
1
00:00:00.917 --> 00:00:02.293
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02.335 --> 00:00:04.629
‫فکر می‌کنم مدی دیشب رو تختش نخوابیده

3
00:00:04.754 --> 00:00:06.464
‫- و نمی‌دونم کجاست.
‫- من دنبالش می‌گردم.

4
00:00:06.464 --> 00:00:07.424
‫اینجات خون میاد.

5
00:00:09.175 --> 00:00:11.845
‫ترجیح میدم زودتر بمیرم تا این که
‫پامو توی اون مدرسه بذارم.

6
00:00:11.928 --> 00:00:14.013
‫مگه سایمون بهت نگفت که داون عبور کرد؟

7
00:00:14.139 --> 00:00:15.974
‫- من قول دادم براش مدرک ببرم.
‫- چی؟

8
00:00:16.099 --> 00:00:17.183
‫اگه می‌خوای جنت برگرده اینجا،

9
00:00:17.308 --> 00:00:18.309
‫باید یه چیزی پیدا کنی.

10
00:00:18.435 --> 00:00:19.519
‫شاید همه‌شون به هم وصلن.

11
00:00:19.644 --> 00:00:20.729
‫یه مسیره.

12
00:00:20.812 --> 00:00:22.439
‫این راه رفتن به زخم داونه.

13
00:00:24.065 --> 00:00:25.275
‫[خروج]

14
00:00:25.275 --> 00:00:26.651
‫پیدات کردم.

15
00:00:46.671 --> 00:00:47.964
‫جنت؟

16
00:00:52.719 --> 00:00:54.345
‫جنت!

17
00:00:56.139 --> 00:00:58.475
‫لعنتی.

18
00:00:58.475 --> 00:01:01.019
‫جنت!

19
00:01:01.144 --> 00:01:02.604
‫- چه خبر شده؟
‫- پیداش نمی‌کنم.

20
00:01:02.604 --> 00:01:05.982
‫- وای نه! جنت!
‫- جنت!

21
00:01:06.065 --> 00:01:07.484
‫- کدوم گوریه؟
‫- اگه می‌دونستم...

22
00:01:07.484 --> 00:01:09.944
‫توی تاریکی کوفتی داد نمی‌زدم.

23
00:01:09.944 --> 00:01:11.196
‫جنت!

24
00:01:13.656 --> 00:01:15.700
‫- جنت!
‫- جنت!

25
00:01:15.825 --> 00:01:18.369
‫جنت!

26
00:01:18.495 --> 00:01:20.538
‫جنت!

27
00:01:22.165 --> 00:01:24.000
‫اسمت رو از کجا فهمیدن؟

28
00:01:26.586 --> 00:01:28.087
‫جنت!

29
00:01:29.881 --> 00:01:31.966
‫چی بهشون گفتی؟

30
00:01:31.966 --> 00:01:34.302
‫جنت!

31
00:01:34.385 --> 00:01:36.137
‫می‌دونی که نمی‌تونی بهشون
‫اعتماد کنی جنت.

32
00:01:38.765 --> 00:01:41.518
‫اگه بهشون اعتماد داشتی با من
‫سوار قایق نمی‌شدی.

33
00:01:43.686 --> 00:01:46.731
‫صبر کن، پس مدی فرار نکرده.
‫جسمش بوده؟

34
00:01:46.814 --> 00:01:48.191
‫آره.
‫[بچه‌ها]

35
00:01:48.274 --> 00:01:49.484
‫کلیر، چیزی که داری بهم می‌گی احمقانه‌ست.

36
00:01:49.609 --> 00:01:51.069
‫خیلی خب، واسه این چیزها وقت نداریم، لطفاً.

37
00:01:51.194 --> 00:01:53.696
‫من کاری که باید می‌کردم رو کردم.
‫حالا ازت می‌خوام راه بیفتی.

38
00:01:53.821 --> 00:01:57.617
‫راه میفتم، اما چند تا سوال تو راه ازت دارم.

39
00:02:09.128 --> 00:02:11.464
‫لبخند بزن جنت.

40
00:02:11.547 --> 00:02:13.091
‫ما موفق شدیم.

41
00:02:15.718 --> 00:02:18.221
‫می‌‌دونم انتظار نداشتیم که دقیقاً...

42
00:02:18.304 --> 00:02:20.515
‫این شکلی بیایم بیرون،

43
00:02:20.515 --> 00:02:24.811
‫اما، اما حالا یه شانس دوباره
‫برای زندگی داریم.

44
00:02:24.894 --> 00:02:27.188
‫آینده‌ای که همیشه می‌خواستی.

45
00:02:27.272 --> 00:02:30.483
‫اما این بدن من نیست.

46
00:02:30.608 --> 00:02:34.279
‫این... زندگی من نیست.

47
00:02:34.404 --> 00:02:37.782
‫اما، می‌تونه باشه. می‌شه.

48
00:02:40.535 --> 00:02:42.954
‫باید بری.

49
00:02:43.079 --> 00:02:46.416
‫برای فرار کردن به من نیازی نداری.

50
00:02:46.416 --> 00:02:48.126
‫تنهایی؟

51
00:02:49.585 --> 00:02:51.921
‫ما ۶۶ سال باهمدیگه...

52
00:02:52.005 --> 00:02:53.840
‫دنبال یه راه واسه عبور بودیم.

53
00:02:53.965 --> 00:02:55.758
‫نتونستیم.

54
00:02:55.758 --> 00:02:59.137
‫اما... این؟ این.

55
00:03:00.138 --> 00:03:02.348
‫شاید این بهتر هم باشه.

56
00:03:02.473 --> 00:03:04.517
‫ببین، من همیشه می‌گفتم...

57
00:03:04.600 --> 00:03:08.104
‫ما به زمان بیشتری نیاز داریم.

58
00:03:08.187 --> 00:03:10.064
‫خب حالا هم زمان داریم.

59
00:03:10.148 --> 00:03:11.566
‫اما واقعی.

60
00:03:11.691 --> 00:03:13.860
‫به این فکر کن که می‌تونیم
‫خیلی چیزها رو عوض کنیم.

61
00:03:15.737 --> 00:03:17.363
‫ما لیاقتش رو داریم!

62
00:03:19.449 --> 00:03:22.535
‫داون عبور کرد.

63
00:03:22.618 --> 00:03:23.953
‫اون راهش رو پیدا کرد.

64
00:03:23.953 --> 00:03:26.873
‫دیگه اون مهم نیست، حتی اگه
‫مهم بود هم،

65
00:03:26.998 --> 00:03:29.584
‫اصلاً می‌دونی قراره عبور کنی بری کجا؟

66
00:03:29.584 --> 00:03:31.085
‫این حرف رو نزن.

67
00:03:31.127 --> 00:03:32.670
‫من توی گذشته نذاشتم
‫تصمیمات بد بگیری...

68
00:03:32.712 --> 00:03:33.880
‫و همچنان کمکت می‌کنم که
‫این کارو نکنی.

69
00:03:34.046 --> 00:03:36.215
‫- تو میری.
‫- نه!

70
00:03:40.803 --> 00:03:44.348
‫یادت نره جنت! تو مدیون منی!

71
00:03:44.849 --> 00:03:46.350
‫نه، نه!

72
00:04:31.646 --> 00:04:40.613
‫«مترجم: فائزه شاهمرادی»

73
00:04:40.613 --> 00:04:44.325
‫اونجا یه عالمه گل بود.
‫باورت نمی‌شه.

74
00:04:44.450 --> 00:04:47.453
‫واقعاً انقدر خوشگل بود؟

75
00:04:47.578 --> 00:04:49.664
‫آره. ترسناک نبود.

76
00:04:49.789 --> 00:04:55.378
‫اونجا... نمی‌دونم. آرامش‌بخش بود.

77
00:04:55.503 --> 00:04:57.588
‫یعنی ممکنه انقدر ساده باشه؟

78
00:04:57.672 --> 00:05:00.883
‫از یه دری که تابلوی خروج بالاشه
‫رد میشی میری؟

79
00:05:01.008 --> 00:05:02.843
‫خب من همچین دری...

80
00:05:02.885 --> 00:05:05.638
‫توی هیچکدوم‌ از زخم‌های دیگه ندیدم.
‫تو دیدی؟

81
00:05:05.846 --> 00:05:07.139
‫توی زخم خودم که قطعاً ندیدم.

82
00:05:07.223 --> 00:05:11.686
‫اما شاید یه راهی باشه که باعث شی...

83
00:05:11.769 --> 00:05:13.271
‫نمی‌دونم، پدیدار بشه.

84
00:05:19.568 --> 00:05:21.404
‫می‌گم.

85
00:05:21.529 --> 00:05:24.031
‫متاسفم که برای تجدید دیدارت نیومدم.

86
00:05:24.156 --> 00:05:26.909
‫اشکال نداره.
‫اگه قرار باشه ببرمت بیرون،

87
00:05:26.993 --> 00:05:28.327
‫قطعاً ترجیح میدم یه جایی...

88
00:05:28.452 --> 00:05:30.663
‫خیلی قشنگ‌تر از اونجا باشه...

89
00:05:34.375 --> 00:05:35.918
‫مثلاً اینجا.

90
00:05:43.175 --> 00:05:46.429
‫پس همه‌ش برای همین بود؟

91
00:05:46.554 --> 00:05:48.639
‫که منو ببری بیرون؟

92
00:05:48.723 --> 00:05:50.016
‫فقط گفتم مشکلی برات پیش نمیاد اگه...

93
00:05:50.141 --> 00:05:51.976
‫یه چند ساعتی بری جای دیگه،

94
00:05:52.059 --> 00:05:53.769
‫و ذهنت رو از همه چی خالی کنی.

95
00:05:58.607 --> 00:06:03.362
‫تا حالا توی زندگی واقعی
‫هیچکدوم از اینجاها رو رفتی؟

96
00:06:03.446 --> 00:06:04.697
‫نه.

97
00:06:06.741 --> 00:06:09.410
‫یه بار برای مسابقه در خانه‌ی حریف
‫رفتم مینسوتا.

98
00:06:13.039 --> 00:06:14.915
‫این ناراحتم می‌کنه که...

99
00:06:14.999 --> 00:06:18.586
‫نتونستیم باهمدیگه
‫هیچکدوم از اینجاها رو بریم.

