
1
00:00:01.126 --> 00:00:03.044
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03.044 --> 00:00:06.214
‫مدی، یا حداقل روحش به دام افتاده.

3
00:00:06.423 --> 00:00:08.383
‫این باید همون دفتری باشه
‫که نمی‌تونستیم پیدا کنیم آره؟

4
00:00:08.508 --> 00:00:10.385
‫همونی که آقای مارتین از جنت
‫نگه داشته بود.

5
00:00:10.510 --> 00:00:13.346
‫ظاهراً هر آزمایشی که داشته می‌کرده،

6
00:00:13.430 --> 00:00:14.723
‫اونا باهم یه تیم بودن.

7
00:00:14.848 --> 00:00:16.474
‫امکان نداره. اون زندانیش بوده.

8
00:00:16.558 --> 00:00:17.892
‫کار آقای مارتین نبوده.

9
00:00:18.017 --> 00:00:20.520
‫جنت بود که لوازم مرگت رو برداشت.

10
00:00:20.603 --> 00:00:21.855
‫همین الان آقای مارتین رو دیدم.

11
00:00:21.980 --> 00:00:23.606
‫یه نور قرمز بزرگ پشت سرش بود...

12
00:00:23.732 --> 00:00:24.899
‫و بعد غیبش زد.

13
00:00:24.983 --> 00:00:26.234
‫تو آقای مارتین رو توی این مدرسه دیدی؟

14
00:00:26.359 --> 00:00:28.445
‫آره و از طرز نگاهش معلوم بود خیلی ترسیده.

15
00:00:28.528 --> 00:00:31.531
‫شاید زندانیش کرد تا از شماها محافظت کنه.

16
00:00:52.093 --> 00:00:53.386
‫شما چیزی پیدا کردین؟

17
00:00:53.887 --> 00:00:55.680
‫- نچ.
‫- اینجا که هیچی نیست.

18
00:00:56.389 --> 00:00:58.266
‫- با عقل جور درنمیاد.
‫- کجاش؟

19
00:00:58.391 --> 00:00:59.767
‫این که داریم در خونه‌ی اجاره‌ایِ دلپذیر...

20
00:00:59.851 --> 00:01:02.604
‫و مخصوص تعطیلاتِ
‫یه قاتل سریالی رو می‌گردیم؟

21
00:01:02.729 --> 00:01:04.939
‫یا این که فکر می‌کنی مدی اینجا رو آتیش زده؟

22
00:01:05.190 --> 00:01:06.983
‫هیچکدوم کلیر. چیزی که با عقل جور درنمیاد،

23
00:01:07.108 --> 00:01:09.444
‫اینه که چرا جنت باید باهاش بسوزه.

24
00:01:09.527 --> 00:01:11.863
‫بچه‌ها می‌شه کمتر روی این که
‫دوستمون رو چی صدا کنیم تمرکز کنیم

25
00:01:11.946 --> 00:01:13.907
‫و بیشتر به این فکر کنیم که زنده‌ست یا نه؟

26
00:01:13.990 --> 00:01:16.409
‫آخه تو دیشب گفتی ممکنه داخل باشه.

27
00:01:16.493 --> 00:01:17.869
‫آره اما قبل این که مطمئن بشیم...

28
00:01:17.952 --> 00:01:19.829
‫پلیس‌ها مجبورمون کردن بریم خونه،

29
00:01:19.954 --> 00:01:23.082
‫که یعنی باید دنبال نشونه‌ای
‫از زنده بودنش بگردیم.

30
00:01:23.208 --> 00:01:27.003
‫لباس، رد پا، هر چی.

31
00:01:27.962 --> 00:01:29.297
‫وگرنه...

32
00:01:35.220 --> 00:01:36.804
‫به گشتن ادامه بدین.

33
00:01:39.557 --> 00:01:40.600
‫فقط می‌خوام شفاف بگم.

34
00:01:40.725 --> 00:01:42.769
‫ممکنه تشخیص هویتش سخت باشه.

35
00:01:42.894 --> 00:01:45.688
‫در نهایت تست دی‌ان‌ای کمک می‌کنه اما...

36
00:01:45.813 --> 00:01:47.440
‫متوجهم.

37
00:01:49.859 --> 00:01:52.445
‫خب. آماده‌م.

38
00:01:53.780 --> 00:01:57.367
‫«ترجمه از فائزه شاهمرادی و زهرا ترابی»

39
00:02:46.457 --> 00:02:50.128
‫پس حالا تو هم جریانِ
‫ دزدیدن جسم رو باور کردی؟

40
00:02:50.253 --> 00:02:51.587
‫نه لزوماً.

41
00:02:51.713 --> 00:02:54.132
‫اما باید اعتراف کنیم که عجیبه.

42
00:02:54.215 --> 00:02:56.634
‫آخه چرا مدی باید بیاد اینجا.

43
00:02:58.136 --> 00:02:59.345
‫تو چی؟

44
00:02:59.470 --> 00:03:01.723
‫چی باعث شد یه دفعه بخوای
‫ازش عذرخواهی کنی؟

45
00:03:02.306 --> 00:03:04.100
‫نمی‌دونم، گمونم اگه فرار می‌کردم...

46
00:03:04.183 --> 00:03:06.144
‫شما هم میومدین دنبالم بگردین.

47
00:03:06.853 --> 00:03:08.062
‫اگه؟

48
00:03:08.688 --> 00:03:09.981
‫بچه‌ها!

49
00:03:10.732 --> 00:03:12.608
‫یه چیزی پیدا کردم.

50
00:03:22.535 --> 00:03:24.328
‫حالا حرفمو باور می‌کنین؟

51
00:03:25.163 --> 00:03:26.456
‫اینم مدرک.

52
00:03:26.831 --> 00:03:28.624
‫مدرک چی سایمون؟

53
00:03:28.708 --> 00:03:31.919
‫مدرک این که توی خل و چل
‫خونه‌های تسخیر شده‌ی زیادی رفتی؟

54
00:03:32.003 --> 00:03:34.547
‫نه. این که جنت اینجا بوده.

55
00:03:35.381 --> 00:03:39.177
‫بعدش چی؟ چی سایمون؟
‫از قبرش خزیده اومده بیرون؟

56
00:03:39.218 --> 00:03:42.096
‫این احمقانه‌ست.
‫زاویر کدوم گوریه؟

57
00:03:42.305 --> 00:03:45.767
‫بچه‌ها، جنت توی جسم مدیه.

58
00:03:46.225 --> 00:03:47.852
‫اگه مدرکی پیدا نکنین
‫که نشون بده توی اون آتیشسوزی نمرده

59
00:03:47.977 --> 00:03:49.812
‫مدی هیچ‌وقت برنمی‌گرده.

60
00:03:49.896 --> 00:03:51.981
‫اون هم ممکنه توی این قبر دفن بشه.

61
00:03:52.356 --> 00:03:54.525
‫خواهشاً بگو که تو باور نمی‌کنی.

62
00:03:54.817 --> 00:03:55.777
‫نیکول.

63
00:03:57.195 --> 00:03:59.530
‫خب... با پلیس‌ها حرف زدم.

64
00:04:00.531 --> 00:04:01.824
‫خب؟

65
00:04:02.158 --> 00:04:03.201
‫لعنتی.

66
00:04:03.284 --> 00:04:04.577
‫زاویر، پلیس‌ها چی گفتن؟

67
00:04:04.702 --> 00:04:07.330
‫خبر خوبیه. هیچکس توی آتیشسوزی نمرده.

68
00:04:07.955 --> 00:04:11.417
‫مدی... یعنی جنت قطعاً فرار کرده.

69
00:04:11.709 --> 00:04:13.878
‫ایول. خوبه.

70
00:04:21.886 --> 00:04:24.180
‫پس کدوم گوریه؟

71
00:04:37.068 --> 00:04:38.069
‫[صابون سفید]

72
00:04:38.194 --> 00:04:39.612
‫[نان گندم]

73
00:04:39.612 --> 00:04:40.655
‫[خوراک چیلی]

74
00:04:40.738 --> 00:04:41.614
‫[سوپ]

75
00:04:42.823 --> 00:04:43.616
‫[چیپس]

76
00:04:47.537 --> 00:04:49.455
‫من کمکت می‌کنم.

77
00:04:50.039 --> 00:04:51.832
‫بذار...

78
00:04:51.916 --> 00:04:54.043
‫همیشه همه چی رو خیلی بالا می‌ذارن.

79
00:04:54.835 --> 00:04:56.295
‫کجا میری؟

80
00:04:56.712 --> 00:04:59.006
‫دور از اینجا.

81
00:05:01.509 --> 00:05:04.303
‫وای کوئین، این خیلی خفنه.

82
00:05:04.971 --> 00:05:07.890
‫می‌دونم اما من وقتی زنده بودم
‫طرفدار دو آتیشه‌ی...

83
00:05:07.974 --> 00:05:09.183
‫ورونیکا مارس بودم،

84
00:05:09.267 --> 00:05:11.227
‫واسه همین بورد قتل راستِ کار خودمه.

85
00:05:11.852 --> 00:05:14.230
‫یعنی خب جون تو رو گرفتن مگه نه؟

86
00:05:15.022 --> 00:05:17.733
‫آره حالا چی کار کنیم؟

87
00:05:17.817 --> 00:05:21.654
‫اوه خب تو تحقیقات رو رهبری می‌کنی.

88
00:05:22.697 --> 00:05:25.283
‫معمولاً با یه سخنرانی شروع می‌شه.

89
00:05:27.535 --> 00:05:30.288
‫آهای! رئیس حرف داره.

90
00:05:30.705 --> 00:05:32.790
‫ببخشید، همیشه دلم می‌خواست این کارو بکنم.

91
00:05:32.915 --> 00:05:34.333
‫می‌تونم رئیس صدات کنم؟

92
00:05:34.417 --> 00:05:37.962
‫حتماً. خب، اینا چیزایین که می‌دونیم.

