1
00:00:27,600 --> 00:00:32,240
‫همگی برید داخل انباری قایق‌ها.
‫همین الان!

2
00:00:32,440 --> 00:00:34,000
‫[آنچه گذشت...]

3
00:00:34,040 --> 00:00:37,240
‫فقط یه زمین‌لرزه نیست، هست؟

4
00:00:39,760 --> 00:00:44,710
‫پمپئی یک‌باره
‫زیر خاک دفن نشد.

5
00:00:44,760 --> 00:00:47,160
‫یک روز طول کشید.

6
00:00:51,840 --> 00:00:55,960
‫پس، با کنار هم
‫گذاشتن شواهد...

7
00:00:56,040 --> 00:00:57,320
‫وای!

8
00:00:57,360 --> 00:00:59,640
‫...و قدرت تخیل...

9
00:01:03,760 --> 00:01:09,480
‫...سرنوشت سه رومی واقعی رو دنبال
‫می‌کنم تا ببینم اون روز زنده می‌مونن یا نه.

10
00:01:09,560 --> 00:01:10,760
‫یه پسر نوجوان.

11
00:01:10,800 --> 00:01:12,720
‫آویانیوس احتمالاً شاگرد...

12
00:01:12,800 --> 00:01:16,640
‫برنزکارهای
‫خانواده‌ی ماسوری بوده.

13
00:01:16,720 --> 00:01:19,640
‫آوی! مراقبتم. مراقبتم.

14
00:01:19,720 --> 00:01:22,360
‫ژولیا فلیکس، کسی که
‫هنوز سر از کارش در نیاوردم.

15
00:01:22,480 --> 00:01:23,640
‫از پمپئی می‌ریم.

16
00:01:23,680 --> 00:01:24,880
‫من همین‌جا می‌مونم.

17
00:01:24,960 --> 00:01:27,800
‫از کی تا حالا حسابت رو ندادی؟
‫بگو، آمالتیا؟

18
00:01:27,840 --> 00:01:28,440
‫یک ماهه.

19
00:01:28,480 --> 00:01:29,870
‫غیرممکنه زن.

20
00:01:29,920 --> 00:01:35,790
‫شاید به‌خاطر
‫وابستگیش به مردم باشه.

21
00:01:35,840 --> 00:01:38,840
‫و سومی، یه سرباز قدیمی...

22
00:01:38,880 --> 00:01:43,600
‫که زمانی سرآمد همه بوده.

23
00:01:43,640 --> 00:01:45,750
‫همه که فقط به فکر
‫خودشون نیستن.

24
00:01:45,800 --> 00:01:48,360
‫خیال‌پردازی قشنگیه،
‫خانم پولدار.

25
00:01:48,480 --> 00:01:53,000
‫صدام رو بشنو ایزیس.
‫به درگاهت دعا می‌کنم.

26
00:01:53,040 --> 00:01:54,800
‫انگار یه جور اقدامی
‫برای تخلیه‌ی شهر...

27
00:01:54,880 --> 00:01:56,000
‫صورت گرفته.

28
00:01:56,080 --> 00:01:58,720
‫راهی‌شون کنید! همه
‫می‌رن یه جای امن!

29
00:01:58,760 --> 00:01:59,680
‫زود باشید!

30
00:01:59,720 --> 00:02:01,920
‫توی این ساحل بدون شک
‫یه اتفاقی افتاده.

31
00:02:08,600 --> 00:02:12,400
‫‏[زمان حال]‏

32
00:02:14,720 --> 00:02:17,640
‫‏[کوه وزوو]‏

33
00:02:20,400 --> 00:02:22,400
‫خب، همین دیگه؟

34
00:02:22,640 --> 00:02:24,040
‫وقت نگهبان
‫پرایتوری تموم شده؟

35
00:02:24,120 --> 00:02:25,120
‫متأسفانه آره.

36
00:02:25,240 --> 00:02:28,960
‫حالا وارد مرحله‌ی آخر فوران شدیم،
‫مرحله‌ی ۵،

37
00:02:29,040 --> 00:02:33,680
‫که مرگبارترین مرحله‌ست؛ اتفاقی
‫که بهش می‌گیم جریان آذرآواری.

38
00:02:33,800 --> 00:02:36,360
‫ستون فوران
‫روی خودش فرو می‌ریزه...

39
00:02:36,440 --> 00:02:39,480
‫و ابرهای جوشان
‫بزرگی رو می‌سازه،

40
00:02:39,520 --> 00:02:43,670
‫بهمن‌های سوزانی
‫از سنگ و خاکستر.

41
00:02:43,720 --> 00:02:45,800
‫با سرعتی بیشتر از ۱۰۰
‫کیلومتر در ساعت.

42
00:02:45,840 --> 00:02:49,000
‫از دامنه‌ی کوه به سمت پایین
‫حرکت می‌کنن.

43
00:02:49,040 --> 00:02:51,960
‫هرکولانیوم اولین جاییه
‫که سر راه آتشفشانه.

44
00:02:54,200 --> 00:02:55,880
‫به تخلیه‌ی
‫صدها نفر کمک کردن،

45
00:02:56,040 --> 00:02:58,760
‫ولی هنوز آدم‌های زیادی
‫توی اون ساحل هستن.

46
00:03:01,080 --> 00:03:03,080
‫چقدر وقت دارن؟

47
00:03:03,120 --> 00:03:04,560
‫چند دقیقه.

48
00:03:13,840 --> 00:03:16,960
‫برید توی انباری قایق‌ها،
‫همین الان!

49
00:03:19,880 --> 00:03:22,520
‫بریم!

50
00:03:25,400 --> 00:03:28,880
‫همین الان! بدوید! بدوید!

51
00:03:32,880 --> 00:03:33,840
‫بجنبید!

52
00:03:34,000 --> 00:03:35,360
‫پناه بگیرید.

53
00:03:39,520 --> 00:03:41,360
‫این جریان‌ها خیلی
‫سریع حرکت می‌کنن،

54
00:03:41,480 --> 00:03:43,400
‫ولی بدجور هم داغن.

55
00:03:43,560 --> 00:03:45,560
‫بیشتر از ۴۸۰ درجه‌ی سانتی‌گراد.

56
00:03:45,640 --> 00:03:48,200
‫صبر کن. ۴۸۰ درجه؟

57
00:03:48,280 --> 00:03:49,640
‫اون عقب منتظر بمونین!

58
00:03:49,720 --> 00:03:53,160
‫به قدری داغه که فلز رو
‫به استخوان جوش می‌ده.

59
00:03:59,800 --> 00:04:02,080
‫حتی اون‌قدر داغه که خون...

60
00:04:02,120 --> 00:04:04,560
‫توی رگ‌های مردم رو بخار می‌کنه.

61
00:04:05,560 --> 00:04:15,560
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

62
00:05:10,840 --> 00:05:12,840
‫در اون لحظه‌های پایانی،

63
00:05:12,880 --> 00:05:16,680
‫انباری قایق‌ها، تنها گزینه بودن،

64
00:05:16,760 --> 00:05:20,760
‫ولی متأسفانه، کافی نبود.

65
00:05:20,840 --> 00:05:26,550
‫با اینکه تقریباً هیچ بقایایی
‫در شهر بالادست پیدا نشد،

66
00:05:26,600 --> 00:05:29,160
‫وقتی که انباری قایق‌ها رو
‫حفاری کردن،

67
00:05:29,200 --> 00:05:33,960
‫حدود ۳۰۰ اسکلت پیدا شد.

68
00:05:34,000 --> 00:05:36,520
‫این‌همه آدم...

69
00:05:36,680 --> 00:05:41,120
‫مرد، زن و بچه.

70
00:05:43,040 --> 00:05:46,160
‫آخرین شهروندان هرکولانیوم،

71
00:05:46,280 --> 00:05:49,880
‫همه‌شون کز کرده
‫بودن کنار هم...

72
00:05:50,040 --> 00:05:55,360
‫و موقع مرگ هم‌دیگه رو
‫در آغوش گرفته بودن.

73
00:05:55,920 --> 00:05:58,360
‫باستان‌شناس‌ها برآورد می‌کنن
‫که هرکولانیوم خونه‌ی...

