اون یکی رو؟
‫- آره.

648
00:49:35,219 --> 00:49:36,470
‫هومم.

649
00:49:47,565 --> 00:49:48,858
‫چی شده؟

650
00:49:48,900 --> 00:49:49,901
‫چی؟

651
00:49:49,942 --> 00:49:50,943
‫هیچی.

652
00:49:51,027 --> 00:49:52,236
‫خوشحالم که ازش لذت می‌بری.

653
00:49:52,361 --> 00:49:53,529
‫خوشمزه‌ست؟

654
00:49:54,113 --> 00:49:55,156
‫آره.

655
00:49:56,449 --> 00:49:57,575
‫وایستا ببینم.

656
00:49:58,326 --> 00:49:59,785
‫این جدیده.

657
00:49:59,869 --> 00:50:01,621
‫چیزی نیست. هه‌جونگ مدام می‌گفت

658
00:50:01,704 --> 00:50:04,373
‫این رو برای جشن
‫سالگرد سه سالگی‌مون می‌خواد.

659
00:50:04,457 --> 00:50:05,875
‫خوشت اومد؟

660
00:50:06,834 --> 00:50:07,960
‫بد نیست.

661
00:50:08,002 --> 00:50:09,128
‫صبر کن،

662
00:50:09,212 --> 00:50:11,297
‫- سالگرد سه سالگی شما؟
‫- آره.

663
00:50:12,131 --> 00:50:13,716
‫شما هم باید کم کم بهش برسید.

664
00:50:13,799 --> 00:50:15,051
‫نه، ازش رد شدیم.

665
00:50:15,134 --> 00:50:16,177
‫شما دو نفر کِی شروع کردید؟

666
00:50:17,303 --> 00:50:18,346
‫شروع؟

667
00:50:18,387 --> 00:50:20,681
‫بی‌خیال. خودت می‌دونی
‫اوایل همه چیز الکی بود.

668
00:50:20,765 --> 00:50:22,016
‫مواظب حرف زدنت باش!

669
00:50:26,312 --> 00:50:27,772
‫همه‌ش الکی نبود.

670
00:50:27,855 --> 00:50:29,607
‫همه‌ش هم واقعی نبود.

671
00:50:34,278 --> 00:50:35,905
‫شاید بتونی دوباره خواستگاری کنی؟

672
00:50:36,447 --> 00:50:37,448
‫خواست...

673
00:50:38,324 --> 00:50:40,117
‫- خواستگاری؟
‫- آره.

674
00:50:40,201 --> 00:50:42,495
‫حتی یه حلقه ازدواج هم نداری.

675
00:50:48,334 --> 00:50:49,835
‫خواستگاری...

676
00:50:52,129 --> 00:50:54,006
‫سلام، بانوی دربار چوی. یعنی، جین‌سوک.

677
00:50:54,090 --> 00:50:55,174
‫گوش می‌کنم.

678
00:50:57,051 --> 00:50:58,052
‫صبر کن، کجایی؟

679
00:51:04,183 --> 00:51:05,309
‫بیا تو.

680
00:51:11,482 --> 00:51:12,608
‫پدر؟

681
00:51:18,948 --> 00:51:20,491
‫با ته‌جو حرف زدم.

682
00:51:22,451 --> 00:51:23,703
‫فقط خودت رو ثابت کن.

683
00:51:26,247 --> 00:51:28,374
‫مطمئن می‌شم که همه چی

684
00:51:29,125 --> 00:51:30,334
‫بر علیه تو نباشه.

685
00:51:51,021 --> 00:51:52,022
‫هویجو.

686
00:51:55,401 --> 00:51:57,361
‫من هیچوقت نمی‌خواستم تو ببازی.

687
00:51:58,863 --> 00:52:00,364
‫فقط می‌خواستم دست از جنگیدن

688
00:52:00,406 --> 00:52:01,699
‫با همه برداری.

689
00:52:07,413 --> 00:52:08,414
‫حالا...

690
00:52:10,583 --> 00:52:11,959
‫جلوت رو نمی‌گیرم.

