
1
00:00:01.458 --> 00:00:03.458
‫قبل از جمع بندی امروز،
‫یه تکلیف بهت میدم.

2
00:00:03.541 --> 00:00:04.749
‫- میشه مزاحمت بشم؟
‫- اون چیه؟

3
00:00:04.749 --> 00:00:07.624
‫چندتا نمونه‌ی سرگذشته
‫واسه اینکه الهام بگیری.

4
00:00:07.666 --> 00:00:09.708
‫همه‌مون داریم سعی می‌کنیم
‫که از برزخ بگذریم.

5
00:00:09.791 --> 00:00:10.624
‫ولی جنت تونست،

6
00:00:10.666 --> 00:00:12.833
‫اون از سال 1960 اینجا بود.

7
00:00:12.833 --> 00:00:15.458
‫ولی جایگزینش، داون هستش.

8
00:00:15.541 --> 00:00:18.083
‫می‌دونم که به نظر میاد
‫من به دخترتون آسیب رسوندم ولی...

9
00:00:18.083 --> 00:00:20.124
‫این اصلا حقیقت نداره.

10
00:00:22.583 --> 00:00:24.458
‫- داون از برزخ گذشت.
‫- وقتی جنت رفت هم اینجوری شد؟

11
00:00:24.541 --> 00:00:26.458
‫- کسی یادش میاد؟
‫- نه.

12
00:00:26.541 --> 00:00:28.458
‫- باید با مامانم حرف بزنم.
‫- چرا؟

13
00:00:28.874 --> 00:00:30.249
‫ممکنه اون من رو کشته باشه.

14
00:00:33.333 --> 00:00:38.666
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»
‫» ترجمه از زهرا و فائزه «

15
00:00:44.208 --> 00:00:47.749
‫[دبیرستان اسپلیت ریور]

16
00:01:39.124 --> 00:01:40.666
‫کجا رو باید بگردم؟

17
00:01:41.166 --> 00:01:42.249
‫میز آرایش رو بگرد.

18
00:01:44.458 --> 00:01:46.166
‫اون همیشه وسایل‌هاش رو توی کمد قایم می‌کنه.

19
00:01:48.499 --> 00:01:49.749
‫اگه اون پول رو برداشته باشه،

20
00:01:49.791 --> 00:01:51.333
‫باید توی یکی از مخفیگاه‌های همیشگیش باشه.

21
00:01:51.416 --> 00:01:53.958
‫اون سال به سال خلاقیتش کمتر میشه.

22
00:02:06.374 --> 00:02:09.499
‫وقت‌هایی که چاره‌ای نداره،
‫از اتاق من هم استفاده می‌کنه.

23
00:02:50.499 --> 00:02:52.499
‫پیداش کردی؟

24
00:02:52.708 --> 00:02:53.916
‫چی رو؟

25
00:02:54.208 --> 00:02:55.708
‫دفتر تاریخ رو.

26
00:02:56.499 --> 00:02:58.041
‫واسه همین اومدی، آره؟

27
00:02:58.208 --> 00:03:00.624
‫گفتی دفتر مدی رو لازم داری.

28
00:03:00.874 --> 00:03:02.166
‫آره، درسته.

29
00:03:02.749 --> 00:03:03.749
‫پیداش کردم.

30
00:03:03.791 --> 00:03:05.541
‫باید برگردم مدرسه.

31
00:04:23.749 --> 00:04:26.791
‫می‌دونم فکر نمی‌کردیم
‫همچین چیزی پیدا کنیم، ولی...

32
00:04:33.749 --> 00:04:35.749
‫وقتی رفتم دنبالش این تو گردنم بود.

33
00:04:36.666 --> 00:04:39.166
‫و وقتی اومدم اینجا دیگه تو گردنم نبود.

34
00:04:43.207 --> 00:04:44.916
‫سایمون، اون نمی‌تونسته...

35
00:04:47.124 --> 00:04:49.249
‫حتما یه دلیل کاملا منطقی

36
00:04:49.291 --> 00:04:51.749
‫و بی‌ربط به قتلی پشت این قضیه هست.

37
00:04:51.999 --> 00:04:53.207
‫بیارش اینجا.

38
00:04:54.249 --> 00:04:55.666
‫وقت‌هایی که دروغ میگه همیشه متوجه میشم.

39
00:04:55.832 --> 00:04:57.207
‫تمام حرف‌هاش رو می‌شناسم.

40
00:04:57.582 --> 00:04:58.999
‫اگه بتونی بیاریش توی اتاقی که من باشم...

41
00:04:59.207 --> 00:05:00.749
‫و باهاش حرف بزنی...

42
00:05:00.791 --> 00:05:01.957
‫می‌تونیم بفهمیم که...

43
00:05:04.082 --> 00:05:05.249
‫مامانم...

44
00:05:05.291 --> 00:05:06.166
‫خیلی خب.

45
00:05:06.332 --> 00:05:07.791
‫باشه، یه کاریش می‌کنم.

46
00:05:08.624 --> 00:05:09.416
‫سایمون؟

47
00:05:11.291 --> 00:05:15.457
‫دیروز گفتی چه بفهمیم قضیه چی بوده
‫و چه نفهمیم...

48
00:05:15.874 --> 00:05:16.957
‫من باید از اینجا برم...

49
00:05:17.166 --> 00:05:18.749
‫الان نگران اون نباش.

50
00:05:18.791 --> 00:05:20.999
‫من خودخواه بودم.

51
00:05:22.332 --> 00:05:23.749
‫تو هیچوقت خودخواه نیستی.

52
00:05:30.291 --> 00:05:32.457
‫مدی، اگه کار اون بوده باشه...

53
00:05:33.374 --> 00:05:35.332
‫مطمئنی که دوست داری بدونی؟

54
00:05:39.207 --> 00:05:40.124
‫دیوونه شدی؟

55
00:05:40.124 --> 00:05:41.832
‫این بدترین فکریه که میشه کرد.

56
00:05:41.916 --> 00:05:43.624
‫می‌دونی، تو ذهنت تا آخر تصورش کن.

57
00:05:43.666 --> 00:05:45.957
‫سلام کلانتر، من واسه پول
‫معلمم رو تهدید کردم

58
00:05:45.999 --> 00:05:48.166
‫و شاید هم اتفاقی
‫واسه دوست صمیمیِ گمشده‌ام پاپوش دوخته باشم.

59
00:05:48.249 --> 00:05:50.041
‫شما کسی رو دستگیر کردین
‫که امکان نداره اون رو دزدیده باشه،

60
00:05:50.082 --> 00:05:51.791
‫چون وقتی داشتین ازش بازجویی می‌کردین،

61
00:05:51.832 --> 00:05:54.124
‫تصمیم گرفتم حق‌السکوتی که
‫دزدیده بودم رو چال کنم،

62
00:05:54.166 --> 00:05:56.499
‫پس میشه حرف من رو باور کنین؟

63
00:05:56.541 --> 00:05:57.874
‫علاوه بر اینکه همه‌ی این حرف‌هات

64
00:05:57.957 --> 00:06:00.749
‫به نظر باورنکردنی میاد، اگه...

65
00:06:01.499 --> 00:06:03.624
‫اگه اعتراف کنیم بعدش چی میشه؟

66
00:06:03.707 --> 00:06:06.791
‫ببین، می‌دونم بدجور گند زدیم.

67
00:06:06.874 --> 00:06:08.457
‫ولی داریم در مورد آینده‌مون حرف می‌زنیم.

68
00:06:09.791 --> 00:06:10.957
‫اون چی؟

69
00:06:13.041 --> 00:06:15.124
‫[رزرو شده برای مستخدمین]

70
00:06:18.041 --> 00:06:23.374
‫[این رو تمیز کن، قاتل!]

71
00:06:26.916 --> 00:06:28.582
‫باید یه راه دیگه‌ای هم باشه، خب؟

72
00:06:28.916 --> 00:06:31.041
‫اگه بدون مدرک بریم اعتراف کنیم،

73
00:06:31.082 --> 00:06:32.207
‫کار تموم میشه.

74
00:06:32.874 --> 00:06:34.457
‫و قاتل واقعی فرار می‌کنه.

75
00:06:40.624 --> 00:06:41.582
‫- و نورها...
‫- آره.

76
00:06:41.624 --> 00:06:42.624
‫- اون همیشه بهمون زل می‌زد.
‫- آره.

77
00:06:42.666 --> 00:06:43.957
‫همون لحظه موهای تنمون هم سیخ شد.

78
00:06:44.041 --> 00:06:45.291
‫- دیگه نورها چشمک نزدن.
‫- همزمان موهای تنمون سیخ شد.

79
00:06:45.332 --> 00:06:46.874
‫- تو هم حسش کردی.
‫- شما هم اونجوری شدین؟

80
00:06:46.957 --> 00:06:49.791
‫و اون صدا.
‫اون...

81
00:06:49.832 --> 00:06:51.624
‫آخه...
‫همه‌مون اون صدا رو شنیدیم.

82
00:06:51.666 --> 00:06:54.332
‫غیرممکنه که متوجه نشده باشین.

83
00:06:54.582 --> 00:06:56.832
‫وقتی جنت رفت،
‫همچین اتفاقی نیفتاد.

84
00:06:57.540 --> 00:07:00.332
‫یعنی چی رو از قلم انداختیم، آقای مارتین؟

85
00:07:00.540 --> 00:07:03.415
‫خب، نه، من...
‫می‌دونم عجیب بوده

86
00:07:03.457 --> 00:07:05.040
‫ولی شاید هیچ ربطی

87
00:07:05.082 --> 00:07:07.040
‫بین اتفاقی که واسه جنت افتاد

88
00:07:07.082 --> 00:07:08.457
‫و اتفاقی که واسه داون افتاد، نباشه.

