1
00:00:05,680 --> 00:00:07,470
‫عزیزم، گوشی‌ام رو دیدی؟
‫الان دستم بود.

2
00:00:07,520 --> 00:00:09,080
‫اونجاست.

3
00:00:12,600 --> 00:00:14,910
‫- چند بار بهش گفتیم؟
‫- دیوونه‌ام می‌کنه.

4
00:00:14,960 --> 00:00:17,280
‫- بذارش توی ماشین ظرفشویی.
‫- فکر کنم اون مالِ دیشبه.

5
00:00:18,840 --> 00:00:20,430
‫مامان، پیراهن فوتبالم رو پیدا نمی‌کنم.

6
00:00:20,480 --> 00:00:22,430
‫عه، توی کمدت رو نگاه کردی؟

7
00:00:22,480 --> 00:00:25,790
‫- نه، اونجا نیست.
‫- یه پیشنهاد خفن: خشک‌کن رو چک کن.

8
00:00:25,840 --> 00:00:28,390
‫خب، غذات که تموم میشه، بعدش
‫می‌ذاریش داخل این جعبه کوچیکه.

9
00:00:28,440 --> 00:00:30,190
‫- آهان، پس این کارو می‌کنی.
‫- اسمش ماشین ظرفشوییه.

10
00:00:30,240 --> 00:00:31,280
‫- خیلی خنده‌داره.
‫- آره.

11
00:00:33,240 --> 00:00:36,590
‫نه. نه. حق نداری با مژه مصنوعی بری مدرسه.

12
00:00:36,640 --> 00:00:37,630
‫واسه سلامتیت خطر داره.

13
00:00:37,680 --> 00:00:39,350
‫خب چسبش خشک نشده.
‫ممکنه کور بشم.

14
00:00:39,400 --> 00:00:40,390
‫کور نمیشی. درشون بیار.

15
00:00:40,440 --> 00:00:41,790
‫صبحونه لطفاً. ممنون مامان.

16
00:00:41,840 --> 00:00:43,830
‫- باید یه لقمه صبحونه بخوری.
‫- آره، آره. می‌خورم.

17
00:00:43,880 --> 00:00:45,950
‫یه چیزی با خودم می‌برم.

18
00:00:46,000 --> 00:00:48,270
‫جدی میگم کیتی،
‫خواهش می‌کنم حتماً بخور.

19
00:00:48,320 --> 00:00:50,030
‫نمی‌خوام غرغرو باشم.
‫صبحونه بخور!

20
00:00:50,080 --> 00:00:51,160
‫غرغرو هستی.

21
00:00:53,400 --> 00:00:55,400
‫می‌دونی که اون چیزها توی مدرسه ممنوعه.

22
00:01:02,600 --> 00:01:05,430
‫- باید توی تنت خشک شه.
‫- اوه، وای!

23
00:01:05,480 --> 00:01:06,840
‫چه نصیحت خوبی، مامان!

24
00:01:27,040 --> 00:01:28,640
‫چرا همیشه همه چی رو قفل می‌کنی؟

25
00:01:29,720 --> 00:01:31,550
‫تا وقتی که مواد جابه‌جا نکنی مشکلی نیست.

26
00:01:31,600 --> 00:01:34,150
‫فکر می‌کنی چطوری این عمارت گُنده رو خریدم؟

27
00:01:34,200 --> 00:01:36,750
‫گمش نکنی.

28
00:01:36,800 --> 00:01:38,680
‫دوستت دارم.

29
00:01:43,320 --> 00:01:46,230
‫- خیلی خب، من دیگه باید برم.
‫- هی، تو.

30
00:01:46,280 --> 00:01:47,590
‫- این.
‫- اوه، ممنون.

31
00:01:47,640 --> 00:01:48,790
‫خب، این دفعه قضیه چیه، هان؟

32
00:01:48,840 --> 00:01:51,990
‫یه جگوارِ کروک توی مونته‌کارلو
‫یا یه مسجد توی استانبول یا...؟

33
00:01:52,040 --> 00:01:55,200
‫خیلی خندیدم. خداحافظ، بچه‌ها!
‫بچه‌های خوبی باشید.

34
00:01:56,200 --> 00:01:57,470
‫جذاب شدی! دلم واست تنگ میشه.

35
00:01:57,520 --> 00:01:58,830
‫مژه‌ها رو در بیار، همین الان!

36
00:01:58,880 --> 00:02:00,230
‫- درشون آوردم!
‫- خداحافظ.

37
00:02:00,280 --> 00:02:02,360
‫- دوستت دارم.
‫- دوستت دارم.

38
00:02:54,920 --> 00:02:58,190
‫آسمون صافه. اکو الان توی سیگارفروشیه.

39
00:02:58,240 --> 00:03:01,670
‫خب، واست یکم مربای گلابی خاردار گرفتم.

40
00:03:01,720 --> 00:03:03,270
‫گفتی یه چیزِ مالتی می‌خوای.

41
00:03:03,320 --> 00:03:04,550
‫نیروی متخاصمی در منطقه نیست.

42
00:03:04,600 --> 00:03:06,630
‫خب، یا این بود یا نوشیدنی کاکتوس.

43
00:03:06,680 --> 00:03:09,190
‫وقتی از سیگارفروشی خارج بشه
‫زیر نظرش داریم.

44
00:03:09,240 --> 00:03:10,760
‫آره، فکر نکنم.

45
00:03:11,280 --> 00:03:14,640
‫[مالت - سنگلیا]

46
00:03:45,360 --> 00:03:47,840
‫اکو در مسیر توافق شده رؤیت شد.

47
00:03:51,080 --> 00:03:53,640
‫دوربین‌های مداربسته‌ی کلیسا
‫همه پاک هستن.

48
00:03:54,840 --> 00:03:57,880
‫خیلی خب. بعداً بهت زنگ می‌زنم.

49
00:03:58,920 --> 00:04:00,040
‫خداحافظ.

50
00:04:26,760 --> 00:04:30,200
‫[سلیطه‌ی ساده]

51
00:05:04,040 --> 00:05:07,320
‫- کلیسای قشنگیه، نه؟
‫- خیلی قشنگه.

52
00:05:10,280 --> 00:05:11,720
‫سیگارها رو آوردی؟

53
00:05:24,960 --> 00:05:27,950
‫۲۰۰ ساعت عمر باتری داره.

54
00:05:28,000 --> 00:05:29,830
‫شست دست راستت رو بذار اینجا.

55
00:05:29,880 --> 00:05:31,800
‫فقط برای خودت کار می‌کنه.

56
00:05:36,560 --> 00:05:38,080
‫باتری یدکی اینجاست.

57
00:05:39,440 --> 00:05:41,720
‫اگه لازم شد یکی بندازی توش،
‫بهت پیام می‌دیم.

58
00:05:43,400 --> 00:05:45,360
‫خب، توی ویلا چه خبرهایی هست؟

59
00:05:46,760 --> 00:05:48,230
‫چیز زیادی نیست.

60
00:05:48,280 --> 00:05:50,360
‫ایگور تمام روز پشت تلفنه.

61
00:05:53,480 --> 00:05:54,920
‫در مورد میخائیل حق با من بود.

62
00:05:56,080 --> 00:05:58,080
‫یه چیزی بین اون و متی هست.

63
00:05:59,120 --> 00:06:02,150
‫- دستیار شخصی‌اش؟
‫- هوم.

64
00:06:02,200 --> 00:06:03,400
‫زیر نظرشون داشتم.

65
00:06:05,480 --> 00:06:07,000
‫کارت عالیه، لنا.

66
00:06:09,200 --> 00:06:10,480
‫برادرم چطوره؟

67
00:06:12,600 --> 00:06:14,840
‫همین روزها به مرز منتقلش می‌کنیم.

68
00:06:16,160 --> 00:06:19,390
‫این راه نجات اون و توئه.

69
00:06:19,440 --> 00:06:20,800
‫فقط روی همین تمرکز کن.

70
00:06:22,120 --> 00:06:23,630
‫ایگور دوست داره لاف بزنه،

71
00:06:23,680 --> 00:06:26,280
‫و ما می‌خوایم از عملیات‌های مسکو
‫در اروپا خبر داشته باشیم.

72
00:06:27,400 --> 00:06:28,800
‫ایگور من رو عصبی می‌کنه.

73
00:06:30,800 --> 00:06:32,630
‫اون با خانواده‌اش اومده تعطیلات.

74
00:06:32,680 --> 00:06:35,080
‫هیچ دلیلی نداره به چیزی شک کنه.

75
00:06:47,560 --> 00:06:48,640
‫باید بری.

76
00:06:50,120 --> 00:06:51,320
‫خوبیم؟

77
00:06:53,400 --> 00:06:54,680
‫خوبیم.

78
00:07:26,760 --> 00:07:27,880
‫سلام.

79
00:07:50,920 --> 00:07:52,280
‫داره از ماشین پیاده میشه.

80
00:08:05,800 --> 00:08:07,240
‫رفت داخل ویلا.

81
00:08:35,440 --> 00:08:38,190
‫من برگشتم.

82
00:08:38,240 --> 00:08:40,990
‫ساندرو، وقتشه جمعش کنی.

83
00:08:41,040 --> 00:08:42,830
‫باید اژدها رو بکشم.

84
00:08:42,880 --> 00:08:44,590
‫پس اینا رو نمی‌خوای، نه؟

85
00:08:44,640 --> 00:08:46,470
‫آره!

