1
00:00:01,624 --> 00:00:03,449
‫پس یعنی...

2
00:00:03,499 --> 00:00:04,199
‫سلام!

3
00:00:04,249 --> 00:00:06,158
‫- «خوش اومدی!»
‫- می‌تونم تبدیل به یه انسان بشم

4
00:00:06,208 --> 00:00:08,749
‫و برم به روستا، مگه نه؟

5
00:00:16,166 --> 00:00:20,124
‫[طاعون]

6
00:00:20,416 --> 00:00:23,666
‫ولی اینطوری میشم
‫یه اژدهای شیطانیِ طاعونی...

7
00:00:24,166 --> 00:00:25,791
‫هوم...

8
00:00:26,791 --> 00:00:36,791
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

9
00:00:39,791 --> 00:00:46,374
‫♪ ای درد، قوی‌تر شو و به شجاعت تبدیل شو ♪

10
00:00:53,624 --> 00:00:57,574
‫♪ من چی متولد شدم؟ ♪

11
00:00:57,624 --> 00:01:02,824
‫♪ دنیایی که دستم رو دراز کردم و لمسش کردم ♪

12
00:01:02,874 --> 00:01:07,791
‫♪ با اندوه و ظرافت می‌درخشه ♪

13
00:01:07,916 --> 00:01:12,749
‫♪ دقیقاً به همین خاطره که دیگه دردی نیست ♪

14
00:01:17,166 --> 00:01:21,833
‫♪ نبض آینده در این مکان ♪

15
00:01:22,249 --> 00:01:25,291
‫♪ وقتی حس شد، دیگه متوقف نمیشه ♪

16
00:01:25,583 --> 00:01:29,033
‫♪ نور رو دنبال کن ♪

17
00:01:29,083 --> 00:01:30,158
‫♪ پنجه‌ی پرنده ♪

18
00:01:30,208 --> 00:01:34,583
‫♪ حالا می‌خوام از یکی محافظت کنم ♪

19
00:01:34,749 --> 00:01:39,283
‫♪ درسته...
‫نه باختنی تو کاره نه تسلیم شدنی ♪

20
00:01:39,333 --> 00:01:40,533
‫♪ پنجه‌ی پرنده ♪

21
00:01:40,583 --> 00:01:47,824
‫♪ فهمیدم که منِ کوچک تغییر کرده ♪

22
00:01:47,874 --> 00:01:54,458
‫♪ ای درد، قوی‌تر شو و به شجاعت تبدیل شو ♪

23
00:02:00,416 --> 00:02:03,708
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

24
00:02:03,833 --> 00:02:05,833
‫اژدهای طاعون جوان، هان؟

25
00:02:06,541 --> 00:02:09,374
‫راستش، حس می‌کنم کلاً ایده‌ی خیلی بدیه.

26
00:02:09,749 --> 00:02:10,916
‫اما...

27
00:02:12,291 --> 00:02:14,624
‫نگران میریام.

28
00:02:15,208 --> 00:02:18,866
‫هرجور شده
‫مهارت تبدیل شدن به انسان رو می‌خوام!

29
00:02:18,916 --> 00:02:20,158
‫فهمیدم!

30
00:02:20,208 --> 00:02:21,949
‫اگه فقط بتونم تبدیل شدن
‫به انسان رو یاد بگیرم،

31
00:02:21,999 --> 00:02:23,949
‫می‌تونم یه زندگی پاک
‫و صادقانه داشته باشم!

32
00:02:23,999 --> 00:02:26,616
‫و اگه خیلی اوضاع خراب شد،
‫همیشه می‌تونم برگردم!

33
00:02:26,666 --> 00:02:27,866
‫باشه، انجامش می‌دم!

34
00:02:27,916 --> 00:02:30,749
‫می‌خوام به یه اژدهای طاعون جوان
‫تکامل پیدا کنم!

35
00:02:38,041 --> 00:02:42,124
‫شما از بچه اژدها به
‫اژدهای طاعون جوان تکامل یافتید.

36
00:02:44,541 --> 00:02:47,533
‫ای وای. الان دیگه
‫خیلی در موردش مطمئن نیستم.

37
00:02:47,583 --> 00:02:49,949
‫هرچی بیشتر نگاه می‌کنم،
‫شرورتر به نظر میام...

38
00:02:49,999 --> 00:02:54,249
‫مهارت «مشاهده وضعیت» شما
‫از سطح دو به سه ارتقا یافت.

39
00:02:54,499 --> 00:02:58,116
‫اکنون می‌توانید جزئیات
‫مهارت‌های خود را بررسی کنید.

40
00:02:58,166 --> 00:03:00,949
‫اوه، ایول! پس زیاد هم بد نیست!

41
00:03:00,999 --> 00:03:05,033
‫مهارت «صدای الهی»
‫از سطح یک به سطح دو ارتقا یافت.

42
00:03:05,083 --> 00:03:08,249
‫شما مهارت‌های «پرواز»
‫و «پودر فلس اژدها» را به دست آوردید.

43
00:03:08,416 --> 00:03:10,291
‫اوه ایول، باز هم خبرای خوب!

44
00:03:10,666 --> 00:03:13,408
‫«گاز گرفتن» به «نیش‌های زهرآگین» تبدیل شد.

45
00:03:13,458 --> 00:03:14,574
‫وای خدا!

46
00:03:14,624 --> 00:03:17,116
‫شما «نوع تاریکی»، «نفس بیمارگونه»،

47
00:03:17,166 --> 00:03:18,991
‫و «چنگال‌های زهر فلج‌کننده»
‫را دریافت کردید.

48
00:03:19,041 --> 00:03:20,874
‫نه، من اینا رو نمی‌خوام!

49
00:03:20,999 --> 00:03:23,333
‫شما لقب «فاجعه» را دریافت کردید.

50
00:03:23,708 --> 00:03:26,833
‫«خطاکار» از سطح
‫یک به سطح دو ارتقا یافت.

51
00:03:27,499 --> 00:03:29,582
‫آره، خب، این واقعاً بده.

52
00:03:31,957 --> 00:03:33,332
‫هان؟ همین بود؟

53
00:03:33,707 --> 00:03:34,957
‫پس تبدیل شدن به انسان چی شد؟

54
00:03:38,207 --> 00:03:39,741
‫این چیزی نبود که قول دادی!

