1
00:00:01,625 --> 00:00:03,458
‫دیگه همه چیز روبه‌راهه.

2
00:00:04,291 --> 00:00:04,950
‫خیلی خوشحالم که هنوز زنده‌ای.

3
00:00:05,000 --> 00:00:06,241
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

4
00:00:06,291 --> 00:00:08,708
‫خب راستشو بخوای...

5
00:00:09,250 --> 00:00:10,416
‫خیالم راحت شد.

6
00:00:15,583 --> 00:00:18,658
‫شما 234 امتیاز تجربه دریافت کردید.

7
00:00:18,708 --> 00:00:20,583
‫خفه شو، یه کلمه هم حرف نزن!

8
00:00:21,916 --> 00:00:23,291
‫تو تنها...

9
00:00:23,333 --> 00:00:26,625
‫و عزیزترین دوستمی که بهش اعتماد دارم!

10
00:00:27,541 --> 00:00:28,575
‫تا وقتی که تو رو دارم،

11
00:00:28,625 --> 00:00:30,533
‫دیگه برام مهم نیست که
‫می‌تونم تبدیل به انسان بشم

12
00:00:30,583 --> 00:00:31,750
‫یا نه!

13
00:00:31,958 --> 00:00:34,708
‫شما مهارت «تبدیل انسانی» را دریافت کردید.

14
00:00:41,083 --> 00:00:42,500
‫واقعاً؟

15
00:00:43,791 --> 00:00:48,958
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

16
00:00:49,958 --> 00:00:51,616
‫میگم، بانو ملتیا...

17
00:00:51,666 --> 00:00:56,625
‫چرا با اینکه من همراهتم،
‫یه مأموریت رده‌ی سی قبول کردی؟

18
00:00:56,958 --> 00:01:00,500
‫رده‌ی سی خیلی سخته، مگه نه؟

19
00:01:01,250 --> 00:01:05,708
‫بهتر نبود منتظر می‌موندیم
‫بقیه اعضامون هم بیان؟

20
00:01:06,375 --> 00:01:08,866
‫راستش، اگه فقط تو همراهم باشی راحت‌تره.

21
00:01:08,916 --> 00:01:11,625
‫اگه اوضاع بیخ پیدا کنه،
‫راحت می‌تونم فرار کنم.

22
00:01:11,750 --> 00:01:16,075
‫خب، ولی من خیلی مطمئن نیستم که
‫بتونم فرار کنما.

23
00:01:16,125 --> 00:01:20,541
‫با خودت گفتی چون یه رگم سگه
‫سریع می‌دوئم یا چی؟

24
00:01:21,666 --> 00:01:22,658
‫وایسا ببینم!

25
00:01:22,708 --> 00:01:25,458
‫نکنه منظورت اینه که
‫با مردنِ من مشکلی نداری، درسته؟!

26
00:01:25,708 --> 00:01:27,200
‫شوخی کردم.

27
00:01:27,250 --> 00:01:29,658
‫با اینکه این مأموریت رده سی هستش،

28
00:01:29,708 --> 00:01:33,208
‫هدفمون کشتن هیولاها نیست،
‫بلکه جستجوی جنگله.

29
00:01:33,583 --> 00:01:36,250
‫واسه همین فکر نمی‌کردم زیاد خطرناک باشه.

30
00:01:37,083 --> 00:01:40,333
‫آهان، که اینطور.
‫دنبال یه نفر می‌گردیم، مگه نه؟

31
00:01:40,916 --> 00:01:44,291
‫کسی که مثلاً قراره مرده باشه
‫یا یه همچین چیزی.

32
00:01:45,041 --> 00:01:47,250
‫یه جای کار می‌لنگه...

33
00:01:55,125 --> 00:02:01,708
‫♪ ای درد، قوی‌تر شو و به شجاعت تبدیل شو ♪

34
00:02:08,958 --> 00:02:12,908
‫♪ من چی متولد شدم؟ ♪

35
00:02:12,958 --> 00:02:18,116
‫♪ دنیایی که دستم رو دراز کردم و لمسش کردم ♪

36
00:02:18,166 --> 00:02:23,083
‫♪ با اندوه و ظرافت می‌درخشه ♪

37
00:02:23,208 --> 00:02:28,083
‫♪ دقیقاً به همین خاطره که دیگه دردی نیست ♪

38
00:02:32,500 --> 00:02:37,166
‫♪ نبض آینده در این مکان ♪

39
00:02:37,583 --> 00:02:40,625
‫♪ وقتی حس شد، دیگه متوقف نمیشه ♪

40
00:02:40,833 --> 00:02:44,366
‫♪ نور رو دنبال کن ♪

41
00:02:44,416 --> 00:02:45,491
‫♪ پنجه‌ی پرنده ♪

42
00:02:45,541 --> 00:02:49,916
‫♪ حالا می‌خوام از یکی محافظت کنم ♪

43
00:02:50,083 --> 00:02:54,616
‫♪ درسته...
‫نه باختنی تو کاره نه تسلیم شدنی ♪

44
00:02:54,666 --> 00:02:55,866
‫♪ پنجه‌ی پرنده ♪

45
00:02:55,916 --> 00:03:03,116
‫♪ فهمیدم که منِ کوچک تغییر کرده ♪

46
00:03:03,166 --> 00:03:09,791
‫♪ ای درد، قوی‌تر شو و به شجاعت تبدیل شو ♪

47
00:03:19,375 --> 00:03:20,791
‫همینجاست؟

48
00:03:21,083 --> 00:03:22,075
‫آره.

