1
00:00:05,000 --> 00:00:06,750
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:06,800 --> 00:00:09,920
‫[این یک داستان است]

3
00:00:10,560 --> 00:00:15,080
‫[این یک تاریخچه است]

4
00:00:24,720 --> 00:00:26,910
‫[آنچه گذشت...]

5
00:00:26,960 --> 00:00:30,400
‫در پمپئی می‌شه
‫در زمان سفر کرد.

6
00:00:30,480 --> 00:00:34,880
‫و با ترکیب شواهد و تخیل،

7
00:00:34,920 --> 00:00:39,040
‫می‌شه دو خط زمانی رو پیوند داد،
‫گذشته و حال.

8
00:00:39,120 --> 00:00:41,000
‫رد دو تا
‫رومی واقعی رو...

9
00:00:41,080 --> 00:00:43,680
‫در حین فوران کوه
‫وزوو دنبال می‌کنم.

10
00:00:46,960 --> 00:00:49,160
‫اولین نفر، آویانیوسه.

11
00:00:49,240 --> 00:00:50,600
‫خب، شاید منم
‫مثل بابا باشم.

12
00:00:50,680 --> 00:00:52,560
‫اونم نمی‌خواست کاری
‫باهات داشته باشه.

13
00:00:52,600 --> 00:00:53,390
‫آوی، صبر کن.

14
00:00:53,440 --> 00:00:56,080
‫و در یه آهنگری
‫بیرون شهر کار می‌کنه.

15
00:00:56,120 --> 00:00:57,230
‫زمین‌لرزه بود.

16
00:00:57,280 --> 00:00:58,360
‫باید بزرگ بشی.

17
00:00:58,400 --> 00:01:00,470
‫یه‌کم کله‌شق و خودسره.

18
00:01:00,520 --> 00:01:02,120
‫نفر بعدی، ژولیا فلیکسه،

19
00:01:02,160 --> 00:01:05,080
‫یه زن تاجر موفق
‫و سرپرست خانواده‌اش.

20
00:01:05,120 --> 00:01:07,520
‫باید شکرگزار ایزیس باشیم.

21
00:01:07,600 --> 00:01:09,000
‫ازمون محافظت می‌کنه.

22
00:01:09,120 --> 00:01:10,480
‫هر دوشون درست همون‌جان،

23
00:01:10,560 --> 00:01:13,640
‫زیر آتشفشانی که مثل
‫یه بمب در حال منفجر شدنه.

24
00:01:13,680 --> 00:01:15,840
‫تموم شد،
‫دیگه وقتی براشون نمونده.

25
00:01:19,560 --> 00:01:21,200
‫آوی؟ خوبی؟

26
00:01:21,280 --> 00:01:22,760
‫ببرشون داخل. زود باش!

27
00:01:22,840 --> 00:01:24,040
‫همه برید داخل!

28
00:01:24,080 --> 00:01:25,800
‫زود برید داخل!

29
00:01:25,880 --> 00:01:27,160
‫آوی، تو رو خدا!

30
00:01:27,280 --> 00:01:29,480
‫نمی‌تونم. مامانم...

31
00:01:29,520 --> 00:01:32,440
‫پیداش کن،
‫بعد بیا پیش ما.

32
00:01:32,520 --> 00:01:36,720
‫برمی‌گرده به پمپئی
‫تا مامانش رو نجات بده.

33
00:01:36,760 --> 00:01:41,600
‫آویانیوس،
‫ژولیا، کل پمپئی...

34
00:01:44,040 --> 00:01:46,040
‫...تقریباً
‫دیگه فرصتی براشون نمونده.

35
00:01:46,080 --> 00:01:47,600
‫[سال ۷۹ میلادی]

36
00:01:51,680 --> 00:01:53,760
‫[زمان حال]

37
00:01:53,800 --> 00:01:56,840
‫[کوهستان وزوو]

38
00:01:59,240 --> 00:02:00,760
‫خب، کریس،

39
00:02:00,960 --> 00:02:02,160
‫اوضاع از این قراره.

40
00:02:02,400 --> 00:02:06,710
‫فکر کنم آویانیوس
‫و ژولیا از مرحله‌ی اول، زمین‌لرزه‌ها...

41
00:02:06,760 --> 00:02:10,670
‫و مرحله‌ی دوم، فوران اولیه،
‫جون سالم به در بردن.

42
00:02:10,720 --> 00:02:15,320
‫پس، اگه تا اینجا زنده مونده باشن،
‫شانسی دارن؟

43
00:02:15,360 --> 00:02:18,840
‫متأسفانه، هنوز
‫خطری از بیخ گوششون نگذشته،

44
00:02:18,880 --> 00:02:22,800
‫چون ۶۰۰ میلیون تن
‫سنگ داغ و ماگما...

45
00:02:22,960 --> 00:02:26,840
‫تا ارتفاع ۳۲ کیلومتری
‫جو پرتاب شده.

46
00:02:34,560 --> 00:02:36,800
‫حالا وارد مرحله‌ی سوم شدیم،

47
00:02:36,880 --> 00:02:41,160
‫چیزی که بهش می‌گیم
‫ستون فوران.

48
00:02:41,280 --> 00:02:42,560
‫و ظرف چند دقیقه،

49
00:02:42,640 --> 00:02:47,960
‫سنگ‌ها و ماگما کم‌کم مثل بارون،
‫باریدن روی پمپئی.

50
00:02:48,040 --> 00:02:50,640
‫وای، حتماً شبیه
‫میدون جنگ بوده.

51
00:02:50,680 --> 00:02:54,680
‫و... آویانیوس،

52
00:02:54,720 --> 00:02:57,840
‫داره درست می‌ره
‫توی دل همین جهنم.

53
00:03:02,960 --> 00:03:04,160
‫همین الان برید داخل!

54
00:03:04,200 --> 00:03:05,430
‫برو کنار،
‫از سر راهم برو کنار.

55
00:03:05,480 --> 00:03:07,800
‫زود باش کاسیوس، تکون بخور!

56
00:03:07,880 --> 00:03:10,120
‫بجنبید، برید داخل،
‫داخل، داخل!

57
00:03:10,240 --> 00:03:11,960
‫برید داخل!

58
00:03:21,920 --> 00:03:24,160
‫فقط یه زمین‌لرزه‌ی ساده نیست، نه؟

59
00:03:24,280 --> 00:03:27,920
‫نه. این یه چیز دیگه‌ست.

60
00:03:37,280 --> 00:03:39,440
‫خب، بودن در اون
‫شرایط چه حسی داشته،

61
00:03:39,480 --> 00:03:42,640
‫این‌که آدم با چشمای
‫خودش شاهدش باشه؟

62
00:03:42,840 --> 00:03:45,760
‫استیون، گزارش دست اولی...

63
00:03:45,880 --> 00:03:49,440
‫از دیدن این ستون فوران هست؟

64
00:03:49,480 --> 00:03:52,480
‫خب، یه گزارش توی
‫پایگاه داده هست،

65
00:03:52,520 --> 00:03:56,880
‫یه روایت مستقیم از اون روز،
‫در سال ۷۹ میلادی.

66
00:03:57,080 --> 00:03:58,120
‫بیا دنبالم.

67
00:03:58,160 --> 00:03:58,630
‫باشه.

68
00:03:58,680 --> 00:03:59,680
‫یه نگاهی می‌ندازیم،

69
00:03:59,720 --> 00:04:01,840
‫ببینیم می‌تونیم توی
‫این قفسه پیداش کنیم.

70
00:04:02,280 --> 00:04:04,080
‫در بخش پ، در بخش پ.

71
00:04:04,120 --> 00:04:06,280
‫پلینی. آها، ایناهاش.

72
00:04:06,440 --> 00:04:09,160
‫یه روایت دست اول
‫از دنیای باستان.

73
00:04:09,280 --> 00:04:13,280
‫آها، نامه‌های گایوس پلینیوس.

74
00:04:13,320 --> 00:04:14,680
‫دوست قدیمیم پلینی جوان‌تر.

75
00:04:14,720 --> 00:04:15,790
‫آره.

76
00:04:15,840 --> 00:04:17,840
‫توی دانشگاه علوم کلاسیک خوندی، نه؟

77
00:04:17,920 --> 00:04:19,040
‫بهم این‌طوری گفتن.

78
00:04:19,120 --> 00:04:21,720
‫خب، پلینی درست همون روز...

79
00:04:21,760 --> 00:04:23,640
‫کنار خلیج ناپل حضور داشت.

80
00:04:23,800 --> 00:04:25,840
‫پلینی شاهد عینی‌ایه که می‌خوای.

81
00:04:27,920 --> 00:04:29,360
‫آره، خیلی‌خب.

82
00:04:29,440 --> 00:04:31,240
‫این‌طوری توصیفش کرده:

83
00:04:31,320 --> 00:04:33,720
‫«شکل ابر رو می‌شه بهترین‌طور...

84
00:04:33,800 --> 00:04:36,440
‫به یه درخت کاج
‫چتری تشبیه کرد.‏

85
00:04:36,520 --> 00:04:40,030
‫چون مثل تنه درخت تا
‫ارتفاع زیادی بالا رفت...‏

86
00:04:40,080 --> 00:04:42,640
‫و بعد به همه طرف
‫گسترش پیدا کرد.»

87
00:04:49,040 --> 00:04:51,440
‫قرار نیست تموم بشه، نه؟

88
00:04:51,520 --> 00:04:54,590
‫نه. باید هر چه سریع‌تر...

89
00:04:54,640 --> 00:04:56,320
‫از وزوو دور بشیم.

90
00:04:56,520 --> 00:04:58,560
‫مهمون‌ها ترسیدن، آسیب دیدن.

91
00:04:58,600 --> 00:04:59,990
‫نمی‌تونیم.
‫نمی‌تونیم بریم بیرون.

92
00:05:00,040 --> 00:05:03,800
‫می‌دونم، ولی اوضاع فقط بدتر می‌شه. باشه؟

93
00:05:05,600 --> 00:05:08,600
‫«ابری سیاه و وحشتناک...

94
00:05:08,640 --> 00:05:13,560
‫با زبانه کشیدن
‫فوران‌های آتیش به هر طرف شکافته شد...‏

95
00:05:13,600 --> 00:05:16,040
‫و شعله‌های بلندتری رو
‫نمایان کرد.‏

96
00:05:16,080 --> 00:05:18,280
‫داییم در میسنوم
‫مستقر بود...‏

97
00:05:18,320 --> 00:05:20,240
‫و اون روز فرماندهی
‫ناوگان رو بر عهده داشت.»

