1
00:01:03,496 --> 00:01:05,832
‫دوگوان!

2
00:01:05,865 --> 00:01:07,634
‫اینجا رو ببین!

3
00:01:07,834 --> 00:01:08,902
‫خدای من!

4
00:01:08,935 --> 00:01:11,137
‫[مدیرعامل سابق هونگ هه‌این،
‫مبتلا به بیماری لاعلاج است]

5
00:01:13,206 --> 00:01:14,991
‫- خدای من!
‫- دوگوان!

6
00:01:15,041 --> 00:01:16,209
‫دوگوان!

7
00:01:16,242 --> 00:01:17,761
‫کفش‌هات رو بپوش!

8
00:01:17,811 --> 00:01:19,245
‫می‌سون!

9
00:01:28,321 --> 00:01:31,291
‫<i>نمی‌تونم به مقام سابقـم</i>
<i>‫یعنی مدیریت مرکز تجاری برگردم چون...</i>

10
00:01:32,725 --> 00:01:34,060
‫<i>بهم گفتن زمان زیادی...</i>

11
00:01:34,961 --> 00:01:36,062
‫<i>برای زندگی ندارم.</i>

12
00:01:42,502 --> 00:01:44,237
‫کجا بیماری‌تون تشخیص داده شده؟

13
00:01:44,270 --> 00:01:46,439
‫رئیس یون این موضوع رو می‌دونستن؟

14
00:01:47,439 --> 00:01:57,439
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

15
00:03:13,560 --> 00:03:15,528
‫هه‌این، هه‌این.

16
00:03:17,830 --> 00:03:19,132
‫<i>نمی‌تونم به این زودی بمیرم.</i>

17
00:03:21,000 --> 00:03:22,268
‫<i>هنوز...</i>

18
00:03:23,236 --> 00:03:25,004
‫<i>بهت نگفتم.</i>

19
00:03:26,039 --> 00:03:27,507
‫بذارین رد شیم!

20
00:03:30,109 --> 00:03:31,277
‫<i>بهت نگفتم که اشکالی نداره.</i>

21
00:03:35,848 --> 00:03:38,551
‫<i>بهت نگفتم که هیچ‌وقت ازت متنفر نبودم.</i>

22
00:03:38,885 --> 00:03:40,286
‫به چه دردی می‌خوره؟

23
00:03:40,553 --> 00:03:42,088
‫فقط می‌ره روی اعصاب من.

24
00:03:43,022 --> 00:03:45,391
‫بیا راه‌مون رو از هم جدا کنیم.
‫طلاق می‌خوام.

25
00:03:46,259 --> 00:03:49,195
‫<i>ازت تشکر نکردم که این همه سال</i>
<i>‫کنارم بودی...</i>

26
00:03:57,770 --> 00:04:00,306
‫<i>با وجود تمام حرف‌های تندی که...</i>

27
00:04:00,907 --> 00:04:01,975
‫<i>از ته دلم نزدم.</i>

28
00:04:02,075 --> 00:04:03,977
‫دوست دارم.

29
00:04:07,947 --> 00:04:09,549
‫دوست دارم، هه‌این.

30
00:04:12,018 --> 00:04:13,219
‫<i>دوست دارم.</i>

31
00:04:15,722 --> 00:04:18,124
‫<i>به خاطر وجود تو بود که می‌خواستم</i>
<i>‫زنده بمونم.</i>

32
00:04:18,424 --> 00:04:19,525
‫نمی‌تونین برین داخل.

33
00:04:19,559 --> 00:04:21,427
‫اجازه ندارین برین داخل.

34
00:04:28,901 --> 00:04:31,504
‫<i>فکر می‌کردم بیشتر وقت دارم.</i>

35
00:05:36,469 --> 00:05:38,638
‫دنبال هونگ هه‌این می‌گردیم.

36
00:05:39,972 --> 00:05:42,508
‫خانم، هونگ هه‌این کجاست؟

37
00:05:43,409 --> 00:05:45,812
‫<i>هنوز از همه عذرخواهی نکردم.</i>

38
00:05:50,983 --> 00:05:54,587
‫[بخش مراقبت‌های ویژه]

39
00:06:22,882 --> 00:06:24,250
‫<i>معذرت می‌خوام.</i>

40
00:06:32,392 --> 00:06:33,893
‫<i>بابت همه‌چی معذرت می‌خوام.</i>

41
00:06:36,362 --> 00:06:41,417
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫| ترجمه از تـارا |

42
00:06:41,467 --> 00:06:42,602
‫[قسمت یازدهم]

43
00:06:58,384 --> 00:06:59,719
‫فکر می‌کردم پیداش نکردی.

44
00:07:00,753 --> 00:07:02,655
‫- راستـش...
‫- بیرون.

45
00:07:04,056 --> 00:07:06,976
‫کی گفته می‌تونی ما رو بیرون کنی؟
‫اینجا بیمارستان تو نیست.

46
00:07:07,026 --> 00:07:10,797
‫می‌خواین برین رئیس رو ببینین دیگه
‫پس پیاده شین چون من اجازه نمی‌دم.

47
00:07:10,930 --> 00:07:14,500
‫پسرت بهت خیانت کرد
‫و بابام رو منتقل کرد اینجا.

48
00:07:14,534 --> 00:07:17,703
‫فکر می‌کنی هنوزم تو قیم اونی؟

49
00:07:17,737 --> 00:07:19,338
‫فکر می‌کنی من به این راحتی کوتاه میام.

50
00:07:22,108 --> 00:07:24,444
‫خودم می‌رم بیرون.

51
00:07:24,477 --> 00:07:26,412
‫به من دست نزنین، لطفاً.

52
00:07:31,951 --> 00:07:32,952
‫لعنتی.

53
00:07:34,754 --> 00:07:37,123
‫هی! لعنتی!

54
00:07:41,194 --> 00:07:42,261
‫هی!

55
00:07:56,409 --> 00:07:57,510
‫[پله‌های اضطراری]

56
00:08:11,457 --> 00:08:13,860
‫- در رو باز کن.
‫- ببخشید، نمی‌تونم این کار رو بکنم.

57
00:08:14,060 --> 00:08:15,862
‫با تو نبودم.
‫بازش کن.

58
00:08:21,868 --> 00:08:23,002
‫منم میام!

59
00:08:23,936 --> 00:08:25,471
‫بذار منم بیام!

60
00:08:25,505 --> 00:08:28,691
‫ببین، التماست می‌کنم.

61
00:08:28,741 --> 00:08:32,378
‫خواهش می‌کنم. ببخشید که
‫این همه مدت بهت بی‌ادبی کردم.

62
00:08:32,411 --> 00:08:33,813
‫لطفاً منو ببخش.

63
00:08:34,714 --> 00:08:38,518
‫لطفاً بذار همین یه بار بابام رو ببینم.

64
00:08:38,584 --> 00:08:39,685
‫خواهش می‌کنم.

65
00:08:40,152 --> 00:08:41,387
‫زانو بزنم؟

66
00:08:41,921 --> 00:08:42,955
‫بزنم؟

67
00:08:43,356 --> 00:08:44,357
‫باشه.

68
00:08:45,057 --> 00:08:46,659
‫باشه؟ واقعاً؟

69
00:08:47,894 --> 00:08:49,495
‫جدی می‌گی؟

70
00:08:51,297 --> 00:08:55,301
‫ولی فوراً اینجا رو ترک می‌کنی
‫وگرنه می‌گم پرتـت کنن بیرون.

71
00:08:56,369 --> 00:08:59,705
‫ممنونم.

72
00:09:17,924 --> 00:09:19,025
‫بابا؟

73
00:09:22,795 --> 00:09:24,730
‫بابا!

74
00:09:25,364 --> 00:09:26,599
‫بابا!

75
00:09:26,699 --> 00:09:28,818
‫بابا!

76
00:09:28,868 --> 00:09:31,721
‫به هوش اومدی!

77
00:09:31,771 --> 00:09:34,423
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم!

78
00:09:34,473 --> 00:09:36,676
‫آفرین!

79
00:09:44,016 --> 00:09:46,052
‫بی‌خیال.

80
00:09:46,085 --> 00:09:48,487
‫نمی‌دونین من کی‌ام؟

81
00:09:50,790 --> 00:09:52,458
‫خدای من.

82
00:09:52,558 --> 00:09:54,060
‫بابا!

83
00:09:54,126 --> 00:09:56,596
‫چی؟ فوت کرد؟

84
00:09:57,797 --> 00:09:59,432
‫بابا!

85
00:10:00,499 --> 00:10:04,503
‫بابا!

86
00:10:15,748 --> 00:10:17,016
‫ای عوضی.

87
00:10:17,750 --> 00:10:19,619
‫دیگه کارت تمومه.

88
00:10:19,685 --> 00:10:22,188
‫پس بابام تو رو قیم خودش کرده بود؟

89
00:10:22,321 --> 00:10:24,256
‫الان که به هوش اومده.

90
00:10:24,290 --> 00:10:27,827
‫پس دیگه قدرتـت رو از دست می‌دی،
‫مگه نه؟

91
00:10:28,127 --> 00:10:30,329
‫آره، درسته.

92
00:10:30,963 --> 00:10:33,899
‫- صبر کن، اول به دکترش زنگ بزنیم...
‫- خفه شو!

93
00:10:34,600 --> 00:10:36,369
‫به پلیس زنگ بزن.

94
00:10:37,603 --> 00:10:38,738
‫بابا.

95
00:10:39,438 --> 00:10:41,273
‫کار خودش بود، مگه نه؟

96
00:10:41,407 --> 00:10:44,043
‫اون عوضی تو رو به این روز انداخت، درسته؟

97
00:10:57,356 --> 00:10:59,191
‫شما کی هستین؟

98
00:11:12,538 --> 00:11:13,906
‫بابا...

99
00:11:42,034 --> 00:11:43,436
‫لعنتی!

100
00:11:43,903 --> 00:11:45,504
‫منو چرا پرت می‌کنین بیرون؟

101
00:11:47,273 --> 00:11:48,274
‫لعنتی.

102
00:11:56,482 --> 00:12:00,486
‫[مرکز مراقبت‌های ویژه]

103
00:12:13,599 --> 00:12:16,769
‫اون... اون چشـه؟

104
00:12:18,037 --> 00:12:19,071
‫مادر...

105
00:12:21,440 --> 00:12:22,825
‫چش شده؟

106
00:12:22,875 --> 00:12:26,212
‫سی‌تی اسکن التهاب بحرانی مغز رو
‫نشون داده.

107
00:12:26,245 --> 00:12:28,547
‫تومور به بافت اطراف مغز فشار وارد کرده

108
00:12:28,581 --> 00:12:30,866
‫و به طور موقت
‫فشار درون جمجمه‌ای بالا رفته.

109
00:12:30,916 --> 00:12:32,218
‫باید اول این فشار رو کم کنیم...

110
00:12:32,251 --> 00:12:34,120
‫تومور مغزی؟

111
00:12:34,186 --> 00:12:35,621
‫منظورتون چیه؟

112
00:12:37,289 --> 00:12:41,761
‫تو هرچی هه‌این اعلام کرد رو
‫از قبل می‌دونستی؟ آره؟

113
00:12:41,827 --> 00:12:45,047
‫- عزیزم.
‫- چرا به ما نگفتی؟ چرا؟

114
00:12:45,097 --> 00:12:46,565
‫چیکار داشتی می‌کردی؟

115
00:12:46,632 --> 00:12:49,001
‫باید بهمون می‌گفتی مریضـه.

116
00:12:49,034 --> 00:12:50,035
‫چرا نگفتی؟

117
00:12:50,069 --> 00:12:51,971
‫- بس کن.
‫- دوباره گول‌مون زد!

118
00:12:55,674 --> 00:12:57,510
‫ازمون مخفی کرده.

119
00:12:57,743 --> 00:13:00,112
‫گولمون زد و بهمون نگفت هه‌این انقدر مریضـه.

120
00:13:00,146 --> 00:13:03,282
‫- این دفعه چه نقشه‌ای کشیدی؟
‫- گفتم بس کن.

121
00:13:07,887 --> 00:13:09,789
‫ما حق نداریم ناراحت باشیم.

122
00:13:18,798 --> 00:13:19,932
‫ببخشید.

123
00:13:21,167 --> 00:13:22,902
‫با اینکه پدر و مادرش هستیم

124
00:13:23,402 --> 00:13:25,504
‫از هیچی خبر نداشتیم.

125
00:13:26,806 --> 00:13:27,840
‫لطفاً بهمون توضیح بدین.

126
00:13:29,175 --> 00:13:30,643
‫لطفاً بهمون بگین

127
00:13:31,844 --> 00:13:34,980
‫الان در چه وضعیتی قرار داره.

128
00:13:35,681 --> 00:13:39,585
‫بیماری خانم هونگ سیتوما ابری‌ـه.

129
00:13:39,685 --> 00:13:42,087
‫یه‌جور تومور مغزی بدخیم‌ـه.

130
00:13:42,555 --> 00:13:46,308
‫برخلاف تومورهای معمولی که به صورت

131
00:13:46,358 --> 00:13:47,710
‫یه غده‌ی بزرگ‌ هستن،

132
00:13:47,760 --> 00:13:51,564
‫این تومورها مثل ابر سیستم اعصاب مغزی
‫ایشون رو دربرگرفته.

133
00:13:51,597 --> 00:13:55,334
‫بیماری ایشون به شدت در دنیا نادره،

134
00:13:55,901 --> 00:13:57,636
‫برای همین درمان کردن‌شون سخت بوده.

135
00:14:10,516 --> 00:14:12,084
‫ببخشید، مادر.

136
00:14:45,818 --> 00:14:49,221
‫واقعاً معذرت می‌خوام که زودتر بهتون نگفتم.

137
00:14:49,688 --> 00:14:51,757
‫احتمالاً بهت گفته بوده نگی.

138
00:14:52,758 --> 00:14:54,560
‫بار سنگینی روی دوشت بوده.

139
00:14:59,665 --> 00:15:04,003
‫هه‌این نمی‌خواست
‫دل پدر و مادرش رو بشکنه.

140
00:15:04,103 --> 00:15:07,473
‫برای همین می‌خواست
‫وقتی اوضاع بهتر شد بهتون بگه.

141
00:15:08,874 --> 00:15:11,410
‫امیدوارم فکرهای بد نکنین.

142
00:15:33,933 --> 00:15:35,034
‫<i>بابا.</i>

143
00:15:42,141 --> 00:15:45,644
‫♪ <i>کنار اقیانوس بزرگ و بی‌انتها ♪</i>

144
00:15:45,678 --> 00:15:49,381
‫♪ <i>یه کلبه‌ی حقیرانه تک افتاده بود ♪</i>

145
00:15:49,481 --> 00:15:52,685
‫♪ <i>درون اون کلبه یه پدر ماهی‌گیر ♪</i>

146
00:15:52,785 --> 00:15:56,188
‫♪ <i>و دخترش زندگی می‌کردن ♪</i>

147
00:15:56,288 --> 00:15:59,458
‫♪ <i>اوه عشق من، اوه عشق من ♪</i>

148
00:15:59,525 --> 00:16:02,561
‫♪ <i>اوه عشق من، کلمنتین ♪</i>

149
00:16:02,661 --> 00:16:06,065
‫♪ <i>چرا منو برای همیشه ترک کردی؟ ♪</i>

150
00:16:06,165 --> 00:16:09,001
‫♪ <i>چرا پدر پیرت رو تنها گذاشتی؟ ♪</i>

151
00:16:22,781 --> 00:16:24,216
‫براساس نتایج ام‌آر‌آی،

152
00:16:24,249 --> 00:16:27,319
‫ایشون به خاطر آسیب و خون‌ریزی مغزی
‫دچار زوال عقل عروقی شدن.