49
00:03:22,125 --> 00:03:24,250
‫گفتن باید مستقیم بریم داخل.

50
00:03:31,416 --> 00:03:34,666
‫خیلی پیش نمیاد که
‫یه الف رو توی روستای آدما ببینیم.

51
00:03:34,875 --> 00:03:37,325
‫اگه بخوام دقیق‌تر بگم،
‫من فقط یه دورگه‌ی الفم.

52
00:03:37,375 --> 00:03:39,541
‫اسمم ماریله.

53
00:03:41,916 --> 00:03:43,366
‫ممنون، میریا.

54
00:03:43,416 --> 00:03:45,458
‫لطفاً چند لحظه ما رو تنها بذار.

55
00:03:45,833 --> 00:03:48,000
‫باشه. با اجازه‌تون.

56
00:03:52,041 --> 00:03:56,291
‫نمی‌خوام جزئیات این مأموریت رو بشنوه.

57
00:03:56,625 --> 00:04:01,041
‫خب، این شخصِ مُرده ولی زنده
‫که داریم دنبالش می‌گردیم کیه؟

58
00:04:01,375 --> 00:04:03,116
‫اسمش دازه.

59
00:04:03,166 --> 00:04:07,750
‫اون با این دختر هم‌گروهی بود
‫که با یه اژدهای سنگی جنگیدن.

60
00:04:10,333 --> 00:04:12,375
‫ما الان برای بررسی راهی میشیم.

61
00:04:16,291 --> 00:04:19,000
‫اون دختره بهمون زل زده.

62
00:04:22,125 --> 00:04:25,916
‫میریا خودش رو مسئول مرگ داز می‌دونه.

63
00:04:26,416 --> 00:04:29,208
‫فکر کنم یواشکی می‌رفته توی جنگل
‫تا دنبالش بگرده.

64
00:04:30,208 --> 00:04:33,616
‫تنهایی رفتن به جنگل
‫برای اون به شدت خطرناکه.

65
00:04:33,666 --> 00:04:37,166
‫برای همینه که ازتون می‌خوام
‫حقیقت پشت این شایعه رو فاش کنین.

66
00:04:38,291 --> 00:04:41,083
‫پس در واقع، ما باید جنگل رو بگردیم

67
00:04:41,125 --> 00:04:44,833
‫و مدرکی پیدا کنیم که
‫نشون بده آقای داز مرده؟

68
00:04:45,041 --> 00:04:47,116
‫پیدا کردن جسدش بهترین حالت ممکنه،

69
00:04:47,166 --> 00:04:51,783
‫ولی در بدترین حالت،
‫می‌تونیم با چند روز جستجو

70
00:04:51,833 --> 00:04:53,750
‫و گزارشِ اینکه هیچ آدم مشکوکی رو
‫پیدا نکردیم، سر و ته قضیه رو هم بیاریم.

71
00:04:55,333 --> 00:04:59,333
‫الان دیگه زخم‌هات باید سریع‌تر خوب بشن.

72
00:05:00,125 --> 00:05:01,541
‫خوب استراحت کن، باشه؟

73
00:05:03,250 --> 00:05:04,750
‫به نظر میاد خوابیده.

74
00:05:05,125 --> 00:05:06,250
‫خیلی خب.

75
00:05:09,500 --> 00:05:14,250
‫می‌خوام وضعیتم رو
‫بعد از بالا رفتنِ سطح چک کنم...

76
00:05:15,083 --> 00:05:16,833
‫[تبدیل انسانی]

77
00:05:17,208 --> 00:05:19,791
‫اونجاست! واقعاً اونجاست! ایول!

78
00:05:21,125 --> 00:05:23,533
‫باید از غار فاصله بگیرم.

79
00:05:23,583 --> 00:05:28,958
‫اگه یهو انسان بشم
‫ممکنه مارمولک سیاه بهم حمله کنه.

80
00:05:29,208 --> 00:05:33,158
‫من که نمی‌خوام کارهایی مثل
‫رفتن به روستا رو انجام بدم،

81
00:05:33,208 --> 00:05:35,875
‫یا با مردم ارتباط برقرار کنم،
‫یا دوباره میریا رو ببینم...

82
00:05:36,416 --> 00:05:38,625
‫نه بابا! اصلاً تو ذهنم نیست!

83
00:05:41,791 --> 00:05:44,791
‫خب، راستش یکم هست، ولی...

84
00:05:47,916 --> 00:05:49,116
‫باورم نمیشه...

85
00:05:49,166 --> 00:05:51,241
‫درست همون لحظه‌ای که فکر کردم
‫بدونِ اون هم مشکلی ندارم،

86
00:05:51,291 --> 00:05:53,375
‫مهارت تغییر شکل به انسان رو گرفتم.

