
1
00:00:01.001 --> 00:00:03.128
‫جنت بابت کادو ناراحت بود.

2
00:00:03.211 --> 00:00:05.588
‫من فقط می‌خواستم مثل یه نماد باشه.
‫که کارمون رو ادامه بدیم...

3
00:00:05.630 --> 00:00:06.631
‫می‌دونی که من اینو نمی‌خواستم.

4
00:00:06.673 --> 00:00:07.757
‫حالا حرفمو باور می‌کنید؟

5
00:00:07.799 --> 00:00:09.884
‫چی رو سایمون؟
‫این که از قبرش خزیده اومده بیرون؟

6
00:00:09.926 --> 00:00:11.428
‫نکنه اون اشیاء همون کلیدهان؟

7
00:00:11.594 --> 00:00:13.722
‫باشه ولی کجا باید باشن؟

8
00:00:14.180 --> 00:00:16.016
‫سلام راندا.

9
00:00:20.061 --> 00:00:21.271
‫یه توپ ویرانگر به اسم جنت...

10
00:00:21.396 --> 00:00:22.397
‫با جسم من اینور اونور میره.

11
00:00:22.522 --> 00:00:24.733
‫تو روحت هم خبر نداره که من
‫چه کارهایی می‌تونم بکنم.

12
00:00:24.816 --> 00:00:26.901
‫خیلی باید شانس بیارم که فردا
‫جسمم پشت میله‌های زندان نباشه.

13
00:00:27.068 --> 00:00:30.280
‫مدی، تو در امانی.
‫می‌تونی بیای خونه.

14
00:00:30.488 --> 00:00:32.574
‫- سلام؟
‫- سلام مامان.

15
00:00:37.996 --> 00:00:43.793
‫«مترجم: فائزه شاهمرادی»

16
00:00:44.294 --> 00:00:46.671
‫فکر کردم مردی. کجا بودی؟

17
00:00:46.671 --> 00:00:49.174
‫چرا زنگ نزدی؟ حالت خوبه؟

18
00:00:49.758 --> 00:00:51.426
‫صدمه دیدی؟ من...

19
00:00:51.468 --> 00:00:53.553
‫حرفی که قبل رفتنت بهت زدم...

20
00:00:53.678 --> 00:00:55.680
‫کاری که کردم...

21
00:00:56.890 --> 00:00:58.808
‫با خریدنِ اون کلبه‌ی مزخرف...

22
00:00:59.350 --> 00:01:01.394
‫می‌دونم چقدر بهت آسیب زدم. من...

23
00:01:01.978 --> 00:01:04.189
‫سختی‌هایی که تموم این‌ سال‌ها
‫باعث شدم بکشی.

24
00:01:04.606 --> 00:01:06.566
‫خیلی خیلی متاسفم مدی.

25
00:01:07.859 --> 00:01:09.944
‫دیگه هیچ‌وقت این کارو باهات نمی‌کنم.

26
00:01:12.030 --> 00:01:14.032
‫وای حتماً خیلی گرسنه‌ای.

27
00:01:14.532 --> 00:01:18.536
‫چیزی برات درست کنم؟
‫ساندویچ یا تخم‌مرغ؟

28
00:01:18.620 --> 00:01:23.875
‫حموم. فقط می‌خوام برم حموم.

29
00:01:26.169 --> 00:01:27.837
‫نه، جن نه!

30
00:01:38.306 --> 00:01:40.141
‫می‌شه بیام تو؟

31
00:01:40.809 --> 00:01:42.644
‫برات تست دارچینی درست کردم.

32
00:01:43.019 --> 00:01:44.270
‫همونجوری که دوست داری.

33
00:01:45.480 --> 00:01:46.481
‫[مدی]

34
00:01:46.564 --> 00:01:49.150
‫وقتی حموم بودی داشتم به سایمون زنگ می‌زدم،

35
00:01:49.234 --> 00:01:51.027
‫اما می‌دونستم خودت می‌خوای این کارو بکنی.

36
00:01:52.195 --> 00:01:55.949
‫سایمون، نیکول، زاویر.

37
00:01:56.032 --> 00:01:57.951
‫اونا خیلی نگرانت بودن.

38
00:02:00.662 --> 00:02:01.746
‫من نمی‌خوام...

39
00:02:02.705 --> 00:02:05.458
‫هنوز آمادگی اینو ندارم که کسی
‫بفهمه برگشتم.

40
00:02:09.546 --> 00:02:11.506
‫فقط می‌خوام با تو باشم.

41
00:02:12.382 --> 00:02:14.759
‫نه کس دیگه. فقط خودت لطفاً.

42
00:02:17.428 --> 00:02:19.347
‫می‌رم که آماده‌ی خوابیدن بشی.

43
00:03:27.165 --> 00:03:29.250
‫از کجا فهمیدی چه جوری از اونجا بیای بیرون؟

44
00:03:29.500 --> 00:03:31.628
‫نفهمیدم. فقط دوییدم.

45
00:03:32.420 --> 00:03:35.840
‫وقتی برگشتم که برش دارم،
‫دوباره اون نور رو دیدم.

46
00:03:37.217 --> 00:03:38.259
‫اون موقع بود که فهمیدم ...

47
00:03:38.301 --> 00:03:39.844
‫برای ورود و خروج باید نامه رو نگه داری.

48
00:03:39.886 --> 00:03:40.762
‫یعنی کلیده؟

49
00:03:40.887 --> 00:03:43.181
‫یعنی می‌گی آقای مانفریدو اون تو بود؟

50
00:03:43.640 --> 00:03:46.935
‫پس کلیدِ تو دری رو
‫ به روی یه زخم روحی باز کرد.

51
00:03:47.602 --> 00:03:48.895
‫و وقتی رفتی داخل، تو...

52
00:03:49.020 --> 00:03:51.231
‫- جهنم شخصی خودت رو دیدی.
‫- چقدر آزاردهنده.

53
00:03:51.689 --> 00:03:53.274
‫تو گفتی اتاق قرمز بود.

54
00:03:53.399 --> 00:03:54.692
‫و آخرین باری که دیدی آقای مارتین...

55
00:03:54.734 --> 00:03:56.152
‫ناپدید شد، یه نور قرمز دیدی.

56
00:03:56.236 --> 00:03:56.736
‫آره.

57
00:03:56.986 --> 00:03:59.072
‫وقتی درو برای جنت باز کردم
‫قبل این که بهم برخورد کنه،

58
00:03:59.113 --> 00:04:01.282
‫یه نور قرمز از پناهگاه ضد اتمی میومد بیرون.

59
00:04:01.699 --> 00:04:03.368
‫حتماً آقای مارتین همونجا قایم شده،

60
00:04:03.368 --> 00:04:04.744
‫داخل زخم‌ها.

61
00:04:04.827 --> 00:04:06.663
‫نمی‌دونم. مگه هتله؟

62
00:04:06.704 --> 00:04:08.081
‫شاید داره یه کار دیگه می‌کنه.

63
00:04:08.248 --> 00:04:11.751
‫از کجا معلوم چه آزمایشات عجیب و غریبی

64
00:04:11.751 --> 00:04:13.503
‫اونجا انجام میده؟ نمی‌دونم.

65
00:04:14.587 --> 00:04:16.506
‫شاید جنت تازه شروعشه.

66
00:04:25.640 --> 00:04:28.977
‫خیلی خب. باشه.
‫آره می‌دونم به کجا می‌خواد برسه.

67
00:04:29.102 --> 00:04:31.562
‫می‌خواین من و والی بریم کلیدهامونو برداریم

68
00:04:31.688 --> 00:04:33.523
‫و در جهنم شخصی‌مون رو باز کنیم...

69
00:04:33.648 --> 00:04:36.526
‫و شخصیت تخیلی نانسی درو
‫قراره اونجا باشه.

70
00:04:36.651 --> 00:04:38.069
‫من جای تو بودم می‌گفتم پسران هاردی،
‫ولی آره.

71
00:04:38.194 --> 00:04:40.947
‫باشه. با این که خیلی وسوسه‌برانگیزه
‫اما این کارو نمی‌کنم.

72
00:04:40.989 --> 00:04:42.031
‫چارلی؟

73
00:04:42.115 --> 00:04:43.283
‫مگه همین الان از راندا عذرخواهی نکردی...

74
00:04:43.283 --> 00:04:45.493
‫که مجبورش کردی کاری که نمی‌خواست رو
‫انجام بده؟

75
00:04:45.618 --> 00:04:46.536
‫اون فرق داره.

76
00:04:46.703 --> 00:04:48.162
‫- چه فرقی؟
‫- نه والا.

77
00:04:48.288 --> 00:04:49.372
‫نه، فرق داره.
‫چون آقای مارتین در واقع داخل...

78
00:04:49.414 --> 00:04:51.207
‫ببینید، اگه شما می‌خواید برید، بفرمایید،

79
00:04:51.249 --> 00:04:52.959
‫اما من پامو توی اون جهنم نمی‌ذارم.

80
00:04:54.877 --> 00:04:56.671
‫البته نمی‌خواستم با کلمات بازی کنم.

81
00:04:57.422 --> 00:04:58.589
‫چارلی!

82
00:05:02.510 --> 00:05:04.053
‫[امیلیو]

83
00:05:08.599 --> 00:05:10.727
‫[شردهد۹۹: هشدار! این آهنگ اشکت رو درمیاره!]