153
00:16:27,353 --> 00:16:29,722
‫آسیب جدی‌ای که به لوب فوقانی
‫و گیج‌گاهی‌شون وارد شده،

154
00:16:29,755 --> 00:16:33,025
‫فکر کردن یا به یاد آوردن رو
‫براشون سخت کرده.

155
00:16:33,225 --> 00:16:38,163
‫فعلاً چاره‌ای نیست جز اینکه
‫بذاریم مغزشون بهبود پیدا کنه.

156
00:16:38,230 --> 00:16:39,932
‫بیاین دو هفته بهشون زمان بدیم.

157
00:16:40,032 --> 00:16:41,817
‫یعنی خوب می‌شن؟

158
00:16:41,867 --> 00:16:45,270
‫بیمار با بیمار فرق می‌کنه
‫برای همین نمی‌شه تضمین کرد.

159
00:17:12,931 --> 00:17:13,966
‫سون‌هوا.

160
00:17:16,869 --> 00:17:18,203
‫حتماً شوکه شدی.

161
00:17:18,704 --> 00:17:20,656
‫من همین الان شنیدم و...

162
00:17:20,706 --> 00:17:23,142
‫تو می‌دونستی هه‌این مریضـه.

163
00:17:24,076 --> 00:17:27,346
‫برای همین بهم گفتی کاری نکنم
‫که بعداً پشیمون شم.

164
00:17:32,284 --> 00:17:33,452
‫ببخشید.

165
00:17:37,756 --> 00:17:39,591
‫همه می‌دونستن.

166
00:17:40,626 --> 00:17:42,127
‫همه می‌دونستن جز من.

167
00:17:47,099 --> 00:17:48,167
‫<i>ولی مامان،</i>

168
00:17:49,134 --> 00:17:52,404
‫همین الان بهت گفتم
‫منم یه مشکل جدی دارم.

169
00:17:53,539 --> 00:17:54,957
‫<i>کنجکاو نیستی؟</i>

170
00:17:55,007 --> 00:17:58,777
‫تو همیشه از پس مشکلات برمیای
‫چه کوچک باشه چه بزرگ.

171
00:17:59,445 --> 00:18:00,446
‫درسته.

172
00:18:01,680 --> 00:18:03,215
‫من خودم...

173
00:18:04,016 --> 00:18:05,117
‫<i>به مشکلاتـم رسیدگی می‌کنم.</i>

174
00:18:08,020 --> 00:18:10,406
‫<i>خدای من، انقدر شلوغـش نکن.</i>

175
00:18:10,456 --> 00:18:11,957
‫<i>منم کم‌خونی دارم.</i>

176
00:18:11,990 --> 00:18:14,860
‫منم چون دیشب خوب نخوابیدم
‫سرگیجه دارم.

177
00:18:14,893 --> 00:18:17,296
‫حالا نکه سوچول خیلی حالش خوبه.

178
00:18:17,696 --> 00:18:19,164
‫<i>همه‌مون داریم عذاب می‌کشیم.</i>

179
00:19:59,565 --> 00:20:01,283
‫- چیه؟
‫<i>- داستان هه‌این چیه؟</i>

180
00:20:01,333 --> 00:20:03,202
‫حقیقت داره؟ واقعاً مریضـه؟

181
00:20:03,435 --> 00:20:04,970
‫فکر کنم خانواده‌ش خبر نداشتن.

182
00:20:05,003 --> 00:20:06,555
‫حتی سوچول.

183
00:20:06,605 --> 00:20:08,106
‫<i>حتماً حسابی شوکه شده.</i>

184
00:20:12,878 --> 00:20:14,446
‫برای همین زنگ زدی؟

185
00:20:14,546 --> 00:20:15,914
‫یه درخواست کوچک دارم.

186
00:20:16,415 --> 00:20:19,768
‫سوچول وقتی استرس می‌گیره
‫دچار حمله‌ی عصبی می‌شه.

187
00:20:19,818 --> 00:20:21,954
‫<i>موضوع جدی‌ایـه، باید داروش رو بخوره.</i>

188
00:20:22,387 --> 00:20:24,056
‫فکر نکنم داروش رو با خودش برده باشه.

189
00:20:24,356 --> 00:20:27,826
‫توی خونه‌مون هست.
‫می‌شه به یکی بگی براش ببره؟

190
00:20:27,859 --> 00:20:28,894
‫- آخه...
‫<i>- هی.</i>

191
00:20:29,061 --> 00:20:31,914
‫- چئون داهی.
‫- ممکنه بیهوش شه و بمیره!

192
00:20:31,964 --> 00:20:34,633
‫- پس بمیره.
‫- هی، چطور می‌تونی...

193
00:20:35,834 --> 00:20:37,402
‫می‌خوای چیکار کنم؟

194
00:20:38,270 --> 00:20:39,471
‫خودم بکشمـش؟

195
00:20:39,905 --> 00:20:42,140
‫دیگه سر همچین چیزهایی به من زنگ نزن!

196
00:20:43,108 --> 00:20:44,710
‫وگرنه خودم می‌کشمـش.

197
00:20:56,888 --> 00:20:57,956
‫هیون‌وو.

198
00:21:03,595 --> 00:21:04,963
‫فکر کنم به خاطر اینه.

199
00:21:05,664 --> 00:21:06,665
‫منظورت چیه؟

200
00:21:10,669 --> 00:21:11,737
‫این چیه؟

201
00:21:12,437 --> 00:21:14,339
‫بهم گفته بودن همه‌جا همراهـم باشه

202
00:21:17,142 --> 00:21:19,177
‫که انرژی هه‌این رو سرکوب کنه.

203
00:21:19,444 --> 00:21:21,146
‫من بهش اعتقاد نداشتم.

204
00:21:22,314 --> 00:21:24,616
‫فقط می‌خواستم فقط یه بارم که شده
‫از هه‌این بهتر باشم.

205
00:21:26,318 --> 00:21:27,519
‫ولی...

206
00:21:28,487 --> 00:21:30,489
‫اگه این طلسم لعنتی

207
00:21:30,522 --> 00:21:35,327
‫باعث شده هه‌این مریض شه چی؟

208
00:21:36,028 --> 00:21:37,529
‫همه‌ش تقصیر منه.

209
00:21:37,562 --> 00:21:39,931
‫نباید این طلسم مسخره رو
‫با خودم حمل می‌کردم.

210
00:22:00,786 --> 00:22:01,787
‫هه‌این.

211
00:22:02,854 --> 00:22:04,256
‫هه‌این!

212
00:22:08,327 --> 00:22:10,829
‫چه طلسمی؟ دیوانه.

213
00:22:14,333 --> 00:22:18,003
‫دیدی؟ حتماً این طلسم خیلی قوی‌ـه.

214
00:22:18,036 --> 00:22:20,138
‫به محض اینکه پاره‌ش کردم
‫بیدار شد.

215
00:22:21,273 --> 00:22:22,374
‫سوچول.

216
00:22:23,475 --> 00:22:24,810
‫بابت همه‌چی...

217
00:22:27,179 --> 00:22:28,180
‫معذرت می‌خوام.

218
00:22:30,182 --> 00:22:33,885
‫هیون‌وو، فکر کنم عقلش رو از دست داده.

219
00:22:36,288 --> 00:22:37,923
‫برو دکتر و خانواده رو خبر کن.

220
00:22:38,023 --> 00:22:39,091
‫خانواده...

221
00:22:54,106 --> 00:22:56,041
‫- حالت خوبه؟
‫- دوست دارم.

222
00:22:59,745 --> 00:23:01,480
‫از لحظه‌ی اولی که دیدمت

223
00:23:02,247 --> 00:23:03,548
‫تا خود الان...

224
00:23:05,016 --> 00:23:06,051
‫دوست دارم.

225
00:23:09,321 --> 00:23:11,757
‫ببخشید که باهات بهتر رفتار نکردم.

226
00:23:13,225 --> 00:23:15,627
‫ببخشید که در برابر خانواده‌ام

227
00:23:17,429 --> 00:23:18,497
‫ازت حمایت نکردم.

228
00:23:20,599 --> 00:23:23,435
‫فکر کنم یه قسمتی از وجودم می‌دونست

229
00:23:24,770 --> 00:23:26,071
‫که می‌خوای جدا شیم.

230
00:23:29,007 --> 00:23:30,542
‫مدت زیادی ما رو تحمل کردی.

231
00:23:30,709 --> 00:23:31,943
‫پس...

232
00:23:33,412 --> 00:23:35,514
‫اشکال نداره،
‫عذاب وجدان نداشته باش.

233
00:23:43,789 --> 00:23:45,190
‫چیکار می‌کنی؟

234
00:23:45,824 --> 00:23:47,926
‫اگه قبل از مرگـم این حرف‌ها رو بهت نزنم

235
00:23:49,828 --> 00:23:52,898
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمی حس واقعیـم چیـه.

236
00:23:55,467 --> 00:23:56,935
‫الان دارم اینا رو بهت می‌گم

237
00:23:58,470 --> 00:23:59,905
‫چون معلوم نیست کِی می‌میرم.

238
00:24:16,555 --> 00:24:17,856
‫دیشب،

239
00:24:19,958 --> 00:24:22,494
‫بیشتر از کل زندگیـم دعا کردم.

240
00:24:25,864 --> 00:24:27,699
‫گفتم اگه بمیری،

241
00:24:28,967 --> 00:24:30,669
‫دیگه هیچ کاری نمی‌کنم.

242
00:24:32,070 --> 00:24:33,338
‫فقط گریه می‌کنم،

243
00:24:34,673 --> 00:24:36,141
‫صبح تا شب نوشیدنی می‌خورم،

244
00:24:36,975 --> 00:24:38,510
‫ملاحظه‌ی هیچی رو نمی‌کنم

245
00:24:40,145 --> 00:24:41,513
‫و توی خیابون می‌خوابم.

246
00:24:45,517 --> 00:24:47,686
‫این که دعا نیست، تهدیده.

247
00:24:54,259 --> 00:24:55,360
‫برام مهم نیست.

248
00:24:56,728 --> 00:24:58,096
‫اگه تو بمیری،

249
00:25:00,098 --> 00:25:01,216
‫من قید همه‌چی رو می‌زنم.

250
00:25:01,266 --> 00:25:02,584
‫وایستا و تماشا کن.

251
00:25:02,634 --> 00:25:04,469
‫وقتی مُردم چطوری تماشا کنم؟

252
00:25:05,103 --> 00:25:06,905
‫این مزخرفات رو تمومش کن.

253
00:25:07,806 --> 00:25:09,908
‫دارم بهت ابراز احساسات می‌کنم.

254
00:25:12,711 --> 00:25:13,812
‫حتی توی خواب هم ترسیده بودم

255
00:25:14,546 --> 00:25:16,615
‫که نکنه بمیرم و...

256
00:25:17,749 --> 00:25:19,384
‫نتونم این حرف‌ها رو بهت بزنم.

257
00:25:21,186 --> 00:25:22,254
‫نترس.

258
00:25:24,556 --> 00:25:25,924
‫تو قرار نیست بمیری.

259
00:25:35,133 --> 00:25:36,568
‫نمی‌میری.

260
00:25:38,737 --> 00:25:40,105
‫من نمی‌ذارم بمیری.

261
00:25:59,257 --> 00:26:00,759
‫

262
00:26:00,792 --> 00:26:02,127
‫مامان!

263
00:26:02,160 --> 00:26:04,496
‫هه‌این به هوش اومده!
‫زود باش!

264
00:26:22,347 --> 00:26:24,182
‫کجا رفت؟

265
00:26:26,384 --> 00:26:28,987
‫چرا بهمون نگفته بودی؟

266
00:26:29,721 --> 00:26:32,190
‫ولی اشکال نداره الان دیگه می‌دونم.

267
00:26:32,624 --> 00:26:36,678
‫نگران نباش، خیلی از دوست‌‌های صمیمیـم
‫دکترهای مشهور هستن.

268
00:26:36,728 --> 00:26:38,263
‫سراسر دنیا مشغول به طبابتـن.

269
00:26:38,296 --> 00:26:41,733
‫واقعاً؟ پس باید زودتر بهت می‌گفتم.

270
00:26:47,539 --> 00:26:48,573
‫ببخشید.

271
00:26:51,676 --> 00:26:55,146
‫تو چرا عذرخواهی می‌کنی؟
‫مریض تویی.

272
00:26:55,780 --> 00:26:58,283
‫باید زودتر بهم می‌گفتی.

273
00:26:58,650 --> 00:27:00,852
‫حتماً مخفی کردنـش خیلی عذاب‌آور بوده.

274
00:27:02,587 --> 00:27:03,922
‫الان دیگه خوبی.

275
00:27:05,123 --> 00:27:07,025
‫همه‌چی درست می‌شه، باشه؟

276
00:27:07,125 --> 00:27:08,126
‫باشه.

277
00:27:16,167 --> 00:27:17,402
‫مامان کجاست؟

278
00:27:36,087 --> 00:27:37,088
‫مادر.

279
00:27:37,989 --> 00:27:39,958
‫بذار تنها باشم.

280
00:27:39,991 --> 00:27:43,061
‫از اینکه زودتر بهتون نگفتم،

281
00:27:44,062 --> 00:27:45,163
‫معذرت می‌خوام.

282
00:27:47,265 --> 00:27:48,366
‫فراموشـش کن.

283
00:27:48,833 --> 00:27:50,435
‫کدوم مادری...

284
00:27:51,903 --> 00:27:54,439
‫نمی‌فهمه بچه‌ش داره می‌میره؟

285
00:27:54,839 --> 00:27:57,308
‫هیچی درمورد دختر خودم نمی‌دونم.

286
00:28:04,082 --> 00:28:05,450
‫خجالت‌آوره.

287
00:28:05,650 --> 00:28:07,852
‫باورم نمی‌شه دردم رو

288
00:28:08,386 --> 00:28:10,555
‫سر بچه‌ام خالی کردم.

289
00:28:13,091 --> 00:28:15,226
‫هروقت اون بچه اومد سمت من...

290
00:28:20,031 --> 00:28:21,099
‫<i>حتی یه بارم</i>

291
00:28:22,467 --> 00:28:23,935
‫<i>بغلش نکردم.</i>

292
00:28:39,217 --> 00:28:40,952
‫<i>خودم هم نمی‌تونستم خودم رو تحمل کنم.</i>

293
00:28:41,586 --> 00:28:43,521
‫منم اگه همچین مادری داشتم
‫ازش متنفر می‌شدم.

294
00:28:49,594 --> 00:28:50,628
‫هیون‌وو.

295
00:28:52,230 --> 00:28:53,598
‫همه‌ش تقصیر منه.

296
00:28:53,732 --> 00:28:56,401
‫من باعث شدم دخترم...

297
00:28:56,968 --> 00:28:59,771
‫درد و استرس بکشه.

298
00:29:01,239 --> 00:29:02,974
‫برای همین مریض شده.