98
00:05:20,320 --> 00:05:21,280
‫صبر کن. چی؟

99
00:05:21,320 --> 00:05:22,600
‫نگه دار.

100
00:05:22,720 --> 00:05:23,790
‫یه ناوگان؟

101
00:05:23,840 --> 00:05:26,040
‫درسته.
‫ناوگان امپراتوری روم،

102
00:05:26,200 --> 00:05:28,720
‫کنار خلیج ناپل
‫لنگر انداخته بودن.

103
00:05:28,760 --> 00:05:30,560
‫یه عملیات
‫نجات رو توصیف می‌کنه؟

104
00:05:30,640 --> 00:05:31,520
‫دقیقاً.

105
00:05:31,560 --> 00:05:34,000
‫و یکی از اولین نمونه‌های
‫ثبت‌شده در تاریخه.

106
00:05:34,040 --> 00:05:35,640
‫نیروی دریایی روم
‫درست همون‌جاست؟

107
00:05:35,680 --> 00:05:36,720
‫درست همون‌جا. آره.

108
00:05:36,760 --> 00:05:37,680
‫چی می‌شه؟

109
00:05:37,720 --> 00:05:38,880
‫خب، می‌رسن؟ موفق می‌شن؟

110
00:05:38,920 --> 00:05:40,750
‫جزییات نامه یه‌کم مبهمه.

111
00:05:40,800 --> 00:05:42,800
‫قطعی نمی‌دونیم.

112
00:05:47,800 --> 00:05:49,240
‫باید یه راهی برای
‫فهمیدنش باشه.

113
00:05:49,280 --> 00:05:53,760
‫حتماً یه راهی هست
‫که بشه فهمید.

114
00:05:57,440 --> 00:05:59,560
‫خب، چیا می‌دونیم؟

115
00:05:59,680 --> 00:06:04,360
‫می‌دونیم ناوگان
‫روم بسیج شده بود...

116
00:06:04,400 --> 00:06:09,080
‫تا آدمایی رو که زیر وزوو
‫گیر افتاده بودن نجات بده.

117
00:06:09,120 --> 00:06:12,480
‫شاید اگه رد عملیات نجات رو بگیرم،
‫بازمونده‌هایی پیدا کنم.

118
00:06:12,680 --> 00:06:14,680
‫ولی به پمپئی می‌رسن؟

119
00:06:14,760 --> 00:06:18,160
‫آویانیوس
‫و ژولیا رو نجات می‌دن؟

120
00:06:22,000 --> 00:06:24,600
‫باید یه راهی پیدا کنم تا رد
‫اون عملیات نجات رو بزنم.

121
00:06:29,480 --> 00:06:30,560
‫یه قایق لازم دارم.

122
00:06:34,920 --> 00:06:38,400
‫‏[خلیج ناپل]‏

123
00:06:48,080 --> 00:06:52,350
‫پلینی شرایطی رو که اون روز واردش شدن،
‫این‌طور توصیف می‌کنه:

124
00:06:52,400 --> 00:06:54,040
‫«خاکستر روی کشتی‌ها می‌بارید،

125
00:06:54,080 --> 00:06:57,280
‫هرچی نزدیک‌تر می‌شدن،
‫داغ‌تر و غلیظ‌تر می‌شد.‏

126
00:06:57,320 --> 00:06:59,840
‫بعد پوکه‌سنگ‌ها
‫و سنگ‌های سیاه،

127
00:06:59,920 --> 00:07:03,120
‫سوخته و خردشده در آتش.

128
00:07:03,200 --> 00:07:06,670
‫به سمتی شتافتن که
‫بقیه ازش فرار می‌کردن...

129
00:07:06,720 --> 00:07:08,800
‫و مستقیم مسیرشون رو
‫به سمت خطر پیش گرفتن.»

130
00:07:08,840 --> 00:07:10,520
‫صبر کن، صبر کن، صبر کن.

131
00:07:10,600 --> 00:07:14,800
‫تام، نه. این عملیات اصلاً
‫برای نجات پمپئی نبود.

132
00:07:14,920 --> 00:07:15,920
‫حالا گوش کن.

133
00:07:16,040 --> 00:07:17,600
‫اوه، ببخشید.
‫باید شما رو به...

134
00:07:17,640 --> 00:07:19,120
‫باستان‌شناس راهنما...

135
00:07:19,160 --> 00:07:21,960
‫و مزاحم خوشی،
‫دکتر داریوش آریا، معرفی کنم.

136
00:07:22,000 --> 00:07:23,560
‫یه نگاه به این نقشه بنداز.

137
00:07:23,640 --> 00:07:24,360
‫یه لحظه، یه لحظه.

138
00:07:24,400 --> 00:07:25,840
‫یعنی می‌گی ناوگان
‫اصلاً برای نجات...

139
00:07:25,880 --> 00:07:27,560
‫ژولیا و آویانیوس
‫نیومده بود؟

140
00:07:27,600 --> 00:07:28,310
‫متأسفانه بله.

141
00:07:28,360 --> 00:07:30,920
‫هیچ مدرک باستان‌شناسی‌ای وجود نداره
‫که نشون بده نیروی دریایی روم...

142
00:07:30,960 --> 00:07:32,200
‫اصلاً پاش به پمپئی
‫رسیده باشه.

143
00:07:32,240 --> 00:07:34,680
‫ولی شهرهای رومی
‫دیگه‌ای هم در امتداد ساحل قرار داشتن.

144
00:07:34,720 --> 00:07:37,240
‫پر از آبادی بوده.
‫خیلی متراکم و پرجمعیت بوده.

145
00:07:37,280 --> 00:07:39,800
‫درسته، درسته.
‫خب پس فقط پمپئی نبوده؟

146
00:07:39,920 --> 00:07:41,560
‫شهرهای زیادی
‫در امتداد ساحل بودن...

147
00:07:41,600 --> 00:07:42,600
‫که ناوگان
‫می‌تونسته بره اونجا.

148
00:07:42,640 --> 00:07:45,480
‫دقیقاً و درست همین‌جا،
‫فقط ۱۵ کیلومتر بالاترش،

149
00:07:45,520 --> 00:07:47,480
‫شهر هرکولانیوم قرار داره.

150
00:07:47,600 --> 00:07:49,880
‫آها، آره، هرکولانیوم.

151
00:07:49,920 --> 00:07:53,600
‫من... خب اونجا رفتم،
‫۱۷ سالگی یه سفر رفتم اونجا.

152
00:07:53,680 --> 00:07:56,240
‫مجلل‌تر و اشرافی‌تر
‫از پمپئی بود.

153
00:07:56,320 --> 00:07:58,320
‫دنج‌تره. بهتر هم سالم مونده.

154
00:07:58,360 --> 00:07:58,760
‫آره.

155
00:07:58,800 --> 00:07:59,680
‫ولی بدون شک پولدارتره.

156
00:07:59,720 --> 00:08:01,600
‫و درست همین‌جاست،
‫دامنه‌ی کوه وزوو،

157
00:08:01,720 --> 00:08:04,040
‫در خطری حتی
‫فوری‌تر از پمپئی.

158
00:08:04,080 --> 00:08:05,560
‫جون کل اون آدم‌ها در خطره.

159
00:08:05,640 --> 00:08:08,920
‫همه‌شون
‫باید نجات پیدا کنن.

160
00:08:09,000 --> 00:08:13,440
‫خیلی‌خب، پس منتظر چی هستیم؟

161
00:08:13,520 --> 00:08:15,320
‫بریم هرکولانیوم.

162
00:08:18,280 --> 00:08:25,160
‫[هرکولانیوم
‫۱۴.۵ کیلومتر در شمال غرب پمپئی]

163
00:08:26,240 --> 00:08:28,120
‫اینجا واقعاً باثروت و مجلله، نه؟

164
00:08:28,200 --> 00:08:29,920
‫آره،
‫پول هنگفتی اینجا درجریانه.

165
00:08:29,960 --> 00:08:32,240
‫و خونه‌ها، خب، یه سری
‫از مجلل‌ترین خونه‌هایی هستن که...

166
00:08:32,280 --> 00:08:34,280
‫از دل دنیای روم
‫بیرون کشیده شده.

167
00:08:34,360 --> 00:08:35,800
‫در واقع، این شهر...

168
00:08:35,920 --> 00:08:39,040
‫یه جور استراحتگاه
‫ساحلی برای اشراف روم بوده.

169
00:08:39,120 --> 00:08:40,910
‫درسته.
‫تقریباً مثل کاپری امروزی...

170
00:08:40,960 --> 00:08:42,640
‫یا پالم بیچ یا یه همچین چیزی.

171
00:08:42,680 --> 00:08:43,270
‫دقیقاً.

172
00:08:43,320 --> 00:08:46,200
‫ولی داریوش، مدرکی
‫از اون عملیات نجات هست؟

173
00:08:46,320 --> 00:08:48,520
‫ناوگان به هرکولانیوم می‌رسه؟

174
00:08:48,560 --> 00:08:49,480
‫قضیه پیچیده‌ست.

175
00:08:49,520 --> 00:08:52,680
‫می‌دونیم که حداقل
‫یکی از نیروهای نظامی...

176
00:08:52,720 --> 00:08:54,960
‫موقع فوران اینجا بوده.

177
00:08:55,000 --> 00:08:56,840
‫و یه چیزی ازش مونده که
‫می‌خوام بهت نشون بدم.

178
00:08:56,920 --> 00:08:58,080
‫بیا.

179
00:08:59,560 --> 00:09:01,440
‫این رو ببین.

180
00:09:01,520 --> 00:09:02,760
‫اوه! وای!

181
00:09:02,840 --> 00:09:03,760
‫دادام!

182
00:09:03,840 --> 00:09:04,800
‫وای، وای، وای.

183
00:09:04,840 --> 00:09:07,680
‫خیلی‌خب، اینم شمشیرمون.

184
00:09:07,720 --> 00:09:08,680
‫شمشیر یه سرباز؟

185
00:09:08,720 --> 00:09:09,630
‫شمشیر یه سرباز.

186
00:09:09,680 --> 00:09:10,640
‫وای!

