1
00:00:01,001 --> 00:00:02,836
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,919 --> 00:00:05,422
‫آر.جی. دکر لعنتی.
‫به این زودی آزادت کردن؟

3
00:00:05,505 --> 00:00:07,048
‫الان یه کارآگاه خصوصیم.

4
00:00:07,132 --> 00:00:09,467
‫- کارآگاه آبریو. سلام، چطوری؟
‫- تو شهرک تریلرنشین‌ها اوضاع چطوره؟

5
00:00:09,551 --> 00:00:10,552
‫دوستای جدید پیدا می‌کنی؟

6
00:00:10,635 --> 00:00:11,636
‫دارم محاکمه می‌شم.

7
00:00:12,637 --> 00:00:13,138
‫امروز موفق باشی.

8
00:00:13,138 --> 00:00:13,972
‫امروز موفق باشی.

9
00:00:14,639 --> 00:00:18,435
‫من امی اوچوا هستم. لوکاس برادر ناتنیمه
‫و اونم همون مردیه که نزدیک بود بکشتش.

10
00:00:19,019 --> 00:00:21,980
‫اگه برای محافظت از لوکاس دروغ نمی‌گفتم،
‫عواقبی برام داشت.

11
00:00:22,063 --> 00:00:24,524
‫اما بازم کارم اشتباه بود و متاسفم.

12
00:00:24,607 --> 00:00:27,277
‫سه هفته پیش یه فروچاله
‫بیرون پنجره‌ت دهن باز کرد

13
00:00:27,360 --> 00:00:28,778
‫و اون موقع نیومدی پیش ما بمونی؟

14
00:00:28,862 --> 00:00:30,113
‫می‌خواستی منو ببینی؟

15
00:00:30,697 --> 00:00:32,240
‫می‌تونی یک هفته اینجا بمونی.

16
00:00:32,323 --> 00:00:33,408
‫و بعدش می‌ری.

17
00:00:33,491 --> 00:00:35,827
‫من تبرئه شدم. این اولین کاری بود که کردم.

18
00:00:35,910 --> 00:00:39,414
‫یه بلیت بخت‌آزمایی خریدم و همون
‫بلیت یک میلیون دلار برنده شد.

19
00:00:39,497 --> 00:00:41,875
‫اگه اون روز به جای فرداش آزاد نمی‌شدم،

20
00:00:41,958 --> 00:00:43,001
‫کی می‌دونه چه بلایی سرم می‌اومد.

21
00:01:35,428 --> 00:01:37,597
‫- برید، برید، برید!
‫- هدف، در جنوبی!

22
00:01:37,680 --> 00:01:40,308
‫- هدف سمت چپه.
‫- دیدیمش!

23
00:01:40,391 --> 00:01:43,019
‫تکون نخور. دستا بالا.

24
00:01:44,896 --> 00:01:46,314
‫گوشه‌ها رو پاکسازی کنید!

25
00:01:47,398 --> 00:01:48,399
‫پاکسازی شد.

26
00:01:49,317 --> 00:01:51,778
‫یه مزرعه پیدا کردیم.

27
00:01:52,362 --> 00:01:55,949
‫ایول بابا، چقدر علف اینجاست.

28
00:01:56,449 --> 00:01:58,701
‫اگه برات سؤاله که کدوم
‫یکی از رفیقات لوت داده،

29
00:01:58,785 --> 00:02:01,329
‫یه پیرزن بود که سگش رو اینورا می‌گردونه.

30
00:02:01,412 --> 00:02:04,791
‫هی فعالیت‌های مشکوک رو گزارش می‌کرد انگار
‫که می‌خواست تو یه مسابقه رادیویی برنده بشه.

31
00:02:05,542 --> 00:02:07,585
‫از دست این «کارن»‌ها، مگه نه؟

32
00:02:07,669 --> 00:02:09,379
‫اینا گیاه کانابیس نیستن، گوشت‌خوارن.

33
00:02:11,548 --> 00:02:13,383
‫گفتم کانابیس نیستن، گوشت‌خوارن.

34
00:02:13,466 --> 00:02:16,094
‫اینا گیاه ماری‌جوانا نیستن،
‫ونوس حشره‌خوارن.

35
00:02:24,519 --> 00:02:27,564
‫- هی، کارآگاه، این‌طرف.
‫- بریم.

36
00:02:32,777 --> 00:02:34,320
‫اون چرخ‌گوشته؟

37
00:02:37,866 --> 00:02:39,284
‫باید اینو ببینی.

38
00:02:44,038 --> 00:02:46,833
‫دقیقاً کی رو می‌دادی گیاهات بخورن؟

39
00:02:46,833 --> 00:02:51,838
‫«ترجمه از میثم موسویان»

40
00:02:52,922 --> 00:02:53,923
‫یالا دیگه.

41
00:02:55,800 --> 00:02:58,386
‫- تو این کار خیلی افتضاحی، داداش.
‫- باشه.

42
00:02:58,469 --> 00:03:02,056
‫جدی می‌گم، اگه ماشین دزدی
‫بیسبال بود، تو تیم راکیز بودی.

43
00:03:02,140 --> 00:03:03,808
‫اوه. خب، شاید اگه معلم بهتری داشتم...

44
00:03:03,892 --> 00:03:07,562
‫بهترین معلم فورت لادردیل رو داری.
‫انگشتای پیرمردیت رو گردن من ننداز.

45
00:03:07,645 --> 00:03:10,148
‫اوه، فکر کنم منظورت اینه که
‫بهترین بودی، مگه نه؟

46
00:03:10,231 --> 00:03:12,567
‫چون می‌دونی اگه بفهمم
‫از بازنشستگی دراومدی چی می‌شه؟

47
00:03:12,650 --> 00:03:13,943
‫- به مامانم می‌گی.
‫- آره.

48
00:03:14,027 --> 00:03:16,654
‫- که از لو دادن به پلیس هم بدتره.
‫- دقیقاً.

49
00:03:16,738 --> 00:03:20,491
‫عمراً. من دیگه ت-م-و-م
‫کردم. کارم تمومه، پسر.

50
00:03:22,702 --> 00:03:24,621
‫این سنجاق لعنتی شکسته.

51
00:03:30,877 --> 00:03:32,837
‫خب، چطوری این کارو کردی؟

52
00:03:32,921 --> 00:03:36,382
‫- با ماشین من چیکار می‌کنی؟
‫- اوه، سلام کت. ایشون داریوسه.

53
00:03:36,466 --> 00:03:39,761
‫داره تو یه مهارت جدید که ممکنه به عنوان
‫یه کارآگاه خصوصی به دردم بخوره، کمکم می‌کنه.

54
00:03:41,137 --> 00:03:42,555
‫- ساعت ۹ صبح دوشنبه‌ست.
‫- واقعاً؟

55
00:03:42,639 --> 00:03:44,098
‫داریوس نباید مدرسه باشه؟

56
00:03:44,182 --> 00:03:47,769
‫نه خانم. یه یارویی که نزدیک مدرسه
‫زندگی می‌کنه مار بوآش رو گم کرده.

57
00:03:48,353 --> 00:03:50,897
‫همه‌مون باید خونه بمونیم
‫تا کنترل حیوانات پیداش کنه.

58
00:03:51,481 --> 00:03:52,690
‫- به تلاشت ادامه بده.
‫- ممنون.

59
00:03:54,651 --> 00:03:58,029
‫کلید کشوهای پرونده‌ها رو پیدا کردم،
‫مگه اینکه بخوای قفل اونم باز کنی.

60
00:04:08,581 --> 00:04:10,166
‫باشه. این عالیه.

61
00:04:10,875 --> 00:04:13,878
‫حالا یه جا دارم که همه
‫پرونده‌هام رو توش بذارم.

62
00:04:17,548 --> 00:04:20,343
‫- حدس می‌زنم اوضاع کار هنوز یه کم کساده.
‫- آره.

63
00:04:20,426 --> 00:04:22,053
‫آره، یه کم کساده. داره بهتر می‌شه.

64
00:04:22,136 --> 00:04:24,889
‫ویش دیشب بهم پیام داد،
‫گفت یه مشتری جدید برام داره.

65
00:04:25,640 --> 00:04:28,309
‫ای وای، باید ۲۰ دقیقه
‫دیگه برم طرف رو ببینم.

66
00:04:29,352 --> 00:04:30,728
‫بالای ۱۲ سالشه؟

67
00:04:34,774 --> 00:04:36,150
‫هی، مشتری کجاست؟

68
00:04:37,777 --> 00:04:38,778
‫اوه، خدای من.

69
00:04:39,279 --> 00:04:40,280
‫ویش.

70
00:04:40,947 --> 00:04:43,533
‫ببین، ما قبلاً در مورد این حرف زدیم. من...

71
00:04:43,616 --> 00:04:44,659
‫من به کار نیاز دارم.

72
00:04:44,742 --> 00:04:47,245
‫- صدقه نمی‌خوام.
‫- این یه پرونده واقعیه، آر.جی.

73
00:04:47,328 --> 00:04:48,663
‫پرونده واقعی، جدی؟

74
00:04:48,746 --> 00:04:50,498
‫مثل... مثل پرونده گم شدن سرخ‌کن؟

75
00:04:50,581 --> 00:04:53,376
‫اونو یادت میاد؟ بهم گفتی دزدیدنش،
‫اما همه‌ش چرت بود.

76
00:04:53,459 --> 00:04:54,794
‫رفته بود برای تعمیر.

77
00:04:54,877 --> 00:04:56,629
‫بعدشم اون دفعه بود
‫که یه لیست از اسامی می‌خواستی

78
00:04:56,713 --> 00:04:58,506
‫که سوابقشون بررسی بشه
‫تا بتونن اینجا کار کنن،

79
00:04:58,589 --> 00:05:01,301
‫ولی معلوم شد که اونا خط حمله
‫اصلی تیم دلفینز تو سال ۸۴ بودن.

80
00:05:01,384 --> 00:05:04,512
‫قسم می‌خورم، اگه هر کدوم از اون آقایون
‫علاقه‌مند بودن، استخدامشون می‌کردم.

81
00:05:05,054 --> 00:05:06,055
‫ویش...

82
00:05:09,559 --> 00:05:13,146
‫یادته در مورد ویلون آبرناتی بهت گفته بودم؟

83
00:05:13,646 --> 00:05:14,814
‫آره.

84
00:05:14,897 --> 00:05:17,900
‫آره، معلومه، اولین باری که
‫افتادی زندان هم‌سلولیت بود.

85
00:05:18,985 --> 00:05:22,322
‫چم و خم کار رو بهت یاد داد
‫همون‌طور که تو به من یاد دادی.

86
00:05:22,405 --> 00:05:25,575
‫زندان هم که زندانه، جایی که
‫یه نگاه اشتباه تو یه زمان اشتباه

87
00:05:25,658 --> 00:05:28,786
‫می‌تونه باعث بشه یه
‫مسواک تیز بره توی گردنت.

88
00:05:28,870 --> 00:05:30,121
‫فکر کنم موافق باشی.

89
00:05:30,204 --> 00:05:32,665
‫این، امم، از اون مدل لطف‌هاییه
‫که آدم به این زودی فراموش نمی‌کنه.

90
00:05:33,458 --> 00:05:34,959
‫- اوهوم.
‫- برای همین می‌خوام استخدامت کنم

91
00:05:35,043 --> 00:05:38,212
‫که پسر ویلون، یعنی مارکوس رو،
‫از یه دردسری نجات بدی.

92
00:05:39,380 --> 00:05:40,506
‫این دردسر،

93
00:05:41,090 --> 00:05:42,091
‫قسم می‌خوری که واقعیه؟

94
00:05:42,175 --> 00:05:43,259
‫واقعیه.

95
00:05:45,553 --> 00:05:46,888
‫حتی اسمش تو روزنامه‌ها هم رفته.

