1
00:00:06,047 --> 00:00:11,052
‫«ترجمه از سینا صداقت»

2
00:00:16,057 --> 00:00:17,434
‫سلام، دخترم.

3
00:00:18,643 --> 00:00:23,598
‫خب، واست یه ماچا گرفتم.

4
00:00:23,648 --> 00:00:25,316
‫- میل ندارم.
‫- خوب به نظر میای.

5
00:00:27,318 --> 00:00:30,397
‫خب، پلیس می‌خواد به زودی بریم اداره.

6
00:00:30,447 --> 00:00:32,824
‫شاید بخوای جوراب و کفش بپوشی.

7
00:00:33,616 --> 00:00:35,819
‫یا جوراب نه. اشکالی نداره.

8
00:00:35,869 --> 00:00:38,530
‫حتی اگه عمداً خونه‌اش رو آتیش زده باشم،

9
00:00:38,580 --> 00:00:40,073
‫هیچ هیئت منصفه‌ای من رو محکوم نمی‌کنه.

10
00:00:40,123 --> 00:00:42,826
‫مطمئن نیستم بخوایم
‫همچین چیزی رو بلند بگیم.

11
00:00:42,876 --> 00:00:46,454
‫شاید بخوای تمرین کنی بگی حادثه بوده؟

12
00:00:46,504 --> 00:00:48,999
‫نیازی نیست تمرین کنم که حقیقت رو بگم.

13
00:00:49,049 --> 00:00:50,250
‫از این خوشم میاد.

14
00:00:50,300 --> 00:00:53,086
‫اگه تو این رو نگی، خودم میگم.

15
00:00:53,136 --> 00:00:55,213
‫خب، موهات رو شونه کردی؟

16
00:00:55,263 --> 00:00:57,223
‫- آره.
‫- پشتشم؟

17
00:00:58,308 --> 00:01:00,310
‫می‌دونی چیه؟ ازش خوشم میاد. خوبه.

18
00:01:03,563 --> 00:01:05,473
‫بابا، دمپایی‌ام رو زیرِ میز گُم کردم.

19
00:01:05,523 --> 00:01:07,100
‫- اوه، بیا، عزیزم.
‫- می‌تونی بندازیش سمتم؟

20
00:01:07,150 --> 00:01:08,226
‫- بفرما.
‫- ممنون.

21
00:01:08,276 --> 00:01:09,769
‫اینجا کفش‌هاتون رو در نیارید، عزیزان.

22
00:01:09,819 --> 00:01:11,688
‫اینم چندتا دسرِ خامه‌ای.

23
00:01:11,738 --> 00:01:13,273
‫- میل ندارم.
‫- می‌دونم چطور به نظر میاد،

24
00:01:13,323 --> 00:01:15,775
‫مخصوصاً چون من و آرچ باهم دعوا داشتیم،

25
00:01:15,825 --> 00:01:18,069
‫و من خیلی عصبانی بودم.

26
00:01:18,119 --> 00:01:21,197
‫اوه، شرمنده، صبر کن.
‫فقط گوش میدم و نمی‌نویسم.

27
00:01:21,247 --> 00:01:23,783
‫فقط بذار بهت برسم. انگیزه، موجوده.

28
00:01:23,833 --> 00:01:27,454
‫سرکار، اون برای گفتن حقیقت
‫نیازی به تمرین نداره.

29
00:01:27,504 --> 00:01:28,913
‫می‌خوای این رو بنویسم؟

30
00:01:28,963 --> 00:01:30,298
‫- اوهوم.
‫- بگذریم...

31
00:01:31,549 --> 00:01:34,502
‫من کتابِ جنگ و صلحش رو برداشتم
‫و آتیشش زدم.

32
00:01:34,552 --> 00:01:37,797
‫شرمنده، تو عمداً نسخه‌ی اول
‫تولستوی من رو سوزوندی؟

33
00:01:37,847 --> 00:01:39,883
‫- آره، این کارو کردم.
‫- ترجمه‌ی کلارا بل

34
00:01:39,933 --> 00:01:43,553
‫تنها نسخه به زبانِ انگلیسیه
‫که پس‌گفتارِ دوم رو داره.

35
00:01:43,603 --> 00:01:45,346
‫اوه، خیلی خوب سوخت.

36
00:01:45,396 --> 00:01:47,348
‫خب پس، یه کتاب رو آتش‌افروزی کردی.

37
00:01:47,398 --> 00:01:49,559
‫- آتش‌افروزی فعل نیست.
‫- مطمئنم فعله.

38
00:01:49,609 --> 00:01:51,102
‫- نه، فعل نیست.
‫- فعله.

39
00:01:51,152 --> 00:01:53,313
‫و توی اینترنت سرچش نمی‌کنم،
‫فقط باید چک کنم...

40
00:01:53,363 --> 00:01:55,774
‫- فعل نیست، داداش.
‫- سریع یه چیز دیگه رو چک می‌کنم.

41
00:01:55,824 --> 00:01:58,359
‫من کتاب رو سوزوندم،
‫ولی خونه حادثه بود.

42
00:01:58,409 --> 00:01:59,819
‫- قسم می‌خورم.
‫- دقیقاً.

43
00:01:59,869 --> 00:02:03,156
‫آرچی، چیزی هست که بخوای اضافه کنی

44
00:02:03,206 --> 00:02:05,667
‫که شاید به همسرت کمک کنه؟

45
00:02:08,878 --> 00:02:12,590
‫اگه کیتی میگه حادثه بوده،
‫پس حادثه بوده.

46
00:02:14,134 --> 00:02:15,794
‫خب، بفرمایید. پرونده بسته شد.

47
00:02:15,844 --> 00:02:19,214
‫نه، این کارو نکن. بهم نگو چطوری
‫کارِ پلیسی‌ام رو انجام بدم.

48
00:02:19,264 --> 00:02:21,674
‫من بهت نمیگم چطوری
‫کتاب‌های روسترت رو بنویسی، میگم؟

49
00:02:21,724 --> 00:02:24,010
‫- خیلی خب.
‫- ولی خب اگه بهت می‌گفتم،

50
00:02:24,060 --> 00:02:25,762
‫می‌خواستم اون یارو کاراته‌کار باشه.

51
00:02:25,812 --> 00:02:27,097
‫- شاید.
‫- باحال نمی‌شد؟

52
00:02:27,147 --> 00:02:28,473
‫- حتماً.
‫- می‌دونی، دائم بچرخه،

53
00:02:28,523 --> 00:02:29,933
‫و مبارزه کنه!

54
00:02:29,983 --> 00:02:31,559
‫وای! شلوارم.

55
00:02:31,609 --> 00:02:34,729
‫داداش، این تنها شلواریه که دارم
‫و توی آتیش‌سوزی نسوخته.

56
00:02:34,779 --> 00:02:37,065
‫- "شلوار."
‫- دستمال کاغذی بیارم؟

57
00:02:37,115 --> 00:02:39,359
‫- اوه، آره. باشه.
‫- لطفاً. یا خدا.

58
00:02:39,409 --> 00:02:41,619
‫اصلاً دیده نمیشه.

59
00:02:44,372 --> 00:02:47,792
‫مطمئن نبودم قراره هوام رو داشته باشی یا نه.

60
00:02:48,626 --> 00:02:49,711
‫آره، معلومه.

61
00:02:51,296 --> 00:02:52,672
‫من هنوز دوستت دارم.

62
00:02:54,215 --> 00:02:55,875
‫خوبه.

63
00:02:55,925 --> 00:02:57,961
‫خب، بابات می‌دونه که...

64
00:02:58,011 --> 00:03:01,422
‫که سانی بارداره؟

65
00:03:01,472 --> 00:03:05,018
‫راه خیلی احمقانه‌ای برای فاصله گرفتن ازشه.

66
00:03:06,853 --> 00:03:09,681
‫نه. معلومه که نه.
‫به اندازه‌ی کافی تحقیرآمیزه.

67
00:03:09,731 --> 00:03:12,016
‫آره، حتی مطمئن نیستم
‫سانی قراره نگهش داره یا نه.

68
00:03:12,066 --> 00:03:14,727
‫چون نمیشه ازش سر در آورد.

69
00:03:14,777 --> 00:03:17,655
‫خب، میشه من رو در جریان قرار بدی؟
‫چون عاشق حس تعلیقم.

70
00:03:21,034 --> 00:03:22,994
‫چرا این کارو باهامون کردی؟

71
00:03:23,870 --> 00:03:26,906
‫نمی‌دونم، شاید فقط می‌خواستم دوباره
‫با کسی باشم که فکر می‌کرد من عالی‌ام.

72
00:03:26,956 --> 00:03:29,576
‫تازگی‌ها، تمام گفتگوهامون

73
00:03:29,626 --> 00:03:32,203
‫در مورد این بود که من باید تغییر کنم.

74
00:03:32,253 --> 00:03:35,665
‫باشه، می‌دونم که ایرادهایی دارم،
‫اعتراف می‌کنم.

75
00:03:35,715 --> 00:03:37,876
‫رُک بگم، خودآگاهی‌ام باعث شده

76
00:03:37,926 --> 00:03:41,171
‫خیلی آسون‌تر بتونم ببخشمت.

