1
00:00:01,001 --> 00:00:02,335
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,419 --> 00:00:03,962
‫- چی پوشیدی؟
‫- جان؟

3
00:00:04,045 --> 00:00:06,339
‫پیراهنتو عوض کن و بیا
‫اون آدرسی که الان می‌فرستم.

4
00:00:06,423 --> 00:00:08,008
‫کی گفته لباس عوض کنی؟

5
00:00:08,091 --> 00:00:10,885
‫ویش. آره، شاید یه مشتری جدید برام داره.

6
00:00:10,969 --> 00:00:13,138
‫به خونه نقلی خانواده کارتر خوش اومدی.

7
00:00:13,221 --> 00:00:15,432
‫این هولدن ـه.
‫شاید دوباره رفته سراغ مواد.

8
00:00:15,515 --> 00:00:17,350
‫آر.جی، هولدن پیدا شد.

9
00:00:17,434 --> 00:00:18,810
‫هولدن می‌خواست افشاگری کنه.

10
00:00:18,893 --> 00:00:21,312
‫حاضر بود حتی در برابر پدر خودش بایسته.

11
00:00:21,396 --> 00:00:23,314
‫قرار نبود هولدن بمیره.

12
00:00:23,398 --> 00:00:25,275
‫نقشه صرفاً بی‌اعتبار کردنش بود.

13
00:00:26,109 --> 00:00:29,654
‫- هنوز فکر می‌کنی من بودم؟
‫- نه، تو نبودی.

14
00:00:35,702 --> 00:00:38,371
‫حتماً، باید پلیس رو خبر کنم.

15
00:00:38,455 --> 00:00:39,914
‫این پرونده مربوط به پلیس جناییه.

16
00:00:40,749 --> 00:00:41,750
‫جنایی؟

17
00:00:41,833 --> 00:00:44,085
‫فکر نمی‌کنم کامل متوجه شده باشی، بیگلو.

18
00:00:45,086 --> 00:00:46,796
‫تو کشته شدی.

19
00:00:46,880 --> 00:00:48,131
‫آر.جی، تویی؟

20
00:00:48,214 --> 00:00:49,257
‫آره.

21
00:00:50,091 --> 00:00:51,176
‫تنهایی؟

22
00:00:51,259 --> 00:00:52,635
‫آره، خیلی.

23
00:00:52,719 --> 00:00:55,346
‫آخی، عشقی چیزی نیست؟

24
00:00:55,972 --> 00:00:57,557
‫نه، مورد پسندش نبودم.

25
00:00:57,640 --> 00:00:59,768
‫رفیق، تو موردپسند همه‌ای.

26
00:01:01,519 --> 00:01:03,730
‫شاید بهتر بود لباس قشنگ‌تری می‌پوشیدی.

27
00:01:03,813 --> 00:01:06,608
‫آره، یا لباس زندانم.

28
00:01:06,691 --> 00:01:09,027
‫فکر می‌کردم سابقه کیفریم مانع بزرگی باشه،

29
00:01:09,110 --> 00:01:11,529
‫ولی فهمیدم از ماریسیو خواسته
‫ترتیب دیدارمون رو بده

30
00:01:11,613 --> 00:01:13,156
‫چون فقط با خلافکارها قرار می‌ذاره.

31
00:01:13,740 --> 00:01:15,200
‫- چه خوفناک.
‫- آره.

32
00:01:15,283 --> 00:01:17,243
‫خب اینطور طبق سلیقه‌ش نیستی؟

33
00:01:17,327 --> 00:01:22,707
‫ظاهراً من اونقدرها هم خلافکار نیستم.
‫طرفدار پرسابقه‌هاست.

34
00:01:23,958 --> 00:01:26,878
‫باشه، شاید برای معرفی کردن

35
00:01:26,961 --> 00:01:30,423
‫بتونیم بهتر از دوستای قدیمی‌مون از آپالاچی عمل کنیم.

36
00:01:30,507 --> 00:01:31,925
‫ببخشید، منظورت از «ما» کیه؟

37
00:01:32,008 --> 00:01:34,719
‫الگوریتم‌های اپلیکیشن‌های دوستیابی
‫دیگه دیوونه‌وار شده.

38
00:01:34,803 --> 00:01:37,263
‫می‌تونم فردا آنلاین بگردم
‫شاید یه کیس مناسب‌تر پیدا بشه.

39
00:01:37,347 --> 00:01:40,141
‫الگوریتم؟ ترجیح می‌دم برگردم زندان.

40
00:01:41,226 --> 00:01:44,104
‫و چرا یهویی انقدر مصری که منو زن بدی؟

41
00:01:44,187 --> 00:01:47,649
‫فقط می‌خوام کمک کنم
‫انتخاب‌های بهتری داشته باشی.

42
00:01:48,483 --> 00:01:49,818
‫بهتر از چی؟

43
00:01:49,901 --> 00:01:54,697
‫دیدم با امی اوچوا تو اف‌ام استیشن نوشیدنی خوردی،
‫و دوستانه بودید.

44
00:01:55,657 --> 00:01:56,699
‫اشتباه برداشت نکن.

45
00:01:56,783 --> 00:01:59,953
‫قبلاً زن و شوهر بودیم، خب؟
‫می‌دونم وقتی طرف رو می‌خوای چه شکلی میشی.

46
00:02:00,036 --> 00:02:02,539
‫من و امی اوچوا با هم رابطه نداریم.

47
00:02:02,622 --> 00:02:05,083
‫اصلاً. بخاطر اون اتفاق عذاب وجدان داره.
‫می‌خواد...

48
00:02:05,166 --> 00:02:06,417
‫می‌خواد جبران کنه.

49
00:02:06,501 --> 00:02:08,628
‫و دقیقاً چطور می‌شه با شهادت دروغ

50
00:02:08,711 --> 00:02:10,130
‫یکی رو فرستاد زندان و جبران کرد؟

51
00:02:10,213 --> 00:02:12,173
‫برام یه پرونده جور کرد.
‫و خوب هم جواب داد.

52
00:02:12,257 --> 00:02:14,551
‫رفتیم بیرون که جشن بگیریم.
‫همین.

53
00:02:14,634 --> 00:02:17,220
‫من خوبم. همه‌ چی خوبه.

54
00:02:18,096 --> 00:02:21,850
‫خب، اگه اجازه بدی،
‫فردا صبح زود یه جلسه با یکی از مشتری‌هام دارم.

55
00:02:21,933 --> 00:02:23,893
‫با اونم سَر و سِرّی ندارم.

56
00:02:28,815 --> 00:02:31,776
‫باشه. اینم لوییز ـه که داره میره یوگا.

57
00:02:31,860 --> 00:02:34,112
‫تو باشگاه ماهجونگ بازی می‌کنه.

58
00:02:35,697 --> 00:02:38,158
‫داره خرید می‌کنه. باب...

59
00:02:40,702 --> 00:02:42,662
‫هرچقدر هم دوست دارم پولتو بگیرم،

60
00:02:42,745 --> 00:02:44,122
‫یک هفته‌ست که همسرت رو دنبال کردم.

61
00:02:44,205 --> 00:02:47,000
‫هیچ چیزی ندیدم
‫که نشون بده با کسی سر و سِرّی داره.

62
00:02:47,500 --> 00:02:49,919
‫تازه وقتی پسوریازیسم عود نکنه.

63
00:02:50,503 --> 00:02:53,089
‫باید می‌دونستم
‫نمی‌تونم خوشحال نگه‌ش دارم.

64
00:02:53,173 --> 00:02:56,467
‫مطمئنی این داستان رابطه
‫فقط تو ذهنت نیست؟

65
00:02:56,551 --> 00:02:57,719
‫یعنی مطمئنی؟

66
00:02:58,845 --> 00:03:01,639
‫این گوشواره‌ها رو می‌بینی؟
‫من براش نخریدم.

67
00:03:02,557 --> 00:03:05,810
‫رسیدهای کارت اعتباریش رو چک کردم.
‫خودش هم نخریده.

68
00:03:05,894 --> 00:03:07,187
‫وقتی ازش پرسیدم،

69
00:03:07,270 --> 00:03:09,522
‫گفت اینا هدیه از طرف مادرشه،

70
00:03:09,606 --> 00:03:12,275
‫ولی می‌دونم دروغ می‌گه.
‫من...

71
00:03:15,195 --> 00:03:20,617
‫من خیلی دوستش دارم، آقای دکر،
‫و باید بدونم چه خبره.

72
00:03:20,700 --> 00:03:24,204
‫چون اگه بدونم چه خبره،
‫شاید بتونم درستش کنم.

73
00:03:24,871 --> 00:03:26,831
‫شاید بتونم دوباره کاری کنم
‫دوستم داشته باشه.

74
00:04:00,698 --> 00:04:01,658
‫[اجاره خودروی بریزی]

75
00:05:12,895 --> 00:05:14,022
‫سلام، باب.

76
00:05:14,105 --> 00:05:17,233
‫فکرامو کردم. شاید حق با تو باشه.
‫شاید این افکار فقط تو ذهن منه.

77
00:05:17,317 --> 00:05:21,404
‫باب، از یه انبار اجاره‌ای
‫توی خیابون ۱۹ خبر داری؟

78
00:05:21,988 --> 00:05:24,157
‫نه، چرا؟
‫لوییز رفته اونجا؟

79
00:05:24,240 --> 00:05:25,616
‫اونجاست؟
‫الان اونجایی؟

80
00:05:26,284 --> 00:05:29,370
‫نه، من جلوی یه خونه‌ام
‫توی پالمتو. الان رفت داخلش.

81
00:05:29,454 --> 00:05:31,539
‫جلوی خونه فواره با فلامینگوهای صورتی داره؟

82
00:05:31,622 --> 00:05:32,707
‫آره، داره.

83
00:05:32,790 --> 00:05:36,127
‫وای... اون خونه‌ی هاوارد ـه.
‫حتماً رفته پرستون رو ببینه.

84
00:05:36,210 --> 00:05:37,295
‫خب پرستون کیه؟

85
00:05:37,378 --> 00:05:39,172
‫اون و زنش رو از باشگاه می‌شناسیم.

86
00:05:39,255 --> 00:05:41,341
‫لوییز و پرستون هر دو تو تورنمنت پیکل‌بال بازی کردن.

87
00:05:41,424 --> 00:05:44,218
‫باشه باب، گوش کن.
‫همه‌ چی درست می‌شه.

88
00:05:44,302 --> 00:05:47,638
‫یه نفس عمیق،
‫بعد من تکرار کن، خب؟ همه ‌چی...

89
00:05:47,722 --> 00:05:48,723
‫همه‌ چی...

90
00:05:48,806 --> 00:05:50,350
‫قراره...

91
00:05:51,809 --> 00:05:53,186
‫آقای دکر، صدای چی بود؟

92
00:05:54,228 --> 00:05:59,025
‫آقای دکر، صدامو می‌شنوی؟
‫آقای دکر، هستی؟

93
00:06:07,367 --> 00:06:10,370
W W W . M O V I E S H O . C O M

94
00:06:12,121 --> 00:06:14,165
‫آتش‌نشانی می‌گه
‫به نظر میاد سانحه بوده.

95
00:06:14,791 --> 00:06:17,210
‫نشت گاز داخل بوده،
‫بعد یه جرقه.

96
00:06:17,293 --> 00:06:19,712
‫تو خونه‌های قدیمی که هنوز برقیشون رو تبدیل نکردن
‫گاهی اتفاق می‌افته.

97
00:06:19,796 --> 00:06:21,130
‫جسد چی؟

98
00:06:21,214 --> 00:06:23,508
‫یکی هست. خیلی سوخته،
‫هنوز شناسایی نشده.

