1
00:00:01,001 --> 00:00:02,252
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,335 --> 00:00:03,420
‫می‌خواستی منو ببینی؟

3
00:00:03,503 --> 00:00:05,630
‫فقط یک هفته می‌تونی اینجا بمونی،
‫بعدش دیگه باید بری.

4
00:00:05,714 --> 00:00:08,800
‫دیگه لازم ندارم یه کارآگاه خصوصی قلابی
‫هم بالای سرم باشه،

5
00:00:08,883 --> 00:00:10,760
‫اونم کسی که تو خونه‌م پِلاس ـه.

6
00:00:10,844 --> 00:00:13,388
‫لازمه یادآوری کنم
‫که تو آزادی مشروط داری؟

7
00:00:13,471 --> 00:00:16,182
‫اگه موقع دستبرد به ماشین بگیرنت،
‫حکمت رو نقض می‌کنن و مستقیم برمی‌گردی زندان.

8
00:00:16,266 --> 00:00:18,643
‫- داشتم از اون دور و بر رد می‌شدم...
‫- یه چیزی ازم می‌خوای.

9
00:00:18,727 --> 00:00:22,480
‫اداره پلیس فورت لادردیل
‫بدون کمک کارآگاه‌ ارزون‌قیمتش چی‌کار می‌کرد؟

10
00:00:22,564 --> 00:00:24,232
‫خب، از لحاظ فنی من کاراگاه اجاره‌ای نیستم،

11
00:00:58,516 --> 00:01:00,310
‫هیچ‌ کدوم از همسایه‌ها چیزی ندیدن؟

12
00:01:00,393 --> 00:01:03,521
‫ساعت سه صبحه. شانس آوردی که دزدگیر ماشین
‫قبل از اینکه کاملاً ذوب بشه، بیدارت کرد.

13
00:01:04,189 --> 00:01:07,650
‫مالی کریسمس پارسال می‌خواست
‫یکی از اون زنگ‌‌های دوربین‌دار بگیریم.

14
00:01:07,734 --> 00:01:09,110
‫شاید فکر خوبی بوده.

15
00:01:09,944 --> 00:01:11,738
‫مطمئنید نمی‌دونید
‫قضیه از چه قراره؟

16
00:01:12,447 --> 00:01:14,074
‫[نمی‌تونی مخفی بشی]

17
00:01:15,408 --> 00:01:16,993
‫متاسفم، اصلاً نمی‌دونیم.

18
00:01:22,290 --> 00:01:24,751
‫منظورت چیه که
‫زمین خونه‌ت فرونشست کرده؟

19
00:01:24,834 --> 00:01:29,798
‫خب، افسر پنمار، دقیقاً منظورم همینه.
‫اتفاقاً اون موقع خونه بودم.

20
00:01:30,632 --> 00:01:33,927
‫اگه تا حالا کنجکاو بودی بدونی
‫دور تند لباسشویی چه حسی داره، باید بگم دردناکه.

21
00:01:34,010 --> 00:01:36,805
‫خب، توی بخش علت
‫تغییر آدرس محکومِ تحت آزادی مشروط

22
00:01:36,888 --> 00:01:39,265
‫می‌نویسیم «بلای طبیعی».

23
00:01:39,349 --> 00:01:43,061
‫بله. اینم آدرس جدیدم، فعلاً.

24
00:01:45,188 --> 00:01:48,066
‫- اینجا خونه‌ی همسر سابقته، درسته؟
‫- اوهوم، اون و هم‌خونه‌ش.

25
00:01:48,858 --> 00:01:53,446
‫- کارآگاه مل آبریو، از اداره پلیس فورت لادردیل. پلیسه؟
‫- آره.

26
00:01:53,530 --> 00:01:56,241
‫- و سوفیا، ۱۱ ساله، هم...
‫- دختر مل ـه.

27
00:01:56,783 --> 00:01:58,451
‫شماها باید تو شوی خصومت خانوادگی شرکت کنید.

28
00:01:59,410 --> 00:02:02,789
‫خیلی خب. پس، برای دیدار فردا شب
‫با من هیجان‌زده‌ان؟

29
00:02:03,373 --> 00:02:06,376
‫خب، کیه که از دیدن افسر آزادی مشروط
‫هیجان‌زده نشه؟

30
00:02:06,459 --> 00:02:09,963
‫خب، اینجا توی فلوریدا،
‫بهش می‌گیم «افسر نظارت بر آزادی مشروط».

31
00:02:10,046 --> 00:02:11,464
‫- درسته.
‫- و تو کسی هستی

32
00:02:11,548 --> 00:02:13,383
‫- که تصمیم گرفته آدرسش رو عوض کنه.
‫- درسته.

33
00:02:13,466 --> 00:02:15,760
‫بازدید از خونه فقط یه روال اداریه.

34
00:02:16,553 --> 00:02:18,847
‫هی، تو! از روی دلفین بیا پایین!

35
00:02:18,930 --> 00:02:21,641
‫اینجا زمین گلفه، نه پارک بازی!

36
00:02:22,225 --> 00:02:24,102
‫پس اینجا...

37
00:02:24,686 --> 00:02:25,728
‫الان کاملاً مال خودته، هوم؟

38
00:02:25,812 --> 00:02:28,982
‫آره.
‫طلاقم همین یه هفته پیش نهایی شد.

39
00:02:29,065 --> 00:02:31,818
‫قایق سهم اون شد، و این دردسر سهم من.

40
00:02:31,901 --> 00:02:33,528
‫خب، کار جانبیت چطوره؟

41
00:02:33,611 --> 00:02:36,781
‫ببین، دفتر تحقیقاتی دکر
‫کار جانبی یا هر چیز دیگه‌ای نیست.

42
00:02:36,865 --> 00:02:39,117
‫حتی یه وب‌سایت هم دارم.

43
00:02:39,200 --> 00:02:40,410
‫یه نگاه بنداز.

44
00:02:42,453 --> 00:02:47,584
‫تعقیب و نظارت مخفی، بازیابی دارایی،
‫و تحقیق در مورد قتل‌های مشکوک.

45
00:02:47,667 --> 00:02:49,919
‫اینجاست که بهت یادآوری می‌کنم

46
00:02:50,003 --> 00:02:52,547
‫که تو موظفی از تماس با مجرمین خودداری کنی.

47
00:02:52,630 --> 00:02:55,466
‫اگه سرت به کار خودت نباشه،
‫یکراست برت می‌گردونم به زندان آپالاچی.

48
00:02:55,550 --> 00:02:57,635
‫قول می‌دم پاک‌ترین آدم کل فورت لادردیل باشم.

49
00:02:58,928 --> 00:03:01,389
‫مطمئنی اگه همین‌جا یه کار بهت بدم
‫راحت‌تر نیستی؟

50
00:03:01,472 --> 00:03:04,058
‫مثلاً می‌تونی نمی‌دونم،
‫یخ‌در‌بهشت بفروشی.

51
00:03:04,142 --> 00:03:05,393
‫خیلی وسوسه‌کننده‌ست.

52
00:03:05,476 --> 00:03:07,645
‫راستش قراره ۳۰ دقیقه دیگه
‫یه مشتری رو ببینم،

53
00:03:07,729 --> 00:03:09,814
‫- پس اگه کارمون اینجا تمومه...
‫- آره.

54
00:03:10,565 --> 00:03:11,774
‫ممنون.

55
00:03:12,984 --> 00:03:14,944
‫- آر.جی!
‫- بله؟

56
00:03:15,028 --> 00:03:16,154
‫مراقب رفتارت باش.

57
00:03:26,748 --> 00:03:32,879
‫خیلی خب، برایس، مالی،
‫ببخشید، ولی «از کی نمی‌تونید قایم بشید»؟

58
00:03:32,962 --> 00:03:35,882
‫از گوس.
‫ما تقریباً مطمئنیم کار گوس بوده.

59
00:03:35,965 --> 00:03:38,801
‫یه پسری که چند سال پیش
‫چند بار باهاش قرار می‌ذاشتم.

60
00:03:38,885 --> 00:03:40,053
‫اسم اصلیش جرد تپه.

61
00:03:40,136 --> 00:03:43,223
‫همه بهش می‌گفتن گوس،
‫چون عاشق فیلم تاپ‌گان بود.

62
00:03:43,306 --> 00:03:45,058
‫- طرفدار دوآتشه‌ی شیشه هم بود.
‫- آها.

63
00:03:45,558 --> 00:03:48,061
‫ولی خیلی وقت پیش بود.
‫تقصیر تو نیست.

64
00:03:48,144 --> 00:03:51,481
‫آره، گوس همش میره و میاد.
‫زندان، کمپ ترک اعتیاد.

65
00:03:51,564 --> 00:03:53,900
‫هر چند سال یه بار،
‫سروکله‌اش پیدا می‌شه و یه چیزی می‌خواد.

66
00:03:53,983 --> 00:03:54,984
‫هوم.

67
00:03:55,735 --> 00:03:59,280
‫اون شب بعد از اینکه پلیس‌ها رفتن،
‫اینو توی خونه پیدا کردم.

68
00:04:05,536 --> 00:04:07,789
‫«گذشته‌ت داره برمی‌گرده که اذیتت کنه.

69
00:04:07,872 --> 00:04:12,043
‫۱۰ هزار دلار زیر نیمکت سبز
‫پارک لاگرهد تا فردا ظهر بذار.

70
00:04:12,126 --> 00:04:13,795
‫وگرنه دفعه‌ی بعد خونه‌تو به آتش می‌کشم.»

71
00:04:15,755 --> 00:04:18,633
‫و دلیل اینکه نخواستید این موضوع رو
‫به پلیس بگید اینه که...

72
00:04:18,716 --> 00:04:20,760
‫گوس یه پسرعمو داره که پلیسه.

73
00:04:20,843 --> 00:04:24,681
‫قبلاً هم رو کارهای گوس سرپوش گذاشته.

74
00:04:24,764 --> 00:04:26,349
‫ترسیدیم اگه بهشون بگیم...

75
00:04:26,432 --> 00:04:28,351
‫آره، نه، می‌فهمم. می‌فهمم.

76
00:04:28,434 --> 00:04:31,354
‫خب، فکر کنم می‌دونم باید چی‌ کار کنم.

77
00:04:31,437 --> 00:04:33,356
‫می‌تونید تا ظهر ده هزارتا رو جور کنید؟

78
00:04:33,439 --> 00:04:37,235
‫آره، ولی تمام دلیل اینکه اومدیم
‫پیش تو این بود که مجبور نشیم...

79
00:04:37,318 --> 00:04:41,072
‫نه، من... پیشنهاد نمی‌کنم بهش پول بدید.
‫خب، چرا، پیشنهاد می‌کنم. ولی فقط به‌طور موقت.

80
00:04:41,155 --> 00:04:42,532
‫من پول رو زیر نیمکت می‌ذارم،

81
00:04:42,615 --> 00:04:45,201
‫و بعد از دور تماشا می‌کنم تا بیاد سراغش.

82
00:04:45,285 --> 00:04:47,036
‫عکس می‌گیرم
‫تا بتونیم به پلیس نشون بدیم.

83
00:04:48,413 --> 00:04:52,250
‫اگه مدرک تصویری داشته باشیم،
‫دیگه فرقی نمی‌کنه پسرعموی گوس کی باشه.

84
00:04:54,377 --> 00:04:55,878
‫برنامه‌ی خوبی به نظر میاد؟

85
00:04:59,716 --> 00:05:04,220
‫می‌دونی، این مثل اینه که بفهمی بابانوئل وجود نداره.

86
00:05:04,304 --> 00:05:07,765
‫- صادقانه بگم، خیلی ناامیدکننده‌ست.
‫- چی داری می‌گی؟

87
00:05:09,017 --> 00:05:11,978
‫اینکه بفهمم شغل تو این‌قدر خسته‌کننده‌ست،
‫روحم رو آزار می‌ده.

88
00:05:12,061 --> 00:05:14,022
‫خب، من دعوتت نکردم، یادت نره؟
‫تو خودت خواستی که بیای.