84
00:05:11.102 --> 00:05:13.730
‫ظاهراً بیشتر مثل یه تیم بازی می‌کردن...

85
00:05:13.813 --> 00:05:15.606
‫[جوینده‌ی جواب: کار دارم.
‫برمی‌گردم.]

86
00:05:17.942 --> 00:05:21.154
‫سلام. دیشب کجا بودی؟

87
00:05:21.279 --> 00:05:23.448
‫داشتم با سایمون درس می‌خوندم.
‫فکر کنم بهت گفتم.

88
00:05:24.115 --> 00:05:27.660
‫جدی؟ پس چرا لباسات توی سبد....

89
00:05:27.744 --> 00:05:29.120
‫بوی نوشیدنی می‌دن؟

90
00:05:30.330 --> 00:05:31.622
‫بس کن زاویر.

91
00:05:31.706 --> 00:05:33.416
‫تو تازه چند روزه از بیمارستان مرخص شدی.

92
00:05:34.083 --> 00:05:36.461
‫اصلاً تو شرایطی نیستی که تا دیروقت...

93
00:05:36.544 --> 00:05:38.755
‫- بیرون بمونی و مهمونی بری و نوشیدنی بخوری.
‫- اینطور نیست.

94
00:05:39.756 --> 00:05:41.758
‫شاید روی چیزی نشستم بو گرفته.

95
00:05:42.633 --> 00:05:43.801
‫باشه.

96
00:05:44.344 --> 00:05:47.764
‫خب، من می‌خوام هر روز بعد مدرسه
‫ساعت ۳ خونه باشی...

97
00:05:48.181 --> 00:05:52.018
‫تا وقتی که بتونی با صداقت بهم بگی
‫کجاها میری...

98
00:05:52.143 --> 00:05:54.937
‫و چه اتفاقی داره برات میفته.

99
00:05:57.774 --> 00:05:59.150
‫[سم‌زدایی دیجیتالی
‫تا ساعت ۶ غروب]

100
00:05:59.233 --> 00:06:01.361
‫هارتمن میگه ضروریه.

101
00:06:19.337 --> 00:06:20.338
‫امم...

102
00:06:20.546 --> 00:06:22.340
‫امروز میای مدرسه یا نه؟

103
00:06:22.382 --> 00:06:24.467
‫ای وای من... آره.

104
00:06:25.968 --> 00:06:28.096
‫- چی گوش می‌دادی؟
‫- هیچی.

105
00:06:28.513 --> 00:06:31.808
‫عجب. آیدی «شردهد۹۹» هیچیه؟

106
00:06:31.849 --> 00:06:33.059
‫بس کن.

107
00:06:33.267 --> 00:06:35.978
‫واسه همینه که کل شب گوشیت رو ویبره‌ست؟

108
00:06:36.312 --> 00:06:38.689
‫چیه خب؟ بگو دیگه.
‫حداقل بگو خوشگله یا نه.

109
00:06:38.940 --> 00:06:41.192
‫نمی‌دونم. فقط یه پسره‌ست
‫که آنلاین باهاش حرف می‌زنم.

110
00:06:41.317 --> 00:06:44.862
‫یعنی عکسشو ندیدی؟
‫توی اینستا؟ تیک تاک؟

111
00:06:44.946 --> 00:06:46.906
‫نه اینجوری نیست.

112
00:06:48.324 --> 00:06:52.203
‫می‌دونی، تو فکر بودم.
‫بعد این که دیشب مدی رو دیدم،

113
00:06:52.328 --> 00:06:54.414
‫یه جورایی نظرم درمورد جریان جنت عوض شد.

114
00:06:54.831 --> 00:06:57.417
‫- فکر می‌کنم حق با سایمونه.
‫- حق با اون نیست.

115
00:06:57.875 --> 00:06:58.960
‫از کجا انقدر مطمئنی؟

116
00:06:59.085 --> 00:07:00.420
‫چون اون‌وقت یعنی مدی مرده...

117
00:07:00.461 --> 00:07:03.381
‫و فرار نکرده، بعدشم چون این حرفا احمقانه‌ست!

118
00:07:03.506 --> 00:07:05.883
‫دخترها! دخترها دیرتون می‌شه!

119
00:07:07.051 --> 00:07:08.344
‫۵ دیقه‌ای آماده‌م.

120
00:07:18.896 --> 00:07:19.981
‫[مامان]

121
00:07:27.780 --> 00:07:29.240
‫شما با رجینا لوید تماس گرفتید،

122
00:07:29.365 --> 00:07:31.534
‫لطفاً پیغام بگذارید...

123
00:07:51.429 --> 00:07:53.014
‫پس فقط می‌تونیم از کلیدهای خودمون
‫استفاده کنیم؟

124
00:07:53.431 --> 00:07:55.099
‫اگه داشته باشید.

125
00:07:57.101 --> 00:07:59.020
‫‌چهارمی‌ها، لطفاً برای کارگاه امروز...

126
00:07:59.103 --> 00:08:00.438
‫به کتابخانه مراجعه کنید.

127
00:08:02.106 --> 00:08:02.815
‫باورم نمی‌شه هر روز باید اینجا باشیم.

128
00:08:02.815 --> 00:08:05.401
‫و حالا با مشاوره‌ی گروهی دارن
‫ما رو بابتش مجازات می‌کنن.

129
00:08:05.985 --> 00:08:07.612
‫من کسی رو با قد زیر ۱۸۰ قبول ندارم.

130
00:08:07.945 --> 00:08:10.072
‫دقیقاً. دلم می‌خواد بمیرم.

131
00:08:10.990 --> 00:08:12.158
‫کس دیگه‌ای هم مثل من فکر می‌کنه؟

132
00:08:12.158 --> 00:08:13.910
‫امروز می‌تونه روز خیلی خوبی...

133
00:08:14.035 --> 00:08:16.120
‫برای دزدیدن این جسم‌های غمگین‌
‫و بالاخره فرار کردن از اینجا باشه.

134
00:08:16.245 --> 00:08:18.247
‫- نه.
‫- تو چه مرگته؟

135
00:08:19.081 --> 00:08:21.083
‫متوجه نیستی؟ خودت گفتی روزی که جنت...

136
00:08:21.250 --> 00:08:22.835
‫جسمت رو دزدید از لحاظ روحی
‫به‌هم‌ریخته بودی.

137
00:08:23.503 --> 00:08:25.087
‫بعدشم مگه آقای مارتین ننوشته بود...

138
00:08:25.171 --> 00:08:28.591
‫که تجربه‌ی مجدد ضربه‌ی روحی
‫می‌تونه ما رو به محل دسترسی برسونه؟

139
00:08:30.426 --> 00:08:32.720
‫خب این مدرسه پر از ضربه‌های روحیه.

140
00:08:32.803 --> 00:08:33.930
‫باور کن.

141
00:08:34.013 --> 00:08:36.599
‫اون دو تا دختر تا ظهر همین امروز
‫توی دستشویی آبغوره می‌گیرن.

142
00:08:37.099 --> 00:08:39.268
‫فکر می‌کنی آقای مارتین بهش فکر نکرده بود؟

143
00:08:41.979 --> 00:08:43.731
‫شاید باید بری زخم روحیت رو چک کنی.

144
00:08:44.774 --> 00:08:46.817
‫الان؟

145
00:09:13.219 --> 00:09:14.637
‫صبح بخیر مامانی.

146
00:09:16.514 --> 00:09:18.474
‫سال‌هاست اینجوری صدام نکردی.

147
00:09:19.267 --> 00:09:20.685
‫خوب خوابیدی؟

148
00:09:29.026 --> 00:09:32.113
‫اوه نه نه نه. اونو نخور.
‫می‌دونم دوست نداری.

149
00:09:32.738 --> 00:09:34.448
‫تست فرانسوی درست می‌کنم.

150
00:09:44.500 --> 00:09:47.878
‫می‌تونیم امروز بریم کلی خوار و بار بخریم.

151
00:09:48.462 --> 00:09:50.214
‫هر چی که موردعلاقته.

152
00:09:51.674 --> 00:09:53.968
‫امروز نمی‌تونم بیام جلسه.

153
00:09:54.677 --> 00:09:58.389
‫لحظه آخری واسم کار پیش اومد.
‫متاسفم.

154
00:09:58.889 --> 00:10:00.975
‫اوه. مطمئنی تنها دلیلش همینه؟

155
00:10:01.434 --> 00:10:03.102
‫از اون هشدارها که برات پیش نیومد؟

156
00:10:03.185 --> 00:10:06.814
‫نه نه. من خوبم. جدی می‌گم.

157
00:10:07.315 --> 00:10:09.275
‫دوست داشتم دعوتت کنم بیای تو اما...

158
00:10:10.443 --> 00:10:11.902
‫- باید بری؟
‫- آره. باید برم.

159
00:10:11.944 --> 00:10:14.905
‫نه اشکال نداره.
‫به هر حال من می‌خوام به جلسه برسم.

160
00:10:15.239 --> 00:10:17.074
‫احتمالاً باید برم.

161
00:10:17.199 --> 00:10:20.453
‫توافقم با دادگاه انجام شد،

162
00:10:20.578 --> 00:10:23.956
‫واسه همین تموم صبح آشفته بودم.