93
00:05:38.671 --> 00:05:40.381
‫جنت و آقای مارتین باهمدیگه
‫روی عبور کردن به او دنیا...

94
00:05:40.506 --> 00:05:41.590
‫کار می‌کردن.

95
00:05:41.716 --> 00:05:43.551
‫وسه همین درمورد ضربه‌های روحی شما
‫مطالعه کردن.

96
00:05:43.634 --> 00:05:45.553
‫واسه همین لوازمتون رو جمع‌آوری می‌کردن.

97
00:05:45.636 --> 00:05:47.847
‫اما چرا نمی‌ذاشتن دست شما بهشون برسه؟

98
00:05:47.930 --> 00:05:48.931
‫اونا چی کار می‌کنن؟

99
00:05:49.056 --> 00:05:51.392
‫و مهم‌تر از همه چی عوض شد؟

100
00:05:52.393 --> 00:05:56.022
‫خیلی خب، شاید دانش‌آموز معلم شده.

101
00:05:56.105 --> 00:05:58.899
‫می‌دونیم که جنت جلوی برگشت
‫به حالت اول رو می‌گرفت،

102
00:05:59.025 --> 00:06:01.402
‫پس شاید آقای مارتین
‫از نفر فرعی بودن خسته شده.

103
00:06:01.485 --> 00:06:04.071
‫دوباره بهم بگو اینا چه کمکی
‫به برگردوندن جنت می‌کنه.

104
00:06:04.155 --> 00:06:06.323
‫چون اگه بدونیم چرا این اشیاء
‫انقدر مهم بودن،

105
00:06:06.449 --> 00:06:08.159
‫و برای عبور کردن باید چی کار می‌کردن،

106
00:06:08.284 --> 00:06:09.952
‫می‌تونیم کاری که اون شروع کرد رو تموم کنیم.

107
00:06:10.286 --> 00:06:12.663
‫طعمه براش می‌ذاریم و اونم همکاری می‌کنه.

108
00:06:12.747 --> 00:06:13.914
‫از اون حرکتای قدیمی مارسه.

109
00:06:13.998 --> 00:06:15.708
‫و فکر می‌کنی که بعد این همه سال...

110
00:06:15.791 --> 00:06:18.002
‫شکستِ دو تا از خفن‌هامون برای حل کردن معما،

111
00:06:18.127 --> 00:06:20.796
‫تو می‌تونی با یه بشکن جنت رو برگردونی؟

112
00:06:21.380 --> 00:06:23.966
‫نمی‌دونم. واسه همینه که سعی داریم...

113
00:06:24.091 --> 00:06:25.468
‫سوال بعدی، اگه لوازم ما...

114
00:06:25.551 --> 00:06:27.219
‫ربطی به عبور کردن دارن،

115
00:06:27.303 --> 00:06:29.096
‫پس لوازم جنت کدوم گوریه؟

116
00:06:29.805 --> 00:06:31.932
‫بازم نمی‌دونم راندا.

117
00:06:32.016 --> 00:06:33.517
‫اما شاید وقتی کار دفترو تموم کنیم،

118
00:06:33.601 --> 00:06:35.436
‫تو بتونی تحقیقات بعدی رو رهبری کنی خب؟

119
00:06:35.519 --> 00:06:37.354
‫آهای رئیس، فکر کنم یه چیزی
‫اینجا پیدا کردم.

120
00:06:37.438 --> 00:06:39.982
‫خیلی خب، جنب توی این دفتر
‫۱۵ بار...

121
00:06:40.107 --> 00:06:41.942
‫کلمه‌ی «بشکه‌ها» رو آورده.

122
00:06:42.068 --> 00:06:44.862
‫دارم فکر می‌کنم شاید علاوه بر این که...

123
00:06:44.987 --> 00:06:47.490
‫پارتنر مخفی یا هرکسِ آقای مارتین بوده،

124
00:06:47.573 --> 00:06:51.327
‫اون یه نوشیدنی‌ساز‌مخفی هم بوده.

125
00:06:51.452 --> 00:06:53.829
‫مثل نوشیدنی زندان.

126
00:06:53.913 --> 00:06:55.206
‫اون «بشکه‌ها» نیست. «کلیدها»ست.

127
00:06:56.123 --> 00:06:58.334
‫نه، نوشته...
‫وای نه نوشته کلید‌ها. باشه.

128
00:06:58.417 --> 00:07:00.503
‫خیلی خب. بیاید به رمزگشایی ادامه بدیم.

129
00:07:10.304 --> 00:07:13.182
‫[درسته. اما منم مطمئن نیستم به جوابم برسم.
‫اما هنوز بهش باور دارم. نمی‌دونم چرا.]

130
00:07:13.224 --> 00:07:15.601
‫[باشه ولی تا حالا آرزو کردی
‫که کاش مدرکی بود؟]

131
00:07:15.726 --> 00:07:20.105
‫[حیف که نمی‌تونم با طعمه
‫روح رو از مخفیگاهش بکشم بیرون.]

132
00:07:22.608 --> 00:07:25.110
‫[خنده. حالا چی رو طعمه می‌کردی؟]

133
00:07:26.904 --> 00:07:29.156
‫[مث فیلم ای.تی، آب‌نبات.]

134
00:07:54.932 --> 00:07:56.767
‫نقد میدین یا کارت می‌کشین؟

135
00:07:57.017 --> 00:07:58.435
‫نقد.

136
00:08:04.066 --> 00:08:06.110
‫من الان برمی‌گردم.

137
00:08:12.575 --> 00:08:14.952
‫نه! نه نه نه!

138
00:08:15.077 --> 00:08:16.620
‫نه نه نه نه!

139
00:08:19.123 --> 00:08:20.666
‫نه!

140
00:08:40.185 --> 00:08:42.021
‫موتورخونه، کافه‌تریا، تعمیرگاه،

141
00:08:42.062 --> 00:08:43.188
‫حالا هم گلخونه.

142
00:08:43.272 --> 00:08:45.316
‫بقیه‌ی روح‌ها کجا مردن.

143
00:08:45.649 --> 00:08:47.151
‫اونا رو هم می‌تونی ببینی؟

144
00:08:47.234 --> 00:08:48.527
‫نه، فقط مدی رو.

145
00:08:48.652 --> 00:08:49.987
‫اون الان اینجاست؟

146
00:08:50.070 --> 00:08:52.239
‫نمی‌دونم. جاش معلوم نیست که.

147
00:08:55.200 --> 00:08:59.163
‫احساس می‌کنم باید یه چیزی بگم...
‫به مدی.

148
00:08:59.246 --> 00:09:00.956
‫آخه حالا که می‌دونم، حس عجیبیه...

149
00:09:00.956 --> 00:09:03.876
‫که بهش پیغامی ندم.

150
00:09:04.084 --> 00:09:06.295
‫الان خیلی چیزهای مهم‌تری هست...

151
00:09:06.378 --> 00:09:07.880
‫که باید راست‌و‌ریس کنیم.

152
00:09:10.466 --> 00:09:11.925
‫تو نمی‌خوای من باهاش حرف بزنم؟

153
00:09:12.009 --> 00:09:13.635
‫ای بابا، اون نمی‌خواد باهام حرف بزنه؟

154
00:09:13.719 --> 00:09:15.137
‫ازم متنفره، اون الان ازم متنفره،

155
00:09:15.220 --> 00:09:16.430
‫منم جای اون بودم متنفر می‌شدم
‫اما باید باهاش حرف بزنم...

156
00:09:16.513 --> 00:09:17.681
‫اون ازت متنفر نیست خب؟

157
00:09:17.806 --> 00:09:19.141
‫ببخشید، چرا داریم آروم حرف می‌زنیم؟

158
00:09:19.224 --> 00:09:20.726
‫چون ممکنه اون گوش بده.

159
00:09:23.395 --> 00:09:26.023
‫ما نمی‌تونیم اونو ببینیم.
‫ولی اون ما رو می‌بینه.

160
00:09:26.148 --> 00:09:27.274
‫هر جایی که بخواد.

161
00:09:27.358 --> 00:09:28.609
‫اصلاً دلم نمی‌خواد...

162
00:09:28.692 --> 00:09:30.361
‫که بفهمه جنت رو از دست دادیم خب؟

163
00:09:30.486 --> 00:09:32.363
‫- پس...
‫- پس، پیغامی نمیدیم.

164
00:09:32.488 --> 00:09:34.865
‫محض رضای خدا دیگه سوال هم نپرس.

165
00:09:43.624 --> 00:09:46.668
‫به جلسه‌ی همیشگی ساعت دوازدهِ
‫ اسپلیت ریور خوش آمدید.

166
00:09:46.794 --> 00:09:48.212
‫خوشحالیم که اینجایین.

167
00:09:48.337 --> 00:09:49.671
‫این یه جلسه‌ی عمومیه...

168
00:09:49.755 --> 00:09:52.508
‫و از همه استقبال می‌شه،
‫مخصوصاً تازه‌واردها.

169
00:09:58.388 --> 00:10:01.183
‫سلام به همه. اسم من تایلره...

170
00:10:01.266 --> 00:10:03.560
‫- و اعتیاد دارم.
‫- سلام تایلر!

171
00:10:23.413 --> 00:10:25.541
‫صبر کنید. وایستید.

172
00:10:27.084 --> 00:10:30.170
‫همه چی مرتبه؟

173
00:10:32.923 --> 00:10:35.801
‫ببخشید، فکر کردم... اشتباه شد.

174
00:10:36.552 --> 00:10:38.470
‫صبر کن. من می‌شناسمت.

175
00:10:38.637 --> 00:10:40.514
‫آشنا به نظر میاد نه؟

176
00:10:40.848 --> 00:10:42.599
‫آره لعنتی.