299
00:29:25,063 --> 00:29:26,431
‫مگه تو دکتری؟

300
00:29:33,571 --> 00:29:36,608
‫چیزی که دکترها نمی‌دونن رو
‫تو از کجا می‌دونی؟

301
00:29:37,108 --> 00:29:40,712
‫اونا نه علت بیماریـم رو می‌دونن
‫نه راه جلوگیریـش رو.

302
00:29:40,745 --> 00:29:43,248
‫استرس هم باعثـش نشده.

303
00:29:43,581 --> 00:29:45,016
‫چطور می‌تونی...

304
00:29:51,756 --> 00:29:53,024
‫انقدر ساده‌لوح باشی؟

305
00:29:54,292 --> 00:29:55,627
‫اعصاب آدم رو خرد می‌کنی.

306
00:30:00,465 --> 00:30:01,499
‫درضمن...

307
00:30:04,202 --> 00:30:05,436
‫منم اگه دختری مثل خودم داشتم...

308
00:30:06,838 --> 00:30:08,439
‫عذاب می‌کشیدم.

309
00:30:09,174 --> 00:30:10,608
‫پس همه‌ش تقصیر تو نیست.

310
00:30:11,709 --> 00:30:12,944
‫هه‌این.

311
00:30:33,565 --> 00:30:34,732
‫خیلی...

312
00:30:36,067 --> 00:30:37,535
‫اذیت شدی؟

313
00:30:43,675 --> 00:30:45,009
‫خب...

314
00:30:45,844 --> 00:30:49,247
‫یه موقع‌هایی اذیت می‌شم
‫یه موقع‌هایی نمی‌شم.

315
00:30:55,153 --> 00:30:57,355
‫اصلاً نفهمیده بودم مریضی.

316
00:30:58,389 --> 00:30:59,490
‫ببخشید.

317
00:31:00,491 --> 00:31:02,227
‫همه‌ش تقصیر منه.

318
00:31:03,094 --> 00:31:05,096
‫معذرت می‌خوام.

319
00:31:05,864 --> 00:31:07,599
‫من اشتباه کردم.

320
00:31:09,701 --> 00:31:11,069
‫نه.

321
00:31:11,870 --> 00:31:14,939
‫رفتار تو هیچ تاثیری روی این بیماری نداشته.

322
00:31:15,039 --> 00:31:17,508
‫نمی‌خواستم بهت بگم چون می‌دونستم...

323
00:31:20,044 --> 00:31:21,579
‫این موضوع رو درک نمی‌کنی.

324
00:31:25,516 --> 00:31:26,584
‫ببخشید.

325
00:31:27,018 --> 00:31:28,019
‫واقعاً...

326
00:31:28,620 --> 00:31:30,622
‫معذرت می‌خوام.

327
00:31:32,557 --> 00:31:33,758
‫من بدون تو...

328
00:31:34,893 --> 00:31:36,261
‫نمی‌تونم زندگی کنم.

329
00:31:37,195 --> 00:31:39,063
‫نه، نه.

330
00:31:39,530 --> 00:31:40,632
‫نباید بمیری.

331
00:31:43,968 --> 00:31:47,005
‫لطفاً نمیر، هه‌این.
‫ببخشید...

332
00:32:01,486 --> 00:32:02,921
‫هه‌این عزیز من...

333
00:32:12,664 --> 00:32:15,233
‫ببخشید، ببخشید...

334
00:32:31,282 --> 00:32:35,386
‫از بس اون عفریته‌ی شیطانی سخت‌کوشـه
‫همیشه بخت باهاش یاره.

335
00:32:35,420 --> 00:32:37,755
‫واقعاً عجب زنیـه.

336
00:32:48,933 --> 00:32:50,001
‫رئیس هونگ.

337
00:32:50,101 --> 00:32:52,003
‫فهمیدین کجاییـم؟

338
00:32:57,709 --> 00:33:01,279
‫نه نترسین، ما خونه‌ایم.

339
00:33:02,513 --> 00:33:03,815
‫بریم داخل.

340
00:33:11,489 --> 00:33:15,860
‫خانم، ویلچرهای برقی خوبی اومده.

341
00:33:42,320 --> 00:33:46,374
‫درسته که رئیس حواسـش سرجاش نیست
‫ولی بازم فقط

342
00:33:46,424 --> 00:33:48,192
‫از دست من غذا می‌خوره.

343
00:33:48,226 --> 00:33:51,629
‫پس نمی‌تونم از کنارش جم بخورم.
‫برای همین گفتم بیاین اینجا.

344
00:33:51,662 --> 00:33:55,683
‫ما درک می‌کنیم، به خاطر زحمات شما بود
‫که رئیس به هوش اومدن.

345
00:33:55,733 --> 00:33:57,819
‫چاپلوسی بسه، توضیح بدین.

346
00:33:57,869 --> 00:34:00,371
‫چطور تونستین توی این موقعیت
‫کنفرانس خبری برگزار کنین؟

347
00:34:00,405 --> 00:34:03,508
‫ما هم خبر نداشتیم.
‫رئیس یون یهو تصمیم گرفتن...

348
00:34:03,541 --> 00:34:05,043
‫شما باید بهتر می‌دونستین.

349
00:34:05,076 --> 00:34:06,844
‫مگه این حقوق‌های بالا رو برای این نمی‌گیرین

350
00:34:06,878 --> 00:34:09,313
‫که جلوی همچین فاجعه‌هایی رو بگیرین؟

351
00:34:10,081 --> 00:34:12,100
‫خدای من، نباید این حرف رو می‌زدم؟

352
00:34:12,150 --> 00:34:14,419
‫«حق نداری با ما اینجوری حرف بزنی.»

353
00:34:14,452 --> 00:34:17,522
‫«جز پرستاری و غذا پختن برای رئیس
‫چی سرت می‌شه؟»

354
00:34:17,555 --> 00:34:20,291
‫- اینجوری فکر می‌کنین؟
‫- معلومه که نه، خانم.

355
00:34:20,324 --> 00:34:23,394
‫پس پیش‌نویس‌ها رو قبل از اینکه
‫به رئیس یون تحویل بدین

356
00:34:23,561 --> 00:34:27,115
‫به من نشون بدین و به تیم روابط عمومی
‫بگین فردا صبح بیان اینجا.

357
00:34:27,165 --> 00:34:28,266
‫برای چی؟

358
00:34:28,299 --> 00:34:30,735
‫اخبار رو نمی‌خونین؟ مردم عصبانی‌ان.

359
00:34:30,768 --> 00:34:34,639
‫با مدیرهای قبلی همدردی می‌کنن
‫و ما رو مورد انتقاد قرار دادن.

360
00:34:34,672 --> 00:34:36,824
‫فقط من نگران افت ارزش سهام هستم؟

361
00:34:36,874 --> 00:34:39,093
‫شرکای محدود به شدت عصبانی‌ان.
‫[ال‌پی: شرک‌های با مسئولیت محدود]

362
00:34:39,143 --> 00:34:40,378
‫می‌ترسن که

363
00:34:40,411 --> 00:34:43,147
‫سهام سقوط کنه و نتونن به موقع
‫سرمایه‌شون رو خارج کنن.

364
00:34:43,181 --> 00:34:46,217
‫شایعه شده می‌خوان همه باهم
‫یه شرکت تضامنی تشکیل بدن.

365
00:34:46,684 --> 00:34:50,188
‫اگه بخوایم دهن‌شون بسته شه
‫باید بودجه‌ی مخفی رو پیدا کنیم.

366
00:34:50,221 --> 00:34:51,672
‫تونستی ردش رو بگیری؟

367
00:34:51,722 --> 00:34:53,891
‫بله، مشخص شد که «جمال ابراهیم»،

368
00:34:53,925 --> 00:34:57,662
‫مدیر بانک سرمایه‌گذاری «ال‌سی‌سی»
‫در لابوآن مالزی،

369
00:34:57,695 --> 00:34:59,280
‫حساب‌شون رو مدیریت می‌کرده.

370
00:34:59,330 --> 00:35:02,200
‫فکر کنم پول رو از حساب بیرون کشیده
‫و انتقال داده.

371
00:35:02,233 --> 00:35:03,968
‫- چقدره؟
‫- حدوداً ۹۰۰ میلیارد وون.

372
00:35:05,303 --> 00:35:06,871
‫فوراً یه نفر رو بفرست لابوآن.

373
00:35:07,472 --> 00:35:09,574
‫مقصد بعدی پول رو پیدا کن.

374
00:35:10,441 --> 00:35:13,444
‫این رستوران به «کال‌گوکسو»هاش معروفـه.

375
00:35:14,679 --> 00:35:16,881
‫- سعی کن بخوری.
‫- ببخشید.

376
00:35:17,482 --> 00:35:19,250
‫فکر نکنم بتونم بخورم.

377
00:35:20,451 --> 00:35:23,588
‫این‌جور مواقع باید خوب غذا بخوری.

378
00:35:24,322 --> 00:35:26,090
‫خانواده‌ت بهت تکیه کردن.

379
00:35:26,124 --> 00:35:29,560
‫اگه می‌خوای بچه‌هات قوی باشن
‫باید خودت هم قوی بمونی.

380
00:35:29,594 --> 00:35:31,929
‫در زمینه‌ی قوی بودن من الگوشون نیستم.

381
00:35:32,930 --> 00:35:34,765
‫من ستون خانواده‌مون نیستم.

382
00:35:35,032 --> 00:35:38,369
‫درواقع همیشه پدرم ستون خانواده بوده.

383
00:35:38,669 --> 00:35:42,140
‫گاهی از این موضوع ناراحت می‌شدم
‫ولی راستـش خیالم هم راحت بود.

384
00:35:44,041 --> 00:35:45,042
‫خجالت‌آوره، نه؟

385
00:35:45,743 --> 00:35:48,446
‫خیالم راحت بود که بچه‌هام بهم تکیه نمی‌کنن.

386
00:35:48,613 --> 00:35:50,815
‫دخترم داره می‌میره

387
00:35:53,217 --> 00:35:55,820
‫و من بهش گفتم بهم اعتماد کنه.

388
00:35:56,654 --> 00:36:00,324
‫ولی شک دارم حرفـم رو جدی گرفته باشه.

389
00:36:00,458 --> 00:36:01,726
‫اشتباه می‌کنی.

390
00:36:01,893 --> 00:36:04,061
‫نگاه بچه‌هامون به ما اینجوری نیست.

391
00:36:04,328 --> 00:36:06,297
‫پدرم خیلی زود فوت کرد

392
00:36:06,330 --> 00:36:07,565
‫ولی تا همین امروز،

393
00:36:07,665 --> 00:36:09,901
‫هروقت می‌خوام تصمیم سختی بگیرم
‫به پدرم فکر می‌کنم.

394
00:36:10,168 --> 00:36:11,936
‫«اگه اون بود چیکار می‌کرد؟»

395
00:36:12,470 --> 00:36:13,704
‫فرقی نمی‌کنه چه‌جور آدمی باشی

396
00:36:15,173 --> 00:36:16,707
‫درهرحال برای بچه‌هات...

397
00:36:17,742 --> 00:36:19,677
‫نقش فانوس دریایی رو داری.

398
00:36:19,877 --> 00:36:22,063
‫پس خوب غذا بخور و قوی بمون.

399
00:36:22,113 --> 00:36:25,216
‫سرت رو بالا بگیر و نورت رو بتابون.

400
00:36:27,084 --> 00:36:28,219
‫بیا.

401
00:36:28,986 --> 00:36:30,021
‫بگیرش.

402
00:36:31,255 --> 00:36:32,256
‫بیا غذامون رو بخوریم.

403
00:36:32,823 --> 00:36:34,692
‫حتی خوشمزه‌ترین کال‌گوکسو هم
‫اگه خمیر شه

404
00:36:35,393 --> 00:36:36,527
‫از دهن میفته.

405
00:36:51,175 --> 00:36:53,127
‫«این چی بود من دیدم؟ سریال درام‌ـه؟»

406
00:36:53,177 --> 00:36:55,980
‫«هنوزم به طور احمقانه‌ای
‫عاشق شوهر سابقشـه.»

407
00:36:56,013 --> 00:36:57,715
‫«تاحالا ندیده بودم بیمار درحال مرگ

408
00:36:57,748 --> 00:36:59,283
‫- اینجوری عاشق باشه.»
‫- بسه.

409
00:37:01,118 --> 00:37:03,921
‫این مدت که خواب بودی
‫حسابی سر زبون‌ها افتادی.

410
00:37:03,955 --> 00:37:05,656
‫احمق نباش.
‫این وضعیت خجالت‌آوره.

411
00:37:05,690 --> 00:37:08,726
‫منظورت چیه؟
‫تغییرات بزرگی توی زندگیت اتفاق افتاده.

412
00:37:08,759 --> 00:37:10,695
‫قبلاً هدفـت این بود که عضو
‫کلوب هزار میلیاردی بشی.

413
00:37:10,728 --> 00:37:13,514
‫بعد یه شبه خانواده‌ت فقیر شدن
‫و از خونه فرار کردین.

414
00:37:13,564 --> 00:37:15,366
‫حالا هم که «ژولیت» شدی.

415
00:37:16,367 --> 00:37:19,837
‫خلاصه‌ش اینه که مردم فکر می‌کنن
‫من انقدر عاشق شوهر سابقم هستم

416
00:37:19,870 --> 00:37:22,673
‫که بیماریـم رو لو دادم تا بتونم نجاتـش بدم.

417
00:37:23,307 --> 00:37:25,376
‫- درسته.
‫- برای همین می‌گم خجالت‌آوره.

418
00:37:26,477 --> 00:37:28,613
‫چیزهای دیگه‌ای هم برای نگرانی وجود داره.

419
00:37:29,247 --> 00:37:30,248
‫مثلاً چی؟

420
00:37:34,885 --> 00:37:35,953
‫این چیه؟

421
00:37:37,989 --> 00:37:39,190
‫یه لباس رسمی خریدم.

422
00:37:39,223 --> 00:37:41,459
‫از مرکز تجاری بدون تخفیف خریدمش.

423
00:37:41,993 --> 00:37:44,478
‫- معنیـش چیه؟
‫- خودت بگو.

424
00:37:44,528 --> 00:37:46,330
‫یعنی از اینکه قرار بود برگردی

425
00:37:46,597 --> 00:37:48,065
‫خیلی هیجان‌زده بودم.

426
00:37:49,233 --> 00:37:51,135
‫ولی باید پسـش بدم.

427
00:37:51,168 --> 00:37:52,270
‫این کار رو نکن.

428
00:37:52,503 --> 00:37:54,305
‫دستیار یکی دیگه می‌شی.

429
00:37:54,605 --> 00:37:55,606
‫اون‌موقع می‌تونی بپوشیـش.

430
00:37:56,507 --> 00:37:58,075
‫- نه، ممنون.
‫- چرا نه؟

431
00:37:58,109 --> 00:37:59,777
‫می‌دونی که من جلوی غریبه‌ها
‫خجالتی می‌شم.

432
00:37:59,810 --> 00:38:02,947
‫برای همین توی این شغل
‫شانس زیادی ندارم.

433
00:38:03,814 --> 00:38:06,617
‫پس برگرد، منتظرت می‌مونم.

434
00:38:07,118 --> 00:38:08,352
‫نمی‌تونم قول بدم.