691
00:52:50,164 --> 00:52:51,415
‫چرا به ما

692
00:52:52,124 --> 00:52:53,209
‫یک تخت هدیه می‌دی؟

693
00:52:55,044 --> 00:52:56,045
‫فقط بیا.

694
00:52:57,129 --> 00:53:00,299
‫- سعی کن روش بشینی، اعلیحضرت.
‫- دیگه بس کن اونجوری صدام نکن.

695
00:53:05,304 --> 00:53:06,305
‫بفرمایید.

696
00:53:08,891 --> 00:53:09,892
‫تخت...

697
00:53:11,185 --> 00:53:13,312
‫خیلی نرمه.

698
00:53:16,774 --> 00:53:18,275
‫- اوه. اووه.
‫- اووه.

699
00:53:22,655 --> 00:53:24,073
‫راحت نیست؟

700
00:53:26,075 --> 00:53:27,159
‫چرا هست.

701
00:53:27,243 --> 00:53:29,411
‫شنیدم به آدم کمک می‌کنه خیلی خوب بخوابه.

702
00:53:29,495 --> 00:53:30,955
‫حالا دیگه خوب می‌خوابه.

703
00:53:34,208 --> 00:53:36,794
‫بیش از سه سال
‫از ازدواج شما می‌گذره،

704
00:53:37,378 --> 00:53:39,421
‫ولی هنوز خبری از وارث نیست.

705
00:53:41,715 --> 00:53:45,261
‫امیدوار بودم یه خبر گرانبها بهم بدین

706
00:53:47,096 --> 00:53:48,138
‫«خبر گرانبها».

707
00:53:48,222 --> 00:53:49,798
‫هیچ خبر گرانبهایی در کار نیست.

708
00:53:49,848 --> 00:53:51,133
‫«خانواده دو نفره بدون بچه» هستن.

709
00:53:51,183 --> 00:53:53,060
‫- چوی هیون!
‫- بدون بچه؟

710
00:53:53,143 --> 00:53:54,561
‫خب، هویجو تازه دوباره

711
00:53:54,853 --> 00:53:56,355
‫شروع به کار کرده.

712
00:53:56,480 --> 00:53:57,481
‫و من...

713
00:53:57,564 --> 00:53:59,817
‫اعلیحضرت مشکلی دارن؟

714
00:53:59,858 --> 00:54:01,151
‫گفتم دیگه اعلیحضرت نیستم!

715
00:54:02,319 --> 00:54:03,320
‫دنبالم بیا.

716
00:54:03,821 --> 00:54:05,656
‫نه، وایستا... تو هم وایستا!

717
00:54:06,740 --> 00:54:08,075
‫من در بهترین شرایط خودم هستم!

718
00:54:22,715 --> 00:54:24,758
‫وای خدای من!

719
00:54:25,509 --> 00:54:26,760
‫من رو ترسوندی.

720
00:54:28,262 --> 00:54:29,638
‫چرا نخوابیدی؟

721
00:54:29,722 --> 00:54:31,223
‫زنم خونه نبود.

722
00:54:31,849 --> 00:54:33,058
‫به عنوان شوهرت،

723
00:54:33,225 --> 00:54:34,435
‫چطور می‌تونستم بخوابم؟

724
00:54:36,520 --> 00:54:38,188
‫ببخشید. حالا می‌تونی بری بخوابی.

725
00:54:38,272 --> 00:54:39,314
‫صبر کن.

726
00:54:41,859 --> 00:54:43,027
‫چیزی می‌خواستی؟

727
00:54:44,194 --> 00:54:45,320
‫نه، من...

728
00:54:47,531 --> 00:54:49,867
‫سونگ ته‌جو بهم گفت
‫که می‌خواد یه مدت مرخصی بگیره.

729
00:54:50,868 --> 00:54:52,244
‫ممکنه الان یه کم سرم شلوغ‌تر بشه.

730
00:54:53,203 --> 00:54:54,329
‫یکدفعه؟ چرا؟

731
00:54:54,496 --> 00:54:56,248
‫گفت دایونگ بارداره.