86
00:08:46,520 --> 00:08:47,950
‫همون‌طور که دوست داری.
‫ممنون، متی.

87
00:08:48,000 --> 00:08:50,000
‫خواهش می‌کنم.

88
00:08:59,200 --> 00:09:00,670
‫سیگارهات، ایگور ویکتوروویچ.

89
00:09:00,720 --> 00:09:02,720
‫ممنون، لنا. لطف کردی.

90
00:09:02,840 --> 00:09:05,270
‫بچه‌ها، همه‌مون باید انگلیسی حرف بزنیم،
‫حتی توی تعطیلات.

91
00:09:05,320 --> 00:09:07,350
‫باید یاد بگیره.

92
00:09:07,400 --> 00:09:10,990
‫- میخ. من میرم برای ماساژ.
‫- به این زودی؟

93
00:09:11,040 --> 00:09:12,910
‫آلوئه‌ورات رو گرفتم.

94
00:09:12,960 --> 00:09:15,230
‫تو فرشته‌ای. ممنون.

95
00:09:15,280 --> 00:09:17,590
‫لطفاً مطمئن شو ساندرو
‫همه‌ی تکالیف فرانسه‌اش رو انجام بده.

96
00:09:17,640 --> 00:09:19,910
‫- حتماً.
‫- شلوغ نکن.

97
00:09:19,960 --> 00:09:21,240
‫پدربزرگ هم باید کار کنه.

98
00:09:21,840 --> 00:09:22,880
‫مطمئن شو همه‌شون پاک باشن.

99
00:09:22,920 --> 00:09:24,120
‫حرف مادرت رو شنیدی؟

100
00:09:25,200 --> 00:09:26,870
‫- هیچ بهانه‌ای قبول نیست.
‫- آلور؟

101
00:09:26,920 --> 00:09:28,830
‫درس فرانسه، هان؟

102
00:09:28,880 --> 00:09:31,280
‫♪ اُ له مَن، پو دو لَپَن... ♪

103
00:09:35,840 --> 00:09:39,160
‫- چرا باید فرانسه یاد بگیرم؟
‫- فرانسه و انگلیسی.

104
00:09:42,640 --> 00:09:46,830
‫خب، انگلیسی از فرانسه جهانی‌تره،

105
00:09:46,880 --> 00:09:49,510
‫پس چرا باید فرانسه یاد بگیرم؟

106
00:09:49,560 --> 00:09:52,440
‫خب... دیگه چه دلیلی می‌تونه داشته باشه؟

107
00:09:53,760 --> 00:09:57,270
‫شاید اگه یه روزی رفتیم فرانسه.

108
00:09:57,320 --> 00:10:00,630
‫ولی ما که قرار نیست بریم فرانسه.

109
00:10:00,680 --> 00:10:02,880
‫- صبر کن.
‫- چرا می‌خوای یاد بگیرم؟

110
00:10:36,240 --> 00:10:38,680
‫مرکز مسکو، ارتباط زنده از مالت.

111
00:11:00,280 --> 00:11:02,120
‫[تقاطع خیابان داونینگ و وایت‌هال]

112
00:11:03,480 --> 00:11:06,640
‫[لندن - وست‌مینستر]

113
00:11:11,320 --> 00:11:13,000
‫خیلی خوش‌تیپ شدی.

114
00:11:14,920 --> 00:11:16,920
‫حس می‌کنم سزارم که داره میره سنا.

115
00:11:18,320 --> 00:11:21,200
‫می‌دونی چند بار بهش خنجر زدن؟
‫۲۳ بار.

116
00:11:22,720 --> 00:11:24,960
‫همون تعداد وزیرهایی که
‫توی کابینه‌ی من هستن.

117
00:11:32,920 --> 00:11:34,590
‫رایان قطعاً درز اطلاعات داره.

118
00:11:34,640 --> 00:11:36,630
‫باور کن، یا اقلاً ملیسا داره.

119
00:11:36,680 --> 00:11:38,590
‫مگه مشاورهای ویژه برای همین نیستن؟

120
00:11:38,640 --> 00:11:39,670
‫ببخشید، وزیر،

121
00:11:39,720 --> 00:11:42,790
‫این اتهام خیلی بی‌شرمانه‌ایه که می‌زنی،
‫خیلی ممنون.

122
00:11:42,840 --> 00:11:44,070
‫خب، گوش کن.

123
00:11:44,120 --> 00:11:47,390
‫اگه رایان سرِ قایق‌های کوچیک
‫تند رفت، مهارش کن.

124
00:11:47,440 --> 00:11:49,630
‫باید دست از دخالت توی کارت برداره، خب؟

125
00:11:49,680 --> 00:11:51,350
‫می‌دونی که عاشق نقش بازی کردن برای عوامه.

126
00:11:51,400 --> 00:11:53,550
‫ولی محض رضای خدا تو وزیر کشوری.

127
00:11:53,600 --> 00:11:56,830
‫- این حوزه‌ی توئه، نه اون.
‫- این رو به نخست‌وزیر بگو.

128
00:11:56,880 --> 00:11:58,190
‫اون میذاره رایان هر کاری می‌خواد بکنه.

129
00:11:58,240 --> 00:12:00,390
‫آره، ولی خب فقط به خاطر اینه که
‫محبوبه، مگه نه؟

130
00:12:00,440 --> 00:12:02,110
‫یعنی، ببین، آنتونی عزیز، خدا خیرش بده،

131
00:12:02,160 --> 00:12:05,350
‫هیچوقت هنرِ روابط عمومی رو
‫یاد نگرفت، مگه نه؟

132
00:12:05,400 --> 00:12:07,720
‫خیلی سنّتیه. واسه همین بهش اعتماد دارم.

133
00:12:08,960 --> 00:12:11,760
‫باور کن، این‌طوری نیست...
‫براش نتیجه‌ی عکس میده، خب؟

134
00:12:23,400 --> 00:12:26,430
‫من درخواست یه جلسه دوجانبه با فرانسوی‌ها
‫توی لیسبون رو دادم، آنتونی.

135
00:12:26,480 --> 00:12:28,070
‫می‌خوای قضیه‌ی دووِر رو مطرح کنم؟

136
00:12:28,120 --> 00:12:31,000
‫البته نه این‌که با خاک یکسانش کنیم،
‫هرچند وسوسه‌انگیزه.

137
00:12:32,960 --> 00:12:34,920
‫- ایموجین.
‫- نخست‌وزیر.

138
00:12:36,920 --> 00:12:37,960
‫ممنون، رایان.

139
00:12:39,200 --> 00:12:41,120
‫خب. بریم سر کارمون.

140
00:12:43,880 --> 00:12:46,790
‫من مسئول تمام عملیات‌های خارجی هستم.

141
00:12:46,840 --> 00:12:48,870
‫یه هفته‌ست شروع شده
‫و من الان باید بفهمم؟

142
00:12:48,920 --> 00:12:51,670
‫مدیر بخش روسیه استقلال عملیاتی داره.

143
00:12:51,720 --> 00:12:53,030
‫این رو از خودت یاد گرفتم، زک.

144
00:12:53,080 --> 00:12:55,230
‫نه وقتی که دارم خبرِ عملیات‌هات رو

145
00:12:55,280 --> 00:12:56,830
‫از بخش حسابداری می‌شنوم.

146
00:12:56,880 --> 00:13:00,230
‫فرستادن جاسوس کنار رئیس اونا
‫همیشه واسه ما یه هدف طلایی بود.

147
00:13:00,280 --> 00:13:02,470
‫قبول دارم، ولی الان،

148
00:13:02,520 --> 00:13:04,790
‫مالت منطقه‌ی قرمزه،
‫مرکز الیگارش‌هاست.

149
00:13:04,840 --> 00:13:06,070
‫خودت هم گفتی.

150
00:13:06,120 --> 00:13:09,270
‫داری علیه رئیس اطلاعات روسیه
‫عملیات اجرا می‌کنی

151
00:13:09,320 --> 00:13:10,750
‫اونم وقتی که توی تعطیلاته،

152
00:13:10,800 --> 00:13:13,030
‫که از نظر اونا خیلی تحریک‌آمیزه.

153
00:13:13,080 --> 00:13:16,270
‫- اگه ایگور دستِ مأمورت رو بخونه...
‫- نمی‌خونه.

154
00:13:16,320 --> 00:13:18,510
‫و اطلاعاتی که ممکنه به دست بیاد،
‫به ریسکش می‌ارزه.

155
00:13:18,560 --> 00:13:20,080
‫ممکنه؟

156
00:13:22,480 --> 00:13:25,070
‫نمی‌تونی همیشه انقدر بهش بستنی بدی.

157
00:13:25,120 --> 00:13:27,710
‫مثلاً چی می‌خوای؟
‫بچه سوسول بار بیاد یا چی؟

158
00:13:27,760 --> 00:13:28,950
‫توی تعطیلاته.

159
00:13:29,000 --> 00:13:31,350
‫بیخیال، اشکالی نداره.

160
00:13:31,400 --> 00:13:33,310
‫اگه پسر خوبی باشی،
‫می‌تونی بستنی بخوری.

161
00:13:33,360 --> 00:13:36,110
‫واسه توجیه همچین عملیاتی،

162
00:13:36,160 --> 00:13:39,320
‫ایگور باید اطلاعات سطح بالا رو
‫با پسرش رد و بدل کنه.