187
00:09:10,680 --> 00:09:11,920
‫از هرکولانیوم.

188
00:09:12,000 --> 00:09:14,270
‫غلافش رو ببین.
‫تزئیناتش رو ببین.

189
00:09:14,320 --> 00:09:16,110
‫ظرافت ساختش بی‌نظیره.

190
00:09:16,160 --> 00:09:18,040
‫جزئیاتش رو. محشره.

191
00:09:18,120 --> 00:09:20,920
‫این سرباز کوله‌باری
‫از تجربه...

192
00:09:20,960 --> 00:09:22,240
‫در میدون جنگ داشته.

193
00:09:22,280 --> 00:09:24,840
‫آدم حس می‌کنه گذشته
‫خیلی نزدیکه.

194
00:09:24,880 --> 00:09:29,920
‫انگار همین چند لحظه پیش
‫شمشیر رو به دست داشته.

195
00:09:30,000 --> 00:09:31,000
‫درسته.

196
00:09:31,040 --> 00:09:33,560
‫و اینجا،
‫این کمربندشه.

197
00:09:33,600 --> 00:09:34,480
‫خب.

198
00:09:34,600 --> 00:09:35,790
‫یه کمربند نظامی.

199
00:09:35,840 --> 00:09:37,870
‫دوباره نگاه کن،
‫این‌همه جزییات پیچیده.

200
00:09:37,920 --> 00:09:40,840
‫حتی می‌تونه کمربند
‫یه گارد پرایتوری باشه،

201
00:09:40,920 --> 00:09:42,760
‫محافظ‌های مخصوص امپراتور.

202
00:09:42,800 --> 00:09:45,510
‫پس با یه نیروی زبده
‫و ارشد نظامی طرفیم.

203
00:09:45,560 --> 00:09:46,600
‫- یه سرباز؟
‫- آره.

204
00:09:46,640 --> 00:09:47,590
‫- یه سرباز زبده؟
‫- آره.

205
00:09:47,640 --> 00:09:49,800
‫و بعد این مدرک عجیب
‫دیگه رو هم داریم.

206
00:09:49,840 --> 00:09:51,390
‫این پول همراهش پیدا شده،

207
00:09:51,440 --> 00:09:54,880
‫دقیقاً معادل حقوق
‫ماهانه یه گارد پرایتوری.

208
00:09:54,960 --> 00:09:56,920
‫ولی داریوش،
‫آخه کی حقوق ماهانه‌اش رو...

209
00:09:56,960 --> 00:09:58,280
‫برمی‌داره میاره
‫به یه عملیات نجات؟

210
00:09:58,320 --> 00:10:01,110
‫و اصلاً حرف از فقط
‫یه نفر یا یه سربازه،

211
00:10:01,160 --> 00:10:03,640
‫یا به نظرت صحبت از یک یگانه؟

212
00:10:03,720 --> 00:10:04,750
‫خب، سوال اصلی همینه.

213
00:10:04,800 --> 00:10:07,080
‫این‌جا،،
‫این نشون‌دهنده‌ی یه سربازه.

214
00:10:07,120 --> 00:10:07,960
‫فقط یک نفره؟

215
00:10:08,000 --> 00:10:10,000
‫آره.

216
00:10:10,040 --> 00:10:12,640
‫همم، جالبه.

217
00:10:14,280 --> 00:10:16,560
‫فکر کنم سومین و آخرین...

218
00:10:16,600 --> 00:10:18,710
‫رومی واقعی رو برای
‫دنبال‌ کردن پیدا کردم.

219
00:10:18,760 --> 00:10:20,440
‫یه سرباز.

220
00:10:20,560 --> 00:10:23,200
‫عضوی از گارد پرایتوری.

221
00:10:23,280 --> 00:10:29,560
‫ولی این کافیه که
‫با قطعیت بگیم این آدم...

222
00:10:29,640 --> 00:10:31,760
‫بخشی از ماموریت
‫نجات پلینی بوده؟

223
00:10:31,800 --> 00:10:33,920
‫یه چیز دیگه می‌خوام،
‫بیشتر می‌خوام،

224
00:10:33,960 --> 00:10:34,840
‫یه توضیح دیگه می‌خوام.

225
00:10:34,880 --> 00:10:38,680
‫یه هیستوریای دیگه.

226
00:10:42,040 --> 00:10:43,520
‫خب، چی داریم؟

227
00:10:43,600 --> 00:10:47,560
‫می‌دونیم که
‫یک سرباز کهنه‌کاره.

228
00:10:47,680 --> 00:10:50,200
‫می‌دونیم تنهاست.

229
00:10:50,360 --> 00:10:53,600
‫می‌دونیم بدون شک
‫در هرکولانیومه.

230
00:10:53,680 --> 00:10:56,920
‫چرا؟
‫توی هرکولانیوم چی‌کار می‌کنه؟

231
00:10:56,960 --> 00:11:00,160
‫چرا این شهر؟

232
00:11:00,240 --> 00:11:01,630
‫هرکولانیوم جای خوش‌گذرونیه،

233
00:11:01,680 --> 00:11:02,960
‫جای عیاشی و زیاده‌روی.

234
00:11:03,040 --> 00:11:05,920
‫یه استراحتگاه ساحلی
‫برای نخبه‌هاست.

235
00:11:06,000 --> 00:11:10,320
‫جایی برای جشن گرفتن
‫و ریخت‌و‌پاش.

236
00:11:10,400 --> 00:11:12,350
‫اونم یه سرباز
‫میدون‌دیده و جنگ‌دیده‌ست.

237
00:11:12,400 --> 00:11:15,160
‫پس اونجا چی‌کار می‌کنه؟
‫اصلاً وصله‌ی ناجور اونجاست.

238
00:11:15,240 --> 00:11:17,400
‫مگه این‌که، طبیعتاً،
‫رفته باشه تعطیلات.

239
00:11:17,440 --> 00:11:18,560
‫پول داره که اونجا خرج کنه.

240
00:11:18,600 --> 00:11:19,750
‫شاید رفته مرخصی ساحلی.

241
00:11:19,800 --> 00:11:21,640
‫جای خوبی برای نوشیدنی خوردنه.
‫جای خوبی برای فراموش کردنه.

242
00:11:21,680 --> 00:11:25,680
‫شاید دست از قضا
‫درست روز قبل از...

243
00:11:25,720 --> 00:11:27,910
‫فوران کوه وزوو
‫در هرکولانیوم بوده.

244
00:11:27,960 --> 00:11:31,470
‫شاید فقط یه آدم بخت‌برگشته‌ست...

245
00:11:31,520 --> 00:11:35,280
‫که در زمان نامناسب،
‫جای نامناسبی بوده.

246
00:11:39,040 --> 00:11:41,040
‫بیاید یه بار دیگه امتحان کنیم، باشه؟

247
00:11:48,360 --> 00:11:52,640
‫[هرکولانیوم
‫روز قبل از انفجار]

248
00:11:52,680 --> 00:11:55,120
‫بفرمایید، رسیدیم.

249
00:11:55,160 --> 00:11:57,200
‫اصل کاری رسید!

250
00:11:57,240 --> 00:11:59,720
‫برای من؟ محشره.

251
00:11:59,800 --> 00:12:00,720
‫ممنون.

252
00:12:00,800 --> 00:12:01,790
‫هلویای عزیزم.

253
00:12:01,840 --> 00:12:05,760
‫بعید می‌دونم فکر خوبی باشه.

254
00:12:05,880 --> 00:12:07,670
‫عضوی از گارد پرایتوریه.

255
00:12:07,720 --> 00:12:11,000
‫به نظرم حضورش سر سفره‌مون
‫باعث افتخاره.

256
00:12:11,600 --> 00:12:13,040
‫صبر کن، نگه‌دار، داریوش.

257
00:12:13,080 --> 00:12:15,680
‫گفتی گارد پرایتوری
‫بااعتبارترین بخش...

258
00:12:15,720 --> 00:12:17,190
‫ارتش روم بود، درسته؟

259
00:12:17,240 --> 00:12:19,160
‫آره. صحبت از زبده‌ترین‌های ارتشه.

260
00:12:19,200 --> 00:12:20,680
‫و بیا به اون امپراتوری
‫روم فکر کنیم.

261
00:12:20,720 --> 00:12:21,110
‫باشه.

262
00:12:21,160 --> 00:12:23,320
‫خب، درست
‫از بریتانیا تا سوریه.

263
00:12:23,360 --> 00:12:25,200
‫هر چی نباشه، امپراتوری بزرگ رومه.

264
00:12:25,240 --> 00:12:25,750
‫پهناوره.

265
00:12:25,800 --> 00:12:27,800
‫خب، روم چی‌کار می‌کنه؟
‫استثمار می‌کنه.

266
00:12:27,840 --> 00:12:29,960
‫ثروت اون ایالت‌ها رو
‫می‌کشه بیرون.

267
00:12:30,000 --> 00:12:31,800
‫و اون ثروت، کجا می‌ره؟

268
00:12:31,880 --> 00:12:33,310
‫در درجه‌ی اول می‌ره برای روم.

269
00:12:33,360 --> 00:12:33,830
‫درسته، آره.

270
00:12:33,880 --> 00:12:35,080
‫ولی به خیلی...

271
00:12:35,120 --> 00:12:37,990
‫از شهرها و شهرک‌های دیگه،
‫مثل هرکولانیوم، هم می‌رسه.

272
00:12:38,040 --> 00:12:38,680
‫درسته.

273
00:12:38,720 --> 00:12:39,800
‫ذی‌نفع بوده.

274
00:12:39,840 --> 00:12:43,440
‫پس سرباز ما،
‫می‌اومده اینجا...

275
00:12:43,480 --> 00:12:44,790
‫تا از اون ثروت لذت ببره، تا...

276
00:12:44,840 --> 00:12:46,080
‫آره، ولی خب اون
‫روی تاریک...

277
00:12:46,120 --> 00:12:47,560
‫امپراتوری رو هم دیده.

278
00:12:47,720 --> 00:12:51,680
‫بهای این ثروت و موفقیتِ...

279
00:12:51,720 --> 00:12:54,960
‫امپراتوری رو کاملاً
‫از نزدیک حس کرده.

280
00:12:55,040 --> 00:12:58,560
‫که در واقعیت یعنی...

281
00:12:58,640 --> 00:13:03,200
‫سرقت و غارت و خون‌ریزی.