732
00:54:56,874 --> 00:54:58,000
‫چی؟

733
00:54:58,083 --> 00:55:00,836
‫می‌دونی مدیرهای حرفه‌ای تو این کشور

734
00:55:00,919 --> 00:55:02,838
‫مثل نقل و نبات ریختن؟

735
00:55:02,921 --> 00:55:05,466
‫ولی اون فقط باید...

736
00:55:05,549 --> 00:55:08,260
‫فقط باید من رو انتخاب می‌کرد

737
00:55:08,343 --> 00:55:10,637
‫و ازم می‌خواست که مسئولیت رو بر عهده بگیرم.

738
00:55:10,721 --> 00:55:13,390
‫برادر؟ بیشتر یه دردسر واقعی می‌مونه.

739
00:55:15,684 --> 00:55:16,852
‫به نظر هیجان‌زده میای.

740
00:55:19,021 --> 00:55:22,733
‫همه پول‌های نقد کسل گروپ
‫در اختیار «کسل کارد» هست.

741
00:55:22,986 --> 00:55:24,067
‫می‌رم دست و صورتم رو بشورم.

742
00:55:49,134 --> 00:55:50,219
‫یکی بگیرم؟

743
00:55:51,386 --> 00:55:52,387
‫چی؟

744
00:55:54,515 --> 00:55:55,557
‫حلقه.

745
00:55:56,808 --> 00:55:58,644
‫چه حلقه‌ای؟

746
00:55:59,478 --> 00:56:00,479
‫می‌دونی...

747
00:56:01,772 --> 00:56:03,232
‫بیشتر شوهرها

748
00:56:03,982 --> 00:56:05,984
‫یک حلقه ازدواج دست‌شون می‌کنن.

749
00:56:06,610 --> 00:56:07,611
‫خب...

750
00:56:10,239 --> 00:56:11,532
‫به چه درد می‌خوره؟

751
00:56:11,698 --> 00:56:12,866
‫چی؟

752
00:56:16,745 --> 00:56:17,996
‫به چه درد می‌خوره؟

753
00:56:20,832 --> 00:56:21,833
‫سونگ هویجو.

754
00:56:24,586 --> 00:56:25,587
‫هویجو.

755
00:56:27,965 --> 00:56:29,174
‫عزیزم.

756
00:56:29,258 --> 00:56:30,884
‫خانم سونگ.
‫خانم هم‌مدرسه‌ای سال پایینی.

757
00:56:30,968 --> 00:56:32,302
‫الو؟

758
00:56:32,928 --> 00:56:33,929
‫سونگ...

759
00:56:37,599 --> 00:56:38,725
‫خوابت برد.

760
00:56:49,861 --> 00:56:51,613
‫دفعه قبل داشت با ویولنسل کلنجار می‌رفت.

761
00:56:52,322 --> 00:56:53,991
‫حالا، ویولن؟

762
00:56:54,908 --> 00:56:57,077
‫پیانو و ویولنسل رو دوست نداره.

763
00:56:57,160 --> 00:56:59,079
‫انگار نمی‌تونه چیزی که
‫دوست داره رو پیدا کنه.

764
00:57:00,497 --> 00:57:01,748
‫شاید موسیقی رو دوست نداره؟

765
00:57:03,667 --> 00:57:06,503
‫یونِ من یک موزیسین می‌شه.

766
00:57:06,586 --> 00:57:07,754
‫همچین حرفی نزن.

767
00:57:09,548 --> 00:57:11,341
‫می‌دونی که اونقدرها هم آسون نیست.

768
00:57:15,804 --> 00:57:17,222
‫بذار این یکی رو براش بخرم.

769
00:57:18,181 --> 00:57:20,058
‫بهش بگو یک هدیه از طرف عموشه.

770
00:57:20,892 --> 00:57:22,936
‫پس لطفاً این یکی رو براش بخر.

771
00:57:23,687 --> 00:57:25,480
‫- این یکی رو می‌گیریم.
‫- این یکی؟

772
00:57:27,274 --> 00:57:28,525
‫صبر کن...