163
00:13:42,120 --> 00:13:43,640
‫اصلاً مأمورت اونجا کی هست؟

164
00:13:45,560 --> 00:13:47,630
‫پرستار روسِ بچه‌های میخائیل بورودینه.

165
00:13:47,680 --> 00:13:49,870
‫- کی هست حالا؟
‫- یتیمه.

166
00:13:49,920 --> 00:13:53,150
‫داره از ترس سکته می‌کنه که
‫برادر کوچیکش قراره بره سربازی اجباری.

167
00:13:53,200 --> 00:13:55,750
‫بهشون راهی برای فرار پیشنهاد دادم.

168
00:13:55,800 --> 00:13:57,470
‫یه راه خیلی خطرناک.

169
00:13:57,520 --> 00:14:00,870
‫فقط می‌تونم بگم که بهتره
‫ارزشش رو داشته باشه.

170
00:14:00,920 --> 00:14:04,240
‫اگه چیزی دستگیرمون نشه،
‫تا سه روز دیگه عملیات رو متوقف می‌کنم.

171
00:14:12,800 --> 00:14:14,550
‫گاس چطوره؟ اوضاعش چطوره؟

172
00:14:14,600 --> 00:14:16,910
‫خب، بیچاره کنار گذاشته شده.

173
00:14:16,960 --> 00:14:19,710
‫اوه. چرا باید این کارو بکنن؟
‫چرا کنارش گذاشتن؟

174
00:14:19,760 --> 00:14:21,870
‫فکر می‌کردم اون یکی
‫از بهترین بازیکن‌های تیمه.

175
00:14:21,920 --> 00:14:23,950
‫می‌دونم. شاید یکم اغراق کردم.

176
00:14:24,000 --> 00:14:25,830
‫بیخیال، این حق ویژه‌ی هر پدریه.

177
00:14:25,880 --> 00:14:27,080
‫ایگور یه مهمون داره.

178
00:14:31,160 --> 00:14:33,310
‫- اونجا شلوغ به نظر میاد.
‫- آره، باید برم.

179
00:14:33,360 --> 00:14:34,560
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم.

180
00:14:35,840 --> 00:14:37,200
‫باشه، فعلاً.

181
00:14:45,040 --> 00:14:47,760
‫خب، یه نفر تازه رسیده.

182
00:15:20,720 --> 00:15:21,760
‫برش گردون عقب.

183
00:15:29,560 --> 00:15:30,760
‫دوباره.

184
00:15:36,360 --> 00:15:37,750
‫فکر کنم اون کریل مارکوف باشه.

185
00:15:37,800 --> 00:15:40,430
‫یا خدا.

186
00:15:40,480 --> 00:15:42,550
‫فکر می‌کنی اومده در مورد
‫عملیات‌های بریتانیا حرف بزنه؟

187
00:15:42,600 --> 00:15:43,830
‫این تنها چیزیه که روش کار کرده.

188
00:15:43,880 --> 00:15:45,110
‫اون برای تعطیلات نیومده.

189
00:15:45,160 --> 00:15:46,880
‫حتماً یه سری اطلاعات از لندن آورده.

190
00:15:48,680 --> 00:15:50,160
‫آدمِ بی‌رحم و پست‌فطرتیه.

191
00:15:55,040 --> 00:15:57,960
‫کریل!

192
00:16:00,600 --> 00:16:02,160
‫زنت انگلیسی رو ترجیح میده.

193
00:16:02,520 --> 00:16:04,040
‫پوستِ برنزه‌ات کو، هان؟

194
00:16:04,400 --> 00:16:06,950
‫باید از فنلاند بزنی بیرون.
‫داری شبیه اروپایی‌ها میشی.

195
00:16:07,000 --> 00:16:08,670
‫خب، ببین، این باید مایه‌ی آرامش باشه

196
00:16:08,720 --> 00:16:10,670
‫بعد از اون فضای دلگیر مسکو، هان؟

197
00:16:10,720 --> 00:16:12,950
‫- هوای قشنگیه.
‫- بذار واست یه نوشیدنی بیارم، هان؟

198
00:16:13,000 --> 00:16:15,270
‫بیا بریم.
‫اینجا رو بهت نشون دادن؟

199
00:16:15,320 --> 00:16:18,870
‫- آره.
‫- خونه‌ی مهمون اینجا رو دیدی؟

200
00:16:18,920 --> 00:16:20,520
‫پدرم پارسال ساختش.

201
00:16:22,560 --> 00:16:24,560
‫از محدوده خارج شدن.

202
00:16:29,360 --> 00:16:31,350
‫خب، جعبه‌ی سیگار دوباره داره حرکت می‌کنه.

203
00:16:31,400 --> 00:16:32,990
‫اون تعطیلات توی مولداوی رو یادته؟

204
00:16:33,040 --> 00:16:36,320
‫آره، واقعاً خاص بود.
‫من هیچوقت... اوه، لنا.

205
00:16:37,480 --> 00:16:38,680
‫لنا.

206
00:16:41,120 --> 00:16:44,910
‫لنوچکا، این کریل مارکوفه.

207
00:16:44,960 --> 00:16:46,270
‫دوست نزدیک خانواده‌ست.

208
00:16:46,320 --> 00:16:49,190
‫کریل، این پرستار بچه‌مونه، لنا.

209
00:16:49,240 --> 00:16:52,520
‫- خوشوقتم، آقای مارکوف.
‫- کریل صدام کن. باعث افتخارمه.

210
00:16:53,600 --> 00:16:55,790
‫اون حدود دو ساله برای ما کار می‌کنه.

211
00:16:55,840 --> 00:16:59,030
‫- فنلاندی رو روان صحبت می‌کنه.
‫- کریل.

212
00:16:59,080 --> 00:17:01,350
‫- یه سیگار می‌خوای؟
‫- چرا که نه.

213
00:17:01,400 --> 00:17:03,560
‫می‌تونی بری عزیزم. ممنون.

214
00:17:04,600 --> 00:17:06,550
‫میخائیل، میشه یه نوشیدنی بهم بدی، لطفاً؟

215
00:17:06,600 --> 00:17:08,430
‫این سیگارها رو وزارت‌خونه می‌خره

216
00:17:08,480 --> 00:17:10,760
‫تا پدرم رو خوشحال نگه داره.

217
00:17:13,600 --> 00:17:16,670
‫- عه، نفس بکش.
‫- غذای مکزیکی گرفتم.

218
00:17:16,720 --> 00:17:19,230
‫- اوه، آره!
‫- گشنمه.

219
00:17:19,280 --> 00:17:23,270
‫خب، ایرینا رفته بخوابه،
‫و مردها یه بطری رو تموم کردن.

220
00:17:23,320 --> 00:17:25,270
‫- نوشابه یا آبمیوه؟
‫- جفتش.

221
00:17:25,320 --> 00:17:26,670
‫ایگور پُز نوشیدنی‌هاش رو میده.

222
00:17:26,720 --> 00:17:28,070
‫آره، خوبه.

223
00:17:28,120 --> 00:17:30,390
‫اونا رو راحت‌تر می‌کنه.
‫گپشون درباره‌ی چیه؟

224
00:17:30,440 --> 00:17:32,830
‫خب، یه نفر یه جایی سرطان گرفته.

225
00:17:32,880 --> 00:17:34,470
‫از بین خودشون؟

226
00:17:34,520 --> 00:17:37,390
‫نه، انگار یه سیاستمداره.

227
00:17:37,440 --> 00:17:39,040
‫بذار روی اسپیکر. آره.

228
00:17:40,520 --> 00:17:42,640
‫فکر می‌کنیم این هفته استعفا میده.

229
00:17:43,720 --> 00:17:46,480
‫سرطانِ پانکراسه. وقتِ زیادی نداره.

230
00:17:47,640 --> 00:17:51,040
‫مرگِ خیلی بد و رقت‌انگیزیه،
‫حتی واسه یه بریتانیایی.

231
00:17:52,120 --> 00:17:53,520
‫خوبه...

232
00:17:53,640 --> 00:17:55,040
‫برنده می‌شیم؟

233
00:17:56,680 --> 00:17:58,440
‫مُهره‌مون توی موقعیت برتر قرار می‌گیره.

234
00:17:58,480 --> 00:18:00,560
‫وقتی اون بمیره

235
00:18:00,600 --> 00:18:02,440
‫دست به کار می‌شیم.

236
00:18:02,480 --> 00:18:04,350
‫واسه امشب کافیه دیگه.

237
00:18:04,400 --> 00:18:06,480
‫فردا صبح زود با مول تماس دارم.

238
00:18:06,560 --> 00:18:09,680
‫مول، شب‌پره. منظورش پوتینه.
‫دوباره پخشش کن.

239
00:18:12,960 --> 00:18:15,920
‫سرطانِ پانکراسه. وقتِ زیادی نداره.

240
00:18:16,160 --> 00:18:19,840
‫مرگِ خیلی بد و رقت‌انگیزیه،
‫حتی واسه یه بریتانیایی.

241
00:18:20,040 --> 00:18:25,080
‫خب، کدوم بدبختی توی کابینه‌مون
‫سرطان پانکراس داره؟

242
00:18:26,400 --> 00:18:28,440
‫یکی از مقامات ارشد،
‫یا کسی که در رأس قدرته.