55
00:03:39,791 --> 00:03:43,332
‫فکر می‌کنی واسه چی
‫تبدیل شدم به یه فاجعه‌ی پرنده؟!

56
00:03:43,541 --> 00:03:45,491
‫باید اول سطحم رو ارتقا بدم؟

57
00:03:45,541 --> 00:03:47,282
‫بعدش می‌گیرمش، نه؟
‫قرارمون همین بود دیگه، آره؟!

58
00:03:47,332 --> 00:03:49,157
‫صدای الهی نمی‌تواند توضیحاتی

59
00:03:49,207 --> 00:03:51,491
‫از این قبیل را در سطح سه ارائه دهد.

60
00:03:51,541 --> 00:03:52,707
‫یه لحظه صبر کن ببینم!

61
00:03:52,874 --> 00:03:54,166
‫داری شوخی می‌کنی، نه؟

62
00:03:58,041 --> 00:03:59,124
‫لعنتی.

63
00:03:59,541 --> 00:04:03,249
‫به جای تبدیل شدن به انسان،
‫این همه مهارت عجیب غریب گرفتم...

64
00:04:03,832 --> 00:04:07,249
‫اوه، ولی، فکر کنم
‫الان بتونم خودم جزئیات رو چک کنم...

65
00:04:08,499 --> 00:04:11,366
‫اول دلم می‌خواد درباره این
‫«صدای الهی» بدونم.

66
00:04:11,416 --> 00:04:13,491
‫این صدای کیه؟

67
00:04:13,541 --> 00:04:15,532
‫صدای الهی نمی‌تواند توضیحاتی

68
00:04:15,582 --> 00:04:18,082
‫از این قبیل را در سطح سه ارائه دهد.

69
00:04:18,249 --> 00:04:20,916
‫ای بابا، یه حسی بهم می‌گفت همینطور میشه.

70
00:04:21,166 --> 00:04:24,374
‫مهارت‌های دیگه چطور؟
‫مثلاً این یکی.

71
00:04:24,499 --> 00:04:26,866
‫مهارت: «پودر فلس اژدها».

72
00:04:26,916 --> 00:04:28,824
‫با بال زدن،

73
00:04:28,874 --> 00:04:31,082
‫اژدها می‌تواند یک مه مسموم
‫تضعیف‌کننده پخش کند

74
00:04:31,124 --> 00:04:32,166
‫که روی همه چیز در اطرافش تأثیر می‌گذارد.

75
00:04:32,749 --> 00:04:34,199
‫در بالاترین سطح،

76
00:04:34,249 --> 00:04:38,166
‫اژدها می‌تواند تنها با پرواز بر فراز آن‌ها،
‫کل ملت‌ها را نابود کند.

77
00:04:39,166 --> 00:04:40,366
‫این که اصلاً کمکی نمی‌کنه!

78
00:04:40,416 --> 00:04:43,832
‫من الان رسماً یه سلاح بیولوژیکی‌ام!
‫یه هشداری چیزی می‌دادی بد نبود!

79
00:04:44,499 --> 00:04:47,157
‫این چیزا همون موقعی اومد بیرون
‫که بال‌هامو تکون دادم، نه؟

80
00:04:47,207 --> 00:04:49,866
‫اگه آدم بودم عمراً
‫نزدیک یه همچین اژدهایی نمی‌شدم!

81
00:04:49,916 --> 00:04:51,332
‫زود باش بعدی رو بهم بگو!

82
00:04:52,374 --> 00:04:53,832
‫«نفس بیمارگونه».

83
00:04:54,749 --> 00:04:58,749
‫یک حمله با نفس که
‫مه مسموم پر از بیماری را پخش می‌کند.

84
00:04:59,166 --> 00:05:03,699
‫نه تنها باعث کاهش قدرت‌های شدید می‌شود،
‫بلکه به شدت مسری است،

85
00:05:03,749 --> 00:05:08,116
‫و زمانی مسئول نابودی
‫یک تمدن کامل بوده است.

86
00:05:08,166 --> 00:05:11,241
‫اوه، بی‌خیال!
‫دیگه از این شرورتر و بدتر نمیشه!

87
00:05:11,291 --> 00:05:13,241
‫واقعاً می‌تونم به مسیر خوب‌ها برگردم؟!

88
00:05:13,291 --> 00:05:14,949
‫اوه، راستی! لقب‌هام چی؟

89
00:05:14,999 --> 00:05:17,874
‫به نظر میاد لقب‌ها در آینده
‫تأثیر بزرگی داشته باشن، نه؟!

90
00:05:18,166 --> 00:05:20,499
‫لقب: «قهرمان کوچولو».

91
00:05:21,374 --> 00:05:24,574
‫لقبی برای کسانی که تجسم
‫شجاعت متواضعانه هستند

92
00:05:24,624 --> 00:05:27,374
‫و مهربانی‌شان ممکن است روزی
‫آن‌ها را به مقام یک قهرمان برساند.

93
00:05:27,832 --> 00:05:31,699
‫آسیب برای سلاح‌های خاص کمی افزایش می‌یابد.

94
00:05:31,749 --> 00:05:34,499
‫همچنین تأثیر عمده‌ای بر مسیر تکامل دارد.

95
00:05:34,999 --> 00:05:36,782
‫یه قهرمان، هان....

96
00:05:36,832 --> 00:05:40,291
‫اگه سطح این یکی رو ببرم بالا،
‫می‌تونم از مسیر اژدهای شیطانی دوری کنم؟

97
00:05:40,916 --> 00:05:42,457
‫خیلی خب، بعدی.

98
00:05:42,707 --> 00:05:44,207
‫«خطاکار».

99
00:05:44,624 --> 00:05:48,241
‫لقبی برای شروران شیطانی که
‫کوه‌هایی از اجساد به جا می‌گذارند،

100
00:05:48,291 --> 00:05:50,416
‫و در حالی که کشتارشان را می‌شمارند،
‫شرورانه می‌خندند.

101
00:05:50,957 --> 00:05:55,041
‫آسیب برای حملات تاریک
‫کمی افزایش می‌یابد.

102
00:05:55,499 --> 00:05:58,741
‫علاوه بر این،
‫یادگیری جادوهای سفید را دشوارتر می‌کند

103
00:05:58,791 --> 00:06:00,949
‫و میزان بهبودی کلی را کاهش می‌دهد.