87
00:05:54,041 --> 00:05:57,666
‫اما به فرض که انسان بشم، باید چیکار کنم؟

88
00:05:59,583 --> 00:06:02,325
‫دلم نمی‌خواد از مارمولک سیاه جدا بشم،

89
00:06:02,375 --> 00:06:05,000
‫ولی زندگی کردن
‫توی یه روستای درست و حسابی هم خوبه...

90
00:06:05,375 --> 00:06:09,625
‫اگه هر سه روز یه بار تغییر کنم، شاید بتونم
‫هم توی غار زندگی کنم هم توی روستا؟

91
00:06:10,916 --> 00:06:12,408
‫خب، به هر حال،

92
00:06:12,458 --> 00:06:16,625
‫همین که احتمال داره بتونم
‫اعتماد انسان‌ها رو جلب کنم، خودش عالیه.

93
00:06:17,666 --> 00:06:19,950
‫وای خدای من، الان خیلی هیجان‌زده‌ام!

94
00:06:20,000 --> 00:06:21,950
‫امیدوارم یه پسر خیلی خوش‌تیپ بشم.

95
00:06:22,000 --> 00:06:24,075
‫آخ، اگه به یه دختر تبدیل بشم چی؟

96
00:06:24,125 --> 00:06:25,658
‫اگه یه دختر جذاب بشم که دیگه غش می‌کنم!

97
00:06:25,708 --> 00:06:28,583
‫اون‌وقت هر دفعه توی رودخونه نگاه کنم
‫به خودم خیره میشم!

98
00:06:30,375 --> 00:06:32,241
‫می‌تونم تا ابد به این موضوع فکر کنم.

99
00:06:32,291 --> 00:06:33,575
‫فقط باید انجامش بدم!

100
00:06:33,625 --> 00:06:35,125
‫تبدیل انسانی.

101
00:06:37,166 --> 00:06:38,333
‫بدنم؟!

102
00:06:46,958 --> 00:06:48,250
‫این...

103
00:06:49,166 --> 00:06:50,291
‫منم؟

104
00:06:51,541 --> 00:06:52,700
‫ایش!

105
00:06:52,750 --> 00:06:55,916
‫لعنتی، من از یه اژدهای طاعون جوان هم
‫زشت‌تر و عجیب‌الخلقه‌ترم!

106
00:06:56,375 --> 00:06:59,416
‫یعنی تغییر شکل به انسان
‫قراره این‌قدر ضایع باشه؟!

107
00:06:59,708 --> 00:07:01,658
‫صدای الهی نمی‌تواند...

108
00:07:01,708 --> 00:07:03,158
‫در سطح 3، توضیحاتی از این دست ارائه دهد.

109
00:07:03,208 --> 00:07:06,250
‫صدای احمق، چند بار قراره
‫بهم امید بدی و بعد ازم بگیریش!

110
00:07:06,500 --> 00:07:09,116
‫هیجانم رو پس بده، ضدحال!

111
00:07:09,166 --> 00:07:11,158
‫چطور بقیه اژدهاهای طاعون جوان...

112
00:07:11,208 --> 00:07:14,125
‫از این مهارت آشغال
‫برای انجام کارهای شیطانی استفاده می‌کنن؟!

113
00:07:15,291 --> 00:07:18,116
‫هم حمله و هم دفاعم نصف شده،

114
00:07:18,166 --> 00:07:20,875
‫و مانای من هم داره خیلی سریع تموم میشه!

115
00:07:21,083 --> 00:07:22,666
‫این افتضاحه.

116
00:07:23,083 --> 00:07:24,250
‫بیخیال.

117
00:07:31,625 --> 00:07:33,666
‫موفق شدیم شکستش بدیم...

118
00:07:34,250 --> 00:07:36,458
‫خوشحالم که اینجا بودی تا کمک کنی.

119
00:07:40,833 --> 00:07:43,366
‫هوا حسابی تاریک شده...

120
00:07:43,416 --> 00:07:44,825
‫درسته.

121
00:07:44,875 --> 00:07:47,291
‫و هیچ اثری هم از داز ندیدیم.

122
00:07:47,500 --> 00:07:51,375
‫ولی، فکر نمی‌کنم
‫اون تا اینجای جنگل اومده باشه...

123
00:07:51,666 --> 00:07:53,700
‫هیولاها هم قوی‌تر شدن.

124
00:07:53,750 --> 00:07:55,458
‫الان دیگه باید برگردیم.

125
00:08:01,000 --> 00:08:02,783
‫یکی‌شون مشخصاً یه اژدهاست.

126
00:08:02,833 --> 00:08:05,416
‫اون یکی یه جورایی شبیه به انسانه.

127
00:08:05,750 --> 00:08:09,166
‫یه جور عبادتگاه
‫که توسط اژدهاپرست‌ها ساخته شده؟

128
00:08:09,458 --> 00:08:12,208
‫فکر نمی‌کنم این روستا
‫همچین فرقه‌ای داشته باشه.