773
00:57:28,608 --> 00:57:29,818
‫قیمتش چنده؟

774
00:57:29,901 --> 00:57:31,319
‫الان براتون ثبت می‌کنم.

775
00:57:32,112 --> 00:57:33,155
‫ممنون.

776
00:57:35,323 --> 00:57:36,992
‫[سازهای رویایی]

777
00:57:37,117 --> 00:57:38,326
‫وقتی یون از مدرسه بیرون اومد،

778
00:57:38,368 --> 00:57:39,661
‫می‌تونیم با هم شام بخوریم.

779
00:57:40,996 --> 00:57:42,998
‫نه. باید به کلاس فوق‌برنامه ریاضیش بره.

780
00:57:44,666 --> 00:57:46,293
‫کلاس فوق‌برنامه هم می‌ره؟

781
00:57:49,212 --> 00:57:51,381
‫درسته، همونطور که باید بره.

782
00:57:52,549 --> 00:57:55,093
‫باید بره. دیگه تقریباً دوران
‫مدرسه ابتداییش تموم شده.

783
00:58:05,479 --> 00:58:07,105
‫به سلامت به خونه برسی، وان.

784
00:58:08,023 --> 00:58:09,024
‫مرسی.

785
00:58:09,107 --> 00:58:10,358
‫تو هم همینطور، ایرانگ.

786
00:58:29,795 --> 00:58:31,963
‫[باغ هیون]

787
00:58:32,005 --> 00:58:33,799
‫خب، تو می‌خوای

788
00:58:34,216 --> 00:58:36,259
‫دوباره ازش خواستگاری کنی؟

789
00:58:36,343 --> 00:58:39,054
‫اون موقع حرف درستی زدی.

790
00:58:40,847 --> 00:58:42,140
‫که اینطور.

791
00:58:42,224 --> 00:58:44,267
‫می‌تونیم حلقه‌های جدید بگیریم.

792
00:58:44,893 --> 00:58:46,645
‫یک خواستگاری تازه هم خوب می‌شه.

793
00:58:46,728 --> 00:58:48,188
‫هویجو. پشت سرت.

794
00:58:48,730 --> 00:58:49,731
‫چی؟

795
00:59:05,956 --> 00:59:06,957
‫حرف‌هام رو شنیدی؟

796
00:59:16,550 --> 00:59:19,386
‫دیشب حرف حلقه رو
‫به خاطر خواستگاری زدی؟

797
00:59:23,139 --> 00:59:24,266
‫خب، می‌دونی.

798
00:59:24,307 --> 00:59:25,433
‫بیشتر شبیه...

799
00:59:25,475 --> 00:59:26,810
‫برای یه لحظه،

800
00:59:26,893 --> 00:59:29,312
‫فکر کردم یهو به جواهرات علاقه‌مند شدی.

801
00:59:31,481 --> 00:59:33,191
‫نمی‌خوای لباس عروس بپوشی؟

802
00:59:35,026 --> 00:59:36,027
‫به چه درد می‌خوره؟

803
00:59:38,321 --> 00:59:39,322
‫می‌دونی،

804
00:59:39,864 --> 00:59:41,783
‫جدیداً خیلی داری این حرف رو می‌زنی.

805
00:59:41,950 --> 00:59:44,244
‫ولی گفتن «به چه درد می‌خوره»
‫درباره عروسی خودمون؟

806
00:59:44,327 --> 00:59:45,745
‫جای «به چه درد می‌خوره» گفتن نیست!

807
00:59:46,162 --> 00:59:49,124
‫ولی ما قبلاً همه اون کارها رو کردیم.
‫چرا دوباره انجامش بدیم؟

808
00:59:49,249 --> 00:59:50,500
‫ولی اون موقع ما...

809
00:59:50,584 --> 00:59:52,460
‫اون موقع بود که من
‫احساسات واقعی پیدا کردم.

