1
00:00:04,000 --> 00:00:07,550
‫[آنچه گذشت...]
‫داری علیه رئیس اطلاعات روسیه
‫عملیات اجرا می‌کنی

2
00:00:07,600 --> 00:00:08,590
‫وقتی که توی تعطیلاته،

3
00:00:08,640 --> 00:00:11,070
‫که از نظر اونا خیلی تحریک‌آمیزه.

4
00:00:11,120 --> 00:00:13,190
‫واسه توجیه همچین عملیاتی،

5
00:00:13,240 --> 00:00:16,590
‫ایگور باید اطلاعات سطح بالا رو
‫با پسرش رد و بدل کنه.

6
00:00:16,640 --> 00:00:18,070
‫اصلاً مأمورت اونجا کی هست؟

7
00:00:18,120 --> 00:00:20,470
‫پرستار روسِ بچه‌های میخائیل بورودینه.

8
00:00:20,520 --> 00:00:21,880
‫۲۰۰ ساعت عمر باتری داره.

9
00:00:26,120 --> 00:00:28,200
‫هیچ دلیلی نداره به چیزی شک کنه.

10
00:00:32,880 --> 00:00:36,000
‫فکر کنم اون کریل مارکوف باشه.
‫آدمِ بی‌رحم و پست‌فطرتیه.

11
00:00:43,400 --> 00:00:46,790
‫خب، کدوم بدبختی توی کابینه‌مون
‫سرطان پانکراس داره؟

12
00:00:46,840 --> 00:00:49,710
‫ایگور و کریل مارکوف تو رو گیر میندازن،

13
00:00:49,760 --> 00:00:52,830
‫ما ده سال آینده رو صرف
‫دنبال کردن یه روح می‌کنیم.

14
00:00:52,880 --> 00:00:55,030
‫یا این‌که واقعیه و ما تازه خبردار شدیم.

15
00:00:55,080 --> 00:00:57,270
‫بیانیه‌ی اضطراریِ نخست‌وزیر.

16
00:00:57,320 --> 00:01:01,710
‫با توجه به شرایطم، حس می‌کنم به شما مدیونم
‫که استعفام را تقدیم کنم.

17
00:01:01,760 --> 00:01:04,910
‫من در جایگاهم می‌مونم
‫تا یه رهبر جدید انتخاب شه.

18
00:01:04,960 --> 00:01:08,390
‫اگه وزیری که کاندیدای رهبری شده،
‫رشوه گرفته باشه یا ازش اخاذی شه

19
00:01:08,440 --> 00:01:10,470
‫ما به شکل فجیعی به خطر می‌افتیم.

20
00:01:10,520 --> 00:01:13,270
‫قبل از این‌که اجازه‌ی تحقیقات در مورد
‫هر سیاستمدارِ برجسته‌ای رو صادر کنم،

21
00:01:13,320 --> 00:01:15,070
‫مدارک محکم لازم دارم.

22
00:01:15,120 --> 00:01:17,040
‫- باتری میکروفون تموم شده.
‫- لنا.

23
00:01:18,440 --> 00:01:20,000
‫خواب‌های خوب ببینی، ها؟

24
00:01:33,200 --> 00:01:34,200
‫[مالت]

25
00:02:14,600 --> 00:02:15,960
‫اینجا چه خبره؟

26
00:02:16,880 --> 00:02:19,320
‫دیوونه شدی؟
‫چه غلطی می‌کنی؟!

27
00:02:19,800 --> 00:02:23,000
‫لنوچکا کوچولوت
‫داشت ازمون جاسوسی می‌کرد.

28
00:02:24,240 --> 00:02:27,590
‫و حالا قراره همه‌ی رازهاش رو بهم بگه.

29
00:02:27,640 --> 00:02:29,630
‫برگرد تو تختت.

30
00:02:29,680 --> 00:02:31,320
‫الان من رئیسشم.

31
00:03:44,200 --> 00:03:45,520
‫ممنون.

32
00:03:46,640 --> 00:03:47,880
‫می‌خواستید من رو ببینید؟

33
00:03:51,920 --> 00:03:56,390
‫حدس می‌زنم اطلاعات اولیه برای عملیات مالت

34
00:03:56,440 --> 00:03:58,430
‫از سایکلاپس رسیده بوده؟

35
00:03:58,480 --> 00:04:02,310
‫بله. اون جریانِ سفرهای سالانه‌ی ایگور
‫به والتا رو بهم گفته بود.

36
00:04:02,360 --> 00:04:05,790
‫پس اون اطلاعات تله بوده.
‫بقیه‌اش هم همین‌طوره.

37
00:04:05,840 --> 00:04:09,470
‫نبود. توضیحاتش کاملاً موثق بود.

38
00:04:09,520 --> 00:04:12,350
‫پس از اطلاعات مطمئنی.
‫خودِ طرف چی؟

39
00:04:12,400 --> 00:04:13,590
‫همه چی تو پرونده هست.

40
00:04:13,640 --> 00:04:15,990
‫از وقتی تو سن‌پترزبورگ دانشجو بودم
‫اون رو می‌شناختم.

41
00:04:16,040 --> 00:04:18,230
‫و ۱۸ سال بعد،
‫یهو تو لندن پیداش شده،

42
00:04:18,280 --> 00:04:21,390
‫و به صورت مخفی توی سفارتِ روسیه کار می‌کرد.

43
00:04:21,440 --> 00:04:26,230
‫یه افسر ارشد اطلاعات مسکو که
‫ظاهراً دنبال این بوده که مسیرش رو عوض کنه.

44
00:04:26,280 --> 00:04:29,110
‫اون از قبل سرخورده شده بود.
‫اوکراین تیر خلاص بود.

45
00:04:29,160 --> 00:04:30,670
‫واضحه که باهاش در تماس بودی.

46
00:04:30,720 --> 00:04:33,710
‫دوست موندیم.

47
00:04:33,760 --> 00:04:35,960
‫- باهم رابطه داشتید؟
‫- نه.

48
00:04:37,160 --> 00:04:38,790
‫می‌خواستی داشته باشید؟

49
00:04:38,840 --> 00:04:41,240
‫- بی‌ربطه.
‫- اون چی؟

50
00:04:45,680 --> 00:04:47,470
‫شاید یه مدت کوتاه،

51
00:04:47,520 --> 00:04:50,190
‫ولی خب، من اون موقع
‫نامزد استوارت بودم.

52
00:04:50,240 --> 00:04:54,240
‫- پس حتی اگه می‌خواستیم هم...
‫- آها، فهمیدم.

53
00:04:55,960 --> 00:04:58,670
‫پس این‌که می‌تونسته یه کاری بکنه و نکرده

54
00:04:58,720 --> 00:05:01,230
‫باعث میشه انقدر به وفاداریش مطمئن باشی.

55
00:05:01,280 --> 00:05:04,030
‫شاید یه لحظه‌ی ضعف بوده...

56
00:05:04,080 --> 00:05:07,680
‫که ترجیح داده ازش سوءاستفاده نکنه؟

57
00:05:09,120 --> 00:05:10,630
‫این شایسته‌ی اعتماد نیست؟

58
00:05:10,680 --> 00:05:13,840
‫همه‌مون می‌تونیم
‫به کسی که دوستش داریم دروغ بگیم.

59
00:05:14,920 --> 00:05:17,760
‫و من فکر می‌کردم آدمِ خیلی رمانتیکی هستی.

60
00:05:18,960 --> 00:05:21,480
‫متأسفانه این کار حس رمانتیک رو از آدم می‌گیره.

61
00:05:23,760 --> 00:05:25,590
‫تو یکی از بهترین مسئول‌های هدایت
‫مأمورهامون هستی، کیت،

62
00:05:25,640 --> 00:05:27,950
‫ولی یه رئیس‌ بخش کارکشته
‫ویژگی‌های زیادی می‌خواد.

63
00:05:28,000 --> 00:05:29,550
‫قطعیت یکی از اونا نیست.

64
00:05:29,600 --> 00:05:31,390
‫پس از زک حمایت می‌کنی؟

65
00:05:31,440 --> 00:05:33,950
‫تو باید بفهمی دوستت سایکلاپس

66
00:05:34,000 --> 00:05:36,470
‫چه سهوی چه عمدی،
‫تو رو بازی می‌داده یا نه.

67
00:05:36,520 --> 00:05:39,390
‫وگرنه نه تنها جوون‌ترین
‫رئیس بخش روسیه میشی،

68
00:05:39,440 --> 00:05:41,440
‫بلکه کوتاه‌ترین دوران رو هم خواهی داشت.

69
00:05:43,720 --> 00:05:46,190
‫آیا برای رهبری نامزد می‌شین،
‫وزیر امور خارجه؟

70
00:05:46,240 --> 00:05:48,870
‫الان، فقط فکرم پیش آنتونی و جینه.

71
00:05:48,920 --> 00:05:52,270
‫اما وزیر امور خارجه،
‫پنج روز تا انتخابات مونده.

72
00:05:52,320 --> 00:05:55,310
‫انقدر طفره نرید..
‫باید دست به کار بشید، مگه نه؟

73
00:05:55,360 --> 00:05:56,750
‫فکر می‌کنم تو همچین موقعیتی،

74
00:05:56,800 --> 00:06:00,440
‫خیلی مهمه که به عنوان حزب
‫خونسردی‌مون رو حفظ کنیم.

75
00:06:01,800 --> 00:06:05,160
‫- سی چی برای گفتن داشت؟
‫- ابهام راهبردی.

76
00:06:06,960 --> 00:06:07,990
‫تخصصشه.

77
00:06:08,040 --> 00:06:11,230
‫یعنی باید ثابت کنیم حق با ما بوده،
‫وگرنه بدبختیم.

78
00:06:11,280 --> 00:06:14,190
‫و اکو هم ممکنه بدبخت شه.

79
00:06:14,240 --> 00:06:16,910
‫می‌خوام فردا صبح توی خونه امنِ لندن

80
00:06:16,960 --> 00:06:18,560
‫- یه قرار با سایکلاپس بذارم.
‫- باشه.

81
00:06:19,560 --> 00:06:22,150
‫باید خاموشش کنی.
‫زک توی ساختمونه.

82
00:06:22,200 --> 00:06:25,320
‫آره قطعاً، ولی حیف که نمی‌تونیم
‫این رو بهشون نشون بدیم.

83
00:06:26,720 --> 00:06:27,790
‫یالا.

84
00:06:27,840 --> 00:06:31,550
‫این آقای رایان واکره که دیشب
‫کنفرانس ناتو رو ترک کرده،

85
00:06:31,600 --> 00:06:35,430
‫بعد از بیانیه نخست‌وزیر، از در پشتی.