77
00:03:41,221 --> 00:03:44,599
‫قبلاً بخشیدمت، می‌دونی؟
‫ولی گمونم تنها مسئله اینه که...

78
00:03:45,850 --> 00:03:47,852
‫تو می‌تونی من رو ببخشی؟

79
00:03:49,103 --> 00:03:51,264
‫میشه... می‌خوام برگردم عقب.

80
00:03:51,314 --> 00:03:52,440
‫تو...

81
00:03:54,108 --> 00:03:55,443
‫تو من رو می‌بخشی؟

82
00:03:57,028 --> 00:03:58,229
‫آره.

83
00:03:58,279 --> 00:04:01,324
‫یعنی، کیه که بعد از یه جدایی بد
‫یه ذره دیوونه نشده باشه؟

84
00:04:01,366 --> 00:04:03,952
‫- کیتی توی چنین شرایطیه.
‫- آره، درسته.

85
00:04:04,911 --> 00:04:08,406
‫یه دختر توی جشن آخر سال قالم گذاشت
‫و من دبیرستان رو ول کردم.

86
00:04:08,456 --> 00:04:09,699
‫- اوه.
‫- آره، به جاده زدم

87
00:04:09,749 --> 00:04:11,075
‫و گروه لیمپ بیزکیت رو دنبال کردم.

88
00:04:11,125 --> 00:04:12,702
‫- واقعاً؟
‫- آره.

89
00:04:12,752 --> 00:04:15,955
‫حدس بزن چند بار من رو بردن روی صحنه؟

90
00:04:16,005 --> 00:04:18,591
‫- هفده بار.
‫- هفده بار؟

91
00:04:19,676 --> 00:04:22,053
‫تا حالا دیدی کسی 17 بار
‫روی صحنه فرا خونده شه؟

92
00:04:23,096 --> 00:04:24,973
‫این عدد خیلی بزرگیه.

93
00:04:26,349 --> 00:04:28,092
‫من سه بار رفتم روی صحنه.

94
00:04:28,142 --> 00:04:30,094
‫- کیتی دخترِ خیلی خوبیه.
‫- آخ!

95
00:04:30,144 --> 00:04:31,888
‫کثافتِ احمق!

96
00:04:31,938 --> 00:04:34,349
‫شانس آوردی تفنگش رو اینجا نذاشت.

97
00:04:34,399 --> 00:04:36,976
‫اوه، راستش، گذاشتم.
‫فقط برش می‌دارم...

98
00:04:37,026 --> 00:04:38,686
‫- اوه! مواظب باشید!
‫- خدای بزرگ!

99
00:04:38,736 --> 00:04:41,606
‫تفنگ روی زمینه.
‫هیچوقت درست نمیذارمش سرِ جاش.

100
00:04:41,656 --> 00:04:43,449
‫این مشکل اصلیه... بفرما.

101
00:05:08,683 --> 00:05:10,218
‫قبل از این که شروع کنیم،

102
00:05:10,268 --> 00:05:12,303
‫ارسال مطلب برای لودلو ریویو بازه،

103
00:05:12,353 --> 00:05:14,555
‫پس شعرها و داستان‌های کوتاهتون رو
‫به دستمون برسونید.

104
00:05:14,605 --> 00:05:18,601
‫می‌تونم بهتون بگم، هیچی بهتر از دیدن
‫کارتون توی نشریه نمیشه.

105
00:05:18,651 --> 00:05:20,103
‫اولین اثرِ منتشرشده‌ی من

106
00:05:20,153 --> 00:05:22,438
‫هنوز روی یخچالِ بابام چسب شده

107
00:05:22,488 --> 00:05:24,732
‫کنارِ آهنربای جورجیا بولداگز

108
00:05:24,782 --> 00:05:28,027
‫و شماره‌ی یه لوله‌کش که شش سال پیش مُرده.

109
00:05:28,077 --> 00:05:30,363
‫نوشته‌های من نمیره روی یخچال.

110
00:05:30,413 --> 00:05:34,075
‫چون من در مورد زندگیِ واقعی می‌نویسم.
‫و زندگیِ واقعی‌ام بی سر و سامونه.

111
00:05:34,125 --> 00:05:36,327
‫- هوم؟
‫- هر روز به یکی پیله می‌کنم.

112
00:05:36,377 --> 00:05:38,830
‫دختر، پسر، استاد، ایلای.

113
00:05:38,880 --> 00:05:40,957
‫- چی گفتی؟
‫- می‌خوای آثارم رو بخونی؟

114
00:05:41,007 --> 00:05:42,333
‫- خیلی خب.
‫- من آسم دارم.

115
00:05:42,383 --> 00:05:43,835
‫باشه، خب، افشانه‌ی آسمت رو بیار.

116
00:05:43,885 --> 00:05:45,295
‫ایوا. بس کن، دختر.

117
00:05:45,345 --> 00:05:48,056
‫خیلی خب، برمی‌گردیم سراغ امیلی دیکینسون.

118
00:05:49,432 --> 00:05:50,800
‫هی، والت.

119
00:05:50,850 --> 00:05:52,218
‫واست یه اسپرسوی دوبل
‫توی لیوان بزرگ آوردم

120
00:05:52,268 --> 00:05:54,012
‫ممنون.

121
00:05:54,062 --> 00:05:57,015
‫فکر کنم احتمالاً باریستای مورد علاقه‌مون
‫خودش موهاش رو چتری زده.

122
00:05:57,065 --> 00:05:58,725
‫یه چیزش بدجوری تو ذوق می‌زنه.

123
00:05:58,775 --> 00:06:00,560
‫الان نمی‌تونم نگرانِ بورلی باشم.

124
00:06:00,610 --> 00:06:03,604
‫تازه شنیدیم یه ابتکار سبز جدید هست
‫و اون...

125
00:06:03,654 --> 00:06:06,566
‫هیئت امنا دارن یه سیاست خیلی پیچیده
‫توی حلقم فرو می‌کنن.

126
00:06:06,616 --> 00:06:08,910
‫باشه، می‌خوای بریم قدم بزنیم و قهوه بخوریم؟
‫می‌تونی غُر بزنی.

127
00:06:10,370 --> 00:06:11,487
‫نمی‌دونم.

128
00:06:11,537 --> 00:06:12,989
‫- صبح بخیر، رئیس ریگز.
‫- سلام.

129
00:06:13,039 --> 00:06:15,116
‫اوه، پروفسور شپرد. سلام، رفیق.

130
00:06:15,166 --> 00:06:17,285
‫کریسل، می‌تونی پرونده‌ی
‫یه دانشجو رو برام بفرستی؟

131
00:06:17,335 --> 00:06:20,296
‫گریسی شاو. میگه بیش‌فعالی داره.

132
00:06:20,713 --> 00:06:22,999
‫ولی فکر کنم فقط تنبل و یکم کودنه.

133
00:06:23,049 --> 00:06:24,592
‫یا واقعاً مشکل داره.

134
00:06:25,426 --> 00:06:26,636
‫بیاید همه ازش حمایت کنیم.

135
00:06:27,845 --> 00:06:29,964
‫تو چطور با این یارو دوستی؟

136
00:06:30,014 --> 00:06:31,758
‫صمیمی نیستیم. ازش فاصله می‌گیرم.

137
00:06:31,808 --> 00:06:33,643
‫شما دوتا امشب ساعت 7:30 باهم شام می‌خورید.

138
00:06:34,394 --> 00:06:35,928
‫ممنون، کریسل.

139
00:06:35,978 --> 00:06:37,347
‫اوه. ببخشید.

140
00:06:37,397 --> 00:06:38,931
‫هی، والت؟ میشه صحبت کنیم...

141
00:06:38,981 --> 00:06:41,234
‫اوه. اوه. سلام. حالت چطوره؟

142
00:06:42,402 --> 00:06:43,853
‫- عالی‌ام.
‫- عالیه.

143
00:06:43,903 --> 00:06:45,313
‫چطور خوابیدی؟

144
00:06:45,363 --> 00:06:47,690
‫- چطور خوابیدم؟
‫- آره.

145
00:06:47,740 --> 00:06:49,984
‫- دیگه میرم.
‫- خیلی خب.

146
00:06:50,034 --> 00:06:52,236
‫- می‌تونم یه سؤالی ازت بپرسم؟
‫- آره، بیا. چیکار می‌تونم برات بکنم، گرگ؟

147
00:06:52,286 --> 00:06:53,613
‫خب، این در مورد کیتیه.

148
00:06:53,663 --> 00:06:55,281
‫بفرما. فقط ازم نپرس چطور خوابیدم.

149
00:06:55,331 --> 00:06:57,325
‫برخوردتون خیلی مشکوک بود.
‫ماجراتون چیه؟

150
00:06:57,375 --> 00:06:59,494
‫- هیچی، ماجرایی در کار نبود.
‫- اوه، بیخیال.

151
00:06:59,544 --> 00:07:01,996
‫انرژیِ عاشقانه‌ی غیر قابل انکاری
‫توی اون اتاق بود.

152
00:07:02,046 --> 00:07:03,706
‫فکر می‌کردم توی آمریکای لاتینم.