435
00:38:09,587 --> 00:38:11,322
‫ولی تمام تلاشـم رو می‌کنم.

436
00:38:11,355 --> 00:38:14,458
‫خودت همیشه می‌گفتی تلاش فایده نداره
‫باید هرطور شده عملیـش کنی.

437
00:38:15,393 --> 00:38:16,594
‫پس منم همین رو می‌گم.

438
00:38:17,662 --> 00:38:19,397
‫قبل از اینکه تمام قسط‌هام تموم شه برگرد.

439
00:38:22,233 --> 00:38:24,001
‫کِی تموم می‌شه؟

440
00:38:24,035 --> 00:38:25,102
‫شش ماه دیگه.

441
00:38:26,404 --> 00:38:28,439
‫- یکم...
‫- فقط برگرد.

442
00:38:29,540 --> 00:38:31,575
‫باشه، برمی‌گردم.

443
00:38:32,009 --> 00:38:33,144
‫چرا عصبانی می‌شی؟

444
00:38:36,947 --> 00:38:37,948
‫من...

445
00:38:39,417 --> 00:38:40,484
‫امروز بغلت می‌کنم

446
00:38:41,018 --> 00:38:42,453
‫چون بالاخره بیدار شدی.

447
00:38:58,669 --> 00:38:59,970
‫اینجا رو ببین.

448
00:39:00,137 --> 00:39:04,809
‫یه شبه تبدیل به یه زن مطلقه شدم
‫که هنوز عاشق شوهر سابقشـه.

449
00:39:09,413 --> 00:39:10,548
‫به نظرت بامزه‌ست؟

450
00:39:10,781 --> 00:39:13,351
‫چرا به خاطر همچین چیزی
‫خودت رو ناراحت می‌کنی؟

451
00:39:15,086 --> 00:39:16,187
‫پشت سرت رو نگاه کن.

452
00:39:23,427 --> 00:39:25,329
‫دل‌شون به حال من می‌سوزه، مگه نه؟

453
00:39:27,264 --> 00:39:29,333
‫تاحالا هیچ‌کس اینجوری نگاه‌م نکرده بود.

454
00:39:29,367 --> 00:39:30,801
‫اولین باره.

455
00:39:32,069 --> 00:39:33,771
‫اینجوری نمی‌شه.

456
00:39:34,605 --> 00:39:36,207
‫جلوشون بهم ابراز علاقه کن.

457
00:39:37,942 --> 00:39:39,043
‫جلوشون؟

458
00:39:39,677 --> 00:39:42,246
‫- چطوری؟
‫- اول...

459
00:39:42,346 --> 00:39:45,249
‫- عاشقانه نگاه‌م کن.
‫- «عاشقانه»؟

460
00:39:54,024 --> 00:39:55,059
‫اینجوری خوبه؟

461
00:40:04,468 --> 00:40:06,971
‫خب... گمونم...

462
00:40:14,412 --> 00:40:15,579
‫بد نیست.

463
00:40:28,426 --> 00:40:30,227
‫تا کِی می‌خوای نگاه کنی؟

464
00:40:30,561 --> 00:40:31,562
‫چی؟

465
00:40:31,929 --> 00:40:33,197
‫دست چپـت کجاست؟

466
00:40:34,965 --> 00:40:35,966
‫آهان.

467
00:40:36,901 --> 00:40:37,968
‫اینجوری خوبه؟

468
00:40:48,746 --> 00:40:51,916
‫[مرکز درمانی دانشگاه سانگ‌مین]

469
00:41:10,301 --> 00:41:11,702
‫تعجب کردم زنگ زدی.

470
00:41:11,836 --> 00:41:13,037
‫یه حرفی باهات داشتم.

471
00:41:13,671 --> 00:41:14,705
‫حالت چطوره؟

472
00:41:15,372 --> 00:41:16,474
‫بهترم.

473
00:41:16,507 --> 00:41:18,008
‫فردا مرخص می‌شم.

474
00:41:19,276 --> 00:41:20,311
‫چرا انقدر زود؟

475
00:41:20,377 --> 00:41:23,514
‫- کار خاصی نمی‌تونن برام انجام بدن.
‫- پس برگرد خونه.

476
00:41:23,948 --> 00:41:25,166
‫اونجا راحت‌تره.

477
00:41:25,216 --> 00:41:27,017
‫زنگ نزدم بیای درمورد این چیزها
‫بحث کنیم.

478
00:41:28,385 --> 00:41:30,154
‫- گوش می‌دم.
‫- می‌دونم الان اوضاع سختی داری.

479
00:41:30,187 --> 00:41:34,024
‫با رسانه‌ها درگیری،
‫با شرکای محدودت سر و کله می‌زنی.

480
00:41:34,058 --> 00:41:36,327
‫حتی اگه بخوان یه شرکت تضامنی بزنن

481
00:41:36,360 --> 00:41:39,430
‫انقدر بودجه نداری که بتونی جلوشون رو بگیری.

482
00:41:40,664 --> 00:41:41,665
‫پس درجریان همه‌چی هستی.

483
00:41:42,299 --> 00:41:43,801
‫همه‌ش به لطف توئه.

484
00:41:43,834 --> 00:41:44,835
‫پس...

485
00:41:46,670 --> 00:41:48,005
‫نگران منی؟

486
00:41:48,038 --> 00:41:51,342
‫نه، بابت موقعیتی که توش قرار گرفتی
‫اصلاً ناراحت نیستم.

487
00:41:51,976 --> 00:41:55,779
‫یه بار دیگه تحریکـم کنی،
‫چیز بزرگ‌تری رو از دست می‌دی.

488
00:41:57,181 --> 00:41:58,249
‫همین.

489
00:42:02,520 --> 00:42:03,587
‫باشه.

490
00:42:03,821 --> 00:42:05,456
‫شاید فقط به خاطر همین زنگ زده باشی

491
00:42:06,991 --> 00:42:08,425
‫ولی وقتی دیدم تماس گرفتی

492
00:42:10,361 --> 00:42:13,230
‫با اینکه می‌دونستم چرا زنگ زدی
‫ولی بازم قلبم ریخت.

493
00:42:14,932 --> 00:42:16,100
‫تو نمی‌دونی

494
00:42:17,535 --> 00:42:19,470
‫من چندوقتـه این حس‌ها رو دارم

495
00:42:19,837 --> 00:42:21,238
‫یا از کِی شروع شده.

496
00:42:22,106 --> 00:42:23,140
‫نه، نمی‌دونم.

497
00:42:27,778 --> 00:42:29,179
‫لازم هم نیست بدونم.

498
00:42:30,414 --> 00:42:31,515
‫یادت میاد چرا

499
00:42:32,349 --> 00:42:34,385
‫توی دانشگاه باهات قطع رابطه کردم؟

500
00:42:34,585 --> 00:42:37,054
‫از اینکه توی دوران سخت کمکم کردی
‫ازت ممنون بودم

501
00:42:37,087 --> 00:42:39,356
‫ولی باعث و بانی اون دوران سخت،

502
00:42:40,724 --> 00:42:41,892
‫خود تو بودی.

503
00:42:42,793 --> 00:42:45,629
‫شاید اگه همون‌موقع بهم علاقه‌مند می‌شدی
‫مجبور نمی‌شدم اون کارها رو بکنم.

504
00:42:46,564 --> 00:42:47,998
‫اون کارها رو کردم

505
00:42:48,198 --> 00:42:51,001
‫چون هرچقدر تلاش می‌کردم
‫نمی‌تونستم بهت نزدیک شم.

506
00:42:51,235 --> 00:42:53,137
‫همیشه با دیگران اینجوری رفتار می‌کنی.

507
00:42:53,804 --> 00:42:55,039
‫الانم ببین چیکار کردی.

508
00:42:55,506 --> 00:42:58,676
‫منو انداختی توی چاه
‫که خودت بتونی درم بیاری.

509
00:43:00,377 --> 00:43:02,246
‫با این کارها کی بهت علاقه‌مند می‌شه؟

510
00:43:02,780 --> 00:43:04,582
‫پس هیون‌وو چی؟

511
00:43:05,950 --> 00:43:07,551
‫اون لیاقت عشق تو رو داره؟

512
00:43:08,452 --> 00:43:10,688
‫داشت ترکـت می‌کرد.

513
00:43:10,888 --> 00:43:13,190
‫تومور روی حافظه‌ت تاثیر گذاشته؟
‫فراموش کردی؟

514
00:43:13,891 --> 00:43:15,059
‫اون الان با منـه.

515
00:43:19,063 --> 00:43:20,097
‫الان...

516
00:43:20,831 --> 00:43:21,899
‫کنار منـه.

517
00:43:25,035 --> 00:43:26,303
‫توضیح بیشتری می‌خواد؟

518
00:43:43,420 --> 00:43:45,623
‫- حرف‌هاتون تموم شد؟
‫- آقای بک.

519
00:43:46,490 --> 00:43:48,559
‫چرا هنوز کنار هه‌این موندی؟

520
00:43:48,592 --> 00:43:50,561
‫چرا باید به تو توضیح بدم؟

521
00:43:50,594 --> 00:43:53,447
‫بعد از اینکه فهمیدی داره می‌میره
‫بهش علاقه‌مند شدی؟

522
00:43:53,497 --> 00:43:56,333
‫یا امیدواری یه چیزی برات به ارث بذاره؟

523
00:43:58,936 --> 00:44:00,004
‫بیا پیش خودم.

524
00:44:00,037 --> 00:44:02,673
‫اگه ترکـش کنی
‫هرچی بخوای بهت می‌دم.

525
00:44:13,017 --> 00:44:15,686
‫بدجور داری صبر منو امتحان می‌کنی،
‫برو پی کارت.

526
00:44:22,292 --> 00:44:23,394
‫هی.

527
00:44:28,699 --> 00:44:31,635
‫نمی‌خواستم چیزی رو که هنوز
‫به هه‌این نگفتم به تو بگم.

528
00:44:31,902 --> 00:44:34,238
‫ولی هرچقدر دوست داری تلاش کن،
‫من جایی نمی‌رم.

529
00:44:34,438 --> 00:44:37,241
‫تا ابد کنارش می‌مونم.

530
00:44:37,708 --> 00:44:38,909
‫ازش جدا نمی‌شم.

531
00:44:39,543 --> 00:44:42,012
‫پس الکی منتظر نباش و برو پی کارت.

532
00:44:58,362 --> 00:44:59,663
‫اومدی خونه؟

533
00:45:01,098 --> 00:45:02,666
‫رئیس اینجاست.

534
00:45:02,700 --> 00:45:03,701
‫خبر داشتی؟

535
00:45:07,771 --> 00:45:08,939
‫خوشحال به نظر میای.

536
00:45:09,339 --> 00:45:10,340
‫اصلاً.

537
00:45:10,407 --> 00:45:14,611
‫چطور خوشحال باشم
‫وقتی عشق زندگیـت قلبت رو شکونده؟

538
00:45:15,345 --> 00:45:16,480
‫صورتـت چی شده؟

539
00:45:16,780 --> 00:45:18,549
‫- بلایی سرت اومده؟
‫- به تو...

540
00:45:20,217 --> 00:45:21,485
‫ربطی نداره.

541
00:45:22,920 --> 00:45:25,189
‫من همیشه زندگی ناامیدکننده‌ای داشتم.

542
00:45:26,123 --> 00:45:27,858
‫همه‌ی دردها مثل همـن،

543
00:45:28,392 --> 00:45:30,594
‫و برام مهم نیست آسیب ببینم، پس...

544
00:45:31,261 --> 00:45:34,364
‫سعی نکن ادای مادرهای عادی رو در بیاری.

545
00:45:37,267 --> 00:45:38,268
‫مهمون داری.

546
00:45:49,646 --> 00:45:51,765
‫چرا موبایلـت رو جواب نمی‌دی؟

547
00:45:51,815 --> 00:45:55,953
‫بابت اتفاقی که برای من افتاده
‫احساس گناه نمی‌کنی؟

548
00:45:58,255 --> 00:46:00,624
‫بهت گفتم به من زنگ نزن،
‫بعد پاشدی اومدی اینجا؟

549
00:46:02,426 --> 00:46:06,463
‫موفق شدم زندان نرم
‫ولی هنوز دست از سرم برنداشتن.

550
00:46:06,563 --> 00:46:10,134
‫- بک هیون‌وو ول کن نیست!
‫- خب؟

551
00:46:10,167 --> 00:46:13,754
‫فکر کردی اگه درمورد قرارداد دوگانه
‫و سرمایه‌گذاری تقلبی بفهمن

552
00:46:13,804 --> 00:46:15,038
‫فقط پای من گیر میفته؟

553
00:46:15,105 --> 00:46:18,809
‫فکر کردی می‌تونی توی این مقام بمونی،
‫رئیس یون؟

554
00:46:19,610 --> 00:46:22,730
‫این مقدار سهامیـه که شرکای محدود
‫اون‌سونگ دارن.

555
00:46:22,780 --> 00:46:24,298
‫امروز بهش یه دستی زدم.

556
00:46:24,348 --> 00:46:26,066
‫«شرکای محدودت عصبانی‌ان»

557
00:46:26,116 --> 00:46:27,618
‫«می‌خوان یه شرکت تضامنی راه بندازن»

558
00:46:27,651 --> 00:46:29,219
‫اونم تایید کرد.

559
00:46:29,753 --> 00:46:30,804
‫پس یعنی...

560
00:46:30,854 --> 00:46:34,258
‫هنوز بودجه‌ی مخفی رئیس هونگ رو پیدا نکرده.

561
00:46:34,291 --> 00:46:35,626
‫تو خبر داشتی؟

562
00:46:35,692 --> 00:46:37,461
‫از بودجه‌ی مخفی سوئیس خبر داشتی؟

563
00:46:37,728 --> 00:46:40,063
‫سه شرکت توی جزایر ویرجین،

564
00:46:40,097 --> 00:46:41,698
‫مولداوی و سنگاپور تاسیس شدن.

565
00:46:41,732 --> 00:46:44,768
‫بودجه‌ی مخفی سوئیس
‫به شرکت سنگاپور منتقل شده.

566
00:46:44,802 --> 00:46:46,537
‫بعد شرکت جزایر ویرجین،

567
00:46:46,570 --> 00:46:49,656
‫وانمود کرده به شرکت مولداوی
‫پول قرض داده

568
00:46:49,706 --> 00:46:52,676
‫و شرکت سنگاپور هم
‫ضامن شرکت مولداوی شده.

569
00:46:53,811 --> 00:46:56,530
‫بعد شرکت مولداوی اعلام می‌کنه
‫که نمی‌تونه پول رو پس بده؟

570
00:46:56,580 --> 00:46:57,614
‫درسته.

571
00:46:57,781 --> 00:47:00,551
‫بعد شرکت جزایر ویرجین شکایت می‌کنه

572
00:47:00,584 --> 00:47:03,053
‫و دادگاه شرکت سنگاپور رو مجبور می‌کنه
‫پول‌شون رو بده.

573
00:47:04,154 --> 00:47:07,257
‫دادگاه باعث می‌شه اونا بتونن
‫به صورت قانونی پول رو جا به جا کنن؟

574
00:47:07,291 --> 00:47:09,593
‫وقتی همه‌ی کارها انجام شد،
‫این سه‌تا شرکت

575
00:47:09,626 --> 00:47:12,262
‫تعطیل می‌شن که دیگه نشه
‫رد بودجه رو گرفت.