129
00:08:12,750 --> 00:08:17,083
‫حس می‌کنم که این مجسمه‌ها
‫با جادوی قدرتمندی پر شدن.

130
00:08:19,125 --> 00:08:20,708
‫این بو...

131
00:08:24,666 --> 00:08:27,833
‫این گوشته، شک ندارم.

132
00:08:28,375 --> 00:08:30,250
‫بیا یه نگاهی به داخل غار بندازیم.

133
00:08:40,916 --> 00:08:42,116
‫روشنه.

134
00:08:42,166 --> 00:08:45,250
‫اونا قارچ‌های نورانی‌ان که روی دیوارن.

135
00:08:46,583 --> 00:08:47,916
‫خز؟

136
00:08:48,791 --> 00:08:51,625
‫یه چیزی توی این دیگ هست که بوی خوبی میده...

137
00:08:52,208 --> 00:08:53,991
‫کلی میوه‌ی قرمز داخلشه.

138
00:08:54,041 --> 00:08:56,075
‫فکر کنم اینا ادویه باشن.

139
00:08:56,125 --> 00:08:58,158
‫میوه‌های قرمزی که
‫به عنوان ادویه استفاده میشن؟

140
00:08:58,208 --> 00:08:59,958
‫ممکنه طلای سرخ باشن؟!

141
00:09:00,208 --> 00:09:02,700
‫منظورت پیپریسه؟

142
00:09:02,750 --> 00:09:03,991
‫شاید.

143
00:09:04,041 --> 00:09:06,200
‫منم قبلاً ندیده بودمشون.

144
00:09:06,250 --> 00:09:08,450
‫من می‌خوام
‫یکم از اینا رو با خودم ببرم خونه!

145
00:09:08,500 --> 00:09:09,741
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی!

146
00:09:09,791 --> 00:09:12,375
‫این غار احتمالاً مخفیگاه دزدهاست.

147
00:09:12,583 --> 00:09:15,166
‫ممکنه درگیر یه ماجرای خطرناک بشیم.

148
00:09:17,500 --> 00:09:18,450
‫هان؟

149
00:09:18,500 --> 00:09:20,000
‫به اون اصلاً نزدیک نشو!

150
00:09:24,583 --> 00:09:25,866
‫اون چیه؟

151
00:09:25,916 --> 00:09:28,116
‫یه هیولا که بهش
‫لقب «پرنسس زهرآگین» رو دادن.

152
00:09:28,166 --> 00:09:29,625
‫یه گازش می‌تونه آدم رو بکشه.

153
00:09:31,583 --> 00:09:33,666
‫خوشبختانه به نظر میرسه فرار کرده.

154
00:09:33,958 --> 00:09:37,750
‫در هر صورت، باید هر چه سریع‌تر
‫از این غار خارج بشیم.

155
00:09:46,291 --> 00:09:48,833
‫هیس! همه‌چیز روبه‌راهه!

156
00:09:49,708 --> 00:09:52,616
‫دیدم که اون دوتا رفتن توی غار.

157
00:09:52,666 --> 00:09:56,116
‫یه شوالیه زنِ انسان
‫و یکی دیگه که گوش و دم داره...

158
00:09:56,166 --> 00:09:58,833
‫یعنی ممکنه یه نیمه‌انسانِ سگ‌نما باشه؟

159
00:09:59,583 --> 00:10:02,158
‫حتماً از دیدنِ لونه‌ام شگفت‌زده میشن!

160
00:10:02,208 --> 00:10:04,291
‫پس اگه الان سر و کله‌م پیدا بشه...

161
00:10:05,750 --> 00:10:06,450
‫[هیولا]

162
00:10:06,500 --> 00:10:09,833
‫اونا فقط فکر می‌کنن من یه هیولام
‫که سرگردان اومده توی غار.

163
00:10:10,041 --> 00:10:11,041
‫خیلی خب!

164
00:10:11,875 --> 00:10:13,491
‫چاره‌ی دیگه‌ای ندارم!

165
00:10:13,541 --> 00:10:16,208
‫دوباره از تغییر شکل به انسان
‫استفاده می‌کنم!

166
00:10:19,750 --> 00:10:21,908
‫به هر حال تو این دنیا
‫نیمه‌انسان‌ها هم وجود دارن.

167
00:10:21,958 --> 00:10:25,033
‫احتمالش هست که من رو
‫به عنوان یه آدمِ توله‌سگی قبول کنن!

168
00:10:25,083 --> 00:10:26,375
‫غیرممکن نیست!

169
00:10:31,083 --> 00:10:33,375
‫سلام، چطورین؟

170
00:10:39,541 --> 00:10:40,700
‫نترس، یونو!

171
00:10:40,750 --> 00:10:42,625
‫باشه!

172
00:10:43,583 --> 00:10:44,916
‫لوسنت لونا!

173
00:10:49,791 --> 00:10:51,791
‫اون یه اژدهای طاعونه!

174
00:10:52,208 --> 00:10:54,366
‫مانای من همین الانشم تموم شده!
‫بیا فرار کنیم!

