1
00:00:02,800 --> 00:00:05,720
‫[این یک داستان است]

2
00:00:06,000 --> 00:00:10,720
‫[این یک تاریخچه است]

3
00:00:16,880 --> 00:00:18,160
‫مامان!

4
00:00:29,800 --> 00:00:32,040
‫مامان!

5
00:00:34,240 --> 00:00:36,640
‫همه‌مون داستان پمپئی رو می‌دونیم، درسته؟

6
00:00:37,920 --> 00:00:39,360
‫۲۰۰۰ سال پیش،

7
00:00:39,400 --> 00:00:42,600
‫یه شهر پررفت‌وآمد
‫رومی در سواحل مدیترانه...

8
00:00:42,680 --> 00:00:45,040
‫کاملاً نابود شد...

9
00:00:45,480 --> 00:00:49,520
‫و زیر فوران آتشفشان
‫کوهستان وزوو دفن شد.

10
00:00:57,040 --> 00:00:59,720
‫و همه‌چیز خیلی
‫سریع رخ داد.

11
00:01:00,600 --> 00:01:04,480
‫مردم هیچ شانسی نداشتن.

12
00:01:06,040 --> 00:01:10,560
‫داستان پمپئی، داستان مرگه.

13
00:01:14,320 --> 00:01:16,920
‫ولی این کاملاً درست نیست.

14
00:01:18,040 --> 00:01:22,760
‫پمپئی درجا زنده به گور نشد.

15
00:01:23,440 --> 00:01:27,960
‫در واقع یک روز طول کشید
‫تا زیر خاکستر مدفون بشه.

16
00:01:28,640 --> 00:01:30,280
‫فقط یک روز.

17
00:01:30,840 --> 00:01:33,560
‫روزی که جزو دردناک‌ترین
‫روزهاییه که هر کسی...

18
00:01:33,640 --> 00:01:35,600
‫روی این کره‌ی
‫زمین تجربه کرده.

19
00:01:42,520 --> 00:01:44,720
‫ولی بازم، یک روز!

20
00:01:46,240 --> 00:01:48,000
‫یک فرصت!

21
00:01:51,600 --> 00:01:54,480
‫اگه یه داستان دیگه هم
‫برای تعریف کردن باشه چی؟

22
00:01:54,680 --> 00:01:56,360
‫داستانی از نجات و بقا.

23
00:01:59,160 --> 00:02:03,040
‫پس می‌خوام رد ۳ تا انسان
‫واقعی رو بگیرم.

24
00:02:05,000 --> 00:02:08,280
‫می‌خوام رومی‌های واقعی رو
‫در حین این فاجعه،

25
00:02:08,360 --> 00:02:09,680
‫در اون روز،
‫دنبال کنم،

26
00:02:09,800 --> 00:02:13,040
‫چون شاید ما اصلاً داستان...

27
00:02:13,080 --> 00:02:15,280
‫پمپئی رو اون‌طور
‫که باید، نمی‌دونیم.

28
00:02:17,000 --> 00:02:21,520
‫خب، بیاین یه بار دیگه امتحان کنیم، باشه؟

29
00:02:22,520 --> 00:02:32,520
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

30
00:02:36,960 --> 00:02:41,880
‫اولین باری رو که از پمپئی
‫دیدن کردم یادمه.

31
00:02:41,920 --> 00:02:45,360
‫واقعاً...

32
00:02:47,200 --> 00:02:48,560
‫...خارق‌العاده بود.

33
00:02:48,840 --> 00:02:50,880
‫[ژوئیه ۱۹۹۸]

34
00:02:51,000 --> 00:02:53,120
‫تابستون ۱۹۹۸ بود.

35
00:02:53,560 --> 00:02:57,240
‫با قطار از فرانسه
‫رفتم ایتالیا.

36
00:02:57,280 --> 00:02:59,160
‫♪ ولش نکن ♪

37
00:02:59,200 --> 00:03:02,950
‫اولین مسافرتم
‫بدون بزرگ‌ترها بود.

38
00:03:03,000 --> 00:03:05,670
‫♪ این دنیا دووم میاره ♪

39
00:03:05,720 --> 00:03:07,640
‫♪ تسلیم نشو ♪

40
00:03:07,720 --> 00:03:09,600
‫فقط من بودم و دو تا از دوست‌هام.

41
00:03:10,320 --> 00:03:13,830
‫در مسافرخونه‌های جوانان موندیم
‫و در مدیترانه شنا کردیم.

42
00:03:13,880 --> 00:03:16,600
‫و طبق معمول، کلی هم
‫پیتزا خوردیم.

43
00:03:17,200 --> 00:03:22,120
‫ولی بازدیدمون از پمپئی بود
‫که همه‌چیز رو عوض کرد.

44
00:03:22,600 --> 00:03:27,400
‫چون در پمپئی، می‌تونید
‫در زمان سفر کنید.

45
00:03:31,040 --> 00:03:36,400
‫یک شهر کامل رومی که
‫قرن‌ها دفن شده بود،

46
00:03:37,200 --> 00:03:39,000
‫کاملاً سالم مونده بود.

47
00:03:40,080 --> 00:03:41,600
‫و در سرتاسر این منطقه،

48
00:03:41,640 --> 00:03:45,600
‫قالب‌های گچی رومی‌های واقعی،
‫آدم‌های واقعی، دیده می‌شد،

49
00:03:46,280 --> 00:03:49,070
‫که متأسفانه همون‌جایی
‫که مردن خشکشون زده بود...

50
00:03:49,120 --> 00:03:52,520
‫و هر کدومشون یه داستان
‫از خودشون به جا گذاشتن.

51
00:03:52,720 --> 00:03:54,760
‫و همین داستان‌ها بودن
‫که بهم انگیزه دادن.

52
00:03:54,800 --> 00:03:55,960
‫انگیزه دادن تا
‫لاتین یاد بگیرم،

53
00:03:56,000 --> 00:03:58,640
‫باعث شدن توی دانشگاه
‫دنیای باستان بخونم.

54
00:03:58,720 --> 00:04:00,720
‫که بازیگری رو دنبال کنم.

55
00:04:02,560 --> 00:04:04,240
‫تا آدم‌ها رو
‫دوباره زنده کنم.

56
00:04:05,080 --> 00:04:09,270
‫الان ۴۵ سالمه و تصویر
‫اون‌همه آدمی که اون‌جا...

57
00:04:09,320 --> 00:04:11,960
‫مردن، هیچ‌وقت از ذهنم نرفته.

58
00:04:12,680 --> 00:04:16,680
‫برای همین بالاخره به پمپئی
‫برگشتم تا داستان‌هاشون رو بگم.

59
00:04:17,440 --> 00:04:21,040
‫چون الان تحقیقات
‫جدید دارن اسامی...

60
00:04:21,120 --> 00:04:25,000
‫رومی‌های واقعی رو که فوران آتشفشان رو
‫تجربه کردن، می‌کشن بیرون...

61
00:04:25,640 --> 00:04:28,920
‫و حتی بعضی‌هاشون
‫که نجات پیدا کردن.

62
00:04:29,720 --> 00:04:31,320
‫و همین الان،

63
00:04:31,760 --> 00:04:34,440
‫یه فناوری جدید
‫و قدرتمند اومده،

64
00:04:34,520 --> 00:04:36,200
‫که در پیشرفته‌ترین سطح علم
‫قرار داره.

65
00:04:36,280 --> 00:04:38,280
‫طراحی شده تا بشه
‫رد این اسم‌ها رو...

66
00:04:38,320 --> 00:04:39,840
‫در این فاجعه پیدا کرد.

67
00:04:39,880 --> 00:04:42,760
‫تا حالا ازش استفاده
‫نشده و هیچ‌کس ندیده‌‌اش.

68
00:04:42,800 --> 00:04:45,720
‫و اون‌قدر خوش‌شانس بودیم
‫که برای اولین بار،

69
00:04:45,760 --> 00:04:49,480
‫بهمون دسترسی اختصاصی‌ای
‫به این فناوری...

70
00:04:49,560 --> 00:04:51,240
‫بی‌نظیر و جدید دادن.

71
00:04:53,000 --> 00:04:54,280
‫یه لحظه صبر کن،

72
00:04:54,440 --> 00:04:57,080
‫این فناوری پیشرفته‌ی جدید،
‫یه جدول اکسله؟

73
00:04:57,400 --> 00:05:00,240
‫معلومه، خودم درستش کردم.

74
00:05:00,280 --> 00:05:01,440
‫اوه، صبر کن.

75
00:05:02,640 --> 00:05:07,680
‫هنوز حتی استاد استیون
‫تاک رو بهتون معرفی نکردم.

76
00:05:08,160 --> 00:05:11,720
‫استیون پروژه‌ی بازماندگان
‫پمپئی رو مدیریت می‌کنه،

77
00:05:11,800 --> 00:05:15,640
‫که هدفش پیدا کردن داستان
‫زندگی آدم‌های واقعیه...

78
00:05:15,720 --> 00:05:19,360
‫که فوران سال ۷۹
‫میلادی رو تجربه کردن.

79
00:05:20,280 --> 00:05:21,520
‫معرکه‌ست، نه؟

80
00:05:21,560 --> 00:05:24,600
‫کتیبه‌های کل دنیای
‫روم همگی این‌جا...