89
00:05:14,105 --> 00:05:17,025
‫آره، چون فکر می‌کردم که
‫کمین کردن خیلی خفن باشه،

90
00:05:17,108 --> 00:05:20,278
‫نه اینکه آدم خوابش ببره.

91
00:05:22,947 --> 00:05:24,866
‫امروز با افسر ناظرت چطور بود؟

92
00:05:26,659 --> 00:05:29,579
‫هنوز طرفدار قضیه‌ی کارآگاهی نیست.

93
00:05:31,164 --> 00:05:33,374
‫پیشنهاد داد برم یخ‌در‌بهشت بفروشم.

94
00:05:36,336 --> 00:05:37,795
‫مزایا هم داره؟

95
00:05:37,879 --> 00:05:41,549
‫نگو که این کار از چیزی که
‫الان داریم انجام می‌دیم هیجان‌انگیزتر نیست.

96
00:05:42,342 --> 00:05:43,509
‫بی‌خیال.

97
00:05:46,804 --> 00:05:48,848
‫- هدفت رو زیر نظر داری؟
‫- آره، ممکنه گوس باشه.

98
00:05:48,931 --> 00:05:50,558
‫مستقیم داره میاد سمت پول.

99
00:05:50,641 --> 00:05:52,477
‫- چی، همون یارو با کلاه مسخره؟
‫- آره.

100
00:05:52,560 --> 00:05:54,062
‫اون چیه، دستش پانسمان شده؟

101
00:05:54,145 --> 00:05:56,647
‫آره، ممکنه به‌خاطر شعله‌افکنی باشه که گفتی.

102
00:05:56,731 --> 00:05:57,940
‫هی، صبر کن. کجا داری می‌ری؟

103
00:05:58,024 --> 00:05:59,942
‫هنوز صورتش رو ندیدم.
‫باید دقیق‌تر نگاه کنم.

104
00:06:00,026 --> 00:06:01,861
‫- هی...
‫- همین‌جا بمون، حواست به ماشین باشه.

105
00:06:13,998 --> 00:06:15,166
‫لعنتی.

106
00:06:25,301 --> 00:06:26,177
‫نه!

107
00:06:27,678 --> 00:06:29,889
‫داداش، چه مرگت بود آخه؟

108
00:06:30,723 --> 00:06:32,433
‫اشکالی نداره، افسر. حالم خوبه.

109
00:06:33,393 --> 00:06:35,311
‫خب، بچرخ، دست‌هاتو نشون بده.

110
00:06:35,895 --> 00:06:37,271
‫جدی می‌گی؟

111
00:06:37,355 --> 00:06:38,940
‫بجنب. راه بیفت.

112
00:06:40,900 --> 00:06:41,984
‫آفرین.

113
00:06:42,068 --> 00:06:43,069
‫لعنت.

114
00:06:49,784 --> 00:06:50,785
‫ممنون. خدافظ.

115
00:06:55,373 --> 00:06:56,374
‫بگو «دیگه نه».

116
00:06:57,333 --> 00:06:58,334
‫خب...

117
00:06:58,960 --> 00:07:00,086
‫- دیگه نه.
‫- دوباره.

118
00:07:00,169 --> 00:07:02,255
‫دیگه نه.

119
00:07:02,338 --> 00:07:04,924
‫- نه، خنگول! بگو دیگه تکرار نمی‌کنم.
‫- آهان.

120
00:07:05,007 --> 00:07:06,509
‫- دیگه تکرار نمی‌کنم.
‫- خوبه.

121
00:07:07,260 --> 00:07:10,513
‫می‌دونی جای خیلی بدیه
‫که بخوای به یکی چاقو بزنی، نه؟

122
00:07:10,596 --> 00:07:13,141
‫می‌خوای اول خبر خوب رو بگم یا بد؟

123
00:07:13,224 --> 00:07:14,934
‫حدس می‌زنم که...

124
00:07:15,017 --> 00:07:17,770
‫خبر خوب اینه که فروشنده هات‌داگ
‫ازم شکایت نمی‌کنه؟

125
00:07:17,854 --> 00:07:22,608
‫خبر بد اینه که قراره یه چرخ‌دستی جدید براش بخری
‫و همه هات‌داگ‌هایی که ریختی رو هم حساب کنی.

126
00:07:23,860 --> 00:07:26,863
‫- حله. ممنون.
‫- اوهوم.

127
00:07:27,405 --> 00:07:30,324
‫اگه دنبال تماس‌ بی‌پاسخ
‫از طرف افسر ناظرتی، خبری نیست.

128
00:07:30,408 --> 00:07:33,911
‫این موضوع به عنوان گزارش حادثه ثبت شد،
‫نه دستگیری.

129
00:07:33,995 --> 00:07:36,164
‫- پس بهش اطلاع ندادن.
‫- مرسی.

130
00:07:36,247 --> 00:07:39,333
‫ولی فکر کنم موضوع جالبی باشه

131
00:07:39,417 --> 00:07:41,085
‫که فردا شب سر شام تعریف کنیم، نه؟

132
00:07:41,169 --> 00:07:44,338
‫باشه، ولی اگه تعریف نکنی،
‫ممکنه صدتا هات‌داگ مهمونت کنم.

133
00:07:45,882 --> 00:07:47,175
‫- برو نبینمت.
‫- چشم.

134
00:07:47,758 --> 00:07:49,635
‫این یکی چی؟ یکم کمتر تاره؟

135
00:07:50,845 --> 00:07:52,430
‫نمی‌دونم. اگه گوس باشه،

136
00:07:52,513 --> 00:07:54,682
‫- این روزا یکم چاق‌تر شده.
‫- آره.

137
00:07:54,765 --> 00:07:57,393
‫البته وزنش همیشه بالا پایین می‌شد.

138
00:07:57,894 --> 00:08:00,146
‫آره، وقتی دستت تنگه، شیشه‌ی کمتر،
‫کربوهیدرات بیشتر.

139
00:08:02,148 --> 00:08:04,192
‫اون روی دستش چیه؟
‫چیزی چسبیده یا لکه‌ست؟

140
00:08:04,275 --> 00:08:07,695
‫نه، بانداژه. تنها نشونه‌ایه که تونستم بگیرم.

141
00:08:07,778 --> 00:08:10,948
‫متاسفم، ولی اگه بخوای،
‫می‌تونیم هنوز به پلیس مراجعه کنیم.

142
00:08:11,032 --> 00:08:14,160
‫- می‌تونیم حدسات رو باهاشون درمیون بذاریم.
‫- نه. نه، اشکالی نداره.

143
00:08:14,243 --> 00:08:16,204
‫اگه گوس رو بشناسم، قضیه همین‌جا تموم شده.

144
00:08:16,287 --> 00:08:18,873
‫نمی‌خوام برای برایس دردسر بیشتری درست کنم.

145
00:08:19,874 --> 00:08:22,335
‫دیروز طوری حرف زدی که انگار تو و گوس

146
00:08:22,418 --> 00:08:23,753
‫خیلی جدی نبودید.

147
00:08:23,836 --> 00:08:27,548
‫آره، معمولاً اینجوری وانمود می‌کنم،

148
00:08:27,632 --> 00:08:28,883
‫خصوصاً جلوی شوهرم.

149
00:08:29,467 --> 00:08:32,637
‫- شما دوتا واقعاً گذشته‌ای داشتین، ها؟
‫- بیش از یک سال با هم نامزد بودیم.

150
00:08:32,720 --> 00:08:35,389
‫قبل از اینکه یه مجرم حرفه‌ای شده باشه.

151
00:08:36,307 --> 00:08:40,770
‫ولی برایس نمی‌دونه قضیه جدی بوده،
‫پس ممنون می‌شم اگه...

152
00:08:41,812 --> 00:08:44,232
‫راستش، احساس می‌کنم بابت پولی
‫که از دست رفت مقصرم.

153
00:08:45,566 --> 00:08:48,069
‫اگه اجازه بدی،
‫دلم می‌خواد سعی کنم پسش بگیرم.

154
00:08:48,653 --> 00:08:50,905
‫- چطوری؟
‫- می‌دونی کجا زندگی می‌کنه؟

155
00:08:51,739 --> 00:08:53,324
‫دوستای قدیمی که هنوز در تماس باشن؟

156
00:08:54,116 --> 00:08:56,619
‫شاید چندتا شماره از قدیم داشته باشم.

157
00:08:56,702 --> 00:08:59,372
‫چند تا رفیقش، یه دایی، یه خاله.

158
00:08:59,455 --> 00:09:02,750
‫ولی بعید می‌دونم هنوز باهاشون حرف بزنه.

159
00:09:02,833 --> 00:09:05,503
‫برام بفرست. سعی می‌کنم ردش رو بگیرم.

160
00:09:07,463 --> 00:09:08,965
‫- چی؟
‫- درس گرفتم، می‌دونی.

161
00:09:09,048 --> 00:09:10,967
‫واقعاً به یه یاد‌آوری دیگه نیاز نداشتم

162
00:09:11,050 --> 00:09:13,636
‫که سال‌ها پیش یه اشتباه خیلی بزرگ کردم.

163
00:09:15,263 --> 00:09:18,307
‫شده ۵ دقیقه از عمرت باشه
‫که حاضر بودی هر کاری کنی تا پسش بگیری؟

164
00:09:18,891 --> 00:09:21,394
‫کاملاً می‌دونم چه حسی داره.

165
00:09:25,273 --> 00:09:28,067
‫درسته، خانم پیکان. از قرار معلوم
‫به ماشین خواهرزاده‌تون زدم.

166
00:09:28,150 --> 00:09:31,112
‫داشتم یه نیسان رو یدک می‌کشیدم.
‫کار توقیف...

167
00:09:31,195 --> 00:09:34,198
‫خب، مهم نیست. ولی یه سگ بود، خب؟

168
00:09:34,282 --> 00:09:36,284
‫ناگهان پیچیدم و...

169
00:09:37,076 --> 00:09:38,286
‫نه خانم، نه، نه، نه خانم.

170
00:09:38,369 --> 00:09:41,205
‫نه، تا وقتی چک رو دست خودش ندم
‫خیالم راحت نمی‌شه.

171
00:09:41,289 --> 00:09:44,333
‫- ۱۴۰۰ دلار.
‫- هی، یکی دیگه؟ آره؟

172
00:09:44,417 --> 00:09:47,545
‫باشه، لطفاً خودتو به ۴۰ یا ۵۰ تا
‫محدود کن. مرسی.

173
00:09:48,504 --> 00:09:51,132
‫می‌گید بیشتر بعدازظهرها اونجاست، نه؟
‫خیلی خب.

174
00:09:51,215 --> 00:09:55,428
‫بله خانم، بله.
‫سلامتون رو هم می‌رسونم. حتماً.

175
00:09:55,511 --> 00:09:57,597
‫این رمی ترمبله بود.

176
00:09:58,889 --> 00:10:02,059
‫یه گُنده‌بک از بند دی.
‫سر ناهار همیشه پودینگمو می‌گرفت.

177
00:10:02,143 --> 00:10:05,313
‫چی داری می‌گی؟ این عمه
‫نامزد سابق مشتریم بود.

178
00:10:05,396 --> 00:10:07,607
‫نه، منظورم اون صداییه که درآوردی.

179
00:10:09,567 --> 00:10:12,612
‫رمی. کاشکی، هان؟

180
00:10:13,404 --> 00:10:16,282
‫- کاشکی پودینگت رو رد کنی بیاد.
‫- مورمورم شد.

181
00:10:16,365 --> 00:10:18,951
‫- آره.
‫- عمه‌هه گفت کجا می‌شه گوس رو پیدا کرد؟

182
00:10:19,035 --> 00:10:21,787
‫آره، گفته پیش یه رفیقشه
‫تو شهرک تریلرنشینای لاس اولاس.

183
00:10:21,871 --> 00:10:24,874
‫این موقع روز معمولاً سه‌چهارتا نوشیدنی زده.

184
00:10:24,957 --> 00:10:26,792
‫خب، برنامه چیه؟

185
00:10:26,876 --> 00:10:29,503
‫می‌ری اونجا و مودبانه
‫ده هزار دلار رو طلب می‌کنی؟

186
00:10:29,587 --> 00:10:31,547
‫مودبانه... یا نه‌چندان مودبانه.