104
00:06:00,999 --> 00:06:03,407
‫همچنین تأثیر عمده‌ای بر مسیر تکامل دارد.

105
00:06:03,457 --> 00:06:04,991
‫این بدترین مهارتیه که تا حالا شنیدم!

106
00:06:05,041 --> 00:06:06,624
‫این آشغال رو پس بفرست به فرستنده!

107
00:06:07,166 --> 00:06:09,907
‫کلاً انتخاب اشتباهی کردم!

108
00:06:09,957 --> 00:06:13,499
‫منو برگردون!
‫دوباره منو یه بچه‌ی بی‌گناه کن!

109
00:06:20,624 --> 00:06:24,041
‫قراره همه‌ی سنگ‌های محافظ
‫روستا رو چک کنیم؟

110
00:06:24,457 --> 00:06:27,624
‫می‌دونی که اینا یه سد
‫دور روستا ایجاد می‌کنن.

111
00:06:27,999 --> 00:06:31,457
‫واسه اینن که
‫جلوی ورود هیولاها رو بگیرن، مگه نه؟

112
00:06:31,791 --> 00:06:33,991
‫راستش، بیشتر شبیه یه طلسمه

113
00:06:34,041 --> 00:06:38,791
‫که به طور ناخودآگاه مانع پرسه زدنشون
‫توی این منطقه می‌شه.

114
00:06:39,957 --> 00:06:43,366
‫اما در برابر هیولاهایی که اراده‌ی قوی دارن
‫می‌تونه بی‌تأثیر باشه

115
00:06:43,416 --> 00:06:45,041
‫یا اونایی که هدف خاصی تو سرشونه.

116
00:06:45,374 --> 00:06:47,907
‫یعنی مثل همون هیولای چند روز پیش؟

117
00:06:47,957 --> 00:06:50,157
‫خب، مطمئن نیستم.

118
00:06:50,207 --> 00:06:51,624
‫من خودم با چشمام ندیدمش.

119
00:06:53,166 --> 00:06:55,916
‫شاید واقعاً داشت سعی می‌کرد کمک کنه...

120
00:06:57,207 --> 00:07:01,657
‫اگه به خاطر شکسته شدن طلسم
‫وارد روستا شده باشه، پس یه مشکلی هست.

121
00:07:01,707 --> 00:07:03,157
‫ممکنه برگرده.

122
00:07:03,207 --> 00:07:04,707
‫بریم سراغ بعدی.

123
00:07:11,040 --> 00:07:12,832
‫همین باید کافی باشه.

124
00:07:13,457 --> 00:07:14,657
‫خانم ماریل.

125
00:07:14,707 --> 00:07:15,790
‫چیه؟

126
00:07:16,374 --> 00:07:17,490
‫خب...

127
00:07:17,540 --> 00:07:19,999
‫می‌شه بیشتر در مورد هیولاها بهم بگید؟

128
00:07:20,374 --> 00:07:23,574
‫از اون اتفاق
‫یه جور عجیبی درگیر هیولاها شدی.

129
00:07:23,624 --> 00:07:24,915
‫قضیه چیه؟

130
00:07:25,499 --> 00:07:28,490
‫راستش رو بخواید،
‫نمی‌تونم این حس رو از خودم دور کنم که...

131
00:07:28,540 --> 00:07:32,415
‫یه اژدهای کوچیک که تو جنگل دیدم
‫من رو نجات داده باشه.

132
00:07:33,874 --> 00:07:34,865
‫صبر کن ببینم.

133
00:07:34,915 --> 00:07:37,832
‫نکنه داری به یه هیولا علاقه پیدا می‌کنی؟

134
00:07:38,082 --> 00:07:40,282
‫نه، اینطور نیست!

135
00:07:40,332 --> 00:07:41,790
‫فکر نکنم...

136
00:07:43,249 --> 00:07:44,365
‫خب، اشکالی نداره.

137
00:07:44,415 --> 00:07:47,749
‫بد نیست درباره هیولاها بدونی.

138
00:07:49,332 --> 00:07:53,240
‫می‌دونی که هیولاها می‌تونن
‫به شکل‌های مختلف تکامل پیدا کنن، آره؟

139
00:07:53,290 --> 00:07:54,907
‫بله.

140
00:07:54,957 --> 00:07:57,915
‫هیولاها با هر تکاملی قوی‌تر می‌شن.

141
00:07:58,332 --> 00:08:01,915
‫اونا این کار رو با شکار موجودات دیگه
‫برای ارتقای سطحشون انجام میدن.

142
00:08:02,749 --> 00:08:06,615
‫سطح چیزیه که ما انسان‌ها هم داریم، مگه نه؟

143
00:08:06,665 --> 00:08:10,999
‫می‌تونیم با جمع کردن تجربه
‫سطح و توانایی‌هامون رو بالا ببریم.

144
00:08:11,207 --> 00:08:13,415
‫بله، درسته.

145
00:08:13,832 --> 00:08:19,290
‫انواع مختلف هیولاها،
‫حداکثر سطح متفاوتی دارن.

146
00:08:20,082 --> 00:08:21,782
‫وقتی به حداکثر سطحشون می‌رسن،

147
00:08:21,832 --> 00:08:24,332
‫به یه هیولایی تکامل پیدا می‌کنن
‫که یه رتبه بالاتره.

148
00:08:24,707 --> 00:08:30,165
‫این روند رو تکرار می‌کنن و در طول زمان
‫شکل‌های قدرتمندتری به خودشون می‌گیرن.

149
00:08:31,082 --> 00:08:32,074
‫خدای من.

150
00:08:32,124 --> 00:08:34,074
‫باورم نمیشه که آدم‌های گذشته

151
00:08:34,124 --> 00:08:36,165
‫تونستن ماهیت هیولاها رو بفهمن.

152
00:08:36,374 --> 00:08:38,157
‫چی داری میگی؟

153
00:08:38,207 --> 00:08:41,157
‫می‌دونم که قبلاً تاریخچه رو برات توضیح دادم.

154
00:08:41,207 --> 00:08:43,074
‫اوه، واقعاً؟!

155
00:08:43,124 --> 00:08:45,499
‫آره، همین ۱۱ سال پیش.

156
00:08:45,790 --> 00:08:48,657
‫صبر کن! اون موقع من فقط پنج سالم بود!

157
00:08:48,707 --> 00:08:51,082
‫تازه با شما آشنا شده بودم، خانم ماریل!