86
00:06:35,480 --> 00:06:38,190
‫بدون ماشین رسمی.
‫بدون محافظ شخصی.

87
00:06:38,240 --> 00:06:40,510
‫و بدون مشاور ویژه‌اش، ملیسا موریس.

88
00:06:40,560 --> 00:06:44,870
‫نه، هیچی. پس با رفقای پرتغالی‌مون صحبت کردم
‫و اونا ردش رو برام زدن،

89
00:06:44,920 --> 00:06:47,070
‫و اینجا محل پیاده شدنش بوده.

90
00:06:47,120 --> 00:06:50,990
‫یه ویلای کوچیک تو تپه‌ها.
‫حدس بزن مال کیه؟

91
00:06:51,040 --> 00:06:55,670
‫- عه، معشوقه‌ی مخفی پوتین؟
‫- خیلی نزدیک بود.

92
00:06:55,720 --> 00:06:57,360
‫برادرزن دیمیتری کریمسوف.

93
00:06:58,680 --> 00:07:00,670
‫- جدی میگی؟
‫- آره.

94
00:07:00,720 --> 00:07:02,150
‫پس واکنشِ آقای واکر

95
00:07:02,200 --> 00:07:04,670
‫به استعفای نخست‌وزیرمون

96
00:07:04,720 --> 00:07:07,640
‫دیدار مخفیانه با وزیر امور خارجه‌ی روسیه‌ست.

97
00:07:08,840 --> 00:07:11,280
‫مطمئنی که کریمسوف توی ویلا بوده؟

98
00:07:12,520 --> 00:07:15,480
‫آره، نیم‌ساعت قبل از رایان رسیده بود اونجا.

99
00:07:17,320 --> 00:07:20,510
‫یه نفر دیگه هم با تاکسی
‫از لیسبون رویال رسیده.

100
00:07:20,560 --> 00:07:22,390
‫ولی هنوز هویتش رو شناسایی نکردم،

101
00:07:22,440 --> 00:07:25,710
‫ولی برای بخش خفنِ قضیه آماده‌ای؟

102
00:07:25,760 --> 00:07:26,910
‫آره.

103
00:07:26,960 --> 00:07:30,830
‫مرد توی مرسدس، لو آماتوفه،

104
00:07:30,880 --> 00:07:33,640
‫الیگارشِ بریتانیایی عزیزمون.

105
00:07:34,600 --> 00:07:38,390
‫پس، رایان وزیر امور خارجه‌ی روسیه رو
‫مخفیانه تو یه...

106
00:07:38,440 --> 00:07:40,230
‫سلام.

107
00:07:40,280 --> 00:07:42,910
‫...مخفیانه تو یه دورهمی

108
00:07:42,960 --> 00:07:47,670
‫که یه میلیاردر با روابط تاریخی
‫با کرملین هماهنگ کرده، می‌بینه.

109
00:07:47,720 --> 00:07:50,520
‫خب، من که میگم این از نظر سیاسی مشکوکه.

110
00:07:51,680 --> 00:07:55,280
‫یا به عبارت دیگه...
‫کثافت‌کاری محضه.

111
00:07:58,200 --> 00:08:01,510
‫استوارت توی آخرین کنفرانس حزب،
‫یه شب رو با ملیسا رفته بود بیرون.

112
00:08:01,560 --> 00:08:04,310
‫گفت که انگار از کار کردن
‫با رایان دل‌سرد شده.

113
00:08:04,360 --> 00:08:06,230
‫باید باهاش حرف بزنم.

114
00:08:06,280 --> 00:08:08,550
‫باید بیشتر در این مورد حرف بزنیم.
‫ولی اینجا نه.

115
00:08:08,600 --> 00:08:10,230
‫باشه. قهوه می‌خوری؟

116
00:08:10,280 --> 00:08:11,720
‫آره.

117
00:08:16,360 --> 00:08:19,390
‫اگه این لو بره، کار رایان تمومه.

118
00:08:19,440 --> 00:08:21,430
‫چرا ریسک کرده و حضوری رفته؟

119
00:08:21,480 --> 00:08:23,430
‫پیشنهادی که نمی‌تونسته ردش کرد.

120
00:08:23,480 --> 00:08:27,510
‫یا شاید رایان کسیه که خواسته داره.

121
00:08:27,560 --> 00:08:29,230
‫در همین رابطه،

122
00:08:29,280 --> 00:08:32,990
‫چرا ایموجین باید یه کمک مالی
‫دویست هزار پوندی رو

123
00:08:33,040 --> 00:08:34,710
‫از کسی مثل لو آماتوف قبول کنه؟

124
00:08:34,760 --> 00:08:37,510
‫خب، روی کاغذ، میشه گفت که آدم موجهیه.

125
00:08:37,560 --> 00:08:40,030
‫مگه نه؟ یعنی، ایتون، کمبریج،

126
00:08:40,080 --> 00:08:41,950
‫اون رئیس هیئت‌مدیره‌ی گلد اسکوپ مدیاست.

127
00:08:42,000 --> 00:08:43,470
‫یارو غول فناوریه.

128
00:08:43,520 --> 00:08:45,430
‫به‌علاوه، عضو هیئت‌مدیره‌ی موزه‌ی بریتانیا

129
00:08:45,480 --> 00:08:48,280
‫و مؤسسه کورتولده،
‫به همراه همسرِ رایان.

130
00:08:49,640 --> 00:08:53,950
‫ایموجین دو سال پیش رفته بود
‫به این کنفرانس تو پورتونووی.

131
00:08:54,000 --> 00:08:55,470
‫استوارت هم رفته بود.

132
00:08:55,520 --> 00:08:59,150
‫تقریباً مطمئنم گفت که
‫لو آماتوف اونجا بوده.

133
00:08:59,200 --> 00:09:02,670
‫خب، می‌دونی که مونته‌نگرو پر از پول کثیفه.

134
00:09:02,720 --> 00:09:05,150
‫حیف که نمی‌تونیم تحقیق کنیم.

135
00:09:05,200 --> 00:09:07,200
‫البته اگه به دستوراتمون عمل کنیم.

136
00:09:09,480 --> 00:09:12,110
‫اگه زک بفهمه که ما داریم
‫خارج از روال کار می‌کنیم...

137
00:09:12,160 --> 00:09:15,670
‫خب، نمی‌فهمه، باشه؟
‫نه اگه جلوی چشمش نباشیم.

138
00:09:15,720 --> 00:09:18,190
‫ببین، تا وقتی داری روی گزارشش کار می‌کنی،

139
00:09:18,240 --> 00:09:20,360
‫اصلاً اهمیتی نمیده که من کجام.

140
00:09:22,760 --> 00:09:23,960
‫جایی مد نظرت هست؟

141
00:09:25,200 --> 00:09:26,680
‫آره. بجنب.

142
00:09:28,440 --> 00:09:29,840
‫همین نزدیکی‌هاست.

143
00:09:33,560 --> 00:09:35,070
‫خیلی نزدیک زندگی می‌کنی.

144
00:09:35,120 --> 00:09:38,040
‫آره، خب، معنیش اینه که می‌تونم
‫هر وقت بخوام بیدار شم.

145
00:09:41,480 --> 00:09:42,720
‫بیا تو.

146
00:09:47,200 --> 00:09:50,510
‫خب، هم به مرکز فرماندهی نزدیکه،
‫و هم از چشم زک دوره،

147
00:09:50,560 --> 00:09:51,670
‫پس برش می‌دارم.

148
00:09:51,720 --> 00:09:54,630
‫- خیلی خب، اینم یه کلید یدک.
‫- ممنون.

149
00:09:54,680 --> 00:09:55,910
‫مال شریکم، سندیه،

150
00:09:55,960 --> 00:09:58,560
‫اما هیچوقت اینجا نیست،
‫پس حالا مالِ توئه.

151
00:10:00,240 --> 00:10:03,030
‫شرط می‌بندم رایان اول
‫اعلام نامزدی می‌کنه.

152
00:10:03,080 --> 00:10:05,310
‫خب، اگه ایموجین بخواد
‫باهاش رقابت کنه،

153
00:10:05,360 --> 00:10:08,150
‫استوارت فکر می‌کنه بقیه ازش حمایت می‌کنن.

154
00:10:08,200 --> 00:10:11,470
‫خیلی خب، پس بیا با همین دو نفر شروع کنیم.

155
00:10:11,520 --> 00:10:14,150
‫و اگه کس دیگه‌ای وارد رقابت شد،
‫در موردش تحقیق می‌کنم.

156
00:10:14,200 --> 00:10:15,560
‫- حله؟
‫- آره.

157
00:10:16,840 --> 00:10:19,520
‫پنج روز. بهتره شروع کنیم.

158
00:10:23,320 --> 00:10:24,920
‫شب طولانی‌ای در پیش داریم.

159
00:10:46,480 --> 00:10:48,600
‫اون بهم گفت خطری نداره.

160
00:10:48,960 --> 00:10:51,560
‫چطور متوجه این نشدی؟ چطور؟!

161
00:10:52,000 --> 00:10:53,360
‫چه غلطی می‌کنی؟!

162
00:12:55,240 --> 00:12:56,760
‫توی والتا عملیات اجرا می‌کنی؟

163
00:12:58,720 --> 00:13:01,510
‫دیشب مالت تو لیست هشدار قرار گرفته.

164
00:13:01,560 --> 00:13:03,230
‫از طریق سفارت به دستمون رسید.

165
00:13:03,280 --> 00:13:05,560
‫- هشدار در مورد چیه؟
‫- نمی‌دونم.

166
00:13:07,080 --> 00:13:09,120
‫توی ویلا مأمور گذاشتی؟

167
00:13:10,640 --> 00:13:14,320
‫باید اطلاعاتت در مورد تعطیلات
‫ایگور تو والتا رو بررسی کنم.

168
00:13:15,840 --> 00:13:17,960
‫احتمالش هست که تله بوده باشه؟

169
00:13:19,440 --> 00:13:22,120
‫واسه همین، اینجاییم؟
‫فکر می‌کنی من برات تله گذاشتم؟

170
00:13:24,680 --> 00:13:26,920
‫رئیس‌هات این‌طور فکر می‌کنن.

171
00:13:27,880 --> 00:13:30,630
‫اطلاعات عملیاتم تکان‌دهنده بود،
‫خیلی بزرگ‌تر از چیزی که انتظار داشتیم.

172
00:13:30,680 --> 00:13:32,950
‫و حالا رئیس نگرانِ عواقبشه.