96
00:05:51,184 --> 00:05:58,066
‫[گلخانه وحشت]

97
00:06:22,382 --> 00:06:23,383
‫مارکوس.

98
00:06:24,759 --> 00:06:26,260
‫حالت چطوره؟ اسم من آر.جی. دکره.

99
00:06:26,344 --> 00:06:27,887
‫- من یه...
‫- کارآگاه خصوصی هستی.

100
00:06:27,970 --> 00:06:30,765
‫آره، می‌دونم نگهبانا بهم گفتن، اما اگه
‫دنبال کار می‌گردی، شرمنده‌م.

101
00:06:30,848 --> 00:06:33,101
‫- پولشو ندارم.
‫- راستش پول من قبلاً پرداخت شده.

102
00:06:33,184 --> 00:06:34,727
‫من از دوستای ویش ایکنم.

103
00:06:35,645 --> 00:06:36,646
‫آقای ایکن شما رو فرستاده؟

104
00:06:36,729 --> 00:06:37,855
‫آره، دقیقاً.

105
00:06:37,939 --> 00:06:40,274
‫بهم می‌گه امکان نداره کاری که
‫اونا می‌گن رو تو کرده باشی.

106
00:06:40,358 --> 00:06:42,985
‫نه، نه، نه آقا. عمراً همچین کاری نمی‌کنم.

107
00:06:43,069 --> 00:06:45,780
‫تا الان هر چی می‌دونم
‫همون چیزاییه که تو روزنامه‌ها خوندم.

108
00:06:45,863 --> 00:06:48,825
‫پلیس انتظار داشته تو گلخونه‌ت
‫ماری‌جوانا پیدا کنه.

109
00:06:48,908 --> 00:06:50,827
‫اون گلخونه من نبود.

110
00:06:50,910 --> 00:06:51,911
‫مال کلم بود.

111
00:06:51,994 --> 00:06:54,330
‫کلم کری‌شا. اون کسیه که منو استخدام کرد.

112
00:06:54,414 --> 00:06:55,706
‫اون قاچاقچی ونوس حشره‌خواره.

113
00:06:55,790 --> 00:06:57,041
‫قاچاقچی چی چی؟

114
00:06:57,667 --> 00:06:59,001
‫ونوس حشره‌خوار کمیابه.

115
00:06:59,502 --> 00:07:01,045
‫همین اونا رو ارزشمند می‌کنه.

116
00:07:01,129 --> 00:07:03,047
‫تنها جایی تو کل دنیا که
‫به طور طبیعی رشد می‌کنن

117
00:07:03,131 --> 00:07:05,049
‫گوشه جنوب شرقی کارولینای شمالیه.

118
00:07:05,716 --> 00:07:06,801
‫و اونجا بود که می‌رفت و اونا رو می‌دزدید.

119
00:07:07,301 --> 00:07:09,887
‫پس تو و این کلم شریک بودین؟

120
00:07:09,971 --> 00:07:11,389
‫کلم تو قاچاق و دزدی خوب بود.

121
00:07:11,472 --> 00:07:13,433
‫اما تو کار با گیاهان افتضاحه.

122
00:07:13,516 --> 00:07:15,768
‫منو از مرکز گل و گیاهی که توش
‫کار می‌کردم استخدام کرد

123
00:07:15,852 --> 00:07:19,689
‫فقط برای اینکه مطمئن بشه به گیاهاش...
‫درست آب و غذا داده می‌شه.

124
00:07:19,772 --> 00:07:22,358
‫و می‌دونستم کار اشتباهیه. من... من...

125
00:07:22,984 --> 00:07:26,028
‫نامزدم، کلی لین، تازه بهم گفته بود که
‫حامله‌ست و من...

126
00:07:26,112 --> 00:07:30,533
‫مارکوس، نگران اون نباش.
‫اشکالی نداره، اما... باید بپرسم،

127
00:07:31,159 --> 00:07:34,495
‫چطوری متوجه یه فریزر
‫پر از تیکه‌های بدن نشدی؟

128
00:07:36,080 --> 00:07:38,082
‫فریزر تو یه انباری بود
‫که کلم همیشه قفلش می‌کرد.

129
00:07:38,166 --> 00:07:39,750
‫قبل از اینکه استخدامم کنه، بهم گفت

130
00:07:39,834 --> 00:07:41,586
‫به گیاهان لاشه چرخ‌کرده
‫حیوانات کشته شده تو جاده می‌ده.

131
00:07:41,669 --> 00:07:45,131
‫گفتم این اصلاً خوب نیست، بهترین چیز
‫برای ونوس حشره‌خوار کرم میل‌ورمه.

132
00:07:45,214 --> 00:07:49,385
‫و اینطوری شد که، بعد از اون هر وقت می‌رفتم
‫اونجا، یه کیسه بزرگ میل‌ورم منتظرم بود.

133
00:07:49,469 --> 00:07:53,764
‫خب، طبق چیزی که تو روزنامه نوشته، پلیس تو
‫رو با یه کیسه گنده از گوشت آدم پیدا کرده.

134
00:07:55,933 --> 00:07:57,727
‫من و کلم، به ندرت همدیگه رو می‌دیدیم.

135
00:07:58,519 --> 00:08:00,771
‫و بیشتر تو اسنپ‌چت با هم حرف می‌زدیم.

136
00:08:00,855 --> 00:08:02,899
‫بهش می‌گفتم چی لازم دارم،
‫اونم برام جور می‌کرد.

137
00:08:02,982 --> 00:08:04,275
‫و بعدش چند روز پیش،

138
00:08:04,358 --> 00:08:09,071
‫بهم پیام داد و گفت که...
‫یادش رفته میل‌ورم سفارش بده.

139
00:08:10,406 --> 00:08:14,952
‫و مجبوریم موقتاً برای ونوس‌های حشره‌خوار
‫دوباره از لاشه حیوانات استفاده کنیم.

140
00:08:17,705 --> 00:08:18,873
‫متوجه نمی‌شی؟

141
00:08:18,956 --> 00:08:20,583
‫کلم اون یارو رو کشته.

142
00:08:21,125 --> 00:08:23,377
‫داشت از من و گیاهان استفاده
‫می‌کرد تا از شر جسد خلاص بشه.

143
00:08:23,461 --> 00:08:26,756
‫پلیسا می‌خوان بهشون بگم
‫مقتول کیه، اما نمی‌تونم.

144
00:08:26,839 --> 00:08:28,633
‫- من... من نمی‌دونم.
‫- درسته.

145
00:08:28,716 --> 00:08:31,636
‫و از اونجایی که برنامه پیام‌ها رو
‫بعد از خوندن پاک می‌کنه،

146
00:08:31,719 --> 00:08:33,846
‫نمی‌تونی ثابت کنی
‫که کلم بهت گفته کاری بکنی.

147
00:08:33,930 --> 00:08:38,434
‫می‌دونی، شبی که دستگیرم کردن،
‫مجبورم کردن تو فریزر رو نگاه کنم.

148
00:08:38,518 --> 00:08:41,854
‫یه بالاتنه بود و ۲ تا دست و ۲ تا پا.

149
00:08:41,938 --> 00:08:43,898
‫سر و دست‌هاش نبودن.

150
00:08:43,981 --> 00:08:46,984
‫اما کلم فقط یارو رو تیکه‌تیکه نکرده بود،
‫گوشتش رو هم کنده بود.

151
00:08:47,068 --> 00:08:48,402
‫منظورت چیه؟

152
00:08:48,486 --> 00:08:49,570
‫مقتول؟

153
00:08:50,363 --> 00:08:52,281
‫عضلات بازو و پشتش نبودن.

154
00:08:52,782 --> 00:08:54,659
‫عضلات بازو و پشتش نبودن؟

155
00:08:54,742 --> 00:08:58,412
‫اونا حتماً تو همون کیسه
‫گوشتی بودن که کلم بهم داد.

156
00:08:58,496 --> 00:09:00,331
‫اونا و سر و دست‌هاش
‫همه چرخ شده بودن.

157
00:09:00,414 --> 00:09:03,501
‫خواهش می‌کنم، من فقط
‫می‌خوام برم خونه پیش کلی لین.

158
00:09:04,544 --> 00:09:06,212
‫فقط می‌خوام توی بارداری کمکش کنم.

159
00:09:07,171 --> 00:09:08,297
‫باید کلم رو پیدا کنی.

160
00:09:18,558 --> 00:09:20,810
‫آره، به اون سوءسابقه‌ها نگاه کن.
‫اونی نیست که دنبالشیم.

161
00:09:20,893 --> 00:09:22,979
‫- سلام.
‫- اونو برام پرینت می‌گیری، بی‌زحمت؟

162
00:09:23,062 --> 00:09:25,523
‫- همین‌ورا بودم، و...
‫- یه چیزی می‌خوای.

163
00:09:25,606 --> 00:09:28,526
‫مل، یعنی یه آدمی که تو خونه
‫زن سابقش زندگی می‌کنه

164
00:09:28,609 --> 00:09:31,112
‫نمی‌تونه بدون اینکه چیزی بخواد
‫به هم‌خونه زن سابقش سر بزنه؟

165
00:09:31,195 --> 00:09:32,196
‫بی‌خیال.

166
00:09:32,280 --> 00:09:34,824
‫اوهوم، اگه چیزی نمی‌خواستی، یه کیسه از

167
00:09:34,907 --> 00:09:37,868
‫چیزی که فرض می‌کنم شیرینی پاستلیتو
‫از قنادی مورد علاقه‌مه دستت نبود.

168
00:09:39,036 --> 00:09:40,037
‫خیلی خب.

169
00:09:40,121 --> 00:09:41,289
‫- یه پرونده جدید گرفتم.
‫- هوم.

170
00:09:41,372 --> 00:09:43,082
‫مارکوس آبرناتی. متهم شده به...

171
00:09:43,165 --> 00:09:45,418
‫اوه. آره، تبدیل کردن یه آدم ناشناس
‫به کود گیاهی. آره.

172
00:09:45,501 --> 00:09:47,169
‫- آره.
‫- پرونده من نیست. نمی‌تونم کمکت کنم.

173
00:09:47,253 --> 00:09:49,255
‫- باشه، خب، حتی اگه پرونده تو هم نباشه...
‫- کارآگاه.

174
00:09:49,338 --> 00:09:51,007
‫می‌تونی بذاری یه نگاه
‫کوچولو به پرونده بندازم.

175
00:09:51,090 --> 00:09:54,343
‫یه سرنخ از یه مظنون جدید دارم که
‫به نظرم مورد خوبیه، کلم کری‌شا.

176
00:09:54,427 --> 00:09:57,471
‫فقط می‌خوام بدونم تو رادارتون
‫هست یا نه. فقط همین رو می‌خوام بدونم.

177
00:09:59,473 --> 00:10:03,185
‫۱۰ دقیقه دیگه بیرون منتظرم باش.
‫پرونده‌ها رو برات میارم.

178
00:10:03,269 --> 00:10:04,854
‫- جدی؟
‫- نه، احمق.

179
00:10:04,937 --> 00:10:06,731
‫- اوه.
‫- در ضمن، تو خونه،

180
00:10:06,814 --> 00:10:09,191
‫دیگه در توالت فرنگی رو بالا نذار.
‫تو با ۳ تا زن زندگی می‌کنی.

181
00:10:10,359 --> 00:10:11,944
‫۳ تا، آر.جی.

182
00:10:17,700 --> 00:10:20,328
‫کلی لین، من آلویشس ایکن هستم.

183
00:10:20,411 --> 00:10:23,539
‫فکر کنم وکیل تسخیری مارکوس
‫بهت گفته بود که منتظر من باشی؟

184
00:10:25,625 --> 00:10:29,128
‫خب... وکیل مارکوس گفت که تو

185
00:10:29,211 --> 00:10:30,630
‫با بابای مارکوس دوست بودی؟

186
00:10:30,713 --> 00:10:31,714
‫آره، ویلون.

