1
00:00:06,131 --> 00:00:11,219
‫«ترجمه از سینا صداقت»

2
00:00:11,261 --> 00:00:12,429
‫خوبی؟

3
00:00:13,513 --> 00:00:14,723
‫فقط خیلی غم‌انگیزه.

4
00:00:15,974 --> 00:00:17,267
‫رودولف؟

5
00:00:17,267 --> 00:00:21,187
‫همه‌شون  دارن دماغش رو مسخره می‌کنن.
‫خب که چی که اون فرق داره؟

6
00:00:21,187 --> 00:00:24,149
‫و بابانوئل میگه نمی‌تونه عضو تیم باشه؟

7
00:00:24,149 --> 00:00:26,025
‫یعنی مثلاً خودش خیلی بی‌نقصه؟

8
00:00:26,025 --> 00:00:27,527
‫بابانوئل یه چاق خیکیه.

9
00:00:29,487 --> 00:00:31,114
‫هی. بیا اینجا.

10
00:00:34,117 --> 00:00:35,535
‫هی، جشن شکرگزاریت چطور بود؟

11
00:00:35,535 --> 00:00:37,746
‫- خوب بود.
‫- خوب بود؟

12
00:00:37,746 --> 00:00:39,247
‫تو شغلت داستان‌نویسیه، گرگ.

13
00:00:39,247 --> 00:00:41,416
‫- بهتر تعریف کن.
‫- از دیدنت خوشحالم، والت.

14
00:00:41,958 --> 00:00:44,836
‫خوب بود. من و کیتی اینجا بودیم.

15
00:00:44,836 --> 00:00:48,590
‫تنها ضدحالش این بود که
‫یکم از یه چیزی ناراحت بود.

16
00:00:48,590 --> 00:00:52,218
‫واقعاً بهم نمی‌گفت چیه.
‫و یه جورایی غمگین بود.

17
00:00:52,218 --> 00:00:54,679
‫اوه، عاشق خامه‌ی هم‌زده‌ی تهشم.

18
00:00:54,679 --> 00:00:56,306
‫هفته‌ای چندتا از اونا می‌خوری؟

19
00:00:56,306 --> 00:01:00,268
‫مشکل تو نیست، مشکل منه،
‫و هرگز نمی‌خوام درستش کنم.

20
00:01:00,268 --> 00:01:02,145
‫هی، فقط یه خبری بهت بدم، گرگ.

21
00:01:02,145 --> 00:01:04,856
‫کریسل برگشته، اگه می‌خوای
‫بهش سلامی چیزی بکنی.

22
00:01:04,856 --> 00:01:06,816
‫حالش چطوره؟

23
00:01:06,816 --> 00:01:08,985
‫می‌دونی چیه، بعداً باهاش حرف می‌زنم.

24
00:01:08,985 --> 00:01:11,029
‫- مرسی، والت.
‫- آره.

25
00:01:11,029 --> 00:01:12,822
‫- از دیدنم طفره میری؟
‫- اوه!

26
00:01:12,822 --> 00:01:15,617
‫سلام. نه، راستش الان داشتم می‌اومدم ببینمت.

27
00:01:15,617 --> 00:01:17,911
‫اوه، نه، لازم نیست از این کارها بکنیم، گرگ.

28
00:01:17,911 --> 00:01:20,705
‫در واقع، من یه سری قانون تعیین کردم

29
00:01:20,705 --> 00:01:23,625
‫تا بتونیم ۸ روز آخرمون
‫به عنوان همکار رو بگذرونیم.

30
00:01:23,625 --> 00:01:24,959
‫خیلی خب.

31
00:01:24,959 --> 00:01:28,630
‫توی دفتر شلوار خاکی تنگ
‫یا شلوار راحتی جذب نمی‌پوشی.

32
00:01:28,630 --> 00:01:31,132
‫خیلی خب، گمونم این بیشتر
‫به من مربوط میشه تا تو.

33
00:01:31,132 --> 00:01:33,593
‫- منم این کارو می‌کنم.
‫- خیلی خب. باشه.

34
00:01:33,593 --> 00:01:35,637
‫هیچ کار جوانمردانه‌ای نمی‌کنی
‫که دلِ من رو ببری.

35
00:01:35,637 --> 00:01:37,639
‫هنوزم باهات خوب رفتار می‌کنم.

36
00:01:39,432 --> 00:01:40,892
‫باشه.

37
00:01:40,892 --> 00:01:43,394
‫توی دفتر لبخند نمی‌زنی
‫و زبونت رو نشون نمیدی.

38
00:01:43,394 --> 00:01:45,897
‫- این یکی برام مهمه.
‫- حتماً. لبخند نمی‌زنم.

39
00:01:45,897 --> 00:01:47,899
‫ولی بعید می‌دونم توی دفتر
‫زبون نشون داده باشم.

40
00:01:47,899 --> 00:01:49,734
‫خب، هر وقت که دهنت رو باز می‌کنی
‫زبونت رو نشون میدی.

41
00:01:49,734 --> 00:01:51,778
‫باشه، من...

42
00:01:51,778 --> 00:01:52,904
‫آره، حله.

43
00:01:52,904 --> 00:01:55,240
‫من الان میرم، پس لطفاً به من زُل نزن.

44
00:01:55,240 --> 00:01:56,532
‫تمام تلاشم رو می‌کنم.

45
00:02:01,037 --> 00:02:03,122
‫- داری اون کارو می‌کنی.
‫- یه جورایی آره.

46
00:02:29,399 --> 00:02:32,151
‫همونطور که مطمئنم همه‌تون یادتونه
‫اسمِ این کلاس

47
00:02:32,151 --> 00:02:34,445
‫هنرِ نوشتن داستان هیجان‌انگیزه.

48
00:02:34,445 --> 00:02:36,781
‫پس، خیلی از نقدهایی که برای اینا می‌گیرید

49
00:02:36,781 --> 00:02:40,034
‫به اون فصل اول ربط داره
‫که مخاطب رو درگیر می‌کنه.

50
00:02:40,034 --> 00:02:42,620
‫من یه کتاب به اسم "شکوفه‌ی مرداب" نوشتم.

51
00:02:42,620 --> 00:02:45,331
‫توش، روستر نامه‌ای
‫از یه عشق قدیمی دریافت می‌کنه،

52
00:02:45,373 --> 00:02:47,083
‫و توش نوشته:

53
00:02:47,125 --> 00:02:51,421
‫"رها کردنت بزرگ‌ترین اشتباه عمرم بود.

54
00:02:51,421 --> 00:02:56,509
‫ولی اگه الان داری این رو می‌خونی،
‫من احتمالاً مُردم." نظرتون چیه؟

55
00:02:56,509 --> 00:02:58,886
‫داداش، کی نامه می‌نویسه؟

56
00:02:58,886 --> 00:03:01,639
‫آره، و چرا تمومش نکرده
‫و بیشتر توضیح نداده؟

57
00:03:02,348 --> 00:03:04,142
‫شاید در خطر بوده.

58
00:03:04,142 --> 00:03:07,562
‫ولی هنوز وقت داشته
‫تمبر بخره و پستش کنه؟

59
00:03:07,562 --> 00:03:08,771
‫اوه، نه.

60
00:03:08,771 --> 00:03:10,732
‫خیلی از آدم‌های پیر از قبل تمبر دارن.

61
00:03:10,732 --> 00:03:12,400
‫تمبر چه مشکلی داره؟

62
00:03:12,400 --> 00:03:14,902
‫اگه خونده باشیش با عقل جور در میاد.
‫راستش کتاب خیلی خوبیه.

63
00:03:14,902 --> 00:03:18,156
‫تامی، نمی‌تونم بهت بگم چقدر عالیه

64
00:03:18,156 --> 00:03:20,033
‫که دوباره توی این کلاس مشارکت می‌کنی.

65
00:03:20,033 --> 00:03:24,078
‫- وقتی من مشارکت می‌کنم هیچوقت چیزی نمیگی.
‫- می‌دونم.

66
00:03:24,078 --> 00:03:25,621
‫بفرمایید.

67
00:03:25,621 --> 00:03:27,582
‫۱۸ شدی.

68
00:03:27,582 --> 00:03:28,958
‫واسه امروز کافیه.

69
00:03:28,958 --> 00:03:31,544
‫روی اصلاحات کار کنید.
‫این برای توئه.

70
00:03:33,588 --> 00:03:35,423
‫اینجا رو ببین. آدرال و سلسیوس

71
00:03:35,423 --> 00:03:37,300
‫- هر بار جواب میده.
‫- هر بار.

72
00:03:37,300 --> 00:03:38,676
‫- می‌بینمت، گرگ.
‫- می‌بینمت.

