1
00:00:06,006 --> 00:00:08,883
‫خیلی خب، به محض این که صحنه‌ای
‫واقعی به نظر نیاد،

2
00:00:08,883 --> 00:00:10,593
‫خواننده‌ها کتاب رو کنار میذارن.

3
00:00:10,593 --> 00:00:11,761
‫پس باید تحقیق کنید.

4
00:00:12,470 --> 00:00:14,806
‫اگه هر کدوم از شما کتابم
‫"تیغ گلیدز" رو خونده باشید...

5
00:00:14,806 --> 00:00:16,516
‫من تا حالا هیچکدوم از کتاب‌هات رو نخوندم.

6
00:00:16,516 --> 00:00:19,144
‫ممنون که حرفم رو قطع کردی
‫تا این رو بهم بگی.

7
00:00:19,561 --> 00:00:22,063
‫توی اون داستان روستر

8
00:00:22,063 --> 00:00:25,692
‫یه آدمکشِ یه‌پا رو با قایق پنکه‌ای
‫توی مُرداب تعقیب می‌کنه.

9
00:00:25,692 --> 00:00:27,861
‫من برای نوشتن اون صحنه،
‫رفتم منطقه‌ی اورگلیدز

10
00:00:27,861 --> 00:00:29,738
‫و یاد گرفتم چطور قایق پنکه‌ای برونم.

11
00:00:29,738 --> 00:00:33,450
‫چطور تحقیق کردی تا بفهمی معلول بودن
‫برای ویکتور آدمکش چه حسی داشته؟

12
00:00:34,284 --> 00:00:35,869
‫اون قسمتش رو یه جورایی بداهه نوشتم.

13
00:00:35,869 --> 00:00:39,122
‫در دفاع از خودم باید بگم
‫یه تمساح پای ویکتور رو می‌خوره،

14
00:00:39,122 --> 00:00:42,542
‫و بعدش توی صفحه‌ی بعدی،
‫روستر قایق ویکتور رو می‌ترکونه.

15
00:00:42,542 --> 00:00:47,589
‫پس اون در واقع نهایتش فقط ۹۰ ثانیه
‫به عنوان یه آدمکشِ یه‌پا زندگی می‌کنه.

16
00:00:47,589 --> 00:00:51,760
‫خیلی خب، تا قبل از تعطیلات عید شکرگزاری
‫مهلت دارید پیش‌نویس اولیه رو تحویل بدید،

17
00:00:51,801 --> 00:00:52,927
‫پس لطفاً بیاریدشون.

18
00:00:57,098 --> 00:01:00,643
‫تامی، واقعاً بابت اون شب متأسفم.

19
00:01:00,643 --> 00:01:01,770
‫و اگه می‌خوای در موردش حرف بزنی...

20
00:01:01,770 --> 00:01:03,104
‫هرگز.

21
00:01:03,104 --> 00:01:04,481
‫آره، منم نمی‌خوام.

22
00:01:04,481 --> 00:01:06,316
‫ولی بازم دوست دارم کمکت کنم
‫نمره‌هات رو بالا بیاری.

23
00:01:06,316 --> 00:01:09,110
‫ببین، من یه قانون دارم. اگه یه مرد
‫بالای ۵۰ سال رو تو خونه‌مون ببینم،

24
00:01:09,110 --> 00:01:10,779
‫حداقل یه هفته طول می‌کشه
‫بتونیم باهم باشیم.

25
00:01:10,779 --> 00:01:13,114
‫چرا مجبور شدی این قانون رو بذاری؟

26
00:01:13,114 --> 00:01:14,783
‫می‌دونی، این عینک رو زدم تا نبینی که

27
00:01:14,783 --> 00:01:16,701
‫هر بار نگاهت می‌کنم
‫چشم‌هام رو جمع می‌کنم.

28
00:01:16,701 --> 00:01:20,205
‫چون تنها چیزی که می‌بینم
‫یه مرد مارصفته که دوتا گیتورید دستشه.

29
00:01:20,205 --> 00:01:22,749
‫این جمله خیلی قشنگیه.

30
00:01:22,749 --> 00:01:25,502
‫- واقعاً؟ تو با مامانم بودی.
‫- اوه، عالیه.

31
00:01:25,502 --> 00:01:27,337
‫- نه. نه مرسی، ایوا.
‫- باشه.

32
00:01:32,467 --> 00:01:34,928
‫اون هنوز بابت کل قضیه خیلی ناراحته.

33
00:01:34,928 --> 00:01:38,598
‫آره، اون بزرگ شده،
‫ولی پسر حساسیه.

34
00:01:38,598 --> 00:01:42,268
‫این که پدرش من رو ول کرد و رفت
‫با معلم ریاضی دبیرستانش کمکی نمی‌کنه.

35
00:01:42,268 --> 00:01:46,314
‫تامی خیلی از رابطه‌ی معلم‌های مورد علاقه‌اش
‫با والدینش ضربه خورده.

36
00:01:47,232 --> 00:01:48,942
‫- این می‌تونه خیلی سخت باشه.
‫- آره.

37
00:01:50,819 --> 00:01:52,570
‫نمی‌خوام این کارو بکنم.

38
00:01:52,570 --> 00:01:54,155
‫چی شده؟

39
00:01:54,155 --> 00:01:56,783
‫فقط، یعنی، به هر حال تو به زودی میری.

40
00:01:58,243 --> 00:01:59,911
‫احساس می‌کنم باید تمومش کنیم.

41
00:02:02,205 --> 00:02:04,582
‫آره، می‌فهمم. من...

42
00:02:04,582 --> 00:02:06,668
‫باشه، خوب. پس...

43
00:02:07,085 --> 00:02:08,461
‫- خب.
‫- باشه.

44
00:02:09,629 --> 00:02:12,215
‫از مدتی که باهم بودیم لذت بردم، گرگ روسو.

45
00:02:12,215 --> 00:02:14,884
‫منم همینطور، کرسیتل بیوترا.

46
00:02:22,767 --> 00:02:24,435
‫به‌به! پروفسور روسو.

47
00:02:24,435 --> 00:02:26,229
‫می‌تونم یه لحظه وقتتون رو بگیرم؟

48
00:02:26,813 --> 00:02:28,148
‫توی کلاس می‌بینمت.

49
00:02:28,148 --> 00:02:30,692
‫می‌تونی آماده‌شون کنی در مورد
‫جاسپر جانز حرف بزنیم، لطفاً؟

50
00:02:30,692 --> 00:02:32,360
‫- چطوری؟
‫- فقط بهشون بگو

51
00:02:32,360 --> 00:02:34,195
‫یه دقیقه دیگه قراره در مورد
‫جاسپر جانز حرف بزنیم.

52
00:02:34,195 --> 00:02:35,280
‫می‌بینی، برای همین شما استادی.

53
00:02:36,781 --> 00:02:37,740
‫نه.

54
00:02:38,616 --> 00:02:41,619
‫بچه‌ها! کی آماده‌ست
‫در مورد جاپلیس جانز بشنوه؟

55
00:02:41,619 --> 00:02:43,621
‫فقط الان نه، چون اصلاً آماده نیستیم.

56
00:02:43,621 --> 00:02:45,498
‫خدایا، عجب شخصیتی داره.

57
00:02:45,498 --> 00:02:46,708
‫لیلی فوق‌العاده‌ست.

58
00:02:46,708 --> 00:02:47,959
‫اوه، باید به اونم پیشنهاد بدی.

59
00:02:47,959 --> 00:02:49,002
‫چی می‌خوای؟

60
00:02:49,002 --> 00:02:50,128
‫راستش...

61
00:02:51,671 --> 00:02:54,382
‫باشه، خب چون من و تو دیگه باهم نیستیم...

62
00:02:54,382 --> 00:02:55,800
‫- به طور رسمی...
‫- اَه!

63
00:02:55,800 --> 00:02:57,468
‫واقعاً می‌خوام بدونی که امیدوارم

64
00:02:57,468 --> 00:02:59,012
‫هنوزم من رو انتخاب کنی.

65
00:03:00,096 --> 00:03:01,890
‫یعنی...

66
00:03:01,890 --> 00:03:06,060
‫تصور این که تو در آینده
‫توی زندگی‌ام نباشی خیلی...

67
00:03:07,020 --> 00:03:08,521
‫خب، غیر قابل تحمله.

68
00:03:11,608 --> 00:03:13,776
‫- نظری نداری؟
‫- برو گُم شو.

69
00:03:13,776 --> 00:03:15,904
‫"نه" نگفتی. همین هم برام کافیه.