576
00:47:12,296 --> 00:47:14,364
‫اونا به همین ترتیب پول‌شویی رو انجام دادن

577
00:47:14,398 --> 00:47:18,235
‫و بالاخره پول به بانکی
‫توی لابوآن مالزی رسیده.

578
00:47:19,803 --> 00:47:20,804
‫فوق‌العاده‌ست.

579
00:47:21,071 --> 00:47:24,241
‫یعنی بودجه‌ی مخفی الان توی مالزی‌ـه؟

580
00:47:24,608 --> 00:47:28,145
‫فکر نکنم، چون اون‌سونگ امروز
‫یه نفر رو فرستاد لابوآن.

581
00:47:28,312 --> 00:47:31,181
‫پس اونم نمی‌دونه مقصد نهایی
‫بودجه‌ی مخفی کجاست.

582
00:47:34,818 --> 00:47:36,086
‫راستی،

583
00:47:36,820 --> 00:47:38,355
‫تو اینا رو از کجا فهمیدی؟

584
00:47:40,023 --> 00:47:43,160
‫<i>خیلی‌ها از وضعیت فعلی ناراضی‌ان،</i>

585
00:47:43,193 --> 00:47:44,895
‫<i>ولی نمی‌تونن ابراز کنن.</i>

586
00:47:45,062 --> 00:47:48,932
‫<i>بعضی‌هاشون بیشتر از ۳۰ ساله</i>
<i>‫توی کوئینز کار می‌کنن.</i>

587
00:47:49,600 --> 00:47:52,386
‫<i>منشی جانگ سال‌هاست</i>
<i>‫دستیار رئیس هونگ‌ـه.</i>

588
00:47:52,436 --> 00:47:55,172
‫<i>حقوق هنگفتی که بهش پیشنهاد دادن رو</i>
<i>‫قبول نکرده و استعفا داده.</i>

589
00:47:57,741 --> 00:47:58,775
‫منشی جانگ.

590
00:48:00,010 --> 00:48:01,144
‫حالتون چطوره؟

591
00:48:01,578 --> 00:48:04,815
‫به خاطر ما این اطلاعات رو بهت دادن؟

592
00:48:04,848 --> 00:48:08,485
‫نه، به خاطر شرکتی که
‫کل زندگی‌شون رو پاش گذاشتن.

593
00:48:08,986 --> 00:48:11,588
‫نمی‌خوان نابود شدن اون شرکت رو ببینن.

594
00:48:13,557 --> 00:48:14,758
‫تو چی؟

595
00:48:16,393 --> 00:48:18,562
‫تو چرا این کار رو می‌کنی؟
‫به خاطر شرکت؟

596
00:48:18,795 --> 00:48:20,530
‫درسته، به خاطر شرکت.

597
00:48:23,367 --> 00:48:26,803
‫چون می‌دونم تو چقدر شرکت‌تون رو

598
00:48:27,237 --> 00:48:28,272
‫دوست داری.

599
00:48:39,716 --> 00:48:42,669
‫نظر تک تک اعضاء در این تصمیم‌گیری
‫دخیل بوده.

600
00:48:42,719 --> 00:48:45,172
‫شما اصل رازداری رو زیرپا گذاشتین

601
00:48:45,222 --> 00:48:46,990
‫و اطلاعات محرمانه رو...

602
00:48:52,195 --> 00:48:54,114
‫- شما کی هستین؟
‫- بله.

603
00:48:54,164 --> 00:48:57,134
‫ما اومدیم از موکل‌مون آقای بک هیون‌وو،
‫دفاع کنیم.

604
00:48:57,167 --> 00:49:00,387
‫ببینین، شما هیچ حقی ندارین
‫توی حساب‌رسی داخلی شرکت مداخله کنین.

605
00:49:00,437 --> 00:49:04,858
‫براساس ماده ۱۲، پاراگراف ۱، مورد ۳
‫و ماده ۱۱، پاراگراف ۴ آیین دادرسی اداری،

606
00:49:04,908 --> 00:49:07,244
‫موکل ما حق داره برای دفاع از خودش

607
00:49:07,277 --> 00:49:08,946
‫وکیل بگیره.

608
00:49:12,582 --> 00:49:13,617
‫ادامه بدیم.

609
00:49:13,650 --> 00:49:16,353
‫بنابر این دلایل ما تصمیم گرفتیم
‫شما رو اخراج کنیم...

610
00:49:16,386 --> 00:49:17,587
‫دلیل‌تون برای اخراج کردن ایشون

611
00:49:17,621 --> 00:49:20,440
‫اینه که یکی از مدیرهای شرکت رقیب
‫به اطلاع‌تون رسونده

612
00:49:20,490 --> 00:49:22,926
‫که آقای بک اطلاعات مشتری‌های ویژه رو
‫به اون شرکت تحویل داده

613
00:49:22,960 --> 00:49:26,330
‫و مدرک شما برای اثبات این موضوع
‫استفاده‌ی ایشون از کارت شناسایی شرکت بوده.

614
00:49:26,363 --> 00:49:28,498
‫- درسته، خب؟
‫- شرکت رقیب کِی به شما اطلاع داده؟

615
00:49:28,765 --> 00:49:29,800
‫ششم آگوست.

616
00:49:29,833 --> 00:49:31,768
‫آقای بک کِی لیست مشتری‌های ویژه
‫رو درآورده؟

617
00:49:31,802 --> 00:49:32,803
‫اول و دوم آگوست.

618
00:49:32,836 --> 00:49:34,404
‫- در دو تاریخ مختلف.
‫- چه عجیب.

619
00:49:34,438 --> 00:49:37,975
‫روز ۲۸ جولای اجازه‌ی دسترسی ایشون
‫به شبکه‌ی داخلی شرکت گرفته شده.

620
00:49:38,008 --> 00:49:39,009
‫درسته.

621
00:49:39,042 --> 00:49:41,745
‫<i>همون روز من کارت شناسایی،</i>
<i>‫کارت شرکت، لپ‌تاپ،</i>

622
00:49:41,778 --> 00:49:43,180
‫و همه‌چی رو تحویل دادم.

623
00:49:43,213 --> 00:49:46,683
‫شاید با نام کاربری خودتون وارد نشدین.
‫ممکنه از مال یکی دیگه استفاده کرده باشین.

624
00:49:46,717 --> 00:49:47,784
‫مثلاً کی؟

625
00:49:47,818 --> 00:49:49,886
‫یکی از اعضای تیمـشون.

626
00:49:49,920 --> 00:49:54,992
‫پس یه کارمند عادی هم به لیست مشتری‌های
‫ویژه‌ی مرکز تجاری کوئینز دسترسی داره.

627
00:49:55,025 --> 00:49:56,727
‫- همچین چیزی مشکل‌ساز نمی‌شه؟
‫درسته.

628
00:49:56,760 --> 00:49:59,663
‫برای اینکه یه اطلاعاتی محرمانه طلقی شه
‫باید ثابت شه

629
00:49:59,696 --> 00:50:01,365
‫در دسترس تعداد محدودی‌ـه.

630
00:50:01,398 --> 00:50:04,334
‫اگه همه بتونن به این اطلاعات
‫دسترسی داشته باشن و دانلودش کنن

631
00:50:04,368 --> 00:50:06,737
‫این نشون می‌ده که لیست مشتری‌های ویژه

632
00:50:06,770 --> 00:50:09,272
‫برای مرکز تجاری، اطلاعات محرمانه‌ای
‫محسوب نمی‌شه.

633
00:50:09,306 --> 00:50:14,277
‫مشکل اصلی اختلاس‌ـه
‫و ایشون تمام مدارک مربوطه رو امضا کرده.

634
00:50:14,311 --> 00:50:16,947
‫ما از یه نفر خواستیم
‫اصالت این ۲۷ امضاء رو بررسی کنه

635
00:50:16,980 --> 00:50:20,701
‫و این شخص قبلاً
‫رئیس بخش اسناد قضایی بوده.

636
00:50:20,751 --> 00:50:23,086
‫اندازه و جزئیات امضاءها

637
00:50:23,120 --> 00:50:25,672
‫هیچ تفاوتی باهم نداره.

638
00:50:25,722 --> 00:50:28,658
‫این فقط درصورتی امکان‌پذیره
‫که امضاء ایشون کپی شده باشه.

639
00:50:29,726 --> 00:50:33,697
‫چون خودتون درخواست بررسی دادین
‫نمی‌تونیم به نتایجـش اعتماد کنیم.

640
00:50:33,730 --> 00:50:36,099
‫پس بیاین به دادستانی درخواست بررسی بدیم.

641
00:50:36,133 --> 00:50:38,769
‫محض اطلاع‌تون جعل سند
‫جریمه‌ی نقدی نداره.

642
00:50:38,802 --> 00:50:41,338
‫فقط حداکثر ۳ سال حبس می‌گیرین.

643
00:50:44,708 --> 00:50:45,842
‫امیدواریم...

644
00:50:46,209 --> 00:50:48,478
‫بتونین...

645
00:50:49,279 --> 00:50:50,514
‫تصمیم عاقلانه‌ای بگیرین.

646
00:51:50,073 --> 00:51:51,475
‫<i>- منم.</i>
‫- سلام، آقا.

647
00:51:54,578 --> 00:51:55,645
‫از شر بک هیون‌وو

648
00:51:56,580 --> 00:51:57,581
‫خلاص شو.

649
00:51:59,182 --> 00:52:01,084
‫اون برای جفت‌مون مزاحمت ایجاد می‌کنه.

650
00:52:01,151 --> 00:52:02,385
‫می‌خواستی بری بوراکای؟

651
00:52:03,086 --> 00:52:04,087
‫می‌فرستمت اونجا.

652
00:52:04,121 --> 00:52:05,822
‫<i>یه پول خوبی هم بهت می‌دم.</i>

653
00:52:05,856 --> 00:52:06,940
‫رئیس یون.

654
00:52:06,990 --> 00:52:10,260
‫دفعه‌ی پیش بی‌احتیاطی کردم
‫برای همین یه مشکل کوچک پیش اومد.

655
00:52:10,293 --> 00:52:12,662
‫<i>این دفعه کارم رو درست انجام می‌دم.</i>

656
00:52:26,042 --> 00:52:29,529
‫هرچی بیشتر وکیل داشته باشی بهتره.
‫خیلی خوبه که ما رو داری.

657
00:52:29,579 --> 00:52:34,551
‫با اینکه هرکدوم توی یه زمینه تخصص داریم،
‫برای کمک کردن به دوست‌مون دورهم جمع شدیم.

658
00:52:34,784 --> 00:52:36,186
‫مثل فیلم «اونجرز».

659
00:52:36,286 --> 00:52:39,890
‫ببخشید ولی یه دلیل دیگه‌ام داره
‫که من اومدم اینجا

660
00:52:39,923 --> 00:52:42,459
‫همه ازم می‌پرسن
‫هیون‌وو به همسر سابقـش برمی‌گرده یا نه.

661
00:52:42,492 --> 00:52:43,693
‫حالا برمی‌گردی؟

662
00:52:50,600 --> 00:52:51,801
‫به خودمون مربوطـه.

663
00:52:51,902 --> 00:52:53,837
‫تو تخصصـت حقوق بازرگانی‌ـه.

664
00:52:54,004 --> 00:52:58,175
‫درسته،
‫کاملاً به قوانین تجارت و بازرگانی مسلطه.

665
00:52:58,208 --> 00:53:00,710
‫اون مال قدیمـه.
‫الان همه‌جور پرونده‌ای رو قبول می‌کنم.

666
00:53:00,810 --> 00:53:03,013
‫یه نگاه به این بنداز.

667
00:53:03,113 --> 00:53:04,481
‫می‌خوام رد پول رو بگیری.

668
00:53:05,081 --> 00:53:06,216
‫[بانک دبلیواس‌بی سوئیس]

669
00:53:07,651 --> 00:53:09,386
‫اینا رو از کجا آوردی؟

670
00:53:14,191 --> 00:53:15,192
‫سلام.

671
00:53:15,926 --> 00:53:17,160
‫این برای شماست.

672
00:53:17,194 --> 00:53:19,563
‫- سر راه می‌ندازمـش دور.
‫- ممنون.

673
00:53:19,596 --> 00:53:20,714
‫- زیرزمین دوم؟
‫- بله.

674
00:53:20,764 --> 00:53:22,532
‫سلام، منشی نا.

675
00:53:22,566 --> 00:53:23,600
‫سلام.

676
00:53:25,535 --> 00:53:26,536
‫بفرمایید.

677
00:53:27,037 --> 00:53:28,038
‫ممنون.

678
00:53:50,794 --> 00:53:52,762
‫<i>اون‌سونگ دنبال بودجه‌ی مخفی</i>
<i>‫رئیس می‌گرده</i>

679
00:53:52,796 --> 00:53:54,731
‫تا بتونه باهاش سهام بیشتری بخره.

680
00:53:54,764 --> 00:53:56,233
‫بودجه‌ی مخفی؟ چقدر هست؟

681
00:53:56,466 --> 00:53:57,601
‫نهصد میلیارد.

682
00:54:03,173 --> 00:54:04,174
‫من...

683
00:54:05,642 --> 00:54:06,876
‫زودتر پیداش می‌کنم.

684
00:54:08,178 --> 00:54:10,480
‫خانم، مراقب اشعه‌ی خورشید باشین.

685
00:54:10,814 --> 00:54:12,215
‫چرا هی میای اینجا؟

686
00:54:12,249 --> 00:54:13,817
‫مگه با بوم‌جا همدست نشده بودی؟

687
00:54:14,084 --> 00:54:15,085
‫چی؟

688
00:54:15,118 --> 00:54:17,220
‫خدای من، سوءتفاهم شده.

689
00:54:17,287 --> 00:54:18,755
‫اون دفعه،

690
00:54:18,955 --> 00:54:20,991
‫چون بوم‌جا بهم التماس کرد

691
00:54:21,024 --> 00:54:24,127
‫که فقط یه بار باباش رو ببینه،
‫کمکش کردم.

692
00:54:24,160 --> 00:54:25,862
‫گاهی به ندرت دل‌رحم می‌شم.

693
00:54:25,895 --> 00:54:27,797
‫باشه، برو طرف هرکی که دلت براش می‌سوزه.

694
00:54:27,831 --> 00:54:30,033
‫خدای من، خانم مو!

695
00:54:30,066 --> 00:54:31,501
‫شما که منو می‌شناسین.

696
00:54:31,534 --> 00:54:34,838
‫من فقط طرف قدرت و پولـم.

697
00:54:34,871 --> 00:54:38,241
‫به‌هرحال شما الان ملکه هستین.

698
00:54:39,142 --> 00:54:42,529
‫دیگه نه مقام مدیرعاملی می‌خوام
‫نه چیز دیگه‌ای.

699
00:54:42,579 --> 00:54:44,781
‫فقط می‌خوام کنارتون باشم،

700
00:54:45,282 --> 00:54:46,516
‫مثل یه خدمتکار.

701
00:54:46,950 --> 00:54:48,351
‫چه حرف‌ها.

702
00:54:49,386 --> 00:54:50,453
‫پس ببینیم و تعریف کنیم.

703
00:54:50,487 --> 00:54:51,721
‫حتماً.