187
00:10:31,631 --> 00:10:33,090
‫بستگی داره راه بیاد یا نه.

188
00:10:41,557 --> 00:10:44,560
‫اینجایی. مثل اینکه دقیقاً به موقع رسیدم.

189
00:10:45,227 --> 00:10:46,354
‫منو می‌شناسی؟

190
00:10:46,437 --> 00:10:50,941
‫آره، من روح آینده‌م.
‫از سال ۲۰۳۴ اومدم.

191
00:10:51,567 --> 00:10:54,403
‫نه؟ نمی‌شناسی؟
‫از امروز صبح یادت نیست؟

192
00:10:54,487 --> 00:10:56,572
‫هات‌داگا... تعقیب و گریز... یادت نیست؟

193
00:10:56,656 --> 00:10:59,200
‫بی‌خیال. این شش‌تایی یه پیشکشه.

194
00:10:59,283 --> 00:11:02,620
‫تو ده هزار دلار رو می‌دی،
‫منم اینو. پای پلیس هم وسط نمیاد.

195
00:11:02,703 --> 00:11:04,914
‫- هردو راضی برمی‌گردیم خونه. چطوره؟
‫- ده هزار دلار؟

196
00:11:04,997 --> 00:11:08,709
‫آره گوس، ده هزارتا.
‫یا به من می‌دی یا به پلیس.

197
00:11:08,793 --> 00:11:10,336
‫- انتخاب با توئه.
‫- می‌دونی چیه؟

198
00:11:10,419 --> 00:11:12,588
‫چرا همون‌جا حسابت رو نرسم؟

199
00:11:14,715 --> 00:11:16,842
‫وایسا، وایسا.

200
00:11:16,926 --> 00:11:18,260
‫پای مصنوعی داری؟

201
00:11:18,344 --> 00:11:19,637
‫- آره.
‫- از کِی؟

202
00:11:19,720 --> 00:11:21,097
‫نمی‌دونم، حدود یه سال پیش.

203
00:11:21,180 --> 00:11:23,265
‫وقتی تو پونتا گوردا بودم،
‫چهارچرخمو چپ کردم.

204
00:11:23,349 --> 00:11:24,600
‫بالاخره می‌خوایم دعوا کنیم یا نه؟

205
00:11:24,684 --> 00:11:27,561
‫نه. چون فکر نمی‌کنم
‫بتونی ازم تو مسابقه دو صبح ببری.

206
00:11:27,645 --> 00:11:29,980
‫- داری مسخره‌م می‌کنی؟
‫- نه، مسخره‌ت نمی‌کنم.

207
00:11:30,064 --> 00:11:31,482
‫ولی نوشیدنی هم گیرت نمیاد.

208
00:11:32,566 --> 00:11:34,276
‫راستش احتمالاً خودم
‫بیشتر از تو بهش احتیاج دارم.

209
00:11:34,360 --> 00:11:35,361
‫هی!

210
00:11:35,444 --> 00:11:39,615
‫خب، برید سر جاتون. سر جاتون.
‫بجنبید، بجنبید، بجنبید!

211
00:11:40,282 --> 00:11:41,492
‫دنی، بیس دوم. هایدن!

212
00:11:41,575 --> 00:11:44,870
‫تکون بخور.
‫تو سومی. برو اون‌ورتر.

213
00:11:44,954 --> 00:11:46,080
‫آفرین. از پسش برمیای.

214
00:11:46,163 --> 00:11:48,541
‫وینس، یه کم حال‌ و هوا رو شاد کن.
‫انرژی مثبت بدین!

215
00:11:49,458 --> 00:11:51,711
‫باشه، دو تا بیس جلو ببرید.

216
00:11:51,794 --> 00:11:53,003
‫این توپ میاد سمت تو، هایدن.

217
00:11:53,087 --> 00:11:54,588
‫همینه.

218
00:11:54,672 --> 00:11:56,340
‫باشه پسرها، بریم!

219
00:11:58,259 --> 00:12:01,011
‫- آقای دکر. سلام.
‫- سلام.

220
00:12:01,595 --> 00:12:03,013
‫الان وقت خوبی برای خبر جدیده؟

221
00:12:03,097 --> 00:12:06,267
‫آره، بازی بیسبال هنری‌ایم.
‫ولی اشکالی نداره، تازه نشستم.

222
00:12:06,350 --> 00:12:11,147
‫اون کسی که امروز صبح
‫با پولتون فرار کرد، گوس نبود.

223
00:12:11,230 --> 00:12:13,816
‫چی؟ مطمئنی؟

224
00:12:13,899 --> 00:12:15,234
‫ای کاش مطمئن نبودم.

225
00:12:15,985 --> 00:12:17,778
‫نمی‌فهمم. اگه اون نبود...

226
00:12:17,862 --> 00:12:20,239
‫باید صحبت کنیم. می‌خوام بدونم
‫کس دیگه‌ای هست که...

227
00:12:20,322 --> 00:12:21,407
‫بابا!

228
00:12:21,490 --> 00:12:23,451
‫- بابا! بابا!
‫- چی شده؟

229
00:12:24,076 --> 00:12:25,077
‫هنری؟

230
00:12:25,161 --> 00:12:27,538
‫مالی، چی شده؟
‫چیه؟ چی شده؟

231
00:12:28,122 --> 00:12:29,123
‫خوبی؟

232
00:12:32,001 --> 00:12:34,545
‫دستکشمو برداشتم،
‫این‌ها از توش ریخت بیرون.

233
00:12:37,923 --> 00:12:41,093
‫«مجبورم کردی بدوم. حالا نوبت توئه.»

234
00:12:48,934 --> 00:12:51,854
‫بروکس، چطوره هنری رو ببری
‫جایی که امشب می‌خوابه رو نشونش بدی؟

235
00:12:52,855 --> 00:12:54,899
‫- ممنون، وینس.
‫- قابلی نداشت، رفیق.

236
00:12:58,694 --> 00:13:00,946
‫مطمئنی کار گوس نبوده؟

237
00:13:01,572 --> 00:13:05,034
‫حتی اگه هر دو پاشم داشت،
‫وقتی من رفتم، حسابی نشئه بود.

238
00:13:05,117 --> 00:13:06,702
‫محاله تونسته باشه وارد نیمکت تیم بشه

239
00:13:06,786 --> 00:13:08,704
‫و بره بیرون بدون اینکه کسی ببینتش.

240
00:13:08,788 --> 00:13:10,414
‫هیچ ‌کدومش منطقی نیست.

241
00:13:10,498 --> 00:13:14,418
‫یادداشتی که تو خونه گرفتیم گفته بود
‫گذشته‌مون برگشته سراغمون.

242
00:13:14,502 --> 00:13:15,836
‫ولی اگه گوس نبوده...

243
00:13:16,504 --> 00:13:18,672
‫خب، اول از همه...

244
00:13:18,756 --> 00:13:21,217
‫اینجا احساس امنیت می‌کنید؟
‫حداقل برای امشب؟

245
00:13:21,801 --> 00:13:24,178
‫آره، سال‌هاست وینس و همسرشو می‌شناسیم.

246
00:13:24,261 --> 00:13:27,097
‫و هنری و بروکس هم‌تیمی آل‌استار بودن.

247
00:13:27,681 --> 00:13:30,267
‫فکر نمی‌کنم طرف

248
00:13:30,351 --> 00:13:31,811
‫اصلاً حدس بزنه اینجاییم.

249
00:13:31,894 --> 00:13:34,021
‫باشه.

250
00:13:34,814 --> 00:13:38,108
‫یه خبر خوب هم هست.
‫هرکی باشه، امشب احتمالاً اشتباه کرده.

251
00:13:38,692 --> 00:13:39,693
‫اینو می‌بینید؟

252
00:13:40,820 --> 00:13:42,863
‫امیدوارم خون باشه.
‫اون مردی که امروز دنبالش کردم،

253
00:13:42,947 --> 00:13:43,948
‫دستش پانسمان شده بود.

254
00:13:44,031 --> 00:13:47,076
‫شاید وقتی گلوله‌ها رو گذاشته،
‫یه ذره خون از خودش به جا گذاشته.

255
00:13:47,159 --> 00:13:50,746
‫واضحه که خودم نمی‌تونم آزمایش دی‌ان‌ای بگیرم،
‫ولی اگه بدیمش به پلیس...

256
00:13:50,830 --> 00:13:53,040
‫اون روز گفتم، نمی‌خوایم بریم پیش پلیس.

257
00:13:53,123 --> 00:13:55,459
‫درسته، ولی اون به خاطر پسرعموی گوس بود.

258
00:13:55,543 --> 00:13:56,919
‫حالا که می‌دونیم گوس نبوده...

259
00:13:57,002 --> 00:13:59,213
‫- واقعاً می‌دونیم؟
‫- عزیزم، خودش همینو گفت.

260
00:13:59,296 --> 00:14:01,131
‫می‌دونیم اون کسی که دنبالش بوده گوس نبوده،

261
00:14:01,215 --> 00:14:02,299
‫ولی شاید پسرعموی گوس بوده.

262
00:14:02,383 --> 00:14:04,343
‫شاید با هم کار می‌کنن. اونوقت چی؟

263
00:14:04,426 --> 00:14:07,179
‫گوس تنها کسی نیست که
‫تو اداره پلیس آشنا داره.

264
00:14:07,263 --> 00:14:08,597
‫اگه بخواین، می‌تونم معرفیتون کنم...

265
00:14:08,681 --> 00:14:09,807
‫نه!

266
00:14:10,933 --> 00:14:13,060
‫هر کاری گفتی امروز صبح انجام دادیم.
‫همه‌شو.

267
00:14:13,143 --> 00:14:14,311
‫و چی شد؟

268
00:14:14,395 --> 00:14:16,188
‫کسی که این کار رو کرده، تو رو دید.

269
00:14:16,272 --> 00:14:19,024
‫و حالا ده هزار دلار براش کافی نیست،
‫می‌خواد از شهر هم بریم.

270
00:14:19,108 --> 00:14:21,318
‫تو پیام نگفته بود از شهر برید،
‫گفته بود فرار کنید.

271
00:14:21,402 --> 00:14:23,737
‫- مگه فرقم داره؟
‫- اشکالی نداره. حق با اونه.

272
00:14:24,947 --> 00:14:26,115
‫امروز طبق برنامه پیش نرفت.

273
00:14:26,949 --> 00:14:28,492
‫متاسفم. واقعاً میگم.

274
00:14:29,201 --> 00:14:32,580
‫امیدوارم اجازه بدین
‫بدون دستمزد براتون کار کنم.

275
00:14:33,163 --> 00:14:35,207
‫حداقل تا وقتی شما و هنری احساس امنیت کنید.

276
00:14:35,291 --> 00:14:36,292
‫ممنونیم.

277
00:14:37,042 --> 00:14:40,754
‫کس دیگه‌ای به ذهنتون می‌رسه
‫که بخواد این بلا رو سرتون بیاره؟

278
00:14:40,838 --> 00:14:44,341
‫من معلم مهدکودکم،
‫اونم کار مالیات مردم رو انجام می‌ده.

279
00:14:44,425 --> 00:14:47,261
‫ما یه خانواده‌ایم که
‫هالووین شکلات پخش می‌کنیم.

280
00:14:47,344 --> 00:14:48,679
‫فکر می‌کردم همه دوستمون دارن.

281
00:14:48,762 --> 00:14:50,139
‫یکی از موکل‌هات چی؟

282
00:14:51,223 --> 00:14:53,142
‫کسی بوده که وقتی فهمیده چقدر بدهکاره

283
00:14:53,225 --> 00:14:54,852
‫خیلی عصبانی بشه؟

284
00:14:55,394 --> 00:14:56,562
‫کسی یادم نمیاد.

285
00:14:56,645 --> 00:14:59,857
‫ولی شریکم بیشتر
‫چهره شرکت حساب می‌شه،

286
00:14:59,940 --> 00:15:01,901
‫پس اگه کسی مشکلی داشته باشه،
‫می‌ره سراغ اون.