173
00:13:33,000 --> 00:13:34,840
‫چی دستگیرت شد؟

174
00:13:36,160 --> 00:13:37,670
‫ممکنه برات تله گذاشته باشن؟

175
00:13:37,720 --> 00:13:40,000
‫ممکنه کسی بدونه ما تو ویلا شنود داریم؟

176
00:13:40,400 --> 00:13:41,680
‫از طرف من نه.

177
00:13:44,520 --> 00:13:47,680
‫کیت، باید در این مورد
‫به قضاوتم اعتماد کنی.

178
00:13:49,200 --> 00:13:51,640
‫- مگر این‌که فکر کنی بهت دروغ میگم؟
‫- معلومه که نه.

179
00:13:54,440 --> 00:13:57,070
‫سعی کن هر چی می‌تونی در مورد
‫هشدار مالت بفهمی.

180
00:13:57,120 --> 00:13:59,750
‫- مهمه.
‫- باشه.

181
00:13:59,800 --> 00:14:02,280
‫طبق روال همیشگی تماس می‌گیرم.

182
00:14:16,200 --> 00:14:17,270
‫صبح بخیر.

183
00:14:17,320 --> 00:14:19,750
‫- آخرین بار کِی از اکو خبر گرفتی؟
‫- دیشب.

184
00:14:19,800 --> 00:14:22,430
‫پیام داده بود که نتونسته
‫باتریِ میکروفون رو عوض کنه.

185
00:14:22,480 --> 00:14:25,270
‫ممکنه مسکو خبر داشته باشه که
‫ما ایگور رو زیر نظر داریم.

186
00:14:25,320 --> 00:14:27,030
‫لعنتی. چطور؟

187
00:14:27,080 --> 00:14:29,990
‫هنوز نمی‌دونم، ولی تازه مالت رو
‫تو لیست هشدار قرار دادن.

188
00:14:30,040 --> 00:14:32,590
‫دیشب یه عملیات پلیس بزرگ
‫تو گوزو بود. تو اخبار بود.

189
00:14:32,640 --> 00:14:34,870
‫- شاید به خاطر اون باشه.
‫- چی شده؟

190
00:14:34,920 --> 00:14:38,150
‫یه شرکت فناوری فنلاندی
‫تحریم‌های روسیه رو نقض کرده.

191
00:14:38,200 --> 00:14:39,710
‫همین کافیه که مسکو رو حساس کنه.

192
00:14:39,760 --> 00:14:42,070
‫می‌دونی چقدر دوست دارن فکر کنن
‫این جزیره متعلق به اوناست.

193
00:14:42,120 --> 00:14:43,510
‫شاید.

194
00:14:43,560 --> 00:14:46,230
‫اما اول، باید مطمئن شیم اکو در امانه.

195
00:14:46,280 --> 00:14:47,870
‫چقدر می‌تونی به ویلا نزدیک شی؟

196
00:14:47,920 --> 00:14:49,270
‫نمی‌تونم اونقدر نزدیک شم.

197
00:14:49,320 --> 00:14:51,190
‫اما از بالای صخره دید داره.

198
00:14:51,240 --> 00:14:54,950
‫برو اونجا. من درباره‌ی این ماجرای
‫عملیات گوزو با رُز حرف می‌زنم.

199
00:14:55,000 --> 00:14:58,590
‫تا وقتی اکو رو ندیدیم
‫براش پیام دیگه‌ای نفرست.

200
00:14:58,640 --> 00:15:00,200
‫باشه. چشم.

201
00:15:02,440 --> 00:15:04,590
‫می‌دونم حتی حرف زدن
‫در مورد مهاجرت

202
00:15:04,640 --> 00:15:06,510
‫به حساسیت‌های کلانشهری‌تون برمی‌خوره.

203
00:15:06,560 --> 00:15:09,750
‫ممنون میشم اگه چنین پیش‌فرضی نداشته باشی.

204
00:15:09,800 --> 00:15:12,710
‫منظورم اینه که این مسئله چپ و راست نیست.

205
00:15:12,760 --> 00:15:17,510
‫من به جامعه‌ی چندفرهنگی‌مون
‫اعتقاد راسخ دارم،

206
00:15:17,560 --> 00:15:19,670
‫اما باید ازش محافظت بشه.
‫

207
00:15:19,720 --> 00:15:21,190
‫محافظت در برابر چی؟

208
00:15:21,240 --> 00:15:25,510
‫در برابر غرق شدن در سیلِ مهاجرت‌های
‫غیرقانونی، بی‌رویه و مدیریت نشده.

209
00:15:25,560 --> 00:15:26,870
‫اما همین هفته‌ی پیش بود که،

210
00:15:26,920 --> 00:15:29,670
‫وزیر کشور گفت ما به مهاجرها نیاز داریم
‫تا کارهایی رو انجام بدن

211
00:15:29,720 --> 00:15:31,070
‫که بقیه‌ی مردم تمایلی به انجامشون ندارن.

212
00:15:31,120 --> 00:15:32,190
‫آره خب، با این حال،

213
00:15:32,240 --> 00:15:34,630
‫ما بیشتر از یه دهه ست که سالانه
‫صدها هزار نفر رو وارد کشور کردیم

214
00:15:34,680 --> 00:15:39,310
‫بدون این‌که خونه، بیمارستان یا هر چیزی
‫که برای اسکان‌شون نیاز داریم رو بسازیم.

215
00:15:39,360 --> 00:15:41,870
‫به نظر شما دو نفر، این کار عاقلانه‌ست؟

216
00:15:41,920 --> 00:15:44,430
‫چرخوندن چرخ اقتصاد با مهاجرتِ صفر

217
00:15:44,480 --> 00:15:48,630
‫و نرخ مالیات بالای ۷۰ درصد،
‫که شما پیشنهاد دادین،

218
00:15:48,680 --> 00:15:50,230
‫خیلی سخت خواهد بود.

219
00:15:50,280 --> 00:15:53,360
‫آره، برای حقوق‌های بالای ۲۵۰ هزار پوند.

220
00:15:54,360 --> 00:15:56,590
‫پس مشخصاً، از دست دادنِ هر دوی شما
‫حیف و مایه‌ی تأسفه.

221
00:15:56,640 --> 00:16:00,550
‫حزب شین فین، امروز صبح
‫خواستار برگزاری رفراندوم شدن

222
00:16:00,600 --> 00:16:03,950
‫که آیا ایرلند شمالی باید
‫از بریتانیا جدا بشه یا نه.

223
00:16:04,000 --> 00:16:07,400
‫اگه نخست‌وزیر بشین،
‫با این خواسته موافقت می‌کنین؟

224
00:16:09,720 --> 00:16:13,480
‫خب... شاید وقتش رسیده که
‫از خود انگلیسی‌ها بپرسیم.

225
00:16:14,800 --> 00:16:17,390
‫هر چی باشه، هزینه‌ی این اتحاد رو اونا میدن.

226
00:16:17,440 --> 00:16:19,470
‫بریتانیا؛ بمونه یا بره؟

227
00:16:19,520 --> 00:16:21,470
‫جناب وزیر امور خارجه،

228
00:16:21,520 --> 00:16:26,320
‫واقعاً می‌خواید با تحریک احساسات ملی‌گراییِ انگلیسی،
‫کارزارتون رو شروع کنید؟

229
00:16:30,040 --> 00:16:31,790
‫اون حرف‌ها دیگه چه صیغه‌ای بود؟

230
00:16:31,840 --> 00:16:34,150
‫- روزنامه‌های راست‌گرا قاطی می‌کنن.
‫- خوبه.

231
00:16:34,200 --> 00:16:35,550
‫فقط دارم فضا رو متشنج می‌کنم.

232
00:16:35,600 --> 00:16:37,510
‫باید از میانه‌روی فاصله گرفت،
‫شاید بشه موج‌سواری کرد.

233
00:16:37,560 --> 00:16:39,550
‫- یا شایدم غرق بشی، رایان.
‫- فقط چهار روز وقت داریم.

234
00:16:39,600 --> 00:16:42,030
‫می‌خواستی کارزار رو با جنجال
‫شروع کنیم. خب، این همونه.

235
00:16:42,080 --> 00:16:43,590
‫اون جنجال قرار بود موضع‌گیریِ قاطعانه

236
00:16:43,640 --> 00:16:44,910
‫در مورد کاهش مهاجرت باشه،

237
00:16:44,960 --> 00:16:46,830
‫نه بنزین ریختن رو آتیشِ ملی‌گرایی.

238
00:16:46,880 --> 00:16:49,070
‫این رقابت انتخاباتیه، ملیسا.
‫باید وعده‌ی تغییر بدم.

239
00:16:49,120 --> 00:16:50,350
‫خب، نماینده‌هامون از این کار بدشون میاد.

240
00:16:50,400 --> 00:16:52,630
‫آره، بعضی‌هاشون.
‫ولی بدنه‌ی اصلی حزب باهام موافقن،

241
00:16:52,680 --> 00:16:54,240
‫بیشتر از چیزی که بخوان اعتراف کنن.

242
00:16:55,440 --> 00:16:57,510
‫درک می‌کنم، معلومه که درک می‌کنم.

243
00:16:57,560 --> 00:16:59,590
‫ولی دفعه‌ی بعد که خواستی
‫کل شب رو غیبت بزنه،

244
00:16:59,640 --> 00:17:02,190
‫اگه فقط یه پیام بهم بدی،
‫خیلی خوب میشه، ممنون.

245
00:17:02,240 --> 00:17:05,590
‫- متأسفم. یه مشکلی پیش اومد.
‫- امیدوارم ارزشش رو داشته بوده باشه.

246
00:17:05,640 --> 00:17:07,870
‫اینجا اوضاع کاملاً بهم ریخته.

247
00:17:07,920 --> 00:17:10,350
‫نمی‌دونم امروز صبح اون دیوونه رو
‫توی برنامه‌ی صبح بخیر بریتانیا دیدی یا نه

248
00:17:10,400 --> 00:17:15,150
‫که از رفراندوم انگلیسی‌ها
‫برای خروج از بریتانیا حرف می‌زد.

249
00:17:15,200 --> 00:17:17,030
‫این فقط یه بازیِ پوپولیستیه.

250
00:17:17,080 --> 00:17:20,390
‫- نمی‌تونه جدی باشه، می‌تونه؟
‫- خب، کی می‌دونه؟

251
00:17:20,440 --> 00:17:23,550
‫حداقل حالا با اعلام نامزدیش
‫به ایموجین شوک وارد کرده.