704
00:54:51,855 --> 00:54:56,192
‫من، گریس شگفت‌انگیز،
‫به طرز شگفت‌انگیزی بهتون خدمت می‌کنم.

705
00:55:03,166 --> 00:55:05,735
‫آقا، این اتاق رو یادتون میاد؟

706
00:55:05,769 --> 00:55:07,570
‫می‌گن محیط آشنا باعث می‌شه

707
00:55:07,604 --> 00:55:09,489
‫حافظه‌تون تقویت شه،
‫برای همین آوردمتون اینجا.

708
00:55:09,539 --> 00:55:11,541
‫پرستاری از بیمار کار آسونی نیست.

709
00:55:11,641 --> 00:55:13,893
‫بذارین بعداً ماساژتون بدم.

710
00:55:13,943 --> 00:55:16,179
‫ماساژ با روغن درخت کندر چطوره؟

711
00:55:16,212 --> 00:55:17,247
‫باشه.

712
00:55:40,870 --> 00:55:41,871
‫ممنون.

713
00:55:42,339 --> 00:55:44,708
‫می‌تونین برین
‫که رئیس بتونن استراحت کنن.

714
00:56:00,256 --> 00:56:01,291
‫خب؟

715
00:56:01,758 --> 00:56:03,393
‫چیزی یادت اومد؟

716
00:56:03,426 --> 00:56:05,028
‫بگو ببینم، پول‌های من کجاست؟

717
00:56:05,061 --> 00:56:08,865
‫بودجه‌ی مخفی‌ای
‫که به اسم من زدی کجاست؟

718
00:56:35,892 --> 00:56:38,027
‫مدام اون رو زیرنظر داشته باش.

719
00:56:38,862 --> 00:56:40,897
‫کی می‌دونه چه بلای دیگه‌ای سر بابام میاره؟

720
00:56:45,602 --> 00:56:46,636
‫قطع می‌کنم.

721
00:57:07,957 --> 00:57:09,025
‫خدای من.

722
00:57:09,058 --> 00:57:11,561
‫چرا توی روز با این وضع اینجا خوابیده؟

723
00:57:27,610 --> 00:57:28,678
‫برای چی این کار رو می‌کنه؟

724
00:57:29,179 --> 00:57:30,413
‫«منو نگاه کنین.»

725
00:57:30,947 --> 00:57:32,215
‫«من خوش‌قیافه‌ام.»

726
00:57:33,483 --> 00:57:34,484
‫خدای من.

727
00:57:57,807 --> 00:57:58,875
‫چیکار می‌کنی؟

728
00:58:00,643 --> 00:58:01,644
‫من...

729
00:58:02,145 --> 00:58:03,146
‫خب...

730
00:58:04,848 --> 00:58:07,217
‫فکر کنم داشتی یواشکی دید می‌زدی.

731
00:58:07,250 --> 00:58:10,370
‫نخیر، داشتم از اینجا رد می‌شدم

732
00:58:10,420 --> 00:58:12,355
‫و چشمـم به تو افتاد.

733
00:58:16,359 --> 00:58:17,393
‫می‌خوای؟

734
00:58:19,729 --> 00:58:21,030
‫- این چیه؟
‫- شاه‌توت.

735
00:58:21,498 --> 00:58:22,765
‫یعنی...

736
00:58:24,667 --> 00:58:26,870
‫- توت‌؟
‫- آره، درسته.

737
00:58:27,036 --> 00:58:28,505
‫برای خانم‌ها مفیده.

738
00:58:32,075 --> 00:58:33,893
‫- چقدر می‌شه؟
‫- فروشی نیست.

739
00:58:33,943 --> 00:58:35,111
‫مجانی‌ـه.

740
00:58:35,144 --> 00:58:36,246
‫چرا باید...

741
00:58:39,048 --> 00:58:40,783
‫آفرین، چه ابتکاری.

742
00:58:41,217 --> 00:58:42,218
‫چی؟

743
00:58:43,453 --> 00:58:46,823
‫اولین مردی هستی که از شاه‌توت
‫برای نزدیک شدن به یه خانم استفاده می‌کنه.

744
00:58:47,590 --> 00:58:49,626
‫ولی بذار رُک بگم.

745
00:58:49,659 --> 00:58:50,760
‫گرفتن این شاه‌توت‌ها

746
00:58:50,793 --> 00:58:52,762
‫به این معنی نیست که
‫عشقـت رو قبول می‌کنم.

747
00:58:56,299 --> 00:58:58,701
‫- تایپ شخصیتـت چیه؟
‫- چی؟

748
00:58:59,202 --> 00:59:01,604
‫فکر کنم آی‌اس‌تی‌جی باشی.

749
00:59:01,838 --> 00:59:04,207
‫- من... چی؟
‫- احساساتـت رو خوب بیان نمی‌کنی.

750
00:59:04,240 --> 00:59:08,578
‫کمالگرایی و حافظه‌ی خوبی داری.
‫ظاهراً سردی ولی قلب مهربونی داری.

751
00:59:08,611 --> 00:59:12,315
‫«رابرت دنیرو» و «ناتالی پورتمن»
‫جفت‌شون همین تایپ شخصیتی رو دارن.

752
00:59:15,184 --> 00:59:16,319
‫چی می‌گه؟

753
00:59:18,421 --> 00:59:20,073
‫ولی تو چرا الان خونه‌ای؟

754
00:59:20,123 --> 00:59:22,158
‫نباید مثل بقیه سرکار باشی؟

755
00:59:22,191 --> 00:59:23,226
‫من...

756
00:59:24,460 --> 00:59:25,528
‫زیاد کار نمی‌کنم.

757
00:59:25,562 --> 00:59:26,563
‫چرا؟

758
00:59:26,663 --> 00:59:28,765
‫چون زندگی خیلی کوتاه‌ـه.

759
00:59:29,432 --> 00:59:31,634
‫فقط اندازه‌ای کار می‌کنم
‫که به دیگران وابسته نباشم.

760
00:59:40,043 --> 00:59:42,178
‫چی؟ یعنی یه کشاورز خودکفاست؟

761
00:59:52,922 --> 00:59:55,124
‫اینا رو برای من نگه داشته بود؟

762
00:59:55,158 --> 00:59:56,159
‫خدای من.

763
00:59:57,961 --> 00:59:59,829
‫ناتالی پورتمن؟

764
01:00:20,183 --> 01:00:21,517
‫خدای من!

765
01:00:22,018 --> 01:00:24,053
‫چقدر زیاده!

766
01:00:24,253 --> 01:00:26,422
‫یونگ‌سونگ داده.

767
01:00:26,656 --> 01:00:28,358
‫شاتوت چیده.

768
01:00:28,391 --> 01:00:29,692
‫گفت بازم داره.

769
01:00:29,726 --> 01:00:31,494
‫چون خیلی زیاد چیده،

770
01:00:31,527 --> 01:00:33,329
‫برای بقیه هم آورده.

771
01:00:35,231 --> 01:00:36,299
‫چقدر مسخره‌ست.

772
01:00:36,332 --> 01:00:38,101
‫می‌تونست اضافیـش رو بفروشه.

773
01:00:38,134 --> 01:00:40,570
‫همیشه یه مقدار برای خانواده‌ش نگه می‌داره

774
01:00:40,637 --> 01:00:42,538
‫و بقیه رو بین اهالی پخش می‌کنه.

775
01:00:42,605 --> 01:00:44,907
‫با این همه شاتوت چیکار کنیم؟

776
01:01:15,538 --> 01:01:19,509
‫یکی بهم گفت وقتی اوضاع سختی داری
‫گوشت بخور.

777
01:01:19,542 --> 01:01:22,028
‫آره، درست گفته.

778
01:01:22,078 --> 01:01:26,382
‫فقط با عزم جزم اراده‌ی آدم قوی نمی‌شه.

779
01:01:26,416 --> 01:01:28,351
‫سلامتی هم مهمـه.

780
01:01:28,384 --> 01:01:30,253
‫- دست‌هات رو پاک کن.
‫- باشه.

781
01:01:30,687 --> 01:01:34,741
‫درضمن، فکر کنین ببینین توی همه‌ی
‫مناسبت‌های خاص چی می‌خوریم؟

782
01:01:34,791 --> 01:01:36,142
‫گوشت می‌خوریم.

783
01:01:36,192 --> 01:01:38,878
‫مگه نه؟ تولد، فارغ‌التحصیلی،
‫روزی که کار جدید پیدا کردی...

784
01:01:38,928 --> 01:01:39,929
‫الانم ببینین.

785
01:01:39,962 --> 01:01:43,583
‫داریم مرخص شدن هه‌این رو
‫با گوشت خوردن جشن می‌گیریم.

786
01:01:43,633 --> 01:01:46,202
‫همیشه تولد‌های من غذای چینی می‌خوریم.

787
01:01:46,235 --> 01:01:48,438
‫گوشت ترش و شیرین چیه؟
‫مرغ تند چیه؟

788
01:01:50,573 --> 01:01:52,375
‫- بذارین من گوشت رو گریل کنم.
‫- تو؟

789
01:01:52,575 --> 01:01:54,911
‫تو گوشت رو فقط در یه حالت می‌خوری،

790
01:01:54,944 --> 01:01:56,763
‫اونم اینکه توی بشقاب بذارن جلوت.

791
01:01:56,813 --> 01:01:59,315
‫از این به بعد گوشت خانواده‌ام رو
‫خودم گریل می‌کنم.

792
01:01:59,348 --> 01:02:00,917
‫انبرهاتون رو بذارین زمین.

793
01:02:01,217 --> 01:02:02,385
‫- بده من.
‫- چشم، آقا.

794
01:02:09,859 --> 01:02:10,943
‫هه‌این، یادمه دکتر گفت

795
01:02:10,993 --> 01:02:13,963
‫تعداد گلبول‌های سفیدت از همه‌چی مهم‌تره.

796
01:02:13,996 --> 01:02:16,132
‫گفت برای اینکه بتونی توی آلمان
‫درمان رو شروع کنی

797
01:02:16,165 --> 01:02:19,001
‫باید گلبول‌های سفیدت به یه حد خاصی برسه.

798
01:02:19,669 --> 01:02:20,670
‫درسته.

799
01:02:20,803 --> 01:02:22,188
‫گلبول‌های سفیدم باید

800
01:02:22,238 --> 01:02:26,075
‫بین ۴ هزار تا ۱۰ هزار در هر میکرولیتر باشه.

801
01:02:26,175 --> 01:02:28,211
‫توی آلمان چقدر بود؟

802
01:02:28,244 --> 01:02:29,645
‫هزار و پانصد در هر میکرولیتر.

803
01:02:31,280 --> 01:02:32,482
‫چقدر پایین.

804
01:02:32,515 --> 01:02:35,051
‫ولی جدیداً خیلی بالا رفته.

805
01:02:35,084 --> 01:02:36,753
‫الان حدوداً ۳ هزار در هر میکرولیتره.

806
01:02:37,920 --> 01:02:39,589
‫دوبرابر شده.

807
01:02:39,622 --> 01:02:41,040
‫بهت افتخار می‌کنم.

808
01:02:41,090 --> 01:02:43,459
‫خب... اونقدر هم زیاد نیست.

809
01:02:43,760 --> 01:02:47,096
‫- هنوز هزارتا دیگه باید اضافه شه.
‫- چیزی نمونده.

810
01:02:47,130 --> 01:02:48,598
‫بیشتر تلاش کن.

811
01:02:48,631 --> 01:02:52,335
‫هی، مگه درس‌ـه؟
‫نمی‌تونم بیشتر تلاش کنم.

812
01:02:52,368 --> 01:02:55,304
‫پس باید چیکار کنی؟
‫به خودت آمپول بزنی و دیگه چی؟

813
01:02:55,338 --> 01:02:56,906
‫من درموردش تحقیق کردم.

814
01:02:56,939 --> 01:03:00,827
‫همه‌چی به ایمنی و قدرت بدنی مربوط می‌شه.

815
01:03:00,877 --> 01:03:03,946
‫غذاش باید خوب باشه
‫و کلی ویتامین و پروتئین بخوره.

816
01:03:04,013 --> 01:03:05,314
‫خوب هم استراحت کنه.

817
01:03:05,348 --> 01:03:08,701
‫پس باید یه عالمه گوشت

818
01:03:08,751 --> 01:03:09,786
‫و لوبیا بخوره.

819
01:03:09,819 --> 01:03:12,021
‫من رژیم غذاییـش رو برنامه‌ریزی می‌کنم.

820
01:03:18,728 --> 01:03:19,962
‫- بوم‌جون.
‫- بله؟

821
01:03:20,062 --> 01:03:21,063
‫برش گردون.

822
01:03:21,964 --> 01:03:23,399
‫آهان.

823
01:03:25,268 --> 01:03:26,252
‫نه.

824
01:03:26,302 --> 01:03:27,970
‫سوخت، حالا چیکار کنم؟

825
01:03:28,004 --> 01:03:29,438
‫می‌تونیم قسمت‌های سوختـش رو ببریم.

826
01:03:30,106 --> 01:03:32,241
‫- می‌شه قیچی رو بدین به من؟
‫- نه.

827
01:03:32,708 --> 01:03:33,776
‫خودم انجامـش می‌دم.

828
01:03:34,744 --> 01:03:37,029
‫باید گوشت و لوبیا بخوره.

829
01:03:37,079 --> 01:03:38,097
‫دیگه چی؟

830
01:03:38,147 --> 01:03:40,583
‫موز و آجیل...

831
01:03:41,250 --> 01:03:43,669
‫- چقدر خوبه.
‫- خدای من.

832
01:03:43,719 --> 01:03:45,321
‫خوشمزه‌ست.

833
01:03:46,289 --> 01:03:47,290
‫واقعاً خوشمزه‌ست.

834
01:03:47,957 --> 01:03:49,792
‫- ببین.
‫- چقدر هیجان‌زده‌ست.

835
01:03:52,128 --> 01:03:53,329
‫خدای من.

836
01:03:55,231 --> 01:03:56,332
‫باید برش گردونی.

837
01:03:58,000 --> 01:03:59,101
‫اینجا رو ببین.

838
01:04:00,937 --> 01:04:02,522
‫باید کلی پروتئین بخوره.

839
01:04:02,572 --> 01:04:03,906
‫آره.

840
01:04:08,477 --> 01:04:09,912
‫هم گریل کن هم غذات رو بخور.

841
01:04:10,580 --> 01:04:12,682
‫براش پاک کن.

842
01:04:23,259 --> 01:04:24,293
‫بفرمایید.

843
01:04:29,699 --> 01:04:31,634
‫این دوباره کار نمی‌کنه.

844
01:04:33,870 --> 01:04:35,238
‫واقعاً؟

845
01:04:39,609 --> 01:04:41,777
‫فقط باید این قسمـش رو فشار بدی.

846
01:04:41,844 --> 01:04:44,480
‫من مثل تو بلد نیستم.

847
01:04:46,115 --> 01:04:47,783
‫یه سشوار جدید بخرم؟

848
01:04:48,117 --> 01:04:49,118
‫چرا؟

849
01:04:49,185 --> 01:04:50,653
‫چون استفاده از این برات سخته.

850
01:04:50,686 --> 01:04:53,222
‫پس تو می‌تونی برام سشوار بکشی.
‫ببین چه خوب بلدی.

851
01:04:56,492 --> 01:04:57,560
‫فکر کنم

852
01:04:58,127 --> 01:04:59,128
‫سشوار کشیدنـم...