175
00:10:54,416 --> 00:10:55,741
‫باشه!

176
00:10:55,791 --> 00:10:57,908
‫صبر کنید! من...

177
00:10:57,958 --> 00:10:59,250
‫من فقط...

178
00:11:00,541 --> 00:11:01,791
‫هق هق.

179
00:11:06,291 --> 00:11:10,250
‫«قسمت ششم: انسان شدم و حسابی کتک خوردم»

180
00:11:13,541 --> 00:11:15,958
‫دنبالمون نمیاد، درسته؟

181
00:11:16,375 --> 00:11:17,408
‫آره.

182
00:11:17,458 --> 00:11:18,916
‫به نظر میاد در امانیم.

183
00:11:19,500 --> 00:11:22,950
‫باورم نمیشه اژدهای طاعون
‫توی این جنگل زندگی می‌کنه.

184
00:11:23,000 --> 00:11:24,291
‫چه سورپرایز افتضاحی.

185
00:11:24,500 --> 00:11:27,741
‫ولی اونا بهمون
‫درباره اژدهای سنگی گفته بودن.

186
00:11:27,791 --> 00:11:30,750
‫چیکار کنیم؟ برگردیم به روستا؟

187
00:11:31,041 --> 00:11:34,866
‫نه، اگه الان برگردیم
‫تقریباً چیزی برای گزارش دادن نداریم.

188
00:11:34,916 --> 00:11:40,041
‫علاوه بر این، اگه بخوایم بیشتر بررسی کنیم،
‫به نیروی بیشتری نیاز داریم.

189
00:11:40,500 --> 00:11:43,791
‫پس اعضای همیشگی رو خبر می‌کنیم؟

190
00:11:44,458 --> 00:11:45,408
‫آره.

191
00:11:45,458 --> 00:11:48,416
‫بیا از جنگل خارج بشیم
‫و باهاشون تماس بگیریم.

192
00:11:54,958 --> 00:11:57,083
‫عجب استراحت خوبی بود.

193
00:11:59,791 --> 00:12:02,241
‫به نظر میاد کاملاً سرحال شدم.

194
00:12:02,291 --> 00:12:06,791
‫دیروز افتضاح‌ترین بود، با اینکه بالاخره
‫مهارت تغییر شکل به انسان رو به دست آوردم.

195
00:12:07,375 --> 00:12:10,666
‫لعنت بهش، هنوزم بخاطرش حالم گرفته‌ست.

196
00:12:10,875 --> 00:12:12,625
‫آهان، فهمیدم!

197
00:12:15,541 --> 00:12:18,958
‫میگم، یه چیزی ازت می‌خوام.

198
00:12:19,416 --> 00:12:23,533
‫یه مشت میمون احمق هستن که
‫همیشه گوشت‌های خشک‌شده‌ی من رو می‌دزدن،

199
00:12:23,583 --> 00:12:27,866
‫واسه همین می‌خوام گوشت رو مسموم کنم
‫تا یه درس خوب بهشون بدم.

200
00:12:27,916 --> 00:12:29,991
‫می‌خوام سم تا جای ممکن قوی باشه،

201
00:12:30,041 --> 00:12:33,375
‫و هیچ رنگ و بویی هم نداشته باشه
‫که لو بره.

202
00:12:33,875 --> 00:12:36,708
‫خب؟ می‌تونی واسم درستش کنی؟

203
00:12:46,333 --> 00:12:48,325
‫این سمه؟

204
00:12:48,375 --> 00:12:50,283
‫تقریباً هیچ رنگ و بویی نداره.

205
00:12:50,333 --> 00:12:52,000
‫تو فوق‌العاده‌ای!

206
00:12:53,875 --> 00:12:56,666
‫حالا منتظر باشید، میمون‌های احمق!

207
00:13:01,312 --> 00:13:11,312
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

208
00:13:15,958 --> 00:13:17,208
‫اومدن.

209
00:13:21,875 --> 00:13:23,700
‫آره، داره اثر می‌کنه!

210
00:13:23,750 --> 00:13:26,533
‫موذی‌های احمق،
‫گوشت‌های خشک‌شده‌ی بقیه رو می‌دزدین!

211
00:13:26,583 --> 00:13:27,708
‫همه‌تون رو بیهوش می‌کنم!

212
00:13:31,791 --> 00:13:34,708
‫هیچ‌کدومتون حریف من نیستین!

213
00:13:41,833 --> 00:13:43,825
‫پس می‌خوان تیمی حمله کنن، هان؟

214
00:13:43,875 --> 00:13:46,958
‫بیاین جلو.
‫به هر حال کار تیمی ما بهتره!

215
00:13:54,458 --> 00:13:56,291
‫کارمون همینه!

216
00:14:04,000 --> 00:14:05,658
‫اون چه صدایـیه؟

217
00:14:05,708 --> 00:14:06,833
‫معنیش چیه؟

218
00:14:10,041 --> 00:14:12,250
‫مهارت صدا کردن نیروی کمکی بود؟

219
00:14:20,458 --> 00:14:22,408
‫این آلفای گروهشونه؟ گندش بزنن!

