1
00:00:06,089 --> 00:00:12,095
‫«ترجمه از سینا صداقت»

2
00:00:24,733 --> 00:00:27,819
‫خب، آخرین شبی که توی فلوریدا بودی
‫چیکار کردی؟

3
00:00:27,902 --> 00:00:31,948
‫معرکه بود. رفقام یه مراسم بدرقه واسم گرفتن

4
00:00:32,032 --> 00:00:33,742
‫چون قرار نیست تا کریسمس برگردم.

5
00:00:33,825 --> 00:00:34,993
‫- رفقات؟
‫- آره.

6
00:00:35,076 --> 00:00:36,494
‫- رفقات کی هستن؟
‫- خودت می‌دونی.

7
00:00:36,578 --> 00:00:37,787
‫رفقام.

8
00:00:37,871 --> 00:00:39,289
‫سم. کلیف.

9
00:00:39,372 --> 00:00:40,457
‫نورم.

10
00:00:40,540 --> 00:00:41,875
‫پس، بازیگرهای چیرز.

11
00:00:41,958 --> 00:00:43,293
‫نمی‌دونستم اون سریال رو می‌شناسی.

12
00:00:43,376 --> 00:00:44,627
‫اوهوم، کوچ اونجا بود؟

13
00:00:44,711 --> 00:00:47,422
‫متأسفانه، کوچ فوت شد.
‫توی فصل سه.

14
00:00:47,505 --> 00:00:48,965
‫متأسفم.

15
00:00:50,300 --> 00:00:52,552
‫این خونه رو که بهم میدن ببین.

16
00:00:52,635 --> 00:00:53,803
‫وای.

17
00:00:53,887 --> 00:00:55,889
‫اوه، یه سبد هدیه.

18
00:00:55,972 --> 00:00:57,515
‫اونا ازم پرسیدن نوشیدنی مورد علاقه‌ات چیه.

19
00:00:57,557 --> 00:00:59,517
‫اوه! ممنون، عزیزم.

20
00:00:59,601 --> 00:01:01,728
‫باورش نکردم، فقط به یه پیامک جواب دادم.

21
00:01:01,811 --> 00:01:03,188
‫خب، یادت مونده.

22
00:01:04,189 --> 00:01:06,149
‫اوه.

23
00:01:06,232 --> 00:01:08,359
‫اینجا واسه یه نفر زیادی بزرگه.

24
00:01:08,443 --> 00:01:09,527
‫من نمیام پیشت زندگی کنم، بابا.

25
00:01:09,569 --> 00:01:10,945
‫- به این فکر نمی‌کردم.
‫- چرا، می‌کردی.

26
00:01:10,987 --> 00:01:13,448
‫آره، فکر می‌کردم.
‫بهمون خیلی خوش می‌گذشت!

27
00:01:14,449 --> 00:01:15,742
‫اوه، از این خوشم میاد.

28
00:01:15,825 --> 00:01:17,410
‫نظرت چیه؟

29
00:01:17,494 --> 00:01:19,079
‫- آره.
‫- می‌تونم این رو زیرِ کُت بپوشم؟

30
00:01:19,120 --> 00:01:20,205
‫- هرگز این کارو نکن.
‫- نه؟

31
00:01:21,498 --> 00:01:23,625
‫بابا، باید در مورد یه چیزی حرف بزنیم.

32
00:01:23,708 --> 00:01:24,709
‫اوه!

33
00:01:25,919 --> 00:01:28,505
‫آجیل ذرت با طعمِ شوید و ترشی؟
‫این منطقه‌ایه؟

34
00:01:28,588 --> 00:01:29,631
‫نمی‌دونم.

35
00:01:31,925 --> 00:01:35,428
‫یه مدت طول کشیده
‫از سایه‌ی مامان بیرون بیام.

36
00:01:35,512 --> 00:01:38,306
‫و تو الان اینجایی.

37
00:01:38,389 --> 00:01:40,600
‫- اوهوم.
‫- که به نتیجه رسیدم عالیه.

38
00:01:40,683 --> 00:01:42,310
‫اوه! چه تحول خوبی.

39
00:01:42,393 --> 00:01:43,812
‫من از وقتی تو و مامان جدا شدید

40
00:01:43,853 --> 00:01:47,148
‫سعی داشتم تو رو از روتینت در بیارم
‫و این قطعاً همونه.

41
00:01:47,232 --> 00:01:50,360
‫- اوهوم.
‫- ولی با خراب شدن زندگیِ مشترکم

42
00:01:50,443 --> 00:01:52,320
‫و تعلیقم...

43
00:01:52,403 --> 00:01:54,280
‫به زور می‌تونم از خودم مراقبت کنم.

44
00:01:54,364 --> 00:01:57,200
‫خب، اگه احساس کنم باید ازت مراقبت کنم...

45
00:01:57,283 --> 00:01:59,035
‫ما باید به همدیگه...

46
00:01:59,119 --> 00:02:01,204
‫- یکم فضا بدیم، می‌دونی؟
‫- اوهوم.

47
00:02:01,287 --> 00:02:02,789
‫خدای بزرگ، فقط بخورشون.

48
00:02:02,872 --> 00:02:05,458
‫شرمنده. اونا طعم خیارشورِ ترد میدن.

49
00:02:05,542 --> 00:02:06,751
‫اوهوم.

50
00:02:09,921 --> 00:02:11,297
‫- خیلی خب. شرمنده.
‫- باشه.

51
00:02:12,423 --> 00:02:14,217
‫- من زندگیِ خودم رو دارم...
‫- صبر کن. یکی دیگه.

52
00:02:17,428 --> 00:02:18,763
‫- داشتی می‌گفتی.
‫- خیلی خب.

53
00:02:19,722 --> 00:02:21,266
‫- من اینجا زندگیِ خودم رو دارم.
‫- اوهوم.

54
00:02:21,349 --> 00:02:23,393
‫نمی‌تونم بذارم دستم رو بگیری.

55
00:02:23,476 --> 00:02:25,145
‫فهمیدم. تو از پس خودت برمیای.

56
00:02:25,228 --> 00:02:29,399
‫و اگه نتونی از پسشون بربیای،
‫باهم از پسشون برمیایم، دست در دستِ هم.

57
00:02:29,482 --> 00:02:31,276
‫- شوخی کردم.
‫- آره. من دیگه میرم.

58
00:02:31,359 --> 00:02:33,027
‫- خیلی خب.
‫- و توبلرون رو هم می‌برم.

59
00:02:33,111 --> 00:02:35,405
‫و عزیزم، بابت این ازت ممنونم.

60
00:02:36,447 --> 00:02:38,616
‫در ضمن، در مورد زندگی کردن باهم جدی نبودم.

61
00:02:38,700 --> 00:02:40,535
‫اوه، واقعاً؟ فقط داشتم فکر می‌کردم

62
00:02:40,618 --> 00:02:42,495
‫خونه‌ی مربی هاکیِ مُرده
‫یه جورایی سوت و کوره

63
00:02:42,537 --> 00:02:45,415
‫- و شاید باحال باشه چند هفته اینجا بمونم.
‫- انجامش بده!

64
00:02:45,498 --> 00:02:47,167
‫پیتزا سفارش بده، من یه...

65
00:02:47,250 --> 00:02:48,793
‫اوه، این شوخیِ قشنگی نبود.

66
00:02:48,877 --> 00:02:50,753
‫- اصلاً کارِ قشنگی نبود.
‫- دوستت دارم.

67
00:02:50,837 --> 00:02:52,130
‫منم دوستت دارم.

68
00:03:40,845 --> 00:03:43,181
‫اوه، سلام! سلام، همسایه‌ی جدید!

69
00:03:43,264 --> 00:03:44,682
‫خیلی عجیبه. یادته؟

70
00:03:44,766 --> 00:03:46,309
‫دوستت قرار بود توی این خونه زندگی کنه.

71
00:03:46,351 --> 00:03:48,102
‫یادمه.

72
00:03:48,186 --> 00:03:50,104
‫آروم باش. من ازت عصبانی نیستم.

73
00:03:50,188 --> 00:03:51,648
‫مرسی. خدایا.

74
00:03:53,942 --> 00:03:55,735
‫می‌تونم همراهت بیام؟

75
00:03:55,818 --> 00:03:58,780
‫استرسِ روز اول رو دارم
‫و جای هیچی رو نمی‌دونم.

76
00:03:58,821 --> 00:03:59,822
‫بیا بریم.

77
00:03:59,864 --> 00:04:01,407
‫ممنون.

78
00:04:01,491 --> 00:04:03,243
‫جریانِ کفش‌هات چیه؟
‫داری میری عروسی؟

79
00:04:03,326 --> 00:04:05,245
‫می‌دونستم زیادی براقن.

80
00:04:05,328 --> 00:04:06,412
‫- وای.
‫- خوبی؟

81
00:04:06,496 --> 00:04:08,248
‫- آره، خوبم.
‫- باشه.

82
00:04:08,331 --> 00:04:10,375
‫هی، یه لحظه وقت داری
‫یه کمکی بهم بکنی؟

83
00:04:10,458 --> 00:04:11,709
‫آره، حتماً. لب تر کن.

84
00:04:11,793 --> 00:04:13,711
‫- باشه.
‫- اوه! اون خیلی باحاله.

85
00:04:13,795 --> 00:04:15,255
‫باید یکی بگیری.

86
00:04:16,256 --> 00:04:18,258
‫باید کارآموزی تابستونی‌ام رو نهایی کنم.

87
00:04:18,341 --> 00:04:20,093
‫فکر نکنم بدونی چقدر هول و ولا دارم.

