1
00:00:06,006 --> 00:00:08,174
‫خیلی خب، بعدش چیه؟
‫آهان! مقاله‌ی تاریخ.

2
00:00:08,174 --> 00:00:10,385
‫بعداً کمکت می‌کنم بنویسیش.

3
00:00:10,385 --> 00:00:12,387
‫پروژه‌ی اسپانیایی. مهلتِ اضافه گرفتی؟

4
00:00:14,472 --> 00:00:16,141
‫- ببخشید، چی؟
‫- ای وای.

5
00:00:16,141 --> 00:00:18,727
‫اسپونر، باید توی پروژه‌ی اسپانیایی کمکش کنی.

6
00:00:18,727 --> 00:00:21,104
‫همچنین، دوشنبه آزمون نهایی آمار داری.

7
00:00:21,104 --> 00:00:22,397
‫- جی‌دی.
‫- خوکچه.

8
00:00:22,397 --> 00:00:25,442
‫- برو بمیر، داداش.
‫- جی‌دی واسه آزمون نهایی آمار کمکت می‌کنه.

9
00:00:25,442 --> 00:00:28,486
‫خیلی خب. من دیگه باید برم.
‫به کار کردن ادامه بده.

10
00:00:28,486 --> 00:00:29,904
‫- ممنون، روستر.
‫- می‌بینمت، گرگ.

11
00:00:29,904 --> 00:00:31,698
‫- می‌بینمت.
‫- من بهت ایمان دارم.

12
00:00:32,615 --> 00:00:34,492
‫- بچه‌ها، یه گُل بزنیم؟
‫- قبل از تو فکرش رو کردم.

13
00:00:37,162 --> 00:00:38,788
‫سلام، بچه‌ها.

14
00:00:38,788 --> 00:00:40,415
‫- مرسی که به تامی کمک می‌کنید.
‫- سلام.

15
00:00:40,415 --> 00:00:42,292
‫حالا، بتمرگید سرِ جاتون
‫و برگردید سرِ کارتون،

16
00:00:42,292 --> 00:00:43,752
‫وگرنه مثل سگ می‌کشمتون.

17
00:00:43,752 --> 00:00:46,129
‫- مامان!
‫- تامی یه نوزاد ۷ کیلویی بود.

18
00:00:46,129 --> 00:00:48,715
‫من با هزار بدبختی اون رو به دنیا آوردم.

19
00:00:50,216 --> 00:00:52,385
‫و اون همه زجر نکشیدم
‫که از دانشگاه اخراج شه.

20
00:00:52,385 --> 00:00:54,012
‫- چشم، خانم.
‫- بله، چشم.

21
00:00:54,012 --> 00:00:55,638
‫عالیه. دوستت دارم، بادوم‌زمینی.

22
00:00:55,638 --> 00:00:56,639
‫منم دوستت دارم.

23
00:00:58,058 --> 00:00:59,184
‫اون دیگه چه کوفتی بود؟

24
00:00:59,184 --> 00:01:01,102
‫تو واقعاً به دنیا اومدنی ۷ کیلو بودی؟!

25
00:01:01,102 --> 00:01:02,103
‫خفه شو.

26
00:01:03,104 --> 00:01:05,398
‫خیلی خب، بچه‌ها، می‌دونم
‫که امروز ارائه داشتیم،

27
00:01:05,398 --> 00:01:08,318
‫ولی وقتی توجه نمی‌کنید
‫درس دادن خیلی سخته.

28
00:01:08,318 --> 00:01:10,904
‫من مسئول اتفاقات
‫بعد از خاموش شدن چراغ‌ها نیستم.

29
00:01:10,904 --> 00:01:12,781
‫فکر کنم هستی، جرج.

30
00:01:12,781 --> 00:01:14,866
‫- حتماً. فعلاً، عشقم.
‫- سلام!

31
00:01:14,866 --> 00:01:16,076
‫سلام!

32
00:01:16,076 --> 00:01:17,619
‫آماده‌ای حالت بهتر شه؟

33
00:01:17,619 --> 00:01:19,996
‫- معلومه که آماده‌ام.
‫- خیلی خب.

34
00:01:19,996 --> 00:01:22,791
‫این روز اول پس گرفتن زندگیمه.

35
00:01:23,416 --> 00:01:25,001
‫دوچرخه‌ها خیلی دورن.

36
00:01:25,001 --> 00:01:27,003
‫فکر کنم خیلی زود اون رو گذاشتی سرت.

37
00:01:27,003 --> 00:01:28,088
‫برام مهم نیست.

38
00:01:29,089 --> 00:01:31,049
‫تو هم باید کلاهت رو بذاری
‫تا احساس احمق بودن نکنم.

39
00:01:33,635 --> 00:01:35,261
‫- بزن بریم.
‫- بریم تو کارش.

40
00:01:36,971 --> 00:01:39,099
‫- سلام، حالت چطوره؟
‫- چه خبر؟

41
00:01:39,099 --> 00:01:40,475
‫یوهو!

42
00:01:41,976 --> 00:01:43,937
‫وای!

43
00:01:46,856 --> 00:01:49,109
‫خیلی خب، باید یه چیزی بهت بگم.

44
00:01:50,110 --> 00:01:52,195
‫تصمیم خیلی سختی بود،

45
00:01:52,195 --> 00:01:55,156
‫ولی پیشنهاد استخدام بیوتکا رو رد می‌کنم.

46
00:01:56,074 --> 00:01:57,867
‫به جاش با آرچی اینجا می‌مونم.

47
00:01:59,160 --> 00:02:01,538
‫اوه. باید تجزیه و تحلیلش کنم.

48
00:02:01,538 --> 00:02:03,206
‫بهت گفت؟

49
00:02:03,206 --> 00:02:05,542
‫این احمقانه‌ترین چیزی نیست
‫که توی تمام عمرت شنیدی؟

50
00:02:05,542 --> 00:02:07,460
‫دارم تجزیه و تحلیل می‌کنم.

51
00:02:07,460 --> 00:02:08,837
‫خیلی خب.

52
00:02:08,837 --> 00:02:11,381
‫تجزیه و تحلیل کن، والتر. اوه!

53
00:02:11,381 --> 00:02:14,175
‫باید بگم، عاشق این جلیقه‌های جدیدم.

54
00:02:14,175 --> 00:02:17,470
‫یعنی، لباس‌های ورزشی لاستیکی
‫همیشه بهم میان.

55
00:02:17,470 --> 00:02:18,304
‫من آماده‌ام.

56
00:02:19,222 --> 00:02:20,223
‫برو بریم، ایول!

57
00:02:21,975 --> 00:02:25,645
‫من ازت حمایت می‌کنم. باید هر کاری
‫که به نظرت درسته رو انجام بدی.

58
00:02:26,729 --> 00:02:29,065
‫- ممنون.
‫- نه. یعنی چی؟

59
00:02:29,065 --> 00:02:30,817
‫آروم باش، حرفم تموم نشده.

60
00:02:30,817 --> 00:02:33,444
‫فقط باید مطمئن شی

61
00:02:33,444 --> 00:02:37,240
‫آرچی همون قدری بهت تعهد داره
‫که تو بهش تعهد داری. فهمیدی؟

62
00:02:37,240 --> 00:02:38,908
‫- باشه.
‫- وگرنه می‌کشمش.

63
00:02:38,908 --> 00:02:40,076
‫منم همینطور.

64
00:02:44,914 --> 00:02:48,960
‫روسیه‌ی لعنتی و استالین.

65
00:02:48,960 --> 00:02:51,796
‫لعنت به این لعنتی

66
00:02:52,630 --> 00:02:53,548
‫سلام، آرچی.

67
00:02:53,548 --> 00:02:55,049
‫- الان وقت خوبیه؟
‫- اوهوم.

68
00:02:55,049 --> 00:02:56,509
‫همیشه وقت خوبیه!
‫آره، راستش من...

69
00:02:56,509 --> 00:02:58,219
‫یه استراحت لازم دارم.
‫به هر حال باید حرکت کنم.

70
00:02:58,219 --> 00:03:00,763
‫باید خون رو به جریان بندازم، خب؟

71
00:03:00,763 --> 00:03:03,600
‫باید بلرزونم. باید حسابی بلرزونم.
‫تو هم می‌خوای؟

72
00:03:03,600 --> 00:03:05,226
‫نه، راحتم.

73
00:03:05,977 --> 00:03:07,562
‫دو روز گذشته کلاس‌هات رو لغو کردی.

74
00:03:07,562 --> 00:03:10,190
‫ببخشید، نه. آره، مجبور شدم
‫به خاطر ضرب‌الاجل کتاب لغوشون کنم.

75
00:03:10,190 --> 00:03:15,612
‫و یه جورایی ۳۶ ساعت مداوم
‫مشغولش بودم، جون می‌کَندم،

76
00:03:16,446 --> 00:03:18,156
‫تا حالا از این نوشیدنی‌های سلسیوس خوردی؟

77
00:03:18,865 --> 00:03:20,408
‫یکی از دانشجوهام بهم معرفی‌اش کرد

78
00:03:20,408 --> 00:03:23,161
‫و راستش من رو یکم
‫یاد کوکائین میندازه.

79
00:03:23,161 --> 00:03:24,704
‫احساسی که از کوکائین می‌گیری،

80
00:03:24,704 --> 00:03:26,581
‫ولی نه بخش تاریک و ترسناک کوکائین.

81
00:03:26,581 --> 00:03:28,458
‫بیشتر اون بخش که می‌دونی، باحاله،

82
00:03:28,458 --> 00:03:30,210
‫و با آدم‌ها آشنا میشی، ولی...

83
00:03:30,210 --> 00:03:32,212
‫ولی نه، واقعاً باورم نمیشه که میذارن
‫بچه‌ها اون رو بخورن.