100
00:06:18.711 --> 00:06:21.297
‫منظورت چیه؟

101
00:06:21.422 --> 00:06:23.549
‫ما که الان اینجاییم.

102
00:06:32.058 --> 00:06:33.726
‫تماشا کردن کسایی که وانمود می‌کنن خوابن

103
00:06:33.768 --> 00:06:36.020
‫یه رفتاریه که از لحاظ اجتماعی
‫ غیرقابل‌قبوله.

104
00:06:40.066 --> 00:06:41.108
‫چی شده؟

105
00:06:41.233 --> 00:06:43.944
‫چرا اینجوری نگاهم می‌کنی؟

106
00:06:44.028 --> 00:06:45.571
‫یه چیزی فهمیدم.

107
00:06:47.073 --> 00:06:48.741
‫بده.

108
00:06:48.866 --> 00:06:50.701
‫خیلی بده.

109
00:06:51.911 --> 00:06:53.537
‫چی... چی شده؟

110
00:06:58.167 --> 00:07:01.754
‫وقتی نتونستم با ساز بادیم برم توی زخمم،

111
00:07:01.754 --> 00:07:05.132
‫فکر کردم ارزشش رو داره که
‫دنبال کلیدم بگردم.

112
00:07:05.216 --> 00:07:06.801
‫پیداش کردی؟

113
00:07:08.969 --> 00:07:11.347
‫نشانگر حرکتمه.

114
00:07:11.430 --> 00:07:13.682
‫کلا فراموشش کرده بودم.

115
00:07:13.766 --> 00:07:15.601
‫توی ژاکت یونیفرمم گذاشته بودمش.

116
00:07:22.066 --> 00:07:24.443
‫کوئین، رفتی داخل؟

117
00:07:28.364 --> 00:07:30.157
‫حالت خوبه؟

118
00:07:30.783 --> 00:07:32.284
‫امم...

119
00:07:33.285 --> 00:07:35.329
‫اونجا...

120
00:07:35.454 --> 00:07:37.081
‫به طرز قابل‌پیش‌بینی‌ای وحشتناک بود.

121
00:07:39.667 --> 00:07:44.672
‫گمونم نمی‌دونم انتظارم چی بود ولی...

122
00:07:44.797 --> 00:07:46.423
‫اون نبود.

123
00:07:50.135 --> 00:07:52.596
‫می‌خوای درموردش حرف بزنی؟

124
00:07:55.057 --> 00:07:56.976
‫مسئله اینه که فقط زخم نبود.

125
00:07:59.937 --> 00:08:01.855
‫من اینو توی اتوبوس پیدا کردم.

126
00:08:09.780 --> 00:08:10.948
‫این چیه؟

127
00:08:11.031 --> 00:08:14.201
‫برگه‌ی گمشده از دفتر خاطراتِ
‫جنت رو یادتونه؟

128
00:08:14.326 --> 00:08:17.288
‫ظاهراً جنت عزیزمون یه رگ سادیستی داشته.

129
00:08:17.371 --> 00:08:20.499
‫اون می‌خواست ما رو زندونی کنه،
‫شکنجه بده،

130
00:08:20.583 --> 00:08:23.752
‫برای آزمایش.
‫مرحله‌ی آخرشون این بود.

131
00:08:23.836 --> 00:08:24.920
‫خب چی؟

132
00:08:24.962 --> 00:08:26.380
‫اینو توی زخم ایستگاه اتوبوس پیدا کردین؟

133
00:08:26.380 --> 00:08:29.174
‫داخل اتوبوس. آره.

134
00:08:29.258 --> 00:08:31.343
‫حتماً اونجا قایمش کردن به خیال این که...

135
00:08:31.468 --> 00:08:34.847
‫من و بچه‌ها هیچ‌وقت نمیریم داخل
‫و هیچ‌وقت پیداش نمی‌کنیم.

136
00:08:34.972 --> 00:08:38.309
‫اون می‌خواست از ما استفاده کنه
‫تا خودش و آقای مارتین برن بیرون.

137
00:08:38.434 --> 00:08:41.603
‫ولی ما اینجا موندیم، توی قفس حبس شدیم.

138
00:08:41.687 --> 00:08:44.231
‫- به خاطر نفع اون.
‫- و نفع آقای مارتین.

139
00:08:44.356 --> 00:08:45.941
‫- اون یه هیولاست.
‫- آره.

140
00:08:46.066 --> 00:08:48.152
‫اگه شما دو تا جسمتون عوض شده یعنی...

141
00:08:48.235 --> 00:08:52.364
‫ما تا ابد با اون هیولا اینجا گیر افتادیم.

142
00:08:52.448 --> 00:08:53.949
‫لعنتی.

143
00:08:55.492 --> 00:08:56.535
‫جنت!

144
00:08:56.577 --> 00:08:58.996
‫«بذارید لحظات آخر زنده‌بودنش راحت باشه.»

145
00:08:59.038 --> 00:09:00.080
‫سایمون، به خدا قسم...

146
00:09:00.080 --> 00:09:01.582
‫نیازی ندارم که تو حالمو بدتر کنی خب؟

147
00:09:01.707 --> 00:09:04.543
‫نمی‌دونم، فقط سعی داشتم
‫که آدم بامعرفتی باشم.

148
00:09:04.585 --> 00:09:05.377
‫جنت!

149
00:09:05.377 --> 00:09:07.129
‫آره بیا همینجوری داد بزنیم!
‫کم داد زدیم آخه!

150
00:09:07.212 --> 00:09:08.922
‫باشه بابا یواش وحشی!

151
00:09:08.964 --> 00:09:10.591
‫آره آروم باش زاویر.
‫مرسی نیکول.

152
00:09:10.716 --> 00:09:12.092
‫من طرف تو هم نیستما.

153
00:09:12.217 --> 00:09:14.094
‫و شرط می‌بندم خوشحالی که الان
‫شوکرم پیشمه آره؟

154
00:09:22.227 --> 00:09:23.729
‫جنت؟

155
00:09:25.814 --> 00:09:28.359
‫منو ببرید مدرسه.

156
00:09:28.484 --> 00:09:29.943
‫همین الان.

157
00:09:41.455 --> 00:09:43.832
‫این احمقانه‌ست نه؟

158
00:09:43.957 --> 00:09:46.085
‫کدوم قسمتش؟

159
00:09:46.210 --> 00:09:49.296
‫این که مدی ممکنه جسمش رو پس بگیره.

160
00:09:49.379 --> 00:09:50.589
‫آره.

161
00:09:50.714 --> 00:09:52.508
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم این جمله رو بشنوم.

162
00:09:59.473 --> 00:10:01.183
‫می‌دونی من...

163
00:10:01.266 --> 00:10:03.310
‫یه جورایی می‌گم کاش می‌تونستم
‫برای «شردهد۹۹» بنویسم...

164
00:10:03.435 --> 00:10:07.731
‫و بهش بگم خب... تو...
‫همه‌ی اتفاقاتی که افتاده رو بگم.

165
00:10:07.815 --> 00:10:09.274
‫منم همینطور.

166
00:10:12.444 --> 00:10:14.071
‫اون جریان ماهیگیر چی بود؟

167
00:10:17.449 --> 00:10:20.869
‫توی پیغام آخرت گفتی تو...

168
00:10:20.994 --> 00:10:24.331
‫- من بابای مدی رو دیدم.
‫- چی؟

169
00:10:24.456 --> 00:10:28.544
‫توی بیمارستان، وقتی که رفتم کما.

170
00:10:28.627 --> 00:10:30.838
‫تا قبل این که عکسش رو خونه‌ی مدی ببینم

171
00:10:30.879 --> 00:10:32.923
‫متوجه نشده بودم،

172
00:10:32.965 --> 00:10:35.342
‫اما خب قطعاً خودش بود.

173
00:10:35.467 --> 00:10:37.344
‫من بهت پیام دادم چون من واقعاً...

174
00:10:37.469 --> 00:10:39.513
‫نباید به مدی درموردش چیزی بگی.

175
00:10:40.764 --> 00:10:41.265
‫چرا؟

176
00:10:41.306 --> 00:10:42.724
‫خب اگه می‌خوای برگرده پیشمون،

177
00:10:42.766 --> 00:10:45.269
‫اینجوری دلایل بیشتری بهش میدی
‫که بخواد اونجا بمونه،

178
00:10:45.394 --> 00:10:46.395
‫هر جایی که هست.

179
00:10:46.520 --> 00:10:47.729
‫نیکول، فکر نکنم به این سادگیا باشه.

180
00:10:47.813 --> 00:10:49.523
‫نه لطفاً حرفش رو نزن.

181
00:10:49.648 --> 00:10:51.191
‫اینجوری می‌ترسونیش.

182
00:10:57.948 --> 00:11:00.367
‫اون درمورد مدی سوال کرد؟

183
00:11:01.577 --> 00:11:03.036
‫نه.

184
00:11:03.787 --> 00:11:07.165
‫فقط ازم پرسید می‌مونم یا نه.

185
00:11:09.418 --> 00:11:13.463
‫تو چی گفتی؟ می‌خواستی بمونی؟

186
00:11:18.176 --> 00:11:19.469
‫خوبه.

187
00:11:21.013 --> 00:11:23.348
‫محض اطلاعت...

188
00:11:23.473 --> 00:11:25.017
‫منم خوشحالم که تو بودی.

189
00:11:36.236 --> 00:11:37.863
‫امکان نداره من آشغالا رو ببرم بیرون.

190
00:11:37.946 --> 00:11:39.781
‫مگس‌های اونجا اندازه‌ی کله‌ی منن.

191
00:11:49.374 --> 00:11:50.626
‫جنت؟

192
00:11:53.211 --> 00:11:55.088
‫اونجا توی آب چی کار می‌کردی؟

193
00:11:55.213 --> 00:11:56.465
‫هیچی.

194
00:11:59.676 --> 00:12:01.720
‫اون خونه؟

195
00:12:06.475 --> 00:12:07.893
‫چیزیت شده؟

196
00:12:17.444 --> 00:12:18.570
‫من شماها رو اینجا...

197
00:12:18.570 --> 00:12:20.238
‫با کسی که می‌خواد همه‌تونو زندونی کنه
‫تنها نمی‌ذارم.