88
00:04:20,134 --> 00:04:21,970
‫آخه چندان زیادم هول به نظر نمیای.

89
00:04:22,053 --> 00:04:23,846
‫چرا اقلاً با شور و شوق
‫بهم توضیح نمیدی؟

90
00:04:23,888 --> 00:04:25,515
‫- حالت چطوره؟
‫- من نمی‌خوابم.

91
00:04:25,556 --> 00:04:27,058
‫- اصلاً؟ تو استرس داری!
‫- من استرس دارم!

92
00:04:27,100 --> 00:04:28,810
‫- من استرس دارم!
‫- بچه‌ها، بچه‌ها، خواهش می‌کنم.

93
00:04:28,851 --> 00:04:30,436
‫من سعی دارم روی کتابم کار کنم.

94
00:04:30,520 --> 00:04:34,774
‫خدای من، خیلی متأسفم که
‫توی آپارتمان خودم حرف می‌زنم.

95
00:04:34,857 --> 00:04:35,900
‫ازش متنفرم.

96
00:04:36,484 --> 00:04:38,027
‫- صدامون رو میاریم پایین.
‫- ممنون.

97
00:04:38,111 --> 00:04:39,529
‫یه مشاور بانفوذ لازم دارم.

98
00:04:39,612 --> 00:04:41,114
‫باید از رئیس من بخوام.

99
00:04:41,197 --> 00:04:42,907
‫- اون همیشه توی باشگاهه.
‫- درسته!

100
00:04:42,991 --> 00:04:44,492
‫اوه، تو و والت.

101
00:04:44,575 --> 00:04:46,536
‫این واقعاً از نظر من ایده‌آل نیست.

102
00:04:46,619 --> 00:04:47,954
‫از نظر تو ایده‌آل نیست؟

103
00:04:48,037 --> 00:04:49,163
‫آره.

104
00:04:49,247 --> 00:04:50,748
‫اجازه هست رُک باشم؟

105
00:04:50,832 --> 00:04:53,293
‫از هم جدا شید. بیاید تمومش کنیم.
‫برو خونه!

106
00:04:53,376 --> 00:04:56,671
‫فقط این که من تازگی‌ها خیلی زیاد
‫در مرکز توجه بودم و فکر می‌کنم

107
00:04:56,754 --> 00:04:58,506
‫شاید به جای جلب توجه بیشتر به خودمون...

108
00:04:58,548 --> 00:04:59,966
‫اون وقتی گفتم: "به جای"
‫برام چشم غره رفت.

109
00:05:00,008 --> 00:05:02,385
‫آدم‌های باسواد میگن: "به جای"، مو.

110
00:05:04,637 --> 00:05:08,391
‫ویراستارم هر روز بهم زنگ می‌زنه
‫و می‌خواد صفحات جدیدی از این ببینه.

111
00:05:08,474 --> 00:05:11,853
‫این کتاب فقط واسه من نیست،
‫برای آینده‌ی بچه‌مونه، خب؟

112
00:05:11,936 --> 00:05:13,771
‫پس فکر کنم به نفع ما باشه
‫که شرایطی ایجاد کنیم

113
00:05:13,813 --> 00:05:15,606
‫که توش من بتونم موفق بشم.

114
00:05:15,690 --> 00:05:19,610
‫والت، اون بزرگ‌ترین سخن‌چینِ دانشگاهه، خب؟

115
00:05:19,694 --> 00:05:21,904
‫و آخرین چیزی که لازم داریم
‫اینه که اون مرد

116
00:05:21,988 --> 00:05:23,489
‫توی زندگیِ ما سرک بکشه.

117
00:05:24,699 --> 00:05:27,285
‫خیلی خب، باشه. از اون نمی‌خوام.

118
00:05:27,368 --> 00:05:28,369
‫ممنون.

119
00:05:31,247 --> 00:05:33,750
‫پس فکر می‌کنی اشکالی نداره
‫اون رو استخدام کنی

120
00:05:33,791 --> 00:05:37,253
‫با این که قبلاً پُستِ نویسنده‌ی مقیم رو
‫به دوستم روبی قول دادی؟

121
00:05:37,337 --> 00:05:39,130
‫اگه منظورت از کمک کردن این بود،
‫ازش خوشم نمیاد.

122
00:05:39,172 --> 00:05:41,549
‫استخدام گرگ یه فرصتِ یک‌باره بود.

123
00:05:41,632 --> 00:05:42,884
‫دوستت می‌تونه ترمِ بعد انجامش بده.

124
00:05:42,925 --> 00:05:45,345
‫شاید این بهش وقت بده چیزی بنویسه
‫که کسی اسمش رو شنیده باشه.

125
00:05:45,386 --> 00:05:48,014
‫روبی جایزه‌ی بیلی گیفورد
‫آثار غیرداستانی رو برده.

126
00:05:48,097 --> 00:05:50,016
‫- همه‌مون رزومه‌های خودمون رو داریم.
‫- ببین.

127
00:05:50,099 --> 00:05:54,604
‫والت گفت که باید این کارو قبول کنم
‫وگرنه کیتی شغلش رو از دست میده.

128
00:05:54,687 --> 00:05:56,856
‫و ممنون میشم اگه این بین خودمون بمونه،

129
00:05:56,898 --> 00:05:58,691
‫- چون کیتی من رو می‌کشه.
‫- البته.

130
00:05:58,775 --> 00:06:01,444
‫بهتره حواست رو جمع کنی، گرگ،
‫چون شاید از پشت بهت خنجر بزنه.

131
00:06:01,527 --> 00:06:03,404
‫متوجهی که این حرف‌ها
‫اصلاً به خاطر دوستش نیست.

132
00:06:03,488 --> 00:06:05,615
‫این در مورد ریویوئه.

133
00:06:05,698 --> 00:06:07,158
‫من نمی‌دونم ریویو چیه.

134
00:06:07,241 --> 00:06:09,786
‫- این حرفِ خیلی بدیه.
‫- پس حرفم رو پس می‌گیرم.

135
00:06:09,869 --> 00:06:13,039
‫ما مثلاً قراره دوست باشیم، والت،
‫و تو دوستی‌مون رو دور انداختی.

136
00:06:13,122 --> 00:06:16,167
‫باید کارت رو با یه ذره ظرافت
‫و حساسیت بیشتر انجام بدی.

137
00:06:16,250 --> 00:06:18,795
‫می‌دونی چرا انقدر به گرگ علاقه دارم؟

138
00:06:19,879 --> 00:06:21,381
‫نه... این لازم نیست.

139
00:06:21,464 --> 00:06:22,882
‫چون اون تنها کسی اینجاست

140
00:06:22,924 --> 00:06:25,009
‫که واقعاً چیزی ازم نمی‌خواد.

141
00:06:27,470 --> 00:06:28,805
‫یه ویولن خیلی کوچیکه.

142
00:06:28,888 --> 00:06:30,640
‫می‌خواستم بپرسم چی بود.

143
00:06:30,723 --> 00:06:32,517
‫- خیلی کوچیک بود.
‫- اگه ما رو ببخشی،

144
00:06:32,558 --> 00:06:34,811
‫باید به گرگ کمک کنم
‫دفترِ جدیدش رو پیدا کنه.

145
00:06:34,894 --> 00:06:36,270
‫بیا. از این طرف.

146
00:06:36,354 --> 00:06:37,522
‫خدافظ.

147
00:06:41,484 --> 00:06:43,152
‫و رسیدیم.

148
00:06:43,236 --> 00:06:46,656
‫فکر کنم می‌تونستم تنهایی پیداش کنم.
‫باید از دیلن معذرت خواهی کنم؟

149
00:06:46,739 --> 00:06:49,242
‫اوه، ما هیچ اشتباهی نکردیم.
‫اون باید از ما معذرت بخواد.

150
00:06:49,325 --> 00:06:51,411
‫بذار بخش مورد علاقه‌ام
‫از این اتاق رو نشونت بدم.

151
00:06:54,372 --> 00:06:56,082
‫به اندازه‌ی من دوستش داری؟

152
00:06:56,165 --> 00:06:58,042
‫خب، دفترت به اتاق من وصله...

153
00:06:58,126 --> 00:07:01,254
‫هر وقت خواستی می‌تونی بیای
‫و یه سلامی عرض کنی.

154
00:07:01,337 --> 00:07:03,714
‫- خوش می‌گذره.
‫- فردا شب بازی هاکی دارم.

155
00:07:03,798 --> 00:07:05,007
‫یه مربی جدید استخدام کردم.
‫می‌خوای بیای؟

156
00:07:05,049 --> 00:07:07,718
‫من واقعاً اهل هاکی نیستم.

157
00:07:07,802 --> 00:07:11,055
‫ای کاش بهم می‌گفتی
‫دارم شغل دوستِ دیلن رو می‌گیرم.

158
00:07:11,139 --> 00:07:13,683
‫مطمئنم دوستِ دیلن هم میگه
‫ای کاش بهش می‌گفتیم.

159
00:07:13,766 --> 00:07:16,436
‫- کریسل!
‫- براش ایمیل زدم و یه جعبه گلابی فرستادم.

160
00:07:16,519 --> 00:07:17,645
‫- کیف باشگاه.
‫- ممنون.

161
00:07:17,728 --> 00:07:19,105
‫اوه، کفش‌های دوش.

162
00:07:22,150 --> 00:07:23,317
‫در باز بمونه یا بسته؟

163
00:07:23,401 --> 00:07:25,153
‫باز خوبه، مرسی.

164
00:07:25,236 --> 00:07:26,320
‫انتخاب خوبیه.

165
00:07:31,409 --> 00:07:32,743
‫فکرش رو بکن!