163
00:10:25.166 --> 00:10:26.876
‫راستش امروز باید برم مدرسه...

164
00:10:26.959 --> 00:10:28.461
‫تا میزم رو تمیز کنم.

165
00:10:29.587 --> 00:10:32.256
‫رسماً گواهی تدریسم رو ضبط می‌کنن.

166
00:10:32.632 --> 00:10:36.469
‫وای خدایا.
‫واقعاً متاسفم.

167
00:10:38.512 --> 00:10:39.847
‫پس باشه یه وقت دیگه؟

168
00:10:39.847 --> 00:10:41.766
‫- آره.
‫- باشه.

169
00:10:53.736 --> 00:10:54.904
‫پسر فکر کردم گفتی ۱۰.

170
00:10:54.987 --> 00:10:56.322
‫اون جریان توی کتابخونه الان شروع می‌شه.

171
00:10:56.364 --> 00:10:57.406
‫اوه مدی داره میاد.
‫فقط الان با زمان ارواح پیش میره.

172
00:10:58.115 --> 00:10:59.325
‫می‌دونی می‌خوای چی بهش بگی؟

173
00:10:59.450 --> 00:11:02.495
‫آره. آره.
‫راستش همش رو نوشتم.

174
00:11:02.495 --> 00:11:04.121
‫به یکی از دوستام دادم چکش کرد.

175
00:11:04.246 --> 00:11:05.414
‫چه دوستی؟

176
00:11:07.208 --> 00:11:08.334
‫وضعیت داره عجیب و غریب می‌شه سایمون.

177
00:11:08.334 --> 00:11:11.295
‫دنیای ارواح مثل فیلم «خانه» شد،
‫اما ترسناک‌تر.

178
00:11:11.420 --> 00:11:13.005
‫چی مثلاً؟ یه پیانو یه نفرو خورد؟

179
00:11:13.089 --> 00:11:14.799
‫در حال حاضر هر چیزی ممکنه.

180
00:11:14.924 --> 00:11:16.801
‫برای همینم باید بدونم جسمم کی میاد.

181
00:11:16.884 --> 00:11:18.302
‫- درمورد پیانو چی گفتی؟
‫- بهش می‌رسیم.

182
00:11:18.344 --> 00:11:22.890
‫اما قبلش زاویر می‌خواد یه چیزی بگه.

183
00:11:24.308 --> 00:11:27.687
‫آره. آره.

184
00:11:28.979 --> 00:11:30.314
‫من...

185
00:11:32.692 --> 00:11:34.318
‫مدی...

186
00:11:44.370 --> 00:11:45.705
‫الان واقعاً وقت این کارها رو داریم؟

187
00:11:45.788 --> 00:11:47.331
‫یا الان یا هرگز رفیق. زود باش.

188
00:11:49.667 --> 00:11:51.669
‫مدی، من...

189
00:11:54.505 --> 00:11:55.631
‫من...

190
00:11:56.048 --> 00:11:57.466
‫آره راستش فکر کنم من...

191
00:11:57.591 --> 00:11:58.968
‫بهتره برم کتابخونه برای کارگاه.

192
00:11:59.093 --> 00:12:00.761
‫برات جا می‌گیرم داداش.
‫تو می‌تونی.

193
00:12:00.761 --> 00:12:02.221
‫- زاویر!
‫- سایمون!

194
00:12:02.680 --> 00:12:05.558
‫ما جنت رو توی محوطه‌ی دانشگاهِ
‫داداشِ نیکول پیدا کردیم.

195
00:12:05.683 --> 00:12:07.685
‫دیدیمش و اینا.

196
00:12:08.185 --> 00:12:09.812
‫- گمش کردیم.
‫- کجا رفت؟

197
00:12:10.146 --> 00:12:12.606
‫نمی‌دونم. متاسفم. نمی‌دونم.

198
00:12:12.606 --> 00:12:14.734
‫فرار کرد و بعدش حراست دانشگاه اومد.

199
00:12:15.860 --> 00:12:16.861
‫پس اون ناپدید شده؟

200
00:12:17.570 --> 00:12:19.029
‫یعنی رفت که رفت؟
‫دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گرده؟

201
00:12:19.530 --> 00:12:22.825
‫نترس. پیداش می‌کنیم خب؟ قول می‌دم.

202
00:12:27.371 --> 00:12:31.041
‫این جمع توی این ترم
‫اتفاقات زیادی رو پشت سر گذاشته.

203
00:12:31.876 --> 00:12:34.962
‫اتفاقات اخیر به یک اندازه روی همه‌مون
‫تاثیر گذاشته، هم دانش‌آموزها هم معلم‌ها.

204
00:12:35.212 --> 00:12:38.507
‫برای همین هم زمان می‌ذاریم
‫که یاد بگیریم با همدیگه...

205
00:12:38.549 --> 00:12:43.637
‫ارتباط برقرار کنیم تا بفهمیم
‫که چه جوری با کسی که...

206
00:12:44.054 --> 00:12:46.849
‫داره آسیب می‌بینه یا خودشو گم کرده
‫ارتباط بگیریم.

207
00:12:47.057 --> 00:12:49.185
‫من برمی‌گردم اون دانشگاه
‫ تا جنت رو پیدا کنم.

208
00:12:49.310 --> 00:12:51.103
‫- باهام میای؟
‫- آره.

209
00:12:53.606 --> 00:12:55.316
‫[می‌شه لطفاً بهم زنگ بزنی؟]

210
00:12:55.399 --> 00:12:56.942
‫دیشب دلتنگت بودم.

211
00:13:00.613 --> 00:13:02.615
‫بازی لیچفیلد و اسپلیت ریور بود.

212
00:13:03.699 --> 00:13:06.660
‫بزرگترین بازی فصل بود،
‫اون‌وقت کاپیتانمون حتی یه سر نیومد.

213
00:13:07.578 --> 00:13:09.455
‫گفتم حداقل یه سر می‌زنی.

214
00:13:10.873 --> 00:13:13.125
‫به خاطر حرفیه که درمورد زاویر گفتم؟

215
00:13:13.501 --> 00:13:16.796
‫- یه کاری پیش اومد.
‫- چی؟

216
00:13:16.921 --> 00:13:18.130
‫کلیر.

217
00:13:19.006 --> 00:13:21.550
‫بعد این مراسم برمی‌گردیم اون دانشگاهه.
‫پایه‌ای؟

218
00:13:21.675 --> 00:13:23.052
‫آره.

219
00:13:23.177 --> 00:13:28.474
‫امروز درمورد احترام، بهبودی و گوش دادنه،

220
00:13:29.433 --> 00:13:33.103
‫برای همینم موبایل همه‌تون
‫رو جمع‌آوری می‌کنیم...

221
00:13:33.145 --> 00:13:37.483
‫تا مطمئن بشیم هیچ چیزی
‫در این محیط اخلال ایجاد نمی‌کنه.

222
00:13:38.609 --> 00:13:42.321
‫ممنونم.

223
00:13:48.869 --> 00:13:50.663
‫صبر کنید ببینم، شما چهارتا برمی‌گردین؟

224
00:13:50.788 --> 00:13:52.456
‫کارگاه اونطرفیه.

225
00:13:53.082 --> 00:13:55.251
‫امروز مخصوصاً با در نظر گرفتن شما
‫برنامه‌ریزی شده،

226
00:13:55.334 --> 00:13:56.836
‫و شما باید مشارکت کنید.

227
00:13:56.961 --> 00:13:58.629
‫- تا ۶؟
‫- درسته.

228
00:13:58.754 --> 00:14:01.340
‫نمی‌تونید واقعاً از ما انتظار داشته باشید
‫که تا اون موقع بمونیم...

229
00:14:01.465 --> 00:14:03.467
‫می‌تونم و می‌کنم.

230
00:14:04.927 --> 00:14:07.513
‫سایمون، می‌دونم دوست داری بری «نورث‌وسترن»

231
00:14:07.596 --> 00:14:10.599
‫و باور کنی یا نه، من سعی دارم کمکت کنم.

232
00:14:10.683 --> 00:14:12.017
‫حتی برنامه‌ت رو تغییر دادم...

233
00:14:12.101 --> 00:14:14.144
‫اون‌وقت تو کلاست رو می‌پیچونی...

234
00:14:14.270 --> 00:14:15.980
‫و این سه نفر رو با خودت می‌بری.

235
00:14:17.022 --> 00:14:20.150
‫اگه امروز زود بری، تعلیق می‌شی.

236
00:14:20.526 --> 00:14:22.194
‫پای آینده‌ت درمیونه پسرم.

237
00:14:24.113 --> 00:14:26.532
‫موبایلاتون، سریع.

238
00:14:33.664 --> 00:14:35.165
‫بفرمایید.

239
00:14:37.793 --> 00:14:40.212
‫خیلی خب. یالا.

240
00:14:41.922 --> 00:14:44.842
‫یالا. برو بریم.

241
00:14:48.721 --> 00:14:51.015
‫[زمین یادبود والی کلارک]

242
00:15:12.161 --> 00:15:15.831
‫چه غلطی داری می‌کنی؟
‫برو تو بازی والی. حالا!

243
00:15:25.966 --> 00:15:28.344
‫والی، گفتم برو تو بازی!

244
00:15:28.385 --> 00:15:30.679
‫نمی‌تونم مربی!