89
00:07:08.499 --> 00:07:10.374
‫شاید تجربه‌های کاملا متفاوتی باشه.

90
00:07:10.415 --> 00:07:11.582
‫اون روزی که جنت رفت...

91
00:07:11.582 --> 00:07:12.915
‫چیز عجیبی اتفاق افتاد؟

92
00:07:12.957 --> 00:07:15.790
‫صدای عجیب یا یه نور عجیب؟

93
00:07:15.832 --> 00:07:16.707
‫نه.

94
00:07:16.790 --> 00:07:18.582
‫نه.
‫اون روزی که جنت رفت،

95
00:07:18.582 --> 00:07:20.790
‫هیچ چیز عجیبی اتفاق نیفتاد.

96
00:07:20.832 --> 00:07:24.332
‫مثل همیشه بود و یهویی غیبش زد.

97
00:07:24.415 --> 00:07:26.540
‫نمی‌دونم چرا انقدر فرق داشته.

98
00:07:26.624 --> 00:07:29.082
‫این اصلا با عقل جور درنمیاد.

99
00:07:30.249 --> 00:07:31.540
‫بعد از این همه سال،

100
00:07:31.582 --> 00:07:34.290
‫چطور می‌تونین بی‌اطلاع باشین؟

101
00:07:35.540 --> 00:07:38.332
‫ببخشید چارلی.
‫فکر نکنم حرفت منصفانه باشه.

102
00:07:38.374 --> 00:07:40.707
‫ولی اگه مرور گذشته چیز بدی نباشه چی؟

103
00:07:40.832 --> 00:07:43.790
‫اگه کلید رفتن از اینجا باشه چی؟

104
00:07:43.832 --> 00:07:45.457
‫چرا نباید حداقل امتحانش کنیم؟

105
00:07:45.499 --> 00:07:48.332
‫چون اگه دائما بهش فکر کنیم دردناکه.

106
00:07:48.415 --> 00:07:49.290
‫خب؟

107
00:07:52.749 --> 00:07:54.665
‫اینکه هی مرورش کنیم.

108
00:07:56.415 --> 00:07:57.665
‫چرا دردناکه؟

109
00:08:12.165 --> 00:08:13.665
‫روزی که من مردم،

110
00:08:14.665 --> 00:08:15.832
‫یه اشتباهی کرده بودم.

111
00:08:18.124 --> 00:08:19.582
‫یک آن چشم از بچه‌ها برداشتم،

112
00:08:19.624 --> 00:08:22.499
‫و یه اشتباه شد،
‫یه اشتباه مرگبار.

113
00:08:25.540 --> 00:08:26.707
‫آتش‌سوزی شد.

114
00:08:27.665 --> 00:08:29.790
‫تونستم شاگردام رو نجات بدم،

115
00:08:29.832 --> 00:08:31.249
‫ولی نتونستم خودم رو نجات بدم.

116
00:08:32.082 --> 00:08:33.624
‫اونجوری قهرمان نشدین؟

117
00:08:33.665 --> 00:08:34.832
‫یا یه شهید؟

118
00:08:35.332 --> 00:08:36.332
‫اینکه اصلا تقصیر شما نبوده

119
00:08:36.332 --> 00:08:37.332
‫من معلم بودم.

120
00:08:37.540 --> 00:08:38.874
‫باید بیشتر حواسم رو جمع می‌کردم.

121
00:08:38.957 --> 00:08:40.499
‫باید می‌دونستم چه خبره.

122
00:08:40.582 --> 00:08:43.374
‫تا اینکه دانش‌آموزهام با خاطره‌ی...

123
00:08:47.332 --> 00:08:49.207
‫دیدن اون فاجعه زندگی کنن.

124
00:08:50.749 --> 00:08:53.040
‫همینقدر بگم که من در حقشون کوتاهی کردم،

125
00:08:53.707 --> 00:08:56.082
‫و نمی‌خوام در حق شما هم کوتاهی کنم.

126
00:08:59.290 --> 00:09:02.499
‫من توی 60 سال گذشته
‫سعی کردم بهتون کمک کنم.

127
00:09:04.082 --> 00:09:06.249
‫ممکنه برای اینجا بودن انتخاب نشده باشم،

128
00:09:06.707 --> 00:09:09.874
‫ولی تمام سعیم رو کردم
‫تا این زمان به دردتون بخوره...

129
00:09:10.040 --> 00:09:12.165
‫و سعی کردم براتون بهترش کنم.

130
00:09:12.957 --> 00:09:14.082
‫راست میگه.

131
00:09:15.040 --> 00:09:17.374
‫توی این چند سال
‫خیلی تلاش کرده که بهمون کمک کنه.

132
00:09:17.749 --> 00:09:20.040
‫مثل دادگاه تمثیلی و نوشتن سرگذشت؟

133
00:09:30.582 --> 00:09:34.249
‫می‌دونم اینکه جواب تمام سوال‌هاتون رو
‫نمی‌دونین، چقدر ناامیدتون می‌کنه.

134
00:09:34.874 --> 00:09:37.082
‫ای کاش می‌تونستم بیشتر کمکتون کنم.

135
00:09:37.124 --> 00:09:38.582
‫ولی این...

136
00:09:39.207 --> 00:09:41.124
‫این یه چیز بی‌سابقه‌ست.

137
00:09:45.374 --> 00:09:47.207
‫ای کاش جواب بیشتری براتون داشتم.

138
00:09:50.290 --> 00:09:51.165
‫ولی ندارم.

139
00:10:30.998 --> 00:10:32.665
‫خیلی عجیبه که داون،

140
00:10:32.748 --> 00:10:34.290
‫مثل همیشه اینجا نیست، نه؟

141
00:10:37.332 --> 00:10:42.748
‫همه ناراحتن و گیج شدن.

142
00:10:44.457 --> 00:10:45.915
‫ولی تو باهاش حرف زدی،

143
00:10:46.748 --> 00:10:48.540
‫دقیقا قبل از اینکه...

144
00:10:54.957 --> 00:10:56.290
‫بهش گفتم بابت چیزهایی که

145
00:10:56.332 --> 00:10:57.790
‫توی جلسه احضار دیده متاسفم،

146
00:10:58.707 --> 00:11:01.915
‫گفتم متاسفم که
‫ اونا اونجوری باهات رفتار کردن،

147
00:11:01.957 --> 00:11:03.332
‫تو لایق همچین رفتاری نبودی.

148
00:11:03.873 --> 00:11:05.123
‫چون واقعا لایق اون رفتار نبود.

149
00:11:07.748 --> 00:11:08.957
‫تقصیر اون نبود.

150
00:11:09.248 --> 00:11:10.373
‫آره.

151
00:11:11.707 --> 00:11:13.707
‫حتی ما هم باهاش زیاد خوب نبودیم.

152
00:11:17.290 --> 00:11:19.748
‫گمونم بالاخره
‫چیزی که لازم بود بشنوه رو شنید.

153
00:11:28.165 --> 00:11:29.832
‫اگه بفهمی
‫کسی که قرار بود ازت محافظت کنه،

154
00:11:29.873 --> 00:11:32.582
‫همونی باشه که بهت آسیب زده، چیکار می‌کنی؟

155
00:11:33.873 --> 00:11:36.915
‫مثلا کسی که تنها کارش
‫محافظت از تو بوده؟

156
00:11:43.915 --> 00:11:45.873
‫توی این تجربه‌ی سخت،
‫این اولین باریه که...

157
00:11:45.957 --> 00:11:47.582
‫از دونستن حقیقت می‌ترسم.

158
00:11:57.082 --> 00:11:57.957
‫هی.

159
00:11:59.832 --> 00:12:01.998
‫تنها کسی که بهم یاد داد
‫چجوری با ترس‌هام روبرو بشم،

160
00:12:02.040 --> 00:12:03.123
‫تو بودی.

161
00:12:09.165 --> 00:12:10.540
‫مصاحبه چطور پیش رفت؟

162
00:12:10.790 --> 00:12:11.998
‫کدوم مصاحبه؟

163
00:12:12.915 --> 00:12:14.748
‫مصاحبه‌ی دانشگاه نورث‌وسترن.

164
00:12:15.082 --> 00:12:16.915
‫آهان، خوب بود.

165
00:12:17.123 --> 00:12:18.623
‫فکر نکنم دیگه بخوام برم.

166
00:12:20.748 --> 00:12:22.415
‫به نظرت مدی اگه بود چه فکری می‌کرد؟

167
00:12:24.582 --> 00:12:26.957
‫هفته‌ی پیش فهمیدم که مدی...

168
00:12:26.998 --> 00:12:28.707
‫واسه دریافت جایزه‌ی پاییزه‌ی انگلیسی
‫انتخاب شده.

169
00:12:28.790 --> 00:12:31.790
‫می‌دونم وقت کمه، ولی گفتم

170
00:12:31.915 --> 00:12:34.082
‫شاید بخوای از طرف مدی
‫اون جایزه رو بگیری.

171
00:12:34.832 --> 00:12:35.957
‫ساعت 7 شروع میشه.

172
00:12:36.207 --> 00:12:37.998
‫اگه دوست داشته باشی هم
‫می‌تونی چند کلمه حرف بزنی.

173
00:12:41.165 --> 00:12:42.207
‫نه.

174
00:12:42.707 --> 00:12:44.332
‫نه، مامان مدی باید اون جایزه رو بگیره.