853
01:05:01,163 --> 01:05:02,765
‫داره بهتر و بهتر می‌شه.

854
01:05:06,269 --> 01:05:07,270
‫درسته.

855
01:05:07,370 --> 01:05:08,804
‫چه خوب پایینـش رو فر دادی.

856
01:05:11,741 --> 01:05:14,911
‫حالا که سشوار کشیدنت بهتر شده،
‫از این به بعد تو موهام رو خشک کن.

857
01:05:14,944 --> 01:05:16,312
‫باشه، مشکلی نیست.

858
01:05:16,679 --> 01:05:17,680
‫دیگه چی؟

859
01:05:17,914 --> 01:05:21,317
‫بگو چه کار دیگه‌ای دوست داری
‫برات انجام بدم تا انجامـش بدم.

860
01:05:23,452 --> 01:05:24,487
‫همین‌که

861
01:05:24,987 --> 01:05:28,157
‫با این سشوار خراب
‫موهام رو خشک کنی راضی‌ام.

862
01:05:31,127 --> 01:05:32,161
‫فقط همین؟

863
01:05:32,194 --> 01:05:33,195
‫درخواست بزرگیـه.

864
01:05:33,763 --> 01:05:35,698
‫اینجوری باید هرروز کنارم باشی.

865
01:05:36,532 --> 01:05:37,867
‫نمی‌خوام فعلاً

866
01:05:37,934 --> 01:05:40,269
‫زیاد طمع کنم.

867
01:05:42,705 --> 01:05:44,807
‫نه، طمع کن.

868
01:05:45,408 --> 01:05:46,409
‫می‌تونی طمع کنی.

869
01:05:46,442 --> 01:05:48,477
‫انقدر سعی نکن با من خوب رفتار کنی.

870
01:05:48,611 --> 01:05:52,348
‫بهت ابراز علاقه نکردم
‫که رفتارت باهام بهتر شه.

871
01:05:52,415 --> 01:05:53,449
‫فقط...

872
01:05:54,583 --> 01:05:56,152
‫می‌خواستم احساساتم رو بیان کنم.

873
01:05:56,185 --> 01:05:57,186
‫منم همین حس رو دارم.

874
01:05:59,555 --> 01:06:00,923
‫این خواسته‌ی قلبی خودمـه.

875
01:06:02,491 --> 01:06:03,826
‫می‌خوام تا جایی که می‌تونم

876
01:06:04,794 --> 01:06:06,095
‫بهتر عمل کنم.

877
01:06:07,463 --> 01:06:08,531
‫اینم حس منـه.

878
01:06:15,705 --> 01:06:16,706
‫دیروز...

879
01:06:17,406 --> 01:06:19,542
‫برای چند ثانیه...

880
01:06:20,876 --> 01:06:23,212
‫قیافه‌ی سوچول رو نشناختم.

881
01:06:24,480 --> 01:06:27,216
‫درضمن یادم نمیومد اسم دکترم چیه.

882
01:06:27,783 --> 01:06:29,785
‫توی بیمارستان هم یه لحظه

883
01:06:30,653 --> 01:06:33,322
‫اتاقم رو گم کردم و هاج و واج وایستادم.

884
01:06:35,057 --> 01:06:37,626
‫اولین بار که دکتر بیماریم رو برام توضیح داد

885
01:06:38,160 --> 01:06:39,628
‫گفت حافظه‌ام رو از دست می‌دم،

886
01:06:39,996 --> 01:06:42,665
‫حس‌هام رو از دست می‌دم
‫و دچار اختلال گفتاری می‌شم.

887
01:06:43,199 --> 01:06:44,600
‫ولی حرفـش رو باور نکردم.

888
01:06:45,968 --> 01:06:47,570
‫فکر می‌کردم فقط برای دیگران اتفاق میفته.

889
01:06:48,471 --> 01:06:49,772
‫فکر می‌کردم من با بقیه فرق دارم.

890
01:06:51,407 --> 01:06:55,244
‫ولی دقیقاً با همون ترتیب داره اتفاق میفته.

891
01:06:56,078 --> 01:06:59,849
‫دقیقاً می‌دونم چی در انتظارمـه
‫و این موضوع ترسناک‌ـه.

892
01:07:00,649 --> 01:07:02,051
‫نمی‌خوام وقتی این اتفاق افتاد

893
01:07:02,451 --> 01:07:04,553
‫تو کنارم باشی.

894
01:07:08,958 --> 01:07:10,026
‫منظورت چیه؟

895
01:07:10,493 --> 01:07:12,461
‫فعلاً از زمان حال‌مون لذت ببریم.

896
01:07:14,330 --> 01:07:15,931
‫ولی وقتی بیماریـم بدتر شد،

897
01:07:16,399 --> 01:07:17,633
‫ازت می‌خوام...

898
01:07:18,667 --> 01:07:20,202
‫ترکـم کنی.

899
01:07:23,906 --> 01:07:24,940
‫خواسته‌ی من اینه.

900
01:07:44,827 --> 01:07:46,512
‫چی؟ چرا از بازی رفت؟

901
01:07:46,562 --> 01:07:47,830
‫اتفاقی افتاده؟

902
01:07:47,863 --> 01:07:48,864
‫[حساب غیرفعال شده]

903
01:07:49,398 --> 01:07:50,399
‫لعنتی.

904
01:07:58,374 --> 01:07:59,508
‫خدمات اتاق.

905
01:08:12,421 --> 01:08:13,422
‫بفرمایید.

906
01:08:17,493 --> 01:08:18,627
‫تلخ‌ـه؟

907
01:08:22,498 --> 01:08:24,800
‫- نه اندازه‌ی زندگیـم.
‫- خدای من.

908
01:08:30,106 --> 01:08:31,974
‫مربی، لطفاً با من راحت باشین.

909
01:08:32,007 --> 01:08:33,008
‫«مربی»؟

910
01:08:36,545 --> 01:08:38,781
‫لطفاً بهم بوکس یاد بدین.

911
01:08:39,248 --> 01:08:41,617
‫دفعه‌ی پیش نتونستم به اون‌سونگ

912
01:08:41,650 --> 01:08:45,354
‫حتی یه مشت هم بزنم
‫و به طرز خجالت‌آوری افتادم زمین.

913
01:08:47,890 --> 01:08:49,141
‫می‌فهمم.

914
01:08:49,191 --> 01:08:51,527
‫ولی اگه از روی خشم شروع کنی
‫به ورزش کردن

915
01:08:51,560 --> 01:08:53,729
‫- مفاصل بدنت آسیب می‌بینه...
‫- مفاصل؟

916
01:08:53,929 --> 01:08:55,064
‫اشکال نداره!

917
01:08:55,097 --> 01:08:57,366
‫این‌جوری پیش بره عقلـم رو از دست می‌دم!

918
01:08:58,334 --> 01:09:02,438
‫اگه در آینده لازم شه از خانواده‌ام
‫محافظت کنم ولی نتونم چی؟

919
01:09:04,240 --> 01:09:05,658
‫از اون روز می‌ترسم.

920
01:09:05,708 --> 01:09:06,809
‫خدای من.

921
01:09:11,447 --> 01:09:12,515
‫باشه.

922
01:09:12,748 --> 01:09:13,849
‫یادت می‌دم.

923
01:09:15,184 --> 01:09:16,218
‫ممنون.

924
01:09:16,252 --> 01:09:17,503
‫بشین.

925
01:09:17,553 --> 01:09:18,821
‫بشین.

926
01:09:18,854 --> 01:09:20,022
‫بشین.

927
01:09:22,324 --> 01:09:24,760
‫ولی چون زمان کمی داریم،

928
01:09:24,860 --> 01:09:26,362
‫می‌تونم فقط یه چیز یادت بدم.

929
01:09:26,395 --> 01:09:27,379
‫چی؟

930
01:09:27,429 --> 01:09:28,864
‫زدن یه مشت قوی

931
01:09:30,099 --> 01:09:31,667
‫به یه آدم قدرتمند.

932
01:09:37,573 --> 01:09:39,441
‫دوتا مهارت اصلی داریم.

933
01:09:40,409 --> 01:09:41,443
‫سوچول.

934
01:09:42,912 --> 01:09:43,946
‫منو بزن.

935
01:09:45,114 --> 01:09:46,115
‫جدی؟

936
01:09:51,787 --> 01:09:52,988
‫یعنی من انقدر قوی‌ام؟

937
01:09:54,657 --> 01:09:56,992
‫نه، این مهارت اولـه.

938
01:09:57,726 --> 01:09:58,761
‫بزرگ‌نمایی.

939
01:09:58,794 --> 01:10:01,063
‫تا طرف مقابل احساس غرور کنه
‫و پیش خودش فکر کنه،

940
01:10:01,130 --> 01:10:03,098
‫«اون در حد من نیست.»

941
01:10:03,132 --> 01:10:04,767
‫«من که این بازی رو بردم.»

942
01:10:04,800 --> 01:10:06,669
‫«فکرش رو نمی‌کردم انقدر قوی باشم.»

943
01:10:07,469 --> 01:10:09,405
‫- آهان.
‫- خب، حالا نوبت توئه.

944
01:10:14,643 --> 01:10:16,762
‫- آفرین.
‫- واقعاً دردم گرفت!

945
01:10:16,812 --> 01:10:18,063
‫- ببخشید، حالت خوبه؟
‫- دماغـم!

946
01:10:18,113 --> 01:10:20,149
‫چرا باید اینو یاد بگیرم؟

947
01:10:20,316 --> 01:10:22,218
‫تا حریف گاردش رو پایین بیاره.

948
01:10:22,251 --> 01:10:25,538
‫باید صبر کنی طرف مقابلت
‫گاردش رو پایین بیاره

949
01:10:25,588 --> 01:10:27,590
‫بعد یه مشت محکم بزنی.

950
01:10:27,623 --> 01:10:29,458
‫ولی تا اون‌موقع باید کتک بخورم؟

951
01:10:29,491 --> 01:10:31,243
‫این مهارت دوم‌ـه.

952
01:10:31,293 --> 01:10:32,528
‫استقامت.

953
01:10:32,728 --> 01:10:35,197
‫باید قدرت بدنی داشته باشی
‫که بتونی ضربات رو خوب تحمل کنی.

954
01:10:35,331 --> 01:10:37,333
‫فکر می‌کنی از پسش برمیام؟

955
01:10:44,039 --> 01:10:46,508
‫این چیزیـه که محمدعلی، مربیِ من گفته...

956
01:10:46,542 --> 01:10:47,576
‫«غیرممکن،

957
01:10:48,043 --> 01:10:50,346
‫واقعیت نیست، یه عقیده‌ست.»

958
01:10:52,448 --> 01:10:53,616
‫آهان.

959
01:10:55,985 --> 01:10:57,987
‫تو می‌تونی، سوچول.

960
01:10:58,020 --> 01:11:01,273
‫الان چندتا ضربه تحمل کن
‫تا توی زندگی قهرمان شی.

961
01:11:01,323 --> 01:11:03,125
‫اینم مربیـت گفته؟

962
01:11:03,158 --> 01:11:04,693
‫نه، این حرف خودمه.

963
01:11:04,727 --> 01:11:05,794
‫خیلی‌خب.

964
01:11:05,828 --> 01:11:06,862
‫بیا امتحان کنیم.

965
01:11:07,229 --> 01:11:08,230
‫خب.

966
01:11:19,908 --> 01:11:20,976
‫خدای من.

967
01:11:21,043 --> 01:11:23,746
‫نمی‌دونستم توی همچین محیط
‫زیبا و تمیزی

968
01:11:23,779 --> 01:11:25,614
‫استراحت می‌کنین.

969
01:11:25,914 --> 01:11:27,249
‫استراحت کجا بود؟

970
01:11:27,283 --> 01:11:28,851
‫چطور جرئت کردی بیای اینجا؟

971
01:11:28,884 --> 01:11:30,252
‫مادر، من دعوتـش کردم.

972
01:11:30,886 --> 01:11:32,187
‫واقعاً؟ چرا؟

973
01:11:32,221 --> 01:11:34,607
‫یه چیزی هست که هنوز بهتون نگفتم.

974
01:11:34,657 --> 01:11:36,358
‫درمورد بودجه‌ی مخفی پدربزرگـه.

975
01:11:38,894 --> 01:11:40,229
‫نهصد میلیارد؟

976
01:11:40,329 --> 01:11:42,498
‫و اون پول توی مالزی‌ـه؟

977
01:11:42,531 --> 01:11:44,066
‫نه، من فکر می‌کنم اینجاست.

978
01:11:44,099 --> 01:11:45,234
‫- توی کره؟
‫- بله، آقا.

979
01:11:45,267 --> 01:11:47,886
‫قبل از اینکه به اینجا برسه
‫توی هنگ کنک فرآیند پول‌شوییـش انجام شده.

980
01:11:47,936 --> 01:11:49,705
‫یه شرکت صوری

981
01:11:49,738 --> 01:11:52,908
‫به ۵ شرکت سرمایه‌گذاری در کره
‫پول قرض داده

982
01:11:52,941 --> 01:11:54,810
‫و بعد اون شرکت صوری تعطیل شده.

983
01:11:54,843 --> 01:11:58,347
‫یعنی اون پنج شرکت نیازی ندارن
‫پول رو پس بدن.

984
01:11:58,380 --> 01:12:00,949
‫یعنی پدر صاحب اون شرکت‌هاست؟

985
01:12:00,983 --> 01:12:02,985
‫قبل از اینکه هوشیاری‌شون رو از دست بدن
‫اون شرکت‌ها

986
01:12:03,152 --> 01:12:04,820
‫به اسم خانم مو زده شده.

987
01:12:04,920 --> 01:12:05,921
‫چی گفتی؟

988
01:12:06,021 --> 01:12:08,457
‫یعنی اون عوضی همه‌ی پول‌ها رو بالا کشیده؟

989
01:12:08,490 --> 01:12:10,059
‫فکر نکنم.

990
01:12:10,392 --> 01:12:11,927
‫<i>اونم هنوز دنبالـش می‌گرده.</i>

991
01:12:20,636 --> 01:12:21,804
‫بگو ببینم،

992
01:12:21,904 --> 01:12:22,905
‫پول‌های من کجاست؟

993
01:12:22,938 --> 01:12:26,058
‫بودجه‌ی مخفی‌ای
‫که به اسم من زدی کجاست؟

994
01:12:26,108 --> 01:12:27,476
‫مطمئنی اشکالی نداره

995
01:12:27,509 --> 01:12:29,778
‫- گریس اینا رو بشنوه؟
‫- می‌تونین به من اعتماد کنین.

996
01:12:29,812 --> 01:12:31,597
‫من دیگه تغییر جبهه دادم.

997
01:12:31,647 --> 01:12:33,015
‫«لی وونگ‌پیونگ» رو یادتونه؟

998
01:12:33,048 --> 01:12:34,683
‫منم مثل اون با جت

999
01:12:34,717 --> 01:12:37,269
‫اومدم توی این سرزمین آزاد پناهنده شدم.

1000
01:12:37,319 --> 01:12:40,122
‫ببینیم و تعریف کنیم.
‫ببینیم با جت چی برامون آوردی.

1001
01:12:40,155 --> 01:12:41,223
‫بگو.