282
00:13:04,520 --> 00:13:08,230
‫حتی خون خودش، به نظرم.

283
00:13:08,280 --> 00:13:11,240
‫خب، گمونم اگه یه سرباز
‫امروزی بود،

284
00:13:11,320 --> 00:13:15,160
‫احتمالاً می‌گفتیم دچار
‫اختلال استرس پس از سانحه‌ست.

285
00:13:24,920 --> 00:13:27,120
‫کی دلش می‌خواد
‫یه داستان بشنوه؟

286
00:13:27,160 --> 00:13:28,640
‫آره.

287
00:13:28,880 --> 00:13:30,000
‫همم؟

288
00:13:30,200 --> 00:13:33,080
‫همین رو کم داشتیم.

289
00:13:33,160 --> 00:13:35,040
‫برای همین من رو دعوت کردید اینجا، نه؟

290
00:13:35,120 --> 00:13:37,600
‫داستان. شکوه جنگ.

291
00:13:37,640 --> 00:13:39,800
‫خب از کجا شروع کنم؟

292
00:13:39,920 --> 00:13:41,640
‫خیانت!

293
00:13:41,720 --> 00:13:43,520
‫فساد. طمع!

294
00:13:43,560 --> 00:13:44,670
‫ترجیح می‌دیم که شما...

295
00:13:44,720 --> 00:13:47,800
‫چقدر باکلاس.

296
00:13:47,960 --> 00:13:51,680
‫چقدر متمدن.

297
00:13:51,760 --> 00:13:53,200
‫ولی همه‌ی این‌ها...

298
00:13:56,280 --> 00:13:58,200
‫...دیدم واقعاً
‫چه بهایی داره.

299
00:13:58,400 --> 00:13:59,350
‫خون.

300
00:13:59,400 --> 00:14:01,720
‫فکر کنم دیگه کافی باشه.
‫وقت رفتنه.

301
00:14:01,760 --> 00:14:03,200
‫در تمام ثروتتون...

302
00:14:07,800 --> 00:14:10,960
‫...غوطه می‌خورید.

303
00:14:11,040 --> 00:14:13,800
‫فکر می‌کنید کی این‌ها رو
‫براتون دزدیده؟

304
00:14:13,920 --> 00:14:16,800
‫یا اصلاً براتون مهم نیست؟

305
00:14:16,920 --> 00:14:21,280
‫معلومه که نیست.

306
00:14:21,360 --> 00:14:23,160
‫فقط به فکر خودتونید.

307
00:14:27,520 --> 00:14:30,520
‫اوه، همه‌مون همین‌طوریم.

308
00:14:32,960 --> 00:14:35,960
‫شب خوش، خانم پولدار.

309
00:14:41,920 --> 00:14:43,080
‫وایستا، صبر کن.

310
00:14:43,200 --> 00:14:45,840
‫وایستا،
‫شمشیرت رو جا گذاشتی.

311
00:14:48,680 --> 00:14:50,760
‫پس حتماً چیزهایی دیده.

312
00:14:50,840 --> 00:14:52,680
‫چیزهای سختی.

313
00:14:52,720 --> 00:14:54,120
‫آره.
‫تجربه‌هایی که داشته...

314
00:14:54,160 --> 00:14:55,350
‫خود جهنم بوده.

315
00:14:55,400 --> 00:14:57,800
‫در یکی از بدترین ادوار...

316
00:14:57,880 --> 00:15:00,590
‫تاریخ روم زندگی می‌کرده،
‫سال چهار امپراتور.

317
00:15:00,640 --> 00:15:05,360
‫خب، اول گالبا بوده،
‫بعد اتو،

318
00:15:05,400 --> 00:15:07,040
‫ویتلیوس و در آخر وسپاسیان.

319
00:15:07,080 --> 00:15:08,510
‫و هر بار،
‫با هم‌رزم‌های...

320
00:15:08,560 --> 00:15:10,400
‫خودش می‌جنگیده.

321
00:15:10,440 --> 00:15:11,630
‫هر روز با مرگ رو‌به‌رو می‌شده،

322
00:15:11,680 --> 00:15:14,680
‫یا جون کسی رو می‌گرفته،
‫یا از جون خودش دفاع می‌کرده.

323
00:15:14,800 --> 00:15:16,200
‫همین کافیه تا آدم رو
‫از پا بندازه،

324
00:15:16,320 --> 00:15:20,430
‫دلسرد و ناامید کنه.

325
00:15:20,480 --> 00:15:22,880
‫کاری کنه باورش رو
‫به آدم‌ها از دست بده.

326
00:15:22,920 --> 00:15:25,160
‫وایستا، وایستا.

327
00:15:25,200 --> 00:15:27,200
‫صبر کن. نرو.

328
00:15:27,320 --> 00:15:30,920
‫بیا، این رو جا گذاشتی.

329
00:15:37,000 --> 00:15:38,960
‫اشتباه می‌کنی، می‌دونی؟

330
00:15:39,040 --> 00:15:41,880
‫همه فقط به فکر
‫خودشون نیستن.

331
00:15:41,960 --> 00:15:47,040
‫کارهای از روی مهربونی،
‫شجاعت و فداکاری هم هست،

332
00:15:47,120 --> 00:15:49,040
‫کوچیکن و اغلب...

333
00:15:49,120 --> 00:15:52,600
‫نادیده گرفته می‌شن، در هر خونه‌ای هستن،
‫دور و برت،

334
00:15:52,680 --> 00:15:56,040
‫شاید حتی هنوز
‫در وجود خودت هم باشه.

335
00:15:56,160 --> 00:15:58,560
‫آدم‌ها همیشه قابل
‫پیش‌بینی نیستن.

336
00:15:58,600 --> 00:16:00,880
‫ممکنه غافلگیرت کنن.

337
00:16:06,320 --> 00:16:11,080
‫خیال‌پردازی شیرینیه،
‫خانم پولدار.

338
00:16:11,120 --> 00:16:13,440
‫برو بخواب.

339
00:17:14,280 --> 00:17:17,040
‫اسمش رو نمی‌دونیم.

340
00:17:43,240 --> 00:17:45,560
‫یه لحظه وایستا،

341
00:17:45,880 --> 00:17:47,840
‫گفتی اینجا
‫یک استراحتگاه ساحلی بوده،

342
00:17:47,920 --> 00:17:48,840
‫پس دریا کجاست؟

343
00:17:48,920 --> 00:17:50,840
‫خب، الان روی
‫ساحل هستیم...

344
00:17:50,960 --> 00:17:52,480
‫و دریا دقیقاً همون‌جا بوده.

345
00:17:52,520 --> 00:17:55,200
‫پس... امواج بودن،
‫قایق‌ها هم روی آب بودن.

346
00:17:55,240 --> 00:17:56,470
‫یه لحظه وایستا.
‫منظورت چیه؟

347
00:17:56,520 --> 00:17:58,320
‫خط ساحلی حدود ۸۰۰
‫متر اون‌طرف‌تره.

348
00:17:58,360 --> 00:18:00,400
‫آره، ولی این قدرت فورانه.

349
00:18:00,440 --> 00:18:02,720
‫جغرافیای کل...

350
00:18:02,760 --> 00:18:05,150
‫خلیج ناپل رو
‫کلاً تغییر می‌ده.

351
00:18:05,200 --> 00:18:06,080
‫وای.

352
00:18:06,160 --> 00:18:08,160
‫پس وقتی به این صخره
‫نگاه می‌کنیم،

353
00:18:08,280 --> 00:18:12,160
‫در واقع لایه‌ای از آوار
‫آتشفشانی به ارتفاع ۲۵ متریه،

354
00:18:12,200 --> 00:18:17,200
‫که فقط ظرف یک روز
‫روی هم انباشته شده...

355
00:18:17,320 --> 00:18:20,880
‫و همه‌چیز رو پوشونده،
‫کل شهر رو.

356
00:18:27,200 --> 00:18:30,240
‫حتی عمیق‌تر از پمپئی
‫زیر خاک دفن می‌شن.

357
00:18:45,280 --> 00:18:48,600
‫خب، پس یک پرایتوری داریم.

358
00:18:48,680 --> 00:18:51,920
‫ظرف چند دقیقه،
‫بدون این‌که خودش بدونه،

359
00:18:52,000 --> 00:18:54,840
‫با یکی از بدترین
‫فجایای طبیعی...

360
00:18:54,880 --> 00:18:56,560
‫تاریخ دنیای باستان
‫روبه‌رو می‌شه.

361
00:18:56,680 --> 00:18:57,960
‫حالا، ظاهر ماجرا اینه که،

362
00:18:58,120 --> 00:19:00,750
‫اون دقیقاً همون‌کسیه که
‫در همچین موقعیتی آدم بهش نیاز داره.

363
00:19:00,800 --> 00:19:03,080
‫تجربه رو داره،
‫اقتدار رو داره،

364
00:19:03,240 --> 00:19:06,440
‫تخصص رو داره،
‫ولی سختی زیادی هم کشیده.

365
00:19:06,480 --> 00:19:11,200
‫وحشت و واقعیت جنگ رو دیده.

366
00:19:11,320 --> 00:19:14,880
‫سربازیه در کهنسالی خودش.

367
00:19:14,960 --> 00:19:17,000
‫از پسش برمیاد؟

368
00:19:17,120 --> 00:19:18,040
‫این کاره‌ست؟

369
00:19:18,160 --> 00:19:21,800
‫اصلاً دلش می‌خواد
‫به این مردم کمک کنه؟

370
00:19:26,960 --> 00:19:33,440
‫یا یه داستان کلاسیک
‫رستگاری پیش رو داریم؟

371
00:19:33,480 --> 00:19:36,640
‫چون من یه سری چیزها درباره‌ی
‫این داستان‌ها می‌دونم.

372
00:19:40,000 --> 00:19:43,520
‫[روز فوران]

373
00:19:49,320 --> 00:19:59,320
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

374
00:20:05,120 --> 00:20:07,200
‫وزوو خیلی نزدیکه.

375
00:20:09,720 --> 00:20:11,400
‫کامل محاصره شدن.

376
00:20:11,480 --> 00:20:12,350
‫گیر افتادن، نه؟

377
00:20:12,400 --> 00:20:13,040
‫آره.

378
00:20:13,080 --> 00:20:16,720
‫و تنها راه نجات ممکن،
‫خروج از همین ساحله.