187
00:10:32,214 --> 00:10:34,800
‫آره، من و اون یه مدتی

188
00:10:34,884 --> 00:10:36,927
‫تو ندامتگاه زفیرهیلز حدود ۲۰
‫سال پیش با هم آب خنک می‌خوردیم.

189
00:10:37,011 --> 00:10:39,555
‫می‌دونی، ویلون منو زیر پر و بال خودش گرفت،

190
00:10:39,639 --> 00:10:41,974
‫بهم کمک کرد بفهمم برای زنده موندن چی لازمه.

191
00:10:42,058 --> 00:10:44,101
‫بهت یاد داد چطوری
‫تیزی و این‌جور چیزا درست کنی؟

192
00:10:44,685 --> 00:10:46,395
‫نه، برعکس.

193
00:10:46,979 --> 00:10:50,733
‫بهم یاد داد چطوری سرم به کار
‫خودم باشه، از درگیری دوری کنم.

194
00:10:51,734 --> 00:10:55,863
‫اگه به خاطر ویلون پیر نبود،
‫یه مرد درستکار و بافکر،

195
00:10:55,946 --> 00:10:58,366
‫علی‌رغم علاقه‌ش به کپی
‫کردن کارت‌های اعتباری،

196
00:10:59,241 --> 00:11:00,785
‫عمراً نمی‌تونستم از
‫اونجا جون سالم به در ببرم.

197
00:11:01,327 --> 00:11:04,038
‫مارکوس هیچ‌وقت در موردش حرفی نمی‌زد.

198
00:11:04,121 --> 00:11:06,582
‫آره، خب، مارکوس هیچ‌وقت فرصت نکرد بشناستش.

199
00:11:06,666 --> 00:11:10,670
‫آره، وقتی مارکوس به دنیا اومد،
‫ویلون داشت حبسش رو می‌کشید،

200
00:11:11,504 --> 00:11:16,217
‫و چند سال بعد، تشخیص دادن
‫ویلون سرطان خون داره.

201
00:11:17,843 --> 00:11:20,388
‫آره، قبل از اینکه تو بهداری بمیره،

202
00:11:20,471 --> 00:11:23,641
‫ازم قول گرفت که هوای پسرش رو داشته باشم.

203
00:11:24,141 --> 00:11:26,352
‫مطمئن بشم که سرنوشتش مثل ما نمی‌شه.

204
00:11:27,103 --> 00:11:28,396
‫این چطور پیش می‌ره؟

205
00:11:32,274 --> 00:11:34,902
‫خب،  اگه چیز دیگه‌ای لازم داشتی،

206
00:11:35,611 --> 00:11:37,947
‫بهم خبر بده.

207
00:11:41,951 --> 00:11:42,993
‫دارلا سیمز.

208
00:11:43,077 --> 00:11:45,413
‫سلام، اسم من آر.جی. دکره.

209
00:11:45,996 --> 00:11:47,289
‫من یه کارآگاه خصوصیم.

210
00:11:47,373 --> 00:11:49,709
‫امیدوار بودم بتونم چند تا سؤال

211
00:11:49,792 --> 00:11:51,752
‫در مورد شوهر سابقتون
‫کلم کری‌شا ازتون بپرسم.

212
00:11:52,920 --> 00:11:56,257
‫می‌تونی ساعت ۵ برگردی؟
‫اون موقع مغازه رو می‌بندم.

213
00:11:56,340 --> 00:11:58,008
‫هر سؤالی دوست داشتی جواب می‌دم.

214
00:12:00,428 --> 00:12:02,805
‫دلیلی داره که الان نتونیم حرف بزنیم؟

215
00:12:02,888 --> 00:12:04,265
‫من سر کارم.

216
00:12:05,558 --> 00:12:08,811
‫وقتی سر کارم، فقط با مشتریا حرف می‌زنم.

217
00:12:09,437 --> 00:12:10,980
‫نه. نه.

218
00:12:11,063 --> 00:12:14,024
‫کلم یه کلاهبرداره و توی
‫عشق و عاشقی هم تعریفی نداره،

219
00:12:14,108 --> 00:12:17,695
‫اما عمراً بتونه کسی رو بکشه،
‫چه برسه به اینکه تیکه‌تیکه‌شون کنه.

220
00:12:19,196 --> 00:12:22,658
‫خب، یه جسد ناشناس تو سردخونه هست
‫که ممکنه چیز دیگه‌ای بگه.

221
00:12:22,742 --> 00:12:23,951
‫- پاپوشه.
‫- پاپوش؟

222
00:12:24,034 --> 00:12:25,035
‫حتماً همینه.

223
00:12:25,119 --> 00:12:26,787
‫کلمی که من می‌شناسم
‫آزارش به یه مگس هم نمی‌رسه.

224
00:12:27,538 --> 00:12:28,539
‫حرفمو پس می‌گیرم.

225
00:12:28,622 --> 00:12:31,167
‫با اون همه گیاه حشره‌خوار لعنتی،
‫حتماً به مگس‌ها آسیب رسونده.

226
00:12:31,250 --> 00:12:33,669
‫- پس در موردشون می‌دونستی؟
‫- معلومه.

227
00:12:33,753 --> 00:12:35,629
‫می‌دونستی قاچاقچیه؟

228
00:12:35,713 --> 00:12:38,340
‫حتی چند بار باهاش رفتم «اکتشاف»

229
00:12:38,424 --> 00:12:40,885
‫- و رفیقش، گری، تو کارولینای شمالی.
‫- ببخشید، گری کیه؟

230
00:12:40,968 --> 00:12:42,636
‫- گَری شریک کاریشه؟
‫- با هم نوشیدنی می‌خورن.

231
00:12:42,720 --> 00:12:46,056
‫اون گل‌فروشی تو خیابون کوردووا مال اونه،
‫گل‌فروشی گری.

232
00:12:46,140 --> 00:12:48,267
‫به کلم کمک می‌کرد تا اون
‫حشره‌خوارهای کوچولو رو

233
00:12:48,350 --> 00:12:49,977
‫تو مسیر برگشت به فورت
‫لادردیل زنده نگه داره.

234
00:12:51,687 --> 00:12:53,606
‫اخیراً از کلم خبری داشتی؟

235
00:12:54,231 --> 00:12:56,525
‫آخرین بار... حدود ۱ سال پیش بود.

236
00:12:56,609 --> 00:12:58,360
‫بهش پیام دادم که

237
00:12:58,444 --> 00:13:03,157
‫تو پرداخت نفقه‌ش  دیر کرده
‫و اونم با این جواب داد.

238
00:13:05,242 --> 00:13:07,328
‫اوه. اون پشتشو نشونت داد.

239
00:13:08,412 --> 00:13:11,791
‫خیلی خب. اینا چیه؟ خالکوبیه؟

240
00:13:12,458 --> 00:13:15,002
‫کلم طرفدار دوآتیشه گروه دورزه.

241
00:13:15,085 --> 00:13:17,630
‫اونی که رو سمت چپه
‫قراره جیم موریسون باشه.

242
00:13:17,713 --> 00:13:18,839
‫- می‌بینم، آره.
‫- اوهوم.

243
00:13:18,923 --> 00:13:21,383
‫و سمت راست،
‫بیشتر متن آهنگ «پایان» رو زده.

244
00:13:21,467 --> 00:13:22,927
‫- آه.
‫- به نظرم اصلاً خنده‌دار نبود...

245
00:13:23,010 --> 00:13:24,678
‫اما برای اون خیلی خنده‌دار بود.

246
00:13:28,015 --> 00:13:29,683
‫کلم خالکوبی دیگه‌ای هم داره؟

247
00:13:33,938 --> 00:13:35,105
‫هی، ویش.

248
00:13:35,815 --> 00:13:36,607
‫یه مشکلی داریم.

249
00:13:36,607 --> 00:13:37,566
‫این پشت یه نفره
‫که داری بهم نشون می‌دی؟

250
00:13:37,650 --> 00:13:40,736
‫آره، پشت همون یاروییه که
‫مارکوس براش کار می‌کرده، کلم کری‌شا.

251
00:13:42,279 --> 00:13:43,989
‫همونی که می‌گفت حتماً قاتل اصلیه.

252
00:13:44,073 --> 00:13:45,074
‫به خالکوبیش نگاه کن.

253
00:13:48,744 --> 00:13:49,745
‫«پایان.»

254
00:13:49,829 --> 00:13:50,830
‫اوه، خیلی خوبه.

255
00:13:50,913 --> 00:13:52,039
‫در واقع، خیلی بده.

256
00:13:52,122 --> 00:13:56,252
‫طبق گفته زن سابقش، تنها خالکوبی‌های
‫دیگه‌ای که داشت رو بازوهاش بود.

257
00:13:56,877 --> 00:13:58,170
‫یه دینامیت روی هر کدوم از بازوهاش.

258
00:13:58,254 --> 00:13:59,380
‫خب که چی؟

259
00:13:59,463 --> 00:14:00,923
‫خب پس جسدی که پلیس
‫تو فریزر پیدا کرده،

260
00:14:01,006 --> 00:14:02,925
‫فقط سر و دست‌هاش قطع نشده بودن،

261
00:14:03,008 --> 00:14:05,177
‫پشت و بازوهاش هم نبودن.

262
00:14:05,261 --> 00:14:07,429
‫چون اگه درست فکر کنم،
‫به این دلیله که قاتل می‌خواسته

263
00:14:07,513 --> 00:14:09,890
‫از شر تمام ویژگی‌های شناسایی
‫جسد ناشناس خلاص بشه.

264
00:14:09,974 --> 00:14:13,102
‫دندون‌ها، اثر انگشت، و خالکوبی‌ها.

265
00:14:13,185 --> 00:14:15,312
‫فکر نکنم کلم جسد رو
‫گذاشته باشه تو فریزر.

266
00:14:16,063 --> 00:14:17,940
‫فکر کنم جسد تو فریزر خود کلم بوده.

267
00:14:20,484 --> 00:14:23,070
‫مارکوس بهت گفت که
‫این کلم باید قاتل باشه.

268
00:14:23,153 --> 00:14:26,031
‫پیدا کردنش تنها راهی بود که
‫می‌خواستی باهاش مارکوس رو تبرئه کنی

269
00:14:26,115 --> 00:14:30,995
‫از قتل جسد ناشناس،
‫اما اگه کلم همون جسد ناشناس باشه...

270
00:14:31,078 --> 00:14:33,747
‫پس کی داشت تو اسنپ‌چت
‫به مارکوس دستور می‌داد؟

271
00:14:34,748 --> 00:14:36,542
‫خب، داری فرض می‌کنی که یه
‫نفر داشته این کار رو می‌کرده.

272
00:14:38,252 --> 00:14:41,714
‫ویش، این پرونده، برای من به‌خاطر
‫پولش نیست، خودت اینو می‌دونی.

273
00:14:41,797 --> 00:14:44,758
‫دقیقاً همون‌قدر که تو می‌خوای به
‫ویلون کمک کنی منم می‌خوام بهت کمک کنم.

274
00:14:45,634 --> 00:14:47,928
‫- اما؟
‫- اما...

275
00:14:50,556 --> 00:14:52,057
‫مطمئنی کار مارکوس نبوده؟

276
00:14:52,725 --> 00:14:53,767
‫عجب، تو که دیدیش.

277
00:14:53,851 --> 00:14:55,561
‫- نظرت چیه؟
‫- ببین، به حرفم گوش کن.

278
00:14:55,644 --> 00:14:57,479
‫مارکوس فهمید که داره بچه‌دار می‌شه.

279
00:14:57,563 --> 00:14:59,940
‫شاید به این نتیجه رسید
‫که باید پول بیشتری دربیاره.