70
00:03:16,988 --> 00:03:18,489
‫هر روز صبح برمی‌گردم اینجا

71
00:03:18,489 --> 00:03:19,908
‫- تا تصمیم بگیری.
‫- اوهوم.

72
00:03:19,908 --> 00:03:22,035
‫و هر چقدر می‌خوای وقت بذار.
‫صد روز، هزار روز.

73
00:03:22,035 --> 00:03:25,121
‫برام مهم نیست. میام اینجا.
‫۵۰۰ مایل پیاده‌روی می‌کنم...

74
00:03:25,121 --> 00:03:26,664
‫این کارو نکن.

75
00:03:27,457 --> 00:03:29,000
‫و کروسانِ مورد علاقه‌ات رو برات خریدم.

76
00:03:31,044 --> 00:03:33,379
‫- مربایی رو که دوست دارم گرفتی؟
‫- البته!

77
00:03:34,589 --> 00:03:37,133
‫دیگه باید برم، ولی فردا می‌بینمت.

78
00:03:39,552 --> 00:03:40,845
‫خیلی خب.

79
00:03:47,644 --> 00:03:49,103
‫و می‌دونی بدترین قسمتش چیه؟

80
00:03:49,103 --> 00:03:52,232
‫من اصلاً نمی‌خواستم رئیس هیئت علمی باشم.

81
00:03:52,232 --> 00:03:54,150
‫و حالا، دلم براش تنگ شده.

82
00:03:55,443 --> 00:03:57,528
‫دلم برای شنیده شدن تنگ شده، می‌دونی؟

83
00:03:57,528 --> 00:03:59,614
‫داری از چی حرف می‌زنی؟

84
00:04:00,823 --> 00:04:03,910
‫ببخشید. فکر کردم باعث شه بخندی.

85
00:04:04,994 --> 00:04:08,748
‫ببین، به نظرم نباید این قضیه‌ی ریاست رو

86
00:04:08,748 --> 00:04:12,210
‫چیزی که از دست دادی در نظر نگیری
‫و بهش به عنوان یه نعمت نگاه کنی،

87
00:04:12,210 --> 00:04:13,920
‫که واقعاً می‌دونی چی می‌خوای.

88
00:04:13,920 --> 00:04:16,172
‫نعمتِ خیلی بدیه.

89
00:04:16,172 --> 00:04:18,174
‫گرگ، چرا درِ ویژه‌مون رو قفل کردی؟

90
00:04:18,174 --> 00:04:19,968
‫خب، والت، درِ اتاق خودت هم قفله.

91
00:04:19,968 --> 00:04:22,053
‫- من رئیس دانشگاهم، گرگ.
‫- بی‌راه نمیگه.

92
00:04:22,053 --> 00:04:23,263
‫- اوه، دیلن اینجاست؟
‫- چی؟

93
00:04:23,263 --> 00:04:24,806
‫قبلاً نمی‌دیدمت. سلام.

94
00:04:24,806 --> 00:04:26,474
‫- هی. خیلی خب، بذار...
‫- می‌خوام بیام تو.

95
00:04:26,474 --> 00:04:27,850
‫- هر چه زودتر.
‫- خیلی خب، والت.

96
00:04:27,850 --> 00:04:30,228
‫- هی! باید این رو باز کنم.
‫- گرگ؟

97
00:04:30,228 --> 00:04:32,313
‫باشه؟ باید درو ببندم.

98
00:04:32,313 --> 00:04:33,648
‫- والت، بذار بازش کنم.
‫- خب، یکم

99
00:04:33,648 --> 00:04:35,066
‫- اسپرسو بزن روش.
‫- برو عقب.

100
00:04:35,066 --> 00:04:36,818
‫بفرما.

101
00:04:36,818 --> 00:04:38,444
‫مثل آب خوردن.

102
00:04:38,444 --> 00:04:39,737
‫- آهان.
‫- چی شده؟

103
00:04:40,488 --> 00:04:44,075
‫کریستل مربی هاکی‌مون رو برده
‫همون مرکز ترک اعتیاد

104
00:04:44,075 --> 00:04:45,743
‫که شوهر سابقش زیاد می‌رفت.

105
00:04:45,743 --> 00:04:49,622
‫تا وقتی که اون نیست،
‫دوست دارم تو سرمربیِ هاکی ما باشی.

106
00:04:49,622 --> 00:04:51,291
‫خب، آره، خوشحال میشم.

107
00:04:51,291 --> 00:04:53,710
‫اوه، عالیه، شاید بتونی بعداً بیای سونا

108
00:04:53,710 --> 00:04:55,128
‫و بتونیم در مورد جزئیات بحث کنیم.

109
00:04:57,130 --> 00:04:59,882
‫خب، شاید امروز نه.
‫شاید یه وقت دیگه...

110
00:04:59,882 --> 00:05:01,384
‫- خیلی خب، باشه. دیلن؟
‫- بله؟

111
00:05:01,384 --> 00:05:03,636
‫چند دقیقه دیگه میای بریم
‫قدم بزنیم و قهوه بخوریم؟

112
00:05:03,636 --> 00:05:05,596
‫- خوشحال میشم.
‫- دیدی؟

113
00:05:05,596 --> 00:05:07,724
‫اینجوری به آدم "بله" میگن.

114
00:05:07,724 --> 00:05:09,350
‫ها! مثل آب خوردن.

115
00:05:10,560 --> 00:05:12,562
‫داری با دُم شیر بازی می‌کنی؟

116
00:05:12,562 --> 00:05:14,397
‫اون هفته‌ی پیش با کله اومد تو اتاق،

117
00:05:14,397 --> 00:05:16,399
‫و من اونجا نشسته بودم
‫و به نافم نگاه می‌کردم،

118
00:05:16,399 --> 00:05:17,734
‫و نمی‌تونستم توضیح بدم چرا.

119
00:05:17,734 --> 00:05:18,735
‫الان چی؟

120
00:05:19,819 --> 00:05:21,863
‫خب، فقط کاریه که می‌کنم.

121
00:05:21,863 --> 00:05:23,364
‫خیلی خب.

122
00:05:27,618 --> 00:05:30,204
‫- می‌شنوم چی میگی، گرگ.
‫- خیلی خب.

123
00:05:55,313 --> 00:05:58,566
‫والت، لطفاً دیگه به طور ناشناس
‫برای ریویو غزل نفرست.

124
00:05:58,566 --> 00:06:01,986
‫همه‌شون در مورد ایرلند و تدی روزولت هستن
‫و می‌دونم کارِ توئه.

125
00:06:01,986 --> 00:06:04,989
‫مطمئن نیستم از چی حرف می‌زنی،
‫ولی خبرِ هیجان‌انگیزی دارم.

126
00:06:04,989 --> 00:06:09,285
‫پروفسور آینرایت آخرِ ترم بازنشسته میشه.

127
00:06:09,285 --> 00:06:12,205
‫می‌خواد واقعاً روی نفرت از خانواده
‫و زنش تمرکز کنه.

128
00:06:12,205 --> 00:06:13,790
‫پس، من...

129
00:06:16,584 --> 00:06:19,379
‫می‌خوام تو رو رئیس دانشکده انگلیسی کنم.

130
00:06:20,254 --> 00:06:22,006
‫- وای.
‫- می‌دونم.

131
00:06:23,007 --> 00:06:24,008
‫ممنونم.

132
00:06:26,344 --> 00:06:27,845
‫ولی می‌خوام رئیس هیئت علمی بشم.

133
00:06:28,763 --> 00:06:30,223
‫می‌دونم تو و ریگز

134
00:06:30,223 --> 00:06:33,309
‫رفقای قدیمی هستید،
‫ولی اون توی بهترین حالت هم مشکل سازه.

135
00:06:34,602 --> 00:06:35,978
‫من برای دانشگاه گزینه‌ی بهتری‌ام.

136
00:06:37,230 --> 00:06:39,315
‫گرگ بهم فهموند که به خودم مدیونم

137
00:06:39,315 --> 00:06:41,109
‫- که این رو بهت بگم.
‫- خب...

138
00:06:43,027 --> 00:06:44,987
‫گرگ دوباره ضربه زد.

139
00:06:44,987 --> 00:06:45,988
‫فوق‌العاده‌ست.

140
00:06:47,407 --> 00:06:49,700
‫خب، هفته‌ی پیش توی کلاس بودم.

141
00:06:50,535 --> 00:06:51,577
‫- و من...
‫- بگیرید که اومد.

142
00:06:51,577 --> 00:06:52,453
‫- لعنتی.
‫- اوه!

