
1
00:00:01.249 --> 00:00:02.458
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02.499 --> 00:00:04.624
‫پلیس «اسپلیت ریور»
‫برای تحقیقات درمورد یه گمشده...

3
00:00:04.624 --> 00:00:06.416
‫تشکیل پرونده میده.

4
00:00:06.416 --> 00:00:08.541
‫بالاخره می‌فهمن که مُردی.

5
00:00:08.541 --> 00:00:09.416
‫سلام مدی.

6
00:00:09.458 --> 00:00:11.208
‫به گروه «حمایتی زندگی پس از مرگِ
‫ دبیرستان اسپلیت ریور»

7
00:00:11.208 --> 00:00:12.333
‫- خوش اومدی.
‫- چه جوری مُردی؟

8
00:00:12.333 --> 00:00:14.499
‫- درست نمی‌دونم.
‫- اوه، تو به قتل رسیدی.

9
00:00:14.541 --> 00:00:15.291
‫شما تباها باز دیر کردین.

10
00:00:15.291 --> 00:00:16.708
‫- من چی می‌دونم؟
‫- یه چیزی می‌دونی.

11
00:00:16.749 --> 00:00:19.041
‫نه، نه، نه. بگو فکر می‌کنی که چی می‌دونم.

12
00:00:20.583 --> 00:00:21.791
‫گوشیِ مدی دست تو چی کار می‌کنه؟

13
00:00:21.791 --> 00:00:22.499
‫مدی خبر نداشت.

14
00:00:22.499 --> 00:00:24.208
‫گوشی مدی رو دزدیدم تا اون پیامو پاک کنم.

15
00:00:24.208 --> 00:00:29.499
‫نمی‌دونم بدون اون
‫چه جوری اینجا طاقت بیارم.

16
00:00:45.416 --> 00:00:46.916
‫ممنون، سایمون.

17
00:00:59.583 --> 00:01:01.041
‫مدی.

18
00:01:01.874 --> 00:01:03.291
‫سایمون؟

19
00:01:04.291 --> 00:01:06.499
‫یعنی چی؟

20
00:01:06.666 --> 00:01:09.624
‫سایمون، می‌تونی منو ببینی؟

21
00:01:11.416 --> 00:01:13.499
‫صدامو می‌شنوی، آره؟

22
00:01:16.749 --> 00:01:18.374
‫جریان چیه؟ چی کار داره می‌کنه؟

23
00:01:18.708 --> 00:01:20.499
‫یادش رفته نفس بکشه.

24
00:01:20.541 --> 00:01:21.708
‫با کی حرف می‌زنی؟

25
00:01:21.749 --> 00:01:23.083
‫تا حالا همچین اتفاقی نیفتاده.

26
00:01:23.124 --> 00:01:25.749
‫- من...
‫- یکی که نمی‌تونی ببینیش.

27
00:01:28.541 --> 00:01:30.916
‫الانم نمی‌دونم چی دارم می‌بینم.

28
00:01:30.958 --> 00:01:32.374
‫منم.

29
00:01:32.499 --> 00:01:33.749
‫داری منو می‌بینی.

30
00:01:33.791 --> 00:01:35.999
‫و واقعا خوشحالم که می‌تونی.

31
00:01:35.999 --> 00:01:37.708
‫منم همینطور. یه عالمه سوال دارم.

32
00:01:37.749 --> 00:01:38.999
‫منم همینطور.

33
00:01:39.666 --> 00:01:41.541
‫یه عالمه سوال دارم.

34
00:01:42.541 --> 00:01:44.416
‫فکر نکنم جوابی داشته باشم.

35
00:01:44.624 --> 00:01:46.208
‫هنوز ندارم.

36
00:01:46.999 --> 00:01:49.333
‫چه اتفاقی افتاد؟

37
00:01:49.999 --> 00:01:51.916
‫نمیدونم.

38
00:01:52.416 --> 00:01:54.249
‫تو صدمه دیدی؟

39
00:01:54.583 --> 00:01:56.791
‫درد داری؟

40
00:01:57.541 --> 00:01:58.499
‫شاید.

41
00:01:58.499 --> 00:02:00.416
‫نمی‌دونم. یادم نمیاد.

42
00:02:00.458 --> 00:02:01.541
‫اما گوشیت دستش بود.

43
00:02:01.541 --> 00:02:02.791
‫گوشیت دست زاویر بود. خودم دیدم.

44
00:02:02.833 --> 00:02:04.499
‫می‌دونم. به باباش گفت می‌خواسته پیامی که

45
00:02:04.541 --> 00:02:05.999
‫ به کلیر زیلمر فرستاده رو پاک کنه.

46
00:02:05.999 --> 00:02:07.374
‫چرا به کلیر پیام داده؟

47
00:02:07.374 --> 00:02:09.333
‫چون یواشکی با هم بودن.

48
00:02:09.374 --> 00:02:10.749
‫کی باهم بودن؟

49
00:02:10.791 --> 00:02:12.249
‫سایمون؟

50
00:02:14.541 --> 00:02:16.333
‫سلام. مراسم یادبود تموم شد.

51
00:02:16.333 --> 00:02:18.624
‫مردم دارن پخش میشن که جنگل رو بگردن.

52
00:02:18.666 --> 00:02:20.416
‫من شمع دادم، چراغ‌قوه گرفتم،

53
00:02:20.458 --> 00:02:22.249
‫آخه شارژ گوشیم 2 درصده.

54
00:02:22.249 --> 00:02:23.041
‫از طبیعت هم متنفرم.

55
00:02:23.041 --> 00:02:25.166
‫پشه‌ها منو شکل کامیون غذا می‌بینن.

56
00:02:26.749 --> 00:02:28.874
‫با کی حرف می‌زدی؟

57
00:02:29.208 --> 00:02:31.083
‫با خودم.

58
00:02:32.749 --> 00:02:34.208
‫باشه.

59
00:02:34.666 --> 00:02:37.083
‫مطمئنی می‌خوای این کارو بکنی؟

60
00:02:37.624 --> 00:02:39.291
‫باهاش برو.

61
00:02:39.541 --> 00:02:40.833
‫شاید بیرون جوابی پیدا شد.

62
00:02:40.833 --> 00:02:42.749
‫باید بدونم چه بلایی سرم اومده.

63
00:02:45.416 --> 00:02:47.666
‫باشه. باشه.

64
00:02:47.708 --> 00:02:49.333
‫باشه، باشه، باشه.

65
00:02:49.374 --> 00:02:51.583
‫- بریم. آماده‌ای؟
‫- آره.

66
00:03:04.166 --> 00:03:05.791
‫زود باش.

67
00:03:06.208 --> 00:03:07.583
‫چرا دیگه منو ندید؟

68
00:03:07.624 --> 00:03:09.124
‫چرا فکر می‌کنی همه‌ی جوابا پیش منه؟

69
00:03:09.124 --> 00:03:10.249
‫من همچنان می‌خوام بفهمم

70
00:03:10.291 --> 00:03:12.124
‫که چرا «رقصنده با گرگ‌ها»
‫هفت تا اسکار برده.

71
00:03:12.166 --> 00:03:12.708
‫چارلی!

72
00:03:12.749 --> 00:03:14.583
‫آخه این کار غیررسمی تور لیدری

73
00:03:14.624 --> 00:03:16.624
‫دفترچه راهنما که نداره!

74
00:03:16.624 --> 00:03:18.124
‫اون می‌‌تونست منو ببینه و صدامو بشنوه.

75
00:03:18.166 --> 00:03:20.458
‫می‌‌دونم... و... فوق‌العاده بود.

76
00:03:20.458 --> 00:03:24.124
‫شاید فقط همین یه بار بوده...
‫یه چیز کوچولو یا...

77
00:03:24.166 --> 00:03:26.749
‫- کجا میری؟
‫- میرم پیش گروه جست و جوم.

78
00:03:29.666 --> 00:03:31.249
‫سایمون!

79
00:03:32.541 --> 00:03:34.416
‫سایمون!

80
00:03:35.332 --> 00:03:36.916
‫صبر کن.

81
00:03:44.957 --> 00:03:51.957
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»
‫» ترجمه از فائزه شاهمرادی «

82
00:04:39.082 --> 00:04:40.832
‫آره، می‌تونستم کمکت کنم تو زحمت نیفتی.

83
00:04:40.874 --> 00:04:43.041
‫نمی‌تونیم از حصار رد بشیم، یادت رفته؟

84
00:04:43.082 --> 00:04:44.166
‫اگه بخوای از محوطه بری،

85
00:04:44.207 --> 00:04:46.749
‫دوباره برمی‌گردی همونجایی که مُردی.

86
00:04:49.124 --> 00:04:50.749
‫آقای مارتین می‌تونه حداقل برام توضیح بده

87
00:04:50.791 --> 00:04:52.832
‫که چرا فقط سایمون
‫می‌تونه منو ببینه و نه کسی دیگه؟

88
00:04:52.957 --> 00:04:55.332
‫من باشم، فعلا حرفشو نمی‌زنم.

89
00:04:55.332 --> 00:04:56.749
‫چرا؟

90
00:04:56.791 --> 00:04:59.041
‫فقط می‌ترسم کسایی توی گروه باشن

91
00:04:59.041 --> 00:05:01.749
‫که گیج بشن، آویزونت بشن و یا طمع کنن.

92
00:05:01.791 --> 00:05:04.416
‫ممکنه از تو به عنوان
‫یه پیام‌رسان استفاده کنن.

93
00:05:04.624 --> 00:05:06.166
‫- اما...
‫- بس کن، مدی.

94
00:05:06.166 --> 00:05:08.666
‫فقط به کسی نگو، باشه؟

95
00:05:08.707 --> 00:05:10.541
‫تا وقتی که نفهمیدیم چی به چیه، بیا...

96
00:05:10.874 --> 00:05:13.624
‫فقط بین خودمون بمونه، خب؟

97
00:05:15.499 --> 00:05:16.999
‫[قاتل]

98
00:05:18.374 --> 00:05:20.582
‫چی می‌بینی؟

99
00:05:22.749 --> 00:05:24.791
‫- چی می‌خونی؟
‫- هیچی.