245
00:15:31.096 --> 00:15:32.848
‫من اینجوری می‌میرم.

246
00:15:39.855 --> 00:15:42.775
‫- سربلندم کن عزیزم.
‫- مامان؟

247
00:15:47.363 --> 00:15:49.573
‫محض رضای خدا انقدر ترسو نباش.

248
00:15:53.285 --> 00:15:54.828
‫توپ رو گرفت.

249
00:15:54.995 --> 00:15:56.997
‫والی کلارک، انتهای زمینه.

250
00:15:57.748 --> 00:16:02.628
‫توی خط ۴۰ یارده، ۳۰ یارد.

251
00:16:02.670 --> 00:16:04.755
‫وای خدا.

252
00:16:05.965 --> 00:16:09.677
‫کلارک ضربه‌ی بدی می‌خوره.
‫میفته زمین.

253
00:16:09.802 --> 00:16:12.221
‫چی... یعنی چی؟

254
00:16:13.555 --> 00:16:16.350
‫اوضاع والی کلارک خوب به نظر نمی‌رسه.

255
00:16:30.489 --> 00:16:33.534
‫واقعاً مایه‌ی ناامیدی هستی.

256
00:17:08.235 --> 00:17:10.154
‫دادم چفتش رو درست کردن.

257
00:17:11.822 --> 00:17:14.992
‫گذاشتمش اونجا گفتم شاید
‫دوباره بخوای بندازیش.

258
00:17:19.413 --> 00:17:24.126
‫کارهای مدرسه‌ت توی اون کیف کنار میزته.

259
00:17:26.086 --> 00:17:28.964
‫هر هفته برش داشتم.

260
00:17:32.426 --> 00:17:34.678
‫من برنمی‌گردم اون مدرسه.

261
00:17:40.017 --> 00:17:41.518
‫مدی.

262
00:17:44.855 --> 00:17:46.315
‫چه اتفاقی برات افتاد؟

263
00:17:53.614 --> 00:17:54.823
‫باشه.

264
00:17:57.117 --> 00:17:58.702
‫من دارم میرم مغازه.

265
00:17:58.786 --> 00:18:00.871
‫مطمئنی نمی‌خوای باهام بیای؟

266
00:18:04.333 --> 00:18:06.043
‫فقط یه قولی بهم بده.

267
00:18:08.087 --> 00:18:10.547
‫وقتی برگشتم اینجا باش.

268
00:18:26.647 --> 00:18:29.233
‫سلام. چارلی رو ندیدی؟

269
00:18:30.692 --> 00:18:33.445
‫والی؟ چی شده؟

270
00:18:34.404 --> 00:18:36.990
‫رفتی توی زمین؟ رفتی داخلش؟

271
00:18:38.075 --> 00:18:39.743
‫والی چی شد؟

272
00:18:40.577 --> 00:18:42.079
‫چیزی دیدی؟

273
00:18:43.413 --> 00:18:44.331
‫هیچی ندیدم.

274
00:18:45.124 --> 00:18:47.334
‫چیزی ندیدم که به کارمون بیاد .متاسفم.

275
00:18:51.880 --> 00:18:53.757
‫سلام. اونجایی.

276
00:18:54.299 --> 00:18:56.510
‫می‌خواستم اینو بهت برگردونم،

277
00:18:56.510 --> 00:18:58.095
‫و بهت اطلاع بدم که نتونستم وارد شم.

278
00:18:58.345 --> 00:18:59.763
‫من بهش گفتم.

279
00:19:00.556 --> 00:19:02.933
‫ببین، می‌شه واسه یه دقیقه هم شده
‫درمورد این زخم‌ها حرف نزنیم؟

280
00:19:03.016 --> 00:19:04.393
‫امروز اومدم اینجا تا سعی کنم فراموشش کنم.

281
00:19:04.518 --> 00:19:05.811
‫آره متوجهم.

282
00:19:07.020 --> 00:19:09.273
‫فقط الان والی رو دیدم و مطمئن نیستم
‫که اصلاً ارزشش رو داشته باشه.

283
00:19:09.356 --> 00:19:10.274
‫مدی.

284
00:19:10.315 --> 00:19:13.527
‫می‌رم پیداش کنم ببینم باهام حرف می‌زنه.

285
00:19:16.780 --> 00:19:19.992
‫- اون از کلیدش استفاده کرده؟
‫- فکر نکنم داشته باشه.

286
00:19:19.992 --> 00:19:22.452
‫- اون واقعاً نمرده.
‫- درسته.

287
00:19:22.828 --> 00:19:25.497
‫اما اگه گفته، پس احتمالاَ ازش استفاده کنه.

288
00:19:26.582 --> 00:19:28.542
‫هر چقدرم که ترسناک باشه.

289
00:19:29.710 --> 00:19:32.671
‫تو که الانش هم مردی. می‌دونی؟

290
00:19:33.672 --> 00:19:35.132
‫مگه بدتر از این چه اتفاقی ممکنه بیفته؟

291
00:19:40.429 --> 00:19:42.264
‫یه چیز تیز بردار.

292
00:19:48.103 --> 00:19:49.980
‫جنت ممکنه تا الان تو راه ماسکگون باشه

293
00:19:50.022 --> 00:19:52.900
‫بعد من دارم با چشم‌بند دور خودم می‌چرخم.

294
00:19:52.983 --> 00:19:55.027
‫اگه بدرفتاری نمی‌کردی
‫ الان دور خودت نمی‌چرخیدی.

295
00:19:55.152 --> 00:19:56.904
‫این تمرین اعتماده سایمون.
‫تو باید بهم اعتماد کنی.

296
00:19:56.904 --> 00:19:58.447
‫راستش سخته به کسی اعتماد کنی...

297
00:19:58.488 --> 00:20:00.657
‫که جلوی گلدون گل ادریس
‫صحنه‌هراسی گرفت، زاویر.

298
00:20:00.699 --> 00:20:02.367
‫قرار نبود هوام رو داشته باشی؟

299
00:20:02.701 --> 00:20:05.495
‫یه فکر جدیدی دارم.
‫منو به سمت در خروجی هدایت کن.

300
00:20:05.579 --> 00:20:07.372
‫اگه گرفتنم
‫می‌گم نمی‌دونستم دارم چی کار می‌کنم.

301
00:20:07.456 --> 00:20:08.832
‫- خفه شو پسر. خفه شو.
‫- خودت خفه شو!

302
00:20:08.957 --> 00:20:10.167
‫پسر تو امروز قیافه‌ش رو ندیدی!

303
00:20:10.250 --> 00:20:11.418
‫اگه قیافه‌ش رو می‌دیدی،

304
00:20:11.543 --> 00:20:13.587
‫مجبور نبودی تا آخر عمرت...

305
00:20:16.632 --> 00:20:18.467
‫شما دو تا چطور پیش میرین؟

306
00:20:19.009 --> 00:20:21.303
‫هنوز داریم روی اعتماد کار می‌کنیم،
‫آقای هارتمن.

307
00:20:27.184 --> 00:20:28.060
‫اگه امروز شلوار جین پوشیدین
‫یه قدم بیاین جلو.

308
00:20:28.060 --> 00:20:29.853
‫اگه تک‌فرزندین یه قدم بیاین جلو.

309
00:20:32.564 --> 00:20:33.732
‫حالا اگه تا حالا احساس کردین که
‫خانواده‌ درموردتون...

310
00:20:33.857 --> 00:20:36.693
‫دچار سوءتفاهم شده یه قدم بیاید جلو.

311
00:20:40.989 --> 00:20:42.991
‫اگه براتون سخته محصولات پوست و مویی
‫پیدا کنید که به مدل مو....

312
00:20:43.116 --> 00:20:46.119
‫یا رنگ پوستتون بیاد یه قدم بیاید جلو.

313
00:20:55.629 --> 00:20:57.506
‫- واقعاً کلوئی؟
‫- چیه؟

314
00:20:57.589 --> 00:21:00.342
‫خودت می‌دونی که دیور دیگه کانسیلرِ
‫موردعلاقه‌م رو تولید نمی‌کنه.

315
00:21:01.009 --> 00:21:04.554
‫یه قدم بیاید جلو

316
00:21:16.817 --> 00:21:18.193
‫سندرا!

317
00:21:19.820 --> 00:21:22.447
‫- سلام.
‫- کلانتر بکستر.

318
00:21:23.073 --> 00:21:25.659
‫ببخشید که خیلی وقته باهات در تماس نبودم.

319
00:21:25.951 --> 00:21:27.536
‫این هفته خیلی...

320
00:21:28.578 --> 00:21:29.871
‫خب راستش من بیشتر...

321
00:21:29.997 --> 00:21:31.581
‫توی بیمارستان بودم تا کلانتری.

322
00:21:32.457 --> 00:21:35.043
‫می‌خواستم بدونی که هنوز داریم
‫دنبال جسد مدی...

323
00:21:35.419 --> 00:21:36.712
‫دنبال مدی می‌گردیم.

324
00:21:38.964 --> 00:21:40.299
‫زاویر چطوره؟

325
00:21:40.424 --> 00:21:43.760
‫- شنیدم اون...
‫- آره خوبه. آره. خدا رو شکر.

326
00:21:46.138 --> 00:21:47.389
‫خب...

327
00:21:48.432 --> 00:21:49.850
‫- می‌بینمت.
‫- می‌بینمت.