166
00:07:32,827 --> 00:07:34,996
‫اون لعنتی‌ها تمام این مدت
‫توی کیفم بودن.

167
00:07:35,079 --> 00:07:37,290
‫- سه سوته برمی‌گردم.
‫- خیلی خب.

168
00:07:39,834 --> 00:07:40,835
‫به زودی می‌بینمت.

169
00:07:42,503 --> 00:07:43,671
‫چرا مجبورم می‌کنی این کارو بکنم؟

170
00:07:43,713 --> 00:07:46,007
‫این مثل اردوگاه بیگاریه.
‫این جهنمه.

171
00:07:46,090 --> 00:07:48,217
‫- خوبی، چیزیت نشده.
‫- خوب نیستم، باور کن.

172
00:07:49,385 --> 00:07:52,388
‫الان برمی‌گردم. رئیس ریگز؟

173
00:07:52,472 --> 00:07:54,765
‫من سانی سالوسکی هستم،
‫توی کلاس زیست تکاملی شما هستم،

174
00:07:54,849 --> 00:07:56,517
‫و می‌خوام شما مشاور من باشی.

175
00:07:56,601 --> 00:07:58,603
‫وای، اول یه نوشیدنی مهمونم کن.

176
00:07:58,686 --> 00:08:01,731
‫من دنبال کارآموزی در زمینه‌ی بیوتکنولوژی
‫با تمرکز روی سلامت و رفاه هستم.

177
00:08:01,772 --> 00:08:05,485
‫ببین، تو دانشمند جوان زیبایی به نظر میای،
‫ولی نمی‌تونم.

178
00:08:06,319 --> 00:08:09,280
‫بیشتر توضیح می‌دادم،
‫ولی وکیلم بهم گفته این کارو نکنم.

179
00:08:10,239 --> 00:08:11,240
‫موفق باشی.

180
00:08:12,825 --> 00:08:14,410
‫- میرم سیگار بکشم.
‫- حقته.

181
00:08:15,411 --> 00:08:17,622
‫دختر خانم. میشه صحبت کنیم.

182
00:08:17,705 --> 00:08:21,000
‫مشاورت رو بر اساس کاری که فکر می‌کنی
‫می‌تونن برات بکنن انتخاب نکن.

183
00:08:21,083 --> 00:08:25,505
‫باید کسی باشه که باهاش
‫یه ارتباط واقعی داری.

184
00:08:25,588 --> 00:08:27,340
‫ممنون، قربان.

185
00:08:27,423 --> 00:08:28,424
‫ادامه بده.

186
00:08:29,383 --> 00:08:30,718
‫اوه، باید ازش می‌خواستم.

187
00:08:30,801 --> 00:08:32,303
‫یعنی، اون داشت بهم مشاوره می‌داد.

188
00:08:32,386 --> 00:08:34,639
‫نه، نه. نه، عزیزم، نه، نه، نه.
‫اون فال گوش وایساده بود

189
00:08:34,722 --> 00:08:36,641
‫و خودش رو وارد مکالمه‌ات می‌کرد.

190
00:08:36,724 --> 00:08:38,392
‫این کاریه که والت می‌کنه، بهم اعتماد کن.

191
00:08:38,476 --> 00:08:41,312
‫ببین، خیلی خب.
‫یه بار کاملاً بی‌مقدمه میگم، خب؟

192
00:08:41,395 --> 00:08:44,774
‫من یه بار به کریسل گفتم
‫شاید یه روز بخوام یه سگ داشته باشم.

193
00:08:44,857 --> 00:08:48,569
‫بعدش یهو دیدم،
‫والت با روسکو توی اتاق نشیمن من بود.

194
00:08:49,487 --> 00:08:50,488
‫اون قبلاً اسمش رو گذاشته بود روسکو.

195
00:08:50,530 --> 00:08:51,864
‫من اسمش رو نمیذاشتم روسکو.

196
00:08:51,948 --> 00:08:53,533
‫یه اسمِ جالب‌تر روش میذاشتم،

197
00:08:53,574 --> 00:08:54,909
‫مثل جوزپه.

198
00:08:54,992 --> 00:08:56,577
‫خیلی خب، وانمود نکن عاشق اون سگ نیستی.

199
00:08:56,619 --> 00:08:58,120
‫دیدم که داشتی اون رو می‌بوسیدی.

200
00:08:58,204 --> 00:09:01,499
‫اون اینجوری ترجیح میده، ایتالیاییه.

201
00:09:01,582 --> 00:09:03,668
‫ببین، ریگز دوستم داره.
‫باهاش حرف می‌زنم.

202
00:09:03,751 --> 00:09:05,461
‫می‌تونم نظرش رو عوض کنم.
‫چیکار می‌کنی؟

203
00:09:05,503 --> 00:09:08,881
‫دارم یه مقاله در مورد وجود ذراتِ مدفوع
‫روی پوستِ سگ برات می‌فرستم.

204
00:09:09,840 --> 00:09:10,967
‫من که نمی‌خونمش.

205
00:09:11,050 --> 00:09:15,096
‫می‌تونی از این یادداشت‌ها در مورد امپرسیونیست‌ها
‫به عنوان یه راهنمای کلی استفاده کنی.

206
00:09:15,179 --> 00:09:18,599
‫بابتِ سُس پیتزا معذرت می‌خوام.
‫شب تا دیر وقت بیدار بودم.

207
00:09:18,683 --> 00:09:20,768
‫تا حالا ریک و مورتی رو دیدی؟

208
00:09:20,851 --> 00:09:23,521
‫- احترام به مرزها با در زدن.
‫- بگیرش، بگیرش.

209
00:09:23,604 --> 00:09:24,605
‫بگیرش.

210
00:09:24,689 --> 00:09:26,524
‫سلام، سلام، سلام.

211
00:09:26,607 --> 00:09:30,152
‫فقط می‌خواستم ببینم اون برنامه‌ی درسی رو
‫که برات ایمیل کردم نگاه کردی یا نه.

212
00:09:30,236 --> 00:09:32,697
‫سلام... اوه، شرمنده. مزاحم شدم؟

213
00:09:32,780 --> 00:09:36,284
‫صد درصد. این لیلیه، دستیار تدریسم.
‫اون سیگار می‌کشه.

214
00:09:36,367 --> 00:09:38,411
‫- آره! عاشقشم. هورا!
‫- هورا.

215
00:09:38,494 --> 00:09:40,037
‫دارم آماده‌اش می‌کنم
‫کلاس‌هام رو پوشش بده.

216
00:09:40,079 --> 00:09:42,164
‫اوه. باشه، می‌تونم منتظر بمونم.

217
00:09:43,332 --> 00:09:46,252
‫ولی کلاسش ساعت چنده؟
‫چون مالِ من ۲۵ دقیقه دیگه شروع میشه.

218
00:09:46,335 --> 00:09:47,712
‫خیلی خب، بابا، باشه.

219
00:09:47,795 --> 00:09:51,799
‫می‌دونی، یه نگاهی انداختم،
‫ولی این خیلی بیش از حد برنامه‌ریزی شده.

220
00:09:51,882 --> 00:09:53,926
‫این من رو یاد زمانی میندازه که مربی

221
00:09:53,968 --> 00:09:56,554
‫تیم فوتبال زیر ۸ سال من بودی
‫و یه دفترچه‌ی بزرگ از بازی‌ها رو داشتی.

222
00:09:56,637 --> 00:09:59,348
‫- واقعاً؟
‫- آره، باید آروم بگیری.

223
00:09:59,432 --> 00:10:01,267
‫- باشه، خیلی خب.
‫- باشه، یادت میاد

224
00:10:01,350 --> 00:10:03,477
‫بالأخره کِی گفتی گورِ باباش
‫و بهمون گفتی

225
00:10:03,561 --> 00:10:05,062
‫فقط توپ رو بچرخونیم
‫و خوش بگذرونیم؟

226
00:10:05,104 --> 00:10:06,355
‫آره، یادمه.

227
00:10:06,439 --> 00:10:08,524
‫درسته، اون اولین بازی بود که بردیم.

228
00:10:08,608 --> 00:10:11,193
‫خب، دروازه‌بان تیمِ روبرو ۴ سالش بود.

229
00:10:11,277 --> 00:10:15,156
‫عزیزم، من وقتی جلوی آدم‌ها حرف می‌زنم
‫خیلی استرس می‌گیرم مگر این که برنامه داشته باشم.

230
00:10:15,239 --> 00:10:17,450
‫و مثل تو یه مدرسِ نمونه نیستم.

231
00:10:18,326 --> 00:10:20,119
‫در حال حاضر من هیچ جور مدرسی نیستم.

232
00:10:20,202 --> 00:10:21,537
‫باشه.

233
00:10:21,621 --> 00:10:22,955
‫می‌دونی چی خوشحالت می‌کنه؟

234
00:10:23,039 --> 00:10:26,083
‫فردا شب یه بازی هاکی هست.
‫می‌خوای مثل قدیم‌ها باهم بریم؟

235
00:10:26,125 --> 00:10:27,293
‫حتماً، بابا.

236
00:10:27,376 --> 00:10:29,211
‫- تو... واقعاً؟
‫- حالا هرچی.

237
00:10:29,295 --> 00:10:31,297
‫انتظار اون جواب رو نداشتم.

238
00:10:31,380 --> 00:10:32,632
‫باشه، باید برم سرِ کلاس.

239
00:10:32,715 --> 00:10:34,216
‫- خیلی خب. آره.
‫- دوستت دارم. لیلی؟

240
00:10:34,300 --> 00:10:36,010
‫سیگار نکش، برات خوب نیست.

241
00:10:36,093 --> 00:10:37,386
‫چشم.