177
00:10:43.809 --> 00:10:47.729
‫تو توی سمینار روانشناسی‌مون هستی درسته؟

178
00:10:48.522 --> 00:10:51.108
‫دقیقاً. هوش و حواسم کجاست؟

179
00:10:51.984 --> 00:10:53.360
‫می‌خواستی برسونیمت؟

180
00:10:53.610 --> 00:10:55.779
‫راستش الان داریم برمی‌گردیم دانشگاه.

181
00:10:55.904 --> 00:10:57.447
‫باید خرت و پرت می‌خریدیم.

182
00:10:59.658 --> 00:11:03.620
‫نیازی نیست. مرسی.

183
00:11:25.559 --> 00:11:26.977
‫نظرم عوض شد.

184
00:11:32.774 --> 00:11:35.152
‫[دانشگاه وسترن ویسکانسین]

185
00:11:59.301 --> 00:12:00.510
‫گرچن، اینو بگیر.

186
00:12:00.636 --> 00:12:02.304
‫دارچین رو برداشت گذاشت کنار،

187
00:12:02.429 --> 00:12:03.805
‫منم گفتم: دارچین مقویه.

188
00:12:03.889 --> 00:12:05.432
‫- بریزش توی قهوه‌ت.
‫- آره کلی فواید داره.

189
00:12:05.515 --> 00:12:07.017
‫بعد نگاهم کرد و منم نگاهش کردم،

190
00:12:07.100 --> 00:12:08.393
‫و گفتم: می‌دونی چیه؟

191
00:12:12.314 --> 00:12:14.024
‫رسیدیم.

192
00:12:21.573 --> 00:12:23.700
‫می‌دونم. غذای فرآوری شده بدترین چیزه.

193
00:12:23.784 --> 00:12:25.369
‫اما نمی‌ذاره فردا خمار باشیم.

194
00:12:25.452 --> 00:12:27.579
‫راستی تو هم دعوتی ها!

195
00:12:27.704 --> 00:12:28.914
‫دقیقاً بعد بازی شروع می‌شه.

196
00:12:28.997 --> 00:12:30.916
‫مگر این که دلت نخواد بیای.

197
00:12:31.041 --> 00:12:33.585
‫نمی‌دونم منم اگه وسایلم رو دزدیده بودن
‫دلم می‌خواست برم مهمونی یا نه.

198
00:12:37.672 --> 00:12:39.883
‫می‌خواستی از تلفن استفاده کنی؟

199
00:12:39.925 --> 00:12:41.676
‫موبایلتو هم دزدیدن آره؟

200
00:12:41.760 --> 00:12:43.887
‫یا هم می‌تونیم کمکت کنیم
‫به حراست دانشگاه زنگ بزنی.

201
00:12:43.970 --> 00:12:45.347
‫اوه نه.

202
00:12:45.430 --> 00:12:47.516
‫نیازی به این کار نیست.

203
00:12:47.599 --> 00:12:49.184
‫کارت شناسایی و کارت غذا...

204
00:12:49.267 --> 00:12:50.560
‫و همه‌چیزت رو هم بردن؟

205
00:12:50.644 --> 00:12:52.562
‫ما بهشون زنگ می‌زنیم. بذار ببینم.

206
00:12:52.687 --> 00:12:54.064
‫گفتم نه.

207
00:12:54.564 --> 00:12:58.026
‫منظورم اینه که نه مرسی.

208
00:12:58.652 --> 00:13:00.779
‫خودم راهمو پیدا می‌کنم.

209
00:13:28.223 --> 00:13:30.267
‫با کمد من چی کار داری؟

210
00:13:49.244 --> 00:13:51.997
‫سندرا. سلام. ببخشید من...

211
00:13:52.455 --> 00:13:55.333
‫متوجه نشده بودم که جلسات تو بود.

212
00:13:55.417 --> 00:13:56.960
‫تازگی دوباره میرم،

213
00:13:57.043 --> 00:13:59.462
‫پس اگه تونستم جای دیگه‌ای پیدا کنم...

214
00:13:59.796 --> 00:14:02.090
‫نه اشکال نداره واقعاً.

215
00:14:02.257 --> 00:14:04.175
‫مطمئنی؟ آخه انگار...

216
00:14:04.509 --> 00:14:05.594
‫از اونجا فرار کردی، گفتم شاید...

217
00:14:05.635 --> 00:14:08.972
‫به خاطر من بوده.

218
00:14:09.264 --> 00:14:11.182
‫خب اینطور نیست.

219
00:14:11.808 --> 00:14:14.561
‫می‌دونم تو هیچ ارتباطی به...

220
00:14:14.644 --> 00:14:17.063
‫اتفاقی که افتاد نداشتی. خب؟

221
00:14:19.649 --> 00:14:22.027
‫گوش کن، من...

222
00:14:22.152 --> 00:14:25.363
‫جریان سخنرانیت واسه وقتی که
‫مدی جایزه برد رو شنیدم.

223
00:14:25.572 --> 00:14:28.241
‫و خب، واسه این اسمش رو نوشتم...

224
00:14:28.325 --> 00:14:32.370
‫که فکر کردم اون...

225
00:14:35.123 --> 00:14:37.459
‫به هر حال متاسفم اونجا نبودم.

226
00:14:38.001 --> 00:14:39.586
‫من که مشکلی ندارم. خیلی داغون بودم،

227
00:14:39.669 --> 00:14:42.714
‫اما حداقل بعد اون شب، جلساتم رو...

228
00:14:42.797 --> 00:14:43.965
‫دوباره شروع کردم.

229
00:14:44.215 --> 00:14:45.717
‫درسته.

230
00:14:46.009 --> 00:14:47.761
‫خب دیگه من باید برم.

231
00:14:47.844 --> 00:14:49.721
‫باید برم «رود پوکگاما».

232
00:14:49.804 --> 00:14:52.557
‫- راه زیادیه.
‫- باشه. رودخونه؟

233
00:14:53.308 --> 00:14:54.559
‫چرا؟

234
00:14:54.893 --> 00:14:56.269
‫یه جنازه پیدا کردن.

235
00:14:57.145 --> 00:14:58.355
‫چی؟

236
00:14:58.438 --> 00:15:00.565
‫ماهیگیرها یه جنازه پیدا کردن،

237
00:15:00.649 --> 00:15:03.610
‫اما هنوز هویتش رو تشخیص ندادن.

238
00:15:03.693 --> 00:15:06.613
‫خدای من سندرا...

239
00:15:07.280 --> 00:15:09.658
‫من واقعاً باید برم.

240
00:15:10.075 --> 00:15:12.452
‫باشه صبر کن...

241
00:15:13.078 --> 00:15:14.954
‫تنهایی این کارو نکن.

242
00:15:22.837 --> 00:15:24.464
‫فردی به دفتر اصلی.

243
00:15:24.589 --> 00:15:26.216
‫فردی به دفتر اصلی لطفاً.

244
00:15:26.299 --> 00:15:27.801
‫بقیه‌ی دختر مغرورها کجان؟

245
00:15:28.051 --> 00:15:29.094
‫نمی‌دونم. راستش...

246
00:15:29.177 --> 00:15:30.512
‫از تیم مشوق‌ها کنار کشیدم.

247
00:15:30.929 --> 00:15:33.431
‫واقعاً؟ نکنه جسم تو هم تسخیر شده؟

248
00:15:33.515 --> 00:15:35.016
‫این حرف رو تویی می‌زنی...

249
00:15:35.100 --> 00:15:37.435
‫که واقعاً باور داره این چیزها شدنیه.

250
00:15:37.477 --> 00:15:39.145
‫من اینو نگفتم.

251
00:15:40.021 --> 00:15:41.648
‫ولی خب مگه خیلی احمقانه‌ست...

252
00:15:41.773 --> 00:15:44.692
‫که حرفای سایمون راست باشه؟

253
00:15:45.652 --> 00:15:47.278
‫آخ جون.

254
00:15:48.696 --> 00:15:50.365
‫- دوباره منو می‌پیچونی؟ واقعاً؟
‫- نه.

255
00:15:50.407 --> 00:15:51.282
‫نه نمی‌پیچونمت.

256
00:15:51.324 --> 00:15:52.742
‫فقط خبر جدیدی نیست.

257
00:15:52.826 --> 00:15:55.078
‫عجب؟ نیکول هم شیرین‌بیان رو...

258
00:15:55.161 --> 00:15:56.955
‫برای دل‌خوش‌کنک گذاشت توی کمدم؟

259
00:15:56.996 --> 00:15:58.456
‫نیکول؟ چرا باید توی کمدت شیرین‌بیان...

260
00:15:58.456 --> 00:16:00.125
‫سایمون یالا، باید یه خبری داشته باشی.

261
00:16:00.208 --> 00:16:02.377
‫مگه دیشب نرفتی خونه روستایی؟

262
00:16:03.002 --> 00:16:04.671
‫چرا. راستش با زاویر رفتم،

263
00:16:04.754 --> 00:16:08.091
‫که یه روزنه‌ی امیده چون با من همراهه.

264
00:16:08.216 --> 00:16:09.843
‫این خبر خوبیه.

265
00:16:10.635 --> 00:16:11.594
‫خبر بد چیه؟

266
00:16:11.678 --> 00:16:14.639
‫می‌دونم من تازه عضو اکیپ دیوونه‌ها شدم

267
00:16:14.681 --> 00:16:18.393
‫اما این واقعاً دیوونگی محضه.

268
00:16:19.144 --> 00:16:21.020
‫آره می‌دونم. شاید حق با تو باشه.

269
00:16:25.150 --> 00:16:26.651
‫ای وای.

270
00:16:26.734 --> 00:16:29.237
‫دیگو فکر می‌کنه جَـ.... مدی رو دیده.