158
00:08:52,457 --> 00:08:54,740
‫هوم، فکر کنم درسته.

159
00:08:54,790 --> 00:08:59,790
‫آخه، اون موقع انقدر کوچولو بودم که
‫مجبور بودم سرمو بالا بگیرم تا شما رو ببینم.

160
00:09:00,915 --> 00:09:02,907
‫اوه، معذرت می‌خوام!

161
00:09:02,957 --> 00:09:04,324
‫دست گذاشتم رو نقطه ضعفتون؟

162
00:09:04,374 --> 00:09:05,290
‫نه!

163
00:09:06,207 --> 00:09:07,074
‫گوش کن.

164
00:09:07,124 --> 00:09:11,449
‫هر از گاهی آدم‌های خاصی ظاهر می‌شن
‫که می‌تونن صدای الهی...

165
00:09:11,499 --> 00:09:14,740
‫که اطلاعاتی درباره هیولاها، سطوح
‫و چیزای مشابه می‌ده رو بشنون.

166
00:09:14,790 --> 00:09:18,540
‫مثل قهرمان‌ها یا مقدسین.
‫اینجوریه که همه اینا رو می‌دونیم.

167
00:09:19,249 --> 00:09:23,290
‫این نتیجه‌ی آزمون و خطا نبوده.

168
00:09:23,540 --> 00:09:29,074
‫هیولاها برای زنده موندن، کسب تجربه
‫و تلاش برای تکامل می‌جنگن.

169
00:09:29,124 --> 00:09:35,957
‫به عبارت دیگه، هر هیولایی میل به
‫جستجوی قدرت و درنده‌تر شدن داره.

170
00:09:37,457 --> 00:09:41,749
‫حتی اگه اون اژدها
‫واقعاً جونت رو نجات داده باشه،

171
00:09:42,124 --> 00:09:43,532
‫دفعه‌ی بعدی که با هم روبرو بشید،

172
00:09:43,582 --> 00:09:45,824
‫به یه چیز تهدیدآمیزتر
‫تکامل پیدا کرده،

173
00:09:45,874 --> 00:09:48,199
‫و اون دندون‌ها و چنگال‌ها رو
‫به سمت تو نشونه می‌گیره.

174
00:09:48,249 --> 00:09:49,749
‫خانم ماریل!

175
00:09:50,999 --> 00:09:53,374
‫معذرت می‌خوام.

176
00:09:55,457 --> 00:09:58,582
‫نباید هیچ انتظار عجیبی
‫از هیولاها داشته باشی.

177
00:09:58,999 --> 00:10:01,499
‫اونا تجسم
‫غریزه جنگیدن هستن.

178
00:10:01,790 --> 00:10:04,457
‫این باعث می‌شه با چیزی که
‫ما هستیم ناسازگار باشن.

179
00:10:04,707 --> 00:10:05,832
‫درسته.

180
00:10:11,540 --> 00:10:14,665
‫حتی اون اژدها هم
‫یه روزی تکامل پیدا می‌کنه...

181
00:10:17,665 --> 00:10:19,124
‫خیلی خب.

182
00:10:19,999 --> 00:10:22,657
‫خیلی سریع سطحم رو بالا می‌برم
‫و برمی‌گردم به مسیر درست!

183
00:10:22,707 --> 00:10:25,707
‫من می‌خوام یه قهرمان بشم، نه پادشاه شیاطین!

184
00:10:26,123 --> 00:10:27,240
‫اما برای شروع،

185
00:10:27,290 --> 00:10:31,165
‫می‌خوام تبدیل شدن به انسان رو یاد بگیرم
‫و برم به روستا.

186
00:10:31,832 --> 00:10:34,332
‫دلم می‌خواد اون دختره رو دوباره ببینم.

187
00:10:34,790 --> 00:10:35,865
‫بسیار خب.

188
00:10:35,915 --> 00:10:37,823
‫شاید شانس بیارم
‫و یه سری هیولای ضعیف این دور و بر پیدا کنم

189
00:10:37,873 --> 00:10:39,457
‫که کلی امتیاز تجربه به دست بیارم!

190
00:10:41,040 --> 00:10:42,040
‫هان؟

191
00:10:43,290 --> 00:10:45,498
‫چه اتفاقی داره میفته؟ نمی‌تونم تکون بخورم!

192
00:10:46,998 --> 00:10:48,115
‫یه تار؟

193
00:10:48,165 --> 00:10:49,957
‫پس یعنی...

194
00:10:57,790 --> 00:11:00,407
‫اوه. از اون مدل عنکبوت‌هایی نیست
‫که انتظار داشتم.

195
00:11:00,457 --> 00:11:01,407
‫[تارانتوروژ
‫وضعیت: عادی]

196
00:11:01,457 --> 00:11:03,532
‫وای، این لعنتی خیلی قویه!

197
00:11:03,582 --> 00:11:05,832
‫فکر نکنم الان بتونم شکستش بدم!

198
00:11:08,123 --> 00:11:09,540
‫نفس بچه!

199
00:11:11,873 --> 00:11:13,282
‫آره!

200
00:11:13,332 --> 00:11:15,957
‫شاید بتونم این کار رو بکنم!

201
00:11:16,332 --> 00:11:19,332
‫اما... آخ! منم آتیش گرفتم!

202
00:11:19,873 --> 00:11:22,698
‫شما مهارت
‫«مقاومت در برابر آتش» را به دست آوردید.

203
00:11:22,748 --> 00:11:26,082
‫اوه... یه خورده سوزشش کمتر شد.

204
00:11:27,707 --> 00:11:31,282
‫به نظر میاد گیر کرده.
‫چقدر آسیب دیده؟

205
00:11:31,332 --> 00:11:32,290
‫[تارانتوروژ
‫وضعیت: سوخته]

206
00:11:32,332 --> 00:11:34,373
‫اونقدرا که امیدوار بودم مؤثر نبود.

207
00:11:34,790 --> 00:11:37,248
‫خب... بیا اینو امتحان کن!

208
00:11:39,540 --> 00:11:41,748
‫چنگال‌های زهردار فلج‌کننده‌م رو بگیر!

209
00:11:41,998 --> 00:11:44,373
‫آره! آره! آره!

210
00:11:44,957 --> 00:11:47,032
‫خب، یه چک وضعیت بده!