175
00:12:45.290 --> 00:12:46.165
‫باشه.

176
00:12:47.790 --> 00:12:48.998
‫بهش خبر میدم.

177
00:12:52.373 --> 00:12:53.373
‫فهمیدم.

178
00:12:53.540 --> 00:12:54.748
‫کسی هست که مراقبش باشه؟

179
00:12:57.832 --> 00:12:59.332
‫آره، فقط...
‫با من درمیون بذار.

180
00:12:59.332 --> 00:13:00.165
‫باشه.

181
00:13:01.207 --> 00:13:01.915
‫باز چی شده؟

182
00:13:01.957 --> 00:13:03.748
‫در مورد آقای ساوث تماس گرفته بودن؟

183
00:13:04.248 --> 00:13:05.457
‫چی می‌خوای زاویر؟

184
00:13:05.748 --> 00:13:08.207
‫بیخیال بابا. امکان نداره که...

185
00:13:08.415 --> 00:13:10.915
‫آقای ساوث
‫ربطی به ناپدید شدن مدی داشته باشه.

186
00:13:10.998 --> 00:13:13.373
‫اون روزی که مدی گم شد
‫من با آقای ساوث بودم.

187
00:13:13.915 --> 00:13:15.998
‫این رو هزار بار بهت گفتم.

188
00:13:16.040 --> 00:13:17.082
‫خب، سرم شلوغه.

189
00:13:24.290 --> 00:13:26.332
‫این هم می‌دونم که
‫نمی‌تونسته توی اون خونه‌ها باشه.

190
00:13:26.665 --> 00:13:28.582
‫اون شخصی که اون روز توی اون خونه‌ای که

191
00:13:28.623 --> 00:13:30.457
‫توش اهرم پیدا کردین بود،
‫از پنجره پرید بیرون.

192
00:13:30.498 --> 00:13:32.123
‫آقای ساوث بدون زانوبند...

193
00:13:32.165 --> 00:13:33.332
‫حتی یه قدم هم نمی‌تونه برداره.

194
00:13:36.373 --> 00:13:37.373
‫چیه؟

195
00:13:39.582 --> 00:13:41.207
‫پس الان اومدی اینجا

196
00:13:41.290 --> 00:13:42.873
‫و داری اعتراف می‌کنی که...

197
00:13:43.123 --> 00:13:44.790
‫اونجا بودی؟

198
00:13:45.498 --> 00:13:47.498
‫حرکت شجاعانه‌ایه، زاویر،

199
00:13:48.415 --> 00:13:50.873
‫که بیای توی دفتر من و این رو بهم بگی.

200
00:13:51.832 --> 00:13:53.123
‫باید الان دستگیرت کنم.

201
00:13:53.207 --> 00:13:55.331
‫آره، آره، بابا،
‫شاید بهتره که دستگیرم کنی.

202
00:13:55.415 --> 00:13:57.748
‫یا اینکه کار کوفتی‌ات رو خوب انجام بدی

203
00:13:58.040 --> 00:13:59.581
‫و مجرم اصلی رو دستگیر کنی!

204
00:13:59.790 --> 00:14:01.331
‫کافیه.

205
00:14:04.581 --> 00:14:06.165
‫کار دارم.

206
00:14:08.623 --> 00:14:10.123
‫برو خونه، زاویر.

207
00:14:25.498 --> 00:14:28.331
‫[خیابون کبک، پلاک 4916]

208
00:14:37.873 --> 00:14:38.540
‫سلام.

209
00:14:39.373 --> 00:14:40.206
‫سلام.

210
00:14:42.040 --> 00:14:43.540
‫این اواخر اوضاع عجیب شده.

211
00:14:43.998 --> 00:14:45.831
‫نمی‌دونم، به نظرم
‫چند دهه قبل عجیب‌تر بوده.

212
00:14:45.873 --> 00:14:47.956
‫خیلی خب، تو چت شده؟

213
00:14:48.540 --> 00:14:50.415
‫چرا بیشتر سوال نمی‌پرسی؟

214
00:14:50.498 --> 00:14:52.040
‫داون از برزخ گذشته.

215
00:14:52.165 --> 00:14:53.415
‫خوش به حالش.

216
00:14:53.498 --> 00:14:54.998
‫کمکی به من نمی‌کنه.

217
00:14:55.331 --> 00:14:57.373
‫آره، خب.
‫اگه بکنه چی؟

218
00:14:57.623 --> 00:14:58.998
‫ما اونجا بودیم.

219
00:14:59.248 --> 00:15:01.665
‫داون دیروز توی جلسه یه چیزی پیدا کرد، خب؟

220
00:15:01.706 --> 00:15:04.581
‫حتما به یه چیز خیلی بزرگی رسیده.

221
00:15:04.623 --> 00:15:06.081
‫ما که رفتنش از اینجا رو ندیدیم.

222
00:15:06.081 --> 00:15:07.540
‫آره ولی حسش کردیم.

223
00:15:07.956 --> 00:15:09.206
‫درسته؟
‫ببین اون تونست...

224
00:15:09.206 --> 00:15:11.498
‫خاطراتش رو احضار کنه
‫و موفق شد.

225
00:15:11.581 --> 00:15:13.581
‫میشه این مزخرفات رو بس کنی؟

226
00:15:14.331 --> 00:15:16.456
‫ببین، سوال من اینه.

227
00:15:16.498 --> 00:15:18.123
‫چرا اینجوری می‌کنی؟

228
00:15:18.123 --> 00:15:20.206
‫تو خیلی عجله داشتی که از اینجا بگذری،

229
00:15:20.248 --> 00:15:22.415
‫و حالا می‌خوای کوتاه بیای.

230
00:15:22.498 --> 00:15:24.165
‫دیگه داری پات رو
‫از گلیمت درازتر می‌کنی، چارلی.

231
00:15:24.415 --> 00:15:26.373
‫- بیخیال شو.
‫- تو نمی‌تونی جلوی من رو بگیری.

232
00:15:26.415 --> 00:15:28.331
‫بیخیال شو دیگه چارلی!

233
00:15:28.373 --> 00:15:30.998
‫راندا، می‌تونی با من حرف بزنی.

234
00:15:31.706 --> 00:15:32.665
‫ما با هم دوستیم.

235
00:15:32.665 --> 00:15:33.498
‫چرا؟

236
00:15:33.831 --> 00:15:35.456
‫چون با همدیگه اینجا گیر افتادیم؟

237
00:15:36.040 --> 00:15:37.706
‫واقع‌بین باش، بچه جون.

238
00:15:40.206 --> 00:15:41.040
‫باشه.

239
00:16:09.331 --> 00:16:09.831
‫زود رسیدیم؟

240
00:16:09.873 --> 00:16:11.165
‫- هیچکس اینجا نیست.
‫- آره.

241
00:16:11.248 --> 00:16:12.581
‫گفتم یه چند دقیقه
‫با همدیگه فکر کنیم

242
00:16:12.623 --> 00:16:14.040
‫که توی مراسم چی بگی.

243
00:16:14.623 --> 00:16:16.331
‫نه، من نمی‌خوام سخنرانی کنم.

244
00:16:16.415 --> 00:16:17.790
‫اوه، چیز مهمی نیست.

245
00:16:17.831 --> 00:16:20.706
‫گفتم شاید بخوای چند کلمه حرف بزنی.

246
00:16:22.248 --> 00:16:23.915
‫می‌تونیم یه متن بنویسیم.

247
00:16:25.081 --> 00:16:26.956
‫اینجوری لازم نیست چیزی رو
‫فی‌البداهه بگی.

248
00:16:27.998 --> 00:16:29.206
‫بفرما.

249
00:16:44.540 --> 00:16:46.415
‫کدوم یکی مال مدی بود؟

250
00:16:48.915 --> 00:16:50.331
‫مدی کجا می‌نشست؟

251
00:17:07.040 --> 00:17:08.248
‫خیلی خب.

252
00:17:08.915 --> 00:17:11.081
‫گمونم بهتره که شروع کنیم.

253
00:17:15.998 --> 00:17:17.831
‫اونجاست. آدرس اونجا بود.

254
00:17:24.289 --> 00:17:26.831
‫صبر کن ببینم، آخرین ورود غیرقانونی،
‫یه چهارراه اون طرف‌تر نبود؟

255
00:17:27.539 --> 00:17:28.414
‫آره.

256
00:17:29.039 --> 00:17:31.289
‫هی، اون دره بازه؟

257
00:17:33.164 --> 00:17:34.831
‫شاید پلیس‌ها اومدن.

258
00:17:35.081 --> 00:17:37.206
‫به نظر میاد به زور وارد شدن.

259
00:17:37.414 --> 00:17:38.748
‫باید بریم تو؟

260
00:17:38.914 --> 00:17:42.414
‫آره، چون قبلا خیلی به نفعت شد.

261
00:17:42.998 --> 00:17:43.914
‫به نکته‌ی خوبی اشاره کردی.

262
00:17:44.081 --> 00:17:47.081
‫ببینین، من میگم
‫فقط بشینیم، نگاه کنیم و منتظر بمونیم.

263
00:17:47.248 --> 00:17:48.581
‫اگه یه حرکت یا یه چیز غیرعادی دیدم،

264
00:17:48.623 --> 00:17:50.164
‫اونوقت میریم جلوتر و یه نگاهی میندازیم.

265
00:17:50.456 --> 00:17:51.373
‫باید اینجا رو تحت نظر بگیریم.

266
00:17:51.539 --> 00:17:52.289
‫فوق‌العاده‌ست.