99
00:06:23,591 --> 00:06:25,009
‫حتماً همسر مشتری‌ منه.

100
00:06:25,093 --> 00:06:27,136
‫دیدم رفت داخل.

101
00:06:27,220 --> 00:06:29,263
‫با احترام، من کارآگاه دایره جناییم،

102
00:06:29,347 --> 00:06:32,016
‫- نه کارآگاه حوادث تلخ اتفاقی.
‫- آره، فهمیدم. من...

103
00:06:32,100 --> 00:06:34,685
‫مگه اینکه فکر کنی
‫بازرس آتش‌نشانی اشتباه کرده.

104
00:06:35,269 --> 00:06:37,730
‫موکلم مطمئن بود
‫زنش داره پنهون‌کاری می‌کنه،

105
00:06:37,814 --> 00:06:39,690
‫شاید با مردی که تو این خونه زندگی می‌کنه.

106
00:06:39,774 --> 00:06:41,651
‫سی ثانیه بعد از اینکه رفت تو،

107
00:06:41,734 --> 00:06:43,820
‫کل خونه رفت هوا؟

108
00:06:43,903 --> 00:06:44,946
‫- چی؟
‫- باشه.

109
00:06:45,029 --> 00:06:46,197
‫- چیه؟
‫- فکر می‌کنی چی؟

110
00:06:46,280 --> 00:06:49,033
‫خونه رو دستکاری کرده، صبر کرده تا تو تایید کنی
‫که زنه اینجاست، بعدش چی؟

111
00:06:49,117 --> 00:06:50,535
‫ممکنه.

112
00:06:50,618 --> 00:06:52,286
‫یعنی تا الان که فقط به‌نظر
‫یه آدم خوش‌برخورد می‌اومد،

113
00:06:52,370 --> 00:06:54,580
‫ولی کی می‌دونه؟

114
00:06:56,332 --> 00:06:57,959
‫نه، نه، نه، نه!

115
00:06:59,252 --> 00:07:00,586
‫آقا، آقا، باید عقب بایستید.

116
00:07:00,670 --> 00:07:03,756
‫این خونه منه.
‫باید زنم رو پیدا کنم. اسمش ناتالی ـه.

117
00:07:03,840 --> 00:07:06,092
‫کارآگاه مل آبریو.
‫شما پرستون هاوارد هستید؟

118
00:07:06,175 --> 00:07:08,302
‫بله. به زنم زنگ زدم
‫ولی جواب نداد.

119
00:07:08,386 --> 00:07:09,512
‫لطفاً بهم بگید تو خونه نبوده.

120
00:07:09,595 --> 00:07:11,848
‫آقای هاوارد، یک کشته داشتیم.

121
00:07:11,931 --> 00:07:14,684
‫اما دلیل داریم که فکر کنیم
‫اون کسی جز همسرتون بوده.

122
00:07:14,767 --> 00:07:16,769
‫یعنی می‌گید کسی غیر از ناتالی؟

123
00:07:16,853 --> 00:07:18,688
‫آقای هاوارد، لوییز ورنون رو می‌شناسی؟

124
00:07:19,856 --> 00:07:22,900
‫آره. یه باشگاه می‌ریم.

125
00:07:22,984 --> 00:07:25,611
‫یعنی می‌گید اون داخل خونه من بوده؟
‫این کار اونه؟

126
00:07:25,695 --> 00:07:27,905
‫امکانش هست امروز
‫قرار بوده بیاد اینجا تو رو ببینه؟

127
00:07:29,282 --> 00:07:32,493
‫من؟ چرا؟ چرا باید این کار رو بکنه؟

128
00:07:33,327 --> 00:07:35,163
‫چرا هیچ‌ کی دنبال زنم نمی‌گرده؟

129
00:07:35,246 --> 00:07:37,039
‫ما پیداش می‌کنیم، آقای هاوارد.
‫ولی اول،

130
00:07:37,123 --> 00:07:39,625
‫می‌دونم بازرس آتش‌نشانی
‫چندتا سوال درباره خونه‌تون داره.

131
00:07:41,252 --> 00:07:43,963
‫باورم نمی‌شه.
‫باورم نمی‌شه لوییز مرده.

132
00:07:44,046 --> 00:07:48,050
‫باب، همون‌طور که گفتم، اون کسی که مرده،
‫جسدش هنوز شناسایی نشده.

133
00:07:48,718 --> 00:07:52,430
‫ولی تو گفتی دیدی رفت داخل.
‫دیگه کی می‌تونسته باشه؟

134
00:07:53,014 --> 00:07:55,683
‫آقای ورنون، تا حالا
‫داخل خونه هاوارد رفته بودی؟

135
00:07:56,267 --> 00:08:02,148
‫چند سال پیش یه مهمونی
‫توی خونه‌شون برگزار کردن. چرا؟

136
00:08:02,231 --> 00:08:07,862
‫خب، امروز صبح به آقای دکر زنگ زدی.
‫اون بهت گفت دیده لوییز رفت داخل. بعد...

137
00:08:10,573 --> 00:08:11,866
‫شما...

138
00:08:11,949 --> 00:08:15,244
‫فکر می‌کنید من خودم اونجا رو منفجر کردم؟

139
00:08:15,328 --> 00:08:16,370
‫دیوونه‌اید؟

140
00:08:16,454 --> 00:08:19,832
‫یه کارآگاه خصوصی استخدام کردی
‫چون فکر می‌کردی زیر سر زنت بلند شده.

141
00:08:20,625 --> 00:08:24,045
‫بهت گفتم چقدر دوستش دارم.
‫گفتم می‌خوام اوضاع رو درست کنم.

142
00:08:24,128 --> 00:08:25,755
‫باب، می‌دونم. می‌دونم.

143
00:08:25,838 --> 00:08:27,757
‫لطفاً. فقط برید.

144
00:08:31,219 --> 00:08:32,261
‫نظرت چیه؟

145
00:08:32,762 --> 00:08:34,305
‫حسم می‌گه اون این کار رو نکرده.

146
00:08:34,847 --> 00:08:36,182
‫ولی با این حال؟

147
00:08:36,265 --> 00:08:38,351
‫ولی با این حال، شوهر حسود،
‫زنی که مرده. می‌دونم.

148
00:08:38,434 --> 00:08:40,102
‫دو تا دوتا تقریباً همیشه می‌شن چهار،

149
00:08:40,186 --> 00:08:44,106
‫و با این حال برداشت اولیه بازرس آتش‌نشانی
‫این بود که انفجار تصادفی بوده.

150
00:08:44,857 --> 00:08:46,859
‫و با این حال، لوییز امروز صبح
‫داشت یه کاری می‌کرد.

151
00:08:46,943 --> 00:08:48,861
‫ماشین کرایه‌ای، کلاه‌گیس،
‫انبار اجاره‌ای.

152
00:08:48,945 --> 00:08:51,781
‫دوباره می‌گم، دو به‌علاوه دو
‫تقریباً همیشه می‌شه چهار.

153
00:08:51,864 --> 00:08:53,491
‫ببین، اون مخفی کاری‌ می‌کرده.

154
00:08:53,574 --> 00:08:55,493
‫ماشین و ظاهرش رو عوض کرده بود
‫تا بره به یه محله‌ای

155
00:08:55,576 --> 00:08:56,702
‫که ممکن بود شناخته بشه.

156
00:08:56,786 --> 00:08:59,038
‫مرگش؟ کار خدا بود، نه کار باب.

157
00:08:59,121 --> 00:09:00,873
‫باشه.

158
00:09:01,374 --> 00:09:03,417
‫ببین، یه چیزی درباره اون انبار اجاره‌ای مشکوکه.
‫خیلی بزرگ بود.

159
00:09:03,501 --> 00:09:05,545
‫زیادی بزرگه برای... کلاه‌گیس
‫و عوض کردن لباس.

160
00:09:05,628 --> 00:09:08,089
‫- می‌رم سراغش.
‫- باشه. اگه چیزی پیدا کردی که نشون بده

161
00:09:08,172 --> 00:09:10,007
‫انفجار تصادفی نبوده،
‫به من خبر بده.

162
00:09:10,091 --> 00:09:13,678
‫فعلاً می‌رم روی پرونده‌هایی تمرکز کنم
‫که می‌دونم قتل بودن.

163
00:09:23,688 --> 00:09:25,356
‫پیدات کردم. بریم.

164
00:10:12,528 --> 00:10:15,031
‫درست وقتی فکر می‌کردم
‫روزم دیگه بدتر از این نمی‌شه.

165
00:10:15,114 --> 00:10:16,282
‫لوییز؟

166
00:10:16,365 --> 00:10:19,869
‫شب اشتباهی رو برای سرقت
‫از انبار اجاره‌ای انتخاب کردی، رفیق.

167
00:10:25,207 --> 00:10:27,793
‫واقعاً می‌خوای باور کنم
‫تو کارآگاه خصوصی‌ای؟

168
00:10:27,877 --> 00:10:29,795
‫اگه بخوای می‌تونیم سایتم رو چک کنیم،

169
00:10:29,879 --> 00:10:32,923
‫ولی به‌نظرم بهتره برسونیمت بیمارستان.

170
00:10:34,175 --> 00:10:39,388
‫لوییز، شوهرت باب استخدامم کرد چون فکر می‌کرد
‫بهش بی‌وفایی.

171
00:10:39,472 --> 00:10:42,141
‫من باب رو دوست دارم.
‫هیچ‌وقت این کار رو نمی‌کنم.

172
00:10:42,224 --> 00:10:45,645
‫لوییز، من باور می‌کنم.
‫واقعاً میگم، و فقط هم به‌خاطر اسلحه نیست.

173
00:10:45,728 --> 00:10:48,230
‫فکر نمی‌کنم امروز رفتی
‫خونه پرستون هاوارد برای قراری چیزی.

174
00:10:48,314 --> 00:10:50,691
‫فکر می‌کنم اونجا بودی
‫که از خونه سرقت کنی.

175
00:10:50,775 --> 00:10:54,945
‫ببین، تعقیب همسرهای پنهون‌کار
‫بدترین بخش کارم به عنوان کاراگاه خصوصیه.

176
00:10:55,029 --> 00:10:56,989
‫دومیش پس‌ گرفتن امواله.

177
00:10:57,073 --> 00:10:59,659
‫ببین، شرکت‌های بیمه به امثال من
‫پول می‌دن که حواسمون به

178
00:10:59,742 --> 00:11:02,495
‫اجناس سرقتی سمساری‌ها
‫و بازار سیاه باشه.

179
00:11:02,578 --> 00:11:06,707
‫اینو از یه بولتن که یکی از اون شرکت‌ها
‫برام ایمیل کرده بود، شناختم.

180
00:11:07,333 --> 00:11:11,128
‫اگه مجبور باشم حدس بزنم،
‫می‌گم هرچی اینجاست دزدیه.

181
00:11:11,921 --> 00:11:13,047
‫اشتباه می‌کنی.

182
00:11:13,673 --> 00:11:16,759
‫اینارو از بازارچه‌های دست‌دوم خریدم،
‫خرید نقدی.

183
00:11:16,842 --> 00:11:19,720
‫اگه چیزی دزدیه، من خبر ندارم.

184
00:11:21,138 --> 00:11:22,139
‫لوییز...

185
00:11:22,890 --> 00:11:24,058
‫باب فکر می‌کنه تو مُردی.

186
00:11:25,059 --> 00:11:28,646
‫من دیدم رفتی تو خونه هاوارد.
‫عکس هم دارم.

187
00:11:29,814 --> 00:11:33,484
‫من قصد نداشتم...
‫که برنگردم خونه پیش باب.