100
00:05:27.332 --> 00:05:31.582
‫بهت پیشنهاد می‌دم که یه مدت
‫از فضای مجازی دور بشی.

101
00:05:32.416 --> 00:05:34.416
‫فردا مدرسه هم نباید بری.

102
00:05:34.457 --> 00:05:36.124
‫چرا؟

103
00:05:36.166 --> 00:05:37.249
‫دلم نمی‌خواد خونه بمونم.

104
00:05:37.291 --> 00:05:39.291
‫تا وقتی چیز بیشتری
‫دستگیرمون نشده، نباید بری.

105
00:05:39.291 --> 00:05:41.166
‫بابا، اگه بمونم خونه،

106
00:05:41.207 --> 00:05:43.332
‫وارد بازیِ قاتل زنجیره‌ایـشون می‌شم. خب؟

107
00:05:43.332 --> 00:05:46.207
‫اونا دیدن که منو از ماشین پلیس پیاده کردی.

108
00:05:46.332 --> 00:05:47.832
‫فکر می‌کنن من یه آدم روانی‌ام...

109
00:05:47.832 --> 00:05:48.999
‫که باید زندانی بشه.

110
00:05:48.999 --> 00:05:50.707
‫تا وقتی که بفهمیم چه بلایی...

111
00:05:50.749 --> 00:05:53.541
‫سر دوستت اومده، باید اینجا بمونی.

112
00:05:54.082 --> 00:05:55.457
‫اون واسه من فراتر از یه دوست بود.

113
00:05:55.499 --> 00:05:59.374
‫خب، هر چی که هست، هر چی که بود،

114
00:05:59.749 --> 00:06:01.249
‫خونِ روی دیوار مال اونه.

115
00:06:01.332 --> 00:06:03.707
‫هنوز که مطمئن نیستید.

116
00:06:03.707 --> 00:06:05.291
‫چرا، مطمئنیم.

117
00:06:05.291 --> 00:06:07.499
‫جواب آزمایش‌ها اومد.

118
00:06:07.582 --> 00:06:09.374
‫خون خودشه.

119
00:06:19.707 --> 00:06:21.874
‫باید از اون مدرسه دور بمونی...

120
00:06:22.207 --> 00:06:24.874
‫تا وقتی که خودم بگم وقتشه برگردی.

121
00:06:46.374 --> 00:06:50.999
‫توی جاده‌ی 47 یه تولیدی آبمیوه‌ی سیب بود،

122
00:06:51.249 --> 00:06:54.541
‫والدینم ما رو سوار ماشین دوج کورنت می‌کردن.

123
00:06:54.832 --> 00:06:58.624
‫نفری یه کیسه دونات گرم
‫و چرب و چیلی بهمون می‌داد.

124
00:06:58.749 --> 00:07:00.915
‫تصور من از خوشی مطلق این بود.

125
00:07:04.332 --> 00:07:06.040
‫این چیه؟

126
00:07:06.790 --> 00:07:07.707
‫مشکلی پیش اومده؟

127
00:07:07.749 --> 00:07:09.540
‫همیشه بدترینشو واسه من نگه می‌داره.

128
00:07:09.707 --> 00:07:11.207
‫منظورت چیه؟ روکش لیمویی داره.

129
00:07:11.207 --> 00:07:13.665
‫آخه کی دونات لیمویی می‌خوره؟

130
00:07:13.707 --> 00:07:15.374
‫بچه‌ها، بحثمون درمورد خوشی مطلقه.

131
00:07:15.415 --> 00:07:16.874
‫نه، بحثمون درمورد حق و حقوقه.

132
00:07:16.915 --> 00:07:18.374
‫وای، آره. حقِ منه...

133
00:07:18.415 --> 00:07:20.082
‫چون من هر چی که توش ژله باشه دوست دارم.

134
00:07:20.082 --> 00:07:22.082
‫- آره، منطقیه.
‫- اگه آخرین دونات ژله‌ای رو برداری،

135
00:07:22.124 --> 00:07:23.832
‫دستتو قطع می‌کنم و با اون سرش
‫که خیسه می‌زنمت.

136
00:07:23.832 --> 00:07:25.249
‫راندا، من بودم که اینا رو...

137
00:07:25.290 --> 00:07:26.332
‫از دفتر معلما دزدیدم.

138
00:07:26.374 --> 00:07:27.332
‫- بچه‌ها.
‫- فقط قدردان باش.

139
00:07:27.374 --> 00:07:28.790
‫بچه‌‌ها، داریم درمورد خوشی مطلق
‫حرف می‌زنیم.

140
00:07:28.790 --> 00:07:30.249
‫در حقیقت هیچ سرش خیس نیست.

141
00:07:30.290 --> 00:07:32.082
‫- ما خونریزی نمی‌کنیم.
‫- می‌دونید چیه؟

142
00:07:32.124 --> 00:07:33.207
‫میشه من برم، لطفا؟

143
00:07:33.249 --> 00:07:34.665
‫می‌خوام در آرامش دوناتمو بخورم.

144
00:07:34.707 --> 00:07:35.915
‫اجازه‌ی رفتن هم که داره.
‫بازم حق و حقوق.

145
00:07:35.957 --> 00:07:37.582
‫بحث حق و حقوق نیست، راندا. خب؟

146
00:07:37.624 --> 00:07:39.290
‫بحث هاضمه‌ست.

147
00:07:39.332 --> 00:07:41.832
‫تا به حال یه آدم زنده،
‫کسی از شماها رو دیده؟

148
00:07:44.999 --> 00:07:47.665
‫همچین اتفاقی نمی‌افته، عزیز.

149
00:07:48.582 --> 00:07:50.415
‫تا حالا کسی از شما با یه آدم زنده حرف زده؟

150
00:07:50.457 --> 00:07:51.457
‫اوه، می‌دونین چیه؟ خب...

151
00:07:51.499 --> 00:07:54.832
‫این بلوبریه یا کشمش؟

152
00:07:54.874 --> 00:07:57.207
‫پسر، آخه تو به چند تا چیز آلرژی داری؟

153
00:07:57.207 --> 00:07:58.582
‫می‌دونی که نمی‌تونی دوبار بمیری دیگه؟

154
00:07:58.624 --> 00:08:00.332
‫- خیلی زوده.
‫- خیلی خب. فکر کنم...

155
00:08:00.332 --> 00:08:03.290
‫شاید داری سوال رو اشتباهی می‌پرسی، مدی.

156
00:08:03.332 --> 00:08:04.749
‫بیا یه جور دیگه بیانش کنیم.

157
00:08:04.957 --> 00:08:06.790
‫چه جوری از زنده‌ها خداحافظی کنیم؟

158
00:08:06.999 --> 00:08:08.207
‫سوال من این نبود.

159
00:08:08.249 --> 00:08:10.999
‫چه جوری کتاب ضرب‌المثل رو ببندیم؟

160
00:08:11.040 --> 00:08:12.624
‫خب، من بهت میگم چه جوری.

161
00:08:13.374 --> 00:08:15.499
‫قبل از جمع‌بندی امروز،
‫یه تکلیف بهت میدم.

162
00:08:15.540 --> 00:08:16.999
‫منظورت یه چیزی مثل مشقه؟

163
00:08:16.999 --> 00:08:18.790
‫به نظر میاد خیلی داری تقلا می‌کنی.

164
00:08:19.082 --> 00:08:20.624
‫سرگذشتت رو بنویس.

165
00:08:20.624 --> 00:08:21.499
‫نه.

166
00:08:21.499 --> 00:08:23.249
‫همه‌ی کسایی که اینجان یکی نوشتن.

167
00:08:23.290 --> 00:08:25.915
‫کمکمون می‌کنه
‫روی نکات برجسته‌ی زندگیمون تمرکز کنیم،

168
00:08:25.957 --> 00:08:26.957
‫روی پیروزی‌های شیرینمون.

169
00:08:26.999 --> 00:08:28.207
‫من قبلا به بهونه‌ی بدن‌درد...

170
00:08:28.207 --> 00:08:29.499
‫مشق نوشتنو می‌پیچوندم.

171
00:08:29.540 --> 00:08:31.540
‫مطمئنم مرگ بهونه‌ی خوبی حساب میشه.

172
00:08:31.582 --> 00:08:33.624
‫این کار بیهوده‌ای نیست، مدی.

173
00:08:35.582 --> 00:08:37.790
‫خدای من.

174
00:08:40.124 --> 00:08:41.540
‫پس هیچکس تا حالا...

175
00:08:41.582 --> 00:08:43.582
‫با کسی که نمرده حرف نزده؟

176
00:08:49.749 --> 00:08:52.249
‫امروز تا دیروقت موندی
‫یا واسه فردا زود اومدی؟

177
00:08:52.290 --> 00:08:54.499
‫تازه از جست و جوی توی جنگل برگشتیم.

178
00:08:54.499 --> 00:08:56.332
‫آهان.

179
00:08:56.332 --> 00:08:58.040
‫چیزی پیدا کردین؟

180
00:08:58.832 --> 00:09:00.707
‫معلومه که نه.

181
00:09:01.290 --> 00:09:03.207
‫چرا آدم باید جاهای تاریک و ترسناک رو بگرده

182
00:09:03.207 --> 00:09:05.999
‫وقتی مهم‌ترین چیزا دقیقاً بیخ گوششن؟

183
00:09:10.082 --> 00:09:12.249
‫تو چیزی پیدا کردی؟

184
00:09:12.249 --> 00:09:13.915
‫من؟

185
00:09:14.290 --> 00:09:15.457
‫معلومه که نه.

186
00:09:15.749 --> 00:09:17.457
‫فقط می‌گم با جنگل نمیشه حرف زد،

187
00:09:17.457 --> 00:09:18.624
‫اما اینجا خیلی چیزها هست...