84
00:03:32,212 --> 00:03:34,172
‫برای آدم خوب نیست.
‫نمی‌تونه باشه.

85
00:03:34,172 --> 00:03:36,132
‫- فکر نکنم خوب باشه.
‫- خدایا، قلبم...

86
00:03:36,132 --> 00:03:38,551
‫قلبم خیلی سریع می‌تپه، اون...

87
00:03:40,136 --> 00:03:42,138
‫- این صدا رو می‌شنوی؟
‫- نه.

88
00:03:45,808 --> 00:03:49,604
‫من دیگه میرم.
‫کلاس‌های دیگه‌ای رو کنسل نکن.

89
00:03:49,604 --> 00:03:51,481
‫انگار این تو عروسیه،
‫می‌دونی منظورم چیه؟

90
00:03:51,481 --> 00:03:52,857
‫اوهوم.

91
00:03:53,816 --> 00:03:55,485
‫توی نوشتن کتاب موفق باشی.

92
00:04:26,849 --> 00:04:27,892
‫حالت چطوره؟

93
00:04:27,892 --> 00:04:28,893
‫گُم شو.

94
00:04:29,852 --> 00:04:31,521
‫بالأخره تشریف آورد.

95
00:04:31,521 --> 00:04:33,731
‫خب، چه خبر؟

96
00:04:33,731 --> 00:04:36,943
‫به اعضای تیم گفتم
‫دارم به دیدنت میام،

97
00:04:36,943 --> 00:04:38,486
‫و همه‌شون واقعاً دلشون برات تنگ شده.

98
00:04:38,486 --> 00:04:40,321
‫- مزخرفه.
‫- جدی میگم.

99
00:04:40,321 --> 00:04:42,156
‫یادته روی یخ ادرار کردی؟

100
00:04:42,156 --> 00:04:44,158
‫- ای کاش یادم می‌اومد.
‫- هنوز جاش روی یخ دیده میشه.

101
00:04:44,158 --> 00:04:46,703
‫هر بار که از روش اسکیت می‌کنن،
‫می‌بینم که یکم لبخند می‌زنن.

102
00:04:46,703 --> 00:04:48,705
‫این خیلی ارزشمنده.

103
00:04:48,705 --> 00:04:50,707
‫ممنون که این رو بهم گفتی.

104
00:04:50,707 --> 00:04:53,251
‫خب، ترک اعتیاد چطور پیش میره؟

105
00:04:53,251 --> 00:04:54,752
‫آره، خیلی خوبه.

106
00:04:54,752 --> 00:04:56,254
‫کریسل خیلی کمک کرد.

107
00:04:56,254 --> 00:04:57,755
‫اون کمپِ خیلی خوبی برام پیدا کرد.

108
00:04:57,755 --> 00:04:59,424
‫- عالیه.
‫- آره.

109
00:04:59,424 --> 00:05:03,386
‫الان بیشتر وقتم رو صرف گروه درمانی
‫یا بازی آنلاین بلک‌جک می‌کنم.

110
00:05:03,386 --> 00:05:06,931
‫از وقتی نوشیدنی رو ترک کردم،
‫دنیای قمار برام خیلی جذاب شده.

111
00:05:06,931 --> 00:05:08,516
‫- نکته‌ی مثبتیه.
‫- خب، باحال به نظر میاد.

112
00:05:08,516 --> 00:05:10,268
‫آره، آدم‌های خوبی هستن.

113
00:05:10,268 --> 00:05:12,729
‫ببین، گرگ چند روز دیگه از پیش ما میره.

114
00:05:12,729 --> 00:05:14,772
‫- درسته.
‫- و می‌خواستیم ببینیم

115
00:05:14,772 --> 00:05:18,443
‫می‌تونی بعد از تعطیلات کریسمس
‫به مربی‌گری ادامه بدی یا نه.

116
00:05:18,443 --> 00:05:22,322
‫برنامه‌ام هشت هفته‌ست، خب،
‫پس احتمالاً باید تا آخرش بمونم.

117
00:05:22,322 --> 00:05:24,032
‫- اوهوم. اوهوم.
‫- آره.

118
00:05:24,032 --> 00:05:27,160
‫ولی از طرف دیگه، من بُزدل نیستم.

119
00:05:27,160 --> 00:05:29,287
‫و یه اهریمن درونمه که داد می‌زنه:

120
00:05:29,287 --> 00:05:31,122
‫"معلومه که آره. برو بترکون!"

121
00:05:31,122 --> 00:05:33,541
‫شاید بهتره به حرفِ اون اهریمن گوش ندی.

122
00:05:33,541 --> 00:05:35,084
‫به نظر منم نباید به حرف اهریمن گوش بدی.

123
00:05:35,126 --> 00:05:37,503
‫من با والت حرف می‌زنم و می‌بینیم

124
00:05:37,503 --> 00:05:40,381
‫می‌تونیم یکی رو جات بیاریم
‫تا وقتی که تو آماده شی.

125
00:05:41,466 --> 00:05:42,967
‫آره، ممنون.

126
00:05:42,967 --> 00:05:44,177
‫- من دیگه میرم.
‫- خیلی خب، می‌بینمت.

127
00:05:44,177 --> 00:05:45,345
‫- آره. مرسی.
‫- خیلی خب.

128
00:05:48,598 --> 00:05:51,017
‫باهات ۵۰ دلار شرط می‌بندم
‫وقتی به بالای راه پله برسه،

129
00:05:51,017 --> 00:05:52,810
‫نظرش عوض میشه و برمی‌گرده پایین.

130
00:05:52,810 --> 00:05:54,896
‫می‌دونی چیه؟ فکر نمی‌کنم صلاح باشه

131
00:05:54,896 --> 00:05:56,856
‫نوشیدنی رو با قمار جایگزین کنی.

132
00:05:56,856 --> 00:05:58,024
‫خدای من، چیه، مگه مامانم هستی؟

133
00:05:58,024 --> 00:05:59,317
‫- نه.
‫- مامانم هستی؟

134
00:05:59,317 --> 00:06:00,443
‫قراره سرم غُر بزنی؟

135
00:06:00,902 --> 00:06:01,944
‫من دیگه میرم.

136
00:06:01,944 --> 00:06:03,279
‫- یالا.
‫- خیلی خب.

137
00:06:03,279 --> 00:06:04,906
‫خدای من.

138
00:06:04,906 --> 00:06:06,699
‫چه خبر، داداش کوچولو؟

139
00:06:06,699 --> 00:06:08,910
‫دارم یه مقاله در مورد جنگ جهانی دوم می‌نویسم.

140
00:06:08,910 --> 00:06:11,329
‫می‌دونی کی افتضاحه؟ آلمان.

141
00:06:11,329 --> 00:06:12,955
‫باید این رو بنویسی.

142
00:06:13,706 --> 00:06:16,084
‫الان یه پیامک از مامانت بهم رسید.
‫گفت شماها...

143
00:06:16,084 --> 00:06:17,835
‫فردا شب باهم قرار شام دارید؟

144
00:06:17,835 --> 00:06:19,962
‫خب، اون توی بوستونه.
‫فکر کردم شاید خوب باشه

145
00:06:19,962 --> 00:06:22,090
‫بیاد و بهم بگه مردها اهمیت ندارن

146
00:06:22,090 --> 00:06:24,425
‫- و من ضعیفم.
‫- باحال به نظر میاد.

147
00:06:25,259 --> 00:06:26,469
‫چی داریم؟

148
00:06:26,469 --> 00:06:29,639
‫نبرد میدوی به محل انجام نبرد اشاره داره.

149
00:06:29,639 --> 00:06:31,682
‫نقطه‌ی وسط جنگ نبوده.

150
00:06:31,682 --> 00:06:33,726
‫- این گیج‌کننده‌ست.
‫- نه، نیست.

151
00:06:33,726 --> 00:06:35,603
‫امروز آرچی رو دیدم.

152
00:06:35,603 --> 00:06:37,772
‫- آهان.
‫- فقط داره زندگیش رو می‌کنه.

153
00:06:37,772 --> 00:06:39,899
‫ولی هنوز نفسم رو بند میاره.

154
00:06:39,899 --> 00:06:41,984
‫- خیلی از خودم خسته شدم.
‫- خودت رو سرزنش نکن.

155
00:06:41,984 --> 00:06:44,445
‫فکر کنم سریع‌تر از من باهاش کنار میای.

156
00:06:44,445 --> 00:06:46,656
‫آره، ولی پس گرفتن زندگی‌ام باید

157
00:06:46,656 --> 00:06:48,199
‫بیشتر از دوچرخه‌سواری باشه، خب؟

158
00:06:48,199 --> 00:06:49,534
‫اگه بخوای چندتا قرص آدرال دارم.

159
00:06:49,534 --> 00:06:50,993
‫- نه.
‫- شاید!

160
00:06:50,993 --> 00:06:53,704
‫یا برنامه‌ی استخدام آزمایشی دیلن هست.

161
00:06:53,704 --> 00:06:55,289
‫اینجا دانشگاه منم هست.
‫من به اینجا تعلق دارم.

162
00:06:55,289 --> 00:06:57,083
‫- تو استاد خوبی هستی.
‫- آره.

163
00:06:57,083 --> 00:06:58,376
‫- آره.
‫- و می‌دونی چرا؟

164
00:06:58,376 --> 00:07:00,336
‫- نه.
‫- میگم.

165
00:07:00,336 --> 00:07:02,380
‫- لطفاً نگو.
‫- آره. تو یه ستاره‌ی راکی.

166
00:07:02,380 --> 00:07:04,507
‫- بفرما.
‫- از این حرفم متنفره

167
00:07:04,507 --> 00:07:06,008
‫و همیشه این رو میگم.

168
00:07:06,008 --> 00:07:08,094
‫می‌دونی چیه؟ به جهنم.
‫من یه ستاره‌ی راکم.