198
00:12:20.238 --> 00:12:22.449
‫ببخشید، مگه هدف از برگردوندنش اینجا

199
00:12:22.491 --> 00:12:24.117
‫این نیست که بتونیم برت گردونیم
‫توی جسمت؟

200
00:12:24.326 --> 00:12:25.952
‫آره، ما اصلاً نمی‌دونیم چه جوری می‌شه
‫این کارو کرد.

201
00:12:26.078 --> 00:12:27.579
‫حتی نمی‌دونیم که می‌تونیم
‫انجامش بدیم یا نه.

202
00:12:27.662 --> 00:12:30.123
‫یه راهی پیدا می‌کنیم خب؟
‫خودمون جنت رو یه کاریش می‌کنیم.

203
00:12:30.332 --> 00:12:31.917
‫اگه فرصتش پیش اومد...

204
00:12:31.917 --> 00:12:33.335
‫که برگردی توی جسمت،

205
00:12:33.335 --> 00:12:34.795
‫باید از این فرصت استفاده کنی.

206
00:12:36.505 --> 00:12:37.881
‫مگه نه والی؟

207
00:12:42.469 --> 00:12:45.806
‫سلام؟ سلام مدی،

208
00:12:45.889 --> 00:12:49.643
‫تو باید بیای کافه‌تریا.

209
00:12:49.768 --> 00:12:51.686
‫همین الان.

210
00:13:01.113 --> 00:13:02.614
‫[والدین سایمون الروی]

211
00:13:13.834 --> 00:13:15.293
‫[اخطاریه‌ی تعلیق]

212
00:13:46.032 --> 00:13:47.951
‫سلام.

213
00:13:48.034 --> 00:13:49.995
‫خوش اومدی.

214
00:13:51.580 --> 00:13:53.290
‫اوه.

215
00:13:53.373 --> 00:13:54.875
‫همه‌تون اینجایین.

216
00:13:57.460 --> 00:13:59.129
‫چه جوری ما رو می‌بینه؟

217
00:13:59.254 --> 00:14:01.256
‫گمونم در اصل هنوزم یه روحه.

218
00:14:01.298 --> 00:14:03.466
‫صدات رو هم می‌شنوه.

219
00:14:03.466 --> 00:14:05.468
‫می‌تونی مستقیم باهام حرف بزنی.

220
00:14:09.014 --> 00:14:10.891
‫چه اتفاقی براش افتاده؟

221
00:14:11.016 --> 00:14:12.309
‫چرا دستاش خونیه؟

222
00:14:12.392 --> 00:14:14.644
‫نمی‌گه.

223
00:14:22.319 --> 00:14:24.070
‫باید یه چیزهایی رو توضیح بدی.

224
00:15:12.369 --> 00:15:14.913
‫بیا از این شروع کنیم.

225
00:15:15.664 --> 00:15:17.832
‫امیدوار بودم هیچ‌وقت پیداش نکنید.

226
00:15:17.957 --> 00:15:20.210
‫وای خدا باورم نمی‌شه اصلاً
‫ازت دفاع کردم.

227
00:15:20.293 --> 00:15:22.462
‫معلوم شد تموم این مدت
‫بهمون دروغ می‌گفتی.

228
00:15:22.587 --> 00:15:24.839
‫حتی درمورد این که چه جوری
‫مردی هم دروغ گفتی.

229
00:15:24.964 --> 00:15:26.800
‫چرا درمورد مرگت دروغ گفتی جنت؟

230
00:15:29.719 --> 00:15:31.763
‫نمی‌خواستیم کسی بدونه.

231
00:15:31.846 --> 00:15:33.223
‫چی رو بدونه؟

232
00:15:35.517 --> 00:15:36.935
‫که کار من بود.

233
00:15:38.853 --> 00:15:41.731
‫من آتیش رو راه انداختم.

234
00:15:41.856 --> 00:15:42.982
‫چی؟

235
00:15:43.066 --> 00:15:47.028
‫همون آتیشی که اتاق شیمی رو سوزوند؟

236
00:15:47.028 --> 00:15:50.615
‫به خاطر منه که جفتمون اینجا گیر افتادیم.

237
00:15:52.909 --> 00:15:54.619
‫من آقای مارتین رو کشتم.

238
00:16:02.001 --> 00:16:03.753
‫شاید دو بار.

239
00:16:07.257 --> 00:16:09.259
‫آتیش اتفاقی بود.

240
00:16:09.384 --> 00:16:10.927
‫اولش خیلی احساس گناه داشتم.

241
00:16:11.052 --> 00:16:15.098
‫اما آقای مارتین مهربون و بخشنده بود.

242
00:16:15.223 --> 00:16:17.142
‫واسه همین سعی کردیم از اون زمان جدیدی که

243
00:16:17.225 --> 00:16:19.811
‫بعد مرگمون داشتیم نهایت استفاده رو ببریم.

244
00:16:19.936 --> 00:16:22.939
‫آقای مارتین اولین نفری بود که
‫مکان مخفیمون رو پیدا کرد.

245
00:16:23.731 --> 00:16:25.275
‫تردید داشت که نشونم بده،

246
00:16:25.400 --> 00:16:29.362
‫اما منو برد داخل و وحشتناک بود.

247
00:16:29.446 --> 00:16:32.323
‫ما می‌خواستیم بدونیم معنیش چیه
‫و چرا اونجاست.

248
00:16:32.448 --> 00:16:34.826
‫جواب می‌خواستیم.

249
00:16:34.951 --> 00:16:36.077
‫اما تا پنج سال،

250
00:16:36.161 --> 00:16:38.079
‫نمی‌تونستیم از هیچیش سر دربیاریم.

251
00:16:38.163 --> 00:16:39.831
‫- همه چی مرتبه؟
‫- آره.

252
00:16:39.956 --> 00:16:41.374
‫واسه همین تا جای ممکن...

253
00:16:41.457 --> 00:16:43.459
‫خودمونو مشغول کردیم.

254
00:16:43.543 --> 00:16:46.462
‫وای جنت، می‌شه لطفاً چراغ‌ها رو
‫روشن کنی؟

255
00:16:56.931 --> 00:17:00.810
‫و احساس رضایت و امنیت،

256
00:17:00.935 --> 00:17:03.563
‫همه‌ش اون روز به پایان رسید.

257
00:17:03.646 --> 00:17:05.440
‫حسش کردی؟

258
00:17:10.153 --> 00:17:12.739
‫یه دفعه دیدیم دیگه تنها نیستیم.

259
00:17:34.135 --> 00:17:36.220
‫تو بودی راندا.

260
00:17:36.846 --> 00:17:39.390
‫و به نظر میومد که خیلی ترسیدی.

261
00:17:40.308 --> 00:17:43.144
‫و من فقط می‌خواستم کمک کنم.

262
00:17:45.980 --> 00:17:49.400
‫حالت خوبه؟

263
00:17:49.525 --> 00:17:51.861
‫شما کی هستین؟

264
00:17:51.986 --> 00:17:53.738
‫چه اتفاقی داره میفته؟

265
00:17:57.492 --> 00:18:00.119
‫خوش اومدی.

266
00:18:00.203 --> 00:18:01.663
‫به...

267
00:18:01.663 --> 00:18:04.123
‫زندگی پس از مرگ دبیرستان اسپلیت ریور.

268
00:18:06.668 --> 00:18:08.044
‫چیزه...

269
00:18:08.169 --> 00:18:11.381
‫متاسفانه تو مردی.

270
00:18:11.506 --> 00:18:13.841
‫مطمئنم این خیلی کلافه‌کننده‌ست.

271
00:18:13.925 --> 00:18:17.595
‫اما راحت‌تر می‌شه.

272
00:18:17.720 --> 00:18:19.889
‫ما هم مردیم.

273
00:18:20.014 --> 00:18:21.766
‫ما...

274
00:18:21.849 --> 00:18:24.769
‫من اورت مارتینم. از معلمای اینجا.

275
00:18:24.852 --> 00:18:28.439
‫- و این جنته.
‫- سلام.

276
00:18:28.564 --> 00:18:30.775
‫اول من رسیدم اینجا.

277
00:18:30.900 --> 00:18:34.529
‫و چند سال بعد،

278
00:18:34.654 --> 00:18:37.323
‫جنت بهم ملحق شد.

279
00:18:41.786 --> 00:18:43.579
‫چه اتفاقی برات افتاد؟

280
00:18:47.583 --> 00:18:50.962
‫اون... از پله‌ها بدجور افتاد.

281
00:18:51.045 --> 00:18:53.923
‫مگه نه جنت؟

282
00:18:54.048 --> 00:18:56.008
‫اوهوم.

283
00:18:56.092 --> 00:19:02.056
‫اون دروغ گفت تا ازم محافظت کنه.
‫و من اجازه دادم.

284
00:19:02.056 --> 00:19:04.100
‫چون یه باری از روی دوشم برداشته شد.

285
00:19:07.311 --> 00:19:08.980
‫تو تنها نیستی.

286
00:19:10.731 --> 00:19:13.985
‫ما اینجا مراقب همدیگه هستیم.

287
00:19:14.068 --> 00:19:17.738
‫نیازی نیست این صحنه رو ببینی.
‫بیا بریم.

288
00:19:25.830 --> 00:19:28.332
‫مطمئنم احساس می‌کنی همه چی عوض شده.

289
00:19:28.458 --> 00:19:30.960
‫اما همونطور که می‌بینی یه خوبی
‫و بدیش اینه که...

290
00:19:30.960 --> 00:19:33.087
‫هیچی عوض نشده.

291
00:19:35.798 --> 00:19:39.886
‫بیا، این طرفی بیا.

292
00:19:40.011 --> 00:19:43.598
‫طبیعیه که برای این که خودت رو
‫با شرایط وفق بدی زمان بخوای.

293
00:19:46.976 --> 00:19:48.895
‫پس شروع کردین به دزدیدن کلیدهای ما...

294
00:19:48.978 --> 00:19:50.313
‫از زیر اجسادمون؟

295
00:19:50.438 --> 00:19:53.024
‫ما تا اون لحظه نمی‌دونستیم که اونا کلیدن.

296
00:19:53.107 --> 00:19:54.692
‫وقتی که تصادفی رفتیم توی جهنم شخصیمون

297
00:19:54.775 --> 00:19:57.403
‫نمی‌دونستیم چی باعث شد.