287
00:15:08,490 --> 00:15:09,700
‫شوخی می‌کنی؟ این که خرابه‌ست.

288
00:15:09,783 --> 00:15:12,036
‫تو آگهی نوشته «رویای عاشقان بازسازی».

289
00:15:12,036 --> 00:15:12,745
‫نمی‌تونیم اینو به آر.جی نشون بدیم.
‫از خونه قبلیشم بدتره،

290
00:15:12,828 --> 00:15:14,538
‫و خونه‌ش ته یه گودال وارونه‌ست.

291
00:15:14,622 --> 00:15:16,707
‫در جریان بودجه طرف هستی، بله؟

292
00:15:16,790 --> 00:15:20,377
‫اجاره‌ رو با نگه‌داری بچه
‫و هات‌داگ مونده می‌ده.

293
00:15:20,461 --> 00:15:22,379
‫این علاقه ناگهانی به اسباب‌کشی آر.جی

294
00:15:22,463 --> 00:15:24,632
‫به مهمونی شامی که امشب
‫برای

295
00:15:24,715 --> 00:15:26,759
‫افسر ناظر آزادی مشروطش داریم مرتبطه؟

296
00:15:26,842 --> 00:15:30,679
‫نه، ربطی به اون که نداره.

297
00:15:31,263 --> 00:15:35,184
‫«سوفیا، این خانم مهربونه که
‫هر چند هفته یه بار از عمو آر.جی نمونه ادرار می‌گیره

298
00:15:35,267 --> 00:15:37,853
‫- تا مطمئن شه مواد مصرف نمی‌کنه.»
‫- ای بابا...

299
00:15:37,937 --> 00:15:39,939
‫قرار بود فقط یه هفته اینجا باشه، باشه؟

300
00:15:40,022 --> 00:15:43,609
‫و آره، آدم خوبیه. نیتش خوبه.

301
00:15:43,692 --> 00:15:46,278
‫می‌فهمم. اما اون یه...

302
00:15:47,071 --> 00:15:48,113
‫چی؟

303
00:15:48,197 --> 00:15:49,865
‫آهنربای دردسره.

304
00:15:49,949 --> 00:15:52,117
‫خودش دردسرسازه.
‫دردسر هم دنبالش میاد.

305
00:15:52,201 --> 00:15:55,245
‫دیر یا زود شرش ما رو هم می‌گیره.

306
00:15:56,789 --> 00:15:58,582
‫همیشه این‌ طوری نبوده.

307
00:16:00,000 --> 00:16:02,503
‫نه وقتی با هم تو هرالد همکار بودیم.
‫نه وقتی زن و شوهر بودیم.

308
00:16:02,586 --> 00:16:04,797
‫یعنی ریسک می‌کرد.
‫بیشتر عکاس‌ها همین‌ طورن.

309
00:16:04,880 --> 00:16:07,508
‫ولی همیشه می‌دونست کجا خط قرمزه.
‫دنبال دردسر نمی‌گشت.

310
00:16:07,591 --> 00:16:09,635
‫من نگفتم دنبال دردسر می‌گرده.

311
00:16:09,718 --> 00:16:11,637
‫- گفتی پیدا می‌کنه.
‫- آره، آره.

312
00:16:11,720 --> 00:16:12,763
‫و حق با توئه.

313
00:16:12,846 --> 00:16:15,891
‫مشکل اینه که
‫گاهی فکر می‌کنم شاید یه کم تقصیر منه.

314
00:16:15,975 --> 00:16:17,142
‫چطور؟

315
00:16:17,226 --> 00:16:20,062
‫وقتی از هم جدا شدیم، مشکل این نبود
‫که همدیگه رو دوست نداشتیم،

316
00:16:20,145 --> 00:16:22,064
‫مشکل این بود که قرار بود فقط رفیق بمونیم.

317
00:16:22,147 --> 00:16:24,066
‫و بعدش هم همون‌طور رفیق موندیم.

318
00:16:24,149 --> 00:16:28,654
‫ولی وقتی من و تو با هم همخونه شدیم،
‫من یه ذره عقب کشیدم... بعد خیلی عقب کشیدم.

319
00:16:29,822 --> 00:16:33,701
‫من و شوهر سابقم می‌نشستیم،
‫دو بار در هفته بازی مارلینز رو می‌دیدیم،

320
00:16:33,784 --> 00:16:35,703
‫که توضیح دادنش خیلی سخت بود.

321
00:16:36,704 --> 00:16:38,789
‫ولی چون من عقب کشیدم...

322
00:16:38,872 --> 00:16:41,542
‫موقعی که اوضاع از هم پاشید، کنارش نبودم.

323
00:16:41,625 --> 00:16:45,796
‫پس اگه منطقی حساب کنیم،
‫واقعاً تقصیر منه که رفت زندان.

324
00:16:45,879 --> 00:16:47,756
‫باشه، کتک زدن اون یارو
‫که به ماشینش دستبرد زد...

325
00:16:47,840 --> 00:16:50,551
‫- تقصیر هیچ کی جز خودش نیست.
‫- آره.

326
00:16:50,634 --> 00:16:52,845
‫ولی خب، یه مدت طول کشید
‫تا به اون نقطه برسه.

327
00:16:52,928 --> 00:16:55,305
‫و فکر کنم کاش بیشتر حواسم جمع بود.

328
00:16:56,098 --> 00:16:57,891
‫ببین...

329
00:16:57,975 --> 00:17:01,228
‫من که نمی‌خوام به فرزندخواندگی بگیرمش،
‫قول می‌دم.

330
00:17:01,311 --> 00:17:03,605
‫فقط این بار می‌خوام بیشتر در کنارش باشم.

331
00:17:04,773 --> 00:17:07,067
‫آگهی خونه‌ی رویای عاشقان بازسازی رو
‫نشونش میدی؟

332
00:17:09,028 --> 00:17:10,070
‫آره.

333
00:17:10,154 --> 00:17:11,655
‫باشه.

334
00:17:19,663 --> 00:17:22,374
‫وای. حسابی رفتی تو فاز دیوار معمایی.

335
00:17:23,417 --> 00:17:26,003
‫راستش رو بخوای،
‫نمی‌دونم چرا تو فیلم‌ها این کار رو می‌کنن.

336
00:17:26,712 --> 00:17:30,049
‫افسرده کننده‌س، نگاه کردن
‫به همه چیزهایی که نمی‌دونی.

337
00:17:31,633 --> 00:17:33,302
‫دیشب اصلاً خوابیدی؟

338
00:17:35,220 --> 00:17:37,389
‫فقط... یه کم زمان بیشتر لازم دارم.

339
00:17:37,473 --> 00:17:41,769
‫ولی باباهه، برایس...
‫دیشب قاطی کرد.

340
00:17:41,852 --> 00:17:45,856
‫داشتم راهیش می‌کردم،
‫درباره بردن خانواده‌ش به سانتا کلارا حرف زد،

341
00:17:45,939 --> 00:17:47,316
‫جایی که فوق‌لیسانس خونده.

342
00:17:48,400 --> 00:17:50,486
‫خب، آدم می‌تونه جاهای بدتری
‫برای شروع دوباره پیدا کنه.

343
00:17:50,569 --> 00:17:51,987
‫آره، می‌دونم. ولی خب چرا باید برن؟

344
00:17:52,071 --> 00:17:55,574
‫نمی‌دونم.
‫به‌خاطر یه آدم دیوونه کینه‌توز و شعله‌افکن؟

345
00:17:57,284 --> 00:17:58,702
‫باید برم شریک کاریش رو ببینم.

346
00:17:58,786 --> 00:18:01,538
‫ببینم کسی به ذهنش می‌رسه
‫که هم کینه داشته باشه هم شعله‌افکن.

347
00:18:03,040 --> 00:18:04,416
‫چی شده؟ چیزی لازم داری؟

348
00:18:06,460 --> 00:18:08,545
‫فقط می‌خواستم مطمئن شم هنوز امشب

349
00:18:08,629 --> 00:18:10,255
‫با دوست ویژه‌ت شام می‌خوری؟

350
00:18:10,339 --> 00:18:11,465
‫آره، از دستش نمی‌دم.

351
00:18:11,548 --> 00:18:13,884
‫وگرنه تخلف حساب میشه و بر می‌گردم زندان.

352
00:18:15,177 --> 00:18:19,306
‫وای... آقای دکر، من موندم چی بگم.
‫ارباب رجوع‌هامون رو دوست داریم، و اونا هم ما رو.

353
00:18:19,389 --> 00:18:21,558
‫سخته تصور کنم کسی بخواد بره سراغ برایس.

354
00:18:21,642 --> 00:18:24,228
‫و مطمئنی کسی به ذهنت نمی‌رسه
‫که وقتی فهمیده بدهی‌اش به دولت

355
00:18:24,311 --> 00:18:26,855
‫بیشتر از چیزی بوده که فکر می‌کرده،
‫عصبانی شده باشه؟

356
00:18:26,939 --> 00:18:29,817
‫خب، باشه. ولی کسی پیام‌رسون رو نمی‌زنه

357
00:18:29,900 --> 00:18:31,026
‫یا شعله‌افکن بهش نمی‌گیره، می‌دونی.

358
00:18:31,110 --> 00:18:33,362
‫نمی‌دونی کی برمی‌گرده سر کار؟

359
00:18:33,445 --> 00:18:35,155
‫متاسفم، نه.

360
00:18:35,239 --> 00:18:38,158
‫نجاتش بده، باشه؟
‫خیلی دوستش دارم.

361
00:18:38,659 --> 00:18:40,994
‫و راستشو بخوای،
‫اگه زود برنگرده من بدجور گیرم.

362
00:18:41,078 --> 00:18:43,080
‫اونه که اینجا رو سرپا نگه می‌داره.

363
00:18:43,163 --> 00:18:45,124
‫واقعاً؟

364
00:18:45,791 --> 00:18:48,418
‫جالبه.
‫دیدم فقط اسم تو روی در،

365
00:18:48,502 --> 00:18:51,964
‫روی تابلو، روی سربرگ نامه‌ها،
‫روی تبلیغ‌هاست...همه‌جا.

366
00:18:52,047 --> 00:18:54,800
‫حسابش از دستم در رفته که
‫چند بار بهش پیشنهاد شراکت دادم...

367
00:18:54,883 --> 00:18:56,510
‫او همیشه می‌گه
‫لازم نیست اعتبار رو خودش بگیره.

368
00:18:56,593 --> 00:18:59,304
‫ضمن اینکه، خب باید رسمی و تاییدشده هم باشه.

369
00:19:02,808 --> 00:19:05,269
‫ببخشید، یعنی می‌گی برایس
‫حسابدار رسمی نیست؟

370
00:19:05,978 --> 00:19:06,979
‫واقعاً؟

371
00:19:08,730 --> 00:19:11,316
‫دیشب گفت تو سانتا کلارا فوق‌لیسانس گرفته.

372
00:19:11,400 --> 00:19:12,609
‫- واقعاً؟
‫- آره.

373
00:19:12,693 --> 00:19:13,694
‫هوم.

374
00:19:13,777 --> 00:19:15,195
‫شاید اصلاً تو آزمونش شرکت نکرده؟

375
00:19:15,279 --> 00:19:17,573
‫شاید.
‫ولی اگه اونقدر که تو می‌گی خوبه،

376
00:19:17,656 --> 00:19:20,242
‫چرا باید بدون اینکه تایید بشه
‫رفته باشه برای فوق‌لیسانس؟

377
00:19:20,993 --> 00:19:23,203
‫اصلاً درباره سانتا کلارا بهت گفته بود؟

378
00:19:23,287 --> 00:19:24,288
‫ببخشید، نه.

379
00:19:24,997 --> 00:19:27,249
‫خب، می‌دونی ما آدم‌های حساب‌وکتابیم.

380
00:19:27,332 --> 00:19:29,459
‫همیشه تو مسائل ارتباطی زیاد قوی نیستیم.

381
00:19:40,095 --> 00:19:43,056
‫خب، از پاها استفاده کن.
‫از پاها استفاده کن.