252
00:17:23,600 --> 00:17:26,360
‫- یعنی، ایموجین هنوز دودله.
‫- فکر می‌کنی کس دیگه‌ای هم نامزد بشه؟

253
00:17:27,600 --> 00:17:30,550
‫نه، اگه انقدر لفتش نده، نه.

254
00:17:30,600 --> 00:17:32,070
‫اوه عزیزم، تا یادم نرفته،

255
00:17:32,120 --> 00:17:34,790
‫اون کنفرانسِ مونته‌نگرو رو یادته؟

256
00:17:34,840 --> 00:17:36,510
‫همونی که نمی‌خواستی بری؟

257
00:17:36,560 --> 00:17:39,990
‫اون یه جور سفر تفریحیِ تبلیغاتی
‫برای صنعت توریسم بود، نه؟

258
00:17:40,040 --> 00:17:43,030
‫آره، برای هتل‌ها. آره،
‫داشتیم برای جذب سرمایه تلاش می‌کردیم.

259
00:17:43,080 --> 00:17:45,790
‫- چطور؟
‫- یادت هست کی ترتیبش داده بود؟

260
00:17:45,840 --> 00:17:48,150
‫آخه وزارت امور خارجه بدجوری پیگیرمه

261
00:17:48,200 --> 00:17:51,510
‫که امنیت وزرا در خارج کشور رو بازبینی کنم.

262
00:17:51,560 --> 00:17:55,310
‫- انگار به این کارهای اداریِ اضافه نیاز دارم.
‫- آره، یادمه کی ترتیبش داده بود.

263
00:17:55,360 --> 00:17:58,070
‫شخصِ جناب لجن، لو آماتوف.

264
00:17:58,120 --> 00:18:03,110
‫اون... ما و یه سری سیاهی‌لشکر رو
‫دعوت کرده بود.

265
00:18:03,160 --> 00:18:05,630
‫راستش من و جاش به ایموجین گفتیم
‫نباید خودش رو به زحمت بندازه،

266
00:18:05,680 --> 00:18:07,270
‫اما اون به یه دلیلی خیلی مُصر بود.

267
00:18:07,320 --> 00:18:08,710
‫تونستین سرمایه جذب کنین؟

268
00:18:08,760 --> 00:18:11,390
‫نه، معلومه که نه. تنها چیزی که
‫گیرم اومد مسمومیت غذایی بود.

269
00:18:11,440 --> 00:18:12,830
‫یادته مسمومیت غذایی گرفتم؟

270
00:18:12,880 --> 00:18:15,030
‫اوه آره، همون ماهی مرکب معروف.

271
00:18:15,080 --> 00:18:17,670
‫به خاطر ماهی مرکب بود، آره، افتضاح بود.
‫اه! خواهش می‌کنم...

272
00:18:17,720 --> 00:18:18,790
‫باید برم.

273
00:18:18,840 --> 00:18:21,750
‫اوه گوش کن، یادت نره امشب
‫جلسه اولیا و مربیانِ فیونا‌ست.

274
00:18:21,800 --> 00:18:26,110
‫دستورِ اکید داده که لباس ضایع نپوشیم، باشه؟

275
00:18:26,160 --> 00:18:29,670
‫هرچند تا جایی که به اون مربوطه
‫این کار غیرممکنه. دوستت دارم.

276
00:18:29,720 --> 00:18:31,190
‫خیلی خب. منم...

277
00:18:31,240 --> 00:18:32,880
‫...دوستت دارم.

278
00:18:35,280 --> 00:18:37,590
‫با ستاد ارتباطات دولت
‫و لنگلی حرف زدم.

279
00:18:37,640 --> 00:18:39,790
‫هیچ سیگنال مشکوکی از مالت دریافت نکردن،

280
00:18:39,840 --> 00:18:41,350
‫به جز همون عملیاتِ گوزو،

281
00:18:41,400 --> 00:18:44,200
‫پس احتمالاً به همین دلیله که
‫مسکو روش حساس شده.

282
00:18:45,320 --> 00:18:46,790
‫احتمالاً کافی نیست.

283
00:18:46,840 --> 00:18:49,360
‫به محض این‌که جولی از نزدیک اکو رو ببینه،
‫دوباره هماهنگ می‌شیم.

284
00:18:50,720 --> 00:18:51,950
‫از برادرش چه خبر؟

285
00:18:52,000 --> 00:18:54,190
‫منتقلش کردیم به یه خوابگاه
‫توی سن‌پترزبورگ.

286
00:18:54,240 --> 00:18:55,830
‫به محض این‌که جولی رو بکشیم بیرون،

287
00:18:55,880 --> 00:18:57,920
‫اون رو هم راهیِ مرز می‌کنیم.

288
00:19:07,440 --> 00:19:17,440
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

289
00:19:26,960 --> 00:19:30,480
‫[کنفرانس هتل‌های بین‌المللی مونته‌نگرو]
‫[سرمایه‌گذاری. نبوغ. نوآوری]

290
00:19:30,520 --> 00:19:32,360
‫بروشور قشنگیه.

291
00:19:34,640 --> 00:19:38,080
‫به تاریخش نگاه کن.
‫ببین کی اونجا بوده.

292
00:19:39,480 --> 00:19:42,070
‫درست دو هفته قبل از این‌که
‫لو اولین کمک مالیش رو

293
00:19:42,120 --> 00:19:43,550
‫به خیریه‌ی هری کانرد انجام بده.

294
00:19:43,600 --> 00:19:46,550
‫هوم. خب، این بده‌بستونِ زیرکانه‌ای نیست، نه؟

295
00:19:46,600 --> 00:19:47,950
‫دقیقاً.

296
00:19:48,000 --> 00:19:49,710
‫پس چرا اعلامش نکرده؟

297
00:19:49,760 --> 00:19:52,950
‫برای این‌که نذاره مطبوعات بفهمن
‫با یه الیگارش روس رابطه داره.

298
00:19:53,000 --> 00:19:55,430
‫وجهه‌ی خوبی برای وزارت کشور نداره.

299
00:19:55,480 --> 00:19:57,950
‫خب. از خودش می‌پرسی؟

300
00:19:58,000 --> 00:20:00,520
‫فکر کنم از آنجلا وایت شروع کنم.

301
00:20:02,440 --> 00:20:03,950
‫جولیه.

302
00:20:04,000 --> 00:20:07,350
‫- چه خبر؟
‫- نمی‌تونم ببینمش.

303
00:20:07,400 --> 00:20:09,270
‫دیدم به تراس محدوده،

304
00:20:09,320 --> 00:20:11,920
‫اما متی داره به ساندرو صبحونه میده.

305
00:20:13,080 --> 00:20:14,750
‫همون‌جا که هستی بمون

306
00:20:14,800 --> 00:20:17,440
‫و به محض این‌که چیز متفاوتی دیدی،
‫بهم زنگ بزن.

307
00:20:29,760 --> 00:20:31,110
‫خب، اگه همونی باشه که میگی،

308
00:20:31,160 --> 00:20:32,910
‫می‌تونه بازی رو عوض کنه، مگه نه؟

309
00:20:32,960 --> 00:20:34,790
‫نه، فکر کنم باید صبر کنیم.

310
00:20:34,840 --> 00:20:37,230
‫الان زمان مناسبی نیست، اما...

311
00:20:37,280 --> 00:20:39,400
‫باشه. باشه، آره، ممنون.
‫باشه، بعداً بهت زنگ می‌زنم.

312
00:20:42,120 --> 00:20:43,430
‫بسیار خب.

313
00:20:43,480 --> 00:20:46,070
‫یه فیلم مربوط به یکی از
‫سیاستمدارهای زنِ خاص

314
00:20:46,120 --> 00:20:47,630
‫به دستم رسیده.

315
00:20:47,680 --> 00:20:49,710
‫خب. چجور فیلمی؟

316
00:20:49,760 --> 00:20:51,510
‫باید از قوه‌ی تخیلمون استفاده کنیم.

317
00:20:51,560 --> 00:20:53,430
‫چی؟ فیلم رسوایی ایموجین کانرد؟

318
00:20:53,480 --> 00:20:57,510
‫هیس. باورنکردنی به نظر میاد،
‫اما از یه منبع موثق شنیدم.

319
00:20:57,560 --> 00:20:59,350
‫خب، از کجا می‌دونی قراره لو بره؟

320
00:20:59,400 --> 00:21:01,310
‫نمی‌دونم. فقط بهم خبر دادن
‫که ممکنه این اتفاق بیفته.

321
00:21:01,360 --> 00:21:02,750
‫- کی بهت خبر داده؟
‫- یه خبرنگار.

322
00:21:02,800 --> 00:21:05,030
‫نمی‌دونم. اصلاً فرقی هم نمی‌کنه کی، نه؟

323
00:21:05,080 --> 00:21:07,110
‫فقط باید یه استراتژی داشته باشیم
‫که اگه لو رفت، غافلگیر نشیم.

324
00:21:07,160 --> 00:21:09,350
‫البته، از صمیم قلب امیدوارم این‌طور نشه.

325
00:21:09,400 --> 00:21:11,560
‫این قضیه ربطی به ما نخواهد داشت،
‫مگه نه رایان؟

326
00:21:19,760 --> 00:21:21,310
‫می‌خواستید من رو ببینید؟

327
00:21:21,360 --> 00:21:23,750
‫خانم وایت، مطمئن نیستم
‫من رو یادتون باشه.

328
00:21:23,800 --> 00:21:24,990
‫البته که یادمه.

329
00:21:25,040 --> 00:21:26,750
‫توی کمیته اصلاً کوتاه نیومدید،

330
00:21:26,800 --> 00:21:29,390
‫که به نظر من برای حیطه‌ی کاری شما
‫یه ویژگیِ خوب محسوب میشه.

331
00:21:29,440 --> 00:21:30,950
‫بذارید اسمتون رو ثبت کنم.

332
00:21:31,000 --> 00:21:33,760
‫فکر کنم بهتره یه قدمی بزنیم.
‫اشکالی نداره؟

333
00:21:35,880 --> 00:21:38,430
‫من توی کنفرانس مونته‌نگرو بودم
‫چون لو ازم خواسته بود،

334
00:21:38,480 --> 00:21:40,230
‫و این رو مخفی نکردم.

335
00:21:40,280 --> 00:21:43,190
‫برای این‌که خیالتون رو راحت کنم،
‫اون به حزب محلیِ من کمک مالی می‌کنه.

336
00:21:43,240 --> 00:21:45,230
‫درخواستِ معقولی به نظر می‌رسید.

