1
00:00:01,001 --> 00:00:02,544
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,795 --> 00:00:06,172
‫لیوای برنر، تازه از آپالاچی آزاد شده.

3
00:00:06,256 --> 00:00:09,134
‫خب، اگه دوباره بیاد دنبالم،
‫اینجا پیدام نمی‌کنه. من می‌رم خونه.

4
00:00:10,218 --> 00:00:13,596
‫- معلومه که دلت یه تور می‌خواد.
‫- اسمشو بذار کنجکاوی بیمارگونه.

5
00:00:14,764 --> 00:00:18,435
‫وقتی سعی کردم بابت حرفایی که تو دادگاهت
‫زدم معذرت‌خواهی کنم، نخواستی بشنوی.

6
00:00:18,518 --> 00:00:20,895
‫اگه فکر می‌کنی نمی‌دونم
‫به دستور پدرت بود...

7
00:00:20,979 --> 00:00:24,107
‫بود. ولی بازم کار اشتباهی بود. متأسفم.

8
00:00:25,316 --> 00:00:28,028
‫اون خونه‌ای که زن سابق
‫خوشگلت توش زندگی می‌کنه،

9
00:00:28,111 --> 00:00:30,196
‫با هم‌خونه خوشگلشون و اون دختر؟

10
00:00:30,280 --> 00:00:31,823
‫هیچ‌وقت حتی از چند کیلومتریشم رد نشو.

11
00:00:31,906 --> 00:00:33,033
‫من به زور وارد نشدم.

12
00:00:33,116 --> 00:00:35,827
‫- چرت نگو.
‫- دارم راستشو می‌گم.

13
00:00:37,704 --> 00:00:40,623
‫سه، دو، یک!
‫[بازگشایی دوباره زمین بازی]

14
00:00:41,875 --> 00:00:43,585
‫هورا!

15
00:00:43,668 --> 00:00:45,962
‫زمین بازی مدرسه ابتدایی
‫رزا رامیرو امروز بازگشایی شد،

16
00:00:46,046 --> 00:00:47,964
‫و برای اولین بار پذیرای دانش‌آموزان بود

17
00:00:48,048 --> 00:00:50,341
‫از وقتی که طوفان مارتین
‫شش ماه پیش این منطقه رو ویران کرد.

18
00:00:50,425 --> 00:00:53,553
‫سناتور ایالتی فلوریدا، ویکتور اوچوا
‫بازسازی این زمین بازی رو

19
00:00:53,636 --> 00:00:56,097
‫بخش مهمی از طرح جامع
‫بازیابی پس از طوفان خودش قرار داد.

20
00:00:56,181 --> 00:00:59,184
‫بازسازی ربطی به آجر یا بودجه نداره.

21
00:01:07,358 --> 00:01:08,693
‫ممنون که از ویتبیز خرید کردین.

22
00:01:16,451 --> 00:01:17,452
‫آقا؟

23
00:01:18,578 --> 00:01:19,746
‫ببخشید، آقا؟

24
00:01:20,663 --> 00:01:22,457
‫فکر کنم یادتون رفت پول اینو بدین.

25
00:01:22,540 --> 00:01:24,626
‫اوه، ببخشید رفیق. چیزی از قلم افتاده؟

26
00:01:24,709 --> 00:01:25,835
‫آره. کل سبد خرید.

27
00:01:25,919 --> 00:01:27,754
‫دوستت تو صف بخت‌آزمایی،
‫اونا رو گذاشت تو کیسه

28
00:01:27,837 --> 00:01:29,464
‫تا وقتی می‌ری بیرون به
‫نظر بیاد پولش پرداخت شده.

29
00:01:29,547 --> 00:01:31,132
‫داداش، این به تو چه ربطی داره؟

30
00:01:31,883 --> 00:01:36,054
‫اسم من آر.جی. دکره.
‫کارآگاه جلوگیری از سرقت.

31
00:01:36,137 --> 00:01:37,680
‫به نظر الکی میاد.

32
00:01:37,764 --> 00:01:40,225
‫الکی نیست. من با فروشگاه‌های
‫زنجیره‌ای ویتبیز قرارداد دارم.

33
00:01:40,308 --> 00:01:43,770
‫قاطی مشتریا می‌شم و می‌پام. مطمئن می‌شم
‫چیزی بدون پرداخت پول از اینجا بیرون نره.

34
00:01:44,354 --> 00:01:47,857
‫پس تو یه پلیس مخفی سوپرمارکتی؟

35
00:01:48,441 --> 00:01:49,818
‫بیشتر روزا، من یه کارآگاه خصوصیم.

36
00:01:50,610 --> 00:01:51,820
‫بازرس محصولات کشاورزی؟

37
00:01:51,903 --> 00:01:52,904
‫من یه...

38
00:01:53,780 --> 00:01:56,991
‫من یه کارآگاه خصو... می‌دونی چیه،
‫چطوره برگردیم داخل.

39
00:01:57,075 --> 00:01:59,410
‫بی‌سروصدا حلش می‌کنیم. بدون پلیس.

40
00:01:59,494 --> 00:02:01,371
‫آره درسته. چرا باید به پلیس زنگ بزنی؟

41
00:02:01,454 --> 00:02:04,207
‫چون پلیس یعنی گزارش و بازجویی.

42
00:02:04,290 --> 00:02:05,583
‫و یه دادگاه تو شش ماه آینده

43
00:02:05,667 --> 00:02:08,044
‫که باید کراوات بزنم و برای یه قاضی
‫مفهوم «آب‌رفتن کالاها» رو توضیح بدم.

44
00:02:08,128 --> 00:02:09,796
‫من اینو نمی‌خوام. تو هم اینو نمی‌خوای.

45
00:02:11,673 --> 00:02:14,259
‫تخم‌مرغا رو نبر. اگه تخم‌مرغا
‫رو ببری، مجبور می‌شم بیفتم دنبالت.

46
00:02:15,135 --> 00:02:16,261
‫خواهش می‌کنم.

47
00:02:16,344 --> 00:02:18,513
‫اوه، عزیزم! هنوز پول اینا رو ندادم.

48
00:02:21,516 --> 00:02:22,517
‫رفت که رفت.

49
00:02:26,563 --> 00:02:27,981
‫من پول تخم‌مرغا رو می‌دم.

50
00:02:32,861 --> 00:02:34,737
‫- یکی دیگه هم در رفت؟
‫- آره.

51
00:02:34,821 --> 00:02:37,824
‫- اخلاقیات ضعیف. ولی پاهای قوی.
‫- واقعاً همینه.

52
00:02:37,907 --> 00:02:40,910
‫حالا، همه‌چی رو بذار همین‌جا.
‫خودم می‌ذارمشون سر جاشون تو قفسه.

53
00:02:40,994 --> 00:02:42,745
‫- باشه؟
‫- باشه. ممنون، آرتورو.

54
00:02:42,829 --> 00:02:45,748
‫حالا لبخند بزن. بعدی رو گیر می‌ندازی.

55
00:03:11,608 --> 00:03:13,484
‫- بله؟
‫- شام رو فراموش کردی.

56
00:03:13,568 --> 00:03:15,153
‫شام رو فراموش کردم.

57
00:03:15,236 --> 00:03:17,113
‫۳۰ دقیقه صبر کردم.

58
00:03:19,032 --> 00:03:22,660
‫رزرو کردن اونجا راحت نبود، حتی برای من.

59
00:03:22,744 --> 00:03:24,871
‫روز شلوغی داشتم. بیا با من نوشیدنی بخور.

60
00:03:24,954 --> 00:03:27,707
‫یه نوشیدنی معذرت‌خواهی. خواهش می‌کنم.

61
00:03:30,501 --> 00:03:31,502
‫الان میارمش.

62
00:03:35,131 --> 00:03:37,091
‫- بفرما.
‫- خب، چی شد؟

63
00:03:37,175 --> 00:03:40,970
‫- هوم؟
‫- امروز تو محل کارت سرقت بزرگ آووکادو رخ داد؟

64
00:03:41,054 --> 00:03:44,724
‫نه. داشتم روی سرقت
‫خونه مل و کت کار می‌کردم.

65
00:03:44,807 --> 00:03:48,811
‫فکر کردم کار اون رفیق سابق زندانته،
‫همون که ماشین حمل پول رو سرقت کرد.

66
00:03:48,895 --> 00:03:51,731
‫خب، معلوم شد اون و شریکش،
‫عذر بی‌گناهی داشتن.

67
00:03:51,814 --> 00:03:53,775
‫اون می‌گه حتماً یکی دیگه داره میاد سراغمون.

68
00:03:53,858 --> 00:03:55,526
‫فکر کنم داره می‌ره رو اعصابم،

69
00:03:55,610 --> 00:03:56,903
‫چون یه هفته‌س درگیرشم

70
00:03:56,986 --> 00:03:59,072
‫و همه‌چی نشون می‌ده که
‫کار یه سارق معمولی بوده.

71
00:03:59,739 --> 00:04:01,699
‫برای یه «سارق معمولی»
‫خیلی به خودت زحمت می‌دی.

72
00:04:02,325 --> 00:04:05,328
‫خب، دختر مل، سوفیا، از وقتی
‫این اتفاق افتاده داره کابوس می‌بینه.

73
00:04:05,411 --> 00:04:09,040
‫برای همین فکر کردم، اگه یارو رو بگیرم،
‫خب... دوتایی‌مون راحت‌تر می‌خوابیم.

74
00:04:09,123 --> 00:04:10,250
‫هوم.

75
00:04:12,168 --> 00:04:13,670
‫این یه مظنونه؟

76
00:04:14,837 --> 00:04:15,880
‫هنوز معلوم نیست.

77
00:04:15,964 --> 00:04:19,259
‫آره، یکی از همسایه‌ها گزارش داده که
‫یه مرد مشکوک رو تو محله دیده.

78
00:04:19,342 --> 00:04:22,470
‫ولی اون از این جور آدماییه که
‫مردای مشکوک زیادی رو تو محله می‌بینه.

79
00:04:22,553 --> 00:04:24,472
‫- آره.
‫- پس، کی می‌دونه.

80
00:04:29,018 --> 00:04:30,353
‫راستی، فوق‌العاده شدی.

81
00:04:32,021 --> 00:04:33,314
‫می‌دونم.

82
00:04:37,277 --> 00:04:38,611
‫اه، این مزه یوگای داغ می‌ده.

83
00:04:39,904 --> 00:04:41,781
‫آره، به‌خاطر... به‌خاطر رازکشه.

84
00:04:41,864 --> 00:04:43,992
‫فردا از سوپرمارکت یه نوشیدنی بهتر بخر.

85
00:04:46,661 --> 00:04:47,704
‫هی. همه‌ش همین؟

86
00:04:48,788 --> 00:04:50,623
‫بذار برات اون شام رو
‫جبران کنم. خواهش می‌کنم.

87
00:04:53,001 --> 00:04:54,585
‫تو مأموریت جانبیت موفق باشی.

88
00:05:01,259 --> 00:05:04,137
‫شیفت شب هیچ‌وقت جعبه‌هاشو دور نمی‌ندازه.

89
00:05:04,220 --> 00:05:08,057
‫کی مغازه رو بست؟
‫صبر کن، بذار حدس بزنم.

90
00:05:08,141 --> 00:05:13,021
‫تری. کل شب رو سخت کار می‌کنه تا مطمئن
‫بشه هیچ‌کدوم از این کارا انجام نمی‌شه.

91
00:05:13,104 --> 00:05:14,188
‫هوم.

92
00:05:29,787 --> 00:05:32,206
‫- چی بود؟
‫- صدای جعبه نبود.