382
00:19:44,516 --> 00:19:46,018
‫باشه.

383
00:19:48,645 --> 00:19:50,355
‫زهره ترکم کردی!

384
00:19:50,439 --> 00:19:53,025
‫شرمنده،
‫یه جای آروم لازم داشتم کار کنم.

385
00:19:53,108 --> 00:19:54,818
‫- ببخشید.
‫- فدا سرت.

386
00:19:58,447 --> 00:19:59,740
‫چی به این حال و روز انداختت.

387
00:20:00,699 --> 00:20:04,369
‫دیشب، برایس دنر بهم گفت
‫تو سانتا کلارا فوق‌لیسانس گرفته،

388
00:20:04,453 --> 00:20:06,413
‫ولی من همه دانشگاه‌های منطقه رو چک کردم.

389
00:20:06,496 --> 00:20:09,374
‫هیچ سابقه‌ای از کسی با اون اسم نیست.

390
00:20:09,458 --> 00:20:13,253
‫آره، خب، احتمالاً هیچ سابقه‌ای از من نیست
‫که تو آیرن تایگر ثبت شده باشم،

391
00:20:13,337 --> 00:20:14,838
‫ولی من شش تا واحد گرفتم.

392
00:20:14,922 --> 00:20:16,381
‫یه تخته رو هم شکستم.

393
00:20:16,465 --> 00:20:19,676
‫تو اعلامیه‌های فارغ‌التحصیلی
‫برایس کارتمن،

394
00:20:19,760 --> 00:20:22,346
‫برایس واکتل، و یه برایس همپستد بود.

395
00:20:22,930 --> 00:20:24,806
‫پس فکر کردم شاید
‫یه اشتباه اداری پیش اومده باشه.

396
00:20:24,890 --> 00:20:27,017
‫اون اسما رو جست‌وجو کردم.
‫به این رسیدم. بیا اینجا.

397
00:20:30,020 --> 00:20:31,104
‫چی گیر آوردی؟

398
00:20:33,482 --> 00:20:40,197
‫برایس واکتل،
‫سال ۲۰۱۱ تو سان‌فرانسیسکو چاقو خورده.

399
00:20:40,280 --> 00:20:41,365
‫نزدیک بوده بمیره.

400
00:20:41,448 --> 00:20:42,950
‫آره، پلیس هیچ‌وقت ضارب رو پیدا نکرد.

401
00:20:43,033 --> 00:20:45,410
‫حدس ‌زدن به خاطر اختلاف تجاری

402
00:20:45,494 --> 00:20:47,704
‫بین شریک کاری برایس واکتل

403
00:20:48,664 --> 00:20:50,082
‫و تریاد چینی بوده.
‫(سازمان تبهکاری چینی)

404
00:20:52,960 --> 00:20:56,922
‫خب، خیلی جالبه، اما فکر کنم
‫اول باید به برایسی که الان داری کمک کنی

405
00:20:57,005 --> 00:20:58,548
‫قبل از اینکه بری سراغ بعدی، نه؟

406
00:20:58,632 --> 00:21:00,133
‫نه، نکته همین‌ جاست.

407
00:21:01,510 --> 00:21:02,844
‫هر دوشون یه نفرن.

408
00:21:03,428 --> 00:21:07,849
‫پانزده سال گذشته، برایس واکتل
‫با اسم برایس دنر زندگی می‌کرده.

409
00:21:09,476 --> 00:21:13,480
‫پس گذاشته تو و زنش فکر کنین
‫نامزد سابق زنه داره اذیتشون می‌کنه،

410
00:21:13,563 --> 00:21:16,525
‫ولی اگه درست متوجه شده باشم،
‫سناریوی محتمل‌تر اینه که...

411
00:21:16,608 --> 00:21:19,444
‫کسی فهمیده اون از دست تریاد فراریه.

412
00:21:32,332 --> 00:21:33,542
‫خب، یه چیزی بگو.

413
00:21:34,710 --> 00:21:37,045
‫باورم نمی‌شه دیشب
‫اسم سانتا کلارا رو آوردم.

414
00:21:38,380 --> 00:21:39,423
‫ببخشید.

415
00:21:39,923 --> 00:21:42,342
‫ترسیده بودم. هنوزم می‌ترسم.

416
00:21:42,426 --> 00:21:44,261
‫از اول شروع کن.
‫همه‌ چی رو برام بگو.

417
00:21:44,344 --> 00:21:46,972
‫پانزده سال پیش
‫تو سان‌فرانسیسکو زندگی می‌کردم.

418
00:21:47,472 --> 00:21:50,934
‫با یه شریک کار می‌کردم،
‫کارهای مالیاتی، مثل الان.

419
00:21:52,185 --> 00:21:55,772
‫یکی از مشتری‌هامون یه زنجیره کارواش بود.

420
00:21:55,856 --> 00:21:58,900
‫ساختار شرکتی‌شون یه کم غیرمعمول بود،

421
00:21:58,984 --> 00:22:01,111
‫ولی قبض‌هاشونو می‌دادن،
‫مالیاتشونو هم می‌دادن.

422
00:22:01,194 --> 00:22:04,197
‫برایس، کسب‌ و کار تریاد بود.
‫تو کمک می‌کردی پولشونو پول‌شویی کنن.

423
00:22:04,281 --> 00:22:05,991
‫اونا داشتن پول‌شویی می‌کردن.

424
00:22:06,074 --> 00:22:08,618
‫ما نمی‌دونستیم که با تریاد طرفیم.

425
00:22:08,702 --> 00:22:12,372
‫یعنی فقط با مردی ملاقات می‌کردیم
‫که رو کاغذ صاحب کارواش‌ها بود.

426
00:22:13,415 --> 00:22:17,169
‫بعد یه روز یه گنگستر تریاد اومد دفتر.

427
00:22:17,252 --> 00:22:20,172
‫عصبانی بود... ما رو متهم کرد
‫تقریباً یه میلیون دلار دزدیدیم.

428
00:22:20,255 --> 00:22:22,132
‫- دزدیده بودین؟
‫- نه.

429
00:22:22,215 --> 00:22:24,968
‫ولی وقتی بررسی کردیم،
‫تو حساب‌ها یه حفره بود.

430
00:22:25,677 --> 00:22:28,597
‫اون پول داشت می‌رفت تو یه شرکت صوری،

431
00:22:28,680 --> 00:22:30,223
‫شرکت شدوبلید.

432
00:22:30,974 --> 00:22:32,642
‫من و جاش حتی اسمشو هم نشنیده بودیم.

433
00:22:32,726 --> 00:22:35,145
‫و باور کن، با همچین اسم مسخره‌ای
‫حتماً یادمون می‌موند.

434
00:22:35,228 --> 00:22:38,398
‫حدس می‌زنم اونی که بهت چاقو زد،
‫حرفت رو باور نکرد، درسته؟

435
00:22:38,482 --> 00:22:42,861
‫۹۹.۹ درصد مطمئنم همونی که به من چاقو زد
‫خودش پول رو اختلاس می‌کرد.

436
00:22:43,445 --> 00:22:46,114
‫و شاید می‌تونستم ثابتش کنم
‫اگه قبل از اینکه از بیمارستان مرخص شم

437
00:22:46,198 --> 00:22:48,742
‫تو جنگ گروه‌های تبهکار کشته نشده بود.

438
00:22:49,826 --> 00:22:51,661
‫یه مدت طولانی اونجا بودم.

439
00:22:52,537 --> 00:22:54,790
‫- پیوند کبد.
‫- باشه.

440
00:22:56,166 --> 00:22:58,502
‫بعد از اینکه مرخص شدم،
‫من و جاش فرار کردیم.

441
00:22:58,585 --> 00:23:01,713
‫اومدیم اینجا،
‫به هم کمک کردیم هویت جدید بسازیم.

442
00:23:03,090 --> 00:23:05,467
‫ببخشید، جاش هم همین اطراف زندگی می‌کنه؟

443
00:23:05,550 --> 00:23:06,718
‫آره.

444
00:23:06,802 --> 00:23:08,887
‫و معلومه که می‌دونه
‫اسم واقعیت برایس واکتله.

445
00:23:08,970 --> 00:23:11,515
‫باور کن،
‫اون کسی نیست که این کار رو با ما می‌کنه.

446
00:23:11,598 --> 00:23:12,891
‫مالی هم همینو می‌گه؟

447
00:23:14,810 --> 00:23:17,604
‫مالی... هیچی از اینا نمی‌دونه.

448
00:23:17,687 --> 00:23:20,732
‫هیچ‌وقت اسم جاش یا برایس واکتل
‫به گوشش نخورده.

449
00:23:20,816 --> 00:23:24,986
‫ببین، وقتی من و اون آشنا شدیم،
‫فقط چند ماه بود اینجا بودم.

450
00:23:25,070 --> 00:23:27,531
‫می‌ترسیدم اگه حقیقتو بگم،
‫از دستش بدم.

451
00:23:27,614 --> 00:23:31,034
‫برایس، می‌فهمم اون موقع نمی‌خواستی بترسونیش،
‫ولی الان چی؟

452
00:23:31,576 --> 00:23:34,996
‫اینکه بذاری فکر کنه
‫اونی که ماشینتو آتیش زده نامزد سابقشه؟

453
00:23:35,080 --> 00:23:36,373
‫اولش فکر می‌کردم کار خودشه...

454
00:23:36,915 --> 00:23:37,916
‫ولی بعد...

455
00:23:37,999 --> 00:23:42,587
‫دیشب، هر کی بود
‫فقط گلوله تو دستکش هنری نذاشته بود.

456
00:23:42,671 --> 00:23:45,006
‫یه فلش‌مموری هم بود.

457
00:23:45,090 --> 00:23:47,217
‫تمام سوابق پزشکیم از سان‌فرانسیسکو توش بود،

458
00:23:47,300 --> 00:23:49,469
‫جراحیم، اسم واقعیم...همه‌ چی.

459
00:23:49,553 --> 00:23:51,430
‫باشه. کی به این مدارک دسترسی داره؟

460
00:23:51,513 --> 00:23:53,598
‫اینجا؟

461
00:23:53,682 --> 00:23:57,727
‫پزشک عمومیم. سال‌ها پیش بهش گفتم
‫تغییر اسم به خاطر مسائل کاری بوده.

462
00:23:57,811 --> 00:23:59,187
‫مشکوک نشد.

463
00:23:59,688 --> 00:24:03,692
‫یه نسخه هم تو دفترم دارم و...

464
00:24:03,775 --> 00:24:05,110
‫جاش هم یه نسخه داره.

465
00:24:05,193 --> 00:24:06,862
‫اون مخاطب اضطراریم بود.

466
00:24:06,945 --> 00:24:09,072
‫اگه تو پیوند مشکلی پیش می‌اومد،
‫ولی باز می‌گم،

467
00:24:09,156 --> 00:24:12,159
‫هرگز این کارو با ما نمی‌کنه.

468
00:24:12,659 --> 00:24:14,911
‫جاش به اندازه من
‫از طرف تریاد در خطره.

469
00:24:17,080 --> 00:24:20,375
‫باشه، دو تا کار می‌کنی.
‫فلش‌مموری رو می‌دی به من،

470
00:24:21,251 --> 00:24:22,794
‫و حقیقت رو به مالی می‌گی.

471
00:24:23,628 --> 00:24:26,298
‫اون حق داره بدونه
‫هیچ تقصیری تو این ماجرا نداره.

472
00:24:31,219 --> 00:24:32,220
‫بفرما.

473
00:24:35,599 --> 00:24:38,977
‫نه، بروکس، بیا.
‫باید به سمت هدفت قدم برداری، باشه؟

474
00:24:39,728 --> 00:24:41,354
‫الان می‌شه برگردم تو؟

475
00:24:44,524 --> 00:24:46,860
‫آره، یه دقیقه دیگه بهشون وقت بده.

476
00:24:49,946 --> 00:24:52,282
‫پس این همه چیزیه
‫که تو فلش‌مموری هست؟

477
00:24:52,365 --> 00:24:54,659
‫آره، ۲۲ صفحه
‫سوابق پزشکی برایسه.