328
00:22:00.193 --> 00:22:01.403
‫کلانتر!

329
00:22:55.040 --> 00:22:57.793
‫[بادوم‌زمینی]

330
00:23:02.589 --> 00:23:04.132
‫واقعاً؟

331
00:23:30.200 --> 00:23:32.452
‫من... نمی‌تونم نفس بکشم.

332
00:23:33.620 --> 00:23:36.206
‫این دفعه چی کردی تو دهنت؟

333
00:23:39.418 --> 00:23:41.044
‫داروی اپی‌نفرینم رو لازم دارم...

334
00:24:09.990 --> 00:24:12.159
‫آقای مارتین توی صحنه‌ی زخمت بود؟

335
00:24:12.534 --> 00:24:14.536
‫آره اول فکر کردم اونم بخشی ازش بوده.

336
00:24:14.995 --> 00:24:16.288
‫مثل آقای مانفریدو.

337
00:24:16.371 --> 00:24:18.540
‫اما، اما...
‫وقتی دیدم دزدکی میره بیرون،

338
00:24:18.665 --> 00:24:20.917
‫انگار اتاق اجازه نمی‌داد من برم.

339
00:24:21.042 --> 00:24:23.837
‫هیچ‌جا نمی‌تونستم برم
‫تا این که یه دفعه اومدم بیرون.

340
00:24:23.920 --> 00:24:26.673
‫تا زمین فوتبال تعقیبش کردم،

341
00:24:26.756 --> 00:24:28.341
‫که واقعاً کار قابل‌توجهیه...

342
00:24:28.425 --> 00:24:30.260
‫چون دچار شوک آنافیلاکسی شده بودم، ولی...

343
00:24:30.343 --> 00:24:31.845
‫اوه چارلی، نیازی نبود حتماً اون کارو بکنی.

344
00:24:31.928 --> 00:24:33.763
‫خودم می‌خواستم. من...

345
00:24:34.723 --> 00:24:36.475
‫اما نور قرمز رو دیدم...

346
00:24:37.058 --> 00:24:39.436
‫قبل این که ناپدید بشه نور رو
‫روی تابلوی امتیازات دیدم.

347
00:24:39.895 --> 00:24:43.106
‫پس آقای مارتین می‌تونه بدون کلیدهامون...

348
00:24:43.106 --> 00:24:44.900
‫همینجوری توی زخم‌هامون رفت و آمد کنه،

349
00:24:44.900 --> 00:24:47.360
‫اون‌وقت ما نمی‌تونیم با کلید چارلی
‫وارد زخمش بشیم.

350
00:24:47.819 --> 00:24:49.821
‫- چرا؟
‫- نمی‌دونم.

351
00:24:50.572 --> 00:24:52.365
‫کوئین چیز دیگه‌ای توی دفتر جنت پیدا کرد؟

352
00:24:52.491 --> 00:24:54.201
‫نه، هنوز داره روش کار می‌کنه.

353
00:24:55.202 --> 00:24:56.536
‫تو این مدت ما باید چی کار کنیم؟

354
00:24:56.620 --> 00:24:59.080
‫همینجوری یه مردی رو تعقیب کنیم
‫که هر جایی می‌تونه بره...

355
00:24:59.164 --> 00:25:00.582
‫و هیچی بهمون نمی‌گه؟

356
00:25:06.713 --> 00:25:09.216
‫- من برمی‌گردم داخل.
‫- والی؟

357
00:25:40.330 --> 00:25:44.334
‫- سلام مدی. من اومدم خونه!
‫- من توی اتاقمم.

358
00:25:47.087 --> 00:25:48.588
‫خوشگل شدی.

359
00:25:51.216 --> 00:25:54.261
‫توی فروشگاه بابای زاویر رو دیدم.

360
00:25:58.974 --> 00:26:01.810
‫پلیس فکر می‌کنه تو به قتل رسیدی مدی.

361
00:26:04.354 --> 00:26:07.524
‫نمی‌دونی که چقدر سخت بوده،
‫نه فقط برای من.

362
00:26:09.317 --> 00:26:10.652
‫برای همه.

363
00:26:12.487 --> 00:26:15.657
‫می‌دونم الان می‌خوای حریم خصوصی داشته باشی.

364
00:26:18.285 --> 00:26:22.581
‫اما به کلانتر بکستر گفتم که برگشتی.

365
00:26:23.415 --> 00:26:25.041
‫مجبور بودم.

366
00:26:27.460 --> 00:26:30.005
‫اون می‌خواد بیاد و اظهاراتت رو ثبت کنه.

367
00:26:30.088 --> 00:26:31.339
‫اگه چیزی هست...

368
00:26:31.423 --> 00:26:33.300
‫قبل رسیدنش بهم بگو.

369
00:26:33.550 --> 00:26:35.385
‫هر چیزی در مورد اتفاقی که افتاد.

370
00:26:40.849 --> 00:26:42.309
‫هر چی.

371
00:26:44.686 --> 00:26:46.354
‫باید الان بگی.

372
00:26:51.818 --> 00:26:54.988
‫خب، یه چیزی که بقیه درموردم نمی‌دونن

373
00:26:55.071 --> 00:26:57.657
‫اینه که من تپ دنسر بودم.

374
00:26:59.659 --> 00:27:00.785
‫توی دبیرستان، می‌ترسیدم...

375
00:27:00.869 --> 00:27:02.495
‫که بقیه‌ به خاطرش مسخره‌م کنن.

376
00:27:02.871 --> 00:27:05.165
‫اما بعدش حرکتم رو دیدن...

377
00:27:05.248 --> 00:27:07.042
‫و همه چی عوض شد.

378
00:27:15.800 --> 00:27:19.387
‫- اگه اشکال نداره من می‌خوام بدم بعدی.
‫- نه اشکال نداره.

379
00:27:26.269 --> 00:27:28.188
‫گمونم من یه حرفی واسه گفتن دارم.

380
00:27:29.189 --> 00:27:33.902
‫حرف زدن درموردش یه جورایی دردناکه.

381
00:27:34.569 --> 00:27:36.071
‫اما برو بریم.

382
00:27:37.781 --> 00:27:39.491
‫تازگیا یکی از دوستام...

383
00:27:40.075 --> 00:27:41.743
‫کسی که به هر حال فکر می‌کردم دوستمه،

384
00:27:41.868 --> 00:27:44.663
‫یه دفعه من رو پیچوند.

385
00:27:46.081 --> 00:27:47.999
‫راستش نباید انقدرها هم تعجب کنم.

386
00:27:48.291 --> 00:27:49.751
‫بالاخره سابقه‌ی این چیزها رو داره.

387
00:27:50.085 --> 00:27:52.712
‫اون از آدما سوءاستفاده می‌کنه
‫و وقتی کارش تموم شد...

388
00:27:52.796 --> 00:27:54.214
‫وقتی دیگه بهشون نیاز نداشت،

389
00:27:54.339 --> 00:27:57.592
‫کلا می‌ذارتشون کنار،
‫انگار که اصلاً اهمیتی ندارن.

390
00:27:59.219 --> 00:28:01.471
‫یکی از دوستاش رو توی دوران راهنمایی پیچوند

391
00:28:01.596 --> 00:28:03.765
‫و شاید بگید خب خیلی گذشته نه؟

392
00:28:04.140 --> 00:28:06.393
‫دختر دومی یه نامزد داشت...

393
00:28:06.518 --> 00:28:08.103
‫و این زنیکه‌ی حیله‌گر دور از چشم دختره

394
00:28:08.228 --> 00:28:09.896
‫با اون پسره جور شد.

395
00:28:09.979 --> 00:28:10.980
‫- خیلی خب، این..
‫- کلیر!

396
00:28:10.980 --> 00:28:12.649
‫والی صبر کن.

397
00:28:14.901 --> 00:28:16.236
‫والی.

398
00:28:16.861 --> 00:28:18.988
‫می‌شه یه لحظه وایستی
‫و باهام حرف بزنی لطفاً؟

399
00:28:19.072 --> 00:28:19.948
‫همه‌ش داری ازم دوری می‌کنی
‫از وقتی که...

400
00:28:19.989 --> 00:28:21.574
‫- نمی‌تونم.
‫- چرا؟

401
00:28:21.783 --> 00:28:23.159
‫چون اگه به این فکر نکنم...

402
00:28:23.243 --> 00:28:24.661
‫که اون‌طرف زمین چیه،

403
00:28:24.786 --> 00:28:25.829
‫دیگه نمیرم داخل.

404
00:28:25.954 --> 00:28:28.164
‫و باید برگردم داخل.

405
00:28:28.289 --> 00:28:30.667
‫والی. بیا.
‫می‌شه بیای اینجا؟

406
00:28:34.796 --> 00:28:37.549
‫فقط یه نفس عمیق بکش لطفاً.

407
00:28:43.930 --> 00:28:48.393
‫آقای مارتین هر سال منو توی اون زمین
‫مثل احمق‌ها می‌دوئوند.

408
00:28:48.852 --> 00:28:50.937
‫و تموم این مدت خبر داشت
‫که چی اونجا پنهون شده.

409
00:28:51.521 --> 00:28:52.939
‫و یه کلمه هم چیزی نگفت.

410
00:28:53.732 --> 00:28:56.484
‫نه به من، نه چارلی، نه راندا.