143
00:06:52,912 --> 00:06:54,247
‫- ایول، بیکن!
‫- عاشقشم، لعنتی.

144
00:06:54,247 --> 00:06:55,289
‫یالا.

145
00:06:55,289 --> 00:06:57,667
‫عاشق بابای سانی میشی.
‫به نظر من ویژگیِ جالبش

146
00:06:57,667 --> 00:06:59,085
‫اینه که چقدر قراره ازت بدش بیاد.

147
00:06:59,085 --> 00:07:01,504
‫خب، هیچوقت نمی‌دونی، مو.
‫شاید مجذوبش کنم.

148
00:07:01,504 --> 00:07:03,297
‫چی زدی؟

149
00:07:03,297 --> 00:07:05,341
‫سلام، ببخشید دیر کردیم.

150
00:07:05,341 --> 00:07:07,969
‫بابا می‌خواست دور بزنه
‫و مرگِ برگ‌ها رو ببینه.

151
00:07:07,969 --> 00:07:09,429
‫اونا خیلی قرمزن!

152
00:07:09,429 --> 00:07:11,597
‫توی اپلتون یه بارونِ شدید می‌باره.

153
00:07:11,597 --> 00:07:13,224
‫بوم! همه‌ی برگ‌ها می‌ریزن.

154
00:07:13,224 --> 00:07:15,435
‫وای، مو! چطوری؟

155
00:07:15,435 --> 00:07:17,770
‫حالا که تو اینجایی بهترم، فردی.

156
00:07:17,770 --> 00:07:19,772
‫- اوضاع و احوالت خوبه.
‫- عه، می‌دونی.

157
00:07:19,772 --> 00:07:21,941
‫باعث افتخاره که بالأخره
‫با شما آشنا میشم، آقا.

158
00:07:22,692 --> 00:07:23,985
‫- بیا اینجا ببینم.
‫- اوه.

159
00:07:25,528 --> 00:07:28,698
‫تو داری یه بچه به دنیای من میاری.
‫خدا خیرت بده.

160
00:07:28,698 --> 00:07:32,785
‫خیلی خب، خیلی خب!
‫من پول ندادم این صحنه رو ببینم.

161
00:07:40,585 --> 00:07:41,752
‫ای وای.

162
00:07:53,639 --> 00:07:54,932
‫حالت چطوره؟

163
00:07:58,728 --> 00:08:00,354
‫فکر می‌کردم برام بجنگی.

164
00:08:02,273 --> 00:08:04,358
‫اگه برات می‌جنگیدم چیکار می‌کردی؟

165
00:08:05,818 --> 00:08:07,111
‫ردت می‌کردم.

166
00:08:08,988 --> 00:08:10,198
‫می‌خوای برم؟

167
00:08:12,158 --> 00:08:13,117
‫آره.

168
00:08:14,327 --> 00:08:16,537
‫- باشه.
‫- مرسی.

169
00:08:26,839 --> 00:08:30,259
‫کریسل، من برنامه‌ی روزانه‌ام رو نمی‌بینم.

170
00:08:30,259 --> 00:08:34,096
‫امکانش هست بالأخره بهم تحویلش بدی؟

171
00:08:34,847 --> 00:08:35,848
‫نه.

172
00:08:36,641 --> 00:08:37,808
‫منطقیه.

173
00:08:44,482 --> 00:08:46,275
‫اوه، اوه!

174
00:08:46,275 --> 00:08:48,027
‫وایسا، وایسا، وایسا.

175
00:08:48,027 --> 00:08:49,737
‫- اوه، کروسانم. مرسی.
‫- بفرمایید.

176
00:08:49,737 --> 00:08:51,239
‫توش یکم مربا داره.

177
00:08:51,239 --> 00:08:52,949
‫و برات یه کورتادو گرفتم.

178
00:08:52,949 --> 00:08:54,200
‫اوه.

179
00:08:54,200 --> 00:08:55,660
‫محض اطلاع، این واسه خودم بود، ولی...

180
00:08:55,660 --> 00:08:56,869
‫کفِش رو درست در نیاوردن.

181
00:08:56,869 --> 00:08:58,329
‫می‌دونی، این از اون کارهاست

182
00:08:58,329 --> 00:09:00,164
‫که باید وقتی باهم بودیم انجام می‌دادی.

183
00:09:00,164 --> 00:09:02,083
‫ولی الان انجام میدم.
‫روالش همینه.

184
00:09:02,083 --> 00:09:03,918
‫برات یه خوراکی خوشمزه
‫واسه صبحونه میارم،

185
00:09:03,918 --> 00:09:05,586
‫ازت می‌پرسم تصمیم گرفتی
‫با من باشی یا نه،

186
00:09:05,586 --> 00:09:07,588
‫تو میگی هنوز تصمیمت رو نگرفتی،

187
00:09:07,588 --> 00:09:09,632
‫ولی هنوز یه جورایی بهم نخ میدی،

188
00:09:09,632 --> 00:09:12,009
‫چون یه لبخند ملیح بهم می‌زنی.

189
00:09:12,009 --> 00:09:15,763
‫اوه، داره میاد. داره میاد.
‫خودشه. خیلی خب.

190
00:09:15,763 --> 00:09:17,557
‫زیباست، مثل موسیقی کلاسیکه.

191
00:09:17,557 --> 00:09:18,641
‫باید بری.

192
00:09:18,641 --> 00:09:20,017
‫باشه. خب، نمی‌تونم بمونم.

193
00:09:20,017 --> 00:09:21,602
‫- نمی‌خوام بمونی.
‫- می‌دونم می‌خوای اینجا باشم،

194
00:09:21,602 --> 00:09:23,312
‫- ولی نمی‌تونم بمونم، باید برم.
‫- برو.

195
00:09:23,312 --> 00:09:25,398
‫خب، شاید بهتره فردا لاته بگیری
‫و کمتر حرف بزنی؟

196
00:09:25,398 --> 00:09:26,983
‫پس منتظر فردا می‌مونم.

197
00:09:32,280 --> 00:09:34,615
‫اوه، هی، راسکو!

198
00:09:34,615 --> 00:09:36,951
‫سگِ کثیف.

199
00:09:36,951 --> 00:09:38,744
‫- این سگ جز دردسر چیزی نداره.
‫- اوه!

200
00:09:38,744 --> 00:09:40,496
‫راستش، انقدر باهم چرخیدیم،

201
00:09:40,496 --> 00:09:43,749
‫شک دارم بتونم راه خونه‌ی دخترم
‫سانی رو پیدا کنم.

202
00:09:43,749 --> 00:09:45,084
‫- کی؟
‫- سانی.

203
00:09:47,753 --> 00:09:48,963
‫تو آشنا به نظر میای.

204
00:09:48,963 --> 00:09:51,674
‫- فکر نکنم.
‫- اوه.

205
00:09:51,674 --> 00:09:53,342
‫خب، راسکو رو از کجا می‌شناسی؟

206
00:09:54,260 --> 00:09:57,680
‫من آدمِ سگ‌دوستی‌ام.

207
00:09:57,680 --> 00:09:59,181
‫از سگ‌ها خوشم میاد.

208
00:09:59,181 --> 00:10:02,476
‫دوست دارم تمام سگ‌های دانشگاه رو
‫به اسم بشناسم، اگه بتونم.

209
00:10:02,476 --> 00:10:04,020
‫می‌دونی، سعی می‌کنم یادشون بگیرم.

210
00:10:05,688 --> 00:10:07,607
‫اوناهاش، می‌بینی، اون فرگوسه!

211
00:10:07,607 --> 00:10:10,109
‫- وای.
‫- اون لیسا خانمه.

212
00:10:10,109 --> 00:10:12,028
‫دخترِ خوبیه.

213
00:10:12,028 --> 00:10:15,239
‫وای، لیسا خانم واسه خودش مَردیه.

214
00:10:15,239 --> 00:10:17,116
‫آره، خیلی هم به خاطرش خجالت می‌کشه.

215
00:10:17,116 --> 00:10:19,076
‫- خیلی خب، روز بخیر.
‫- آره، آره.

216
00:10:26,334 --> 00:10:29,128
‫- اوه، سلام، گرگ.
‫- اوه، سلام، والت.

217
00:10:29,128 --> 00:10:30,671
‫ندیدم اونجا کمین کردی.

218
00:10:30,671 --> 00:10:32,131
‫اگه دنبال کریسل می‌گردی

219
00:10:32,173 --> 00:10:35,509
‫اون تصمیم گرفت یکم زودتر
‫بره تعطیلات عید شکرگزاری.