211
00:11:47,082 --> 00:11:48,040
‫[وضعیت: سوخته - فلج (خفیف) - خشمگین]

212
00:11:48,748 --> 00:11:51,323
‫چطور هنوز نصف جونش مونده؟!

213
00:11:51,373 --> 00:11:54,582
‫و بدتر از اون،
‫فکر کنم عصبانیش کردم!

214
00:11:54,915 --> 00:11:55,948
‫اوه پسر...

215
00:11:55,998 --> 00:11:57,282
‫آره، کارم تمومه!

216
00:11:57,332 --> 00:11:59,873
‫بهتره الان که فلج شده،
‫فلنگو ببندم!

217
00:12:00,957 --> 00:12:03,582
‫دنبالم نیا! لطفاً؟

218
00:12:05,207 --> 00:12:06,290
‫امکان نداره...

219
00:12:06,498 --> 00:12:09,082
‫اثر فلجی به همین زودی از بین رفت؟!
‫بدبخت شدم!

220
00:12:09,415 --> 00:12:12,290
‫اوه صبر کن، من مهارت پرواز دارم!

221
00:12:17,290 --> 00:12:19,540
‫چی؟ نمی‌تونم پرواز کنم؟

222
00:12:22,290 --> 00:12:24,957
‫چرا نمی‌تونم؟ سطحم خیلی پایینه؟

223
00:12:25,957 --> 00:12:27,665
‫اوه نه!

224
00:12:28,040 --> 00:12:31,998
‫«قسمت سوم: یه تکامل دلپذیر غیرمنتظره»

225
00:12:35,040 --> 00:12:36,957
‫از اون موقع تا حالا ده دقیقه گذشته...

226
00:12:37,373 --> 00:12:39,323
‫چرا هنوز خسته نشده؟!

227
00:12:39,373 --> 00:12:41,498
‫این واسه یه عنکبوت
‫خیلی استقامت زیادیه!

228
00:12:41,832 --> 00:12:46,207
‫مهارت «غلتیدن» از سطح
‫دو به سطح سه ارتقا یافت.

229
00:12:46,498 --> 00:12:47,490
‫ایول، بالاخره!

230
00:12:47,540 --> 00:12:49,615
‫دارم از این مخمصه جون سالم به در می‌برم!

231
00:12:49,665 --> 00:12:52,282
‫شما لقب «دونده‌ی بزدل» را به دست آوردید.

232
00:12:52,332 --> 00:12:54,115
‫به من می‌گی بزدل؟!

233
00:12:54,165 --> 00:12:56,915
‫مهم نیست، اگه فکر می‌کردم شانسی
‫برای پیروزی دارم می‌جنگیدم!

234
00:12:58,373 --> 00:13:00,240
‫وای، یه صخره!

235
00:13:00,290 --> 00:13:02,123
‫اگه از اونجا بیفتم حتما می‌میرم!

236
00:13:02,707 --> 00:13:04,365
‫قبل از لبه بپیچم سمت راست؟
‫[مرده یا زنده]

237
00:13:04,415 --> 00:13:07,582
‫صبر کن. اگه فقط برسم به اون طرف
‫می‌تونم فرار کنم!

238
00:13:08,165 --> 00:13:10,998
‫اما مهارت پروازم هنوز قابل اعتماد نیست...

239
00:13:11,957 --> 00:13:14,373
‫مهم نیست! فقط با تمام سرعت می‌پرم!

240
00:13:14,873 --> 00:13:16,582
‫بزن بریم!

241
00:13:21,998 --> 00:13:23,498
‫روی باد سوار شدم!

242
00:13:24,957 --> 00:13:27,915
‫لعنتی! مثل آب خوردن بود!

243
00:13:28,248 --> 00:13:31,123
‫و حالا باید باهات خداحافظی کنم! بای بای!

244
00:13:31,748 --> 00:13:34,073
‫عالیه، فرار کردم!

245
00:13:34,123 --> 00:13:36,782
‫اما خیلی خسته‌ام.

246
00:13:36,832 --> 00:13:39,040
‫تلافی اینو سرت در میارم، عنکبوت لعنتی!

247
00:13:42,582 --> 00:13:44,407
‫فکر کنم رفت.

248
00:13:44,457 --> 00:13:47,373
‫سطحم که بالا رفت،
‫حتماً برمی‌گردم تا حسابشو برسم.

249
00:13:52,457 --> 00:13:53,456
‫وای!

250
00:13:56,123 --> 00:13:58,365
‫از تارهاش استفاده کرد تا
‫از اون دره رد بشه؟!

251
00:13:58,415 --> 00:13:59,831
‫این یکی دیگه خیلی پیگیره!

252
00:14:00,206 --> 00:14:02,540
‫دست از سرم بردار دیگه!

253
00:14:02,956 --> 00:14:07,073
‫مهارت «غلتیدن» از سطح سه
‫به سطح چهار ارتقا یافت.

254
00:14:07,123 --> 00:14:09,790
‫خوبه ولی،
‫دارم واسه جونم می‌جنگم!

255
00:14:10,831 --> 00:14:11,748
‫[گرگ خاکستری ظاهر شد!]

256
00:14:12,623 --> 00:14:14,831
‫شما 20 امتیاز تجربه کسب کردید.

257
00:14:15,498 --> 00:14:17,823
‫با توجه به اثر لقب «تخم متحرک»،

258
00:14:17,873 --> 00:14:20,540
‫شما 12 امتیاز تجربه اضافی
‫به دست آورده‌اید.

259
00:14:21,165 --> 00:14:25,456
‫اژدهای طاعون جوان از
‫سطح یک به سطح سه ارتقا یافت.

260
00:14:26,498 --> 00:14:27,206
‫[چوب‌بر جنگلی ظاهر شد!]

261
00:14:28,748 --> 00:14:29,240
‫[وارگ‌موش ظاهر شد!]

262
00:14:29,290 --> 00:14:30,290
‫چندش!

263
00:14:30,665 --> 00:14:31,073
‫[گورپروانه ظاهر شد!]

264
00:14:31,123 --> 00:14:31,781
‫ایش!

265
00:14:31,831 --> 00:14:32,415
‫[خطاکار]

266
00:14:32,456 --> 00:14:34,915
‫من رسماً دارم میزنم و در میرم!

267
00:14:35,165 --> 00:14:38,956
‫اژدهای طاعون جوان از
‫سطح سه به سطح هشت ارتقا یافت.