93
00:05:32,957 --> 00:05:36,210
‫اه...

94
00:05:50,308 --> 00:05:51,309
‫سلام.

95
00:05:51,392 --> 00:05:52,643
‫می‌دونم امروز قرار نبود کار کنی.

96
00:05:52,727 --> 00:05:53,895
‫- اشکالی نداره.
‫- ممنون که اومدی.

97
00:05:53,978 --> 00:05:55,355
‫آره. چی شده؟

98
00:05:55,438 --> 00:05:57,690
‫دستبرد. سرقت سریع نبوده...

99
00:05:57,774 --> 00:06:00,360
‫- اوهوم.
‫- یه عملیات هماهنگ و حسابی بوده.

100
00:06:00,443 --> 00:06:02,236
‫ورود و خروج تروتمیز.

101
00:06:02,320 --> 00:06:04,822
‫نزدیک به ده هزار دلار
‫از موجودی انبار رو زدن و بردن.

102
00:06:04,906 --> 00:06:07,241
‫باشه. برای یه سرقت خیلی پلیس اینجا ریخته.

103
00:06:07,325 --> 00:06:10,828
‫خب، تیمی که این کار رو کرده،
‫فقط بهمون دستبرد نزده.

104
00:06:10,912 --> 00:06:13,122
‫یکی از کارکنانمون رو کشتن.

105
00:06:13,206 --> 00:06:15,792
‫- چی؟
‫- آرتورو کورئا.

106
00:06:15,875 --> 00:06:19,337
‫آرتورو؟ همون پیرمرد مهربونی
‫که جلو کار می‌کنه؟ اونو کشتن؟

107
00:06:19,420 --> 00:06:22,006
‫۸۵ سالش بود. دهه‌ها
‫بود که با ما کار می‌کرد.

108
00:06:22,090 --> 00:06:24,425
‫و اینو گوش کن، فقط سه
‫هفته تا بازنشستگیش مونده بود.

109
00:06:24,509 --> 00:06:26,302
‫آره، من گیج شدم.
‫چرا شب داشت کار می‌کرد؟

110
00:06:26,386 --> 00:06:28,262
‫وقتی فروشگاه بازه
‫نمی‌تونی زمین رو برق بندازی.

111
00:06:28,346 --> 00:06:31,974
‫مجرم‌ها به یه صندلی اداری بستنش،
‫کشتنش،

112
00:06:32,058 --> 00:06:33,393
‫بعد جسدشو انداختن تو دستگاه پرس.

113
00:06:33,476 --> 00:06:36,521
‫دستگاه پرس؟
‫همون چیزی که جعبه‌ها رو مچاله می‌کنه؟

114
00:06:37,188 --> 00:06:39,774
‫سارا، متصدی انبار، جسد رو پیدا کرد.

115
00:06:39,857 --> 00:06:42,610
‫وقتی دستگاه رو روشن کرده بود، ترسیده بود
‫که نکنه خودش اونو کشته باشه.

116
00:06:42,693 --> 00:06:44,529
‫ولی من بهش گفتم دمای کبد نشون می‌ده

117
00:06:44,612 --> 00:06:46,989
‫که حداقل چهار ساعت قبلش
‫مرده بوده.

118
00:06:49,450 --> 00:06:50,451
‫تو اینا رو از کجا می‌دونی؟

119
00:06:51,327 --> 00:06:53,121
‫شنیدم چند تا از بچه‌های بررسی
‫صحنه جرم داشتن حرف می‌زدن.

120
00:06:53,204 --> 00:06:55,206
‫- باشه.
‫- در ضمن، من سریال «بونز» رو می‌بینم.

121
00:06:55,915 --> 00:06:56,958
‫البته.

122
00:06:58,376 --> 00:07:01,254
‫رد طناب رو گردن آرتورو بود.

123
00:07:01,337 --> 00:07:04,674
‫شواهد قوی مبنی بر خفگی
‫به عنوان علت مرگ بوده.

124
00:07:04,757 --> 00:07:09,429
‫پزشکی قانونی هنوز باید تأیید کنه،
‫اما کبودی بعد از مرگ اتفاق نمی‌افته.

125
00:07:09,512 --> 00:07:12,056
‫- آقا، از نوار فاصله بگیرید.
‫- باشه، البته.

126
00:07:12,140 --> 00:07:13,891
‫- دیگه بهتون اخطار نمی‌دم.
‫- تقصیر من بود.

127
00:07:15,560 --> 00:07:19,021
‫گوین. فقط برای اینکه روشن بشه،
‫ساختار دستمزد من وقتی کار

128
00:07:19,105 --> 00:07:21,983
‫از جلوگیری از سرقت به قتل تغییر می‌کنه،
‫عوض می‌شه.

129
00:07:23,234 --> 00:07:24,235
‫اوه.

130
00:07:24,318 --> 00:07:28,364
‫تو اینجا نیستی که معمای قتل رو حل کنی.
‫اینجایی تا جنسای دزدیده‌شده‌مو پیدا کنی.

131
00:07:29,866 --> 00:07:30,867
‫اوه.

132
00:07:32,076 --> 00:07:36,330
‫باشه. پس... ببین ساعت
‫۱۱:۵۶ چه اتفاقی می‌افته.

133
00:07:37,415 --> 00:07:38,416
‫هوم.

134
00:07:38,499 --> 00:07:42,253
‫من دارم به دستگاه پالس الکترومغناطیسی
‫فکر می‌کنم. مثل تو فیلم یازده یار اوشن.

135
00:07:42,336 --> 00:07:45,798
‫دستگاه پالس الکترومغناطیسی؟
‫برای سرقت از یه سوپرمارکت؟

136
00:07:45,882 --> 00:07:47,216
‫خب، دنی اوشن چی دزدید؟

137
00:07:47,300 --> 00:07:48,676
‫چند صد میلیون دلار؟

138
00:07:48,759 --> 00:07:50,845
‫سرقت از خرده‌فروشی
‫یه صنعت صد میلیارد دلاریه.

139
00:07:50,928 --> 00:07:54,348
‫باشه. خب بیایم یه لحظه فرض کنیم
‫این کار دنی اوشن نبوده.

140
00:07:54,432 --> 00:07:56,559
‫دوربینا رو فقط می‌شه از داخل خاموش کرد.

141
00:07:56,642 --> 00:07:57,810
‫تصاویر اتاق پشتی رو بیار.

142
00:08:01,689 --> 00:08:03,274
‫- در مورد این حرف زده بودیم.
‫- می‌دونم.

143
00:08:03,357 --> 00:08:05,485
‫دوربینای اتاق پشتی. همون روز
‫اول درباره‌ش حرف زدیم. ما...

144
00:08:05,568 --> 00:08:08,654
‫می‌دونم، می‌دونم، می‌دونم، ولی منتظر بودم
‫شرکت با درخواست موافقت کنه،

145
00:08:08,738 --> 00:08:09,780
‫و این زمان می‌بره.

146
00:08:10,865 --> 00:08:12,450
‫خیلی خب، در مورد آرتورو چی؟

147
00:08:12,533 --> 00:08:14,243
‫شاید اونایی که این کار رو کردن،
‫مجبورش کردن،

148
00:08:14,327 --> 00:08:15,953
‫و اون دوربینا رو خاموش کرده؟

149
00:08:16,037 --> 00:08:17,538
‫اولین چیزی بود که من و پلیسا چک کردیم.

150
00:08:19,540 --> 00:08:20,541
‫آره، متوجه شدم.

151
00:08:20,625 --> 00:08:24,378
‫خیلی خب، همه تصاویرا رو بیار،
‫تصاویر طبقه فروش، همه‌شونو.

152
00:08:24,462 --> 00:08:25,713
‫بیارشون.

153
00:08:27,757 --> 00:08:29,383
‫- اجازه می‌دی؟
‫- آره، آره، آره.

154
00:08:37,683 --> 00:08:40,353
‫اونجا. حواست به قفسه پایینی
‫تو سمت چپ باشه.

155
00:08:43,189 --> 00:08:45,274
‫گفتی پلیس هیچ اثری
‫از ورود به زور پیدا نکرده.

156
00:08:45,358 --> 00:08:48,236
‫چون کسی از بیرون وارد نشده.
‫بلکه از داخل زدن بیرون.

157
00:08:58,496 --> 00:09:02,583
‫باشه، پس اون تا زمان تعطیلی رو
‫قفسه قایم می‌شه، دوربینا رو قطع می‌کنه،

158
00:09:02,667 --> 00:09:04,418
‫بعد به تیمش علامت می‌ده که بیان تو.

159
00:09:04,502 --> 00:09:08,714
‫ولی به مشکل می‌خورن. اونا تنها نبودن.
‫و آرتورو سر می‌رسه.

160
00:09:08,798 --> 00:09:10,758
‫آره، این نسخه تروتمیز ماجراست.

161
00:09:10,841 --> 00:09:12,468
‫من اتاق برق رو چک کردم.

162
00:09:12,552 --> 00:09:15,054
‫همه‌جا پر از پنل، قطع‌کننده، و برد مداره.

163
00:09:15,137 --> 00:09:17,348
‫این یارو نمی‌تونسته کلید قطع برق رو
‫اتفاقی پیدا کرده باشه.

164
00:09:17,431 --> 00:09:18,641
‫فکر می‌کنی کار خودی بوده؟

165
00:09:18,724 --> 00:09:20,977
‫در واقع، مطمئنم که بوده. اینو ببین.

166
00:09:24,313 --> 00:09:26,816
‫اگه نمی‌دونستم دیشب یه نفر مرده،
‫اینو پست می‌کردم.

167
00:09:26,899 --> 00:09:29,652
‫آره، ولی ببین.
‫همون زمان، تو یه قسمت دیگه فروشگاه.

168
00:09:29,735 --> 00:09:32,446
‫دیدی؟ آرتورو صدای قوطی‌ها رو می‌شنوه،
‫ولی به کارش ادامه می‌ده.

169
00:09:32,530 --> 00:09:34,323
‫قیافه‌شو ببین.
‫همون نگاهیه که تو به من می‌کنی

170
00:09:34,407 --> 00:09:36,200
‫وقتی ترموستات رو در حد
‫فقط یه درجه دستکاری می‌کنم.

171
00:09:36,284 --> 00:09:37,577
‫- اعصاب‌خوردی.
‫- آره.

172
00:09:38,494 --> 00:09:40,538
‫فکر می‌کنی مقتول ما آدم نفوذی بوده؟

173
00:09:40,621 --> 00:09:42,331
‫با کسی که استخدامم کرده حرف زدم.

174
00:09:42,415 --> 00:09:44,834
‫آرتورو چند هفته با بازنشستگی فاصله داشت.
‫ولی بیشتر تحقیق کردم،

175
00:09:44,917 --> 00:09:45,918
‫داشتن مینداختنش بیرون.

176
00:09:46,961 --> 00:09:51,173
‫آرتورو تصمیم گرفت تلافیش رو سر فروشگاه
‫دربیاره، و بعد شریکش علیه اون شد.

177
00:09:51,257 --> 00:09:53,884
‫فروشگاه ساعت ۱۰ می‌بنده. ۹:۵۰.

178
00:09:54,594 --> 00:09:56,429
‫- هوم.
‫- و بعد...

179
00:09:58,514 --> 00:09:59,974
‫این برنامه‌ریزی‌شده بود. هماهنگ بود.

180
00:10:00,057 --> 00:10:02,143
‫اگه آرتورو درگیر بوده،
‫باید با خونواده‌ش حرف بزنیم.

181
00:10:02,226 --> 00:10:03,728
‫ببینیم اخیراً با کی می‌گشته.