271
00:16:30.530 --> 00:16:32.073
‫مگه جنت توی خونه روستایی نبود؟

272
00:16:32.198 --> 00:16:33.533
‫چرا، توی خونه روستایی بود،

273
00:16:33.616 --> 00:16:37.829
‫اما اون رو آتیش زد.

274
00:16:38.580 --> 00:16:39.998
‫چی؟

275
00:16:42.625 --> 00:16:43.793
‫چرا باید این کارو بکنه؟

276
00:16:43.877 --> 00:16:45.295
‫سایمون.

277
00:16:46.212 --> 00:16:47.755
‫ببین، قضیه اینه که...

278
00:16:48.464 --> 00:16:50.341
‫راستش من یه سرنخ جدید دارم.

279
00:16:50.508 --> 00:16:52.343
‫پس می‌رم دنبال اون.

280
00:16:52.510 --> 00:16:55.597
‫اصلاً نگرانش نباش
‫چون خودم حواسم هست خب؟

281
00:16:58.474 --> 00:16:59.642
‫بذار ببینم.

282
00:17:00.518 --> 00:17:02.061
‫خبر جدیدی شد؟

283
00:17:02.812 --> 00:17:04.606
‫آره. دزد جسمم...

284
00:17:04.689 --> 00:17:07.901
‫آتش‌افروزی رو هم به جنایاتش اضافه کرد

285
00:17:08.026 --> 00:17:10.069
‫اونم دقیقاً بعد از بزن دررو و
‫دزدیدن اتومبیل،

286
00:17:10.111 --> 00:17:12.864
‫پس خیلی باید شانس بیارم که فردا
‫جسمم پشت میله‌های زندان نباشه.

287
00:17:17.493 --> 00:17:19.662
‫سلام بچه‌ها، شما این دختره رو ندیدین؟

288
00:17:19.746 --> 00:17:20.997
‫اسمش مدیه.

289
00:17:21.080 --> 00:17:23.374
‫سلام داداش چطوری؟
‫این دختره رو می‌شناسی؟

290
00:17:23.875 --> 00:17:25.251
‫حتی نگاه هم نکرد.

291
00:17:25.335 --> 00:17:26.711
‫پس وقتی داشتیم همین کارو...

292
00:17:26.836 --> 00:17:28.630
‫توی بازی بازگشت به خانه  می‌کردیم
‫و آگهی گم شدن مدی رو نشون می‌دادیم،

293
00:17:28.755 --> 00:17:30.757
‫تو کل اون مدت می‌دونستی مدی کجاست.

294
00:17:30.798 --> 00:17:31.883
‫این هم آره.

295
00:17:32.717 --> 00:17:33.760
‫مسخره‌ست.

296
00:17:33.801 --> 00:17:36.888
‫سلام بچه‌ها، این دختره رو ندیدین؟

297
00:17:36.971 --> 00:17:38.681
‫توی مراسم جشن با کلیر،

298
00:17:38.765 --> 00:17:40.808
‫عملیات کلیر، مدی هم جزوش بود؟

299
00:17:40.934 --> 00:17:42.936
‫زاویر، نظر اون بود خب؟

300
00:17:46.981 --> 00:17:48.399
‫[چه خبر؟]

301
00:17:53.237 --> 00:17:57.659
‫[من که نتونستم ارتباط بگیرم.
‫طعمه‌ی روح چطور شد؟]

302
00:17:58.493 --> 00:18:02.455
‫[احتمالا به بن بست بخوره.]

303
00:18:05.375 --> 00:18:07.126
‫[هه. خوبه. احتمالا آب نبات
‫فقط رو فضایی‌ها جوابه.]

304
00:18:07.210 --> 00:18:09.212
‫سلام، این دختره رو ندیدین؟

305
00:18:09.337 --> 00:18:10.546
‫چی؟

306
00:18:10.630 --> 00:18:11.673
‫چیزی دستگیرت شد؟

307
00:18:11.798 --> 00:18:14.008
‫نه، فقط سعی داشتم به دیگو زنگ بزنم.

308
00:18:14.133 --> 00:18:16.135
‫- اما حتماً سر کلاسه.
‫- آره سر کلاسه.

309
00:18:16.219 --> 00:18:17.845
‫ببخشید.

310
00:18:18.554 --> 00:18:19.806
‫از کجا می‌دونی؟

311
00:18:19.889 --> 00:18:21.140
‫اینستاش رو چک کردم.

312
00:18:21.265 --> 00:18:23.309
‫آخه کی سلفی توی سالن سخنرانی رو پست می‌کنه؟

313
00:18:23.393 --> 00:18:24.811
‫احتمالاً افتخار می‌کرده که هنوز بیداره.

314
00:18:24.936 --> 00:18:26.312
‫ببخشید، شما...

315
00:18:26.396 --> 00:18:29.232
‫پشتش کلی دانشجو خواب بودن.

316
00:18:31.484 --> 00:18:33.945
‫راستش فکر بدی هم نیست.

317
00:18:34.028 --> 00:18:36.406
‫سلام دوستم رو ندیدین؟

318
00:18:40.243 --> 00:18:43.037
‫پس حالا دیگه نیازی نداری که ما
‫دفترو رمزگشایی کنیم؟

319
00:18:43.162 --> 00:18:45.164
‫چرا فقط خیلی داره طول می‌کشه.

320
00:18:45.498 --> 00:18:47.083
‫جنت اون بیرون داره آتیش راه میندازه

321
00:18:47.208 --> 00:18:49.502
‫پس ازتون می‌خوام که به قبل فکر کنید.

322
00:18:49.836 --> 00:18:51.254
‫میرم نوار چسبمو بیارم.

323
00:18:51.254 --> 00:18:53.756
‫کوئین، این برای بورد قتلت نیست.

324
00:18:54.006 --> 00:18:55.675
‫فقط می‌خوام بدونم اینا چی یادشون میاد.

325
00:18:55.758 --> 00:18:57.301
‫مال قبل از زمان توئه.

326
00:18:57.385 --> 00:18:58.636
‫مفهومه.

327
00:18:58.720 --> 00:19:00.012
‫اوه. من نوت‌برداری می‌کنم.

328
00:19:00.096 --> 00:19:01.180
‫خب ببینید، می‌دونم شما...

329
00:19:01.264 --> 00:19:02.640
‫فکر می‌کنید که هیچی یادتون نمیاد،

330
00:19:03.015 --> 00:19:05.017
‫اما حتماً باید یه سرنخی از این که...

331
00:19:05.101 --> 00:19:06.602
‫رابطه‌شون شکرآب شده باشه.

332
00:19:06.894 --> 00:19:09.105
‫لطفاً فقط فکر کنید.

333
00:19:10.189 --> 00:19:11.691
‫نیکول، یعنی چی؟

334
00:19:11.816 --> 00:19:14.318
‫داداشت می‌تونست بهمون بگه
‫که این دانشگاه چقدر بزرگه.

335
00:19:14.444 --> 00:19:16.904
‫یه ساعت طول کشید تا بتونیم
‫راه خروج از کتابخونه رو پیدا کنیم.

336
00:19:17.029 --> 00:19:19.282
‫خیلی خب، اون کجا ممکنه باشه؟

337
00:19:19.740 --> 00:19:23.411
‫باید تا الان گرسنه یا خسته باشه.

338
00:19:23.536 --> 00:19:25.288
‫نه، توی سالن‌های غذاخوری هیچی نیست

339
00:19:25.371 --> 00:19:27.457
‫و تنها دانشجوهایی خواب بودن و ما دیدیم،

340
00:19:27.498 --> 00:19:28.916
‫مال همینجان.

341
00:19:29.292 --> 00:19:32.295
‫کلیر. تو چیزی پیدا کردی؟

342
00:19:32.962 --> 00:19:35.214
‫نیم ساعته چسبیده به اون.

343
00:19:35.298 --> 00:19:37.508
‫کلیر، اگه داری به داداشم پیام میدی

344
00:19:37.633 --> 00:19:38.926
‫وای به حالت!

345
00:19:39.010 --> 00:19:41.762
‫پیام نمیدم. منم دارم دنبال مدی می‌گردم.

346
00:19:41.888 --> 00:19:43.306
‫دیدین؟

347
00:19:43.389 --> 00:19:45.016
‫خیلی خب، چرا باید یه فراری شناخته شده...

348
00:19:45.099 --> 00:19:46.517
‫یه سلفی از خودش پست کنه؟

349
00:19:46.642 --> 00:19:48.478
‫اونه نه ولی شاید یه نفر دیگه
‫این کارو بکنه.

350
00:19:48.561 --> 00:19:49.729
‫یه نگاه به دور و برت بنداز.

351
00:19:49.854 --> 00:19:51.606
‫همه دارن یه چیزی پست می‌کنن.

352
00:19:51.731 --> 00:19:53.858
‫شاید مدی توی عکسشون افتاده.

353
00:20:07.788 --> 00:20:09.498
‫بوم. پیداش کردم.

354
00:20:10.666 --> 00:20:11.500
‫بچه‌‌ها...

355
00:20:12.001 --> 00:20:13.711
‫فکر کنم جنت توی مهمونی دانشجوییه.

356
00:20:13.794 --> 00:20:15.087
‫یه کم پیش از کنار اون خونه رد شدیم.

357
00:20:15.213 --> 00:20:17.256
‫از این طرفه.
‫دنبالم بیاین.

358
00:20:32.563 --> 00:20:34.982
‫می‌بینی، دخترها همیشه رایگان میرن داخل.

359
00:20:35.399 --> 00:20:37.568
‫فهمیدیم کلیر. خیلی حرفه‌ای هستی.

360
00:20:37.693 --> 00:20:39.362
‫ما اینورو می‌گردیم.