478
00:24:54,743 --> 00:24:56,244
‫خب.

479
00:24:56,328 --> 00:24:58,705
‫خب این چطوری کمک می‌کنه؟

480
00:24:59,706 --> 00:25:00,707
‫صفحه ۱۶.

481
00:25:01,917 --> 00:25:03,293
‫صفحه ۱۶.

482
00:25:05,170 --> 00:25:06,880
‫- چی رو از قلم انداختنم؟
‫- لکه قهوه.

483
00:25:06,963 --> 00:25:09,299
‫یعنی شاید اونجا بوده زمانی که

484
00:25:09,382 --> 00:25:11,760
‫هر کسی که فلش رو گذاشته،
‫داشته از نسخه اصلی اسکن می‌گرفته.

485
00:25:12,511 --> 00:25:14,846
‫پس می‌ری پیش دکتر برایس
‫و اون رفیقش جاش،

486
00:25:14,930 --> 00:25:18,141
‫و می‌بینی کدومشون یه کپی
‫با لکه قهوه توی همون صفحه دارن.

487
00:25:18,225 --> 00:25:19,684
‫امیدوارم همین‌طور باشه. آره.

488
00:25:20,852 --> 00:25:23,897
‫جزئیات کوچیک. تا جایی که می‌دونم،
‫کارآگاه‌های خصوصی حکم احضاریه دادگاه ندارن،

489
00:25:23,980 --> 00:25:25,899
‫پس چطور می‌خوای مجبورشون کنی
‫که کپی‌هاشون رو نشونت بدن؟

490
00:25:25,982 --> 00:25:27,776
‫ویش قراره فردا در مورد دکتر کمکم کنه،

491
00:25:27,859 --> 00:25:32,113
‫ولی جاش، که الان با اسم سانی تدسکو زندگی می‌کنه،
‫یه کم سخت‌تره.

492
00:25:32,197 --> 00:25:35,283
‫برایس آدرس فعلیش رو نداشت،
‫پس باید خودم پیداش کنم.

493
00:25:37,911 --> 00:25:39,120
‫مامان، نگاه کن!

494
00:25:39,204 --> 00:25:40,539
‫- آره؟
‫- عمو آر. جی. داره یادم می‌ده

495
00:25:40,622 --> 00:25:41,706
‫چطور چیزکیک درست کنم.

496
00:25:41,790 --> 00:25:44,125
‫- وای.
‫- حتی از کتاب آشپزی هم استفاده نکرد.

497
00:25:44,209 --> 00:25:47,337
‫خب، می‌دونی، یه جورایی یاد
‫یه دستور پخت معروف زندان می‌افتم که بلدم.

498
00:25:47,420 --> 00:25:49,130
‫نه لازمه پخته بشه
‫نه لازمه بره یخچال،

499
00:25:49,214 --> 00:25:51,841
‫اینطور زندانی‌ها می‌تونن با
‫موادی که تو بوفه پیدا می‌کنن درستش کنن.

500
00:25:51,925 --> 00:25:53,510
‫آخه چیزکیک، چیزکیکه دیگه.
‫مگه نه؟

501
00:25:54,970 --> 00:25:57,264
‫دوستت اومد. من باز می‌کنم.

502
00:25:57,347 --> 00:25:59,266
‫سوفیا، دوستم نیست.

503
00:25:59,349 --> 00:26:01,226
‫حتی نزدیک به دوست هم نیست.

504
00:26:03,228 --> 00:26:06,731
‫شگفت‌انگیزه.
‫و اون موقع بود که پدرم تصمیم گرفت

505
00:26:06,815 --> 00:26:09,025
‫که آر. جی. تو طلاق، اونو گیر انداخته.

506
00:26:09,985 --> 00:26:13,822
‫که الان یادم اومد اون روز بهمون پیام داد،
‫پرسید خونه پیدا کرده یا نه.

507
00:26:14,656 --> 00:26:16,408
‫خب...

508
00:26:16,491 --> 00:26:19,703
‫خب، اگه بخوام صادق باشم، بد.

509
00:26:19,786 --> 00:26:22,205
‫ولی عمدتاً به خاطر اینه که
‫اون شغل جانبی‌ام که گفتم شغل نیست

510
00:26:22,289 --> 00:26:24,416
‫- حسابی مشغولم کرده.
‫- باشه.

511
00:26:24,499 --> 00:26:27,210
‫ولی باز می‌گم، اینا همه‌ش موقتیه.

512
00:26:27,294 --> 00:26:29,629
‫خیلی زود میای
‫تو یه خونه جدید به من سر بزنی.

513
00:26:29,713 --> 00:26:31,089
‫نه اینکه عجله‌ای داشته باشیم.

514
00:26:31,172 --> 00:26:32,299
‫ممنونم.

515
00:26:35,677 --> 00:26:38,305
‫پس تا وقتی اینجاست،

516
00:26:38,388 --> 00:26:40,181
‫فکر کنم باید
‫مجبورش کنی بیشتر آشپزی کنه.

517
00:26:40,265 --> 00:26:42,058
‫- آره.
‫- آره.

518
00:26:42,142 --> 00:26:43,351
‫خب، می‌دونی چیه؟

519
00:26:43,435 --> 00:26:48,231
‫واقعاً بدم میاد مهمونی رو زود ترک کنم،
‫ولی باید برگردم سر کار.

520
00:26:48,315 --> 00:26:51,568
‫- تا دم در همراهیت کنم؟
‫- در واقع، مل، تو می‌تونی؟

521
00:26:51,651 --> 00:26:52,652
‫آره.

522
00:26:52,736 --> 00:26:55,947
‫منظورم اینه که، می‌دونی، فقط یه...
‫یه مسئله اداریه.

523
00:26:58,700 --> 00:27:00,994
‫مسئله اداری نیست.

524
00:27:01,077 --> 00:27:03,455
‫آره. نه. من...

525
00:27:03,538 --> 00:27:06,583
‫من کارآگاهم. متوجه‌ شدم.

526
00:27:07,792 --> 00:27:11,046
‫نمی‌خوام دردسر درست کنم،
‫ولی خیلی مشخص بود

527
00:27:11,129 --> 00:27:13,340
‫که زیاد دوست نداری اون اینجا زندگی کنه.

528
00:27:14,549 --> 00:27:16,843
‫- من همچین چیزی نگفتم.
‫- نه، نگفتی.

529
00:27:16,926 --> 00:27:21,431
‫ولی اگه احساست اینه،
‫می‌خوام بدونی که می‌تونی بهم زنگ بزنی.

530
00:27:21,514 --> 00:27:22,515
‫و تو...

531
00:27:22,599 --> 00:27:27,312
‫به آر. جی. می‌گم که فکر کنم
‫باید شرایط زندگیش رو عوض کنه.

532
00:27:28,229 --> 00:27:30,899
‫من بهترین‌ها رو برای
‫همه کسایی که ناظرشون هستم می‌خوام.

533
00:27:30,982 --> 00:27:32,776
‫همه رو تشویق می‌کنم.

534
00:27:33,318 --> 00:27:37,030
‫ولی بازگشت موفق به جامعه پیچیده‌ست.

535
00:27:37,530 --> 00:27:40,825
‫و نباید به قیمت این تموم بشه
‫که بقیه خونه‌ی شادشون رو از دست بدن.

536
00:27:43,036 --> 00:27:44,663
‫هر زمان تصمیم گرفتی که می‌خوای بره؟

537
00:27:45,914 --> 00:27:47,123
‫بهم زنگ بزن.

538
00:27:47,207 --> 00:27:50,251
‫من می‌شم آدم بده،
‫و کسی لازم نیست بدونه.

539
00:27:50,335 --> 00:27:52,962
‫اسمشو بذار لطف حرفه‌ای.

540
00:27:53,046 --> 00:27:54,255
‫- ممنونم. ممنونم.
‫- خب.

541
00:27:54,339 --> 00:27:55,757
‫- شب بخیر.
‫- شب بخیر.

542
00:28:16,945 --> 00:28:17,946
‫خب چی شد؟

543
00:28:18,029 --> 00:28:21,199
‫خب... بعضی وقت‌ها می‌بری،
‫بعضی وقت‌ها می‌بازی.

544
00:28:21,950 --> 00:28:25,370
‫دکتر موکّلت حاضر نشد
‫هورمون رشد انسانی تجویز کنه

545
00:28:25,453 --> 00:28:28,915
‫تا کنجکاویم درباره این‌که
‫وقتی مصرفش کنی چی ممکنه رشد کنه

546
00:28:28,998 --> 00:28:29,999
‫باشه.

547
00:28:30,542 --> 00:28:32,001
‫از طرف دیگه...

548
00:28:32,085 --> 00:28:35,296
‫هی!
‫پرونده رو گرفتی. آفرین.

549
00:28:35,380 --> 00:28:38,800
‫آره، اون خانم کوچولویی که
‫اتاق بایگانی رو اداره می‌کرد مجبور شد پستش رو ترک کنه

550
00:28:38,883 --> 00:28:42,178
‫وقتی توالت دستشویی
‫به شکل خیلی مشکوکی شروع به سرریز کردن کرد.

551
00:28:46,725 --> 00:28:49,060
‫- اون نسخه‌ای نیست که دنبالش بودی؟
‫- نه.

552
00:28:49,144 --> 00:28:51,187
‫روی صفحه ۱۶ لکه قهوه نیست.

553
00:28:51,271 --> 00:28:54,274
‫ضمن اینکه همه این صفحه‌ها
‫با برچسب فقط برای استفاده داخلی علامت‌گذاری شدن.

554
00:28:54,983 --> 00:28:57,902
‫احتمالاً وقتی دکتر، برایس رو
‫به‌عنوان بیمار پذیرفته این کار رو کرده.

555
00:28:57,986 --> 00:29:01,865
‫پس هرجا که اخاذ
‫دستش به پرونده‌های برایس رسیده...

556
00:29:01,948 --> 00:29:03,533
‫- آره، اینجا نبوده.
‫- باشه.

557
00:29:03,616 --> 00:29:06,161
‫هی، کت. چه خبر؟

558
00:29:06,244 --> 00:29:08,830
‫سلام. امروز صبح تو جلسه تقسیم کار

559
00:29:08,913 --> 00:29:11,666
‫تو هرالد یه اسم آشنا
‫به چشمم خورد، سانی تدسکو.

560
00:29:11,750 --> 00:29:14,002
‫دوست قدیمی موکلت از سان‌فرانسیسکو، درسته؟

561
00:29:14,085 --> 00:29:16,087
‫آره. یعنی، خب،
‫برایس فکر می‌کنه اونا دوست بودن.

562
00:29:16,171 --> 00:29:18,089
‫البته مطمئن نیستم
‫که خود اون اخاذ نباشه.

563
00:29:18,173 --> 00:29:19,299
‫آره، نیست.

564
00:29:19,382 --> 00:29:23,428
‫امروز صبح توی سان‌رایز
‫اعدامش کردند، جلوی در خانه‌اش به ضرب گلوله کشتنش.

565
00:29:23,511 --> 00:29:24,512
‫چی؟

566
00:29:24,596 --> 00:29:27,265
‫هر کسی که این کار رو کرده،
‫علامت دزد به چینی رو روی خونه نوشته.

567
00:29:27,348 --> 00:29:29,434
‫فکر کردم بخوای به موکلت خبر بدی.

568
00:29:29,934 --> 00:29:32,020
‫انگار یکی تریاد رو آورده شهر.

569
00:29:45,116 --> 00:29:47,577
‫برایس. لعنتی، ترسوندیم.

570
00:29:50,038 --> 00:29:51,539
‫بچه‌ها؟

571
00:29:51,623 --> 00:29:53,541
‫آلن، تویی که این کارها رو می‌کنی؟

572
00:29:53,625 --> 00:29:55,168
‫جاش رو دادی دست تریاد؟

573
00:29:55,877 --> 00:29:57,420
‫جاش رو به چی چی دادم؟

574
00:29:57,504 --> 00:30:00,340
‫جاش. دوست من جاش!