169
00:07:08,094 --> 00:07:09,303
‫- تو واقعاً ستاره‌ی راکی.
‫- می‌دونی دیگه چیه؟

170
00:07:09,303 --> 00:07:10,596
‫من فوق‌العاده باهوشم.

171
00:07:10,596 --> 00:07:12,098
‫تو فوق‌العاده باهوشی.

172
00:07:12,098 --> 00:07:14,434
‫می‌بینی؟ می‌تونم وقتی که می‌خوام
‫بامزه باشم.

173
00:07:14,434 --> 00:07:16,269
‫فقط اغلب نمی‌خوام.

174
00:07:16,269 --> 00:07:19,272
‫در ضمن، من در حد دختر همسایه جذابم، آره؟

175
00:07:19,272 --> 00:07:20,648
‫خب، به من نگاه نکن.
‫از اون بپرس.

176
00:07:20,648 --> 00:07:23,109
‫تو خوشگل‌ترین دخترِ دنیایی.

177
00:07:23,109 --> 00:07:25,445
‫می‌بینی با چی طرفم؟
‫تو جوابم رو بده.

178
00:07:26,362 --> 00:07:27,363
‫باشه، من...

179
00:07:28,573 --> 00:07:32,243
‫خب شاید یه لیست از جذاب‌ترین استادهای
‫لودلو دیده باشم که اسمت توشه.

180
00:07:32,243 --> 00:07:34,328
‫- رتبه‌ی چندم بودم؟
‫- چهار.

181
00:07:35,204 --> 00:07:37,123
‫- وای!
‫- ایول، جزو پنج تای برترم.

182
00:07:37,123 --> 00:07:39,167
‫- خیلی خب! آره، آره!
‫- ایول، پنج تای برتر.

183
00:07:39,167 --> 00:07:41,586
‫بوم، چهار! عالیه!

184
00:07:41,586 --> 00:07:42,587
‫وای.

185
00:07:44,422 --> 00:07:47,717
‫صبح بخیر! صبح بخیر.

186
00:07:47,717 --> 00:07:49,677
‫مطمئنم همه‌تون شب تا صبح عذاب کشیدید

187
00:07:49,677 --> 00:07:53,473
‫با تکلیفِ لحظه‌ی آخری که بهتون دادم، ولی...

188
00:07:53,473 --> 00:07:55,933
‫بخشی از حضور در سمینار سطح ۴۰۰ من

189
00:07:55,933 --> 00:07:58,561
‫تعهد کامل و مطلق

190
00:07:58,561 --> 00:08:01,314
‫به شکوه تاریخ دنیاست.

191
00:08:01,314 --> 00:08:04,859
‫با این اوصاف، نظرتون
‫در مورد کتابم چی بود؟

192
00:08:04,859 --> 00:08:07,695
‫من فقط تونستم ۶۰۰ صفحه‌ی اولش رو بخونم.

193
00:08:07,695 --> 00:08:09,322
‫اشکالی نداره، روبن.
‫بیا امیدوار باشیم که من

194
00:08:09,322 --> 00:08:12,325
‫وقتی دارم مقاله‌ی آخرت رو اصلاح می‌کنم
‫همین کمبود استقامت رو نشون ندم.

195
00:08:12,325 --> 00:08:13,576
‫بیا امیدوار باشیم من به تهش برسم

196
00:08:13,576 --> 00:08:15,411
‫یالا، بچه‌ها، ازتون بازخورد می‌خوام.

197
00:08:15,411 --> 00:08:17,121
‫رُک و پوست کنده نقد کنید.

198
00:08:17,121 --> 00:08:18,664
‫نظرتون چیه؟ نظرتون چیه؟

199
00:08:18,664 --> 00:08:22,376
‫خب، می‌دونم غیر داستانیه،
‫ولی نوشته‌اش تقریباً حس شاعرانه داره.

200
00:08:22,376 --> 00:08:24,003
‫من رو یاد پوشکین می‌اندازه.

201
00:08:24,003 --> 00:08:26,672
‫می‌دونی، دقیقاً همون چیزی بود
‫که می‌خواستم، پوشکین.

202
00:08:26,672 --> 00:08:28,799
‫- مرسی، ایلای. خیلی خوبه.
‫- با این حال،

203
00:08:28,799 --> 00:08:31,469
‫یه سری اصلاحات عاقلانه لازم داره.

204
00:08:31,469 --> 00:08:33,346
‫خب، آره، می‌دونی...

205
00:08:33,346 --> 00:08:36,641
‫به نظر من که طولش برای کتابی
‫در این سطح مطلوبه.

206
00:08:36,682 --> 00:08:38,017
‫شاید لازم نباشه انقدر طولانی باشه.

207
00:08:38,017 --> 00:08:40,436
‫اوه، ببینید دوباره کی نظر داد!

208
00:08:40,436 --> 00:08:42,146
‫یه نفر از صدای خودش خوشش میاد.

209
00:08:42,146 --> 00:08:43,773
‫می‌دونید چیه، ولش کن...
‫فقط بهم پسش بدید.

210
00:08:43,773 --> 00:08:45,441
‫قبلاً به ویراستارم تحویلش دادم، پس...

211
00:08:45,441 --> 00:08:47,735
‫اگه قبلاً تحویلش دادی،
‫چرا ما رو مجبور کردی بخونیمش؟

212
00:08:48,027 --> 00:08:51,447
‫چون به وضوح شما رو
‫با افراد عاقل اشتباه گرفتم.

213
00:08:51,447 --> 00:08:55,368
‫ولی، نگران نباشید، دنیا همیشه به نگهبان‌ها
‫و دی‌جی‌های اضافه نیاز داره.

214
00:08:55,368 --> 00:08:57,078
‫حالا، برید بیرون. یالا.

215
00:08:57,078 --> 00:08:58,412
‫ولی کلاس تازه شروع شده.

216
00:08:58,412 --> 00:08:59,956
‫یالا، گُم شید بیرون!

217
00:09:06,087 --> 00:09:10,216
‫از یه مُشت بچه که قشرِ پیش پیشانی مغزشون
‫هنوز تکامل پیدا نکرده چه انتظاری دارم؟

218
00:09:10,216 --> 00:09:12,468
‫قشرِ پیش پیشانی فقط روی کنترل تکانه‌ها

219
00:09:12,468 --> 00:09:14,136
‫و تصمیم‌گیری اثر داره، نه تفکرِ انتقادی.

220
00:09:14,136 --> 00:09:15,763
‫این رو می‌دونستم.

221
00:09:16,764 --> 00:09:19,433
‫ببین، می‌دونم که تعریف‌ها
‫برات مثل سوخت هستن،

222
00:09:19,433 --> 00:09:20,851
‫ولی افراد واقعاً نابغه

223
00:09:20,851 --> 00:09:22,311
‫نیازی ندارن بهشون گفته شه نابغه‌ان.

224
00:09:23,479 --> 00:09:24,814
‫خب، پس از کجا می‌فهمن؟

225
00:09:27,650 --> 00:09:29,360
‫احساس ضعف برام جلوه‌ی خوبی نداره.

226
00:09:29,360 --> 00:09:31,612
‫فقط پاکش می‌کنم، فقط...

227
00:09:31,612 --> 00:09:33,281
‫- من این طرف رو پاک می‌کنم.
‫- یکم اونجاست؟

228
00:09:33,281 --> 00:09:34,574
‫بفرما.

229
00:09:35,825 --> 00:09:38,494
‫به هر حال همه چی عالیه.
‫و یکی بهم گفت

230
00:09:38,494 --> 00:09:41,789
‫که اینجا ترمِ بعد خالی میشه.

231
00:09:41,789 --> 00:09:43,833
‫نگاه کن. خونه‌ی جدید ما.

232
00:09:45,126 --> 00:09:46,294
‫"ما"؟

233
00:09:46,294 --> 00:09:48,212
‫داریم بچه‌دار می‌شیم، عزیزم.

234
00:09:48,212 --> 00:09:50,423
‫مطمئنم که رابین می‌خواد
‫با مادرش زندگی کنه.

235
00:09:51,257 --> 00:09:52,675
‫من هنوز از اسم "رابین" متنفرم.

236
00:09:53,718 --> 00:09:54,927
‫حالا کی اونجا زندگی می‌کنه؟

237
00:09:54,927 --> 00:09:57,722
‫فقط کسی که همه جا رو
‫با حس و حال خوب پر می‌کنه.

238
00:10:04,186 --> 00:10:06,439
‫می‌دونی، گرگ، من الان
‫با رئیس هیئت امنا بودم،

239
00:10:06,439 --> 00:10:08,774
‫و اون عوضی عاشق دوچرخه برقیشه.

240
00:10:08,774 --> 00:10:12,278
‫متأسفانه، همه استخون‌های دست راستش شکسته.

241
00:10:12,278 --> 00:10:13,863
‫صدات رو نمی‌شنوم. باید صبر کنی

242
00:10:13,863 --> 00:10:16,282
‫تا من بیام توی اتاق
‫و بعد شروع به حرف زدن کنی.

243
00:10:16,282 --> 00:10:17,783
‫منطقیه.

244
00:10:17,783 --> 00:10:20,494
‫دستش چطور شکسته؟ زمین خورده؟

245
00:10:20,494 --> 00:10:21,912
‫پس صدام رو می‌شنوی؟

246
00:10:21,912 --> 00:10:25,916
‫مُچم رو گرفتی. صدات خیلی بلنده،
‫هیچوقت لازم نیست توی یه اتاق باشیم.

247
00:10:26,626 --> 00:10:28,419
‫متأسفانه، وقتی داشتم با گراهام حرف می‌زدم

248
00:10:28,419 --> 00:10:31,464
‫در مورد پیدا کردن یه مربی موقت هاکی دیگه...