153
00:07:03,756 --> 00:07:05,083
‫ولی می‌دونم، می‌دونم.

154
00:07:05,133 --> 00:07:06,667
‫تو جنتلمنی، راز عشق فاش نمی‌کنی.

155
00:07:06,717 --> 00:07:08,336
‫عشقی در کار نیست.

156
00:07:08,386 --> 00:07:11,472
‫خب، تو بهش ابراز علاقه کردی،
‫ولی اون قبول نکرد؟

157
00:07:12,890 --> 00:07:14,384
‫اوه.

158
00:07:14,434 --> 00:07:16,844
‫اون بهت ابراز علاقه کرد،
‫ولی تو قبول نکردی.

159
00:07:16,894 --> 00:07:18,137
‫چطور این کارو می‌کنی؟

160
00:07:18,187 --> 00:07:19,814
‫همش توی جزئیاتِ ریز صورتت معلومه.

161
00:07:20,523 --> 00:07:21,766
‫حالا زود باش، بگو ببینم...

162
00:07:21,816 --> 00:07:23,684
‫بگو ببینم جریان چیه
‫و بعدش می‌ریم سراغ کارت.

163
00:07:23,734 --> 00:07:27,313
‫نه، من اینجام چون می‌خوام مطمئن شم
‫شغلِ کیتی در امانه.

164
00:07:27,363 --> 00:07:30,942
‫خب، شغلش اصلاً در امان نیست.
‫اون یه خونه‌ی تاریخی هیئت علمی رو آتیش زد.

165
00:07:30,992 --> 00:07:32,485
‫اون حادثه بود!

166
00:07:32,535 --> 00:07:34,695
‫همچنین توی اداره‌ی پلیس
‫به یه استاد حمله کرد؟

167
00:07:34,745 --> 00:07:36,239
‫اون عمدی بود.

168
00:07:36,289 --> 00:07:37,782
‫محض اطلاع، من از کیتی خوشم میاد.

169
00:07:37,832 --> 00:07:39,158
‫ولی همزمان وظیفه‌ام

170
00:07:39,208 --> 00:07:43,496
‫محافظت از این سازمانه
‫و باهاش درگیرم.

171
00:07:43,546 --> 00:07:44,580
‫اوه!

172
00:07:44,630 --> 00:07:46,290
‫خبرِ خوب. درگیری تموم شد.

173
00:07:46,340 --> 00:07:47,959
‫کیتی استعفا داد.

174
00:07:48,009 --> 00:07:49,677
‫نه، این کارو نکرد.

175
00:07:51,345 --> 00:07:54,015
‫وای، اون فونتِ بزرگیه.

176
00:07:55,683 --> 00:07:59,846
‫لطفاً قبل از این که کاری بکنی
‫بذار باهاش حرف بزنم. به عنوان دوست؟

177
00:07:59,896 --> 00:08:02,181
‫دوست‌ها رازهاشون رو در میون میذارن، گرگ.

178
00:08:02,231 --> 00:08:03,274
‫واقعاً؟

179
00:08:07,153 --> 00:08:08,154
‫خیلی خب.

180
00:08:09,322 --> 00:08:11,073
‫فکر کنم دیلن خاطرخواهم شده.

181
00:08:12,492 --> 00:08:15,286
‫- حالا شد یه چیزی، گرگ.
‫- اصلاً اینطور نیست.

182
00:08:20,082 --> 00:08:21,993
‫سلام، عزیزم.

183
00:08:22,043 --> 00:08:23,744
‫چشم و شلوارت چی شده؟

184
00:08:23,794 --> 00:08:28,541
‫داستانش جالبه. توی استون هیل قدم می‌زدم
‫و زمین خوردم.

185
00:08:28,591 --> 00:08:29,792
‫- خنده‌داره.
‫- آره.

186
00:08:29,842 --> 00:08:31,461
‫خب، پیامت رو گرفتم.
‫چی شده؟ خوبی؟

187
00:08:31,511 --> 00:08:34,130
‫آره. بهت گفتم باردارم، درسته؟

188
00:08:34,180 --> 00:08:35,381
‫اوهوم.

189
00:08:35,431 --> 00:08:36,924
‫هیچکس شوخی‌هام رو نمی‌گیره.

190
00:08:36,974 --> 00:08:40,470
‫ببین سانی، فقط می‌خوام بدونی
‫که این تصمیم خیلی بزرگیه.

191
00:08:40,520 --> 00:08:41,888
‫و هر کاری که تصمیم بگیری بکنی...

192
00:08:41,938 --> 00:08:43,022
‫نگهش می‌دارم.

193
00:08:44,148 --> 00:08:45,892
‫اوه. عالیه.

194
00:08:45,942 --> 00:08:48,978
‫می‌دونم هزاران دلیل داره که نباید
‫این بچه رو به دنیا بیارم.

195
00:08:49,028 --> 00:08:50,396
‫قرار بود برم برنینگ من.

196
00:08:50,446 --> 00:08:52,064
‫فکر کنم برنینگ من رو دوست داشته باشی.

197
00:08:52,114 --> 00:08:54,617
‫ولی مهم نیست چقدر تلاش کنم که نخوامش...

198
00:08:55,743 --> 00:08:56,944
‫می‌فهمم که هنوز می‌خوامش.

199
00:08:56,994 --> 00:08:58,371
‫کاملاً.

200
00:08:59,956 --> 00:09:01,449
‫باشه، باشه. شرمنده.

201
00:09:01,499 --> 00:09:03,743
‫این... این... این خیلی سنگینه.

202
00:09:03,793 --> 00:09:06,287
‫می‌دونم. برای منم سنگینه.

203
00:09:06,337 --> 00:09:10,416
‫ولی یه ساعت دیگه یه مصاحبه
‫برای کارآموزی دارم.

204
00:09:10,466 --> 00:09:12,960
‫پس، اگه بتونی وانمود کنی تا آخرش هستی...

205
00:09:13,010 --> 00:09:14,587
‫- اوه.
‫- خیلی ممنون میشم.

206
00:09:14,637 --> 00:09:17,048
‫هستم، صد درصد.

207
00:09:17,098 --> 00:09:19,850
‫عه، به نظر میاد 80 درصد باشه،
‫ولی قبولش می‌کنم.

208
00:09:24,397 --> 00:09:27,183
‫و حالا مامانم باید دوباره بره بیمارستان.

209
00:09:27,233 --> 00:09:29,060
‫پس، باید این همه آزمایش انجام بدیم

210
00:09:29,110 --> 00:09:30,603
‫و اون از سوزن متنفره.

211
00:09:30,653 --> 00:09:32,438
‫- خیلی پراسترسه...
‫- محشره، الان برمی‌گردم.

212
00:09:32,488 --> 00:09:34,524
‫فقط... خیلی خب، آره.

213
00:09:34,574 --> 00:09:36,400
‫اوه! سلام، پروفسور بیتس.

214
00:09:36,450 --> 00:09:38,110
‫شلوارتون چی شده؟

215
00:09:38,160 --> 00:09:40,321
‫- هرچی که هست، عاشقشم.
‫- تا حالا حس کردی...

216
00:09:40,371 --> 00:09:43,624
‫هرچی که توی عمرت براش زحمت کشیدی
‫داره از دستت میره؟

217
00:09:44,625 --> 00:09:46,077
‫- آره.
‫- می‌دونی من قرار بود

218
00:09:46,127 --> 00:09:49,622
‫شش ماه آینده رو روی کتابم کار کنم.

219
00:09:49,672 --> 00:09:51,165
‫یعنی، خودم رو سرِ کار نمیذارم.

220
00:09:51,215 --> 00:09:53,084
‫می‌دونم که اثرِ غیرداستانی ژئوپلیتکی

221
00:09:53,134 --> 00:09:55,378
‫کتابِ جذاب و پرفروشی نمیشه،

222
00:09:55,428 --> 00:09:56,921
‫ولی فکر کنم کسایی که دوستش دارن

223
00:09:56,971 --> 00:09:58,798
‫- واقعاً عاشقش میشن.
‫- من عاشقش میشم.

224
00:09:58,848 --> 00:10:03,844
‫در عوض قراره با تویوتا سی‌ینا
‫برم فروشگاه مرغ بریون بخرم.

225
00:10:03,894 --> 00:10:05,263
‫اوه، مامانم سی‌ینا داره.

226
00:10:05,313 --> 00:10:07,148
‫می‌تونی صندوقش رو با پا باز کنی.

227
00:10:10,276 --> 00:10:13,187
‫ببخشید که اینا رو گذاشتم روی دوشت...

228
00:10:13,237 --> 00:10:15,106
‫- جینا.
‫- جینا. آره.

229
00:10:15,156 --> 00:10:16,907
‫می‌تونی هر چیزی بذاری روی دوشم.

230
00:10:17,825 --> 00:10:19,193
‫ببخشید؟

231
00:10:19,243 --> 00:10:20,536
‫تو نه، رولند، شرمنده.

232
00:10:22,538 --> 00:10:24,323
‫سلام. خب.

233
00:10:24,373 --> 00:10:28,077
‫خب، رفتم پذیرش
‫چون دوباره کلید اتاقم رو جا گذاشتم.