575
00:30:00,423 --> 00:30:04,511
‫به کشتنش دادی؟ این یه جور
‫هشدار به من بود؟ چرا؟

576
00:30:04,594 --> 00:30:06,888
‫برایس، خواهش می‌کنم...
‫من نمی‌فهمم.

577
00:30:06,971 --> 00:30:10,016
‫برایس سوابق پزشکی رو
‫توی اون کابینت اون‌طرف نگه می‌داشت.

578
00:30:10,099 --> 00:30:12,101
‫اونا با همه چیزهایی که دارن

579
00:30:12,185 --> 00:30:13,228
‫بین اون و خانواده‌اش اتفاق می‌افتن مرتبطن.

580
00:30:13,311 --> 00:30:16,397
‫امروز صبح اومدیم اینجا که برشون داریم.
‫نبودن.

581
00:30:16,481 --> 00:30:18,650
‫نمی‌فهمم. سوابق پزشکی؟

582
00:30:18,733 --> 00:30:21,694
‫برایس، رفیق، این دیوونگیه.
‫من هیچ‌وقت کاری نمی‌کنم که بهت آسیب بزنه.

583
00:30:21,778 --> 00:30:23,988
‫تو تنها کسی هستی که
‫تو این دفتر بدون همراه بوده.

584
00:30:24,072 --> 00:30:25,865
‫- داری درباره چی حرف می‌زنی؟
‫- برایس.

585
00:30:25,949 --> 00:30:28,618
‫- هیچ‌کس دیگه حتی کلید هم نداره.
‫- برایس، صبر کن. وایسا.

586
00:30:28,701 --> 00:30:32,163
‫چارچوب در تازه تعمیر شده.

587
00:30:32,247 --> 00:30:34,582
‫- خب که چی؟
‫- پس اینجا دزدی شده بود؟

588
00:30:34,666 --> 00:30:37,085
‫اگه شده بود، فکر می‌کنی بهت نمی‌گفتم؟

589
00:30:37,168 --> 00:30:41,005
‫حق با اونه. این از دزدی نیست.
‫کار آتش‌نشان‌هاست.

590
00:30:41,089 --> 00:30:43,049
‫صبر کن، چی... چه آتش‌نشان‌هایی؟

591
00:30:43,132 --> 00:30:46,010
‫تقریباً یه ماه پیش بود،
‫وقتی برای کنفرانس رفته بودی دی‌سی.

592
00:30:46,094 --> 00:30:48,805
‫یه شب یه سری بچه
‫رفتن داخل مغازه طبقه پایین،

593
00:30:48,888 --> 00:30:50,849
‫برای شوخی چند تا ترقه روشن کردن.

594
00:30:50,932 --> 00:30:53,351
‫صبح که اومدم،
‫همه‌جا پر آتش‌نشان‌ها بود.

595
00:30:53,434 --> 00:30:56,062
‫اومدن داخل که مطمئن بشن
‫جایی آتیش نگرفته باشه.

596
00:30:56,145 --> 00:30:59,232
‫- چرا بهم نگفتی؟
‫- نمی‌دونم. چرا باید می‌گفتم؟

597
00:30:59,315 --> 00:31:02,318
‫به تعمیرکار زنگ زدم.
‫چارچوب رو درست کرد. همین. چه اهمیتی داره؟

598
00:31:02,402 --> 00:31:04,863
‫اگه باور نداری،
‫برو پایین و خودت ببین.

599
00:31:08,491 --> 00:31:11,327
‫این بچه‌های احمق می‌تونستن
‫کل ساختمان رو به آتیش بکشن.

600
00:31:11,411 --> 00:31:13,162
‫دیگه مطمئن نیستم کار بچه‌ها بوده.

601
00:31:14,289 --> 00:31:16,124
‫همه اینا می‌تونسته صحنه‌سازی شده باشه

602
00:31:16,207 --> 00:31:19,377
‫تا یکی بتونه بره بالا
‫و پرونده‌هات رو برداره.

603
00:31:19,460 --> 00:31:21,129
‫همون مردی که داره ما رو عذاب می‌ده.

604
00:31:21,713 --> 00:31:23,339
‫اگه اون کسی باشه که درشو شکسته،

605
00:31:23,423 --> 00:31:25,466
‫دیگه بعد از اومدن آتش‌نشان‌ها
‫هیچ راهی نبوده بفهمیم.

606
00:31:25,550 --> 00:31:27,010
‫آره، این یه احتماله.

607
00:31:27,510 --> 00:31:28,553
‫یه احتمال دیگه هم هست؟

608
00:31:29,053 --> 00:31:32,265
‫اگه کسی که سعی داشته بره بالا
‫یکی از آتش‌نشان‌ها بوده چی؟

609
00:31:34,142 --> 00:31:38,021
‫جای‌گیری‌، جای‌گیری‌.
‫باشه، یکی بیرونه، بازی در بیس اول.

610
00:31:38,104 --> 00:31:39,480
‫یالا. حواست جمع باشه، بروکس.

611
00:31:40,064 --> 00:31:43,693
‫بزن جلو، بزن جلو، بزن جلو.
‫پاس بده! توپ رو تا بیس اول برسون!

612
00:31:43,776 --> 00:31:46,571
‫آره! همین‌جوری باش! همین‌جوری!

613
00:31:49,657 --> 00:31:52,452
‫دیل، می‌تونی یه لحظه جای من بایستی؟

614
00:31:57,040 --> 00:31:58,124
‫همه‌ چی خوبه؟

615
00:31:59,125 --> 00:32:01,961
‫آره، فقط می‌خواستم بهت بگم،
‫برایس و خانواده‌اش،

616
00:32:02,795 --> 00:32:04,923
‫وقتی امشب برگردی خونه اونجا نیستن.

617
00:32:05,006 --> 00:32:06,758
‫کسی که مزاحمش بود رو پیدا کردی؟

618
00:32:07,300 --> 00:32:09,052
‫به یه شکلی، آره، پیدا کردم.

619
00:32:11,971 --> 00:32:14,057
‫وینس، چند وقته آتش‌نشان شدی؟

620
00:32:15,767 --> 00:32:18,019
‫آره، دیروز تی‌شرتت رو دیدم.

621
00:32:18,519 --> 00:32:21,022
‫شجاع‌ترین‌های فورت لادردیل.
‫لوگوش هم بود.

622
00:32:21,105 --> 00:32:23,399
‫تو بودی که اون شب ماشین رو آتیش زدی.

623
00:32:24,275 --> 00:32:27,362
‫و بعدتر همراه گروه‌تون برگشتی
‫تا آتیش رو خاموش کنید.

624
00:32:28,237 --> 00:32:30,698
‫همه اینا فقط برای این بود که
‫با ماسک از در جلو وارد شی،

625
00:32:31,366 --> 00:32:33,368
‫یادداشت اخاذی رو بذاری
‫بدون اینکه کسی ببینه.

626
00:32:33,451 --> 00:32:35,912
‫هی، دنی، دستکشت رو بیار پایین.

627
00:32:36,746 --> 00:32:40,124
‫همین حقه رو زدی تا یه ماه پیش
‫بتونی وارد دفتر برایس بشی.

628
00:32:40,208 --> 00:32:43,378
‫چندتا ترقه روشن کردی
‫که گروه‌تون فراخوانده بشه.

629
00:32:43,461 --> 00:32:46,005
‫معلومه که همون موقع
‫پرونده‌های پزشکیش رو برداشتی.

630
00:32:46,089 --> 00:32:47,340
‫دنبالش بودی؟

631
00:32:48,383 --> 00:32:51,219
‫از قبل شک داشتی
‫که برایس اون کسی نیست که می‌گه؟

632
00:32:51,302 --> 00:32:53,763
‫یه چیزی درباره برایس
‫هیچ‌وقت جور درنمی‌اومد، نه؟

633
00:32:53,846 --> 00:32:57,016
‫خب که چی؟ رفتی دنبال رازهاش؟
‫یه معدن طلای اطلاعات پیدا کردی؟

634
00:32:57,100 --> 00:33:00,478
‫ببین، چیزی که من نمی‌فهمم،
‫چیزی که برایس هم نمی‌فهمه، اینه. چرا؟

635
00:33:00,561 --> 00:33:01,562
‫چرا؟

636
00:33:02,397 --> 00:33:04,983
‫می‌گه شما با هم صمیمی نبودین،
‫فقط از طریق مربی‌گری آشنا بودین، ولی این؟

637
00:33:05,066 --> 00:33:07,318
‫این کاریه که با کسی می‌کنی که ازش متنفری.

638
00:33:07,402 --> 00:33:09,779
‫آفرین!
‫همینو می‌خواستم.

639
00:33:09,862 --> 00:33:11,447
‫خوب نگاه کن، دیدی؟

640
00:33:11,531 --> 00:33:14,117
‫بروکس یه شورت‌استاپ مادرزادیه.

641
00:33:14,200 --> 00:33:17,870
‫نه اوت‌فیلدر، شورت‌استاپ.

642
00:33:20,248 --> 00:33:23,793
‫وینس، یعنی تو همه این کارها رو کردی
‫که بروکس جای هنری رو بگیره؟

643
00:33:23,876 --> 00:33:25,878
‫- یعنی همینو می‌خوای بگی؟
‫- بد برداشت نکن، باشه؟

644
00:33:25,962 --> 00:33:27,964
‫هنری استعداد داره،
‫ولی می‌تونه هرجایی بازی کنه.

645
00:33:28,047 --> 00:33:30,258
‫شورت‌استاپ مال بروکسه.

646
00:33:32,010 --> 00:33:35,263
‫می‌دونی این روزا
‫چقدر زود بچه‌ها رو استعدادیابی می‌کنن؟

647
00:33:35,346 --> 00:33:36,973
‫حرف حرفه‌ای‌ها رو نمی‌زنم.

648
00:33:37,056 --> 00:33:41,102
‫منظورم تیم‌های مسافرتی،
‫آکادمی‌های ورزشی، حتی بعضی دانشگاه‌هاست.

649
00:33:41,185 --> 00:33:44,313
‫جاهایی که بچه رو می‌ذارن
‫تو مسیر حرفه‌ای‌ شدن.

650
00:33:45,523 --> 00:33:49,610
‫برایس حق نداره
‫این فرصت رو از پسرم بگیره.

651
00:33:51,320 --> 00:33:53,990
‫خب یعنی چی؟ رفیق سابقش رو کشتی؟

652
00:33:54,073 --> 00:33:56,659
‫آره، درسته.
‫می‌دونم تو تریاد رو نکشوندی سراغش.

653
00:33:57,285 --> 00:33:59,871
‫می‌دونم خودت کشتیش.

654
00:33:59,954 --> 00:34:01,748
‫رنگی که برای کشیدن اون علامت
‫روی دیوار خونه‌ش استفاده کردی،

655
00:34:01,831 --> 00:34:04,083
‫همون رنگیه که روی
‫گاراژ خانواده دنر استفاده شده.

656
00:34:05,251 --> 00:34:07,670
‫به خانواده دنر گفتن فرار کنن.

657
00:34:08,421 --> 00:34:12,675
‫لعنتی، آوردمشون پیش خودم
‫تا بهشون بگم اگه جای شما بودم فرار می‌کردم.

658
00:34:13,801 --> 00:34:17,388
‫ولی تو بیخ گوششون بودی
‫و می‌گفتی کمکشون می‌کنی.

659
00:34:18,181 --> 00:34:21,100
‫شاید لازم بود ببینن
‫چه اتفاقی ممکنه بیفته.

660
00:34:24,562 --> 00:34:25,688
‫عجیبه.

661
00:34:26,814 --> 00:34:30,151
‫در عجبم چرا
‫همه اینا رو به پلیس گزارش نکردی.

662
00:34:31,069 --> 00:34:34,155
‫آها، درسته. نمی‌تونی.

663
00:34:35,198 --> 00:34:37,200
‫چون می‌دونی اولین کاری که من می‌کنم،

664
00:34:37,283 --> 00:34:39,869
‫اینه که درباره هویت واقعی برایس حرف می‌زنم.

665
00:34:40,578 --> 00:34:41,579
‫بلند.