249
00:10:32,340 --> 00:10:34,216
‫گفت که کل برنامه‌ی هاکی

250
00:10:34,216 --> 00:10:35,635
‫یه بخش قابل حذفه.

251
00:10:35,635 --> 00:10:37,261
‫نه، نمی‌تونه... بیخیال.

252
00:10:37,261 --> 00:10:39,388
‫بچه‌ها خیلی زحمت کشیدن،
‫این نابودشون می‌کنه.

253
00:10:40,473 --> 00:10:42,016
‫اوه، می‌دونی چیه؟
‫داریم بهتر می‌شیم.

254
00:10:42,016 --> 00:10:44,727
‫باید به گراهام بگی فردا شب
‫واسه دیدن بازی بیاد.

255
00:10:44,727 --> 00:10:46,437
‫با پروئیت بازی می‌کنیم.
‫فکر کنم بتونیم

256
00:10:46,437 --> 00:10:48,230
‫- از خجالتشون در بیایم.
‫- بیا امیدوار باشیم.

257
00:10:48,230 --> 00:10:51,651
‫سعی کردم بهش بفهمونم که هر تصمیم

258
00:10:51,651 --> 00:10:54,070
‫نباید بر اساس مسائل بودجه‌ای باشه،

259
00:10:54,070 --> 00:10:56,113
‫و اونقدر خندید که دندونش شکست.

260
00:10:56,113 --> 00:10:57,740
‫به نظر آدم خیلی شکننده‌ای میاد.

261
00:10:57,740 --> 00:10:59,909
‫- اون ۸۰ سالشه، گرگ.
‫- مطمئن نیستم به این معنا باشه

262
00:10:59,909 --> 00:11:02,078
‫که وقتی می‌خندی دندونت بیفته.

263
00:11:02,078 --> 00:11:04,080
‫ببخشید، دیلن، ولی تو به هرکسی
‫که گوش می‌کرد گفتی

264
00:11:04,080 --> 00:11:06,540
‫که ایده داری فرآیند استخدام
‫اساتید جوان رو تسریع کنی،

265
00:11:06,540 --> 00:11:09,043
‫- پس این اشتباه تو بود.
‫- از این انرژی خوشم میاد.

266
00:11:09,043 --> 00:11:11,545
‫- من الان کنشگر شدم.
‫- جالبه.

267
00:11:11,545 --> 00:11:14,590
‫- ولی من کلاس دارم.
‫- تا دو دقیقه‌ی دیگه نه.

268
00:11:14,590 --> 00:11:16,634
‫آره، ولی دیشب توی تله‌ی نوشیدنی

269
00:11:16,634 --> 00:11:19,470
‫و ویدیوهای اینستاگرامی سربازها که
‫بچه‌هاشون رو سورپرایز می‌کنن افتادم،

270
00:11:19,470 --> 00:11:21,263
‫پس باید سر در بیارم
‫امروز چی تدریس می‌کنم.

271
00:11:21,263 --> 00:11:23,432
‫خیلی زود حرفم رو می‌زنم. لطفاً.

272
00:11:24,767 --> 00:11:26,852
‫- باشه، بگو ببینم.
‫- خیلی خب.

273
00:11:26,852 --> 00:11:30,856
‫ما الان اینجا توی لودلو فقط
‫یه استاد رسمی تاریخ هنر داریم،

274
00:11:30,856 --> 00:11:33,818
‫و تنها کلاسی که تدریس می‌کنه
‫اسمش بی‌جامگانه.

275
00:11:33,818 --> 00:11:35,152
‫اصلاً هیچکس مطمئن نیست کلاس هنره.

276
00:11:35,152 --> 00:11:36,445
‫آره، باید بررسی‌اش کنم.

277
00:11:36,445 --> 00:11:39,448
‫من دو تا مقاله تو ژورنال اکتبر چاپ کردم.

278
00:11:39,448 --> 00:11:42,576
‫با یه متصدی توی آی‌سی‌ای
‫بوستون ارتباط گرفتم

279
00:11:42,576 --> 00:11:45,287
‫که می‌تونه آثار معاصر بیشتری
‫به موزه‌ی کابوت بیاره،

280
00:11:45,329 --> 00:11:47,039
‫و من یه استاد عالی‌ام.

281
00:11:47,081 --> 00:11:48,249
‫خب، نظرت چیه؟

282
00:11:49,458 --> 00:11:51,252
‫به نظرم تو نامزد خیلی خوبی
‫برای استخدام رسمی هستی.

283
00:11:52,837 --> 00:11:55,172
‫پنج سال؟ این کجاش تسریعه؟

284
00:11:55,172 --> 00:11:58,592
‫چون معمولاً بیشتر طول می‌کشه.
‫چرا بهش ضد حال می‌زنی؟

285
00:11:58,592 --> 00:12:00,594
‫نادیده بگیرش. من خیلی بهت افتخار می‌کنم.

286
00:12:00,594 --> 00:12:01,971
‫- مرسی، مامان.
‫- خواهش می‌کنم.

287
00:12:01,971 --> 00:12:04,598
‫تو همیشه خیلی خوب بلد بودی
‫همچین چیزهایی بهم بگی.

288
00:12:04,598 --> 00:12:05,975
‫خیلی متأسفم که بابات بلد نیست.

289
00:12:05,975 --> 00:12:07,935
‫خیلی خب، بامزه‌ست.

290
00:12:07,935 --> 00:12:08,853
‫اون دوستت داره،

291
00:12:08,853 --> 00:12:10,730
‫- فقط نمی‌دونه چطوری ابرازش کنه.
‫- خیلی خب.

292
00:12:10,730 --> 00:12:12,732
‫- از این کارتون متنفرم.
‫- درک می‌کنی، درسته؟

293
00:12:12,732 --> 00:12:14,358
‫من میرم تمرین هاکی و شماها

294
00:12:14,358 --> 00:12:16,610
‫- با عوضی‌بازی خوش بگذرونید.
‫- "با عوضی‌بازی خوش بگذرونیم."

295
00:12:16,610 --> 00:12:18,487
‫- بداخلاق.
‫- دوستتون دارم،

296
00:12:18,487 --> 00:12:20,948
‫و همیشه خواهم داشت،
‫با این که آدم‌های بدجنسی هستید.

297
00:12:24,034 --> 00:12:25,286
‫خب حالش چطوره؟

298
00:12:25,286 --> 00:12:26,537
‫راستش، خیلی خوبه.

299
00:12:26,537 --> 00:12:27,872
‫- واقعاً؟
‫- آره.

300
00:12:27,872 --> 00:12:30,499
‫خدا رو شکر اون عکستون رو پایین آورد.

301
00:12:30,499 --> 00:12:31,709
‫- چی؟
‫- آره.

302
00:12:31,709 --> 00:12:33,753
‫- وای.
‫- می‌دونم.

303
00:12:33,753 --> 00:12:35,963
‫وای، خیلی خب!

304
00:12:35,963 --> 00:12:37,631
‫- مامان، نکن.
‫- چیکار نکنم؟

305
00:12:37,631 --> 00:12:40,468
‫بیخیال. اون بالأخره داره فراموشت می‌کنه.

306
00:12:40,468 --> 00:12:41,594
‫اوه، عزیزم.

307
00:12:41,594 --> 00:12:43,012
‫نه، نه. اصلاً

308
00:12:43,012 --> 00:12:46,140
‫اون من رو فراموش نمی‌کنه،
‫چون هیچکس نمی‌کنه.

309
00:12:47,516 --> 00:12:49,602
‫اصلاً خنده‌دار نیست.

310
00:12:49,602 --> 00:12:51,937
‫یه زن نمی‌تونه فقط بخواد شوهر سابقش

311
00:12:51,937 --> 00:12:54,482
‫تا آخر عمرش با اندوه ستایشش کنه؟

312
00:12:54,482 --> 00:12:56,859
‫- خدایا، مامان.
‫- این کار اشتباهه، درسته؟

313
00:12:56,859 --> 00:12:58,235
‫- من میرم سرِ کارم.
‫- خیلی خب.

314
00:12:58,235 --> 00:13:00,112
‫این خوب و سالم نیست؟

315
00:13:00,112 --> 00:13:01,906
‫- مامان.
‫- روش کار می‌کنم، اوهوم.

316
00:13:01,906 --> 00:13:02,865
‫دخترِ بد.

317
00:13:04,867 --> 00:13:07,995
‫خیلی خب، مرکزت رو پیدا کن.
‫کی رو داری؟ کی رو داری؟

318
00:13:07,995 --> 00:13:09,580
‫ضربه بزن، دی‌جی.

319
00:13:09,580 --> 00:13:10,998
‫بزن!

320
00:13:10,998 --> 00:13:13,459
‫ایول!

321
00:13:14,543 --> 00:13:17,546
‫شما به معجزه اعتقاد دارید؟

322
00:13:17,546 --> 00:13:20,174
‫عالیه. خیلی خب. بیاید اینجا.

323
00:13:20,174 --> 00:13:22,051
‫کارتون عالی بود.

324
00:13:22,051 --> 00:13:24,595
‫نمی‌خوام هیچکدومتون نگران برَد باشید.

325
00:13:24,595 --> 00:13:26,180
‫می‌دونم خونِ زیادی ازش رفته،

326
00:13:26,180 --> 00:13:27,848
‫ولی از قرار معلوم ضربه نخورده.

327
00:13:27,848 --> 00:13:30,267
‫فقط وقتی استرس می‌گیره این اتفاق می‌افته.

328
00:13:30,267 --> 00:13:32,311
‫- برَد، خوبی؟
‫- آره.