243
00:18:29,520 --> 00:18:32,510
‫اگه آنتونی فلچر سرطان داشت،
‫نباید تا حالا می‌فهمیدیم؟

244
00:18:32,560 --> 00:18:34,750
‫- چیزی توی وایت‌هال زیاد مخفی نمی‌مونه.
‫- نه.

245
00:18:34,800 --> 00:18:38,630
‫مگر این‌که این قضیه
‫یکم برنامه‌ریزی‌شده باشه.

246
00:18:38,680 --> 00:18:41,710
‫سه روز مونده به پایان عملیات،
‫و مسکو ناگهان به ما

247
00:18:41,760 --> 00:18:43,510
‫کودتای اطلاعاتی قرن رو تحویل میده؟

248
00:18:43,560 --> 00:18:46,800
‫چطور ممکنه خبر داشته باشن که گوش می‌دیم؟
‫امنیت ما بی‌نقص بود.

249
00:18:47,840 --> 00:18:49,750
‫باید برگردیم لندن و بذاریمش جلوی زک.

250
00:18:49,800 --> 00:18:51,080
‫- لعنتی.
‫- موفق باشی.

251
00:18:52,120 --> 00:18:53,990
‫چقدر از باتری مونده؟

252
00:18:54,040 --> 00:18:56,480
‫حدود یه روز، نهایتش.

253
00:18:58,480 --> 00:19:01,750
‫داری به چی فکر می‌کنی؟
‫می‌خوای به اِکو بگی عوضش کنه؟

254
00:19:01,800 --> 00:19:04,520
‫وقتی کریل اونجاست
‫خیلی خطرناک‌تره.

255
00:19:07,080 --> 00:19:09,560
‫بذار ببینیم اوضاع چطور پیش میره،
‫بعد تصمیم می‌گیرم.

256
00:19:11,240 --> 00:19:12,640
‫الان ریسکش خیلی بیشتر شده.

257
00:19:14,200 --> 00:19:15,920
‫برای قانع کردن زک،
‫مدرک بیشتری لازم داریم.

258
00:19:47,480 --> 00:19:48,600
‫صبح بخیر.

259
00:20:04,540 --> 00:20:14,540
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

260
00:20:30,480 --> 00:20:33,670
‫- خیلی زوده، حتی برای تو.
‫- خب، امروز روز مهمیه.

261
00:20:33,720 --> 00:20:36,070
‫اگه این درست باشه،
‫عملیات دهه میشه.

262
00:20:36,120 --> 00:20:38,670
‫امیدوارم. فکر نمی‌کنم
‫زک از غافلگیری خوشش بیاد.

263
00:20:38,720 --> 00:20:42,040
‫آره، یا از ستاره‌های نوظهور.
‫موفق باشی!

264
00:20:46,640 --> 00:20:47,880
‫نه.

265
00:20:50,480 --> 00:20:52,480
‫لعنتی، نه!

266
00:20:55,520 --> 00:20:59,390
‫متأسفم، کیت، ولی به نظرم
‫این یه بازی کلاسیک از طرف مسکوئه.

267
00:20:59,440 --> 00:21:02,270
‫هیچ مدرکی نداریم که اونا بدونن
‫ما توی ویلا شنود گذاشتیم.

268
00:21:02,320 --> 00:21:04,310
‫هشت ماه وقت گذاشتیم
‫که این رو ترتیب بدیم.

269
00:21:04,360 --> 00:21:07,150
‫- امنیت ما بی‌نقص بود.
‫- باورت دارم.

270
00:21:07,200 --> 00:21:11,630
‫ولی روسیه طعمه‌هایی مثل این رو
‫برای هر آژانس غربی کار گذاشته.

271
00:21:11,680 --> 00:21:13,670
‫من فقط سعی دارم حقایق رو دنبال کنم، زک.

272
00:21:13,720 --> 00:21:16,360
‫که شاید واقعاً اطلاعات غلط باشن.

273
00:21:18,280 --> 00:21:23,510
‫ایگور و کریل مارکوف تو رو گیر میندازن
‫و این فکر رو تو مغزت می‌کارن

274
00:21:23,560 --> 00:21:27,750
‫که یه جاسوس توی بالاترین سطح
‫سیستم سیاسی بریتانیا دارن.

275
00:21:27,800 --> 00:21:30,830
‫ما ده سال آینده رو صرف
‫دنبال کردن یه روح می‌کنیم.

276
00:21:30,880 --> 00:21:33,230
‫یا این‌که واقعیه و ما تازه خبردار شدیم.

277
00:21:33,280 --> 00:21:36,360
‫نماینده‌های مجلس هدف‌های راحتی
‫برای به دام انداختن هستن.

278
00:21:37,600 --> 00:21:41,150
‫خب، عجب جمله‌ای برای حضورِ بعدی
‫سی توی کمیته‌ی منتخبه.

279
00:21:41,200 --> 00:21:44,990
‫مطمئنم از این‌که به وزیر امور خارجه،
‫یعنی رئیسِ ما بگه

280
00:21:45,040 --> 00:21:48,240
‫که اون یکی از افراد مظنون
‫به جاسوسی برای روسیه‌ست.

281
00:21:49,280 --> 00:21:52,070
‫ببین، احتیاطت رو درک می‌کنم.

282
00:21:52,120 --> 00:21:54,230
‫می‌دونم وقتی رئیس بخش من بودی
‫چطور بازی خوردی.

283
00:21:54,280 --> 00:21:57,390
‫هرکی که مسئول مأمور مخفی بوده بازی خورده.

284
00:21:57,440 --> 00:22:00,360
‫و نمی‌خوام همون اتفاق برای تو بیفته.

285
00:22:01,400 --> 00:22:03,520
‫واسه همین الان توی این دفترم.

286
00:22:05,480 --> 00:22:09,190
‫نمی‌تونیم مستقیم از نخست‌وزیر بپرسیم
‫که مریضه یا نه و قضیه رو تموم کنیم؟

287
00:22:09,240 --> 00:22:13,110
‫حتماً. «شنیدیم داری می‌میری، آنتونی.
‫میشه تأییدش کنی؟»

288
00:22:13,160 --> 00:22:15,790
‫خب، مجبورم اصرار کنم
‫که اطلاعات خام از مالت

289
00:22:15,840 --> 00:22:17,590
‫بره توی گزارش شبانه‌ی نخست‌وزیر.

290
00:22:17,640 --> 00:22:19,040
‫- اون تصمیم سی‌ــه.
‫- آره، می‌دونم.

291
00:22:19,800 --> 00:22:23,110
‫ولی اگه این اطلاعات غلط باشه،
‫نخست‌وزیر نباید ازش باخبر بشه؟

292
00:22:23,160 --> 00:22:26,360
‫نقشه‌ی ماهرانه‌ایه.
‫به زودی جنگجوی وایت‌هال میشی.

293
00:22:27,640 --> 00:22:30,990
‫با رز هماهنگ شو
‫و امنیتت رو مرور کن.

294
00:22:31,040 --> 00:22:33,270
‫گزارش کاملت رو تا ۴۸ ساعت دیگه می‌خوام.

295
00:22:33,320 --> 00:22:35,550
‫بعدش عملیات باید جمع بشه.

296
00:22:35,600 --> 00:22:39,350
‫اگه لو رفته باشی یا دخترت
‫توی مالت فریبت داده باشه...

297
00:22:39,400 --> 00:22:42,920
‫اکو ما رو فریب نداده.
‫من مأمورم رو می‌شناسم.

298
00:22:45,160 --> 00:22:47,960
‫جولی رو بذار اونجا
‫که مراقبش باشه.

299
00:22:49,280 --> 00:22:51,750
‫تا وقتی سه‌باره منابعت رو چک نکردی،

300
00:22:51,800 --> 00:22:55,400
‫هیچ تحقیق سیاسی
‫داخل خاک خودی انجام نده.

301
00:22:57,400 --> 00:22:58,520
مفهومه؟

302
00:23:00,280 --> 00:23:01,520
‫مفهومه.

303
00:23:05,680 --> 00:23:06,670
‫لعنتی!

304
00:23:06,720 --> 00:23:10,670
‫۴۸ ساعت؟ چه سخاوتمندانه.

305
00:23:10,720 --> 00:23:13,990
‫خب، همه‌مون می‌دونیم
‫چقدر دنبال پُست سی‌ـه.

306
00:23:14,040 --> 00:23:16,070
‫اولین رئیس مسلمانِ ام‌آی‌۶.

307
00:23:16,120 --> 00:23:18,710
‫با این حال، رز، خیلی سنگ‌اندازی می‌کنه.

308
00:23:18,760 --> 00:23:22,550
‫زک همیشه حس کرده دنیا علیه‌شه،
‫البته بی‌دلیل هم نیست.

309
00:23:22,600 --> 00:23:24,510
‫خب، اگه بخوام معطلش کنم،

310
00:23:24,560 --> 00:23:26,670
‫فقط بهونه می‌گیره و قشقرق راه میندازه.

311
00:23:26,720 --> 00:23:28,280
‫پس باید زمان بیشتری بخریم.

312
00:23:30,000 --> 00:23:33,470
‫خیلی خب، گزارشت رو بنویس،
‫اول برای من بفرستش.

313
00:23:33,520 --> 00:23:34,910
‫به عنوان رئیس امنیت، سرم شلوغه،

314
00:23:34,960 --> 00:23:37,990
‫پس تا مثلاً سه روز دیگه
‫نمی‌تونم بهت جواب بدم، باشه؟

315
00:23:38,040 --> 00:23:40,990
‫بعدش هم یکی دو روز دیگه لازم دارم
‫تا خلاصه‌اش کنم.