220
00:10:35,509 --> 00:10:37,428
‫اوه، خیلی خب. چرا؟

221
00:10:37,428 --> 00:10:40,765
‫خب، من ازش پرسیدم
‫و گفت از گرگ بپرس.

222
00:10:43,184 --> 00:10:46,479
‫اوه، هفته‌ی پیش سرفه داشتم.
‫یه سرماخوردگی خفیف بود.

223
00:10:46,479 --> 00:10:49,398
‫و شاید اونم ازم گرفته
‫چون توی اتاقی بوده

224
00:10:49,398 --> 00:10:51,275
‫که من قبلاً توش بودم.

225
00:10:52,360 --> 00:10:53,527
‫می‌دونی، یه داستانِ جالب...

226
00:10:54,612 --> 00:10:56,864
‫اون روز برنامه‌ام رو ازش نگرفتم،

227
00:10:56,864 --> 00:11:00,534
‫و در نتیجه شام جشن تولد
‫رئیس هیئت امنا رو از دست دادم.

228
00:11:00,534 --> 00:11:04,955
‫حالا، قرارداد پنج ساله‌ام
‫آخرِ این سال تحصیلی تموم میشه.

229
00:11:06,123 --> 00:11:07,249
‫و به رئیس کم‌محلی کردم.

230
00:11:07,249 --> 00:11:09,168
‫این زمان‌بندیِ خیلی بدیه.

231
00:11:09,168 --> 00:11:10,461
‫آره، قطعاً همینطور بود.

232
00:11:11,629 --> 00:11:14,048
‫- ولی ما استقامت می‌کنیم.
‫- بله... همینطوره.

233
00:11:14,048 --> 00:11:16,634
‫- مگه نه؟ استقامت می‌کنیم.
‫- بله، همینطوره.

234
00:11:16,634 --> 00:11:18,969
‫راستی گرگ، قبل از این که بری
‫یه سؤالی ازت داشتم.

235
00:11:18,969 --> 00:11:20,846
‫ما چی هستیم، گرگ؟

236
00:11:20,846 --> 00:11:22,014
‫چی؟

237
00:11:22,890 --> 00:11:25,768
‫این چیه؟ رابطه‌ی من و تو چیه؟

238
00:11:29,855 --> 00:11:32,483
‫- الان باید بیام تو؟
‫- نمی‌دونم، گرگ.

239
00:11:32,483 --> 00:11:33,484
‫باشه.

240
00:11:36,821 --> 00:11:39,156
‫می‌دونی، احساس می‌کنم همین دیروز بود

241
00:11:39,156 --> 00:11:41,492
‫که تو اینجا توی دفترم بودی

242
00:11:41,492 --> 00:11:43,744
‫و ازم می‌خواستی دخترت رو اخراج نکنم
‫از روی...

243
00:11:44,870 --> 00:11:47,206
‫چی بود؟ یادت میاد چی بود؟

244
00:11:47,206 --> 00:11:48,666
‫نه.

245
00:11:48,666 --> 00:11:50,418
‫- دوستی.
‫- آهان.

246
00:11:50,418 --> 00:11:52,837
‫گرگ، از اون روز به بعد،

247
00:11:52,837 --> 00:11:56,757
‫دارم لیستی از خطاهات
‫توی ذهنم درست می‌کنم.

248
00:11:56,757 --> 00:11:57,675
‫می‌خوای اونا رو بشنوی؟

249
00:11:57,675 --> 00:11:59,468
‫نه زیاد.

250
00:11:59,468 --> 00:12:02,346
‫تو کریسل رو داغون کردی.
‫دیلن رو تشویق کردی بزرگ فکر کنه.

251
00:12:02,346 --> 00:12:05,725
‫در مورد هاکی دروغ گفتی.
‫درِ ویژه‌مون رو قفل کردی.

252
00:12:05,725 --> 00:12:07,935
‫از روز اول به بعد برنگشتی توی سونا.

253
00:12:07,935 --> 00:12:12,440
‫و شاید داری به زنِ سابقت کمک می‌کنی
‫شغلم رو بگیره یا شایدم نه.

254
00:12:12,440 --> 00:12:15,234
‫باشه، می‌خوام پاسخگو باشم.

255
00:12:15,234 --> 00:12:17,653
‫پس، به ترتیب به سؤال‌هات جواب میدم.

256
00:12:18,654 --> 00:12:20,197
‫شرمنده‌ام.

257
00:12:20,197 --> 00:12:21,490
‫بزرگ فکر کردن چیز بدی نیست.

258
00:12:22,491 --> 00:12:25,327
‫شرمنده. شرمنده. سونا زیادی برام داغه.

259
00:12:25,327 --> 00:12:28,622
‫و آخری دیوونگیه.

260
00:12:29,540 --> 00:12:30,583
‫باشه.

261
00:12:30,583 --> 00:12:31,917
‫- عالیه.
‫- چندتا ایده

262
00:12:31,917 --> 00:12:35,296
‫واسه کادوی تولد بهم میدی
‫که غیبتم رو جبران کنه؟

263
00:12:35,296 --> 00:12:39,216
‫راستش واقعاً باید برم
‫روی کتابِ جدیدم کار کنم، پس...

264
00:12:40,134 --> 00:12:42,052
‫می‌دونی چی عجیبه؟

265
00:12:42,052 --> 00:12:45,139
‫صبح بعد از مهمونی‌ام توی کافه،
‫اومدم دفترم

266
00:12:45,139 --> 00:12:48,601
‫و مجسمه‌های ابولهولم
‫رو به جهتِ اشتباه بودن،

267
00:12:48,601 --> 00:12:53,731
‫تقریباً انگار یکی اونا رو برداشته بود
‫و دوباره گذاشته بودشون سر جاشون.

268
00:12:53,731 --> 00:12:56,942
‫تو که هیچی در موردش نمی‌دونی، نه؟

269
00:12:58,944 --> 00:13:00,821
‫می‌دونی چی کادوی خیلی خوبی میشه؟

270
00:13:02,114 --> 00:13:03,449
‫ایول، این محشره!

271
00:13:03,449 --> 00:13:06,494
‫یادت باشه، یارو ۸۰ سالشه.
‫فکر می‌کنی این براش مناسب باشه؟

272
00:13:08,037 --> 00:13:11,499
‫من بودم براش کلاه می‌خریدم.
‫شایدم یه زنگ.

273
00:13:11,499 --> 00:13:13,584
‫حله. یه لطفی ازت می‌خوام.

274
00:13:13,584 --> 00:13:15,211
‫به نظر میاد دیلن به حرفت گوش میده،

275
00:13:15,211 --> 00:13:17,546
‫و نمی‌تونم پُست ریاست هیئت علمی رو بهش بدم.

276
00:13:17,546 --> 00:13:19,840
‫پس می‌خوام متقاعدش کنی

277
00:13:19,840 --> 00:13:23,260
‫که رئیس یه دانشکده بودن
‫جایزه‌ی دلگرمی نیست.

278
00:13:24,178 --> 00:13:26,096
‫باشه، اگه حرفش پیش بیاد بهش میگم.

279
00:13:29,391 --> 00:13:31,435
‫خب، می‌خوای حرفش رو پیش بکشم؟

280
00:13:31,435 --> 00:13:33,646
‫ممنون.

281
00:13:33,646 --> 00:13:36,273
‫خب، اگه یکی از این دوچرخه‌ها بخرم،

282
00:13:37,358 --> 00:13:38,984
‫شاید...

283
00:13:39,693 --> 00:13:41,403
‫شاید من و تو بتونیم
‫باهم بریم دوچرخه‌سواری.

284
00:13:42,446 --> 00:13:43,697
‫آره، شاید.

285
00:13:45,241 --> 00:13:46,367
‫خرابش کردی.

286
00:13:49,161 --> 00:13:50,663
‫بابام از اینجا خوشش میاد،

287
00:13:50,704 --> 00:13:53,249
‫پس آماده باش تا اون توی شهره
‫هر وعده رو اینجا بخوری.

288
00:13:53,290 --> 00:13:55,501
‫خب، هیچ شکایتی از من نمی‌شنوی.

289
00:13:55,501 --> 00:13:57,962
‫فرد، باید منم مثل خودت
‫بنده‌ی عادت بدونی.

290
00:13:57,962 --> 00:14:00,381
‫باید من رو با کورتادوهام ببینی.

291
00:14:00,381 --> 00:14:02,716
‫باید دماشون کاملاً درست باشه.

292
00:14:02,716 --> 00:14:05,344
‫کفِش باید خیلی بی‌نقص باشه، خیلی...

293
00:14:05,344 --> 00:14:07,888
‫عزیزم، از کورتادوهام براش بگو.