81
00:05:24,640 --> 00:05:25,960
‫در این پایگاه داده هستن.

82
00:05:26,240 --> 00:05:30,360
‫خب، استیون، خیلی عالیه
‫ولی فکر کنم بشه...

83
00:05:31,040 --> 00:05:33,080
‫فکر کنم بشه یه‌کم
‫سینمایی‌تر از...

84
00:05:33,160 --> 00:05:35,000
‫یه جدول اکسل نشونش داد، نه؟

85
00:05:39,080 --> 00:05:40,800
‫معرکه بود، هیدلستون.

86
00:05:41,160 --> 00:05:43,800
‫نه بابا، چند تا فیلم انتقام‌جویان دیدم.

87
00:05:44,520 --> 00:05:48,240
‫خب،
‫پروژه‌ی بازماندگان پمپئی...

88
00:05:48,640 --> 00:05:51,680
‫برای پیدا کردن موارد مشابه
‫با این پایگاه داده، طراحی شده.

89
00:05:51,920 --> 00:05:56,400
‫هدف اینه که اسم کسی رو پیدا
‫کنیم که درست قبل از فوران...

90
00:05:56,480 --> 00:05:58,520
‫توی پمپئی بوده...

91
00:05:58,600 --> 00:06:01,120
‫و بعد اون فرد رو بعدها...

92
00:06:01,160 --> 00:06:04,160
‫در یه جامعه‌ی دیگه پیدا کنیم،
‫اون‌وقت جینگ! یه بازمانده پیدا کردیم.

93
00:06:04,840 --> 00:06:06,320
‫اوه، یه مورد پیدا شد.

94
00:06:06,400 --> 00:06:07,320
‫بذار ترجمه‌ا‌ش کنم.

95
00:06:07,400 --> 00:06:09,720
‫اوه، وایستا صبر کن.
‫خب، بذار من امتحان کنم.

96
00:06:10,400 --> 00:06:12,360
‫«ال آویانیوس لوسیوس،

97
00:06:12,400 --> 00:06:16,590
‫می‌شه گفت،
‫ویام کوا ترپتوریالوم،

98
00:06:16,640 --> 00:06:19,600
‫پمپئیانوروم سوا
‫پکونیا مونیرونت.»

99
00:06:19,640 --> 00:06:28,120
‫خب، لوسیوس آویانیوس این جاده رو
‫با پول خودش سنگ‌فرش کرده؟

100
00:06:28,360 --> 00:06:30,080
‫باریکلا، هیدلستون.

101
00:06:30,120 --> 00:06:33,120
‫دانشگاه علوم کلاسیک خوندم.

102
00:06:33,160 --> 00:06:35,080
‫من خودم علوم کلاسیک تدریس می‌کنم.

103
00:06:35,200 --> 00:06:36,640
‫متوجه شدم.

104
00:06:36,680 --> 00:06:39,070
‫خب پس چه بلایی سر
‫این لوسیوس آویانیوس اومد؟

105
00:06:39,120 --> 00:06:42,000
‫خب، تاریخ‌لوحه
‫نشون می‌ده که موقع...

106
00:06:42,080 --> 00:06:42,870
‫فوران آتشفشان،

107
00:06:42,920 --> 00:06:46,710
‫احتمالاً این لوسیوس آویانیوس
‫خیلی وقت بود که مرده بوده...

108
00:06:46,760 --> 00:06:47,840
‫آهان.

109
00:06:47,880 --> 00:06:50,160
‫...ولی خب نوادگانش
‫هنوز اون حوالی بودن.

110
00:06:50,200 --> 00:06:52,960
‫از جمله یه پسر،
‫شاید یه نوجوون.

111
00:06:53,080 --> 00:06:57,040
‫- اوه، پس شاید نوه بوده.
‫- کاملاً ممکنه. خب...

112
00:06:57,360 --> 00:07:00,560
‫...کتیبه‌ی
‫دوم معادل رومی یه...

113
00:07:00,600 --> 00:07:01,960
‫یه وام فوریه.

114
00:07:02,040 --> 00:07:05,440
‫این نشون می‌ده
‫که فقط در یک نسل،

115
00:07:05,480 --> 00:07:08,720
‫خانواده آویانیوس از قشر
‫ثروتمند و بالای شهر...

116
00:07:09,240 --> 00:07:12,040
‫رسیدن به فقیرترین
‫آدم‌های پمپئی.

117
00:07:12,440 --> 00:07:16,200
‫و این کتیبه سوم هم نشون
‫می‌ده که آویانیوس...

118
00:07:16,280 --> 00:07:19,640
‫شاگرد یه خانواده
‫آهنگر محلی بوده.

119
00:07:20,280 --> 00:07:24,160
‫پس آویانیوس عضو خانواده‌ای بوده
‫که قبلاً پولدار بودن،

120
00:07:24,360 --> 00:07:26,520
‫بعد همه‌چیزشون رو
‫از دست دادن...

121
00:07:26,640 --> 00:07:30,120
‫و حالا پیش یه آهنگر
‫معمولی کار می‌کنه.

122
00:07:31,760 --> 00:07:34,680
‫فکر کنم اولین رومی
‫واقعی خودم رو پیدا کردم،

123
00:07:35,120 --> 00:07:36,720
‫که فقط یه پسربچه‌ست.

124
00:07:40,680 --> 00:07:43,160
‫می‌خوام از گذشته
‫برش برگردونم.

125
00:07:45,160 --> 00:07:48,960
‫این شخص، فراتر از یه پانویس
‫در تاریخه.

126
00:07:50,240 --> 00:07:52,320
‫بیشتر از یه نکته‌ی جزئی
‫در یک جدوله.

127
00:07:57,200 --> 00:07:59,000
‫یه انسان بود.

128
00:08:02,520 --> 00:08:04,320
‫آویانیوس.

129
00:08:15,240 --> 00:08:19,480
‫خب، بیاین برگردیم به اون
‫روز در سال ۷۹ میلادی،

130
00:08:19,960 --> 00:08:25,680
‫چون هر چی نباشه، در پمپئی
‫می‌شه در زمان سفر کرد.

131
00:08:27,800 --> 00:08:29,840
‫‏[پمپئی، زمان حال]‏

132
00:08:33,240 --> 00:08:34,920
‫‏[پمپئی، سال ۷۹ میلادی]‏

133
00:08:35,240 --> 00:08:38,760
‫برای آویانیوس، این هم
‫یه روز مثل بقیه روزهاست.

134
00:08:39,520 --> 00:08:42,360
‫شاید توی کارگاه آهنگری مشغول کارشه...
‫[صبح روز فوران]

135
00:08:42,680 --> 00:08:47,960
‫و روحش هم خبر نداره کوه وزوو
‫قراره چه بلایی سرشون بیاره.

136
00:08:55,520 --> 00:08:59,720
‫خب، همین لحظه‌ست
‫که آینده رو می‌سازه.

137
00:09:00,240 --> 00:09:02,600
‫دقیقاً به این برنز شکل می‌ده.

138
00:09:03,160 --> 00:09:05,520
‫وای! عجب جمله سنگینی!

139
00:09:06,080 --> 00:09:08,160
‫باید این رو روی
‫یه تابلو دم در بنویسیم:

140
00:09:08,200 --> 00:09:11,200
‫مارکوس ماسوریوس،
‫سازنده‌ی آینده!

141
00:09:11,240 --> 00:09:12,350
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

142
00:09:12,400 --> 00:09:15,160
‫صبر کن، وایستا.
‫استیون، یه لحظه وایستا.

143
00:09:15,800 --> 00:09:18,480
‫این مارکوس ماسوری دیگه کیه؟

144
00:09:18,560 --> 00:09:22,360
‫خب، یه سری آثار باستانی پیدا شده،

145
00:09:22,400 --> 00:09:23,680
‫به‌ویژه...

146
00:09:23,760 --> 00:09:27,560
‫بیل‌هایی که مهر اسم خانواده
‫ماسوری روشون خورده.

147
00:09:27,600 --> 00:09:29,760
‫پس یه خانواده
‫محلی برنزکار بودن.

148
00:09:29,840 --> 00:09:33,200
‫بیرون دیوارهای شهر،
‫این‌جا، در این منطقه...

149
00:09:33,240 --> 00:09:34,150
‫یه کارگاه آهنگری داشتن.

150
00:09:34,200 --> 00:09:35,080
‫آها، عجب!

151
00:09:35,120 --> 00:09:38,000
‫ولی نکته مهم
‫اینه که روز فوران،

152
00:09:38,040 --> 00:09:43,240
‫آویانیوس بیرون شهر پیش
‫یه آهنگر کار می‌کرده.

153
00:09:43,440 --> 00:09:45,760
‫بیا، بگیرش.
‫از پسش برمیای.

154
00:09:45,840 --> 00:09:47,240
‫باشه.

155
00:09:47,280 --> 00:09:49,240
‫خوبه، آفرین.

156
00:09:49,280 --> 00:09:50,630
‫ای وای!

157
00:09:50,680 --> 00:09:52,840
‫ای خدا!