182
00:10:08,733 --> 00:10:11,736
‫سوپرمارکت فکر می‌کنه
‫تو رفتی دنبال خواروبارهاشون،

183
00:10:11,819 --> 00:10:16,282
‫ولی حقیقت اینه که داری از این قضیه استفاده
‫می‌کنی تا خودتو بچسبونی به یه پرونده قتل.

184
00:10:16,365 --> 00:10:18,784
‫می‌دونی چیه؟ من آرتورو رو
‫می‌شناختم، خب؟ ازش خوشم می‌اومد.

185
00:10:18,868 --> 00:10:21,287
‫همیشه سخت کار می‌کرد،
‫همیشه لبخند می‌زد.

186
00:10:21,370 --> 00:10:23,831
‫در ضمن، خواروبارها رو پیدا کنیم،
‫قاتل هم پیدا می‌شه.

187
00:10:24,624 --> 00:10:25,666
‫بزن بریم.

188
00:10:26,792 --> 00:10:31,172
‫ببخشید، ما دنبال
‫دختر آرتورو، ماریا می‌گردیم.

189
00:10:35,301 --> 00:10:36,302
‫چی داری می‌گی؟

190
00:10:36,636 --> 00:10:37,637
‫من انگلیسی صحبت نمی‌کنم.

191
00:10:39,096 --> 00:10:40,047
‫ببخشید، آقا.

192
00:10:40,097 --> 00:10:42,475
‫ما دنبال دختر آرتورو، ماریا می‌گردیم.

193
00:10:42,516 --> 00:10:43,476
‫می‌دونین کجاست؟

194
00:10:43,517 --> 00:10:45,478
‫اسپانیایی هم بلد نیستم.

195
00:10:46,771 --> 00:10:49,065
‫بالتازار، اذیت نکن.

196
00:10:49,690 --> 00:10:52,526
‫به بالتازار توجه نکنین.
‫اون یه پیرمرد تلخ‌مزاجه.

197
00:10:52,610 --> 00:10:53,778
‫از رو مخ بودن لذت می‌بره.

198
00:10:53,861 --> 00:10:55,154
‫ما دنبال ماریا می‌گردیم.

199
00:10:55,237 --> 00:10:57,031
‫داخل خونه‌س. تو آشپزخونه.

200
00:10:57,114 --> 00:10:58,407
‫- ممنون.
‫- ممنون.

201
00:11:01,285 --> 00:11:03,871
‫امیدوارم از حرفم ناراحت نشی،
‫ولی زیاد غافلگیر به نظر نمی‌رسی

202
00:11:03,954 --> 00:11:06,499
‫که پدرت ممکنه تو یه سرقت دست داشته باشه.

203
00:11:06,582 --> 00:11:08,876
‫نیستم. نه خیلی.

204
00:11:08,959 --> 00:11:11,003
‫فقط فکر می‌کردم این بخش از زندگیش
‫مربوط به گذشته‌س.

205
00:11:11,087 --> 00:11:12,505
‫پدرت سابقه کیفری داشته؟

206
00:11:12,588 --> 00:11:14,090
‫نه، نه اون‌طور که فکر می‌کنی.

207
00:11:14,173 --> 00:11:16,509
‫اون یه مخالف فیدل کاسترو تو کوبا بود.

208
00:11:17,510 --> 00:11:18,636
‫آدم خشنی نبود.

209
00:11:18,719 --> 00:11:22,056
‫اهل آتش‌افروزی یا... یا بمب‌گذاری نبود.

210
00:11:22,139 --> 00:11:25,142
‫کارش سرقت و خرابکاری بود.

211
00:11:25,226 --> 00:11:27,269
‫اینکه مثل خاری تو چشم فیدل کاسترو باشه.

212
00:11:27,353 --> 00:11:31,232
‫یه بار یه کامیون دولتی
‫پر از تلویزیون و رادیو رو دزدید

213
00:11:31,315 --> 00:11:33,734
‫که از خونواده‌هایی که بهشون برچسب
‫گوسانو می‌زدن، مصادره شده بود.

214
00:11:33,943 --> 00:11:35,277
‫اوه، «گوسانو»؟ این چیه؟

215
00:11:35,361 --> 00:11:38,280
‫کرم. این اسمی بود که کاسترو روی
‫هرکسی که باهاش مخالفت می‌کرد می‌ذاشت.

216
00:11:39,490 --> 00:11:41,534
‫و چی... وسایل الکترونیکی رو می‌فروخت؟

217
00:11:41,617 --> 00:11:43,452
‫اونا رو پس می‌داد به همون خونواده‌ها.

218
00:11:43,536 --> 00:11:48,374
‫همه شیطنت‌هاش به خاطر کوبا و مردمش بود.

219
00:11:49,125 --> 00:11:52,586
‫ولی تو سال ۱۹۷۴، حس کرد
‫که حلقه محاصره داره تنگ‌تر می‌شه

220
00:11:52,670 --> 00:11:55,381
‫و نگران بود که سر به نیست بشه.

221
00:11:56,716 --> 00:11:57,883
‫برای همین اومد اینجا.

222
00:11:58,843 --> 00:12:03,556
‫ولی همیشه رویای برگشتن داشت،
‫البته نه تا وقتی که کوبا دوباره آزاد بشه.

223
00:12:03,639 --> 00:12:06,767
‫با ایده بازنشستگی از
‫سوپرمارکت چطور کنار اومد؟

224
00:12:06,851 --> 00:12:10,229
‫ازش متنفر بود. تبعیدیا
‫معنی کند شدن رو نمی‌فهمن.

225
00:12:10,312 --> 00:12:13,023
‫ما فکر می‌کنیم این کلافگی باعث شد
‫با آدمای اشتباهی دم‌خور بشه.

226
00:12:14,024 --> 00:12:15,901
‫کشتنش تا سهمش از سود رو بالا بکشن.

227
00:12:16,777 --> 00:12:17,862
‫ام...

228
00:12:21,031 --> 00:12:22,825
‫می‌دونی این آدما ممکنه کی باشن؟

229
00:12:25,035 --> 00:12:28,164
‫اون قدبلنده رو نه،
‫ولی اون قدکوتاهه که می‌لنگه،

230
00:12:28,247 --> 00:12:31,000
‫اون قدیمی‌ترین دوست پدرمه، بالتازار.

231
00:12:32,668 --> 00:12:33,836
‫گفتی «بالتازار»؟

232
00:12:48,976 --> 00:12:52,146
‫اون پاشنه‌ها باعث می‌شن با کله
‫بخوری زمین، اینجا سالن مد نیست.

233
00:12:52,229 --> 00:12:54,273
‫داشتم از این طرفا رد می‌شدم.

234
00:12:55,357 --> 00:12:56,609
‫دلیل واقعیت برای اومدن چیه؟

235
00:12:59,278 --> 00:13:00,404
‫اومدم تا درباره این حرف بزنم.

236
00:13:18,756 --> 00:13:20,007
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

237
00:13:20,090 --> 00:13:21,300
‫تونی کروز؟

238
00:13:21,383 --> 00:13:24,762
‫من کارآگاه آبریو هستم. ایشون آقای دکره.
‫ما دنبال پدرت، آقای بالتازار، می‌گردیم.

239
00:13:24,845 --> 00:13:25,930
‫خونه‌س؟

240
00:13:26,013 --> 00:13:30,059
‫آره، اه... یه لحظه. می‌رم صداش کنم.

241
00:13:30,893 --> 00:13:31,894
‫بابا.

242
00:13:33,521 --> 00:13:35,648
‫بابا! داری چه‌کار می‌کنی؟ بابا!

243
00:13:35,689 --> 00:13:37,107
‫اه، آقای کروز. همه‌چی مرتبه؟

244
00:13:37,191 --> 00:13:39,777
‫نمی‌دونم. بابام همین الان
‫از پنجره پشتی پرید بیرون.

245
00:13:39,860 --> 00:13:40,861
‫اوه...

246
00:13:45,115 --> 00:13:46,116
‫ای، ای، ای!

247
00:13:48,369 --> 00:13:50,287
‫- برو! برو، برو، برو، برو، برو.
‫- باشه، باشه، باشه.

248
00:14:00,506 --> 00:14:02,049
‫شهروند سالمند داره میاد!

249
00:14:02,132 --> 00:14:04,134
‫حق تقدم با منه.

250
00:14:05,636 --> 00:14:07,930
‫بالتازار. ما فقط می‌خوایم
‫چند تا سؤال ازت بپرسیم.

251
00:14:08,013 --> 00:14:09,932
‫- هه!
‫- پیاده‌رو صد متر دیگه تموم می‌شه.

252
00:14:10,015 --> 00:14:11,684
‫واقعاً می‌خوای اینو بکشونی تو خیابون؟

253
00:14:11,767 --> 00:14:13,978
‫چون باید بگم،
‫شانسی برای خودت نمی‌بینم.

254
00:14:16,605 --> 00:14:19,316
‫تنها چیزی که می‌خوایم بدونیم اینه که دیشب

255
00:14:19,400 --> 00:14:21,527
‫بین ساعت ۱۰ تا ۱ شب کجا بودی. همین.

256
00:14:21,610 --> 00:14:22,903
‫بذار ببینم.

257
00:14:23,863 --> 00:14:26,782
‫آه، بله. پیش خانواده‌ت.

258
00:14:26,866 --> 00:14:29,368
‫خانواده‌ت دیشب پشت یه عالمه
‫دستمال کاغذی تو قفسه قایم شده بودن؟

259
00:14:29,451 --> 00:14:32,037
‫چون می‌دونیم که تو اونجا بودی، آقای کروز.
‫ما ویدیو داریم.

260
00:14:33,664 --> 00:14:34,707
‫دیپ‌فیکه.

261
00:14:34,790 --> 00:14:35,958
‫پس چرا ازمون فرار کردی؟

262
00:14:36,667 --> 00:14:38,502
‫لابد به فاشیستا آلرژی دارم.

263
00:14:38,586 --> 00:14:41,422
‫بامزه بود. منم به آدمایی آلرژی دارم
‫که دوستای قدیمی‌شونو می‌کشن

264
00:14:41,505 --> 00:14:43,382
‫تا سهم اونا رو از یه سرقت بالا بکشن.

265
00:14:44,925 --> 00:14:49,972
‫باشه. من به آرتورو کمک کردم که از
‫فروشگاه دزدی کنه، ولی اونو نکشتم.

266
00:14:50,055 --> 00:14:51,307
‫باشه. پس کی کشت؟

267
00:14:53,559 --> 00:14:54,560
‫ال خه‌دوس.

268
00:14:54,685 --> 00:14:55,427
‫جدی باش!

269
00:14:55,477 --> 00:14:56,228
‫این حقیقت داره!

270
00:14:56,270 --> 00:14:57,855
‫«ال خه‌دوس»؟ این دیگه
‫چیه؟ یه دسته خلافکاریه؟

271
00:14:57,938 --> 00:15:00,566
‫یه جورایی. جی‌دو، سازمان اطلاعات کوبا.

272
00:15:00,649 --> 00:15:02,735
‫نسخه سازمان سیای اوناست.

273
00:15:02,818 --> 00:15:04,153
‫منظورت اینه جاسوسن؟

274
00:15:04,236 --> 00:15:09,199
‫آرتورو به قتل نرسید. آرتورو ترور شد.

275
00:15:18,500 --> 00:15:21,378
‫همه‌مون همین بودیم. یه تیم سه نفره بود.

276
00:15:22,254 --> 00:15:23,756
‫آرتورو همه‌چیو برنامه‌ریزی کرد.