294
00:14:09,932 --> 00:14:11,100
‫اون کورتادوهاش رو دوست داره.

295
00:14:11,684 --> 00:14:13,269
‫اوه. آره.

296
00:14:14,103 --> 00:14:15,271
‫یکم زیادی تلاش می‌کنم، مگه نه؟

297
00:14:15,271 --> 00:14:16,438
‫- آره.
‫- ببخشید.

298
00:14:16,438 --> 00:14:18,023
‫آهان، ولی ممنونم.

299
00:14:18,816 --> 00:14:21,026
‫راستی، این لهجه‌ات برای چیه؟

300
00:14:21,026 --> 00:14:23,028
‫بابام به واقعی بودن لهجه‌ها اعتقاد نداره.

301
00:14:23,696 --> 00:14:25,614
‫داری لهجه‌ات رو برامون غلیظ می‌کنی؟

302
00:14:27,449 --> 00:14:29,910
‫نه. انگلیسی پادشاهه. آره.

303
00:14:29,910 --> 00:14:30,995
‫شرمنده.

304
00:14:30,995 --> 00:14:33,873
‫باید برم سمینارِ صبحگاهی
‫و بعدش وقت مراقبت بارداری دارم.

305
00:14:33,873 --> 00:14:36,709
‫صبر کن ببینم.
‫هیچکس بدون بوس دادن به بابا نمیره.

306
00:14:36,709 --> 00:14:38,085
‫Yes.

307
00:14:38,085 --> 00:14:40,671
‫- دوستت دارم.
‫- خدافظ. می‌بینمت.

308
00:14:40,671 --> 00:14:41,797
‫خدافظ.

309
00:14:41,797 --> 00:14:43,841
‫- بابام رو ببر خونه.
‫- حتماً.

310
00:14:43,841 --> 00:14:45,342
‫اون محشره، مگه نه؟

311
00:14:45,342 --> 00:14:46,427
‫تو مشکلت چیه؟

312
00:14:47,386 --> 00:14:49,305
‫باید همراهش بری مراقبت بارداری.

313
00:14:50,389 --> 00:14:53,392
‫- فقط یه چک‌آپِ روتینه.
‫- نه، نه، نه.

314
00:14:53,392 --> 00:14:55,686
‫خیلی خب، من و نوحا نتونستیم
‫خودمون بچه‌دار شیم.

315
00:14:55,686 --> 00:14:58,355
‫حاضر بودم آدم بکشم
‫که برم چک‌آپ روتین.

316
00:14:58,355 --> 00:15:01,025
‫این بچه یه نعمته.

317
00:15:01,901 --> 00:15:05,613
‫خودت رو بهش بسپر.
‫قول میدم قلبت رو می‌گیره.

318
00:15:07,406 --> 00:15:09,158
‫حالا برو بگیرش و بهش بگو.

319
00:15:11,285 --> 00:15:12,494
‫بله، قربان.

320
00:15:13,495 --> 00:15:16,332
‫صبر کن ببینم.
‫هیچکس بدون بوس دادن به بابا نمیره.

321
00:15:17,666 --> 00:15:19,209
‫- باشه.
‫- چیکار می‌کنی...

322
00:15:19,209 --> 00:15:20,961
‫چیکار می‌کنی؟ بیخیال، شوخی می‌کنم.

323
00:15:20,961 --> 00:15:22,379
‫- شوخیه.
‫- نمی‌دونستم، نمی‌دونستم،

324
00:15:22,379 --> 00:15:24,131
‫ولی الان می‌دونم،
‫پس این خوبه. خیلی خب.

325
00:15:24,131 --> 00:15:26,926
‫من واقعاً خودم رو با والت به چالش کشیدم

326
00:15:26,926 --> 00:15:29,011
‫و اون هنوز بهم جواب نداده.

327
00:15:29,011 --> 00:15:30,471
‫سکوتِ رادیویی کامل.

328
00:15:30,471 --> 00:15:32,139
‫گورِ بابای اون یارو.

329
00:15:33,766 --> 00:15:37,019
‫هی زوئی، هنوز دنبال آرمانی می‌گردی
‫که با چنگ و دندون دنبالش کنی؟

330
00:15:37,019 --> 00:15:39,521
‫بدجوری. یه چیزی می‌خوام
‫که انقدر مهم باشه

331
00:15:39,521 --> 00:15:42,066
‫که یه خالکوبیِ جدید رو توجیه کنه،
‫ولی نمی‌تونه فرقه باشه.

332
00:15:42,066 --> 00:15:44,944
‫خدایا، نمی‌دونید چند نفر
‫کارهای خفن انجام میدن

333
00:15:44,944 --> 00:15:46,236
‫که فقط راضی‌تون کنن
‫عضو فرقه‌شون بشید.

334
00:15:46,236 --> 00:15:47,488
‫من عضو سه تا فرقه بودم.

335
00:15:47,488 --> 00:15:49,907
‫خیلی خب، بیاید از مسیر منحرف نشیم.

336
00:15:50,616 --> 00:15:52,910
‫زوئی، این که توی لودلو زن‌های کافی

337
00:15:52,910 --> 00:15:54,578
‫توی مواضع قدرت نیستن چی؟

338
00:15:54,578 --> 00:15:56,080
‫- احسنت.
‫- خب، دوستش دارم،

339
00:15:56,080 --> 00:15:57,957
‫ولی نمی‌دونم روی تی‌شرت جا شه یا نه.

340
00:15:57,957 --> 00:16:00,042
‫خب، "زن‌های بیشتر در بالا" چطوره؟

341
00:16:00,042 --> 00:16:01,460
‫من این تی‌شرت رو می‌پوشم.

342
00:16:01,460 --> 00:16:03,921
‫- اَه!
‫- چیه؟

343
00:16:03,921 --> 00:16:06,215
‫- یه لحظه بهش فرصت بدید.
‫- چیه...

344
00:16:06,924 --> 00:16:07,841
‫دیگه وقتش بود.

345
00:16:07,841 --> 00:16:09,301
‫- اوه، نه، نه، نه.
‫- اوهوم.

346
00:16:09,301 --> 00:16:10,344
‫من اون تی‌شرت رو نمی‌پوشم.

347
00:16:10,344 --> 00:16:11,929
‫- نمی‌تونم.
‫- این چندشه.

348
00:16:11,929 --> 00:16:14,264
‫اصل قضیه چندش‌آور نیست.

349
00:16:14,264 --> 00:16:15,766
‫جالبه و نه...

350
00:16:15,766 --> 00:16:17,810
‫- ما در موردش حرف نمی‌زنیم.
‫- نه... حلش می‌کنیم.

351
00:16:17,810 --> 00:16:19,311
‫هی. حالا که حرف از زن‌های قوی شد،

352
00:16:19,311 --> 00:16:21,772
‫شنیدم که پُست ریاست دانشکده انگلیسی
‫بهت پیشنهاد شده.

353
00:16:21,772 --> 00:16:23,357
‫- اوهوم.
‫- خیلی خفنه.

354
00:16:23,357 --> 00:16:25,901
‫والت بهت گفته بیای باهام حرف بزنی
‫تا بیشتر واسش هیجان زده بشم؟

355
00:16:26,694 --> 00:16:28,612
‫نه، نه.

356
00:16:28,612 --> 00:16:30,197
‫- آره، اون گفته. شرمنده.
‫- رفیق!

357
00:16:30,197 --> 00:16:31,615
‫- وای، بابا!
‫- می‌دونم.

358
00:16:31,615 --> 00:16:33,117
‫- جدی؟
‫- تو مشکل اصلی هستی.

359
00:16:33,117 --> 00:16:34,618
‫می‌دونم. گیرم انداخت.

360
00:16:34,618 --> 00:16:36,161
‫- شرمنده، سعی دارم...
‫- بیخیال!

361
00:16:36,161 --> 00:16:37,746
‫- چرا داری...
‫- سعی دارم میانجی‌گری کنم.

362
00:16:37,746 --> 00:16:39,498
‫- سعی دارم به همه کمک کنم.
‫- این فوتبال نیست.

363
00:16:39,498 --> 00:16:40,749
‫توی تیم کی هستی...

364
00:16:40,749 --> 00:16:44,128
‫خیلی خب، بیاید شلوغش نکنیم، خانم‌ها.

365
00:16:45,254 --> 00:16:47,047
‫اوه...

366
00:16:48,424 --> 00:16:49,383
‫بابا.

367
00:16:49,383 --> 00:16:53,220
‫می‌دونم، وقتی کلمات از دهنم بیرون می‌اومدن،
‫لرزه به جونم افتاد.