280
00:15:00,024 --> 00:15:03,652
‫خب که چی؟ رئیسش رو می‌کشه تا تجارت
‫گیاه‌های حشره‌خوارش رو مال خودش کنه؟

281
00:15:04,653 --> 00:15:05,654
‫آره.

282
00:15:15,581 --> 00:15:18,292
‫نه، اصلاً.

283
00:15:18,834 --> 00:15:19,919
‫مارکوس این کار رو نکرده.

284
00:15:20,002 --> 00:15:22,338
‫تو به راهت ادامه بده،
‫یه راهی پیدا کن تا ازش سر در بیاری.

285
00:15:22,421 --> 00:15:24,465
‫اما اگه پلیس تا الان نفهمیده
‫باشه که کلم همون جسد ناشناسه،

286
00:15:24,548 --> 00:15:27,301
‫به زودی می‌فهمن، و فشار رو
‫روی مارکوس بیشتر می‌کنن.

287
00:15:27,384 --> 00:15:29,511
‫پس حالا باید سریع‌تر کار کنی، مگه نه؟

288
00:15:31,347 --> 00:15:32,389
‫باشه.

289
00:15:40,606 --> 00:15:41,649
‫- صبح بخیر.
‫- وای.

290
00:15:41,732 --> 00:15:42,733
‫ببخشید.

291
00:15:43,233 --> 00:15:45,027
‫رفتم دفترت، هنوز باز نبود.

292
00:15:45,110 --> 00:15:47,529
‫پس با خودت فکر کردی مثل یه مزاحم
‫این بیرون منتظر بمونی؟

293
00:15:47,613 --> 00:15:50,908
‫فکر کردم دیدن من تو پارکینگ
‫شاید خاطرات خوبی رو برات زنده کنه.

294
00:15:51,784 --> 00:15:53,661
‫چی...

295
00:15:53,744 --> 00:15:55,663
‫چی می‌خوای؟

296
00:15:55,746 --> 00:15:58,874
‫خب، یه مشتری جدید دارم، مارکوس آبرناتی.

297
00:15:58,958 --> 00:16:01,627
‫پلیس و دفتر دادستانی فکر می‌کنن قاتله.
‫من این‌طور فکر نمی‌کنم.

298
00:16:01,710 --> 00:16:02,962
‫خب؟

299
00:16:03,045 --> 00:16:06,215
‫خب بازپرس منطقه‌ متحد سیاسی باباته.

300
00:16:06,298 --> 00:16:07,675
‫تکرار می‌کنم، خب؟

301
00:16:08,759 --> 00:16:12,054
‫گوش کن، من خیلی کورکورانه پیش می‌رم، خب؟

302
00:16:12,137 --> 00:16:14,306
‫می‌خوام بدونم پلیس
‫مدرکی علیه مارکوس داره یا نه

303
00:16:14,390 --> 00:16:16,725
‫به جز اینکه نزدیک جسد بوده.

304
00:16:17,351 --> 00:16:19,895
‫می‌خوام بدونم به مظنون
‫دیگه‌ای هم شک کردن یا نه.

305
00:16:19,979 --> 00:16:22,231
‫پس ازم می‌خوای یکم
‫از نفوذ اوچوا استفاده کنم،

306
00:16:22,314 --> 00:16:24,692
‫و بفهمم دفتر دادستانی
‫چی می‌دونه که تو نمی‌دونی؟

307
00:16:24,775 --> 00:16:26,193
‫اوهوم.

308
00:16:27,027 --> 00:16:29,571
‫پس این‌طوری حسابمون رو با هم صاف می‌کنیم،

309
00:16:29,655 --> 00:16:33,742
‫من بهت لطف کنم تا تو بتونی ساعتی
‫۵۰ دلار به اضافه هزینه‌هات رو دربیاری؟

310
00:16:34,910 --> 00:16:37,746
‫یا آره، یا می‌تونی برای ۱۸ ماه بری زندان.

311
00:16:40,207 --> 00:16:41,792
‫هوم. اوهوم.

312
00:16:42,960 --> 00:16:44,294
‫اسم مشتریت چی بود؟

313
00:16:50,134 --> 00:16:54,263
‫فقط می‌خواستم بیام و تشکر کنم
‫که دیروز اومدی دیدنم.

314
00:16:55,222 --> 00:16:57,725
‫براونی آوردم... خونگیه.

315
00:16:57,808 --> 00:16:59,601
‫چی...

316
00:17:00,644 --> 00:17:03,230
‫- چقدر مهربونی.
‫- این چه حرفیه.

317
00:17:03,313 --> 00:17:04,982
‫برای تمام کارایی که داری می‌کنی...

318
00:17:05,733 --> 00:17:07,234
‫این کافی نیست.

319
00:17:09,737 --> 00:17:12,239
‫- اوه.
‫- اوه.

320
00:17:12,322 --> 00:17:14,450
‫باورم نمی‌شه که مارکوس
‫هیچ‌وقت بهم نگفته بود

321
00:17:14,533 --> 00:17:18,662
‫که یه برنده واقعی بخت‌آزمایی رو می‌شناسه.

322
00:17:18,746 --> 00:17:21,874
‫من بعد از اینکه رفتی تو
‫گوگل اسمت رو جستجو کردم،

323
00:17:22,875 --> 00:17:24,710
‫- کل داستانت رو خوندم.
‫- اوه.

324
00:17:24,793 --> 00:17:27,838
‫نه، من... اعتراف می‌کنم،
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمم چطوری

325
00:17:27,921 --> 00:17:30,132
‫این‌قدر خوش‌شانسی به یکی مثل من رو آورد.

326
00:17:36,889 --> 00:17:38,140
‫هی، قیمت یکی از اینا چنده؟

327
00:17:38,223 --> 00:17:41,560
‫بزرگاش ۵۰ دلار، کوچیکاش ۳۰ دلار.

328
00:17:41,643 --> 00:17:44,855
‫می‌دونی، جالبه، من نمی‌دونستم
‫ونوس حشره‌خوار بومی فلوریداست.

329
00:17:46,106 --> 00:17:47,232
‫نیستن.

330
00:17:48,233 --> 00:17:50,235
‫اوه.

331
00:17:50,319 --> 00:17:51,695
‫بذار حدس بزنم، یه آشنا داری؟

332
00:17:51,779 --> 00:17:53,530
‫یه چیزی تو همین مایه‌ها.

333
00:17:53,614 --> 00:17:56,950
‫احیاناً اسمش کلم کری‌شا نیست؟

334
00:17:57,034 --> 00:17:59,328
‫سلام، من آر.جی. دکرم.
‫یه کارآگاه خصوصیم.

335
00:17:59,411 --> 00:18:02,664
‫احتمالاً باید با همین شروع می‌کردم.
‫تو گری هستی، درسته؟

336
00:18:02,748 --> 00:18:05,417
‫اسمت رو از زن سابق کلم، دارلا گرفتم.

337
00:18:05,501 --> 00:18:06,835
‫من تو دردسر افتادم؟

338
00:18:06,919 --> 00:18:09,088
‫خب، گری، بستگی داره.

339
00:18:09,588 --> 00:18:11,715
‫ تو که احیاناً سر کلم رو قطع نکردی

340
00:18:11,799 --> 00:18:14,551
‫تا بتونی همه گیاه‌های
‫حشره‌خوارش رو بدزدی، نه؟

341
00:18:15,594 --> 00:18:18,764
‫واقعاً فکر می‌کنی اون جسدی که
‫پیدا کردن مال کلمه؟

342
00:18:19,932 --> 00:18:23,102
‫- آره.
‫- اوه. اوه.

343
00:18:25,062 --> 00:18:28,107
‫اون گیاه‌های حشره‌خوار اونجا رو می‌بینی؟
‫کلم بابتشون از من پولی نگرفت.

344
00:18:28,190 --> 00:18:31,527
‫فقط بعضی وقتا میومد و چند تا می‌ذاشت اینجا.

345
00:18:32,236 --> 00:18:35,239
‫و اینکه بکشمش برای
‫اینکه بیشتر گیرم بیاد؟ نه.

346
00:18:35,322 --> 00:18:38,117
‫نه، اونایی که داخلن،
‫هفته‌هاست اونجان.

347
00:18:38,200 --> 00:18:39,493
‫فروششون خیلی تعریفی نداره.

348
00:18:39,576 --> 00:18:41,203
‫خب، این چیزیه که نمی‌فهمم.

349
00:18:41,286 --> 00:18:44,206
‫کلم هزاران گیاه از اینا رو
‫تو گلخونه‌ش داشت، هزاران.

350
00:18:44,289 --> 00:18:46,542
‫حتماً یه بازاری برای اونا هست.

351
00:18:46,625 --> 00:18:48,877
‫من نمی‌دونم کلم گیاهاش رو به کی می‌فروخته.

352
00:18:49,503 --> 00:18:50,921
‫بهش گفتم که نمی‌خوام بدونم.

353
00:18:51,004 --> 00:18:53,465
‫اگه چیزی که می‌گی
‫راست باشه، اگه کلم واقعاً...

354
00:18:54,925 --> 00:18:58,387
‫مرده باشه، پس من کسی
‫نیستم که این کار رو کرده.

355
00:19:08,230 --> 00:19:09,231
‫سلام.

356
00:19:09,314 --> 00:19:12,526
‫بگو ببینم، یه کارآگاه خصوصی چیکار می‌کنه

357
00:19:12,609 --> 00:19:15,028
‫وقتی بقیه آدما اون بیرون دارن
‫کارای اونو انجام می‌دن؟

358
00:19:15,112 --> 00:19:17,406
‫خب، این یکی داشته دنبال
‫آدمایی می‌گشته که

359
00:19:17,489 --> 00:19:19,575
‫به خاطر قاچاق گیاه حشره‌خوار
‫تو کارولینای شمالی دستگیر شدن.

360
00:19:19,658 --> 00:19:21,743
‫تا ببینه هیچ‌کدومشون
‫به سمت جنوب اومده یا نه

361
00:19:21,827 --> 00:19:23,912
‫تا تجارت کلم کری‌شا رو تصاحب کنه.

362
00:19:23,996 --> 00:19:24,997
‫خب؟

363
00:19:25,080 --> 00:19:27,416
‫خب، امیدوارم تو دفتر دادستانی
‫شانس بیشتری آورده باشی.

364
00:19:27,499 --> 00:19:29,376
‫خیلی خب، ۲ تا چیز فهمیدم.

365
00:19:29,459 --> 00:19:30,669
‫اولاً، حق با توئه.

366
00:19:30,752 --> 00:19:33,046
‫پلیس می‌دونه که مقتول ناشناس
‫همون «کلم کری‌شا» هست.

367
00:19:33,130 --> 00:19:35,465
‫فقط منتظر جواب دی‌ان‌ای بودن تا تاییدش کنن.

368
00:19:35,549 --> 00:19:38,969
‫دوماً، کلم یه شوهرخواهر داشت
‫به اسم «برودی ولر».

369
00:19:39,052 --> 00:19:42,431
‫پارسال با هم دعواشون می‌شه.
‫برودی کلم رو تا حد مرگ می‌زنه.

370
00:19:42,514 --> 00:19:45,267
‫خواهر کلم، یعنی زن برودی،
‫زنگ می‌زنه پلیس،

371
00:19:45,350 --> 00:19:48,520
‫ولی وقتی می‌رسن اونجا،
‫کلم از شکایت کردن منصرف می‌شه.

372
00:19:49,354 --> 00:19:51,899
‫ببین، من اون ذهن
‫کارآگاهی و تیز تو رو ندارم،

373
00:19:51,982 --> 00:19:55,694
‫ولی می‌گم این می‌تونه یه مظنون
‫جایگزین خیلی خوب باشه، مگه نه؟

374
00:19:55,777 --> 00:19:57,196
‫ایده‌ای داری کجا می‌تونم پیداش کنم؟

375
00:19:57,279 --> 00:19:58,739
‫تنها چیزی که دارم یه آدرس کاریه،

376
00:19:58,822 --> 00:20:02,910
‫ولی اگه می‌خوای بری اونجا،
‫احتمالاً باید یه کم پول خرد با خودت ببری.