73
00:03:42,054 --> 00:03:43,389
‫باهم مشکلی نداریم؟

74
00:03:43,389 --> 00:03:48,019
‫یه دانشجوی روانشناسی داره کمکم می‌کنه
‫تو رو خارج از خونه‌مون تصور کنم.

75
00:03:48,019 --> 00:03:50,813
‫فقط یه استاد عادی و بی‌حاشیه.

76
00:03:51,814 --> 00:03:55,610
‫خیلی خب، دوست دارم کمکت کنم
‫به کلاس‌های دیگه هم برسی.

77
00:03:55,610 --> 00:03:57,361
‫آره، یعنی، بهش نیاز دارم.

78
00:03:57,361 --> 00:03:59,697
‫دفترم؟ رأس ساعت ۳؟

79
00:03:59,697 --> 00:04:01,616
‫- حله.
‫- حله.

80
00:04:01,616 --> 00:04:03,242
‫این برای توئه.

81
00:04:03,242 --> 00:04:04,660
‫باید یکم کار کنی.

82
00:04:07,497 --> 00:04:09,207
‫[بیشتر کاوش کن]

83
00:04:16,297 --> 00:04:18,966
‫من عاشق این جلیقه‌ام. ممنون.

84
00:04:18,966 --> 00:04:21,802
‫نئوپرین دمای بدنت رو ۱۲ درصد بالا می‌بره.

85
00:04:21,802 --> 00:04:23,679
‫بعلاوه، هیکلت رو خوب نشون میده.

86
00:04:23,679 --> 00:04:25,515
‫حاضرم واسه شام بپوشمش.

87
00:04:25,515 --> 00:04:29,477
‫خبر جدیدی از ماجرای بیوتکا نیست؟
‫به تصمیم‌گیری نزدیک نشدی؟

88
00:04:29,477 --> 00:04:31,229
‫رفتن به نیویورک پیچیده‌ست.

89
00:04:31,229 --> 00:04:33,231
‫و آرچی نشون داده

90
00:04:33,231 --> 00:04:35,316
‫که یکم بیشتر به بچه علاقه داره.

91
00:04:35,316 --> 00:04:38,069
‫حتی لیستی از اسم‌های پرمدعای بریتانیایی
‫درست کرده.

92
00:04:38,069 --> 00:04:40,488
‫هرچند من شخصاً نمی‌خوام پسر یا دختری
‫به اسم رابین داشته باشم.

93
00:04:40,488 --> 00:04:43,282
‫- کی می‌خواد؟
‫- ولی اگه اون قرار نیست زیادی درگیر شه،

94
00:04:43,282 --> 00:04:44,909
‫باید شغل رو قبول کنم و برم، درسته؟

95
00:04:46,369 --> 00:04:48,621
‫اشکالی نداره از تئودور روزلوت نقل قول کنم؟

96
00:04:48,621 --> 00:04:49,830
‫ترجیح میدم این کارو نکنی.

97
00:04:50,748 --> 00:04:52,208
‫باشه.

98
00:04:52,208 --> 00:04:54,835
‫ببین، زندگی پر از امتحانه، سانی.

99
00:04:54,835 --> 00:04:56,462
‫باید فقط چشم‌هات رو باز نگه داری

100
00:04:56,462 --> 00:04:58,673
‫و ببینی دنیا بهت چی میگه.
‫خودت می‌فهمی.

101
00:04:59,799 --> 00:05:01,092
‫ممنون.

102
00:05:01,092 --> 00:05:02,802
‫"باور داشته باش که می‌تونی
‫و نصف راه رو رفتی."

103
00:05:02,802 --> 00:05:05,012
‫آخرش یه نقل قول از روزولت
‫اضافه کردی، مگه نه؟

104
00:05:05,012 --> 00:05:06,389
‫دستِ خودم نبود.

105
00:05:08,516 --> 00:05:09,850
‫خب...

106
00:05:10,768 --> 00:05:12,478
‫چرا همه‌مون یه کلاه سطلی گذاشتیم؟

107
00:05:12,478 --> 00:05:14,021
‫می‌تونه ویژگی خاص ما باشه.

108
00:05:14,021 --> 00:05:15,940
‫ما می‌شیم پسرهای سطلی.

109
00:05:16,857 --> 00:05:18,526
‫- گورِ باباش.
‫- تلاش خوبی بود، خوکچه.

110
00:05:18,526 --> 00:05:19,986
‫- همیشه قراره خوکچه باشی.
‫- لعنتی.

111
00:05:19,986 --> 00:05:21,112
‫- هی، بچه‌ها.
‫- گرگ!

112
00:05:21,112 --> 00:05:22,488
‫- روستر!
‫- سلام!

113
00:05:23,030 --> 00:05:24,824
‫تامی رو جایی ندیدید؟

114
00:05:24,824 --> 00:05:27,368
‫قرار بود توی دفترم همدیگه رو ببینیم
‫ولی اون نیومد.

115
00:05:27,368 --> 00:05:29,120
‫- نه.
‫- اون توی کلاس اقتصادم  نبود.

116
00:05:29,120 --> 00:05:31,372
‫شاید رفته یه جایی زانوی غم بغل کرده

117
00:05:31,372 --> 00:05:33,374
‫چون این یارو ازش نخواسته پسرِ سطلی باشه.

118
00:05:33,374 --> 00:05:34,458
‫برید به جهنم بچه‌ها.

119
00:05:34,458 --> 00:05:36,627
‫بزنید قدش، پسرهای سطلی!

120
00:05:36,627 --> 00:05:38,421
‫تو اصلاً نمی‌دونی پسرِ سطلی چیه، مگه نه؟

121
00:05:38,421 --> 00:05:39,714
‫نه، نمی‌دونم.

122
00:05:39,714 --> 00:05:40,840
‫آقایون.

123
00:05:40,840 --> 00:05:41,757
‫خوکچه.

124
00:05:41,799 --> 00:05:43,134
‫والت، پیامت رو گرفتم.

125
00:05:43,175 --> 00:05:46,721
‫نه، من نیروی ویژه تشکیل نمیدم که بفهمیم
‫کی عروسکِ دانشگاه رو دزدیده.

126
00:05:46,721 --> 00:05:49,724
‫تلاش خوبی بود. دیگه زنگ نزن.
‫بازم زنگ می‌زنه.

127
00:05:49,724 --> 00:05:51,100
‫- ببخشید.
‫- نه، اشکالی نداره.

128
00:05:51,100 --> 00:05:52,852
‫خوشم میاد توی این حالتِ ریاست می‌بینمت.

129
00:05:52,852 --> 00:05:54,395
‫مرسی. نادیده بگیرش.

130
00:05:54,395 --> 00:05:57,898
‫می‌خواستم باهات در مورد شعرت
‫"دونه گیلاس" صحبت کنم.

131
00:05:57,898 --> 00:06:01,360
‫متوجهی که توی شعره منظورم از گیلاس ایلایه.

132
00:06:01,360 --> 00:06:03,696
‫خیلی خب، نیاز نیست همه بدونن
‫من رو گیلاس صدا می‌کنی.

133
00:06:03,696 --> 00:06:06,073
‫تو منبع الهام منی، کینگ.
‫باید بیرون منتظر بمونی.

134
00:06:07,533 --> 00:06:08,617
‫عاشق این شعرم.

135
00:06:09,368 --> 00:06:13,456
‫اولین باره که یه چیزی نوشتی
‫که حسِ شخصی داره.

136
00:06:13,456 --> 00:06:15,583
‫- لعنتی، ممنون.
‫- به نظرم این اثریه

137
00:06:15,583 --> 00:06:17,084
‫که می‌تونه توی ریویو چاپ شه.

138
00:06:17,084 --> 00:06:19,628
‫پس، من چندتا علامت گذاشتم

139
00:06:19,628 --> 00:06:22,590
‫که نشونت بدم کجا می‌تونی
‫بیشتر تلاش کنی.

140
00:06:22,590 --> 00:06:25,092
‫آسیب‌پذیرتر باش. نظرت چیه؟

141
00:06:25,885 --> 00:06:28,637
‫میرم یه دود می‌گیرم تلاشم رو بکنم.

142
00:06:28,637 --> 00:06:30,598
‫نمی‌خوام بدونم چطور به اونجا می‌رسی.

143
00:06:30,598 --> 00:06:34,101
‫فقط هیجان‌زده‌ام که
‫یه دانشجوی آینده‌دار دارم.

144
00:06:34,101 --> 00:06:36,312
‫- ایوا خیلی با استعداده.
‫- همینطوره.

145
00:06:36,312 --> 00:06:39,440
‫زیاد تشویقش نکن. اون مالِ منه.

146
00:06:39,440 --> 00:06:41,942
‫دنیا کلی داستان‌نویس داره.