337
00:21:45,280 --> 00:21:47,950
‫آیا وزیر کشور در مورد اهدافش
‫از این سفر صحبتی کرد؟

338
00:21:48,000 --> 00:21:50,910
‫من اصلاً ندیدمش. حدس زدم مثل من
‫به خاطر لطف به لو اونجاست،

339
00:21:50,960 --> 00:21:54,150
‫اما به نظر نمی‌رسید همایش رو
‫خیلی جدی گرفته باشه.

340
00:21:54,200 --> 00:21:57,230
‫- منظورتون چیه؟
‫- توی هیچ‌کدوم از جلسات نبود.

341
00:21:57,280 --> 00:22:01,830
‫به نظر می‌رسید... بذارید این‌طوری بگم،
‫سرش جای دیگه‌ای گرم بود.

342
00:22:01,880 --> 00:22:03,310
‫با چی؟

343
00:22:03,360 --> 00:22:06,440
‫وقتِ خیلی زیادی رو صرف خوش‌گذرونی
‫با دستیارش می‌کرد.

344
00:22:07,520 --> 00:22:09,150
‫فکر کنم دوتا دستیار داشت.

345
00:22:09,200 --> 00:22:10,790
‫یکی‌شون به خاطر مسمومیت بستری بود.

346
00:22:10,840 --> 00:22:13,870
‫- اون یکی بود. جان؟
‫- جاش. جاشوا لانگ؟

347
00:22:13,920 --> 00:22:15,550
‫جَوون خوش‌تیپیه.

348
00:22:15,600 --> 00:22:17,470
‫شایدم واقعاً خبری نبوده.

349
00:22:17,520 --> 00:22:19,920
‫اما نمی‌تونم بگم که هیچوقت
‫کاملاً بهش اعتماد داشتم.

350
00:22:21,440 --> 00:22:23,270
‫ببین، داری حرف توی دهنِ من می‌ذاری.

351
00:22:23,320 --> 00:22:24,630
‫نگفتم کلاً کنارش گذاشتم،

352
00:22:24,680 --> 00:22:27,400
‫اما به این معنا نیست که
‫تأییدش هم کرده باشم.

353
00:22:28,680 --> 00:22:31,430
‫نه، معلومه که اون پشت اراجیف
‫رفراندوم رایان واکر نیست.

354
00:22:31,480 --> 00:22:34,990
‫توییتر؟ بیخیال، تنها چیزی
‫که توییتر نشون میده

355
00:22:35,040 --> 00:22:37,590
‫مردونگیِ ایلان ماسکه که
‫به طور مصنوعی افزایش پیدا کرده.

356
00:22:37,640 --> 00:22:39,030
‫می‌بینمت.

357
00:22:39,080 --> 00:22:42,510
‫- می‌تونم این رو برای بیانیه‌ام بردارم؟
‫- نمی‌تونیم بیشتر از این معطل کنیم.

358
00:22:42,560 --> 00:22:45,750
‫باید از رایان جلو بزنیم، خب؟

359
00:22:45,800 --> 00:22:47,400
‫بازم قهوه لازم دارم.

360
00:22:49,040 --> 00:22:50,430
‫فکر می‌کنی باید چیکار کنم، عزیزم؟

361
00:22:50,480 --> 00:22:53,790
‫من همیشه گفتم رایان باهوش‌تر
‫از چیزیه که نشون میده.

362
00:22:53,840 --> 00:22:55,270
‫اون یه تخریب‌گره.

363
00:22:55,320 --> 00:22:57,880
‫و هنوز حتی سراغ ما هم نیومده.

364
00:22:59,040 --> 00:23:01,240
‫پس باید جلوش رو بگیری.

365
00:23:02,720 --> 00:23:05,040
‫سایمون، سلام.

366
00:23:06,120 --> 00:23:08,350
‫وزیر امور خارجه داروهای توهم‌زا مصرف می‌کنه؟

367
00:23:08,400 --> 00:23:13,040
‫آره، متأسفانه اون الان
‫یه معتاد کراکیِ تمام‌عیاره، سایمون.

368
00:23:19,440 --> 00:23:21,390
‫ملیسا؟ من کیت هستم.

369
00:23:21,440 --> 00:23:23,710
‫قبلاً با شوهرم، استوارت،
‫توی روزنامه‌ی گاردین کار می‌کردی.

370
00:23:23,760 --> 00:23:24,990
‫توی جشن کریسمس همدیگه رو دیدیم.

371
00:23:25,040 --> 00:23:27,550
‫اوه، شما همون مأمور دولتی هستی.

372
00:23:27,600 --> 00:23:29,590
‫وزارت کشور یا وزارت دفاع بود؟

373
00:23:29,640 --> 00:23:31,520
‫در واقع من برای سرویس اطلاعات مخفی کار می‌کنم.

374
00:23:31,560 --> 00:23:35,320
‫داریم یه مسئله درباره‌ی امنیتِ
‫وزیر امور خارجه رو بررسی می‌کنیم.

375
00:23:36,400 --> 00:23:38,110
‫- کِی بوده؟
‫- دیروز.

376
00:23:38,160 --> 00:23:40,110
‫یه عملیاتِ روتین توی لیسبون داشتیم

377
00:23:40,160 --> 00:23:41,790
‫و متوجه شدیم که اون محلِ اجلاس رو

378
00:23:41,840 --> 00:23:43,670
‫بدون افسرهای محافظش ترک کرده.

379
00:23:43,720 --> 00:23:45,390
‫- من در جریان نبودم.
‫- نه؟

380
00:23:45,440 --> 00:23:48,990
‫پس برای تیمِ حفاظتیش جای نگرانی وجود نداره؟

381
00:23:49,040 --> 00:23:51,310
‫تا جایی که من می‌دونم، نه.

382
00:23:51,360 --> 00:23:54,350
‫رفته بود تا با لو آماتوف دیدار کنه، درسته؟

383
00:23:54,400 --> 00:23:56,590
‫یه مهمونی توی یه ویلای خصوصی.

384
00:23:56,640 --> 00:23:58,790
‫عجیبه که انگار نمی‌تونیم
‫سندی از این رویداد

385
00:23:58,840 --> 00:24:00,390
‫توی برنامه‌ی زمان‌بندیِ رسمی پیدا کنیم.

386
00:24:00,440 --> 00:24:02,670
‫خب، لو یکی از دوست‌های صمیمیِ
‫وزیر امور خارجه‌ست،

387
00:24:02,720 --> 00:24:03,950
‫این راز نیست.

388
00:24:04,000 --> 00:24:06,920
‫نظرت در مورد این‌که
‫دیمیتری کریمسوف هم اونجا بود چیه؟

389
00:24:09,760 --> 00:24:11,040
‫این اتهام خیلی بزرگیه.

390
00:24:13,600 --> 00:24:15,790
‫باید در این مورد با وزیر امور خارجه صحبت کنم.

391
00:24:15,840 --> 00:24:18,510
‫مطمئنم اون خیلی مشتاقه که
‫جلوی یه رسوایی دیپلماتیک رو بگیره،

392
00:24:18,560 --> 00:24:21,200
‫مخصوصاً با توجه به این‌که تازه
‫نامزدیش برای رهبری رو اعلام کرده.

393
00:24:22,360 --> 00:24:24,150
‫انتظار داری در موردش چیکار کنم؟

394
00:24:24,200 --> 00:24:26,000
‫با من حرف بزن، ملیسا.

395
00:24:27,120 --> 00:24:30,320
‫رایان زیاد غیبش می‌زنه؟
‫تو رو در جریانِ کارها نمی‌ذاره؟

396
00:24:31,640 --> 00:24:33,520
‫ممکنه به زودی کشور رو اداره کنه.

397
00:24:34,720 --> 00:24:36,070
‫استوارت بهت گفت بیای سراغ من؟

398
00:24:36,120 --> 00:24:39,520
‫البته که نه. این موضوع بینِ خودمونه.

399
00:24:41,200 --> 00:24:44,040
‫- من باید برم.
‫- اگه خواستی بیشتر صحبت کنی...

400
00:24:46,680 --> 00:24:48,360
‫به طور محرمانه، البته.

401
00:25:02,320 --> 00:25:04,640
‫- [یه روز قشنگِ دیگه]
‫- خدا رو شکر.

402
00:25:20,640 --> 00:25:21,990
‫می‌بینمش.

403
00:25:22,040 --> 00:25:24,670
‫با ساندرو ورق بازی می‌کنه،
‫و پیام داده که حالش خوبه.

404
00:25:24,720 --> 00:25:25,990
‫همه چی عادی به نظر می‌رسه.

405
00:25:26,040 --> 00:25:27,990
‫بهت گفته بودم دیگه براش پیام نفرست.

406
00:25:28,040 --> 00:25:29,270
‫من نفرستادم.

407
00:25:29,320 --> 00:25:31,760
‫پس چرا جوابِ سؤالی رو میده
‫که تو نپرسیدی؟

408
00:25:33,640 --> 00:25:34,950
‫می‌تونی عکس‌ها رو برام بفرستی؟

409
00:25:35,000 --> 00:25:36,590
‫الان برمی‌گردم و یه نگاهی بهشون میندازم.

410
00:25:36,640 --> 00:25:38,040
‫الان می‌فرستم.

411
00:25:39,680 --> 00:25:41,680
‫استوارت.

412
00:25:43,080 --> 00:25:44,150
‫خوبی؟

413
00:25:44,200 --> 00:25:45,270
‫تو به زنت گفتی،

414
00:25:45,320 --> 00:25:47,190
‫زنی که یادت رفته بود بگی
‫برای سرویس اطلاعات کار می‌کنه،

415
00:25:47,240 --> 00:25:49,150
‫چیزی رو که توی منچستر
‫محرمانه با هم مطرح کردیم؟

416
00:25:49,200 --> 00:25:51,910
‫شاید یه چیزهایی بهش گفتم که
‫تو ناراحت و عصبانی بودی، آره.

417
00:25:51,960 --> 00:25:53,910
‫هر چی توی کنفرانس اتفاق می‌افته،
‫توی همون کنفرانس می‌مونه.

418
00:25:53,960 --> 00:25:55,270
‫مگه قانون طلایی همین نیست، رفیق؟

419
00:25:55,320 --> 00:25:57,750
‫چیزی نبود که بقیه نتونن
‫حدس بزنن، بود؟ هان؟

420
00:25:57,800 --> 00:26:00,070
‫ولی، ببخشید. جدی میگم، شرمنده‌ام.

421
00:26:00,120 --> 00:26:02,320
‫پس چی، کیت چیزی بهت گفته؟

422
00:26:03,520 --> 00:26:05,950
‫نمی‌خوام کار به کثیف‌کاری بکشه، استوارت.