361
00:20:40.863 --> 00:20:43.449
‫وقتی پیداش کردیم برنامه دقیقاً چیه؟

362
00:20:43.574 --> 00:20:44.825
‫چه جوری مجبورش کنیم باهامون بیاد؟

363
00:20:44.951 --> 00:20:46.827
‫نمی‌دونم پسر.
‫فعلاً بیا تقسیم شیم خب؟

364
00:20:46.953 --> 00:20:48.287
‫چی؟ چرا؟

365
00:20:48.412 --> 00:20:49.956
‫چون از بازی بیست سوالی ارواح خسته شدم.

366
00:20:50.081 --> 00:20:52.708
‫من جنت رو دو بار پیدا کردم.

367
00:20:52.833 --> 00:20:54.043
‫آره دو بار گمش کردی.

368
00:20:54.085 --> 00:20:55.670
‫من فقط سعی دارم کمک کنم.

369
00:20:55.836 --> 00:20:58.714
‫چه غلطی می‌کنی؟
‫کار کی بود؟

370
00:20:59.632 --> 00:21:01.092
‫شماها سال اولی هستین؟

371
00:21:01.217 --> 00:21:02.677
‫آره ببخشید. تقصیر من شد.

372
00:21:02.802 --> 00:21:04.136
‫می‌تونیم یکی دیگه برات بیاریم.

373
00:21:04.220 --> 00:21:05.846
‫بریم دو تا نوشیدنی دیگه بگیریم.
‫از این طرف.

374
00:21:05.846 --> 00:21:07.098
‫[دبیرستان اسپلیت ریور]

375
00:21:07.264 --> 00:21:09.016
‫ببخشید قشنگم، هیچی یادمون نیست.

376
00:21:09.100 --> 00:21:10.851
‫آره، می‌دونم چه احساسی دارین.

377
00:21:10.935 --> 00:21:12.603
‫اما چیزی که این مدت از تحقیق کردن...

378
00:21:12.728 --> 00:21:14.397
‫درمورد اتفاقی که برام افتاد یاد گرفتم،

379
00:21:14.480 --> 00:21:16.857
‫اینه که همیشه سرنخ وجود داره.

380
00:21:17.525 --> 00:21:19.860
‫پس توی آخرین روز جنت چه اتفاقی افتاد؟

381
00:21:21.946 --> 00:21:23.698
‫خب، مهمونی بود.

382
00:21:24.031 --> 00:21:26.450
‫- مهمونی؟
‫- آره.

383
00:21:26.993 --> 00:21:28.160
‫چه مهمونی‌‌ای؟
‫مثل مهمونی خداحافظی؟

384
00:21:28.202 --> 00:21:31.580
‫نه، راستش...
‫جشن تولد 17 سالگیش.

385
00:21:31.622 --> 00:21:35.001
‫آقای مارتین اون زمان
‫نگران حس و حال جنت بود.

386
00:21:35.001 --> 00:21:38.129
‫واسه همین پیشنهاد کرد که خوشحالش کنیم.

387
00:21:39.797 --> 00:21:41.340
‫جنت هیچوقت 17 سالگیش رو ندید

388
00:21:41.382 --> 00:21:43.217
‫و هیچکدوممون هم تا حالا
‫مهمونی جورابی ندیده بودیم.

389
00:21:43.217 --> 00:21:46.679
‫در ضمن، موقع کرونا بود
‫و مدرسه خالی بود.

390
00:21:46.721 --> 00:21:48.806
‫می‌دونی چرا این اسم رو روش گذاشتن، چارلی؟

391
00:21:49.306 --> 00:21:50.725
‫مجلس جشن جورابی؟

392
00:21:51.183 --> 00:21:53.394
‫راستش فکر می‌کنم که...

393
00:21:53.394 --> 00:21:56.981
‫یه جور اصطلاح دهه پنجاهی باشه.

394
00:21:57.690 --> 00:22:01.527
‫نه، چون باید کفشات رو دربیاری...

395
00:22:01.819 --> 00:22:03.112
‫تا کف زمین کثیف نشه.

396
00:22:03.195 --> 00:22:05.239
‫اوه، چقد شگفت‌انگیز و باحال

397
00:22:05.322 --> 00:22:06.949
‫یا بهتره بگم خفن.

398
00:22:07.032 --> 00:22:08.409
‫خیلی خب، بیا...

399
00:22:08.492 --> 00:22:11.829
‫هی، همینه چارلی،
‫آره ادامه بده.

400
00:22:16.792 --> 00:22:18.294
‫خیلی خب،
‫آقای مارتین یه تکونی به خودش داد.

401
00:22:18.377 --> 00:22:20.963
‫وای خدای من،
‫حتی اجراش هم منظمه.

402
00:22:22.465 --> 00:22:25.301
‫راندا در نقش ریزو.
‫فکر کنم دوباره مردم.

403
00:22:25.426 --> 00:22:26.969
‫و والی، خیلی شیکه.

404
00:22:27.052 --> 00:22:28.471
‫آره، خب، ممنون چارلی.

405
00:22:28.596 --> 00:22:30.806
‫می‌دونی، راستش فکر کنم بتونم بهش عادت کنم.

406
00:22:30.890 --> 00:22:32.141
‫در ضمن، باید بگم که...

407
00:22:32.266 --> 00:22:34.477
‫قبل از کرونا،
‫آخرین فیلم موزیکالی که اومده بود«گریس» بود،

408
00:22:34.560 --> 00:22:37.146
‫بنابراین باید از بین کلی لباس خاص
‫یه چیزی رو انتخاب می‌کردیم.

409
00:22:37.313 --> 00:22:38.647
‫حالا نتیجه خوب میشد یا بد.

410
00:22:38.647 --> 00:22:40.691
‫از جفتتون ممنون.
‫اونا رو بذارین اونجا.

411
00:22:40.691 --> 00:22:42.026
‫- باشه.
‫- چارلی.

412
00:22:42.151 --> 00:22:44.069
‫میشه نشونشون بدی بنر تولد

413
00:22:44.153 --> 00:22:45.571
‫و بقیه‌ی ریسه‌ها کجاست؟

414
00:22:45.613 --> 00:22:46.739
‫آره، باشه.

415
00:22:46.780 --> 00:22:48.157
‫چارلی، این چه ربطی به جنت داره؟

416
00:22:48.282 --> 00:22:49.492
‫آروم باش، به اونجاش هم میرسیم.

417
00:22:51.911 --> 00:22:53.329
‫خیلی خب، دقیقا بعد این قسمته.

418
00:22:53.496 --> 00:22:55.498
‫من اولین نفری بودم که با بنر اومدم.

419
00:22:55.748 --> 00:22:59.043
‫و متوجه شدم که آهنگ عوض شده.

420
00:23:00.127 --> 00:23:02.505
‫شماها ندیدین چیز عاشقانه‌ای
‫بینشون رخ بده؟

421
00:23:02.588 --> 00:23:03.881
‫نه بینشون نه.

422
00:23:05.508 --> 00:23:06.842
‫ببخشید چی؟

423
00:23:08.552 --> 00:23:09.845
‫ببین، باید درک کنین که...

424
00:23:09.970 --> 00:23:11.805
‫واسه مهمونی گرفتن،
‫خیلی وقت عجیبی بود.

425
00:23:11.889 --> 00:23:13.974
‫خب همونطور که چارلی گفت،
‫مدرسه مثل شهر ارواح بود

426
00:23:14.058 --> 00:23:16.352
‫و ممکنه به نظر بی‌اهمیت بیاد

427
00:23:16.477 --> 00:23:17.853
‫ولی واسه من اهمیت داشت.

428
00:23:17.978 --> 00:23:19.188
‫نمی‌دونستم بدون آدمای زنده‌ی اونجا

429
00:23:19.355 --> 00:23:20.397
‫چقدر تنها میشم.

430
00:23:20.523 --> 00:23:21.690
‫والی، فقط بگو چه اتفاقی افتاد.

431
00:23:21.815 --> 00:23:24.860
‫باشه، باشه،
‫خب بعد از اینکه اجرا کردیم،

432
00:23:25.236 --> 00:23:27.279
‫آقای مارتین شروع کرد به آماده سازی واسه...

433
00:23:27.363 --> 00:23:29.240
اجرای لیمبو!
‫همه صف ببندین!

434
00:23:29.365 --> 00:23:30.616
‫زود باش بریم. بریم.

435
00:23:30.699 --> 00:23:32.201
‫من هم کاملا پایه‌ش بودم.

436
00:23:32.368 --> 00:23:33.619
‫می‌دونی نمی‌تونم به چالش فیزیکی توجهی نکنم

437
00:23:33.619 --> 00:23:35.829
‫- ولی اون شب، جنت واقعا می‌خواست حرف بزنه.
‫- والی.

438
00:23:35.871 --> 00:23:37.414
‫میشه یه لحظه خصوصی باهات صحبت کنم؟

439
00:23:37.456 --> 00:23:38.707
‫آره.

440
00:23:39.166 --> 00:23:40.542
‫یه لحظه.

441
00:23:40.709 --> 00:23:42.044
‫نمی‌دونم واسه چی...

442
00:23:42.127 --> 00:23:43.504
‫ولی می‌فهمیدم که مضطربه.

443
00:23:43.545 --> 00:23:45.673
‫یه چیزی هست که می‌خوام بهت بگم.

444
00:23:45.756 --> 00:23:48.300
‫آفرین.
‫خیلی خب، آفرین.

445
00:23:48.884 --> 00:23:50.719
‫من یه چیزی رو پنهان کردم.

446
00:23:51.387 --> 00:23:53.889
‫و امید داشتم که شاید امشب...

447
00:23:54.014 --> 00:23:57.559
‫هدیه‌م حقیقت رو برملا کنه.

448
00:23:57.977 --> 00:24:01.313
‫ببخشید، نمی‌دونم چرا انقدر سخته.

449
00:24:02.022 --> 00:24:03.899
‫گمونم چیزی که می‌خوام بگم...