158
00:09:53,400 --> 00:09:55,840
‫مگه الان نگفتم
‫حواست رو جمع کنی؟

159
00:09:56,840 --> 00:09:58,670
‫چند ساعت کار خراب شد!

160
00:09:58,720 --> 00:09:59,920
‫زلزله اومد!

161
00:09:59,960 --> 00:10:02,400
‫آوی، گوش کن،
‫باید یاد بگیری مسئولیت‌پذیر باشی.

162
00:10:02,600 --> 00:10:04,320
‫باید بزرگ بشی.

163
00:10:05,080 --> 00:10:07,440
‫می‌تونی با یه عذرخواهی
‫شروع کنی.

164
00:10:07,840 --> 00:10:09,720
‫وایستا! کجا می‌ری؟

165
00:10:10,040 --> 00:10:12,000
‫چرا باید دلم بخواد
‫مثل تو بزرگ بشم...

166
00:10:12,320 --> 00:10:13,470
‫و بیل بسازم؟

167
00:10:13,520 --> 00:10:15,240
‫خیلی‌خب پسرم، لجبازی نکن.

168
00:10:15,280 --> 00:10:16,960
‫تو بابام نیستی!

169
00:10:17,360 --> 00:10:19,080
‫تو فقط یه آهنگری!

170
00:10:19,400 --> 00:10:23,440
‫هی، بی‌خیال! این‌طوری نکن.

171
00:10:23,560 --> 00:10:25,720
‫آویانیوس، وایستا.

172
00:10:26,120 --> 00:10:27,440
‫آوی.

173
00:10:38,880 --> 00:10:40,920
‫آویانیوس یه نوجوونه.

174
00:10:43,200 --> 00:10:47,080
‫دقیقاً مثل خودم، وقتی اولین بار
‫رفتم به پمپئی.

175
00:10:51,680 --> 00:10:55,040
‫ولی اگه قراره داستان بلایی
‫که سر آویانیوس اومد رو بگم،

176
00:10:56,280 --> 00:11:00,200
‫باید مدارک تاریخی رو
‫با کاری که...

177
00:11:00,240 --> 00:11:02,160
‫به‌عنوان یه بازیگر
‫می‌کنم، ترکیب کنم.

178
00:11:07,240 --> 00:11:09,480
‫باید تصورش کنم.

179
00:11:14,560 --> 00:11:16,440
‫پا جای پاش می‌ذارم.

180
00:11:18,000 --> 00:11:19,960
‫پا به پاش می‌رم.

181
00:11:21,480 --> 00:11:24,280
‫این خیابون‌ها رو
‫از چشم اون می‌بینم،

182
00:11:27,000 --> 00:11:30,920
‫تا جاهای خالی پرونده‌های
‫باستان‌شناسی رو پر کنم.

183
00:11:33,000 --> 00:11:36,640
‫داستان آویانیوس رو
‫این‌طوری تعریف می‌کنم:

184
00:11:37,920 --> 00:11:43,240
‫یه پسر معمولی...
‫در یه روز خارق‌العاده.

185
00:11:50,920 --> 00:11:55,120
‫مامان؟ مامان،
‫چرا در گیر کرده؟

186
00:11:55,160 --> 00:11:57,440
‫آوی، هیس! دست بردار!

187
00:11:59,160 --> 00:12:00,960
‫بیا تو، بیا.

188
00:12:01,040 --> 00:12:02,920
‫مامان چه خبره؟

189
00:12:03,160 --> 00:12:04,680
‫خب،
‫طلبکارها دوباره اومده بودن،

190
00:12:04,760 --> 00:12:06,240
‫ولی خب... چیزی نیست،
‫همه‌چیز مرتبه.

191
00:12:06,280 --> 00:12:08,110
‫صبر کن استیون.
‫یه لحظه نگه دار.

192
00:12:08,160 --> 00:12:10,040
‫انگار بدهی داشتن.

193
00:12:10,360 --> 00:12:13,000
‫پس گمونم این خانواده
‫واقعاً روزهای سختی رو می‌گذرونن.

194
00:12:13,080 --> 00:12:15,600
‫اوه، فکر کنم
‫روزهای سخت ماله یه لحظه‌اشه.

195
00:12:15,640 --> 00:12:18,640
‫خب، اگه به طبقه‌بندی
‫و جایگاه اجتماعی...

196
00:12:18,680 --> 00:12:21,400
‫دنیای روم نگاه کنی،
‫این‌که از یه مقام بالای...

197
00:12:21,440 --> 00:12:24,280
‫سیاسی فقط ظرف
‫یک نسل برسی به...

198
00:12:24,320 --> 00:12:25,640
‫شاگرد آهنگری،

199
00:12:25,720 --> 00:12:27,240
‫فکر کنم اون‌ها
‫این اتفاق رو...

200
00:12:27,320 --> 00:12:29,000
‫یه سرنوشت اجتماعی
‫بدتر از مرگ می‌دونستن.

201
00:12:29,040 --> 00:12:31,040
‫آها، پس آبرو
‫و پولشون رو از دست دادن.

202
00:12:31,080 --> 00:12:32,560
‫خب، شاید پدر
‫خانواده هم نیست.

203
00:12:32,640 --> 00:12:35,720
‫این برای یه پسر
‫جوون خیلی سنگینه.

204
00:12:35,800 --> 00:12:37,440
‫یالا، چی‌کار کردی؟ بهم بگو.

205
00:12:37,640 --> 00:12:39,200
‫ول کردم اومدم.

206
00:12:39,280 --> 00:12:41,440
‫ببخشید، ول کردی؟
‫همین‌طوری ول کردی اومدی؟

207
00:12:41,520 --> 00:12:43,120
‫به صدقه‌ی
‫اون یارو نیازی نداریم.

208
00:12:43,160 --> 00:12:45,160
‫آوی، صدقه نیست، شغله!

209
00:12:46,200 --> 00:12:48,680
‫آوی، تو رو خدا بی‌خیال...

210
00:12:49,080 --> 00:12:50,920
‫به کارهایی که
‫بابابزرگت کرد فکر کن.

211
00:12:51,000 --> 00:12:52,920
‫نصف جاده‌های
‫این شهر رو ساخت.

212
00:12:53,160 --> 00:12:54,200
‫سخت کار می‌کرد.

213
00:12:54,280 --> 00:12:55,720
‫جون می‌کند،
‫از خودش مایه می‌ذاشت.

214
00:12:55,800 --> 00:12:57,760
‫مامان، کی اهمیت می‌ده؟
‫باز شروع نکن.

215
00:12:57,800 --> 00:12:59,280
‫تورو خدا، تمومش کن.

216
00:12:59,320 --> 00:13:00,680
‫آوی، باید برگردی.

217
00:13:00,720 --> 00:13:02,600
‫از مارکوس بخواه
‫یه فرصت دیگه بهت بده.

218
00:13:02,680 --> 00:13:04,600
‫شغلت رو بهت برگردونه.
‫اگه لازمه التماسش کن.

219
00:13:04,680 --> 00:13:05,520
‫- التماس کنم؟
‫- آره!

220
00:13:05,600 --> 00:13:07,680
‫- امکان نداره، عمراً.
‫- چرا، چرا آوی، عذرخواهی کن.

221
00:13:07,760 --> 00:13:09,000
‫من روت حساب کردم که...

222
00:13:09,080 --> 00:13:10,520
‫که چی... بدهی‌هات رو بدم؟

223
00:13:10,560 --> 00:13:11,600
‫باید یاد بگیری خرج
‫خودت رو دربیاری.

224
00:13:11,680 --> 00:13:12,520
‫منظورت اینه خرج تو رو بدم؟

225
00:13:12,600 --> 00:13:14,160
‫آوی تورو خدا،
‫مثل بابات نباش.

226
00:13:14,240 --> 00:13:16,280
‫یه شغل خوب رو
‫این‌طوری از دست نده.

227
00:13:16,320 --> 00:13:17,680
‫خب، شاید منم مثل بابا باشم.

228
00:13:17,720 --> 00:13:19,600
‫اونم نمی‌خواست کاری
‫باهات داشته باشه.

229
00:13:20,560 --> 00:13:22,000
‫آوی، صبر کن.

230
00:13:25,160 --> 00:13:27,470
‫وایستا، نگه دار،
‫استیون، یه لحظه صبر کن.

231
00:13:27,520 --> 00:13:29,880
‫باید درباره‌ی
‫این زمین‌لرزه‌ها حرف بزنیم.

232
00:13:29,920 --> 00:13:31,440
‫چون مدام اتفاق میفتن.

233
00:13:31,560 --> 00:13:33,480
‫حتماً به آتشفشان وزوو ربط دارن، نه؟

234
00:13:33,520 --> 00:13:34,880
‫- آره، صددرصد.
‫- خب،

235
00:13:34,920 --> 00:13:36,800
‫پس اگه می‌خوایم رمز و راز
‫تصمیماتی رو کشف کنیم که...

236
00:13:36,840 --> 00:13:39,440
‫مردم پمپئی و آویانیوس
‫اون روز گرفتن،

237
00:13:39,520 --> 00:13:42,080
‫باید دقیق‌تر درباره‌ی
‫آتشفشان‌شناسی...

238
00:13:42,120 --> 00:13:44,480
‫و مراحل فوران اطلاعات
‫داشته باشیم.