147
00:06:41,942 --> 00:06:44,403
‫- آره.
‫- یعنی، این دیگه چه کوفتیه؟

148
00:06:44,403 --> 00:06:46,447
‫فقط چون من توی شهرم
‫این کارو می‌کنن.

149
00:06:46,447 --> 00:06:48,574
‫می‌دونی وقتی شاعرها
‫به شهر میان چیکار می‌کنن؟

150
00:06:48,574 --> 00:06:49,992
‫همه دیوونه میشن؟

151
00:06:52,787 --> 00:06:53,913
‫اصلاً بامزه نیستی.

152
00:06:53,913 --> 00:06:56,040
‫قیافه‌ات دیدنی بود.
‫خیلی عصبانی بودی.

153
00:06:59,001 --> 00:07:01,086
‫- سلام، گرگ.
‫- اوه، سلام.

154
00:07:01,086 --> 00:07:04,006
‫میام تو ولی به خاطر امنیتِ هردومون
‫درو باز میذارم.

155
00:07:04,006 --> 00:07:08,969
‫می‌دونم حتماً عجیب به نظر می‌اومد،
‫ولی من نافم رو نگاه نمی‌کردم.

156
00:07:08,969 --> 00:07:10,054
‫اشکالی نداره.

157
00:07:10,054 --> 00:07:13,182
‫چون برام خوبه که ببینم
‫چقدر مشکلاتِ عمیقی داری.

158
00:07:13,182 --> 00:07:15,518
‫- همینطوره، ممنون.
‫- ولی به کمکت نیاز دارم.

159
00:07:15,518 --> 00:07:16,852
‫جریان چیه؟

160
00:07:18,062 --> 00:07:19,772
‫تامی میگه داره ترک تحصیل می‌کنه.

161
00:07:19,772 --> 00:07:21,565
‫- اوه، نه. نه، نه، نه.
‫- من خیلی عصبانی‌ام.

162
00:07:21,565 --> 00:07:23,901
‫این براش فرصتِ خیلی بزرگیه.

163
00:07:23,901 --> 00:07:25,611
‫من نمیذارم این اتفاق بیفته.

164
00:07:25,611 --> 00:07:26,821
‫باشه.

165
00:07:26,821 --> 00:07:28,405
‫میشه بهم اجازه بدی دخالت کنم؟

166
00:07:28,405 --> 00:07:30,157
‫آره، اگه نیاز بود حتی می‌تونی کتکش بزنی.

167
00:07:30,157 --> 00:07:31,534
‫نه، من کتکش نمی‌زنم.

168
00:07:31,534 --> 00:07:33,702
‫من دوستش دارم،
‫ولی گاهی ازش متنفرم.

169
00:07:33,702 --> 00:07:34,912
‫حتماً.

170
00:07:34,912 --> 00:07:36,705
‫می‌دونی وقتی به دنیا اومد ۶ کیلو وزنش بود؟

171
00:07:36,705 --> 00:07:38,374
‫نه. هیچوقت حدس نمی‌زدم.

172
00:07:39,625 --> 00:07:41,794
‫- ممنون.
‫- خیلی خب.

173
00:07:41,794 --> 00:07:43,170
‫کریستل...

174
00:07:44,338 --> 00:07:46,131
‫ردیفش می‌کنم.

175
00:07:47,132 --> 00:07:48,175
‫این کارو نکن.

176
00:07:48,884 --> 00:07:49,718
‫چی؟

177
00:07:50,386 --> 00:07:51,971
‫دوباره من رو خاطر خواه خودت نکن.

178
00:07:51,971 --> 00:07:54,306
‫اوه، سعی ندارم این کارو بکنم.
‫فقط می‌خوام به پسرت کمک کنم.

179
00:07:54,306 --> 00:07:57,268
‫من فقط و فقط می‌خوام به پسرت کمک کنم.

180
00:07:59,144 --> 00:08:01,063
‫- ممنون، گرگ.
‫- خواهش می‌کنم.

181
00:08:01,063 --> 00:08:04,525
‫خیلی خب! یوگسلاوی از شوروی جدا شد.

182
00:08:04,525 --> 00:08:06,860
‫در این جلسه یه سری نامه‌ی جعلی داریم.

183
00:08:06,860 --> 00:08:08,737
‫حتی یونانی‌ها هم حضور دارن.

184
00:08:08,737 --> 00:08:10,447
‫خدای من، عاشق اون عوضی‌های سیه‌چرده‌ام.

185
00:08:11,699 --> 00:08:12,950
‫راستش، یادداشتش نکنید.

186
00:08:12,950 --> 00:08:14,827
‫آره، اون رو برمی‌دارم.

187
00:08:14,827 --> 00:08:18,747
‫عالیه، خیلی خب. بیاید شروع کنیم.
‫چی باعث این دعوای عاشقانه شد؟

188
00:08:18,747 --> 00:08:19,832
‫بله، لیو؟

189
00:08:19,832 --> 00:08:23,627
‫تیتو در برابر تلاش‌های استالین برای کنترل
‫سیاست‌های یوگسلاوی مقاومت کرد؟

190
00:08:23,627 --> 00:08:25,546
‫احسنت، مثل همیشه. ممنون.

191
00:08:25,546 --> 00:08:27,089
‫خدایا، دوباره برگشتیم.

192
00:08:27,089 --> 00:08:29,174
‫آروم باش، جوگیر نشو.

193
00:08:29,174 --> 00:08:31,969
‫- حداقل اسمم رو می‌دونه.
‫- اسمِ منم می‌دونه.

194
00:08:31,969 --> 00:08:35,014
‫حتی با مقاومتِ رو به افزایش
‫در بقیه‌ی شوروی مواجه شد.

195
00:08:35,014 --> 00:08:36,056
‫بله، لیو؟

196
00:08:36,098 --> 00:08:39,393
‫آره، هثر داشت می‌گفت که
‫فشار اقتصادی از طرف غرب...

197
00:08:39,393 --> 00:08:41,061
‫هم به جدایی کمک کرد.

198
00:08:41,061 --> 00:08:43,272
‫احسنت، هثر. ممنون.

199
00:08:43,272 --> 00:08:44,565
‫احسنت، هثر.

200
00:08:45,524 --> 00:08:47,151
‫دماغ سوخته.

201
00:08:47,693 --> 00:08:49,028
‫وای، خانم‌ها.

202
00:08:49,028 --> 00:08:52,656
‫اتاق من رو اتاق خودتون بدونید.

203
00:08:52,656 --> 00:08:55,284
‫وای، یه ذره بیشتر از معمول از خودراضی هستی.

204
00:08:55,284 --> 00:08:57,077
‫راستش این کارِ خیلی سختیه.

205
00:08:57,077 --> 00:09:00,873
‫باید بگم، تازگی‌ها احساس می‌کنم
‫استادانه تدریس می‌کنم.

206
00:09:01,790 --> 00:09:04,418
‫"مامان‌های خوب افکار ترسناک دارند."

207
00:09:04,418 --> 00:09:05,753
‫- اون چیه؟
‫- اوه، این یه...

208
00:09:05,753 --> 00:09:07,046
‫این فقط یکی از کتاب‌های آموزش بچه‌داریمه.

209
00:09:07,046 --> 00:09:09,423
‫می‌دونستی که ۹۰ درصد مادران جدید

210
00:09:09,423 --> 00:09:11,383
‫- افکارِ مزاحم دارن؟
‫- این رو شنیدم.

211
00:09:11,383 --> 00:09:13,302
‫آره، یعنی اگه بچه‌ام مریض شه چی؟

212
00:09:13,302 --> 00:09:15,137
‫- اگه بچه‌ام رو بندازم چی؟
‫- ممکنه اتفاق بیفته.

213
00:09:15,137 --> 00:09:16,847
‫اگه بچه‌ام فکر کنه موهام
‫از موهاش خوشگل‌ترن

214
00:09:16,847 --> 00:09:18,390
‫و نصفِ شبی سرم رو بتراشه چی؟

215
00:09:18,390 --> 00:09:20,267
‫- کاملاً ممکنه.
‫- خدایا.

216
00:09:20,267 --> 00:09:22,061
‫این تأثیر هورمون‌هاییه که الان
‫توی بدنت جریان داره، عزیزم.

217
00:09:23,187 --> 00:09:27,024
‫فکر کنم شرایط عاطفی رو درک نمی‌کنی.

218
00:09:27,024 --> 00:09:28,275
‫راست میگه.

219
00:09:28,275 --> 00:09:31,236
‫ولی برات کتاب مونتسوری رو گرفتم،
‫اگه می‌خوام باهام بخونی.

220
00:09:31,236 --> 00:09:33,113
‫عزیزم.