379
00:20:16,760 --> 00:20:18,120
‫پرایتوری باید دست‌به‌کار بشه.

380
00:20:18,160 --> 00:20:19,680
‫همین الان باید یه کاری بکنه.

381
00:20:29,120 --> 00:20:32,960
‫‏[پمپئی]‏

382
00:20:33,160 --> 00:20:36,000
‫خاکستر و پوکه‌سنگی که
‫در ستون فوران بوده...

383
00:20:36,040 --> 00:20:38,440
‫روی سر اهالی
‫پمپئی می‌باریده.

384
00:20:38,480 --> 00:20:41,710
‫ولی لابه‌لاشون صخره‌های
‫خیلی بزرگ‌تری هم هستن...

385
00:20:41,760 --> 00:20:43,680
‫که بهشون می‌گن
‫بمب‌های آتشفشانی.

386
00:20:43,720 --> 00:20:45,040
‫بمب‌های آتشفشانی؟

387
00:20:59,200 --> 00:21:00,840
‫پناه بگیرید!

388
00:21:09,120 --> 00:21:10,680
‫لیویا!

389
00:21:10,720 --> 00:21:11,640
‫وای!

390
00:21:11,720 --> 00:21:14,560
‫نه! امن نیست! نه!

391
00:21:26,240 --> 00:21:30,440
‫پس پمپئی شهریه
‫که به آتیش کشیده شده.

392
00:21:30,480 --> 00:21:33,710
‫ولی ژولیا، خب،
‫خودش و اطرافیانش...

393
00:21:33,760 --> 00:21:35,350
‫تا الان پناه گرفتن، درسته؟

394
00:21:35,400 --> 00:21:37,720
‫دیگه ‌جاش امنه، مگه نه؟

395
00:21:37,840 --> 00:21:39,400
‫نه دقیقاً تام، چون...

396
00:21:39,440 --> 00:21:42,720
‫بارش خاکستر و پوکه‌سنگ
‫انباشته می‌شده،

397
00:21:42,760 --> 00:21:46,400
‫با سرعت ۶۰ سانتی‌متر
‫در ساعت روی سقف‌ها جمع می‌شده،

398
00:21:46,440 --> 00:21:49,720
‫اون‌قدر سنگین می‌شده
‫که باعث می‌شده سقف‌ها...

399
00:21:49,760 --> 00:21:52,240
‫بریزن روی سر
‫کسانی که پناه گرفتن.

400
00:21:55,000 --> 00:21:56,670
‫و بدترین قسمتش هنوز در راه بود،

401
00:21:56,720 --> 00:21:59,110
‫چون ستون فوران
‫هی بزرگ‌تر می‌شه،

402
00:21:59,160 --> 00:22:03,000
‫اون‌قدر متراکم و سنگین می‌شه
‫که انرژی زمین‌گرمایی...

403
00:22:03,040 --> 00:22:06,000
‫دیگه نمی‌تونه نگهش
‫داره و فرو می‌ریزه...

404
00:22:06,080 --> 00:22:07,960
‫و هرکولانیوم
‫و پمپئی رو دفن می‌کنه.

405
00:22:08,080 --> 00:22:08,960
‫چقدر وقت دارن؟

406
00:22:09,080 --> 00:22:10,000
‫زیاد وقت ندارن.

407
00:22:10,040 --> 00:22:12,600
‫هرکولانیوم اولین
‫جاییه که در خط مقدمه.

408
00:22:12,760 --> 00:22:14,720
‫به‌زودی کاملاً
‫زیر خاک دفن می‌شه.

409
00:22:14,840 --> 00:22:15,960
‫ولی هنوز فرصت هست، درسته؟

410
00:22:16,120 --> 00:22:19,000
‫هنوز شانسی دارن که
‫بتونن تخلیه کنن؟

411
00:22:19,120 --> 00:22:21,040
‫شانس خیلی کمیه.

412
00:22:28,480 --> 00:22:32,920
‫پس ژولیا باید یک تصمیم
‫تقریباً غیرممکن بگیره.

413
00:22:37,200 --> 00:22:40,880
‫یا بمونه و ریسک زنده به گور
‫شدن خودش و مهمون‌هاش رو...

414
00:22:40,960 --> 00:22:43,120
‫به جون بخره...

415
00:22:46,840 --> 00:22:48,920
‫...یا شهر رو تخلیه کنه...

416
00:22:49,000 --> 00:22:52,880
‫و در خیابون‌های پمپئی
‫گرفتار این بمبارون بشه.

417
00:22:56,920 --> 00:22:59,000
‫بانوی آتش،

418
00:22:59,160 --> 00:23:02,960
‫به درگاهت دعا می‌کنم، التماست می‌کنم،
‫عاجزانه درخواست می‌کنم.

419
00:23:03,000 --> 00:23:05,520
‫ایزیس، نجاتمون بده.

420
00:23:11,040 --> 00:23:15,880
‫سریتا، خب، شهر
‫داره زنده‌زنده...

421
00:23:15,960 --> 00:23:19,040
‫زیر بورانی از سنگ و خاکستر
‫آتشفشانی دفن می‌شه.

422
00:23:19,160 --> 00:23:22,680
‫روان‌شناسی می‌تونه بهمون بگه
‫که پرایتوری، آویانیوس...

423
00:23:22,720 --> 00:23:24,560
‫و ژولیا چه واکنشی
‫ممکنه نشون بدن؟

424
00:23:24,600 --> 00:23:25,270
‫خب، آره.

425
00:23:25,320 --> 00:23:27,320
‫وقتی در هر محیطی باشیم،

426
00:23:27,360 --> 00:23:30,680
‫همیشه حواسمون به خطره
‫و دنبال تهدیدها می‌گردیم.

427
00:23:30,720 --> 00:23:31,560
‫و اگه...

428
00:23:31,600 --> 00:23:34,280
‫تهدیدی مثل فوران
‫آتشفشان اون‌طرف؟

429
00:23:34,320 --> 00:23:36,880
‫دقیقاً. و وقتی همچین
‫چیزی می‌بینیم،

430
00:23:36,920 --> 00:23:40,440
‫بخشی از مغزمون رو فعال می‌کنه
‫که بهش می‌گن بادامک مغز...

431
00:23:40,520 --> 00:23:41,760
‫و اگه بادامک وارد کار بشه،

432
00:23:41,800 --> 00:23:46,400
‫واکنش جنگ یا گریز
‫خودبه‌خود اتفاق میفته.

433
00:23:46,480 --> 00:23:47,840
‫جنگ یا گریز.

434
00:23:54,600 --> 00:23:57,920
‫خب واکنش گریز در واقع
‫برای حفظ بقاست،

435
00:23:58,040 --> 00:24:00,360
‫برای اینه که سعی
‫کنیم از خطر دور بشیم.

436
00:24:05,800 --> 00:24:06,880
‫وای!

437
00:24:16,640 --> 00:24:19,400
‫نگهبان!

438
00:24:19,600 --> 00:24:21,560
‫عقب‌نشینی!

439
00:24:27,880 --> 00:24:32,000
‫پس فکر کنم این پرایتوری
‫رفته روی حالت گریز،

440
00:24:32,040 --> 00:24:33,760
‫مثل تمام آدم‌های دیگه‌ی شهر.

441
00:24:41,560 --> 00:24:42,880
‫از سر راهم برو کنار!

442
00:24:42,960 --> 00:24:46,520
‫از روش برش دارید!

443
00:24:46,600 --> 00:24:48,160
‫دارید قایق رو داغون می‌کنید!

444
00:24:48,200 --> 00:24:49,240
‫هی!

445
00:24:49,440 --> 00:24:50,840
‫اون قایق منه!

446
00:24:50,920 --> 00:24:54,000
‫و سریتا، واکنش جنگ چطور؟

447
00:24:54,080 --> 00:24:55,480
‫خب، جنگیدن همیشه
‫به این معنی نیست...

448
00:24:55,560 --> 00:24:57,560
‫که فیزیکی با کسی درگیر بشی،

449
00:24:57,720 --> 00:25:00,560
‫می‌تونه به این معنی هم باشه که
‫با شرایط محیط می‌جنگی...

450
00:25:00,600 --> 00:25:02,200
‫تا به چیزی که
‫می‌خوای، برسی.

451
00:25:02,240 --> 00:25:05,400
‫مثلاً شاید بخوایم یکی
‫از عزیزامون رو نجات بدیم.

452
00:25:05,480 --> 00:25:09,240
‫دقیقاً کاری که
‫آویانیوس می‌کنه.

453
00:25:09,360 --> 00:25:11,040
‫می‌زنه به دل خطر،

454
00:25:11,120 --> 00:25:13,480
‫تا دوباره به مادرش برسه.

455
00:25:16,840 --> 00:25:18,280
‫آهان.

456
00:25:21,920 --> 00:25:24,080
‫ولی ژولیا چی؟

457
00:25:24,240 --> 00:25:26,640
‫درست از کارش
‫سر درنمیارم.

458
00:25:26,720 --> 00:25:29,560
‫اهل جنگه یا گریز؟

459
00:25:29,680 --> 00:25:30,520
‫خب، در واقع،

460
00:25:30,600 --> 00:25:32,550
‫ممکنه هیچ‌کدوم
‫از این دو نباشه.

461
00:25:32,600 --> 00:25:35,830
‫یه حالت سومی هم هست
‫و اون حالت قفل‌کردنه.

462
00:25:35,880 --> 00:25:39,280
‫گاهی وقت‌ها بهش فلج
‫شناختی هم می‌گن...

463
00:25:39,320 --> 00:25:42,000
‫و زمانیه که مغز به قدری
‫تحت فشار قرار می‌گیره...

464
00:25:42,040 --> 00:25:44,560
‫که نمی‌تونه هیچ
‫واکنشی نشون بده.

465
00:25:44,600 --> 00:25:46,240
‫فکر می‌کنی قفل کرده؟

466
00:25:46,280 --> 00:25:49,280
‫راستش مطمئن نیستم، خب،
‫اصلاً به ژولیا نمی‌خوره...

467
00:25:49,320 --> 00:25:51,280
‫آدمی باشه که قفل کنه.

468
00:25:51,400 --> 00:25:55,200
‫باهوشه، سرسخته،
‫اهل عمله، رهبره.