298
00:19:57.528 --> 00:19:59.405
‫بعدش نامه‌ی راندا رو دیدیم...

299
00:19:59.488 --> 00:20:02.742
‫و یه چراغی توی ذهنمون روشن شد.

300
00:20:02.867 --> 00:20:04.702
‫به این نتیجه رسیدیم که من و آقای مارتین

301
00:20:04.702 --> 00:20:06.454
‫حتماً یه کلید مشترک داریم.

302
00:20:06.579 --> 00:20:11.292
‫ساعت مچیش.
‫وقتی مرد اون تو دستش بود.

303
00:20:11.417 --> 00:20:14.754
‫پس ما مثل کلید مشترکمون،

304
00:20:14.879 --> 00:20:19.091
‫به دروغ گفتن درمورد مرگمون ادامه دادیم.

305
00:20:21.594 --> 00:20:22.720
‫اون از من محافظت می‌کرد.

306
00:20:22.803 --> 00:20:25.389
‫پس تموم این سال‌ها توی اون دورهمی‌ای
‫که باهم بودیم،

307
00:20:25.514 --> 00:20:27.850
‫نمی‌تونستی تموم اینا و حقیقت رو...

308
00:20:27.934 --> 00:20:29.602
‫بهمون بگی؟

309
00:20:29.685 --> 00:20:33.397
‫آقای مارتین متقاعدم کرد که یه راز بمونه.

310
00:20:33.522 --> 00:20:35.900
‫کلیدها، نحوه‌ی مرگمون، همه چی.

311
00:20:35.983 --> 00:20:38.361
‫چه رازهای دیگه‌ای رو نگه داشتی؟

312
00:20:42.156 --> 00:20:43.491
‫یعنی چی؟

313
00:20:45.034 --> 00:20:46.911
‫بچه‌ها کجان؟

314
00:20:46.994 --> 00:20:48.579
‫سایمون؟

315
00:20:48.704 --> 00:20:49.664
‫زاویر؟

316
00:20:49.747 --> 00:20:51.374
‫نیکول؟

317
00:21:09.600 --> 00:21:11.602
‫اوضاع بی‌ریخته.

318
00:21:11.686 --> 00:21:14.188
‫من دوباره بهش زنگ می‌زنم.

319
00:21:14.188 --> 00:21:16.148
‫آره اونم برداشت!

320
00:21:16.857 --> 00:21:19.360
‫زاویر؟ سایمون؟

321
00:21:19.485 --> 00:21:21.112
‫یالا...

322
00:21:21.237 --> 00:21:23.864
‫نیکول؟ سایمون؟

323
00:21:25.408 --> 00:21:26.742
‫خدای من!

324
00:21:26.867 --> 00:21:28.119
‫اوه نیکول!

325
00:21:28.202 --> 00:21:29.328
‫نمی‌تونم پیداش کنم.

326
00:21:29.453 --> 00:21:30.788
‫کیو سایمون رو؟

327
00:21:30.871 --> 00:21:33.374
‫نه، نه، سایمون رفت جنت رو
‫برگردونه مدرسه.

328
00:21:33.374 --> 00:21:35.001
‫بعدش زاویر رفت آشغال رو بذاره دم در

329
00:21:35.084 --> 00:21:37.795
‫- و حالا غیب شده.
‫- لعنتی.

330
00:21:37.920 --> 00:21:40.256
‫نیکول، وقتی وایستادیم نوشیدنی بخریم

331
00:21:40.256 --> 00:21:41.590
‫- من اندرسون رو توی پارکینگ دیدم.
‫- چی؟

332
00:21:41.716 --> 00:21:44.510
‫- حتماً اومده اینجا.
‫- لعنتی لعنتی لعنتی.

333
00:21:44.635 --> 00:21:45.803
‫هی هی هی هی.

334
00:21:45.928 --> 00:21:47.388
‫ترسیدن به هیچکس کمکی نمی‌کنه خب؟

335
00:21:47.513 --> 00:21:50.391
‫فقط باید زاویر رو پیدا کنیم
‫و از اینجا بریم بیرون.

336
00:21:50.391 --> 00:21:52.351
‫نکنه بلایی سرش اومده؟

337
00:21:52.435 --> 00:21:54.103
‫نکنه اون بیرونه و....

338
00:21:54.145 --> 00:21:56.480
‫امکان نداره اندرسون زودتر از ما
‫اومده باشه اینجا خب؟

339
00:21:56.564 --> 00:21:58.691
‫مطمئنم حال زاویر خوبه.

340
00:21:58.774 --> 00:22:00.067
‫فقط اول باید پیداش کنیم.

341
00:22:03.195 --> 00:22:04.905
‫حله. بیا بریم.

342
00:22:19.920 --> 00:22:21.005
‫حالا گروه چی؟

343
00:22:21.005 --> 00:22:23.299
‫اصلاً به اشتراک گذاشتن تجربیات شخصیمون
‫فایده‌ای هم داشت؟

344
00:22:23.299 --> 00:22:24.425
‫هدف چی بود؟

345
00:22:27.845 --> 00:22:31.098
‫اون اصلاً گروه حمایتی نبود.

346
00:22:31.223 --> 00:22:33.601
‫واسه کنترل کردن بود.

347
00:22:33.726 --> 00:22:35.769
‫اونم بخشی از آزمایش بود؟

348
00:22:35.853 --> 00:22:37.354
‫سال‌ها که گذشت، دانش‌آموزهای بیشتری مردن...

349
00:22:37.521 --> 00:22:41.233
‫و اتاق‌های بیشتری ظاهر شدن
‫اما یه متغیرهایی وجود داشت.

350
00:22:43.194 --> 00:22:44.945
‫چیزهایی که نتونستیم کنترل کنیم.

351
00:22:47.907 --> 00:22:50.326
‫حالت خوبه؟

352
00:22:51.535 --> 00:22:55.664
‫معلومه خوبم. مرسی داون.

353
00:22:55.789 --> 00:22:57.583
‫خیلی بد بود؟

354
00:23:01.754 --> 00:23:03.797
‫دیدم که رفتی داخل.

355
00:23:04.381 --> 00:23:05.716
‫چند بار دیدم رفتی داخل.

356
00:23:05.799 --> 00:23:07.968
‫منم بالاخره رفتم توی اتاقم.

357
00:23:08.052 --> 00:23:10.638
‫خیلی وحشتناکه همه چی توش انقدر دقیقه.

358
00:23:10.638 --> 00:23:12.890
‫حتی تا بوی قهوه.

359
00:23:12.973 --> 00:23:14.391
‫تو چه جوری...

360
00:23:14.475 --> 00:23:15.809
‫مردم فکر می‌کنن من هیچ‌وقت توجه نمی‌کنم،

361
00:23:15.935 --> 00:23:17.478
‫اما واقعاً توجه می‌کنم.

362
00:23:17.603 --> 00:23:20.648
‫من دیدم که چراغ‌ها گیر و گور دارن
‫و می‌خواستم بدونم چرا.

363
00:23:20.773 --> 00:23:22.483
‫به نظرت دلیلش چیه؟

364
00:23:22.483 --> 00:23:23.651
‫چیه؟

365
00:23:23.776 --> 00:23:25.319
‫برق؟

366
00:23:25.402 --> 00:23:26.695
‫چرا هروقت که کسی داخلِ...

367
00:23:26.820 --> 00:23:30.741
‫اون اتاق‌های ترسناکه، چراغ‌‌ها
‫به هم می‌ریزن.

368
00:23:30.824 --> 00:23:33.285
‫- تو واقعاً رفتی داخل؟
‫- اوهوم.

369
00:23:33.410 --> 00:23:35.246
‫نترسیدی؟

370
00:23:35.329 --> 00:23:36.789
‫گمونم چرا.

371
00:23:36.872 --> 00:23:38.916
‫اما مدرسه هم خیلی ترسناکه.

372
00:23:39.041 --> 00:23:40.793
‫واسه همین همیشه به حرفی که مامانم

373
00:23:40.918 --> 00:23:43.337
‫هروقت باید توی مدرسه
‫کار ترسناکی می‌کردم، می‌گفت فکر می‌کنم،

374
00:23:43.379 --> 00:23:45.881
‫مثل حرف زدن تو جمع...

375
00:23:46.006 --> 00:23:48.467
‫یا بدمینتون.

376
00:23:48.550 --> 00:23:51.553
‫اون گفت:

377
00:23:51.637 --> 00:23:53.180
‫«فقط چشمات رو ببند و وانمود کن...

378
00:23:53.264 --> 00:23:55.516
‫که توی گلستونی.»

379
00:23:59.770 --> 00:24:02.314
‫من خودم همیشه گل همیشه بهارو تصور می‌کردم.

380
00:24:19.415 --> 00:24:23.669
‫اون گفتگو من رو به این رسوند،
‫به این فرضیه،

381
00:24:23.794 --> 00:24:24.670
‫همینطور به یه اشتباهاتی.

382
00:24:24.795 --> 00:24:27.047
‫کدوم، کدوم اشتباهات؟

383
00:24:27.172 --> 00:24:30.801
‫درد قدرته.

384
00:24:30.884 --> 00:24:34.013
‫چیزی که اون درمورد برق و لامپ‌ها گفت.

385
00:24:34.138 --> 00:24:37.975
‫من فهمیدم که اتاق‌ها، زخم‌ها،

386
00:24:38.100 --> 00:24:40.019
‫از تجربیات آسیب‌زا تغذیه می‌شن.

387
00:24:40.019 --> 00:24:41.353
‫اون باعث می‌شه وجود داشته باشن.

388
00:24:41.437 --> 00:24:43.939
‫این باعث می‌شه اون لوازم بمونن و برنگردن.

389
00:24:43.981 --> 00:24:46.734
‫تو چه جوری از چراغ‌های چشمک‌زن
‫و گلدون‌های سفالی...

390
00:24:46.734 --> 00:24:48.360
‫به حبس کردن همه‌ی دوستات...

391
00:24:48.360 --> 00:24:50.612
‫توی یه کابوس رسیدی؟

392
00:25:06.086 --> 00:25:08.130
‫زاویر؟

393
00:25:08.213 --> 00:25:10.215
‫زاویر!