221
00:09:33,113 --> 00:09:36,408
‫می‌دونی، پدر بودن یه چیز غریزیه.

222
00:09:36,408 --> 00:09:37,493
‫می‌دونی؟

223
00:09:37,493 --> 00:09:39,828
‫واقعاً لازم نیست نگرانِ پدر بودنم باشی.

224
00:09:39,828 --> 00:09:42,081
‫کل روزم صرف شکل دادن ذهن‌های جوان میشه.

225
00:09:42,081 --> 00:09:43,665
‫در واقع جالبه که این رو میگی.

226
00:09:43,707 --> 00:09:48,545
‫الان داشتم بی‌دلیل نقدهایی رو می‌خوندم
‫که دانشجوها توی اینترنت برات نوشتن.

227
00:09:48,545 --> 00:09:50,798
‫این یکی نظرم رو جلب کرد.
‫"پروفسور بیتس مغروره

228
00:09:50,798 --> 00:09:53,092
‫و کاملاً خودشیفته‌ست."

229
00:09:53,092 --> 00:09:55,135
‫خب، من مغرور بودن رو چیز بدی نمی‌دونم.

230
00:09:56,011 --> 00:09:57,805
‫"پروفسور بیتس اصلاً انتقادپذیر نیست،

231
00:09:57,805 --> 00:10:00,015
‫- حاضر جوابه و گارد می‌گیره."
‫- خب، این چرنده.

232
00:10:00,015 --> 00:10:01,975
‫من اصلاً گارد نمی‌گیرم.

233
00:10:01,975 --> 00:10:04,603
‫کی وقت میذاره همچین دروغ‌هایی بنویسه...
‫نه، باشه، الان متوجه شدم چی میگم.

234
00:10:04,603 --> 00:10:07,689
‫باشه، خب، خوبه.
‫از شنیدن بازخورد خوشحال شدم.

235
00:10:07,689 --> 00:10:11,276
‫یه کامنت باحال دیگه:
‫"پروفسور بیتس بزرگ‌ترین عوضیِ لودلوئه."

236
00:10:11,276 --> 00:10:12,444
‫اون واقعاً اونجا نیست، نه؟

237
00:10:12,444 --> 00:10:14,488
‫نه، فقط می‌خواستم این رو بگم.

238
00:10:14,488 --> 00:10:15,948
‫تامی، فقط یه لحظه بشین.

239
00:10:15,948 --> 00:10:17,491
‫دست از سرم بردار، کار دارم.

240
00:10:17,491 --> 00:10:18,909
‫- هی، چه خبر، گرگ؟
‫- چطوری، روستر؟

241
00:10:18,909 --> 00:10:20,702
‫هی. لطفاً بشین.

242
00:10:23,163 --> 00:10:26,250
‫چیکار می‌کنی، پسر؟
‫نمی‌تونی همینجوری ترک تحصیل کنی.

243
00:10:26,250 --> 00:10:28,210
‫- وایسا ببینم، چی؟
‫- این کارو نکن، داداش.

244
00:10:28,210 --> 00:10:29,628
‫- ما بهت نیاز داریم، داداش.
‫- هی، چرا نه؟

245
00:10:29,628 --> 00:10:31,463
‫ببین، من فقط چون مامانم مجبورم کرد
‫اومدم دانشگاه،

246
00:10:31,463 --> 00:10:33,298
‫و منم که درسم خیلی خوب نیست.

247
00:10:33,298 --> 00:10:34,466
‫- کاملاً.
‫- بیخیال.

248
00:10:34,466 --> 00:10:36,718
‫دانشگاه فقط توی همین خلاصه میشه؟

249
00:10:36,718 --> 00:10:37,928
‫فکر کنم.

250
00:10:37,928 --> 00:10:39,721
‫آره، بابام میگه نمره همه چیزه.

251
00:10:39,721 --> 00:10:42,391
‫داداش، بابای من تازه با یه دختر که
‫دو سال ازم بزرگ‌تره ازدواج کرده.

252
00:10:42,391 --> 00:10:44,434
‫دختره جذابه. گیج‌کننده‌ست.

253
00:10:44,434 --> 00:10:46,645
‫- ولی بازم می‌تونی باهاش کنار بیای.
‫- توی فیلم‌ها که کنار میان.

254
00:10:46,645 --> 00:10:48,689
‫بچه‌ها، اینا مسائل خیلی مهمیه،

255
00:10:48,689 --> 00:10:50,983
‫ولی من بحثمون رو اون طرف ادامه میدم.

256
00:10:50,983 --> 00:10:52,776
‫راستی، به بابات تبریک میگم.

257
00:10:52,776 --> 00:10:54,778
‫- ممنون، گرگ.
‫- یالا، بیا پیشم.

258
00:10:55,946 --> 00:10:57,781
‫روستر، تو هیچوقت دانشگاه نرفتی، داداش.

259
00:10:57,781 --> 00:11:01,159
‫نه، نرفتم و ازش پشیمونم.

260
00:11:02,953 --> 00:11:04,037
‫وقتی بچه بودم...

261
00:11:05,080 --> 00:11:07,082
‫واقعاً غمگین بودم.

262
00:11:07,082 --> 00:11:09,918
‫یه جورایی تنها بودم. هنوزم هستم.

263
00:11:12,004 --> 00:11:16,758
‫تو رو می‌بینم که تو دانشگاه راه میری،
‫و دور و برت پر از آدمه.

264
00:11:16,758 --> 00:11:19,386
‫کاش منم وقتی سن تو بودم این رو داشتم.

265
00:11:20,637 --> 00:11:23,640
‫این پسرهای پشت سرت خیلی احمقن،

266
00:11:23,640 --> 00:11:25,392
‫ولی اونا احمق‌های تو هستن.

267
00:11:27,185 --> 00:11:28,770
‫اونا رو ول نکن.

268
00:11:31,231 --> 00:11:33,358
‫خب، من اینجا زندگی می‌کنم.
‫بازم اونا رو می‌بینم.

269
00:11:33,358 --> 00:11:34,484
‫بازم باهم می‌گردیم، درسته، بچه‌ها؟

270
00:11:34,484 --> 00:11:35,694
‫- آره، معلومه.
‫- تا آخر عمر داداشیم.

271
00:11:35,694 --> 00:11:36,737
‫- دوستت داریم.
‫- این رو می‌دونی، داداش.

272
00:11:36,737 --> 00:11:37,946
‫- کمک نکنید.
‫- نگران نباش.

273
00:11:37,946 --> 00:11:40,490
‫من تا آخر عمرم گارسون نمی‌مونم.

274
00:11:40,490 --> 00:11:42,034
‫کلی کار ازم برمیاد.

275
00:11:44,202 --> 00:11:46,163
‫راستش همیشه خیلی دلم می‌خواست پلیس بشم.

276
00:11:46,163 --> 00:11:47,706
‫- اونا خیلی خفنن.
‫- ببخشید.

277
00:11:47,706 --> 00:11:50,459
‫میشه یه لحظه همه به من توجه کنن.

278
00:11:50,459 --> 00:11:53,754
‫فقط دارم دنبال یه چیزی می‌گردم.
‫من دیروز اینجا بودم.

279
00:11:54,796 --> 00:11:56,840
‫کسی تفنگم رو ندیده؟

280
00:11:56,840 --> 00:11:59,760
‫زیر میزها و صندلی‌هاتون رو نگاه کنید.

281
00:11:59,760 --> 00:12:01,261
‫بازنویسی چطور پیش میره؟

282
00:12:01,261 --> 00:12:02,429
‫اوه...

283
00:12:03,513 --> 00:12:04,681
‫پیش نمیره.

284
00:12:04,681 --> 00:12:06,558
‫- وقتِ بیشتری لازم داری؟
‫- نه.

285
00:12:06,558 --> 00:12:09,311
‫فقط آسیب‌پذیر بودن رو امتحان کردم.

286
00:12:11,438 --> 00:12:12,481
‫ازش بدم اومد.

287
00:12:12,481 --> 00:12:15,192
‫باعث شد احساس بی‌دفاع بودن کنم.

288
00:12:15,192 --> 00:12:17,027
‫ولی نه جوری که دوست دارم

289
00:12:17,027 --> 00:12:18,445
‫- بی‌دفاع باشم، می‌دونی؟
‫- آهان.

290
00:12:18,445 --> 00:12:23,158
‫قرار دادن خودت توی اثرت ترسناکه،
‫ولی این کاریه که یه هنرمند می‌کنه.

291
00:12:23,158 --> 00:12:26,661
‫می‌دونی، مشکل همینه.
‫من هنرمند نیستم.

292
00:12:26,661 --> 00:12:28,288
‫من دانشجوی بازرگانی هستم.