188
00:11:34,276 --> 00:11:36,779
‫- فقط اومدم لباس‌هامو عوض کنم.
‫- باشه.

189
00:11:37,530 --> 00:11:40,491
‫خب، اگه تو اینجایی،
‫وقتی خونه منفجر شد کی داخلش بود؟

190
00:11:40,574 --> 00:11:43,244
‫همین که وارد شدم
‫بوی گاز رو حس کردم،

191
00:11:43,828 --> 00:11:45,079
‫ولی نمی‌دونم چرا برنگشتم.

192
00:11:45,746 --> 00:11:46,747
‫و بعد دیدمش.

193
00:11:46,831 --> 00:11:48,207
‫کی رو دیدی؟ کی رو دیدی؟

194
00:11:48,290 --> 00:11:50,876
‫اون همه خون. و گاز.

195
00:11:50,960 --> 00:11:54,672
‫خیلی ترسیده بودم، برای همین رفتم پشت خونه،
‫و بعد صدای انفجار رو شنیدم.

196
00:11:54,755 --> 00:11:55,965
‫و بعدم پرتاب شدم.

197
00:11:56,799 --> 00:11:58,175
‫اشکالی نداره.

198
00:11:58,884 --> 00:12:00,261
‫کت دیور محبوبم بود.

199
00:12:00,344 --> 00:12:02,513
‫- اشکالی نداره. وای. وای.
‫- و حالا نابود شد.

200
00:12:02,596 --> 00:12:05,891
‫هی، هی، گرفتمت. گرفتمت.

201
00:12:05,975 --> 00:12:08,394
‫- بازم این زنه؟ خدایی؟
‫- چی؟

202
00:12:08,477 --> 00:12:10,563
‫عزیزم.

203
00:12:10,646 --> 00:12:12,606
‫بهت اجازه دادم که دل رو به دریا بزنی،

204
00:12:12,690 --> 00:12:14,817
‫ولی تو هنوز دنبال آتو از امی اوچوا هستی؟

205
00:12:14,900 --> 00:12:18,070
‫من دنبال آتو نیستم.
‫فقط دارم سعی می‌کنم بفهمم.

206
00:12:18,612 --> 00:12:21,323
‫تو و شوهر سابقت هر دو تو نخ لاتین‌ها هستید.

207
00:12:21,407 --> 00:12:22,867
‫خب دیگه چی هست که می‌خوای بفهمی؟

208
00:12:22,950 --> 00:12:25,202
‫نمی‌دونم، یه حس مسخره‌ای دارم.

209
00:12:25,953 --> 00:12:26,954
‫یعنی...

210
00:12:27,621 --> 00:12:29,832
‫دو ساله که این عذاب وجدان رو
‫به دوش می‌کشم که

211
00:12:29,915 --> 00:12:32,626
‫نفهمیدم آر.جی واقعاً چقدر درگیر بوده
‫قبل از اینکه لوکاس اوچوا رو بزنه،

212
00:12:33,210 --> 00:12:34,712
‫براش یه پرونده جور کرده.
‫خب که چی؟

213
00:12:34,795 --> 00:12:36,589
‫یکی از اعضای خانواده اوچوای لعنتیه.

214
00:12:37,798 --> 00:12:40,634
‫باباش مثل باس توئید امروزی می‌مونه.
‫(سیاستمدار فاسد آمریکایی)

215
00:12:40,718 --> 00:12:43,345
‫شاید دارن آر.جی. رو
‫به عنوان قربانی بعدی آماده می‌کنن.

216
00:12:43,429 --> 00:12:47,141
‫اولاً، کلافه شدم که نمی‌دونم به کی تشبیه‌ش کردی.

217
00:12:47,224 --> 00:12:49,727
‫دوماً، مطمئنی فقط حسادت نیست؟

218
00:12:49,810 --> 00:12:50,853
‫چی؟ نه بابا.

219
00:12:50,936 --> 00:12:53,481
‫آخه خیلی خوشگله.

220
00:12:55,149 --> 00:12:56,400
‫دختر...

221
00:12:57,318 --> 00:13:01,071
‫دو سال عذاب وجدان نگرفتی
‫چون احمقی، باشه؟

222
00:13:01,155 --> 00:13:03,699
‫واسه این بود که قلب بزرگی داری.

223
00:13:03,783 --> 00:13:07,828
‫ولی خب... یکم فکر کن.
‫زیادی درگیر همسر سابقت نشدی؟

224
00:13:09,747 --> 00:13:10,748
‫چیه؟

225
00:13:11,540 --> 00:13:12,541
‫آر.جی.

226
00:13:13,250 --> 00:13:16,545
‫یکی که امروز فکر می‌کردیم
‫تو اون انفجار مُرده، زنده از آب در اومده.

227
00:13:16,629 --> 00:13:19,673
‫می‌گه یه انبار توی خیابون نوزده هست
‫که باید سریع برم اونجا.

228
00:13:22,259 --> 00:13:25,805
‫یادآوری کن. کدوم‌مون
‫بیشتر درگیر کارای همسر سابقم هست؟

229
00:13:34,814 --> 00:13:36,065
‫هی. حکم گرفتی؟

230
00:13:36,148 --> 00:13:37,733
‫آره. یه کم پیش.

231
00:13:37,817 --> 00:13:40,611
‫اینجا شبیه غار دزدان دریاییه.

232
00:13:40,694 --> 00:13:43,405
‫جواهر، آثار هنری،
‫لباس‌های طراح‌دار.

233
00:13:43,906 --> 00:13:47,201
‫واحد سرقت، از قبل یه سریش رو با
‫چندتا دزدی پشت سر هم تطبیق داده

234
00:13:47,284 --> 00:13:49,119
‫که برمی‌گرده به چند سال پیش.

235
00:13:49,203 --> 00:13:51,622
‫اسم مظنون رو گذاشته بودن
‫راهزن براوارد.

236
00:13:51,705 --> 00:13:54,291
‫حالا، به لطف تو،
‫می‌دونن کار لوییز ورنون بوده.

237
00:13:54,375 --> 00:13:55,501
‫راستی حالش چطوره؟

238
00:13:55,584 --> 00:13:58,212
‫خوبه.
‫یه ترکش تو شکمش داشت.

239
00:13:58,295 --> 00:14:00,798
‫خوش‌شانس بوده که به هیچ عضوی نخورده.

240
00:14:00,881 --> 00:14:01,882
‫شانس با ماست.

241
00:14:01,966 --> 00:14:04,969
‫چون این سرقت‌ها تنها چیزی نیست
‫که باید بابتش جواب پس بده.

242
00:14:05,052 --> 00:14:06,053
‫منظورت چیه؟

243
00:14:06,136 --> 00:14:09,640
‫آخرش هویت جسدی که دیروز
‫توی آوار پیدا شد رو درآوردیم.

244
00:14:09,723 --> 00:14:11,517
‫راهزن ما ممکنه قاتل باشه.

245
00:14:12,476 --> 00:14:15,271
‫می‌گید هر چی از بازار دست‌دوم‌ها خریدم دزدیه؟

246
00:14:15,354 --> 00:14:17,481
‫خانم ورنون،
‫واقعاً انتظار داری باور کنیم

247
00:14:17,565 --> 00:14:19,608
‫تو یه بازار دست‌دوم پاته‌فیلیپ گرفته باشی؟

248
00:14:19,692 --> 00:14:20,943
‫آره، لوییز.
‫روشت رو می‌دونیم.

249
00:14:21,026 --> 00:14:23,863
‫عینک آفتابی می‌زنی، کلاه‌گیس می‌ذاری،
‫یه ماشین قشنگ کرایه می‌کنی،

250
00:14:23,946 --> 00:14:26,448
‫تا طوری به نظر بیاد
‫که مال همون محله‌هایی هستی که هدفته.

251
00:14:26,532 --> 00:14:28,492
‫اگه کسی تو رو ببینه، چی؟

252
00:14:28,576 --> 00:14:30,786
‫یه مشاور املاک سطح بالایی؟
‫در خونه‌ها میری؟

253
00:14:30,870 --> 00:14:32,913
‫اما ناتالی هاوارد دوستت بود.

254
00:14:32,997 --> 00:14:34,915
‫حتی با لباس مبدل هم تو رو می‌شناخت.

255
00:14:34,999 --> 00:14:37,668
‫آره، دیروز با پرستون شوهرش حرف زدیم.

256
00:14:37,751 --> 00:14:39,003
‫بهش گفتیم دلیل داریم فکر کنیم

257
00:14:39,086 --> 00:14:41,589
‫جسدی که توی خونه پیدا کردن
‫همسرش نبوده.

258
00:14:41,672 --> 00:14:42,923
‫ولی بوده.

259
00:14:43,007 --> 00:14:45,092
‫امروز صبح پزشک قانونی تایید کرد،

260
00:14:45,175 --> 00:14:47,887
‫همون‌طور که تایید کرده بود
‫اون با انفجار نمُرده.

261
00:14:47,970 --> 00:14:50,764
‫قبل از انفجار مُرده بود.
‫ضربه شدید به سر.

262
00:14:50,848 --> 00:14:53,475
‫وارد خونه شدی. ناتالی غافلگیرت کرد.

263
00:14:54,184 --> 00:14:55,477
‫بعد درگیر شدید.

264
00:14:56,020 --> 00:14:59,064
‫و جمجمه‌ش رو خرد کردی،
‫و بعد هم شیر گاز رو باز گذاشتی.

265
00:14:59,148 --> 00:15:00,858
‫بعدشم یه چیزی گذاشتی
‫تا شعله‌ورش کنه.

266
00:15:00,941 --> 00:15:03,903
‫بازرس فکر می‌کنه احتمالاً سشوار بوده.

267
00:15:03,986 --> 00:15:04,987
‫لطفاً.

268
00:15:06,405 --> 00:15:07,948
‫باید بهشون بگی.

269
00:15:11,535 --> 00:15:13,621
‫من دیشب وارد خونه شدم.

270
00:15:14,747 --> 00:15:16,290
‫ولی وقتی رسیدم اونجا،
‫ناتالی مرده بود.

271
00:15:16,373 --> 00:15:19,752
‫باشه، آره.
‫و همه اینا رو هم از بازار دست‌دوم‌ گرفتی؟

272
00:15:19,835 --> 00:15:21,378
‫می‌تونم ثابت کنم من نکشتمش.

273
00:15:21,462 --> 00:15:24,882
‫عینکی که داشتم...
‫اون فقط جزئی از لباس مبدلم نبود.

274
00:15:24,965 --> 00:15:27,968
‫هوشمند بود.
‫هر چی دیدم رو ضبط ‌کرده.

275
00:15:35,893 --> 00:15:38,854
‫هنوزم نمی‌فهمم چرا
‫موقع سرقت از خونه‌ها از خودت فیلم گرفتی.

276
00:15:38,938 --> 00:15:40,356
‫چرا خودت دوست داری از پرنده‌ها فیلم بگیری؟

277
00:15:40,439 --> 00:15:44,360
‫نمی‌دونم، هیجان‌انگیزه.

278
00:15:47,112 --> 00:15:48,113
‫آره.

279
00:15:56,163 --> 00:15:57,957
‫همون سشوار، دقیقاً همونی که فکر کردن.

280
00:16:02,419 --> 00:16:03,420
‫خدای من.

281
00:16:06,173 --> 00:16:09,426
‫می‌خواید به چندتا دزدی اعتراف کنم؟
‫می‌کنم.

282
00:16:09,927 --> 00:16:11,887
‫ولی قتل؟ نه.

283
00:16:11,971 --> 00:16:13,555
‫یکی دیگه ناتالی رو کشته.