277
00:15:23,839 --> 00:15:28,928
‫من قایم می‌شم، صبر می‌کنم فروشگاه ببنده،
‫برمی‌گردم، برق رو قطع می‌کنم.

278
00:15:29,011 --> 00:15:32,139
‫کامیون رو بار می‌زنیم. آرتورو
‫رو دست‌وپابسته ول می‌کنیم.

279
00:15:32,222 --> 00:15:34,183
‫صبر می‌کنیم تا شیفت صبح پیداش کنه،

280
00:15:34,266 --> 00:15:35,601
‫و طوری نشون می‌دیم که
‫انگار اون یه قربانی بی‌گناهه.

281
00:15:36,518 --> 00:15:39,563
‫حق با تو بود که آرتورو
‫نمی‌خواست بازنشسته بشه.

282
00:15:39,647 --> 00:15:43,776
‫ولی فروشگاه بهش گفت:
‫«اوه، تو پیری. بی‌مصرفی.»

283
00:15:43,859 --> 00:15:48,781
‫دولت کوبا هم دقیقاً همین‌طوری
‫برات تصمیم می‌گیره. نه.

284
00:15:49,782 --> 00:15:51,116
‫منظورت همون موقعیه که مخالف بودید؟

285
00:15:51,200 --> 00:15:56,372
‫فعال سیاسی. فیدل قول آزادی و عدالت داد.

286
00:15:56,455 --> 00:16:00,167
‫در عوض چیزی که گیرمون
‫اومد ترس و بدبختی بود.

287
00:16:00,250 --> 00:16:05,506
‫آدمایی که پول داشتن، رفتن.
‫من و آرتورو موندیم.

288
00:16:05,589 --> 00:16:07,174
‫بالاخره یکی باید می‌جنگید.

289
00:16:07,257 --> 00:16:08,550
‫یه بار...

290
00:16:09,885 --> 00:16:13,931
‫یه بار، حتی به بانک ملی دستبرد زدیم.

291
00:16:14,890 --> 00:16:16,058
‫از بانک دزدی کردین؟

292
00:16:16,141 --> 00:16:19,061
‫فقط برای اینکه چیزی که از قبل
‫متعلق به مردم بود رو پس بگیریم.

293
00:16:19,144 --> 00:16:20,521
‫پور لا پاتریا.

294
00:16:20,604 --> 00:16:22,022
‫«برای وطن.»

295
00:16:22,106 --> 00:16:26,610
‫شبه‌نظامیا ازمون بازجویی کردن. کتکمون زدن.
‫این لنگیدن مسخره رو برام یادگار گذاشتن.

296
00:16:27,194 --> 00:16:28,612
‫نتونستن چیزی رو ثابت کنن.

297
00:16:30,239 --> 00:16:35,703
‫ولی می‌دونستیم که بالاخره دیگه مهم نیست
‫اونا چی می‌تونستن ثابت کنن.

298
00:16:35,786 --> 00:16:39,289
‫اوهوم. پس فرار کردین. اومدین اینجا.
‫اینجا تو آمریکا از نو شروع کردین.

299
00:16:39,373 --> 00:16:42,459
‫حتی اینجا هم مقاومت کردیم.
‫به بقیه کمک کردیم فرار کنن.

300
00:16:42,543 --> 00:16:45,671
‫با قایق کوبیدیم به بقیه قایقا
‫تا قایق‌سوارا رو نجات بدیم.

301
00:16:45,754 --> 00:16:48,674
‫ولی حالا، دیگه پیر شدیم.

302
00:16:49,675 --> 00:16:51,427
‫مبارزه فرق کرده.

303
00:16:51,510 --> 00:16:54,596
‫با بقیه تبعیدیا کار می‌کنیم
‫تا کمک‌های مالی بفرستیم.

304
00:16:54,680 --> 00:16:57,516
‫در مورد اون کمک‌های مالی تو فروشگاه که
‫به خودتون کردین چی؟

305
00:16:57,599 --> 00:16:58,934
‫تو اون کارو کردی. اونا کجان؟

306
00:16:59,518 --> 00:17:01,729
‫روی یه کشتی کروز تو
‫دریای کارائیب به سمت هاوانا.

307
00:17:03,439 --> 00:17:04,606
‫آرتورو مثل...

308
00:17:05,858 --> 00:17:07,317
‫مثل خونواده‌م بود.

309
00:17:10,195 --> 00:17:12,489
‫۵۰ سال سرش داد زدم،

310
00:17:13,657 --> 00:17:15,159
‫ولی بکشمش؟

311
00:17:16,618 --> 00:17:17,619
‫نه.

312
00:17:18,245 --> 00:17:21,540
‫هیچ‌وقت. اون برادرم بود.

313
00:17:22,082 --> 00:17:23,834
‫کار رژیم بود.

314
00:17:24,460 --> 00:17:26,754
‫بالاخره دارن میان سراغمون.

315
00:17:27,504 --> 00:17:29,798
‫اسم نفر سوم تیمتونو بهمون بده.

316
00:17:29,882 --> 00:17:32,509
‫همونی که کمکت کرد
‫پشت دستمال کاغذیا قایم بشی.

317
00:17:32,593 --> 00:17:37,222
‫فکر می‌کنین من یه پیرمرد دیوونه‌م؟
‫فکر می‌کنین اون آرتورو رو کشت؟

318
00:17:37,306 --> 00:17:40,017
‫شاید فقط می‌خوایم مطمئن شیم
‫که سازمان جی‌دو بعدش سراغ اون نره.

319
00:17:40,100 --> 00:17:42,978
‫نفر سوم؟

320
00:17:43,562 --> 00:17:47,024
‫من و اون با هم رفتیم.
‫اون هیچ‌وقت به آرتورو صدمه نمی‌زد.

321
00:17:47,900 --> 00:17:52,029
‫قاتل، لابد فقط چند دقیقه
‫باهامون فاصله داشته.

322
00:17:52,112 --> 00:17:56,700
‫برای ما دیر رسید، ولی برای آرتورو نه.

323
00:17:59,995 --> 00:18:04,583
‫دخترم، من باید یه نامه برای فیدل بفرستم.
‫همین الان.

324
00:18:04,666 --> 00:18:05,751
‫چشم.

325
00:18:09,588 --> 00:18:11,590
‫- برو، برو، برو.
‫- خیلی ممنون.

326
00:18:14,009 --> 00:18:15,094
‫یه نامه برای فیدل؟

327
00:18:15,177 --> 00:18:18,055
‫یه اصطلاح قدیمی کوباییه.
‫معنیش اینه که باید بره دستشویی.

328
00:18:18,555 --> 00:18:20,265
‫- هوم؟
‫- اوهوم.

329
00:18:20,349 --> 00:18:21,433
‫- اوه.
‫- اوهوم.

330
00:18:26,855 --> 00:18:28,315
‫خب، من فکر نمی‌کنم اون آرتورو رو کشته باشه.

331
00:18:28,398 --> 00:18:31,151
‫ولی این قضیه جاسوس و قاتل و اینا چی،
‫تو باورش می‌کنی؟

332
00:18:31,235 --> 00:18:35,197
‫- یعنی، من باور می‌کنم که اون باورش داره.
‫- آره.

333
00:18:35,280 --> 00:18:37,366
‫مادربزرگم همیشه راجع
‫به انقلاب حرف می‌زد.

334
00:18:37,449 --> 00:18:39,868
‫وقتی کاسترو قدرت رو گرفت،
‫همسایه‌ها به هم پشت کردن،

335
00:18:39,952 --> 00:18:42,830
‫یه اتهام، یه کلمه، گوسانو.

336
00:18:42,913 --> 00:18:45,582
‫شبه‌نظامیای مسلح تو رو
‫از خونه‌ت می‌کشیدن بیرون.

337
00:18:45,666 --> 00:18:48,460
‫اعدام‌ها، فقط در ملأ عام نبودن،
‫از تلویزیون هم پخش می‌شدن.

338
00:18:48,544 --> 00:18:51,880
‫فکر می‌کنم یه جاسوس آرتورو رو
‫به خاطر شیر خشک کشته؟ نه.

339
00:18:51,964 --> 00:18:54,299
‫من هنوز روی همون مرد سوم مشکوکم.

340
00:18:54,383 --> 00:18:56,301
‫آره، بالتازار گفت با هم رفتن.

341
00:18:56,385 --> 00:18:57,511
‫آره، اون می‌تونسته دور بزنه برگرده،

342
00:18:57,594 --> 00:18:59,096
‫و وقتی آرتورو هنوز
‫دست‌وپاش بسته بوده خفه‌ش کنه.

343
00:19:00,472 --> 00:19:02,558
‫چقدر احتمال داره اسمشو از
‫زیر زبون بالتازار بکشیم بیرون؟

344
00:19:04,059 --> 00:19:06,395
‫به جرم سرقت متهمش می‌کنم،
‫با تهدید زندان بهش فشار میارم.

345
00:19:06,478 --> 00:19:10,691
‫ولی اگه واقعاً در برابر شکنجه‌های رژیم
‫مقاومت کرده باشه، احتمالش احتمالاً صفره.

346
00:19:14,283 --> 00:19:24,283
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

347
00:19:27,875 --> 00:19:30,502
‫آژانس کارآگاهی دکر. بله؟

348
00:19:30,586 --> 00:19:31,712
‫- آقای دکر.
‫- بله؟

349
00:19:31,795 --> 00:19:33,255
‫ببخشید این‌قدر زود زنگ زدم.

350
00:19:33,338 --> 00:19:36,175
‫اسم من ایزابله.
‫من از دوستای آرتورو هستم.

351
00:19:36,258 --> 00:19:38,719
‫- ما دیروز تو خونه‌ش همو دیدیم.
‫- آره، آره، آره، آره، آره.

352
00:19:38,802 --> 00:19:41,138
‫سلام. اه، تو حیاط جلویی. یادم اومد.
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

353
00:19:41,221 --> 00:19:44,183
‫دخترش بهم گفت دارید درباره
‫اتفاقی که افتاده تحقیق می‌کنید.

354
00:19:44,266 --> 00:19:48,896
‫اون شمارتونو بهم داد.
‫من... ممکنه یه اطلاعاتی براتون داشته باشم.

355
00:19:54,193 --> 00:19:55,194
‫هوم...

356
00:19:55,694 --> 00:19:59,656
‫من معمولاً تا هایالیا می‌رم فقط برای
‫یه «کافه کن لچه» به این بی‌نقصی.

357
00:19:59,740 --> 00:20:04,786
‫صاحب یه دکه تو خیابون هشتم
‫شاید یه شب که زیادی الکل خورده بود

358
00:20:04,870 --> 00:20:07,331
‫دستور پخت خانوادگیش از دهنش پریده.

359
00:20:10,250 --> 00:20:12,085
‫خب، پشت تلفن می‌گفتی

360
00:20:12,169 --> 00:20:14,755
‫که تو... تو ممکنه یه چیزی درباره
‫اتفاقی که برای آرتورو افتاده بدونی؟

361
00:20:15,380 --> 00:20:18,717
‫من بعضی وقتا تو یه گروه حمایت از تبعیدیا
‫کمک می‌کنم.

362
00:20:18,800 --> 00:20:22,095
‫همون گروهی که بالتازار و آرتورو عضوش هستن؟

363
00:20:22,763 --> 00:20:25,849
‫آخرین باری که همو دیدیم،
‫نمی‌خواستم فالگوش وایسم،

364
00:20:25,933 --> 00:20:28,518
‫ولی بعضی وقتا پیرمردا بلندتر از اونی
‫که خودشون متوجه می‌شن حرف می‌زنن.