316
00:23:41,040 --> 00:23:44,670
‫می‌خوام نظرِ کارشناسی افسر امنیتی رو
‫اون‌طور که شایسته‌ست بررسی کنم.

317
00:23:44,720 --> 00:23:47,960
‫این‌طوری حدود یه هفته وقت داری
‫تا اطلاعاتت رو تأیید کنی.

318
00:23:49,200 --> 00:23:51,120
‫ممنون رُز. خوبه.

319
00:23:52,240 --> 00:23:55,030
‫اوه، می‌تونی با آدم‌هات
‫توی مسکو صحبت کنی

320
00:23:55,080 --> 00:23:58,230
‫که کارهای برادرِ اکو رو انجام بدن؟

321
00:23:58,280 --> 00:24:01,190
‫فکر کنم لازمه زودتر از اونی که فکر می‌کردیم
‫عملیات خروجش رو شروع کنیم.

322
00:24:01,240 --> 00:24:04,520
‫می‌تونم، اما زک باید تأییدش کنه.

323
00:24:05,680 --> 00:24:07,670
‫سعی می‌کنم جادوم رو به کار بگیرم.

324
00:24:07,720 --> 00:24:10,200
‫مثل همیشه... بهت مدیونم.

325
00:24:14,040 --> 00:24:16,800
‫سلام.

326
00:24:17,960 --> 00:24:20,710
‫جولی همین الان زنگ زد.
‫باتری میکروفون تموم شده.

327
00:24:20,760 --> 00:24:24,230
‫- اوه، لعنتی.
‫- چیکار می‌خوای بکنی؟

328
00:24:24,280 --> 00:24:25,960
‫می‌خوای به اکو بگم عوضش کنه؟

329
00:24:28,920 --> 00:24:31,030
‫- آره.
‫- مطمئنی؟

330
00:24:31,080 --> 00:24:32,190
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداریم.

331
00:24:32,240 --> 00:24:35,720
‫- هنوز نمی‌دونیم نفوذی‌شون توی کابینه کیه.
‫- باشه.

332
00:24:41,320 --> 00:24:43,670
‫خب، زک چطور بود؟
‫صبر کن، بهم نگو.

333
00:24:43,720 --> 00:24:47,150
‫ما الان اجازه داریم در مورد
‫کل اعضای کابینه تحقیق کنیم.

334
00:24:47,200 --> 00:24:50,150
‫نداریم. زک فکر می‌کنه
‫اونا دستمون رو خوندن.

335
00:24:50,200 --> 00:24:53,110
‫اون نمی‌تونه به خاطر جنجالی بودن یه قضیه

336
00:24:53,160 --> 00:24:54,670
‫احتمالِ حقیقت داشتنش رو رد کنه.

337
00:24:54,720 --> 00:24:55,830
‫می‌تونه و این کارو کرده.

338
00:24:55,880 --> 00:24:57,790
‫من... دوباره امنیت عملیات رو چک کردم.

339
00:24:57,840 --> 00:25:00,320
‫- آره، هیچ مورد مشکوکی نیست.
‫- آره، بهش گفتم.

340
00:25:01,560 --> 00:25:04,230
‫آها، وزیر کشور؟

341
00:25:04,280 --> 00:25:07,510
‫باهوشه، زنه، سیاه‌پوسته.

342
00:25:07,560 --> 00:25:11,270
‫انتخاب تابلویی برای مسکو نیست،
‫واسه همینه که ازش خوشم میاد.

343
00:25:11,320 --> 00:25:14,080
‫آره.

344
00:25:15,400 --> 00:25:18,270
‫- من و استوارت امشب باهاش شام می‌خوریم.
‫- واقعاً؟

345
00:25:18,320 --> 00:25:20,150
‫شاید ازش در مورد سلامتی نخست‌وزیر بپرسم،

346
00:25:20,200 --> 00:25:22,360
‫چون خارج از ساعت کاریم.

347
00:25:23,760 --> 00:25:25,390
‫می‌خوای با سی صحبت کنی؟

348
00:25:25,440 --> 00:25:27,390
‫نه، نه، نه.
‫تا وقتی زک مخالفت می‌کنه، نه.

349
00:25:27,440 --> 00:25:29,550
‫باید قبل از این که اون بفهمه
‫تحقیقاتت رو متوقف کنی.

350
00:25:29,600 --> 00:25:32,950
‫تحقیق در مورد نماینده‌های مجلس ممنوعه.
‫دستور اکیده.

351
00:25:33,000 --> 00:25:34,550
‫درسته، البته.

352
00:25:34,600 --> 00:25:39,950
‫ولی فقط در صورتی که دیر وقت
‫اینجا گیر کرده باشم

353
00:25:40,000 --> 00:25:42,520
‫و حوصله‌ام سر رفته باشه...

354
00:25:43,680 --> 00:25:47,120
‫اصلاً نمی‌دونستم انقدر نافرمان
‫و رو اعصاب باشی.

355
00:26:06,720 --> 00:26:11,240
‫[ماشینم دوباره خراب شده.]
‫[فکر کنم مشکل از باتریه.]

356
00:26:29,120 --> 00:26:31,070
‫سلام.

357
00:26:31,120 --> 00:26:33,910
‫ایرینا بهم گفت که اهل سن‌پترزبورگی،
‫درست مثل خودم.

358
00:26:33,960 --> 00:26:36,070
‫بله، در اصل اونجایی‌ام.

359
00:26:36,120 --> 00:26:39,400
‫- با میخائیل و ایرینا اومدم هلسینکی.
‫- واقعاً؟

360
00:26:40,480 --> 00:26:41,880
‫پس فنلاندی بلدی؟

361
00:26:43,520 --> 00:26:47,590
‫شاید بتونیم توی سرویس
‫یه کاری برات پیدا کنیم.

362
00:26:47,640 --> 00:26:49,750
‫زیاد خوب بلد نیستم.

363
00:26:49,800 --> 00:26:51,950
‫ساندرو بهتر از من صحبت می‌کنه.

364
00:26:52,000 --> 00:26:54,960
‫آهان. حیف شد.
‫ولی انگلیسی‌ات واقعاً خوبه.

365
00:26:56,000 --> 00:26:57,600
‫زبونِ خیلی مسخره و آشغالیه.

366
00:26:59,040 --> 00:27:02,070
‫هیچوقت منظورت رو نمی‌رسونه.
‫درست مثل بریتانیایی‌ها.

367
00:27:02,120 --> 00:27:04,560
‫هیچوقت از حرفشون منظوری ندارن.

368
00:27:06,200 --> 00:27:08,870
‫لنوچکا. به اون توجه نکن.

369
00:27:08,920 --> 00:27:10,840
‫فکر می‌کنه نعمتِ خدا به زن‌هاست.

370
00:27:12,760 --> 00:27:16,600
‫یه نوشیدنیِ درست و حسابی لازم داری، عوضی.
‫اون یه عوضیه.

371
00:27:18,400 --> 00:27:21,960
‫به افتخارت بطریِ پتروس رو باز کردم.
‫فقط من و تو.

372
00:27:24,400 --> 00:27:26,990
‫لنوچکا، یه لیوان برات نگه می‌داریم.

373
00:27:27,040 --> 00:27:30,160
‫به نظر میاد یه چیزی لازم داری
‫که خوشحالت کنه، هوم؟

374
00:27:31,520 --> 00:27:33,830
‫به دل نگیر.

375
00:27:33,880 --> 00:27:35,840
‫اون فقط یه فسیلِ پیره.

376
00:28:02,000 --> 00:28:03,320
‫سلام؟

377
00:28:10,840 --> 00:28:11,960
‫وای خدا.

378
00:28:22,240 --> 00:28:24,670
‫سلام عزیزم.

379
00:28:24,720 --> 00:28:26,470
‫ناراحت شدم که قضیه‌ی تیم فوتبال رو شنیدم.

380
00:28:26,520 --> 00:28:28,280
‫خودشون ضرر می‌کنن.

381
00:28:29,440 --> 00:28:32,110
‫- عیبی نداره.
‫- فیونا پاستاش رو درست کرده؟

382
00:28:32,160 --> 00:28:33,950
‫- من غلات خوردم.
‫- بهت حق میدم.

383
00:28:34,000 --> 00:28:36,390
‫- زود باش. الان بیا!
‫- کار چطور بود؟

384
00:28:36,440 --> 00:28:38,430
‫خوب بود. خوبه که برگشتم.

385
00:28:38,480 --> 00:28:40,110
‫مگه جایی بودی؟

386
00:28:40,160 --> 00:28:41,710
‫نمی‌فهمم چرا داری داد می‌زنی.

387
00:28:41,760 --> 00:28:43,270
‫تو رسماً از من خواستی شام درست کنم!

388
00:28:43,320 --> 00:28:44,430
‫من ازت خواستم شام درست کنی،

389
00:28:44,480 --> 00:28:46,750
‫و حالا ازت می‌خوام گندی رو که زدی جمع کنی.

390
00:28:46,800 --> 00:28:49,510
‫اوه، پنج دقیقه بهم وقت بده.
‫دارم ریمل می‌زنم.