368
00:16:53,220 --> 00:16:54,972
‫والت نیتش خیره.

369
00:16:54,972 --> 00:16:57,474
‫فقط نمی‌تونه پُستی رو که می‌خوای
‫بهت پیشنهاد بده.

370
00:16:57,474 --> 00:17:00,102
‫تصمیمش با اونه.
‫از چی حرف می‌زنی لعنتی؟

371
00:17:00,102 --> 00:17:03,856
‫نمی‌دونم، هیچوقت نمی‌دونم.
‫نمی‌دونم چرا اومدم اینجا.

372
00:17:03,856 --> 00:17:05,149
‫ببخشید، شرمنده.

373
00:17:06,400 --> 00:17:07,568
‫اوه، والته.

374
00:17:07,568 --> 00:17:09,862
‫- می‌خواد بدونه این بحث چطور پیش میره.
‫- اوه.

375
00:17:09,862 --> 00:17:14,491
‫اگه یه عکس از قیافه‌ی الان ما براش بفرستی
‫همه چی بخشیده میشه.

376
00:17:14,491 --> 00:17:16,452
‫- می‌تونم سلفی بگیرم؟
‫- حتماً.

377
00:17:16,452 --> 00:17:17,786
‫خیلی خب، برو بریم.

378
00:17:24,334 --> 00:17:25,919
‫خیلی خب.

379
00:17:25,919 --> 00:17:28,422
‫این توی لیست خطاها ثبت میشه.

380
00:17:31,884 --> 00:17:33,552
‫آقای روسو.

381
00:17:33,552 --> 00:17:36,221
‫قبلاً به خاطر کلاه ایمنی نشناختمت.

382
00:17:36,221 --> 00:17:39,892
‫و زنم هیچوقت باورش نمیشه که
‫نویسنده‌ی مورد علاقه‌ام رو دیدم

383
00:17:39,892 --> 00:17:41,477
‫اگه این کتاب رو برام امضا نکنی.

384
00:17:41,477 --> 00:17:42,936
‫- بله، البته. حتماً، حتماً.
‫- عالیه.

385
00:17:42,936 --> 00:17:44,271
‫فرد سالوسکی هستم.

386
00:17:44,271 --> 00:17:45,606
‫- گرگ روسو.
‫- هی.

387
00:17:45,606 --> 00:17:46,690
‫فقط محض اطلاعت،

388
00:17:46,732 --> 00:17:50,986
‫دخترم من رو در جریان
‫ارتباط شخصی‌مون قرار داد.

389
00:17:51,236 --> 00:17:53,697
‫من اسمِ همه‌ی سگ‌ها رو نمی‌دونم.
‫فقط یه جورایی...

390
00:17:53,697 --> 00:17:55,783
‫- این رو فهمیدم. آره.
‫- احمقانه بود.

391
00:17:55,783 --> 00:17:58,786
‫پس این رو تقدیم می‌کنم به مردی

392
00:17:58,786 --> 00:18:01,371
‫که دخترش شوهرِ دخترم رو
‫از چنگش در آورده.

393
00:18:02,873 --> 00:18:04,124
‫یا فرد؟

394
00:18:04,124 --> 00:18:06,335
‫بیا همون فرد رو بنویسیم.

395
00:18:06,335 --> 00:18:10,714
‫زنان در هیئت علمی لودلو
‫۶.۲۷ درصد کمتر نماینده دارن،

396
00:18:10,714 --> 00:18:13,801
‫و به طور قابل توجهی
‫از سطوح بالاتر غایب هستن،

397
00:18:13,801 --> 00:18:16,470
‫و فقط ۲۸٪ از پُست‌های مدیریتی رو دارن.

398
00:18:16,470 --> 00:18:18,555
‫این دختر مهارت‌های تحقیقاتی خفنی داره.

399
00:18:19,264 --> 00:18:20,724
‫رئیس من، من عاشق لودلو هستم.

400
00:18:20,724 --> 00:18:23,852
‫ولی ما می‌تونیم بهتر عمل کنیم،
‫و من برای این کار تلاش می‌کنم.

401
00:18:23,852 --> 00:18:25,854
‫علاقه‌ی خاصی به گفتن حقایق
‫به صاحبان قدرت دارم.

402
00:18:25,854 --> 00:18:27,272
‫- لازم نیست این رو بدونه.
‫- شرمنده.

403
00:18:28,148 --> 00:18:29,525
‫ممنون که وقت گذاشتید، قربان.

404
00:18:29,525 --> 00:18:31,318
‫البته. و لطفاً بدون که درِ اتاقم

405
00:18:31,318 --> 00:18:33,612
‫همیشه بازه، مخصوصاً وقتی

406
00:18:33,612 --> 00:18:35,864
‫منشی‌ام دچار فروپاشی روانی شده
‫و رفته مرخصی.

407
00:18:35,864 --> 00:18:37,616
‫- خیلی ممنون.
‫- ممنون.

408
00:18:40,410 --> 00:18:42,162
‫اون خیلی باحاله، درسته؟

409
00:18:42,162 --> 00:18:44,289
‫همچنین، خیلی باهوشه و...

410
00:18:45,249 --> 00:18:46,834
‫پیرسینگِ بینی داره.

411
00:18:46,834 --> 00:18:48,627
‫شرمنده، فقط دارم حرف می‌زنم.
‫مضطربم می‌کنی.

412
00:18:48,627 --> 00:18:50,170
‫خوشحالم.

413
00:18:50,170 --> 00:18:52,965
‫متأسفانه، مسائل مهم دیگه‌ای دارم.

414
00:18:52,965 --> 00:18:55,175
‫ظاهراً لباس نماد عروسکی دانشگاه

415
00:18:55,175 --> 00:18:59,388
‫دزدیده شده و اون بیرون
‫کارهای بدی انجام میده.

416
00:18:59,388 --> 00:19:01,223
‫درسته، راستش فکر کنم دیشب دیدمش

417
00:19:01,223 --> 00:19:03,058
‫که توی حوض فواره دستشویی می‌کرد.

418
00:19:03,058 --> 00:19:06,145
‫خب، ممنون که تا الان به کسی نگفتی.

419
00:19:07,104 --> 00:19:08,272
‫ممنون.

420
00:19:13,318 --> 00:19:14,695
‫همچنین...

421
00:19:14,695 --> 00:19:17,531
‫دیلن شپرد باید رئیس هیئت علمی باشه.

422
00:19:17,531 --> 00:19:21,076
‫من بی‌طرف نیستم چون دوستش دارم،
‫ولی همه دوستش دارن.

423
00:19:21,076 --> 00:19:24,204
‫پس، به نظر میاد تصمیم راحتی باشه.

424
00:19:24,204 --> 00:19:26,206
‫خیلی خب، بگذریم. به درود.

425
00:19:26,206 --> 00:19:27,833
‫شرمنده، نمی... نمی‌دونستم چطور برم.

426
00:19:33,505 --> 00:19:36,967
‫من قبلاً هم هدف قرار گرفتم.
‫خودت همیشه چی میگی؟

427
00:19:36,967 --> 00:19:39,553
‫ولش کن. خودش ختم به خیر میشه.

428
00:19:39,553 --> 00:19:42,264
‫ریگزی، من پرونده‌ات رو بررسی کردم.

429
00:19:42,264 --> 00:19:43,807
‫- خب؟
‫- تو واقعاً به یه دانشجو گفتی

430
00:19:43,807 --> 00:19:46,977
‫که بعد از مرگ مادربزرگش نمی‌تونه
‫آزمونش رو عقب بندازه چون...

431
00:19:47,811 --> 00:19:49,688
‫"روالِ طبیعی امور" بوده؟

432
00:19:49,688 --> 00:19:51,982
‫مادربزرگش ۸۸ ساله و چاق بود.

433
00:19:52,608 --> 00:19:57,738
‫به استاد جدید تاریخ دانشگاه گفتی
‫که به طرز خوبی "سنگین‌وزنه"؟

434
00:19:57,738 --> 00:20:00,949
‫اگه من رو با ده تا زن توی یه اتاق بذاری،
‫چهارتاشون این رو تعریف در نظر می‌گیرن.

435
00:20:00,949 --> 00:20:02,284
‫چهار نفر کافی نیست.

436
00:20:03,410 --> 00:20:06,747
‫الان دوره و زمونه‌ای نیست که
‫ما توش بزرگ شدیم، رفیق.

437
00:20:06,747 --> 00:20:10,083
‫چند سال پیش، احساس کردم
‫اینجا داره منو پشت سر میذاره،

438
00:20:10,083 --> 00:20:12,085
‫برای همین با تمام سرعت دویدم که بهش برسم.