188
00:09:18.624 --> 00:09:20.624
‫که مو به تن آدم سیخ می‌کنه،

189
00:09:20.707 --> 00:09:23.165
‫همه جا یه اثری هست.

190
00:09:36.832 --> 00:09:39.040
‫[جواب نده]

191
00:09:58.332 --> 00:10:00.457
‫میشه مزاحمت بشم؟

192
00:10:01.374 --> 00:10:04.332
‫- اون چیه؟
‫- چند تا نمونه‌ی سرگذشت‌نامه.

193
00:10:04.374 --> 00:10:07.165
‫فقط برای این که الهام بگیری
‫و بهت انگیزه بده.

194
00:10:07.457 --> 00:10:08.957
‫من نمی‌خوام بنویسمش.

195
00:10:09.040 --> 00:10:10.415
‫شرمنده.

196
00:10:11.957 --> 00:10:14.499
‫مدی، می‌دونم این خواسته‌ی زیادیه،

197
00:10:14.540 --> 00:10:16.832
‫اما باید بهم اعتماد کنی.

198
00:10:16.832 --> 00:10:18.249
‫الانش هم به این خاطر وسط این جهنمم

199
00:10:18.290 --> 00:10:20.499
‫که به آدم اشتباهی اعتماد کردم.

200
00:10:21.624 --> 00:10:24.374
‫آخه کدوم جهنمی همچین منظره‌ای داره؟

201
00:10:25.082 --> 00:10:27.040
‫می‌خوای شرط ببندیم؟

202
00:10:29.790 --> 00:10:31.623
‫این تکلیف...

203
00:10:31.665 --> 00:10:34.040
‫می‌تونه باعث بشه از اون دنیا دل بکنی.

204
00:10:34.123 --> 00:10:36.082
‫متوجه نیستی، نه؟

205
00:10:36.332 --> 00:10:38.665
‫من دنبال دل کندن نیستم.

206
00:10:38.707 --> 00:10:40.290
‫باید دوباره با دوست صمیمیم حرف بزنم

207
00:10:40.332 --> 00:10:42.165
‫و ببینم چه بلایی سرم اومده.

208
00:10:42.290 --> 00:10:44.207
‫اما این روی اینجا بودنت تاثیری نداره.

209
00:10:44.248 --> 00:10:46.915
‫شاید اصلا آمادگیشو ندارم اینجا باشم.

210
00:10:47.957 --> 00:10:51.498
‫من کارم با زندگیم
‫تموم نشده بود، آقای مارتین.

211
00:10:52.165 --> 00:10:54.082
‫کارهایی هست که می‌خوام انجام بدم.

212
00:10:54.373 --> 00:10:56.665
‫و کسایی رو دارم که بهم نیاز دارن.

213
00:11:01.040 --> 00:11:04.040
‫این آدما نزدیک برج آب زندگی می‌کنن؟

214
00:11:04.915 --> 00:11:06.415
‫آره.

215
00:11:06.832 --> 00:11:09.415
‫در واقع، همونجا زندگی می‌کنه.

216
00:11:10.082 --> 00:11:13.748
‫و باور کن از دست دادن پدرم
‫به قدر کافی براش سخت بوده.

217
00:11:13.790 --> 00:11:16.207
‫این مسئله مامانمو داغون می‌کنه.

218
00:11:16.248 --> 00:11:18.748
‫آدما می‌تونن غافلگیرت کنن.

219
00:11:19.415 --> 00:11:21.290
‫نه راستش.

220
00:11:22.665 --> 00:11:23.748
‫وقتی با اون حالت نشئه

221
00:11:23.748 --> 00:11:28.832
‫اومد کنسرت کلاس پنجمم
‫و افتاد روی ساز چنگ، به قدر کافی سخت بود.

222
00:11:30.707 --> 00:11:33.040
‫بعد از همچین اتفاقی
‫دیگه چیز زیادی غافلگیرت نمی‌‌‌کنه.

223
00:11:33.082 --> 00:11:37.248
‫مدی، این قضیه فعلا خیلی تازگی داره.

224
00:11:38.332 --> 00:11:39.498
‫راحت‌تر میشه.

225
00:11:39.540 --> 00:11:40.957
‫واقعا میشه؟

226
00:11:42.290 --> 00:11:44.665
‫کی می‌خواد سوئیچ ماشینش رو دربیاره؟

227
00:11:45.040 --> 00:11:47.665
‫کی حواسش هست که گازو خاموش کرده باشه؟

228
00:11:47.748 --> 00:11:50.290
‫کی حواسش هست که شبا روی تختش خوابش ببره؟

229
00:11:57.082 --> 00:11:59.040
‫ببین، فقط میگم...

230
00:11:59.040 --> 00:12:01.457
‫اگه درگیر گذشته باشی،

231
00:12:01.790 --> 00:12:03.873
‫رنجت رو طولانی‌تر می‌کنی.

232
00:12:03.873 --> 00:12:06.873
‫و به خیلی از کسایی که اینجائن
‫ امید واهی میدی.

233
00:12:07.665 --> 00:12:09.790
‫خیلی ظالمانه‌ست که کاری کنی بقیه
‫فکر کنن می‌تونن برگردن،

234
00:12:09.790 --> 00:12:12.957
‫در حالی که سخت تلاش کردن ازش عبور کنن.

235
00:12:14.832 --> 00:12:17.540
‫نمی‌خوای که تو نامه‌ی اعمالت
‫بنویسن «بازی دادنِ مردگان»؟

236
00:12:58.582 --> 00:13:00.290
‫خواهشاً بگو که قهوه آماده‌ست.

237
00:13:00.332 --> 00:13:01.540
‫آماده‌ست.

238
00:13:01.582 --> 00:13:02.957
‫بیدار شو، قند عسل.

239
00:13:02.957 --> 00:13:04.790
‫بهترین وقت روزه.

240
00:13:07.207 --> 00:13:08.165
‫چه خبر شده؟

241
00:13:08.165 --> 00:13:12.665
‫اینجاست که احمق‌های کم‌درآمد
‫گاردشونو پایین میارن

242
00:13:12.665 --> 00:13:15.498
‫و می‌فهمیم کی با کیه.

243
00:13:16.832 --> 00:13:18.040
‫چرا باید اینو بدونم؟

244
00:13:18.082 --> 00:13:19.707
‫اینا 40 سالشونه.

245
00:13:20.457 --> 00:13:21.957
‫چارلی فکر می‌کنه دیوونه‌م،

246
00:13:21.998 --> 00:13:24.290
‫اما مطمئنم مو کاشته.

247
00:13:24.623 --> 00:13:27.915
‫پارسال پیشونیش 8 سانت بلندتر بود.

248
00:13:27.915 --> 00:13:29.165
‫تو پیشونیش رو اندازه گرفتی؟

249
00:13:29.165 --> 00:13:30.082
‫بیخیال.

250
00:13:30.123 --> 00:13:31.498
‫من همه جا دنبالش رفتم.

251
00:13:31.540 --> 00:13:33.498
‫خیلی چیزها رو اندازه گرفتم.

252
00:13:36.040 --> 00:13:37.873
‫قهوه‌ی تلخ می‌خوریم.

253
00:13:37.957 --> 00:13:40.707
‫می‌خواستم بگیرم، اما شب نخوابیدم.

254
00:13:40.748 --> 00:13:41.957
‫به خواب زیادی بها دادن.

255
00:13:41.957 --> 00:13:43.832
‫دیشب شنیدم که دی‌ان‌ایش رو مطابقت داد

256
00:13:43.957 --> 00:13:45.957
‫و اون خونی که روی دیواره، مال مدیه.

257
00:13:47.790 --> 00:13:48.748
‫من از  سال 1974...

258
00:13:48.790 --> 00:13:50.332
‫ حتی چرت هم نزدم.
‫- هیس!

259
00:13:50.332 --> 00:13:52.290
‫واقعا امیدوار بودم اینو نگی.

260
00:13:52.332 --> 00:13:54.748
‫- بهم میگی ساکت باشم؟
‫- باید اینو بشنوم.

261
00:13:54.831 --> 00:13:56.331
‫این بچه‌ها دردسر درست می‌کنن.

262
00:13:56.373 --> 00:13:59.081
‫خب، هارتمن بالاخره یه کار درست انجام داده.

263
00:13:59.081 --> 00:14:01.206
‫یه مشاور سوگ استخدام کرده.

264
00:14:03.290 --> 00:14:05.165
‫می‌تونه به آخرین برگه‌ی مدی هم نمره بده؟

265
00:14:05.206 --> 00:14:07.290
‫آخه راستش... من سعیمو کردم.

266
00:14:07.331 --> 00:14:08.998
‫اما... نمی‌تونم.

267
00:14:09.123 --> 00:14:10.290
‫بچه‌ی بیچاره.

268
00:14:10.331 --> 00:14:12.081
‫تا وقتی که می‌تونی، ازش لذت ببر.

269
00:14:12.081 --> 00:14:14.540
‫یه دفعه می‌بینی پنج‌شنبه‌‌ی هفته‌ی دیگه
‫هیچ اهمیتی نداری.

270
00:14:14.706 --> 00:14:16.206
‫دو هفته بعد از این که خفه شدم،

271
00:14:16.206 --> 00:14:19.206
‫معلمای سوگوارم برنامه‌ی
‫ جشن «ماردی گرا» می‌چیدن.

272
00:14:19.831 --> 00:14:21.998
‫وقتی پلیس درمورد آقای مانفریدو سوال کرد...

273
00:14:22.040 --> 00:14:23.165
‫کی؟

274
00:14:23.498 --> 00:14:25.123
‫همون مشاور تحصیلی‌ای که منو کشت.

275
00:14:25.165 --> 00:14:26.581
‫حواست باشه دیگه.

276
00:14:26.790 --> 00:14:27.915
‫پلیس از معلما پرسید...

277
00:14:27.956 --> 00:14:29.165
‫که علائم هشداردهنده‌ای...