234
00:10:28,127 --> 00:10:31,539
‫- آره.
‫- و اونا یه ملاقه بهم دادن

235
00:10:31,589 --> 00:10:35,209
‫با یه کلید روش که همه‌ی درها رو باز می‌کنه.

236
00:10:35,259 --> 00:10:37,712
‫- این شهر چقدر جذابه؟
‫- می‌دونم داری چیکار می‌کنی.

237
00:10:37,762 --> 00:10:40,423
‫- خودت رو اذیت نکن، من تصمیمم رو گرفتم.
‫- هیچ کاری نمی‌کنم.

238
00:10:40,473 --> 00:10:42,091
‫نیوانگلند، تبلیغات رو باور کن.

239
00:10:42,141 --> 00:10:43,884
‫خدای من، این دیگه چیه؟

240
00:10:43,934 --> 00:10:45,469
‫یه فروشگاه کریسمس تمام ساله.

241
00:10:45,519 --> 00:10:49,015
‫یه فروشگاه کریسمس تمام ساله.
‫چطور می‌تونه توی کار بمونه؟

242
00:10:49,065 --> 00:10:50,516
‫چون هات چاکلتش محشره.

243
00:10:50,566 --> 00:10:52,310
‫بابا، باید برم یه جایی

244
00:10:52,360 --> 00:10:54,312
‫تا بتونم بدون سر و صدا
‫شروع تازه‌ای داشته باشم.

245
00:10:54,362 --> 00:10:55,354
‫شوخی می‌کنی؟

246
00:10:55,404 --> 00:10:56,480
‫بابا.

247
00:10:56,530 --> 00:10:57,773
‫خدای من.

248
00:10:57,823 --> 00:11:00,693
‫بهت یه چوب نعنا میدن که باهاش همش بزنی.

249
00:11:00,743 --> 00:11:03,070
‫فکر می‌کنی من از چوب‌های نعنا خبر ندارم؟

250
00:11:03,120 --> 00:11:05,406
‫من سه سال اینجا زندگی کردم.
‫عاشق اون چوب‌هام.

251
00:11:05,456 --> 00:11:08,751
‫پس، فقط به خاطر یه عقب‌گرد ریز تسلیم نشو.

252
00:11:09,543 --> 00:11:11,829
‫باشه، چندین عقب‌گرد بزرگ و وحشتناک.

253
00:11:11,879 --> 00:11:13,623
‫شوخی می‌کنی؟

254
00:11:13,673 --> 00:11:16,000
‫مامان 5 سال پیش ترکت کرد
‫و تو خیلی راحت تسلیم شدی.

255
00:11:16,050 --> 00:11:18,210
‫اقلاً من قصد دارم از نو شروع کنم.

256
00:11:18,260 --> 00:11:21,681
‫نمیرم فلوریدا که قایم شم، رقت‌انگیزه.

257
00:11:22,807 --> 00:11:24,759
‫خدای من.

258
00:11:24,809 --> 00:11:26,218
‫این خیلی بدجنسانه بود. ببخشید.

259
00:11:26,268 --> 00:11:28,521
‫- اشکالی نداره.
‫- ببخشید، خیلی بدجنسانه بود.

260
00:11:33,943 --> 00:11:35,444
‫در ضمن، من قایم نمیشم.

261
00:11:36,529 --> 00:11:39,065
‫دارم صدف جمع می‌کنم،

262
00:11:39,115 --> 00:11:42,401
‫و فکر می‌کنم عضو یه فرقه شم.

263
00:11:42,451 --> 00:11:44,654
‫من لودلو ریویو رو گسترش میدم.

264
00:11:44,704 --> 00:11:46,614
‫به جای یه شماره، دو شماره منتشر می‌کنم.

265
00:11:46,664 --> 00:11:49,742
‫زمستون و بهار. تأیید بودجه‌ات رو لازم دارم.

266
00:11:49,792 --> 00:11:52,495
‫چه راه غیرخانمانه‌ای برای درخواست.

267
00:11:52,545 --> 00:11:54,705
‫مرکز دانشجویی جدید بودجه رو خالی کرده،

268
00:11:54,755 --> 00:11:56,499
‫برای همین الان وضع مالی خیلی وخیمه.

269
00:11:56,549 --> 00:12:00,586
‫مطمئنم همینطوره، ولی ریویو
‫سنگِ بنای برنامه‌ی هنرهاست.

270
00:12:00,636 --> 00:12:04,423
‫دپارتمان شعر یکی از چیزهاییه که دانشجوها رو
‫به این مؤسسه جلب می‌کنه.

271
00:12:04,473 --> 00:12:06,967
‫اوه، می‌دونم. خیلی مهمه.
‫تمام سال اولی‌ها...

272
00:12:07,017 --> 00:12:08,894
‫با پیراهنِ شاعرهای مورد علاقه‌شون میان.

273
00:12:09,687 --> 00:12:10,930
‫ای. ای. کامینگز!

274
00:12:10,980 --> 00:12:13,474
‫این عوضیِ ماقبل‌تاریخی.

275
00:12:13,524 --> 00:12:15,476
‫هی، بیا بریم.
‫کریسل گفت 20 دقیقه

276
00:12:15,526 --> 00:12:17,061
‫- واسه قدم زدن وقت داری.
‫- 15 دقیقه!

277
00:12:17,111 --> 00:12:19,605
‫- ممنون، کریسل.
‫- الان با ریگز دهن به دهن شدم،

278
00:12:19,655 --> 00:12:21,190
‫و باید برات تعریف کنم که یه وقت

279
00:12:21,240 --> 00:12:23,067
‫امشب توی قرار شامتون
‫سعی نکنه زیرآبم رو بزنه.

280
00:12:23,117 --> 00:12:25,695
‫آره، باشه، باشه.
‫ولی بعدش می‌خوام...

281
00:12:25,745 --> 00:12:28,489
‫تمام جزئیات ابراز علاقه‌ات به گرگ رو بشنوم.

282
00:12:28,539 --> 00:12:30,157
‫- ببخشید؟
‫- براش احترام قائلم.

283
00:12:30,207 --> 00:12:33,419
‫شانست رو امتحان کن. منم بودم می‌کردم.
‫خدایی مرده یه روباه نقره‌ایه.

284
00:12:34,920 --> 00:12:36,789
‫می‌دونم که فقط چند روزه که اینجام،

285
00:12:36,839 --> 00:12:38,791
‫ولی واقعاً دلم برای اینجا تنگ میشه.

286
00:12:38,841 --> 00:12:40,593
‫هیچوقت خروس رو نگرفتم.

287
00:12:41,677 --> 00:12:44,004
‫خب، مطمئنم این موضوع جالبی

288
00:12:44,054 --> 00:12:46,006
‫برای تو و رفقات باشه، ولی فکر نکنم

289
00:12:46,056 --> 00:12:47,299
‫- بخوام قصه‌اش رو بشنوم.
‫- بیخیال.

290
00:12:47,349 --> 00:12:48,718
‫اون بادنماست.

291
00:12:48,768 --> 00:12:50,594
‫- اوه!
‫- اینجا یه سنّته.

292
00:12:50,644 --> 00:12:52,138
‫یکی از استادها اون رو برمی‌داره،

293
00:12:52,188 --> 00:12:54,265
‫توی محوطه قایمش می‌کنه
‫و بعدش اگه دانشجویی پیداش کنه،

294
00:12:54,315 --> 00:12:56,434
‫همه اون روز رو مرخصی می‌گیرن.

295
00:12:56,484 --> 00:12:58,227
‫فقط ای کاش یه بار انجامش داده بودم.

296
00:12:58,277 --> 00:13:00,646
‫عزیزم، پس فقط بمون و انجامش بده.

297
00:13:00,696 --> 00:13:02,865
‫آره؟ یالا.

298
00:13:03,991 --> 00:13:04,992
‫وای.

299
00:13:08,287 --> 00:13:10,206
‫هیچوقت اون شکلی ندیدمش.

300
00:13:11,123 --> 00:13:12,992
‫اقلاً حالا می‌دونیم چی خاصش می‌کنه.

301
00:13:13,042 --> 00:13:15,870
‫- بابا. چی؟
‫- نه، نه، نه. نه، نه!

302
00:13:15,920 --> 00:13:18,038
‫تو بودی که گفتی بیشتر با عقل جور در میاد

303
00:13:18,088 --> 00:13:20,958
‫اگه بدونی از چه نظر خاصه و حالا می‌دونیم.

304
00:13:21,008 --> 00:13:23,419
‫نذار این از مسیر منحرفت کنه.
‫تو ستاره‌ی راکی.

305
00:13:23,469 --> 00:13:25,296
‫- همش این رو میگی، بابا، ولی نیستم.
‫- تو ستاره‌ی راکی.

306
00:13:25,346 --> 00:13:26,547
‫- آره، هستی.
‫- من یه بازنده‌ام.

307
00:13:26,597 --> 00:13:28,257
‫نه، عزیزم. خدایا، اینطور نیست...

308
00:13:28,307 --> 00:13:30,551
‫- عزیزم، تو بازنده نیستی.
‫- من بازنده‌ام.