293
00:12:28,288 --> 00:12:30,123
‫مجبور شدم به بابام قول بدم

294
00:12:30,123 --> 00:12:32,250
‫یا کارشناس امور مالی میشم
‫یا میرم تو خط رمز ارز.

295
00:12:32,250 --> 00:12:36,505
‫این شعر و شاعری باحاله،
‫ولی فقط یه تفریحه.

296
00:12:36,505 --> 00:12:38,298
‫آره، این قرار نیست زندگی‌ام باشه.

297
00:12:43,220 --> 00:12:46,014
‫و حالا تامی میره بگرده

298
00:12:46,014 --> 00:12:48,850
‫ببینه می‌خواد افسر پلیس بشه یا نه.
‫این چقدر دیوانه‌واره؟

299
00:12:49,518 --> 00:12:52,270
‫ببخشید، این همون پسره‌ست که
‫گاهی توی خونه‌ات زندگی می‌کنه

300
00:12:52,270 --> 00:12:53,855
‫و مخفیانه آرزو می‌کنی پسرت بود؟

301
00:12:53,855 --> 00:12:55,524
‫عزیزم، بیخیال، این راز نیست.

302
00:12:57,609 --> 00:12:59,111
‫خوبی؟

303
00:12:59,111 --> 00:13:01,738
‫این روزها یکم گرفته به نظر میای.

304
00:13:03,573 --> 00:13:04,908
‫نباید مربی‌گری کنی؟

305
00:13:05,951 --> 00:13:10,080
‫احساس می‌کنم همه چی صبح
‫روز بعد مهمونی والت شروع شد،

306
00:13:10,080 --> 00:13:12,082
‫وقتی با دوتا قهوه دیدمت.

307
00:13:12,874 --> 00:13:15,585
‫توی کارِ من بهش میگن رد سرنخ.

308
00:13:16,461 --> 00:13:19,131
‫پس، فکر کنم می‌دونم چه خبره.

309
00:13:19,881 --> 00:13:20,882
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم.

310
00:13:22,425 --> 00:13:23,969
‫تو با یکی دیگه هستی.

311
00:13:24,886 --> 00:13:27,013
‫و به خاطر آرچی بابتش احساس گناه می‌کنی؟

312
00:13:28,890 --> 00:13:30,851
‫وای. زدی به خال.

313
00:13:30,851 --> 00:13:34,521
‫خب، من نویسنده‌ی داستان‌های اکشن رازآلود
‫پر از شوخی هستم، پس...

314
00:13:34,521 --> 00:13:35,647
‫درسته.

315
00:13:35,647 --> 00:13:38,066
‫پسره کیه؟ اون اینجاست؟

316
00:13:38,066 --> 00:13:40,610
‫- آره.
‫- اوه. واقعاً؟

317
00:13:40,610 --> 00:13:42,070
‫- آره.
‫- کجاست؟

318
00:13:44,447 --> 00:13:47,033
‫اوناهاش. اون هانتره، پسری که توی کافه بود.

319
00:13:47,033 --> 00:13:48,410
‫- اوه. اوه!
‫- آره.

320
00:13:48,410 --> 00:13:51,037
‫ازش خوشم میاد. آجیل کم نمیذاره.

321
00:13:51,037 --> 00:13:53,290
‫عاشق همین اخلاقش شدم.

322
00:13:53,290 --> 00:13:54,624
‫چرا نمیری پیشش بشینی؟

323
00:13:54,624 --> 00:13:56,668
‫نه، دور ازش می‌شینم.

324
00:13:56,668 --> 00:13:58,920
‫عزیزم، نگران احساسات آرچی نباش.

325
00:13:58,920 --> 00:14:00,630
‫- آره.
‫- مواظب خودت باش.

326
00:14:01,506 --> 00:14:03,842
‫- باشه.
‫- ازش بپرس...

327
00:14:03,842 --> 00:14:05,969
‫نه، می‌خواستم بگم ازش بپرس
‫ببین آجیل داره.

328
00:14:05,969 --> 00:14:07,470
‫من این کارو نمی‌کنم.
‫ولی میرم پیشش می‌شینم

329
00:14:07,470 --> 00:14:08,805
‫- تا این بحث رو تموم کنم.
‫- باشه.

330
00:14:08,805 --> 00:14:10,265
‫- دوستت دارم.
‫- دوستت دارم.

331
00:14:10,265 --> 00:14:12,225
‫برو بریم! یالا!

332
00:14:12,225 --> 00:14:13,894
‫یالا! سریع‌تر اسکیت کن!

333
00:14:15,228 --> 00:14:16,730
‫می‌دونی که فقط دارن گرم می‌کنن، درسته؟

334
00:14:16,771 --> 00:14:18,023
‫آره، می‌دونم. منم همینطور.

335
00:14:19,190 --> 00:14:20,108
‫بکشش!

336
00:14:20,108 --> 00:14:21,484
‫- سلام.
‫- سلام.

337
00:14:21,484 --> 00:14:23,737
‫پاره‌اش کن! پاره‌اش کن!

338
00:14:23,737 --> 00:14:25,405
‫بزنش زمین!

339
00:14:25,405 --> 00:14:27,324
‫بچه‌ها، خودتون رو جمع کنید.

340
00:14:27,324 --> 00:14:29,659
‫من الان سرم رو میذارم روی شونه‌ات.

341
00:14:29,659 --> 00:14:31,161
‫ولی من با نامزدم اینجام.

342
00:14:31,161 --> 00:14:32,787
‫اون ناراحت نمیشه.

343
00:14:37,834 --> 00:14:39,169
‫آهان، فوق‌العاده‌ست.

344
00:14:39,169 --> 00:14:40,587
‫عروسک برگشته.

345
00:14:49,012 --> 00:14:50,764
‫اوه.

346
00:14:50,764 --> 00:14:52,223
‫اون آدمِ ما نیست.

347
00:14:52,223 --> 00:14:54,476
‫یکی جلوش رو بگیره! هی!

348
00:14:55,727 --> 00:14:58,313
‫درسته، آره، من پلیسم.
‫بیا، دلسترم رو نگه دار.

349
00:14:58,313 --> 00:15:01,232
‫برمی‌گردم دنبالش. من پلیسم!

350
00:15:01,232 --> 00:15:04,110
‫من ردیفش می‌کنم! هی!

351
00:15:09,991 --> 00:15:11,409
‫- سلام عرض شد.
‫- سلام.

352
00:15:11,409 --> 00:15:12,410
‫صبح بخیر.

353
00:15:13,703 --> 00:15:15,372
‫- خیلی وقته ندیدمت.
‫- آره.

354
00:15:16,706 --> 00:15:19,250
‫- جشن شکرگزاری توی ویسکانسین چطور بود؟
‫- جالب بود.

355
00:15:20,543 --> 00:15:24,714
‫آره، خانواده‌ی سانی واقعاً به این بازی الکترونیکی
‫به اسم سایمون علاقه دارن.

356
00:15:24,714 --> 00:15:26,800
‫یه جورایی... یه سری چراغ چشمک‌زن داره...

357
00:15:26,800 --> 00:15:28,301
‫می‌دونم سایمون چیه. همه می‌دونن.

358
00:15:28,301 --> 00:15:29,719
‫خیلی خب، من نمی‌دونستم.

359
00:15:29,719 --> 00:15:33,723
‫تا حدی که نوبتی سرم داد می‌زدن.

360
00:15:33,723 --> 00:15:35,600
‫اوه، خوبه. خوشحالم که برات جالبه.

361
00:15:35,600 --> 00:15:38,561
‫اوه، می‌خواستم ازت تشکر کنم که
‫من رو به کروسان وابسته کردی.

362
00:15:38,561 --> 00:15:41,564
‫- آره. آره.
‫- مثل ساقیِ هروئین.

363
00:15:41,564 --> 00:15:43,566
‫خب، می‌دونی که چی میگن.
‫همیشه اولی مجانیه.

364
00:15:43,566 --> 00:15:45,944
‫- راست میگی.
‫- آره.

365
00:15:45,944 --> 00:15:47,278
‫و بعدش دیگه کروسان نیاوردی.

366
00:15:49,572 --> 00:15:52,200
‫- کیتی، راستش...
‫- نمی‌تونی به کسی قولِ هزار روز

367
00:15:52,200 --> 00:15:54,160
‫واسه تصمیم گرفتن بدی
‫و بعد فقط دو روز بهش وقت بدی.

368
00:15:55,328 --> 00:15:58,039
‫درسته؟ این منصفانه نیست.
‫و حالا دارم جلوت ناراحت میشم،

369
00:15:58,039 --> 00:16:00,083
‫و فقط می‌خواستم بیام
‫و سه تا کروسانم رو بگیرم.