278
00:14:29.165 --> 00:14:31.206
‫از همکارشون ندیدن که نشون بده روانیه؟

279
00:14:31.206 --> 00:14:34.498
‫حتی یه نفرشون هم
‫درمورد اون عوضی چیز بدی نگفت.

280
00:14:34.706 --> 00:14:36.123
‫هنوز جنازه‌م سرد نشده بود...

281
00:14:36.123 --> 00:14:37.915
‫که به کل فراموشم کردن.

282
00:14:37.915 --> 00:14:39.956
‫- اونا فراموشم نمی‌کنن.
‫- واقعا؟

283
00:14:40.415 --> 00:14:42.373
‫تو دیدی کسی از پای اون میز بلند شه؟

284
00:14:42.415 --> 00:14:44.623
‫هیچکس منو بی‌اهمیت جلوه نمیده، خب؟

285
00:14:44.873 --> 00:14:46.498
‫سایمون نمی‌ذاره.

286
00:14:50.790 --> 00:14:52.456
‫سایمون کیه؟

287
00:14:56.623 --> 00:14:58.081
‫پاتریک، این یه وضعیت اضطراریه.

288
00:14:58.248 --> 00:15:00.081
‫من امروز صبح پلاک اسممو گم کردم.

289
00:15:00.373 --> 00:15:02.206
‫- پاتریک؟
‫- چیه؟

290
00:15:02.206 --> 00:15:04.040
‫قرار بود بهم سلام بدی!

291
00:15:26.915 --> 00:15:28.748
‫[الو؟؟؟]

292
00:15:45.540 --> 00:15:47.081
‫ممنون.

293
00:15:51.790 --> 00:15:52.831
‫یه سوال.

294
00:15:52.831 --> 00:15:54.123
‫وقتی یه دفعه مدی...

295
00:15:54.123 --> 00:15:55.790
‫سر و کله‌‌ش پیدا می‌شه، چی کار می‌کنی؟

296
00:16:00.498 --> 00:16:01.290
‫[یک سال پیش]

297
00:16:01.331 --> 00:16:03.040
‫مسخره‌ست؟

298
00:16:03.331 --> 00:16:04.623
‫ببین، گوش کن.

299
00:16:04.623 --> 00:16:06.831
‫قرار نیست درمورد خون، دی‌ان‌ای
‫یا هر چی که پلیسای احمق

300
00:16:06.831 --> 00:16:07.873
‫فکر می‌کنن حرف بزنیم،

301
00:16:07.915 --> 00:16:10.290
‫چون یک، من هنوز امید دارم
‫که این دختر زنده‌ست،

302
00:16:10.290 --> 00:16:12.665
‫و دو، جمعه شب که واسه برنامه‌ی
‫«انجمن ترسناک» پیداش شد،

303
00:16:12.706 --> 00:16:14.165
‫بهت ثابت می‌کنم.

304
00:16:14.206 --> 00:16:15.415
‫می‌خوام واسه خودمون بلیت بگیرم.

305
00:16:15.456 --> 00:16:16.540
‫چرا می‌خوای بگیری؟

306
00:16:16.540 --> 00:16:17.956
‫چون کارگردان «بابادوک»

307
00:16:17.956 --> 00:16:19.331
‫به یه پنل اضافه شده.

308
00:16:19.373 --> 00:16:22.040
‫می‌دونی که مدی از دستش نمیده.

309
00:16:25.790 --> 00:16:26.748
‫مهم‌تر از اون،

310
00:16:26.790 --> 00:16:28.831
‫اون احمق چای کیسه‌ای به دست
‫ کیه که بهم زل زده؟

311
00:16:28.831 --> 00:16:30.956
‫معلم جدیده؟

312
00:16:31.248 --> 00:16:32.915
‫مشاور سوگه.

313
00:16:33.456 --> 00:16:35.415
‫چندش.

314
00:16:42.248 --> 00:16:43.790
‫سایمون؟

315
00:16:43.831 --> 00:16:45.706
‫سایمون؟ اوه.

316
00:16:45.873 --> 00:16:48.706
‫بیا اینجا. بیا اینجا.

317
00:16:51.748 --> 00:16:52.998
‫حالت خوبه؟

318
00:16:55.123 --> 00:16:56.706
‫چی؟

319
00:16:56.998 --> 00:16:59.081
‫باشه. باشه.

320
00:16:59.081 --> 00:16:59.581
‫سایمون، به کمکت احتیاج دارم.

321
00:16:59.623 --> 00:17:00.623
‫چرا غیبت زد؟

322
00:17:00.665 --> 00:17:02.248
‫من غیبم نزد. تو غیبت زد.

323
00:17:02.248 --> 00:17:04.956
‫پامو که توی سالن گذاشتم، غیب شدی.

324
00:17:04.956 --> 00:17:06.706
‫وقتی پیش من نیستی کجا میری؟

325
00:17:06.748 --> 00:17:08.915
‫یه کم واسه توهم زدن زوده، داداش.

326
00:17:09.123 --> 00:17:10.873
‫- گوشیتو دربیار.
‫- برای چی؟

327
00:17:10.915 --> 00:17:12.123
‫تا به نظر بیاد داری با کسی
‫حرف می‌زنی.

328
00:17:12.123 --> 00:17:14.873
‫- دارم حرف می‌زنم دیگه.
‫- با یه آدم زنده.

329
00:17:16.748 --> 00:17:18.873
‫- راضی شدی؟
‫- آره، تو پوست خودم نمی‌گنجم.

330
00:17:18.956 --> 00:17:20.665
‫دی‌ان‌ای من روی دیوار شوفاژخونه‌ست،

331
00:17:20.665 --> 00:17:21.831
‫عشق به دردنخورم هم...

332
00:17:21.873 --> 00:17:22.914
‫ممکنه دخلی بهش داشته باشه.

333
00:17:22.956 --> 00:17:23.914
‫حالا بهتر شد؟

334
00:17:23.956 --> 00:17:25.164
‫حالا یاد من افتادی؟

335
00:17:25.164 --> 00:17:27.123
‫چند بار بهت گفتم که طرف مشکوکه؟

336
00:17:27.123 --> 00:17:28.498
‫این مسئله به خاطر این نیست که

337
00:17:28.539 --> 00:17:30.414
‫توی داشبوردش کرِم دست داره، سایمون.

338
00:17:30.456 --> 00:17:32.748
‫ممکنه یکی که بهش اعتماد داشتم
‫منو کشته باشه،

339
00:17:32.748 --> 00:17:33.873
‫و باید ثابتش کنیم.

340
00:17:33.873 --> 00:17:37.456
‫حالا از اون روز چی یادته؟

341
00:17:37.581 --> 00:17:40.123
‫وقتی مامانم اومد، از کلاس رفتم
‫تا دنبالش بگردم،

342
00:17:40.164 --> 00:17:42.623
‫اما از بعدش واقعا هیچی یادم نیست.

343
00:17:42.664 --> 00:17:43.998
‫- مدی...
‫- شاید اون چیزی می‌دونه.

344
00:17:44.039 --> 00:17:46.873
‫مامانت اومد مدرسه و با پلیس حرف زد.

345
00:17:47.831 --> 00:17:50.581
‫گفت ندیدتت.

346
00:17:50.998 --> 00:17:54.706
‫احتمالا اون موقع تو دیگه...

347
00:17:55.623 --> 00:17:58.248
‫چرا بعد از اون راهرو دیگه هیچی یادم نمیاد؟

348
00:17:58.414 --> 00:18:00.123
‫خب، درمورد اینکه کِی اینجوری شدی، چی؟

349
00:18:00.164 --> 00:18:02.373
‫چه جوری از اون شوفاژخونه اومدی بیرون؟

350
00:19:17.956 --> 00:19:19.289
‫زاویر؟

351
00:19:27.248 --> 00:19:30.414
‫خانوم فیلدز، احیانا شما...

352
00:19:35.331 --> 00:19:36.789
‫پس در واقع داری میگی...

353
00:19:36.789 --> 00:19:38.248
‫که تو فاصله‌ی زمانی بین رفتنت

354
00:19:38.289 --> 00:19:40.164
‫از سالن مطالعه و زنگ هشتم این اتفاق افتاده؟

355
00:19:40.539 --> 00:19:41.539
‫گمونم.

356
00:19:41.581 --> 00:19:43.206
‫پس اگه بعد زنگ آخر رفته باشی راهرو،

357
00:19:43.248 --> 00:19:46.081
‫دیدی که زاویر و کلیر باهم رفتن.

358
00:19:46.456 --> 00:19:47.539
‫صبر کن.

359
00:19:47.539 --> 00:19:48.831
‫میگی جفتشون این کارو باهام کردن؟

360
00:19:48.873 --> 00:19:51.539
‫شاید، شایدم خودش تنهایی.

361
00:19:51.581 --> 00:19:53.789
‫- مثلا خواسته عشقش رو ثابت کنه.
‫- چی؟

362
00:19:53.956 --> 00:19:56.831
‫به اون، نه به تو.

363
00:19:57.164 --> 00:19:59.873
‫زاویر اون روز کلاس زیست رو پیچوند.

364
00:20:00.873 --> 00:20:02.789
‫زنگ هشتم نبود.

365
00:20:05.789 --> 00:20:07.706
‫باید مدرک پیدا کنیم.

366
00:20:15.123 --> 00:20:16.664
‫سلام.

367
00:20:18.081 --> 00:20:20.039
‫بابام راهت داد؟

368
00:20:20.289 --> 00:20:21.498
‫مادربزرگت.

369
00:20:21.539 --> 00:20:23.623
‫بهش گفتم تکالیفت رو آوردم.

370
00:20:23.748 --> 00:20:25.373
‫نباید میومدی اینجا.

371
00:20:25.498 --> 00:20:26.956
‫خب، اگه یه پیامم رو جواب می‌دادی،

372
00:20:26.998 --> 00:20:29.539
‫الان سر کلاس تاریخ اروپا بودم.