267
00:17:52.706 --> 00:17:54.373
‫اینکه چند ساعتی با شما توی ماشین باشم

268
00:17:54.456 --> 00:17:56.914
‫دقیقا کاری بود که می‌خواستم
‫شب چهارشنبه‌ام انجامش بدم.

269
00:18:02.373 --> 00:18:03.831
‫چیزی پیدا کردی؟

270
00:18:03.998 --> 00:18:06.039
‫پسر، این کامپیوتر
‫وقتی اومدم اینجا هم قدیمی بود.

271
00:18:06.664 --> 00:18:07.998
‫داون دیروز وقتی داشت گذشته‌ش رو مرور می‌کرد

272
00:18:08.081 --> 00:18:09.373
‫یه چیزی پیدا کرد،

273
00:18:09.414 --> 00:18:11.664
‫و حتما جنت هم همین کار رو کرده.

274
00:18:11.664 --> 00:18:14.456
‫بنابراین شاید اگه ما هم
‫ گذشته‌شون رو بررسی کنیم،

275
00:18:14.498 --> 00:18:17.956
‫بتونیم یه چیزی پیدا کنیم که
‫این قضیه رو توضیح بده.

276
00:18:18.539 --> 00:18:19.373
‫تو چه سالی هستی؟

277
00:18:19.414 --> 00:18:20.581
‫سال 1959.

278
00:18:20.664 --> 00:18:21.914
‫دارم میرم عقب‌تر،

279
00:18:21.956 --> 00:18:23.831
‫ولی اسم جنت رو هیچ جا نمی‌بینم.

280
00:18:23.956 --> 00:18:25.664
‫اون سال 1960 مرده، درسته؟

281
00:18:25.789 --> 00:18:27.373
‫آره.
‫من هم چیز قابل توجهی

282
00:18:27.456 --> 00:18:28.873
‫توی پرونده‌ی دانش‌آموزی داون پیدا نکردم.

283
00:18:29.248 --> 00:18:30.331
‫می‌دونی، من...

284
00:18:30.414 --> 00:18:33.414
‫می‌دونم که زیاد باهاش صمیمی نبودیم،

285
00:18:35.039 --> 00:18:36.623
‫ولی یه حس بدی دارم

286
00:18:37.414 --> 00:18:38.998
‫که نتونستیم ازش خداحافظی کنیم.

287
00:18:41.331 --> 00:18:43.581
‫نمی‌خوام واسه من هم
‫همچین اتفاقی بیفته.

288
00:18:45.831 --> 00:18:47.831
‫دفعه‌ی پیش که نتونستم خداحافظی کنم.

289
00:18:50.206 --> 00:18:52.289
‫نمی‌خوام یهو غیب بشم.

290
00:18:57.831 --> 00:18:58.914
‫من هم همینطور.

291
00:19:01.623 --> 00:19:05.248
‫این هم یه دلیل دیگه که چرا
‫باید بفهمیم قضیه چی بوده.

292
00:19:06.748 --> 00:19:07.914
‫وای.

293
00:19:08.373 --> 00:19:09.539
‫وای، صبر کن ببینم.
‫این خیلی عجیبه.

294
00:19:09.623 --> 00:19:10.539
‫چیه؟ چی شده؟

295
00:19:10.623 --> 00:19:12.331
‫خب...

296
00:19:12.789 --> 00:19:14.789
‫«دبیرستان اسپلیت‌ریور

297
00:19:14.831 --> 00:19:16.581
‫برای برنامه‌ی مقدماتی کشوری انتخاب شده

298
00:19:16.664 --> 00:19:18.164
‫تا دانش‌آموزان و معلمان

299
00:19:18.206 --> 00:19:19.873
‫از خطر حمله‌ی هسته‌ای در امان بمونن.»

300
00:19:19.956 --> 00:19:21.956
‫- چی؟
‫- «قراره یک پناهگاه زیرزمینی

301
00:19:22.039 --> 00:19:24.039
‫زیر بخش شرقی ساختمان مدرسه ساخته بشه،

302
00:19:24.039 --> 00:19:26.081
‫درست همانجایی که ساختمان،
‫در اثر آتش‌سوزیِ آزمایشگاه شیمی

303
00:19:26.123 --> 00:19:29.664
‫در 14 ژانویه‌ی 1958، تخریب شده بود.»

304
00:19:30.206 --> 00:19:31.331
‫وایسا ببینم، سال 1958.

305
00:19:31.373 --> 00:19:33.123
‫- حتما آتش‌سوزی آقای مارتین رو میگه.
‫- آره.

306
00:19:33.164 --> 00:19:33.956
‫اسمی ازش آورده شده؟

307
00:19:34.373 --> 00:19:35.789
‫چیزی نمی‌بینم... اوه، چرا.

308
00:19:35.831 --> 00:19:37.914
‫خب...
‫«مسئولین مشخص کردن که....

309
00:19:37.956 --> 00:19:39.664
‫اون آتش‌سوزی اتفاقی بوده.

310
00:19:39.956 --> 00:19:41.789
‫دو نفر در این آتش‌سوزی که در جریانِ

311
00:19:41.831 --> 00:19:44.664
‫درس شیمی در آزمایشگاه
‫ اتفاق افتاده بود، کشته شدن.

312
00:19:44.706 --> 00:19:46.914
‫معلم شیمی عزیز، آقای اورت مارتین،

313
00:19:46.998 --> 00:19:48.248
‫- یکی از قربانیان این حادثه...
‫- وایسا ببینم، میگه دو نفر؟

314
00:19:48.289 --> 00:19:50.206
‫آقای مارتین گفت که فقط خودش مُرده.

315
00:19:50.831 --> 00:19:53.956
‫«یکی از دانش‌آموزان هم
‫توی آتش‌سوزی کشته شده...»

316
00:19:53.998 --> 00:19:55.414
‫«دانش‌آموز کلاس دهم...»

317
00:19:57.748 --> 00:19:59.331
‫چیه؟ چی شده؟

318
00:20:03.956 --> 00:20:06.581
‫جنت همیلتون.

319
00:20:12.248 --> 00:20:14.331
‫چرا هر دوشون بهمون دروغ گفتن؟

320
00:20:23.164 --> 00:20:25.498
‫شاید بهتره با این شروع کنیم که

321
00:20:25.664 --> 00:20:27.956
‫این جایزه چه معنایی برای مدی داشته.

322
00:20:28.539 --> 00:20:30.373
‫فکر نکنم خوب باشه.
‫اون همیشه فکر می‌کرد

323
00:20:30.748 --> 00:20:32.914
‫اینجور چیزها احمقانه‌ان.

324
00:20:33.248 --> 00:20:34.289
‫خب، به نظرت اگه بود

325
00:20:34.581 --> 00:20:35.956
‫موقع گرفتن جایزه چی می‌گفت؟

326
00:20:38.373 --> 00:20:39.248
‫میگفت، «وقتی جایزه‌ی نقدی نداره،

327
00:20:39.289 --> 00:20:40.498
‫چه فایده‌ای داره؟»

328
00:20:40.623 --> 00:20:42.414
‫نذار از موضوع دور بشه.

329
00:20:42.456 --> 00:20:44.581
‫بپرس از آخرین روز چی یادش میاد.

330
00:20:45.206 --> 00:20:47.331
‫سندرا، از اون روزی که اومدی مدرسه

331
00:20:47.831 --> 00:20:50.081
‫و دنبال مدی می‌گشتی، چی یادت میاد؟

332
00:20:50.581 --> 00:20:52.372
‫چرا این رو می‌پرسی؟

333
00:20:52.914 --> 00:20:54.289
‫واسه سخنرانی.

334
00:20:54.956 --> 00:20:58.664
‫به نظرم اگه یه چیزِ مهم یادت بیاد...

335
00:20:59.122 --> 00:21:00.539
‫می‌خواد جا بزنه.

336
00:21:01.372 --> 00:21:02.664
‫من نباید این کار رو کنم.

337
00:21:03.247 --> 00:21:05.331
‫می‌دونی چیه؟
‫خودت جایزه رو بگیر

338
00:21:05.414 --> 00:21:07.289
‫و بیارش خونه‌مون
‫یا واسه خودت نگهش دار.

339
00:21:07.331 --> 00:21:08.914
‫واقعا واسم مهم نیست.

340
00:21:08.914 --> 00:21:10.247
‫نمی‌خواستم ناراحتت کنم.

341
00:21:10.289 --> 00:21:12.247
‫جدی؟
‫من هم باور کردم.

342
00:21:12.747 --> 00:21:14.831
‫نه، نباید همینجوری بره.
‫در مورد گردنبند ازش بپرس.

343
00:21:14.872 --> 00:21:16.247
‫من نباید اینجا باشم.

344
00:21:16.289 --> 00:21:17.497
‫سایمون، در مورد گردنبند ازش بپرس.

345
00:21:17.581 --> 00:21:19.872
‫چرا گردنبند مدی دست توئه؟

346
00:21:28.831 --> 00:21:31.122
‫می‌دونم که به پلیس‌ها گفتی
‫روزی که مدی گم شد...

347
00:21:31.206 --> 00:21:33.081
‫اومدی مدرسه؛
‫و می‌دونم هم که حقیقت داره.

348
00:21:33.122 --> 00:21:34.414
‫خودم ماشینت رو دیدم.

349
00:21:34.497 --> 00:21:35.997
‫ولی گفتی مدی رو ندیدی.

350
00:21:36.539 --> 00:21:37.872
‫می‌دونم دروغه،

351
00:21:38.289 --> 00:21:42.706
‫چون وقتی از سالن مطالعه رفت بیرون،
‫این تو گردنش بود.