370
00:16:00,083 --> 00:16:02,168
‫آره، الان سه تا می‌خوام چون حیوونم.

371
00:16:02,168 --> 00:16:04,504
‫- گریه نکن، عزیز...
‫- به من نگو عزیزم.

372
00:16:04,504 --> 00:16:06,965
‫و بهم نگو گریه نکنم.
‫اگه بخوام می‌تونم گریه کنم، لعنتی.

373
00:16:06,965 --> 00:16:08,466
‫و در حال حاضر نمی‌خوام،

374
00:16:08,466 --> 00:16:10,468
‫ولی الان نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم.

375
00:16:10,468 --> 00:16:11,803
‫- ممنون.
‫- باشه.

376
00:16:11,803 --> 00:16:13,721
‫امیدوارم با سانی بهتر باشی.

377
00:16:23,690 --> 00:16:25,024
‫سلام بچه‌ها. چیکار می‌کنید؟

378
00:16:26,151 --> 00:16:28,153
‫- کارهای پلیسی.
‫- اون داره من رو

379
00:16:28,153 --> 00:16:29,654
‫با یه گروه به اسم کرید آشنا می‌کنه.

380
00:16:31,364 --> 00:16:33,658
‫میشه یه لحظه بیرون باهم حرف بزنیم؟

381
00:16:38,121 --> 00:16:40,165
‫خب، اوضاع چطوره، بچه‌ها؟

382
00:16:40,165 --> 00:16:41,958
‫کلی جریمه نوشتید؟

383
00:16:41,958 --> 00:16:43,459
‫راستش ننوشتیم.

384
00:16:43,501 --> 00:16:47,172
‫یعنی ماشین‌ها بازم پشت اون چراغ قرمز وایسادن
‫حتی بعد از این که خاموشش کردیم.

385
00:16:47,172 --> 00:16:49,299
‫این خیلی بده. صبر کن، چی؟

386
00:16:49,299 --> 00:16:51,676
‫ای کاش می‌تونستم به این بچه
‫یکم هیجان نشون بدم،

387
00:16:51,676 --> 00:16:56,097
‫ولی تنها جرمِ برجسته توی شهر
‫اون لباس عروسکه که دزدیده شده.

388
00:16:56,097 --> 00:16:57,807
‫داداش، دارم حسابی کیف می‌کنم.

389
00:16:57,807 --> 00:16:59,475
‫یادم داد چطور از تفنگ راداری استفاده کنم.

390
00:16:59,517 --> 00:17:01,603
‫- درسته.
‫- می‌تونم ساعتی ۸ مایل بدوم.

391
00:17:01,603 --> 00:17:02,979
‫- آره.
‫- باید دو و میدانی کار می‌کردم.

392
00:17:02,979 --> 00:17:04,814
‫- اوه، آره.
‫- فکر نکنم سریع باشه.

393
00:17:04,814 --> 00:17:07,942
‫همچنین، می‌دونم کلیشه‌ایه،
‫ولی واقعاً بهت دوناتِ مجانی میدن.

394
00:17:07,942 --> 00:17:09,611
‫- آهان.
‫- فکر می‌کنی بازم بهم میدن؟

395
00:17:09,611 --> 00:17:12,071
‫- فقط یه راه برای فهمیدنش هست، ورزشکار.
‫- واقعاً؟

396
00:17:13,448 --> 00:17:14,365
‫تامی!

397
00:17:16,701 --> 00:17:20,163
‫افسر تامی فامیلیش هرچی که هست.

398
00:17:20,163 --> 00:17:22,999
‫آره، مامانش واقعاً می‌خواد
‫دانشگاه رو تموم کنه.

399
00:17:22,999 --> 00:17:26,461
‫خیلی خب. مامانِ من واقعاً می‌خواد
‫به دیدن اون و ناپدری‌ام برم،

400
00:17:26,461 --> 00:17:27,879
‫ولی نه ممنون.

401
00:17:27,879 --> 00:17:29,839
‫گرگ، اگه پسره علاقه داره،

402
00:17:29,839 --> 00:17:32,216
‫من و تو کی هستیم
‫که سرِ راهش قرار بگیریم؟

403
00:17:32,216 --> 00:17:33,551
‫این کشیش بودن نیست.

404
00:17:33,551 --> 00:17:36,888
‫ببین، باید کنار بکشی.
‫باید بذاری تموم کنه.

405
00:17:36,888 --> 00:17:38,389
‫باید به دیدن مامانت بری.

406
00:17:38,389 --> 00:17:42,560
‫فقط محض اطلاع، من به خاطر این که
‫مادرم شوهر کرده به دیدنش نمیرم.

407
00:17:42,560 --> 00:17:47,315
‫به خاطر اینه که شوهرش شانونه
‫که اتفاقاً بدترین آدمه.

408
00:17:47,315 --> 00:17:54,280
‫تامی یه مرد بالغه که می‌تونه برای خودش
‫تصمیم بگیره، مثل من، شانون.

409
00:17:56,240 --> 00:17:57,742
‫مجبورم می‌کنی این کارو بکنم.

410
00:17:57,742 --> 00:17:58,743
‫نه.

411
00:17:59,744 --> 00:18:02,455
‫الان از کارت آزادی از زندانت استفاده می‌کنی،

412
00:18:02,455 --> 00:18:04,624
‫- جدی؟
‫- این انقدر برام مهمه،

413
00:18:04,624 --> 00:18:07,126
‫که اون کارت بی‌معنا رو بهت میدم.

414
00:18:07,835 --> 00:18:09,379
‫- دوناتِ شکری!
‫- اوه، عالیه.

415
00:18:09,379 --> 00:18:11,297
‫عالیه! توی کیسه چیه؟

416
00:18:11,297 --> 00:18:12,715
‫- اوه، تفنگته.
‫- اوه.

417
00:18:12,715 --> 00:18:14,342
‫آره، گفتن دفعه‌ی پیش
‫اونجا جا گذاشتیش.

418
00:18:14,342 --> 00:18:16,678
‫آره، جا گذاشتم و آره این مالِ منه.

419
00:18:16,678 --> 00:18:19,389
‫خب، افسر دانی داشت بهم می‌گفت

420
00:18:19,389 --> 00:18:22,558
‫که پلیس بودن یه سری معایب داره.

421
00:18:24,894 --> 00:18:27,397
‫آره، آره، راستش داشتم همین رو می‌گفتم.

422
00:18:28,147 --> 00:18:30,358
‫تامی، افتضاحه. پلیس بودن...

423
00:18:31,317 --> 00:18:32,235
‫افتضاحه.

424
00:18:32,235 --> 00:18:34,320
‫صبر کن، ولی تو که الان بهم گفتی معرکه‌ست.

425
00:18:34,320 --> 00:18:37,949
‫و من بهت دروغ گفتم، تامی،
‫چون به بچه‌ها دروغ میگم.

426
00:18:37,949 --> 00:18:40,576
‫این کاریه که پلیس‌ها می‌کنن.
‫بیا از اینجا بریم.

427
00:18:40,576 --> 00:18:42,245
‫می‌تونی برونی.

428
00:18:42,245 --> 00:18:44,122
‫آره، نه، نه! تامی.

429
00:18:44,122 --> 00:18:45,707
‫- نه! اون رو بده من.
‫- چیه؟

430
00:18:45,707 --> 00:18:48,042
‫من رانندگی می‌کنم، تو این رو بگیر.
‫دونات‌ها رو نگه دار.

431
00:18:48,042 --> 00:18:50,336
‫نه، تفنگ رو بده من!
‫تفنگ رو بده من. خدایا.

432
00:18:56,467 --> 00:18:59,387
‫ایوا، میشه بریم یه جایی حرف بزنیم؟

433
00:18:59,387 --> 00:19:01,806
‫- آره. آره، حتماً.
‫- نه.

434
00:19:01,806 --> 00:19:03,433
‫اول لباس مناسب بپوش.

435
00:19:04,267 --> 00:19:05,643
‫اوه. ها!

436
00:19:05,643 --> 00:19:06,769
‫آره، ببخشید.

437
00:19:09,439 --> 00:19:10,606
‫اوف!

438
00:19:13,484 --> 00:19:15,820
‫هنوز هیچ عیبی توی پلیس بودن نمی‌بینم.

439
00:19:18,656 --> 00:19:20,950
‫یعنی، آموزشش کوتاهه.

440
00:19:21,701 --> 00:19:24,454
‫مزایای خوبی داره. ماشینِ مجانی.

441
00:19:24,454 --> 00:19:25,955
‫آره، اولش همینطوره...

442
00:19:26,998 --> 00:19:28,666
‫خیلی هیجان‌انگیزه. قدرتی که داری.