309
00:13:30,601 --> 00:13:32,553
‫و از اینجا خسته شدم، باشه؟
‫برو کاکائوت رو بگیر.

310
00:13:32,603 --> 00:13:34,388
‫می‌دونم این چیزیه که بهش فکر می‌کردی.

311
00:13:34,438 --> 00:13:37,107
‫من به کاکائو فکر نمی‌کنم، عزیزم.

312
00:13:41,612 --> 00:13:44,398
‫والت. اون می‌مونه. کیتی نمیره.

313
00:13:44,448 --> 00:13:47,026
‫- اوه، این خبر خوبیه، گرگ.
‫- بفرمایید.

314
00:13:47,076 --> 00:13:49,987
‫- ممنون، بورلی.
‫- خواهش.

315
00:13:50,037 --> 00:13:52,490
‫قطعاً مشکوک می‌زنه.

316
00:13:52,540 --> 00:13:53,991
‫از موندن کیتی خوشحالم.

317
00:13:54,041 --> 00:13:56,494
‫افسرِ پلیس محلی یه جورایی زیادی جوگیره،

318
00:13:56,544 --> 00:13:59,413
‫ولی میارمش توی سونا
‫و باهاش حرف می‌زنم.

319
00:13:59,463 --> 00:14:02,708
‫کیتی باید یه نامه‌ی معذرت خواهی
‫به هیئت امنا بنویسه، ولی...

320
00:14:02,758 --> 00:14:05,336
‫لطفاً آشغال‌هامون رو جمع کنیم،
‫دخترها و پسرها.

321
00:14:05,386 --> 00:14:07,880
‫ولی می‌تونه همه رو بندازه گردنِ مسائل زنونه.

322
00:14:07,930 --> 00:14:09,590
‫هورمون‌ها، داروهای اشتباهی.

323
00:14:09,640 --> 00:14:11,717
‫عاشقش میشه.

324
00:14:11,767 --> 00:14:15,054
‫و بعد از یه تعلیق کوتاه،
‫می‌تونه به کارش ادامه بده.

325
00:14:15,104 --> 00:14:18,307
‫ممنون. خیلی لطف کردی. مرسی، والت.

326
00:14:18,357 --> 00:14:21,227
‫می‌دونستی تدی روزولت
‫فوتبال آمریکایی رو نجات داده؟

327
00:14:21,277 --> 00:14:23,729
‫- نه.
‫- توی سال 1905،

328
00:14:23,779 --> 00:14:25,856
‫20 بازیکن فوتبال دانشگاهی مُردن.

329
00:14:25,906 --> 00:14:27,691
‫تدی همه‌ی مربی‌ها رو

330
00:14:27,741 --> 00:14:29,902
‫به کاخ سفید احضار کرد،
‫به تحول بازی‌ها کمک کرد،

331
00:14:29,952 --> 00:14:31,612
‫و تفریح آمریکا رو نجات داد.

332
00:14:31,662 --> 00:14:33,155
‫می‌دونی چرا این رو بهت میگم؟

333
00:14:33,205 --> 00:14:35,324
‫نه، ولی مطمئنم بعداً متوجه میشم.

334
00:14:35,374 --> 00:14:37,993
‫بهترین رئیس‌جمهورِ ما فداکاری نمی‌کرد.

335
00:14:38,043 --> 00:14:39,954
‫می‌خواست پسرش برای هاروارد بازی کنه

336
00:14:40,004 --> 00:14:42,506
‫بدون این که جمجمه‌اش بشکنه. اون...

337
00:14:43,799 --> 00:14:44,842
‫یه نفعی ازش برد.

338
00:14:46,802 --> 00:14:50,089
‫والت، اگه هر کاری باشه
‫که بتونم برات انجام بدم،

339
00:14:50,139 --> 00:14:51,382
‫لب تر کن.

340
00:14:51,432 --> 00:14:53,133
‫پُستِ نویسنده‌ی مقیم رو قبول کن.

341
00:14:53,183 --> 00:14:55,177
‫- اوه... نه.
‫- بیخیال.

342
00:14:55,227 --> 00:14:57,054
‫فقط تا آخرِ ترمه.

343
00:14:57,104 --> 00:14:59,849
‫باعث افتخارم میشه که
‫یه نویسنده‌ی پرفروش داشته باشم،

344
00:14:59,899 --> 00:15:01,600
‫که والدین واقعاً اسمش رو شنیدن.

345
00:15:01,650 --> 00:15:03,602
‫- نظر لطفته، ولی...
‫- یه لطفی بهم بکن، گرگ.

346
00:15:03,652 --> 00:15:07,731
‫یه نگاهی به اون بکن. اسمِ همسر سابقت
‫روی مرکز دانشجویی جدید ماست.

347
00:15:07,781 --> 00:15:09,859
‫تو در واقع عضوی از خانواده‌ی ما هستی.

348
00:15:09,909 --> 00:15:11,443
‫این اغراقه.

349
00:15:11,493 --> 00:15:15,823
‫بعلاوه، من بهت حق انتخاب نمیدم.

350
00:15:15,873 --> 00:15:17,791
‫این یه معامله‌ست.

351
00:15:18,626 --> 00:15:20,377
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً.

352
00:15:27,301 --> 00:15:29,795
‫دستم معمولاً انقدر گرم نیست.

353
00:15:29,845 --> 00:15:31,597
‫به خاطر کاکائوی داغه.

354
00:15:33,891 --> 00:15:35,259
‫ببخشید. ببخشید، ببخشید. خیلی خب.

355
00:15:35,309 --> 00:15:36,310
‫بشینید.

356
00:15:37,394 --> 00:15:40,481
‫الان اتفاق خیلی عجیبی برام افتاد.

357
00:15:42,691 --> 00:15:45,185
‫سلام. خب، توی مبحث جلسه‌ی قبلی،

358
00:15:45,235 --> 00:15:48,781
‫لنین در آستانه‌ی سرنگون کردن
‫سلسله‌ی رومانوف بود...

359
00:15:52,660 --> 00:15:54,945
‫خیلی ببخشید، الان اتفاق خیلی عجیبی افتاد.

360
00:15:54,995 --> 00:15:58,115
‫من یه دوست به اسم رولند دارم.
‫در واقع هم‌اتاقی قبلی‌ام توی دانشگاهه.

361
00:15:58,165 --> 00:15:59,667
‫اوه، شما توی کمبریج درس خوندید، درسته؟

362
00:16:00,584 --> 00:16:03,120
‫بله، همینطوره. معلومه خوب گوش می‌کردی.

363
00:16:03,170 --> 00:16:08,334
‫اون می‌خواد من، آرچی رفیقِ قدیمی‌اش،
‫فردا توی بی‌بی‌سی نیوز صحبت کنم.

364
00:16:08,384 --> 00:16:13,589
‫ظاهراً، من یه "صدای شاخص
‫در روابط بریتانیا-روسیه‌ام."

365
00:16:13,639 --> 00:16:15,424
‫حرفِ من نیست، عزیزان.

366
00:16:15,474 --> 00:16:17,092
‫ای بابا. یعنی، نمی‌تونم.

367
00:16:17,142 --> 00:16:18,677
‫ما کلاس داریم. نمی‌تونم.

368
00:16:18,727 --> 00:16:19,720
‫- چی؟
‫- آره. اوه، نه.

369
00:16:19,770 --> 00:16:20,888
‫نمی‌تونم همچین کاری باهاتون بکنم.

370
00:16:20,938 --> 00:16:22,306
‫- باید انجامش بدید.
‫- نباید.

371
00:16:22,356 --> 00:16:23,641
‫- برید دیگه! آره.
‫- برم؟

372
00:16:23,691 --> 00:16:25,017
‫آره!

373
00:16:25,067 --> 00:16:27,019
‫- آره؟ نظرتون چیه؟
‫- آره.

374
00:16:27,069 --> 00:16:28,604
‫- لیو؟
‫- آره، غوغا می‌کنید.

375
00:16:28,654 --> 00:16:30,155
‫کاملاً. بنجی، نظرِ تو چیه؟

376
00:16:31,532 --> 00:16:33,075
‫خفه شو، بنجی. یالا، رفیق.

377
00:16:33,325 --> 00:16:34,994
‫خب، خوبه. خوبه، آره؟ خوبه؟

378
00:16:38,580 --> 00:16:41,075
‫به هر حال مرسی که گذاشتید وانمود کنم
‫نیاز داشتم قانع بشم.

379
00:16:41,125 --> 00:16:43,577
‫خیلی خب، بیاید برگردیم سراغ رفیق لنین

380
00:16:43,627 --> 00:16:46,088
‫و کشتنِ دخترهای رومانوف، باشه؟

381
00:16:48,866.5 --> 00:16:58,866.5
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

382
00:17:01,645 --> 00:17:03,514
‫- بفرمایید، آقایون.
‫- اوه، بیکن!

383
00:17:03,564 --> 00:17:04,848
‫نوش جان.

384
00:17:04,898 --> 00:17:06,233
‫مرسی، رفیق.

385
00:17:12,698 --> 00:17:15,034
‫- ردیفی، داداش؟
‫- نمی‌دونم، تامی.