268
00:14:39,248 --> 00:14:40,323
‫چی، جدی؟

269
00:14:40,373 --> 00:14:42,531
‫آمارم واقعاً داره می‌ره بالا!

270
00:14:42,581 --> 00:14:44,331
‫شاید الان بتونم شکستش بدم!

271
00:14:46,831 --> 00:14:48,198
‫چه مهارت‌هایی داره؟

272
00:14:48,248 --> 00:14:51,956
‫[گاز گرفتن / زبان فلج‌کننده
‫تار عنکبوت / زهر دوگانه]

273
00:14:52,248 --> 00:14:54,831
‫اصلا نمی‌دونم «زهر دوگانه» چیه...

274
00:14:55,206 --> 00:14:58,123
‫اما نزدیک می‌شم و با تمام قدرت
‫یه نفس بچه بهش می‌زنم!

275
00:14:59,373 --> 00:15:00,206
‫چی؟!

276
00:15:02,623 --> 00:15:04,456
‫یعنی «زهر دوگانه» اینه؟!

277
00:15:06,915 --> 00:15:10,206
‫به لطف مقاومت در برابر زهر می‌تونم
‫تکون بخورم، اما گلوم داره منو می‌کشه.

278
00:15:12,123 --> 00:15:14,915
‫اون جونوره داره نگام می‌کنه؟

279
00:15:15,831 --> 00:15:16,748
‫نه...

280
00:15:17,373 --> 00:15:19,998
‫منتظره تا زهر اثر کنه!

281
00:15:20,373 --> 00:15:23,331
‫فکر کنم نمی‌دونه
‫من در برابر زهر مقاومم.

282
00:15:23,998 --> 00:15:25,456
‫یه فکری به سرم زد!

283
00:15:25,790 --> 00:15:28,873
‫وای، وای!

284
00:15:29,623 --> 00:15:33,031
‫اوخ!

285
00:15:33,081 --> 00:15:35,998
‫آخ، درد دارم! دارم می‌میرم!

286
00:15:40,998 --> 00:15:45,165
‫اگه این جواب نده، حس می‌کنم
‫یه احمق به تمام معنام.

287
00:15:46,498 --> 00:15:47,948
‫گرفتمت احمق!

288
00:15:47,998 --> 00:15:49,698
‫هنوز گلوم درد می‌کنه ولی،

289
00:15:49,748 --> 00:15:51,498
‫نفس بچه!

290
00:15:51,831 --> 00:15:54,498
‫چطوره؟
‫وقتی رو هوایی نمی‌تونی جاخالی بدی!

291
00:15:54,831 --> 00:15:56,081
‫تموم شد!

292
00:15:58,915 --> 00:16:03,073
‫اژدهای طاعون جوان از
‫سطح 8 به سطح 14 ارتقا یافت.

293
00:16:03,123 --> 00:16:04,281
‫ایول!

294
00:16:04,331 --> 00:16:06,906
‫شکست دادن اون هیولای سرسخت
‫باعث شد سطحم حسابی بره بالا!

295
00:16:06,956 --> 00:16:09,123
‫یالا، خودت می‌دونی کدوم مهارت رو می‌خوام!

296
00:16:09,623 --> 00:16:14,281
‫مهارت «نفس بچه» از
‫سطح دو به سطح سه ارتقا یافت.

297
00:16:14,331 --> 00:16:16,448
‫خب، این مهارت مفیدی واسه ارتقا دادنه.

298
00:16:16,498 --> 00:16:19,281
‫شما مهارت «دم اژدها» را به دست آوردید.

299
00:16:19,331 --> 00:16:21,706
‫اوه، آخرش با دمم بهش ضربه زدم.

300
00:16:21,915 --> 00:16:24,156
‫فکر کنم اونم یه مهارت حساب می‌شه، هان؟

301
00:16:24,206 --> 00:16:25,540
‫خب، بعدی چیه؟

302
00:16:27,623 --> 00:16:28,615
‫منو تو کف نذار.

303
00:16:28,665 --> 00:16:30,748
‫اونی که می‌ذاره آدم بشم کجاست؟

304
00:16:31,540 --> 00:16:33,281
‫اوه، باشه.

305
00:16:33,331 --> 00:16:35,498
‫همش همین بود پس؟

306
00:16:35,748 --> 00:16:39,406
‫یعنی اون توضیحاتی که درباره این اژدها
‫داده بود همش دروغ بود؟

307
00:16:39,456 --> 00:16:41,740
‫عمراً همچین چیزی باشه، مگه نه؟

308
00:16:41,790 --> 00:16:46,248
‫نکنه کاری هست که اول باید انجام بدم
‫تا تبدیل شدن به انسان رو یاد بگیرم یا چی؟

309
00:16:49,956 --> 00:16:51,915
‫امروز خیلی خسته‌کننده بود.

310
00:16:52,456 --> 00:16:55,073
‫اینو می‌خورم و یه جایی استراحت می‌کنم.

311
00:16:55,123 --> 00:16:56,081
‫اوه؟

312
00:17:01,790 --> 00:17:03,665
‫کسی خونه هست؟

313
00:17:05,956 --> 00:17:08,073
‫انگار خالیه.

314
00:17:08,123 --> 00:17:09,873
‫عجب جای توپی پیدا کردم!

315
00:17:17,498 --> 00:17:20,748
‫هیچ چیزی بهتر از گوشت کبابی نیست!

316
00:17:20,956 --> 00:17:23,739
‫متأسفانه بوی زُهم میده.

317
00:17:23,789 --> 00:17:24,748
‫اوه، فهمیدم!

318
00:17:25,373 --> 00:17:27,573
‫این میوه‌هایی که قبلاً پیدا کردم
‫بوی خیلی خوبی دارن،

319
00:17:27,623 --> 00:17:30,081
‫تقریباً مثل فلفله.

320
00:17:31,789 --> 00:17:34,706
‫شاید اگه آبشون رو بریزم
‫روی گوشت خوب باشه!

321
00:17:36,998 --> 00:17:38,614
‫وای خدای من...

322
00:17:38,664 --> 00:17:41,156
‫نه تنها بوی زهمش رو کلاً از بین برد،

323
00:17:41,206 --> 00:17:46,206
‫بوی تند و طعمش انقدر خوبش کرده
‫که دلم می‌خواد بازم بخورم!