411
00:28:56.609 --> 00:28:57.777
‫اونجا چی بود؟

412
00:28:57.861 --> 00:28:59.779
‫گفتم نمی‌خوام درموردش حرف بزنم خب؟

413
00:29:01.740 --> 00:29:03.199
‫ببخشید که این موقع شد.

414
00:29:03.324 --> 00:29:05.827
‫وکیل پیشنهاد داد که سریع حل و فصلش کنیم.

415
00:29:11.040 --> 00:29:14.169
‫ببین، باید اعتراف کنم درک،
‫هنوز متوجه نمی‌شم.

416
00:29:14.252 --> 00:29:17.672
‫تو یکی از بهترین معلم‌هام بودی.
‫مشتاق. متعهد.

417
00:29:17.797 --> 00:29:18.965
‫اونا واقعاً اخراجش کردن.

418
00:29:19.090 --> 00:29:22.343
‫من عاشق تدریسم. بیشتر از هر چی.

419
00:29:23.803 --> 00:29:25.305
‫پس چرا؟

420
00:29:26.264 --> 00:29:27.849
‫بابام کمک لازم داشت.

421
00:29:29.476 --> 00:29:32.520
‫و من کل زندگیم داشتم گندهاش رو جمع می‌کردم.

422
00:29:34.314 --> 00:29:36.065
‫و این بار...

423
00:29:37.734 --> 00:29:39.360
‫خودم گند بدتری زدم.

424
00:29:41.362 --> 00:29:43.865
‫ببین، من باید ۱۵ دقیقه بهت زمان بدم،

425
00:29:43.990 --> 00:29:47.368
‫اما هرچقدر نیازه وقت داری باشه؟

426
00:29:58.296 --> 00:29:59.798
‫[آقای اندرسون]

427
00:30:17.190 --> 00:30:18.733
‫به نظرت اگه اینو بکنم توی چشمم...

428
00:30:18.858 --> 00:30:20.777
‫می‌ذارن از اینجا برم بیرون؟

429
00:30:20.902 --> 00:30:22.028
‫لطفاً نکن.

430
00:30:23.571 --> 00:30:24.948
‫ببخشید، اینو لازم داری؟

431
00:30:25.031 --> 00:30:26.574
‫نه، برش دار.

432
00:30:27.575 --> 00:30:29.244
‫بابات زنگ زد دفتر، زاویر.

433
00:30:29.327 --> 00:30:30.870
‫می‌گه باید باهات حرف بزنه.

434
00:30:31.496 --> 00:30:32.705
‫نگاهش کن سایمون.

435
00:30:32.747 --> 00:30:35.333
‫تو تنها کسی هستی که
‫ مشکل اعتماد کردن داری نه؟

436
00:30:37.502 --> 00:30:39.838
‫ولی آقای اندرسون بهترین معلمم بود.

437
00:30:39.963 --> 00:30:41.506
‫اون واقعاً اهمیت می‌داد.

438
00:30:42.006 --> 00:30:43.132
‫و تقصیر منه که اخراج شد.

439
00:30:43.216 --> 00:30:44.509
‫اگه نمی‌فهمیدیم...

440
00:30:44.634 --> 00:30:47.303
‫اون پول رو دزدید، مدی.
‫تصمیم خودش بود.

441
00:30:47.762 --> 00:30:49.597
‫جدی؟ از کجا معلوم اگه من بودم
‫تصمیم بهتری می‌گرفتم؟

442
00:30:49.681 --> 00:30:51.891
‫یعنی خب منم توی زندگیم
‫یه گندهایی زدم،

443
00:30:52.016 --> 00:30:53.059
‫و همیشه عواقب داره.

444
00:30:53.184 --> 00:30:55.019
‫- اینطور نیست.
‫- نیست؟

445
00:30:56.062 --> 00:30:57.814
‫ببین تو فقط می‌خوای به من کمک کنی.

446
00:30:58.481 --> 00:31:00.275
‫حتی بهم نمیگی اونجا چه اتفاقی افتاد.

447
00:31:00.358 --> 00:31:01.734
‫چون بده مدی.

448
00:31:05.446 --> 00:31:08.032
‫وقتی من مردم هیچی احساس نکردم.

449
00:31:09.617 --> 00:31:11.703
‫نه ترسی نه دردی. فقط اتفاق افتاد.

450
00:31:13.830 --> 00:31:17.292
‫اما توی صحنه‌ی زخم،
‫ همه‌ی اتفاقاتی که برام افتاد،

451
00:31:18.543 --> 00:31:20.253
‫حس کردنِ ناامید شدن مامانم از من،

452
00:31:20.336 --> 00:31:21.713
‫ناامید شدن مربیم،

453
00:31:21.838 --> 00:31:24.966
‫این حس که من باید اون والی‌ای باشم
‫که جمعیت می‌خواست،

454
00:31:25.049 --> 00:31:26.801
‫همه‌ی اینا رو احساس کردم.

455
00:31:27.552 --> 00:31:29.721
‫اونجا بارها و بارها احساسش کردم.

456
00:31:31.598 --> 00:31:33.266
‫پس برنگرد اونجا.

457
00:31:36.477 --> 00:31:40.106
‫آقای مارتین برای من،
‫مثل آقای اندرسون برای توئه.

458
00:31:41.441 --> 00:31:43.735
‫من بهش اعتماد داشتم.
‫بهش افتخار می‌کردم.

459
00:31:43.860 --> 00:31:45.862
‫فکر کردم واقعاً براش مهمم.

460
00:31:48.072 --> 00:31:50.408
‫بعدش فهمیدم همش دروغ بوده.

461
00:31:52.118 --> 00:31:55.288
‫پس اگه با برگشتن به اون زمین...

462
00:31:55.371 --> 00:31:58.207
‫بالاخره بتونم باهاش روبرو شم
‫و جوابایی که می‌خوام رو بگیرم،

463
00:31:58.333 --> 00:31:59.667
‫پس ارزشش رو داره مدی.

464
00:32:04.714 --> 00:32:06.341
‫برای من ارزش داره.

465
00:32:09.802 --> 00:32:11.846
‫[ورزشگاه یادبود والی کلارک]

466
00:32:16.476 --> 00:32:18.436
‫شاید چارلی اشتباه می‌کرد.

467
00:32:19.520 --> 00:32:22.273
‫شاید... والی؟

468
00:32:27.570 --> 00:32:29.072
‫والی؟

469
00:32:35.578 --> 00:32:39.707
‫[مرسی که قبل مدرسه رفتن انقدر منو
‫ احساساتی کردی. خیلی خوب بود. خیلیییی]

470
00:32:46.631 --> 00:32:49.676
‫[از طبقه‌ی پنجم جهنم گزارش میدم.
‫روزت چطور پیش می‌ره؟]

471
00:32:52.887 --> 00:32:55.264
‫اینجایی. چی کار می‌کنی؟

472
00:32:55.348 --> 00:32:58.726
‫من فقط... برای تایم سرویس بهداشتی
‫اومدم اینجا.

473
00:33:01.312 --> 00:33:03.106
‫الان داشتم با بابام تلفنی حرف می‌زدم.

474
00:33:03.439 --> 00:33:05.316
‫نیکول، مدی برگشته.

475
00:33:05.358 --> 00:33:05.817
‫صبر کن.

476
00:33:05.858 --> 00:33:08.319
‫یعنی جنت. جنت برگشته.
‫اما تو خونه‌ی مدیه.

477
00:33:08.319 --> 00:33:10.571
‫بابام الان داره میره دیدن اون و سندرا.

478
00:33:10.697 --> 00:33:12.448
‫- ما باید بریم.
‫- خونه‌ی مدی؟

479
00:33:12.573 --> 00:33:14.075
‫- آره.
‫- پس سایمون چی؟

480
00:33:14.158 --> 00:33:15.785
‫اون نمی‌دونه. بیا.

481
00:33:19.372 --> 00:33:21.040
‫صبر کن. منظورت چیه که نمی‌دونه؟

482
00:33:21.040 --> 00:33:22.792
‫نمی‌تونیم به سایمون بگیم که جنت برگشته.

483
00:33:22.917 --> 00:33:24.794
‫به محض این که به سایمون بگیم
‫از اینجا می‌زنه بیرون

484
00:33:24.919 --> 00:33:27.296
‫و تعلیق می‌شه.

485
00:33:27.380 --> 00:33:29.007
‫باور کن هارتمن تموم روز چشم ازش برنداشته.

486
00:33:29.132 --> 00:33:30.925
‫اگه گیر بیفتیم ما هم تعلیق نمی‌شیم؟

487
00:33:31.092 --> 00:33:32.468
‫- بهتره ما تعلیق شیم تا اون.
‫- چرا؟

488
00:33:32.552 --> 00:33:34.262
‫نیکول، سایمون نباید از مدرسه اخراج شه.

489
00:33:34.345 --> 00:33:36.305
‫اون می‌تونه با مدی حرف بزنه.
‫ما نمی‌تونیم خب؟

490
00:33:37.682 --> 00:33:39.017
‫ای بابا!

491
00:33:49.444 --> 00:33:51.738
‫مطمئنی آمادگی حرف زدن با منو داره؟

492
00:33:52.280 --> 00:33:54.323
‫بهش گفتم داری میای.