242
00:10:44,268 --> 00:10:46,187
‫این میانبر خوبیه.

243
00:10:53,069 --> 00:10:54,362
‫وای!

244
00:10:58,115 --> 00:11:00,117
‫اوه، این میانبرِ خطرناکیه.

245
00:11:00,201 --> 00:11:01,452
‫خیلی خب.

246
00:11:03,704 --> 00:11:06,123
‫سلام! سلام به همه.

247
00:11:06,207 --> 00:11:07,792
‫به نظر میاد از تپه سنگی افتادی.

248
00:11:07,875 --> 00:11:11,462
‫آره، کفش‌های نو گرفتم
‫و یادم رفت کفِش رو بسابم، پس مهم نیست.

249
00:11:11,545 --> 00:11:12,838
‫پات داره خون میاد.

250
00:11:12,922 --> 00:11:14,465
‫آره، ولی درد نمی‌کنه.

251
00:11:14,548 --> 00:11:19,261
‫باشه، خب مطمئن نیستم
‫چند نفرتون با کارم آشنا هستید.

252
00:11:20,346 --> 00:11:22,056
‫میامی آمور.

253
00:11:22,139 --> 00:11:25,601
‫اون اثرِ عامه‌پسندیه.
‫ولی شک دارم هر کدوم از کتاب‌هام

254
00:11:25,685 --> 00:11:27,687
‫توی قفسه‌های این مؤسسه‌ی مقدس باشن.

255
00:11:27,770 --> 00:11:30,648
‫- نیستن.
‫- اوه، هی، تو رو می‌شناسم.

256
00:11:31,857 --> 00:11:35,695
‫خیلی خب. به اونا میگن کتاب‌های ساحلی.

257
00:11:35,778 --> 00:11:39,865
‫و بله، معمولاً می‌تونید اونا رو
‫توی فرودگاه پیدا کنید.

258
00:11:39,949 --> 00:11:43,411
‫ولی اگه یه خوبش رو انتخاب کنید،
‫نمی‌تونید بذاریدش زمین.

259
00:11:44,120 --> 00:11:45,996
‫به "هنرِ کتاب مهیّج" خوش اومدید.

260
00:11:46,080 --> 00:11:48,124
‫- بزن بریم لعنتی!
‫- اوه، آره.

261
00:11:48,207 --> 00:11:50,292
‫خیلی خب، شروع می‌کنیم.

262
00:11:50,376 --> 00:11:54,880
‫قراره در مورد بعضی از نویسنده‌ها حرف بزنم
‫که وادارم کردن بخوام داستان بگم.

263
00:11:54,964 --> 00:11:59,135
‫کسایی مثل گرگ مک‌دونالد
‫یا سو گرافتن یا کارل هیاسن.

264
00:11:59,218 --> 00:12:00,720
‫مالِ من زیدی اسمیت بود.

265
00:12:00,803 --> 00:12:04,598
‫آره. کاملاً اون خانم یا آقا رو دوست دارم.

266
00:12:06,350 --> 00:12:07,643
‫یا فلانی.

267
00:12:07,727 --> 00:12:12,022
‫می‌دونم فضای اینجا یه ذره قدیمی مسلکه،
‫پس می‌خوام شما...

268
00:12:12,106 --> 00:12:15,651
‫من رو گرِگ صدا کنید.

269
00:12:15,735 --> 00:12:17,486
‫- نوشتی "گرگ"، داداش.
‫- هوم؟

270
00:12:17,570 --> 00:12:18,821
‫وایت‌برد. نوشتی: "گرگ".

271
00:12:19,989 --> 00:12:21,157
‫و این ماژیکِ وایت‌برد نیست.

272
00:12:21,240 --> 00:12:22,908
‫قراره تا آخر سال "گرگ" بمونه.

273
00:12:22,992 --> 00:12:24,994
‫- آقای روسو؟
‫- بله، یه سؤال داریم.

274
00:12:25,077 --> 00:12:28,914
‫این مثلاً شما هستید؟
‫چون اگه اینطوره، رفیق، عکسِ قشنگیه.

275
00:12:28,998 --> 00:12:30,332
‫نه، نه، نه، اون من نیستم..

276
00:12:30,416 --> 00:12:32,334
‫من هیچ ربطی به اون تصویر ندارم.

277
00:12:32,418 --> 00:12:35,045
‫من خوندم برای تمام تصویرهای جلدتون
‫تأییدیه می‌گیرید.

278
00:12:35,129 --> 00:12:37,298
‫- واقعاً، رانی؟ این رو خوندی؟
‫- اوهوم.

279
00:12:37,381 --> 00:12:39,800
‫خیلی خب. می‌دونید، من...

280
00:12:39,842 --> 00:12:41,469
‫من برای همه‌تون یه برنامه ایمیل کردم

281
00:12:41,552 --> 00:12:46,182
‫و جزئیاتِ ریز طرح درس هر کلاس
‫دقیقه به دقیقه توش ذکر شده.

282
00:12:46,265 --> 00:12:48,142
‫ای بابا. جوری گفتی انگار چیز باحالیه.

283
00:12:48,225 --> 00:12:49,393
‫این اصلاً باحال نیست.

284
00:12:49,477 --> 00:12:51,395
‫من هیچکدوم از این نویسنده‌ها رو نمی‌شناسم.

285
00:12:51,479 --> 00:12:54,815
‫مطمئن نیستم این ادبیات
‫با من ارتباط برقرار کنه.

286
00:12:54,899 --> 00:13:00,362
‫فقط صبر کن، رانی.
‫تو قراره نهنگِ سفید من باشی.

287
00:13:01,822 --> 00:13:05,493
‫ما توی این مؤسسه به هیچ وجه
‫مسخره کردن بدن رو تحمل نمی‌کنیم.

288
00:13:05,576 --> 00:13:08,120
‫باور کنید من مسخره‌اش نمی‌کردم.

289
00:13:08,204 --> 00:13:11,874
‫به کتاب خیلی مشهوری اشاره می‌کردم
‫که تا به حال نخوندم.

290
00:13:11,957 --> 00:13:13,542
‫- موبی دیک.
‫- و در ضمن،

291
00:13:13,626 --> 00:13:15,961
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد.

292
00:13:16,045 --> 00:13:21,008
‫رانی هیکل خیلی قشنگی داره.
‫نه، نه. نُچ، نُچ، نُچ.

293
00:13:21,091 --> 00:13:23,636
‫اجازه بدید. زندگی پیچیده‌ست.

294
00:13:23,719 --> 00:13:26,680
‫ما همه گند می‌زنیم.
‫توی شغل‌هامون گند می‌زنیم.

295
00:13:26,764 --> 00:13:28,349
‫توی رابطه‌هامون گند می‌زنیم.

296
00:13:29,058 --> 00:13:34,939
‫ولی مگه همه‌مون تمام تلاشمون رو نمی‌کنیم
‫که با پیچیدگی‌های این زندگی کنار بیایم؟

297
00:13:35,022 --> 00:13:37,024
‫"تیرها و نیزه‌های سرنوشتِ بد."

298
00:13:37,107 --> 00:13:38,108
‫این جمله از هملته، گرگ.

299
00:13:38,984 --> 00:13:41,403
‫من شخصاً فکر می‌کنم سریع‌ترین راه

300
00:13:41,487 --> 00:13:44,156
‫برگشتن به بخشش اینه که
‫آیا این حقیقت رو قبول می‌کنیم

301
00:13:44,240 --> 00:13:45,866
‫که ما در ذاتِ خودمون...

302
00:13:46,992 --> 00:13:48,160
‫آدم‌های خوبی هستیم.

303
00:13:48,244 --> 00:13:50,663
‫تو آدمِ بدی هستی و من ازت متنفرم.

304
00:13:51,872 --> 00:13:53,499
‫من اینجا با هشدار کلامی مشکلی ندارم.

305
00:13:53,582 --> 00:13:56,085
‫- اوه، خدا رو شکر.
‫- با من بیا، آقای روسو.

306
00:13:57,878 --> 00:13:59,004
‫تو پسر بدی هستی.

307
00:14:06,679 --> 00:14:10,474
‫ده سال پیش این دانشگاه
‫اصلاً هیئت انضباطی نداشت.

308
00:14:10,558 --> 00:14:12,685
‫- الان فرهنگِ مُچ‌گیری جا افتاده.
‫- آخرین کاری که می‌خوام بکنم

309
00:14:12,726 --> 00:14:14,895
‫- ناراحت کردنِ یه دختر جوانه.
‫- منم همینطور.

310
00:14:14,979 --> 00:14:16,522
‫با این حال هردو مدام این کارو می‌کنیم.

311
00:14:16,564 --> 00:14:18,691
‫آره. چی؟

312
00:14:18,774 --> 00:14:21,235
‫خب، اینجا اوضاع و احوالت چطوره؟
‫داری مسیرت رو پیدا می‌کنی؟

313
00:14:21,318 --> 00:14:23,737
‫حتی نزدیکشم نیستم، نه.

314
00:14:23,821 --> 00:14:26,490
‫بذار یه چیزی بهت بگم، گرگ.
‫امشب بیا خونه‌ام.

315
00:14:26,574 --> 00:14:28,242
‫راه و چاه رو نشونت میدم.

316
00:14:28,325 --> 00:14:29,910
‫می‌تونیم روی ایوان نوشیدنی بخوریم.

317
00:14:29,994 --> 00:14:32,288
‫نمی‌تونم بهت بگم چقدر خوشحال میشم
‫این کارو بکنم.

318
00:14:32,371 --> 00:14:33,664
‫یه بطری نوشیدنی عالی دارم.

319
00:14:33,706 --> 00:14:34,874
‫پس نوشیدنی روی ایوان.