394
00:25:18.432 --> 00:25:19.725
‫زاویر!

395
00:25:20.476 --> 00:25:23.312
‫- زاویر!
‫- زاویر!

396
00:25:23.437 --> 00:25:25.022
‫زاویر!

397
00:25:25.105 --> 00:25:26.940
‫زاویر!

398
00:25:27.065 --> 00:25:29.902
‫بچه‌ها، تقصیر من بود.
‫باید باهاش می‌رفتم.

399
00:25:29.985 --> 00:25:31.653
‫مطمئنم حالش خوبه.

400
00:25:33.906 --> 00:25:35.365
‫صدای چی بود؟

401
00:25:35.449 --> 00:25:37.826
‫زاویر!

402
00:25:37.826 --> 00:25:39.203
‫اونجا!

403
00:25:39.286 --> 00:25:41.163
‫فکر کنم از اونجا میاد!

404
00:25:45.000 --> 00:25:46.210
‫اون چه جوری رفته اونجا؟

405
00:25:46.293 --> 00:25:47.419
‫برو!

406
00:25:47.544 --> 00:25:49.421
‫- من؟
‫- تو توی تیم شنایی!

407
00:25:54.510 --> 00:25:55.677
‫باشه.

408
00:25:57.221 --> 00:25:58.388
‫کی به اون بخشش می‌رسیم که...

409
00:25:58.388 --> 00:25:59.765
‫حرف معناداری بزنه؟

410
00:25:59.890 --> 00:26:01.058
‫عجله نکن راندا خب؟

411
00:26:01.141 --> 00:26:02.351
‫همه‌مون سعی داریم به حقیقت برسیم.

412
00:26:02.351 --> 00:26:03.560
‫سر من عصبانی نشو.

413
00:26:03.644 --> 00:26:04.811
‫به خاطر من نیست که نشستیم اینجا

414
00:26:04.853 --> 00:26:05.979
‫و به یه مشت بهونه‌ی مشکوک گوش میدیم.

415
00:26:06.063 --> 00:26:07.147
‫باشه، تو چی کار کردی...

416
00:26:07.231 --> 00:26:08.732
‫بچه‌ها! می‌شه خفه شین؟!

417
00:26:08.857 --> 00:26:11.485
‫تو یه کم پیش گفتی که می‌خواستی
‫همه رو از اینجا نجات بدی.

418
00:26:11.610 --> 00:26:14.655
‫اگه اینطوره پس چرا مخفیش کردی؟

419
00:26:14.655 --> 00:26:18.116
‫مجبور بود.

420
00:26:18.242 --> 00:26:20.410
‫تو طرف کی هستی؟

421
00:26:20.494 --> 00:26:22.287
‫وقتی یه سوژه می‌فهمه که زیر نظره

422
00:26:22.412 --> 00:26:25.541
‫رفتارش عوض می‌شه.

423
00:26:25.666 --> 00:26:27.417
‫این واقعیه؟

424
00:26:27.501 --> 00:26:29.628
‫بهش می‌گن اثر هاتورن.

425
00:26:29.753 --> 00:26:30.963
‫از کجا می‌دونی؟

426
00:26:31.046 --> 00:26:32.756
‫درموردش خوندم و راستش،

427
00:26:32.839 --> 00:26:34.675
‫به نظر میاد که آقای مارتین هم...

428
00:26:34.675 --> 00:26:36.468
‫داشته روی اون پیاده می‌کرده،
‫همونطور که جنت روی ما.

429
00:26:36.593 --> 00:26:38.971
‫اما هیچکدومش نقشه‌ی شیطانیت رو
‫توجیه نمی‌کنه.

430
00:26:39.054 --> 00:26:41.265
‫چه جوری انقدر سریع خبیثانه شد؟

431
00:26:41.348 --> 00:26:42.808
‫یه متغیر دیگه.

432
00:26:48.230 --> 00:26:51.108
‫خب، کی می‌خواد اول حرف بزنه؟

433
00:26:57.823 --> 00:27:00.534
‫حتماً! من می‌گم.

434
00:27:00.659 --> 00:27:05.664
‫خب، ما معمولاً شب کریسمس می‌رفتیم کلیسا،

435
00:27:05.789 --> 00:27:06.873
‫بعدش می‌رفتیم خونه‌ی مامان‌بزرگم

436
00:27:06.999 --> 00:27:08.917
‫تا سوپ صدف بخوریم.

437
00:27:09.042 --> 00:27:10.502
‫ایش.

438
00:27:10.585 --> 00:27:14.172
‫- طعمش به تدریج آدم رو علاقمند می‌کنه.
‫- چه خاطره‌ی شیرینی.

439
00:27:14.298 --> 00:27:17.175
‫واقعاً باید این کارو بکنیم آقای ام؟

440
00:27:17.259 --> 00:27:19.678
‫خب هر سال همین آهنگ و رقص رو داریم.

441
00:27:19.761 --> 00:27:21.013
‫درمورد رسم و رسومات حرف می‌زنیم

442
00:27:21.138 --> 00:27:23.390
‫و بعد کوکی‌های بیات شده‌ی
‫اتاق معلما رو می‌خوریم

443
00:27:23.515 --> 00:27:24.558
‫بعدش می‌ریم پی کارمون...

444
00:27:24.641 --> 00:27:27.894
‫و احساس بدبختی می‌کنیم.

445
00:27:28.020 --> 00:27:30.731
‫چرا بدبختی؟

446
00:27:30.856 --> 00:27:33.859
‫قشنگ نیست که می‌تونیم باهمدیگه
‫اون رو جشن بگیریم؟

447
00:27:33.942 --> 00:27:36.987
‫تنها تاثیرش اینه که یادمون میاره
‫امشب کجا نیستیم.

448
00:27:37.154 --> 00:27:40.365
‫خونه، پیش خانواده‌‌هامون.

449
00:27:40.490 --> 00:27:42.701
‫اگه خانواده‌هامون هنوز زنده باشن.

450
00:27:47.164 --> 00:27:50.667
‫خب، شاید بیات باشن
‫ولی من میرم کوکی‌ها رو بیارم.

451
00:27:51.710 --> 00:27:53.920
‫جنت، می‌خوای کمکم کنی؟

452
00:27:54.046 --> 00:27:55.756
‫- حتماً.
‫- باشه.

453
00:27:57.257 --> 00:28:01.678
‫اوه، کریسمست مبارک چارلی.

454
00:28:01.803 --> 00:28:03.555
‫باشه.

455
00:28:03.638 --> 00:28:05.390
‫کلاه رو داد به من.

456
00:28:09.019 --> 00:28:10.145
‫می‌دونی، راست می‌گنا.

457
00:28:10.270 --> 00:28:13.356
‫این رسممون همه رو غمگین می‌کنه.

458
00:28:13.440 --> 00:28:17.736
‫خب احساسات کاربردی هستن جنت.
‫حتی احساسات منفی.

459
00:28:17.819 --> 00:28:18.987
‫تو بهتر از هر کسی باید اینو بدونی.

460
00:28:18.987 --> 00:28:20.906
‫خوندیش؟ با عقل جور درمیاد؟

461
00:28:21.031 --> 00:28:22.699
‫یه فرضیه‌ی شگفت‌انگیزه.

462
00:28:22.783 --> 00:28:25.035
‫تجربه‌ی آسیب‌زا انرژیه.

463
00:28:25.118 --> 00:28:26.036
‫یه کم بیش از حد ساده‌ست،

464
00:28:26.078 --> 00:28:29.081
‫اما یه جورایی گوشنوازه.

465
00:28:39.549 --> 00:28:40.717
‫ما می‌دونیم که رفتن به این اتاق‌ها

466
00:28:40.801 --> 00:28:42.427
‫یه جریان انرژی ایجاد می‌کنه.

467
00:28:42.552 --> 00:28:44.304
‫و ما سال‌ها فرضیه‌سازی کردیم...

468
00:28:44.304 --> 00:28:45.555
‫که حصار دور این مدرسه...

469
00:28:45.639 --> 00:28:46.932
‫که مانع رفتن ما می‌شه،

470
00:28:47.015 --> 00:28:48.767
‫یه جور حصار الکترومغناطیسیه.

471
00:28:48.892 --> 00:28:52.145
‫پس اگه یه نفر واردش بشه
‫این مکان‌های عجیب،

472
00:28:52.270 --> 00:28:53.647
‫اون انرژی رو تشدید می‌کنن،

473
00:28:53.730 --> 00:28:56.483
‫شاید اگه یه نفر هم‌زمان همه‌ی اون
‫مکان‌ها رو...

474
00:28:56.608 --> 00:28:58.151
‫فعال کنه،

475
00:28:58.276 --> 00:29:00.487
‫مقدار باورنکردنی‌ای انرژی ایجاد بشه...

476
00:29:00.612 --> 00:29:02.656
‫ما می‌تونیم این سیستم فرضی رو
‫غرق انرژی کنیم...

477
00:29:02.781 --> 00:29:04.783
‫و از اون مانع و حصار رد بشیم.

478
00:29:04.866 --> 00:29:07.285
‫شاید حتی بتونیم حصارو از بین ببریم.

479
00:29:07.369 --> 00:29:08.829
‫این کار باشکوهه جنت.

480
00:29:08.954 --> 00:29:10.664
‫واقعاً خیلی هوشمندانه‌ست.

481
00:29:12.123 --> 00:29:13.625
‫خب حالا فقط باید بفهمیم...

482
00:29:13.750 --> 00:29:15.544
‫که چه جوری همه‌ش رو همزمان جمع کنیم.

483
00:29:15.627 --> 00:29:17.921
‫- منظورت چیه؟
‫- نقشه‌ت دیگه.

484
00:29:18.004 --> 00:29:19.506
‫اوه نه آقای مارتین. نقشه نیست.

485
00:29:19.631 --> 00:29:21.174
‫کاملاً فرضیه‌.

486
00:29:21.299 --> 00:29:22.676
‫خب الان دیگه هست.

487
00:29:22.801 --> 00:29:25.345
‫اما مگه همه‌ی آزمایش‌ها
‫از همینجا شروع نمی‌شن؟

488
00:29:25.345 --> 00:29:28.390
‫نمی‌تونیم اونا رو اونجا حبس کنیم.