493
00:34:12.091 --> 00:34:14.343
‫خانم نواک، می‌شه برم سرویس بهداشتی؟

494
00:34:14.469 --> 00:34:15.970
‫۵ دقیقه‌ای برگرد.

495
00:34:20.141 --> 00:34:21.434
‫می‌تونی زیربغلت رو ببری اونور لطفاً؟

496
00:34:21.517 --> 00:34:22.852
‫بهم چسبیده نیکول.

497
00:34:22.935 --> 00:34:24.854
‫باشه ولی باید به منم بچسبه؟

498
00:34:25.980 --> 00:34:27.148
‫ببین، دیگه آخر روزه.

499
00:34:27.273 --> 00:34:28.858
‫شاید بهتره برگردیم توی گروهمون،

500
00:34:28.941 --> 00:34:30.818
‫صبر کنیم و بعدش همه باهم
‫می‌تونیم بریم خونه‌ی سندرا.

501
00:34:30.902 --> 00:34:32.987
‫اگه صبر کردیم و جنت دوباره فرار کرد...

502
00:34:33.154 --> 00:34:34.906
‫یا خدای نکرده یه خونه‌ی دیگه رو
‫آتیش زد چی؟

503
00:34:34.906 --> 00:34:36.657
‫پس باید بریم اونجا،

504
00:34:36.741 --> 00:34:38.868
‫جنت رو پیدا کنیم،
‫وانمود کنیم مدیه و بعدش...

505
00:34:38.951 --> 00:34:41.037
‫- برش گردونیم اینجا.
‫- اگه نخواد بیاد چی؟

506
00:34:41.162 --> 00:34:43.539
‫- چاره‌ای براش نمی‌ذاریم.
‫- اوه، باشه.

507
00:34:43.664 --> 00:34:45.833
‫خوبه آره. دست و پاش رو می‌بندیم
‫و کشون کشون برش می‌گردونیم؟ خوبه.

508
00:34:45.917 --> 00:34:47.877
‫مطمئنم اسم این کار آدم‌رباییه.

509
00:34:53.633 --> 00:34:56.719
‫خیلی خب، منطقه امنه. بیا بریم.

510
00:34:57.762 --> 00:35:00.223
‫عالیه. پس دستبد زیپپی‌مو
‫سر راه برمی‌دارم.

511
00:35:00.389 --> 00:35:02.809
‫من سعی دارم کمکت کنم.

512
00:35:04.894 --> 00:35:06.604
‫ما کوله‌پشتیت رو...

513
00:35:06.854 --> 00:35:10.525
‫با یه تشک توی مجتمع مسکونی خالی پیدا کردیم.

514
00:35:12.235 --> 00:35:14.278
‫اونجا می‌خوابیدی؟

515
00:35:17.865 --> 00:35:21.536
‫خیلی خب، بیا برگردیم به...

516
00:35:21.619 --> 00:35:25.206
‫خونی که توی موتورخونه بود.

517
00:35:27.500 --> 00:35:29.418
‫اونجا کسی بهت صدمه زد مدی؟

518
00:35:34.382 --> 00:35:36.050
‫خودت به خودت صدمه زدی؟

519
00:35:39.554 --> 00:35:42.932
‫مدی، تو باید...
‫باید یه چیزی بهم بگی.

520
00:35:43.891 --> 00:35:47.061
‫نه من... نمی‌دونم.

521
00:35:48.479 --> 00:35:50.356
‫یادم نمیاد.

522
00:35:50.606 --> 00:35:52.775
‫کدومش؟

523
00:35:54.610 --> 00:35:56.028
‫نمی‌دونم.

524
00:35:56.988 --> 00:35:58.739
‫مدی، اداره‌ی من...

525
00:35:59.073 --> 00:36:02.285
‫وقت و منابع زیادی رو صرف پیدا کردنت کرده.

526
00:36:02.785 --> 00:36:04.453
‫و حالا تو می‌تونی کمکمون کنی.

527
00:36:05.288 --> 00:36:08.249
‫مخصوصاً اگه آدم خطرناکی اون بیرونه...

528
00:36:08.374 --> 00:36:10.376
‫که می‌تونه این بلا رو سر کسی دیگه بیاره.

529
00:36:15.298 --> 00:36:19.093
‫مامانت بهم گفت دیگه نمی‌خوای برگردی مدرسه.

530
00:36:20.052 --> 00:36:22.471
‫آیا دلیلش اینه که توی اون مدرسه
‫کسی بهت صدمه زده؟

531
00:36:29.896 --> 00:36:31.189
‫مدی.

532
00:36:32.231 --> 00:36:33.482
‫مدی.

533
00:36:33.816 --> 00:36:35.318
‫چی کار می‌کنی؟

534
00:36:37.236 --> 00:36:39.447
‫باید مصاحبه رو ادامه بدیم.

535
00:36:39.530 --> 00:36:42.658
‫به هیچ وجه.
‫مشخصه که اون ضربه‌ی روحی دیده.

536
00:36:44.118 --> 00:36:46.495
‫شاید یه اتفاق دیگه‌ای افتاده.

537
00:36:48.998 --> 00:36:51.834
‫تو باید بری. همین الان.

538
00:36:51.959 --> 00:36:53.294
‫متوجهم که آزاردهنده‌ست.

539
00:36:53.377 --> 00:36:55.338
‫ناپدید شدن مدی روی همه‌مون تاثیر داشت.

540
00:36:55.421 --> 00:36:56.964
‫و پسر خودم. اون متهم شد به...

541
00:36:57.048 --> 00:36:58.966
‫گمونم خودت متهمش کردی.

542
00:36:59.050 --> 00:37:01.302
‫آره خودم و خیلیای دیگه.

543
00:37:01.385 --> 00:37:03.137
‫و از اون به بعد مثل سابق نشده.

544
00:37:03.262 --> 00:37:04.764
‫من حتی نصف اوقات نمی‌دونم کجاست.

545
00:37:04.805 --> 00:37:06.349
‫یا چرا باهام حرف نمی‌زنه.

546
00:37:08.142 --> 00:37:10.519
‫من فقط... من...

547
00:37:11.520 --> 00:37:12.980
‫فکر کنم مدی...

548
00:37:14.232 --> 00:37:16.359
‫یه ربطی بهش داره.

549
00:37:18.653 --> 00:37:21.030
‫دختر شما باید به ما جواب بده.

550
00:37:21.405 --> 00:37:23.366
‫وقتی آماده بود جوابتونو میده.

551
00:37:23.741 --> 00:37:25.701
‫برو. فوراً.

552
00:37:38.464 --> 00:37:40.174
‫حالت خوبه؟

553
00:37:41.842 --> 00:37:43.552
‫ممنون.

554
00:37:44.679 --> 00:37:46.055
‫خواهش می‌کنم.

555
00:37:55.147 --> 00:37:57.191
‫کلیر، زاویر رو ندیدی؟ یا نیکول؟

556
00:37:57.233 --> 00:37:58.859
‫فکر کنم کل مدرسه رو گشتم.

557
00:38:00.069 --> 00:38:03.030
‫- ببخشید، نمی‌خواستم...
‫- خوبم. خوبم.

558
00:38:05.199 --> 00:38:06.409
‫خوبی؟

559
00:38:08.160 --> 00:38:09.578
‫اونو از کجا آوردی؟

560
00:38:10.997 --> 00:38:12.707
‫قاپیدمش.

561
00:38:13.416 --> 00:38:15.501
‫از دفتر.

562
00:38:17.211 --> 00:38:18.296
‫چرا؟

563
00:38:24.844 --> 00:38:29.515
‫دو روز پیش دیدم کارت بانکیم کار نمی‌کنه.

564
00:38:31.559 --> 00:38:32.768
‫واسه همین امروز صبح به مامانم زنگ زدم...

565
00:38:32.810 --> 00:38:34.353
‫تا ببینم برام درستش می‌کنه یا نه.

566
00:38:34.520 --> 00:38:37.940
‫فقط برای پول ناهار. یا هر چی.

567
00:38:40.067 --> 00:38:41.861
‫اما جواب نداد.

568
00:38:42.403 --> 00:38:44.613
‫واسه همین الان دوباره زنگ زدم.

569
00:38:45.448 --> 00:38:46.824
‫و...

570
00:38:47.241 --> 00:38:48.492
‫چی گفت؟

571
00:38:49.910 --> 00:38:51.162
‫چیزی نگفت.

572
00:38:57.501 --> 00:38:58.919
‫سه روز گذشته.

573
00:39:01.130 --> 00:39:03.507
‫و هنوز جواب تماسم رو نمیده.

574
00:39:09.096 --> 00:39:10.514
‫وقتی مامان و بابام داشتن طلاق می‌گرفتن،

575
00:39:10.639 --> 00:39:13.642
‫ازش پرسیدم می‌تونم چند وقت
‫پیش بابام زندگی کنم؟

576
00:39:15.519 --> 00:39:19.231
‫و اون تا سه ماه باهام حرف نزد.

577
00:39:19.732 --> 00:39:21.650
‫واسه همین این در مقایسه با اون هیچه.

578
00:39:23.277 --> 00:39:25.112
‫کلیر، این درست نیست.

579
00:39:26.906 --> 00:39:28.574
‫متاسفم.

580
00:39:29.992 --> 00:39:31.369
‫کلویی راست می‌گه.