320
00:14:34,957 --> 00:14:36,250
‫- مشتاقشم.
‫- خیلی خب.

321
00:14:38,794 --> 00:14:40,588
‫- باشه.
‫- شب می‌بینمت.

322
00:14:40,671 --> 00:14:42,965
‫مامانت نه! شیرت نه!

323
00:14:43,048 --> 00:14:44,925
‫سکوت کافیه! پایان خشونت مسلحانه!

324
00:14:45,009 --> 00:14:47,511
‫زوئی، اینجا چه خبره؟

325
00:14:47,595 --> 00:14:49,430
‫دو دسته منطقه‌ی آزادی بیان رو رزرو کردن،

326
00:14:49,513 --> 00:14:52,391
‫در نتیجه این طرف گیاهخوارها رو داریم
‫و این طرف جنبش کنترل اسلحه.

327
00:14:52,474 --> 00:14:54,602
‫- تو کدوم طرفی؟
‫- راستش هنوز تصمیم نگرفتم،

328
00:14:54,643 --> 00:14:57,146
‫چون از یه طرف،
‫تاکوهای جک‌فروت توی سلف می‌خوام،

329
00:14:57,229 --> 00:14:59,440
‫ولی از ایده‌ی تیر خوردن هم خوشم نمیاد.

330
00:14:59,523 --> 00:15:00,858
‫تصمیم سختیه.

331
00:15:00,941 --> 00:15:02,818
‫منطقه‌ی آزادی بیان قبلاً کنار کابوت هال بود.

332
00:15:02,902 --> 00:15:04,695
‫چرا الان دمِ در دفترمه؟

333
00:15:04,778 --> 00:15:06,655
‫گمونم حتماً یکی جابجاش کرده.

334
00:15:08,407 --> 00:15:11,452
‫بگذریم، فقط می‌خوام دوباره تشکر کنم
‫که سانی رو قبول کردی.

335
00:15:11,535 --> 00:15:14,288
‫یه بطریِ آنتیک سال ۱۹۸۶.

336
00:15:14,371 --> 00:15:15,873
‫حتماً خیلی خانمت رو دوست داری.

337
00:15:17,207 --> 00:15:18,334
‫خب...

338
00:15:18,417 --> 00:15:19,752
‫باید صحبت کنیم.

339
00:15:19,835 --> 00:15:21,670
‫احضار شدم. یه لحظه صبر کن.

340
00:15:23,047 --> 00:15:26,008
‫تو منطقه‌ی آزادی بیان رو
‫به بیرون دفتر منتقل کردی؟

341
00:15:26,091 --> 00:15:28,135
‫باید ازم تشکر کنی.

342
00:15:28,218 --> 00:15:30,429
‫وقتی کسی شکایتم رو به والت می‌بره
‫کارهای بیشتری می‌کنم.

343
00:15:30,512 --> 00:15:31,555
‫خدای من.

344
00:15:31,639 --> 00:15:33,641
‫تو انقدر حقیری؟

345
00:15:33,724 --> 00:15:36,602
‫سؤالت رو با یه سؤال دیگه جواب میدم.

346
00:15:36,685 --> 00:15:37,728
‫بله؟

347
00:15:42,733 --> 00:15:44,026
‫اون آب رو بهم میدی، لطفاً؟

348
00:15:44,068 --> 00:15:45,235
‫نه!

349
00:15:45,319 --> 00:15:47,947
‫مردکِ عوضی مغرور.

350
00:15:48,030 --> 00:15:51,700
‫تو یه یادگارِ متحرک از گذشته هستی،

351
00:15:51,784 --> 00:15:53,369
‫و وقتی بمیری هیچکس
‫دلش برات تنگ نمیشه.

352
00:15:53,410 --> 00:15:55,913
‫داری مسخره‌بازی در میاری؟
‫از روی صندلیت نیوفت پایین!

353
00:15:55,996 --> 00:15:57,331
‫چیکار می‌کنی؟

354
00:15:57,998 --> 00:15:58,999
‫ریگز!

355
00:15:59,833 --> 00:16:01,251
‫- آمبولانس خبر کن!
‫- چی؟

356
00:16:01,335 --> 00:16:03,087
‫- کریسل!
‫- خدای من!

357
00:16:03,170 --> 00:16:05,923
‫خدایا، چرا پشت سر هم
‫برام اتفاقات بد می‌افته؟

358
00:16:08,759 --> 00:16:10,344
‫مرکز فوریت‌ها، مورد اضطراری‌تون چیه؟

359
00:16:10,427 --> 00:16:12,805
‫الو، بله، من از کالج لودلو تماس گرفتم.

360
00:16:12,888 --> 00:16:15,516
‫یه مرد اینجاست که فکر می‌کنم
‫احتمالاً غش کرده.

361
00:16:16,767 --> 00:16:18,727
‫خب، من دکتر نیستم،
‫ولی وضعش خوب نیست.

362
00:16:27,403 --> 00:16:29,613
‫بده. تو رانندگی کن.

363
00:16:32,574 --> 00:16:33,575
‫ممنون.

364
00:16:35,452 --> 00:16:37,204
‫سکته کرده.

365
00:16:37,287 --> 00:16:39,915
‫ولی سوزان میگه خوب میشه.

366
00:16:39,999 --> 00:16:41,750
‫خوشبختانه یکی از دوست‌هاش اونجا کنارشه.

367
00:16:41,792 --> 00:16:42,710
‫خوبه، خوبه.

368
00:16:42,793 --> 00:16:44,461
‫اونا گفتن یه جرعه آب

369
00:16:44,545 --> 00:16:46,338
‫- به حالش فرقی می‌کرد یا نه؟
‫- چی؟

370
00:16:46,422 --> 00:16:48,173
‫قبلاً ترتیب کلاس‌های این هفته‌اش رو دادم،

371
00:16:48,215 --> 00:16:49,758
‫ولی یه رئیس موقت هیئت علمی لازم داریم.

372
00:16:49,842 --> 00:16:51,218
‫- خیلی خب.
‫- امروز.

373
00:16:51,301 --> 00:16:52,636
‫- حله.
‫- پس دست دست نکن، انجامش بده.

374
00:16:52,678 --> 00:16:54,430
‫تویی که نمیذاری کاری رو بکنم

375
00:16:54,471 --> 00:16:56,015
‫- که می‌خوای انجام بدم.
‫- باشه.

376
00:16:56,098 --> 00:16:57,599
‫نمایش باید ادامه پیدا کنه.

377
00:16:58,392 --> 00:16:59,226
‫پُستش به تو می‌رسه.

378
00:16:59,309 --> 00:17:00,477
‫- نه.
‫- عالی عمل می‌کنی.

379
00:17:00,561 --> 00:17:01,854
‫- تبریک میگم، دیلن!
‫- نه. نه، نه، نه.

380
00:17:01,895 --> 00:17:03,147
‫من مناسبش نیستم. نه، ممنون.

381
00:17:03,230 --> 00:17:05,607
‫خب، این قانونیه که
‫به دورانِ گلادیاتورها برمی‌گرده.

382
00:17:05,691 --> 00:17:07,192
‫یه آدم رو می‌کشی و کارش رو می‌گیری.

383
00:17:07,276 --> 00:17:08,569
‫من نکشتمش.

384
00:17:08,652 --> 00:17:10,529
‫خب، دکترها گفتن اون سه دقیقه مُرده بود،

385
00:17:10,571 --> 00:17:12,156
‫و تو یه سؤالی در مورد آب پرسیدی
‫که مشکوک بود.

386
00:17:12,197 --> 00:17:16,452
‫بعلاوه، می‌تونی نشونم بدی چطوری کارها رو
‫با ظرافت و حساسیت انجام بدم.

387
00:17:16,535 --> 00:17:18,287
‫می‌فهمم منظورت چیه.

388
00:17:19,788 --> 00:17:20,789
‫باشه، من هستم.

389
00:17:20,831 --> 00:17:21,957
‫دوباره تبریک میگم، دیلن!

390
00:17:22,332 --> 00:17:24,418
‫- ممنون.
‫- به این میگن روحیه.

391
00:17:24,501 --> 00:17:27,046
‫اون عینِ گاو نره.
‫قبل از این که بفهمی برمی‌گرده.

392
00:17:32,134 --> 00:17:34,261
‫تا حالا دیدی انقدر آروم به نظر بیاد؟

393
00:17:35,846 --> 00:17:36,930
‫نه.

394
00:17:37,014 --> 00:17:39,308
‫اون واقعاً برای دوستی‌تون ارزش قائل بود.

395
00:17:39,391 --> 00:17:40,642
‫آره.

396
00:17:43,562 --> 00:17:45,856
‫وی. ریگز. اون بهترینه.

397
00:17:47,316 --> 00:17:50,402
‫- عه. باید برم.
‫- نه. لطفاً بمون.

398
00:17:50,486 --> 00:17:52,112
‫به خاطر وینسنت بمون.

399
00:17:52,196 --> 00:17:53,655
‫وینسنت.

400
00:17:53,739 --> 00:17:58,911
‫رئیس ریگز، که من وینسنت صداش می‌کنم
‫چون دوستمه.

401
00:17:58,994 --> 00:18:03,999
‫می‌دونی، می‌تونست حس کنه که
‫من یکم احساس سردرگمی می‌کنم،

402
00:18:04,083 --> 00:18:05,918
‫و باهام ارتباط برقرار کرد.

403
00:18:07,503 --> 00:18:09,004
‫می‌خوای دستِ دیگه‌اش رو بگیری؟

404
00:18:10,714 --> 00:18:11,715
‫خیلی خب.