220
00:14:22,458 --> 00:14:24,916
‫فهمیدن نمی‌تونن ببرن
‫و یه هیولای رده بالاتر رو صدا زدن!

221
00:14:25,416 --> 00:14:26,583
‫وضعیتش چطوره؟

222
00:14:26,916 --> 00:14:30,283
‫در حد و اندازه‌ی منه، نه؟
‫به جز...

223
00:14:30,333 --> 00:14:31,625
‫[سرعت]

224
00:14:31,666 --> 00:14:32,833
‫[قدرت]

225
00:14:32,916 --> 00:14:34,125
‫[پشتیبان]

226
00:14:34,166 --> 00:14:35,291
‫[رئیس قبیله]

227
00:14:36,500 --> 00:14:37,533
‫وای نه!

228
00:14:37,583 --> 00:14:39,866
‫مهارتی داره که پیروانش رو تقویت می‌کنه!

229
00:14:39,916 --> 00:14:41,291
‫باید سریع تمومش کنم!

230
00:14:50,541 --> 00:14:52,208
‫خیلی طولش دادم!

231
00:14:56,666 --> 00:14:58,458
‫وای، خیلی سریع شدن!

232
00:15:08,375 --> 00:15:09,750
‫مارمولک سیاه؟!

233
00:15:15,750 --> 00:15:19,283
‫با این وضعیت،
‫اوضاع همین‌طور داره بدتر میشه.

234
00:15:19,333 --> 00:15:20,708
‫چیکار کنیم؟

235
00:15:22,250 --> 00:15:24,791
‫لطفاً اطلاعات بیشتری
‫درباره این موجود بهم بده.

236
00:15:25,416 --> 00:15:28,625
‫اورانگوتان غول‌پیکر، هیولای رده‌ی دی مثبت.

237
00:15:29,083 --> 00:15:31,325
‫شکل تکامل‌یافته‌ی یک اورانگوتان...

238
00:15:31,375 --> 00:15:33,958
‫که برای رئیس شدن
‫با آلفای قبلی جنگیده و شکستش داده.

239
00:15:34,750 --> 00:15:39,291
‫تکامل از طریق مبارزه
‫برای اورانگوتان‌ها مقدس شمرده می‌شود.

240
00:15:39,708 --> 00:15:44,750
‫علاوه بر این، آن‌ها جادوهای پشتیبان زیادی
‫برای کمک به قبیله می‌دانند.

241
00:15:45,166 --> 00:15:48,158
‫یه اورانگوتان که
‫از طریق مبارزه تکامل پیدا کرده؟

242
00:15:48,208 --> 00:15:50,875
‫این اطلاعات کمک زیادی بهم نکرد...

243
00:15:51,625 --> 00:15:53,200
‫اوه، وایسا...

244
00:15:53,250 --> 00:15:56,708
‫فکر کنم ارتباط تله‌پاتیک رو
‫توی لیست مهارت‌هاش دیدم!

245
00:15:56,916 --> 00:15:58,166
‫[تله‌پاتی]

246
00:15:58,375 --> 00:15:59,533
‫آره!

247
00:15:59,583 --> 00:16:03,000
‫شاید راهی برای مذاکره با این یارو
‫وجود داشته باشه!

248
00:16:05,125 --> 00:16:06,616
‫به من گوش کن!

249
00:16:06,666 --> 00:16:07,833
‫وگرنه...!

250
00:16:16,833 --> 00:16:18,208
‫جالبه.

251
00:16:18,583 --> 00:16:21,750
‫حتما در مورد توانایی‌های من می‌دونی، درسته؟

252
00:16:21,958 --> 00:16:24,125
‫اوه! داره با تله‌پاتی حرف می‌زنه!

253
00:16:27,375 --> 00:16:30,200
‫این ممکنه به خاطر سم بمیره،

254
00:16:30,250 --> 00:16:32,366
‫ولی مارمولک سیاه می‌تونه پادزهر رو بهش بده.

255
00:16:32,416 --> 00:16:34,958
‫در ازای این کار، باید بذاری ما بریم!

256
00:16:35,750 --> 00:16:38,033
‫این اصلاً غیرممکنه.

257
00:16:38,083 --> 00:16:42,825
‫شما ثابت کردین که تهدید بسیار بزرگی هستین
‫و نمیشه نادیده‌تون گرفت.

258
00:16:42,875 --> 00:16:45,825
‫بهتره الان که فرصتش رو داریم
‫کلکتون رو بکنیم،

259
00:16:45,875 --> 00:16:47,750
‫حتی اگه لازم باشه قربانی بدیم.

260
00:16:48,125 --> 00:16:50,908
‫اگه من و مارمولک سیاه
‫با تمام قوا بهتون حمله کنیم،

261
00:16:50,958 --> 00:16:53,625
‫مطمئنم هیچ‌کدوممون زنده بیرون نمی‌ریم.

262
00:16:54,208 --> 00:16:57,075
‫ضعیف‌ها رو جدا کن و بذار بمیرن.

263
00:16:57,125 --> 00:16:59,250
‫این رسم قبیله‌ی ماست.