74
00:05:58,440 --> 00:06:01,080
‫حدود ۵۰۰۰ نفر بوده.

75
00:06:01,480 --> 00:06:04,160
‫پس اگه به‌خاطر
‫تخلیه‌ی شهر نبود،

76
00:06:04,200 --> 00:06:06,640
‫اگه به‌خاطر ایثار
‫و فداکاری نبود،

77
00:06:06,720 --> 00:06:10,840
‫ممکن بود تلفات خیلی
‫خیلی بیشتر باشه.

78
00:06:16,000 --> 00:06:20,520
‫بقایای این سرباز گارد
‫پرایتوری همین‌جا پیدا شد،

79
00:06:20,600 --> 00:06:24,560
‫جایی که روی این
‫ساحل به زمین افتاد.

80
00:06:24,640 --> 00:06:29,680
‫با کمربند نظامیش،
‫کل حقوقش...

81
00:06:29,760 --> 00:06:32,520
‫و صدالبته، شمشیرش، پیدا شد.

82
00:06:32,600 --> 00:06:36,320
‫این وسایل شخصی
‫و همین‌طور بقایای پیکرش،

83
00:06:36,440 --> 00:06:38,000
‫تنها چیزهایی بودن
‫که ازش به جا موندن،

84
00:06:38,160 --> 00:06:42,160
‫ولی چیزهای زیادی درباره‌ی
‫مردی که بوده، بهمون می‌گن.

85
00:06:58,040 --> 00:07:01,600
‫اسمش رو نمی‌دونیم.

86
00:07:02,720 --> 00:07:07,680
‫فقط می‌دونیم عضو
‫گارد پرایتوری بوده.

87
00:07:18,520 --> 00:07:21,480
‫ولی می‌دونم چی کار کرده.

88
00:07:21,640 --> 00:07:25,080
‫نیازی به اسمش ندارم.

89
00:07:25,120 --> 00:07:28,120
‫خود اون مرد رو
‫پیدا کردم.

90
00:07:30,160 --> 00:07:32,560
‫‏[فداکاری]‏

91
00:07:51,600 --> 00:07:55,400
‫خب، حالا مرحله‌ی
‫۵ تموم شد کریس؟

92
00:07:55,520 --> 00:07:56,560
‫متأسفانه نه.

93
00:07:56,640 --> 00:07:58,880
‫جریان آذرآواری که
‫به هرکولانیوم برخورد کرد،

94
00:07:58,920 --> 00:08:02,150
‫فقط یکی از مجموعه جریان‌هایی
‫بود که آتشفشان وزوو  قرار بود...

95
00:08:02,200 --> 00:08:03,760
‫اون روز آزاد کنه.

96
00:08:03,840 --> 00:08:06,760
‫پس دقیقاً همین بلا
‫سر پمپئی هم میاد،

97
00:08:06,880 --> 00:08:08,880
‫سر ژولیا و آویانیوس؟

98
00:08:09,000 --> 00:08:12,440
‫بله. ستون فوران همچنان
‫به فرو ریختن ادامه می‌ده...

99
00:08:12,600 --> 00:08:16,480
‫و پشت سر هم جریان‌های
‫آذرآواری تولید می‌کنه.

100
00:08:16,560 --> 00:08:20,600
‫پس این جریان‌ها
‫الانه برسن به پمپئی.

101
00:08:20,640 --> 00:08:22,120
‫بعید می‌دونم
‫آویانیوس و ژولیا...

102
00:08:22,200 --> 00:08:24,320
‫قبل از این‌که شهر
‫کاملاً دفن بشه،

103
00:08:24,480 --> 00:08:27,040
‫بیشتر از یک ساعت
‫فرصت داشته باشن.

104
00:08:28,840 --> 00:08:31,030
‫‏[پمپئی]‏

105
00:08:31,080 --> 00:08:34,160
‫اگه هنوز کسی
‫اون ‌پایین زنده باشه،

106
00:08:34,240 --> 00:08:36,560
‫در یه کابوس
‫واقعی زندگی می‌کنه.

107
00:08:55,720 --> 00:09:00,440
‫این آخرین فرصت
‫آویانیوس و مادرشه.

108
00:09:00,480 --> 00:09:03,200
‫فرصتشون برای بقا
‫داره از دست می‌ره.

109
00:09:03,240 --> 00:09:05,200
‫آوی، آماده‌ای؟

110
00:09:05,240 --> 00:09:06,720
‫باید از اون‌جا برن.

111
00:09:06,800 --> 00:09:10,080
‫و باید همین الان راه بیفتن.

112
00:09:10,200 --> 00:09:13,000
‫نیازی به ماسک پدربزرگ
‫نداریم، عزیزم.

113
00:09:13,080 --> 00:09:14,000
‫بذار بمونه.

114
00:09:14,080 --> 00:09:16,320
‫فقط چیزهایی که برای مسیر لازمه بردار، باشه؟

115
00:09:17,000 --> 00:09:19,560
‫باشه مامان.

116
00:09:20,200 --> 00:09:21,200
‫خب، همه‌چی رو برداشتی؟

117
00:09:21,240 --> 00:09:21,960
‫آره.

118
00:09:22,000 --> 00:09:24,040
‫خب. بیا. بیا این‌جا.

119
00:09:31,200 --> 00:09:34,080
‫ولی فرار کردن
‫کار ساده‌ای نیست.

120
00:09:38,440 --> 00:09:40,640
‫دما هنوز داره می‌ره بالا.

121
00:09:52,360 --> 00:09:55,200
‫در تاریکی همین‌طور سنگ می‌باره...

122
00:09:56,640 --> 00:09:59,080
‫و راه‌های خروج
‫شهر رو می‌بنده.

123
00:10:10,000 --> 00:10:13,240
‫هوا هم اون‌قدر پر
‫از خاکستر و گازه،

124
00:10:13,560 --> 00:10:16,680
‫که انگار در یه طوفان
‫ماسه‌ی سیاه و سوزان هستن.

125
00:10:22,760 --> 00:10:24,240
‫حتی نمی‌تونستن بیشتر از...

126
00:10:24,280 --> 00:10:27,440
‫چند متر جلوترشون رو ببینن.

127
00:10:41,560 --> 00:10:44,200
‫حالت خوبه؟
‫بیا این‌جا. بیا این‌جا.

128
00:10:44,240 --> 00:10:47,160
‫بیا آوی. این رو بگیر.
‫بگیر جلوی دهنت.

129
00:10:47,240 --> 00:10:49,880
‫نفس بکش. نفس بکش.

130
00:11:10,880 --> 00:11:13,960
‫آوی، نگاه نکن. پیش من بمون.

131
00:11:29,560 --> 00:11:34,480
‫این لحظه‌ی بحرانی
‫برای بقای انسان‌هاست.

132
00:11:34,520 --> 00:11:38,710
‫ولی تا الان دیگه وسایل
‫خونه‌ی ژولیا جمع شده.

133
00:11:38,760 --> 00:11:39,880
‫‏[تخلیه؟]‏

134
00:11:42,040 --> 00:11:46,000
‫بالاخره آماده‌ی رفتنه.

135
00:11:57,120 --> 00:11:58,950
‫همه‌چی آماده‌ست؟

136
00:11:59,000 --> 00:12:01,720
‫همه‌چی جمع شده.

137
00:12:02,000 --> 00:12:04,960
‫آب داری؟ به‌اندازه‌ی کافی
‫پتو برای مهمون‌ها هست؟

138
00:12:05,000 --> 00:12:06,960
‫معلومه.

139
00:12:07,000 --> 00:12:09,240
‫کاسیوس چی؟

140
00:12:09,440 --> 00:12:11,400
‫از همین الان داره از تاول
‫پاهاش گله می‌کنه.

141
00:12:11,440 --> 00:12:13,040
‫اوهوم.

142
00:12:18,440 --> 00:12:20,720
‫پس دیگه آماده‌ی رفتنیم.

143
00:12:35,760 --> 00:12:38,080
‫زود باشید.

144
00:12:38,360 --> 00:12:40,200
‫باید بریم!

145
00:12:40,240 --> 00:12:42,320
‫برید سمت دروازه‌ی شهر.

146
00:12:42,360 --> 00:12:43,680
‫از این طرف!