373
00:20:29.664 --> 00:20:31.414
‫چرا اون گوشی کوفتیت رو جواب نمیدی؟

374
00:20:31.581 --> 00:20:33.539
‫نمی‌تونم نگاهش کنم.

375
00:20:33.664 --> 00:20:34.664
‫نمی‌تونم.

376
00:20:35.706 --> 00:20:37.289
‫دیشب خیلی شلوغش کرده بودن.

377
00:20:37.331 --> 00:20:39.039
‫و خب جلوه‌ی خوبی نداره که کسی...

378
00:20:39.081 --> 00:20:41.039
‫- ببینه اومدی اینجا.
‫- واسه‌م مهم نیست.

379
00:20:41.039 --> 00:20:42.498
‫واسه من مهمه.

380
00:20:45.206 --> 00:20:46.623
‫من می‌ترسم.

381
00:20:46.664 --> 00:20:48.956
‫از حرفای یه عوضی توی تیک‌تاک؟

382
00:20:51.331 --> 00:20:53.456
‫می‌ترسم جنازه‌ش رو پیدا کنن.

383
00:20:58.456 --> 00:20:59.164
‫عزیزم.

384
00:21:09.747 --> 00:21:12.914
‫من دیگه باید برگردم مدرسه.

385
00:21:14.747 --> 00:21:16.581
‫اگه نیاز داشتی حرف بزنی،

386
00:21:16.622 --> 00:21:18.247
‫زاویر، با خودم حرف بزن.

387
00:21:18.372 --> 00:21:20.539
‫نه کسی دیگه.

388
00:21:21.206 --> 00:21:23.622
‫نذار شیطون گولت بزنه.

389
00:21:23.914 --> 00:21:25.872
‫دیگه خیلی دیره.

390
00:21:38.956 --> 00:21:39.956
‫[22-15-6]

391
00:21:47.581 --> 00:21:48.539
‫[زاویر]

392
00:21:57.914 --> 00:21:59.247
‫[زاویر]

393
00:22:06.747 --> 00:22:08.997
‫الروی، اینجا چی کار می‌کنی؟

394
00:22:09.247 --> 00:22:10.581
‫چی؟ اوه، فکر کردم...

395
00:22:10.622 --> 00:22:13.331
‫چی فکر کردی؟ رمز کمدتو یادت رفته؟

396
00:22:13.372 --> 00:22:16.706
‫لباس ورزشیتو بپوش و بیا تو زمین.

397
00:22:17.372 --> 00:22:18.831
‫بزن بریم.

398
00:22:30.456 --> 00:22:32.206
‫مدی؟

399
00:22:32.456 --> 00:22:35.539
‫اگه اینجا باشی یه ندا میدی، نه؟

400
00:22:59.706 --> 00:23:01.706
‫مگه بهت نگفتم بمونی خونه؟

401
00:23:01.914 --> 00:23:03.372
‫نیاز داشتم هوا بخورم.

402
00:23:03.456 --> 00:23:05.497
‫خب پنجره رو باز می‌ذاشتی.

403
00:23:05.539 --> 00:23:07.206
‫چرا مثل زندونی‌ها باهام رفتار می‌کنی؟

404
00:23:07.247 --> 00:23:09.206
‫بهت که گفتم چرا گوشی مدی پیشم بود.

405
00:23:09.247 --> 00:23:12.664
‫اون گوشی مدیه؟ دیگه چندان مطمئن نیستیم.

406
00:23:12.706 --> 00:23:13.372
‫یعنی چی؟

407
00:23:13.414 --> 00:23:14.789
‫خب، وقتی اون گوشی رو توی کوله‌ت

408
00:23:14.831 --> 00:23:17.289
‫پیدا کردیم، هیچی توش نبود، زاویر.

409
00:23:18.539 --> 00:23:21.414
‫پس یعنی جا به جا شده بود؟
‫تو چی ازش می‌دونی؟

410
00:23:21.414 --> 00:23:23.039
‫هیچی.

411
00:23:23.289 --> 00:23:24.664
‫حتی نتونستم پسوردشو پیدا کنم...

412
00:23:24.664 --> 00:23:26.622
‫تا اون پیام رو پاک کنم.

413
00:23:27.539 --> 00:23:29.456
‫گمونم داستان فراتر از این حرفاست، نه؟

414
00:23:29.539 --> 00:23:30.872
‫مثلا چی؟

415
00:23:31.122 --> 00:23:33.039
‫فکر می‌کنی من باعث شدم
‫اون دیوار خونی بشه؟

416
00:23:33.081 --> 00:23:34.372
‫فکر کردی اصلا می‌تونم که...

417
00:23:34.414 --> 00:23:36.456
‫من دیگه نمی‌دونم چه فکری کنم.

418
00:23:36.872 --> 00:23:38.539
‫فقط اینو می‌دونم...

419
00:23:38.539 --> 00:23:41.664
‫که دارم اضافه‌کار می‌مونم
‫تا نذارم مشکلی برات پیش بیاد.

420
00:23:41.956 --> 00:23:43.081
‫اگه بهم دروغ میگی،

421
00:23:43.081 --> 00:23:45.039
‫کار زیادی از دستم برنمیاد
‫که برات انجام بدم.

422
00:23:46.622 --> 00:23:48.747
‫فقط بهتره امیدوار باشی چیز دیگه‌ای پیش نیاد

423
00:23:48.747 --> 00:23:50.622
‫تا تو رو بدتر از این جلوه بده.

424
00:24:12.247 --> 00:24:14.539
‫نباید نگاه کنی.

425
00:24:14.664 --> 00:24:16.706
‫دلم می‌خوام ببینم.

426
00:24:17.122 --> 00:24:21.205
‫دیگه با اون دوستت ارتباط نداشتی؟

427
00:24:21.247 --> 00:24:23.122
‫فکر کردم نمی‌خوای درموردش حرف بزنم.

428
00:24:23.122 --> 00:24:25.580
‫با گروه حرف نزن، اما من آدم مطمئنیم.

429
00:24:25.664 --> 00:24:27.205
‫واقعا؟

430
00:24:28.580 --> 00:24:30.789
‫اینجا هیچی حس امنیت و اطمینان نمیده.

431
00:24:30.789 --> 00:24:32.247
‫مثلا من و سایمون جوری حرف می‌زنیم

432
00:24:32.247 --> 00:24:33.414
‫که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.

433
00:24:33.414 --> 00:24:34.664
‫و بعدش یه دفعه میریم توی راهرو

434
00:24:34.705 --> 00:24:36.872
‫و من غیب می‌شم و تمام.

435
00:24:36.955 --> 00:24:39.747
‫به خاطرات می‌پیوندم
‫و نمی‌تونه منو ببینه یا صدامو بشنوه.

436
00:24:41.247 --> 00:24:43.997
‫شاید یه چیز گذراست؟

437
00:24:44.414 --> 00:24:46.664
‫مثلا وقتی خیلی دلتنگ کسی هستی...

438
00:24:46.664 --> 00:24:48.830
‫دلتنگ خنده‌ش، لمس کردنش...

439
00:24:48.830 --> 00:24:51.455
‫شاید اگه اون آدم واقعا نتونه ازت دل بکنه،

440
00:24:51.455 --> 00:24:54.955
‫یه وقتایی بتونه همچنان
‫ببینتت و صداتو بشنوه.

441
00:24:55.914 --> 00:24:57.830
‫می‌دونی چه قدر دووم میاره؟

442
00:25:00.872 --> 00:25:02.330
‫من دو تا پلیس رو دیدم که...

443
00:25:02.330 --> 00:25:04.414
‫رفتن توی دفتر مدیر هارتمن.

444
00:25:04.455 --> 00:25:06.205
‫شرط می‌بندم موضوع درمورد توئه.

445
00:25:07.872 --> 00:25:09.830
‫به نظرتون چه حسی داشت...

446
00:25:09.830 --> 00:25:13.372
‫اگه همه چی رو نامعلوم رها می‌کردیم؟

447
00:25:15.122 --> 00:25:16.914
‫کسی می‌تونه بهم بگه چی باعث شد

448
00:25:16.955 --> 00:25:19.664
‫که مردم از دست «کاسه‌ی غبار»
‫مهاجرت دسته‌جمعی کردن؟

449
00:25:20.539 --> 00:25:23.914
‫کسی می‌تونه بهم بگه
‫چرا اسمش «کاسه‌ی غبار» بود؟

450
00:25:25.039 --> 00:25:27.664
‫نیکول.

451
00:25:27.914 --> 00:25:29.039
‫بله؟

452
00:25:29.080 --> 00:25:31.164
‫چرا اسمش «کاسه‌ی غبار» بود؟

453
00:25:31.539 --> 00:25:33.372
‫من واقعا اهل فوتبال نیستم.

454
00:25:33.414 --> 00:25:34.747
‫نمی‌دونم.

455
00:25:34.789 --> 00:25:36.622
‫درمورد فوتبال حرف نمی‌زنم، نیکول.

456
00:25:36.664 --> 00:25:38.497
‫بحثمون درمورد رکود اقتصادیه.

457
00:25:38.747 --> 00:25:40.580
‫- آهان.
‫- درمورد شرایط سختی...

458
00:25:40.580 --> 00:25:42.455
‫که باعث شدم مردم روستا...

459
00:25:42.455 --> 00:25:45.080
‫مهاجرت دسته‌جمعی کنن.

460
00:25:45.372 --> 00:25:48.747
‫تخریب محصولات،
‫گرمای طاقت‌فرسا، فقر خفت‌بار،

461
00:25:48.789 --> 00:25:51.122
‫15 دقیقه وقت دارید تا چیزهایی که
‫از قلم انداختین رو بخونین.

462
00:25:51.164 --> 00:25:52.497
‫گفتن هیچی توی گوشیم نبوده.

463
00:25:52.539 --> 00:25:54.164
‫اون... اون اصلا گوشی من نیست، سایمون.

464
00:25:54.205 --> 00:25:55.080
‫سر درنمیارم.

465
00:25:55.080 --> 00:25:57.497
‫اگه بخونیش، سر درمیاری.