329
00:13:32,311 --> 00:13:34,855
‫خب، فردا با پروئیت بازی می‌کنیم،
‫و اونا تیم خوبی دارن،

330
00:13:34,855 --> 00:13:36,690
‫ولی من اعتماد به نفس دارم.
‫شماها چه حسی دارید؟

331
00:13:37,274 --> 00:13:38,192
‫می‌ترسیم.

332
00:13:38,192 --> 00:13:39,527
‫دلیلی برای ترسیدن نیست.

333
00:13:39,527 --> 00:13:41,028
‫دفعه‌ی پیش دندونِ جلوم افتاد.

334
00:13:41,946 --> 00:13:43,781
‫- اینا روکش هستن.
‫- خب، لوکاس، خبر خوب اینه که

335
00:13:43,781 --> 00:13:45,074
‫اونا خیلی قشنگ شدن.

336
00:13:45,074 --> 00:13:47,368
‫خیلی خب، پروئیت تیم خیلی خوبیه.

337
00:13:47,368 --> 00:13:50,913
‫اونا از ما سریع‌ترن.
‫قطعاً از ما بزرگ‌ترن.

338
00:13:50,913 --> 00:13:53,123
‫اون شماره ۴۹ رو دارن.

339
00:13:53,123 --> 00:13:55,709
‫اون یارو سبیل گُنده و کلفتی داره.

340
00:13:55,709 --> 00:13:58,254
‫احتمالاً فقط شب‌ها هاکی بازی می‌کنه

341
00:13:58,254 --> 00:14:00,381
‫برای تخلیه‌ی تمام خشمِ وحشیانه‌ای

342
00:14:00,422 --> 00:14:02,967
‫که در طول روز حین کار کردن
‫توی اسکله جمع می‌کنه.

343
00:14:06,637 --> 00:14:11,100
‫و، الان واقعاً زمان بدیه که من
‫رشته‌ی افکارم رو از دست بدم

344
00:14:11,100 --> 00:14:13,686
‫می‌دونم زیاد این رو نمیگم،
‫ولی دوستتون دارم...

345
00:14:13,686 --> 00:14:17,773
‫مگه مهمه؟! بچه‌شون نکن!
‫تو مربی‌شون هستی، نه دایه‌شون!

346
00:14:17,773 --> 00:14:20,359
‫دانی، این یه تمرین بسته‌ست.

347
00:14:20,359 --> 00:14:22,111
‫برای من نه. من نشان دارم.

348
00:14:25,155 --> 00:14:27,867
‫تو سینما. من تو سینما یه نشان دارم.

349
00:14:27,867 --> 00:14:32,329
‫دیشب برای سالگرد پانزدهم
‫"ما باغ‌وحش خریدیم" رفتم.

350
00:14:32,329 --> 00:14:34,957
‫- هیچوقت ندیدمش.
‫- خدای من، اون فیلم زندگی‌ام رو عوض کرد!

351
00:14:34,957 --> 00:14:37,751
‫می‌دونستی می‌تونی یه باغ وحش بخری؟

352
00:14:37,751 --> 00:14:40,254
‫- خیلی خب.
‫- بر اساس یه داستان واقعیه.

353
00:14:40,254 --> 00:14:43,090
‫- مت دیمون رو می‌شناسی؟
‫- اوه، عاشقشم.

354
00:14:43,090 --> 00:14:45,134
‫اون روی پرده می‌ترکونه.

355
00:14:45,134 --> 00:14:47,428
‫بعلاوه، باورت نمیشه چه حیوون‌هایی توش دارن.

356
00:14:47,428 --> 00:14:50,222
‫- آره، میرم می‌بینمش.
‫- ازم تشکر می‌کنی.

357
00:14:50,222 --> 00:14:53,017
‫ولی تا جایی که به این بچه‌ها مربوط میشه،
‫اونا هیچ شانسی ندارن

358
00:14:53,017 --> 00:14:56,729
‫اگه دست از رفتار کردن
‫مثل یه مشت دختر کوچولو برندارن!

359
00:14:56,729 --> 00:14:58,814
‫- ممنون، دانی.
‫- آره.

360
00:14:58,814 --> 00:15:02,109
‫می‌دونید، هیچوقت فکر نمی‌کردم این رو بگم،
‫ولی با افسر دانی موافقم.

361
00:15:02,109 --> 00:15:03,777
‫شما قرار نیست توی این بازی برنده شید

362
00:15:03,777 --> 00:15:07,281
‫مگر این که دست از رفتار کردن
‫مثل یه مشت دختر کوچولو بردارید.

363
00:15:07,281 --> 00:15:11,577
‫خیلی خب، اولاً، من اولین کسی نبودم
‫که بهشون گفتم "دختر کوچولو."

364
00:15:11,577 --> 00:15:13,287
‫اون یه افسر پلیس محلی بود

365
00:15:13,287 --> 00:15:17,958
‫که داشتم باهاش در مورد یه فیلم ناشناخته
‫از مت دیمون حرف می‌زدم.

366
00:15:17,958 --> 00:15:19,793
‫عاشقش شدم. اونا یه باغ وحش می‌خرن.

367
00:15:19,793 --> 00:15:23,797
‫باشه، هیچوقت درست نیست که
‫جنسیت زنانه رو با ضعف معادل بدونیم.

368
00:15:23,797 --> 00:15:26,300
‫من کاملاً موافقم.
‫چیزی که سعی دارم بگم اینه که

369
00:15:26,300 --> 00:15:29,970
‫اگه دختر کوچولوهای ۴ یا ۵ ساله رو بردارید،

370
00:15:29,970 --> 00:15:32,806
‫و اونا رو به یه تیم هاکی دانشگاه مردان
‫بفرستید روی یخ،

371
00:15:32,806 --> 00:15:34,516
‫اونا کشته میشن.

372
00:15:34,516 --> 00:15:38,020
‫و منظورم این نیست که می‌بازن.
‫منظورم اینه که واقعاً می‌میرن.

373
00:15:38,020 --> 00:15:40,397
‫اوه! ویراستارم برنداست.
‫باید جواب بدم.

374
00:15:41,565 --> 00:15:43,609
‫- چه خبر، برندا؟
‫- اوه، به برندا بگو

375
00:15:43,609 --> 00:15:45,402
‫که همه‌مون فکر می‌کنیم
‫تو آدم افتضاحی هستی.

376
00:15:45,402 --> 00:15:47,154
‫انتظار نداشتم به این زودی
‫باهام تماس بگیری.

377
00:15:47,154 --> 00:15:50,282
‫آخه کتاب من ۱۸۰ صفحه در مورد
‫یه یارو به اسم روستر نیست

378
00:15:50,282 --> 00:15:52,242
‫که به صورتِ جماعت شلیک و شیّادی می‌کنه.

379
00:15:53,118 --> 00:15:55,162
‫اتفاقات دیگه‌ای هم توش می‌افته.

380
00:15:55,162 --> 00:15:57,498
‫خب، یالا، دلشوره دارم. نظرت چیه؟

381
00:15:58,749 --> 00:16:01,710
‫این...

382
00:16:01,710 --> 00:16:02,878
‫این فوق‌العاده‌ست.

383
00:16:04,171 --> 00:16:05,089
‫محشره.

384
00:16:05,881 --> 00:16:10,594
‫می‌تونستم به همون راحتی بگم:
‫"مثل پسر کوچولوها بازی نکنید."

385
00:16:10,594 --> 00:16:12,638
‫دلم برای این تنگ میشه، گرگ.

386
00:16:12,638 --> 00:16:14,139
‫منم دلم براش تنگ میشه.

387
00:16:14,139 --> 00:16:15,891
‫یعنی چی که منتشرش نمی‌کنی؟

388
00:16:15,891 --> 00:16:18,060
‫نمی‌تونی بعد از خوندن
‫چند فصل این تصمیم رو بگیری.

389
00:16:22,481 --> 00:16:23,816
‫اوهوم.

390
00:16:23,816 --> 00:16:26,110
‫خب، اینجا یکی انقدر دوستش داشت

391
00:16:26,110 --> 00:16:28,320
‫که دیشب ۶۰۰ صفحه‌اش رو خونده، پس...

392
00:16:30,614 --> 00:16:31,782
‫آره.

393
00:16:31,782 --> 00:16:32,908
‫حتماً.

394
00:16:33,909 --> 00:16:37,788
‫خیلی از این خبر خوشحال شدم.
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم.

395
00:16:37,788 --> 00:16:40,290
‫اوه، این برنداست. آره.

396
00:16:40,290 --> 00:16:41,500
‫خدافظ!

397
00:16:42,459 --> 00:16:43,836
‫خب؟

398
00:16:44,837 --> 00:16:45,921
‫- دوستش داشت.
‫- اوه!

399
00:16:45,921 --> 00:16:47,006
‫- معلومه که دوستش داشت.
‫- آره!

400
00:16:47,006 --> 00:16:48,090
‫- آره، یالا!
‫- یالا!

401
00:16:48,090 --> 00:16:50,092
‫- باشه!
‫- بیا اینجا. اوه!

402
00:16:50,092 --> 00:16:51,719
‫آره.

403
00:16:51,719 --> 00:16:54,471
‫وای. تو نویسنده‌ی یه کتابی.

404
00:16:54,471 --> 00:16:56,140
‫البته، می‌تونستم پیش‌بینی‌اش کنم.

405
00:16:56,140 --> 00:16:59,351
‫مامانت امروز صبح به دیدنم اومد.

406
00:16:59,351 --> 00:17:03,313
‫میشه لطفاً بهش بگی که
‫از دیدنش خوشحال شدم؟

407
00:17:03,313 --> 00:17:04,523
‫آره، حتماً میگم.

408
00:17:04,523 --> 00:17:06,358
‫می‌خوای صمیمانه‌تر جلوه‌اش بدم؟

409
00:17:06,358 --> 00:17:07,985
‫ممنون میشم.