489
00:29:28.431 --> 00:29:29.808
‫این شکنجه‌ست.

490
00:29:29.850 --> 00:29:31.393
‫ما دانشمندیم جنت.

491
00:29:31.476 --> 00:29:33.103
‫فکر می‌کنی جوناس سالک اگه
‫به بهای کشفش فکر می‌کرد

492
00:29:33.186 --> 00:29:35.772
‫بیماری فلج اطفال رو می‌تونست ریشه‌کن کنه؟

493
00:29:37.983 --> 00:29:41.152
‫ولی ما با این آدما زندگی می‌کنیم.
‫باهاشون تعطیلات رو جشن می‌گیریم.

494
00:29:41.236 --> 00:29:44.281
‫خودت بهشون گفتی ازشون ممنونی...

495
00:29:44.364 --> 00:29:47.951
‫آزمایشات کنترل‌شده به هدف‌ والاتری می‌رسن.

496
00:29:48.034 --> 00:29:49.035
‫و شاید راه عبور کردن...

497
00:29:49.160 --> 00:29:51.413
‫خارج از این ساختمون باشه.

498
00:29:51.413 --> 00:29:52.747
‫اگه بتونیم از محوطه‌ی مدرسه فراتر بریم،

499
00:29:52.747 --> 00:29:54.249
‫ما می‌تونیم...

500
00:29:54.332 --> 00:29:55.458
‫می‌تونیم برگردیم پیش خانواده‌هامون.

501
00:29:55.584 --> 00:29:57.335
‫می‌تونیم توی دورهمی‌های اونا
‫توی تعطیلات باشیم.

502
00:29:57.460 --> 00:29:58.837
‫اونا ما رو نمی‌بینن.

503
00:29:58.962 --> 00:30:01.006
‫ولی ما می‌تونیم ببینیمشون.

504
00:30:03.508 --> 00:30:06.136
‫و شاید یه سرنخ‌هایی پیدا کردیم

505
00:30:06.219 --> 00:30:09.055
‫که بتونیم هر چیزی که مانع رفتن ما
‫به دنیای بعدی و عبور کردن می‌شه رو

506
00:30:09.097 --> 00:30:10.265
‫از بین ببریم،

507
00:30:10.307 --> 00:30:11.391
‫آقای مارتین...

508
00:30:11.391 --> 00:30:14.477
‫مگه بهت قول ندادم از اینجا ببرمت بیرون؟

509
00:30:14.561 --> 00:30:15.562
‫هوم؟

510
00:30:21.693 --> 00:30:23.069
‫هو هو هو!

511
00:30:23.153 --> 00:30:25.363
‫وقت پذیراییه، مسافران عزیز!

512
00:30:29.034 --> 00:30:31.036
‫وقتی اون رو نوشتی فکر کردی
‫قراره چه اتفاقی بیفته؟

513
00:30:31.077 --> 00:30:33.455
‫نمی‌دونم چه فکری کردم. من فقط...

514
00:30:35.498 --> 00:30:37.375
‫دیگه به خودم اعتماد نکردم.

515
00:30:37.459 --> 00:30:42.422
‫خودم رو توی همکاری با آقای مارتین
‫از یاد بردم.

516
00:30:42.422 --> 00:30:46.259
‫آسیب مشترکمون، راز مشترکمون؟

517
00:30:46.343 --> 00:30:47.552
‫هیچ‌وقت فکرشو نمی‌کردم که اینجوری...

518
00:30:47.552 --> 00:30:49.763
‫خودمو به یه نفر دیگه ببازم.

519
00:30:49.971 --> 00:30:51.681
‫اما باختم.

520
00:30:55.685 --> 00:30:58.104
‫اون کجا میره؟

521
00:30:58.229 --> 00:31:00.690
‫صبر کنید، کوئین کجا رفت؟

522
00:31:15.163 --> 00:31:16.623
‫کوئین؟

523
00:31:19.584 --> 00:31:20.919
‫کوئین!

524
00:31:21.628 --> 00:31:22.962
‫آهای؟!

525
00:31:23.588 --> 00:31:25.590
‫بس کن! انقدر به من بی‌توجهی نکن!

526
00:31:25.590 --> 00:31:27.258
‫تو که اصلاً با بقیه هماهنگ نیستی!

527
00:31:27.467 --> 00:31:28.885
‫خب که چی؟

528
00:31:32.222 --> 00:31:34.099
‫من حسابی گیج شدم.
‫داری چی کار می‌کنی؟

529
00:31:34.182 --> 00:31:36.476
‫الان دیگه همه چی به هم  ریخته
‫و به خاطر منه.

530
00:31:36.601 --> 00:31:37.727
‫کوئین، این هیچ ربطی به تو نداره.

531
00:31:37.811 --> 00:31:39.270
‫داره! من اون برگه رو پیدا کردم.

532
00:31:39.395 --> 00:31:40.396
‫من آوردمش پیش تو.

533
00:31:40.522 --> 00:31:41.439
‫حالا شما همه با هم بد شدین.

534
00:31:41.523 --> 00:31:42.899
‫من گند زدم به رابطه‌ی همه‌تون.

535
00:31:42.982 --> 00:31:44.859
‫کوئین.

536
00:31:58.873 --> 00:32:01.042
‫می‌دونی، من قبلاً هم این کارو کردم.

537
00:32:02.710 --> 00:32:06.714
‫عضو گروه رژه شدم و...

538
00:32:06.840 --> 00:32:09.384
‫تا بتونم احساس کنم...

539
00:32:09.509 --> 00:32:12.637
‫که عضو چیزی‌ام...

540
00:32:12.762 --> 00:32:14.305
‫و زیاد احساس تنهایی نکنم.

541
00:32:17.642 --> 00:32:19.269
‫اما خیلی زود...

542
00:32:19.352 --> 00:32:21.479
‫دیدم دارم توی گروه ساز بادی
‫تنش ایجاد می‌کنم

543
00:32:21.604 --> 00:32:25.066
‫و توی یه چشم به هم زدن نوازنده‌های ساز بادی
‫ازم متنفر شدن

544
00:32:25.191 --> 00:32:26.359
‫چون بهشون گفتم...

545
00:32:26.359 --> 00:32:28.903
‫که صدای زیلوفون  شدیده.

546
00:32:29.112 --> 00:32:31.239
‫اما باید یه چیزی می‌گفتم چون زیلوفون...

547
00:32:33.867 --> 00:32:35.326
‫بعدش همه‌مون مردیم.

548
00:32:39.330 --> 00:32:41.332
‫و من با آگاهی از این مردم که...

549
00:32:41.457 --> 00:32:43.793
‫همه از دست من عصبانی‌ان.

550
00:32:43.918 --> 00:32:46.337
‫کوئین، تو هیچی رو خراب نکردی.

551
00:32:49.507 --> 00:32:51.217
‫من فقط می‌خواستم ارتباط بگیرم.

552
00:32:55.388 --> 00:32:57.390
‫توی زندگیم این رو نداشتم.

553
00:33:01.769 --> 00:33:04.355
‫و احساس می‌کنم...

554
00:33:04.439 --> 00:33:06.566
‫بعد مرگ هم قرار نیست داشته باشمش.

555
00:33:10.445 --> 00:33:14.115
‫واسه همین برگشتم گروه رژه.

556
00:33:16.951 --> 00:33:19.162
‫وقتی باهاشون هماهنگ می‌شی
‫چیزی احساس نمی‌کنی.

557
00:33:21.748 --> 00:33:23.625
‫به من گوش بده.

558
00:33:23.750 --> 00:33:26.419
‫تو تنها نیستی کوئین.

559
00:33:26.544 --> 00:33:28.838
‫باشه؟ دیگه هیچ‌وقت مجبور نیستی تنها باشی.

560
00:33:31.132 --> 00:33:33.092
‫ببین، من این احساس رو می‌شناسم که...

561
00:33:33.092 --> 00:33:37.013
‫هیچ‌وقت... نتونی ارتباط بگیری.

562
00:33:40.266 --> 00:33:42.644
‫اما یه جورایی...

563
00:33:44.228 --> 00:33:46.189
‫من اجازه دادم باهام ارتباط بگیری.

564
00:33:48.691 --> 00:33:50.860
‫پس الان نمی‌تونی همینجوری تنهام بذاری.

565
00:34:24.852 --> 00:34:26.104
‫چی کار می‌کنی؟

566
00:34:28.189 --> 00:34:29.941
‫خودت چی کار می‌کنی؟

567
00:34:30.441 --> 00:34:32.527
‫من آوردمش اینجا،
‫همونطور که خواستی.

568
00:34:32.527 --> 00:34:34.779
‫اون‌وقت نشستیم اونجا حرف می‌زنیم.

569
00:34:36.030 --> 00:34:37.990
‫این لفت دادن برای چیه؟

570
00:34:37.990 --> 00:34:41.619
‫- من باید از دوستام محافظت کنم.
‫- ببخشید؟

571
00:34:41.744 --> 00:34:44.122
‫دوستای واقعیت،

572
00:34:44.205 --> 00:34:46.290
‫دوستای زنده‌ت که نفس می‌کشن،

573
00:34:46.374 --> 00:34:48.126
‫اون بیرونن و سعی دارن کمکت کنن.

574
00:34:48.209 --> 00:34:50.461
‫و ممکنه در خطر باشن،

575
00:34:50.670 --> 00:34:52.046
‫و هیچ‌جوره نمی‌تونم باهاشون تماس بگیرم

576
00:34:52.046 --> 00:34:54.841
‫چون اینجا گیر افتادم
‫و سعی دارم به تو کمک کنم.

577
00:34:57.635 --> 00:34:59.929
‫تو...

578
00:35:00.054 --> 00:35:01.764
‫نمی‌خوای برگردی؟

579
00:35:03.141 --> 00:35:05.017
‫به این سادگیا نیست.

580
00:35:05.143 --> 00:35:07.436
‫به خاطر والیه؟

581
00:35:07.520 --> 00:35:09.313
‫چی؟

582
00:35:09.397 --> 00:35:12.692
‫به خاطر والیه؟

583
00:35:14.944 --> 00:35:20.074
‫باورنکردنیه. ببین مدی.

584
00:35:20.199 --> 00:35:23.995
‫خوشحالم یه نفرو پیدا کردی.
‫واقعاً خوشحالم، اما...