466
00:25:58.164 --> 00:25:59.247
‫گوشیتو دربیار.

467
00:25:59.539 --> 00:26:00.872
‫چرا؟

468
00:26:01.122 --> 00:26:03.164
‫تا بتونیم مکالمه داشته باشیم

469
00:26:03.205 --> 00:26:05.247
‫و من فقط سخنرانی نکنم.

470
00:26:05.830 --> 00:26:07.539
‫زود باش.

471
00:26:08.247 --> 00:26:10.122
‫یه جای دیگه هست که باید بگردیم.

472
00:26:10.164 --> 00:26:11.455
‫دیگه کجا مونده؟ دستشویی؟

473
00:26:11.455 --> 00:26:13.830
‫سایمون، می‌خوای بری سرویس بهداشتی؟

474
00:26:13.830 --> 00:26:15.372
‫یا داری لوازم لوله‌کشی سفارش میدی؟

475
00:26:15.372 --> 00:26:17.414
‫نه. من...

476
00:26:17.872 --> 00:26:20.205
‫عزیزم، وقتی سرکارم نباید بهم زنگ بزنی.

477
00:26:20.414 --> 00:26:21.580
‫خیلی خب.

478
00:26:21.622 --> 00:26:23.497
‫گوشیتو بده، لطفا.

479
00:26:23.914 --> 00:26:24.914
‫بده بهش.

480
00:26:24.955 --> 00:26:26.164
‫بعدش بیا تعمیرگاه قدیمیه.

481
00:26:26.205 --> 00:26:28.955
‫سایمون، گوشیتو بده لطفا.

482
00:26:29.289 --> 00:26:30.414
‫بعد از کلاس می‌تونی بگیریش.

483
00:26:30.455 --> 00:26:31.414
‫چشم.

484
00:26:31.622 --> 00:26:32.914
‫بفرمایید.

485
00:26:32.914 --> 00:26:34.789
‫به هر حال بهداشتی نیست...

486
00:26:34.789 --> 00:26:36.205
‫که ببرمش سرویس بهداشتی‌ای...

487
00:26:36.330 --> 00:26:39.747
‫که الان قصد دارم برم.

488
00:26:41.789 --> 00:26:43.372
‫میشه برم لطفا؟

489
00:26:43.497 --> 00:26:44.455
‫بله.

490
00:26:44.497 --> 00:26:46.247
‫بله. بفرمایید.

491
00:26:46.664 --> 00:26:49.914
‫نیکول. اون کتاب، خودش خودشو نمی‌خونه‌ها.

492
00:26:50.455 --> 00:26:52.705
‫- بله.
‫- ممنون.

493
00:27:01.039 --> 00:27:02.955
‫قبلا اینجا پاتوقش بود.

494
00:27:03.164 --> 00:27:04.747
‫کی؟

495
00:27:05.080 --> 00:27:06.580
‫زاویر.

496
00:27:06.622 --> 00:27:10.497
‫اینجا قایم می‌شد و با گوشیش
‫«کندی کراش» بازی می‌کرد.

497
00:27:11.122 --> 00:27:13.914
‫عجب جای خوبی واسه مخفی کردن جنازه‌ست.

498
00:27:17.414 --> 00:27:19.247
‫تا حالا تو رو آورده اینجا؟

499
00:27:21.330 --> 00:27:22.705
‫وای خدا.

500
00:27:22.747 --> 00:27:24.580
‫پس اینجا با هم خلوت می‌کردین.

501
00:27:24.914 --> 00:27:26.497
‫این سوالتو جواب نمیدم.

502
00:27:26.914 --> 00:27:28.955
‫چه پسر باکلاسی!

503
00:27:29.080 --> 00:27:31.747
‫آشغالای سطل پشتِ
‫ «جک این د باکس» رو انداختن دور؟

504
00:27:31.747 --> 00:27:33.039
‫بچه بازی درنیار.

505
00:27:33.080 --> 00:27:34.872
‫تو می‌خواستی روی کانتر جاکفشی بولینگ

506
00:27:34.914 --> 00:27:35.872
‫به سلست مولینا ابراز محبت کنی.

507
00:27:35.914 --> 00:27:37.080
‫اون موقع کلاس هشتم بودیم.

508
00:27:37.122 --> 00:27:38.289
‫نهم بودیم.

509
00:27:38.289 --> 00:27:41.122
‫فقط شبیه هشتمی‌ها بودی.

510
00:27:41.955 --> 00:27:42.830
‫میشه یه چیزی ازت بپرسم؟

511
00:27:42.872 --> 00:27:44.330
‫نه، من نگاه نمی‌کردم.

512
00:27:44.372 --> 00:27:47.038
‫فقط می‌خواستم کفشام رو بدم.

513
00:27:47.372 --> 00:27:49.538
‫از چیش خوشت میومد؟

514
00:27:50.122 --> 00:27:51.205
‫راستشو بگو.

515
00:27:51.247 --> 00:27:52.788
‫چطور نفهمیدی که این آدم...

516
00:27:52.830 --> 00:27:54.580
‫یه سیاه‌چاله از تموم کارهای غلطه؟

517
00:27:54.622 --> 00:27:55.872
‫نه، اینطوری نیست.

518
00:27:56.247 --> 00:27:58.830
‫اون موقع نبود.

519
00:27:59.913 --> 00:28:02.705
‫مدی، آدما یه شبه بدذات نمی‌شن.

520
00:28:02.747 --> 00:28:05.372
‫اون بدذات نبود، فقط اوضاعش داغون بود.

521
00:28:05.830 --> 00:28:08.455
‫و راستش یه جورهایی جذاب بود.

522
00:28:09.288 --> 00:28:12.122
‫- ازم نخواه که توضیحش بدم.
‫- خب، خیالم راحت شد.

523
00:28:17.122 --> 00:28:20.830
‫فقط براش مهم نبود که بقیه چی فکر می‎کنن،

524
00:28:22.247 --> 00:28:24.288
‫و من اینشو دوست داشتم.

525
00:28:24.830 --> 00:28:26.372
‫عجیبه.

526
00:28:26.413 --> 00:28:27.455
‫چرا؟

527
00:28:27.663 --> 00:28:30.080
‫توصیف من از تو همینه.

528
00:28:31.830 --> 00:28:33.622
‫این مال اونه؟

529
00:28:45.747 --> 00:28:47.538
‫ای وای! دیدیش؟

530
00:28:47.580 --> 00:28:48.788
‫دیدی دمش چه قدری بود؟

531
00:28:48.788 --> 00:28:50.580
‫- رفت زیر چادر.
‫- چرا انقدر وحشت کردی؟

532
00:28:50.580 --> 00:28:51.830
‫چون اون موش فاضلابه.

533
00:28:51.830 --> 00:28:53.663
‫با طاعون گاوی آشنایی داری؟

534
00:28:53.705 --> 00:28:55.038
‫راستش، ناقل اون ککه.

535
00:28:55.080 --> 00:28:57.038
‫آره، که میزبانش موش فاضلابه.

536
00:28:57.080 --> 00:28:58.330
‫خیلی خب، باشه. فهمیدم.

537
00:28:58.330 --> 00:29:00.497
‫همینجا بمون.

538
00:29:00.830 --> 00:29:02.497
‫چی کار می‌کنی؟

539
00:29:03.205 --> 00:29:05.705
‫مشکلاتت رو از سر راه برمی‌دارم، پرنسس.

540
00:29:10.163 --> 00:29:11.455
‫نه، زاویر.

541
00:29:11.455 --> 00:29:12.580
‫صبر کن.

542
00:29:12.788 --> 00:29:14.622
‫زاویر، نه. نکن.

543
00:29:14.705 --> 00:29:16.830
‫این کارو نکن.

544
00:29:16.997 --> 00:29:18.913
‫زاویر، نکن...

545
00:29:30.747 --> 00:29:32.455
‫این چیه؟

546
00:29:39.747 --> 00:29:41.747
‫تو اولین کسی نبودی...

547
00:29:41.747 --> 00:29:43.788
‫که وقتی رنگ سبز یخیش اومد، خریدیش؟

548
00:29:43.830 --> 00:29:45.122
‫به نظرت اون گوشی منه؟

549
00:29:45.122 --> 00:29:47.580
‫به نظرم این چیزیه که ازش باقی مونده.

550
00:29:49.247 --> 00:29:51.663
‫خیلی خب، بذاریمش واسه بعد که بقیه رفتن.

551
00:30:06.247 --> 00:30:07.913
‫درسته.

552
00:30:10.663 --> 00:30:12.997
‫خب، الان آزمایش خون تایید شده...

553
00:30:32.288 --> 00:30:33.580
‫از روی شماره سریال گوشی...

554
00:30:33.580 --> 00:30:35.288
‫می‌تونیم ثابت کنیم که اون مال من نیست دیگه؟

555
00:30:35.330 --> 00:30:37.788
‫مثلا می‌تونی بری موبایل‌فروشی
‫یا فقط یه زنگ بزنی.

556
00:30:37.830 --> 00:30:39.205
‫آره، باید یه زنگ بزنی.

557
00:30:39.205 --> 00:30:40.538
‫اما با مامانم حرف بزن،

558
00:30:40.580 --> 00:30:42.122
‫چون موبایلم باید رجیستر بشه، مگه نه؟

559
00:30:42.163 --> 00:30:43.413
‫میشه اول یه کم کافئین بخورم؟

560
00:30:43.413 --> 00:30:45.580
‫دیشب کلا 20 دقیقه خوابیدم.

561
00:30:46.080 --> 00:30:47.455
‫سلام.

562
00:30:47.663 --> 00:30:49.705
‫چه خبر؟

563
00:30:50.413 --> 00:30:53.122
‫گمونم روز خیلی سختی داری، نه؟

564
00:30:54.330 --> 00:30:55.997
‫آره، منم همینطور.

565
00:30:59.913 --> 00:31:01.455
‫سایمون...