666
00:34:42,205 --> 00:34:45,958
‫اون‌قدر بلند که
‫صدای منو تو سان‌فرانسیسکو هم بشنون.

667
00:34:49,921 --> 00:34:51,964
‫دنی، بیا. از توپ نترس.

668
00:34:52,048 --> 00:34:53,549
‫گازت نمی‌گیره.

669
00:35:05,144 --> 00:35:07,605
‫نمی‌خواستم بترسونمت،
‫ولی باید یه چیزی بهت بگم.

670
00:35:07,688 --> 00:35:10,274
‫اگه اینه که داری اسباب‌کشی می‌کنی،
‫قول می‌دم دووم بیارم.

671
00:35:11,025 --> 00:35:12,276
‫نه، اون نیست.

672
00:35:18,783 --> 00:35:22,286
‫پس فکر می‌کنی این آتش‌نشان قاتل اون ماجرای

673
00:35:22,370 --> 00:35:26,999
‫سان‌رایز امروز صبحه،
‫ولی اگه ازش بازجویی کنیم،

674
00:35:27,083 --> 00:35:28,793
‫به همه خبر میده

675
00:35:28,876 --> 00:35:31,587
‫که تریاد برای سر موکلت جایزه گذاشته؟

676
00:35:31,671 --> 00:35:32,797
‫آره، درسته.

677
00:35:32,880 --> 00:35:35,049
‫این باعث می‌شه خودش
‫زنش، بچه‌هاش کشته بشن

678
00:35:35,633 --> 00:35:37,635
‫- با این حال...
‫- با این حال اون یه نفر رو کشته.

679
00:35:37,718 --> 00:35:41,180
‫کسی رو که اصلا نمی‌شناخته،
‫بی هیچ دلیلی.

680
00:35:41,264 --> 00:35:45,309
‫اگه امیدوار بودی راهی بلد باشم
‫که بندازیمش زندان و ساکت نگه‌ش داریم...

681
00:35:47,061 --> 00:35:48,437
‫اما حق با توئه.

682
00:35:48,521 --> 00:35:50,982
‫کاری که این مرد کرده
‫نباید بی‌پاسخ بمونه.

683
00:35:52,692 --> 00:35:54,902
‫یه دوستی دارم،
‫قبلاً توی برنامه حمایت از شهود بوده.

684
00:35:54,986 --> 00:35:56,821
‫شاید بدونه چطور به خانواده کمک کنیم...

685
00:35:56,904 --> 00:35:59,240
‫نه، نه، نه. لازم نیست جابه‌جا بشن.
‫مسئله همینه.

686
00:36:00,408 --> 00:36:03,369
‫انگار از تو بخوایم
‫تو و سوفیا اسباب‌کشی کنین.

687
00:36:04,245 --> 00:36:07,206
‫چیزی که اونا دارن، چیزی که تو داری...

688
00:36:08,249 --> 00:36:10,877
‫کسی نباید بتونه
‫اونو ازشون بگیره. هیچ‌کس.

689
00:36:15,339 --> 00:36:17,550
‫و با این حال، تریاد هست.

690
00:36:17,633 --> 00:36:18,634
‫آره.

691
00:36:18,718 --> 00:36:21,679
‫فکر کن برای موکل‌هات چه حسی داره،

692
00:36:21,762 --> 00:36:25,308
‫این‌که تا آخر عمرشون
‫اون آدم‌ها رو تو خواب ببینن.

693
00:36:25,391 --> 00:36:28,227
‫چطور می‌تونن کارهایی رو که می‌خوان انجام بدن،

694
00:36:28,311 --> 00:36:30,479
‫وقتی می‌دونن ممکنه
‫پشت پیچ بعدی کمین کرده باشن؟

695
00:36:33,191 --> 00:36:34,275
‫آره.

696
00:36:35,401 --> 00:36:37,278
‫چطور می‌تونی کارهایی رو که می‌خوای
‫انجام بدی؟

697
00:36:47,538 --> 00:36:48,664
‫اینجا.

698
00:36:52,376 --> 00:36:55,129
‫راستش تعجب کردم
‫که امروز صبح ازت شنیدم.

699
00:36:55,213 --> 00:36:57,632
‫فکر می‌کردم دیروز هر چی لازم بود گفتیم.

700
00:36:59,175 --> 00:37:02,345
‫خب، به نظرم اون گفت‌وگو
‫یه‌کم یک‌طرفه بود.

701
00:37:02,970 --> 00:37:06,140
‫ضمن اینکه می‌خواستم اینا رو نشونت بدم.
‫بشین.

702
00:37:11,854 --> 00:37:14,899
‫یا خدا.
‫آره، عکس‌های صحنه جرم.

703
00:37:15,691 --> 00:37:17,735
‫آدم‌های مختلف
‫در نقاط مختلف کشور،

704
00:37:17,818 --> 00:37:20,238
‫همه کشته‌شده توسط جوخه‌های اعدام تریاد.

705
00:37:23,616 --> 00:37:26,661
‫خیلی... خلاقن، نه؟

706
00:37:27,203 --> 00:37:28,246
‫این دوتا رو ببین.

707
00:37:31,707 --> 00:37:33,834
‫اینا تو زندان کشته شدن.
‫این مهمه، وینس.

708
00:37:34,335 --> 00:37:36,254
‫چون مقصد تو هم همون جاست.

709
00:37:38,297 --> 00:37:40,716
‫فکر می‌کردم دیروز
‫کاملاً منظورم رو رسوندم.

710
00:37:41,467 --> 00:37:42,468
‫اگه بازداشت بشم...

711
00:37:42,551 --> 00:37:45,513
‫به همه می‌گی برایس دنر
‫درواقع برایس واکتل بوده. می‌دونم.

712
00:37:45,513 --> 00:37:46,806
‫اما قضیه اینه،

713
00:37:46,806 --> 00:37:50,017
‫اگه این کار رو بکنی،
‫عکس تو هم میاد تو همین آلبوم.

714
00:37:51,227 --> 00:37:53,437
‫من که اون کسی نیستم
‫که فکر می‌کنن یه میلیون دلار دزدیده.

715
00:37:53,521 --> 00:37:54,689
‫اما می‌شی.

716
00:37:54,772 --> 00:37:56,565
‫اینم چیز دیگه‌ایه که می‌خواستم نشونت بدم.

717
00:37:59,277 --> 00:38:00,278
‫نگاه کن.

718
00:38:03,823 --> 00:38:05,700
‫شرکت شدوبلید دیگه چیه؟

719
00:38:05,783 --> 00:38:08,452
‫شرکتیه که تقریباً پانزده ساله مال توئه،

720
00:38:08,536 --> 00:38:10,621
‫همون شرکتی که اون یه میلیون دلار رو
‫از تریاد دزدید

721
00:38:10,705 --> 00:38:12,957
‫وقتی برایس و شریک سابقش
‫حساب‌وکتاب‌ها رو انجام می‌دادن.

722
00:38:13,040 --> 00:38:15,835
‫من حتی پامو هم
‫تو سان‌فرانسیسکو نذاشتم.

723
00:38:15,918 --> 00:38:17,586
‫چرا گذاشتی، وینس. گذاشتی.

724
00:38:18,754 --> 00:38:20,589
‫حداقل طبق این مدارک.

725
00:38:21,841 --> 00:38:22,967
‫گذاشتی.

726
00:38:24,593 --> 00:38:27,972
‫واقعاً فکر می‌کنی
‫از یه مشت مدرک قلابی می‌ترسم؟

727
00:38:28,055 --> 00:38:29,181
‫باید بترسی.

728
00:38:29,265 --> 00:38:30,433
‫چون اگه یه چیز باشه

729
00:38:30,516 --> 00:38:32,935
‫که این کابوس طولانی
‫برایس رو توش حرفه‌ای‌ کرده باشه،

730
00:38:33,019 --> 00:38:34,979
‫جعل اسناد مالیاتی و حقوقیه.

731
00:38:35,062 --> 00:38:36,105
‫فکرشو بکن.

732
00:38:36,188 --> 00:38:39,900
‫همه چیزهایی که مجبور شد بسازه
‫تا اینجا یه زندگی جدید شروع کنه، همه فرم‌ها.

733
00:38:39,984 --> 00:38:42,069
‫دوستم که کارآگاه پلیسه،

734
00:38:42,153 --> 00:38:44,739
‫می‌گه اینا از بهترین کاراییه که دیده.

735
00:38:46,073 --> 00:38:47,366
‫درواقع...

736
00:38:47,867 --> 00:38:49,827
‫همین الان اونجا نشسته.

737
00:38:53,998 --> 00:38:55,833
‫می‌بینی، تا یه دقیقه دیگه می‌ری پیشش،

738
00:38:55,916 --> 00:38:58,919
‫و اعتراف می‌کنی دیروز تو سان‌رایز
‫شریک سابق برایس رو کشتی.

739
00:38:59,003 --> 00:39:02,882
‫می‌تونی بگی به‌خاطر...
‫هر دلیلی، هرچی.

740
00:39:03,549 --> 00:39:07,345
‫هر چیزی جز حقیقت،
‫چون این مهمه، وینس.

741
00:39:08,012 --> 00:39:10,097
‫اگه یه کلمه درباره برایس بگی،

742
00:39:10,181 --> 00:39:12,892
‫یا هر اتفاقی برای اون یا خانواده‌اش بیفته،

743
00:39:12,975 --> 00:39:16,354
‫یه نسخه از این مدارک
‫می‌ره دست یه وکیل تو سان‌فرانسیسکو،

744
00:39:16,437 --> 00:39:20,066
‫وکیلی که ارتباطات جدی با تریاد داره.

745
00:39:42,922 --> 00:39:45,424
‫برگرد. زود.

746
00:39:49,929 --> 00:39:51,472
‫آره!

747
00:39:52,515 --> 00:39:53,891
‫به نظر هنری حالش خوبه.

748
00:39:53,974 --> 00:39:55,351
‫بچه‌ها مقاومن.

749
00:39:55,434 --> 00:39:57,061
‫منم که هنوز هضمش برام سخته.

750
00:39:57,144 --> 00:39:59,105
‫مربی بیس سومم یه روانیه؟

751
00:39:59,188 --> 00:40:00,815
‫ولی تمرین رو خوب می‌چرخوند.

752
00:40:00,898 --> 00:40:01,899
‫آره.

753
00:40:02,650 --> 00:40:04,985
‫- مالی چطوره؟
‫- کم‌کم بهتر می‌شه.

754
00:40:05,069 --> 00:40:07,530
‫از اینکه فهمید اون چیزها رو
‫ازش پنهان کردم خوشش نیومد،

755
00:40:07,613 --> 00:40:09,490
‫ولی خب، تا حد زیادی درکم می‌کنه.

756
00:40:10,449 --> 00:40:13,744
‫راستی همسر سابقت کجاست؟

757
00:40:13,828 --> 00:40:15,538
‫نمی‌دونم. سوال خوبیه.

758
00:40:17,081 --> 00:40:19,375
‫سلام، به همه خوش می‌گذره؟

759
00:40:19,458 --> 00:40:20,709
‫عالیه.

760
00:40:21,252 --> 00:40:24,088
‫با این حال اینجایی، دور از جمع.

761
00:40:24,171 --> 00:40:25,631
‫هوم.

762
00:40:25,714 --> 00:40:27,425
‫می‌خوای درباره پیشنهادم حرف بزنیم؟

763
00:40:27,508 --> 00:40:28,592
‫راستش آره.

764
00:40:29,385 --> 00:40:31,387
‫می‌خواستم بگم ممنون، اما نه.

765
00:40:32,054 --> 00:40:33,097
‫مطمئنی؟

766
00:40:35,224 --> 00:40:36,308
‫آه!

767
00:40:37,309 --> 00:40:38,310
‫نه.

768
00:40:39,895 --> 00:40:42,148
‫اما می‌دونی چی می‌گن که
‫آدم خانواده‌شو انتخاب نمی‌کنه.

769
00:40:43,023 --> 00:40:44,859
‫فکر نکنم بتونی از انتخابش هم برگردی.

770
00:40:46,360 --> 00:40:47,403
‫آره.