284
00:16:18,352 --> 00:16:20,396
‫هی. مل. هی.

285
00:16:21,730 --> 00:16:23,565
‫شنیدم مشتریت گفته
‫باید باهات حرف بزنه.

286
00:16:23,649 --> 00:16:26,735
‫خوب، معلوم شد
‫فعلاً نمی‌خواد پرونده رو ازم بگیره.

287
00:16:26,819 --> 00:16:29,029
‫پرونده‌ی «فکر می‌کنم زنم هوایی شده»؟

288
00:16:29,113 --> 00:16:31,115
‫چون حل شد.
‫هوایی نشده، سارق خونه‌ست.

289
00:16:31,198 --> 00:16:34,868
‫آره، می‌دونم، ولی می‌گه
‫از اتفاقی که برای ناتالی افتاد خیلی عذاب وجدان داره.

290
00:16:34,952 --> 00:16:38,163
‫می‌خواد مطمئن شه
‫پلیس قاتل رو پیدا کنه.

291
00:16:38,247 --> 00:16:43,252
‫صحیح. چون پلیس فلوریدا بدون کمک
‫کارآگاه‌ اجاره‌ای ارزون قیمتش چی کار می‌کرد؟

292
00:16:43,335 --> 00:16:46,964
‫خب، از لحاظ فنی من کاراگاه اجاره‌ای نیستم،
‫ولی خب یادت نره،

293
00:16:47,047 --> 00:16:48,799
‫راهزن براوارد رو کی گرفت؟

294
00:16:48,882 --> 00:16:51,635
‫باشه، هر دومون می‌دونیم
‫الان می‌خوای بری با پرستون هاوارد حرف بزنی.

295
00:16:51,719 --> 00:16:53,220
‫وقتی همسر می‌میره،
‫اول به شوهر مشکوک میشن.

296
00:16:53,303 --> 00:16:55,723
‫تو باید باهاش حرف بزنی.
‫منم باید باهاش حرف بزنم.

297
00:16:55,806 --> 00:16:58,392
‫چرا وقت تلف کنیم؟
‫با هم بریم انجامش بدیم؟

298
00:16:58,976 --> 00:17:02,021
‫به پرستون گفتیم هر چقدر لازم باشه
‫می‌تونه پیش ما بمونه.

299
00:17:02,104 --> 00:17:06,316
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم
‫یه‌دفعه هم خونه‌ت رو از دست بدی هم همسرت رو.

300
00:17:06,400 --> 00:17:09,611
‫گرنت از صبح باهاشه،
‫ولی واقعاً سخته.

301
00:17:09,695 --> 00:17:11,363
‫هیچ‌ کدوممون نمی‌دونیم چی بگیم.

302
00:17:11,905 --> 00:17:13,490
‫مدت زیادیه خانواده هاوارد رو می‌شناسین؟

303
00:17:13,574 --> 00:17:15,075
‫خدایا، پانزده سال؟

304
00:17:15,576 --> 00:17:17,619
‫می‌دونم به من ربطی نداره،

305
00:17:17,703 --> 00:17:21,457
‫ولی اگه اومدین تایید کنین
‫اجاق گاز منبع نشتی بوده، با ملایمت بگین.

306
00:17:21,540 --> 00:17:24,501
‫به ما گفت مدت‌ها بوده
‫می‌خواسته اون اجاق قدیمی رو عوض کنه.

307
00:17:24,585 --> 00:17:26,587
‫در واقع، خانم سامرز،
‫اومدیم بهش بگیم

308
00:17:26,670 --> 00:17:29,256
‫اون اجاق گاز قدیمی
‫باعث مرگ ناتالی نبوده.

309
00:17:29,840 --> 00:17:33,010
‫خدای من... خب،
‫حتماً خیلی خیالش راحت می‌شه.

310
00:17:35,095 --> 00:17:38,057
‫یعنی می‌گین اتفاقی که برای ناتالی افتاد
‫تصادف نبوده؟

311
00:17:38,140 --> 00:17:39,683
‫یعنی می‌گین قتل بوده؟

312
00:17:39,767 --> 00:17:42,394
‫پزشک قانونی معتقده
‫با توجه به شکستگی جمجمه،

313
00:17:42,478 --> 00:17:45,481
‫سلاح چیزی سنگین و گرد بوده،
‫مثل لوله.

314
00:17:45,564 --> 00:17:48,358
‫انفجار فقط برای پوشوندن ردپاها بوده.

315
00:17:50,360 --> 00:17:52,821
‫دیروز درباره لوییز ورنون ازم پرسیدین.

316
00:17:52,905 --> 00:17:54,198
‫انگار اومده بوده خونه‌م.

317
00:17:54,281 --> 00:17:55,657
‫آره، چون اومده بود.

318
00:17:55,741 --> 00:17:57,785
‫ولی معلوم شد به کسی آسیب نزده.

319
00:17:57,868 --> 00:18:00,662
‫- اومده بود دزدی.
‫- فکر نکنم پلیس فلوریدا آماده بود

320
00:18:00,746 --> 00:18:02,498
‫جزئیات رو به اشتراک بذاره.

321
00:18:03,082 --> 00:18:05,292
‫ولی... بله، درسته.

322
00:18:05,375 --> 00:18:08,504
‫لوییز ورنون رو برای یه سری سرقت
‫تو این محله زیر نظر داریم.

323
00:18:08,587 --> 00:18:11,507
‫- صبر کنین. پارسال از ما هم دزدی شد.
‫- اره.

324
00:18:11,590 --> 00:18:14,676
‫دو تا خونه دیگه تو همین خیابون هم همین‌طور.
‫می‌گین کار اون بوده؟

325
00:18:14,760 --> 00:18:17,346
‫احتمالاً، ولی واسه این نیومدیم اینجا،

326
00:18:17,429 --> 00:18:19,932
‫و تونستیم ثابت کنیم
‫لوییز ناتالی رو نکشته.

327
00:18:20,015 --> 00:18:24,061
‫آقای هاوارد، کسی به ذهنتون می‌رسه
‫که ممکن بوده بخواد بهش آسیب بزنه؟

328
00:18:24,812 --> 00:18:28,065
‫هیچ ‌کی. ناتالی مثل یه فرشته بود.

329
00:18:28,816 --> 00:18:30,776
‫و بین شما دوتا همه‌ چی خوب بود؟

330
00:18:31,944 --> 00:18:33,070
‫منظورتون چیه؟

331
00:18:33,153 --> 00:18:36,031
‫زندگی مشترک‌تون. مشکلی نداشتین؟
‫اختلافی چیزی؟

332
00:18:38,408 --> 00:18:40,160
‫فکر می‌کنین من همسرم رو کشتم؟

333
00:18:40,244 --> 00:18:42,996
‫- فقط سوال‌های روتینه، آقای هاوارد.
‫- نه، این‌طور نیست.

334
00:18:43,080 --> 00:18:45,374
‫دیگه یه کلمه هم نمی‌گی،
‫بدون وکیل نه.

335
00:18:45,457 --> 00:18:48,127
‫ما فقط می‌خوایم ایشون رو
‫از فهرست مظنون‌ها حذف کنیم.

336
00:18:48,210 --> 00:18:50,712
‫متاسفم.
‫اینجا این کار رو نمی‌کنین.

337
00:18:53,382 --> 00:18:56,718
‫ببخشید. نمی‌خواستم جلوی پرستون چیزی بگم،

338
00:18:56,802 --> 00:19:00,597
‫ولی توی زندگی‌ مشترک‌شون مشکل داشتن.

339
00:19:01,306 --> 00:19:03,225
‫نه اینکه فکر کنم
‫پرستون به ناتالی آسیب بزنه،

340
00:19:03,308 --> 00:19:06,854
‫ولی نمی‌خواستم بعداً بفهمین
‫چیزی رو پنهان کردیم.

341
00:19:06,937 --> 00:19:08,313
‫چه جور مشکلی؟

342
00:19:08,397 --> 00:19:11,567
‫چند هفته پیش
‫پرستون از گرنت وام خواست.

343
00:19:11,650 --> 00:19:14,653
‫گفت ناتالی زیادی خرج می‌کنه.

344
00:19:15,279 --> 00:19:17,489
‫همین قدر می‌دونم.

345
00:19:19,992 --> 00:19:21,118
‫غافلگیر شدم.

346
00:19:22,161 --> 00:19:25,956
‫وسط روز پیام دادی
‫که می‌خوای همدیگه رو ببینیم.

347
00:19:26,039 --> 00:19:27,624
‫اونم توی یه جای عمومی.

348
00:19:28,458 --> 00:19:29,793
‫منظورت چیه؟

349
00:19:29,877 --> 00:19:30,878
‫خب،

350
00:19:30,961 --> 00:19:36,341
‫روزنامه‌ت طی سال‌ها
‫زیاد با خانواده‌م مهربون نبوده.

351
00:19:37,634 --> 00:19:38,927
‫نمی‌دونم خواننده‌هات چی فکر می‌کنن

352
00:19:39,011 --> 00:19:42,890
‫اگه ببینن با هم قهوه می‌خوریم، خانم دلاکروی.

353
00:19:42,973 --> 00:19:44,641
‫اولاً، کاترین صدام کن.

354
00:19:44,725 --> 00:19:47,603
‫دوماً، فکر نمی‌کنم خواننده‌هامون
‫اصلاً تعجب کنن.

355
00:19:47,686 --> 00:19:50,814
‫می‌دونن براوارد کانتی هرالد
‫فقط دنبال حقیقته.

356
00:19:50,898 --> 00:19:52,608
‫مطمئن نیستم پدرم موافق باشه،

357
00:19:52,691 --> 00:19:56,111
‫ولی خوبه بالاخره
‫چهره‌ی پشت اون نویسنده رو می‌بینم.

358
00:19:56,820 --> 00:20:00,032
‫دستیارم گفت
‫درباره اد کارتر سوال‌هایی داری.

359
00:20:00,532 --> 00:20:02,618
‫برای چندین دهه،
‫مدیریت یکی از بزرگ‌ترین

360
00:20:02,701 --> 00:20:04,369
‫مراکز ترک اعتیاد ایالت رو به عهده داشت.

361
00:20:04,453 --> 00:20:07,206
‫حالا به کلاه‌برداری از هزاران نفر

362
00:20:07,289 --> 00:20:09,333
‫و توطئه مرگ پسر خودش متهمه.

363
00:20:09,416 --> 00:20:13,003
‫همه می‌دونن
‫از بزرگ‌ترین حامیان مالی پدرت بوده.

364
00:20:13,086 --> 00:20:16,548
‫همون‌طور که همه می‌دونن
‫با مطرح شدن این اتهامات،

365
00:20:16,632 --> 00:20:19,509
‫پدرم آخرین کمک مالی کارتر رو برگردوند

366
00:20:19,593 --> 00:20:21,929
‫و طرحی رو برای افزایش بودجه و نظارت

367
00:20:22,012 --> 00:20:24,389
‫بر مراکز درمان اعتیاد ارائه داد.

368
00:20:24,473 --> 00:20:27,434
‫شنیدم نقش بزرگی
‫در زمین زدن اد کارتر داشتی.

369
00:20:27,517 --> 00:20:30,270
‫با یه کارآگاه خصوصی همکاری کردی
‫تا مدرک دست پلیس بدین.

370
00:20:30,354 --> 00:20:33,607
‫از اون‌جایی که تحقیقات ادامه داره،

371
00:20:33,690 --> 00:20:36,151
‫فعلاً نمی‌تونم در این باره اظهارنظر کنم.

372
00:20:36,235 --> 00:20:37,236
‫آها.