365
00:20:29,770 --> 00:20:33,357
‫چند هفته پیش، شنیدم که داشتن
‫راجع به «اون تراباهیتو» حرف می‌زدن.

366
00:20:33,440 --> 00:20:34,650
‫یه... یه کار کوچولو؟

367
00:20:35,442 --> 00:20:37,653
‫- شما اسپانیایی بلدی؟
‫- خیلی کم.

368
00:20:38,528 --> 00:20:40,697
‫فکر می‌کنی اونا داشتن
‫درباره سرقت از ویتبیز حرف می‌زدن؟

369
00:20:41,990 --> 00:20:43,992
‫اون موقع، نمی‌دونستم منظورشون چیه.

370
00:20:44,076 --> 00:20:45,827
‫- هوم.
‫- ولی الان می‌دونم.

371
00:20:47,079 --> 00:20:52,459
‫شنیدم که می‌گفتن می‌خوان
‫دنی، نوه آرتورو رو هم بیارن تا کمک کنه.

372
00:20:52,542 --> 00:20:54,169
‫اون پسر شر تو وجودشه،

373
00:20:54,253 --> 00:20:57,839
‫مشکلات مجرمانه، دوستای خلافکار.

374
00:20:57,923 --> 00:20:59,675
‫به جرم دزدی دستگیر شده بود.

375
00:21:00,759 --> 00:21:04,554
‫چند ماه پیش، آرتورو آوردش
‫خونه من تا تو تعمیرات کمک کنه.

376
00:21:04,638 --> 00:21:06,932
‫چند روز بعد، یه چیزایی گم شد.

377
00:21:07,015 --> 00:21:09,268
‫و من مطمئن بودم.

378
00:21:09,351 --> 00:21:10,936
‫به آرتورو گفتم.

379
00:21:11,520 --> 00:21:12,980
‫ولی اون نمی‌خواست باورش کنه.

380
00:21:13,063 --> 00:21:15,023
‫و حالا آرتورو مرده.

381
00:21:15,107 --> 00:21:20,070
‫و طبق گفته ماریا، دنی دیروز غیبش زده.

382
00:21:20,153 --> 00:21:21,321
‫منظورت از غیبش زده چیه؟

383
00:21:21,405 --> 00:21:24,866
‫ماریا بهش گفته آرتورو مرده
‫و اونم فقط گذاشته رفته.

384
00:21:25,867 --> 00:21:27,536
‫اون فکر می‌کنه پسره داره غصه می‌خوره اما...

385
00:21:27,619 --> 00:21:29,329
‫تو فکر می‌کنی در واقع
‫ممکنه در حال فرار باشه.

386
00:21:30,414 --> 00:21:34,459
‫ارزش بازار چیزایی که اونا
‫دزدیدن یه کم زیر ۱۰ هزار دلاره.

387
00:21:35,210 --> 00:21:37,879
‫واقعاً فکر می‌کنی دنی پدربزرگ
‫خودشو کشته تا سهمشو بگیره؟

388
00:21:37,963 --> 00:21:42,134
‫پسرم. من دیدم که اعضای خونواده
‫برای کمتر از اینا به هم پشت کنن.

389
00:21:45,512 --> 00:21:47,431
‫چیز... چیز دیگه‌ای هم هست؟

390
00:21:48,056 --> 00:21:52,185
‫می‌دونم پیدا کردن قاتل
‫آرتورو چیزیه که مهمه،

391
00:21:52,269 --> 00:21:55,063
‫ولی اگه دنی رو پیدا کردین،

392
00:21:55,856 --> 00:21:58,608
‫می‌تونین دنبال اون چیزایی هم
‫که از من دزدیده بگردین؟

393
00:21:59,401 --> 00:22:01,778
‫البته. آره، هر کاری بتونم می‌کنم.

394
00:22:01,862 --> 00:22:03,572
‫ممنون، پسرم.

395
00:22:04,698 --> 00:22:05,699
‫چی داری؟

396
00:22:05,782 --> 00:22:08,535
‫یه جسد ناشناس. موقع گشت‌زنی معمولیم
‫تو مسیر دوچرخه‌سواری دیدمش.

397
00:22:09,244 --> 00:22:12,289
‫فکر کردم شاید خوابش برده باشه.
‫بعد زخم‌های روی گردنش رو دیدم.

398
00:22:12,372 --> 00:22:14,583
‫نه کیفی بود، نه گوشی‌ای. احتمالاً دزدیدنشون.

399
00:22:14,666 --> 00:22:17,336
‫به سرم زد برم آسایشگاه سالمندان
‫پرس‌وجو کنم ببینم کسی گم نشده.

400
00:22:17,419 --> 00:22:19,379
‫نه، نیازی نیست. خودم می‌تونم شناساییش کنم.

401
00:22:22,424 --> 00:22:23,884
‫اسمش بالتازار کروزه.

402
00:22:23,967 --> 00:22:26,261
‫دیشب تو اداره بود.

403
00:22:26,970 --> 00:22:28,680
‫حتی از دستشویی‌مون هم استفاده کرد.

404
00:22:34,102 --> 00:22:36,396
‫پسرش، تونی، دیشب با وثیقه آزادش کرد.

405
00:22:36,480 --> 00:22:38,148
‫با هم دعواشون شد.

406
00:22:38,231 --> 00:22:40,400
‫بالتازار از نصیحت شنیدن خوشش نمیومد،
‫برای همین رفت.

407
00:22:40,484 --> 00:22:42,611
‫تونی گفت بعضی وقتا می‌رفت پارک
‫تا یه کم هوا بخوره.

408
00:22:42,694 --> 00:22:44,404
‫دوربینی تو اون منطقه هست؟

409
00:22:44,488 --> 00:22:45,697
‫هیچ‌کدوم چیز به درد بخوری نگرفتن.

410
00:22:46,448 --> 00:22:49,201
‫جنبه مثبتش اینه که پزشک قانونی
‫از زیر ناخن‌هاش پوست پیدا کرده.

411
00:22:49,951 --> 00:22:51,912
‫پس بالتازار مقاومت کرده.

412
00:22:51,995 --> 00:22:55,248
‫داریم تو پایگاه داده‌ها بررسیش می‌کنیم.
‫شانس بیاریم، یه مورد مشابه پیدا می‌کنیم.

413
00:22:56,124 --> 00:22:58,335
‫شاید بد نباشه با دی‌ان‌ای
‫آرتورو هم تطبیقش بدی.

414
00:22:58,418 --> 00:23:00,087
‫ببین تطابق فامیلی پیدا می‌کنی یا نه.

415
00:23:00,962 --> 00:23:02,589
‫امروز صبح با یکی از
‫دوستای آرتورو قرار داشتم.

416
00:23:02,672 --> 00:23:05,425
‫فکر می‌کنه نوه‌ش، دنی،
‫ممکنه نفر سوم ما باشه.

417
00:23:05,509 --> 00:23:07,052
‫بهم گفت قبلاً هم با قانون مشکل داشته

418
00:23:07,135 --> 00:23:09,763
‫و دقیقاً بعد از پیدا شدن
‫جسد آرتورو غیبش زده.

419
00:23:10,639 --> 00:23:14,017
‫بالتازار فکر می‌کرد چیزایی که دزدیدن
‫الان تو راه کوباست.

420
00:23:14,101 --> 00:23:17,062
‫شاید نبوده.
‫شاید دنی یه جایی قایمشون کرده.

421
00:23:17,145 --> 00:23:18,730
‫حالا هم که بالتازار مرده...

422
00:23:18,814 --> 00:23:20,232
‫دیگه کسی نمونده که سهمش رو بخواد.

423
00:23:20,315 --> 00:23:21,817
‫یه حکم جلب برای دنی صادر می‌کنم.

424
00:23:26,738 --> 00:23:28,532
‫- از سکوت خوشم میاد.
‫- اوهوم.

425
00:23:29,408 --> 00:23:31,201
‫می‌خواستی منو ببینی چون...

426
00:23:31,284 --> 00:23:33,120
‫راستش تو این قرار رو گذاشتی.

427
00:23:33,203 --> 00:23:37,124
‫تنها دلیلی که میری مغازه
‫ری اینه که منو احضار کنی.

428
00:23:37,207 --> 00:23:38,875
‫پس بگو.

429
00:23:39,668 --> 00:23:40,877
‫چطور می‌تونم کمک کنم؟

430
00:23:43,630 --> 00:23:47,717
‫ری زیر بار نمی‌رفت،
‫اما می‌دونم وارد خونه‌ای شده

431
00:23:47,801 --> 00:23:50,303
‫که مال یه کارآگاه دایره جنایی فورت لادردیل

432
00:23:50,387 --> 00:23:52,889
‫و یه روزنامه‌نگار روزنامه
‫«براورد کانتی هرالد» بوده.

433
00:23:52,973 --> 00:23:55,767
‫همون‌طور که می‌دونم تو
‫ازش خواستی این کارو بکنه.

434
00:23:57,686 --> 00:23:58,937
‫حرفی برای گفتن نداری؟

435
00:24:00,439 --> 00:24:01,481
‫ببخشید.

436
00:24:03,066 --> 00:24:06,111
‫داشتم به دوست قدیمیم، اد کارتر فکر می‌کردم.

437
00:24:07,154 --> 00:24:10,031
‫به اینکه چطور یه مکالمه
‫خیلی صادقانه باهات داشت.

438
00:24:11,616 --> 00:24:14,327
‫فقط برای اینکه بعدش بفهمه،
‫به خودت میکروفون بسته بودی.

439
00:24:14,411 --> 00:24:16,455
‫فکر می‌کنی من باهات همچین کاری می‌کنم؟

440
00:24:16,538 --> 00:24:21,960
‫این روزا، دخترم، کارایی که
‫می‌کنی، آدمایی که باهاشونی،

441
00:24:23,170 --> 00:24:24,880
‫هیچ‌کدومشون برام منطقی نیست.

442
00:24:27,841 --> 00:24:28,842
‫منظورت چیه؟

443
00:24:29,801 --> 00:24:32,804
‫همون روزنامه‌نگاری که گفتی، کاترین دلاکروی.

444
00:24:32,888 --> 00:24:37,476
‫چند هفته پیش مشخص شد
‫که به خانواده ما علاقه‌مند شده.

445
00:24:37,559 --> 00:24:41,605
‫شروع کرد به زنگ زدن.
‫تماس‌هایی هم با من گرفته شد.

446
00:24:42,522 --> 00:24:46,067
‫فهمیدم قبلاً زن کسی
‫بوده که جفتمون می‌شناسیم.

447
00:24:49,446 --> 00:24:53,158
‫واقعاً می‌خوای وانمود کنی
‫که با آر.جی. دکر در تماس نبودی؟

448
00:24:54,117 --> 00:24:55,327
‫بلایی که سرش آوردیم...

449
00:24:55,410 --> 00:24:57,120
‫تقاص کاری بود که با لوکاس کرد.

450
00:24:57,204 --> 00:24:59,873
‫لوکاسی که اون شب داشت جرم مرتکب می‌شد.

451
00:24:59,956 --> 00:25:01,291
‫لوکاسی که مشت اول رو زد...

452
00:25:01,374 --> 00:25:03,668
‫هیچ‌کس به یه اوچوا صدمه
‫نمی‌زنه تا بعدش قسر در بره.

453
00:25:05,378 --> 00:25:06,838
‫به همین سادگیه.

454
00:25:10,509 --> 00:25:12,427
‫شبی که ری یواشکی رفت تو اون خونه...