386
00:17:16,035 --> 00:17:20,239
‫دخترم یه مشکلاتی داره.
‫خوب باهاشون کنار نمیاد.

387
00:17:20,289 --> 00:17:21,949
‫آره، منظورم این بود که تموم کردی؟

388
00:17:21,999 --> 00:17:23,701
‫اوه، آره. آره، می‌تونی...

389
00:17:23,751 --> 00:17:25,577
‫می‌تونی بدیش به دوست‌های حیوونت که اونجان.

390
00:17:25,627 --> 00:17:26,495
‫مرسی.

391
00:17:26,545 --> 00:17:29,081
‫آقایون.

392
00:17:29,131 --> 00:17:30,632
‫کچاپ.

393
00:17:31,383 --> 00:17:33,002
‫شاید من بابای خوبی نیستم.

394
00:17:33,052 --> 00:17:35,546
‫اوه، هنوز ادامه داره. خیلی خب.

395
00:17:35,596 --> 00:17:37,923
‫آره، مگه چیکار کردی؟

396
00:17:37,973 --> 00:17:40,092
‫- یعنی، ازش غافل شدی؟
‫- نه.

397
00:17:40,142 --> 00:17:42,219
‫- معتاد بودی؟
‫- چی؟ نه.

398
00:17:42,269 --> 00:17:44,221
‫- آزارش دادی؟
‫- خدای من، نه!

399
00:17:44,271 --> 00:17:45,180
‫- یکم کتکش زدی؟
‫- نه.

400
00:17:45,230 --> 00:17:46,098
‫- قضاوت نمی‌کنم.
‫- نه.

401
00:17:46,148 --> 00:17:47,975
‫حتماً باید قضاوتش کنی.
‫ممنون، بچه‌ها.

402
00:17:48,025 --> 00:17:49,727
‫- از اینجا به بعدش با من.
‫- آره، مشکلی نداریم...

403
00:17:49,777 --> 00:17:51,186
‫نیازی به کمکتون نداریم، خوبیم.

404
00:17:51,236 --> 00:17:53,655
‫- تو هم همینطور.
‫- چشم. حتماً.

405
00:17:55,657 --> 00:17:57,117
‫- به‌به.
‫- اوه.

406
00:17:58,077 --> 00:17:59,244
‫خدا رو شکر. یه آدمِ عاقل.

407
00:18:00,037 --> 00:18:01,989
‫تو به والت گفتی من بهت ابراز علاقه کردم؟

408
00:18:02,039 --> 00:18:04,708
‫نه. خب، سلام.

409
00:18:05,542 --> 00:18:06,952
‫نه.

410
00:18:07,002 --> 00:18:10,831
‫شفاهی نه. تا حالا چیزی در مورد
‫جزئیات ریز حالت صورت شنیدی؟

411
00:18:10,881 --> 00:18:16,962
‫پس تو نگفتی، و نقل قول می‌کنم:
‫"دیلن خاطرخواهم شده"؟

412
00:18:17,012 --> 00:18:18,297
‫چی؟

413
00:18:18,347 --> 00:18:20,257
‫آره، گفتم، این رو گفتم.

414
00:18:20,307 --> 00:18:23,427
‫دقیقاً همین رو گفتم،
‫ولی پُز ندادم،

415
00:18:23,477 --> 00:18:24,978
‫بدون پُز دادن بگو ببینم.

416
00:18:26,647 --> 00:18:28,974
‫دیلن خاطرخواهم شده.

417
00:18:29,024 --> 00:18:30,392
‫هیچ آدمی اینجوری حرف نمی‌زنه.

418
00:18:30,442 --> 00:18:34,021
‫پُزش رو دادم.
‫نزدیک بود بکوبم به سینه‌ام.

419
00:18:34,071 --> 00:18:35,939
‫ببخشید.

420
00:18:35,989 --> 00:18:38,317
‫- چطور می‌تونم برات جبران کنم؟
‫- صبحونه مهمونم کن.

421
00:18:38,367 --> 00:18:40,869
‫حله. تامی؟ تامی، کارت دارم.

422
00:18:45,916 --> 00:18:47,626
‫گندش بزنن.

423
00:18:49,169 --> 00:18:51,663
‫لعنت به این زندگی.

424
00:18:51,713 --> 00:18:53,415
‫ولی با چی مبادله‌اش می‌کنم؟

425
00:18:53,465 --> 00:18:54,633
‫[آرچی: یه ساعت دیگه توی تلویزیونم.]

426
00:18:54,675 --> 00:18:57,461
‫مدام براتون جواب میدم،
‫و نمی‌خوام این کارو بکنم.

427
00:18:57,511 --> 00:18:59,596
‫احساس می‌کنم دارم توی چاه داد می‌زنم.

428
00:19:01,765 --> 00:19:03,934
‫می‌دونی، حق با الیزابت بود.

429
00:19:05,394 --> 00:19:08,514
‫هر وقت کیتی مشکلی داشت،
‫من می‌پریدم وسط.

430
00:19:08,564 --> 00:19:10,265
‫همیشه می‌پرم وسط.

431
00:19:10,315 --> 00:19:12,559
‫پس، در اصل همیشه هواش رو داشتی؟

432
00:19:12,609 --> 00:19:13,769
‫- خیلی خب.
‫- لعنتی.

433
00:19:13,819 --> 00:19:15,521
‫- حالش خوبه؟
‫- زیاده روی کردم.

434
00:19:15,571 --> 00:19:19,900
‫حالا، اون ابزار لازم برای مقابله
‫با سختی ها رو نداره.

435
00:19:19,950 --> 00:19:22,778
‫اون میره و من هیچ کاری نمی تونم بکنم.

436
00:19:22,828 --> 00:19:24,571
‫گرگ، می‌خوام یه داستان برات بگم.

437
00:19:24,621 --> 00:19:26,532
‫در مورد تدی روزولت که نیست، نه؟

438
00:19:26,582 --> 00:19:28,534
‫نه. در مورد منه.

439
00:19:28,584 --> 00:19:30,202
‫- اوه، خوبه.
‫- وقتی بچه بودم،

440
00:19:30,252 --> 00:19:32,287
‫دانشگاه جورجیا قبول شدم.

441
00:19:32,337 --> 00:19:33,956
‫- آهان، بولداگز.
‫- اوهوم.

442
00:19:34,006 --> 00:19:35,707
‫20 دقیقه با خونه‌ام فاصله داشت.
‫نیازی به فکر کردن نداشت.

443
00:19:35,757 --> 00:19:37,751
‫ولی بعدش دانشگاه براون هم قبول شدم.

444
00:19:37,801 --> 00:19:40,337
‫و اونجا خیلی دوره.

445
00:19:40,387 --> 00:19:42,297
‫و می‌ترسیدم که بقیه‌ی بچه‌ها

446
00:19:42,347 --> 00:19:43,674
‫قراره باهوش‌تر از من باشن.

447
00:19:43,724 --> 00:19:46,135
‫- اوهوم.
‫- برای همین جورجیا رو انتخاب کردم.

448
00:19:46,185 --> 00:19:48,470
‫یه روز صبح، بابام دوتا بلیت گذاشت دستم

449
00:19:48,520 --> 00:19:50,639
‫بدون توقف تا پراویدنسِ رود آیلند.

450
00:19:50,689 --> 00:19:52,391
‫هیچکدوم از ایالت خارج نشده بودیم،

451
00:19:52,441 --> 00:19:55,519
‫و من خیلی هیجان‌زده بودم که برم سفر
‫واسه همین راهی شدیم.

452
00:19:55,569 --> 00:19:58,647
‫آره، ما هم وقتی کیتی بچه بود
‫زیاد سفر می‌رفتیم.

453
00:19:58,697 --> 00:20:01,316
‫اون همه جا رفته. عاشق پراگ بود.

454
00:20:01,366 --> 00:20:02,784
‫قبلاً بهش می‌گفت: "پواگ."

455
00:20:04,036 --> 00:20:05,988
‫- حرفت تموم نشده بود، نه؟
‫- وقتی به پراویدنس رسیدیم...

456
00:20:06,038 --> 00:20:06,947
‫خیلی خب.

457
00:20:06,997 --> 00:20:09,366
‫بلافاصله فهمیدم که باید برم براون.

458
00:20:09,416 --> 00:20:11,076
‫و بنابراین رفتم.

459
00:20:11,126 --> 00:20:13,787
‫مثل بابام باش.

460
00:20:13,837 --> 00:20:15,164
‫یه راه ورود پیدا کن.

461
00:20:15,214 --> 00:20:16,623
‫مهم نیست چیه،

462
00:20:16,673 --> 00:20:18,634
‫فقط یه چیزی که بهش بفهمونی برات مهمه.

463
00:20:29,144 --> 00:20:32,564
‫یالا. یالا. یالا.

464
00:20:35,359 --> 00:20:38,353
‫دارم چیکار می‌کنم؟
‫این احمقانه‌ست.

465
00:20:38,403 --> 00:20:39,905
‫اوه. یالا.

466
00:20:41,615 --> 00:20:42,658
‫نه، نه، نه، نه!

467
00:20:45,744 --> 00:20:47,037
‫برش داشتم!