324
00:17:47,373 --> 00:17:48,914
‫خوشمزه‌ست!

325
00:17:50,164 --> 00:17:55,073
‫بسیار خب، این غار رو می‌کنم پایگاهم،
‫و شروع می‌کنم به جمع کردن اون میوه قرمزه.

326
00:17:55,123 --> 00:17:58,831
‫اما برای استفاده به عنوان چاشنی
‫یه خورده زیادی خیس و چسبناکه.

327
00:17:59,123 --> 00:18:01,239
‫سعی می‌کنم بیرون خشکش کنم.

328
00:18:01,289 --> 00:18:02,906
‫احتمالا برای نگه‌داریش بهتر باشه.

329
00:18:02,956 --> 00:18:05,039
‫اوضاع داره هیجان‌انگیز می‌شه!

330
00:18:05,289 --> 00:18:07,823
‫شما لقب «آقای سرآشپز» را به دست آوردید.

331
00:18:07,873 --> 00:18:10,698
‫حس می‌کنم زندگی خصوصیم داره پخش می‌شه.

332
00:18:10,748 --> 00:18:12,164
‫میشه مثل گزارشگرها رفتار نکنی؟

333
00:18:12,956 --> 00:18:14,414
‫پسر، حسابی سیر شدم!

334
00:18:14,831 --> 00:18:18,198
‫یه کم تلاش اضافه واقعاً
‫تفاوت بزرگی ایجاد می‌کنه!

335
00:18:18,248 --> 00:18:21,123
‫البته، من فقط کبابش کردم
‫و یه کم چاشنی بهش زدم.

336
00:18:21,873 --> 00:18:23,289
‫آقای آشپز، هان؟

337
00:18:23,706 --> 00:18:27,456
‫نمی‌دونم با این دست‌پختم می‌تونم
‫بین روستایی‌ها محبوب بشم یا نه.

338
00:18:29,706 --> 00:18:31,281
‫نه، همچین اتفاقی نمیفته.

339
00:18:31,331 --> 00:18:35,831
‫هر ضیافتی هم راه بندازم،
‫با این قیافه‌ام همشون فرار می‌کنن.

340
00:18:37,081 --> 00:18:41,164
‫وقتی بچه اژدها بودم باز هم بانمک بودم.

341
00:18:41,706 --> 00:18:45,573
‫الان سر تا پام سیاهه،
‫با این چشمای بدجنس...

342
00:18:45,623 --> 00:18:48,039
‫بماند که چنگال‌ها و دندون‌هام هم تیزه...

343
00:18:48,456 --> 00:18:49,656
‫شرط می‌بندم...

344
00:18:49,706 --> 00:18:53,331
‫حتی اون دختره هم الان منو نمی‌شناسه.

345
00:18:54,998 --> 00:18:58,364
‫اینم نتیجه له له زدن واسه مهارتِ
‫«تبدیل شدن به انسان»!

346
00:18:58,414 --> 00:19:01,531
‫حالا رسماً تو خط داستانیِ
‫«دشمن بشریت» گیر افتادم!

347
00:19:01,581 --> 00:19:04,281
‫حداقل اون مهارت
‫تبدیل شدن به انسان رو بهم بده!

348
00:19:04,331 --> 00:19:05,956
‫یالا دیگه!

349
00:19:06,998 --> 00:19:10,664
‫ای بابا... واقعاً انتخاب اشتباهی بود.

350
00:19:16,831 --> 00:19:18,323
‫آقای داز رو دیدی؟

351
00:19:18,373 --> 00:19:20,031
‫آره دیدم.

352
00:19:20,081 --> 00:19:22,739
‫دیروز، کنار یه برکه درست بیرون روستا.

353
00:19:22,789 --> 00:19:25,031
‫میشه بیشتر بهم بگید، آقای برتز؟

354
00:19:25,081 --> 00:19:27,206
‫البته.

355
00:19:28,414 --> 00:19:34,206
‫داشتم اونجا ماهی می‌گرفتم که داز رو
‫تو یه بیشه پر درخت دیدم.

356
00:19:36,873 --> 00:19:39,114
‫اما اون متوجه من نشد.

357
00:19:39,164 --> 00:19:42,073
‫داشت می‌رفت تو عمق جنگل
‫تا اینکه غیبش زد.

358
00:19:42,123 --> 00:19:45,623
‫تو راه داشت با خودش یه چیزایی زمزمه می‌کرد.

359
00:19:45,873 --> 00:19:48,364
‫داری قصه می‌بافی، پیرمرد برتز.

360
00:19:48,414 --> 00:19:51,289
‫مطمئنی هوشیار بودی
‫و اینا رو تو خواب ندیدی؟

361
00:19:51,623 --> 00:19:54,706
‫دیروز لب به هیچی نزدم!
‫مثل روز روشن دیدمش!

362
00:19:55,998 --> 00:19:59,123
‫تا حالا تو عمرت یه روز هم هوشیار نبودی،
‫مگه نه بابابزرگ؟

363
00:20:01,831 --> 00:20:04,539
‫میریا، حالت کاملاً خوب شده؟

364
00:20:04,873 --> 00:20:07,739
‫بله. ببخشید که نگرانتون کردم.

365
00:20:07,789 --> 00:20:10,748
‫اتفاقی که برای داز و گرانتز افتاد
‫تقصیر تو نیست.

366
00:20:10,998 --> 00:20:12,239
‫خودت رو به خاطرش اذیت نکن.

367
00:20:12,289 --> 00:20:14,664
‫من خوبم. بعداً می‌بینمتون.

368
00:20:17,664 --> 00:20:18,781
‫بهت گفتم نه!

369
00:20:18,831 --> 00:20:20,406
‫تو به هیچ وجه
‫اجازه نداری بری تو جنگل!

370
00:20:20,456 --> 00:20:23,414
‫اما آقای داز ممکنه هنوز زنده باشه!

371
00:20:23,706 --> 00:20:25,989
‫پس چرا تا الان برنگشته روستا؟

372
00:20:26,039 --> 00:20:28,289
‫نمی‌دونم چرا، اما...

373
00:20:28,664 --> 00:20:30,489
‫اگه نگران اینی که تنها برم،

374
00:20:30,539 --> 00:20:32,156
‫پس بیا به اهالی روستا بگیم
‫یه گروه جستجو تشکیل بدن!