147
00:12:50,480 --> 00:12:53,000
‫بیاین. مراقب زیر پاتون باشین. بیاین.

148
00:13:00,480 --> 00:13:01,760
‫ژولیا!

149
00:13:01,800 --> 00:13:07,080
‫پس همه‌چیز رو از دست داد،
‫ولی راهی برای فرار پیدا کرد.

150
00:13:07,120 --> 00:13:08,920
‫می‌دونستم ژولیا
‫یه راهی پیدا می‌کنه.

151
00:13:09,080 --> 00:13:11,440
‫خب،
‫متاسفانه مجبورم دوباره...

152
00:13:11,480 --> 00:13:13,080
‫در این مورد حرفت رو اصلاح کنم، تام.

153
00:13:13,120 --> 00:13:14,440
‫ای بابا.

154
00:13:14,520 --> 00:13:16,680
‫لطفاً بگو که
‫شهر رو تخلیه کردن.

155
00:13:16,840 --> 00:13:18,390
‫این اتفاق، با تعداد کمی از...

156
00:13:18,440 --> 00:13:21,400
‫بقایای انسانی که پیدا کردن،
‫هم‌خوانی داره.

157
00:13:21,440 --> 00:13:22,600
‫خیلی‌خب.

158
00:13:22,680 --> 00:13:25,440
‫ولی فکر کنم
‫اینجا یه چیزی هست...

159
00:13:25,480 --> 00:13:30,240
‫که واقعاً دلت می‌خواد ببینی.

160
00:13:30,280 --> 00:13:33,560
‫وای.

161
00:13:33,800 --> 00:13:36,520
‫این محراب ژولیا برای
‫ایزدبانو ایزیسه.

162
00:13:36,560 --> 00:13:37,070
‫درسته.

163
00:13:37,120 --> 00:13:40,030
‫به یاد بیار که توی باغ،
‫نشونت دادم قبلاً کجا بوده.

164
00:13:40,080 --> 00:13:42,400
‫طبیعتاً الان
‫به پهلوئه...

165
00:13:42,480 --> 00:13:45,320
‫چون دارن ترمیمش می‌کنن.

166
00:13:45,400 --> 00:13:47,320
‫برای محرابی که
‫آدم بذاره توی خونه،

167
00:13:47,360 --> 00:13:49,160
‫یه‌کم بزرگ به نظر می‌رسه، نه؟

168
00:13:49,320 --> 00:13:51,600
‫در واقع یکی از بزرگ‌ترین
‫محراب‌های خونگی‌ایه که...

169
00:13:51,640 --> 00:13:53,040
‫توی پمپئی از زیر
‫خاک درآوردن.

170
00:13:53,080 --> 00:13:53,520
‫وای.

171
00:13:53,640 --> 00:13:58,400
‫ولی وقتی سال ۱۹۵۲
‫محراب رو حفاری کردن،

172
00:13:58,480 --> 00:14:00,720
‫یه جسد پیدا کردن.

173
00:14:00,760 --> 00:14:01,720
‫فکر می‌کنی ژولیا باشه؟

174
00:14:01,840 --> 00:14:03,360
‫واقعاً نمی‌دونیم.

175
00:14:03,480 --> 00:14:06,520
‫بقایای پیکر در واقع
‫دیگه باقی نمونده.

176
00:14:06,600 --> 00:14:09,120
‫باستان‌شناسی از اون زمان
‫تا حالا خیلی تغییر کرده.

177
00:14:09,200 --> 00:14:15,440
‫ولی توصیف حفارها از بقایا این بوده
‫که مال یه زن بالغ بودن...

178
00:14:15,520 --> 00:14:17,640
‫که زیورآلات خیلی
‫گرون‌قیمتی به تن داشته.

179
00:14:17,720 --> 00:14:20,240
‫دقیقاً کنار همین
‫محراب پیدا شد.

180
00:14:22,200 --> 00:14:23,790
‫[ژولیا فلیکس]

181
00:14:23,840 --> 00:14:25,710
‫اگه اون بدن
‫مال ژولیا بوده،

182
00:14:25,760 --> 00:14:27,680
‫دم محراب چی‌کار می‌کرده؟

183
00:14:31,040 --> 00:14:35,560
‫کجای کار رو اشتباه کردم؟

184
00:14:35,880 --> 00:14:40,280
‫ژولیا باهوشه. یه رهبره.

185
00:14:40,520 --> 00:14:43,160
‫مردم حرفش رو گوش می‌دن.

186
00:14:43,240 --> 00:14:46,600
‫می‌دونیم اسب‌ها و ارابه‌ها رو
‫از خونه برده بودن.

187
00:14:46,720 --> 00:14:49,360
‫تخلیه‌ی شهر رو
‫سازمان‌دهی کرده.

188
00:14:49,400 --> 00:14:53,400
‫خودش می‌مونه.

189
00:14:53,480 --> 00:14:55,080
‫اصلاً منطقی نیست.
‫[بدن]

190
00:14:56,120 --> 00:14:57,480
‫‏[تخلیه؟]‏

191
00:15:04,560 --> 00:15:07,680
‫بیاید یه بار دیگه امتحان کنیم، باشه؟

192
00:15:26,320 --> 00:15:31,200
‫ایزیس. ایزیس، صدام رو بشنو.

193
00:15:44,480 --> 00:15:45,720
‫همه‌چی آماده‌ست؟

194
00:15:45,840 --> 00:15:49,120
‫همه‌چی جمع شده.

195
00:15:49,160 --> 00:15:51,640
‫پس آماده‌ی رفتنیم.

196
00:15:54,840 --> 00:15:58,190
‫یه کار آخری هست
‫که باید انجام بدم.

197
00:15:58,240 --> 00:15:59,600
‫دنبالم بیا.

198
00:16:02,360 --> 00:16:06,560
‫ولی کیتی، متوجه نمی‌شم،
‫اگه اون جسد مال خودش بوده،

199
00:16:06,640 --> 00:16:07,840
‫چرا موند؟

200
00:16:07,880 --> 00:16:11,080
‫خب،
‫یه علت احتمالی ممکنه...

201
00:16:11,120 --> 00:16:14,160
‫دقیقاً همینجا
‫جلوی چشممون باشه.

202
00:16:14,280 --> 00:16:15,760
‫چی، ایزیس؟

203
00:16:15,920 --> 00:16:18,040
‫رومی‌ها خدایان زیادی داشتن،

204
00:16:18,120 --> 00:16:21,080
‫از جمله خیلی‌ها که اصالتاً
‫مال فرهنگ‌های دیگه بودن، مثلاً...

205
00:16:21,120 --> 00:16:22,720
‫در این مورد، مصر.

206
00:16:22,960 --> 00:16:25,670
‫و هر کسی می‌تونست
‫انتخاب کنه که...

207
00:16:25,720 --> 00:16:28,240
‫به کدومشون وفادارتر باشه.

208
00:16:28,400 --> 00:16:31,280
‫ایزیس آفریننده‌ای
‫کیهانی بود.

209
00:16:31,360 --> 00:16:34,200
‫می‌تونست تجسمی از تمام خدایان
‫در یک بدن باشه،

210
00:16:34,240 --> 00:16:36,080
‫هم‌زمان یه نقش مادرانه هم
‫برای بقیه داشت.

211
00:16:36,120 --> 00:16:39,840
‫پس یه حامی بود،
‫می‌تونست مردم رو امن نگه داره.

212
00:16:39,880 --> 00:16:42,200
‫بدون شک الهه‌ای بود
‫که آدم دلش می‌خواست...

213
00:16:42,240 --> 00:16:46,200
‫موقع یه بلای
‫طبیعی کنارش باشه.

214
00:16:46,360 --> 00:16:50,440
‫و دیگه، وقتی معبد پیدا شد،
‫همه چیزش برای عبادت آماده بود.

215
00:16:50,560 --> 00:16:53,920
‫اشیاء مقدس و نذورات دیده می‌شدن.

216
00:16:54,000 --> 00:16:57,600
‫اگه مردم بقیه‌ی وسایل باارزش
‫عمارت رو با خودشون برده بودن،

217
00:16:57,680 --> 00:17:01,160
‫عجیبه که این اشیاء سر
‫جاشون باقی مونده بودن.