239
00:13:45,440 --> 00:13:46,760
‫از آتشفشان‌ها چی می‌دونی؟

240
00:13:46,880 --> 00:13:50,240
‫خب، این‌که ترسناکن
‫و در حوزه تخصصی من نیستن.

241
00:13:50,280 --> 00:13:55,480
‫درسته. پس بهتره یه دانشمند
‫علوم زمین کاربلد پیدا کنیم.

242
00:13:55,920 --> 00:13:57,560
‫پیشنهاد خوبی بود، هیدلستون.‏

243
00:14:00,120 --> 00:14:01,480
‫‏[کوهستان وزوو]‏

244
00:14:01,520 --> 00:14:04,160
‫دیگه وقتشه با شرور اصلی
‫داستانمون آشنا بشیم.

245
00:14:06,320 --> 00:14:08,360
‫خود آتشفشان.

246
00:14:09,560 --> 00:14:12,320
‫وقتی آدم اینجا،
‫بالای کوه وزوو وایمیسته،

247
00:14:12,360 --> 00:14:15,400
‫هنوزم می‌تونه
‫قدرتش رو حس کنه.

248
00:14:17,320 --> 00:14:21,280
‫حتی الان، بعد از ۲۰۰۰ سال،

249
00:14:22,040 --> 00:14:26,040
‫هنوز زنده‌ست، یه کوه زنده.

250
00:14:26,840 --> 00:14:28,800
‫خب، اولین بار که
‫اومدم اینجا ۱۷ سالم بود.

251
00:14:28,880 --> 00:14:30,400
‫جداً؟

252
00:14:30,440 --> 00:14:32,840
‫هیچی عوض نشده،
‫طبیعتاً هیچ فرقی با اون موقع نکرده.

253
00:14:33,360 --> 00:14:37,360
‫یادمه اون موقع حس
‫می‌کردم اینجا صحنه‌ی جرمه.

254
00:14:38,200 --> 00:14:41,200
‫یه جورایی همین‌طوره
‫و مثل هر صحنه جرم دیگه،

255
00:14:41,240 --> 00:14:43,040
‫اگه آدم بدونه کجا رو
‫بگرده، سرنخ هست.

256
00:14:44,160 --> 00:14:46,560
‫فکر کنم وقتشه شما رو
‫به دانشمند...

257
00:14:46,600 --> 00:14:50,640
‫علوم زمینمون، استاد
‫کریس جکسون هم معرفی کنم.

258
00:14:50,680 --> 00:14:53,200
‫این سرنخ‌ها کمکمون می‌کنن
‫توالی زمانی دقیق...

259
00:14:53,240 --> 00:14:55,640
‫اتفاقات رو بازسازی
‫کنیم و اون توالی زمانی هم،

260
00:14:55,680 --> 00:14:57,520
‫با همون زلزله‌ها شروع می‌شه.

261
00:14:57,720 --> 00:14:59,480
‫پس لرزه‌ها هم بخشی
‫از همین جریانن؟

262
00:14:59,520 --> 00:15:01,800
‫آره، از بی‌قراری
‫و ناآرامی‌های درونی...

263
00:15:01,880 --> 00:15:03,560
‫آتشفشان خبر می‌دن.

264
00:15:03,800 --> 00:15:06,280
‫و این مرحله‌ی اول فورانه،

265
00:15:06,360 --> 00:15:09,880
‫و اون روز، ۲۰۰۰ سال پیش،
‫ماگما،

266
00:15:09,920 --> 00:15:11,880
‫یا همون سنگ‌های مذاب بالا میان،

267
00:15:11,920 --> 00:15:14,400
‫به سنگ‌ها فشار میارن، می‌شکننشون...

268
00:15:14,440 --> 00:15:17,600
‫و باعث اون زمین‌لرزه‌ها می‌شن.

269
00:15:26,640 --> 00:15:29,680
‫و در نهایت همین
‫زمین‌لرزه‌ها بهمون می‌گن...

270
00:15:29,760 --> 00:15:35,400
‫که فشار داره مدام و مدام بیشتر
‫و بیشتر می‌شه تا این‌که...

271
00:15:35,480 --> 00:15:37,600
‫- انفجار!
‫- خب، در واقع فوران.

272
00:15:37,640 --> 00:15:39,800
‫برای همین اینجایی دیگه! خب؟

273
00:15:39,840 --> 00:15:41,200
‫خیلی‌خب.
‫مرحله اول: زمین‌لرزه‌ها.

274
00:15:41,240 --> 00:15:42,760
‫مرحله دوم: فوران.

275
00:15:42,800 --> 00:15:43,600
‫دقیقاً.

276
00:15:43,680 --> 00:15:46,200
‫و فوران حسابی پرقدرت بود.

277
00:15:46,520 --> 00:15:49,360
‫انرژی گرمایی‌ای که آزاد کرد،
‫از مجموع بمب‌های اتمی...

278
00:15:49,400 --> 00:15:52,480
‫هیروشیما و ناگازاکی
‫بیشتر بود.

279
00:15:58,000 --> 00:16:00,000
‫آخه چطوری می‌شه از همچین
‫جون سالم به در برد؟

280
00:16:02,200 --> 00:16:04,440
‫پس این لرزه‌ها حکم
‫شمارش معکوس...

281
00:16:04,520 --> 00:16:06,240
‫تا خود فوران رو دارن.

282
00:16:07,600 --> 00:16:10,560
‫شمارش معکوس
‫از قبل شروع شده.

283
00:16:15,800 --> 00:16:19,120
‫و اگه آویانیوس
‫این زمین‌لرزه‌ها رو...

284
00:16:19,160 --> 00:16:21,640
‫نشونه هشدار بدونه
‫و ازشون ساده نگذره،

285
00:16:21,680 --> 00:16:26,360
‫اون‌وقت هنوز به قدری وقت هست که
‫قبل از این‌که قیامتی به پا بشه...

286
00:16:26,440 --> 00:16:28,360
‫از پمپئی فرار کنه.

287
00:16:30,240 --> 00:16:34,280
‫تا الان، نباید بیشتر
‫از یک ساعت وقت داشته باشه،

288
00:16:34,320 --> 00:16:37,080
‫قبل از این‌که
‫وزوو فوران کنه.

289
00:16:40,880 --> 00:16:43,600
‫فقط یک ساعت.

290
00:16:48,360 --> 00:16:51,160
‫وایستا، تام، وایستا!
‫یه چیزی پیدا کردم.

291
00:16:51,200 --> 00:16:52,520
‫شرمنده، اصلاً وقت
‫این کارها رو نداریم،

292
00:16:52,560 --> 00:16:53,480
‫کلاً یک ساعت وقت داریم.

293
00:16:53,520 --> 00:16:54,640
‫خب، آخه...

294
00:16:54,680 --> 00:16:55,950
‫چرا به این نگاه می‌کنیم؟
‫این چیه،

295
00:16:56,000 --> 00:16:58,200
‫یه جور تبلیغات رومیه‌؟

296
00:16:58,280 --> 00:17:01,120
‫خب، اینم یکی دیگه
‫از بازمانده‌های احتمالیه،

297
00:17:01,240 --> 00:17:05,080
‫فرصت خوبی هم هست تا لاتینت رو
‫امتحان کنی، هیدلستون.

298
00:17:05,960 --> 00:17:07,120
‫چشم، استاد.

299
00:17:07,480 --> 00:17:08,880
‫خب.

300
00:17:09,000 --> 00:17:10,920
‫بالنئوم ونریوم،

301
00:17:11,000 --> 00:17:14,480
‫گرمابه‌ی ونوس،
‫یه جور گرمابه.

302
00:17:14,680 --> 00:17:18,760
‫ات نونگنتوم،
‫یعنی برای آدم‌های متشخصه.

303
00:17:19,080 --> 00:17:21,080
‫پس یه گرمابه شیکه.

304
00:17:21,360 --> 00:17:23,240
‫رمزگشایی این متن‌ها سخته،

305
00:17:23,320 --> 00:17:28,600
‫ولی ظاهراً مال شخصی
‫به اسم فلیکس بوده.

306
00:17:28,640 --> 00:17:30,800
‫شاید نوشته ژولیوس فلیکس.

307
00:17:30,840 --> 00:17:33,840
‫خب، اسناد کاوش
‫در پایگاه داده نشون می‌دن...

308
00:17:33,880 --> 00:17:37,440
‫که ملک این فلیکس
‫تخلیه شده بوده.

309
00:17:37,920 --> 00:17:41,560
‫خب، نه اسبی مونده،
‫نه ارابه‌ای، نه گنجینه‌ای.

310
00:17:41,600 --> 00:17:44,280
‫یه تخلیه کاملاً بابرنامه.

311
00:17:44,320 --> 00:17:46,760
‫پس یه نفر بالاخره
‫هشدارها رو جدی گرفته.

312
00:17:46,800 --> 00:17:47,800
‫اینم یه سرنخ دیگه‌ست.

313
00:17:47,840 --> 00:17:49,320
‫حق با توئه،
‫باید اونجا رو نگاه کنم.

314
00:17:56,400 --> 00:17:59,560
‫اگه این فلیکس زمین‌لرزه‌ها رو
‫درک کرده باشه...