450
00:24:03.983 --> 00:24:06.902
‫هی، هی، هی، جنت.
‫آروم باش.

451
00:24:08.070 --> 00:24:09.571
‫من می‌دونم.

452
00:24:10.990 --> 00:24:12.366
‫می‌دونی؟

453
00:24:12.366 --> 00:24:13.909
‫ولی ببینین،
‫اون داشت در مورد یه هدیه حرف می‌زد.

454
00:24:14.034 --> 00:24:15.369
‫و خیلی مضطرب به نظر می‌رسید،

455
00:24:15.452 --> 00:24:17.997
‫من هم فکر کردم واسه تولدش

456
00:24:18.038 --> 00:24:19.039
‫همچین چیزی رو بخواد.

457
00:24:19.039 --> 00:24:20.666
‫فکر می‌کردی یه هدیه‌ست؟

458
00:24:21.375 --> 00:24:23.210
‫خب، درست بعد از اون عبور کرد و رفت،
‫بنابراین...

459
00:24:23.335 --> 00:24:25.045
‫ولی ما می‌دونیم که عبور نکرده.

460
00:24:25.212 --> 00:24:26.505
‫آره، ممنون کوئین.

461
00:24:26.547 --> 00:24:27.673
‫دقیقا واسه همین بود که نمی‌خواستم

462
00:24:27.715 --> 00:24:29.258
‫- چیزی در این حد آشکار بگم.
‫- صبر کنین ببینم.

463
00:24:29.258 --> 00:24:30.384
‫لوازم.

464
00:24:30.551 --> 00:24:31.719
‫راندا تو چی؟

465
00:24:33.721 --> 00:24:35.597
‫اون شب چیزی دیدی؟

466
00:24:37.391 --> 00:24:40.060
‫هر چیزی که دیدی رو بگو،
‫لطفا، من باید بدونم.

467
00:24:41.687 --> 00:24:44.148
‫راندا، یالا،
‫مشخصه یه چیزی می‌دونی.

468
00:24:44.481 --> 00:24:46.108
‫زود باش بهمون بگو.

469
00:24:46.233 --> 00:24:48.068
‫وای، بسه انقدر از آدم بازجویی نکن، خب؟

470
00:24:48.235 --> 00:24:50.195
‫راستش، این تو بودی که یه هفته پیش،
‫واسه همه‌مون...

471
00:24:50.237 --> 00:24:51.822
‫- نقش مامور دوجانبه رو بازی می‌کردی.
‫- درسته.

472
00:24:51.905 --> 00:24:53.157
‫و تازه بهمون گفتی که...

473
00:24:53.240 --> 00:24:55.075
‫به آقای مارتین گفتی
‫من و سایمون می‌تونیم با هم حرف بزنیم.

474
00:24:55.200 --> 00:24:56.744
‫صبر کن ببینم. چی؟ راندا؟

475
00:24:56.827 --> 00:24:58.454
‫خیلی خب، باشه،
‫ولی همه‌ش به خاطر این بود که سعی می‌کردم

476
00:24:58.579 --> 00:24:59.580
‫به حقیقت برسم.

477
00:24:59.747 --> 00:25:01.415
‫من هم الان دارم همین کار رو می‌کنم.

478
00:25:01.582 --> 00:25:03.751
‫گفته بودیم دیگه هیچ راز و دروغی
‫نباید در کار باشه.

479
00:25:04.918 --> 00:25:07.254
‫می‌دونی چیه؟
‫من به این چیزها نیازی ندارم.

480
00:25:09.590 --> 00:25:11.717
‫راندا، یه توپ مخرب به اسم جانت

481
00:25:11.800 --> 00:25:13.594
‫داره اون بیرون با بدن من می‌چرخه
‫و تو هم خوب می‌دونی

482
00:25:13.719 --> 00:25:14.928
‫که چه کارهایی نمی‌کنه،

483
00:25:15.095 --> 00:25:16.597
‫پس اگه چیزی ازش می‌دونی،
‫لطفا فقط...

484
00:25:16.680 --> 00:25:18.766
‫اون باهاش دعوا کرد! خب؟

485
00:25:18.932 --> 00:25:20.225
‫همین رو می‌خواستین بشنوین؟

486
00:25:20.309 --> 00:25:22.936
‫اون باهاش عاشقانه رفتار نمی‌کرد
‫با تو هم همینطور والی.

487
00:25:23.020 --> 00:25:24.104
‫بهش خیانت شده بود.

488
00:25:24.271 --> 00:25:26.440
‫لطفا راندا،
‫بهمون بگو چه اتفاقی افتاده.

489
00:25:29.067 --> 00:25:33.697
‫♪ تولدت مبارک ♪

490
00:25:33.781 --> 00:25:35.949
‫یوهو! ایولا!

491
00:25:37.367 --> 00:25:38.452
‫دقیقا بعد از فوت کردن شمعش بود.

492
00:25:38.619 --> 00:25:40.287
‫به نظر نمی‌رسید که
‫از اونجا بودن خوشحال باشه،

493
00:25:40.370 --> 00:25:41.914
‫ولی هدیه‌هامون به نظر کمک‌کننده بود.

494
00:25:41.997 --> 00:25:44.958
‫اوه، از کجا می‌دونستی؟

495
00:25:45.042 --> 00:25:46.585
‫خب، تو خیلی درمورد علوم حرف می‌زنی.

496
00:25:46.668 --> 00:25:48.462
‫- و می‌دونی که ما هم گوش میدیم.
‫- خیلی.

497
00:25:48.629 --> 00:25:49.963
‫ممنون.

498
00:25:50.881 --> 00:25:52.132
‫این واسه توئه.

499
00:25:52.216 --> 00:25:54.426
‫اوه، نمی‌دونم این چیه.

500
00:25:54.760 --> 00:25:55.928
‫اون حلقه‌ی لاغریه.

501
00:25:56.011 --> 00:25:57.971
‫- اگه می‌خوای اسپویل کنی خبر بده.
‫- ممنون راندا.

502
00:25:58.138 --> 00:25:59.973
‫وقتی کوچولو بودم این خیلی چیز خفنی بود،

503
00:26:00.098 --> 00:26:01.642
‫بنابراین واسم خیلی ارزش داره.

504
00:26:01.725 --> 00:26:02.976
‫در ضمن،
‫این یه مثال خیلی خوب

505
00:26:03.101 --> 00:26:05.312
‫از همکاری نیروی گریز از مرکز و اصطکاکه.

506
00:26:05.437 --> 00:26:07.689
‫اوه، عالیه.

507
00:26:08.315 --> 00:26:09.650
‫بیاین ببینیم بعدی چیه.

508
00:26:09.816 --> 00:26:10.901
‫خیلی خب، اون هدیه‌ی منه.

509
00:26:10.943 --> 00:26:12.819
‫آره، یه کم خیسه.

510
00:26:12.945 --> 00:26:14.321
‫وای خدای من، این یکی داره چکه می‌کنه.

511
00:26:14.446 --> 00:26:15.822
‫- داره چکه می‌کنه.
‫- آره، اون...

512
00:26:16.281 --> 00:26:17.449
‫از زمان خودته.

513
00:26:17.533 --> 00:26:19.993
‫گفتم شاید این نوشیدنی رو دوست داشته باشی.

514
00:26:20.160 --> 00:26:23.705
‫تو رو یاد مغازه‌های نوشیدنی فروشی
‫و این چیزها میندازه.

515
00:26:25.290 --> 00:26:26.291
‫گرمه.

516
00:26:26.333 --> 00:26:27.876
‫خب، سه ساعت پیش کادوش کردم.

517
00:26:28.001 --> 00:26:29.920
‫- خوشمزه‌ست.
‫- ممنون.

518
00:26:30.254 --> 00:26:32.214
‫خیلی خب. بعدی هدیه‌ی منه.

519
00:26:38.011 --> 00:26:40.097
‫تا اینکه جنت هدیه‌ی آقای مارتین رو باز کرد

520
00:26:40.138 --> 00:26:43.684
‫و فضا عوض شد.

521
00:26:44.309 --> 00:26:45.852
‫یه جای کار می‌لنگید.

522
00:26:49.439 --> 00:26:50.774
‫از همگی ممنونم.

523
00:26:50.857 --> 00:26:52.359
‫اوه. ببخشید.

524
00:26:53.318 --> 00:26:55.028
‫می‌دونستم یه چیزی شده.

525
00:26:55.445 --> 00:26:58.282
‫واسه همین صبر کردم
‫تا آب‌ها از آسیاب بیفته.

526
00:27:00.284 --> 00:27:01.952
‫نمی‌تونستم همه چی رو بشنوم

527
00:27:01.952 --> 00:27:04.788
‫ولی جنت از اون هدیه ناراحت بود.

528
00:27:05.080 --> 00:27:06.832
‫البته به نظر میومد از همه‌ی هدیه‌ها
‫ناراحت باشه.

529
00:27:06.957 --> 00:27:07.958
‫من نمی‌خواستم ناراحتت کنم جنت.

530
00:27:07.958 --> 00:27:09.376
‫پس چرا اون رو به من دادی؟

531
00:27:10.002 --> 00:27:11.837
‫چون مال خودته.

532
00:27:11.962 --> 00:27:14.172
‫فقط می‌خواستم
‫به عنوان یه نماد برات باشه، خب،

533
00:27:14.298 --> 00:27:16.675
‫- که کار رو ادامه بدیم، کارمون رو!
‫- می‌دونی که چیزی که می‌خواستم این نبود.

534
00:27:16.842 --> 00:27:18.844
‫باید به زمان‌بندی فکر کنیم.

535
00:27:19.011 --> 00:27:20.721
‫تو نمی‌تونی...
‫ببین، خیلی خب، ببین.

536
00:27:20.846 --> 00:27:24.016
‫- یه نفس عمیق بکش. تو...
‫- نمی‌خوام نفس بکشم.