218
00:17:01,240 --> 00:17:05,720
‫زمان فوران آتشفشان،
‫یه نفر اینجا دعا می‌کرده.

219
00:17:05,840 --> 00:17:07,440
‫دست‌هات رو بده به من.

220
00:17:07,520 --> 00:17:10,510
‫نمی‌دونم، این‌که ژولیا
‫تصمیم گرفته نره...

221
00:17:10,560 --> 00:17:13,280
‫خیلی تقدیرگرایانه
‫به نظر می‌رسه.

222
00:17:13,360 --> 00:17:15,600
‫بیا پیش من، ای ایزیس.

223
00:17:15,760 --> 00:17:19,520
‫صدام رو بشنو،
‫ای بانوی شعله‌های آتش.

224
00:17:19,640 --> 00:17:22,710
‫ای مادر، ای حامی.

225
00:17:22,760 --> 00:17:24,320
‫ستایشت می‌کنم.

226
00:17:24,360 --> 00:17:27,440
‫ازت طلب لطف دارم
‫و بهت التماس می‌کنم.

227
00:17:27,560 --> 00:17:29,720
‫بیا پیش من، ای ایزیس.

228
00:17:29,760 --> 00:17:32,560
‫شاید هم دقیقاً برعکس
‫دیدگاه تقدیرگرایانه باشه.

229
00:17:32,600 --> 00:17:33,430
‫چطور؟

230
00:17:33,480 --> 00:17:36,600
‫رومی‌ها نگاه خیلی
‫فعالانه‌ای به مذهب داشتن.

231
00:17:36,720 --> 00:17:39,480
‫باور داشتن که می‌شه مستقیم
‫دست به دامن خدایان شد.

232
00:17:39,520 --> 00:17:41,680
‫می‌شد با نذورات
‫و دعا این کار رو کرد.

233
00:17:41,760 --> 00:17:45,920
‫می‌تونیم تصور کنیم که احساس
‫می‌کرده باید واسطه بشه...

234
00:17:45,960 --> 00:17:49,360
‫تا با کمک یه حامی الهی،
‫خانواده‌اش رو نجات بده.

235
00:17:49,440 --> 00:17:50,440
‫می‌فهمم.

236
00:17:50,520 --> 00:17:55,400
‫پس به ایزیس متوسل شده،
‫چون باور داشته...

237
00:17:55,480 --> 00:17:57,240
‫که می‌تونه برای خانواده‌اش...

238
00:17:57,280 --> 00:17:59,960
‫و کسانی که دوست داره،
‫گذر امنی فراهم کنه.

239
00:18:00,040 --> 00:18:04,480
‫اینم بدون شک روایتی هست
‫که می‌تونیم تصور کنیم.

240
00:18:04,520 --> 00:18:07,920
‫مسئولیت حفاظت
‫از مردم رو به عهده داشته...

241
00:18:08,000 --> 00:18:11,160
‫و هیچ قربانی
‫دیگه‌ای از فوران...

242
00:18:11,200 --> 00:18:15,360
‫در بخش‌های مسکونی عمارت پیدا نشد،
‫پس شاید کارساز بوده.

243
00:18:15,480 --> 00:18:17,040
‫از کجا معلوم؟

244
00:18:22,760 --> 00:18:25,840
‫تو نمیای؟

245
00:18:26,520 --> 00:18:27,960
‫خودت می‌دونی که نمی‌تونم.

246
00:18:28,000 --> 00:18:30,720
‫خواهش می‌کنم. باید بیای.

247
00:18:30,760 --> 00:18:35,040
‫آمالتیا، تو همیشه به من باور داشتی، مگه نه؟

248
00:18:37,480 --> 00:18:40,920
‫لطفاً یه بار دیگه هم
‫همین کار رو بکن.

249
00:18:40,960 --> 00:18:42,680
‫نه، گریه نکن. گریه نکن.

250
00:18:42,720 --> 00:18:43,400
‫خواهش می‌کنم!

251
00:18:43,440 --> 00:18:44,400
‫آه. هیس.

252
00:18:44,480 --> 00:18:45,400
‫نمی‌تونم.

253
00:18:45,520 --> 00:18:47,480
‫اوه، ببین.

254
00:18:47,520 --> 00:18:50,480
‫زنجیرش دوباره باز شده.

255
00:18:50,520 --> 00:18:55,240
‫می‌تونی برام درستش کنی؟

256
00:18:55,320 --> 00:18:58,760
‫این کنار جسد توی
‫باغ پیدا شد.

257
00:19:07,720 --> 00:19:11,680
‫انگار در حضور خودش هستیم.

258
00:19:12,000 --> 00:19:14,680
‫چنین شیء شخصی‌ای اونجا بوده،

259
00:19:14,720 --> 00:19:17,990
‫که پوست این آدم
‫واقعی رو لمس می‌کرده.

260
00:19:18,040 --> 00:19:20,320
‫ممنونم.

261
00:19:20,480 --> 00:19:23,640
‫این هلال ماه،
‫اینجا، یه طلسمه.

262
00:19:23,720 --> 00:19:27,800
‫نماد محافظته،
‫به‌ویژه برای زنان و دختران.

263
00:19:31,680 --> 00:19:34,630
‫این رو پیش خودت نگه دار.
‫بهش نیاز پیدا می‌کنی، باشه؟

264
00:19:34,680 --> 00:19:35,430
‫ممنونم.

265
00:19:35,480 --> 00:19:37,960
‫حالا برو، وگرنه کاسیوس
‫هر چی نوشیدنی دارم تموم می‌کنه.

266
00:19:38,000 --> 00:19:40,600
‫حواسم هست
‫صورت‌حساب به دستش برسه.

267
00:19:40,840 --> 00:19:43,960
‫برو. برو عزیزم. برو.

268
00:20:03,400 --> 00:20:06,680
‫فکر کنم بالاخره متوجه شدم.

269
00:20:06,880 --> 00:20:10,640
‫ژولیا هر کاری از دستش
‫برمیومد براشون می‌کرد،

270
00:20:10,680 --> 00:20:12,280
‫پس معلومه که می‌مونه.

271
00:20:13,800 --> 00:20:15,800
‫از اول هم قرار بود بمونه.

272
00:20:28,320 --> 00:20:32,120
‫صدام رو بشنو، ای ایزیس،
‫ای بانوی شعله‌های آتش.

273
00:20:43,520 --> 00:20:44,760
‫زود باشید، زود باشید.

274
00:20:44,880 --> 00:20:48,560
‫باید بریم، باید سریع بریم.

275
00:20:48,640 --> 00:20:50,440
‫چیزیت نمی‌شه.

276
00:20:50,520 --> 00:20:54,160
‫راهنماییشون کن و از دست
‫این هیولا نجاتشون بده.

277
00:21:24,120 --> 00:21:25,840
‫بجنب. بجنب.
‫بجنب. نزدیک شدیم.

278
00:21:25,880 --> 00:21:27,800
‫بجنب. بجنب. بیا دیگه. بدو.

279
00:21:27,880 --> 00:21:29,360
‫دروازه رو می‌بینم!

280
00:21:34,400 --> 00:21:37,600
‫اگه دنیا رو از چشم
‫ژولیا ببینیم...

281
00:21:37,640 --> 00:21:40,520
‫و همون‌طوری درکش کنیم
‫که اون درک می‌کرد،

282
00:21:40,600 --> 00:21:43,880
‫تصمیمش کاملاً
‫منطقی به نظر می‌رسه.

283
00:21:50,320 --> 00:21:56,720
‫آخرین اقدام زنی که تمام
‫چارچوب‌ها رو زیر پا گذاشت...

284
00:21:56,760 --> 00:22:00,080
‫و به شیوه‌ی خودش زندگی کرد.

285
00:22:04,400 --> 00:22:08,030
‫آخرین اقدام کسی که
‫تاریخ به ما می‌گه...

286
00:22:08,080 --> 00:22:10,240
‫وجودش باید غیرممکن باشه.

287
00:22:14,040 --> 00:22:19,400
‫آخرین اقدام
‫ژولیای باورنکردنی.

288
00:22:53,940 --> 00:23:03,940
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

289
00:23:38,480 --> 00:23:40,800
‫خب. بفرما.