585
00:35:26.998 --> 00:35:28.457
‫دلم برات تنگ شده.

586
00:35:30.668 --> 00:35:33.880
‫دلم برای زندگی عادی تنگ شده.

587
00:35:36.424 --> 00:35:40.344
‫زندگی مسخره و ساده‌ی واقعی.

588
00:35:40.469 --> 00:35:42.263
‫فکر کردی من دلم برات تنگ نشده؟

589
00:35:43.264 --> 00:35:45.141
‫می‌دونم چقدر بهت سخت گذشته،

590
00:35:45.224 --> 00:35:47.143
‫به همه‌تون.

591
00:35:47.226 --> 00:35:49.395
‫اما این آدما...

592
00:35:49.520 --> 00:35:53.357
‫هیچ‌کس دیگه‌ای رو ندارن می‌دونی؟

593
00:35:53.441 --> 00:35:56.694
‫من باید به فکر آینده‌شون باشم.

594
00:35:56.777 --> 00:35:58.821
‫باشه پس آینده‌ی من چی؟

595
00:35:59.572 --> 00:36:01.032
‫هارتمن می‌خواد تعلیقم کنه،

596
00:36:01.198 --> 00:36:02.700
‫و من تقریباً همه‌ی فرصت‌هام رو...

597
00:36:02.783 --> 00:36:05.036
‫برای رفتن به دانشگاه نورث‌وسترن از دست دادم
‫وقتی که توی اون مصاحبه...

598
00:36:05.119 --> 00:36:06.495
‫گند زدم، چون سعی داشتم به تو کمک کنم.

599
00:36:06.579 --> 00:36:08.623
‫من ازت نخواستم مصاحبه‌ت رو خراب کنی.

600
00:36:08.748 --> 00:36:12.460
‫من اونجا بودم تا جلوت رو بگیرم.
‫تو فقط نمی‌تونستی صدامو بشنوی.

601
00:36:12.460 --> 00:36:14.503
‫من هیچ‌وقت ازت نمی‌خواستم
‫که آینده‌ت رو خراب کنی سایمون.

602
00:36:14.587 --> 00:36:16.547
‫و باورم نمی‌شه فکر کردی که اینو می‌خوام.

603
00:36:18.424 --> 00:36:20.801
‫می‌دونی چیه؟ اگه می‌خوای بری باشه برو.

604
00:36:27.808 --> 00:36:30.269
‫[اخطاریه‌ی تعلیق]

605
00:37:01.592 --> 00:37:03.928
‫شما با پذیرش دانشگاه تماس گرفتید.

606
00:37:04.053 --> 00:37:05.638
‫دفتر ما در حال حاضر تعطیل است.

607
00:37:05.763 --> 00:37:07.723
‫لطفاً پیغام بگذارید.

608
00:37:08.891 --> 00:37:10.476
‫سلام، من سایمون الروی هستم.

609
00:37:10.601 --> 00:37:11.936
‫چند هفته پیش همدیگه رو دیدیم.

610
00:37:12.061 --> 00:37:14.188
‫متاسفم که دیروقت باهاتون تماس می‌گیرم.

611
00:37:14.313 --> 00:37:16.524
‫امیدوارم دوشنبه اول وقت
‫این پیغام به دستتون برسه.

612
00:37:16.649 --> 00:37:19.610
‫ببینید، می‌خواستم بهتون زنگ بزنم چون...

613
00:37:19.694 --> 00:37:21.570
‫دوست دارم دوباره مصاحبه بدم.

614
00:37:21.696 --> 00:37:25.616
‫من اخیراً یکی از دوستانم رو از دست دادم

615
00:37:25.741 --> 00:37:27.910
‫و خیلی بهم سخت گذشته.

616
00:37:27.993 --> 00:37:32.081
‫پس اگه ممکنه هر چی سریع‌‌تر
‫ باهام تماس بگیرید...

617
00:37:32.206 --> 00:37:34.125
‫نمی‌خوام این فرصت رو از دست بدم...

618
00:37:34.208 --> 00:37:36.293
‫چون خیلی برام مهمه.

619
00:37:36.419 --> 00:37:40.172
‫پس لطفاً بهم زنگ بزنید. ممنونم.

620
00:37:55.771 --> 00:37:57.440
‫خدای من زاویر، حالت خوبه؟

621
00:37:57.523 --> 00:37:59.442
‫کمکم کن.

622
00:37:59.525 --> 00:38:00.609
‫زود باش.

623
00:38:01.735 --> 00:38:03.237
‫اینجاست! اندرسون اینجاست!

624
00:38:03.237 --> 00:38:05.990
‫آره فهمیدیم. باید بریم.

625
00:38:07.783 --> 00:38:09.952
‫تکون نخورید.

626
00:38:14.456 --> 00:38:16.167
‫صداتون درنیاد،

627
00:38:16.292 --> 00:38:18.002
‫وگرنه این صاف میره توی شاهرگش.

628
00:38:18.085 --> 00:38:19.128
‫نه نکن!

629
00:38:19.253 --> 00:38:20.838
‫من نمی‌خوام به کسی صدمه بزنم.

630
00:38:20.921 --> 00:38:22.798
‫فقط سوئیچ ماشینتون رو بدین به من.

631
00:38:28.429 --> 00:38:30.055
‫تمام.

632
00:38:31.724 --> 00:38:33.475
‫دنبالم نیاید.

633
00:38:39.231 --> 00:38:42.359
‫یعنی منتظر بودین که لحظه‌ی مرگمون

634
00:38:42.443 --> 00:38:44.570
‫کلید همه‌مون رو بگیرین؟

635
00:38:44.653 --> 00:38:45.988
‫و منتظر بودین که...

636
00:38:46.071 --> 00:38:47.489
‫یه نفر دیگه بمیره؟

637
00:38:47.489 --> 00:38:48.866
‫چند نفر دیگه باید می‌مردن...

638
00:38:48.991 --> 00:38:50.451
‫تا بفهمین آزمایشتون چی می‌شه...

639
00:38:50.576 --> 00:38:53.329
‫قبل این که حتی بذارین ما کمکتون کنیم؟
‫راستش رو بگو.

640
00:38:53.454 --> 00:38:55.372
‫خوبی؟

641
00:38:55.456 --> 00:38:58.167
‫آره داداش. خوبم.

642
00:38:58.375 --> 00:39:01.629
‫می‌دونی که اون داره این کارو
‫به خاطر تو می‌کنه آره؟

643
00:39:02.504 --> 00:39:05.090
‫چه کاریو؟

644
00:39:05.216 --> 00:39:10.054
‫به خاطر تو داره به این فکر می‌کنه
‫که تا ابد اینجا بمونه.

645
00:39:12.514 --> 00:39:14.141
‫واقعاً با این مشکلی نداری؟

646
00:39:20.314 --> 00:39:21.273
‫بیا.

647
00:39:21.398 --> 00:39:23.484
‫به خاطر من بود یا...

648
00:39:23.609 --> 00:39:25.194
‫حرفی زدم یا کاری کردم...

649
00:39:25.319 --> 00:39:28.322
‫که باعث شد نتونی به هیچکدوم از ما
‫اعتماد کنی؟

650
00:39:28.364 --> 00:39:29.156
‫نه.

651
00:39:29.323 --> 00:39:31.241
‫چارلی، هیچ ربطی به تو نداشت.

652
00:39:31.325 --> 00:39:32.660
‫هیچ ربطی.

653
00:39:32.785 --> 00:39:37.164
‫باشه. تو گفتی می‌خواستی جلوی
‫آقای مارتین رو بگیری درسته؟

654
00:39:37.289 --> 00:39:39.458
‫شب تولدت این اتفاق افتاد؟

655
00:39:39.500 --> 00:39:40.542
‫راندا صدای بحث کردنتون رو شنید.

656
00:39:40.584 --> 00:39:43.295
‫وقتی کادوش رو باز کردی به هم ریختی.

657
00:39:43.420 --> 00:39:47.967
‫اون کادو نبود. یه تهدید بود.

658
00:39:48.092 --> 00:39:50.511
‫اون می‌خواست بهم یادآوری کنه
‫که بعد این همه سال زحمت

659
00:39:50.594 --> 00:39:52.805
‫چی در خطره.

660
00:39:54.890 --> 00:39:57.226
‫اون شب فهمیدم نمی‌تونم راضیش کنم...

661
00:39:57.226 --> 00:39:59.311
‫که نقشه رو ول کنه.

662
00:39:59.436 --> 00:40:00.771
‫اما امیدوار بودم که راضی بشه...

663
00:40:00.896 --> 00:40:04.191
‫یه کم نقشه عوض بشه.

664
00:40:04.316 --> 00:40:06.944
‫راضیش کردم ذره ذره پیش بریم.

665
00:40:06.985 --> 00:40:09.363
‫به جای این که یه دفعه همه رو
‫توی زخم‌هاشون قرار بدیم،

666
00:40:09.530 --> 00:40:13.409
‫مثلاً من بیشتر و مدت طولانی‌تری...

667
00:40:13.534 --> 00:40:14.952
‫توی زخم خودم برم.

668
00:40:23.460 --> 00:40:27.798
‫ما بهتون گفتیم که من می‌خوام
‫عبور کنم تا چیزی لو نره.

669
00:40:27.881 --> 00:40:30.384
‫هر چیزی می‌تونست روی نتایجمون
‫تاثیر بذاره.

670
00:40:35.222 --> 00:40:36.432
‫مطمئن نیستم بتونم این کارو بکنم.

671
00:40:36.432 --> 00:40:38.225
‫اما بعد یه مدت،

672
00:40:38.308 --> 00:40:41.395
‫احساس کردم دیگه بخشی از آزمایش نیستم.

673
00:40:41.520 --> 00:40:43.647
‫احساس کردم یه زندانی‌ام.

674
00:40:43.772 --> 00:40:47.651
‫- نمی‌خوام برم! خواهش می‌کنم!
‫- می‌دونم. می‌دونم.

675
00:40:47.735 --> 00:40:48.819
‫انگار کل نقشه...

676
00:40:48.944 --> 00:40:51.238
‫قرار بود شکست بخوره...

677
00:40:51.321 --> 00:40:53.198
‫تا اون لحظه.