455
00:25:14,054 --> 00:25:18,099
‫دنبال چیزی می‌گشت
‫یا فقط می‌خواست بترسوندشون؟

456
00:25:18,183 --> 00:25:22,521
‫چند سال تو رو از چیزایی که
‫دلت نمی‌خواد بدونی حفظ کردم؟

457
00:25:24,147 --> 00:25:26,858
‫واقعاً الان ازم می‌خوای تمومش کنم؟

458
00:25:29,110 --> 00:25:30,695
‫شایدم بخوام.

459
00:25:34,282 --> 00:25:35,867
‫بذار این‌طوری بگم،

460
00:25:36,993 --> 00:25:39,412
‫ری دیگه بهشون سر نمی‌زنه.

461
00:25:40,455 --> 00:25:44,000
‫- به نظر میاد ترسیدی.
‫- اون آدم عصبی‌ایه، دخترم.

462
00:25:44,084 --> 00:25:45,544
‫از برادرت بپرس.

463
00:25:47,003 --> 00:25:50,382
‫چیزی که اصلا نمی‌خوام اینه که اوضاع...

464
00:25:51,883 --> 00:25:53,552
‫بیخ پیدا کنه.

465
00:25:57,764 --> 00:25:59,683
‫اول بابام، حالا هم بالتازار؟

466
00:25:59,766 --> 00:26:01,017
‫اوهوم.

467
00:26:01,101 --> 00:26:04,354
‫- و اصلاً نمی‌دونید کی کشتتشون؟
‫- به‌طور دقیق، نه.

468
00:26:04,437 --> 00:26:07,440
‫اما فکر می‌کنیم احتمال زیاد کار
‫همون شخص یا اشخاصی بوده

469
00:26:07,524 --> 00:26:09,150
‫که قصد داشتن جنس‌ها رو بهشون بفروشن.

470
00:26:09,818 --> 00:26:13,196
‫باورم نمیشه اون پیرمردها پسر
‫منو قاطی نقشه احمقانه‌شون کردن.

471
00:26:13,280 --> 00:26:14,823
‫شما کمکم کنین پیداش کنم،

472
00:26:14,906 --> 00:26:17,242
‫من می‌تونم تا وقتی پلیس بفهمه
‫جریان چیه، جاش رو امن نگه دارم.

473
00:26:19,202 --> 00:26:21,329
‫مرگ پدربزرگش براش خیلی سنگین بود.

474
00:26:22,539 --> 00:26:25,709
‫دنی بعد از مرگ پدرش با آدمای ناجوری گشت.

475
00:26:28,587 --> 00:26:30,005
‫انتخابای اشتباهی کرد.

476
00:26:31,631 --> 00:26:33,049
‫اما بابام...

477
00:26:33,133 --> 00:26:35,218
‫یه ذره از خودش رو تو دنی می‌دید.

478
00:26:36,052 --> 00:26:37,304
‫می‌دونی، اون برش گردوند.

479
00:26:37,387 --> 00:26:40,599
‫بهش فرق بین دردسر خوب و بد رو یاد داد.

480
00:26:40,682 --> 00:26:43,768
‫وقتی به دنی گفتم که مرده، اون...

481
00:26:43,852 --> 00:26:45,228
‫حتی نمی‌تونست حرف بزنه.

482
00:26:45,312 --> 00:26:47,439
‫و فقط با ماشین پدربزرگش گذاشت و رفت.

483
00:26:47,522 --> 00:26:50,066
‫حتی یادش رفت گوشیش رو ببره.

484
00:26:52,527 --> 00:26:54,070
‫پس، دنی گوشیش رو جا گذاشته؟

485
00:26:54,154 --> 00:26:55,572
‫فکر کنم به خاطر شوک بود.

486
00:26:55,655 --> 00:26:57,240
‫و هیچ ایده‌ای ندارین
‫که ممکنه کجا رفته باشه؟

487
00:26:57,324 --> 00:26:58,533
‫متأسفم.

488
00:26:59,451 --> 00:27:00,785
‫اجازه هست؟

489
00:27:02,162 --> 00:27:04,205
‫پدرتون اینجا دو تا سمعک گذاشته

490
00:27:04,289 --> 00:27:07,876
‫اما می‌دونم تیم بررسی صحنه
‫جرم فقط یدونه تو صحنه پیدا کرده.

491
00:27:07,959 --> 00:27:10,420
‫تعجبی نداره، همیشه یکیشونو گم می‌کرد.

492
00:27:10,503 --> 00:27:12,213
‫مادربزرگ زن سابقم هم همین مشکل رو داشت،

493
00:27:12,297 --> 00:27:14,007
‫اما یه برنامه داشت که
‫کمک می‌کرد پیداشون کنه.

494
00:27:14,090 --> 00:27:16,134
‫سمعک‌های پدر منم قابل ردیابی بودن.

495
00:27:16,217 --> 00:27:18,136
‫پیش میومد تو ماشینش جاشون بذاره؟

496
00:27:18,219 --> 00:27:19,346
‫همیشه.

497
00:27:20,096 --> 00:27:21,640
‫چطور؟

498
00:27:25,143 --> 00:27:29,439
‫اگه اشتباه نکنم، ماشین پدرتون توی
‫متل استارلایت سندز تو فلوریدا سیتیه.

499
00:27:29,522 --> 00:27:32,067
‫این... این براتون معنی خاصی داره؟

500
00:27:33,026 --> 00:27:35,445
‫اگه دنی رفته اونجا، اصلاً نمی‌دونم چرا رفته.

501
00:28:11,314 --> 00:28:14,234
‫- سلام، چه خبر؟
‫- گزارش الان از آزمایشگاه اومد.

502
00:28:14,317 --> 00:28:17,946
‫دی‌ان‌ای زیر ناخن‌های
‫بالتازار با نوه‌ش مطابقت نداره.

503
00:28:18,029 --> 00:28:20,949
‫داری میگی من این همه راه تا
‫فلوریدا سیتی رو الکی اومدم؟

504
00:28:21,032 --> 00:28:22,409
‫- چی؟
‫- هیچی. ببخشید.

505
00:28:22,492 --> 00:28:26,079
‫قسمت عجیبش اینجاست. دی‌ان‌ای با دی‌ان‌ای

506
00:28:26,162 --> 00:28:28,540
‫یه قتل حل نشده تو سال ۹۲ مطابقت داره.

507
00:28:28,623 --> 00:28:30,375
‫- ۹۲؟
‫- یه پناهنده کوبایی بود.

508
00:28:30,458 --> 00:28:34,045
‫در ازای پناهندگی، اطلاعات مامورای
‫کوبایی داخل آمریکا رو لو داده بود.

509
00:28:34,129 --> 00:28:36,965
‫پرونده مختومه شد، اما اف‌بی‌آی
‫به گروه جی۲ مشکوک بود.

510
00:28:37,048 --> 00:28:40,385
‫و اینو گوش کن،
‫آلت قتل یه جور طناب خفه‌کننده بوده.

511
00:28:40,468 --> 00:28:43,221
‫- مثل آرتورو و بالتازار.
‫- آره، دقیقاً.

512
00:28:44,514 --> 00:28:47,225
‫اوه، هی، من باید برم.
‫دوستم از اف‌بی‌آی پشت خطه.

513
00:28:47,308 --> 00:28:51,312
‫باید بهش بگم که ممکنه واقعاً یه
‫جاسوس کوبایی اون بیرون باشه. سلام.

514
00:28:52,814 --> 00:28:55,567
‫همون یارویی؟
‫زود باش بگو. خودشی؟

515
00:28:55,650 --> 00:28:58,153
‫اسم من آر.جی. دکره. یه کارآگاه خصوصی‌ام.

516
00:28:58,236 --> 00:29:01,072
‫من اینجام چون فکر می‌کنم
‫ممکنه تو خطر باشی، دنی.

517
00:29:01,156 --> 00:29:05,201
‫می‌دونم که به پدربزرگت و دوستش
‫کمک کردی تا از اون فروشگاه دزدی کنن.

518
00:29:05,285 --> 00:29:08,121
‫اونا مردن. نگرانم نفر بعدی تو باشی.

519
00:29:08,204 --> 00:29:10,623
‫تو اخبار راجع به بالتازار شنیدم.

520
00:29:10,707 --> 00:29:12,542
‫از کجا بدونم تو کسی نیستی
‫که اون و پدربزرگم رو کشته؟

521
00:29:12,625 --> 00:29:15,837
‫نمی‌دونی. اما ببین، اینو بگیر.
‫من همینجا وایمیستم.

522
00:29:15,920 --> 00:29:17,881
‫تو به پلیس زنگ بزن. میان جفتمون رو می‌برن.

523
00:29:18,882 --> 00:29:21,760
‫یه دقیقه پیش گفتی «همون یارویی؟»
‫منظورت چی بود؟

524
00:29:21,843 --> 00:29:23,970
‫قرار بود اینجا کسی رو ببینی؟

525
00:29:24,053 --> 00:29:25,889
‫من... اسمش رو نمی‌دونم.

526
00:29:26,848 --> 00:29:29,017
‫پدربزرگ بهم گفت که اگه اتفاقی براش افتاد،

527
00:29:29,100 --> 00:29:33,313
‫باید این جعبه قفل‌دار رو که زیر
‫تخته‌های کف اتاقش نگه می‌داشت بردارم.

528
00:29:33,396 --> 00:29:35,440
‫گفت بیارمش اینجا، به این متل

529
00:29:35,523 --> 00:29:37,150
‫و صبر کنم تا یه نفر بیاد و ببرتش.

530
00:29:37,233 --> 00:29:38,526
‫گفت چرا باید این کارا رو می‌کردی؟

531
00:29:39,277 --> 00:29:40,612
‫فقط گفت: «پور لا پاتریا.»

532
00:29:41,529 --> 00:29:42,697
‫«برای وطن.»

533
00:29:44,032 --> 00:29:45,742
‫این ممکنه یکم دیوونه‌وار به نظر برسه،

534
00:29:46,576 --> 00:29:49,037
‫اما فکر کنم به همین خاطر بود
‫که اون و بالتازار کشته شدن.

535
00:29:49,120 --> 00:29:50,538
‫الان جعبه کجاست، دنی؟

536
00:30:00,465 --> 00:30:03,551
‫- بازش نکردی.
‫- فکر نمی‌کردم باید این کارو بکنم.

537
00:30:03,635 --> 00:30:06,137
‫راستش پدربزرگ اون قدیما، یه جورایی...

538
00:30:07,055 --> 00:30:09,933
‫نمی‌دونم، مثلاً ترکیبی از
‫رابین هود و جیمز باند بود.

539
00:30:10,016 --> 00:30:12,227
‫- اون یه...
‫- یه مخالف سیاسی بود. آره، می‌دونم.

540
00:30:13,019 --> 00:30:15,855
‫داستان‌هایی که برام تعریف
‫می‌کرد، کارایی که می‌کرد.

541
00:30:15,939 --> 00:30:17,315
‫ممکنه هر چیزی توش باشه.

542
00:30:17,398 --> 00:30:22,153
‫میکروفیلم یا طرز تهیه یه گاز اعصاب
‫یا نوارایی از فیدل و روس‌ها، می‌دونی؟

543
00:30:22,862 --> 00:30:24,489
‫«پور لا پاتریا.» این تنها چیزیه که می‌دونم.

544
00:30:25,532 --> 00:30:26,741
‫چاقوت رو قرض میدی؟

545
00:30:38,920 --> 00:30:42,173
‫خب، خیلی لطف داشته که پدربزرگت
‫می‌خواسته مردم کوبا اینو داشته باشن،

546
00:30:42,757 --> 00:30:45,718
‫اما بین تمام چیزایی
‫که شنیدم اونجا کمیابه...

547
00:30:47,345 --> 00:30:49,138
‫توپ بیسبال جزوشون نیست.