290
00:23:40,840 --> 00:23:42,080
‫مراقب باش، مراقب باش.

291
00:23:42,160 --> 00:23:45,080
‫خب، آروم قدم بردار.

292
00:23:45,120 --> 00:23:49,520
‫این‌ها رسماً دقایق
‫پایانی پمپئی هستن،

293
00:23:49,640 --> 00:23:52,760
‫در این تاریکی مطلق.

294
00:23:52,800 --> 00:23:55,040
‫تمام مدارک،

295
00:23:55,160 --> 00:23:59,910
‫تمام شواهد باستان‌شناسی،
‫ناپدید می‌شن.

296
00:23:59,960 --> 00:24:01,280
‫خب، هوات رو دارم،
‫هوات رو دارم.

297
00:24:01,440 --> 00:24:06,400
‫مردم پمپئی به‌کلی
‫از تاریخ محو می‌شن.

298
00:24:06,440 --> 00:24:11,200
‫مثل مه‌ایه که نمی‌تونیم
‫پشتش رو ببینیم.

299
00:24:11,240 --> 00:24:14,070
‫آه.

300
00:24:14,120 --> 00:24:16,920
‫آه.

301
00:24:16,960 --> 00:24:18,560
‫اوه.

302
00:24:21,800 --> 00:24:27,040
‫آوی، ببخشید، من...
‫فکر کنم اشتباه رفتیم...

303
00:24:29,880 --> 00:24:34,600
‫نمی‌دونم کجاییم.

304
00:24:34,680 --> 00:24:38,040
‫اون‌پایینه، مامان.

305
00:24:38,120 --> 00:24:39,040
‫مطمئنی؟

306
00:24:39,120 --> 00:24:41,600
‫آره. از اون‌طرفه.

307
00:24:41,640 --> 00:24:44,480
‫پدربزرگ نصف خیابون‌های این شهر رو
‫ساخت، یادته؟

308
00:24:49,960 --> 00:24:53,480
‫وای، خیلی دوستت دارم،
‫آوی من.

309
00:24:57,520 --> 00:24:59,910
‫راه رو نشون بده.

310
00:24:59,960 --> 00:25:02,000
‫بجنب.

311
00:25:02,560 --> 00:25:08,440
‫آویانیوس هم به‌کلی
‫از تاریخ محو می‌شه.

312
00:25:08,920 --> 00:25:11,560
‫مثل چراغیه که خاموش می‌شه.

313
00:25:21,600 --> 00:25:24,360
‫خب، همین‌جاست.

314
00:25:27,880 --> 00:25:28,840
‫استیون؟

315
00:25:28,880 --> 00:25:31,400
‫تام، خودتی؟

316
00:25:31,440 --> 00:25:32,040
‫پیداش کردم.

317
00:25:34,200 --> 00:25:35,590
‫چی؟ چی... چی رو پیدا کردی؟

318
00:25:35,640 --> 00:25:37,110
‫تکه‌ی گم‌شده‌ی این معما رو.

319
00:25:37,160 --> 00:25:42,320
‫مدرکی که پایان داستان
‫آویانیوس رو بهمون می‌گه.

320
00:25:42,800 --> 00:25:45,080
‫خب، چه اتفاقی افتاد؟

321
00:25:45,200 --> 00:25:48,920
‫همه‌چیز توی اون سنگ‌نوشته‌ی
‫خیلی کوتاه اومده.

322
00:25:48,960 --> 00:25:51,040
‫خب.

323
00:25:52,160 --> 00:25:54,400
‫آه، دیس مانیبوس.

324
00:25:54,480 --> 00:25:55,350
‫درسته؟

325
00:25:55,400 --> 00:25:56,080
‫اوهوم.

326
00:25:56,120 --> 00:25:58,440
‫دیس مانیبوس.

327
00:25:58,880 --> 00:26:00,400
‫تقدیم به ارواح درگذشتگان.

328
00:26:00,440 --> 00:26:01,590
‫اوهوم.

329
00:26:01,640 --> 00:26:02,760
‫این یه سنگ قبره.

330
00:26:02,840 --> 00:26:04,760
‫همین‌طوره.

331
00:26:04,840 --> 00:26:06,160
‫سنگ قبر آویانیوس.

332
00:26:06,320 --> 00:26:09,400
‫ولی مال خیلی بعد
‫از فوران آتشفشانه...

333
00:26:09,440 --> 00:26:11,800
‫و از یه جامعه‌ی
‫کاملاً متفاوت.

334
00:26:11,840 --> 00:26:12,960
‫متوجه نمی‌شم.

335
00:26:13,040 --> 00:26:15,040
‫معنیش اینه که
‫زنده بیرون اومده.

336
00:26:15,120 --> 00:26:19,080
‫معنیش اینه که
‫از پمپئی فرار کرده.

337
00:26:19,160 --> 00:26:20,560
‫آویانیوس زنده می‌مونه؟

338
00:26:20,640 --> 00:26:21,720
‫آره.

339
00:26:24,680 --> 00:26:26,120
‫موفق شدیم.

340
00:26:26,200 --> 00:26:28,360
‫یه بازمانده‌ی
‫واقعی پیدا کردیم.

341
00:26:28,400 --> 00:26:29,360
‫هه!

342
00:26:29,480 --> 00:26:31,640
‫با این حساب،
‫این یه داستان از نجات و بقاست.

343
00:26:31,680 --> 00:26:35,280
‫داستان زنده موندن آویانیوسه.

344
00:26:37,880 --> 00:26:39,880
‫آویانیوس فلیچیونی. فلیچیونی.

345
00:26:39,920 --> 00:26:41,310
‫اولین باره که اسم
‫کاملش رو می‌بینیم.

346
00:26:41,360 --> 00:26:44,840
‫همین‌طوره، ولی چیزهای
‫بیشتری هم اونجا هست.

347
00:26:44,920 --> 00:26:45,840
‫خب.

348
00:26:45,920 --> 00:26:51,040
‫آلومنو کاریسیمو
‫ماسری فکرونت.

349
00:26:51,080 --> 00:26:53,760
‫خب، «کاریسیمو» یعنی «عزیزترین»، درسته؟

350
00:26:53,840 --> 00:26:56,120
‫عزیزترین آویانیوس.

351
00:26:56,160 --> 00:26:59,280
‫خب، آلومنو.

352
00:26:59,440 --> 00:27:00,120
‫آلومنو.

353
00:27:00,240 --> 00:27:05,360
‫خب، «آلومنو» یعنی «دانش‌آموز»، درسته؟

354
00:27:05,440 --> 00:27:06,640
‫یا...

355
00:27:08,840 --> 00:27:10,320
‫نه.

356
00:27:13,440 --> 00:27:19,240
‫این کتیبه فاش می‌کنه که
‫آویانیوس یتیم شده بود.

357
00:27:19,280 --> 00:27:22,520
‫این معنی دوم آلومنوئه.

358
00:27:22,760 --> 00:27:27,440
‫خودش زنده می‌مونه،
‫ولی مادرش نه.

359
00:27:30,240 --> 00:27:32,640
‫تنها چیزی که نوشته همینه.

360
00:27:32,880 --> 00:27:35,080
‫و نمی‌دونیم چه بلایی
‫سر مادرش اومده.

361
00:27:43,600 --> 00:27:49,280
‫شاید داستان‌هایی باشه
‫که گفتنشون خیلی سخته.

362
00:27:49,400 --> 00:27:53,120
‫چیزهایی که حتی
‫نمی‌تونید تصورش رو بکنید.

363
00:27:58,080 --> 00:28:00,240
‫مثل بچه‌ای که
‫مادرش رو از دست می‌ده.

364
00:28:17,880 --> 00:28:19,400
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم،
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم،

365
00:28:19,440 --> 00:28:21,160
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.

366
00:28:25,880 --> 00:28:29,000
‫از دست دادن کسی که
‫اولین کلمات آدم رو شنیده.

367
00:28:32,760 --> 00:28:35,880
‫کسی که وقتی آدم زمین
‫می‌خورد، بغلش می‌کرد.

368
00:28:39,840 --> 00:28:42,120
‫کسی که همیشه حضور داره...