315
00:17:59,640 --> 00:18:02,200
‫و تمام ملکش رو
‫تخلیه کرده باشه،

316
00:18:02,240 --> 00:18:05,280
‫سرنخ فوق‌العاده‌ایه‌،
‫این یعنی یه بازمانده احتمالی دیگه.

317
00:18:06,560 --> 00:18:08,840
‫ولی این ژولیوس
‫فلیکس اصلاً کی هست؟

318
00:18:10,800 --> 00:18:14,680
‫قصه‌ی آویانیوس رو یه لحظه
‫نگه می‌دارم تا خرابه‌های...

319
00:18:14,760 --> 00:18:17,080
‫خونه‌ی این فلیکس رو
‫بررسی کنم.

320
00:18:17,120 --> 00:18:21,440
‫چون هر چی نباشه، فلیکس می‌تونه دومین
‫رومی واقعی داستانم باشه.

321
00:18:33,040 --> 00:18:34,840
‫اینجا بزرگ‌تر از اون
‫چیزیه که فکر می‌کردم.

322
00:18:34,960 --> 00:18:39,160
‫استخر داره، کافه داره،
‫رستوران داره...

323
00:18:39,480 --> 00:18:43,480
‫رسماً یه... گرمابه هست!

324
00:18:47,560 --> 00:18:51,720
‫یه باغ قشنگ
‫با این آبنمای طولانی.

325
00:18:52,680 --> 00:18:56,480
‫اینجا یه خونه‌ی شخصی نیست،
‫یه عمارت بزرگه.

326
00:18:57,960 --> 00:19:01,640
‫پس اینجا باید مال
‫یه تاجر رومی...

327
00:19:01,680 --> 00:19:03,560
‫حسابی ثروتمند باشه.

328
00:19:06,160 --> 00:19:08,360
‫خب، آقا، اولین مسئله این‌که،

329
00:19:08,880 --> 00:19:11,320
‫مهمون‌ها بازم نوشیدنی خواستن،
‫ولی یکی‌شون روی لباس سیلویا...

330
00:19:11,360 --> 00:19:13,080
‫بالا آورده.

331
00:19:13,680 --> 00:19:16,720
‫اگه نوشیدنی بیشتری خواستن،
‫بهشون بدین.

332
00:19:16,800 --> 00:19:19,000
‫از مردی که بلد باشه
‫خوب نوشیدنی بخوره، خوشم میاد.

333
00:19:22,880 --> 00:19:25,240
‫وایستا، تام.

334
00:19:25,520 --> 00:19:26,440
‫صبر کن. چی شد؟

335
00:19:27,080 --> 00:19:31,520
‫راستش اینجا مال
‫یه مرد تاجر نبوده،

336
00:19:31,560 --> 00:19:33,070
‫صاحبش یه زن تاجر بوده.

337
00:19:33,120 --> 00:19:35,480
‫نه ژولیوس فلیکس،
‫بلکه ژولیا.

338
00:19:35,520 --> 00:19:36,880
‫آها!

339
00:19:37,200 --> 00:19:40,560
‫این راهنمایی
‫خجالت‌آورانه دقیقه!

340
00:19:40,640 --> 00:19:44,480
‫باستان‌شناس و استاد زبان‌های کلاسیک،
‫کیتی بارت،

341
00:19:45,040 --> 00:19:48,360
‫که تازه همین‌جا توی
‫پمپئی کاوشگری داشته.

342
00:19:48,760 --> 00:19:50,360
‫خب، کیتی، قضیه از این قراره:

343
00:19:50,480 --> 00:19:51,440
‫زمان دانشگاه،

344
00:19:51,480 --> 00:19:55,000
‫بهم یاد داده بودن روم
‫یه جامعه‌ی مردمحور بوده...

345
00:19:55,040 --> 00:19:59,080
‫و زن‌ها غالباً نمی‌تونستن
‫مال و املاک داشته باشن،

346
00:19:59,120 --> 00:20:01,840
‫چه برسه به اداره‌ی
‫کسب‌وکاری به این بزرگی.

347
00:20:01,880 --> 00:20:05,790
‫برای همینه که پمپئی
‫جای خیلی مهمی به حساب میاد،

348
00:20:05,840 --> 00:20:09,920
‫چون می‌ذاره ببینیم زندگی واقعی
‫رومی‌ها واقعاً چطوری بوده،

349
00:20:09,960 --> 00:20:13,400
‫نه فقط چیزی که نویسنده‌های
‫ثروتمند و اغلب مرد...

350
00:20:13,440 --> 00:20:16,120
‫می‌خواستن نشون بدن.

351
00:20:16,160 --> 00:20:19,800
‫مدارکی داریم که نشون می‌ده زن‌ها
‫انواع و اقسام شغل‌ها رو داشتن،

352
00:20:20,600 --> 00:20:23,950
‫مغازه‌داری، حسابداری، نانوایی...

353
00:20:24,000 --> 00:20:25,720
‫و کارگری خشک‌شویی.

354
00:20:25,760 --> 00:20:27,200
‫از تمام اقشار جامعه،

355
00:20:27,560 --> 00:20:31,200
‫از برده گرفته تا آزاد
‫و از ثروتمند تا فقیر.

356
00:20:31,640 --> 00:20:35,840
‫ولی این زن، یعنی کسی که
‫اینجا رو اداره می‌کرده،

357
00:20:35,920 --> 00:20:40,120
‫مستخدم نبوده،
‫خودش کارفرما بوده.

358
00:20:40,240 --> 00:20:41,560
‫خب، کار خودش بوده، درسته؟

359
00:20:41,600 --> 00:20:42,520
‫خودش رئیس بوده.

360
00:20:42,600 --> 00:20:44,800
‫آره، تا جایی که ما می‌دونیم،

361
00:20:44,840 --> 00:20:48,760
‫خیلی بعید بوده
‫که یه زن مستقل...

362
00:20:48,800 --> 00:20:50,640
‫همچین جایی رو بگردونه.

363
00:20:50,720 --> 00:20:52,480
‫به‌عنوان سرپرست خونه،

364
00:20:52,560 --> 00:20:56,160
‫مسئول سلامت معنوی...

365
00:20:56,240 --> 00:20:58,160
‫اهالی خونه هم بوده.

366
00:20:58,680 --> 00:21:01,990
‫که خانواده‌اش رو در محضر خدایان
‫ایمن و مصون نگه داره.

367
00:21:02,040 --> 00:21:03,030
‫همم، طبیعتاً.

368
00:21:03,080 --> 00:21:05,240
‫و اتفاقاً، اگه دقیقاً
‫اونجا رو نگاه کنیم،

369
00:21:05,320 --> 00:21:08,480
‫قبلاً یه معبد خونگی
‫اونجا بوده...

370
00:21:08,560 --> 00:21:11,080
‫که وقف ایزیس،
‫الهه‌ی مصری شده بود.

371
00:21:11,120 --> 00:21:14,360
‫و می‌تونیم ژولیا رو تصور
‫کنیم که به‌عنوان سرپرست خونه،

372
00:21:14,440 --> 00:21:16,560
‫مراسم مذهبی رو اونجا
‫برگزار می‌کرده.

373
00:21:17,800 --> 00:21:21,040
‫ایزیس. بانوی من.

374
00:21:23,800 --> 00:21:25,920
‫تام، همه‌چی ردیفه؟

375
00:21:25,960 --> 00:21:27,280
‫ببخشید.

376
00:21:27,680 --> 00:21:31,880
‫معلومه توی تشخیص
‫جنسیت اشتباه کردم.

377
00:21:32,320 --> 00:21:34,800
‫پس حتماً بذار یه بار
‫دیگه امتحان کنیم.

378
00:21:36,280 --> 00:21:38,640
‫آمالتیا، می‌تونی
‫گردنبندم رو چک کنی؟

379
00:21:38,720 --> 00:21:41,200
‫فکر کنم قفلش بازم باز شده.

380
00:21:43,800 --> 00:21:45,320
‫بفرما.

381
00:21:46,280 --> 00:21:51,040
‫دستت درد نکنه،
‫مدام باز می‌شه.

382
00:21:51,600 --> 00:21:53,360
‫بریم حمام‌ها رو ببینیم.

383
00:21:57,440 --> 00:22:01,160
‫[توالی زمانی فوران]

384
00:22:02,080 --> 00:22:12,080
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

385
00:22:13,000 --> 00:22:16,480
‫می‌تونیم حمام‌های رومی رو
‫یه جور حوض آب گرم لوکس در نظر بگیریم.

386
00:22:18,480 --> 00:22:22,400
‫خب، الان در گرمابه
‫ژولیا فلیکس هستیم.

387
00:22:23,160 --> 00:22:25,240
‫واقعاً هم حوضچه‌ست!
‫می‌فهمم چی می‌گی.

388
00:22:25,360 --> 00:22:26,200
‫همه‌چی داره.

389
00:22:26,240 --> 00:22:28,800
‫اینم حوضچه‌ی آب‌سرد حسابی شیکش.

390
00:22:28,880 --> 00:22:30,320
‫حوضچه‌ی آب سرد.

391
00:22:30,400 --> 00:22:32,360
‫آخ، عاشق آب سردم!