423
00:26:06,000 --> 00:26:07,830
‫من برای این وارد سیاست نشدم.

424
00:26:07,880 --> 00:26:09,920
‫پس چرا داری برای رایان واکر کار می‌کنی؟

425
00:26:11,440 --> 00:26:13,880
‫هان؟ این کجاش با عقل جور درمیاد؟

426
00:26:15,680 --> 00:26:18,230
‫اون نباید دور و بر خیابون داونینگ آفتابی بشه،

427
00:26:18,280 --> 00:26:20,070
‫تو این رو می‌دونی و منم می‌دونم که می‌دونی.

428
00:26:20,120 --> 00:26:21,790
‫به من گوش کن. گوش کن.

429
00:26:21,840 --> 00:26:25,950
‫توی دفترِ ما همیشه برای آدمی مثل تو جا هست.

430
00:26:26,000 --> 00:26:27,480
‫این رو با قطعیت میگم.

431
00:26:28,520 --> 00:26:30,840
‫می‌دونم ایموجین فوری استخدامت می‌کنه.
‫می‌دونم.

432
00:26:33,160 --> 00:26:34,800
‫فقط بهش فکر کن.

433
00:26:36,880 --> 00:26:38,240
‫یکم بهش فکر کن.

434
00:26:46,680 --> 00:26:47,880
‫وایسا. یه دونه برگرد عقب.

435
00:26:49,040 --> 00:26:51,270
‫اون رو گوشه‌ی کادر می‌بینی؟

436
00:26:51,320 --> 00:26:54,480
‫دارن ورق‌بازی می‌کنن.
‫چرا باید محافظ لازم داشته باشن؟

437
00:26:59,560 --> 00:27:02,560
‫تازه یه پیام دیگه اومد.
‫درخواست ملاقات داده.

438
00:27:04,360 --> 00:27:07,950
‫امیدوارم مامانت خوب باشه،
‫خوبه که زودتر ببینمش.

439
00:27:08,000 --> 00:27:10,630
‫توی یکی از عکس‌هات
‫یه مأمور امنیتی می‌بینیم.

440
00:27:10,680 --> 00:27:11,790
‫خب که چی؟

441
00:27:11,840 --> 00:27:13,710
‫فکر کنم لو رفته.

442
00:27:13,760 --> 00:27:16,830
‫داره جواب سؤال‌هایی رو میده که نپرسیدیم،
‫براش نگهبان گذاشتن،

443
00:27:16,880 --> 00:27:18,880
‫و حالا یهو می‌خواد ملاقات کنه.

444
00:27:22,040 --> 00:27:24,560
‫خیلی خب. قدم بعدی چیه؟

445
00:27:25,640 --> 00:27:27,590
‫با زک حرف می‌زنم.

446
00:27:27,640 --> 00:27:29,720
‫اما فکر کنم مجبورم برگردم اونجا.

447
00:27:36,000 --> 00:27:37,630
‫فکر می‌کنی درخواست ملاقاتش یه تله‌ست؟

448
00:27:37,680 --> 00:27:40,550
‫نمی‌دونم، ولی یه جای کار می‌لنگه.

449
00:27:40,600 --> 00:27:43,750
‫و حالا می‌دونیم که مالت از دیشب
‫توی لیستِ هشدار قرار گرفته.

450
00:27:43,800 --> 00:27:46,000
‫می‌تونی یه تیم برای خارج کردنش بفرستی؟

451
00:27:50,360 --> 00:27:51,520
‫ریسکش خیلی بالاست، کیت.

452
00:27:52,880 --> 00:27:54,830
‫در بهترین حالت می‌تونیم
‫دو روزه برسونیمت اونجا.

453
00:27:54,880 --> 00:27:58,670
‫ولی برای رد کردن اسلحه
‫از طریق محموله دیپلماتیک،

454
00:27:58,720 --> 00:28:00,390
‫به تأیید وزیر امور خارجه نیاز داریم.

455
00:28:00,440 --> 00:28:02,600
‫من دو روز وقت ندارم.
‫مجبورم بدون اسلحه برم.

456
00:28:04,280 --> 00:28:07,070
‫به عنوان افسر امنیتت نمی‌تونم
‫چنین کاری رو توصیه کنم.

457
00:28:07,120 --> 00:28:09,470
‫تیم امنیتیِ ایگور تا دندون مسلحن،

458
00:28:09,520 --> 00:28:11,120
‫و ممکنه نیروی بیشتری هم تو راه باشه.

459
00:28:12,480 --> 00:28:15,520
‫متأسفم، اما جوابم منفیه.

460
00:28:16,960 --> 00:28:19,190
‫ما هیچ تصوری نداریم اونجا قراره چی بشه،

461
00:28:19,240 --> 00:28:21,720
‫که دقیقاً همون چیزیه که مسکو همیشه می‌خواد.

462
00:28:23,840 --> 00:28:26,200
‫مجبوریم فقط امیدوار باشیم اشتباه می‌کنی و...

463
00:28:27,400 --> 00:28:29,080
‫اکو لو نرفته.

464
00:28:40,720 --> 00:28:42,390
‫من اون دختر رو اونجا ول نمی‌کنم.

465
00:28:42,440 --> 00:28:44,830
‫اون تصمیمِ درست رو گرفت.
‫چیزهای زیادی هست که نمی‌دونیم.

466
00:28:44,880 --> 00:28:47,950
‫من به اون و الکسی یه قولی دادم.

467
00:28:48,000 --> 00:28:51,230
‫می‌دونم مأمورهات چقدر برات مهمن
‫برای همین این کار رو قبول کردی.

468
00:28:51,280 --> 00:28:54,150
‫اما باید بدونی کِی یه عملیات
‫از کنترلت خارج میشه.

469
00:28:54,200 --> 00:28:55,680
‫من اون رو اونجا ول نمی‌کنم، رُز.

470
00:28:56,920 --> 00:28:58,990
‫فرض کن زک درست بگه
‫و تو مستقیم بری توی تله.

471
00:28:59,040 --> 00:29:00,670
‫از پسش برمیام.

472
00:29:00,720 --> 00:29:04,080
‫- پس اولویتت باید این باشه که...
‫- ببخشید.

473
00:29:06,160 --> 00:29:08,630
‫از بخش روسیه محافظت کنی؟

474
00:29:08,680 --> 00:29:11,270
‫اگه هر کدومتون اونجا لو برید،

475
00:29:11,320 --> 00:29:13,910
‫هفته‌ها طول می‌کشه
‫یه تیم جدید رو راه بندازیم.

476
00:29:13,960 --> 00:29:16,790
‫که تا اون موقع،
‫مهره‌ی مسکو به نخست‌وزیری می‌رسه.

477
00:29:16,840 --> 00:29:18,240
‫این ریسکیه که باید بپذیرم.

478
00:29:21,560 --> 00:29:24,080
‫تو یکم استراحت کن، باشه؟

479
00:29:25,080 --> 00:29:27,190
‫برو خونه، بچه‌هات رو ببین.

480
00:29:27,240 --> 00:29:29,080
‫لعنتی، فیونا.

481
00:29:42,520 --> 00:29:44,910
‫ایناهاش. گفتم که میاد.

482
00:29:44,960 --> 00:29:48,350
‫- چه خوب شد اومدی.
‫- ببخشید دیر کردم عزیزم. ببخشید.

483
00:29:48,400 --> 00:29:50,390
‫- چی رو از دست دادم؟
‫- همون داستانِ همیشه‌ست.

484
00:29:50,440 --> 00:29:52,310
‫ذهن فوق‌العاده‌ای داره

485
00:29:52,360 --> 00:29:53,830
‫وقتی تمرکز می‌کنه.

486
00:29:53,880 --> 00:29:55,470
‫اما حواسش خیلی راحت پرت میشه.

487
00:29:55,520 --> 00:29:59,510
‫وای، خیلی خب، ایموجینه.
‫اون... اون قبول کرد.

488
00:29:59,560 --> 00:30:02,070
‫- باشه.
‫- خب، پس من دیگه میرم.

489
00:30:02,120 --> 00:30:04,950
‫خب، ما همه درس‌ها جز تاریخ
‫و سیاست رو بررسی کردیم.

490
00:30:05,000 --> 00:30:06,790
‫و این صف برای انتخابِ
‫درس‌های سطح الفه.

491
00:30:06,840 --> 00:30:08,750
‫استو، من امشب هم باید تا دیر وقت کار کنم.

492
00:30:08,800 --> 00:30:11,000
‫دوستت دارم عزیزم. خداحافظ. خداحافظ.

493
00:30:12,840 --> 00:30:15,550
‫- بعدی؟
‫- مامان!

494
00:30:15,600 --> 00:30:18,680
‫ببخشید. کاملاً در خدمتم. سلام.

495
00:30:21,160 --> 00:30:23,750
‫خب، کسی ۸۰۰۰ پوند پیشنهاد میده؟
‫۸۰۰۰ پوند؟

496
00:30:23,800 --> 00:30:26,790
‫ممنون. ۸۵۰۰؟ ۹۰۰۰.

497
00:30:26,840 --> 00:30:28,350
‫۹. ۱۰ هزار.

498
00:30:28,400 --> 00:30:30,790
‫خب یه پیشنهاد ۱۰ هزار پوندی

499
00:30:30,840 --> 00:30:34,310
‫برای این لیتوگرافِ فوق‌العاده‌ی ماتیس دارم.
‫آیا کسی...؟

500
00:30:34,360 --> 00:30:36,590
‫۱۱۰۰۰. ممنون آقا.

501
00:30:36,640 --> 00:30:38,390
‫۱۲۰۰۰.

502
00:30:38,440 --> 00:30:42,230
‫پیشنهاد۱۳۰۰۰ پوندی هست؟ ۱۴۰۰۰.

503
00:30:42,280 --> 00:30:46,120
‫آقای آماتوف، رُندش کنیم؟
‫۱۵۰۰۰ برای چنین هدف خوبی؟

504
00:30:51,160 --> 00:30:54,200
‫فروخته شد. ۱۵۰۰۰ پوند به آقای مهربان.

505
00:30:57,400 --> 00:30:59,350
‫خیلی متأسفم، جیمز، اون گرفتار شده.

506
00:30:59,400 --> 00:31:01,560
‫میشه ۲۰ دقیقه عقبش بندازیم، لطفاً؟

507
00:31:02,880 --> 00:31:04,790
‫خب فعلاً اون تنها نامزده

508
00:31:04,840 --> 00:31:06,590
‫پس معلومه که برنده میشه.