468
00:20:47,996 --> 00:20:49,323
‫- آخ!
‫- خیلی خب، وول نخور.

469
00:20:49,373 --> 00:20:51,575
‫- تقریباً تمومه.
‫- خدایا.

470
00:20:51,625 --> 00:20:54,912
‫کیتی تمام لباس‌هام رو سوزوند،
‫توی چشمم مُشت زد،

471
00:20:54,962 --> 00:20:56,496
‫و من کسی‌ام که قراره جلوی میلیون‌ها نفر

472
00:20:56,546 --> 00:20:58,749
‫احمق به نظر بیام. این منصفانه نیست.

473
00:20:58,799 --> 00:21:00,175
‫پس، کیتی این کارو کرد؟

474
00:21:02,302 --> 00:21:03,670
‫بهم نگفتی.

475
00:21:03,720 --> 00:21:06,173
‫آره، آره. آره. خیلی خب، باشه.

476
00:21:06,223 --> 00:21:07,549
‫کارِ اون بود، آره.

477
00:21:07,599 --> 00:21:09,676
‫و کل این قضیه خیلی ناجوره.

478
00:21:09,726 --> 00:21:11,136
‫می‌دونی، من هر روز صبح

479
00:21:11,186 --> 00:21:13,555
‫یواشکی از این هتل بیرون میرم
‫که به باباش برنخورم،

480
00:21:13,605 --> 00:21:15,224
‫که البته اینجا می‌مونه،

481
00:21:15,274 --> 00:21:17,567
‫و تا آخرین دونه آجیل‌های کافه رو می‌خوره.

482
00:21:18,902 --> 00:21:20,312
‫خدایا، اون مرد عاشق آجیله.

483
00:21:20,362 --> 00:21:21,897
‫خیلی‌ها آجیل دوست دارن.
‫منم عاشق آجیلم.

484
00:21:21,947 --> 00:21:23,815
‫خدایا، چرا این اتفاق برای من می‌افته؟

485
00:21:23,865 --> 00:21:25,817
‫این سؤال انکاریه، یا واقعاً جواب می‌خوای؟

486
00:21:25,867 --> 00:21:27,402
‫تحملِ جوابش رو دارم.

487
00:21:27,452 --> 00:21:29,780
‫فکر کنم به خاطر اینه که بعضی‌ها تو رو

488
00:21:29,830 --> 00:21:32,241
‫یه عوضیِ خودشیفته با صورتِ مُشت‌زدنی می‌بینن.

489
00:21:32,291 --> 00:21:34,785
‫- برای مثال گفتم.
‫- آدم‌ها من رو اینجوری می‌بینن؟

490
00:21:34,835 --> 00:21:36,078
‫بعضی‌ها آره.

491
00:21:36,128 --> 00:21:37,963
‫- تو هم من رو اینجوری می‌بینی؟
‫- نه.

492
00:21:39,631 --> 00:21:40,716
‫همیشه نه.

493
00:21:41,591 --> 00:21:44,628
‫یعنی، تو تصمیم گرفتی به جای آپارتمانِ من
‫توی هتل بمونی،

494
00:21:44,678 --> 00:21:48,257
‫و شاید این از نظر بعضی‌ها گیج‌کننده باشه.

495
00:21:48,307 --> 00:21:52,352
‫تو هم‌اتاقی داری و هم‌خونه شدن گامِ بزرگیه.

496
00:21:53,103 --> 00:21:54,554
‫ما داریم باهم بچه‌دار می‌شیم.

497
00:21:54,604 --> 00:21:58,267
‫باشه، خب، اگه من انقدر عوضی‌ام،
‫اصلاً چرا می‌خوای با من باشی؟

498
00:21:58,317 --> 00:22:00,811
‫خب، اولاً بیشتر به خاطر صورتت.

499
00:22:00,861 --> 00:22:03,563
‫ولی بعدش، همچنین به خاطر ذهنت
‫و اون لهجه‌ات.

500
00:22:03,613 --> 00:22:06,408
‫جدی، مثل دوستی با پدینگتون خرسه‌ست.

501
00:22:07,951 --> 00:22:10,153
‫- و اینا برام جذابه.
‫- خب، یه خرسِ عاقل

502
00:22:10,203 --> 00:22:12,197
‫همیشه یه ساندویچ مارمالاد زیر کلاهش داره.

503
00:22:12,247 --> 00:22:14,616
‫- از چی حرف می‌زنی؟
‫- این چیزیه که خرسه میگه.

504
00:22:14,666 --> 00:22:16,118
‫ببین، هر آدمی ویژگی‌های مختلفی داره.

505
00:22:16,168 --> 00:22:17,995
‫همه‌مون ویژگی‌های خوب و بد داریم،

506
00:22:18,045 --> 00:22:20,080
‫و علم عصب‌شناسی بهمون میگه
‫مغزهامون انعطاف‌پذیرن.

507
00:22:20,130 --> 00:22:21,748
‫این یعنی از طریق تکرار و اراده،

508
00:22:21,798 --> 00:22:23,292
‫تصمیم می‌گیریم قراره کی بشیم.

509
00:22:23,342 --> 00:22:25,252
‫و تو؟ به نظرم تو سرِ دوراهی هستی.

510
00:22:25,302 --> 00:22:27,254
‫ولی فکر کنم قراره پا پیش بذاری

511
00:22:27,304 --> 00:22:29,389
‫و مردی بشی که می‌دونم می‌تونی باشی.

512
00:22:30,474 --> 00:22:33,510
‫- و اگه نباشم چی؟
‫- خب، اون‌وقت میرم.

513
00:22:33,560 --> 00:22:35,887
‫بفرما، تموم شد. چیز دیگه‌ای نمی‌خوای؟

514
00:22:35,937 --> 00:22:38,015
‫- شاید یه رژِ برجسته؟
‫- فکر کنم خوبم.

515
00:22:38,065 --> 00:22:40,859
‫بُزدل. برمی‌گردم سرِ کلاسم.

516
00:22:46,073 --> 00:22:47,691
‫اوه.

517
00:22:47,741 --> 00:22:48,825
‫هان؟

518
00:22:50,911 --> 00:22:53,121
‫- تو برش داشتی؟
‫- آره، من برداشتم.

519
00:22:56,208 --> 00:22:59,378
‫تو تنها کاری رو که هیچوقت نکردم
‫انجام دادی که بهم حس بدتری بدی؟

520
00:22:59,920 --> 00:23:01,838
‫هوم. باشه.

521
00:23:04,508 --> 00:23:05,876
‫ببین، می‌دونم خوشت نیومد

522
00:23:05,926 --> 00:23:08,211
‫وقتی بهت گفتم ستاره‌ی راک،
‫ولی واقعاً هستی.

523
00:23:08,261 --> 00:23:09,671
‫- لطفاً نکن.
‫- هستی.

524
00:23:09,721 --> 00:23:11,256
‫قبول کن.

525
00:23:11,306 --> 00:23:15,268
‫ولی تازگی‌ها، کارهایی می‌کنی که
‫یه ذره در حد بازنده‌هاست.

526
00:23:15,936 --> 00:23:18,263
‫می‌دونم، چون تجربه‌اش رو دارم.

527
00:23:18,313 --> 00:23:20,190
‫فقط یه بازنده بازنده رو می‌شناسه.

528
00:23:21,983 --> 00:23:25,445
‫کیتی، تو در موردم حق داشتی.
‫من دوباره سرِ پا نشدم.

529
00:23:26,446 --> 00:23:30,242
‫و انعطاف‌پذیر نیستم.
‫و امیدوارم این رو به تو منتقل نکرده باشم.

530
00:23:31,451 --> 00:23:33,245
‫بیخیال. تو عاشق اینجایی.

531
00:23:34,204 --> 00:23:37,958
‫تنها کاری که باید برای موندن انجام بدی
‫اینه که شجاع باشی.

532
00:23:40,210 --> 00:23:42,788
‫و یه نامه بنویسی که میگه بیماری روانی داری.

533
00:23:42,838 --> 00:23:44,423
‫- خدای بزرگ.
‫- اه!

534
00:23:48,260 --> 00:23:49,711
‫کمکم کن بنویسمش.

535
00:23:49,761 --> 00:23:52,506
‫مرکز دانشجویی الیزابت استادرد تازه افتتاح شده.

536
00:23:52,556 --> 00:23:53,840
‫متوجه می‌شید که پشت سرتون،

537
00:23:53,890 --> 00:23:57,511
‫نمای آجری اصلی از سال 1821 رو حفظ کردیم.

538
00:23:57,561 --> 00:23:59,805
‫- کریسل گفت اینجایی.
‫- ممنون.

539
00:23:59,855 --> 00:24:01,181
‫می‌دونی، از این ساختمون لعنتی متنفرم.

540
00:24:01,231 --> 00:24:03,100
‫اونا یه نمونه‌ی کلاسیک

541
00:24:03,150 --> 00:24:06,395
‫از معماری نئوگاتیک رو برداشتن
‫و یه گلخونه روش ساختن.

542
00:24:06,445 --> 00:24:08,522
‫- خب، یه برگرفروشی هم اضافه کردن.
‫- دقیقاً.