392
00:22:33,880 --> 00:22:35,000
‫معرکه‌ست!

393
00:22:35,040 --> 00:22:36,920
‫واقعاً زن تاجر
‫موفق و برجسته‌ای بود.

394
00:22:36,960 --> 00:22:38,160
‫کاملاً.

395
00:22:38,520 --> 00:22:40,200
‫قبل از کشف این مکان،

396
00:22:40,280 --> 00:22:42,600
‫تاریخ‌دان‌ها فکر می‌کردن
‫وجود کسی مثل ژولیا فلیکس...

397
00:22:42,640 --> 00:22:44,160
‫غیرممکنه.

398
00:22:46,560 --> 00:22:48,000
‫غیرممکنه، ژولیا.

399
00:22:49,120 --> 00:22:52,440
‫و ۲ هزار سال پیش،
‫تابلو دقیقاً همون‌جا بود.

400
00:22:52,640 --> 00:22:54,440
‫جاش همین‌جاست،
‫درست همین‌جا.

401
00:22:54,680 --> 00:22:57,190
‫و این تابلو در واقع
‫یه چیز دیگه هم در مورد...

402
00:22:57,240 --> 00:22:58,480
‫ژولیا بهمون می‌گه.

403
00:22:58,560 --> 00:23:00,120
‫می‌خوای یه نگاه
‫دیگه بهش بندازیم؟

404
00:23:00,160 --> 00:23:01,320
‫باشه.

405
00:23:01,360 --> 00:23:05,760
‫گرمابه‌های باشکوه ونوس،
‫متعلق به ژولیا فلیکس.

406
00:23:06,200 --> 00:23:10,790
‫ممنون. دختر اسپوریوس.

407
00:23:10,840 --> 00:23:12,160
‫اسپوریوس.

408
00:23:12,240 --> 00:23:14,120
‫خب، ولی این واژه توی
‫لاتین یعنی نامشخص، نه؟

409
00:23:14,160 --> 00:23:14,670
‫آره.

410
00:23:14,720 --> 00:23:17,950
‫پس ژولیا داره
‫بهمون می‌گه که خودش...

411
00:23:18,000 --> 00:23:20,680
‫یا شاید باباش، در جایگاه خوبی
‫به دنیا نیومدن.

412
00:23:20,880 --> 00:23:22,720
‫اوه، واقعاً این قضیه رو
‫اشتباه فهمیده بودم.

413
00:23:22,800 --> 00:23:25,520
‫نه تنها یه زن بوده،
‫بلکه از صفر شروع کرده...

414
00:23:25,600 --> 00:23:27,400
‫و همه‌ی این‌ها رو ساخته.

415
00:23:27,440 --> 00:23:31,920
‫و تابلو دقیقاً همون‌جا بوده.

416
00:23:32,240 --> 00:23:33,920
‫قشنگه، مگه نه؟

417
00:23:34,920 --> 00:23:37,440
‫کارش معرکه بوده،
‫مگه نه؟

418
00:23:37,480 --> 00:23:40,240
‫واقعاً فکر کردی فکر خوبیه
‫که اون بخش مربوط به بابات،

419
00:23:40,320 --> 00:23:42,600
‫اسپوریوس، رو اضافه کنی؟

420
00:23:43,440 --> 00:23:46,000
‫نظرت چیه؟
‫به نظرت باید بزرگ‌تر می‌بود؟

421
00:23:46,840 --> 00:23:50,240
‫شاید بهش بگم...

422
00:23:52,800 --> 00:23:54,120
‫ببخشید.

423
00:23:54,240 --> 00:23:56,560
‫آره، خوبم. آره، خوبم.

424
00:23:56,600 --> 00:23:58,280
‫حواست باشه کجا می‌ری.

425
00:23:58,320 --> 00:23:59,400
‫ممکنه به کسی آسیب بزنی.

426
00:23:59,480 --> 00:24:02,520
‫اشکالی نداره.
‫عذرخواهی کرد.

427
00:24:03,040 --> 00:24:07,520
‫هی، چی شده؟ همه‌چی مرتبه؟

428
00:24:08,080 --> 00:24:10,560
‫آره، ممنون.

429
00:24:11,280 --> 00:24:12,800
‫خب دیگه برو.

430
00:24:12,960 --> 00:24:15,040
‫الهه نگهدار و راهنمات باشه.

431
00:24:15,080 --> 00:24:15,760
‫ممنون.

432
00:24:19,560 --> 00:24:21,680
‫خب،
‫دیگه واقعاً فرصتی نمونده.

433
00:24:22,280 --> 00:24:25,270
‫پس‌لرزه‌ها و نشونه‌های هشدار، دارن...

434
00:24:25,320 --> 00:24:26,760
‫هی شدیدتر و شدیدتر می‌شن.

435
00:24:26,800 --> 00:24:29,760
‫کیتی، حالا که فهمیدیم ژولیا
‫حسابی باهوش بوده،

436
00:24:29,800 --> 00:24:32,080
‫پس کی از شهر می‌ره؟

437
00:24:32,120 --> 00:24:34,760
‫خب، این‌جا درست به بن‌بست
‫محدودیت‌های شواهد...

438
00:24:34,840 --> 00:24:36,720
‫باستان‌شناسی می‌رسیم.

439
00:24:36,800 --> 00:24:38,200
‫اصلاً نمی‌دونیم.

440
00:24:38,240 --> 00:24:41,520
‫باستان‌شناسی نمی‌تونه
‫ما رو ببره داخل ذهن آدم‌ها.

441
00:24:41,600 --> 00:24:43,240
‫شرمنده‌ام، تام.

442
00:24:47,760 --> 00:24:49,200
‫نمی‌دونم.

443
00:24:49,520 --> 00:24:51,600
‫یه جوری فکر می‌کردم
‫باستان‌شناس‌ها...

444
00:24:51,680 --> 00:24:55,520
‫و تاریخ‌دان‌ها جواب
‫همه چی رو دارن.

445
00:24:57,200 --> 00:24:58,720
‫معلومه که ندارن.

446
00:24:58,840 --> 00:25:01,800
‫خب آخه چطور می‌خوان ببینن
‫توی ذهن آدم‌هایی که...

447
00:25:01,840 --> 00:25:03,760
‫۲ هزار سال پیش
‫زندگی می‌کردن،‌ چه خبر بوده؟

448
00:25:06,760 --> 00:25:10,680
‫اگه می‌خوام سعی کنم
‫و داستان آویانیوس...

449
00:25:10,760 --> 00:25:14,160
‫و ژولیا فلیکس رو تعریف کنم،
‫باید رویکردم رو عوض کنم.

450
00:25:15,440 --> 00:25:19,040
‫باید دیدم رو عوض کنم.

451
00:25:26,480 --> 00:25:28,400
‫باید یه راه دیگه باشه.

452
00:25:28,560 --> 00:25:30,790
‫دید دیگه‌ای هم به این همه
‫شواهد وجود داره؟

453
00:25:30,840 --> 00:25:32,800
‫راه دیگه‌ای برای
‫دیدن گذشته هست؟

454
00:25:33,360 --> 00:25:36,080
‫راه دیگه‌ای هست که سعی کنیم
‫در عمیق‌ترین سطح،

455
00:25:36,160 --> 00:25:38,560
‫تجربه‌ی اون روزشون رو
‫درک کنیم؟

456
00:25:41,600 --> 00:25:43,400
‫وقتی می‌رفتم دانشگاه،

457
00:25:43,440 --> 00:25:45,760
‫بهمون یاد دادن که واژه‌ی
‫لاتین برای داستان...

458
00:25:45,840 --> 00:25:48,000
‫و تاریخ یکسان بوده.

459
00:25:48,600 --> 00:25:50,830
‫رومی‌ها بهش می‌گفتن هیستوریا.

460
00:25:50,880 --> 00:25:54,760
‫یعنی ترکیب شواهد و تخیل،

461
00:25:55,360 --> 00:25:58,040
‫هر دو یه چیزن.

462
00:25:59,040 --> 00:26:00,920
‫منم باید همین
‫کار رو بکنم.

463
00:26:00,960 --> 00:26:02,830
‫باید بازم فراتر برم.

464
00:26:02,880 --> 00:26:05,880
‫از رشته‌های دیگه، ورای
‫تاریخ مدرک جمع کنم،

465
00:26:06,320 --> 00:26:10,240
‫از روش‌های مختلف برای کشف اتفاقی
‫که برای آویانیوس و ژولیا افتاد.

466
00:26:14,320 --> 00:26:15,950
‫پس دوباره از اول
‫شروع می‌کنم.

467
00:26:16,000 --> 00:26:19,440
‫و بعد همه‌چی رو برای رسیدن
‫به داستان ژولیا...

468
00:26:19,520 --> 00:26:20,800
‫و آویانیوس کنار هم می‌چینم.

469
00:26:20,840 --> 00:26:23,040
‫هیستوریای خودشون.

470
00:26:29,480 --> 00:26:31,160
‫باید همین کار رو بکنم.

471
00:26:34,320 --> 00:26:37,280
‫باید راهی پیدا کنم
‫تا بفهمم توی ذهنشون...

472
00:26:37,320 --> 00:26:38,960
‫چه خبر بوده.