566
00:31:03.455 --> 00:31:04.747
‫من همچنان امید دارم...

567
00:31:04.747 --> 00:31:07.205
‫که مدی یه جایی اون بیرونه
‫و برمی‌‌گرده پیشمون.

568
00:31:08.247 --> 00:31:10.497
‫تو هم باید امیدوار باشی.

569
00:31:12.913 --> 00:31:14.205
‫اگه برای تکلیف «فرانکنشتاین» بعدی

570
00:31:14.247 --> 00:31:16.913
‫چند روز دیگه وقت لازم داری، راحت باش.

571
00:31:17.205 --> 00:31:18.871
‫ممنون.

572
00:31:20.705 --> 00:31:24.705
‫راستی، این دردی رو دوا نمی‌کنه اما...

573
00:31:25.830 --> 00:31:27.955
‫آخرین انشای مدی رو...

574
00:31:28.080 --> 00:31:30.955
‫خوندم و...

575
00:31:31.830 --> 00:31:34.455
‫شگفت‌زده شدم.

576
00:31:34.496 --> 00:31:36.496
‫تعجبی نداره، نه؟

577
00:31:36.871 --> 00:31:38.746
‫جفتمون می‌دونیم که اون بیشتر از سنش می‌فهمه

578
00:31:39.580 --> 00:31:42.871
‫اما ذهنیتش درمورد «اطلاعات خطرناک»....

579
00:31:43.121 --> 00:31:45.955
‫باید حتی مری شلی رو هم تحت تاثیر قرار بده.

580
00:31:46.371 --> 00:31:49.413
‫فکر کنم اگه پاش میفتاد
‫ زود با هم دوست می‌شدن.

581
00:31:58.038 --> 00:31:59.830
‫باید چیزی که پیدا کردیمو بهش بدی.

582
00:32:00.205 --> 00:32:01.288
‫نه.

583
00:32:01.330 --> 00:32:03.413
‫سایمون، می‌توینم بیاریمش طرف خودمون.

584
00:32:03.580 --> 00:32:06.121
‫اندرسون یکی از معدود کساییه
‫که می‌تونیم بهش اعتماد کنیم.

585
00:32:06.163 --> 00:32:08.205
‫بابای زاویر احتمالا به خاطر پسرش
‫گم و گورش کنه.

586
00:32:08.246 --> 00:32:09.455
‫بردتت تو فکر؟

587
00:32:09.496 --> 00:32:10.705
‫آره.

588
00:32:10.871 --> 00:32:12.163
‫نه.

589
00:32:12.163 --> 00:32:14.080
‫چیو میگی؟

590
00:32:15.871 --> 00:32:17.080
‫فرانکنشتاین.

591
00:32:17.205 --> 00:32:18.288
‫کدوم فصلش؟

592
00:32:18.330 --> 00:32:19.496
‫آهان.

593
00:32:19.538 --> 00:32:23.788
‫11. یا شاید 10.

594
00:32:23.996 --> 00:32:25.955
‫بد نیست.

595
00:32:26.788 --> 00:32:27.913
‫بعدا می‌بینمت.

596
00:32:28.371 --> 00:32:30.330
‫سایمون.

597
00:32:31.038 --> 00:32:32.871
‫آقای اِی!

598
00:32:33.705 --> 00:32:35.413
‫میشه یه چیزی نشونتون بدم؟

599
00:32:39.996 --> 00:32:44.038
‫فکر کنم این یه تیکه از گوشی مدی باشه.

600
00:32:44.996 --> 00:32:48.163
‫و مطمئنم که باقیش از بین رفته.

601
00:32:56.830 --> 00:32:58.955
‫اینو از کجا پیدا کردی؟

602
00:33:03.330 --> 00:33:05.246
‫انقدر امل نباش.

603
00:33:05.413 --> 00:33:07.663
‫وای، عاشق این بوئم.

604
00:33:08.038 --> 00:33:10.330
‫نارگیل، شاه‌پسند.

605
00:33:10.371 --> 00:33:12.371
‫می‌تونی چشماتو ببندی و خودتو
‫هر جایی تصور کنی.

606
00:33:12.413 --> 00:33:15.288
‫- میامی، آروبا.
‫- بعدش چشماتو باز می‌کنی...

607
00:33:15.330 --> 00:33:17.080
‫و می‌بینی یه چسب زخم روی موج‌ها شناوره.

608
00:33:17.080 --> 00:33:18.496
‫دلتنگِ یه آفتاب‌سوختگی حسابیم.

609
00:33:18.496 --> 00:33:20.163
‫من دلتنگ دبی گیبسونم.

610
00:33:20.205 --> 00:33:22.663
‫چیه؟ فکر کردم داریم میگم دلمون
‫واسه چیا تنگ شده.

611
00:33:22.746 --> 00:33:24.663
‫سلام.

612
00:33:24.955 --> 00:33:26.788
‫کجا بودی؟

613
00:33:27.371 --> 00:33:28.621
‫مدی؟

614
00:33:31.163 --> 00:33:31.830
‫اون دوستته؟

615
00:33:31.830 --> 00:33:32.830
‫- نه چندان.
‫- آهان، هوو خانوم.

616
00:33:32.871 --> 00:33:34.788
‫بدون اون منگوله‌هاش نشناختمش.

617
00:33:34.830 --> 00:33:38.038
‫یعنی فکر می‌کنی اون به عشق سابقت
‫کمک کرده بکشتت؟

618
00:33:38.038 --> 00:33:40.496
‫به نظر من که دختره تنهایی نقشه کشیده.

619
00:33:40.496 --> 00:33:43.163
‫«لیدی مکبث» از مهمون ناخونده‌ت
‫به عنوان یه وسیله استفاده کرده.

620
00:33:43.288 --> 00:33:45.621
‫قبلا که چارلی دانش‌آموز اینجا بود،
‫دوست صمیمی بودن.

621
00:33:45.746 --> 00:33:48.413
‫اون حامی انجمن بی‌پناهانه...

622
00:33:50.246 --> 00:33:52.663
‫چارلی توی همه‌ی جلساتشون شرکت می‌کنه.

623
00:33:52.705 --> 00:33:54.913
‫من فقط به خاطر خوراکیاش میرم.

624
00:33:54.955 --> 00:33:56.205
‫بعدشم، می‌دونین چیه؟

625
00:33:56.538 --> 00:33:58.163
‫تا کودن‌هایی رو تحت تاثیر بذاری که فقط

626
00:33:58.205 --> 00:33:59.496
‫از اسم روی تابلوی امتیازها می‌شناسنت.

627
00:33:59.496 --> 00:34:01.163
‫بعد از این که به خط 50 یارد رسید،

628
00:34:01.163 --> 00:34:01.955
‫والدینش یکی دیگه خیرات کردن.

629
00:34:24.663 --> 00:34:27.121
‫سایمون، می‌خوای روی فیلم تمرکز کنی؟

630
00:34:27.580 --> 00:34:29.330
‫تمرکز دارم. فقط...

631
00:34:29.580 --> 00:34:31.205
‫صدای سگ شنیدم.

632
00:34:31.288 --> 00:34:33.205
‫سگ؟

633
00:34:33.371 --> 00:34:36.746
‫کلانتر سگ آورده زمین فوتبال رو بو کنن.

634
00:34:36.788 --> 00:34:39.496
‫انگار اون پسره‌ی روانی اونجا خاکش کرده.

635
00:34:40.038 --> 00:34:42.580
‫همه‌ش محض نمایشه.

636
00:34:42.621 --> 00:34:45.163
‫شاید بهتره یه جای دیگه بشینی.

637
00:34:45.663 --> 00:34:46.621
‫هوم؟

638
00:34:46.621 --> 00:34:48.913
‫تا وسوسه نشی نمایش اشتباهی رو تماشا کنی.

639
00:35:00.371 --> 00:35:02.746
‫آقای اندرسون؟

640
00:35:02.913 --> 00:35:05.204
‫یکی دم دره.

641
00:35:05.704 --> 00:35:06.788
‫بله. نه، فهمیدم.

642
00:35:10.038 --> 00:35:11.788
‫- سلام، می‌تونم کمکتون کنم؟
‫- سلام، ببخشید مزاحم می‌شم.

643
00:35:11.829 --> 00:35:13.121
‫می‌دونم وسط کلاسین.

644
00:35:13.163 --> 00:35:14.538
‫- چی شده؟
‫- بهمون گفتن...

645
00:35:14.538 --> 00:35:16.329
‫که طبقه‌ی دوم رو کامل چک کنیم.

646
00:35:16.371 --> 00:35:18.579
‫درسته. ما داریم فیلم می‌بینیم.

647
00:35:18.621 --> 00:35:19.788
‫میشه یه کم بعد تشریف بیاین؟

648
00:35:19.788 --> 00:35:21.704
‫مشکلی نداره، آقا. چشم.

649
00:35:22.121 --> 00:35:24.079
‫اوه، داره یه بویی حس می‌کنه.

650
00:35:24.079 --> 00:35:26.538
‫می‌دونین چیه؟

651
00:35:26.579 --> 00:35:29.329
‫این برگه‌ی مدیه که روی بقیه‌ بود.

652
00:35:29.371 --> 00:35:31.121
‫شاید بوی اینو حس کرده؟

653
00:35:31.454 --> 00:35:32.413
‫- احتمالا.
‫- خیلی خب.

654
00:35:32.454 --> 00:35:34.746
‫بعدا برمی‌گردیم. بیا بریم.

655
00:35:42.413 --> 00:35:43.829
‫حواستون به فیلم باشه.

656
00:36:27.496 --> 00:36:28.663
‫چی می‌خوای؟

657
00:36:28.663 --> 00:36:31.204
‫ببینید، من...
‫می‌‌دونم تا حالا همدیگه رو ندیدیم...

658
00:36:31.246 --> 00:36:33.413
‫- اما...
‫- آره، می‌شناسمت.