439
00:20:13,003 --> 00:20:16,048
‫حالا، همیشه به هدف نمی‌رسم،
‫ولی قطعاً تلاشم رو می‌کنم.

440
00:20:16,048 --> 00:20:18,634
‫تو؟ تو حتی تلاش هم نمی‌کنی.

441
00:20:18,634 --> 00:20:19,635
‫ببین!

442
00:20:20,719 --> 00:20:23,513
‫آیا من از شوخی‌های زننده لذت می‌برم؟

443
00:20:23,513 --> 00:20:25,766
‫آره. حال میدن.

444
00:20:27,684 --> 00:20:31,897
‫ولی این که میگی دنیا داره عوض میشه
‫و منم باید باهاش عوض شم. باشه.

445
00:20:31,897 --> 00:20:33,398
‫خب، بهم یه شانس بده.

446
00:20:36,902 --> 00:20:38,737
‫می‌دونی، وقتی روی تخت بیمارستان بودم...

447
00:20:39,488 --> 00:20:42,491
‫متوجه شدم هیچوقت نمی‌خوام از اینجا برم.

448
00:20:43,909 --> 00:20:45,244
‫این دانشگاه زندگی منه.

449
00:20:46,286 --> 00:20:47,287
‫والت...

450
00:20:48,872 --> 00:20:50,540
‫من دوستتم.

451
00:20:50,540 --> 00:20:52,459
‫تا حالا هیچی ازت نخواستم.

452
00:20:53,710 --> 00:20:55,337
‫این رو ازت می‌خوام.

453
00:20:56,463 --> 00:20:57,798
‫من رو اخراج نکن.

454
00:20:58,966 --> 00:21:01,843
‫حتی دیگه توی دانشگاه سیگار نمی‌کشم،
‫اگه کمکی می‌کنه.

455
00:21:01,843 --> 00:21:03,303
‫این قانونه.

456
00:21:04,429 --> 00:21:05,889
‫بیخیال، نمی‌تونی به آدم تلنگر بزنی

457
00:21:05,889 --> 00:21:07,641
‫و بهش فرصت ندی به خودش بیاد.

458
00:21:09,226 --> 00:21:10,227
‫خواهش می‌کنم.

459
00:21:12,771 --> 00:21:14,690
‫باید برم. واسه کلاس دیرم شده.

460
00:21:14,690 --> 00:21:15,691
‫خیلی خب.

461
00:21:26,702 --> 00:21:28,495
‫اوه، خوبه.

462
00:21:28,495 --> 00:21:29,746
‫اون وانت داره.

463
00:21:30,914 --> 00:21:33,583
‫اوم. نه، این ژله نیست.

464
00:21:33,583 --> 00:21:36,128
‫این خونِ واقعیه. خونریزی دارم.

465
00:21:36,128 --> 00:21:37,504
‫خیلی خب، عالیه.

466
00:21:38,672 --> 00:21:39,673
‫اوه!

467
00:21:39,673 --> 00:21:41,300
‫همونجا وایسا ببینم.

468
00:21:42,134 --> 00:21:44,803
‫می‌دونی کاملاً غیرقانونیه که دو نفر

469
00:21:44,803 --> 00:21:46,722
‫- همزمان سوارِ اون باشن؟
‫- چی؟

470
00:21:46,722 --> 00:21:49,057
‫خدای من، تو کِی سوار شدی؟

471
00:21:49,057 --> 00:21:51,184
‫شرمنده، نمی‌دونستم اونم سوار شده.

472
00:21:53,395 --> 00:21:57,816
‫آره، درسته. خب،
‫شنیدم که تو سرمربی جدید هستی.

473
00:21:57,816 --> 00:21:59,484
‫سرمربی موقت.

474
00:21:59,484 --> 00:22:02,946
‫خب، یا سه نفری باهم می‌ریم کلانتری...

475
00:22:02,946 --> 00:22:04,406
‫اوه، من هیچ‌جا نمیرم.

476
00:22:04,406 --> 00:22:08,327
‫یا تو بهم ضمانتِ کتبی میدی که
‫هفته‌ی بعد پسرم بازی رو شروع می‌کنه.

477
00:22:08,327 --> 00:22:10,454
‫و پشتِ پیراهنش به جای فامیلی‌اش،

478
00:22:10,454 --> 00:22:13,123
‫- فقط می‌نویسه: "مرد."
‫- نمی‌تونم این کارو بکنم.

479
00:22:13,123 --> 00:22:16,835
‫ولی می‌دونی، دی‌جی بازیکن خوبیه،
‫بنابراین قراره زیاد توی بازی باشه.

480
00:22:16,835 --> 00:22:18,503
‫قبوله.

481
00:22:18,503 --> 00:22:20,505
‫خدایا، عاشق پلیس بودنم.

482
00:22:23,300 --> 00:22:24,843
‫عجیبه.

483
00:22:24,843 --> 00:22:27,471
‫اوه. والت پیام داده.

484
00:22:27,471 --> 00:22:29,681
‫"در مورد پُست ریاست هیئت علمی،

485
00:22:29,681 --> 00:22:33,685
‫حس می‌کنم عاقلانه‌ترین کار اینه
‫که به خاطر آینده‌ی لودلو

486
00:22:33,685 --> 00:22:36,688
‫این تصمیمِ مهم رو به خود هیئت علمی بسپارم.

487
00:22:36,688 --> 00:22:38,690
‫- این یکم عجیب به نظر میاد.
‫- آره.

488
00:22:38,690 --> 00:22:40,692
‫اونا احتمالاً ریگز رو نگه می‌دارن.

489
00:22:40,692 --> 00:22:43,362
‫می‌دونی، دوست ندارن شرایط رو تغییر بدن.

490
00:22:45,280 --> 00:22:46,406
‫بعداً می‌بینمت.

491
00:22:48,909 --> 00:22:50,202
‫خوشحالم که اومدی.

492
00:22:50,202 --> 00:22:53,580
‫نه، عالی بود. چیزهای زیادی
‫در مورد ویتامین‌های بارداری،

493
00:22:53,580 --> 00:22:56,124
‫و افزایش ضربان قلب
‫و ترشحات مخاطی یاد گرفتم.

494
00:22:56,833 --> 00:22:58,919
‫آره، اعتراف می‌کنم آخریه باعث شد شکمم

495
00:22:58,919 --> 00:23:02,005
‫یه ذره بهم بریزه، ولی نه، عالیه.

496
00:23:02,005 --> 00:23:03,215
‫ولی ای کاش دکترت

497
00:23:03,215 --> 00:23:05,384
‫انقدر عاشق بازی با کلمات نبود.

498
00:23:05,384 --> 00:23:06,593
‫حق با توئه!

499
00:23:07,719 --> 00:23:09,513
‫خیلی خب.

500
00:23:09,513 --> 00:23:11,890
‫قبل از این که برید،
‫می‌خواید بچه‌تون رو ببینید؟

501
00:23:11,890 --> 00:23:13,392
‫می‌تونیم یه سونوگرافی سریع انجام بدیم.

502
00:23:15,060 --> 00:23:15,894
‫اوه!

503
00:23:17,229 --> 00:23:18,438
‫- خیلی خب.
‫- باشه.

504
00:23:18,438 --> 00:23:19,648
‫بیاید یه نگاهی بندازیم.

505
00:23:20,482 --> 00:23:23,235
‫خدای من، عزیزم، نگاه کن،
‫چونه‌اش به من رفته.

506
00:23:28,407 --> 00:23:30,242
‫اون خوشگله.

507
00:23:32,702 --> 00:23:33,954
‫تو خیلی خوشگلی.

508
00:23:33,995 --> 00:23:35,914
‫شما دوتا واقعاً باید خودتون رو جمع کنید.

509
00:23:35,914 --> 00:23:37,707
‫- اوه.
‫- اوه، ببخشید...

510
00:23:37,707 --> 00:23:40,710
‫خیلی خب، بس کن.
‫جدی میگم، دکترم رو عوض می‌کنم.

511
00:23:45,257 --> 00:23:46,174
‫هی.

512
00:23:46,174 --> 00:23:48,677
‫خب، ببین کی به سونا برگشته.

513
00:23:48,677 --> 00:23:50,595
‫میشه یه لحظه بیای بیرون حرف بزنیم؟

514
00:23:50,595 --> 00:23:52,514
‫من وسط یه جلسه‌ام، گرگ.

515
00:23:52,514 --> 00:23:55,434
‫- در، در، در، در.
‫- خیلی خب.