373
00:20:37,319 --> 00:20:39,696
‫اون کارآگاه خصوصی چی؟
‫اون می‌تونه حرف بزنه؟

374
00:20:40,197 --> 00:20:42,616
‫شنیدم ارتباط‌های جالبی با خانواده‌تون داره،

375
00:20:42,699 --> 00:20:44,284
‫به‌خصوص با برادر ناتنیت.

376
00:20:49,206 --> 00:20:51,875
‫وقتی با مصاحبه موافقت کردی،
‫قطع کردن مکالمه زیاد جالب نیست.

377
00:20:51,959 --> 00:20:53,543
‫اسمش اینه؟

378
00:20:54,127 --> 00:20:55,212
‫مصاحبه؟

379
00:20:56,505 --> 00:21:00,050
‫بیشتر شبیه دخالت
‫تو حریم خصوصی همسر سابقته.

380
00:21:00,550 --> 00:21:03,387
‫خدایا، بعد از کاری که با لوکاس کرد،

381
00:21:03,470 --> 00:21:05,180
‫فکر می‌کنی درباره‌ش تحقیق نکردیم؟

382
00:21:05,264 --> 00:21:06,848
‫فکر کنم منظورت کاریه که
‫لوکاس با آر.جی کرد.

383
00:21:06,932 --> 00:21:08,642
‫اون روز لوکاس مرتکب جرم شد،

384
00:21:08,725 --> 00:21:10,435
‫ولی آر.جی رفت زندان،
‫به لطف شهادتی

385
00:21:10,519 --> 00:21:12,521
‫که تو دادگاهش دادی.

386
00:21:12,604 --> 00:21:17,651
‫می‌فهمم از اینکه وارد زندگی آر.جی شدم
‫خوشت نمیاد،

387
00:21:17,734 --> 00:21:21,738
‫ولی تا حالا به این فکر کردی
‫که واقعاً می‌خوام کمکش کنم؟

388
00:21:21,822 --> 00:21:23,532
‫اگه می‌خوای کمکش کنی...

389
00:21:24,408 --> 00:21:26,243
‫شاید بد نباشه از این فرصت استفاده کنی

390
00:21:26,326 --> 00:21:29,788
‫و رسماً اعتراف کنی
‫که دو سال پیش شهادت دروغ دادی.

391
00:21:31,456 --> 00:21:33,917
‫البته اونوقت ممکنه
‫یه مدت کوتاه بری زندان.

392
00:21:36,003 --> 00:21:38,839
‫از آشنایی باهات خوشوقت شدم، خانم دلاکروی.

393
00:21:44,052 --> 00:21:45,137
‫همچنین.

394
00:21:45,220 --> 00:21:47,180
‫ممنون. خیلی کمک کردی.

395
00:21:48,974 --> 00:21:52,019
‫بیمه عمر یک‌ میلیون ‌دلاری
‫برای همسر تازه‌درگذشته‌اش

396
00:21:52,102 --> 00:21:55,981
‫به‌علاوه دو و نیم میلیون بابت خونه،
‫اگه اون هم بیمه بوده باشه.

397
00:21:56,064 --> 00:21:57,941
‫مشکلات مالی پرستون هاوارد حل شد.

398
00:21:58,025 --> 00:22:00,235
‫با این پول بادآورده
‫و توجهی که این پرونده جلب کرده،

399
00:22:00,319 --> 00:22:03,363
‫وکیل‌ها صف می‌کشن
‫که وکالتش رو بگیرن. وکیل‌های خوب.

400
00:22:03,447 --> 00:22:07,075
‫امروز خوب نگاهش کن،
‫چون تا مدت‌ها دوباره نمی‌بینیمش.

401
00:22:07,159 --> 00:22:08,618
‫پنجاه دلار شرط می‌بندم اشتباه می‌کنی.

402
00:22:11,621 --> 00:22:14,916
‫بابت رفتار گرنت با شما عذر می‌خوام.

403
00:22:15,000 --> 00:22:18,462
‫بی‌راه هم نگفت.
‫داشتن وکیل منطقیه.

404
00:22:20,005 --> 00:22:22,758
‫مهم‌تر از اون،
‫فکر می‌کنم بدونم کی ناتالی رو کشته.

405
00:22:24,509 --> 00:22:26,845
‫گوش می‌کنیم، آقای هاوارد.

406
00:22:26,928 --> 00:22:29,848
‫راستش، من زیاد به حساب‌وکتاب توجه نمی‌کردم.

407
00:22:30,349 --> 00:22:32,225
‫ناتالی همیشه قبض‌ها رو می‌داد.

408
00:22:33,268 --> 00:22:35,312
‫حدود یه ماه پیش دیدم
‫موجودی حساب مشترکمون

409
00:22:35,395 --> 00:22:37,647
‫کمتر از حد معمول به نظر می‌رسه.

410
00:22:38,648 --> 00:22:42,736
‫وقتی بررسی کردم،
‫دیدم حدود یه ساله هر ماه

411
00:22:42,819 --> 00:22:47,199
‫برداشت‌های نقدی سنگین داشته.
‫همیشه کمی کمتر از ده هزار دلار.

412
00:22:47,282 --> 00:22:50,077
‫ده هزار دلار حد نصاب گزارش به اداره مالیاته.

413
00:22:51,036 --> 00:22:53,538
‫گفت حتماً اشتباهی شده

414
00:22:53,622 --> 00:22:55,332
‫و خودش پیگیری می‌کنه، ولی...

415
00:22:56,792 --> 00:22:59,961
‫به نظر می‌رسید... ترسیده.

416
00:23:01,046 --> 00:23:02,464
‫و من نگران شدم.

417
00:23:04,007 --> 00:23:07,511
‫دفعه بعد که گفت می‌خواد بره
‫به کارا برسه، دنبالش رفتم.

418
00:23:08,303 --> 00:23:10,180
‫رفت بانک، پول نقد گرفت

419
00:23:10,263 --> 00:23:11,598
‫و مستقیم رفت دیکسی کورت.

420
00:23:11,681 --> 00:23:13,016
‫اون‌جا محله خطرناکیه.

421
00:23:13,100 --> 00:23:16,603
‫پول رو داد به یه مردی
‫که تا حالا ندیده بودمش.

422
00:23:17,354 --> 00:23:20,649
‫سرتاپاش خالکوبی بود،
‫حتی روی صورتش.

423
00:23:21,274 --> 00:23:23,819
‫وقتی برگشت خونه،
‫مستقیم ازش پرسیدم،

424
00:23:23,902 --> 00:23:26,363
‫«مواد می‌خری؟ شرطبندی می‌کنی؟»

425
00:23:27,572 --> 00:23:29,074
‫چیزی نگفت.

426
00:23:29,950 --> 00:23:31,743
‫فقط گفت این آخرین باره.

427
00:23:31,827 --> 00:23:36,039
‫گفتم «هر چی هست، اشکالی نداره.
‫می‌تونیم بریم پیش پلیس.»

428
00:23:36,748 --> 00:23:40,168
‫گفت خودش قصد داشته بره.

429
00:23:41,837 --> 00:23:43,964
‫فقط گفت یه کم زمان می‌خواد.

430
00:23:45,715 --> 00:23:48,385
‫نمی‌دونم ناتالی خودشو درگیر چی کرده بود،

431
00:23:49,428 --> 00:23:52,722
‫ولی شاید اون یارو از اینکه می‌خواست
‫تمومش کنه خوشش نیومده.

432
00:23:55,058 --> 00:23:58,061
‫می‌تونی دقیق بگی
‫کجا دیدی با اون مرد ملاقات کرد؟

433
00:23:59,813 --> 00:24:00,814
‫بله.

434
00:24:08,572 --> 00:24:10,907
‫کراکت یا تابز؟

435
00:24:11,616 --> 00:24:12,951
‫کی رو بیشتر دوست داری؟

436
00:24:13,994 --> 00:24:16,121
‫مثل شکلات یا وانیل؟

437
00:24:16,204 --> 00:24:20,750
‫بیتلز یا رولینگ استونز؟
‫کراکت یا تابز؟

438
00:24:20,834 --> 00:24:22,335
‫تابز چی؟

439
00:24:24,838 --> 00:24:28,800
‫جدی می‌خوای وانمود کنی
‫شخصیتای «میامی وایس» رو نمی‌شناسی؟

440
00:24:28,884 --> 00:24:30,802
‫من بچه‌های پلیس فورت لادردیل رو می‌شناسم.

441
00:24:30,886 --> 00:24:34,723
‫دارم درباره سریال تلویزیونی حرف می‌زنم...
‫بی‌خیال، ولش کن.

442
00:24:34,806 --> 00:24:36,558
‫اصلاً همکار خوبی برای کمین نیستی.

443
00:24:36,641 --> 00:24:39,603
‫چرا به امی اوچوا زنگ نمی‌زنی؟
‫بگو بیاد جای من.

444
00:24:41,396 --> 00:24:42,898
‫کاترین بهت گفت؟

445
00:24:42,981 --> 00:24:45,942
‫بد برداشت نکن،
‫اگه مجرد بودم...

446
00:24:49,029 --> 00:24:50,238
‫- چی؟
‫- اون‌جا رو ببین.

447
00:24:50,322 --> 00:24:52,908
‫فکر می‌کنی همونه
‫که ناتالی بهش پول می‌داده؟

448
00:24:53,867 --> 00:24:55,368
‫یه راه برای فهمیدنش هست.

449
00:24:59,998 --> 00:25:02,501
‫وقتی تو اخبار شنیدم
‫یه خونه تو حومه شهر منفجر شده،

450
00:25:03,418 --> 00:25:05,795
‫اصلاً نمی‌دونستم خونه خانم اچ بوده.

451
00:25:07,297 --> 00:25:10,509
‫اگه بخوای، عکس‌هاشو هم داریم، آندره.

452
00:25:10,592 --> 00:25:12,093
‫می‌فهمم چرا آوردینم اینجا.

453
00:25:12,802 --> 00:25:15,555
‫یه خانم سفیدپوست شیک‌پوش
‫میاد سراغ مردی با صورت خالکوبی‌شده.

454
00:25:15,639 --> 00:25:17,933
‫نه، به خاطر خالکوبی صورتت اینجا نیستی.

455
00:25:18,016 --> 00:25:19,726
‫به خاطر سابقه کیفریته.

456
00:25:19,809 --> 00:25:21,978
‫هشت بار بازداشت بابت نگهداری مواد،

457
00:25:22,062 --> 00:25:24,356
‫یازده بار هم بابت نگهداری با قصد توزیع.

458
00:25:24,439 --> 00:25:27,192
‫قبلاً فروشنده بودم. تاکید می‌کنم «بودم».

459
00:25:27,275 --> 00:25:29,778
‫پس اگه بقایای «خانم اچ» رو آزمایش کنیم،

460
00:25:29,861 --> 00:25:31,530
‫مواد تو بدنش پیدا نمی‌کنیم؟

461
00:25:31,613 --> 00:25:34,950
‫نه. اون زندگی رو گذاشتم کنار.
‫الان مشاور جوانانم.

462
00:25:35,033 --> 00:25:38,161
‫پس اون همه پولی که ناتالی بهت می‌داد چی؟

463
00:25:38,245 --> 00:25:40,455
‫برای یه مرکز اجتماعیه
‫که دارم کمک می‌کنم ساخته بشه.

464
00:25:40,539 --> 00:25:43,667
‫همون محل ساخت‌وسازی که منو گرفتین،
‫قراره اون ‌جا باشه.

465
00:25:43,750 --> 00:25:48,547
‫به نام برادر کوچیکم، آماری.
‫اون باعث آشنایی من و خانم اچ شد.