810
00:59:53,587 --> 00:59:54,588
‫چی؟

811
00:59:57,924 --> 00:59:59,467
‫حدس می‌زنم برای تو اینطور نبوده.

812
01:00:04,681 --> 01:00:05,765
‫عزیزم...

813
01:00:06,683 --> 01:00:08,393
‫وایستا. عزیزم.

814
01:00:11,229 --> 01:00:12,514
‫وایستا، داری می‌گی

815
01:00:12,564 --> 01:00:13,982
‫از اون موقع شروع شد؟

816
01:00:15,233 --> 01:00:16,651
‫به اون دیری؟

817
01:00:16,696 --> 01:00:19,154
‫خیلی قبل‌تر از اون
‫با هم صمیمی شده بودیم.

818
01:00:19,321 --> 01:00:20,822
‫برای تو از کِی شروع شد؟

819
01:00:22,490 --> 01:00:23,658
‫چی؟

820
01:00:52,437 --> 01:00:54,606
‫کِی احساسات واقعیت
‫نسبت به من شروع شد؟

821
01:01:00,278 --> 01:01:01,279
‫از اول.

822
01:01:03,573 --> 01:01:04,574
‫نمی‌دونستی؟

823
01:01:06,367 --> 01:01:08,286
‫من از قدیم‌ها دوستت داشتم.

824
01:01:09,245 --> 01:01:10,246
‫از قدیم‌ها؟

825
01:01:11,164 --> 01:01:12,373
‫ قدیم‌ها یعنی

826
01:01:12,457 --> 01:01:14,042
‫دقیقاً چند وقت پیش؟

827
01:01:14,834 --> 01:01:17,670
‫وقتی برای اولین بار اسمت رو بهم گفتی.

828
01:01:18,546 --> 01:01:19,672
‫کی اونجاست؟

829
01:01:23,093 --> 01:01:24,302
‫اسمت رو بگو.

830
01:01:25,595 --> 01:01:27,013
‫سونگ هویجو هستم.

831
01:01:30,642 --> 01:01:32,477
‫اون موقع تو زمین تیراندازی با کمان؟

832
01:01:35,188 --> 01:01:36,981
‫مثل یک اخگر درخشان توی تاریکی بودی.

833
01:01:38,358 --> 01:01:39,651
‫دلم می‌خواست دنبالت بدوئم.

834
01:01:41,486 --> 01:01:42,904
‫از اونجایی که خیلی محبوب بودی،

835
01:01:43,822 --> 01:01:45,907
‫مدام تو مدرسه اسمت رو می‌شنیدم،

836
01:01:46,950 --> 01:01:48,284
‫حتی بعد از فارغ‌التحصیلی.

837
01:01:49,244 --> 01:01:51,746
‫فکر کردم بالاخره یک روزی به هم می‌خوریم،

838
01:01:53,289 --> 01:01:54,582
‫ولی هیچوقت اتفاق نیفتاد.

839
01:01:55,250 --> 01:01:57,544
‫- بعد، تو رو توی...
‫- ضیافت جشن تولد سلطنتی دیدی.

840
01:02:05,885 --> 01:02:08,137
‫اون روز هم مثل همون اخگر درخشان بودی.

841
01:02:11,599 --> 01:02:12,600
‫پس دنبالم دویدی؟

842
01:02:20,858 --> 01:02:23,111
‫[آخرین وظیفه تاج و تخت]

843
01:02:43,423 --> 01:02:46,050
‫[فرهنگ بایگانی دربار سلطنتی]

844
01:03:00,982 --> 01:03:02,475
‫[این یونگپو (جامه پادشاه)
‫توسط پادشاه سانگجو،]

845
01:03:02,525 --> 01:03:03,985
‫[آخرین پادشاه سلسله کره
‫پوشیده شده است.]

846
01:03:16,998 --> 01:03:19,000
‫وقتی اون رو می‌خواستم، مال من نبود.

847
01:03:20,877 --> 01:03:22,211
‫وقتی مال من شد...

848
01:03:24,255 --> 01:03:25,465
‫که اون رو نمی‌خواستم.