537
00:27:24.099 --> 00:27:25.934
‫آزمایش بی‌آزمایش.
‫تو قول دادی.

538
00:27:26.018 --> 00:27:28.854
‫می‌دونم و بابتش متاسفم، ولی من...

539
00:27:28.979 --> 00:27:31.106
‫می‌دونی چیه؟
‫اصلا خودم انجامش میدم.

540
00:27:31.523 --> 00:27:33.608
‫- همه رو برمی‌گردونم.
‫- نه، جنت، لطفا...

541
00:27:33.692 --> 00:27:35.152
‫همین حالا انجامش میدم.

542
00:27:35.193 --> 00:27:36.403
‫جنت!

543
00:27:37.029 --> 00:27:39.698
‫دستت رو بکش!

544
00:27:39.948 --> 00:27:42.367
‫تو نمی‌دونی چه کارهایی ازم برمیاد.

545
00:27:43.118 --> 00:27:45.037
‫واقعا جنت همچین حرفی زد؟

546
00:27:45.704 --> 00:27:47.289
‫- لعنتی.
‫- چه جدی.

547
00:27:47.372 --> 00:27:49.708
‫و حالا اون بیرون داره
‫زندگیم رو نابود می‌کنه.

548
00:27:49.708 --> 00:27:50.751
‫واسه همین آقای مارتین حبسش کرده بود.

549
00:27:50.792 --> 00:27:52.002
‫چون یه هیولای واقعی بود.

550
00:27:52.210 --> 00:27:53.378
‫نه، اینطور نیست.

551
00:27:53.587 --> 00:27:54.546
‫پس چیه؟
‫چه اتفاقی افتاد؟

552
00:27:54.629 --> 00:27:57.966
‫اون هیولا نبود.
‫اون داشت از خودش دفاع می‌کرد.

553
00:27:58.341 --> 00:27:59.551
‫نمی‌فهمم.

554
00:27:59.634 --> 00:28:01.636
‫ببینین، اونا شاید با هم همکار بودن،

555
00:28:01.762 --> 00:28:04.389
‫ولی قدرت همیشه دست مارتین بود.

556
00:28:04.473 --> 00:28:07.642
‫و اون ازش سرپیچی کرد.

557
00:28:07.976 --> 00:28:11.521
‫بنابراین اون رو ساکت کرد و بعد...

558
00:28:14.316 --> 00:28:17.402
‫وقتی دیدم باهاش چیکار می‌کنه

559
00:28:19.196 --> 00:28:22.199
‫یادم خودم افتادم.

560
00:28:22.574 --> 00:28:24.618
‫همه‌ش مو به مو برام تکرار شد.

561
00:28:25.202 --> 00:28:29.748
‫با این تفاوت که اون قوی بود.

562
00:28:31.416 --> 00:28:32.626
‫متوجه نیستین؟

563
00:28:32.709 --> 00:28:34.878
‫اون توی مرگش کاری رو کرد
‫که من نتونستم بکنم.

564
00:28:35.003 --> 00:28:36.171
‫و عبور کرد...

565
00:28:36.296 --> 00:28:38.507
‫واسه همین این راز رو پیش خودم نگه داشتم

566
00:28:38.590 --> 00:28:40.842
‫چون هیچوقت این فرصت برام پیش نمیاد.

567
00:28:40.926 --> 00:28:42.177
‫ولی اون عبور نکرده.

568
00:28:42.302 --> 00:28:43.929
‫آره و وقتی که این رو فهمیدم،

569
00:28:44.012 --> 00:28:45.305
‫شماها از دستم عصبانی شدین که

570
00:28:45.388 --> 00:28:47.224
‫دارم ازتون چیزی رو پنهان می‌کنم.

571
00:28:47.808 --> 00:28:49.184
‫ببینین، من نمی‌دونستم
‫ دعواشون سر چی بود

572
00:28:49.309 --> 00:28:51.436
‫تا اینکه امشب داستان چارلی و والی رو شنیدم.

573
00:28:51.561 --> 00:28:54.064
‫چارلی، تو شنیدی که جنت میگفت
‫می‌خواد یه چیزی رو بهمون بگه.

574
00:28:54.189 --> 00:28:55.440
‫آره، ولی این رو به من هم گفت.

575
00:28:55.565 --> 00:28:57.067
‫درسته و بعدش من شنیدم که دارن

576
00:28:57.192 --> 00:28:59.736
‫سر اینکه آقای مارتین قولش رو شکونده،
‫دعوا می‌کنن.

577
00:29:00.070 --> 00:29:02.155
‫به خاطر کادوهامون دعوا نمی‌کردن.

578
00:29:02.239 --> 00:29:03.448
‫به خاطر لوازممون بود.

579
00:29:03.573 --> 00:29:05.700
‫جنت اونا رو می‌خواست پس بده،

580
00:29:05.784 --> 00:29:08.537
‫چون چیزی که جنت می‌خواست این بود که
‫به عنوان کادو بهمون...

581
00:29:08.662 --> 00:29:10.288
‫بهمون حقیقت رو بگه.

582
00:29:10.372 --> 00:29:12.624
‫آقای مارتین واسه همین حبسش کرد.

583
00:29:12.707 --> 00:29:15.627
‫اون نمی‌خواست درمورد
‫همه‌ی کارهاشون رو راست باشه.

584
00:29:16.753 --> 00:29:18.296
‫واقعا این حرف رو گفته؟

585
00:29:18.964 --> 00:29:23.969
‫نه. دیگه بعد از اون نتونستم نگاه کنم.

586
00:29:25.470 --> 00:29:27.180
‫راه افتادم رفتم.

587
00:29:28.932 --> 00:29:31.434
‫و حالا باید این رو هم تحمل کنم.

588
00:29:33.228 --> 00:29:35.730
‫می‌خواستین من آسیب‌های روحیم یادم بیاد؟

589
00:29:36.439 --> 00:29:37.857
‫موفق شدین.

590
00:30:03.842 --> 00:30:04.843
‫- گرچن.
‫- جلوش رو بگیرین!

591
00:30:04.926 --> 00:30:06.011
‫اون داره لباسم رو می‌دزده.

592
00:30:06.094 --> 00:30:07.637
‫- به من دست نزنین.
‫- از تنش دربیارین!

593
00:30:07.762 --> 00:30:09.764
‫گفتم به من دست نزنین!

594
00:30:09.848 --> 00:30:11.516
‫که باز هم ازمون دزدی کنی؟

595
00:30:11.600 --> 00:30:13.268
‫اوه، اینجوریاست؟

596
00:30:13.268 --> 00:30:15.604
‫شما نمی‌دونین چه کارهایی از دستم برمیاد.

597
00:30:17.022 --> 00:30:19.357
‫اوه، لعنتی، بچه‌ها!
‫پلیس پایینه!

598
00:30:19.441 --> 00:30:20.483
‫همه همین الان برید!

599
00:30:23.361 --> 00:30:24.237
‫مدی!

600
00:30:26.698 --> 00:30:27.657
‫مدی. مدی.

601
00:30:28.450 --> 00:30:29.701
‫هی.

602
00:30:31.202 --> 00:30:33.955
‫خیلی خب، تو توی هیچ دردسری نیفتادی.

603
00:30:34.039 --> 00:30:36.291
‫ما درمورد ماشین به پلیس هیچی نگفتیم

604
00:30:36.374 --> 00:30:38.543
‫و حال زاویر هم خوبه.

605
00:30:39.711 --> 00:30:41.463
‫تو در امانی.

606
00:30:42.672 --> 00:30:44.257
‫می‎تونی بیای خونه.

607
00:30:44.716 --> 00:30:46.259
‫کلیر.

608
00:30:47.135 --> 00:30:48.553
‫کجایی؟

609
00:30:48.678 --> 00:30:49.721
‫اون چش شده؟

610
00:30:49.846 --> 00:30:51.556
‫چندتا عوضی توی مهمونی سر به سرم گذاشتن

611
00:30:51.681 --> 00:30:53.558
‫و سایمون جورشون رو کشید.

612
00:30:53.600 --> 00:30:54.559
‫مگه نه رفیق؟

613
00:30:54.601 --> 00:30:56.227
‫پیداش کردین؟

614
00:31:24.714 --> 00:31:26.424
‫میشه بریم؟

615
00:31:28.760 --> 00:31:31.221
‫- ساندرا.
‫- اوه.

616
00:31:32.222 --> 00:31:35.767
‫شرمنده. آخرین باری که...

617
00:31:35.767 --> 00:31:38.311
‫اومدم به یه همچین رودخونه‌ای

618
00:31:38.436 --> 00:31:42.148
‫زمانی بود که دِیو غرق شده بود.

619
00:31:42.857 --> 00:31:45.026
‫اوه، وای.
‫خیلی متاسفم.

620
00:31:45.443 --> 00:31:46.444
‫راستش خوبم.

621
00:31:46.486 --> 00:31:49.072
‫حداقل اون موقع
‫می‌دونستم که این اتفاق افتاده.

622
00:31:49.280 --> 00:31:50.782
‫ولی الان...

623
00:31:54.536 --> 00:31:56.621
‫چند وقت یه بار این کار رو انجام میدی؟

624
00:31:56.955 --> 00:31:58.665
‫این خبردادن‌ها رو میگی؟

625
00:31:58.790 --> 00:32:01.793
‫گمونم هربار که باهاشون تماس می‌گیرم.

626
00:32:02.293 --> 00:32:05.463
‫امروز صبح سردخونه بودم.

627
00:32:05.964 --> 00:32:07.298
‫سردخونه؟

628
00:32:07.632 --> 00:32:10.051
‫آره، باز هم اون نبود.

629
00:32:10.301 --> 00:32:12.178
‫وقتی مدی گم شده بود...

630
00:32:12.303 --> 00:32:15.974
‫گفتم که بهم خبر بدن.