352
00:21:43.289 --> 00:21:44.956
‫اصلا اون روز چرا اومده بودی مدرسه؟

353
00:21:45.164 --> 00:21:47.372
‫مدی بهم گفت که باید می‌رفتی

354
00:21:47.664 --> 00:21:49.247
‫سر یه برنامه‌ای.

355
00:21:49.997 --> 00:21:51.081
‫چرا برگشتی؟

356
00:21:51.956 --> 00:21:53.289
‫سایمون.

357
00:21:54.206 --> 00:21:56.497
‫پس امروز واسه همین اومدی خونه‌مون.

358
00:22:05.122 --> 00:22:06.747
‫چرا دست توئه؟

359
00:22:35.997 --> 00:22:37.456
‫داره یادم میاد.

360
00:22:37.622 --> 00:22:38.872
‫مدز.

361
00:22:54.581 --> 00:22:56.706
‫سلام عزیز دلم.

362
00:23:00.206 --> 00:23:01.872
‫اون روز توی سالن پیداش کردم.

363
00:23:01.914 --> 00:23:02.956
‫چرا دروغ گفت؟

364
00:23:02.997 --> 00:23:04.831
‫چرا تو درمورد دیدنش دروغ گفتی؟

365
00:23:11.247 --> 00:23:13.331
‫چون من...

366
00:23:16.914 --> 00:23:20.247
‫از اتفاق اون روز خجالت می‌کشیدم.

367
00:23:20.289 --> 00:23:22.956
‫اون من رو پیدا کرد و بعدش...

368
00:23:23.039 --> 00:23:25.956
‫مامان، چی کار می‌کنی؟ واسه چی اینجایی؟

369
00:23:25.997 --> 00:23:27.789
‫من نیازی ندارم توی کمپ باشم، خب؟

370
00:23:27.789 --> 00:23:29.289
‫من پاکم. حالم عالیه.

371
00:23:29.331 --> 00:23:31.081
‫اونجا بودنم فقط پول هدر دادن بود.

372
00:23:31.122 --> 00:23:32.456
‫- مامان...
‫- گوش کن، می‌خوام...

373
00:23:32.539 --> 00:23:33.914
‫یه چیز خیلی جالب بهت بگم.

374
00:23:33.956 --> 00:23:35.414
‫مامان، نباید اینجا باشی.

375
00:23:35.456 --> 00:23:37.122
‫- مدی، بس کن.
‫- مامان، باید برگردی.

376
00:23:37.122 --> 00:23:38.289
‫- لطفا.
‫- فقط به حرفم گوش کن.

377
00:23:38.331 --> 00:23:39.289
‫- باشه؟
‫- مامان، صدات رو بیار پایین.

378
00:23:39.289 --> 00:23:40.872
‫- بیا لطفا...
‫- مدی.

379
00:23:42.956 --> 00:23:44.664
‫- منظورت چیه؟
‫- اون مرده که توی ...

380
00:23:44.706 --> 00:23:46.081
‫اون مرده که توی کمپ باهاش بودم، الکس،

381
00:23:46.122 --> 00:23:48.414
‫گفت توی شمال کلبه‌های خیلی قشنگی هست.

382
00:23:48.497 --> 00:23:49.997
‫و یه جای جدیده،

383
00:23:50.039 --> 00:23:51.497
‫و قراره معامله‌ی خیلی خوبی بکنن.

384
00:23:51.497 --> 00:23:52.997
‫منم یکی واسه‌ خودمون خریدم.

385
00:23:53.039 --> 00:23:54.456
‫امکان نداره.

386
00:23:54.664 --> 00:23:55.706
‫ما که پول نداریم.

387
00:23:55.747 --> 00:23:58.372
‫مجبور شدیم قرض کنیم تا تو بری کمپ.

388
00:23:58.622 --> 00:24:00.122
‫پول داریم.

389
00:24:00.206 --> 00:24:04.039
‫ازت می‌خوام شلوغش نکنی،

390
00:24:04.039 --> 00:24:08.456
‫اما من از پولی که موقع فوت بابات
‫کنار گذاشتیم، برداشتم.

391
00:24:08.497 --> 00:24:10.997
‫اما این واسه خودمونه، واسه آینده‌مون.

392
00:24:11.122 --> 00:24:12.831
‫تا بتونیم از نو شروع کنیم.

393
00:24:12.872 --> 00:24:14.914
‫اون پس‌انداز دانشگاهم بود.

394
00:24:16.497 --> 00:24:18.081
‫باشه، حالا یه کاریش می‌کنیم.

395
00:24:18.122 --> 00:24:19.580
‫خب؟ کلی دانشگاه هست...

396
00:24:19.622 --> 00:24:20.872
‫که خیلی گرون قیمت نیستن.

397
00:24:20.914 --> 00:24:22.747
‫من می‌خوام برم دانشگاه شیکاگو.

398
00:24:22.789 --> 00:24:24.164
‫مامان، ما درموردش حرف زده بودیم.

399
00:24:24.164 --> 00:24:25.664
‫اصلا چرا می‌خوای این کارو بکنی؟

400
00:24:25.705 --> 00:24:26.872
‫اونجا خیلی دوره.

401
00:24:26.872 --> 00:24:28.997
‫چون دلم نمی‌خواد پیش تو بمونم.

402
00:24:36.539 --> 00:24:37.872
‫همین الان باید درستش کنیم.

403
00:24:37.914 --> 00:24:39.289
‫من بهش زنگ می‌زنم.

404
00:24:40.539 --> 00:24:42.747
‫الان واقعا کارت زشته،

405
00:24:42.747 --> 00:24:45.289
‫و داری این لحظه‌ی قشنگ رو خراب می‌کنی.

406
00:24:45.330 --> 00:24:46.455
‫فقط اطلاعاتش رو بهم بده.

407
00:24:46.539 --> 00:24:47.705
‫من حلش می‌کنم. پسش می‌گیرم.

408
00:24:47.789 --> 00:24:49.164
‫خب نمی‌تونی پسش بگیری.

409
00:24:49.247 --> 00:24:51.122
‫امروز صبح بهش چک تضمینی دادم.

410
00:24:51.205 --> 00:24:52.664
‫فقط باید قبول کنی

411
00:24:52.705 --> 00:24:55.039
‫و بدونی که من بزرگترتم!

412
00:24:58.622 --> 00:24:59.955
‫جدی؟

413
00:25:01.830 --> 00:25:03.914
‫بزرگترها باید مراقب همه چی باشن.

414
00:25:03.997 --> 00:25:06.830
‫باید مسئول زندگیشون باشن،

415
00:25:06.872 --> 00:25:08.289
‫مسئول بچه‌هاشون.

416
00:25:11.247 --> 00:25:14.997
‫از وقتی بابا مرده هیچکس مراقبم نبوده.

417
00:25:15.080 --> 00:25:16.955
‫تو حتی نمی‌تونی مراقب خودت باشی، مامان.

418
00:25:18.622 --> 00:25:20.164
‫اون پول...

419
00:25:22.539 --> 00:25:26.414
‫اون پولی بود که بابا واسه من گذاشته بود.

420
00:25:26.497 --> 00:25:29.497
‫واسه تو نبود که خرج کنی.

421
00:25:29.539 --> 00:25:32.164
‫انگار هر روز صبح بیدار میشی...

422
00:25:32.205 --> 00:25:34.955
‫و یه راه جدید
‫واسه آسیب زدن به من پیدا می‌کنی.

423
00:25:34.997 --> 00:25:36.997
‫هر روز باید به دوستام دروغ بگم.

424
00:25:37.080 --> 00:25:39.997
‫باید تظاهر کنم که همه چی خوبه.

425
00:25:40.039 --> 00:25:43.039
‫من خیلی وقت و انرژی
‫صرف این می‌کنم که فقط...

426
00:25:43.080 --> 00:25:46.372
‫وضعیت خرابت رو قایم کنم.

427
00:25:46.664 --> 00:25:49.455
‫می‌خوای یه زندگی دوباره داشته باشی؟

428
00:25:49.539 --> 00:25:51.872
‫من خیلی تلاش کردم...

429
00:25:51.955 --> 00:25:54.705
‫که فقط دووم بیارم، مامان.

430
00:25:57.914 --> 00:26:02.039
‫اگه می‌خوای هر چی که
‫ بابا بهم داده رو ازم بگیری،

431
00:26:02.122 --> 00:26:03.247
‫بگیر.

432
00:26:07.789 --> 00:26:09.330
‫اینم بگیر.

433
00:26:11.289 --> 00:26:14.914
‫می‌تونی گرو بذاریش،
‫احتمالا 40 دلار بابتش بهت بدن.

434
00:26:14.955 --> 00:26:16.455
‫واسه خودت یه
‫پادریِ «خوش آمدید» کوفتی بخر.

435
00:26:16.830 --> 00:26:17.789
‫مدی.

436
00:26:17.789 --> 00:26:19.164
‫بس کن.

437
00:26:22.539 --> 00:26:24.247
‫- مدی...
‫- فقط برو.

438
00:26:25.539 --> 00:26:27.497
‫ولم کن.

439
00:27:20.205 --> 00:27:22.955
‫منم همونجا ولش کردم.

440
00:27:26.455 --> 00:27:28.205
‫رفتم خونه.

441
00:27:31.247 --> 00:27:33.330
‫راست میگه.

442
00:27:35.830 --> 00:27:39.205
‫من هیچ‌وقت نمی‌خواستم مادر بدی باشم.

443
00:27:41.497 --> 00:27:43.455
‫اما بودم.

444
00:27:49.080 --> 00:27:51.163
‫ئه، پس اینجایید.