391
00:28:49,560 --> 00:28:51,470
‫میشه یکم تنهام بذاری، لطفاً؟

392
00:28:51,520 --> 00:28:54,150
‫خیلی خب، تنهایی امتیازیه
‫که وقتی به دستش میاری

393
00:28:54,200 --> 00:28:56,110
‫که به قول و قرارهایی که گذاشتیم عمل کنی.

394
00:28:56,160 --> 00:28:58,070
‫متوجهی؟ مامان... مامان گفت...

395
00:28:58,120 --> 00:28:59,230
‫مامان چی گفت؟

396
00:28:59,280 --> 00:29:01,880
‫که قبول کردی امشب
‫بچه رو نگه داری، آره؟

397
00:29:03,360 --> 00:29:06,440
‫- آره، تا پنج دقیقه دیگه میام پایین.
‫- عجله کن.

398
00:29:10,000 --> 00:29:12,230
‫اون ادعا می‌کنه که تو گفتی

399
00:29:12,280 --> 00:29:14,110
‫اون می‌تونه سه شب در هفته بره بیرون.

400
00:29:14,160 --> 00:29:15,830
‫نه، من گفتم بستگی به هفته‌اش داره.

401
00:29:15,880 --> 00:29:18,790
‫- سیاستمدار خوبی میشه، نه؟
‫- آره.

402
00:29:18,840 --> 00:29:20,470
‫- از جِی چیزی بهت گفته؟
‫- نه.

403
00:29:20,520 --> 00:29:21,510
‫- جِی کیه؟
‫- کی؟

404
00:29:21,560 --> 00:29:25,200
‫دوستِ جدیدش که می‌خواد
‫امشب به دیدنش بره.

405
00:29:26,560 --> 00:29:28,110
‫- میشه فعلاً بیخیالش بشیم، لطفاً؟
‫- نه.

406
00:29:28,160 --> 00:29:30,390
‫- نمیذارم بهمون دروغ بگه.
‫- بیا انرژی‌مون رو هدر ندیم.

407
00:29:30,440 --> 00:29:32,590
‫هر لحظه ممکنه لازم بشه بریم بیرون.
‫باید لباس عوض کنی.

408
00:29:32,640 --> 00:29:37,400
‫فیونا، لطفاً بیا و این گند رو جمع کن.

409
00:29:38,200 --> 00:29:41,040
‫[اجلاس ناتو - لیسبون]

410
00:29:42,720 --> 00:29:44,630
‫کاهش هزینه‌های دفاعی...

411
00:29:44,680 --> 00:29:46,550
‫- آره، ادامه بده.
‫- پس از پایان جنگ سرد.

412
00:29:46,600 --> 00:29:48,720
‫همه‌مون امیدوار بودیم
‫از صلح سود ببریم...
‫[کسل‌کننده]

413
00:29:51,440 --> 00:29:54,200
‫- و این‌که تمام اروپا در امان بمونه...
‫- هیس، هیس.

414
00:29:56,000 --> 00:29:58,110
‫ما تو لهستان هزینه‌های دفاعی رو کم نکردیم.

415
00:29:58,160 --> 00:29:59,560
‫[۵۱ دقیقه]

416
00:30:01,040 --> 00:30:02,670
‫ما هم همین امیدها رو داشتیم،

417
00:30:02,720 --> 00:30:06,230
‫ولی تجربه باعث شد واقع‌بین‌تر بشیم.

418
00:30:06,280 --> 00:30:08,670
‫ما یه همسایه‌ی قدرتمند داریم...

419
00:30:08,720 --> 00:30:12,080
‫می‌دونستم.

420
00:30:13,600 --> 00:30:15,560
‫ممنون.

421
00:30:15,600 --> 00:30:17,430
‫خب این جِی کیه؟

422
00:30:17,480 --> 00:30:20,750
‫اوه، نمی‌دونم، یه پسری از مدرسه.

423
00:30:20,800 --> 00:30:23,110
‫چی، یعنی... دوستشه یا چی؟

424
00:30:23,160 --> 00:30:25,350
‫فکر کنم.
‫خب، چند سالشه؟

425
00:30:25,400 --> 00:30:27,840
‫- خب، خودت ازش بپرس!
‫- لعنتی!

426
00:30:29,080 --> 00:30:32,430
‫خنجر زدن توی کابینه چطوره؟
‫از جلو یا از پشت؟

427
00:30:32,480 --> 00:30:33,990
‫هردوش.

428
00:30:34,040 --> 00:30:36,750
‫امروز رایان دوباره داشت
‫نقش صدای مردمش رو بازی می‌کرد

429
00:30:36,800 --> 00:30:38,350
‫قبل از این که بره اجلاس ناتو.

430
00:30:38,400 --> 00:30:40,790
‫خدایا. خب حالا تکلیف تو چی میشه؟

431
00:30:40,840 --> 00:30:43,950
‫حرف‌های خسته‌کننده و میانه‌روها رو می‌زنم
‫که هیچ‌کس حوصله‌ی شنیدنشون رو نداره.

432
00:30:44,000 --> 00:30:47,270
‫- چرا نخست‌وزیر مهارش نمی‌کنه؟
‫- قبلاً می‌کرد.

433
00:30:47,320 --> 00:30:50,430
‫- یکم از نفس افتاده.
‫- تازگی‌ها این‌طوری شده؟

434
00:30:50,480 --> 00:30:53,120
‫تو نمی‌گفتی تازگی‌ها یکم رفتارش عجیب شده؟

435
00:30:54,560 --> 00:30:55,950
‫من گفتم؟ یادم نمیاد.

436
00:30:56,000 --> 00:30:58,310
‫فراموشیِ وایت‌هال.

437
00:30:58,360 --> 00:31:01,040
‫شاید جین همون رژیمی رو بهش داده
‫که ایمو من رو مجبور کرد بگیرم.

438
00:31:01,080 --> 00:31:04,520
‫[هنوز نه. خبری از اکو نیست.]

439
00:31:04,560 --> 00:31:07,110
‫این تابستون که وقتِ شلوارک پوشیدنت شد
‫ازم تشکر می‌کنی.

440
00:31:07,160 --> 00:31:09,070
‫خب، اگه این کارو کرده،
‫داره جواب میده.

441
00:31:09,120 --> 00:31:12,790
‫- اون قطعاً وزن کم کرده.
‫- اوه! هری!

442
00:31:12,840 --> 00:31:15,070
‫- لعنتی، ببخشید.
‫- فکر نکنم این درستش کنه.

443
00:31:15,120 --> 00:31:17,710
‫- با من بیا.
‫- من توی جمع کردن خرابکاری استادم.

444
00:31:17,760 --> 00:31:20,630
‫- واقعاً هم هست.
‫- ببخشید، اون پیراهن موردعلاقه‌شه.

445
00:31:20,680 --> 00:31:22,910
‫- آره، بدجور توی دردسر افتادی.
‫- کارم تمومه.

446
00:31:22,960 --> 00:31:25,240
‫- یکم نمک لازم دارم.
‫- آره.

447
00:31:30,960 --> 00:31:33,960
‫همین‌جوری می‌ریزم روش.

448
00:31:37,800 --> 00:31:40,830
‫- همه چی روبه‌راهه؟
‫- آره.

449
00:31:40,880 --> 00:31:42,950
‫یه بارم که شده حسابی داغونم.

450
00:31:43,000 --> 00:31:45,230
‫ولی انگار هری سرِ حاله.

451
00:31:45,280 --> 00:31:48,310
‫- خیریه‌اش در چه حاله؟
‫- به زور سرِ پاست.

452
00:31:48,360 --> 00:31:51,870
‫دور کردن بچه‌ها از چاقوکشی
‫توانِ رقابت با الاغ‌های بی‌خانمان نداره.

453
00:31:51,920 --> 00:31:53,670
‫- سخت به نظر میاد.
‫- آره.

454
00:31:53,720 --> 00:31:57,760
‫سعی دارم بین همه‌ی ماجراها
‫برای اونم وقت پیدا کنم، اما...

455
00:31:59,160 --> 00:32:02,120
‫- نمی‌دونم تو چطور از پسش برمیای.
‫- کی گفته برمیام؟

456
00:32:04,080 --> 00:32:08,590
‫خب، همه‌ی خبرنگارها برای بیانیه‌ی اضطراریِ
‫نخست‌وزیر جلوی دفترش جمع شدن.

457
00:32:08,640 --> 00:32:09,760
‫- خدای من.
‫- آره.

458
00:32:18,200 --> 00:32:19,470
‫پس اگه تازه به ما ملحق شدید

459
00:32:19,520 --> 00:32:22,230
‫و می‌خواید بدونید به چی نگاه می‌کنید،

460
00:32:22,280 --> 00:32:26,230
‫ما منتظر یه بیانیه‌ی اضطراری

461
00:32:26,280 --> 00:32:27,440
‫از نخست‌وزیر هستیم.

462
00:32:37,400 --> 00:32:38,870
‫اینم خودش.
‫الان داره میاد بیرون.

463
00:32:38,920 --> 00:32:41,920
‫پس بیاید بشنویم نخست‌وزیر
‫چی می‌خواد به مردم کشور بگه.

464
00:32:44,880 --> 00:32:47,550
‫- وضعیتش رو ببین.
‫- عصر بخیر.

465
00:32:47,600 --> 00:32:50,160
‫ببخشید که شما رو با عجله به اینجا فراخوندم.