509
00:31:06,640 --> 00:31:10,430
‫ملیسا فکر می‌کنه
‫یه رفتارِ مردانه‌ی سمّی تعبیر میشه.

510
00:31:10,480 --> 00:31:12,750
‫ملیسا یه دهه هفتادی اخلاق‌گراست.

511
00:31:12,800 --> 00:31:14,110
‫باور کن، هر کسی که زن باشه،

512
00:31:14,160 --> 00:31:16,070
‫فقط می‌شینه و از  هیکل ایموجین بدگویی می‌کنه.

513
00:31:16,120 --> 00:31:17,790
‫در هر صورت، مجبورش می‌کنه کنار بکشه.

514
00:31:17,840 --> 00:31:19,550
‫اگه جرأتش رو داشته باشه
‫که مقابل تو بایسته.

515
00:31:19,600 --> 00:31:21,870
‫اما بازم، این بهای سنگینیه که باید بپردازه.

516
00:31:21,920 --> 00:31:23,310
‫نمی‌دونم این فیلمه واقعاً چقدر بده.

517
00:31:23,360 --> 00:31:25,470
‫اگه می‌خوای برنده بشی،
‫باید با تمام برگ‌های برنده‌ات بازی کنی.

518
00:31:25,520 --> 00:31:27,310
‫با اقداماتِ نصفه نیمه به جایی نمی‌رسی.

519
00:31:27,360 --> 00:31:28,350
‫ببخشید که حرفتون رو قطع می‌کنم.

520
00:31:28,400 --> 00:31:30,390
‫باید ببرمش برای مصاحبه با روزنامه تایمز.

521
00:31:30,440 --> 00:31:32,480
‫- می‌تونید توی ماشین صحبت کنید.
‫- باشه. بسیار خب.

522
00:31:32,560 --> 00:31:33,830
‫لطفاً بهم بگو که خبر لو رفتن فیلم

523
00:31:33,880 --> 00:31:35,430
‫توی اون مهمونیِ لیسبون نبوده.

524
00:31:35,480 --> 00:31:38,280
‫- نه، معلومه که نه.
‫- اصلاً وجود خارجی داره؟

525
00:31:39,640 --> 00:31:42,030
‫- روس‌ها ضبطش کردن؟
‫- آره، وجود داره.

526
00:31:42,080 --> 00:31:45,430
‫و بهت گفتم، اصلاً نمی‌دونم
‫کی اون لامصب رو ضبط کرده یا کی باهاشه.

527
00:31:45,480 --> 00:31:47,230
‫باشه، اگه واقعی باشه و سرنخی باشه

528
00:31:47,280 --> 00:31:49,750
‫که تو پشت لو رفتنش بودی،
‫می‌دونی که ما رو غرق می‌کنه؟

529
00:31:49,800 --> 00:31:51,790
‫- خب قطعاً اول اون رو غرق می‌کنه.
‫- نه لزوماً.

530
00:31:51,840 --> 00:31:54,310
‫یه رسوایی شخصی مثل این می‌تونه
‫ازش یه قهرمان بسازه.

531
00:31:54,360 --> 00:31:55,950
‫مخصوصاً اگه کرملین پشتش باشه.

532
00:31:56,000 --> 00:31:58,070
‫- هیچ مدرکی از این وجود نداره.
‫- مهم نیست.

533
00:31:58,120 --> 00:32:00,310
‫رسانه‌های جناح راست جشن می‌گیرن.

534
00:32:00,360 --> 00:32:02,750
‫میگن تو مثل یکی از هم‌قطارهای مسکو هستی،

535
00:32:02,800 --> 00:32:04,030
‫مثل چپ‌های قدیمی.

536
00:32:04,080 --> 00:32:07,430
‫لو آماتوف تو مهمونی لیسبون بود؟

537
00:32:07,480 --> 00:32:09,310
‫اون دوستِ آمانداست، نه من.

538
00:32:09,360 --> 00:32:11,830
‫اون پاسپورت روسی هم داره،
‫پیوندهای خانوادگی با پوتین.

539
00:32:11,880 --> 00:32:13,950
‫آره، ولی اون شهروند بریتانیا هم هست

540
00:32:14,000 --> 00:32:16,070
‫که پولش رو اینجا از راه درست درآورده.

541
00:32:16,120 --> 00:32:19,110
‫می‌دونی، ما با کمال میل از پولش برای
‫تأمین هزینه‌های عمومی استفاده می‌کنیم.

542
00:32:19,160 --> 00:32:22,430
‫اون همین الان ۵۰ هزار پوند برای
‫بورسیه تحصیلی دانشجوها داد.

543
00:32:22,480 --> 00:32:24,640
‫کس دیگه‌ای هم اونجا بود که باید بدونم؟

544
00:32:25,880 --> 00:32:28,110
‫داری با این قضایا از کاه کوه می‌سازی.

545
00:32:28,160 --> 00:32:29,430
‫باشه، تو ریسک بزرگی کردی.

546
00:32:29,480 --> 00:32:32,030
‫مطمئنم الان جماعت می‌دونن که
‫بدونِ محافظ‌های شخصیت رفتی.

547
00:32:32,080 --> 00:32:33,150
‫اوه، بیخیال! کدوم جماعت؟

548
00:32:33,200 --> 00:32:35,550
‫۵۰ تا وزیر از اتحادیه اروپا
‫توی همون هتل اقامت داشتن، رایان.

549
00:32:35,600 --> 00:32:39,310
‫ببین، میشه لطفاً بازجویی رو
‫بذاری برای خبرنگارها؟

550
00:32:39,360 --> 00:32:41,160
‫واقعاً باید این رو جواب بدم!

551
00:32:42,840 --> 00:32:45,230
‫جان، سلام. ببخشید، سرم بدجوری شلوغه.

552
00:32:45,280 --> 00:32:48,310
‫الان؟ الان داری این رو بهم میگی؟

553
00:32:48,360 --> 00:32:51,720
‫من یه چهره‌ی عمومی‌ام،
‫اگه متوجه نشدی. لعنتی!

554
00:32:53,400 --> 00:32:54,390
‫جان. جان.

555
00:32:54,440 --> 00:32:58,150
‫نه، نه، نه، ساخت‌وساز قرار بود
‫تخصصِ تو باشه،

556
00:32:58,200 --> 00:33:00,350
‫تأمین مالی تخصص من بود.

557
00:33:00,400 --> 00:33:02,870
‫تا وقتی بهت نگفتم سوارِ این ماشین نشو.

558
00:33:02,920 --> 00:33:06,270
‫اگه مایلار الان زمین بخوره،
‫من خیلی کفری میشم.

559
00:33:06,320 --> 00:33:07,350
‫به حرفم گوش کن، جان.

560
00:33:07,400 --> 00:33:09,880
‫اگه اخراجت کردن،
‫بهتره دهنت رو گِل بگیری.

561
00:33:18,680 --> 00:33:19,990
‫هر چقدر دلت می‌خواد قهر کن،

562
00:33:20,040 --> 00:33:21,830
‫آخر هفته رو خونه‌ی جِی نمی‌مونی.

563
00:33:21,880 --> 00:33:24,070
‫نه بعد از اون چیزی که
‫معلم‌هات امشب گفتن.

564
00:33:24,120 --> 00:33:26,270
‫چرا وقتی مدرسه نیستم
‫نمی‌تونم دوستم رو ببینم؟

565
00:33:26,320 --> 00:33:29,750
‫- اگه اشتباهی بکنی، فیونا...
‫- من احمق نیستم.

566
00:33:29,800 --> 00:33:32,670
‫تو تازه با این پسره آشنا شدی.

567
00:33:32,720 --> 00:33:35,230
‫این حرف‌ها رو با بابا بزن،
‫ببین اون چی میگه.

568
00:33:35,280 --> 00:33:37,830
‫بابا که مثل تو معتاد به کار و بدگمان نیست.

569
00:33:37,880 --> 00:33:40,230
‫می‌دونم اخیراً خیلی کم خونه بودم.

570
00:33:40,280 --> 00:33:42,950
‫فکر کنم تو دوست داری
‫از ما دور باشی.

571
00:33:43,000 --> 00:33:46,160
‫وقتِ بدیه، ولی فردا دوباره باید برم.

572
00:33:47,480 --> 00:33:50,560
‫محض رضای خدا!
‫با اتوبوس میرم خونه.

573
00:33:57,000 --> 00:33:59,480
‫[مرد مرموز توی لیسبون رو شناسایی کردم.]

574
00:34:02,000 --> 00:34:03,830
‫اصلاً نمی‌فهمم داری از چی حرف می‌زنی.

575
00:34:03,880 --> 00:34:07,030
‫اگه فکر می‌کنی می‌تونم
‫راحت یه میلیون پوند جور کنم،

576
00:34:07,080 --> 00:34:09,670
‫سخت در اشتباهی، لعنتی.

577
00:34:09,720 --> 00:34:12,750
‫- رابرت پستون.
‫- تنها هستی؟

578
00:34:12,800 --> 00:34:14,160
‫آره، تنهام.

579
00:34:15,200 --> 00:34:17,960
‫خب، این حرف‌ها کاملاً غیررسمیه...

580
00:34:21,520 --> 00:34:24,110
‫اینم از ایشون، موسیو لوران ساور.

581
00:34:24,160 --> 00:34:25,350
‫تبعه‌ی سوئیسه.

582
00:34:25,400 --> 00:34:27,390
‫تونستم ردش رو از ویلای لیسبونِ کریمسوف

583
00:34:27,440 --> 00:34:28,990
‫تا هتلش بزنم.

584
00:34:29,040 --> 00:34:30,910
‫- کیه؟
‫- هنوز نمی‌دونم.

585
00:34:30,960 --> 00:34:33,790
‫ولی این مرد هیچ‌جوره
‫توی چشم ما نبوده...

586
00:34:33,840 --> 00:34:35,750
‫یا جای دیگه‌ای هم جلب توجه نکرده.

587
00:34:35,800 --> 00:34:37,720
‫خب، این خودش یه چیزی به ما میگه.

588
00:34:40,680 --> 00:34:44,750
‫خب... در مورد مالت فکرِ تازه‌ای داری؟

589
00:34:44,800 --> 00:34:46,360
‫- یه چندتا.
‫- آره؟

590
00:34:48,080 --> 00:34:50,990
‫ما عمداً مسیرِ نزدیک شدن
‫به کلیسا رو طولانی کردیم.

591
00:34:51,040 --> 00:34:53,750
‫پس حتی اگه این ملاقات تله باشه،

592
00:34:53,800 --> 00:34:56,350
‫روس‌ها نمی‌خوان اون
‫از برنامه‌ی ما منحرف بشه،

593
00:34:56,400 --> 00:34:58,310
‫و این بهشون فشار میاره.