377
00:20:15,547 --> 00:20:16,590
‫بله، چه خبر؟

378
00:20:16,673 --> 00:20:21,011
‫می‌فهمم که کارآگاه بازی ارزون نیست، ولی دارم به
‫این صورت‌حسابی که داره بیشتر می‌شه نگاه می‌کنم،

379
00:20:21,094 --> 00:20:25,390
‫و باید بپرسم، واقعاً می‌خوای پول
‫پدیکور رو هم بکشی رو حساب؟

380
00:20:25,474 --> 00:20:28,769
‫اولاً، آره می‌کشم. دوماً وسط یه کاریم.

381
00:20:29,561 --> 00:20:31,021
‫اوه، چی؟ ماساژ،

382
00:20:31,104 --> 00:20:33,982
‫- شاید هم یه کم رایحه‌درمانی؟
‫- نه، منتظرم تا

383
00:20:34,066 --> 00:20:36,610
‫با یه مظنون جدید حرف بزنم،
‫شوهرخواهر کری‌شا.

384
00:20:36,693 --> 00:20:38,278
‫تا چند ساعت دیگه کارش تموم نمی‌شه،

385
00:20:38,362 --> 00:20:39,947
‫برای همین با خودم گفتم
‫یه نگاهی بندازم تو ماشینش.

386
00:20:40,030 --> 00:20:42,449
‫اگه اون کسی باشه که کلم رو تیکه‌تیکه کرده،
‫ممکنه رد خون مونده باشه.

387
00:20:43,116 --> 00:20:46,745
‫دقیقاً چطوری می‌خوای بری تو ماشینش؟

388
00:20:46,828 --> 00:20:48,330
‫واقعاً می‌خوای بدونی؟

389
00:20:48,413 --> 00:20:51,541
‫لازمه یادت بیارم که آزادی مشروط داری؟

390
00:20:51,625 --> 00:20:54,336
‫اگه موقع دزدی از ماشین بگیرنت،
‫مشروطیت لغو می‌شه و برمی‌گردی زندان.

391
00:20:54,419 --> 00:20:56,922
‫پس خوب شد که تو باز کردن
‫قفل‌ها خیلی هم مهارت ندارم.

392
00:20:57,005 --> 00:20:58,799
‫- آر.جی.
‫- ببین، می‌دونستم وقتی وارد

393
00:20:58,882 --> 00:21:01,510
‫این شغل می‌شم، ممکنه
‫گهگاهی قانون رو دور بزنم.

394
00:21:01,593 --> 00:21:03,262
‫این دور زدن نیست، فهمیدی؟

395
00:21:03,345 --> 00:21:06,265
‫این رسماً شکستن قانونه،
‫به جرم «ورود غیرقانونی».

396
00:21:06,348 --> 00:21:08,642
‫ترجیح می‌دادی به جاش مارکوس بره زندان؟

397
00:21:08,725 --> 00:21:10,310
‫درسته، منم همین فکرو می‌کردم.
‫باشه، من باید برم.

398
00:21:10,394 --> 00:21:13,939
‫- اگه چیزی پیدا کردم بهت زنگ می‌زنم.
‫- باشه، ولی... آر.جی، آر.جی؟

399
00:21:16,692 --> 00:21:18,819
‫- انجامش دادم.
‫- آره، انجامش دادی.

400
00:21:24,116 --> 00:21:26,034
‫نمی‌فهمم چرا به پلیس زنگ نمی‌زنیم.

401
00:21:26,118 --> 00:21:27,160
‫جدی می‌گی، استیوی؟

402
00:21:27,244 --> 00:21:30,414
‫خب، من کلی دلیل به ذهنم می‌رسه،
‫مثلاً اینکه توی کمد تو به اندازه

403
00:21:30,497 --> 00:21:33,667
‫۱۰۰ تا داروخونه هورمون رشد هست؟

404
00:21:33,750 --> 00:21:35,961
‫گوش کنید، حق با اونه بچه‌ها.
‫نیازی نیست به پلیس زنگ بزنید.

405
00:21:36,044 --> 00:21:38,755
‫من دزد ماشین نیستم.
‫کارآگاه خصوصیم.

406
00:21:38,839 --> 00:21:40,048
‫آره، ارواح عمه‌ت،
‫و رامون هم یه بوکسور واقعیه.

407
00:21:42,634 --> 00:21:45,887
‫خب، من فقط اومدم از برودی اینجا
‫چند تا سوال درباره شوهرخواهرش بپرسم.

408
00:21:45,971 --> 00:21:47,306
‫کلم؟

409
00:21:47,389 --> 00:21:49,099
‫آخه چرا می‌خوای درباره کلم حرف بزنی؟

410
00:21:49,850 --> 00:21:51,435
‫خب، چون مرده.

411
00:21:52,144 --> 00:21:53,645
‫کلم مرده؟

412
00:21:54,354 --> 00:21:58,233
‫هنوز نمی‌تونم باور کنم کلم مرده.
‫اول لیسی و حالا هم اون.

413
00:21:58,317 --> 00:21:59,526
‫لیسی کیه؟

414
00:22:01,278 --> 00:22:04,573
‫زنم، خواهر کلم. چند ماه پیش فوت کرد.

415
00:22:05,449 --> 00:22:06,700
‫به‌خاطر بیماری لنفوم هاچکین.

416
00:22:07,284 --> 00:22:08,660
‫واقعاً متاسفم.

417
00:22:09,202 --> 00:22:11,913
‫تو اومدی اینجا چون فکر می‌کردی
‫شاید من کلم رو کشته باشم، درسته؟

418
00:22:11,997 --> 00:22:15,375
‫خب آره، پارسال بدجوری کتکش زدی.

419
00:22:15,459 --> 00:22:17,252
‫یه زمانی رفیق بودیم.

420
00:22:18,003 --> 00:22:20,297
‫همه چی بعد از تشخیص بیماری لیسی عوض شد.

421
00:22:20,881 --> 00:22:23,342
‫من می‌خواستم هر کاری که
‫دکترا می‌گن رو مو به مو انجام بده،

422
00:22:23,425 --> 00:22:27,387
‫ولی کلم بدجوری مطمئن بود که اون
‫گیاهای ونوس حشره‌خوار احمقانه‌ش راه‌حلن.

423
00:22:27,471 --> 00:22:31,558
‫ببخشید، ونوس‌های حشره‌خوار کلم
‫چطور می‌تونستن به سرطان لیسی کمک کنن؟

424
00:22:31,641 --> 00:22:32,642
‫اینو نمی‌فهمم.

425
00:22:32,726 --> 00:22:34,102
‫می‌دونی که اونا رو به کی می‌فروخت، نه؟

426
00:22:34,186 --> 00:22:37,522
‫فکر می‌کردم به کسایی که
‫گیاهان عجیب و غریب جمع می‌کنن می‌فروشه.

427
00:22:38,190 --> 00:22:40,108
‫ولی بعدش یکی از رفیقاش یه‌جوری حرف زد که

428
00:22:40,192 --> 00:22:42,861
‫انگار این دلیل نمی‌شه اون همه
‫محصول داشته باشه، پس نمی‌دونم.

429
00:22:42,944 --> 00:22:46,239
‫یه شرکت داروسازی کل‌نگر هست،
‫به اسم «سلامت ونوسی».

430
00:22:46,323 --> 00:22:50,494
‫اونا ونوس‌های حشره‌خوار کلم رو
‫عمده می‌خریدن و بعدش... نمی‌دونم،

431
00:22:50,577 --> 00:22:53,580
‫خردشون می‌کردن یا یه همچین چیزی، و چیزی
‫که می‌موند رو به عنوان عصاره می‌فروختن.

432
00:22:54,289 --> 00:22:59,294
‫اینجا تو آمریکا، اجازه دارن به عنوان
‫تنظیم‌کننده سیستم ایمنی تبلیغش کنن،

433
00:22:59,378 --> 00:23:01,671
‫ولی این فقط به خاطر اینه که سازمان
‫غذا و دارو همین‌قدر اجازه می‌ده.

434
00:23:01,755 --> 00:23:05,217
‫تو کشورهای دیگه، جاهایی
‫که استانداردهای شل‌تری دارن،

435
00:23:05,300 --> 00:23:06,802
‫اجازه دارن بگن که
‫کارهای خیلی بیشتری می‌کنه.

436
00:23:06,885 --> 00:23:08,136
‫چی، مثلاً درمان سرطان؟

437
00:23:08,220 --> 00:23:11,139
‫یه چیزی درباره اینکه این عصاره می‌تونه
‫سلول‌های غیرطبیعی رو از بین ببره...

438
00:23:11,223 --> 00:23:12,599
‫بدون اینکه به سلول‌های سالم آسیبی بزنه.

439
00:23:12,682 --> 00:23:14,393
‫کلم قبلاً تو خط درمان‌های گیاهی نبود.

440
00:23:14,476 --> 00:23:17,145
‫تو این سال‌ها، هرچی
‫«سلامت ونوسی» بیشتر ازش خرید کرد،

441
00:23:17,229 --> 00:23:19,106
‫اونم بیشتر حرفاشون رو باور کرد.

442
00:23:19,189 --> 00:23:23,193
‫این ایده که عصاره ونوس حشره‌خوار می‌تونه کمک
‫کنه یا حتی جون آدمایی مثل لیسی رو نجات بده.

443
00:23:23,276 --> 00:23:25,070
‫واسه همین بود که اون شب
‫از خونه انداختمش بیرون.

444
00:23:25,153 --> 00:23:27,155
‫دیگه نمی‌تونستم به اراجیفش گوش بدم.

445
00:23:28,031 --> 00:23:32,702
‫و مسئله اینجاست که بعد از فوت
‫لیسی، کلم ۱۸۰ درجه تغییر کرد.

446
00:23:32,786 --> 00:23:36,456
‫گفت می‌خواد ته و توی کارهای
‫«سلامت ونوسی» رو دربیاره.

447
00:23:36,540 --> 00:23:38,542
‫- بهت گفت منظورش از این حرف چیه؟
‫- نه.

448
00:23:40,001 --> 00:23:44,089
‫ولی هفته پیش این پیام صوتی رو برام گذاشت.

449
00:23:44,172 --> 00:23:48,260
‫برودی. من...
‫فقط می‌خواستم بگم متاسفم.

450
00:23:48,343 --> 00:23:52,556
‫برای تمام امیدهای واهی که به لیسی دادم،
‫تمام امیدهای واهی که ونوسی به من داد.

451
00:23:52,639 --> 00:23:55,100
‫می‌خوام بدونی که قسر در نمی‌رن.

452
00:23:55,767 --> 00:23:56,852
‫عاشقتم، داداش.

453
00:23:58,395 --> 00:24:00,605
‫- سه‌شنبه پیش.
‫- مهمه؟

454
00:24:00,689 --> 00:24:03,316
‫خب، تا جایی که من فهمیدم،

455
00:24:03,400 --> 00:24:06,653
‫این دقیقاً همون حول‌وحوشی بود که
‫کلم برای آخرین بار زنده دیده شد.

456
00:24:10,740 --> 00:24:13,285
‫تویی آر.جی، یا دوستم باید اسلحه‌ش رو بیاره؟

457
00:24:13,368 --> 00:24:15,162
‫منم. نیازی به تیراندازی نیست.

458
00:24:20,542 --> 00:24:21,543
‫- هی.
‫- اوه.

459
00:24:21,626 --> 00:24:23,211
‫وای خدای من،
‫چه بلایی سر صورتت اومده؟

460
00:24:23,295 --> 00:24:25,630
‫اوه، صورتو بی‌خیال.
‫چرا بوی بد می‌دی؟

461
00:24:26,465 --> 00:24:28,717
‫جواب هر دو سوال اینه
‫که موضوع پیچیده‌ست.