466
00:32:51,280 --> 00:32:53,800
‫اما امروز خبر ناخوشایندی دریافت کردم.

467
00:32:55,680 --> 00:32:59,440
‫سه هفته پیش تشخیص داده شد که
‫من به سرطان پانکراس مبتلا هستم.

468
00:33:00,880 --> 00:33:01,950
‫و امروز بعدازظهر

469
00:33:02,000 --> 00:33:07,280
‫فهمیدم که چشم‌انداز درمان بیماری‌ام
‫به اون خوبی که امیدوار بودم نیست.

470
00:33:08,800 --> 00:33:11,350
‫هر کسی که در این منصب بزرگ بوده شهادت میده

471
00:33:11,400 --> 00:33:13,880
‫که آدم نمی‌تونه نخست‌وزیر پاره‌وقت باشه.

472
00:33:15,000 --> 00:33:18,480
‫پس حس می‌کنم به همه‌ی شما مدیونم
‫که استعفام را تقدیم کنم.

473
00:33:20,120 --> 00:33:21,790
‫یا خدا.

474
00:33:21,840 --> 00:33:25,520
‫من در جایگاهم می‌مونم
‫تا یه رهبر جدید انتخاب شه.

475
00:33:27,360 --> 00:33:29,550
‫با توجه به وضعیت جسمی‌ام...

476
00:33:29,600 --> 00:33:35,640
‫از حزب خواستم رویه‌ی انتخاب اون رهبر رو
‫به یک هفته کاهش بده.

477
00:33:37,080 --> 00:33:39,880
‫خدمت به کشورم
‫بزرگ‌ترین افتخار زندگی‌ام بوده.

478
00:33:43,080 --> 00:33:44,080
‫[مرگ]

479
00:33:49,680 --> 00:33:54,080
‫[پیام از لو آماتوف]
‫[گمونم اخبار رو شنیدی.
‫خوشحال میشم ببینمت. الان بیا!]

480
00:33:57,640 --> 00:34:00,390
‫- کجا داری میری؟
‫- اضطراریه. یه ساعت دیگه برمی‌گردم.

481
00:34:00,440 --> 00:34:03,240
‫- رایان...
‫- بزن اخبار رو ببین، ملیسا.

482
00:34:08,000 --> 00:34:11,230
‫من و جین از صمیم قلب
‫از شما تشکر می‌کنیم.

483
00:34:11,280 --> 00:34:13,640
‫متشکرم.

484
00:34:15,080 --> 00:34:17,790
‫- آنتونی بیچاره.
‫- آره، نه، خیلی... خیلی غم‌انگیزه.

485
00:34:17,840 --> 00:34:19,190
‫گوش کن، ما الان باید بریم سر کار.

486
00:34:19,240 --> 00:34:21,630
‫- پنج روز وقت داریم، باشه؟
‫- یه دقیقه بهم وقت بده، استوارت.

487
00:34:21,680 --> 00:34:23,230
‫حتماً خیلی شوکه‌کننده‌ست.

488
00:34:23,280 --> 00:34:24,880
‫آره، استعفاش شوکه‌کننده‌ست، ولی...

489
00:34:25,920 --> 00:34:27,910
‫چند روز پیش بهم گفته بود سرطان داره.

490
00:34:27,960 --> 00:34:31,230
‫- ببخشید، ازم قول رازداری گرفت.
‫- فقط به تو گفته بود یا به کل کابینه؟

491
00:34:31,280 --> 00:34:33,070
‫گفت فقط به چند نفر میگه.

492
00:34:33,120 --> 00:34:35,360
‫- قابل درکه.
‫- آره.

493
00:34:38,600 --> 00:34:41,430
‫زود باش. زود باش.

494
00:34:41,480 --> 00:34:44,720
‫ببخشید. باید این رو جواب بدم.

495
00:34:49,280 --> 00:34:52,310
‫- هی. هنوز پیش ایموجینی؟
‫- آره، چی شده؟

496
00:34:52,360 --> 00:34:54,750
‫پس اطلاعاتمون واقعی بود.
‫و حدس بزن چیه؟

497
00:34:54,800 --> 00:35:00,870
‫انگار لو آماتوف دو سال پیش کمک مالیِ هنگفتی
‫به مؤسسه‌ی خیریه‌ی شوهرش کرده.

498
00:35:00,920 --> 00:35:02,830
‫فکر می‌کردم قبلاً به محافظه‌کارها پول می‌داد؟

499
00:35:02,880 --> 00:35:04,950
‫آره، خب، این یارو همه جا نفوذ داره.

500
00:35:05,000 --> 00:35:06,470
‫آره، انگار همین‌طوره.

501
00:35:06,520 --> 00:35:08,480
‫اون الان بهم گفت کمک‌های مالی کم شده.

502
00:35:09,560 --> 00:35:10,590
‫چقدر داده؟

503
00:35:10,640 --> 00:35:13,790
‫اوه، چیز خاصی نیست،
‫فقط ۲۰۰ هزار پوند.

504
00:35:13,840 --> 00:35:17,430
‫ببین، اولش صدتا و شش ماه بعدش صدتا دیگه.

505
00:35:17,480 --> 00:35:19,790
‫من رفتم و سوابق مجلس عوام رو چک کردم.

506
00:35:19,840 --> 00:35:22,360
‫- هیچ‌کدوم رو اعلام نکرده.
‫- یا خدا.

507
00:35:24,160 --> 00:35:25,910
‫باید برم.
‫فردا باهات حرف می‌زنم.

508
00:35:25,960 --> 00:35:27,040
‫آره، باشه.

509
00:35:38,720 --> 00:35:41,800
‫فی بود. ظاهراً از ساعت خاموشی گذشته.

510
00:35:48,920 --> 00:35:50,830
‫خیلی خب، امشب یه چیزی پیش‌نویس می‌کنم.

511
00:35:50,880 --> 00:35:52,910
‫برات می‌فرستمش و تا صبح نظرت رو
‫در موردش بهم بگو. باشه.

512
00:35:52,960 --> 00:35:54,230
‫- خیلی خب. ممنون.
‫- خیلی خب.

513
00:35:54,280 --> 00:35:55,510
‫- ممنون.
‫- خداحافظ، ممنون.

514
00:35:55,560 --> 00:35:56,600
‫خداحافظ، هری.

515
00:36:04,360 --> 00:36:07,800
‫- خبر داشتی نخست‌وزیر مریضه؟
‫- نه. نه، اصلاً حرفی ازش نزد.

516
00:36:09,040 --> 00:36:11,950
‫واقعاً فی بود که الان بهت زنگ زد؟

517
00:36:12,000 --> 00:36:14,870
‫- زک بود.
‫- در مورد نخست‌وزیر؟

518
00:36:14,920 --> 00:36:17,000
‫نمی‌تونم بگم. متأسفم.

519
00:36:18,360 --> 00:36:20,680
‫تو و راز و رمزهات. تاکسی رسید.

520
00:36:26,120 --> 00:36:27,950
‫فکر می‌کنی ایموجین کاندید بشه؟

521
00:36:28,000 --> 00:36:30,590
‫- زیاد مشتاق به نظر نمی‌رسید.
‫- چی بگم والا.

522
00:36:30,640 --> 00:36:33,150
‫رسماً میشه یه کتاب در مورد
‫حسِ ناکافی بودنش نوشت.

523
00:36:33,200 --> 00:36:34,990
‫در نهایت، ترجیح میدی
‫کی نخست‌وزیر بشه؟

524
00:36:35,040 --> 00:36:37,800
‫- اون یا این رایان واکرِ لعنتی؟
‫- آره.

525
00:38:16,960 --> 00:38:18,400
‫لنا.

526
00:38:19,720 --> 00:38:21,800
‫ایگور می‌خواد باهات صحبت کنه.

527
00:38:22,800 --> 00:38:26,430
‫واسه همین فکر کردم...
‫بهتره من به جاش بیام.

528
00:38:26,480 --> 00:38:27,640
‫حالش چندان خوش نیست.

529
00:38:28,760 --> 00:38:33,350
‫بهش بگو... ممنون،
‫ولی ساندرو خوابش نمی‌بره

530
00:38:33,400 --> 00:38:36,640
‫مگر این‌که به بازیکن‌های فوتبال
‫مورد علاقه‌اش شب‌بخیر بگه.

531
00:38:37,800 --> 00:38:39,080
‫بچه‌ان دیگه.

532
00:38:40,480 --> 00:38:41,920
‫خواب‌های خوب ببینی، ها؟

533
00:38:52,240 --> 00:38:53,560
‫بیدارم.

534
00:38:57,400 --> 00:38:58,760
‫ممنون که مراقب بچه بودی.

535
00:39:03,600 --> 00:39:07,320
‫- کلی مواد فروختی؟
‫- نه اون‌قدری که بتونم بازنشسته شم.

536
00:39:09,360 --> 00:39:12,430
‫- خب، از این جِی برام بگو.
‫- چند سالشه؟

537
00:39:12,480 --> 00:39:15,790
‫رابطه نداریم، اگه سؤالت اینه.

538
00:39:15,840 --> 00:39:17,350
‫اون‌قدر بزرگ شدم که
‫بدونم چیکار می‌کنم.

539
00:39:17,400 --> 00:39:22,270
‫ترجیح میدم بهم راستش رو بگی...
‫حتی اگه چیزی نباشه که می‌خوام بشنوم.