264
00:17:00,000 --> 00:17:04,375
‫درست همون‌طور که من جدم رو کشتم
‫و به تخت نشستم.

265
00:17:06,541 --> 00:17:08,991
‫یعنی واقعاً هیچ راهی برای مذاکره نیست؟!

266
00:17:09,041 --> 00:17:12,291
‫حتماً کاری هست که بتونم بکنم.
‫نمی‌تونیم این‌طوری ادامه بدیم.

267
00:17:13,666 --> 00:17:15,250
‫خب، پس...

268
00:17:15,458 --> 00:17:16,700
‫بیا بجنگیم!

269
00:17:16,750 --> 00:17:19,375
‫من تو رو به یه دوئل دعوت می‌کنم!

270
00:17:23,208 --> 00:17:24,783
‫توی دنیای ما،

271
00:17:24,833 --> 00:17:29,875
‫دوئل فقط در زمان اختلافات
‫بین قبیله‌ها یا جایگزینی آلفا رخ میده.

272
00:17:30,333 --> 00:17:32,950
‫این بی‌سابقه‌ست، ولی شاید جواب بده.

273
00:17:33,000 --> 00:17:36,825
‫حتی در مبارزه با گونه‌های دیگه هم
‫ممکنه قوانین صدق کنن.

274
00:17:36,875 --> 00:17:41,208
‫اما فقط در صورتی که تو و اون مارمولک
‫قبیله‌ی خودتون باشید.

275
00:17:41,791 --> 00:17:43,583
‫هستیم.

276
00:17:46,916 --> 00:17:49,658
‫بسیار خب. چالشت رو قبول می‌کنم.

277
00:17:49,708 --> 00:17:52,491
‫دوئل یه آیین مقدسه.

278
00:17:52,541 --> 00:17:55,250
‫تا زمانی که برنده‌ای مشخص نشه،
‫کسی حق دخالت نداره.

279
00:17:56,375 --> 00:17:57,750
‫باشه پس.

280
00:18:07,125 --> 00:18:08,325
‫داری چیکار می‌کنی؟!

281
00:18:08,375 --> 00:18:10,291
‫سوءتفاهم نشه.

282
00:18:10,833 --> 00:18:14,158
‫این فقط برای مطمئن شدن از اینه که
‫مارمولک سیاه به قوانین دوئل احترام میذاره.

283
00:18:14,208 --> 00:18:17,333
‫اگه من رو شکست بدی، اون آزاد میشه.

284
00:18:25,500 --> 00:18:28,616
‫یه راهی پیدا کردم که
‫این مبارزه رو تن‌به‌تن کنم.

285
00:18:28,666 --> 00:18:30,533
‫ولی اون بدن خوبی داره.

286
00:18:30,583 --> 00:18:32,291
‫چطور باید با این وضعیت بجنگم؟

287
00:18:44,750 --> 00:18:47,083
‫چی شده، اژدهای کوچک؟

288
00:18:47,791 --> 00:18:51,200
‫این‌ور اون‌ور دویدن که مبارزه نیست.

289
00:18:51,250 --> 00:18:56,283
‫رفتارت توهین به ما
‫و بی‌احترامی به آیینِ ماست.

290
00:18:56,333 --> 00:19:00,541
‫اگه همین‌طوری به فرار کردن ادامه بدم،
‫نمی‌دونم چه بلایی سر مارمولک سیاه میاد.

291
00:19:01,041 --> 00:19:02,500
‫باید یه کاری بکنم!

292
00:19:05,291 --> 00:19:06,491
‫این رو بگیر!

293
00:19:06,541 --> 00:19:08,541
‫حمله با دم چرخشی!

294
00:19:16,500 --> 00:19:17,450
‫خوشت اومد؟!

295
00:19:17,500 --> 00:19:20,408
‫[گیجی (حداقل)]

296
00:19:20,458 --> 00:19:22,708
‫بیشتر از چیزی که فکرش رو می‌کردم
‫از جونش کم کرد!

297
00:19:29,083 --> 00:19:31,416
‫گندش بزنن! قبلاً این رو دیده بودم!

298
00:19:36,916 --> 00:19:38,658
‫[سرعت (زیاد)]

299
00:19:38,708 --> 00:19:42,083
‫تمام ماناش داره صرف چابکی میشه!

300
00:19:56,833 --> 00:19:58,033
‫خیلی سریعه!

301
00:19:58,083 --> 00:20:00,033
‫با این وضعیت اصلاً امکان نداره
‫بتونم ازش فرار کنم.

302
00:20:00,083 --> 00:20:01,208
‫چیکار کنم؟

303
00:20:02,416 --> 00:20:04,741
‫بسیار خب پس. چاره‌ی دیگه‌ای ندارم!

304
00:20:04,791 --> 00:20:07,416
‫مبارزه‌ی مشت‌زنیِ رودررو!

305
00:20:11,458 --> 00:20:13,616
‫این یه دوئل بین دو تا رئیسه!

306
00:20:13,666 --> 00:20:16,500
‫رو در رو بیا جلو! یا اینکه ترسیدی؟!