581
00:39:33.162 --> 00:39:34.830
‫من از آدما استفاده می‌کنم.

582
00:39:36.916 --> 00:39:38.292
‫و وقتی که دیگه بهشون نیاز ندارم،

583
00:39:38.417 --> 00:39:40.669
‫یا وقتی اعصابمو خورد می‌کنن، من...

584
00:39:41.629 --> 00:39:43.255
‫می‌ذارمشون کنار.

585
00:39:47.635 --> 00:39:49.512
‫با مدی این کارو کردم.

586
00:39:51.263 --> 00:39:53.599
‫حتی امروز با نیکول هم این کارو کردم.

587
00:39:56.560 --> 00:39:59.855
‫مامانم می‌تونه واقعاً عوضی باشه.

588
00:40:01.774 --> 00:40:03.692
‫ظاهراً منم مثل خودشم.

589
00:40:10.324 --> 00:40:12.868
‫می‌دونی چرا دیشب مدی ازم فرار کرد؟

590
00:40:14.912 --> 00:40:17.706
‫چون من آخرین کسی‌ام...

591
00:40:17.832 --> 00:40:19.708
‫که می‌خواد باهاش حرف بزنه.

592
00:40:21.794 --> 00:40:23.754
‫حتی نتونستم یه حرفی که...

593
00:40:23.879 --> 00:40:25.131
‫واقعاً مهم باشه بزنم.

594
00:40:28.008 --> 00:40:30.678
‫و واقعاً متاسفم.

595
00:40:31.554 --> 00:40:33.889
‫برای زاویر، برای راه ندادنِ اون...

596
00:40:34.723 --> 00:40:36.851
‫برای این افریطه بازی درآوردنم
‫ به جای این که...

597
00:40:37.601 --> 00:40:39.562
‫بهش بگم واقعاً چمه.

598
00:40:42.148 --> 00:40:44.233
‫باید روراست می‌بودم.

599
00:40:46.485 --> 00:40:48.654
‫باید اون درو باز می‌کردم.

600
00:40:51.782 --> 00:40:52.950
‫لولا.

601
00:40:53.534 --> 00:40:55.536
‫سایمون، بهش بگو می‌گم لولا.

602
00:40:55.786 --> 00:40:57.204
‫امم...

603
00:40:57.288 --> 00:40:59.582
‫اسم اون عروسک سگیه
‫که وقتی بابام مرد، اون بهم داد.

604
00:41:00.207 --> 00:41:02.084
‫کلیر.

605
00:41:03.836 --> 00:41:08.382
‫می‌دونم حرفمو باور نمی‌کنی
‫ولی اون کسی که دیشب...

606
00:41:08.466 --> 00:41:09.967
‫توی مهمونی دانشگاه دیدی،

607
00:41:10.092 --> 00:41:12.761
‫اون مدی نبود. مدی نبود.

608
00:41:13.679 --> 00:41:16.682
‫مدی واقعی کنار من نشسته.

609
00:41:17.183 --> 00:41:20.769
‫و میگه: لولا سلام می‌رسونه.

610
00:41:29.612 --> 00:41:32.114
‫فکر نکن حرفتو باور نمی‌کنم سایمون.

611
00:41:33.741 --> 00:41:37.286
‫فقط... نمی‌خوام حقیقت داشته باشه.

612
00:41:38.746 --> 00:41:40.956
‫نمی‌خوام مدی مرده باشه.

613
00:41:41.832 --> 00:41:43.459
‫اون نمرده.

614
00:41:54.803 --> 00:41:57.014
‫- می‌شنوی؟
‫- چی رو؟

615
00:41:58.432 --> 00:42:00.643
‫چی رو می‌شنوم؟ چی شده؟

616
00:42:07.274 --> 00:42:09.401
‫صدای یه زمزمه‌ی عجیبی که...

617
00:42:09.485 --> 00:42:10.611
‫از همه جا میاد.

618
00:42:11.320 --> 00:42:13.864
‫و انگار درونم می‌لرزه.

619
00:42:15.407 --> 00:42:17.159
‫این صدا، این حس...

620
00:42:18.452 --> 00:42:20.120
‫تا حالا احساسش نکرده بودم
‫اما بقیه بهم گفتن...

621
00:42:20.204 --> 00:42:23.666
‫که وقتی یه نفر می‌میره
‫این اتفاق توی مدرسه میفته.

622
00:42:26.335 --> 00:42:28.420
‫والی کدوم گوریه؟

623
00:42:29.004 --> 00:42:30.130
‫یوری؟ بیا زود باش.

624
00:42:30.172 --> 00:42:31.924
‫باید بریم ببینیم چی شد.

625
00:42:32.841 --> 00:42:34.802
‫تو برو. من همینجا می‌مونم.

626
00:42:34.885 --> 00:42:37.888
‫واقعاً؟ یه نفر الان توی این مدرسه مرد
‫و تو فقط...

627
00:42:38.013 --> 00:42:40.808
‫می‌خوای همینجا بمونی
‫ یه کوزه‌‌ی دیگه درست کنی؟

628
00:42:43.269 --> 00:42:46.313
‫آخرین باری که از این اتاق
‫ رفتی بیرون کی بوده؟

629
00:42:47.064 --> 00:42:50.359
‫مثلاً یه خوراکی بخوری
‫ یا طلوع آفتاب رو ببینی؟

630
00:42:54.446 --> 00:42:56.782
‫تو که الانش هم مردی. می‌دونی؟

631
00:42:57.533 --> 00:42:59.368
‫مگه بدتر از این چه اتفاقی ممکنه بیفته؟

632
00:43:14.174 --> 00:43:16.135
‫دنبال کسایی می‌گردیم که نمی‌تونیم ببینیم.
‫یالا.

633
00:43:17.303 --> 00:43:18.804
‫- سایمون! سلام رفیق.
‫- کدوم گوری می‌رین؟

634
00:43:18.804 --> 00:43:19.805
‫- سایمون! سلام رفیق.
‫- کدوم گوری می‌رین؟

635
00:43:19.972 --> 00:43:21.807
‫پس همتون اونجایین. می‌دونستم.

636
00:43:22.182 --> 00:43:23.809
‫نتونستین نیم ساعت دیگه صبر کنین؟

637
00:43:24.018 --> 00:43:27.396
‫حتی با این که حرفمو واضح گفتم.

638
00:43:28.689 --> 00:43:30.149
‫مدی برگشته.

639
00:43:32.026 --> 00:43:33.027
‫چی؟

640
00:43:33.444 --> 00:43:34.653
‫اون دیشب اومده خونه.

641
00:43:35.029 --> 00:43:38.115
‫خونه‌ی مامانشه. زنده‌ست.

642
00:43:38.574 --> 00:43:40.784
‫بچه‌ها، ظاهراً جنت...

643
00:43:41.702 --> 00:43:42.911
‫والی؟

644
00:43:43.454 --> 00:43:44.830
‫من همه جا رو دنبالش گشتم.

645
00:43:47.124 --> 00:43:49.793
‫متر به متر اون زمین رو گشتم.

646
00:43:49.918 --> 00:43:51.670
‫آقای مارتین اونجا نیست.

647
00:43:52.087 --> 00:43:54.131
‫هیچ آمبولانس...

648
00:43:54.214 --> 00:43:56.300
‫و ماشین آتش‌نشانی‌‌ای نبود
‫ و هیچی اعلام نشد.

649
00:43:56.383 --> 00:43:57.635
‫هیچ جنازه‌ای هم نبود.

650
00:43:58.385 --> 00:44:01.180
‫تنها باری که یه نفر توی این مدرسه...

651
00:44:01.263 --> 00:44:02.931
‫بدون به جا گذاشتن جنازه مرد...

652
00:44:04.933 --> 00:44:06.560
‫وقتی بود که جنت رفت توی جسم تو.

653
00:44:09.813 --> 00:44:11.357
‫منظورت چیه؟

654
00:44:12.524 --> 00:44:14.818
‫یعنی آقای مارتین از اینجا رفته بیرون؟

655
00:44:15.361 --> 00:44:16.862
‫توی جسم یه نفر دیگه؟

656
00:44:18.072 --> 00:44:21.742
‫و ممکنه هر جایی یا هر کسی باشه؟

657
00:44:22.076 --> 00:44:24.036
‫ما همه چی رو بدتر کردیم؟

658
00:44:24.870 --> 00:44:27.414
‫- واقعاً وقت تلف کردن بود.
‫- جدی؟

659
00:44:27.873 --> 00:44:29.166
‫من که خیلی بهره بردم.

660
00:44:29.833 --> 00:44:32.211
‫- می‌گم بابت یه کم پیش...
‫- نگرانش نباش.

661
00:44:32.336 --> 00:44:35.339
‫واقعاً برای همه روز عجیبی بود.

662
00:44:56.652 --> 00:44:59.697
‫ای احمق‌ها، جونتون در خطره!
‫نمی‌بینید؟

663
00:44:59.822 --> 00:45:02.741
‫اونا دنبالتونن! دنبال همه‌مونن!

664
00:45:03.075 --> 00:45:06.537
‫اونا رسیدن! نفر بعدی شمایین!

665
00:45:32.855 --> 00:45:34.231
‫یعنی چی؟

666
00:45:35.941 --> 00:45:42.948
‫«مترجم: فائزه شاهمرادی»