548
00:30:59,566 --> 00:31:02,193
‫باورم نمیشه پدربزرگ باهام
‫همچین کاری کرده باشه.

549
00:31:03,486 --> 00:31:07,156
‫سر کارم بذاره یا امتحانم کنه،
‫یا هر چیز دیگه‌ای که این ماجرا بود.

550
00:31:09,534 --> 00:31:14,038
‫دنی. آرتورو چند سالش بود؟
‫۸۵ سالش بود. شاید...

551
00:31:14,122 --> 00:31:15,790
‫شاید حواس‌پرت شده بوده. گیج شده.

552
00:31:15,874 --> 00:31:19,335
‫نه داداش. نه... اون...
‫اون مثل ساعت دقیق بود.

553
00:31:19,419 --> 00:31:22,046
‫مادرت، بهم گفت چقدر به هم نزدیک بودین.

554
00:31:22,964 --> 00:31:25,550
‫آره، وقتی دچار مشکل بودم...

555
00:31:27,510 --> 00:31:31,931
‫و تصمیمای بد می‌گرفتم،
‫پدربزرگ تنبیهم نکرد.

556
00:31:32,015 --> 00:31:35,810
‫حتی نصیحتم هم نکرد. فقط... بهم یه
‫کارایی می‌سپرد که انجام بدم، می‌دونی؟

557
00:31:38,354 --> 00:31:40,273
‫یه دلیل برای اینکه خودی
‫نشون بدم و بهتر بشم.

558
00:31:41,691 --> 00:31:43,860
‫من فقط...
‫هر کاری می‌خواست براش انجام می‌دادم.

559
00:31:43,943 --> 00:31:45,403
‫مثل دزدی از یه سوپرمارکت؟

560
00:31:45,486 --> 00:31:47,363
‫ما فقط به خاطر پول از
‫اون مغازه دزدی نکردیم.

561
00:31:47,447 --> 00:31:49,282
‫برای مردمی بود که تو کوبا دارن سختی می‌کشن.

562
00:31:49,365 --> 00:31:51,868
‫بیا یه لحظه فرض کنیم این موضوع مهمه.

563
00:31:51,951 --> 00:31:55,622
‫آرتورو هیچ‌وقت چیزی در
‫مورد اینکه تو جعبه چیه گفت؟

564
00:31:55,705 --> 00:31:59,542
‫نه، فقط اینکه... اینکه اینو
‫دقیقاً از زیر دست فیدل کش رفته

565
00:31:59,626 --> 00:32:02,962
‫و اینکه تا وقتی مردمش آزاد
‫نشن، نمی‌خواست به کوبا برگرده.

566
00:32:03,046 --> 00:32:06,341
‫نه... من فکر می‌کردم یه دوستی
‫یا یه مخالف دیگه‌ای پیداش میشه،

567
00:32:06,424 --> 00:32:10,303
‫اینو ازم می‌گیره، اما تنها
‫کسی که پیداش شد تو بودی.

568
00:32:10,386 --> 00:32:12,889
‫آره، اما فرض کن یه بابایی
‫قرار بود باهات قرار بذاره.

569
00:32:12,972 --> 00:32:15,099
‫ممکنه هم‌سن آرتورو بوده باشه، یا پیرتر.

570
00:32:15,183 --> 00:32:17,810
‫شاید دلیل اینکه پیداش نشده
‫اینه که سال‌هاست مرده.

571
00:32:19,062 --> 00:32:20,355
‫پس، الان باید چیکار کنیم؟

572
00:32:20,438 --> 00:32:22,106
‫خب، اول به مادرت میگیم که جات امنه.

573
00:32:22,857 --> 00:32:24,609
‫بعدشم امشب رو باید همینجا بخوابی.

574
00:32:24,692 --> 00:32:27,487
‫یه تخت تاشو تو انباری هست.
‫میرم... میرم بیارمش.

575
00:32:27,570 --> 00:32:30,365
‫فردا صبح، میریم پیش پلیس.

576
00:32:30,448 --> 00:32:33,242
‫همه‌چیز رو بهشون میگیم، از جمله اینکه
‫چطوری تو دزدی از اون مغازه کمک کردی.

577
00:32:34,160 --> 00:32:35,411
‫باشه؟

578
00:32:36,955 --> 00:32:37,997
‫آره، می‌فهمم.

579
00:32:40,333 --> 00:32:41,626
‫دنی.

580
00:32:42,418 --> 00:32:44,337
‫دوباره غیبت نزنه، باشه؟

581
00:32:45,129 --> 00:32:48,132
‫نمیرم. پدربزرگ منو خوب تربیت کرده.

582
00:33:02,730 --> 00:33:04,357
‫سلام، دفتر کارآگاهی دکر.

583
00:33:04,440 --> 00:33:07,151
‫آقای دکر، کلر هستم از دفتر امی اوچوا.

584
00:33:07,235 --> 00:33:09,946
‫ازم خواست یه قرار ناهار
‫برای فردا باهات ترتیب بدم.

585
00:33:10,029 --> 00:33:11,531
‫تا دیروقت کار می‌کنی، نه کلر؟

586
00:33:11,614 --> 00:33:14,242
‫آره، اما گفت که مهمه.

587
00:33:14,325 --> 00:33:17,203
‫اگه ۱۲:۳۰ براتون خوبه،
‫صبح آدرس رو براتون می‌فرستم.

588
00:33:18,037 --> 00:33:19,497
‫حتماً، می‌تونی تو برنامه‌ت بذاریش.

589
00:33:19,580 --> 00:33:22,083
‫- ممنون. شب خوبی داشته باشین.
‫- شما هم همین‌طور.

590
00:33:25,044 --> 00:33:26,295
‫مهمونمون چطوره؟

591
00:33:26,379 --> 00:33:28,423
‫گرفته تخت خوابیده.

592
00:33:28,506 --> 00:33:32,010
‫به محض اینکه سرش به بالشت رسید،
‫درجا رفت.

593
00:33:32,093 --> 00:33:33,720
‫آره، دو روز گذشته براش سخت بوده.

594
00:33:33,803 --> 00:33:35,972
‫آره. راستی، تو...

595
00:33:37,265 --> 00:33:40,143
‫مطمئنی که خفه‌کننده سریالی نیست، درسته؟

596
00:33:40,226 --> 00:33:41,894
‫اوه، آره. حدوداً ۹۰٪.

597
00:33:42,812 --> 00:33:43,855
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم.

598
00:33:43,938 --> 00:33:46,691
‫هیچ دلیلی به ذهنت می‌رسه که چرا دولت کوبا

599
00:33:46,774 --> 00:33:50,028
‫باید دو تا پیرمرد رو سر یه توپ بیسبال بکشه؟

600
00:33:50,695 --> 00:33:54,490
‫خب، این یه واقعیته که کاسترو
‫فکر می‌کرد بازیکن خفنیه.

601
00:33:54,574 --> 00:33:58,828
‫نبود، اما شاید یه بار که یه پرتاب‌کننده
‫ترسیده یه توپ راحت براش انداخته

602
00:33:58,911 --> 00:34:01,205
‫اون توپ رو شوت
‫کرده باشه اونور فنس.

603
00:34:01,289 --> 00:34:04,000
‫کوبایی‌ها هم می‌خوان
‫بذارنش تو موزه‌ای چیزی.

604
00:34:10,757 --> 00:34:13,634
‫یه لطفی در حقم بکن.
‫لطفاً برو اونجا وایسا.

605
00:34:14,469 --> 00:34:15,553
‫باشه.

606
00:34:20,308 --> 00:34:21,768
‫خب، چی تو فکرته؟

607
00:34:22,894 --> 00:34:23,895
‫خیلی خب.

608
00:34:27,815 --> 00:34:28,858
‫دوباره قلش بده.

609
00:34:30,443 --> 00:34:31,486
‫باشه.

610
00:34:33,321 --> 00:34:36,157
‫با این طرز قل خوردنش،
‫اون توپ استاندارد نیست.

611
00:34:36,240 --> 00:34:39,827
‫اون پسره که اونجا می‌شینه،
‫تو اون گروه کاور جیمی بافت.

612
00:34:39,911 --> 00:34:42,413
‫تو بیمارستان شبانه‌روزی
‫حیوانات کار می‌کنه، مگه نه؟

613
00:34:42,497 --> 00:34:43,956
‫آره، چطور؟

614
00:34:46,417 --> 00:34:47,710
‫فقط دارم پیشنهاد می‌دم، ویش،

615
00:34:47,794 --> 00:34:50,588
‫لطف این‌طوری می‌تونه با یه
‫اجرای زنده تو بار جبران بشه.

616
00:34:50,671 --> 00:34:52,840
‫می‌دونی که من قبلاً اجراتون رو شنیدم، نه؟

617
00:34:52,924 --> 00:34:55,218
‫آره داداش، ولی الان خیلی بهتر شدیم.

618
00:34:55,301 --> 00:34:57,136
‫ببین، خود جیمی هم نمی‌تونست فرق بین

619
00:34:57,220 --> 00:34:59,097
‫آهنگ «باما بریز» خودش
‫و مال ما رو تشخیص بده.

620
00:34:59,180 --> 00:35:02,266
‫پیت، الان بحث بیسباله، بحث اجرا برای بعد.

621
00:35:03,017 --> 00:35:04,060
‫باشه.

622
00:35:05,228 --> 00:35:06,270
‫خیلی خب.

623
00:35:10,191 --> 00:35:11,234
‫اوه.

624
00:35:11,317 --> 00:35:13,528
‫آرج، این همون چیزیه که فکر می‌کنم؟

625
00:35:13,611 --> 00:35:15,655
‫یه توپ بیسبال الماسی.

626
00:35:15,738 --> 00:35:18,699
‫مثل اون آهنگه هست،
‫«الماسی به بزرگی ریتز».

627
00:35:19,867 --> 00:35:21,285
‫انگار جیمی همینجا پیشمونه.

628
00:35:22,036 --> 00:35:23,996
‫خب، اگه اون چیز واقعی
‫باشه، ارزشش باید چقدر باشه؟

629
00:35:24,080 --> 00:35:25,581
‫میلیون‌ها؟ ده‌ها میلیون؟

630
00:35:25,665 --> 00:35:28,918
‫خب، فردا صبح از کسی که
‫آرتورو و بالتازار رو کشته می‌پرسم

631
00:35:29,502 --> 00:35:31,087
‫چون حالا می‌دونم کار کیه.

632
00:35:42,098 --> 00:35:44,809
‫سلام، برگشتم.
‫ببخشید معطلتون کردم.

633
00:35:44,892 --> 00:35:46,435
‫این دوستم کارآگاه آبریو هست.

634
00:35:46,519 --> 00:35:50,773
‫خواهش می‌کنم، خیلی لطف کردین
‫که برام این قهوه رو آوردین،

635
00:35:50,857 --> 00:35:54,360
‫گذشته از پیدا کردن بعضی از
‫چیزایی که دنی ازم دزدیده بود.

636
00:35:54,443 --> 00:35:58,823
‫خب، راستش... فقط یه چیزه.
‫تو یه اتاق دیگه است. دنبالم بیاین.

637
00:36:04,078 --> 00:36:06,164
‫اوه.

638
00:36:10,084 --> 00:36:15,631
‫پدربزرگم وقتی تبعید شد نتونست چیز
‫زیادی با خودش بیاره، اما اینو آورد.

639
00:36:16,757 --> 00:36:18,426
‫برای تیم ملی کوبا بازی می‌کرد.

640
00:36:19,594 --> 00:36:20,720
‫این...