307
00:20:16,875 --> 00:20:18,916
‫به چه جرئتی به من میگی ترسیدی؟!

308
00:20:22,208 --> 00:20:23,916
‫طعمه رو گرفت!

309
00:20:33,333 --> 00:20:34,708
‫نابود شو!

310
00:20:58,375 --> 00:21:01,000
‫دیگه نا ندارم.

311
00:21:07,708 --> 00:21:09,958
‫این هم از

312
00:21:10,333 --> 00:21:12,875
‫ضدحمله اژدها!

313
00:21:16,125 --> 00:21:20,916
‫مشت اژدها از سطح 2 به سطح 3 افزایش یافت.

314
00:21:21,500 --> 00:21:22,708
‫بردم!

315
00:21:26,000 --> 00:21:29,416
‫اون بهم ضدحمله زد؟!

316
00:21:37,625 --> 00:21:40,375
‫شما 162 امتیاز تجربه دریافت کردید.

317
00:21:41,083 --> 00:21:43,450
‫به دلیل اثرِ لقب «تخم متحرک»،

318
00:21:43,500 --> 00:21:46,416
‫شما 162 امتیاز تجربه اضافی کسب کردید.

319
00:21:46,833 --> 00:21:51,875
‫سطح اژدهای طاعون جوان
‫از 37 به 39 ارتقا یافت.

320
00:21:52,291 --> 00:21:56,208
‫لقب رئیس قبیله، سطح 1 را به دست آوردید.

321
00:21:56,291 --> 00:22:00,875
‫«ترجمه از زهرا ترابی»

322
00:22:00,916 --> 00:22:04,200
‫♪ میشه بهم بگی؟ کلماتی که باورشون داشتم ♪

323
00:22:04,250 --> 00:22:07,450
‫♪ تغییرات ما می‌تونه بی‌پایان باشه ♪

324
00:22:07,500 --> 00:22:11,158
‫♪ همیشه اون صفحه‌ از
‫داستان ابدیمون رو به یاد داشته باش ♪

325
00:22:11,208 --> 00:22:13,458
‫♪ که قولش رو از دست داده ♪

326
00:22:13,666 --> 00:22:18,000
‫♪ نذار هیچکس زمینت بزنه ♪

327
00:22:20,166 --> 00:22:24,333
‫♪ سپیده‌دم رو رها کن ♪

328
00:22:27,416 --> 00:22:30,825
‫♪ اگه خاطره هنوز هم زیباست ♪

329
00:22:30,875 --> 00:22:33,625
‫♪ اونجا رهاش کن، تو دل بارون ♪

330
00:22:33,833 --> 00:22:37,408
‫♪ حتی احساساتی که
‫از حس کردن مسیر پیش رو میان ♪

331
00:22:37,458 --> 00:22:40,166
‫♪ همیشه تو ذهنت نگهشون دار ♪

332
00:22:40,458 --> 00:22:42,033
‫♪ راه برگشتی نیست... ♪

333
00:22:42,083 --> 00:22:43,658
‫♪ رو قلب حک شده ♪

334
00:22:43,708 --> 00:22:45,325
‫♪ با اولین انگیزه ♪

335
00:22:45,375 --> 00:22:46,991
‫♪ تا وقتی که لبریز بشه ♪

336
00:22:47,041 --> 00:22:48,491
‫♪ یه بیان آروم از اراده ♪

337
00:22:48,541 --> 00:22:50,075
‫♪ شروع تغییر همینه ♪

338
00:22:50,125 --> 00:22:52,291
‫♪ بیا شروع کنیم ۳، ۲، ۱ حرکت!! ♪

339
00:22:52,500 --> 00:22:55,700
‫♪ میشه بهم بگی؟ کلماتی که باورشون داشتم ♪

340
00:22:55,750 --> 00:22:58,866
‫♪ تغییرات ما می‌تونه بی‌پایان باشه ♪

341
00:22:58,916 --> 00:23:02,583
‫♪ همیشه اون صفحه‌ از
‫داستان ابدیمون رو به یاد داشته باش ♪

342
00:23:02,750 --> 00:23:05,000
‫♪ که قولش رو از دست داده ♪

343
00:23:05,166 --> 00:23:07,533
‫♪ سرنوشتی که هنوز باید محقق بشه ♪

344
00:23:07,583 --> 00:23:09,158
‫♪ و احتمالی که ارائه میده ♪

345
00:23:09,208 --> 00:23:12,658
‫♪ ما با هم
‫به جایی پرواز می‌کنیم که اینجا نیست ♪

346
00:23:12,708 --> 00:23:18,250
‫♪ تا وقتی که صبح از راه برسه ♪

347
00:23:18,500 --> 00:23:20,750
‫♪ بال‌هات رو باز کن ♪

348
00:23:20,958 --> 00:23:24,416
‫♪ تا وقتی که یه روز تو آسمون ناپدید بشی ♪

349
00:23:30,333 --> 00:23:36,241
‫«قسمت بعد: رفتم سر قرار و قالم گذاشتن»

350
00:23:36,291 --> 00:23:41,291
‫قوی‌تر شو.