543
00:24:08,572 --> 00:24:10,732
‫ما سنت رو واسه چی فدا می‌کنیم؟

544
00:24:10,782 --> 00:24:13,443
‫بچه‌های چاق بیشتر؟
‫مطمئنم کلی از اونا داریم.

545
00:24:13,493 --> 00:24:15,028
‫نه، نه. بلند نگو.

546
00:24:15,078 --> 00:24:16,863
‫- ممنون.
‫- خیلی خب.

547
00:24:16,913 --> 00:24:18,865
چی باعث شد بخوای من رو ببینی؟

548
00:24:18,915 --> 00:24:20,992
‫شامِ سخت با رئیس ریگز.

549
00:24:21,042 --> 00:24:22,961
‫و مجبور شدم بهش بگم
‫بودجه‌اش رو قطع می‌کنیم.

550
00:24:23,503 --> 00:24:26,123
‫فقط احساس می‌کنم
‫الان کارم کلاً اینه.

551
00:24:26,173 --> 00:24:27,749
‫آدم‌ها میان و ازم چیزهایی می‌خوان

552
00:24:27,799 --> 00:24:29,876
‫که واقعاً براشون مهمه،
‫من مجبورم بگم نه،

553
00:24:29,926 --> 00:24:31,920
‫و بعد سرش ازم دلخور میشن.

554
00:24:31,970 --> 00:24:34,214
‫باشه، دوست‌های واقعیت می‌دونن
‫که این بخشی از مسئولیت‌های کاره.

555
00:24:34,264 --> 00:24:36,391
‫- ما بابتش ازت دلخور نمی‌شیم.
‫- امیدوارم.

556
00:24:39,478 --> 00:24:41,430
‫باید لودلو ریویو رو آنلاین کنم.

557
00:24:41,480 --> 00:24:43,849
‫بخشی از طرح سبز ماست.

558
00:24:43,899 --> 00:24:46,818
‫هر سال که چاپش می‌کنیم،
‫توی محوطه پخش میشه،

559
00:24:46,860 --> 00:24:48,103
‫انگار کارخونه‌ی کاغذ ترکیده.

560
00:24:48,153 --> 00:24:49,229
‫والت، نمی‌تونی این کارو بکنی.

561
00:24:49,279 --> 00:24:51,273
‫خیلی‌ها ناراحت میشن.

562
00:24:51,323 --> 00:24:54,609
‫نه. 36 دانشجویی که مقاله‌شون چاپ میشه
‫ناراحت میشن.

563
00:24:54,659 --> 00:24:56,828
‫تعدادی از 72 والدینشون و...

564
00:24:57,954 --> 00:24:58,955
‫و من.

565
00:25:00,999 --> 00:25:03,793
‫من هر سال سر تا تهش رو می‌خونم.

566
00:25:07,422 --> 00:25:09,049
‫واقعاً متأسفم.

567
00:25:12,177 --> 00:25:14,671
‫"با این همه، من واقعاً و عمیقاً متأسفم.

568
00:25:14,721 --> 00:25:16,756
‫رفتارم نامتعادل بود و من..."

569
00:25:16,806 --> 00:25:19,092
‫- از "نامتعادل" خوشم نمیاد.
‫- واقعاً؟

570
00:25:19,142 --> 00:25:21,136
‫از "آشفته" استفاده می‌کنم.

571
00:25:21,186 --> 00:25:22,854
‫نامه‌ی توئه. لازم نیست عالی باشه.

572
00:25:24,231 --> 00:25:25,682
‫ولی دوستش دارم.

573
00:25:25,732 --> 00:25:27,392
‫خیلی خب، تمومه.

574
00:25:27,442 --> 00:25:29,644
‫این یارو رو نگاه کن.

575
00:25:29,694 --> 00:25:31,354
‫- می‌تونم قایمش کنم، درسته؟
‫- مالِ خودته.

576
00:25:31,404 --> 00:25:33,940
‫نگهش می‌دارم واسه وقتی که انرژی لازم دارم.

577
00:25:33,990 --> 00:25:35,734
‫مثلاً اولین باری که اون عوضی رو می‌بینم

578
00:25:35,784 --> 00:25:37,827
‫که یه کالسکه‌ی بچه رو هل میده

579
00:25:38,954 --> 00:25:39,955
‫صبر کن، چی گفتی؟

580
00:25:50,006 --> 00:25:51,791
‫سلام! سلام، خیلی متأسفم.

581
00:25:51,841 --> 00:25:54,544
‫- دوباره کلیدم رو جا گذاشتم.
‫- اشکالی نداره.

582
00:25:54,594 --> 00:25:56,254
‫این زیاد برات اتفاق می‌افته.

583
00:25:56,304 --> 00:25:58,223
‫می‌دونم، خیلی از خودم عصبانی‌ام!

584
00:25:59,307 --> 00:26:00,884
‫انتظار دارید دولتِ روسیه چطور

585
00:26:00,934 --> 00:26:03,929
‫به این حرکتِ جسورانه‌ی
‫نخست وزیر جواب بده؟

586
00:26:03,979 --> 00:26:05,931
‫خب، قطعاً قرار نیست خوب پیش بره،

587
00:26:05,981 --> 00:26:07,599
‫این قطعیه.

588
00:26:07,649 --> 00:26:09,651
‫- تو باردارش کردی؟!
‫- نه، اون ملاقه‌ست؟

589
00:26:14,489 --> 00:26:15,899
‫تصویرتون زنده از بی‌بی‌سی پخش میشه.

590
00:26:15,949 --> 00:26:16,950
‫آخ!

591
00:26:19,077 --> 00:26:21,363
‫- اون گرگه؟
‫- آره.

592
00:26:21,413 --> 00:26:22,455
‫داغونش کن.

593
00:26:22,539 --> 00:26:23,990
‫- اوه!
‫- خدای من.

594
00:26:24,040 --> 00:26:25,125
‫- اوه!
‫- اوه!

595
00:26:26,459 --> 00:26:28,211
‫ایلای! ایلای!

596
00:26:40,015 --> 00:26:41,132
‫سلام علیکم.

597
00:26:41,182 --> 00:26:42,601
‫بریم باهم قدم بزنیم و قهوه بخوریم؟

598
00:26:43,518 --> 00:26:44,936
‫نمی‌تونم. خیلی سرم شلوغه.

599
00:26:51,901 --> 00:26:53,562
‫- سلام.
‫- سلام!

600
00:26:53,612 --> 00:26:57,190
‫ممنونم که این قضیه‌ی ناخوشایند
‫آتیش‌سوزی رو حل و فصل کردی.

601
00:26:57,240 --> 00:26:59,951
‫آره. اصلاً قابلی نداشت.

602
00:27:00,869 --> 00:27:05,240
‫راستی، وقتی توی وانِ آب یخ بودی،
‫تفنگنم رو ندیدی، نه؟

603
00:27:05,290 --> 00:27:06,616
‫- ندیدم.
‫- اشکالی نداره.

604
00:27:06,666 --> 00:27:08,501
‫احتمالاً روی داشبوردم جا گذاشتمش.

605
00:27:09,502 --> 00:27:12,080
‫وای! نه.

606
00:27:12,130 --> 00:27:13,665
‫توی میدان تیر جا گذاشتمش.

607
00:27:13,715 --> 00:27:15,625
‫بهترین جا برای جا گذاشتن تفنگه.

608
00:27:15,675 --> 00:27:17,052
‫نگه داشتنشون خیلی سخته.

609
00:27:21,473 --> 00:27:23,224
‫فکر کردم سعی کنم کمتر گیج‌کننده باشم.

610
00:27:30,315 --> 00:27:31,816
‫من بامزه‌تر از اونم که همه فکر می‌کنن.

611
00:27:33,151 --> 00:27:34,152
‫ممنون.

612
00:27:34,444 --> 00:27:35,895
‫وای، این مردکِ الدنگ.

613
00:27:35,945 --> 00:27:37,689
‫سلام، مو. حالت چطوره؟

614
00:27:37,739 --> 00:27:39,366
‫چیه، میای اینجا زندگی کنی؟

615
00:27:41,785 --> 00:27:44,404
‫خب، مرسی که اومدی بدرقه‌ام کنی.

616
00:27:44,454 --> 00:27:45,455
‫آره.

617
00:27:46,498 --> 00:27:49,075
‫البته خیلی ناراحت نیستم که داری میری.

618
00:27:49,125 --> 00:27:50,418
‫جسارت نباشه.

619
00:27:51,628 --> 00:27:54,464
‫ولی واقعاً خوشحالم که اومدی.

620
00:27:55,465 --> 00:27:56,633
‫منم همینطور.

621
00:27:58,009 --> 00:28:00,053
‫- دوستت دارم.
‫- منم دوستت دارم.

622
00:28:02,847 --> 00:28:03,848
‫خدافظ، بابا.

623
00:28:05,100 --> 00:28:06,601
‫خدافظ، عزیزم.

624
00:28:08,103 --> 00:28:10,347
‫- دوشنبه می‌بینمت!
‫- صبر کن، چی؟

625
00:28:10,397 --> 00:28:11,973
‫برو، برو، برو!

626
00:28:12,023 --> 00:28:16,986
‫«ترجمه از سینا صداقت»