631
00:32:17.141 --> 00:32:20.311
‫و الان تمام چیزی که دارم همینه.

632
00:32:21.020 --> 00:32:24.190
‫فکر می‌کردم اگه جسدش رو پیدا کنم،

633
00:32:24.315 --> 00:32:27.861
‫به یه جور پذیرش می‌رسم.

634
00:32:29.654 --> 00:32:32.198
‫این پذیرش نیست.
‫این...

635
00:32:34.993 --> 00:32:36.494
‫بیشتر شبیه شکنجه‌ست.

636
00:32:38.329 --> 00:32:40.248
‫ببین، می‌دونم که ما تازه...

637
00:32:42.083 --> 00:32:45.587
‫خب، من کی باشم که قضاوت کنم، ولی...

638
00:32:47.463 --> 00:32:49.173
‫خوب می‌دونم

639
00:32:50.174 --> 00:32:53.761
‫که اگه هی به دردت برگردی

640
00:32:54.554 --> 00:32:57.849
‫می‌تونه مثل چیزهای دیگه اعتیادآور باشه.

641
00:33:24.375 --> 00:33:26.669
‫[دانشگاه کالیفرنیا، برکلی]

642
00:33:43.770 --> 00:33:46.773
‫- راندا، خبرها رو شنیدم.
‫- مبارکه، تو واقعا باهوشی.

643
00:34:05.666 --> 00:34:08.294
‫[دفتر مشاور تحصیلی]

644
00:34:24.435 --> 00:34:26.062
‫[دفتر آقای مانفریدو]

645
00:34:28.314 --> 00:34:29.982
‫یه لحظه عزیزم.

646
00:34:47.458 --> 00:34:48.835
‫نتونستیم راندا رو پیدا کنیم.

647
00:34:49.335 --> 00:34:51.671
‫فکر نکنم دلش بخواد که پیدا بشه.

648
00:34:53.381 --> 00:34:56.926
‫گمونم امشب خودم هیولا بودم. هان؟

649
00:34:58.886 --> 00:35:00.680
‫خیلی تحت فشار قرارش دادم.

650
00:35:00.847 --> 00:35:02.014
‫می‌دونی، به نظرم...

651
00:35:02.140 --> 00:35:03.850
‫شاید یادآوری یه سری از خاطراتمون

652
00:35:03.933 --> 00:35:05.810
‫خیلی دردناک باشه.

653
00:35:05.893 --> 00:35:07.520
‫ولی تو به جواب نیاز داری مدی،

654
00:35:07.603 --> 00:35:10.314
‫و ممکنه جواب توی اون دفترها نباشه.

655
00:35:10.690 --> 00:35:12.817
‫در ضمن، حالا که می‌دونی
‫بشکه‌ها کلید نیستن،

656
00:35:12.900 --> 00:35:14.610
‫احتمالا کلی کلمه‌ی دیگه هستن

657
00:35:14.694 --> 00:35:15.862
‫که والی اشتباه خوندتشون.

658
00:35:15.987 --> 00:35:17.530
‫هی، هی، تند نرو.

659
00:35:19.073 --> 00:35:21.868
‫صبر کن چارلی.
‫کلیدها، کلیدها.

660
00:35:22.952 --> 00:35:26.497
‫وای بچه‌ها،
‫اگه لوازم کلیدها باشن چی؟

661
00:35:26.998 --> 00:35:28.207
‫ادامه بده.

662
00:35:28.291 --> 00:35:30.877
‫راندا گفت آقای مارتین
‫به جنت اون ساعت رو داده.

663
00:35:31.377 --> 00:35:32.879
‫ولی من اون ساعت رو قبلا دیده بودم.

664
00:35:33.004 --> 00:35:35.548
‫آقای مارتین روزی که ناپدید شد
‫اون ساعت رو داشت.

665
00:35:36.090 --> 00:35:39.051
‫و وقتی اون رو به جنت داد،
‫اون هم ناپدید شد.

666
00:35:39.802 --> 00:35:41.888
‫راندا یه کم پیش در مورد لوازم جنت پرسید.

667
00:35:42.013 --> 00:35:43.389
‫اگه اون ساعت باشه چی؟

668
00:35:43.848 --> 00:35:47.435
‫کلیدش.
‫خیلی خب، ولی کجا رفته؟

669
00:35:47.560 --> 00:35:49.437
‫آره، اونا کجا ناپدید شدن؟

670
00:37:12.520 --> 00:37:14.355
‫سلام راندا.

671
00:37:16.273 --> 00:37:19.485
‫کمک! کمک! یکی کمک کنه!

672
00:37:21.779 --> 00:37:23.322
‫کمک!

673
00:37:26.659 --> 00:37:28.160
‫این چیه؟

674
00:37:30.996 --> 00:37:32.373
‫برکلی؟

675
00:37:35.000 --> 00:37:36.669
‫می‌خوای من رو ول کنی؟

676
00:38:21.755 --> 00:38:23.257
‫هی.

677
00:38:24.216 --> 00:38:25.134
‫حالت خوبه؟

678
00:38:26.051 --> 00:38:28.470
‫تقصیر تو نیست.
‫هیچکس نمی‌تونست راضیش کنه.

679
00:38:29.138 --> 00:38:31.557
‫آره. می‌دونم، فقط...

680
00:38:32.183 --> 00:38:33.475
‫خسته‌ام.

681
00:38:38.731 --> 00:38:41.567
‫بابامه.
‫باید جواب بدم.

682
00:38:41.650 --> 00:38:42.735
‫حتما.

683
00:38:42.818 --> 00:38:44.737
‫و بعدش می‌تونی ما رو برسونی خونه.

684
00:38:45.446 --> 00:38:47.907
‫سایمون، گوش کن، من...

685
00:38:48.908 --> 00:38:50.409
‫من هم مدی رو دیدم.

686
00:38:50.534 --> 00:38:51.869
‫- سلام بابا.
‫- توی مهمونی.

687
00:38:52.494 --> 00:38:55.247
‫صبر کن ببینم... کی دیدیش؟

688
00:38:55.372 --> 00:38:57.249
‫دقیقا قبل از اینکه پلیس‌ها بیان.

689
00:38:58.000 --> 00:38:59.585
‫ولی کسی که دیدم...

690
00:39:00.085 --> 00:39:01.503
‫انگار یه نفر دیگه بود.

691
00:39:03.380 --> 00:39:05.090
‫خودم رو کشتم که همین رو بهت بگم دیگه.

692
00:39:05.257 --> 00:39:06.258
‫نه، می‌دونم، می‌دونم،

693
00:39:06.258 --> 00:39:08.552
‫ولی این چه معنی‌ای داره؟

694
00:39:08.969 --> 00:39:12.765
‫یعنی قضیه‌ی جنت واقعیه؟
‫یعنی ارواح وجود دارن؟

695
00:39:17.853 --> 00:39:20.606
‫این یعنی شیرین‌بیانت به دست مدی رسیده.

696
00:39:28.989 --> 00:39:32.159
‫باشه. باشه. خداحافظ.

697
00:39:41.001 --> 00:39:45.005
‫چجوری بهش بگم که...

698
00:39:46.465 --> 00:39:48.592
‫جنت رو گم کردیم؟

699
00:39:49.927 --> 00:39:51.637
‫اون هم دوباره.

700
00:39:57.142 --> 00:39:58.644
‫لعنتی!

701
00:40:01.689 --> 00:40:03.315
‫بهش میگیم.

702
00:40:04.483 --> 00:40:05.984
‫با همدیگه میگیم.

703
00:40:07.236 --> 00:40:10.322
‫مگه اینکه دلت نخواد کمکت کنم.

704
00:40:13.450 --> 00:40:14.451
‫ببخشید. ببخشید.

705
00:40:14.493 --> 00:40:16.537
‫سوال از این رومخ‌تر نداریم.

706
00:40:17.996 --> 00:40:19.498
‫ممنون.

707
00:40:21.250 --> 00:40:22.835
‫می‌خوام.

708
00:40:23.669 --> 00:40:26.004
‫و حس جدیدیه برام.

709
00:40:26.547 --> 00:40:28.340
‫که این کار رو تنهایی انجام ندم.

710
00:40:33.679 --> 00:40:36.682
‫می‌دونی، اگه می‌خوای پیغامی به مدی بدی،

711
00:40:37.266 --> 00:40:39.601
‫خوشحال میشم کمکت کنم.

712
00:40:41.645 --> 00:40:42.771
‫ممنون.

713
00:40:49.528 --> 00:40:52.114
‫جنت الان کدوم گوریه؟

714
00:41:01.790 --> 00:41:05.377
‫مطمئنی نمی‌خوای برسونمت پیش ماشینت؟

715
00:41:05.544 --> 00:41:07.171
‫پارکینگ چندتا خیابون پایین‌تره.

716
00:41:07.254 --> 00:41:08.881
‫می‌خوام قدم بزنم.

717
00:41:08.964 --> 00:41:11.133
‫خیلی خب، ممنون بابت شام

718
00:41:11.216 --> 00:41:12.718
‫و ممنون که باهام اومدی.

719
00:41:12.801 --> 00:41:16.555
‫خیلی خوب بود که حس نمی‌کردم...

720
00:41:16.638 --> 00:41:18.223
‫تنهایی.

721
00:41:19.183 --> 00:41:21.560
‫- شب‌بخیر درک.
‫- شب بخیر ساندرا.

722
00:41:46.543 --> 00:41:48.003
‫سلام؟

723
00:41:54.259 --> 00:41:55.761
‫مدی؟

724
00:41:56.887 --> 00:41:58.472
‫سلام مامان.

725
00:41:59.556 --> 00:42:02.392
‫اوه مدی! مدی!

726
00:42:05.479 --> 00:42:09.900
‫«ترجمه از فائزه شاهمرادی و زهرا ترابی»