445
00:27:52.663 --> 00:27:54.372
‫می‌خوایم شروع کنیم.

446
00:27:55.872 --> 00:27:57.038
‫شروع کنید.

447
00:27:57.122 --> 00:27:58.372
‫من یه دقیقه دیگه میام.

448
00:28:19.080 --> 00:28:23.122
‫اون روحیه‌ی منو نابود کرد.

449
00:28:23.205 --> 00:28:25.205
‫اما منو نکشته.

450
00:28:27.413 --> 00:28:29.038
‫پس کی کشته؟

451
00:28:33.413 --> 00:28:34.580
‫سایمون، بهم زنگ بزن.

452
00:28:34.622 --> 00:28:36.830
‫یه محض این که پیامم رو دیدی بهم زنگ بزن.

453
00:28:43.330 --> 00:28:45.955
‫میشه لطفا یواش‌تر نفس بکشی؟

454
00:28:45.997 --> 00:28:47.288
‫- ببخشید؟
‫- می‌دونی چیه؟

455
00:28:47.330 --> 00:28:48.872
‫- ولش کن.
‫- خدای من.

456
00:28:48.955 --> 00:28:50.163
‫مشکلت با من چیه؟

457
00:28:50.205 --> 00:28:51.288
‫دیگه نفس هم نباید بکشم؟

458
00:28:51.330 --> 00:28:52.788
‫- بچه‌ها.
‫- برای شروع،

459
00:28:52.830 --> 00:28:53.997
‫شاید به خاطر اینه که تو رفتی...

460
00:28:54.038 --> 00:28:55.038
‫سراغ دوستِ دوست صمیمیم.

461
00:28:55.122 --> 00:28:56.497
‫- نیکول.
‫- تو تهدیدم کردی.

462
00:28:56.538 --> 00:28:58.330
‫- تو هم یکی رو تهدید کردی.
‫- عالیه. عالیه.

463
00:28:58.372 --> 00:28:59.788
‫دیدین؟ به این میگن نقطه اشتراک.

464
00:28:59.872 --> 00:29:01.247
‫جفتتون اخیرا یکی رو تهدید کردین.

465
00:29:01.288 --> 00:29:02.705
‫- نه که خودت خیلی پاکی.
‫- نباید نقش تو رو...

466
00:29:02.705 --> 00:29:03.705
‫توی این ماجرا یادمون بره،

467
00:29:03.747 --> 00:29:05.330
‫خیلی ممنون.

468
00:29:09.872 --> 00:29:13.330
‫ببینید، الان خیلی وقته
‫که دیگه راه برگشتی نداریم.

469
00:29:13.413 --> 00:29:14.913
‫هر سه‌تامون گند زدیم،

470
00:29:14.955 --> 00:29:16.372
‫و همه‌مون مدیون مدی هستیم.

471
00:29:16.455 --> 00:29:18.122
‫اینجوری می‌تونیم براش جبران کنیم.

472
00:29:18.205 --> 00:29:20.788
‫دیگه دست رو دست گذاشتن بسه. من میرم تو.

473
00:29:20.830 --> 00:29:22.205
‫منم

474
00:29:23.913 --> 00:29:25.122
‫صبر کنید، منم میام.

475
00:29:25.163 --> 00:29:26.747
‫نه. تو توی ماشین بمون.

476
00:29:26.788 --> 00:29:28.288
‫شاید نیاز شد فرار کنیم.

477
00:29:49.372 --> 00:29:50.580
‫پسر انگار چندین ساله...

478
00:29:50.622 --> 00:29:51.830
‫که کسی نیومده اینجا.

479
00:29:51.913 --> 00:29:53.247
‫متوجهم.

480
00:30:00.788 --> 00:30:02.788
‫توی متن نوشته بود که اینجا بعد آتیش‌سوزی

481
00:30:02.788 --> 00:30:05.955
‫توی همون جایی ساخته شده که بخش علمی بود.

482
00:30:06.038 --> 00:30:07.288
‫صبر کن.

483
00:30:07.372 --> 00:30:09.538
‫ظاهرا یکی به این دست زده.

484
00:30:12.913 --> 00:30:14.913
‫- چی؟
‫- به نظر میاد که این...

485
00:30:14.955 --> 00:30:16.038
‫انگار جابه‌جا شده.

486
00:30:26.580 --> 00:30:27.913
‫اینا دیگه چی‌ان؟

487
00:30:27.997 --> 00:30:30.205
‫وای. این شبیهِ....

488
00:30:30.288 --> 00:30:32.497
‫فیلم اکشن «مهاجمان صندوق گمشده»ـست.

489
00:30:36.372 --> 00:30:38.205
‫اینا... اینا دیگه چی‌‌ان؟

490
00:30:40.163 --> 00:30:41.497
‫اعلامیه فوتن.

491
00:30:41.538 --> 00:30:45.163
‫«سوژه علائم پارانویا و از دست دادن حافظه
‫ از خود نشان می‌دهد.»

492
00:30:45.163 --> 00:30:47.288
‫«معلوم نیست که سوژه
‫از علت مرگ خبردار باشد.»

493
00:30:47.330 --> 00:30:49.247
‫«نیازمند مطالعات بیشتر.»

494
00:30:53.622 --> 00:30:56.622
‫این دست‌خط آقای مارتین نیست؟

495
00:31:23.913 --> 00:31:26.330
‫از گروه چهارنفره‌ی نوازندگان متشکرم.

496
00:31:26.413 --> 00:31:31.830
‫جایزه‌ی بخش انگلیسی
‫به مدیسون نیرز تقدیم میشه.

497
00:31:32.288 --> 00:31:33.830
‫امشب مادرش اینجاست...

498
00:31:33.913 --> 00:31:35.913
‫تا از طرف ایشون هدیه‌ش رو دریافت کنه.

499
00:31:42.871 --> 00:31:45.163
‫سلام. من سندرام.

500
00:31:45.246 --> 00:31:47.455
‫خب...

501
00:31:47.496 --> 00:31:49.413
‫جالبه که در واقع این اولین باریه...

502
00:31:49.455 --> 00:31:52.705
‫که به عمرم اومدم سالن ورزشی اینجا.

503
00:31:52.746 --> 00:31:59.246
‫مدی زیاد تو مدرسه فعالیت نداشت.

504
00:31:59.288 --> 00:32:02.913
‫و هر دفعه که به خاطر نمراتش...

505
00:32:02.996 --> 00:32:07.705
‫یا هر چی تشویق می‌شد،

506
00:32:08.788 --> 00:32:10.913
‫دلش نمی‌خواست من بیام.

507
00:32:14.496 --> 00:32:16.996
‫من... می‌دونم...

508
00:32:17.038 --> 00:32:23.246
‫که به نظر می‌رسید سخت میشد مدی رو شناخت.

509
00:32:23.330 --> 00:32:26.246
‫و احتمالا این تقصیر من باشه.

510
00:32:29.371 --> 00:32:32.371
‫اما... امیدوارم همه‌تون بدونید...

511
00:32:32.455 --> 00:32:35.288
‫که حتی اگه خوب نمی‌شناختینش،

512
00:32:35.288 --> 00:32:40.205
‫و با این که شاید اینطور به نظر نمی‌رسید،

513
00:32:40.413 --> 00:32:46.455
‫اما اون خیلی خیلی به همه چی...

514
00:32:46.538 --> 00:32:48.455
‫اهمیت می‌داد...

515
00:32:48.538 --> 00:32:51.580
‫به دوستاش،

516
00:32:51.663 --> 00:32:55.163
‫به دانشگاه رفتن،

517
00:32:55.246 --> 00:32:56.830
‫به من.

518
00:32:59.538 --> 00:33:01.038
‫اون مراقبم بود...

519
00:33:07.788 --> 00:33:10.788
‫احتمالا بیشتر از اونقدری که باید می‌بود.

520
00:33:12.996 --> 00:33:16.538
‫پس فقط امیدوارم...

521
00:33:16.580 --> 00:33:19.496
‫که همه‌ی شما بدونید،

522
00:33:19.580 --> 00:33:24.246
‫که حتی اگه باهاش صمیمی نبودین،

523
00:33:24.288 --> 00:33:26.871
‫اگه مدی بود، هواتون رو داشت.

524
00:33:33.371 --> 00:33:37.746
‫اگه نیاز داشتین کمکتون می‌کرد،

525
00:33:37.830 --> 00:33:41.038
‫چون اون همچین آدمی بود.

526
00:33:43.746 --> 00:33:47.455
‫اون واقعا خیلی بی‌نظیر بود.

527
00:33:55.038 --> 00:33:57.288
‫و فقط ای کاش یه نفر بود...

528
00:33:57.288 --> 00:33:59.830
‫که هواش رو داشته باشه.

529
00:33:59.996 --> 00:34:01.913
‫کاش من...

530
00:34:06.413 --> 00:34:10.038
‫کاش من کنارش بودم.

531
00:34:15.413 --> 00:34:18.163
‫ببخشید. ممنونم.

532
00:34:25.496 --> 00:34:27.163
‫بازم ممنونم، خانوم نیرز.

533
00:34:28.788 --> 00:34:29.913
‫چطوره که...

534
00:34:29.955 --> 00:34:32.038
‫یه بار دیگه گروه نوازندگان رو تشویق کنیم؟

535
00:34:35.996 --> 00:34:37.663
‫دانش‌آموزان سال دوم و سوم،

536
00:34:37.746 --> 00:34:40.830
‫و سال آخری که امسال برنده‌ی جایزه شدن،

537
00:34:40.871 --> 00:34:44.079
‫تشریف بیارن و جایزه‌شون رو دریافت کنن.