540
00:39:22,320 --> 00:39:24,240
‫کسایی که این حرف رو می‌زنن
‫معمولاً جدی نمیگن.

541
00:39:26,640 --> 00:39:28,560
‫- دوستت دارم.
‫- منم دوستت دارم.

542
00:39:30,720 --> 00:39:32,600
‫- شب بخیر.
‫- شب بخیر.

543
00:40:02,600 --> 00:40:09,240
‫[ببخشید، نمی‌تونم کمکت کنم.
‫بهش فکر می‌کنم.]

544
00:40:15,200 --> 00:40:18,360
‫[تقاطع خیابان داونینگ و وایت‌هال]

545
00:40:25,840 --> 00:40:29,400
‫واسه یه بحران رهبریِ قریب‌الوقوع
‫اینجا زیادی سوت و کوره.

546
00:40:30,400 --> 00:40:32,040
‫آرامشِ قبل از طوفانه.

547
00:40:34,200 --> 00:40:36,040
‫امیدوارم فقط یه تندباد گذرا باشه.

548
00:40:40,680 --> 00:40:41,720
‫بیا این طرف.

549
00:40:46,840 --> 00:40:50,040
‫ببخشید دیر کردم.
‫داشتم با رُز حرف می‌زدم.

550
00:40:51,920 --> 00:40:53,240
‫دقیقاً به موقع اومدی.

551
00:40:55,960 --> 00:40:56,950
‫به جز همسرم،

552
00:40:57,000 --> 00:40:59,550
‫فقط به وزیر کشور و وزیر امور خارجه گفتم.

553
00:40:59,600 --> 00:41:02,320
‫هر دو بهم قول شرف دادن
‫که به هیچکس چیزی نگفتن.

554
00:41:03,880 --> 00:41:05,070
‫اگه مسکو از قضیه خبر داره،

555
00:41:05,120 --> 00:41:06,790
‫حتماً پرونده‌های پزشکی‌ام رو هک کردن،

556
00:41:06,840 --> 00:41:08,710
‫که یعنی یه نشت اطلاعاتیِ جدی.

557
00:41:08,760 --> 00:41:13,550
‫تا الان مرکز شنود دولت هیچ مدرکی
‫از نشت اطلاعات پیدا نکرده، جناب نخست‌وزیر،

558
00:41:13,600 --> 00:41:15,350
‫هرچند هنوز خیلی زوده.

559
00:41:15,400 --> 00:41:17,870
‫ما داریم وارد یه انتخابات رهبری
‫بسیار حساس می‌شیم.

560
00:41:17,920 --> 00:41:18,950
‫جداً فکر می‌کنید

561
00:41:19,000 --> 00:41:21,590
‫چیزهایی که خانم هندرسون توی مالت شنیده
‫صرفاً اتفاقی بوده؟

562
00:41:21,640 --> 00:41:24,150
‫یا این‌که مسکو از عملیاتش بو برده

563
00:41:24,200 --> 00:41:25,830
‫و تصمیم گرفته ازش علیه خودش استفاده کنه؟

564
00:41:25,880 --> 00:41:27,560
‫خیلی به‌موقع و مشکوک به نظر می‌رسه.

565
00:41:28,920 --> 00:41:31,350
‫آخرین چیزی که لازم داریم،
‫اتهاماتِ تبانی با روسیه‌ست.

566
00:41:31,400 --> 00:41:33,310
‫همه می‌دونیم توی آمریکا چه اتفاقی افتاد.

567
00:41:33,360 --> 00:41:36,470
‫اگه بو ببرن در مورد هرکسی توی کابینه
‫به اتهام خیانت تحقیق می‌کنید،

568
00:41:36,520 --> 00:41:38,430
‫کلِ فضا مسموم میشه.

569
00:41:38,480 --> 00:41:41,270
‫با احترام، جناب نخست‌وزیر،
‫فضا همین الان هم مسموم شده.

570
00:41:41,320 --> 00:41:44,510
‫ما مُهره‌های علناً طرفدارِ کرملین
‫در آمریکا و بخش‌هایی از اروپا داریم.

571
00:41:44,560 --> 00:41:46,830
‫و همچین شایعاتی اینجا آشوب به پا می‌کنه،

572
00:41:46,880 --> 00:41:49,350
‫واسه همین برای رقابت‌های انتخاباتی
‫ضرب‌الاجل تعیین کردم.

573
00:41:49,400 --> 00:41:51,310
‫- متوجهم...
‫- دقیقاً همچین چیزی بود

574
00:41:51,360 --> 00:41:53,270
‫که به دموکراسی آمریکا ضربه‌ی دائمی زد.

575
00:41:53,320 --> 00:41:54,630
‫نمیذارم اینجا هم تکرار بشه.

576
00:41:54,680 --> 00:41:56,550
‫متوجهم، جناب نخست‌وزیر.

577
00:41:56,600 --> 00:41:59,710
‫اما اگه وزیری که کاندیدای رهبری شده،
‫رشوه گرفته باشه

578
00:41:59,760 --> 00:42:03,030
‫یا ازش اخاذی بشه،
‫ما به شکل فجیعی به خطر می‌افتیم.

579
00:42:03,080 --> 00:42:06,720
‫کدهای هسته‌ای، اهداف استراتژیک،
‫خروج از ناتو.

580
00:42:08,840 --> 00:42:10,640
‫من از خطراتش آگاهم.

581
00:42:12,640 --> 00:42:16,910
‫همچنین بهم گفتن این تمام علائم
‫یه عملیات پیچیده‌ی گمراه‌سازی رو داره.

582
00:42:16,960 --> 00:42:19,680
‫- اما قربان، احمقانه‌ست اگه ما...
‫- نه، کافیه. کافیه، خواهش می‌کنم.

583
00:42:23,800 --> 00:42:27,310
‫قبل از این‌که اجازه‌ی تحقیقات در مورد
‫هر سیاستمدارِ برجسته‌ای رو صادر کنم،

584
00:42:27,360 --> 00:42:29,720
‫مدارک محکم لازم دارم.

585
00:42:47,120 --> 00:42:48,270
‫این مرد فقط چند ماه دیگه زنده‌ست.

586
00:42:48,320 --> 00:42:50,990
‫نیازی به نصیحت در مورد
‫سیاست بین‌الملل نداره.

587
00:42:51,040 --> 00:42:53,430
‫دیروز می‌گفتی بیماری‌اش اطلاعاتِ غلطه.

588
00:42:53,480 --> 00:42:54,590
‫بله.

589
00:42:54,640 --> 00:42:57,430
‫پس اشتباهه که خطراتِ نادیده گرفتن
‫اطلاعات رو گوشزد کنیم؟

590
00:42:57,480 --> 00:42:58,470
‫نه، فقط به این معنا نیست

591
00:42:58,520 --> 00:43:00,430
‫که یکی از اعضای کابینه‌اش جاسوس روسیه‌ست.

592
00:43:00,480 --> 00:43:01,630
‫خیلی خب، کافیه.

593
00:43:01,680 --> 00:43:04,670
‫ما پشت مأمورهامون و اطلاعاتشون هستیم.

594
00:43:04,720 --> 00:43:08,200
‫به مقامات سیاسی‌مون هم خدمت می‌کنیم.
‫بهتره هر دوتون این رو یادتون بمونه.

595
00:43:12,280 --> 00:43:15,550
‫ساندرو خیلی سراغ دوستِ مدرسه‌اش رو می‌گیره.

596
00:43:15,600 --> 00:43:18,950
‫- کی؟ همون ایرانیه؟
‫- آره.

597
00:43:19,000 --> 00:43:21,070
‫ساندرو، سرِ میز گوشی ممنوعه.

598
00:43:21,120 --> 00:43:24,350
‫اوه، مالِ منه، ببخشید.

599
00:43:24,400 --> 00:43:27,390
‫- حرفی ندارم.
‫- به حرف پرستارت گوش کن، نه مثل من.

600
00:43:27,440 --> 00:43:29,440
‫- من بچه نیستم.
‫- ساندرو.

601
00:43:34,440 --> 00:43:37,960
‫ببین، تو باعث میشی بخنده،
‫مثل وقتی که خورشید طلوع می‌کنه.

602
00:43:39,040 --> 00:43:42,470
‫- مادرم هم همیشه همین رو می‌گفت.
‫- واقعاً؟

603
00:43:42,520 --> 00:43:45,510
‫میخائیل... امشب بهش مرخصی بده.

604
00:43:45,560 --> 00:43:46,670
‫نیاز به استراحت داره.

605
00:43:46,720 --> 00:43:50,710
‫- من اینجا کاره‌ای نیستم. ساندرو؟
‫- حتماً.

606
00:43:50,760 --> 00:43:53,070
‫- ممنون، ساندرو.
‫- چی باید بگی ساندرو؟

607
00:43:53,120 --> 00:43:54,960
‫- انتقام بگیر.
‫- آره.

608
00:43:56,080 --> 00:43:57,070
‫اون همیشه برنده میشه.

609
00:43:57,120 --> 00:43:59,190
‫هر وقت بازی می‌کنیم،
‫ساندرو همیشه می‌بره.

610
00:43:59,240 --> 00:44:01,160
‫نمی‌دونم. یه جورایی عجیبه.

611
00:44:20,920 --> 00:44:22,200
‫منم بازی بدید.

612
00:44:36,200 --> 00:44:42,160
‫«ترجمه از سینا صداقت»