405
00:18:20,724 --> 00:18:22,768
‫می‌خوام چشم‌هاتون رو ببندید
‫و یه چیزی رو تصور کنید.

406
00:18:22,810 --> 00:18:24,603
‫یالا، می‌تونید چشم‌هاتون رو ببندید.
‫چشم‌هاتون رو ببندید. خب.

407
00:18:24,645 --> 00:18:26,188
‫توی سال ۱۹۲۹ هستیم.

408
00:18:26,271 --> 00:18:28,107
‫- چشم‌هات رو بستی؟
‫- آره، بستم.

409
00:18:28,190 --> 00:18:31,485
‫استالین، اون یه جورایی
‫تبدیل به یه اسطوره میشه.

410
00:18:31,568 --> 00:18:33,445
‫مثل پریِ دندون،

411
00:18:34,279 --> 00:18:36,824
‫اگه پریِ دندون چندین پاکسازی خشونت‌آمیز
‫انجام می‌داد.

412
00:18:39,118 --> 00:18:41,203
‫فرقه‌ی شخصیت استالین

413
00:18:41,286 --> 00:18:45,707
‫مقدار برابری از قدرت و ترس بود.

414
00:18:45,791 --> 00:18:46,792
‫ترس...

415
00:18:47,543 --> 00:18:48,961
‫- اوه!
‫- خدایا، خیلی متأسفم.

416
00:18:49,044 --> 00:18:51,922
‫خدایا. بیا، ببخشید.
‫من بهت یه نوشیدنی بدهکارم.

417
00:18:52,005 --> 00:18:53,757
‫نه... نه. شرمنده.

418
00:18:55,926 --> 00:18:58,178
‫احتمالاً بدون اون همه پیچ و تاب
‫سریع‌تر پیش میره.

419
00:18:59,304 --> 00:19:00,889
‫- پروفسور شپرد.
‫- مرسی.

420
00:19:00,973 --> 00:19:02,808
‫شنیدم الان رئیس شپرد شدید.
‫تبریک میگم.

421
00:19:02,891 --> 00:19:04,226
‫- بله، ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

422
00:19:04,268 --> 00:19:07,938
‫من اخیراً یه پیشنهاد برای برنامه‌ی درسی
‫جدید فلسه‌ام ارائه کردم.

423
00:19:08,021 --> 00:19:11,483
‫در واقع هفته‌ها قبل این کارو کردم،
‫پس نیاز دارم فوراً جوابش رو بگیرم لطفاً

424
00:19:11,567 --> 00:19:14,444
‫وای، یه مورد اضطراری فلسفی.
‫زیاد از اینا پیش نمیاد.

425
00:19:14,528 --> 00:19:15,904
‫برای من پیش میاد.

426
00:19:15,988 --> 00:19:17,781
‫بیا به رئیس شپرد چند روز وقت بدیم

427
00:19:17,865 --> 00:19:20,367
‫- چم و خم کار دستش بیاد.
‫- به جوون‌ها فکر کردن یاد میدم.

428
00:19:20,450 --> 00:19:23,620
‫می‌تونم از این قدرت برای کارِ خوب
‫یا یه کارِ نه چندان خوب استفاده کنم.

429
00:19:23,704 --> 00:19:26,123
‫اونا همه‌شون یه چیزی می‌خوان،
‫پس هرگز به کسی وقت نده

430
00:19:26,206 --> 00:19:27,875
‫- مگر این که اضطراری باشه.
‫- اوهوم.

431
00:19:29,293 --> 00:19:31,420
‫سلام. چه خبر، دکتر؟ نه، چی؟

432
00:19:32,171 --> 00:19:36,592
‫شرمنده. اینجا...
‫می‌دونم من یه خونه رو سوزوندم.

433
00:19:36,675 --> 00:19:39,469
‫ولی اگه کار نداشته باشم
‫و توی خونه بشینم،

434
00:19:39,553 --> 00:19:41,597
‫فکرم به جاهای تاریک و دیوانه‌واری میره.

435
00:19:41,680 --> 00:19:43,182
‫تهدید به حمله‌ی دوباره می‌کنی؟

436
00:19:43,265 --> 00:19:46,268
‫نه، نه، نه. نه.

437
00:19:46,351 --> 00:19:48,604
‫- باید بهش یکم وقت بدم.
‫- آره، فکر کنم عالی میشه.

438
00:19:48,645 --> 00:19:50,355
‫- بیا بریم دفترم.
‫- خوشحال میشم.

439
00:19:50,439 --> 00:19:52,399
‫- باشه.
‫- شرمنده.

440
00:19:52,482 --> 00:19:54,026
‫و تمام!

441
00:19:59,823 --> 00:20:01,116
‫گذاشتم بخوابی.

442
00:20:02,201 --> 00:20:03,911
‫خیلی خوشگل شده بودی.

443
00:20:04,703 --> 00:20:06,330
‫صبح شده؟

444
00:20:06,413 --> 00:20:08,707
‫اوه، نه، نه! دیرم شده، دیرم شده!

445
00:20:12,502 --> 00:20:14,379
‫به خودم گفتم امروز اومدم دانشگاه

446
00:20:14,463 --> 00:20:16,465
‫- چون دلم برای اینجا بودن تنگ شده بود.
‫- اوهوم.

447
00:20:16,548 --> 00:20:18,258
‫ولی اومدم تدریس آرچ رو تماشا کنم.

448
00:20:19,509 --> 00:20:21,011
‫شرمنده، نمی‌دونم چرا این رو بهت میگم.

449
00:20:21,053 --> 00:20:22,346
‫ما حتی زیادم همدیگه رو نمی‌شناسیم.

450
00:20:22,387 --> 00:20:23,889
‫اشکالی نداره. بخشی از کارمه.

451
00:20:23,972 --> 00:20:25,432
‫- واقعاً؟
‫- نمی‌دونم.

452
00:20:25,515 --> 00:20:28,060
‫من دو هفته بعد از شروع به تدریس
‫توی اینجا با آرچی آشنا شدم.

453
00:20:29,186 --> 00:20:30,896
‫واقعاً هیچ دوستی ندارم.

454
00:20:30,979 --> 00:20:32,773
‫الان که بابات اینجاست.
‫اون می‌تونه دوستت باشه.

455
00:20:32,856 --> 00:20:34,608
‫نُچ. شنیدم.

456
00:20:34,691 --> 00:20:36,777
‫- ببخشید.
‫- فکر کنم فقط یه برد لازم دارم.

457
00:20:36,860 --> 00:20:40,197
‫خب، امکانش هست که تعلیقم رو برداری؟

458
00:20:40,280 --> 00:20:43,492
‫دوباره، نمی‌دونم روالِ کارم چطوره،

459
00:20:43,575 --> 00:20:45,202
‫- ولی سعی می‌کنم.
‫- ممنون.

460
00:20:47,037 --> 00:20:49,248
‫باید امروز توی کلاس می‌دیدیش،

461
00:20:49,331 --> 00:20:51,166
‫شاد و شنگول بالا و پایین می‌پرید.

462
00:20:52,167 --> 00:20:53,919
‫چرا اون مثل من دست و پا نمی‌زنه؟

463
00:21:00,467 --> 00:21:01,635
‫سلام علیکم.

464
00:21:01,718 --> 00:21:03,303
‫- خوبی؟
‫- آره.

465
00:21:03,387 --> 00:21:06,682
‫فقط دارم به عکس‌های قدیمی
‫روسکو نگاه می‌کنم.

466
00:21:06,765 --> 00:21:08,558
‫فکر می‌کردم قراره اون رو بدی به ریگز.

467
00:21:08,642 --> 00:21:10,394
‫متأسفانه، هیچوقت فرصتش رو پیدا نکردم.

468
00:21:11,270 --> 00:21:13,522
‫خب، یه مشاور لازم دارم
‫که بتونه خودش نفس بکشه.

469
00:21:13,605 --> 00:21:15,691
‫پس، یه لیست از نامزدهای احتمالی تهیه کردم

470
00:21:15,774 --> 00:21:18,527
‫و ارتباطاتِ حرفه‌ای‌شون رو در نظر گرفتم

471
00:21:18,610 --> 00:21:20,529
‫نسبت به این که چقدر احتمال داره بمیرن.

472
00:21:21,446 --> 00:21:22,948
‫دوتا چاق و یه سیگاری رو خط زدم.

473
00:21:22,990 --> 00:21:25,158
‫این خیلی ناجوره.

474
00:21:25,242 --> 00:21:26,702
‫یعنی، تازه اکتبره، سانی.

475
00:21:26,785 --> 00:21:28,537
‫- چرا عجله داری؟
‫- چرا عجله دارم؟

476
00:21:28,620 --> 00:21:30,080
‫من یه بلوبری توی شکمم دارم

477
00:21:30,163 --> 00:21:31,957
‫که قراره به اندازه‌ی یه هندونه بشه.

478
00:21:31,999 --> 00:21:34,126
‫پس به نفعمه یه کارآموزی جور کنم

479
00:21:34,209 --> 00:21:36,920
‫قبل از این که شکمم جلو بیاد،
‫چون شرکت‌های بیوتکنولوژی خیلی کمی

480
00:21:37,004 --> 00:21:39,131
‫می‌خوان یکی با شکمِ برآمده
‫بِشرها رو بندازه روی زمین.

481
00:21:39,214 --> 00:21:41,174
‫خب، این... هی.

482
00:21:41,258 --> 00:21:43,135
‫اونا نمی‌تونن به خاطرش
‫علیه تو تبعیض قائل بشن.

483
00:21:43,176 --> 00:21:45,137
‫- این غیرقانونیه.
‫- عالیه.