462
00:24:28,800 --> 00:24:30,760
‫فردا صبح وقتت آزاده؟

463
00:24:30,844 --> 00:24:32,345
‫چطور؟

464
00:24:32,429 --> 00:24:34,014
‫اوه، یه لطفی ازت می‌خواد.

465
00:24:34,097 --> 00:24:35,724
‫بوی اونم داره ازش میاد.

466
00:24:35,807 --> 00:24:37,476
‫راستش، کسی که قراره لطف کنه منم.

467
00:24:37,559 --> 00:24:40,937
‫ممکنه برای تو و روزنامه «هرالد»
‫یه سوژه داشته باشم، یه سوژه بزرگ.

468
00:24:42,314 --> 00:24:45,108
‫یه چیزی که همیشه برام عجیبه
‫تعداد آدم‌هاییه

469
00:24:45,192 --> 00:24:47,319
‫که فکر می‌کنن ایده درمان بیماری

470
00:24:47,402 --> 00:24:51,364
‫با گیاهان گوشت‌خوار
‫فقط یه تب زودگذره.

471
00:24:52,032 --> 00:24:54,409
‫از مایع داخل گیاه کوزه‌ای میمونی بازنشده،

472
00:24:54,493 --> 00:24:57,037
‫قرن‌هاست برای درمان
‫بی‌اختیاری ادرار استفاده می‌شه.

473
00:24:57,120 --> 00:25:01,500
‫تو ایتالیای دوران رنسانس،
‫بهترین و موثرترین داروی تقویت قوا،

474
00:25:02,584 --> 00:25:07,047
‫شربتی بود که از گیاه
‫«دروزرا روتوندیفولیا» درست می‌شد.

475
00:25:08,215 --> 00:25:10,050
‫لازمه برات هجیش کنم؟

476
00:25:10,717 --> 00:25:12,594
‫نه، ممنون. خودم جستجو می‌کنم.

477
00:25:12,677 --> 00:25:16,890
‫اکثر رسانه‌های جریان اصلی معمولاً
‫طب جایگزین رو تحقیر می‌کنن.

478
00:25:16,973 --> 00:25:19,267
‫من از «براوارد کانتی هرالد» قدردانی می‌کنم
‫که به جای تخریب،

479
00:25:19,351 --> 00:25:21,811
‫کار ما رو بررسی می‌کنه.

480
00:25:21,895 --> 00:25:23,021
‫خب، همونطور که پشت تلفن گفتم،

481
00:25:23,104 --> 00:25:26,650
‫تضمین می‌کنم مقاله‌ای که دارم می‌نویسم
‫درباره اثربخشی محصول شما نیست،

482
00:25:26,733 --> 00:25:28,068
‫ولی نتونستم به این موضوع توجه نکنم که

483
00:25:28,151 --> 00:25:31,404
‫تو کشورهای دیگه
‫به عنوان درمان سرطان تبلیغ می‌شه.

484
00:25:31,488 --> 00:25:34,407
‫اینجا تو آمریکا، فقط به عنوان
‫تقویت‌کننده سیستم ایمنی معرفی می‌شه.

485
00:25:34,491 --> 00:25:35,492
‫هوم.

486
00:25:36,201 --> 00:25:38,245
‫وکلای من، خیلی کاردرستن،

487
00:25:38,828 --> 00:25:41,498
‫احتمالاً بهم می‌گن اصلاً
‫نباید به این سوال اعتنا کنم.

488
00:25:41,581 --> 00:25:44,417
‫و قطعاً بهم می‌گن اشتباهه که بخوام القا کنم

489
00:25:44,501 --> 00:25:48,755
‫سازمان غذا و داروی آمریکا بدجوری
‫جیره‌خور شرکت‌های بزرگ داروسازیه.

490
00:25:48,838 --> 00:25:51,174
‫فکر کنم عکاستون یه کم گم شده.

491
00:25:51,258 --> 00:25:53,677
‫- هی، اون پشت چیز زیادی برای دیدن نیست.
‫- اوه، آره.

492
00:25:53,760 --> 00:25:55,512
‫می‌خوای یه عکس از من کنار لوگو بگیری؟

493
00:25:55,595 --> 00:25:56,596
‫عالیه.

494
00:26:01,643 --> 00:26:03,853
‫- اینجا؟
‫- عالی می‌شه، آره.

495
00:26:03,937 --> 00:26:05,230
‫آره، خوبه.

496
00:26:05,730 --> 00:26:07,399
‫آره، همونجا. خوبه.

497
00:26:07,482 --> 00:26:10,443
‫آب‌اکسیژنه، فکر نمی‌کنم
‫یکی از ترکیبات مخفیتون باشه.

498
00:26:10,527 --> 00:26:11,528
‫چرا باید باشه؟

499
00:26:11,611 --> 00:26:14,114
‫طبق تحقیقات من،
‫بعضی از متخصصان گیاه‌درمانی می‌گن

500
00:26:14,197 --> 00:26:17,325
‫می‌تونه زوال عقل رو درمان کنه
‫و عملکرد سیستم ایمنی رو بالا ببره.

501
00:26:17,409 --> 00:26:19,411
‫این در حالیه که
‫مسمومیت ناشی از این ماده

502
00:26:19,494 --> 00:26:22,247
‫می‌تونه باعث ورم معده به همراه خونریزی‌
‫و پارگی اندام‌ها بشه.

503
00:26:22,330 --> 00:26:24,165
‫تاول‌های مخاطی رو یادت رفت.

504
00:26:24,749 --> 00:26:28,503
‫واسه همین آب‌اکسیژنه ما اینجا
‫فقط برای تمیز کردن کف‌ استفاده می‌شه.

505
00:26:28,587 --> 00:26:32,007
‫ونوس‌های حشره‌خواری که
‫برای ساختن عصاره‌تون استفاده می‌کنین،

506
00:26:32,090 --> 00:26:34,759
‫از یه پرورش‌دهنده به
‫اسم «کلم کری‌شا» می‌رسه.

507
00:26:34,843 --> 00:26:36,094
‫درسته؟

508
00:26:37,470 --> 00:26:40,348
‫اسمش برام آشناست،
‫ولی باید برم چک کنم.

509
00:26:40,432 --> 00:26:42,309
‫‌چرا اون داره از من سوال می‌پرسه؟

510
00:26:42,392 --> 00:26:44,894
‫کلم کری‌شا هفته پیش به قتل رسید.

511
00:26:44,978 --> 00:26:47,147
‫پلیس فکر می‌کنه توسط بچه‌ای
‫که براش کار می‌کرده کشته شده،

512
00:26:47,230 --> 00:26:51,109
‫ولی یه منبع ناشناس منو به این نتیجه رسوند
‫که ممکنه کار کس دیگه‌ای باشه.

513
00:26:51,192 --> 00:26:53,320
‫هفته پیش اینجا یه سرقت اتفاق افتاد، آره؟

514
00:26:53,403 --> 00:26:54,779
‫دستیارتون به پلیس زنگ زد،

515
00:26:54,863 --> 00:26:57,324
‫به پلیس گفت کامپیوترتون گم شده،
‫بعد شما پیداتون شد و گفتین گم نشده،

516
00:26:57,407 --> 00:26:58,575
‫فقط برده بودینش خونه
‫تا یه کارایی انجام بدین.

517
00:26:58,658 --> 00:27:00,744
‫- منظورتون چیه؟
‫- خب، من... نمی‌دونم.

518
00:27:00,827 --> 00:27:02,537
‫فقط... مدام از خودم می‌پرسم...

519
00:27:03,705 --> 00:27:05,290
‫کلم بود که اومد اینجا دزدی کنه؟

520
00:27:05,999 --> 00:27:08,585
‫اگه اون بود، کامپیوترتون رو برد؟

521
00:27:10,003 --> 00:27:11,838
‫و اگه برد...

522
00:27:12,756 --> 00:27:13,757
‫چی پیدا کرد؟

523
00:27:14,341 --> 00:27:17,385
‫من شایعاتی پیدا کردم که
‫تاییدیه‌هایی که گرفتین برای تبلیغ

524
00:27:17,469 --> 00:27:18,637
‫عصاره‌تون به عنوان درمان سرطان

525
00:27:18,720 --> 00:27:22,223
‫تو بلژیک، مجارستان و پرتغال
‫فقط می‌تونه نتیجه رشوه دادن باشه.

526
00:27:22,307 --> 00:27:23,808
‫- خیلی خب.
‫- اگه این شایعات درست باشن،

527
00:27:23,892 --> 00:27:26,561
‫شاید سندی از اون رشوه‌ها
‫تو کامپیوترتون بوده باشه.

528
00:27:26,645 --> 00:27:28,521
‫خیلی خب. این مصاحبه تمومه.

529
00:27:28,605 --> 00:27:31,441
‫ولی حرفام رو یادتون نره.

530
00:27:32,275 --> 00:27:34,235
‫وکلای من خیلی کاردرستن.

531
00:27:39,699 --> 00:27:42,952
‫- خب، کار خودشه؟
‫- اوه، شک نکن.

532
00:27:47,916 --> 00:27:49,918
‫جورج، ممنون که اومدی.

533
00:27:50,001 --> 00:27:52,962
‫خواهش می‌کنم، کارآگاه آبریو،
‫ولی هنوز هم جورجانا هستم.

534
00:27:53,046 --> 00:27:55,340
‫خب، تو ایمیلت گفتی که می‌خوای درباره

535
00:27:55,423 --> 00:27:59,052
‫پرونده مارکوس آبرناتی حرف بزنی، ولی اگه
‫درست یادم باشه، این پرونده دست تو نیست.

536
00:27:59,135 --> 00:28:01,513
‫مچمو گرفتی، جورجانا.

537
00:28:01,596 --> 00:28:03,264
‫یا دستیار دادستان بالارد رو ترجیح می‌دی؟

538
00:28:03,348 --> 00:28:04,683
‫هر کدوم باشه فرق نمی‌کنه.

539
00:28:04,766 --> 00:28:07,227
‫پرونده دست کارآگاه کانتيه،
‫ولی من و اون با هم صحبت کردیم،

540
00:28:07,310 --> 00:28:11,940
‫و اونم موافقت کرد که باید بشنوی...
‫همکارم چی می‌خواد بهت بگه.

541
00:28:12,607 --> 00:28:14,484
‫چرا این آقا برام آشناست؟

542
00:28:15,527 --> 00:28:19,447
‫احتمالاً چون دفتر شما چند سال پیش
‫به جرم ضرب‌وشتم محاکمه‌ش کرد.

543
00:28:21,324 --> 00:28:23,201
‫پس اگه درست متوجه شده باشم،
‫شما معتقدید

544
00:28:23,284 --> 00:28:25,787
‫- که مارکوس آبرناتی بی‌گناهه.
‫- اوهوم.

545
00:28:25,870 --> 00:28:29,958
‫فکر می‌کنید مجرم اصلی
‫این مرده، رمینگتون آبری.

546
00:28:30,041 --> 00:28:32,711
‫همونطور که گفتیم، شایعاتی
‫درباره رشوه تو کشورهای دیگه وجود داره...

547
00:28:32,794 --> 00:28:35,255
‫شایعات تو دادگاه معمولاً
‫پشیزی ارزش ندارن.

548
00:28:36,256 --> 00:28:39,092
‫یه کم بهمون وقت بده تا مدارک بیشتری
‫علیه آبری پیدا کنیم. همینو می‌خوایم.

549
00:28:39,175 --> 00:28:42,303
‫کلم کری‌شا داشت از طریق اسنپ‌چت
‫دستورالعمل‌ها رو برای مارکوس می‌فرستاد.

550
00:28:42,387 --> 00:28:45,473
‫اون مکالمات بعد از مرگش هم ادامه داشت.