443
00:19:29,792 --> 00:19:32,295
‫می‌فهمی می‌تونی وینس مارتینلی رو نگه داری...

444
00:19:33,171 --> 00:19:35,339
‫کسی که توی دبیرستان اذیتت می‌کرد،
‫هرچی که می‌خوای.

445
00:19:36,215 --> 00:19:39,844
‫بعدش می‌فهمی دو سه بار در هفته
‫اونا رو نگه می‌داری...

446
00:19:41,220 --> 00:19:43,181
‫فقط برای این که بتونی یه چیزی حس کنی.

447
00:19:43,181 --> 00:19:46,517
‫رئیست سرت داد می‌زنه.
‫دائم بهت گیر میده.

448
00:19:46,517 --> 00:19:49,437
‫بهت میگه وکیل می‌گیره
‫و احتمالاً راست میگه.

449
00:19:50,688 --> 00:19:52,148
‫فکر می‌کنی بچه‌های توی اداره،

450
00:19:52,148 --> 00:19:54,108
‫فکر می‌کنی هوات رو دارن،
‫ولی اینطور نیست.

451
00:19:54,108 --> 00:19:56,235
‫همه‌شون برای سفر به فاکس‌وودز برنامه می‌ریزن.

452
00:19:57,445 --> 00:19:59,280
‫- بدون تو.
‫- نه.

453
00:20:00,489 --> 00:20:01,782
‫و همه رفتن.

454
00:20:03,701 --> 00:20:05,536
‫حتی شانون رو هم بردن.

455
00:20:05,536 --> 00:20:08,372
‫اصلاً از کجا اون رو می‌شناسن؟

456
00:20:08,372 --> 00:20:10,374
‫فکر کنم چیزی که دانی سعی داره بگه

457
00:20:10,374 --> 00:20:12,501
‫اینه که باید یکم به این قضیه فکر کنی.

458
00:20:12,501 --> 00:20:13,711
‫آره.

459
00:20:13,711 --> 00:20:16,631
‫در نهایت، این فقط یه شغله.

460
00:20:16,631 --> 00:20:18,382
‫- آره. دقیقاً.
‫- زیاد هیجان‌انگیز نیست.

461
00:20:21,552 --> 00:20:23,137
‫صبر کن. چراغ رو روشن کن.

462
00:20:28,684 --> 00:20:30,144
‫هیس.

463
00:20:31,103 --> 00:20:32,396
‫هیچکس نترسوندش.

464
00:20:34,357 --> 00:20:36,817
‫- در رفت! در رفت!
‫- داره میره! برو! برو!

465
00:20:36,859 --> 00:20:38,152
‫پلیس!

466
00:20:39,362 --> 00:20:40,988
‫داری میری! اون داره میره! برو!

467
00:20:40,988 --> 00:20:42,490
‫بدو!

468
00:20:42,490 --> 00:20:43,783
‫سوئیچ کجاست؟!

469
00:20:46,035 --> 00:20:47,119
‫هی! پلیس!

470
00:20:56,212 --> 00:20:57,338
‫ایست!

471
00:20:57,338 --> 00:20:58,881
‫وایسا!

472
00:20:59,590 --> 00:21:01,550
‫فرار نکن.

473
00:21:01,550 --> 00:21:02,843
‫حرومی...

474
00:21:02,843 --> 00:21:04,011
‫تامی!

475
00:21:05,221 --> 00:21:06,931
‫- ممنون.
‫- ممنون.

476
00:21:09,517 --> 00:21:11,769
‫می‌دونی، واقعاً اذیت شدم

477
00:21:11,769 --> 00:21:13,980
‫وقتی گفتی قرار نیست هنرمند بشی.

478
00:21:13,980 --> 00:21:16,774
‫- اوه، ببخشید، بانو.
‫- می‌دونی چرا؟

479
00:21:17,942 --> 00:21:19,527
‫تو الان هم یه هنرمندی.

480
00:21:20,361 --> 00:21:21,946
‫و سوءتفاهم نشه.

481
00:21:21,946 --> 00:21:23,614
‫به بابات زنگ نمی‌زنم بگم:

482
00:21:23,614 --> 00:21:26,742
‫"اون نباید برای گلدمن ساکس کار کنه.
‫اون فقط باید یه شاعر خیابونی باشه."

483
00:21:26,742 --> 00:21:28,244
‫آره، آره، اصلاً خوشش نمیاد.

484
00:21:29,286 --> 00:21:30,579
‫هی!

485
00:21:30,579 --> 00:21:32,039
‫به نام قانون وایسا!

486
00:21:34,375 --> 00:21:37,503
‫خیلی خب، ببین، تو گفتی
‫شاعری خوشحالت می‌کنه.

487
00:21:37,503 --> 00:21:40,381
‫همین کافیه، چون می‌دونم
‫که اگه من درگیر باشم،

488
00:21:40,381 --> 00:21:42,633
‫همیشه می‌تونم روی هنرم حساب کنم.

489
00:21:44,719 --> 00:21:48,013
‫بگذریم، می‌خواستم نمونه اولیه رو ببینی.

490
00:21:52,226 --> 00:21:54,019
‫تامی!

491
00:21:54,019 --> 00:21:55,938
‫برو صفحه ۲۰.

492
00:21:59,608 --> 00:22:02,653
‫اگه نخوای توی مجله چاپش نمی‌کنم.

493
00:22:04,613 --> 00:22:06,198
‫اوه، نه. من...

494
00:22:07,992 --> 00:22:09,785
‫می‌خوام این کارو بکنی.

495
00:22:11,579 --> 00:22:12,955
‫"بانو."

496
00:22:12,955 --> 00:22:15,833
‫ازش خوشم میاد.
‫می‌تونی همیشه اینجوری صدام کنی؟

497
00:22:15,833 --> 00:22:17,460
‫اوه، تا ابد، بانو.

498
00:22:17,460 --> 00:22:20,129
‫بگیر که اومدم. هی!

499
00:22:24,258 --> 00:22:25,384
‫نوش جونت.

500
00:22:25,384 --> 00:22:28,095
‫ها؟ ها؟ آره!

501
00:22:28,095 --> 00:22:29,430
‫هشت مایل بر ساعت، الدنگ.

502
00:22:31,766 --> 00:22:33,267
‫- خوکچه؟
‫- وای، خدا.

503
00:22:33,267 --> 00:22:34,977
‫چه خبره؟ چه غلطی می‌کنی؟

504
00:22:36,437 --> 00:22:39,523
‫چطور می‌تونی با اون سرِ گُنده
‫انقدر سریع بدوی؟

505
00:22:39,523 --> 00:22:41,233
‫من یا اون؟

506
00:22:41,233 --> 00:22:45,779
‫من دیگه نمی‌تونم خوکچه باشم.
‫فکر می‌کردم این کار شرایط رو برام عوض کنه.

507
00:22:45,779 --> 00:22:48,741
‫رفیق، جماعت قراره بگن:
‫"خوکچه لباس عروسکی رو دزدید."

508
00:22:50,659 --> 00:22:51,952
‫لعنتی.

509
00:22:51,952 --> 00:22:54,914
‫ببین، من دیگه خوکچه صدات نمی‌کنم، خب؟

510
00:22:54,914 --> 00:22:56,999
‫- روستر؟
‫- آره، سعی می‌کنم.

511
00:22:58,584 --> 00:23:00,085
‫ای وای، بدجوری به فنا رفتم.

512
00:23:00,085 --> 00:23:01,587
‫هوات رو دارم. برو پی کارت.

513
00:23:01,587 --> 00:23:02,588
‫- خیلی خب.
‫- فرار کن!

514
00:23:04,548 --> 00:23:05,674
‫هی!

515
00:23:05,674 --> 00:23:07,343
‫هی. سوئیچم رو پیدا کردم.

516
00:23:07,343 --> 00:23:09,929
‫روی ماشین بود.
‫ماشین تمام مدت روشن بود.

517
00:23:09,929 --> 00:23:12,139
‫آره، من سرش رو گیر آوردم.
‫اوه، رفت اون طرف.

518
00:23:12,139 --> 00:23:14,141
‫- آره!
‫- مطمئنی؟

519
00:23:14,141 --> 00:23:15,559
‫اونجاست.

520
00:23:15,559 --> 00:23:18,187
‫از دنده عقب رفتن متنفرم.

521
00:23:18,812 --> 00:23:19,730
‫پشتم خالیه؟

522
00:23:19,730 --> 00:23:21,398
‫- آره خالیه، برو برو!
‫- می‌بینی؟

523
00:23:21,398 --> 00:23:22,566
‫آره، برو!