484
00:21:45,220 --> 00:21:46,972
‫هزار بازداشت شهروندی انجام میدم.

485
00:21:48,432 --> 00:21:51,059
‫می‌تونی برگردی سراغ عشق کردن
‫با عکس‌های سگِ نفّاخت.

486
00:22:05,324 --> 00:22:06,366
‫صبر کنید، صبر کنید، صبر کنید!

487
00:22:06,450 --> 00:22:10,037
‫من اومدم. نه، نه. بشینید، بشینید.
‫بشینید، هنوز کلاس داریم.

488
00:22:10,120 --> 00:22:13,040
‫من برنامه‌ی درسی‌ام رو نیاوردم.

489
00:22:13,123 --> 00:22:15,375
‫میشه یکی برای توی اینترنت
‫و برنامه رو چک کنه؟

490
00:22:15,459 --> 00:22:17,002
‫ساعت ۱۰:۴۶ شده.

491
00:22:17,085 --> 00:22:18,962
‫توش نوشته باید چیکار کنیم؟

492
00:22:19,046 --> 00:22:20,422
‫پنج دقیقه بحث پرشور.

493
00:22:20,464 --> 00:22:23,633
‫خیلی خب، نوشته در مورد چی؟

494
00:22:23,717 --> 00:22:26,261
‫"تفکر در مورد بحث‌هایی که تا الان کردیم."

495
00:22:29,556 --> 00:22:31,224
‫می‌دونید چیه؟ گورِ باباش.

496
00:22:32,851 --> 00:22:35,979
‫بیاید یکم توپ رو بچرخونیم
‫و خوش بگذرونیم.

497
00:22:36,063 --> 00:22:39,816
‫- هیچکس نمی‌دونه این یعنی چی؟
‫- این یه استعاره‌ی دیگه‌ست، رانی.

498
00:22:39,900 --> 00:22:43,904
‫درست مثل "نهنگ سفید"،
‫که خطاب به هیچکس نمیگم.

499
00:22:43,987 --> 00:22:45,238
‫خیلی خب، برنامه اینه.

500
00:22:45,322 --> 00:22:49,451
‫من توی دانشگاه دوره‌های نویسندگی زیادی نرفتم،

501
00:22:49,534 --> 00:22:50,952
‫تا حدودی به خاطر این که دانشگاه نرفتم.

502
00:22:50,994 --> 00:22:54,790
‫- عالیه.
‫- من ۱۱ کتاب پرفروش نوشتم،

503
00:22:54,873 --> 00:22:59,795
‫و ایده‌ی تدریس در اینجا وحشتناکه.

504
00:22:59,878 --> 00:23:02,756
‫همه‌ی شما من رو می‌ترسونید.
‫به جز اسپونر.

505
00:23:02,839 --> 00:23:04,800
‫- هوات رو دارم، گرگ.
‫- ولی می‌دونید چیه؟

506
00:23:04,883 --> 00:23:06,760
‫فکر کنم ما یه سری نقاط مشترک داریم.

507
00:23:06,843 --> 00:23:08,887
‫همه‌مون عاشق داستان گفتن هستیم.

508
00:23:08,970 --> 00:23:10,597
‫چرا؟

509
00:23:10,680 --> 00:23:12,307
‫چرا می‌خوایم بنویسیم؟

510
00:23:17,145 --> 00:23:19,606
‫باشه، فکر می‌کردم این همه آسیب‌پذیری

511
00:23:19,689 --> 00:23:23,276
‫یه جورایی جو رو سبک کنه،
‫ولی خودم اول ادامه میدم.

512
00:23:25,862 --> 00:23:28,240
‫بهترین ویژگی کتاب روستر...

513
00:23:29,157 --> 00:23:32,661
‫اینه که اون می‌تونه هر کاری رو بکنه
‫که من آرزو می‌کنم می‌تونستم.

514
00:23:33,578 --> 00:23:36,456
‫توی کافه دعوا راه بندازه،
‫یا قلب یه دختر رو بشکنه.

515
00:23:36,540 --> 00:23:39,709
‫راستش، من می‌نویسم چون گاهی اوقات،

516
00:23:39,793 --> 00:23:41,628
‫آرزو می‌کنم یکی دیگه بودم.

517
00:23:46,341 --> 00:23:49,803
‫وقتی توی دبیرستان می‌نوشتم، تقریباً
‫تنها وقتی بود که احساس باهوش بودن می‌کردم.

518
00:23:49,886 --> 00:23:51,638
‫ممنون، تامی.

519
00:23:51,721 --> 00:23:52,722
‫کسِ دیگه‌ای نیست؟

520
00:23:53,473 --> 00:23:55,183
‫من بعد از طلاق پدر و مادرم
‫شروع به نوشتن کردم.

521
00:23:55,225 --> 00:23:56,518
‫خیلی خب.

522
00:23:56,601 --> 00:23:59,813
‫حالا، کلی داستانِ غم‌انگیز در مورد اسب‌هایی
‫که بچه‌هاشون رو دوست دارن، می‌نویسم.

523
00:23:59,896 --> 00:24:02,607
‫زیباست! خلاقیتت عالیه، مایا!

524
00:24:02,691 --> 00:24:03,692
‫اوه!

525
00:24:03,733 --> 00:24:06,361
‫من خیلی خیلی متأسفم.

526
00:24:06,445 --> 00:24:08,655
‫تقصیرِ کفش‌هاست.

527
00:24:08,738 --> 00:24:10,782
‫در واقع از شرشون خلاص شدم.

528
00:24:10,866 --> 00:24:12,659
‫- خوبه. اونا زیادی براق بودن.
‫- اوه.

529
00:24:12,742 --> 00:24:14,369
‫تا حالا یکی از این جلسات رو نگردوندم.

530
00:24:14,453 --> 00:24:15,745
‫خب، بعدش چه اتفاقی می‌افته؟

531
00:24:15,829 --> 00:24:17,581
‫باید شکایت رو بررسی کنیم.

532
00:24:17,664 --> 00:24:21,543
‫خیلی خب، اینجا نوشته
‫محکم بهش دست زدی؟

533
00:24:24,504 --> 00:24:27,132
‫فکر کنم "محکم" اغراقه.

534
00:24:27,215 --> 00:24:30,594
‫بیشتر یه جور لمس نرم و ملایم بود.

535
00:24:31,761 --> 00:24:33,972
‫چرا اینجوری بیانش کردم؟

536
00:24:35,474 --> 00:24:38,810
‫خانم ساموئلز قبول داره حادثه بود.

537
00:24:38,894 --> 00:24:41,062
‫آره. داشتم جلوی سقوطم رو می‌گرفتم

538
00:24:41,146 --> 00:24:43,356
‫و اون اتفاقی سرِ راهم قرار گرفت.

539
00:24:44,107 --> 00:24:46,526
‫خیلی خب. دیگه تکرار نشه.

540
00:24:46,610 --> 00:24:49,029
‫من دیگه میرم. خیلی خب.

541
00:24:49,112 --> 00:24:50,989
‫ممنون، عزیزان. لطف کردید.

542
00:24:54,826 --> 00:24:55,952
‫والتر؟

543
00:24:56,036 --> 00:24:57,579
‫سلام. شرمنده، یه لحظه وقت دارید؟

544
00:24:57,621 --> 00:25:00,624
‫تو چیز مشکل‌سازی توی زندگیت داری
‫که هنوز روش حساس باشی؟

545
00:25:02,083 --> 00:25:04,336
‫مایکل جکسون؟ وودی الن؟ نِی‌های پلاستیکی؟

546
00:25:04,419 --> 00:25:06,546
‫احتمالاً برای من رولد دال باشه.

547
00:25:06,630 --> 00:25:08,673
‫میونه‌اش با دوست‌های یهودی‌مون خوب نیست،
‫ولی خب...

548
00:25:08,757 --> 00:25:10,300
‫ماتیلدا موزیکال، بیخیال.

549
00:25:11,468 --> 00:25:13,386
‫ببین، می‌دونم فقط برای مشاوره
‫دانشجو قبول می‌کنی

550
00:25:13,470 --> 00:25:15,472
‫اگه احساس کنی ارتباط خاصی باهاش داری.

551
00:25:15,514 --> 00:25:16,848
‫اگه فقط... سانی.

552
00:25:16,932 --> 00:25:19,100
‫میشه یه لحظه وقتت رو بهم بدی، لطفاً؟

553
00:25:19,184 --> 00:25:22,312
‫سانی نامزد فوق‌العاده‌ای
‫توی رشته‌ی عصب‌شناسیه

554
00:25:22,395 --> 00:25:24,481
‫که تمرکزش روی آمادگی جسمانی و سلامته.

555
00:25:24,523 --> 00:25:26,858
‫اگه اشتباه نکرده باشم
‫این دوتا علاقه‌های آتشینت هستن.

556
00:25:26,942 --> 00:25:28,401
‫یعنی، چطور...
‫ببین، می‌دونی، می‌تونی...

557
00:25:28,443 --> 00:25:30,612
‫می‌تونید جلساتِ مشاوره رو
‫توی سونا برگزار کنید.

558
00:25:30,695 --> 00:25:32,405
‫- می‌دونی؟
‫- مگه تو باردار نیستی؟

559
00:25:32,489 --> 00:25:35,158
‫توی کشورهای اسکاندیناوی،
‫سونا رفتن توی بارداری رایجه.

560
00:25:35,242 --> 00:25:37,744
‫و در بدترین حالت فقط دما رو
‫زیر ۷۷ درجه نگه می‌داریم.

561
00:25:37,827 --> 00:25:40,330
‫می‌دونید، من همیشه شما رو
‫با نوشیدنیِ پروتئینی می‌بینم،

562
00:25:40,413 --> 00:25:41,873
‫و مالِ خودم رو درست می‌کنم.