469
00:25:55,240 --> 00:25:56,150
‫فکر کنم حق با تو باشه.

470
00:25:56,200 --> 00:25:57,720
‫خب، اگه به هر چی که این اطراف...

471
00:25:57,800 --> 00:25:59,200
‫ساخته نگاه کنیم،

472
00:25:59,280 --> 00:26:02,440
‫معلومه که تاجر
‫بسیار موفقی بوده.

473
00:26:02,480 --> 00:26:03,030
‫کاملاً.

474
00:26:03,080 --> 00:26:04,960
‫در شرایط سخت
‫خونسردیش رو حفظ می‌کنه.

475
00:26:05,000 --> 00:26:06,560
‫ولی باید یه دلیلی
‫داشته باشه.

476
00:26:06,640 --> 00:26:09,200
‫خب، چرا مونده؟

477
00:26:09,240 --> 00:26:10,870
‫ممکنه به خاطر
‫این باشه که واقعاً...

478
00:26:10,920 --> 00:26:13,870
‫از نظر فیزیکی
‫به این مکان وابسته‌ست.

479
00:26:13,920 --> 00:26:18,070
‫به تک‌تک چیزهای اینجا
‫دلبستگی عاطفی داره.

480
00:26:18,120 --> 00:26:22,200
‫ولی، فکر کنم ژولیا
‫از اون آدم‌هاییه که...

481
00:26:22,240 --> 00:26:25,840
‫با خودش می‌گه اگه
‫یه بار ساخته‌اش،

482
00:26:25,880 --> 00:26:27,160
‫دوباره هم می‌تونه بسازه‌اش.

483
00:26:27,200 --> 00:26:29,880
‫پس شایدم بحث
‫وابستگی به مکان نباشه.

484
00:26:29,960 --> 00:26:33,760
‫شاید به خاطر وابستگی
‫به مردم باشه.

485
00:26:33,840 --> 00:26:35,600
‫همینه.

486
00:26:38,320 --> 00:26:41,960
‫به خاطر مردمه.

487
00:26:42,000 --> 00:26:44,320
‫معلومه.

488
00:26:44,560 --> 00:26:49,000
‫ژولیا باید مهمون‌هاش رو
‫راضی کنه که شهر رو تخلیه کنن.

489
00:26:49,080 --> 00:26:51,520
‫تنهاشون نمی‌ذاره.

490
00:26:51,560 --> 00:26:55,240
‫تا همه رو بیرون نفرسته،
‫خودش نمی‌ره.

491
00:27:00,080 --> 00:27:03,240
‫دوستان عزیزم،

492
00:27:03,280 --> 00:27:07,640
‫خواهش می‌کنم دقیقاً
‫به حرفم گوش بدین.

493
00:27:07,680 --> 00:27:10,760
‫موندن اینجا امن نیست.

494
00:27:10,920 --> 00:27:13,520
‫باید هرچه زودتر
‫از اینجا بریم.

495
00:27:13,600 --> 00:27:19,400
‫پس خواهش می‌کنم سعی
‫کنید فقط چیزهایی رو...

496
00:27:19,480 --> 00:27:24,200
‫با خودتون بردارین که برای سفر لازمه،
‫لطفاً.

497
00:27:24,280 --> 00:27:27,760
‫می‌دونم ترسیدین، ولی اوضاع
‫قراره از این هم بدتر بشه.

498
00:27:27,800 --> 00:27:28,520
‫صبر کن ببینم.

499
00:27:28,560 --> 00:27:29,320
‫چیه؟

500
00:27:29,360 --> 00:27:32,520
‫ازمون انتظار داری
‫توی اون اوضاع بریم بیرون؟

501
00:27:32,600 --> 00:27:33,040
‫کاسیوس.

502
00:27:33,080 --> 00:27:34,150
‫دیوونه شدی؟

503
00:27:34,200 --> 00:27:37,110
‫واقعاً فکر می‌کنی بعد از این
‫نذورات رقت‌انگیزت،

504
00:27:37,160 --> 00:27:39,080
‫ایزدبانو ایزیس ازمون محافظت می‌کنه؟

505
00:27:39,200 --> 00:27:39,920
‫هان؟

506
00:27:40,000 --> 00:27:43,680
‫اون بیرون مرگه!

507
00:27:43,760 --> 00:27:46,320
‫این زن نمی‌تونه
‫ازمون محافظت کنه!

508
00:27:46,360 --> 00:27:48,480
‫یه زن؟

509
00:27:48,520 --> 00:27:49,840
‫نه.

510
00:27:50,000 --> 00:27:53,640
‫من همین‌جا می‌مونم. خب؟

511
00:27:53,800 --> 00:27:57,080
‫بقیه‌تون هم هر کاری
‫دلتون می‌خواد بکنین.

512
00:27:59,160 --> 00:28:01,920
‫نه، نه، بی‌خیال.

513
00:28:02,000 --> 00:28:05,080
‫چیزی نمی‌شه.

514
00:28:05,160 --> 00:28:06,760
‫اینجا در امانیم.

515
00:28:10,920 --> 00:28:15,280
‫حتماً، تو مهمون منی، کاسیوس.

516
00:28:29,760 --> 00:28:30,720
‫بی‌فایده‌ست.

517
00:28:30,800 --> 00:28:33,840
‫مردم فرار می‌کنن
‫و افتادن به جون هم.

518
00:28:33,920 --> 00:28:34,830
‫شنیدید چی گفت.

519
00:28:34,880 --> 00:28:36,800
‫موندن امن نیست.

520
00:28:37,480 --> 00:28:38,880
‫مردم تصمیم‌های
‫اشتباه می‌گیرن،

521
00:28:38,920 --> 00:28:42,360
‫در حالی که باید با هم همکاری
‫کنن تا شهر رو تخلیه کنن.

522
00:28:42,400 --> 00:28:45,560
‫فقط می‌خوان خودشون رو نجات بدن.
‫هر کسی به فکر خودشه.

523
00:28:45,640 --> 00:28:48,080
‫دقیقاً همون‌طور
‫که پرایتوری گفت.

524
00:28:48,120 --> 00:28:49,400
‫قایق‌های بیشتری می‌فرستن.

525
00:28:49,440 --> 00:28:51,480
‫مطمئنم قایق‌های بیشتری میان.

526
00:28:56,120 --> 00:28:58,400
‫خورشید داره ناپدید می‌شه!

527
00:29:00,760 --> 00:29:03,600
‫خورشید رفت!

528
00:29:15,880 --> 00:29:17,440
‫خب کریس،
‫الان چه خبره؟

529
00:29:17,560 --> 00:29:19,680
‫حالا رسیدیم به مرحله‌ی چهارم فوران.

530
00:29:19,720 --> 00:29:22,600
‫ستون فوران الان به قدری
‫پهناور و متراکم شده...

531
00:29:22,640 --> 00:29:26,470
‫که عملاً جلوی رسیدن نور
‫خورشید به هرکولانیوم،

532
00:29:26,520 --> 00:29:29,920
‫پمپئی و خب، کل خلیج
‫ناپل رو گرفته.

533
00:29:32,280 --> 00:29:35,280
‫روز رو مثل شب تاریک کرد.

534
00:29:35,360 --> 00:29:38,040
‫مرحله‌ی چهارم.

535
00:29:38,120 --> 00:29:39,440
‫تاریکی مطلق.

536
00:30:07,880 --> 00:30:12,870
‫این توصیف پلینی از بودن
‫در میان ابر خاکستره:

537
00:30:12,920 --> 00:30:15,560
‫«تاریکی همه‌جا رو گرفت،

538
00:30:15,800 --> 00:30:17,720
‫نه مثل یه شب ابری یا بی‌ماه،

539
00:30:17,760 --> 00:30:21,600
‫بلکه مثل یه اتاق دربسته،
‫وقتی که چراغش خاموش می‌شه.»

540
00:30:39,360 --> 00:30:42,520
‫می‌شد صدای شیون زن‌ها،

541
00:30:42,600 --> 00:30:48,360
‫گریه‌ی نوزادها
‫و فریاد مردها رو شنید.

542
00:30:48,480 --> 00:30:51,240
‫بعضی‌ها بچه‌هاشون رو
‫صدا می‌زدن،

543
00:30:51,280 --> 00:30:55,600
‫بعضی‌ها پدر و مادرهاشون
‫و بعضی‌ها هم همسرانشون رو.

544
00:30:55,760 --> 00:30:57,560
‫و سعی می‌کردن از روی
‫صداها بشناسنشون.

545
00:30:57,640 --> 00:31:01,400
‫صدا‌م رو بشنو ایزیس،
‫بیا پیشم.

546
00:31:01,520 --> 00:31:05,280
‫بانوی آتش، به درگاهت دعا می‌کنم،

547
00:31:05,360 --> 00:31:07,880
‫التماست می‌کنم،
‫عاجزانه درخواست می‌کنم.

548
00:31:07,920 --> 00:31:12,360
‫ایزیس، نجاتمون بده.

549
00:31:12,400 --> 00:31:17,560
‫«بعضی‌ها از ترسِ مردن،
‫تقاضای مرگ می‌کردن.

550
00:31:17,680 --> 00:31:21,120
‫خیلی‌ها دست‌هاشون رو
‫به سمت خدایان بلند کرده بودن.

551
00:31:21,160 --> 00:31:23,880
‫عده‌ی بیشتری هم به این نتیجه رسیده
‫بودن که دیگه الهه‌ای باقی نمونده...

552
00:31:24,000 --> 00:31:27,560
‫و یه شب جاودانه
‫زمین رو فرا گرفته.»

553
00:31:35,040 --> 00:31:39,800
‫«در این تاریکی،
‫تک و تنها...

554
00:31:42,880 --> 00:31:44,840
‫...با چرخش خاکستر
‫و دود در هوا،

555
00:31:44,920 --> 00:31:49,600
‫با صدای مداوم شکاف‌ خوردن
‫از اعماق زمین...

556
00:31:49,640 --> 00:31:50,880
‫و بارش سنگ‌ها بر سر آدم،

557
00:31:50,920 --> 00:31:53,840
‫چطور باید راه نجات رو پیدا کرد؟»

558
00:31:53,920 --> 00:31:55,560
‫مامان؟

559
00:32:00,040 --> 00:32:02,110
‫مامان، خواهش می‌کنم.