375
00:20:32,206 --> 00:20:33,906
‫میشه بی‌خیال بشی دیگه؟!

376
00:20:33,956 --> 00:20:36,789
‫ما نمی‌تونیم جون تو
‫یا هرکس دیگه‌ای تو روستا رو به خطر بندازیم!

377
00:20:38,998 --> 00:20:40,164
‫باشه.

378
00:20:45,414 --> 00:20:46,739
‫نگران نباش.

379
00:20:46,789 --> 00:20:48,948
‫از انجمن می‌خوام که بررسی کنن.

380
00:20:48,998 --> 00:20:51,331
‫ماجراجوها باید
‫به موقع برای کمک بیان.

381
00:20:52,164 --> 00:20:53,906
‫بسیار خب.

382
00:20:53,956 --> 00:20:57,331
‫ببخشید که اینقدر غیرمنطقی رفتار کردم.

383
00:21:06,372 --> 00:21:09,164
‫دیروز خوب خوردم و خیلی خوب خوابیدم.

384
00:21:09,497 --> 00:21:13,331
‫حالا قراره دیوانه‌وار سطحم رو بالا ببرم
‫و برم تو کار تبدیل شدن به انسان!

385
00:21:16,497 --> 00:21:18,031
‫اون چیه؟

386
00:21:18,081 --> 00:21:20,206
‫نمی‌تونه فقط یه گودال آب باشه، نه؟

387
00:21:20,414 --> 00:21:22,572
‫شاید یه هیولاست.

388
00:21:22,622 --> 00:21:25,156
‫خیلی قوی به نظر نمیاد.

389
00:21:25,206 --> 00:21:27,614
‫می‌تونم از این برای
‫جمع کردن امتیاز تجربه استفاده کنم.

390
00:21:27,664 --> 00:21:29,581
‫دوست دارم آمارش رو...

391
00:21:32,789 --> 00:21:33,739
‫آخ!

392
00:21:33,789 --> 00:21:36,281
‫سرم درد می‌کنه! این دیگه چیه؟!

393
00:21:36,331 --> 00:21:41,539
‫مهارت مشاهده وضعیت نمی‌تواند
‫چنین اطلاعات خاصی را در سطح سه ارائه دهد.

394
00:21:41,706 --> 00:21:43,322
‫حتی چشمام هم داره می‌سوزه!

395
00:21:43,372 --> 00:21:45,072
‫وای!

396
00:21:45,122 --> 00:21:49,622
‫مهارت «مشاهده‌ی وضعیت» از
‫سطح سه به سطح چهار ارتقا یافت.

397
00:21:53,331 --> 00:21:56,572
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

398
00:21:56,622 --> 00:21:59,997
‫اون دیگه چه کوفتیه؟!

399
00:22:00,664 --> 00:22:03,947
‫♪ میشه بهم بگی؟ کلماتی که باورشون داشتم ♪

400
00:22:03,997 --> 00:22:07,197
‫♪ تغییرات ما می‌تونه بی‌پایان باشه ♪

401
00:22:07,247 --> 00:22:10,664
‫♪ همیشه اون صفحه‌ از
‫داستان ابدیمون رو به یاد داشته باش ♪

402
00:22:10,956 --> 00:22:13,206
‫♪ که قولش رو از دست داده ♪

403
00:22:13,414 --> 00:22:17,747
‫♪ نذار هیچکس زمینت بزنه ♪

404
00:22:19,914 --> 00:22:24,081
‫♪ سپیده‌دم رو رها کن ♪

405
00:22:27,164 --> 00:22:30,572
‫♪ اگه خاطره هنوز هم زیباست ♪

406
00:22:30,622 --> 00:22:33,372
‫♪ اونجا رهاش کن، تو دل بارون ♪

407
00:22:33,581 --> 00:22:37,156
‫♪ حتی احساساتی که
‫از حس کردن مسیر پیش رو میان ♪

408
00:22:37,206 --> 00:22:39,914
‫♪ همیشه تو ذهنت نگهشون دار ♪

409
00:22:40,206 --> 00:22:41,781
‫♪ راه برگشتی نیست ♪

410
00:22:41,831 --> 00:22:43,406
‫♪ رو قلب حک شده ♪

411
00:22:43,456 --> 00:22:45,072
‫♪ با اولین انگیزه ♪

412
00:22:45,122 --> 00:22:46,706
‫♪ تا وقتی که لبریز بشه ♪

413
00:22:46,789 --> 00:22:48,239
‫♪ یه بیان آروم از اراده ♪

414
00:22:48,289 --> 00:22:49,822
‫♪ شروع تغییر همینه ♪

415
00:22:49,872 --> 00:22:52,039
‫♪ بیا شروع کنیم ۳، ۲، ۱ حرکت!! ♪

416
00:22:52,247 --> 00:22:55,447
‫♪ میشه بهم بگی؟ کلماتی که باورشون داشتم ♪

417
00:22:55,497 --> 00:22:58,614
‫♪ تغییرات ما می‌تونه بی‌پایان باشه ♪

418
00:22:58,664 --> 00:23:02,331
‫♪ همیشه اون صفحه‌ از
‫داستان ابدیمون رو به یاد داشته باش ♪

419
00:23:02,497 --> 00:23:04,747
‫♪ که قولش رو از دست داده ♪

420
00:23:04,914 --> 00:23:07,281
‫♪ سرنوشتی که هنوز باید محقق بشه ♪

421
00:23:07,331 --> 00:23:08,906
‫♪ و احتمالی که ارائه میده ♪

422
00:23:08,956 --> 00:23:12,406
‫♪ ما با هم
‫به جایی پرواز می‌کنیم که اینجا نیست ♪

423
00:23:12,456 --> 00:23:17,997
‫♪ تا وقتی که صبح از راه برسه ♪

424
00:23:18,247 --> 00:23:20,497
‫♪ بال‌هات رو باز کن ♪

425
00:23:20,706 --> 00:23:24,164
‫♪ تا وقتی که یه روز تو آسمون ناپدید بشی ♪

426
00:23:30,039 --> 00:23:31,914
‫[کوزه لاکپشت از آب دراومد]

427
00:23:31,956 --> 00:23:34,872
‫«قسمت بعد: کوزه لاکپشت از آب دراومد»

428
00:23:36,039 --> 00:23:40,997
‫قوی‌تر شو.