473
00:26:39,280 --> 00:26:40,470
‫خب، شما روان‌شناسی؟

474
00:26:40,520 --> 00:26:42,800
‫آره، ولی نه فقط
‫یه روان‌شناس،

475
00:26:42,840 --> 00:26:45,080
‫روان‌شناس بحران هستم.

476
00:26:45,800 --> 00:26:48,030
‫خب، پس ایشون
‫از یه حوزه متفاوته.

477
00:26:48,080 --> 00:26:50,800
‫روان‌شناس بحران،
‫دکتر سریتا رابینسون.

478
00:26:51,440 --> 00:26:52,880
‫عالیه.

479
00:26:52,960 --> 00:26:56,880
‫خب، سریتا،
‫روان‌شناسی بحران با روان‌شناسی سنتی...

480
00:26:56,960 --> 00:26:58,440
‫چه فرقی می‌کنه؟

481
00:26:58,760 --> 00:27:00,280
‫در روان‌شناسی بحران،

482
00:27:00,360 --> 00:27:03,160
‫تمرکزم روی آدم‌هاییه
‫که تحت استرس شدید هستن،

483
00:27:03,200 --> 00:27:04,710
‫مثل یه بلای طبیعی.

484
00:27:04,760 --> 00:27:07,040
‫- اوهوم.
‫- بررسی می‌کنم که مردم چطور...

485
00:27:07,080 --> 00:27:10,480
‫واکنش نشون می‌دن،
‫چه تصمیم‌هایی می‌گیرن و چرا،

486
00:27:11,120 --> 00:27:14,040
‫چون رفتار آدم‌ها کاملاً
‫قابل پیش‌بینیه...

487
00:27:14,080 --> 00:27:18,030
‫و اگه بتونیم پیش‌بینی کنیم
‫چطوری رفتار می‌کنن...

488
00:27:18,080 --> 00:27:18,670
‫اوهوم.

489
00:27:18,720 --> 00:27:22,240
‫...اون‌وقت می‌تونیم نیروهای
‫امدادی رو بهتر آموزش بدیم.

490
00:27:22,280 --> 00:27:25,840
‫و اگه این کار رو بکنیم،
‫در نهایت می‌تونیم جون آدم‌ها رو نجات بدیم.

491
00:27:26,440 --> 00:27:28,360
‫خب، با توجه به کل تحقیقاتت،

492
00:27:28,400 --> 00:27:30,880
‫به نظرت می‌شه این پیش‌بینی‌ها رو
‫به آدم‌های گذشته هم...

493
00:27:30,960 --> 00:27:31,520
‫تعمیم داد؟

494
00:27:31,560 --> 00:27:33,640
‫آره، فکر نمی‌کنم آدم‌ها ظرف این
‫۲ هزار سال زیاد...

495
00:27:33,680 --> 00:27:34,800
‫عوض شده باشن.

496
00:27:34,880 --> 00:27:37,600
‫عالیه، واقعاً امیدوار
‫بودم همین رو بگی.

497
00:27:37,680 --> 00:27:39,520
‫می‌خوام در مورد دو
‫تا رومی بهت بگم که...

498
00:27:39,600 --> 00:27:41,120
‫داستانشون رو دنبال می‌کردم.

499
00:27:45,920 --> 00:27:50,480
‫اولی یه زنه،
‫اسمش ژولیا فلیکسه.

500
00:27:50,920 --> 00:27:53,640
‫ثروتمنده. باهوشه.

501
00:27:54,040 --> 00:27:56,040
‫سرپرست خانواده‌ست.

502
00:27:57,200 --> 00:28:01,200
‫دومی یه پسره به اسم آویانیوس...

503
00:28:01,400 --> 00:28:03,000
‫و یه نوجوونه.

504
00:28:03,840 --> 00:28:06,720
‫شاید یه‌کم کله‌شق باشه.

505
00:28:09,800 --> 00:28:12,520
‫آوی،
‫به کارهای بابابزرگت فکر کن.

506
00:28:13,120 --> 00:28:15,880
‫نصف جاده‌های این شهر رو ساخت،
‫یادته؟

507
00:28:19,120 --> 00:28:20,200
‫نکته این‌جاست،

508
00:28:20,400 --> 00:28:22,320
‫فرصت هردوشون
‫داره تموم می‌شه.

509
00:28:22,640 --> 00:28:28,560
‫حتماً، طبق انتظار، هر دو
‫متوجه می‌شن که یه جای کار...

510
00:28:28,640 --> 00:28:30,240
‫بدجور می‌لنگه...

511
00:28:30,280 --> 00:28:32,960
‫و در اولین فرصتی
‫که گیر میارن، با تمام سرعت...

512
00:28:33,040 --> 00:28:34,280
‫از اون‌جا می‌زنن بیرون؟

513
00:28:34,360 --> 00:28:35,880
‫- خب، می‌خوای بفهمیم؟
‫- منظورت چیه؟

514
00:28:38,360 --> 00:28:39,320
‫سریتا، نمی‌شه...

515
00:28:39,400 --> 00:28:41,000
‫سریتا، نمی‌شه همین‌طوری
‫آژیر خطر رو روشن کنی.

516
00:28:41,040 --> 00:28:42,320
‫اجازه‌ی همچین کاری رو نداری.

517
00:28:42,400 --> 00:28:44,400
‫- آره، ولی ببین.
‫- منظورت چیه ببین؟

518
00:28:45,440 --> 00:28:46,760
‫نه.

519
00:28:46,800 --> 00:28:48,400
‫هیچی نشده.

520
00:28:48,600 --> 00:28:49,840
‫دقیقاً.

521
00:28:49,880 --> 00:28:53,600
‫این یه نمونه بارز
‫از خستگی از هشداره.

522
00:28:53,720 --> 00:28:56,160
‫مردم فهمیدن
‫خطری وجود نداره،

523
00:28:56,200 --> 00:28:57,640
‫برای همین واکنشی
‫نشون نمی‌دن،

524
00:28:57,680 --> 00:28:59,240
‫در تحقیقاتی که توی
‫آزمایشگاهم داشتم،

525
00:28:59,280 --> 00:29:01,790
‫همیشه همین رفتار رو می‌بینیم.

526
00:29:01,840 --> 00:29:03,720
‫درسته، پس می‌گی...

527
00:29:03,800 --> 00:29:06,360
‫وقتی این زلزله‌ها
‫در پمپئی شروع می‌شن،

528
00:29:07,800 --> 00:29:11,880
‫همون‌طوری نادیده‌اش می‌گیرن که
‫ما آژیر حریق رو نادیده می‌گیریم؟

529
00:29:11,920 --> 00:29:13,480
‫آره، دقیقاً.

530
00:29:23,920 --> 00:29:26,200
‫حالا فکرش رو بکن،
‫مردم پمپئی،

531
00:29:26,240 --> 00:29:28,160
‫دیوار به دیوار یه آتشفشان
‫فعال زندگی می‌کردن،

532
00:29:28,200 --> 00:29:30,880
‫پس زلزله براشون
‫خیلی عادی بوده،

533
00:29:30,920 --> 00:29:33,560
‫درست مثل ایتالیای امروز.

534
00:29:34,800 --> 00:29:36,790
‫مردم عادت کردن
‫باها زمین‌لرزه‌ها زندگی کنن،

535
00:29:36,840 --> 00:29:39,520
‫احتمالاً یاد گرفته بودن
‫پس‌لرزه‌ها رو نادیده بگیرن،

536
00:29:39,600 --> 00:29:41,480
‫مثل همون‌کاری که ما
‫با آژیر خطر می‌کنیم.

537
00:29:42,760 --> 00:29:44,400
‫ولی آخه یه‌کم فرق نداره؟

538
00:29:44,480 --> 00:29:48,560
‫چون زلزله‌هایی که می‌اومد
‫هی شدیدتر و شدیدتر می‌شد.

539
00:29:48,600 --> 00:29:49,920
‫خب،‌ تو بهش توجهی نمی‌کنی؟

540
00:29:50,000 --> 00:29:53,520
‫همم، فکر نکنم بشه
‫بی‌تفاوتی آدم‌ها رو...

541
00:29:53,640 --> 00:29:56,560
‫دست‌کم گرفت و راستش،

542
00:29:56,640 --> 00:29:58,440
‫به نظرم یه مسئله‌ی دیگه هم بود
‫که نذاشت...

543
00:29:58,520 --> 00:30:01,200
‫مردم پمپئی خارج بشن.

544
00:30:01,240 --> 00:30:02,320
‫بفرمایید.

545
00:30:02,360 --> 00:30:03,720
‫ممنون.

546
00:30:04,560 --> 00:30:05,680
‫همم.

547
00:30:12,600 --> 00:30:14,400
‫خب، چرا یهو دور زدی؟

548
00:30:15,040 --> 00:30:17,720
‫اوه، خب، چون تو دور زدی،
‫دور زدم.

549
00:30:17,800 --> 00:30:19,160
‫نمی‌خواستم حس ناجوری
‫بهم دست بده.

550
00:30:19,240 --> 00:30:19,880
‫آره.