560
00:32:02,160 --> 00:32:03,720
‫مامان؟

561
00:32:03,880 --> 00:32:06,840
‫کجایی؟

562
00:32:06,880 --> 00:32:08,400
‫مامان!

563
00:32:15,320 --> 00:32:16,720
‫به جایی از داستان رسیدم...

564
00:32:16,760 --> 00:32:19,520
‫که واقعاً دلم
‫می‌خواست ازش فرار کنم.

565
00:32:21,600 --> 00:32:26,030
‫و این داستان قالب‌های
‫گچی غم‌انگیزه،

566
00:32:26,080 --> 00:32:28,790
‫قالب‌های گچی مردم پمپئی...

567
00:32:28,840 --> 00:32:31,880
‫که در لحظه‌ی مرگ منجمد شدن.

568
00:32:31,920 --> 00:32:33,070
‫نکته‌ی اون قالب‌ها...

569
00:32:33,120 --> 00:32:37,120
‫اینه‌ که بازسازی
‫شکل و شمایل انسان نیستن.

570
00:32:37,160 --> 00:32:40,160
‫خود انسان‌ها هستن.

571
00:32:40,280 --> 00:32:44,240
‫آدمن.

572
00:32:44,320 --> 00:32:47,160
‫شاید ساده‌لوح بودم.

573
00:32:47,280 --> 00:32:52,280
‫چطور می‌تونم
‫از حقیقت فرار کنم؟

574
00:33:01,360 --> 00:33:02,910
‫شاید داستان پمپئی...

575
00:33:02,960 --> 00:33:07,040
‫در نهایت فقط
‫داستان مرگ باشه.

576
00:33:10,840 --> 00:33:15,880
‫و چطور...

577
00:33:16,040 --> 00:33:22,120
‫چطور هر کسی،
‫چطور آویانیوس...

578
00:33:22,160 --> 00:33:24,560
‫از همچین چیزی
‫جون سالم به در می‌بره؟

579
00:33:43,720 --> 00:33:47,240
‫سریتا،
‫داستانشون همین‌جا تموم می‌شه؟

580
00:33:47,320 --> 00:33:49,880
‫خب، حتی در اوج بحران هم،

581
00:33:50,000 --> 00:33:51,920
‫آدم‌ها می‌تونن رفتاری از خودشون...

582
00:33:51,960 --> 00:33:54,720
‫نشون بدن که بهش
‫می‌گیم رفتار جامعه‌پسند.

583
00:33:54,880 --> 00:33:56,080
‫رفتار جامعه‌پسند؟

584
00:33:56,160 --> 00:33:57,990
‫آره. مثلاً می‌بینیم
‫آدم‌ها به هم کمک می‌کنن،

585
00:33:58,040 --> 00:34:01,000
‫هوای همدیگه رو
‫دارن، هم رو نجات می‌دن،

586
00:34:01,040 --> 00:34:04,200
‫دوست، خانواده،
‫یا حتی غریبه‌های کامل.

587
00:34:04,320 --> 00:34:05,880
‫همدیگه رو نجات می‌دن؟

588
00:34:05,920 --> 00:34:09,200
‫آره.

589
00:34:09,280 --> 00:34:11,200
‫از قایقم دور بشین!

590
00:34:11,280 --> 00:34:13,240
‫خواهش می‌کنم به حرفم گوش بدین،
‫گوش بدین.

591
00:34:13,280 --> 00:34:14,920
‫قایق منه!

592
00:34:15,000 --> 00:34:17,280
‫مال منه!

593
00:34:17,360 --> 00:34:19,160
‫بس کن!

594
00:34:19,200 --> 00:34:20,640
‫خواهش می‌کنم!

595
00:34:20,760 --> 00:34:22,270
‫و یه چیز دیگه هم هست، تام.

596
00:34:22,320 --> 00:34:23,120
‫خیلی‌خب.

597
00:34:23,160 --> 00:34:25,800
‫یه سری از آدم‌ها هستن که دقیقاً
‫می‌دونن باید چه واکنشی نشون بدن.

598
00:34:25,880 --> 00:34:26,760
‫کیان؟

599
00:34:26,800 --> 00:34:29,640
‫کسایی که آموزش مخصوص دیدن.

600
00:34:29,720 --> 00:34:31,400
‫خواهش می‌کنم! خواهش می‌کنم!

601
00:34:31,480 --> 00:34:33,640
‫پس یه سرباز باتجربه
‫ممکنه بدونه؟

602
00:34:33,720 --> 00:34:34,760
‫دقیقاً.

603
00:34:34,840 --> 00:34:35,800
‫خب، همچین کسی رو دارن.

604
00:34:35,880 --> 00:34:36,920
‫آه!

605
00:34:37,000 --> 00:34:39,360
‫نه!

606
00:34:45,400 --> 00:34:47,960
‫سلام، خانم پولدار.

607
00:34:48,120 --> 00:34:50,720
‫این همون چیزیه که ارتش
‫بهش می‌گه مهارت و تمرین،

608
00:34:50,800 --> 00:34:53,550
‫یعنی می‌تونن اقداماتی قاطع،

609
00:34:53,600 --> 00:34:55,680
‫بدون احساس
‫و موثر انجام بدن...

610
00:34:55,720 --> 00:34:58,040
‫که برای نجات مردم
‫و رسوندنشون به جای امن، لازمه.

611
00:34:58,160 --> 00:35:00,280
‫باید یه کاری بکنیم.

612
00:35:00,360 --> 00:35:01,440
‫تو یه پرایتوری.

613
00:35:01,480 --> 00:35:02,800
‫به حرفت گوش می‌دن.

614
00:35:06,160 --> 00:35:07,360
‫جمعیت خیلی زیاده.

615
00:35:07,400 --> 00:35:09,280
‫خیلی‌خب، گوش کنید
‫چی می‌گم.

616
00:35:11,720 --> 00:35:13,750
‫به حرفم گوش کنید.

617
00:35:13,800 --> 00:35:15,680
‫به حرفم گوش کنید!

618
00:35:20,520 --> 00:35:23,720
‫بس کنید!

619
00:35:24,200 --> 00:35:26,080
‫دیگه بس کنید!
‫گوش کنید ببینم چی می‌گم!

620
00:35:26,160 --> 00:35:29,200
‫همه باید دست به دست هم بدن.

621
00:35:29,320 --> 00:35:33,480
‫زن‌ها و بچه‌ها، سمت چپ من صف ببندین،
‫زود باشین.

622
00:35:33,520 --> 00:35:37,400
‫ملوان‌های باتجربه، قایق‌ها رو آماده کنید،
‫فانوس‌های ته قایق رو روشن کنید.

623
00:35:37,480 --> 00:35:40,190
‫مردها، با تمام سرعت شروع
‫کنید مردم رو سوار کنید.

624
00:35:40,240 --> 00:35:42,120
‫خانم پولدار،
‫آمار تعداد نفرات رو می‌خوام.

625
00:35:42,160 --> 00:35:43,720
‫دکتری بینمون هست؟

626
00:35:43,800 --> 00:35:44,720
‫من هستم.

627
00:35:44,760 --> 00:35:46,040
‫عالیه.

628
00:35:46,160 --> 00:35:48,440
‫همه رو از این ساحل
‫نجات می‌دیم.

629
00:35:48,520 --> 00:35:51,160
‫زود باشین،
‫وقتی برای تلف کردن نداریم.

630
00:35:51,240 --> 00:35:52,840
‫بجنبید!

631
00:35:55,720 --> 00:36:01,320
‫خب، پس مردم توی ساحل
‫فرستاده‌ی گارد پرایتوری رو دارن،

632
00:36:01,400 --> 00:36:06,120
‫ولی کسی برای نجات آویانیوس نمیاد، نه؟

633
00:36:06,200 --> 00:36:07,640
‫خب، لزوماً این‌طور نیست.

634
00:36:07,720 --> 00:36:10,080
‫یه چیزی هست که
‫تحقیقاتم نشون داده،

635
00:36:10,120 --> 00:36:12,270
‫که در سرتاسر کل دنیا،

636
00:36:12,320 --> 00:36:15,720
‫در طول تاریخ و در
‫هر فرهنگ و تمدنی،

637
00:36:15,800 --> 00:36:18,320
‫در هر بحرانی
‫که بشه تصور کرد،

638
00:36:18,440 --> 00:36:22,800
‫مامان‌ها... مامان‌ها می‌رن
‫دنبال بچه‌هاشون می‌گردن.

639
00:36:27,280 --> 00:36:30,430
‫آوی؟

640
00:36:30,480 --> 00:36:31,840
‫آوی؟

641
00:36:34,960 --> 00:36:36,760
‫آوی؟

642
00:36:38,920 --> 00:36:41,720
‫آوی؟

643
00:36:41,760 --> 00:36:43,800
‫آوی؟

644
00:36:43,880 --> 00:36:46,480
‫آوی؟

645
00:36:46,520 --> 00:36:49,760
‫آوی؟

646
00:36:49,840 --> 00:36:50,870
‫آوی؟

647
00:36:50,920 --> 00:36:52,640
‫مامان؟

648
00:36:52,680 --> 00:36:53,590
‫آوی؟

649
00:36:53,640 --> 00:36:54,680
‫مامان!

650
00:36:54,720 --> 00:36:55,680
‫آوی!

651
00:36:55,720 --> 00:36:56,680
‫مامان؟

652
00:36:56,720 --> 00:36:57,840
‫آوی؟

653
00:36:57,880 --> 00:36:59,120
‫آوی؟

654
00:36:59,200 --> 00:37:01,160
‫- آوی!
‫- مامان!

655
00:37:11,400 --> 00:37:14,920
‫آه.

656
00:37:18,080 --> 00:37:19,590
‫پیداش کرد.

657
00:37:19,640 --> 00:37:22,800
‫مراقبتم.

658
00:37:23,800 --> 00:37:26,560
‫مامان...
‫ببخشید که اون حرف‌ها رو زدم،

659
00:37:26,600 --> 00:37:27,550
‫همه‌چیز تقصیر منه.

660
00:37:27,600 --> 00:37:29,640
‫نه، نه. عزیز دلم،
‫نیازی نیست چیزی بگی، باشه؟

661
00:37:29,680 --> 00:37:32,320
‫هیچ‌کدوم این‌ها مهم نیست.
‫الان پیش همیم، باشه؟

662
00:37:32,400 --> 00:37:34,800
‫بیا، اینجا امن نیست. بریم.