538
00:34:44.163 --> 00:34:47.204
‫می‌دونی، شاید به نظر نرسه،

539
00:34:47.246 --> 00:34:50.913
‫اما تو خوش‌شانسی، مدی.

540
00:34:51.121 --> 00:34:53.121
‫خوش‌شانسی که این کارو برات انجام دادن...

541
00:34:57.204 --> 00:34:58.329
‫این خداحافظی رو.

542
00:35:04.288 --> 00:35:08.663
‫نمی‌دونم اصلا معنایی داشته باشه یا نه.

543
00:35:08.746 --> 00:35:11.454
‫اما شاید مامانم آمادگیش رو داره
‫که خداحافظی کنه،

544
00:35:11.538 --> 00:35:14.204
‫شاید منم بتونم.

545
00:35:14.246 --> 00:35:17.246
‫فکر کنم آماده‌م تا سرگذشتم رو بنویسم.

546
00:35:23.204 --> 00:35:24.413
‫بیاید.

547
00:35:33.246 --> 00:35:35.788
‫می‌خوام محض اطلاعتون بگم...

548
00:35:35.871 --> 00:35:37.788
‫که انگار بدترین کابوسم به واقعیت تبدیل شده.

549
00:35:37.829 --> 00:35:40.121
‫آره. اما من اینجام.

550
00:35:40.163 --> 00:35:41.496
‫هواتو دارم.

551
00:35:41.538 --> 00:35:43.454
‫فقط دور و برو نگاه کن
‫ ببین چیزی پیدا می‌کنی...

552
00:35:43.454 --> 00:35:45.829
‫لباس، غذا، یا چیزهایی که اگه کسی...

553
00:35:45.871 --> 00:35:47.329
‫دزدکی اومده باشه اینجا، جا گذاشته باشه.

554
00:35:47.329 --> 00:35:48.496
‫باشه.

555
00:36:27.788 --> 00:36:29.079
‫هنوز چیزی پیدا نکردی؟

556
00:36:32.538 --> 00:36:33.913
‫ببخشید.

557
00:36:33.954 --> 00:36:35.121
‫فکر کنم اگه جدا بشیم

558
00:36:35.204 --> 00:36:36.538
‫سریع‌تر تموم شه.

559
00:36:36.579 --> 00:36:38.496
‫چی؟

560
00:36:38.579 --> 00:36:39.704
‫چی...

561
00:36:41.329 --> 00:36:43.163
‫فکر خیلی خوبیه. موافقم.

562
00:37:49.204 --> 00:37:50.329
‫چی؟

563
00:37:56.621 --> 00:37:57.871
‫- نیکول.
‫- چیه؟

564
00:37:57.954 --> 00:38:00.204
‫- یکی اینجاست.
‫- چی؟

565
00:38:00.246 --> 00:38:02.246
‫- من دیدم یکی اومد تو.
‫- چی؟

566
00:38:02.329 --> 00:38:03.329
‫اینجا جامون امنه.

567
00:38:06.538 --> 00:38:07.454
‫زاویر!

568
00:38:10.079 --> 00:38:11.204
‫زاویر؟

569
00:38:11.246 --> 00:38:12.871
‫هی! آهای!

570
00:38:12.912 --> 00:38:14.204
‫بچه‌ها، زود باشید!

571
00:38:15.954 --> 00:38:17.829
‫- چی...
‫- زاویر!

572
00:38:19.246 --> 00:38:20.204
‫آهای!

573
00:38:22.662 --> 00:38:23.787
‫آهای، صبر کن!

574
00:38:32.704 --> 00:38:34.787
‫زاویر!

575
00:38:40.954 --> 00:38:42.454
‫نیکول، بیا کمک!

576
00:38:43.704 --> 00:38:44.912
‫زاویر!

577
00:38:46.412 --> 00:38:47.621
‫کمک!

578
00:38:47.704 --> 00:38:49.246
‫کمک!

579
00:38:49.287 --> 00:38:50.704
‫زنگ بزن اورژانس.

580
00:38:50.746 --> 00:38:51.871
‫«لحظات نهایی...

581
00:38:51.912 --> 00:38:53.329
‫منبعی از ناامیدی بزرگی در سوژه هستند.»

582
00:38:53.371 --> 00:38:55.621
‫«فرضیه: بازسازی آسیب نهایی

583
00:38:55.662 --> 00:38:57.829
‫تا بیشترین حد ممکن،
‫ممکن است آن را نامعتبرتر کرده

584
00:38:57.912 --> 00:38:59.454
‫و نقطه‌ی دسترسی ایجاد کند.»

585
00:38:59.537 --> 00:39:00.871
‫نمی‌فهمم...

586
00:39:02.871 --> 00:39:04.246
‫چارلی...

587
00:39:06.704 --> 00:39:08.829
‫این همون بازی‌ایه که توش مردم.

588
00:39:08.829 --> 00:39:10.621
‫آقای مارتین داشته ازمون مستندسازی می‌کرده،

589
00:39:10.662 --> 00:39:13.454
‫از مرگمون هم مستندسازی می‌کرده.

590
00:39:13.537 --> 00:39:14.871
‫چی؟

591
00:39:19.204 --> 00:39:21.704
‫ببین، این یه خبر دیگه درمورد آتیش‌سوزیه.

592
00:39:21.746 --> 00:39:24.079
‫«پس از این که دانش‌آموزان بازمانده گفتند

593
00:39:24.121 --> 00:39:26.454
‫که معلم سابق، آقای اِوِرِت مارتین
‫آتش‌سوزی را آغاز کرده،

594
00:39:26.537 --> 00:39:28.704
‫والدین عزادار دانش‌آموز سال دومی
‫اسپلیت ریور،

595
00:39:28.746 --> 00:39:31.537
‫یعنی جنت همیلتون، خواستار این شدند

596
00:39:31.579 --> 00:39:33.912
‫که مدیریت مسئولیت مرگ دخترشان را بپذیرد.»

597
00:39:36.287 --> 00:39:38.496
‫اینجا نوشته که آقای مارتین
‫آتیش‌سوزی‌ رو راه انداخته،

598
00:39:38.621 --> 00:39:41.287
‫ولی اون بهمون گفت
‫تقصیر یکی از دانش‌آموزها بوده.

599
00:39:43.912 --> 00:39:48.454
‫چارلی... توی هیچکدوم اینا
‫به جنت اشاره‌ هم نشده.

600
00:39:53.621 --> 00:39:55.621
‫وای، خدا رو شکر، زاویر.

601
00:39:55.662 --> 00:39:57.579
‫آمبولانس تو راهه، خب؟

602
00:39:57.621 --> 00:39:59.079
‫دیدینش؟

603
00:39:59.121 --> 00:40:01.037
‫مرده رو دیدین؟

604
00:40:07.496 --> 00:40:09.579
‫کجات درد می‌کنه؟

605
00:40:09.662 --> 00:40:11.996
‫زاویر. زاویر، منو ببین.

606
00:40:12.121 --> 00:40:14.079
‫بذار چشمات رو ببینم.

607
00:40:14.162 --> 00:40:15.787
‫درد می‌کنه؟ درد می‌کنه؟

608
00:40:15.871 --> 00:40:17.079
‫یعنی چی؟

609
00:40:17.162 --> 00:40:18.871
‫زاویر، سرت.

610
00:40:24.787 --> 00:40:26.371
‫لعنتی.

611
00:40:32.121 --> 00:40:33.287
‫زاویر! خدای من.

612
00:40:33.287 --> 00:40:34.746
‫نه، نه، نه، نه. هی.

613
00:40:34.787 --> 00:40:36.037
‫- زاویر! زاویر!
‫- هی، هی.

614
00:40:36.079 --> 00:40:37.037
‫باید باهاش رودر رو کنیم.

615
00:40:37.037 --> 00:40:38.829
‫باید برامون توضیح بده.

616
00:40:41.996 --> 00:40:43.079
‫شماها اینجا چی کار می‌کنین؟

617
00:40:43.162 --> 00:40:45.204
‫بهتون گفتم بیخیالش شین.

618
00:40:45.246 --> 00:40:47.454
‫تو... تو خبر داشتی؟

619
00:40:49.246 --> 00:40:51.704
‫تو می‌دونستی داره از ما
‫به عنوان سوژه‌ی آزمایش استفاده می‌‌کنه

620
00:40:51.746 --> 00:40:53.746
‫و هیچ‌وقت واقعا کمکمون نمی‌کرده. تو...

621
00:40:54.621 --> 00:40:56.704
‫تو می‌دونستی.

622
00:40:56.746 --> 00:40:59.871
‫ببینید، وقتی مدی اومد اینجا
‫ و جریانای دوستش...

623
00:40:59.912 --> 00:41:01.662
‫توی اون دنیا به وجود اومد، من...

624
00:41:01.746 --> 00:41:03.996
‫یه جورایی شک کردم.

625
00:41:04.079 --> 00:41:05.996
‫واسه همین تعقیبش کردم.

626
00:41:07.454 --> 00:41:08.621
‫مرسی.

627
00:41:18.037 --> 00:41:19.704
‫اون...

628
00:41:19.787 --> 00:41:20.829
‫توپِ بازیته؟

629
00:41:20.912 --> 00:41:22.996
‫آره.

630
00:41:23.037 --> 00:41:24.704
‫و نامه‌ی من به امیلیو؟

631
00:41:24.746 --> 00:41:26.246
‫خودشه.

632
00:41:26.287 --> 00:41:29.954
‫که دقیقا کنار نامه‌ی پذیرشم از برکلیه.