516
00:23:56,977 --> 00:24:00,564
‫خیلی خب، اشکالی نداره.
‫قبلاً عرق کردم.

517
00:24:00,564 --> 00:24:02,315
‫- سرِ تمرین هاکی بودم.
‫- میشه بری سرِ اصل مطلب؟

518
00:24:02,315 --> 00:24:03,859
‫می‌دونم اومدی در مورد دیلن حرف بزنی.

519
00:24:05,861 --> 00:24:08,697
‫نمی‌خوام کاری بکنی که
‫بعداً ازش پشیمون شی.

520
00:24:08,697 --> 00:24:10,740
‫و من نمی‌خوام از کسی نصیحت بشنوم

521
00:24:10,740 --> 00:24:12,451
‫که جز بی‌احترامی هیچی نشونم نداده.

522
00:24:13,368 --> 00:24:16,538
‫- بی‌احترامی؟ من کِی...
‫- تو میزم رو بهم ریختی.

523
00:24:16,538 --> 00:24:17,789
‫من...

524
00:24:17,789 --> 00:24:21,084
‫آره، اون کارو کردم.
‫یه بار بهت بی‌احترامی کردم.

525
00:24:22,627 --> 00:24:25,422
‫به تو و میزت بی‌احترامی کردم، شرمنده.

526
00:24:25,422 --> 00:24:27,299
‫من آدمِ خیلی تنهایی هستم، گرگ.

527
00:24:29,509 --> 00:24:33,346
‫اولین هفته‌ای که اینجا شروع به کار کردم
‫با ریگز آشنا شدم.

528
00:24:33,346 --> 00:24:34,764
‫یهو باهم رفیق شدیم.

529
00:24:34,764 --> 00:24:39,644
‫من یه زن دارم که شش ماه از سال
‫دور دنیا سفر می‌کنه

530
00:24:39,644 --> 00:24:43,690
‫و یه عالمه آشنای کاری دارم.

531
00:24:43,690 --> 00:24:47,694
‫پس، تعداد دوست‌هام خیلی کمه.

532
00:24:47,694 --> 00:24:50,489
‫و می‌دونم، کنار اومدن باهام سخته.

533
00:24:51,490 --> 00:24:52,532
‫آره، همینطوره.

534
00:24:55,452 --> 00:24:56,953
‫کنار اومدن باهات سخته.

535
00:24:56,995 --> 00:24:59,289
‫من رو باش که فکر می‌کردم
‫در این مورد باهام مخالفت می‌کنی.

536
00:24:59,289 --> 00:25:01,208
‫خودت رو ببین، با شلوارک دراز کشیدی.
‫فقط...

537
00:25:01,875 --> 00:25:04,211
‫من به اندازه‌ی تو به بدنم اطمینان ندارم.

538
00:25:04,211 --> 00:25:05,295
‫هیچکس نداره.

539
00:25:06,922 --> 00:25:08,006
‫یه نکته‌ای هست.

540
00:25:11,092 --> 00:25:15,430
‫من خودم رو قانع کرده بودم که من و تو

541
00:25:15,430 --> 00:25:18,517
‫قراره باهم رفیق صمیمی باشیم.

542
00:25:19,643 --> 00:25:20,644
‫والت...

543
00:25:21,811 --> 00:25:23,271
‫نمی‌تونم بهت بگم...

544
00:25:24,731 --> 00:25:27,442
‫آدم‌ها چطور یا چرا باهم ارتباط می‌گیرن.

545
00:25:27,442 --> 00:25:29,402
‫یعنی، می‌تونی با یکی آشنا شی

546
00:25:29,402 --> 00:25:31,655
‫و از نداشتنِ حد و مرزش شوکه شی.

547
00:25:31,655 --> 00:25:34,407
‫- آره!
‫- لزوماً منظورم تو نبودی.

548
00:25:34,407 --> 00:25:36,618
‫شرمنده، باید تا بی‌هوش نشدم
‫از اینجا برم بیرون.

549
00:25:38,620 --> 00:25:40,038
‫خیلی خب.

550
00:25:40,038 --> 00:25:41,748
‫ختم کلام اینه.

551
00:25:42,749 --> 00:25:44,876
‫دیلن هم دوستته.

552
00:25:44,876 --> 00:25:49,089
‫هر تصمیمی که بگیری،
‫باید انتخاب خودت باشه.

553
00:26:00,308 --> 00:26:02,185
‫هی، همه‌ آماده‌ی شروع هستن

554
00:26:02,185 --> 00:26:04,229
‫یه دقیقه دیگه میام.

555
00:26:04,229 --> 00:26:06,356
‫چرا بهشون نمیگی از رابرت راشنبرگ حرف بزنن؟

556
00:26:07,357 --> 00:26:11,278
‫و این که چطور رابطه‌ی شخصی‌اش با جاسپر جانز

557
00:26:11,278 --> 00:26:14,656
‫دیالوگی ایجاد کرد که
‫رسانه‌های مدرن رو به هنر تبدیل کرد.

558
00:26:14,656 --> 00:26:15,949
‫باشه، حله.

559
00:26:16,074 --> 00:26:18,910
‫- ممنون.
‫- خب، پخمه‌ها، راشنبرگ

560
00:26:18,910 --> 00:26:20,120
‫بچه‌ها، اون و جاسپر جی

561
00:26:20,120 --> 00:26:21,621
‫باهم وراجی می‌کردن.
‫داستانش چی بود؟

562
00:26:23,164 --> 00:26:25,250
‫منظورم اینجوری نبود.

563
00:26:42,976 --> 00:26:44,019
‫خیلی خب.

564
00:26:44,019 --> 00:26:47,355
‫پابلو نرودا بیشتر به اشعار عاشقانه‌اش مشهوره.

565
00:26:47,355 --> 00:26:49,232
‫ولی "هیچی جز مرگ"

566
00:26:49,232 --> 00:26:51,109
‫شاید غمگین‌ترین شعری باشه که نوشته شده.

567
00:26:52,152 --> 00:26:54,487
‫"گورستان‌هایی هستند که سوت و کورند

568
00:26:55,697 --> 00:26:59,534
‫قبرهایی پر از استخوان‌هایی
‫که صدایشان در نمی‌آید."

569
00:26:59,534 --> 00:27:03,246
‫دلم نمی‌خواد مزاحم کلاست بشم،
‫ولی می‌تونم باهات صحبت کنم؟

570
00:27:03,246 --> 00:27:04,706
‫چی شده؟

571
00:27:06,458 --> 00:27:09,377
‫اولین چیزی که ازت به عنوان
‫رئیس جدید هیئت علمی می‌خوام

572
00:27:09,377 --> 00:27:12,380
‫لیستی از گزینه‌های پیشنهادی
‫برای رئیس جدید دانشکده انگلیسیه.

573
00:27:12,380 --> 00:27:13,506
‫می‌تونی این کارو برام بکنی؟

574
00:27:14,299 --> 00:27:16,426
‫البته. فردا صبح روی میزته.

575
00:27:18,345 --> 00:27:19,346
‫به کلاست برس.

576
00:27:24,184 --> 00:27:26,519
‫خیلی خب. کجا بودیم؟

577
00:27:28,855 --> 00:27:32,901
‫"قلب از تونلی رد می‌شود

578
00:27:33,860 --> 00:27:36,279
‫درونش، تاریکی...

579
00:27:37,489 --> 00:27:40,450
‫تاریکی و تاریکی."

580
00:27:52,504 --> 00:27:56,466
‫اینم از این.
‫ولی از این به بعد سعی می‌کنم در بزنم.

581
00:27:57,634 --> 00:27:58,968
‫منطقی به نظر میاد.

582
00:27:59,886 --> 00:28:01,596
‫والت.

583
00:28:01,596 --> 00:28:03,682
‫الان برنامه‌ات چیه؟

584
00:28:03,682 --> 00:28:05,725
‫ای جان!

585
00:28:05,725 --> 00:28:08,061
‫باید هر روز یه وقت بذاریم
‫این کارو بکنیم.

586
00:28:08,061 --> 00:28:09,229
‫شاید.

587
00:28:09,229 --> 00:28:11,856
‫چطوره یه باند تشکیل بدیم؟
‫ولگردهای لودلو.

588
00:28:11,856 --> 00:28:13,566
‫مطمئن نیستم اسمِ خوبی برای باندمون باشه.

589
00:28:13,566 --> 00:28:16,152
‫- هو! وقتِ باندبازیه.
‫- خدای من.

590
00:28:16,152 --> 00:28:22,158
‫«ترجمه از سینا صداقت»