369
00:28:44,720 --> 00:28:47,440
‫...کسی که آدم رو بهتر
‫از خودش می‌شناسه.

370
00:29:01,320 --> 00:29:06,160
‫و آویانیوس تنهاست.

371
00:29:06,320 --> 00:29:10,280
‫کاملاً و تماماً تنهاست.

372
00:29:13,600 --> 00:29:16,640
‫شاید قوه تخیل هم،
‫مثل تاریخ، ته می‌کشه.

373
00:29:22,440 --> 00:29:24,840
‫‏[یتیم]‏

374
00:29:49,720 --> 00:29:53,440
‫تموم شد.

375
00:29:53,920 --> 00:29:57,520
‫وقتشون تموم شد.

376
00:29:57,600 --> 00:30:01,280
‫آخرین روز پمپئی
‫به پایان رسید.

377
00:30:03,640 --> 00:30:08,920
‫ستون فوران بالاخره فرو
‫می‌ریزه و موج پشت موج،

378
00:30:08,960 --> 00:30:14,000
‫جریان‌های آذرآواری
‫به پمپئی برخورد می‌کنن.

379
00:30:16,360 --> 00:30:19,400
‫تمام اون زندگی خاموش می‌شه.

380
00:30:22,560 --> 00:30:28,080
‫شهر به همراه
‫مردمش مدفون می‌شه.

381
00:30:28,520 --> 00:30:35,120
‫قصه‌هاشون برای هزاران سال
‫زیر خاکستر مهروموم می‌شه.

382
00:31:10,160 --> 00:31:15,120
‫[پمپئی نابود شد
‫هرکولانیوم نابود شد]

383
00:31:45,080 --> 00:31:46,510
‫وقتی این پروژه رو
‫شروع کردم،

384
00:31:46,560 --> 00:31:48,760
‫فکر می‌کردم نجیبانه‌ست...

385
00:31:48,880 --> 00:31:52,560
‫که قالب‌های گچی
‫غم‌انگیز اجساد...

386
00:31:52,640 --> 00:31:54,640
‫مردم پمپئی رو نشون ندم،

387
00:31:54,680 --> 00:31:57,320
‫آدم‌هایی که در لحظات
‫پایانی‌شون خشکشون زده.

388
00:32:00,120 --> 00:32:01,560
‫در تمام دنیا شناخته‌شده‌ان...

389
00:32:01,600 --> 00:32:08,360
‫و نگرانم که مبادا بهشون
‫بی‌حس شده باشیم.

390
00:32:10,640 --> 00:32:13,360
‫بی‌حس به زندگی‌شون،

391
00:32:13,400 --> 00:32:17,080
‫بی‌حس به آدم‌های واقعی
‫و رنج واقعی‌شون.

392
00:32:20,080 --> 00:32:22,120
‫ولی تنها راهی که باعث می‌شه
‫آدم بی‌حس بشه...

393
00:32:22,160 --> 00:32:26,360
‫اینه که با سرنوشت
‫و داستان‌هاشون درگیر نشه.

394
00:32:26,440 --> 00:32:31,400
‫با دنبال کردن ژولیا،
‫با دنبال کردن سرباز پرایتوری و آویانیوس،

395
00:32:31,440 --> 00:32:34,880
‫دیگه درگیر شدیم؛ این‌ها
‫فقط قالب‌های گچی نیستن،

396
00:32:34,920 --> 00:32:40,040
‫آدم هستن
‫و این‌ها داستان‌هاشونه.

397
00:32:42,880 --> 00:32:47,880
‫و این آدم‌ها زندگی کردن،
‫عشق ورزیدن.

398
00:32:49,280 --> 00:32:52,320
‫خانواده داشتن، خونه داشتن.

399
00:32:55,040 --> 00:32:59,120
‫آدم‌هایی رو داشتن که بهشون
‫اهمیت می‌دادن و بعد از اون فاجعه،

400
00:32:59,280 --> 00:33:05,390
‫کسانی بودن که دنبالشون
‫گشتن و وقتی پیداشون نکردن،

401
00:33:05,440 --> 00:33:07,200
‫براشون عزاداری کردن.

402
00:33:13,040 --> 00:33:15,600
‫اول این پروژه،

403
00:33:15,680 --> 00:33:21,080
‫هدفم این بود داستانی
‫از پمپئی رو بگم که نمی‌دونیم.

404
00:33:21,160 --> 00:33:25,560
‫به‌نوعی، شاید
‫داستان‌های بقا و نجات.

405
00:33:25,640 --> 00:33:28,560
‫شاید آویانیوس تونسته
‫باشه زنده از شهر خارج بشه.

406
00:33:28,640 --> 00:33:29,950
‫شاید از نظر جسمی
‫زنده مونده باشه.

407
00:33:30,000 --> 00:33:33,360
‫ولی اگه در این مسیر،

408
00:33:33,440 --> 00:33:36,120
‫آدم همه‌چیز رو از دست بده،
‫بقا چه معنایی داره؟

409
00:33:56,360 --> 00:33:58,440
‫خب، فکر کنم بقا
‫فقط این نیست که...

410
00:33:58,480 --> 00:34:03,350
‫زنده بمونی و بدون شک،
‫به معنی فراموش کردن...

411
00:34:03,400 --> 00:34:06,000
‫یا سعی برای پاک
‫کردن گذشته نیست،

412
00:34:06,280 --> 00:34:12,360
‫بلکه یعنی ادامه دادن به زندگی،
‫که آدم تصمیم بگیره زندگی و رشد کنه.

413
00:34:12,480 --> 00:34:18,400
‫و وقتی ضربه‌ی روحی و رشد می‌تونن
‫کنار هم در یه مسیر قرار بگیرن،

414
00:34:18,440 --> 00:34:24,040
‫همینه که راه
‫برای پیشرفت رو باز می‌کنه.

415
00:34:24,200 --> 00:34:27,950
‫روان‌شناس‌ها از آسیب‌های
‫بعد از حادثه حرف می‌زنن،

416
00:34:28,000 --> 00:34:30,160
‫ولی یه پدیده مرتبط هم
‫وجود داره...

417
00:34:30,200 --> 00:34:32,560
‫به اسم رشد بعد از حادثه...

418
00:34:32,680 --> 00:34:35,400
‫و همینه که می‌تونه
‫آینده رو بسازه.

419
00:34:35,440 --> 00:34:37,480
‫صبر کن، واقعاً همچین چیزی هست؟
‫رشد بعد از حادثه؟

420
00:34:37,520 --> 00:34:39,230
‫آره، بعضی از مردم
‫وقتی یه اتفاق واقعاً تلخ...

421
00:34:39,280 --> 00:34:43,520
‫مثل پمپئی رو از سر گذرونده باشن،
‫تجربه‌اش می‌کنن.

422
00:34:43,640 --> 00:34:47,760
‫آدم‌ها سعی می‌کنن برای اتفاقی
‫که افتاده معنا پیدا کنن...

423
00:34:47,840 --> 00:34:52,920
‫و این ممکنه باعث بشه درک
‫عمیق‌تری نسبت به زندگی پیدا کنن،

424
00:34:53,000 --> 00:34:57,520
‫که یه هدف جدید پیدا کنن.

425
00:34:57,560 --> 00:34:59,920
‫شاید آویانیوس هم
‫همچین حسی داشته باشه.

426
00:35:00,160 --> 00:35:04,200
‫به نظرم دلیلی داریم
‫که بهش امیدوار باشیم.

427
00:35:10,840 --> 00:35:13,920
‫آسیب همیشه بخشی
‫از سرنوشتش باقی می‌مونه،

428
00:35:14,040 --> 00:35:16,880
‫ولی قرار نیست
‫کل زندگیش بشه.

429
00:35:16,920 --> 00:35:19,640
‫همم. ممنون، سریتا.

430
00:35:19,680 --> 00:35:21,320
‫فکر کنم تازه دارم می‌فهمم
‫روان‌شناسی بحران...

431
00:35:21,360 --> 00:35:24,560
‫خیلی فراتر از آژیر خطر
‫و واکنش‌های اولیه‌ی مغزه.

432
00:35:24,680 --> 00:35:26,790
‫خب، راستش هیچ‌وقت
‫خیلی از عنوان...