524
00:23:27,029 --> 00:23:29,073
‫اوه. واقعاً داری می‌خونیش.

525
00:23:29,073 --> 00:23:31,325
‫معلومه که می‌خونم.
‫می‌دونم می‌خواستی بخونم.

526
00:23:31,325 --> 00:23:36,247
‫ببین، عزیزم. پسر یا دختر، هرچی که باشه،
‫ما رو شکست نمیده.

527
00:23:36,247 --> 00:23:37,748
‫از پسش برمیایم.

528
00:23:41,710 --> 00:23:43,170
‫یه پیشنهاد شغل از بیوتکا گرفتم.

529
00:23:44,088 --> 00:23:45,839
‫چی؟

530
00:23:45,839 --> 00:23:48,133
‫- آره. حقوقش خوبه.
‫- این محشره.

531
00:23:48,133 --> 00:23:50,678
‫و می‌خوان از ژانویه کارم رو
‫توی نیویورک شروع کنم.

532
00:23:52,221 --> 00:23:53,806
‫ولی من اونجا نیستم.

533
00:23:55,724 --> 00:23:56,934
‫قبولش نمی‌کنم.

534
00:23:59,478 --> 00:24:01,063
‫می‌دونی، فکر کنم پلیس بدی میشم.

535
00:24:02,398 --> 00:24:03,774
‫میذارم همه برن.

536
00:24:04,692 --> 00:24:06,402
‫فقط دوستِ خوبی برای خوکـ...

537
00:24:07,569 --> 00:24:10,823
‫جی‌دی هستی. وای. ترکِ این عادت
‫قراره خیلی سخت باشه.

538
00:24:10,823 --> 00:24:12,866
‫لازم نیست دیگه خوکچه صداش نکنیم.

539
00:24:12,866 --> 00:24:14,243
‫آره، فقط تو روش نمی‌گیم.

540
00:24:14,243 --> 00:24:16,287
‫خیلی خب، بخشِ دوست خوب رو پس می‌گیرم.

541
00:24:20,457 --> 00:24:22,418
‫نمی‌خوام مثل رادیوی خراب

542
00:24:22,418 --> 00:24:25,421
‫- در مورد دانشگاه رفتنت غر بزنم.
‫- مناسب من نیست.

543
00:24:25,421 --> 00:24:26,964
‫ببین، باشه؟

544
00:24:26,964 --> 00:24:29,633
‫می‌تونم به زور پیش برم، می‌دونی،

545
00:24:29,633 --> 00:24:31,301
‫با نمره‌های پایین قبول شم.

546
00:24:32,553 --> 00:24:34,013
‫چه فایده‌ای داره؟

547
00:24:34,013 --> 00:24:35,806
‫نویسندگی تنها کاریه که دوست دارم،

548
00:24:35,806 --> 00:24:37,850
‫و حتی توی اونم افتضاحم، خب.

549
00:24:37,850 --> 00:24:39,268
‫از چی حرف می‌زنی؟

550
00:24:39,268 --> 00:24:40,519
‫فصلی که نوشته بودم.

551
00:24:41,478 --> 00:24:43,230
‫- همه‌جاش پر از علامتِ قرمز بود.
‫- اوه.

552
00:24:43,230 --> 00:24:45,441
‫- شبیه صورتم قبل از مصرف راکوتان بود.
‫- اوه.

553
00:24:45,441 --> 00:24:47,192
‫و مالِ اسپونر پاک بود.

554
00:24:47,192 --> 00:24:48,986
‫باشه؟ فقط یه تیک و مثبت بزرگ داشت.

555
00:24:48,986 --> 00:24:50,821
‫آره، خب، نوشته‌ی اسپونر...

556
00:24:51,780 --> 00:24:54,992
‫بهش نگو این رو بهت گفتم،
‫ولی اسپونر قرار نیست نویسنده شه.

557
00:24:54,992 --> 00:24:58,662
‫اوه، می‌دونم.
‫اون قراره شرکتِ نفت پدرش رو بچرخونه.

558
00:24:58,662 --> 00:25:00,164
‫احتمالاً با نامادریش سرِ ارث درگیر شه.

559
00:25:00,164 --> 00:25:02,207
‫تامی، دلیل این که مالِ تو پر از علامت بود

560
00:25:02,207 --> 00:25:04,585
‫این بود که من فکر می‌کنم تو استعداد داری.

561
00:25:06,628 --> 00:25:09,214
‫نه، فقط داری دروغ می‌بافی
‫چون نمی‌خوای ترک تحصیل کنم.

562
00:25:13,343 --> 00:25:17,389
‫"برنیس به او روی زمین زُل زد...

563
00:25:19,433 --> 00:25:21,852
‫خونش از سایه‌اش عبور می‌کرد.

564
00:25:22,644 --> 00:25:24,062
‫و او خندید.

565
00:25:25,063 --> 00:25:27,858
‫یک هاهای بی‌نقص."

566
00:25:30,319 --> 00:25:31,612
‫این داستانِ منه.

567
00:25:31,612 --> 00:25:35,324
‫آره، می‌دونم. علاقه‌ی خاصی به حفظ کردن
‫جملاتِ خیلی خوب دارم.

568
00:25:36,366 --> 00:25:37,910
‫ای کاش من نوشته بودمش.

569
00:25:37,910 --> 00:25:39,119
‫واقعاً؟

570
00:25:39,119 --> 00:25:40,120
‫آره.

571
00:25:41,705 --> 00:25:43,040
‫پس، کارم خوبه؟

572
00:25:43,040 --> 00:25:44,750
‫هنوز نه.

573
00:25:44,750 --> 00:25:48,462
‫ولی با یکم کار، فکر کنم می‌تونی
‫خیلی خوب باشی، آره.

574
00:25:54,718 --> 00:25:55,719
‫شب بخیر.

575
00:25:57,346 --> 00:25:58,764
‫ای کاش توی خونه‌مون ندیده بودمت.

576
00:25:59,765 --> 00:26:01,391
‫منم همینطور، تامی.

577
00:26:01,391 --> 00:26:02,309
‫منم همینطور.

578
00:26:07,022 --> 00:26:08,232
‫ممنون.

579
00:26:29,753 --> 00:26:31,463
‫سلام.

580
00:26:31,463 --> 00:26:32,631
‫خوبی؟

581
00:26:32,631 --> 00:26:34,633
‫نه. مربام تموم شده.

582
00:26:35,759 --> 00:26:37,010
‫فکر می‌کردم ترک تحصیل کردی.

583
00:26:37,010 --> 00:26:38,637
‫نظرم عوض شد.

584
00:26:38,637 --> 00:26:39,805
‫تصمیم خوبی گرفتی.

585
00:26:40,722 --> 00:26:42,516
‫می‌دونی، اگه چیزی اذیتت می‌کنه،

586
00:26:42,516 --> 00:26:44,101
‫بابات بهترین مشاوره.

587
00:26:44,101 --> 00:26:46,645
‫خوبه. هنوزم بابای تو نیست.

588
00:26:46,645 --> 00:26:49,940
‫آره، نه، می‌دونم.
‫ای کاش بابام بود.

589
00:26:50,732 --> 00:26:52,442
‫بابام هیچ اهمیتی نمیده.

590
00:26:54,194 --> 00:26:56,238
‫تو خیلی خوش‌شانسی.

591
00:26:56,238 --> 00:26:57,906
‫دیگه می‌تونی بری.

592
00:26:57,906 --> 00:26:59,741
‫- آره، باشه.
‫- آره.

593
00:27:13,255 --> 00:27:14,548
‫- سلام، عزیزم.
‫- سلام.

594
00:27:14,548 --> 00:27:15,882
‫سلام!

595
00:27:15,882 --> 00:27:18,802
‫خوشحالم که اومدی.
‫یه چیزی برات گرفتم.

596
00:27:23,515 --> 00:27:24,891
‫- واقعاً؟
‫- آره.

597
00:27:24,891 --> 00:27:26,560
‫خدای من.

598
00:27:26,560 --> 00:27:28,145
‫بابا!

599
00:27:28,145 --> 00:27:29,646
‫یه کلاه کوچیک برات گرفتم.

600
00:27:30,397 --> 00:27:32,065
‫- لطفاً کلاه رو بذار سرت.
‫- حتماً.

601
00:27:32,065 --> 00:27:34,401
‫این خیلی باحاله.

602
00:27:37,112 --> 00:27:38,363
‫چه خبر؟

603
00:27:46,455 --> 00:27:47,998
‫باید یه چیزی بهت بگم.

604
00:27:48,999 --> 00:27:50,000
‫باشه.

605
00:27:51,543 --> 00:27:52,544
‫خب...

606
00:27:55,297 --> 00:28:01,136
‫«ترجمه از سینا صداقت»