663
00:37:34,880 --> 00:37:37,200
‫باشه. برو، برو، برو.

664
00:37:45,320 --> 00:37:48,960
‫پس شاید اصلاً پای
‫ناوگان روم در میون نبوده.

665
00:37:49,040 --> 00:37:52,200
‫شاید تمام این مدت داشتم
‫جای اشتباهی رو می‌گشتم.

666
00:37:52,320 --> 00:37:56,880
‫روم نیست که به نجاتشون اومده،
‫خود مردمن.

667
00:37:56,920 --> 00:38:00,320
‫خودشون، همدیگه رو نجات می‌دن.

668
00:38:00,400 --> 00:38:02,360
‫همگی،
‫اگه می‌تونین، صف ببندین.

669
00:38:02,400 --> 00:38:03,760
‫بیاین، زود باشین،
‫زود باشین.

670
00:38:03,840 --> 00:38:06,240
‫بریم. تندتر، تندتر،
‫زود باشین دیگه.

671
00:38:06,280 --> 00:38:08,320
‫بذارین ببرمتون جلوی صف.

672
00:38:08,360 --> 00:38:09,640
‫سوار اولین قایق می‌کنمتون.

673
00:38:16,400 --> 00:38:17,880
‫خب، چقدر مونده؟

674
00:38:17,920 --> 00:38:19,070
‫قایق اول تقریباً آماده‌ست.

675
00:38:19,120 --> 00:38:20,360
‫با تمام
‫سرعت کار می‌کنیم.

676
00:38:20,400 --> 00:38:21,710
‫- چقدر طول می‌کشه؟
‫- ۱۰ دقیقه.

677
00:38:21,760 --> 00:38:23,240
‫- بکنش ۵ دقیقه.
‫- چشم قربان.

678
00:38:23,320 --> 00:38:26,160
‫دست از کار نکشین.

679
00:38:26,240 --> 00:38:27,640
‫همه خوب گوش کنید.

680
00:38:27,720 --> 00:38:30,800
‫آماده بشین برای
‫سوار شدن توی قایق‌ها.

681
00:38:34,800 --> 00:38:35,720
‫داریوش.

682
00:38:35,760 --> 00:38:36,240
‫بله.

683
00:38:36,280 --> 00:38:38,440
‫یه سوال.
‫تخلیه جواب می‌ده؟

684
00:38:38,600 --> 00:38:40,390
‫خب، یه سری اطلاعات
‫دیگه‌ هم هست...

685
00:38:40,440 --> 00:38:41,230
‫که باید بدونی.

686
00:38:41,280 --> 00:38:42,000
‫خب.

687
00:38:42,040 --> 00:38:44,790
‫برخلاف پمپئی، شهری که پر
‫از تندیس‌های گچی تمام اون...

688
00:38:44,840 --> 00:38:45,800
‫خب، اجساد آدم‌هاست.

689
00:38:45,880 --> 00:38:46,520
‫آره.

690
00:38:46,560 --> 00:38:48,070
‫وقتی هرکولانیوم رو
‫از زیر خاک در آوردن،

691
00:38:48,120 --> 00:38:51,790
‫شهری با حدود ۵ هزار نفر جمعیت،
‫اون بالا توی شهر،

692
00:38:51,840 --> 00:38:55,440
‫کلاً هیچ جسدی پیدا نکردن.

693
00:38:55,520 --> 00:38:59,520
‫پس، یه اتفاقاتی توی این ساحل افتاده، نه؟

694
00:38:59,640 --> 00:39:01,000
‫به نظر می‌رسه...

695
00:39:01,040 --> 00:39:03,160
‫یه جور اقدام برای تخلیه‌ی
‫شهر صورت گرفته باشه.

696
00:39:06,160 --> 00:39:08,880
‫گروه بعدی،
‫همین‌طور بیاین جلو.

697
00:39:08,960 --> 00:39:11,040
‫برید توی قایق‌ها! بجنبید!

698
00:39:11,320 --> 00:39:14,280
‫همینه. دو تای
‫دیگه هم پر شد.

699
00:39:14,360 --> 00:39:17,030
‫بفرستینشون برن. همین الان!

700
00:39:17,080 --> 00:39:19,040
‫گروه بعدی رو آماده کردیم.

701
00:39:19,080 --> 00:39:22,840
‫بفرستینشون بیاد.

702
00:39:22,880 --> 00:39:24,110
‫همگی بیاین جلو.

703
00:39:24,160 --> 00:39:25,560
‫بیاین جلو.

704
00:39:25,600 --> 00:39:26,670
‫قایق پر شد.

705
00:39:26,720 --> 00:39:28,720
‫قایق پر شد. برید،
‫برید، برید!

706
00:39:28,760 --> 00:39:32,600
‫سه، دو، یک، هل بدین!

707
00:39:36,440 --> 00:39:38,000
‫گروه بعدی، پاشین.

708
00:39:38,160 --> 00:39:39,320
‫سریع ولی با نظم.

709
00:39:39,360 --> 00:39:41,030
‫زود باشید.

710
00:39:41,080 --> 00:39:42,960
‫برید توی قایق‌ها،
‫با تمام سرعتی که می‌تونین.

711
00:39:43,160 --> 00:39:44,840
‫بجنبید، بجنبید.

712
00:39:44,920 --> 00:39:46,470
‫داره جواب می‌ده.

713
00:39:46,520 --> 00:39:48,200
‫بالاخره همه‌شون
‫دارن خارج می‌شن.

714
00:39:48,280 --> 00:39:51,120
‫شاید واقعاً موفق
‫بشن نجات پیدا کنن.

715
00:39:51,240 --> 00:39:53,400
‫ولی ژولیا چی؟

716
00:39:53,440 --> 00:39:56,040
‫یا الانه، یا هیچ‌وقت.

717
00:39:56,160 --> 00:39:59,000
‫می‌تونیم حرف بزنیم، کاسیوس؟

718
00:39:59,120 --> 00:40:01,880
‫بهت گفتم زن،
‫من همین‌جا می‌مونم.

719
00:40:02,000 --> 00:40:04,080
‫متاسفانه نمی‌مونی.

720
00:40:04,200 --> 00:40:06,920
‫اوه. متأسفانه می‌مونم.

721
00:40:07,000 --> 00:40:08,200
‫صورت‌حسابت.

722
00:40:08,280 --> 00:40:09,150
‫چی؟

723
00:40:09,200 --> 00:40:10,320
‫صورت‌حسابت.

724
00:40:10,360 --> 00:40:13,880
‫از کی تا حالا صورت‌حسابت رو ندادی؟
‫بگو آمالتیا.

725
00:40:13,920 --> 00:40:14,840
‫یک ماهه.

726
00:40:14,920 --> 00:40:16,680
‫آره، یک ماهه.

727
00:40:16,760 --> 00:40:18,880
‫الان وقت این حرف‌ها نیست.

728
00:40:18,920 --> 00:40:20,320
‫بهت هشدار
‫لازم رو داده بودم.

729
00:40:20,400 --> 00:40:23,280
‫من...
‫من می‌خواستم تسویه کنم.

730
00:40:23,320 --> 00:40:25,400
‫دیگه دیر شده، کاسیوس.

731
00:40:25,480 --> 00:40:29,880
‫مهلتت تموم شده
‫و حالا باید بری بیرون.

732
00:40:29,920 --> 00:40:31,960
‫در واقع،
‫همه‌تون باید برین بیرون.

733
00:40:32,040 --> 00:40:34,040
‫چی؟ چی؟

734
00:40:34,120 --> 00:40:36,880
‫رسماً ساعت کاریمون تموم شد، خب؟

735
00:40:37,000 --> 00:40:38,680
‫اوه، که این‌طور.

736
00:40:38,720 --> 00:40:41,680
‫می‌خوای همه‌ی آذوقه رو...
‫برای خودتون انبار کنی.

737
00:40:41,800 --> 00:40:46,280
‫نه. باهامون میان.

738
00:40:46,320 --> 00:40:47,680
‫بریم.

739
00:40:50,400 --> 00:40:53,600
‫بریم.

740
00:40:53,720 --> 00:40:54,720
‫حرکت کنید.

741
00:40:54,760 --> 00:40:57,160
‫از پمپئی می‌ریم!

742
00:41:15,200 --> 00:41:17,520
‫غیرممکنه، زن.

743
00:41:23,400 --> 00:41:25,840
‫خب، تا یک دقیقه‌ی دیگه حرکت می‌کنیم، آوی.

744
00:41:25,880 --> 00:41:28,910
‫یه سطر دیگه از نامه‌ی
‫پلینی هست...

745
00:41:28,960 --> 00:41:30,070
‫یه‌کم آب بخور.

746
00:41:30,120 --> 00:41:32,760
‫...که دلم می‌خواد براتون بخونم.

747
00:41:32,840 --> 00:41:37,590
‫«خوشبخت کسیه که خدایان
‫بهش این قدرت رو دادن...

748
00:41:37,640 --> 00:41:43,360
‫تا کاری انجام بده که
‫ارزش ثبت کردن داشته باشه.»

749
00:41:43,520 --> 00:41:49,160
‫فکر می‌کنم مردم اون روز در ساحل،
‫هر کسی که بودن،

750
00:41:49,200 --> 00:41:52,280
‫کاری کردن که ارزش
‫ثبت کردن داشت.

751
00:41:53,560 --> 00:41:57,600
‫و حالا ما،
‫بعد از دو هزار سال،

752
00:41:57,680 --> 00:42:02,240
‫داستانشون رو روایت می‌کنیم،
‫شاهد کارهاشون هستیم...

753
00:42:02,280 --> 00:42:06,440
‫و انسانیتشون رو باور
‫و درک می‌کنیم.

754
00:42:06,560 --> 00:42:09,720
‫اسم‌هاشون رو نمی‌دونیم.

755
00:42:09,760 --> 00:42:11,720
‫ولی این میراثشونه،

756
00:42:11,760 --> 00:42:14,280
‫میراثی از جنس بقا،

757
00:42:38,800 --> 00:42:40,720
‫همگی،

758
00:42:40,800 --> 00:42:44,240
‫برید توی انبار قایق‌ها.

759
00:42:44,320 --> 00:42:45,600
‫همین الان!

760
00:42:45,800 --> 00:42:50,520
W W W . M O V I E S H O . C O M