433
00:35:26,840 --> 00:35:29,640
‫روان‌شناس بحران
‫خوشم نمی‌اومد.

434
00:35:29,680 --> 00:35:30,200
‫اوه.

435
00:35:30,280 --> 00:35:31,760
‫ترجیح می‌دم من رو...

436
00:35:31,880 --> 00:35:33,880
‫به‌عنوان روان‌شناس بقا بشناسن.

437
00:35:33,960 --> 00:35:36,720
‫تقریباً مطمئنم توی
‫این زمینه می‌تونم بهت کمک کنم.

438
00:35:39,040 --> 00:35:40,400
‫وای، مرسی.

439
00:35:40,440 --> 00:35:43,000
‫خواهش می‌کنم. این کمترین
‫کاری بود که می‌تونستم بکنم.

440
00:35:43,120 --> 00:35:44,960
‫خب، مثل این‌که دیگه
‫یه روان‌شناس بقا شدم.

441
00:35:45,040 --> 00:35:45,800
‫ممنون.

442
00:35:45,840 --> 00:35:48,520
‫فقط قول بده دیگه هیچ آژیر
‫خطری رو به صدا درنیاری.

443
00:35:55,720 --> 00:35:58,160
‫خب، به نظرم چیزی که
‫مردم هیچ‌وقت در خصوص...

444
00:35:58,200 --> 00:36:04,360
‫پمپئی بهش فکر نمی‌کنن،
‫عواقب بلافاصله بعد از فوران آتشفشانه.

445
00:36:07,520 --> 00:36:08,640
‫آه!

446
00:36:20,440 --> 00:36:25,400
‫آویانیوس فقط یکی
‫از هزاران داستانیه...

447
00:36:25,440 --> 00:36:27,480
‫از آدم‌هایی که
‫تونستن نجات پیدا کنن.

448
00:36:51,240 --> 00:36:55,160
‫ممکنه هزاران،
‫شاید ده‌ها هزار آواره...

449
00:36:55,200 --> 00:36:58,760
‫از پمپئی، هرکولانیوم و بقیه‌ی
‫مناطق آسیب‌دیده وجود داشته باشه.

450
00:36:58,800 --> 00:37:00,800
‫هوم.

451
00:37:02,800 --> 00:37:05,800
‫همه‌شون آواره شدن.

452
00:37:06,000 --> 00:37:10,360
‫همه‌شون بی‌خانمان.
‫همگی استیصال‌زده.

453
00:37:10,400 --> 00:37:12,200
‫می‌تونیم اینجا استراحت کنیم.

454
00:37:14,840 --> 00:37:15,760
‫خدایا، هیچ‌وقت...

455
00:37:15,840 --> 00:37:17,400
‫این‌طوری بهش فکر نکرده بودم.

456
00:37:17,440 --> 00:37:19,560
‫خیلی... خب،
‫خیلی تکان‌دهنده‌ست،

457
00:37:19,680 --> 00:37:22,120
‫تصویر خیلی معاصری هم هست.

458
00:37:22,200 --> 00:37:23,440
‫می‌تونی بری یه‌کم آب بیاری؟

459
00:37:23,560 --> 00:37:24,040
‫آره.

460
00:37:24,640 --> 00:37:27,920
‫در واقع، عواقب فوران وزوو،

461
00:37:28,000 --> 00:37:33,520
‫یک بحران بشردوستانه‌ی
‫تمام‌عیار بوده.

462
00:37:39,320 --> 00:37:41,840
‫حتماً اردوگاه‌های
‫موقتی وجود داشته،

463
00:37:41,920 --> 00:37:48,640
‫حتماً صف‌های غذا بوده،
‫خانواده‌های جداشده از هم.

464
00:37:48,760 --> 00:37:53,470
‫کل جوامعی از مردم که از هم
‫پاشیدن و برای همیشه نابود شدن.

465
00:37:53,520 --> 00:37:58,440
‫صبر کن. برای همیشه نابود نشدن،
‫پمپئی نابود نشد.

466
00:38:00,000 --> 00:38:01,640
‫استیون، پمپئی نابود شد.

467
00:38:01,720 --> 00:38:04,560
‫زیر خروارها
‫خاکستر و سنگ پا...

468
00:38:04,600 --> 00:38:06,640
‫و موج‌های جریان
‫آذرآواری دفن شد.

469
00:38:06,720 --> 00:38:07,920
‫وزوو کاملاً محوش کرد.

470
00:38:08,040 --> 00:38:11,280
‫قبول دارم.
‫خود شهر پمپئی دفن شد،

471
00:38:11,360 --> 00:38:12,920
‫ولی یه شهر فقط
‫ساختمون‌هاش نیست،

472
00:38:12,960 --> 00:38:16,720
‫فقط کاشی‌کاری‌ها و نقاشی‌های
‫دیواریش نیست، جامعه‌اشه.

473
00:38:16,840 --> 00:38:20,560
‫مردم فرار کردن
‫و زندگیشون رو از نو ساختن،

474
00:38:20,640 --> 00:38:24,840
‫رشد کردن، عاشق شدن،
‫خانواده تشکیل دادن.

475
00:38:24,920 --> 00:38:29,880
‫پمپئی زنده موند چون جامعه‌اش،
‫مردمش، زنده موندن.

476
00:38:29,920 --> 00:38:35,000
‫پمپئی یه مکان نیست،
‫خود مردمه.

477
00:38:35,040 --> 00:38:36,360
‫دقیقاً.

478
00:38:40,760 --> 00:38:42,630
‫من حتی تونستم الگوی...

479
00:38:42,680 --> 00:38:48,000
‫اسکان مجدد بعد از فوران رو
‫در تمام خلیج ناپل پیدا کنم،

480
00:38:48,040 --> 00:38:50,880
‫جوامع و کل خانواده‌ها.

481
00:38:51,000 --> 00:38:55,520
‫جابه‌جا شدن،
‫زندگیشون رو از نو ساختن...

482
00:38:55,560 --> 00:38:57,640
‫و ایمانشون رو هم حفظ کردن.

483
00:38:57,760 --> 00:39:00,760
‫حتی شواهدی از معابد
‫جدید برای ایزیس هست،

484
00:39:00,800 --> 00:39:03,600
‫که در سال‌های بعد
‫از فوران ساخته شدن.

485
00:39:07,440 --> 00:39:11,760
‫گمونم هرچقدر هم که
‫این فاجعه‌ها ویرانگر باشن،

486
00:39:11,840 --> 00:39:16,720
‫فرصتی هم هستن برای
‫درخشش انسانیت.

487
00:39:20,840 --> 00:39:23,160
‫همین‌طوره. دقیقاً همین‌طوره.

488
00:39:31,280 --> 00:39:33,240
‫ولی بیا یه نگاه دیگه
‫به این کتیبه بندازیم.

489
00:39:33,360 --> 00:39:37,960
‫فکر نمی‌کنم به واژه‌ی آلومنو
‫توجه کافی کرده باشی.

490
00:39:38,000 --> 00:39:39,840
‫چی؟

491
00:39:43,040 --> 00:39:43,960
‫می‌شه وایستیم؟

492
00:39:44,000 --> 00:39:45,320
‫آهان، باشه. متوقفش می‌کنیم.

493
00:39:45,400 --> 00:39:46,320
‫آره. آره.

494
00:39:46,400 --> 00:39:47,320
‫وایستیم.

495
00:39:47,400 --> 00:39:48,640
‫اوهوم.

496
00:39:48,720 --> 00:39:51,870
‫خب، «آلومنو» یعنی «یتیم»، درسته؟

497
00:39:51,920 --> 00:39:54,240
‫اوه، باید لاتینت رو بهتر کنی، هیدلستون.

498
00:39:54,360 --> 00:39:56,480
‫خب، یه معنی دیگه هم داره.

499
00:39:56,520 --> 00:40:00,240
‫به‌جای «یتیم»،
‫سعی کن «فرزندخوانده» بخونیش.

500
00:40:00,360 --> 00:40:01,560
‫برای ارواح درگذشتگان،

501
00:40:01,680 --> 00:40:05,920
‫خانواده‌ی ماسوری این رو برای
‫آویانیوس فلیچیونی ساختن.

502
00:40:08,080 --> 00:40:09,720
‫عزیزترین...