659
00:36:36.954 --> 00:36:38.704
‫می‌خوای بیای تو؟

660
00:36:51.079 --> 00:36:55.496
‫نوشیدنی می‌خوری؟

661
00:36:55.621 --> 00:36:58.329
‫نیازی نیست. ممنون.

662
00:36:58.538 --> 00:37:00.496
‫ببخشید اینجا شلخته‌ست.

663
00:37:00.538 --> 00:37:03.871
‫معمولا مدی کمکم می‌کنه...

664
00:37:04.788 --> 00:37:07.746
‫و چه می‌دونم... میگه که چیا رو بندازم دور.

665
00:37:10.788 --> 00:37:13.329
‫آره، منم اصلا این کارو بلد نیستم.

666
00:37:15.329 --> 00:37:16.913
‫چی رو بلد نیستی؟

667
00:37:18.954 --> 00:37:22.621
‫این که تشخیص بدم چی رو بندازم دور.

668
00:37:27.621 --> 00:37:29.913
‫چه بلایی سر دخترم اومده؟

669
00:37:33.121 --> 00:37:34.829
‫نمی‌دونم.

670
00:37:36.371 --> 00:37:38.121
‫اما زنگ آخرو کلا دستشویی بودم...

671
00:37:38.163 --> 00:37:39.538
‫و سعی داشتم گوشیشو باز کنم،

672
00:37:39.579 --> 00:37:41.038
‫که فقط واسه این برداشته بودمش که...

673
00:37:41.079 --> 00:37:42.996
‫تو بهش صدمه زدی؟

674
00:37:46.496 --> 00:37:48.121
‫آره.

675
00:37:49.079 --> 00:37:51.329
‫البته نه اونجوری که شما فکر می‌کنید.

676
00:37:51.329 --> 00:37:53.163
‫و نه اونطور که بقیه فکر می‌کنن.

677
00:37:53.204 --> 00:37:58.288
‫من بهش دروغ گفتم
‫و کارم اشتباه و احمقانه بود و...

678
00:38:10.496 --> 00:38:12.912
‫می‌دونید گوشیش کجاست؟

679
00:38:13.579 --> 00:38:16.454
‫دست پلیسه.

680
00:38:16.871 --> 00:38:19.496
‫یه گوشی دست پلیسه که ممکنه مال مدی نباشه.

681
00:38:19.496 --> 00:38:21.871
‫تو دخترمو اذیت کردی؟

682
00:38:26.954 --> 00:38:31.204
‫اگه می‌دونست قبل رفتنش من چی کار کردم...

683
00:38:34.996 --> 00:38:36.496
‫آره.

684
00:38:38.829 --> 00:38:40.329
‫آره، اذیتش کردم.

685
00:38:46.079 --> 00:38:47.662
‫منم همینطور.

686
00:38:49.871 --> 00:38:51.787
‫بارها.

687
00:38:56.912 --> 00:38:59.412
‫اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم برنگرده.

688
00:39:11.162 --> 00:39:12.329
‫اون روانیه، مدی.

689
00:39:12.371 --> 00:39:13.496
‫عین باباش می‌مونه.

690
00:39:13.537 --> 00:39:15.204
‫یه دلیلی داره که نمی‌ذاره بیاد مدرسه.

691
00:39:15.204 --> 00:39:16.787
‫هیچ تحقیقاتی نمی‌کنن.

692
00:39:16.829 --> 00:39:19.079
‫اون سگ‌ها هم فقط 10 دقیقه بیرون بودن.

693
00:39:19.121 --> 00:39:20.829
‫و حتی صبر نکردن تا شوفاژخونه رو تمیز کنن.

694
00:39:20.871 --> 00:39:22.996
‫بکستر کار اون بچه‌ی درب و داغونش
‫و دختر هلهله‌چی رو...

695
00:39:23.037 --> 00:39:24.204
‫ ماست‌مالی می‌کنه.

696
00:39:24.246 --> 00:39:25.746
‫فکر نکنم کلیر توش دخلی داشته باشه.

697
00:39:25.746 --> 00:39:27.204
‫- چی؟
‫- فکر نمی‌کنم کار اون باشه.

698
00:39:27.246 --> 00:39:28.454
‫به نظرم توش دستی نداشته.

699
00:39:28.496 --> 00:39:29.787
‫اگه کار زاویر بوده، تنهایی کرده.

700
00:39:29.829 --> 00:39:31.371
‫چرا یه دفعه اونو حذف می‌کنی؟

701
00:39:31.371 --> 00:39:32.871
‫خب، چون امروز دیدم جون یکیو نجات داد.

702
00:39:32.912 --> 00:39:33.996
‫توی استخر.

703
00:39:34.037 --> 00:39:35.287
‫یکیو از استخر کشید بیرون و...

704
00:39:35.329 --> 00:39:37.121
‫یکی که سرش ضربه خورده بود...

705
00:39:37.162 --> 00:39:38.412
‫و... فکر نکنم بتونه منو بکشه.

706
00:39:38.454 --> 00:39:40.954
‫بعضی از قاتل‌های سریالی‌ هستن
‫که لباس دلقک می‌پوشن.

707
00:39:40.954 --> 00:39:43.162
‫اونا توی جشن دم ظهر بچه‌ها
‫حیوونای بادکنکی درست می‌کنن

708
00:39:43.204 --> 00:39:44.621
‫بعدش واسه شام قلب آدمیزاد می‌خورن.

709
00:39:44.662 --> 00:39:46.662
‫ما دو بار این فیلمه رو دیدیم.

710
00:39:46.746 --> 00:39:48.371
‫کار کلیر نیست.

711
00:39:48.537 --> 00:39:50.496
‫فکر نکنم اون به من حمله کرده باشه.

712
00:39:50.496 --> 00:39:52.329
‫پس میشه حداقل بذاری بهت ثابت کنم...

713
00:39:52.329 --> 00:39:55.496
‫که به اصطلاح «عشقت» چی کار کرده؟

714
00:39:57.829 --> 00:40:00.371
‫چرا انقدر مطمئن به نظر می‌رسه؟

715
00:40:00.496 --> 00:40:02.912
‫منظورت چیه؟

716
00:40:02.954 --> 00:40:04.787
‫خب، جوری حرف زد که انگار...

717
00:40:04.829 --> 00:40:07.412
‫قراره با یه دوستی
‫از دنیای زنده‌‌ها حرف بزنه.

718
00:40:07.746 --> 00:40:09.704
‫اخیرا اینجوری شده.

719
00:40:09.787 --> 00:40:11.537
‫آره.

720
00:40:11.579 --> 00:40:13.287
‫تو چیزی درموردش می‌دونی؟

721
00:40:13.329 --> 00:40:15.954
‫نه، نه. من اطلاعی ندارم.

722
00:40:15.996 --> 00:40:18.912
‫احتمالا فقط یه خیال خامه.

723
00:40:20.579 --> 00:40:21.621
‫مرگش چی؟

724
00:40:21.662 --> 00:40:24.079
‫جزئیات دیگه‌ای یادش میاد؟

725
00:40:24.454 --> 00:40:26.704
‫خب... فکر نکنم.

726
00:40:30.037 --> 00:40:31.537
‫می‌دونی،

727
00:40:32.871 --> 00:40:35.912
‫چارلی، تو واقعا برای گروهمون باارزشی.

728
00:40:36.246 --> 00:40:38.204
‫مسیر سختی رو پشت سر گذاشتی.

729
00:40:39.037 --> 00:40:41.079
‫بهت افتخار می‌کنم.

730
00:41:41.662 --> 00:41:43.954
‫دلم برات تنگ شده.

731
00:42:10.954 --> 00:42:12.412
‫سلام.

732
00:42:12.620 --> 00:42:14.120
‫سلام.

733
00:42:14.204 --> 00:42:16.787
‫- چیز دیگه‌ای پیدا کردی؟
‫- نه.

734
00:42:16.787 --> 00:42:18.745
‫کنار میله‌ها رو نگاه کردی؟

735
00:42:18.787 --> 00:42:20.954
‫شاید باهاشون گوشی رو شکونده باشه.

736
00:42:23.537 --> 00:42:25.037
‫به نظرت چرا می‌خواسته بمیرم؟

737
00:42:25.037 --> 00:42:26.287
‫کی؟

738
00:42:26.370 --> 00:42:27.745
‫زاویر؟

739
00:42:27.787 --> 00:42:29.662
‫نکنه باید یه لیست دیگه درست کنیم؟

740
00:42:30.329 --> 00:42:33.037
‫- فقط می‌پرسم، چون...
‫- چون چی؟

741
00:42:33.079 --> 00:42:34.745
‫برای این الان فکر می‌کنی آدم بهتریه...

742
00:42:34.787 --> 00:42:36.120
‫که تصمیم گرفته به خاطرِ...

743
00:42:36.120 --> 00:42:38.329
‫ ابرقهرمان جدیدت، کلیر،
‫با تو قطع رابطه کنه.

744
00:42:38.704 --> 00:42:40.870
‫انقدر به بد بودنِ آدما شک نکن.

745
00:42:40.870 --> 00:42:43.245
‫باید خود واقعیشون رو ببینی.

746
00:42:52.120 --> 00:42:53.704
‫اونو می‌بینیش؟

747
00:43:01.704 --> 00:43:03.704
‫این چیه؟

748
00:43:03.704 --> 00:43:06.537
‫یه تیکه دیگه از گوشیته؟

749
00:43:11.829 --> 00:43:14.954
‫این وقت شب اینجا چی کار می‌کنی، سایمون؟

750
00:43:14.995 --> 00:43:17.579
‫- برگشتم دنبالِ...
‫- دنبال چی بگردی؟

751
00:43:17.954 --> 00:43:19.995
‫شاید بهتره بذار کسایی که وظیفه‌شونه...

752
00:43:20.037 --> 00:43:22.954
‫کارشونو بکنن.

753
00:43:22.995 --> 00:43:25.454
‫خودشون می‌فهمن چی به سر مدی اومده.

754
00:43:32.162 --> 00:43:39.162
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»
‫» ترجمه از فائزه شاهمرادی «