410
00:17:07,985 --> 00:17:10,738
‫حالا، من پیشنهادات دیلن رو خوندم.

411
00:17:10,738 --> 00:17:12,865
‫به جای انتظار پنج ساله،

412
00:17:12,865 --> 00:17:16,702
‫نظرت چیه که ظرف یک سال استخدام رسمی بشی؟

413
00:17:17,703 --> 00:17:18,912
‫جدی میگی؟

414
00:17:18,912 --> 00:17:20,622
‫من همیشه جدی میگم.

415
00:17:20,622 --> 00:17:23,542
‫ممنون، قربان. پشیمون نمی‌شید.

416
00:17:23,542 --> 00:17:25,294
‫من بهت ایمان دارم.

417
00:17:29,673 --> 00:17:30,674
‫هی، کریسل.

418
00:17:32,092 --> 00:17:33,802
‫وقتی مامانم اینجا بود،

419
00:17:33,802 --> 00:17:35,929
‫حرفی از استخدام رسمیِ من شد؟

420
00:17:37,347 --> 00:17:42,519
‫خب، اگه بگم آره،
‫این خوشحالت می‌کنه یا ناراحت؟

421
00:17:43,437 --> 00:17:44,855
‫خوشحال.

422
00:17:44,855 --> 00:17:47,024
‫خدایا، گراهام، اگه می‌خوای
‫سوارِ اون دوچرخه شی،

423
00:17:47,024 --> 00:17:48,692
‫باید قول بدی بیشتر مراقب باشی.

424
00:17:48,692 --> 00:17:52,321
‫شرمنده، اگه سوارِ همچین دوچرخه‌ای بشم،
‫حتماً باهاش می‌پرم.

425
00:17:53,405 --> 00:17:54,823
‫بیا یه لحظه در مورد من حرف بزنیم.

426
00:17:54,823 --> 00:17:57,409
‫من دنبال شروع فصل بعدی زندگی‌ام هستم.

427
00:17:57,409 --> 00:17:59,536
‫- و اسمم روی این ساختمونه.
‫- مامان؟

428
00:17:59,536 --> 00:18:00,871
‫بله، سلام!

429
00:18:00,871 --> 00:18:02,748
‫وقتی کارت تموم شد،
‫می‌تونم باهات حرف بزنم؟

430
00:18:02,748 --> 00:18:04,291
‫حتماً.

431
00:18:07,086 --> 00:18:09,171
‫به نظرت همون‌قدری ترسناک بود
‫به نظر من اومد؟

432
00:18:10,255 --> 00:18:12,132
‫خیلی خب، بچه‌ها، بشینید.

433
00:18:13,258 --> 00:18:14,343
‫گوش کنید.

434
00:18:14,343 --> 00:18:16,261
‫قبل از این که بریم و پروئیت رو شکست بدیم...

435
00:18:17,387 --> 00:18:20,641
‫آره، گفتمش، "پروئیت رو شکست بدیم."
‫فکر کردم شاید خوب باشه

436
00:18:20,641 --> 00:18:22,851
‫یه حرف‌هایی از یه دوست قدیمی بشنوید.

437
00:18:22,851 --> 00:18:24,937
‫بچه‌ها!

438
00:18:24,937 --> 00:18:28,565
‫بوم، هی! خیلی خب!

439
00:18:28,565 --> 00:18:30,192
‫خیلی خب، برو بریم!

440
00:18:30,192 --> 00:18:32,736
‫وای، پسر.

441
00:18:32,736 --> 00:18:34,863
‫اونا خیلی بزرگ شدن.

442
00:18:36,073 --> 00:18:38,700
‫گرگ بهم گفت شماها یکم
‫اعتماد به نفستون پایینه.

443
00:18:38,700 --> 00:18:40,786
‫و گمونم فقط می‌خواستم بگم،

444
00:18:40,786 --> 00:18:43,705
‫اگه من می‌تونم زندگیِ افتضاحم رو زیر و رو کنم،

445
00:18:43,705 --> 00:18:45,833
‫قطعاً می‌دونم که شما می‌تونید برید اون بیرون

446
00:18:45,833 --> 00:18:47,751
‫- و پروئیت رو در هم بکوبید!
‫- درسته!

447
00:18:47,751 --> 00:18:49,628
‫آره!

448
00:18:49,628 --> 00:18:50,796
‫می‌تونید بترکونید.

449
00:18:50,796 --> 00:18:52,339
‫پس، می‌خوام امروز برید توی میدون...

450
00:18:52,339 --> 00:18:54,758
‫اوه، صبر کن، گرگ.
‫راستش، این فرصتِ خوبی

451
00:18:54,758 --> 00:18:56,635
‫- برای جبران مافاته.
‫- اوهوم...

452
00:18:56,635 --> 00:18:58,637
‫- لازم نیست...
‫- آره، لوکاس؟ لوکاس.

453
00:18:58,637 --> 00:19:00,347
‫آره. یادته بهم گفتی

454
00:19:00,347 --> 00:19:02,683
‫که داروی بیش‌فعالیت
‫چند ماه اثر نمی‌کرد؟

455
00:19:02,683 --> 00:19:04,685
‫- آره.
‫- خب، اثر می‌کرد.

456
00:19:04,685 --> 00:19:08,147
‫من اونا رو آسیاب می‌کردم و هر روز صبح
‫اسنیف می‌کردم تا از تخت بیام بیرون.

457
00:19:08,147 --> 00:19:09,606
‫قرص‌هایی که من می‌خوردم چی؟

458
00:19:09,606 --> 00:19:12,401
‫اونا قرص‌هایی بودن که باهاشون
‫تُنگ ماهی‌ام رو تمیز می‌کردم.

459
00:19:12,401 --> 00:19:14,319
‫- و ماهی‌ها مُردن، پس...
‫- خیلی خب، خوبه.

460
00:19:14,319 --> 00:19:15,612
‫- ممنون، مربی.
‫- آره.

461
00:19:15,612 --> 00:19:16,780
‫- لطف کردی.
‫- نه، بازم هست.

462
00:19:16,780 --> 00:19:18,365
‫- نه، نه، نه.
‫- سم!

463
00:19:18,365 --> 00:19:20,659
‫- یادته دوچرخه‌ات رو دزدیدن؟
‫- آره.

464
00:19:20,659 --> 00:19:22,828
‫بهت گفتم که دی‌جی چند هفته بود
‫که زیر نظرش داشت،

465
00:19:22,828 --> 00:19:24,830
‫و می‌گفت چه حسِ فوق‌العاده‌ای داره

466
00:19:24,830 --> 00:19:26,415
‫که از یه دوستِ عزیز دزدی کنه؟

467
00:19:26,415 --> 00:19:28,500
‫اون کارِ من بود. من دزدیدمش.

468
00:19:28,500 --> 00:19:30,878
‫و با یه بسته جون‌شاین عوضش کردم،

469
00:19:30,878 --> 00:19:32,588
‫- هر کوفتی که هست.
‫- خیلی خب.

470
00:19:32,588 --> 00:19:35,257
‫بچه‌ها، می‌دونید، تجربه‌ی خیلی سالمی میشه

471
00:19:35,257 --> 00:19:37,718
‫- که اون دوستی رو از سر بگیرید.
‫- همین که اون گفت، خب؟

472
00:19:37,718 --> 00:19:40,220
‫و راستش، اگه کسی چیزی گُم کرده،

473
00:19:40,220 --> 00:19:42,347
‫من انقدر چیزهای زیادی برداشتم
‫که واقعاً یادم نمیاد.

474
00:19:42,347 --> 00:19:44,016
‫مثل این گردنبند.

475
00:19:44,016 --> 00:19:46,560
‫این خیلی قشنگ‌تر از اونی بود
‫که بخوام بفروشم.

476
00:19:46,560 --> 00:19:47,978
‫نگاهش کن. این طلای واقعیه.

477
00:19:47,978 --> 00:19:49,521
‫- اون خیلی قشنگه.
‫- خیلی خب، مالِ کیه؟

478
00:19:49,521 --> 00:19:50,689
‫نیل! واقعاً؟

479
00:19:50,689 --> 00:19:51,857
‫- یه صلیبه.
‫- خیلی خب.

480
00:19:51,857 --> 00:19:53,025
‫فکر می‌کردم یهودی باشی.

481
00:19:53,025 --> 00:19:54,526
‫خیلی خب. برد.

482
00:19:54,526 --> 00:19:56,486
‫هی، تو تنها کسی هستی
‫که به خاطرش اومدم.

483
00:19:56,486 --> 00:19:58,071
‫اون دانشجوی سال اولی
‫که باهاش بودی رو یادته؟

484
00:19:58,071 --> 00:19:59,698
‫دختره مثل چی ولت کرد؟

485
00:19:59,698 --> 00:20:01,408
‫خب، چون من باهاش بودم، می‌دونی؟

486
00:20:01,408 --> 00:20:02,910
‫- اوه.
‫- و اون دردسر بود.

487
00:20:02,910 --> 00:20:05,537
‫پس، قابلت رو نداشت.
‫خیلی خب، بچه‌ها.

488
00:20:05,537 --> 00:20:07,039
‫برید دخلشون رو بیارید.
‫خوب بازی کنید!

489
00:20:07,039 --> 00:20:08,290
‫مرسی، مربی.

490
00:20:08,290 --> 00:20:09,416
‫قابلی نداشت!

491
00:20:13,295 --> 00:20:15,339
‫خیلی خب، بریم یکم خوش بگذرونیم.

492
00:20:23,096 --> 00:20:25,349
‫خیلی خب. عجب انرژی خوبی.

493
00:20:28,894 --> 00:20:30,020
‫احسنت، بابی!

494
00:20:31,688 --> 00:20:32,940
‫یا خدا!

495
00:20:37,277 --> 00:20:39,238
‫بزن بریم! یالا!