641
00:36:21,721 --> 00:36:24,223
‫مال آخرین بازیش بود.

642
00:36:26,017 --> 00:36:27,852
‫همه چیزش بود.

643
00:36:27,935 --> 00:36:29,353
‫داستان قشنگیه.

644
00:36:30,313 --> 00:36:31,981
‫می‌تونم یه دونه دیگه براتون بگم؟

645
00:36:32,899 --> 00:36:35,776
‫روزی روزگاری، یه الماس ۲۵ قیراطی بود.

646
00:36:36,819 --> 00:36:40,239
‫که تقریباً ۱۰۰ سال پیش به
‫بانوی اول کوبا هدیه داده شد.

647
00:36:40,323 --> 00:36:45,411
‫سال ۱۹۲۶، تو کف ساختمان
‫کنگره ملی در هاوانا جاسازیش کردن.

648
00:36:45,494 --> 00:36:48,247
‫تو دهه ۴۰ میلادی، با یه نمونه بدل عوض شد.

649
00:36:48,331 --> 00:36:50,249
‫سنگ واقعی، حداقل طبق گفته دولت،

650
00:36:50,333 --> 00:36:51,876
‫تو بانک مرکزی کوبا نگهداری می‌شه.

651
00:36:51,959 --> 00:36:56,839
‫حالا تصور کنید دو تا خرابکار ضد کاسترو،

652
00:36:56,923 --> 00:36:59,634
‫آدمایی مثل رفیقاتون، آرتورو و بالتازار،

653
00:36:59,717 --> 00:37:02,261
‫موفق بشن تو دهه ۱۹۷۰ بدزدنش و غیبشون بزنه.

654
00:37:02,345 --> 00:37:05,431
‫رژیم هیچ‌وقت اینو گردن نمی‌گیره، نه؟
‫خیلی مایه آبروریزیه.

655
00:37:05,514 --> 00:37:09,393
‫اما اگه یه مأمور کوبایی تو فلوریدا
‫تو یه گروه حامیان تبعیدی‌ها نفوذ کنه

656
00:37:09,477 --> 00:37:12,772
‫و بشنوه که دو نفر دارن به
‫خاطر دزدی از اون بانک پز میدن،

657
00:37:12,855 --> 00:37:16,317
‫هاوانا ممکنه دو دو تا چهار تا
‫کنه و هدف جاسوسش رو تغییر بده.

658
00:37:17,526 --> 00:37:18,569
‫الماس رو برگردون.

659
00:37:25,159 --> 00:37:26,244
‫ممنون.

660
00:37:26,911 --> 00:37:29,372
‫اون... اون لیوان قهوه منه؟

661
00:37:29,455 --> 00:37:33,125
‫اوهوم، خودشه. دوستم
‫به خاطر لطف کردن براتون قهوه نیاورد.

662
00:37:33,209 --> 00:37:35,378
‫این کارو کرد تا بتونیم
‫دی‌ان‌ای‌تون رو بگیریم.

663
00:37:35,461 --> 00:37:37,213
‫کاملاً مطمئنم که شما رو به قتل بالتازار

664
00:37:37,296 --> 00:37:39,757
‫و اعدام یه پناهنده تو سال ۹۲ ربط میده.

665
00:37:40,258 --> 00:37:43,928
‫شما دو تا دیوونه‌این. من یه پیرزنم.

666
00:37:44,011 --> 00:37:47,223
‫اون روز بهم گفتین
‫شنیدین که بالتازار و آرتورو

667
00:37:47,306 --> 00:37:49,600
‫دارن نقشه سرقت از
‫«ویتبیز» رو می‌کشن، درسته؟

668
00:37:49,684 --> 00:37:52,311
‫اون قسمتش احتمالاً راسته،
‫اما شما یه فرصت هم گیر آوردین.

669
00:37:52,395 --> 00:37:54,772
‫آرتورو دست و پاش بسته میشه.
‫دوربینا خاموشن.

670
00:37:54,855 --> 00:37:58,025
‫می‌تونستین برین تو، شکنجه‌اش کنین،
‫و مجبورش کنین بگه الماس کجاست.

671
00:37:59,110 --> 00:38:01,529
‫شاید بهتون گفت که تو توپ بیسباله.

672
00:38:01,612 --> 00:38:03,656
‫شاید هم بالتازار گفت.

673
00:38:03,739 --> 00:38:05,533
‫در هر صورت، مطمئن شدین

674
00:38:05,616 --> 00:38:08,244
‫که این تو لیست چیزایی باشه
‫که گفتین دنی ازتون دزدیده.

675
00:38:08,327 --> 00:38:11,497
‫راستی، اون لیست همون جاییه که سوتی دادین.

676
00:38:12,456 --> 00:38:15,543
‫هیچ‌چیز تو رفتار دنی نشون نمی‌داد
‫که پدربزرگش رو کشته.

677
00:38:15,584 --> 00:38:17,003
‫برای همین با خودم فکر کردم،

678
00:38:17,086 --> 00:38:18,838
‫اصلاً از همون اول کی منو انداخت دنبالش؟

679
00:38:21,340 --> 00:38:22,383
‫تو.

680
00:38:24,927 --> 00:38:29,932
‫آرتورو و بالتازار گوسانوهایی بودن
‫که چیزی که مال خودشون نبود رو دزدیدن.

681
00:38:31,309 --> 00:38:34,145
‫الماس متعلق به کوباست،

682
00:38:34,228 --> 00:38:36,897
‫بهاش با خون و انقلاب پرداخته شده.

683
00:38:36,981 --> 00:38:39,692
‫اوه، خدای من. ایزابل مورا،
‫حق داری سکوت کنی.

684
00:38:39,775 --> 00:38:44,196
‫هر چیزی که بگین می‌تونه و قراره
‫تو دادگاه علیه‌ت استفاده بشه.

685
00:38:50,202 --> 00:38:53,414
‫خب. یه خبر خوب.
‫من با رابطم تو ویتبیز حرف زدم.

686
00:38:54,165 --> 00:38:55,750
‫قرار نیست برای اون سرقت شکایتی بکنن.

687
00:38:55,833 --> 00:38:56,834
‫جدی میگی؟

688
00:38:56,917 --> 00:38:59,253
‫البته رفتن به هر شعبه دیگه‌ای
‫از ویتبیز برات ممنوع شده،

689
00:38:59,337 --> 00:39:01,297
‫ولی بازم فکر می‌کنم معامله خیلی خوبیه.

690
00:39:02,006 --> 00:39:04,633
‫هنوز باورم نمیشه که ایزابل آدم می‌کشته.

691
00:39:04,717 --> 00:39:06,135
‫همیشه خیلی مهربون بود.

692
00:39:06,218 --> 00:39:10,806
‫آره، اولین جاسوسی بود که دیدم،
‫مامور ۰۰۷... هفتاد و نه ساله.

693
00:39:12,266 --> 00:39:13,559
‫ولی فکر کنم خوباشون بازیگرای خوبی هم هستن.

694
00:39:14,518 --> 00:39:16,896
‫خوشحالم که به اون چیزی که دنبالش بود نرسید.

695
00:39:18,564 --> 00:39:19,732
‫راجع به اون.

696
00:39:20,358 --> 00:39:23,194
‫به گفته پلیس فدرال، دولت
‫کوبا داره رسماً انکار می‌کنه

697
00:39:23,277 --> 00:39:24,570
‫که الماس دزدیده شده.

698
00:39:25,321 --> 00:39:28,574
‫آره، اونا هنوز ادعا می‌کنن که صحیح
‫و سالم تو گاوصندوق‌شون تو هاواناست.

699
00:39:30,242 --> 00:39:33,621
‫قسم می‌خورم اگه پدربزرگ اینجا بود،
‫حسابی به این قضیه می‌خندید.

700
00:39:33,704 --> 00:39:34,830
‫خنده‌دارتر هم میشه.

701
00:39:35,664 --> 00:39:38,125
‫کوبایی‌ها نمی‌خوان قبول کنن
‫که الماس ازشون دزدیده شده.

702
00:39:38,209 --> 00:39:39,377
‫نمی‌تونن ادعای مالیکتش رو بکنن.

703
00:39:39,460 --> 00:39:41,587
‫فعلا الماس تو بخش مدارک هست،

704
00:39:41,670 --> 00:39:44,757
‫تا وقتی ایزابل محاکمه بشه،
‫اما وقتی آب‌ها از آسیاب بیفته...

705
00:39:46,550 --> 00:39:50,346
‫احتمال خیلی زیادی هست
‫که اون الماس بهت برگردونده بشه.

706
00:39:50,429 --> 00:39:52,139
‫- چی؟
‫- مال پدربزرگت بوده.

707
00:39:52,973 --> 00:39:54,100
‫تو آخرین کسی بودی که در اختیارش داشتی.

708
00:39:55,267 --> 00:39:56,560
‫قراره با اون چیکار کنم؟

709
00:39:56,644 --> 00:39:59,355
‫اگه من جای تو بودم، خیلی علنی می‌فروختمش.

710
00:39:59,438 --> 00:40:03,025
‫اگه کوبایی‌ها بخوان جاسوس‌های
‫بیشتری بفرستن، دیگه سراغ تو نمیان.

711
00:40:03,109 --> 00:40:05,694
‫می‌تونی برای خودت و مادرت

712
00:40:05,778 --> 00:40:07,696
‫همون آینده‌ای رو بخری
‫که پدربزرگت جنگید تا امکان‌پذیرش کنه.

713
00:40:09,907 --> 00:40:10,908
‫یا؟

714
00:40:10,991 --> 00:40:13,327
‫یا می‌تونی از پولش برای زنده
‫نگه‌داشتن یادش استفاده کنی.

715
00:40:14,036 --> 00:40:16,497
‫راه‌های جدیدی پیدا کنی تا به همون مردمی
‫که اون سعی داشت کمکشون کنه، کمک کنی.

716
00:40:17,498 --> 00:40:18,791
‫«پور لا پاتریا.»

717
00:40:23,337 --> 00:40:24,380
‫«پور لا پاتریا.»

718
00:40:39,478 --> 00:40:43,315
‫ببخشید، من یه رزرو به
‫اسم دوستم، امی اوچوا دارم،

719
00:40:43,399 --> 00:40:45,818
‫اما به نظر نمیاد که هنوز باز کرده باشین.

720
00:40:45,901 --> 00:40:47,570
‫بازن، آقای دکر.

721
00:40:48,529 --> 00:40:49,655
‫فقط برای ما.

722
00:40:51,365 --> 00:40:52,575
‫خوشحالم که بالاخره می‌بینمت.

723
00:40:55,619 --> 00:40:57,580
‫امیلیا به ما ملحق نمیشه.

724
00:40:57,663 --> 00:41:00,416
‫دفتر اون این قرار رو نذاشته.
‫دفتر من گذاشته.

725
00:41:00,499 --> 00:41:01,959
‫آره، یه جورایی حدس می‌زدم.

726
00:41:02,042 --> 00:41:03,544
‫بابت این فریب‌کاری عذر می‌خوام،

727
00:41:03,627 --> 00:41:06,172
‫اما فکر کردم وقتشه
‫که من و تو یه گپی با هم بزنیم.

728
00:41:07,256 --> 00:41:08,549
‫در چه مورد؟

729
00:41:08,632 --> 00:41:10,342
‫فکر می‌کردم مشخص باشه.

730
00:41:11,093 --> 00:41:12,678
‫دلم می‌خواد بدونم،

731
00:41:13,554 --> 00:41:16,682
‫دقیقاً چه نیتی نسبت به دخترم داری؟

732
00:41:17,141 --> 00:41:22,104
‫«ترجمه از میثم موسویان»