849
01:03:28,176 --> 01:03:29,385
‫ولی در نهایت،

850
01:03:30,595 --> 01:03:31,846
‫تصمیم من بود.

851
01:03:46,819 --> 01:03:47,987
‫حس می‌کنم سبک شدم.

852
01:04:05,129 --> 01:04:06,172
‫عزیزم!

853
01:04:08,508 --> 01:04:09,675
‫ببخشید!

854
01:04:09,801 --> 01:04:12,804
‫ببخشید. کار خیلی طول کشید.

855
01:04:13,471 --> 01:04:14,639
‫کارت با نمایشگاه تموم شد؟

856
01:04:14,680 --> 01:04:16,140
‫می‌تونیم بیشتر نگاهش کنیم.

857
01:04:18,518 --> 01:04:19,852
‫نه، نمی‌خواد.

858
01:04:21,604 --> 01:04:22,855
‫بریم.

859
01:04:23,356 --> 01:04:24,607
‫بریم.

860
01:04:38,830 --> 01:04:41,415
‫می‌خوام این رو یک لقمه‌ای بخورم.

861
01:04:41,499 --> 01:04:43,042
‫وان، اینجاییم!

862
01:04:44,377 --> 01:04:45,753
‫عجله کن.

863
01:04:45,837 --> 01:04:46,879
‫خانم سونگ!

864
01:04:48,256 --> 01:04:49,257
‫هوم.

865
01:04:50,967 --> 01:04:51,968
‫بیا ما هم بپوشیم.

866
01:04:52,885 --> 01:04:53,878
‫لباس ورزشی؟

867
01:04:53,928 --> 01:04:55,304
‫می‌خوای یکی بپوشی؟

868
01:04:55,596 --> 01:04:57,223
‫آره. لباس ورزشی دوست دارم.

869
01:04:59,851 --> 01:05:00,893
‫بریم.

870
01:05:00,977 --> 01:05:02,520
‫- سلام!
‫- بریم.

871
01:05:02,562 --> 01:05:03,771
‫ها؟

872
01:05:03,855 --> 01:05:05,147
‫باشه، بریم.

873
01:05:06,190 --> 01:05:07,358
‫[همه صندلی‌ها فروخته شد]

874
01:05:08,276 --> 01:05:09,443
‫الان شروع می‌شه.

875
01:05:12,613 --> 01:05:13,865
‫- منم یکی دارم.
‫- اینجوری؟

876
01:05:17,451 --> 01:05:19,328
‫کوسه‌های کسل! آره!

877
01:05:23,291 --> 01:05:24,333
‫یالا!

878
01:05:27,837 --> 01:05:29,213
‫شوخیت گرفته؟

879
01:05:29,297 --> 01:05:30,756
‫حتما شوخیت گرفته!

880
01:05:30,840 --> 01:05:33,509
‫کوسه حمله کن! یالا، کوسه‌های کسل!

881
01:05:33,593 --> 01:05:36,387
‫کوسه حمله کن! یالا، کوسه‌های کسل!

882
01:05:44,478 --> 01:05:45,730
‫چرا هیچی گیرم نمیاد؟

883
01:05:46,314 --> 01:05:48,482
‫- این چی...
‫- چی؟

884
01:05:48,566 --> 01:05:50,276
‫ماییم!

885
01:05:50,901 --> 01:05:52,486
‫ما؟ بیا.

886
01:05:55,531 --> 01:05:59,910
‫یالا! یالا! زود باش! زود باش!

887
01:05:59,994 --> 01:06:02,330
‫- یالا!
‫- زود باش!

888
01:06:02,872 --> 01:06:03,914
‫شرمنده.

889
01:06:05,708 --> 01:06:06,917
‫یه کم سرعت رو بیشتر کنیم؟

890
01:06:10,296 --> 01:06:11,964
‫دیگه نیازی به حفظ ظاهر نیست؟

891
01:06:12,506 --> 01:06:14,300
‫آره. دیگه خبری ازش نیست.

892
01:06:17,803 --> 01:06:22,808
‫«ترجمه از خشایار»