496
00:20:39,238 --> 00:20:41,406
‫خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب.

497
00:20:41,406 --> 00:20:44,284
‫- بازی فیزیکیِ خوبیه.
‫- یالا! آره!

498
00:20:48,205 --> 00:20:49,873
‫اون فقط یه پسره.

499
00:20:55,045 --> 00:20:56,546
‫بس کنید. تمومه.

500
00:20:57,589 --> 00:20:59,883
‫ایول! خونش رو بریز!

501
00:21:03,637 --> 00:21:04,638
‫اوه!

502
00:21:07,099 --> 00:21:08,600
‫دستش شکسته؟!

503
00:21:08,976 --> 00:21:10,018
‫دستش شکسته؟

504
00:21:12,479 --> 00:21:13,689
‫- آره!
‫- برو تو کارش!

505
00:21:17,401 --> 00:21:18,402
‫برو، دی‌جی!

506
00:21:22,823 --> 00:21:25,075
‫آره!

507
00:21:25,075 --> 00:21:25,909
‫آره!

508
00:21:30,539 --> 00:21:32,165
‫خیلی خب، بچه‌ها!

509
00:21:34,126 --> 00:21:35,043
‫لودلو!

510
00:21:35,043 --> 00:21:38,630
‫این بهترین بازیِ دنیاست.

511
00:21:38,630 --> 00:21:42,009
‫اون پسرم بود! پسرِ من گل زد.

512
00:21:42,009 --> 00:21:44,845
‫هی، اگه پسرتون گل زد
‫دستتون رو بلند کنید.

513
00:21:46,763 --> 00:21:50,309
‫چرا توی قضیه‌ی استخدام رسمی‌ام دخالت کردی؟

514
00:21:50,309 --> 00:21:52,728
‫می‌دونی چند وقته سعی دارم
‫از زیر سایه‌ات خارج شم.

515
00:21:52,728 --> 00:21:56,481
‫عزیزم، اگه می‌خوای به خاطر مادرت بودن
‫معذرت خواهی کنم، این کارو نمی‌کنم.

516
00:21:56,481 --> 00:21:58,734
‫من چیزهای خوب زیادی بهت دادم.

517
00:21:58,734 --> 00:22:01,486
‫مغز گُنده، موهای عالی،
‫یه میزان عالی کک و مک.

518
00:22:01,486 --> 00:22:03,280
‫خیلی زیادن. بعضی وقتا اونا رو می پوشونم.

519
00:22:03,280 --> 00:22:05,032
‫چرا اونا رو می پوشونی؟

520
00:22:05,032 --> 00:22:06,783
‫ببین، می‌دونم که دختر تو بودن

521
00:22:06,783 --> 00:22:09,828
‫مصاحبه‌ام رو با اینجا برام جور کرد،
‫ولی خودم این کارو گیر آوردم.

522
00:22:13,665 --> 00:22:15,625
‫خودم کارو گیر نیاوردم، نه؟

523
00:22:15,625 --> 00:22:17,586
‫ته دلت، باید می‌دونستی.

524
00:22:17,586 --> 00:22:19,171
‫واقعاً نمی‌دونستم!

525
00:22:19,171 --> 00:22:25,177
‫تو یه ۲۹ ساله‌ی بی‌تجربه بودی،
‫و بهت یه پروفسوری کامل پیشنهاد شد.

526
00:22:25,177 --> 00:22:26,762
‫فکر می‌کردی چطور این اتفاق افتاد؟

527
00:22:26,762 --> 00:22:30,223
‫چون مصاحبه رو عالی انجام دادم.
‫و یه لباس خیلی بامزه پوشیدم.

528
00:22:30,223 --> 00:22:31,516
‫وای خدا، من خنگم.

529
00:22:31,516 --> 00:22:33,268
‫- تو خنگ نیستی.
‫- هستم، من خنگم.

530
00:22:33,268 --> 00:22:34,728
‫من خنگ‌ترین آدمِ دنیام.

531
00:22:34,728 --> 00:22:36,271
‫نُچ. شاید ساده‌لوح باشی.

532
00:22:36,271 --> 00:22:37,981
‫و اونم با مُسن‌تر شدنت رفع میشه.

533
00:22:37,981 --> 00:22:39,816
‫- خدای بزرگ.
‫- یا خدا.

534
00:22:39,816 --> 00:22:41,526
‫تو خروسه رو دزدیدی! عالیه!

535
00:22:41,526 --> 00:22:43,528
‫عالی نیست. حتی اون کارم
‫تنهایی انجام ندادم.

536
00:22:43,528 --> 00:22:46,573
‫- اوه.
‫- فکر کنم واقعاً باور داشتم

537
00:22:46,573 --> 00:22:49,451
‫که همه‌ی این کارها رو خودم انجام دادم
‫چون وقتی به زندگیم می‌رسید،

538
00:22:49,451 --> 00:22:52,704
‫مامان، راستش، تو بیش از حد درگیر نبودی،

539
00:22:52,704 --> 00:22:55,499
‫یا حتی درگیر هم نبودی.
‫بدون قضاوت.

540
00:22:55,499 --> 00:22:56,875
‫با یه ذره قضاوت.

541
00:22:56,875 --> 00:22:58,543
‫یه ذره قضاوت، آره.

542
00:22:58,543 --> 00:23:01,338
‫می‌دونی چیه؟ در دفاع از خودم،
‫واقعاً حتی ایده‌ی من نبود...

543
00:23:03,382 --> 00:23:04,716
‫بیخیال.

544
00:23:08,720 --> 00:23:10,889
‫ایده‌ی کی بود؟

545
00:23:10,889 --> 00:23:12,766
‫روستر! روستر! روستر!

546
00:23:12,766 --> 00:23:15,394
‫- خیلی خب، خیلی خب. باشه.
‫- روستر! روستر! روستر!

547
00:23:15,394 --> 00:23:18,063
‫- روستر! روستر! روستر!
‫- خیلی خب، صداتون رو بیارید پایین.

548
00:23:18,063 --> 00:23:20,399
‫بهتون افتخار می‌کنم.
‫کارتون عالی بود.

549
00:23:20,399 --> 00:23:24,403
‫نه، نه، نه. صبر کنید، صبر کنید.
‫بچه‌ها، بچه‌ها، این فقط یه بازی بود.

550
00:23:24,403 --> 00:23:26,696
‫این رو یادتونه باشه، خب؟

551
00:23:27,906 --> 00:23:30,242
‫ولی این بهترین روزِ عمرمه.

552
00:23:45,215 --> 00:23:47,008
‫خیلی خب. اوه! خدایا، من رو ترسوندی.

553
00:23:47,008 --> 00:23:49,553
‫ما برنده شدیم.
‫عزیزم، برنده شدیم!

554
00:23:53,557 --> 00:23:54,850
‫برنده شدیم.

555
00:23:56,184 --> 00:23:57,436
‫چطور تونستی این کارو بکنی؟

556
00:23:59,855 --> 00:24:02,023
‫نمی‌دونم، گمونم یه جور خوش‌شانسی بود.

557
00:24:02,023 --> 00:24:04,443
‫مطمئنم دیگه هیچوقت برنده نمی‌شیم.

558
00:24:04,443 --> 00:24:07,237
‫- چی شده؟
‫- چرا اینجا مشغول به کار شدی؟

559
00:24:08,238 --> 00:24:13,577
‫چون دوست دارم خودم رو به چالش بکشم
‫و از منطقه‌ی امنم خارج بشم.

560
00:24:13,577 --> 00:24:16,288
‫- از هردوی این کارها بدت میاد.
‫- نه به اندازه‌ی قدیم.

561
00:24:17,914 --> 00:24:21,877
‫پس تو قبول نکردی اینجا شاغل بشی
‫تا در ازاش من اخراج نشم؟

562
00:24:22,961 --> 00:24:24,629
‫من داشتم می‌رفتم بیرون، بابا.

563
00:24:24,629 --> 00:24:27,883
‫داشتم از آرچی و این تُنگ ماهی دور می‌شدم.

564
00:24:27,883 --> 00:24:29,926
‫و شاید اگه یه جای دیگه رفته بودم،

565
00:24:29,926 --> 00:24:31,970
‫خیلی برام خوب می‌شد
‫که راهم رو پیدا کنم.

566
00:24:31,970 --> 00:24:33,513
‫ولی تو نذاشتی این کارو بکنم، نه؟

567
00:24:33,513 --> 00:24:35,515
‫من نمی‌خواستم اشتباه کنی.

568
00:24:35,515 --> 00:24:37,225
‫من حق دارم اشتباه کنم!

569
00:24:37,225 --> 00:24:39,352
‫نیاز دارم اشتباه کنم.

570
00:24:39,352 --> 00:24:41,271
‫تو بهم اعتماد نداری
‫هیچ کاری رو تنهایی انجام بدم.

571
00:24:41,271 --> 00:24:43,064
‫- این حقیقت نداره، عزیزم...
‫- استخدام رسمی.

572
00:24:43,064 --> 00:24:45,984
‫این که از اول اینجا مشغول به کار شدم
‫همش کارِ شما بود.

573
00:24:45,984 --> 00:24:47,819
‫عزیزم، من فقط سعی داشتم کمک کنم.

574
00:24:48,570 --> 00:24:50,030
‫- من خیلی دوستت دارم.
‫- باشه.

575
00:24:50,030 --> 00:24:52,324
‫- من هر کاری برات می‌کنم.
‫- آره.

576
00:24:52,324 --> 00:24:53,658
‫- تو این رو می‌دونی.
‫- باشه. می‌دونم.

577
00:24:53,658 --> 00:24:55,785
‫پس، بیا همه چی رو برملا کنیم.