466
00:25:48,630 --> 00:25:49,881
‫چطور همدیگه رو می‌شناختن؟

467
00:25:49,965 --> 00:25:51,424
‫در واقع نمی‌شناختن.

468
00:25:52,759 --> 00:25:55,887
‫پارسال تو تصادف فرار از صحنه کشته شد.

469
00:25:56,888 --> 00:25:58,348
‫خبرش تو خیلی از روزنامه‌ها چاپ شد،

470
00:25:58,431 --> 00:26:00,684
‫چون تازه بورسیه کامل میامی رو گرفته بود.

471
00:26:02,269 --> 00:26:03,979
‫پسر فوق‌العاده‌ای بود.

472
00:26:04,062 --> 00:26:07,899
‫هر کی زیرش گرفت،
‫براش مهم نبود کیه.

473
00:26:07,983 --> 00:26:09,150
‫ولش کرد همون‌ جا بمیره.

474
00:26:09,234 --> 00:26:12,362
‫خانم اچ به مراسم خاکسپاری اومد،
‫به مادرم گفت خبرشو خونده،

475
00:26:12,445 --> 00:26:13,905
‫گفت می‌دونه چی می‌کشیم،

476
00:26:13,989 --> 00:26:16,074
‫چون پسر خودش رو
‫تو تصادف از دست داده.

477
00:26:16,157 --> 00:26:18,368
‫وقتی گفتم می‌خوام مرکز اجتماعی بسازم

478
00:26:18,451 --> 00:26:21,871
‫و اسم آماری رو روش بذارم،
‫وعده‌ی صد هزار دلار داد.

479
00:26:21,955 --> 00:26:24,958
‫کسی که این‌قدر کمک می‌کنه
‫معمولاً نقدی نمی‌ده.

480
00:26:25,041 --> 00:26:27,502
‫چک می‌کشه.
‫می‌خواد از مالیات کم کنه.

481
00:26:27,586 --> 00:26:30,046
‫راستش، منم یکم مشکوک شدم.

482
00:26:30,880 --> 00:26:32,549
‫گفت می‌خواد ناشناس بمونه،

483
00:26:33,174 --> 00:26:35,719
‫گفت تنها کسی که شایسته توجه هست
‫آماری ـه.

484
00:26:36,595 --> 00:26:39,472
‫می‌تونی بگی سه‌شنبه
‫بین ده صبح تا ظهر کجا بودی؟

485
00:26:39,556 --> 00:26:42,726
‫می‌تونم. چند صد نفر دیگه هم می‌تونن تایید کنن.

486
00:26:42,809 --> 00:26:46,938
‫تو دبستان مرسر بودم،
‫درباره دوری از مواد مخدر سخنرانی می‌کردم.

487
00:26:49,649 --> 00:26:52,861
‫- هی، چه خبر؟
‫- بد موقع زنگ زدم؟

488
00:26:52,944 --> 00:26:55,739
‫نه، اتفاقاً موقعیت خوبیه.
‫تازه از بازجویی اومدم بیرون.

489
00:26:55,822 --> 00:26:57,282
‫جالبه.

490
00:26:57,365 --> 00:27:00,076
‫زنگ زدم چون خودمم امروز بازجویی شدم.

491
00:27:09,669 --> 00:27:10,670
‫هی.

492
00:27:10,754 --> 00:27:13,757
‫هی، روزت چطور بود؟
‫کار جالبی انجام دادی؟

493
00:27:13,840 --> 00:27:16,092
‫در واقع، آره.

494
00:27:16,176 --> 00:27:19,554
‫دارم رو یه مقاله در مورد پیروزی بزرگت کار می‌کنم،
‫همون قضیه اد کارتر.

495
00:27:19,638 --> 00:27:22,641
‫فکر کردم باید با
‫امی اوچوا هم یه صحبتی داشته باشم.

496
00:27:22,724 --> 00:27:24,851
‫واقعاً؟ جالبه.
‫اون داستان رو به من نگفته بودی.

497
00:27:24,934 --> 00:27:27,395
‫شرمنده. دیگه آمار می‌گیریم

498
00:27:27,479 --> 00:27:29,689
‫که کی چی رو به اون یکی نگفته؟

499
00:27:29,773 --> 00:27:31,775
‫راستی، می‌فهمم چیش رو دوست داری.

500
00:27:31,858 --> 00:27:33,568
‫منظورم ظرفیتش برای بخششه،

501
00:27:33,652 --> 00:27:36,154
‫تمایلش به اینکه

502
00:27:36,237 --> 00:27:40,700
‫با یه معتاد به شیشه که بدون هیچ دلیلی
‫سعی کرد برادرش رو بکشه دوست بشه.

503
00:27:40,784 --> 00:27:42,786
‫آخه ملت به خاطر کارهای کمتر از این،
‫قدیس می‌شن.

504
00:27:42,869 --> 00:27:46,081
‫بهت گفتم، باشه؟ بهت گفتم.
‫از کاری که کرده پشیمونه.

505
00:27:46,665 --> 00:27:49,084
‫خوشحالم که برای تو کافیه.
‫برای من نیست.

506
00:27:52,504 --> 00:27:57,467
‫گوش کن، با تمام عیب‌هات،
‫یکی از خونسردترین آدم‌هایی هستی که دیدم.

507
00:27:57,550 --> 00:28:01,680
‫به نظر میاد هیچ چیزی ناراحتت نمی‌کنه،
‫جز وقتی که کاترین دستت رو رو می‌کنه.

508
00:28:01,763 --> 00:28:04,683
‫شانسم رو امتحان می‌کنم
‫و می‌گم مربوط به امی اوچواست.

509
00:28:04,766 --> 00:28:08,061
‫بذار فقط بگیم کاترین تصمیم گرفت
‫امروز خودش رو معرفی کنه،

510
00:28:08,144 --> 00:28:09,896
‫و فقط...
‫فقط همین‌جا تمومش کنیم.

511
00:28:10,522 --> 00:28:11,815
‫وای، پسر.

512
00:28:13,191 --> 00:28:16,736
‫هیچ‌وقت بهت گفتم روزی که محکوم شدی،

513
00:28:16,820 --> 00:28:19,239
‫کاترین چی کار کرد؟

514
00:28:19,322 --> 00:28:23,076
‫رفت خونه، رفت توی تخت،
‫و تا سه روز بیرون نیومد.

515
00:28:23,159 --> 00:28:26,538
‫یادمه با خودم فکر کردم،
‫«هی، این دیگه چه جورشه؟ شوهر سابقشه.»

516
00:28:26,621 --> 00:28:28,707
‫می‌دونی، بیشتر مردم،
‫وقتی می‌شنون زن یا شوهر سابقشون می‌ره زندان،

517
00:28:28,790 --> 00:28:32,127
‫جشن می‌گیرن و اعتراف می‌کنم
‫که برای یه میلی‌ثانیه

518
00:28:32,210 --> 00:28:34,003
‫فکر کردم شاید هنوز نتونسته فراموشت کنه.

519
00:28:34,087 --> 00:28:38,591
‫و بعد فهمیدم زن سابق زیبای تو،

520
00:28:39,592 --> 00:28:42,804
‫خیلی مهربونه و قلب بزرگی داره.

521
00:28:43,722 --> 00:28:46,349
‫وقتی اینقدر عمیق دوست داشته باشی،
‫به همون اندازه هم نگرانیت زیاد می‌شه.

522
00:28:47,392 --> 00:28:51,104
‫سوال من از تو اینه،
‫دوست داری با اون شدت بهت عشق بورزن؟

523
00:28:52,230 --> 00:28:53,648
‫چون اگه نه...

524
00:29:00,947 --> 00:29:03,533
‫- گفتی یه چیزی داری.
‫- آره.

525
00:29:06,911 --> 00:29:08,705
‫همه حرف‌های آندره بلیک درست بود.

526
00:29:08,788 --> 00:29:10,999
‫روزی که خونه هاوارد منفجر شد
‫توی اون مدرسه بوده،

527
00:29:11,082 --> 00:29:13,626
‫و برادرش هم پارسال توی تصادف کشته شده.

528
00:29:14,753 --> 00:29:17,964
‫خب، پس در مورد مظنون‌ها،
‫برگشتیم سر خونه اول.

529
00:29:18,047 --> 00:29:19,799
‫در مورد مرگ ناتالی هاوارد، آره.

530
00:29:19,883 --> 00:29:22,302
‫در مورد مرگ برادر کوچیکه، نه خیلی.

531
00:29:22,385 --> 00:29:26,055
‫ناتالی هاوارد اصلاً بچه نداشت،
‫چه برسه به یکی که تو تصادف کشته بشه.

532
00:29:26,139 --> 00:29:29,350
‫پس با خودم فکر کردم،
‫چرا باید توی مراسم تدفین آماری بلیک حاضر بشه؟

533
00:29:29,434 --> 00:29:34,355
‫چرا باید صد هزار دلار برای مرکز اجتماعی
‫که به افتخار اون ساخته می‌شه بده؟

534
00:29:34,439 --> 00:29:37,108
‫بذار حدس بزنم،
‫وقتی مرگ ناتالی قتل اعلام شد،

535
00:29:37,192 --> 00:29:38,902
‫به سوابق تلفنش دسترسی پیدا کردی.

536
00:29:38,985 --> 00:29:40,028
‫خیلی جلوترم.

537
00:29:40,111 --> 00:29:41,780
‫شبی که آماری بلیک توی اون تصادف مرد،

538
00:29:41,863 --> 00:29:44,199
‫حدس بزن گوشی کی از نزدیک‌ترین
‫دکل سیگنال می‌گرفت؟

539
00:29:45,408 --> 00:29:48,244
‫خیلی خب،
‫پس اگه ناتالی هاوارد آماری رو کشته باشه،

540
00:29:48,328 --> 00:29:50,538
‫اما برادر آماری ناتالی رو نکشته،

541
00:29:50,622 --> 00:29:53,291
‫شاید یکی از اعضای خانواده حقیقت رو فهمیده

542
00:29:53,374 --> 00:29:55,752
‫و برای انتقام اونو کشته.

543
00:29:58,338 --> 00:30:00,590
‫ببخشید، موکلمه. معذرت می‌خوام.

544
00:30:00,673 --> 00:30:03,885
‫- سلام، باب. چه خبر؟ خبر جدید می‌خوای؟
‫- نه، تازه رسیدم خونه.

545
00:30:03,968 --> 00:30:06,471
‫انگار یکی وارد خونه شده.
‫همه چی رو به هم ریختن.

546
00:30:06,554 --> 00:30:11,059
‫به خاطر تمام اتفاقاتی که برای لوییز افتاده
‫نمی‌خواستم پلیس خبر کنم، اما...

547
00:30:11,142 --> 00:30:12,936
‫خیلی خب باب، یه نفس عمیق بکش.

548
00:30:13,019 --> 00:30:14,854
‫فقط از خونه بزن بیرون.
‫تا چند دقیقه دیگه اونجام...

549
00:30:14,938 --> 00:30:18,149
‫یه چیزی شنیدم.
‫فکر کنم کسی که این کار رو کرده ممکنه...

550
00:30:18,233 --> 00:30:21,486
‫باب. باب، اون چی بود؟

551
00:30:23,279 --> 00:30:24,948
‫باب، جواب بده. چی بود؟ باب؟

552
00:30:29,619 --> 00:30:31,162
‫به احتمال زیاد ندیده کی این کار رو کرده.

553
00:30:31,246 --> 00:30:33,998
‫ضربه به پشت سر، درست مثل ناتالی هاوارد.