633
00:41:29.996 --> 00:41:31.329
‫اون همه‌ی چیزهایی که موقع مرگمون

634
00:41:31.371 --> 00:41:32.537
‫پیشمون بوده رو جمع کرده.

635
00:41:32.579 --> 00:41:34.246
‫الان بالا میارم.

636
00:41:36.204 --> 00:41:37.746
‫مطمئنیم کار اونه؟

637
00:41:37.829 --> 00:41:40.412
‫کی به جز اون همه چی رو درموردمون می‌دونه؟

638
00:41:40.454 --> 00:41:43.204
‫کیه که ده‌ها ساله کنارش نشستیم
‫و از همه چیزمون براش گفتیم؟

639
00:41:43.287 --> 00:41:44.745
‫به جز اون کی یه ارتباط عمیق مخفی

640
00:41:44.787 --> 00:41:46.454
‫با اون پناهگاه زیرزمینی مسخره داره؟

641
00:41:46.537 --> 00:41:48.245
‫من قبلا گول همچین کسی رو خوردم

642
00:41:48.287 --> 00:41:49.995
‫و دیگه نمی‌ذارم واسه همه‌مون تکرار بشه.

643
00:41:53.329 --> 00:41:54.579
‫خدای من.

644
00:42:00.370 --> 00:42:02.037
‫- قفله.
‫- یه لحظه صبر کن.

645
00:42:02.079 --> 00:42:03.537
‫ریست میشه.

646
00:42:05.870 --> 00:42:07.495
‫چرا ریست نشد؟

647
00:42:08.787 --> 00:42:09.745
‫من دریچه رو چک می‌کنم.

648
00:42:23.287 --> 00:42:24.579
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

649
00:42:29.537 --> 00:42:32.204
‫باید باهات حرف بزنم.

650
00:42:32.287 --> 00:42:36.204
‫باشه. اول من باید یه چیزی بگم.

651
00:42:36.287 --> 00:42:38.870
‫اوایل که اومده بودم اینجا،
‫ازم خواستن سرگذشتم رو بنویسم...

652
00:42:38.954 --> 00:42:41.412
‫تا کمکم کنه قضیه رو پشت سر بذارم.

653
00:42:41.495 --> 00:42:44.204
‫و بالاخره امشب تونستم بنویسمش.

654
00:42:45.662 --> 00:42:47.620
‫و می‌خوام واسه‌ت بخونمش.

655
00:43:02.120 --> 00:43:04.329
‫من به دنیا اومدم.

656
00:43:07.037 --> 00:43:09.412
‫همه چی واقعا سخت بود.

657
00:43:15.704 --> 00:43:17.745
‫ولی سایمون رو داشتم.

658
00:43:19.662 --> 00:43:22.120
‫می‌دونم چرا باهم ارتباط داریم،

659
00:43:22.162 --> 00:43:24.579
‫چرا تو تنها کسی هستی که می‌تونه
‫من رو ببینه و صدام رو بشنوه.

660
00:43:26.745 --> 00:43:27.995
‫چون تو تنها کسی هستی که هیچوقت

661
00:43:27.995 --> 00:43:29.662
‫چیزی ازم نخواستی.

662
00:43:29.704 --> 00:43:32.495
‫هیچ‌وقت بیشتر از چیزی که دادی نگرفتی.

663
00:43:32.537 --> 00:43:36.579
‫تو تنها کسی هستی که می‌تونم روش حساب کنم،

664
00:43:36.662 --> 00:43:38.829
‫و تنها کسی هستی که بهش اعتماد دارم،

665
00:43:39.079 --> 00:43:41.787
‫و تنها کسی هستی
‫که همیشه بی‌قید و شرط دوستم داشتی.

666
00:43:41.829 --> 00:43:46.245
‫و می‌خوام بدونی که منم دوستت دارم، سایمون،

667
00:43:46.454 --> 00:43:49.704
‫فراتر از ارتباط توی مدرسه،

668
00:43:49.745 --> 00:43:51.745
‫فراتر از خانواده،

669
00:43:51.745 --> 00:43:53.745
‫فراتر از مرگ و زندگی.

670
00:43:55.079 --> 00:43:58.079
‫خب هیچکسی از زندگی جون سالم به در نمی‌بره.

671
00:43:59.495 --> 00:44:03.412
‫اما... واقعا ممنونم...

672
00:44:03.454 --> 00:44:07.662
‫که توی این مسیر تنها نبودم.

673
00:44:15.829 --> 00:44:17.037
‫یه چیزی بگو.

674
00:44:20.704 --> 00:44:22.870
‫کاش اینطور بود.

675
00:44:38.329 --> 00:44:39.954
‫یعنی چی؟

676
00:44:40.037 --> 00:44:41.370
‫این همون آدمیه که...

677
00:44:41.412 --> 00:44:44.870
‫دزدکی رفت خونه‌ی مردم کل شهر.

678
00:44:44.912 --> 00:44:47.787
‫همونیه که امشب به زاویر حمله کرد.

679
00:44:52.954 --> 00:44:56.037
‫مطمئن نیستم...

680
00:44:56.120 --> 00:44:58.495
‫که این حقیقت داشته باشه، مدی.

681
00:45:00.287 --> 00:45:04.787
‫شاید تو فقط یه مکانیسم مقابله‌ای هستی...

682
00:45:04.829 --> 00:45:07.579
‫که ایجادش کردم تا از دردِ...

683
00:45:07.662 --> 00:45:09.787
‫تا از دردِ از دست دادنت فرار کنم.

684
00:45:12.328 --> 00:45:17.287
‫اما تو زنده‌ای،

685
00:45:17.412 --> 00:45:18.828
‫و من دیوونه شدم.

686
00:45:18.870 --> 00:45:20.953
‫نه.

687
00:45:20.953 --> 00:45:22.953
‫سایمون، این حقیقت داره. این منم.

688
00:45:22.995 --> 00:45:23.995
‫سایمون.

689
00:45:23.995 --> 00:45:25.328
‫نه، سایمون.

690
00:45:26.662 --> 00:45:28.328
‫سایمون، من واقعیم.

691
00:45:40.037 --> 00:45:41.620
‫- پسر من اونجاست.
‫- خب باهامون بیاید.

692
00:45:41.662 --> 00:45:43.328
‫- بیاید تو.
‫- وضعش بده؟

693
00:45:43.453 --> 00:45:44.620
‫زاویر؟

694
00:45:49.620 --> 00:45:52.078
‫[آمبولانس پاین کانتی]

695
00:46:15.578 --> 00:46:17.370
‫لطفا، سایمون.

696
00:46:17.412 --> 00:46:19.453
‫می‌دونم نمی‌تونم توضیح بدم
‫که این جریان چیه، سایمون،

697
00:46:19.495 --> 00:46:21.120
‫اما من اینجام، سایمون!

698
00:46:21.120 --> 00:46:22.787
‫تو دیوونه نشدی!

699
00:46:24.495 --> 00:46:25.912
‫سایمون!

700
00:46:43.162 --> 00:46:46.870
‫لطفا، یکی کمک کنه!

701
00:46:46.953 --> 00:46:48.037
‫کمک!

702
00:46:48.078 --> 00:46:50.828
‫لطفا یکی کمکم کنه.

703
00:46:53.078 --> 00:46:54.203
‫کمک!

704
00:46:54.245 --> 00:46:55.620
‫لطفا!

705
00:47:19.328 --> 00:47:20.995
‫من باید بدونم دقیقا چه اتفاقی افتاده.

706
00:47:21.037 --> 00:47:22.870
‫چه حسی داشتی؟ باید بهم بگی.

707
00:47:22.870 --> 00:47:24.495
‫تو باید...

708
00:47:26.120 --> 00:47:27.203
‫تکون نخور، جنت!

709
00:47:27.287 --> 00:47:28.578
‫نه! نه!

710
00:47:42.745 --> 00:47:43.703
‫کمک!

711
00:47:43.745 --> 00:47:45.870
‫لطفا یکی کمک کنه!

712
00:47:47.412 --> 00:47:48.787
‫چارلی؟

713
00:47:48.870 --> 00:47:50.912
‫من اینجام.

714
00:47:50.953 --> 00:47:52.287
‫مدی!

715
00:47:54.245 --> 00:47:55.453
‫دارم سعی می‌کنم درو باز کنم.

716
00:47:55.495 --> 00:47:57.287
‫مدی، دریچه پشتی هم قفل شده.

717
00:47:57.370 --> 00:47:59.537
‫- نمی‌تونیم تکونش بدیم.
‫- مدی، مراقب باش!

718
00:47:59.578 --> 00:48:01.703
‫لطفا! نباید بهش اعتماد کنی!

719
00:48:01.912 --> 00:48:03.578
‫به کی؟

720
00:48:23.287 --> 00:48:25.037
‫25.

721
00:48:29.287 --> 00:48:31.703
‫پول خرد رو ترجیح میدیم.

722
00:48:45.411 --> 00:48:47.745
‫برای خرید بلیت یه اسم می‌خوایم.

723
00:48:47.828 --> 00:48:49.036
‫جنت.

724
00:48:49.120 --> 00:48:50.453
‫مدی.

725
00:48:50.536 --> 00:48:52.036
‫مدی.

726
00:49:13.036 --> 00:49:16.870
‫[گمشده، مدی نیرز]

727
00:49:26.953 --> 00:49:31.453
‫[دیترویت]

728
00:49:33.370 --> 00:49:40.370
‫«ارائه شده توسط سایت مووی شو»
‫» ترجمه از زهرا و فائزه «