578
00:24:55,785 --> 00:24:59,456
‫کارِ دیگه‌ای هم کردی که
‫فکر می‌کنی من رو دیوونه می‌کنه؟

579
00:24:59,456 --> 00:25:01,416
‫بیا همه چی رو روشن کنیم. چیزی؟

580
00:25:03,418 --> 00:25:05,212
‫نه. نه.

581
00:25:08,757 --> 00:25:12,177
‫من با فرد سالوسکی آنلاین
‫تخته نرد بازی می‌کنم.

582
00:25:12,177 --> 00:25:13,470
‫فرد سالوسکی کیه؟

583
00:25:13,470 --> 00:25:14,971
‫بابای سانی.

584
00:25:14,971 --> 00:25:18,099
‫مسیرمون به هم خورد.
‫فکر کنم واقعاً ازش خوشت بیاد.

585
00:25:18,099 --> 00:25:19,643
‫فکر نکنم از بابای سانی خوشم بیاد.

586
00:25:20,393 --> 00:25:23,522
‫وقتی با فرد سالوسکی تخته نرد بازی می‌کنی،

587
00:25:23,522 --> 00:25:26,024
‫- چت می‌کنید؟
‫- نه، ویژگیِ چت نداره.

588
00:25:26,024 --> 00:25:27,442
‫گاهی حینِ بازی فیس‌تایم می‌کردیم.

589
00:25:27,442 --> 00:25:29,277
‫یعنی چی؟ تو چه مرگته؟

590
00:25:30,028 --> 00:25:30,946
‫می‌دونم عصبانی هستی.

591
00:25:30,946 --> 00:25:32,030
‫من عصبانی نیستم.

592
00:25:34,241 --> 00:25:35,492
‫واقعاً ناراحتم.

593
00:25:37,869 --> 00:25:39,829
‫من واقعاً فکر می‌کردم
‫تو بهم ایمان داری.

594
00:25:39,829 --> 00:25:41,331
‫من واقعاً بهت ایمان دارم.

595
00:25:41,331 --> 00:25:43,542
‫آره. معلومه.

596
00:25:58,306 --> 00:25:59,474
‫بازم قهوه می‌خوای؟

597
00:26:00,559 --> 00:26:01,726
‫نه. ممنون.

598
00:26:02,561 --> 00:26:04,187
‫میشه لطفاً یه تیکه دیگه پای بهم بدی؟

599
00:26:05,063 --> 00:26:07,691
‫و اگه حس کنم دارم قضاوت میشم،
‫بهت انعام نمیدم.

600
00:26:07,691 --> 00:26:09,818
‫سومین تیکه رو میارم.

601
00:26:10,860 --> 00:26:12,571
‫خامه‌ی هم‌زده هم می‌خواد.

602
00:26:14,656 --> 00:26:15,782
‫سلام.

603
00:26:15,782 --> 00:26:17,659
‫- تنهایی نوشیدنی می‌خوری؟
‫- نُچ.

604
00:26:17,659 --> 00:26:20,870
‫فقط دارم غم‌هام رو
‫با این چای آمریکایی می‌شورم.

605
00:26:20,870 --> 00:26:22,581
‫چای خشک خواستم، ولی ظاهراً

606
00:26:22,581 --> 00:26:24,708
‫همچین چیزی اینجا ممکن نیست.

607
00:26:24,708 --> 00:26:27,210
‫چای خشک توی غذاخوری؟
‫چه فیس و افاده‌ای!

608
00:26:30,714 --> 00:26:32,007
‫می‌خوای بهم ملحق شی؟

609
00:26:35,051 --> 00:26:36,052
‫چرا که نه؟

610
00:26:39,264 --> 00:26:42,934
‫مصرف زیاد پای همیشه
‫یه نشونه ازت بوده.

611
00:26:42,934 --> 00:26:44,769
‫چی شده؟

612
00:26:44,769 --> 00:26:47,188
‫فکر می‌کنی می‌تونم تنها توی دنیا پیش برم

613
00:26:47,230 --> 00:26:48,982
‫بدون این که کاملاً فاجعه شه؟

614
00:26:48,982 --> 00:26:50,775
‫به زور فهمیدم چی میگی.

615
00:26:51,776 --> 00:26:55,030
‫کیتی، تو رسماً باهوش‌ترین آدم

616
00:26:55,030 --> 00:26:56,698
‫توی هر اتاقی هستی که واردش میشی.

617
00:26:56,698 --> 00:26:58,450
‫نمی‌دونم می‌خوای چی بگم.

618
00:26:58,450 --> 00:26:59,701
‫تو می‌تونی هر کاری بکنی.

619
00:27:08,043 --> 00:27:09,586
‫دارن کتابم رو کنسل می‌کنن.

620
00:27:12,756 --> 00:27:15,634
‫- گورِ بابای برندا، اون تروله.
‫- گمونم من واقعاً خوش‌شانسم.

621
00:27:15,634 --> 00:27:19,679
‫که توی جوونی می‌فهمم در اون حدی
‫که فکر می‌کنم تحسین‌برانگیز نیستم.

622
00:27:22,015 --> 00:27:23,767
‫می‌دونم می‌خوای ازت تعریف کنم.

623
00:27:23,767 --> 00:27:25,727
‫واقعاً می‌خوام، آره.

624
00:27:25,727 --> 00:27:28,063
‫می‌دونی، یکی بهم گفت که افراد نابغه

625
00:27:28,063 --> 00:27:29,898
‫نیازی ندارن بهشون گفته شه نابغه‌ان.

626
00:27:29,898 --> 00:27:31,483
‫این احمقانه‌ست.
‫نابغه بودن چه فایده‌ای داره

627
00:27:31,483 --> 00:27:33,360
‫اگه هیچکس قرار نیست چیزی بگه؟

628
00:27:33,360 --> 00:27:36,071
‫اوهوم. تو کتابت رو منتشر می‌کنی، آرچ.

629
00:27:36,071 --> 00:27:38,031
‫تو متقاعدکننده‌ترین آدمی هستی که می‌شناسم.

630
00:27:39,449 --> 00:27:41,242
‫- مطمئن نیستم.
‫- بیخیال.

631
00:27:41,242 --> 00:27:44,329
‫تو حتی مطمئن بودی که می‌تونی
‫من رو قانع کنی دوباره قبولت کنم.

632
00:27:44,329 --> 00:27:46,581
‫تو کل اون سخنرانی بزرگ رو
‫حفظ کرده بودی.

633
00:27:46,581 --> 00:27:48,500
‫شانس آوردم مجبور نشدم
‫اون رو تحمل کنم.

634
00:27:48,500 --> 00:27:50,168
‫اوه، نه، نه، نه، تو واقعاً
‫اون یکی رو از دست دادی.

635
00:27:50,168 --> 00:27:52,045
‫اون کاملاً فوق‌العاده بود.

636
00:27:52,045 --> 00:27:54,422
‫یعنی، به نظرم فوق‌العاده هیجان‌انگیز بود.

637
00:27:54,422 --> 00:27:56,091
‫- مطمئنم همینطور بوده.
‫- نوش جان.

638
00:27:57,342 --> 00:27:58,343
‫ممنون.

639
00:28:02,222 --> 00:28:04,432
‫چی بود؟ فقط کنجکاوم.

640
00:28:04,432 --> 00:28:05,266
‫اوه.

641
00:28:06,518 --> 00:28:08,103
‫نمی‌دونم. فقط یه چیزی تو این مایه‌ها که

642
00:28:08,103 --> 00:28:10,188
‫ازدواجم با تو یکی از تنها اتفاقات زندگی‌ام بوده

643
00:28:10,188 --> 00:28:12,065
‫که یه اشتباه کامل و محض به نظر نمیاد.

644
00:28:14,317 --> 00:28:15,610
‫یعنی، سوءتفاهم نشه،

645
00:28:15,610 --> 00:28:17,195
‫هنوز یه سری شاهکار کلاسیک دارم.

646
00:28:17,195 --> 00:28:19,531
‫یه شوخی و بازی با کلمات بامزه کردم.

647
00:28:19,531 --> 00:28:20,699
‫خیلی خب.

648
00:28:22,117 --> 00:28:24,285
‫نه، گمونم اصل قضیه این بود که

649
00:28:24,285 --> 00:28:26,705
‫اگه یه روز خوش‌شانس بودم
‫که فرصتش رو داشته باشم

650
00:28:26,705 --> 00:28:28,540
‫که نمی‌دونم،
‫سعی کنم تو رو برگردونم،

651
00:28:28,540 --> 00:28:29,999
‫- اون وقت تمام...
‫- من هستم.

652
00:28:32,168 --> 00:28:33,169
‫عه...

653
00:28:34,045 --> 00:28:36,172
‫منظورم این نبود... کیتی... تو...
‫نه، چی...

654
00:28:36,172 --> 00:28:37,757
‫تو فقط ازم پرسیدی سخنرانی چی بود.

655
00:28:37,757 --> 00:28:39,342
‫من برات سخنرانی نمی‌کردم.

656
00:28:39,342 --> 00:28:40,927
‫آره، ولی یه بار این رو بهم گفتی

657
00:28:40,927 --> 00:28:43,221
‫که من هر چقدر بخوام
‫وقت دارم که تصمیم بگیرم.

658
00:28:43,221 --> 00:28:45,181
‫پس، دارم تصمیم می‌گیرم.

659
00:28:45,181 --> 00:28:48,309
‫و اگه اشتباه خیلی بزرگیه،
‫حداقل اشتباه خودمه.

660
00:28:48,309 --> 00:28:51,479
‫پس، آره، من هستم.
‫هر کاری می‌خوای باهاش بکن.

661
00:28:53,106 --> 00:28:54,566
‫و پولِ پای‌ام رو بده.

662
00:29:11,040 --> 00:29:12,041
‫چی؟

663
00:29:12,041 --> 00:29:18,047
‫«ترجمه از سینا صداقت»