678
00:40:53.323 --> 00:40:55.242
‫آقای مارتین مطمئن بود که ذخیره‌ی انرژی من

679
00:40:55.325 --> 00:40:57.244
‫تاثیری روی حصار مدرسه نداشته،

680
00:40:57.369 --> 00:40:59.663
‫اما پرده‌ی بین زنده‌ها
‫ و مرده‌های داخل مدرسه رو

681
00:40:59.746 --> 00:41:03.167
‫خیلی نازک کرده بود.

682
00:41:16.555 --> 00:41:18.474
‫و بعد اون دیگه هیچی جلودارش نبود.

683
00:41:23.061 --> 00:41:25.856
‫یعنی می‌گی داوطلبانه رفتی اونجا؟

684
00:41:25.939 --> 00:41:27.149
‫آره.

685
00:41:28.192 --> 00:41:29.568
‫اولش.

686
00:41:31.153 --> 00:41:32.779
‫اما بعدش همه چی عوض شد.

687
00:41:33.947 --> 00:41:38.035
‫وقتی آقای مارتین فهمید
‫که یه جورایی داره جواب میده،

688
00:41:38.160 --> 00:41:40.370
‫احساس کردم دیگه راه خروجی نیست.

689
00:41:46.919 --> 00:41:49.254
‫تنها چیزی که...

690
00:41:49.338 --> 00:41:50.380
‫باعث می‌شد تحمل کنم...

691
00:41:50.422 --> 00:41:52.090
‫این بود که این بلا داره سر من میاد

692
00:41:52.090 --> 00:41:53.717
‫نه شماها.

693
00:41:54.718 --> 00:41:58.096
‫مسئولیت من بود. ایده‌ی من بود.

694
00:41:58.347 --> 00:41:59.389
‫و اونجا بودن من...

695
00:41:59.389 --> 00:42:01.433
‫به این معنی بود که شماها در امانید.

696
00:42:03.227 --> 00:42:04.645
‫و بعد...

697
00:42:04.728 --> 00:42:07.648
‫بعدش تو پیدات شد، مدی و من، من...

698
00:42:10.234 --> 00:42:12.694
‫نیاز داشتم برم بیرون.

699
00:42:12.778 --> 00:42:14.947
‫باشه، نمی‌خواستم به کسی صدمه بزنم!

700
00:42:15.030 --> 00:42:16.990
‫فقط نیاز داشتم برم بیرون!

701
00:42:23.622 --> 00:42:25.749
‫کلید رو بهش بده مدی.

702
00:42:29.294 --> 00:42:31.296
‫متاسفم که این اتفاق برات افتاده.

703
00:42:37.177 --> 00:42:41.348
‫می‌دونم الان نمی‌تونی برش داری
‫اما هر وقت آماده بودی اینجاست.

704
00:42:43.475 --> 00:42:46.436
‫پس وقتی جامونو عوض کنیم
‫می‌تونی بری توی زخمت.

705
00:42:48.146 --> 00:42:51.191
‫هنوزم فکر می‌کنی شانس عبور کردن دارم؟

706
00:42:52.234 --> 00:42:54.277
‫تنها راه خروج اینه ازش عبور کنی.

707
00:42:55.821 --> 00:42:56.947
‫حق داری که دیگه نخوای...

708
00:42:57.030 --> 00:42:58.115
‫برگردی اونجا.

709
00:42:58.240 --> 00:43:00.659
‫من اونجا بودم.
‫می‌دونم چقدر فاجعه‌ست.

710
00:43:00.784 --> 00:43:02.953
‫دیوارهای سوخته، اون آشوب.

711
00:43:03.036 --> 00:43:06.540
‫و اون زنه، اون کیه؟

712
00:43:06.623 --> 00:43:09.501
‫- کدوم زن؟
‫- نمی‌دونم.

713
00:43:09.584 --> 00:43:11.962
‫اون قطعاً مال زمان تو بود.

714
00:43:12.295 --> 00:43:13.839
‫و همه‌ش سعی می‌کرد با اشاره کردن به ساعت

715
00:43:13.880 --> 00:43:14.798
‫یه چیزی بهم بگه.

716
00:43:14.840 --> 00:43:18.385
‫نه، اونجا هیچ زن یا دیوار سوخته‌ای نبود.

717
00:43:18.427 --> 00:43:19.928
‫چیزهایی که داری توصیف می‌کنی
‫هیچکدومش آشنا نیست.

718
00:43:22.556 --> 00:43:25.017
‫اما زخم تو توی پناهگاه ضداتمیه آره؟

719
00:43:25.100 --> 00:43:27.102
‫همونجایی که آزمایشگاه شیمی قدیم سوخت؟

720
00:43:27.227 --> 00:43:28.311
‫جایی که مردی.

721
00:43:28.395 --> 00:43:29.646
‫آره.

722
00:43:31.481 --> 00:43:33.024
‫آقای مارتین هم همونجا مرد.

723
00:43:38.029 --> 00:43:40.073
‫صبر کن، تو...

724
00:43:40.157 --> 00:43:41.992
‫من نرفتم توی زخم جنت.

725
00:43:45.328 --> 00:43:47.831
‫اون زخم آقای مارتین بود.

726
00:43:47.956 --> 00:43:50.333
‫امکان نداره.

727
00:43:50.459 --> 00:43:51.668
‫شاید...

728
00:43:51.668 --> 00:43:53.044
‫باید بری.

729
00:43:53.128 --> 00:43:55.797
‫باید بری.

730
00:43:56.298 --> 00:43:58.467
‫شاید وقتی داشت منو کشون کشون می‌برد داخل

731
00:43:58.508 --> 00:44:01.261
‫ساعت مچیش دستش نبود.

732
00:44:01.261 --> 00:44:03.054
‫سوژه باید کلیدش همراهش باشه...

733
00:44:03.138 --> 00:44:05.348
‫تا در باز بشه.

734
00:44:05.474 --> 00:44:07.601
‫پس اگه اون کلید تو نیست...

735
00:44:12.022 --> 00:44:15.275
‫- کلید آقای مارتینه.
‫- خدای من.

736
00:44:18.111 --> 00:44:20.405
‫پس کلید جنت چیه؟

737
00:44:24.701 --> 00:44:26.536
‫ممکنه یه شخص باشه؟

738
00:44:33.877 --> 00:44:35.712
‫آره! آره! آنتنم اومد!

739
00:44:39.883 --> 00:44:41.551
‫- سلام؟ سلام.
‫- وای خدا رو شکر!

740
00:44:41.635 --> 00:44:43.136
‫- سلام منم!
‫- زاویر حالت خوبه؟

741
00:44:43.261 --> 00:44:44.429
‫کل شب سعی کردم بهت زنگ بزنم.

742
00:44:44.554 --> 00:44:47.098
‫سایمون! آره آره. خوبیم. تقریباً.

743
00:44:47.182 --> 00:44:48.808
‫اما گوش کن، اندرسون اینجا بود.

744
00:44:48.934 --> 00:44:50.352
‫حالتون خوبه؟

745
00:44:50.352 --> 00:44:51.770
‫اون ما رو تهدید کرد، داستانش مفصله،

746
00:44:51.895 --> 00:44:54.272
‫اما گمش کردیم و اون ماشین دیگو رو برد.

747
00:44:54.272 --> 00:44:55.148
‫لعنتی!

748
00:44:55.148 --> 00:44:56.316
‫آره لعنتی.

749
00:44:56.316 --> 00:44:58.151
‫حالا توی ناکجاآبادگرفتار شدیم.

750
00:44:58.276 --> 00:45:00.070
‫خیلی خب، فکر نکنم بتونم بیام دنبالتون.

751
00:45:00.195 --> 00:45:01.321
‫اگه برگرده اینجا چی؟

752
00:45:01.446 --> 00:45:02.405
‫لعنتی لعنتی، صبر کن، منظورت چیه...

753
00:45:02.489 --> 00:45:04.533
‫- که نمی‌تونی بیای دنبالمون؟
‫- سایمون!

754
00:45:04.658 --> 00:45:06.159
‫مدی برگشته؟ جواب داد؟

755
00:45:06.243 --> 00:45:09.162
‫نه نه، هنوز نه. داستانش مفصله.

756
00:45:09.204 --> 00:45:11.248
‫ببینید، من می‌خوام که شما...

757
00:45:11.331 --> 00:45:13.792
‫هر چی زودتر بیاید اینجا خب؟

758
00:45:13.917 --> 00:45:15.543
‫من باید به مدی بگم که گمش کردیم.

759
00:45:15.669 --> 00:45:17.295
‫باید به یه طریقی بیاید اینجا.

760
00:45:36.398 --> 00:45:37.232
‫سایمون؟

761
00:45:37.357 --> 00:45:38.483
‫مدی، باید حرف بزنیم.

762
00:45:38.566 --> 00:45:41.027
‫گوش کن، متاسفم.

763
00:45:41.027 --> 00:45:42.362
‫من واقعاً متاسفم.

764
00:45:42.445 --> 00:45:47.200
‫راستش آره، به خاطر والیه.

765
00:45:47.284 --> 00:45:48.702
‫اما فقط والی هم نیست.

766
00:45:48.743 --> 00:45:50.829
‫به خاطر همه‌ی اتفاقاتیه که اینجا افتاده.

767
00:45:50.912 --> 00:45:53.581
‫همه چیزهایی که من...
‫ما گذروندیم.

768
00:45:53.707 --> 00:45:55.000
‫می‌دونم درخواست‌های زیادی ازت کردم.

769
00:45:55.125 --> 00:45:56.334
‫اینو می‌دونم.

770
00:45:56.418 --> 00:45:58.628
‫اما نیاز دارم که آقای مارتین رو
‫برگردونی اینجا.

771
00:45:58.753 --> 00:46:00.130
‫اون کلیدِ جنته.

772
00:46:00.255 --> 00:46:02.007
‫جنت برای عبور کردن بهش نیاز داره.

773
00:46:02.132 --> 00:46:05.677
‫اگه بتونیم برش گردونیم اینجا
‫اون هم جسمم رو پس میده.

774
00:46:05.760 --> 00:46:07.887
‫ممکنه خیلی دیر شده باشه.

775
00:46:09.222 --> 00:46:16.229
‫«مترجم: فائزه شاهمرادی»