503
00:40:12,680 --> 00:40:14,560
‫...پسرخوانده‌شون.

504
00:40:16,160 --> 00:40:19,920
‫پس اینطوری شد؟

505
00:40:19,960 --> 00:40:23,640
‫خانواده‌ی ماسوری.

506
00:40:23,680 --> 00:40:28,040
‫آوی. آوی!

507
00:40:28,400 --> 00:40:30,040
‫خانواده‌ی برنزکار.

508
00:40:30,320 --> 00:40:31,920
‫مارکوس، آویه!

509
00:40:31,960 --> 00:40:34,200
‫آویانیوس رو
‫به فرزندخوندگی گرفتن.

510
00:40:34,240 --> 00:40:36,680
‫من این‌طوری می‌خونمش. آره.

511
00:40:40,360 --> 00:40:41,640
‫آوی!

512
00:40:44,960 --> 00:40:46,240
‫آوی!

513
00:41:18,080 --> 00:41:20,630
‫اوه، آوی!

514
00:41:20,680 --> 00:41:25,080
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫مراقبتیم. مراقبتیم.

515
00:41:27,480 --> 00:41:31,120
‫پیدامون کردی.

516
00:41:31,680 --> 00:41:33,440
‫پیداش کردن.

517
00:41:42,840 --> 00:41:48,480
‫تاریخ واقعیت‌ها رو در اختیارمون می‌ذاره،
‫نام‌ها، تاریخ‌ها، مکان‌ها...

518
00:41:48,600 --> 00:41:52,840
‫و با این‌که تمام
‫این مدارک حیاتی هستن،

519
00:41:52,920 --> 00:41:56,520
‫هیچ‌وقت تمام جزئیات رو
‫در اختیارمون نمی‌ذارن.

520
00:41:56,640 --> 00:42:02,880
‫این‌که مردم چه احساسی داشتن.
‫چطور زندگی کردن. چطور عشق ورزیدن.

521
00:42:03,680 --> 00:42:06,840
‫و این هم یه نوع
‫دیگه از حقیقته.

522
00:42:07,040 --> 00:42:09,360
‫حقیقتیه که از همدلی...

523
00:42:09,560 --> 00:42:12,240
‫و تخیل و قصه‌گویی
‫به دست میاد.

524
00:42:14,320 --> 00:42:18,000
‫امیدوارم
‫با ترکیب این دو تا،

525
00:42:18,200 --> 00:42:22,080
‫مدرک و همدلی،

526
00:42:22,200 --> 00:42:24,760
‫تاریخ و داستان،

527
00:42:24,840 --> 00:42:29,000
‫امیدوارم به حقیقت
‫کامل‌تری رسیده باشم.

528
00:42:29,080 --> 00:42:32,200
‫می‌دونم که مردم
‫پمپئی رو پیدا کردم...

529
00:42:32,320 --> 00:42:38,920
‫و امیدوارم سرگذشتشون رو
‫درست روایت کرده باشم.

530
00:42:40,120 --> 00:42:41,160
‫بله؟

531
00:42:41,280 --> 00:42:42,520
‫تام، توی صحنه منتظرتن.

532
00:42:42,600 --> 00:42:44,800
‫عالیه. ممنون،
‫دیوید. الان میام.

533
00:42:54,120 --> 00:42:56,000
‫[اتاق نویسندگان]

534
00:43:01,040 --> 00:43:05,680
‫خب، اصلاً چرا این کارها رو می‌کنیم؟
‫چرا سعی می‌کنیم درک کنیم؟

535
00:43:06,680 --> 00:43:07,880
‫توی جشن پایان
‫فیلم‌برداری می‌بینمت.

536
00:43:07,920 --> 00:43:08,720
‫می‌بینمت.

537
00:43:08,760 --> 00:43:13,240
‫چرا با مردم گذشته
‫ارتباط برقرار کنیم؟

538
00:43:13,320 --> 00:43:16,840
‫این‌همه راه اومدیم،
‫این‌همه تلاش کردیم.

539
00:43:16,960 --> 00:43:18,520
‫سلام، داریو. سلام.

540
00:43:18,640 --> 00:43:22,880
‫و چرا از قصه‌گویی برای سفر
‫در زمان استفاده کنیم؟

541
00:43:22,920 --> 00:43:24,630
‫خب، درسته. پس...

542
00:43:24,680 --> 00:43:27,160
‫فکر کنم در مورد
‫گذشته داستان می‌گیم...

543
00:43:27,200 --> 00:43:29,280
‫تا چیزی رو در مورد زمان
‫حال خودمون درک کنیم.

544
00:43:29,360 --> 00:43:35,400
‫این داستان‌ها، عدسی‌ای می‌شن که از پشتشون
‫بررسی می‌کنیم الان کی هستیم...

545
00:43:35,480 --> 00:43:37,360
‫و شاید با گوش دادن
‫به نیاکانمون...

546
00:43:37,480 --> 00:43:38,880
‫خیلی‌خب،
‫یه‌لحظه سکوت در صحنه.

547
00:43:38,920 --> 00:43:42,360
‫...همدلی با اون‌ها،
‫درک کردنشون،

548
00:43:42,400 --> 00:43:43,720
‫چیزی در مورد خودمون
‫و شاید...

549
00:43:43,840 --> 00:43:48,080
‫حتی در مورد آینده‌مون،
‫یاد بگیریم.

550
00:43:48,200 --> 00:43:50,000
‫گفتم سکوت در صحنه!

551
00:43:53,840 --> 00:43:54,880
‫و حرکت!

552
00:43:55,000 --> 00:43:57,400
‫خب، کاری که الان می‌کنیم،

553
00:43:57,440 --> 00:43:59,880
‫چیزی رو می‌سازه که
‫قراره بشه یه مجسمه برنزی.

554
00:43:59,960 --> 00:44:01,840
‫وای! چه حرف عمیقی!

555
00:44:01,920 --> 00:44:03,720
‫باید این رو بنویسیم
‫روی تابلوی بیرون.

556
00:44:03,800 --> 00:44:06,640
‫مارکوس ماسوریوس؛
‫سازنده‌ی آینده.

557
00:44:06,680 --> 00:44:07,200
‫خیلی‌خب.

558
00:44:07,240 --> 00:44:08,150
‫نه، جدی می‌گم.

559
00:44:08,200 --> 00:44:09,320
‫نسل‌های بعدی می‌خوان بدونن.

560
00:44:09,400 --> 00:44:11,840
‫باشه، خیلی زرنگی.

561
00:44:17,760 --> 00:44:19,600
‫ببخشید، ببخشید،
‫یادم رفت.

562
00:44:19,640 --> 00:44:20,440
‫دیالوگم چی بود؟

563
00:44:20,520 --> 00:44:22,360
‫کات! ایرادی نداره،
‫نگران نباش.

564
00:44:23,400 --> 00:44:25,160
‫صبر کنید،
‫دوباره شروع می‌کنیم.

565
00:44:25,240 --> 00:44:26,320
‫ببخشید، ببخشید بچه‌ها.

566
00:44:26,360 --> 00:44:28,200
‫دوباره بریم.

567
00:44:31,320 --> 00:44:35,400
‫صحنه‌ی ۲۴۲، برداشت ۵۸.

568
00:44:35,480 --> 00:44:39,640
‫بیاید یه بار دیگه امتحان کنیم، باشه؟

569
00:46:07,400 --> 00:46:09,480
‫خب، دستت درد نکنه استیون.

570
00:46:09,560 --> 00:46:12,960
‫می‌دونی، هنوز بهت امید هست،
‫هیدلستون جوان.

571
00:46:13,040 --> 00:46:15,560
‫اگه این جریان بازیگریت
‫به جایی نرسید،

572
00:46:15,600 --> 00:46:18,000
‫توی پروژه بازماندگان
‫پمپئی همیشه برای کسی که...

573
00:46:18,040 --> 00:46:19,430
‫به لاتین مسلط باشه جا هست.

574
00:46:19,480 --> 00:46:22,840
‫خب، بخت یار شجاعان است.

575
00:46:23,400 --> 00:46:27,520
W W W . M O V I E S H O . C O M

576
00:46:29,520 --> 00:46:39,520
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M