551
00:28:45,557 --> 00:28:48,017
‫اگه حدسمون درست باشه، دلیلش اینه که
‫آبری بعد از کشتنش گوشی رو برداشته.

552
00:28:48,101 --> 00:28:52,147
‫اون کسیه که به مارکوس گفت
‫اون کیسه بقایای کلم رو بده گیاها بخورن.

553
00:28:52,230 --> 00:28:53,732
‫اگه اون یورش پلیس نبود،

554
00:28:53,815 --> 00:28:56,901
‫آبری اونقدر از مارکوس استفاده می‌کرد
‫تا آخرین ذره کلم هم از بین بره.

555
00:28:56,985 --> 00:28:59,988
‫یه احضاریه بگیرید. خونه آبری رو بگردید.
‫محل کارش رو بگردید.

556
00:29:00,071 --> 00:29:03,199
‫- کی می‌دونه؟ شاید گوشی کلم رو پیدا کردیم.
‫- هیچ فایده‌ای نداره.

557
00:29:03,283 --> 00:29:05,201
‫چطور می‌تونی به اینا نگاه کنی
‫و بگی هیچ فایده‌ای نداره؟

558
00:29:05,285 --> 00:29:08,621
‫چون مارکوس آبرناتی امروز صبح
‫توافق‌نامه اعتراف رو قبول کرد.

559
00:29:08,705 --> 00:29:10,206
‫به همه چیز اعتراف کرد.

560
00:29:10,290 --> 00:29:11,458
‫قاتلمون خودشه.

561
00:29:13,835 --> 00:29:16,171
‫ببخشید، بچه‌ها. یه مکالمه طولانی
‫با وکیلم داشتم.

562
00:29:16,254 --> 00:29:20,550
‫این‌طوری مجازات اعدام رو منتفی می‌کنن.

563
00:29:21,176 --> 00:29:23,595
‫دیگه اتهام قتل عمد نیست، فقط...

564
00:29:25,680 --> 00:29:29,100
‫قتل شبه‌عمده، که می‌شه ۳۰ سال.

565
00:29:30,226 --> 00:29:32,479
‫ولی با رفتار خوب،
‫می‌تونم بعد ۲۰ سال آزاد شم.

566
00:29:33,813 --> 00:29:36,316
‫و می‌دونین که من قراره پسر خوبی باشم،
‫آقای ایکن.

567
00:29:38,359 --> 00:29:39,486
‫تو این کارو نکردی، مارکوس.

568
00:29:40,445 --> 00:29:42,322
‫آره، البته که نکردم...

569
00:29:42,405 --> 00:29:46,451
‫ولی بی‌خیال، بچه‌ها، من...
‫من یه زن خوب تو خونه دارم.

570
00:29:46,534 --> 00:29:47,535
‫یه بچه تو راه دارم.

571
00:29:47,619 --> 00:29:51,664
‫خیلی چیزا برای زندگی کردن دارم،
‫نمی‌تونم ریسک دادگاه رو به جون بخرم، نه؟

572
00:29:53,416 --> 00:29:57,378
‫هی. می‌تونم یه وکیل جدید براش بگیرم.
‫بهش بگم مارکوس نظرش عوض شده.

573
00:29:57,462 --> 00:29:59,088
‫می‌خواد اعلام بی‌گناهی کنه.

574
00:29:59,172 --> 00:30:02,217
‫خب، می‌تونی این کارو بکنی، رفیق.
‫ولی این باعث نمی‌شه اعترافش پاک بشه.

575
00:30:03,134 --> 00:30:05,345
‫دفتر دادستانی هنوزم
‫می‌تونه تو دادگاه ازش استفاده کنه...

576
00:30:05,428 --> 00:30:06,846
‫بچه‌ها. هی.

577
00:30:08,056 --> 00:30:09,057
‫من اینجام.

578
00:30:11,392 --> 00:30:13,853
‫و بهتون گفتم، مشکلی ندارم.

579
00:30:14,646 --> 00:30:16,189
‫همه چی درست می‌شه.

580
00:30:18,983 --> 00:30:21,152
‫شماها می‌دونین الان کی
‫داره به گیاها می‌رسه؟

581
00:30:21,820 --> 00:30:23,446
‫- چی؟
‫- ونوس‌های حشره‌خوار.

582
00:30:23,988 --> 00:30:25,406
‫دیروز داشتم بهشون فکر می‌کردم.

583
00:30:25,490 --> 00:30:27,700
‫می‌دونین پلیس بهشون رسیدگی می‌کنه،
‫یا...

584
00:30:27,784 --> 00:30:31,371
‫خب... من می‌تونم...
‫می‌تونم برات پرس‌وجو کنم.

585
00:30:31,454 --> 00:30:33,998
‫آره، مطمئن شین که زیاد
‫به اون طفلکیا غذا نمی‌دن.

586
00:30:34,082 --> 00:30:36,459
‫آخرین باری که شمردم ۲۴۳۳۸ تا گیاه بودن.

587
00:30:36,543 --> 00:30:38,461
‫که می‌شه ۴.۶ کیلو غذا تو هر وعده،

588
00:30:38,545 --> 00:30:41,089
‫هفته‌ای یک بار. بیشتر از این باشه،
‫چندتاشون رو از دست می‌دی.

589
00:30:44,717 --> 00:30:46,761
‫این حساب‌کتاب‌ها رو خودت انجام دادی؟

590
00:30:46,845 --> 00:30:49,138
‫- آره.
‫- عجب.

591
00:30:49,222 --> 00:30:52,100
‫روزی که کلم بهم گفت می‌خواد
‫اون کیسه گوشت رو برام بیاره،

592
00:30:52,183 --> 00:30:57,146
‫من، مجبور شدم چند بار بهش بگم،
‫«۴.۶ کیلو، کلم، نه بیشتر.»

593
00:30:58,106 --> 00:31:00,191
‫و... فکر کنم اون...

594
00:31:00,733 --> 00:31:02,735
‫در واقع کلم نبود، اون یکی یارو بود.

595
00:31:03,236 --> 00:31:07,448
‫ولی گوش کرد. دفعه بعد که کیسه
‫رو وزن کردم، دقیقاً همون‌قدر بود.

596
00:31:08,366 --> 00:31:10,869
‫می‌دونستی سر انسان ۳.۶ کیلو وزن داره؟

597
00:31:11,536 --> 00:31:13,329
‫چی...

598
00:31:14,080 --> 00:31:16,082
‫«جری مگوایر»، همون پسربچه بامزه عینکی،

599
00:31:16,165 --> 00:31:17,709
‫موی طلایی داشت، یادت میاد؟

600
00:31:17,792 --> 00:31:19,460
‫- آره.
‫- من اون فیلم رو ندیدم.

601
00:31:19,544 --> 00:31:20,962
‫یه لحظه وایسا.

602
00:31:22,505 --> 00:31:23,089
‫[وزن سر انسان]

603
00:31:23,172 --> 00:31:24,173
‫هوم.

604
00:31:24,257 --> 00:31:26,050
‫در واقع وزن متوسط سر
‫یه انسان ۶ کیلوئه.

605
00:31:26,134 --> 00:31:29,929
‫اوه، عالیه. خب، بعدش، شاید
‫بتونی سرعت پرواز

606
00:31:30,013 --> 00:31:31,097
‫یه پرستوی بدون بار رو بهمون بگی.

607
00:31:31,180 --> 00:31:32,181
‫نه، نه، نه، نه، نه.

608
00:31:32,265 --> 00:31:36,769
‫اگه تمام اعضای بدن کلم رو جمع کنی،
‫سر، دست‌ها، پشت، بازوها،

609
00:31:36,853 --> 00:31:39,564
‫تمام اعضای گمشده‌ش، وزنش چقدر می‌شه،
‫۹ کیلو؟ بیشتر؟

610
00:31:39,647 --> 00:31:43,860
‫مارکوس الان گفت کیسه‌ای که آبری براش
‫گذاشته بود دقیقاً ۴.۶ کیلو وزن داشت.

611
00:31:43,943 --> 00:31:47,488
‫اگه این‌طور باشه،
‫پس بقیه کلم کجاست؟

612
00:31:48,323 --> 00:31:49,991
‫چرا هنوز پیدا نشده؟

613
00:31:53,828 --> 00:31:55,038
‫هی.

614
00:31:57,248 --> 00:31:58,833
‫غذای این‌جا چطوره؟

615
00:32:02,921 --> 00:32:04,964
‫- سلام.
‫- با اینکه

616
00:32:05,048 --> 00:32:06,549
‫ملاقات امروز با دستیار دادستان
‫بالارد خیلی جالب بود،

617
00:32:06,633 --> 00:32:07,842
‫کس دیگه‌ای رو می‌شناسی که بتونه برامون

618
00:32:07,926 --> 00:32:09,427
‫حکم بازرسی انبار رمینگتون آبری رو بگیره؟

619
00:32:10,094 --> 00:32:11,095
‫چرا؟

620
00:32:11,179 --> 00:32:14,057
‫تقریباً مطمئنم می‌دونم چطور
‫ثابت کنیم که اون کلم کری‌شا رو کشته.

621
00:32:21,064 --> 00:32:23,691
‫آقای آبری، کارآگاه آبریو.

622
00:32:23,775 --> 00:32:25,985
‫- فکر کنم قبلاً با آقای دکر آشنا شدین.
‫- سلام.

623
00:32:26,069 --> 00:32:27,820
‫از من خواسته شد ساعت ۹:۰۰ اینجا باشم.

624
00:32:28,363 --> 00:32:29,906
‫- الان تقریباً ۱۱:۰۰ هست.
‫- واقعاً؟

625
00:32:29,989 --> 00:32:31,908
‫اگه بی‌نزاکتی جزو دلایل

626
00:32:31,991 --> 00:32:34,035
‫قطع بودجه شماها نیست، باید باشه.

627
00:32:35,954 --> 00:32:36,955
‫خب، من که پلیس نیستم.

628
00:32:37,038 --> 00:32:41,084
‫من یه کارآگاه خصوصیم، ولی اگه حالت رو
‫بهتر می‌کنه، منم بدجوری بی‌پولم.

629
00:32:41,167 --> 00:32:43,920
‫دلیل دیر کردنمون اینه که
‫همکارام یه کم زمان می‌خواستن

630
00:32:44,003 --> 00:32:46,798
‫تا حکم بازرسی انبارت رو اجرا کنن.

631
00:32:48,299 --> 00:32:51,177
‫پلیس تو انبار من دنبال چی می‌تونه باشه؟

632
00:32:51,260 --> 00:32:53,346
‫بقیه بدن کلم کری‌شا.

633
00:32:54,138 --> 00:32:57,266
‫وقتی داشتی از گوشیش استفاده می‌کردی
‫تا خودت رو جای اون جا بزنی، مارکوس آبرناتی

634
00:32:57,350 --> 00:33:01,312
‫بهت گفت که ونوس‌های حشره‌خوار کلم تو
‫هر وعده فقط ۴.۶ کیلو می‌تونن غذا بخورن.

635
00:33:01,396 --> 00:33:04,023
‫مشکل این بود که تو حداقل
‫دو برابر اون رو داشتی، نه؟

636
00:33:04,107 --> 00:33:06,067
‫بیشتر بدن کلم تو فریزرش پیدا شد.

637
00:33:06,150 --> 00:33:08,987
‫یه مقدار دیگه‌ش هم تو کیسه‌ای بود
‫که موقع دستگیری دست مارکوس بود،

638
00:33:09,070 --> 00:33:11,698
‫ولی یه بخش‌هایی از کلم هنوز پیدا نشده بود.

639
00:33:12,490 --> 00:33:14,534
‫و سوال این بود که کجا بود و چرا.

640
00:33:14,617 --> 00:33:16,577
‫بخشی از دلیلش پافشاری مارکوس بود

641
00:33:16,661 --> 00:33:19,330
‫که فقط ۴.۶ کیلو گوشت به گیاها بده.