551
00:30:19,920 --> 00:30:23,040
‫چیزی که به این زیبایی
‫نشون دادی،

552
00:30:23,080 --> 00:30:25,200
‫همون هم‌رنگی اجتماعیه.

553
00:30:25,280 --> 00:30:26,920
‫نمی‌خوایم با متفاوت
‫رفتار کردن،

554
00:30:26,960 --> 00:30:28,840
‫خودمون رو خجالت‌زده کنیم.

555
00:30:28,880 --> 00:30:31,430
‫پس در شرایط بحران،

556
00:30:31,480 --> 00:30:34,080
‫در واقع هم‌رنگی اجتماعی
‫می‌تونه فرار مردم رو...

557
00:30:34,120 --> 00:30:35,960
‫عقب بندازه.

558
00:30:36,000 --> 00:30:36,640
‫می‌فهمم.

559
00:30:36,680 --> 00:30:38,800
‫یا حتی ممکنه اصلاً
‫هیچ کاری نکنن.

560
00:30:38,840 --> 00:30:40,920
‫خب،
‫هم‌رنگی اجتماعی آدم می‌کشه.

561
00:30:42,000 --> 00:30:43,870
‫آره، می‌فهمم.

562
00:30:43,920 --> 00:30:44,710
‫پس در واقع،

563
00:30:44,760 --> 00:30:49,080
‫به خاطر هم‌رنگی اجتماعی،
‫آویانیوس و ژولیا،

564
00:30:49,120 --> 00:30:50,640
‫در واقع، کل مردم شهر،

565
00:30:50,680 --> 00:30:52,840
‫به زندگی روزمره‌شون می‌رسیدن...

566
00:30:52,920 --> 00:30:57,120
‫و اصلاً نمی‌دونستن
‫قراره چی بشه.

567
00:31:01,720 --> 00:31:06,960
‫دوستان، لطفا یادتون
‫باشه که این‌جا خونه‌ی منه.

568
00:31:07,920 --> 00:31:12,760
‫خونه‌ای از خونه‌های الهه ایزیس.

569
00:31:15,800 --> 00:31:18,520
‫حق با سریتاست،
‫همه‌شون هنوز اون‌جان،

570
00:31:19,000 --> 00:31:21,280
‫زیر آتشفشان.

571
00:31:21,360 --> 00:31:23,800
‫به زندگی‌شون می‌رسن.

572
00:31:23,920 --> 00:31:28,720
‫در موقعیتی که هر لحظه ممکنه
‫بمب منفجر بشه، نادیده‌ش می‌گیرن.

573
00:31:33,920 --> 00:31:37,360
‫این‌جا در امانید.

574
00:31:37,480 --> 00:31:42,400
‫با ادای نذورات،
‫سپاس‌گزار ایزیس هستیم...

575
00:31:43,440 --> 00:31:45,080
‫و الهه ازمون محافظت می‌کنه.

576
00:32:00,000 --> 00:32:01,680
‫مارکوس.

577
00:32:05,600 --> 00:32:07,510
‫یادت باشه، همچنان یه بچه‌ست.

578
00:32:07,560 --> 00:32:10,400
‫ایزیس آفریننده...

579
00:32:14,720 --> 00:32:18,880
‫سلام. خوشحالم برگشتی.

580
00:32:19,080 --> 00:32:21,600
‫سلام. نباید اون
‫حرف‌ها رو می‌زدم.

581
00:32:22,280 --> 00:32:24,000
‫خب، اشکالی نداره.

582
00:32:24,080 --> 00:32:26,080
‫رفتار من هم
‫چنگی به دل نمی‌زد.

583
00:32:27,440 --> 00:32:28,880
‫ببخشید.

584
00:32:29,840 --> 00:32:31,230
‫مشکلی نیست، بچه.

585
00:32:31,280 --> 00:32:33,320
‫تو هم می‌تونی عذرخواهی کنی.

586
00:32:33,400 --> 00:32:35,430
‫باشه، باشه.

587
00:32:35,480 --> 00:32:37,280
‫بد نبود عذرخواهی می‌کردی.

588
00:32:43,520 --> 00:32:47,440
‫همینه. وقتتون تموم شد.

589
00:33:00,720 --> 00:33:03,880
‫- مارکوس؟
‫- فرار کن!

590
00:33:38,760 --> 00:33:42,200
‫آویانیوس؟ حالت خوبه؟

591
00:33:58,760 --> 00:34:01,270
‫آمالتیا.

592
00:34:01,320 --> 00:34:02,270
‫ژولیا.

593
00:34:02,320 --> 00:34:03,840
‫خوبی؟

594
00:34:03,880 --> 00:34:05,830
‫آمالتیا، من رو ببین،
‫به من نگاه کن.

595
00:34:05,880 --> 00:34:07,000
‫خوبی؟

596
00:34:07,040 --> 00:34:09,160
‫- خوبم.
‫- باشه.

597
00:34:12,720 --> 00:34:14,600
‫خب، باید حواسمون رو
‫جمع کنیم.

598
00:34:14,640 --> 00:34:16,440
‫همین الان ببرشون داخل!

599
00:34:46,920 --> 00:34:50,160
‫خب، بهش رسیدیم،
‫لحظه‌ی موعود همینه.

600
00:34:50,840 --> 00:34:53,000
‫آویانیوس که بی‌تفاوت از کنارش رد
‫نمی‌شه، نه؟

601
00:34:53,080 --> 00:34:55,760
‫فوراً تخلیه می‌کنه
‫و می‌ره یه جای امن.

602
00:34:56,160 --> 00:34:58,080
‫خب، شاید.

603
00:34:58,120 --> 00:35:00,480
‫چی؟
‫شاید؟

604
00:35:00,640 --> 00:35:06,200
‫سریتا، وزوو،
‫اون آتشفشان، همین الان فوران کرده،

605
00:35:06,240 --> 00:35:07,280
‫بعد تو می‌گی شاید؟

606
00:35:07,320 --> 00:35:09,950
‫مطمئناً الان وقتیه که همه
‫باید شهر رو تخلیه کنن،

607
00:35:10,000 --> 00:35:12,480
‫آویانیوس هم از اونجا می‌زنه بیرون،
‫مخصوصاً که اصلاً توی شهر نیست.

608
00:35:12,520 --> 00:35:15,790
‫آوی. تو رو خدا باهامون بیا.

609
00:35:15,840 --> 00:35:17,040
‫اینجا امن نیست.

610
00:35:17,160 --> 00:35:19,160
‫هرچه سریع‌تر خودش رو
‫به یه جای امن می‌رسونه.

611
00:35:19,200 --> 00:35:21,070
‫شاید.‏

612
00:35:21,120 --> 00:35:23,000
‫منظورت چیه که شاید؟

613
00:35:23,040 --> 00:35:26,480
‫- خب، تو بودی چی کار می‌کردی؟
‫- صددرصد از اونجا می‌زدم بیرون.

614
00:35:26,680 --> 00:35:27,870
‫صددرصد مطمئنی؟

615
00:35:27,920 --> 00:35:30,920
‫- کاملاً مطمئنم، آره.
‫- پس خانواده‌ات چی؟

616
00:35:31,080 --> 00:35:34,240
‫من... نمی‌تونم. مامانم.‏

617
00:35:34,520 --> 00:35:36,080
‫می‌دونیم در شرایط اضطراری،

618
00:35:36,120 --> 00:35:39,080
‫مردم فرار نمی‌کنن،
‫چون می‌خوان دوباره برن پیش...

619
00:35:39,160 --> 00:35:40,640
‫کسایی که دوستشون دارن.

620
00:35:40,680 --> 00:35:42,800
‫می‌خوان خیالشون راحت
‫بشه که اون‌ها در امانن.

621
00:35:43,240 --> 00:35:45,470
‫باید برم پیشش. ببخشید.

622
00:35:45,520 --> 00:35:48,200
‫- آوی.
‫- دست خودم نیست... واقعاً نمی‌تونم.

623
00:35:52,280 --> 00:35:53,480
‫خانواده!

624
00:35:55,760 --> 00:35:57,840
‫معلومه، آدم می‌ره پیش خانواده،

625
00:35:57,880 --> 00:35:59,360
‫منم بودم می‌رفتم پیش خانواده.

626
00:36:00,040 --> 00:36:02,520
‫اشکالی نداره، اورلیا.

627
00:36:05,960 --> 00:36:08,440
‫برو، زود باش.

628
00:36:09,120 --> 00:36:12,840
‫پیداش کن و بعد بیا پیش ما.

629
00:36:15,640 --> 00:36:16,760
‫برو!

630
00:36:19,200 --> 00:36:20,760
‫آویانیوس برمی‌گرده داخل.

631
00:36:23,880 --> 00:36:26,080
‫معلومه که برمی‌گرده.

632
00:36:26,440 --> 00:36:31,800
‫برمی‌گرده داخل پمپئی
‫تا مامانش رو بیاره.

633
00:36:41,520 --> 00:36:44,480
‫روز آخر شروع شده.

634
00:36:45,200 --> 00:36:47,120
‫زمان همین‌طور می‌گذره.

635
00:36:47,600 --> 00:36:50,960
‫پمپئی دیگه تقریباً
‫فرصتی نداره.

636
00:36:51,600 --> 00:36:56,080
W W W . M O V I E S H O . C O M