554
00:30:34,082 --> 00:30:35,792
‫فکر می‌کنی همون کسی که اونو کشته
‫این کار رو کرده؟

555
00:30:35,875 --> 00:30:37,585
‫یعنی، تا جایی که به مشخصه مربوط می‌شه،

556
00:30:37,669 --> 00:30:40,296
‫ضربه زدن به سر آدم‌ها
‫مشخصه خیلی خاصی نیست.

557
00:30:40,380 --> 00:30:43,508
‫و اگه حق با تو باشه،
‫چه انگیزه‌ای برای حمله به هر دوشون داشتن؟

558
00:30:43,591 --> 00:30:47,387
‫خب، اگه شانس بیاریم،
‫جوابش قراره از همون مرد اون‌جا بیاد.

559
00:30:47,470 --> 00:30:48,555
‫آقای لباس سرهمی؟

560
00:30:48,638 --> 00:30:52,809
‫در واقع، آقای دوربین زنگ. الان بهم گفت
‫که دوربینش دید خوبی از جلوی خونه‌ی باب داره.

561
00:30:56,604 --> 00:30:58,815
‫هی، واقعاً داری دوباره از پارچه

562
00:30:58,898 --> 00:31:00,066
‫حوله‌ای استفاده می‌کنی؟

563
00:31:00,149 --> 00:31:02,819
‫چند بار بهت گفتم، فقط میکروفیبر؟

564
00:31:09,909 --> 00:31:12,495
‫هی، اگه دنبال پرستون می‌گردید،
‫اینجا نیست.

565
00:31:12,579 --> 00:31:14,914
‫باید می‌رفت مراسم ختم ناتالی رو ترتیب بده.

566
00:31:14,998 --> 00:31:18,459
‫در واقع، آقای سامرز،
‫ما به خاطر شما اینجا هستیم.

567
00:31:19,335 --> 00:31:22,672
‫فیلمی داریم که این ماشین چند دقیقه
‫قبل از حمله دیشب به باب ورنون،

568
00:31:22,755 --> 00:31:24,591
‫به خونه اون رسیده.

569
00:31:24,674 --> 00:31:26,551
‫ماشین‌های زیادی مثل این وجود دارن.

570
00:31:26,634 --> 00:31:30,763
‫آره. ولی فقط یه آقای لوکس1 وجود داره، درسته؟

571
00:31:32,015 --> 00:31:33,057
‫وکیل می‌خوام.

572
00:31:41,107 --> 00:31:42,942
‫مشغول این کار بودی؟

573
00:31:43,026 --> 00:31:46,446
‫آره. خب، پرونده پیچیده‌ایه.
‫فکر کردم شاید کمک‌های بصری موثر باشه.

574
00:31:46,529 --> 00:31:48,489
‫می‌تونم بگم شبیه کاردستی‌های سوفیاست،

575
00:31:48,573 --> 00:31:50,658
‫ولی می‌دونم اون بهتر از این می‌تونه انجامش بده.

576
00:31:52,076 --> 00:31:54,412
‫سه زوج، همه دوست از یه باشگاه،

577
00:31:54,495 --> 00:31:56,497
‫همه با مرگ ناتالی هاوارد در ارتباط هستن.

578
00:31:56,581 --> 00:31:59,417
‫و توسط راهزن براوارد،
‫یا همون لوییز ورنون.

579
00:31:59,500 --> 00:32:02,378
‫دقیقاً. اون از خونه سامرز سرقت کرد.

580
00:32:02,462 --> 00:32:04,797
‫تلاش کرد به خونه هاوارد دستبرد بزنه.

581
00:32:05,298 --> 00:32:07,717
‫فکر می‌کنم به خاطر اون بود که گرنت
‫دیشب رفت خونه باب.

582
00:32:08,384 --> 00:32:10,053
‫- انتقام؟
‫- بازیابی اموال.

583
00:32:10,136 --> 00:32:11,763
‫به لوییز گفتم این بدترین قسمت کارمه،

584
00:32:11,846 --> 00:32:14,724
‫ولی دلیل داره. وقتی کسی وسایل شما رو می‌دزده،
‫شما می‌خواید پسش بگیرید.

585
00:32:14,807 --> 00:32:17,894
‫انبار اجاره‌ای لوییز جزئیاتی از پرونده بود که
‫از مطبوعات مخفی نگه داشتیم.

586
00:32:17,977 --> 00:32:20,605
‫آره، دقیقاً. برای همین فکر می‌کنم
‫گرنت دیشب رفت خونه‌ی اون،

587
00:32:20,688 --> 00:32:22,357
‫دنبال اموال سرقتیش می‌گشته.

588
00:32:22,440 --> 00:32:25,443
‫چرا مستقیماً با پلیس تماس نگرفته؟
‫نپرسیده که اموالش پیدا شده؟

589
00:32:25,526 --> 00:32:26,986
‫خب، فرض می‌کنی دنبال چی بوده،

590
00:32:27,070 --> 00:32:28,446
‫که مشکلی نداشته باشه
‫پلیس ازش خبردار بشه.

591
00:32:28,529 --> 00:32:30,073
‫چی، مثلاً یه بسته
‫کوکائین یا چیزی شبیه اون؟

592
00:32:30,156 --> 00:32:31,532
‫حس عنکبوتی می‌گه نه،

593
00:32:31,616 --> 00:32:34,243
‫ولی فقط به این دلیله که بر اساس
‫وسایل پیدا شده در انبار،

594
00:32:34,327 --> 00:32:37,455
‫اون اهل مواد مخدر نبوده،
‫فقط وسایل خوب.

595
00:32:37,538 --> 00:32:39,791
‫چه وسیله خوبی می‌تونست گرنت رو
‫به یه جرم ربط بده؟

596
00:32:39,874 --> 00:32:43,920
‫نمی‌دونم، ولی فکر می‌کنم
‫که ناتالی هاوارد هم برای همین کشته شده.

597
00:32:44,003 --> 00:32:47,131
‫شانس آوردیم یه دزد داریم
‫که می‌تونه بهمون بگه چی دزدیده.

598
00:32:48,925 --> 00:32:51,302
‫واقعاً فکر می‌کنی اتفاقی که
‫برای باب افتاد تقصیر من بود؟

599
00:32:51,386 --> 00:32:53,846
‫خب، فکر می‌کنیم به هم ربط دارن. آره.

600
00:32:56,140 --> 00:32:58,893
‫تمام این بدی‌ها.

601
00:33:00,979 --> 00:33:03,815
‫فقط به خاطر اینکه حوصله‌م سر رفته بود
‫و به یه کم هیجان تو زندگیم نیاز داشتم.

602
00:33:05,191 --> 00:33:08,194
‫دکتر باب گفت امروز چشم‌هاش رو باز کرده.

603
00:33:09,779 --> 00:33:14,075
‫چیزی نگفته،
‫ولی فکر می‌کنه نشانه خوبیه.

604
00:33:14,158 --> 00:33:15,827
‫فکر می‌کنه حالش خوب می‌شه.

605
00:33:17,620 --> 00:33:20,331
‫این خوبه، لوییز. خوشحالم.

606
00:33:23,251 --> 00:33:25,211
‫گفتید که گرنت و داون این وسایل رو

607
00:33:25,294 --> 00:33:27,088
‫بعد از اینکه ازشون دزدی کردم
‫برای شرکت بیمه‌شون لیست کردن،

608
00:33:27,171 --> 00:33:30,466
‫ولی هنوز یه کم گیج هستم که
‫باید دنبال چی بگردم.

609
00:33:31,092 --> 00:33:32,552
‫چیزی که اونجا نیست.

610
00:33:33,344 --> 00:33:36,514
‫ایده اینه که تو چیزی رو دزدیدی
‫که می‌تونست گرنت رو تو دردسر بندازه،

611
00:33:37,265 --> 00:33:40,476
‫و اگه این کار رو کرده باشی،
‫به احتمال زیاد تو این لیست نیست.

612
00:33:42,645 --> 00:33:45,481
‫مثل سگی که پارس نمی‌کنه، درسته؟

613
00:33:45,565 --> 00:33:47,483
‫این غیبت چیزهاست که مهمه.

614
00:33:47,567 --> 00:33:51,487
‫حدس می‌زنم که در یه مقطعی
‫تمام آثار شرلک هلمز رو دزدیدی.

615
00:33:55,575 --> 00:33:56,784
‫وای.

616
00:33:58,244 --> 00:34:00,455
‫اونوقت من متهم به دزدی هستم؟

617
00:34:00,538 --> 00:34:01,539
‫منظورت چیه؟

618
00:34:02,165 --> 00:34:04,625
‫گرنت و داون سر شرکت بیمه‌شون
‫کلاه گذاشتن.

619
00:34:07,295 --> 00:34:09,130
‫- مجسمه ارته.
‫- آره؟

620
00:34:09,213 --> 00:34:11,549
‫لباس گوچی، سنجاق سینه زمرد.

621
00:34:12,925 --> 00:34:17,555
‫ادعا کردن ارزش وسایلی رو
‫که من اصلاً برنداشتم حداثل 20 هزار دلار بوده.

622
00:34:19,307 --> 00:34:23,311
‫می‌خوای ازش به جرم کلاهبرداری شکایت کنی؟
‫من حاضرم شهادت بدم.

623
00:34:23,394 --> 00:34:25,605
‫آره، در ازای کاهش
‫اتهامات علیه خودت؟

624
00:34:26,481 --> 00:34:27,607
‫در واقع، من...

625
00:34:28,941 --> 00:34:31,444
‫می‌خواستم ببینم می‌تونم اجازه بگیرم
‫برم دیدن باب.

626
00:34:32,195 --> 00:34:34,906
‫می‌دونم که دستگیر شدم،

627
00:34:34,989 --> 00:34:38,242
‫ولی دوست دارم دستش رو بگیرم،

628
00:34:39,202 --> 00:34:41,120
‫شاید وقتی بیدار شد اونجا باشم.

629
00:34:42,413 --> 00:34:45,416
‫اگه چیزی پیدا کردی
‫که ثابت کنه گرنت سامرز قاتله،

630
00:34:45,500 --> 00:34:47,376
‫این و اتهاماتت رو یه کاری می‌کنم.

631
00:34:52,507 --> 00:34:53,508
‫هوم.

632
00:34:54,592 --> 00:34:57,386
‫ارزشمندترین چیزی که از خونه گرنت و داون دزدیدم،

633
00:34:57,470 --> 00:34:58,513
‫چیزی که می‌تونستن

634
00:34:58,596 --> 00:35:00,598
‫ادعای خسارت هنگفتی براش کنن...

635
00:35:01,599 --> 00:35:02,600
‫اینجا لیست نشده.

636
00:35:08,648 --> 00:35:10,608
‫اونجا، درست همونجا.

637
00:35:11,609 --> 00:35:15,029
‫پوست شترمرغ
‫با یراق طلای ۱۸ عیار.

638
00:35:15,113 --> 00:35:16,739
‫فقط شش تا ازش ساخته شده.

639
00:35:16,823 --> 00:35:22,078
‫یکی از اونا سال گذشته در ساتبیز
‫به حراج گذاشته شد و بیش از ۲۰۰ هزار دلار فروخته شد.

640
00:35:22,161 --> 00:35:23,955
‫البته من نمی‌تونستم دست بگیرم.

641
00:35:24,038 --> 00:35:27,625
‫جلب توجه زیادی می‌کرد، ولی نگاه کردن بهش
‫قطعاً لذت‌بخش بود.

642
00:35:27,708 --> 00:35:29,293
‫باشه، شاید گرنت اونو دزدیده،

643
00:35:29,377 --> 00:35:31,629
‫و ادعایی نکرده چون اونو به جرم ربط می‌داد.