642
00:33:19,914 --> 00:33:22,333
‫ولی فکر کنم بقیش به خاطر
‫این بود که خیلی سخته

643
00:33:22,417 --> 00:33:25,128
‫بخوای سر یه انسان رو
‫بندازی تو چرخ‌گوشت.

644
00:33:25,211 --> 00:33:28,131
‫کلم تنها تامین‌کننده
‫ونوس‌های حشره‌خوار من بود.

645
00:33:28,756 --> 00:33:31,843
‫چرا باید بکشمش؟
‫چرا باید به کسب‌وکار خودم لطمه بزنم؟

646
00:33:31,926 --> 00:33:34,470
‫احتمالاً چون اون می‌خواست
‫لطمه خیلی بزرگ‌تری بهش بزنه.

647
00:33:34,554 --> 00:33:37,140
‫کامپیوترت رو دزدید
‫و توش چیزی بود

648
00:33:37,223 --> 00:33:40,852
‫که ثابت می‌کرد شرکتت قانونی نیست،
‫پس کشتیش.

649
00:33:44,564 --> 00:33:46,691
‫تا حالا اسم «محلول پیرانا» رو شنیدی؟

650
00:33:47,692 --> 00:33:51,112
‫نه؟ در واقع همون اسید
‫سولفوریکه که انگار مواد زده.

651
00:33:51,195 --> 00:33:53,072
‫من وقتی اینا رو یاد گرفتم
‫که تو زندان با یه نفر هم‌بند بودم

652
00:33:53,156 --> 00:33:56,075
‫که سعی کرده بود باهاش سقف گاوصندوقی
‫که می‌خواست ازش سرقت کنه رو ذوب کنه.

653
00:33:56,159 --> 00:33:58,036
‫الان گفت که سوءپیشینه داره؟

654
00:33:58,119 --> 00:34:01,247
‫نقشه این یارو خیلی هم خوب پیش نرفت. تنها کاری
‫که تونست بکنه این بود که یه آتیش‌سوزی راه بندازه.

655
00:34:02,123 --> 00:34:05,418
‫ببین، محلول پیرانا وقتی پای فلز در
‫میون باشه یه کم غیرقابل پیش‌بینیه،

656
00:34:05,501 --> 00:34:09,505
‫ولی کاری که توش خیلی ماهره،
‫تقریباً ۱۰۰ درصد مواقع،

657
00:34:09,589 --> 00:34:12,550
‫تبدیل کردن استخوان و گوشت به سوپه.

658
00:34:12,633 --> 00:34:14,844
‫محلول پیرانا فقط دو تا ترکیب داره.

659
00:34:14,927 --> 00:34:18,222
‫یکی، که آقای دکر هم بهش اشاره کرد،
‫اسید سولفوریکه،

660
00:34:18,306 --> 00:34:20,266
‫و اون یکی هم آب‌اکسیژنه هست.

661
00:34:20,349 --> 00:34:22,143
‫دیروز گفتی یه بشکه از اون مواد رو

662
00:34:22,226 --> 00:34:24,604
‫برای تمیز کردن کف‌ داری، ولی این
‫یکی رو می‌بینی؟ این بشکه رو می‌بینی؟

663
00:34:24,687 --> 00:34:27,482
‫می‌بینی چطوری چرخیده سمت دیوار،
‫و فقط می‌تونی کلمه «اس-یو-ال» رو بخونی؟

664
00:34:27,565 --> 00:34:31,194
‫و این منو به این فکر انداخت که،
‫نکنه توش پر از اسید سولفوریک باشه؟

665
00:34:31,277 --> 00:34:34,363
‫بعد از اینکه فهمیدی نمی‌تونی با استفاده از
‫مارکوس و گیاهاش از شر

666
00:34:34,447 --> 00:34:38,201
‫جمجمه یه انسان خلاص بشی، جفت
‫این بشکه‌ها رو از طریق شرکتت سفارش دادی.

667
00:34:38,284 --> 00:34:40,369
‫محتویاتشون رو تو سینک انبارت قاطی کردی،

668
00:34:40,453 --> 00:34:43,956
‫و بعدش سر آقای کری‌شا رو انداختی توش.

669
00:34:48,294 --> 00:34:51,631
‫یا دلیل دیگه‌ای داشت که نمی‌ذاشتی
‫من از اونجا عکس بگیرم؟

670
00:34:52,381 --> 00:34:55,426
‫اینا دو تا دندونن که تا حدودی حل شدن
‫و تیم بررسی صحنه جرم

671
00:34:55,510 --> 00:34:59,305
‫چند لحظه پیش تو سیفون سینک
‫پیداشون کرده، و اینم...

672
00:35:00,932 --> 00:35:02,892
‫گلوله یه کلت ۹ میلی‌متریه.

673
00:35:03,935 --> 00:35:07,480
‫تو صاحب یه کلت ۹ میلی‌متری هستی،
‫مگه نه؟

674
00:35:16,697 --> 00:35:21,119
‫پیغامت رو گرفتم،
‫ولی اگه ازم خواستی بیام اینجا

675
00:35:21,202 --> 00:35:24,163
‫چون درباره دوستی با من مردد شدی...

676
00:35:24,247 --> 00:35:25,915
‫قطعاً این‌طور نیست.

677
00:35:26,874 --> 00:35:29,585
‫باشه. پس چرا اینجام؟

678
00:35:29,669 --> 00:35:32,338
‫مارکوس ما داره از زندان آزاد می‌شه.

679
00:35:33,214 --> 00:35:35,258
‫پلیس بالاخره فهمید که اون قاتل نیست.

680
00:35:35,341 --> 00:35:36,801
‫می‌تونستی همینو تو پیامکت بگی.

681
00:35:36,884 --> 00:35:38,386
‫سلام.

682
00:35:39,428 --> 00:35:41,681
‫- زمان‌بندیم چطور بود؟
‫- دقیقاً سر وقت بود، رفیق.

683
00:35:41,764 --> 00:35:43,683
‫می‌دونی که اینم می‌ره رو صورت‌حسابم، نه؟

684
00:35:47,436 --> 00:35:49,480
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

685
00:35:49,564 --> 00:35:54,527
‫آره، امشب می‌خوام برای بازگشت مارکوس
‫تو ساحل یه مهمونی کوچیک بگیرم.

686
00:35:55,153 --> 00:35:57,280
‫دلیلی که می‌خواستم حضوری بهت بگم اینه که

687
00:35:57,363 --> 00:36:00,491
‫می‌خواستم مطمئن بشم که تو اونجا نیستی.

688
00:36:03,077 --> 00:36:05,663
‫خب، آخرین باری که چک کردم اینجا آمریکا بود
‫و من هر جا دلم بخواد می‌رم.

689
00:36:05,746 --> 00:36:08,166
‫خب، هست و تو هم می‌تونی.

690
00:36:09,709 --> 00:36:13,754
‫راستش، ببین اون یکی دلیلی که
‫می‌خواستم بیای اینجا...

691
00:36:18,885 --> 00:36:20,428
‫ماشینم.

692
00:36:22,388 --> 00:36:23,389
‫تو...

693
00:36:24,015 --> 00:36:25,892
‫از پارکینگ درش آوردی؟

694
00:36:26,642 --> 00:36:29,604
‫پولش رو دادم. یه دوستی
‫کار انتقالش رو ردیف کرد.

695
00:36:30,313 --> 00:36:34,150
‫می‌دونی، اون روز گفتی که ترجیح
‫می‌دادی تو نشویل زندگی می‌کردی.

696
00:36:34,817 --> 00:36:36,110
‫ولی نگفتی چرا.

697
00:36:37,987 --> 00:36:39,488
‫خواهرم اونجا زندگی می‌کنه.

698
00:36:40,323 --> 00:36:42,491
‫نه اینکه خیلی با هم صمیمی باشیم، ولی...

699
00:36:43,117 --> 00:36:45,661
‫بعضی وقتا برام پیام می‌نویسه
‫و یه جوری تعریف می‌کنه که انگار...

700
00:36:48,956 --> 00:36:51,000
‫نمی‌دونم... خوبه.

701
00:36:53,377 --> 00:36:55,755
‫برو اونجا. سعی کن اون
‫چیزای خوب رو پیدا کنی.

702
00:36:56,839 --> 00:36:58,507
‫چون الان دنبال هر چی که هستی،

703
00:36:59,175 --> 00:37:02,637
‫اینجا توی فورت لادردیل نیست
‫و پیش مارکوس هم نیست.

704
00:37:06,432 --> 00:37:08,226
‫من که فقط در حق تو بدی کردم.

705
00:37:08,309 --> 00:37:10,686
‫چرا تو این‌قدر باهام خوبی؟

706
00:37:10,770 --> 00:37:12,980
‫منو یاد یه نفری می‌ندازی.

707
00:37:16,651 --> 00:37:22,198
‫دوسش داشتم، ولی اگه همون موقع‌ها
‫یه نفر می‌فرستادش نشویل...

708
00:37:23,366 --> 00:37:26,744
‫خب، اوضاع برای جفتمون بهتر تموم می‌شد.

709
00:37:33,834 --> 00:37:35,211
‫حالا هم با احتیاط رانندگی کن.

710
00:37:54,397 --> 00:37:58,567
‫باورت می‌شه این اولین مهمونی
‫«خوشحالم که نمی‌ری زندان» منه؟

711
00:37:58,651 --> 00:38:03,114
‫خب، با شناختن بابات، نه.
‫نه، باورم نمی‌شه.

712
00:38:03,197 --> 00:38:05,032
‫- چشمت چی شده؟
‫- این؟

713
00:38:06,450 --> 00:38:07,451
‫سوءتفاهم بود.

714
00:38:11,080 --> 00:38:12,331
‫- نوشیدنی می‌خوای؟
‫- نه.

715
00:38:12,415 --> 00:38:14,625
‫- نه؟ نمی‌مونی؟
‫- نمی‌مونم.

716
00:38:15,334 --> 00:38:17,670
‫بیشتر اومدم ببینم الان
‫دیگه بی‌حسابیم یا نه.

717
00:38:18,379 --> 00:38:22,091
‫تو یه اسم بهم دادی.
‫یه دونه اسم بهم دادی، یه اسم.

718
00:38:22,174 --> 00:38:23,759
‫معلوم شد که یارو اصلاً این کارو نکرده بود.

719
00:38:23,843 --> 00:38:25,469
‫این چه وسواسیه که داری
‫که با هم بی‌حساب بشیم؟

720
00:38:25,553 --> 00:38:27,138
‫چیه؟ اگه خیلی زود بی‌حساب بشیم،

721
00:38:27,221 --> 00:38:29,849
‫دیگه دلیلی ندارم
‫که بهت زنگ بزنم.

722
00:38:29,932 --> 00:38:33,311
‫این همون چیزیه که می‌خوای؟

723
00:38:33,394 --> 00:38:36,105
‫خیلی نزدیک شدن به خانواده‌ای مثل خانواده من

724
00:38:36,188 --> 00:38:38,149
‫می‌تونه یه بلیت برگشت به
‫«آپالاچیا» برات جور کنه.

725
00:38:38,232 --> 00:38:39,817
‫این چیزیه که می‌خوای؟

726
00:38:39,900 --> 00:38:41,444
‫نمی‌دونم چی می‌خوام.

727
00:38:44,488 --> 00:38:45,489
‫حداقل هنوز نمی‌دونم.

728
00:38:47,908 --> 00:38:52,413
‫خب پس، برای امشب، احتمالاً بهتره
‫فقط همینی که داریم رو جشن بگیریم.

729
00:38:52,496 --> 00:38:55,166
‫تو مورد من، یه رزرو ساعت
‫۸ تو رستوران «دیکادو» هست.

730
00:38:55,249 --> 00:39:00,171
‫«ترجمه از میثم موسویان»