1002
01:12:41,256 --> 01:12:45,094
‫یکی از آشناهام که توی کار املاک‌ـه
‫یه چیز عجیبی گفت.

1003
01:12:45,227 --> 01:12:47,896
‫گفت آقای جین مدیر گالری کوئینز

1004
01:12:47,930 --> 01:12:50,566
‫یه انبار ۱.۵ هکتاری حومه‌ی
‫استان گیونگ‌گی اجاره کرده.

1005
01:12:50,632 --> 01:12:54,169
‫اونا که نمی‌خوان ست فیلم‌برداری درست کنن

1006
01:12:54,203 --> 01:12:55,621
‫پس چرا زمین به این بزرگی اجاره کردن؟

1007
01:12:55,671 --> 01:12:57,740
‫پس فکر می‌کنی پول اونجاست.

1008
01:12:57,873 --> 01:12:58,907
‫بینگو.

1009
01:13:04,113 --> 01:13:06,415
‫گفته بودین همه‌ی نامه‌هایی که
‫برای رئیس سابق اومده رو

1010
01:13:06,448 --> 01:13:07,866
‫براتون بیارم.

1011
01:13:07,916 --> 01:13:08,984
‫خوبه.

1012
01:13:11,920 --> 01:13:14,923
‫[انبار تراست]

1013
01:13:14,957 --> 01:13:16,608
‫می‌تونستم خودم تنهایی بیام.

1014
01:13:16,658 --> 01:13:19,061
‫لازم نبود همه‌تون پاشین بیاین اینجا.

1015
01:13:19,094 --> 01:13:22,598
‫نمی‌تونیم بهت اعتماد کنیم.
‫انگار یه بچه رو به حال خودش ول کنی.

1016
01:13:22,631 --> 01:13:25,067
‫خبرنگارها دنبال‌تونـن.

1017
01:13:25,100 --> 01:13:27,669
‫- اگه بشناسـنتون چی؟
‫- تغییر قیافه دادیم.

1018
01:13:27,703 --> 01:13:30,672
‫از اینجا به بعدش با ما، می‌تونی بری.

1019
01:13:31,540 --> 01:13:33,892
‫احساساتـم رو جریحه‌دار کردین.

1020
01:13:33,942 --> 01:13:36,512
‫این یه ماموریت مخفی‌ـه.

1021
01:13:36,545 --> 01:13:38,747
‫شما تاحالا توی زندگی‌تون وانمود کردین؟ نه.

1022
01:13:38,781 --> 01:13:41,116
‫من کل زندگیـم تقلبی بوده،

1023
01:13:41,150 --> 01:13:43,385
‫پس چطور می‌تونین منو وارد بازی نکنین؟

1024
01:13:43,752 --> 01:13:45,654
‫خب، همگی توجه کنین لطفاً.

1025
01:13:45,821 --> 01:13:47,656
‫من مشاور املاک هستم

1026
01:13:47,689 --> 01:13:50,993
‫و شما یه سری عمده‌فروش هستین
‫که دنبال یه انبار بزرگ می‌گردین.

1027
01:13:51,660 --> 01:13:54,897
‫همه‌ی صحبت‌ها رو من می‌کنم،
‫پس شما هیچی نگین.

1028
01:13:54,930 --> 01:13:55,964
‫باشه؟

1029
01:13:57,366 --> 01:13:58,400
‫بریم.

1030
01:14:02,471 --> 01:14:04,807
‫جایی نیست که بتونن
‫اون همه پول رو نگه دارن.

1031
01:14:05,574 --> 01:14:06,642
‫راستی،

1032
01:14:06,742 --> 01:14:08,010
‫قصد دارن چه چیزهایی انبار کنن؟

1033
01:14:12,147 --> 01:14:13,649
‫- چوب گلف...
‫- لباس...

1034
01:14:15,517 --> 01:14:16,919
‫ایشون

1035
01:14:16,952 --> 01:14:19,154
‫تجهیزات گلف وارد می‌کنن

1036
01:14:19,188 --> 01:14:21,757
‫و ایشون توی دونگ‌دامون لباس می‌فروشن.

1037
01:14:22,257 --> 01:14:24,593
‫ایشون هم چینی هستن.

1038
01:14:24,626 --> 01:14:26,762
‫کره‌ای متوجه می‌شن

1039
01:14:26,795 --> 01:14:28,063
‫ولی نمی‌تونن صحبت کنن.

1040
01:14:29,932 --> 01:14:32,234
‫آقا، گشنیز نریزین.

1041
01:14:33,402 --> 01:14:34,570
‫من چینی بلد نیستم.

1042
01:14:40,342 --> 01:14:42,211
‫دما و رطوبت اینجا،

1043
01:14:42,244 --> 01:14:44,079
‫به نحو خاصی تنظیم شده؟

1044
01:14:44,279 --> 01:14:45,280
‫پس متوجه شدین.

1045
01:14:45,314 --> 01:14:48,684
‫کسی که قبلاً اینجا رو اجاره کرده بود
‫آثار هنری وارد می‌کرد.

1046
01:14:48,717 --> 01:14:50,619
‫من یکم در زمینه‌ی هنر سررشته دارم.

1047
01:14:50,652 --> 01:14:51,720
‫آثار هنری کدوم هنرمند؟

1048
01:14:51,753 --> 01:14:53,522
‫معروف نیستن.

1049
01:14:53,555 --> 01:14:56,058
‫آثار نقاش‌های تازه‌وارد بود.
‫البته الان معروف شدن.

1050
01:14:56,091 --> 01:14:58,427
‫قیمت آثارشون ۲۰ تا ۳۰ برابر شده.

1051
01:14:58,460 --> 01:14:59,895
‫اینجا انرژی خوبی می‌ده.

1052
01:15:00,329 --> 01:15:03,599
‫- توی غذای من جعفری نریزین، لطفاً.
‫- باشه.

1053
01:15:03,866 --> 01:15:07,336
‫- می‌خوان آثار هنری رو ببینن.
‫- درسته.

1054
01:15:07,369 --> 01:15:10,138
‫اعلی‌حضرت، چه بلایی سر بچه‌ام اومده؟

1055
01:15:13,308 --> 01:15:14,776
‫<i>در اصلی بازه.</i>

1056
01:15:14,810 --> 01:15:16,862
‫<i>ما می‌ریم داخل، دفتر رو چک کن.</i>

1057
01:15:16,912 --> 01:15:18,847
‫باشه، همین‌کار رو می‌کنم.

1058
01:15:32,861 --> 01:15:34,530
‫این سفر کاری محسوب می‌شه.

1059
01:15:34,563 --> 01:15:36,265
‫بهت پول بیشتری می‌دم.

1060
01:15:37,733 --> 01:15:42,104
‫من واقعاً نباید اینجا
‫درحین انجام این کار گیر بیفتم.

1061
01:15:53,482 --> 01:15:56,952
‫آثار هنری رو نباید اینجوری انبار کرد.

1062
01:15:57,553 --> 01:16:00,589
‫گفتی قیمت این آثار بالا رفته؟

1063
01:16:00,622 --> 01:16:02,524
‫آره، این چیزیـه که شنیدم.

1064
01:16:02,624 --> 01:16:06,962
‫من سلیقه‌ی هنریـم خیلی خوبه
‫ولی اینا به نظرم قشنگ نمیان.

1065
01:16:11,600 --> 01:16:15,037
‫فکر کنم پول توی آثار هنری‌ـه.
‫اینجا پول‌شویی می‌کرده.

1066
01:16:15,070 --> 01:16:18,807
‫پس با اون پول آثار هنرمندهای تازه‌وارد رو
‫با مبلغ بالا خریداری می‌کرده؟

1067
01:16:18,840 --> 01:16:20,642
‫آره، ده‌تا بیست برابر قیمت واقعی.

1068
01:16:20,676 --> 01:16:23,145
‫بعد از اینکه پول رو واریز می‌کرده،
‫فکر کنم ۹۰ درصدش

1069
01:16:23,211 --> 01:16:25,397
‫به صورت نقدی بهش برمی‌گشته.

1070
01:16:25,447 --> 01:16:27,683
‫پول نقد زیادی می‌شه.

1071
01:16:27,883 --> 01:16:29,952
‫یعنی اون همه پول الان کجاست؟

1072
01:16:33,121 --> 01:16:34,222
‫[رمزگشایی]

1073
01:16:39,661 --> 01:16:40,696
‫باید بریم.

1074
01:16:41,129 --> 01:16:42,164
‫وقت نداریم.

1075
01:16:42,664 --> 01:16:43,699
‫لعنتی.

1076
01:16:43,799 --> 01:16:45,334
‫حجم اطلاعات خیلی بالاست.

1077
01:16:49,071 --> 01:16:52,507
‫با مشتری‌ها صحبت می‌کنم
‫و باهاتون تماس می‌گیرم.

1078
01:16:53,642 --> 01:16:54,676
‫خداحافظ.

1079
01:17:04,186 --> 01:17:05,921
‫[دفتر، لطفاً در بزنید]

1080
01:17:11,026 --> 01:17:12,494
‫شکستـه؟

1081
01:17:30,112 --> 01:17:34,049
‫نباید خیس شی.
‫همین‌جا وایستا من برم ماشین رو بیارم.

1082
01:18:10,485 --> 01:18:11,586
‫هه‌این.

1083
01:18:21,263 --> 01:18:23,632
‫هیون‌وو، چه زود اومدی.

1084
01:18:25,000 --> 01:18:26,134
‫چرا اینجا نشستی؟

1085
01:18:26,401 --> 01:18:27,402
‫بلند شو.

1086
01:18:34,443 --> 01:18:35,711
‫یکم سرم گیج رفت.

1087
01:18:36,978 --> 01:18:38,413
‫گرسنه هم هستم.

1088
01:18:41,783 --> 01:18:43,618
‫بریم یه غذای خوشمزه بخوریم
‫بعد بریم خونه.

1089
01:18:48,123 --> 01:18:49,157
‫حتماً.

1090
01:19:06,575 --> 01:19:07,709
‫زیاد خوابیدم؟

1091
01:19:10,212 --> 01:19:11,613
‫نه، زیاد نبود.

1092
01:19:21,223 --> 01:19:22,257
‫هه‌این.

1093
01:19:23,125 --> 01:19:24,292
‫محکم بشین.

1094
01:19:25,293 --> 01:19:26,328
‫چرا؟

1095
01:19:26,795 --> 01:19:28,296
‫دوباره دارن تعقیب‌مون می‌کنن؟

1096
01:19:28,563 --> 01:19:29,998
‫نگران نباش، می‌تونم گمـش کنم.

1097
01:20:54,049 --> 01:20:55,483
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

1098
01:20:55,917 --> 01:20:57,419
‫به پلیس زنگ بزنیم؟

1099
01:20:58,053 --> 01:20:59,688
‫- صبر کن.
‫- باید زنگ بزنیم.

1100
01:20:59,821 --> 01:21:02,224
‫دفعه‌ی پیش هم سه‌تا مرد بهت حمله کردن.

1101
01:22:40,422 --> 01:22:41,756
‫هه‌این!

1102
01:22:53,234 --> 01:22:57,472
‫[بخش پایانی]

1103
01:22:58,773 --> 01:22:59,808
‫خدای من.

1104
01:22:59,841 --> 01:23:01,743
‫نظرات مردم رو ببین.

1105
01:23:01,776 --> 01:23:02,961
‫همه‌ش به‌خاطر اینه که اون‌سونگ

1106
01:23:03,011 --> 01:23:05,413
‫شایعه کرده که تو قبل از طلاق

1107
01:23:05,447 --> 01:23:07,649
‫به خاطر اختلاس تحت نظر بودی.

1108
01:23:07,682 --> 01:23:08,817
‫اشکال نداره، بهشون توجه نکن.

1109
01:23:08,850 --> 01:23:10,852
‫چطور می‌تونم توجه نکنم؟

1110
01:23:10,885 --> 01:23:13,254
‫«همسر سابق هونگ هه‌این،
‫حتماً به خاطر پول باهاش ازدواج کرده.»

1111
01:23:13,288 --> 01:23:14,489
‫«طرف کلاه‌برداره.»

1112
01:23:14,522 --> 01:23:16,691
‫«برای همین باید مراقب
‫مردهای خوشتیپ باشی.»

1113
01:23:16,758 --> 01:23:18,927
‫چطور جرئت می‌کنن بهت توهین کنن؟

1114
01:23:19,027 --> 01:23:20,261
‫بیا از همه‌شون شکایت کنیم.

1115
01:23:20,362 --> 01:23:22,030
‫نه بابا، ولش کن.

1116
01:23:23,431 --> 01:23:25,150
‫صبر کن، درمورد هه‌این هم بدگویی کردن.

1117
01:23:25,200 --> 01:23:28,903
‫«به همین زودی بعد از طلاقـش
‫یه نفر دیگه رو پیدا کرده، چه زن سبکی‌ـه.»

1118
01:23:28,937 --> 01:23:30,739
‫اصلاً هه‌این رو نمی‌شناسن.

1119
01:23:30,772 --> 01:23:32,841
‫«شاید دروغ می‌گه که داره می‌میره.»

1120
01:23:34,075 --> 01:23:35,543
‫این یکی زیاده‌روی کرده...

1121
01:23:37,345 --> 01:23:38,346
‫نام کاربریـش چیه؟

1122
01:23:38,380 --> 01:23:39,364
‫ازش عکس بگیر.

1123
01:23:39,414 --> 01:23:41,216
‫یه پی‌دی‌اف درست کن
‫و ازشون شکایت کن.

1124
01:23:41,249 --> 01:23:42,784
‫نه مذاکره می‌کنم نه توافق.

1125
01:23:42,817 --> 01:23:44,619
‫چشم‌هات چرا اینجوری شده؟
‫داری منو می‌ترسونی.

1126
01:23:44,652 --> 01:23:46,588
‫تقاصـش رو پس می‌دن.

1127
01:23:47,288 --> 01:23:52,293
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫| ترجمه از تـارا |

1128
01:23:52,727 --> 01:23:55,563
‫

1129
01:24:25,860 --> 01:24:28,329
‫<i>چیزی نمونده بودجه‌ی مخفی رو پیدا کنم.</i>

1130
01:24:28,363 --> 01:24:29,998
‫خودشه!

1131
01:24:30,131 --> 01:24:31,833
‫<i>به خودت بیا.</i>

1132
01:24:31,866 --> 01:24:34,085
‫<i>داستان ما هم مثل فیلم‌هاست.</i>

1133
01:24:34,135 --> 01:24:35,820
‫<i>مجسمه کجاست؟</i>

1134
01:24:35,870 --> 01:24:36,971
‫داهی!

1135
01:24:37,605 --> 01:24:38,773
‫عوضی‌ها!

1136
01:24:39,040 --> 01:24:40,341
‫<i>مجبورم چک کنم.</i>

1137
01:24:40,442 --> 01:24:42,444
‫<i>دیگه نمی‌تونم از چیزی مطمئن باشم.</i>

1138
01:24:42,944 --> 01:24:45,513
‫<i>اول من بودم که بهت علاقه‌مند شدم.</i>

1139
01:24:45,647 --> 01:24:47,916
‫پس اون می‌دونه پول کجاست؟

1140
01:24:47,949 --> 01:24:49,150
‫<i>این واقعیـه؟ خواب نمی‌بینم؟</i>

1141
01:24:51,150 --> 01:25:01,150
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M