644
00:35:31,712 --> 00:35:34,590
‫قتل، اقدام به قتل، و انفجار خانه،
‫فقط برای یه کیف سرقتی؟

645
00:35:34,674 --> 00:35:37,260
‫- فکر نمی‌کنم.
‫- یه کیف سرقتی به ارزش بیش از ۲۰۰ هزار دلار.

646
00:35:37,343 --> 00:35:39,303
‫فکر نمی‌کنم اون کیف
‫چیزی بوده که دنبالش بوده.

647
00:35:39,387 --> 00:35:41,806
‫چیزی بود که داخل کیف بود.

648
00:35:41,889 --> 00:35:42,974
‫می‌دونستی اون توشه؟

649
00:35:43,057 --> 00:35:46,727
‫نه، گفتم که از کیف هیچ‌وقت استفاده نکردم
‫و نمی‌فهمم.

650
00:35:46,811 --> 00:35:48,187
‫یه پلاک ماشین چی داره که اینقدر خاصه؟

651
00:35:48,271 --> 00:35:50,398
‫به طور عادی چیز خاصی نداره،
‫ولی فکر می‌کنم این یکی

652
00:35:50,481 --> 00:35:53,234
‫قراره ثابت کنه یکی از سامرزها قاتله.

653
00:35:56,863 --> 00:36:02,285
‫خانم سامرز، اینا رو می‌شناسید؟

654
00:36:03,786 --> 00:36:08,166
‫البته، همه‌شون از خونه من دزدیده شدن
‫ولی گیج شدم.

655
00:36:08,249 --> 00:36:12,503
‫برای همین ازم خواستید بیام اینجا،
‫که اونا رو بهم برگردونید؟

656
00:36:13,462 --> 00:36:17,091
‫چون فکر کردم در مورد سوءتفاهم کوچیک

657
00:36:17,175 --> 00:36:18,634
‫بین گرنت و باب ورنون سوال دارید.

658
00:36:18,718 --> 00:36:21,345
‫منظورت زمانیه که گرنت ماجرای
‫خوردنِ لوله به پشتِ سرِ باب رو اشتباه فهمید؟

659
00:36:22,430 --> 00:36:26,017
‫به خاطر کاری که لوییز کرده بود
‫گرنت رفت اونجا با باب صحبت کنه.

660
00:36:26,100 --> 00:36:29,395
‫بحث داغ میشه و باب میاد سمتش.

661
00:36:29,478 --> 00:36:31,606
‫گرنت فقط از خودش دفاع ‌کرده.

662
00:36:32,982 --> 00:36:34,650
‫این چی؟

663
00:36:35,610 --> 00:36:36,652
‫می‌شناسیش؟

664
00:36:38,029 --> 00:36:39,572
‫نه، مال من نیست.

665
00:36:40,781 --> 00:36:43,451
‫مطمئنی؟
‫چون یه کیف مثل اون راحت ردیابی می‌شه.

666
00:36:44,076 --> 00:36:47,288
‫همسرت سال گذشته در حراجی خریدش،
‫درست قبل از جشن تولد ۵۰ سالگیت،

667
00:36:47,371 --> 00:36:53,002
‫که طبق پست‌های شبکه‌های اجتماعی،
‫تو کابررا در میامی جشن گرفتی.

668
00:36:56,214 --> 00:36:59,884
‫آره، ببخشید... یادم اومد.

669
00:36:59,967 --> 00:37:04,597
‫من کیف‌های زیادی دارم.
‫فکر کنم فقط... این یکی رو فراموش کردم.

670
00:37:04,680 --> 00:37:08,100
‫خوبه که اینقدر ثروتمند باشی
‫که بتونی یه کیف شش رقمی رو فراموش کنی.

671
00:37:08,184 --> 00:37:11,729
‫این چی؟ اینو می‌شناسی؟

672
00:37:12,438 --> 00:37:17,526
‫به نظر میاد پلاک ماشینی باشه که
‫سال گذشته دزدیده شده بود و گزارش کردم.

673
00:37:17,610 --> 00:37:20,029
‫خب، نه فقط سال گذشته،
‫روز بعد از جشن تولدت.

674
00:37:21,364 --> 00:37:23,783
‫گیج شدم. ماشین رو پیدا کردید؟

675
00:37:23,866 --> 00:37:27,703
‫نه، احتمالاً هرگز پیداش نمی‌کنیم
‫چون احتمالاً تو و گرنت سربه نیستش کردید.

676
00:37:27,787 --> 00:37:29,288
‫مسخره‌س. چرا باید این کار رو می‌کردیم؟

677
00:37:29,372 --> 00:37:33,501
‫چون ماشین تو بود که سال گذشته
‫به بچه‌ای به نام آماری بلیک زد و کشتش.

678
00:37:35,544 --> 00:37:37,713
‫اولش فکر کردیم کار ناتالی بوده،

679
00:37:37,797 --> 00:37:40,216
‫ولی نه... اون فقط سرنشین بود، درسته؟

680
00:37:40,299 --> 00:37:45,429
‫ردّ مالکیت اون ماشین رو درآوردیم،
‫مرسدس اس‌ال‌سی مدل ۱۹۷۵.

681
00:37:45,513 --> 00:37:46,806
‫واقعاً ماشین کلاسیکیه.

682
00:37:46,889 --> 00:37:48,683
‫پدرت همون هفته‌ای
‫که به دنیا اومدی خریدش،

683
00:37:48,766 --> 00:37:51,435
‫بعد وقتی ۱۶ ساله‌ت شد،
‫سندش رو بهت منتقل کرد.

684
00:37:51,519 --> 00:37:53,729
‫می‌تونستی همون موقع
‫از شر پلاکش خلاص بشی،

685
00:37:53,813 --> 00:37:56,107
‫ولی قضیه فقط مدرک جرم نبود، نه؟

686
00:38:00,152 --> 00:38:03,656
‫یه جور مدرک بود از اینکه بابات چقدر دوستت داشت
‫و تو چقدر براش خاص بودی.

687
00:38:03,739 --> 00:38:07,618
‫آره... خیلی بیشتر از یه پسر ۱۷ ساله‌ی
‫دوچرخه سوار تو خیابون.

688
00:38:09,328 --> 00:38:12,540
‫حیف شد لوییز کیفت رو دزدید
‫قبل اینکه فرصت کنی اینو برداری.

689
00:38:14,292 --> 00:38:19,839
‫معلومه که اون شب ناتالی رو
‫وادار کردی ساکت بمونه،

690
00:38:19,922 --> 00:38:21,924
‫ولی وجدانش ولش نکرد.

691
00:38:22,883 --> 00:38:26,846
‫آخرش صد هزار دلار
‫به اسم آماری به یه مرکز اجتماعی کمک کرد.

692
00:38:26,929 --> 00:38:29,557
‫اخیراً هم به شوهرش گفت
‫یه چیزی هست که باید بگه،

693
00:38:29,640 --> 00:38:32,727
‫و ما فکر می‌کنیم می‌خواسته بگه
‫که اون شب واقعاً چی شد.

694
00:38:32,810 --> 00:38:35,771
‫و فکر می‌کنیم همون موقع
‫به تو هم فرصت داد که همون کار رو بکنی.

695
00:38:35,855 --> 00:38:38,316
‫ولی تو شوهر روانیت رو فرستادی سراغش.

696
00:38:40,192 --> 00:38:43,279
‫نه، نه، گرنت هرگز این کار رو نمی‌کرد.

697
00:38:43,988 --> 00:38:46,615
‫- اون آدم خوبیه.
‫- اونقدر خوب که حاضر نشه توافق بکنه

698
00:38:46,699 --> 00:38:48,576
‫که قتل آماری و ناتالی بیفته گردن تو؟

699
00:38:49,577 --> 00:38:52,663
‫چون باید بدونی دفتر دادستان همین الان
‫قراره بهش یه پیشنهاد بده...

700
00:38:52,747 --> 00:38:54,165
‫حدود ۲۰ دقیقه دیگه.

701
00:38:55,082 --> 00:38:58,919
‫مگه اینکه البته خودت بخوای معامله کنی.

702
00:39:04,842 --> 00:39:07,511
‫کت. اومدی.

703
00:39:07,928 --> 00:39:10,264
‫تو پیامت گفتی
‫یه داستان خیلی بهتر از این داری که

704
00:39:10,306 --> 00:39:13,392
‫«امی اوچوا برای بار دوم
‫یه کارآگاه خصوصی فلوریدا رو سر کار گذاشته.»

705
00:39:13,392 --> 00:39:14,352
‫چطور می‌تونستم نه بگم؟

706
00:39:14,352 --> 00:39:16,020
‫- ببین، درباره‌ی اون...
‫- مشکلی نیست.

707
00:39:17,646 --> 00:39:20,941
‫از حد خودم جلوتر رفتم.
‫نه خیلی، ولی کافی.

708
00:39:22,151 --> 00:39:23,944
‫- پس هنوزم دوستیم؟ آره؟
‫- بستگی داره

709
00:39:24,028 --> 00:39:25,613
‫- این یکی داستان چقدر خوب باشه.
‫- در واقع...

710
00:39:25,738 --> 00:39:27,323
‫- تو دو تا انتخاب داری.
‫- هوم.

711
00:39:27,365 --> 00:39:31,160
‫موکلم باب ورنون،
‫شوهر همون راهزن معروف براوارد.

712
00:39:31,285 --> 00:39:33,662
‫از وقتی از بیمارستان اومده بیرون،
‫دیگه با مطبوعات حرف نزده.

713
00:39:33,746 --> 00:39:36,916
‫ولی برای دوست اون پلیسی که
‫دادستان رو قانع کرده توافقی کنه

714
00:39:36,957 --> 00:39:39,460
‫که کمتر از یه سال بره زندان،

715
00:39:40,169 --> 00:39:41,379
‫استثنا قائل می‌شه.

716
00:39:41,462 --> 00:39:43,464
‫و پشت در شماره دو چیه؟

717
00:39:44,382 --> 00:39:46,675
‫همین الان بهشون گفتم
‫داون و گرنت سامرز

718
00:39:46,717 --> 00:39:48,677
‫چقدر سریع به هم پشت کردن.

719
00:39:49,387 --> 00:39:51,097
‫احتمالاً هر دوشون حبس ابد می‌گیرن.

720
00:39:51,138 --> 00:39:53,140
‫این آماری رو برنمی‌گردونه،

721
00:39:53,182 --> 00:39:56,143
‫ولی خوشحالن که عدالت اجرا میشه.

722
00:39:56,185 --> 00:39:58,729
‫منم فکر کردم یه مقاله توی هرالد

723
00:39:58,854 --> 00:40:00,981
‫می‌تونه یه جور یادآوری باشه
‫که آماری کی بود،

724
00:40:01,107 --> 00:40:02,274
‫چقدر عزیز بوده.

725
00:40:03,150 --> 00:40:06,821
‫و همینطور برای مرکز اجتماعی‌ای
‫که دارن می‌سازن تبلیغ خوبیه.

726
00:40:09,115 --> 00:40:10,866
‫واقعاً می‌خوای مجبورم کنی انتخاب کنم؟

727
00:40:10,991 --> 00:40:12,284
‫بستگی داره.

728
00:40:12,410 --> 00:40:14,412
‫دیگه گیر نمیدی که برم سراغ اَپ‌های دوست‌یابی.

729
00:40:14,453 --> 00:40:16,831
‫بعد از اینکه با خانواده بلیک حرف زدیم،
‫بهت می‌گم چی کار می‌کنم.

730
00:40:18,416 --> 00:40:20,668
‫خیلی‌خب، بریم باهاشون حرف بزنیم.