563
00:25:41,957 --> 00:25:42,958
‫اگه بخواید...

564
00:25:43,875 --> 00:25:46,086
‫شما پروتئین نخود می‌خورید با یه ذره

565
00:25:46,169 --> 00:25:48,713
‫گیلاس خشک به عنوان طعم‌دهنده
‫و حاوی آنتی‌اکسیدان.

566
00:25:48,797 --> 00:25:50,006
‫این فوق‌العاده‌ست.

567
00:25:51,758 --> 00:25:52,926
‫میذارم به کارتون برسید.

568
00:25:55,554 --> 00:25:57,973
‫مطمئنی مشکلی با این نداری که من از نزدیک

569
00:25:58,056 --> 00:25:59,558
‫شاهد داستانِ متقابلت باشم؟

570
00:25:59,641 --> 00:26:01,643
‫راستش خوشحال میشم دیدگاه
‫نفرِ سوم رو بشنوم.

571
00:26:02,394 --> 00:26:05,063
‫اوه، فکر کنم می‌تونیم کلی خوش بگذرونیم.

572
00:26:08,942 --> 00:26:12,612
‫نترسید تکونش بدید!
‫نترسید تکونش بدید!

573
00:26:16,992 --> 00:26:18,034
‫خیلی خب.

574
00:26:18,827 --> 00:26:20,829
‫اوه، شرمنده.

575
00:26:20,912 --> 00:26:23,248
‫- سلام، بابا.
‫- سلام، کجایی؟

576
00:26:23,331 --> 00:26:24,499
‫باید بیای اینجا.

577
00:26:24,583 --> 00:26:26,293
‫مربی جدید داره نوشیدنی می‌خوره،

578
00:26:26,376 --> 00:26:28,128
‫و توی وقتِ استراحت آخر،

579
00:26:28,211 --> 00:26:30,797
‫داشت واسه خودش کارولاین مهربون می‌خوند.

580
00:26:30,880 --> 00:26:33,758
‫راستش آخر سر با لیلی
‫و چندتا از دوست‌هاش اومد بیرون.

581
00:26:33,842 --> 00:26:35,802
‫پس نمیای؟

582
00:26:35,885 --> 00:26:39,639
‫اوه، لعنتی. خب، هیجان‌زده بودم
‫که از کلاس برات بگم.

583
00:26:39,723 --> 00:26:43,268
‫اون ترفندت رو امتحان کردم.
‫همون چرخوندن توپ.

584
00:26:43,351 --> 00:26:47,188
‫این خیلی عالیه. میشه بعداً بهت زنگ بزنم؟
‫راستش یه جورایی داره بهم خوش می‌گذره.

585
00:26:47,272 --> 00:26:49,774
‫حتماً. پس تنهایی بازی رو می‌بینم.

586
00:26:49,858 --> 00:26:52,235
‫شاید یه دخترِ بی‌بابا اینجا باشه.

587
00:26:52,319 --> 00:26:54,654
‫لطفاً بهم احساس گناه نده
‫که باهات وقت نمی‌گذرونم.

588
00:26:54,696 --> 00:26:57,115
‫تو این شغل رو قبول کردی
‫بدون این که ازم بپرسی چه حسی بهش دارم.

589
00:26:57,198 --> 00:26:58,867
‫تو این کارو به خاطر خودت کردی.

590
00:26:58,950 --> 00:27:04,122
‫آره، به خاطر خودم کردم.
‫من آدمِ خودخواهی‌ام. گرگِ خودخواه.

591
00:27:04,205 --> 00:27:06,249
‫خب، با لیلی بهت خوش بگذره.

592
00:27:06,333 --> 00:27:08,543
‫و عزیزم، یادت باشه در مورد
‫سیگار دست دوم چی میگن.

593
00:27:08,585 --> 00:27:10,045
‫حتی از سیگار دست اول هم بدتره.

594
00:27:10,128 --> 00:27:11,546
‫خیلی خب. دوستت دارم.

595
00:27:13,882 --> 00:27:15,050
‫برو بریم، بلو!

596
00:27:15,133 --> 00:27:16,635
‫پلوسو، بیا اینجا.

597
00:27:18,136 --> 00:27:20,680
‫بالأخره، یه چهره‌ی آشنا دیدم.

598
00:27:20,764 --> 00:27:23,892
‫حالا که حرف از چهره‌ی آشنا شد،
‫اون مرد خوشحال کیه؟

599
00:27:23,975 --> 00:27:27,604
‫اوه، این پیراهن مال وقتیه که
‫توی لیگ دسته پایین هاکی

600
00:27:27,687 --> 00:27:29,022
‫با اونتاریو ایندینز بازی می‌کردم.

601
00:27:29,105 --> 00:27:32,442
‫هو، هو، هو! رئیس عاشق هاکیه!

602
00:27:32,525 --> 00:27:35,278
‫خدای من، باید این رو در بیارم، مگه نه؟

603
00:27:35,362 --> 00:27:37,322
‫- بهتره این کارو بکنی.
‫- اوه. لعنتی... باشه.

604
00:27:37,405 --> 00:27:38,657
‫خدای من.

605
00:27:38,740 --> 00:27:42,160
‫توهین نکردن به آدم‌ها برات چقدر سخته؟

606
00:27:42,243 --> 00:27:44,120
‫سخت‌تر از اونیه که فکر می‌کنی.

607
00:27:46,081 --> 00:27:49,167
‫بفرما. هنوز پرهاش معلومه. لعنتی.

608
00:27:49,250 --> 00:27:54,506
‫ده دقیقه پیش، من کلاه به سر توی تختم بودم
‫و چایی‌ام دستم بود.

609
00:27:54,589 --> 00:27:57,467
‫و بعدش، باهام تماس گرفتن و گفتن
‫به عنوان بخشی از شغل جدیدم،

610
00:27:57,550 --> 00:28:02,389
‫باید بیام اینجا و مربیِ مست هاکی‌مون رو توبیخ کنم.

611
00:28:02,472 --> 00:28:04,849
‫خب، اون شاید مست نباشه،
‫ولی قطعاً شنگوله.

612
00:28:04,933 --> 00:28:06,976
‫بیا اینجا، خیلی سریع.
‫باید یه چیزی بهت بگم.

613
00:28:08,103 --> 00:28:10,814
‫بهتر باش! بهتر باش!

614
00:28:11,773 --> 00:28:13,733
‫- اون مسته.
‫- نمی‌خوام مؤاخذه‌اش کنم.

615
00:28:13,817 --> 00:28:15,151
‫نمی‌خوام تو رو مؤاخذه کنم.

616
00:28:15,235 --> 00:28:17,362
‫بهت التماس می‌کنم، لطفاً.

617
00:28:17,445 --> 00:28:19,656
‫خودت رو جمع و جور کن.

618
00:28:19,739 --> 00:28:22,701
‫سعی دارم، فقط اینجا هیچی
‫با عقل جور در نمیاد.

619
00:28:22,784 --> 00:28:24,661
‫دخترم نمی‌خواد من کنارش باشم.

620
00:28:24,744 --> 00:28:26,996
‫و مدام از تپه‌ها سقوط می‌کنم.

621
00:28:27,080 --> 00:28:29,499
‫دستیار والت من رو می‌ترسونه.

622
00:28:29,582 --> 00:28:31,418
‫- واسه این بحث وقت ندارم.
‫- نه.

623
00:28:31,501 --> 00:28:34,963
‫چون سرت شلوغه
‫و به خاطرش بهت حسودی‌ام میشه.

624
00:28:35,046 --> 00:28:37,257
‫من انقدر وقتِ خالی دارم

625
00:28:37,340 --> 00:28:39,884
‫که باید اون کتاب رو که
‫دوستت روبی نوشته بخونم.

626
00:28:39,968 --> 00:28:42,303
‫و این کارِ من نیست، عزیزم.

627
00:28:42,387 --> 00:28:44,139
‫قاتی نکن، گرگ.

628
00:28:44,931 --> 00:28:46,349
‫می‌دونی، همه میگن دانشگاه

629
00:28:46,433 --> 00:28:48,560
‫بهترین دوره‌ی زندگی آدمه،
‫ولی به نظرم خیلی افتضاحه.

630
00:28:51,146 --> 00:28:52,564
‫می‌خوام برم خونه.

631
00:28:53,773 --> 00:28:55,859
‫مثل یه دانشجوی سال اول حرف می‌زنی.

632
00:28:55,942 --> 00:28:57,736
‫اوه، آره.

633
00:28:57,819 --> 00:28:58,987
‫و اینطور نیستی.

634
00:28:59,988 --> 00:29:01,239
‫تو ۶۰ سالته.

635
00:29:02,407 --> 00:29:05,493
‫می‌خوای بری؟ برو.

636
00:29:06,494 --> 00:29:09,330
‫من ۵۷ سالمه. و تو بدجنسی.

637
00:29:11,499 --> 00:29:13,543
‫یالا! برو!

638
00:29:13,626 --> 00:29:16,588
‫آره! آره!

639
00:29:24,637 --> 00:29:27,557
‫خیلی خوبه! بچه‌ها! خیلی خوبه!

640
00:29:27,640 --> 00:29:29,017
‫خیلی خوبه!

641
00:29:29,100 --> 00:29:32,187
‫خاک بر اون سرِ بی‌عرضه‌تون کنم!

642
00:29:34,522 --> 00:29:36,149
‫لعنتی، اصلاً مهم نیست. بازی کنید!

643
00:29:36,149 --> 00:29:41,154
‫«ترجمه از سینا صداقت»