594
00:34:58,360 --> 00:35:00,030
‫و این فرصتِ منه.

595
00:35:00,080 --> 00:35:01,990
‫چیه، بینِ راه جلوش رو می‌گیری؟

596
00:35:02,040 --> 00:35:04,270
‫برای اونم یه چندتا ایده دارم.

597
00:35:04,320 --> 00:35:09,160
‫لعنتی. آره، من...
‫من یه نوشیدنی لازم دارم.

598
00:35:10,840 --> 00:35:13,560
‫فکر کنم این هنوز خوبه.

599
00:35:14,600 --> 00:35:15,990
‫آره. تو هم می‌خوای؟

600
00:35:16,040 --> 00:35:19,230
‫نه، ممنون.

601
00:35:19,280 --> 00:35:23,630
‫به جولی میگی داری به تمرّد فکر می‌کنی؟

602
00:35:23,680 --> 00:35:25,750
‫احتمالش زیاده که اخراجم کنن، راو.

603
00:35:25,800 --> 00:35:27,270
‫نمی‌تونم این کارو با هیچ‌کدومتون بکنم.

604
00:35:27,320 --> 00:35:30,030
‫کت‌وشلواری‌ها رو ول کن.

605
00:35:30,080 --> 00:35:33,440
‫تنهایی از پسِ این کار برنمیای.

606
00:35:35,240 --> 00:35:37,120
‫بهتره بری با تختت رفیق شی.

607
00:35:38,080 --> 00:35:39,790
‫یکم استراحت کن، بعد تصمیم بگیر

608
00:35:39,840 --> 00:35:42,350
‫می‌خوای کلِ آینده‌ی شغلیت رو
‫به باد بدی یا نه.

609
00:35:42,400 --> 00:35:45,120
‫اگه همین الان اون مزخرف رو نخوری.

610
00:35:46,280 --> 00:35:48,480
‫صبح بهت خبر میدم، باشه؟

611
00:35:57,360 --> 00:35:59,470
‫طبق اطلاعاتی که داریم
‫حالا که چهار روز مونده،

612
00:35:59,520 --> 00:36:01,910
‫وزیر کشور، ایموجین کانرد،

613
00:36:01,960 --> 00:36:04,270
‫امشب وارد رقابتِ رهبری میشه.

614
00:36:04,320 --> 00:36:06,630
‫منتظر اعلامِ رسمی‌اش
‫تا چند لحظه‌ی دیگه هستیم...

615
00:36:06,680 --> 00:36:07,990
‫- آماده‌ای؟
‫- بیرون کیا هستن؟

616
00:36:08,040 --> 00:36:10,360
‫- همه.
‫- هری؟

617
00:36:13,320 --> 00:36:14,880
‫از پسش برمیای، ایمو.

618
00:36:18,440 --> 00:36:19,880
‫برام آرزوی موفقیت کن.

619
00:36:22,400 --> 00:36:23,640
‫موفق باشی.

620
00:36:31,960 --> 00:36:36,950
‫با کمال افتخار و در زمانی مناسب،
‫آغاز کارزار انتخاباتی‌ام رو اعلام می‌کنم

621
00:36:37,000 --> 00:36:41,440
‫برای تبدیل شدن به رهبر بعدی
‫حزب و کشور بزرگمون

622
00:36:45,840 --> 00:36:48,400
‫[استوارت]
‫[بزن اخبار!]

623
00:36:55,280 --> 00:36:57,670
‫...به کنفرانس خبری خبرنگاران منتظر بپیوندد.

624
00:36:57,720 --> 00:36:59,910
‫و حالا باید ارتباطمون رو با اونجا قطع کنیم،

625
00:36:59,960 --> 00:37:02,030
‫برای خبری واقعاً تکان‌دهنده

626
00:37:02,080 --> 00:37:04,350
‫در مورد دیگر نامزد رهبری.

627
00:37:04,400 --> 00:37:07,110
‫در چند دقیقه‌ی گذشته،
‫سردبیر سیاسی ما، رابرت پستون،

628
00:37:07,160 --> 00:37:10,710
‫یک خبر جنجالی رو فاش کرده،
‫اگر بخوایم ملایم بگیم،

629
00:37:10,760 --> 00:37:13,790
‫در ارتباط با وزیر امور خارجه، رایان واکر.

630
00:37:13,840 --> 00:37:16,710
‫ادعا اینه که آقای واکر

631
00:37:16,760 --> 00:37:18,670
‫در اجلاس ناتو این هفته در لیسبون،

632
00:37:18,720 --> 00:37:21,630
‫از تیم حفاظت شخصی‌اش فاصله گرفته

633
00:37:21,680 --> 00:37:23,070
‫و به مهمونی‌ای رفته

634
00:37:23,120 --> 00:37:26,150
‫با حضور وزیر خارجه‌ی روسیه،
‫دیمیتری کریمسوف،

635
00:37:26,200 --> 00:37:28,070
‫که میزبانش یکی از کمک‌کنندگان مکرر

636
00:37:28,120 --> 00:37:32,670
‫به چندین حزب سیاسی بریتانیا،
‫لو آماتوف، بوده.

637
00:37:32,720 --> 00:37:35,150
‫این یه داستان فوق‌العاده تکان‌دهنده‌ست.

638
00:37:35,200 --> 00:37:36,710
‫وزیر خارجه‌ی ما، رایان واکر،

639
00:37:36,760 --> 00:37:39,030
‫دیداری خصوصی با همتای روس خود داشته.

640
00:37:39,080 --> 00:37:41,510
‫خب، یه ساعت وقت داریم طوفان رو بخوابونیم،
‫وگرنه این رقابت تمومه.

641
00:37:41,560 --> 00:37:43,030
‫آره، فکر می‌کنم باید سکوت کنی.

642
00:37:43,080 --> 00:37:45,230
‫نه، نباید سکوت کنی.
‫تیکه‌پاره‌ات می‌کنن.

643
00:37:45,280 --> 00:37:47,470
‫فقط می‌گیم یه جور دیپلماسی مستقل بوده.

644
00:37:47,520 --> 00:37:49,870
‫قبل از اوکراین شاید جواب می‌داد،
‫ولی الان؟

645
00:37:49,920 --> 00:37:51,030
‫ایده‌ی بهتر داری؟

646
00:37:51,080 --> 00:37:52,990
‫فقط میگم تو این فضای فعلی،
‫مشکوک به نظر میاد.

647
00:37:53,040 --> 00:37:55,670
‫آره خب، شاید چاره‌ای نداشتم
‫جز این‌که برم اون مهمونی لعنتی!

648
00:37:55,720 --> 00:37:57,830
‫آره خب، امیدوارم هر کی رو که لوش داده دار بزنی.

649
00:37:57,880 --> 00:38:00,270
‫- نگران نباش، دارم پیگیری می‌کنم.
‫- خیلی خب.

650
00:38:00,320 --> 00:38:01,990
‫اخبار ساعت ۱۰ می‌خواد
‫باهات مصاحبه کنه.

651
00:38:02,040 --> 00:38:04,670
‫اگه الان حقیقت رو بگی،
‫شاید بشه جمع‌وجورش کرد.

652
00:38:04,720 --> 00:38:06,870
‫به پستون لعنتی زنگ بزن.
‫بگو فوراً خودش رو برسونه اینجا.

653
00:38:06,920 --> 00:38:08,790
‫دیر شده. به آخر برنامه نمی‌رسیم.

654
00:38:08,840 --> 00:38:10,400
‫خب پس بهشون بگو برنامه رو طول بدن..

655
00:38:13,160 --> 00:38:14,360
‫باشه.

656
00:38:19,280 --> 00:38:21,950
‫خب، همون‌طور که گفتیم،
‫امشب برنامه رو طولانی‌تر کردیم

657
00:38:22,000 --> 00:38:24,150
‫بعد از این‌که به ما گفته شد وزیر امور خارجه

658
00:38:24,200 --> 00:38:26,030
‫می‌خواد یه مقدار زمینه و توضیح بده

659
00:38:26,080 --> 00:38:28,630
‫در مورد افشاگری‌های جنجالیِ امروزمون.

660
00:38:28,680 --> 00:38:31,990
‫و خوشحالیم بگیم رابرت
‫همین حالا پیش ایشونه. رابرت.

661
00:38:32,040 --> 00:38:34,550
‫ممنون، تام. جناب وزیر امور خارجه،

662
00:38:34,600 --> 00:38:40,870
‫شما یه دیدار خصوصی داشتید،
‫اونم توی یه مهمونی لیسبون،

663
00:38:40,920 --> 00:38:44,590
‫با وزیر خارجه‌ی روسیه،
‫یه کشور متخاصم.

664
00:38:44,640 --> 00:38:46,830
‫هیچ مقام رسمی‌ای همراهتون نبود،

665
00:38:46,880 --> 00:38:49,310
‫هیچ یادداشتی هم از جلسه وجود نداره.

666
00:38:49,360 --> 00:38:51,110
‫این یه نقض آشکار پروتکل بوده،

667
00:38:51,160 --> 00:38:53,550
‫امنیت ملی به خطر افتاده.

668
00:38:53,600 --> 00:38:57,230
‫همکارهاتون به من میگن
‫شما باید استعفا بدید

669
00:38:57,280 --> 00:39:00,030
‫و از جاه‌طلبی‌هاتون برای
‫رهبری حزب دست بکشید.

670
00:39:00,080 --> 00:39:02,790
‫من به این زودی‌ها استعفا نمیدم، رابرت.

671
00:39:02,840 --> 00:39:04,390
‫برای چی؟

672
00:39:04,440 --> 00:39:07,550
‫تو کار دیپلماسی، گاهی ریسک کردن می‌ارزه،

673
00:39:07,600 --> 00:39:08,710
‫حتی یه ریسک شخصی.

674
00:39:08,760 --> 00:39:11,070
‫اصلاً به چی فکر می‌کردید؟

675
00:39:11,120 --> 00:39:13,430
‫ببین، یه دورهمی اجتماعی بود، خب،

676
00:39:13,480 --> 00:39:15,830
‫به میزبانی یه حامی مالی
‫خیلی سرشناس حزب بریتانیا،

677
00:39:15,880 --> 00:39:17,470
‫که دیمیتری کریمسوف هم مهمونش بود.

678
00:39:17,520 --> 00:39:19,830
‫- ما یه...
‫- انتظار داشتید کریمسوف اونجا باشه؟

679
00:39:19,880 --> 00:39:21,630
‫بله، انتظار داشتم کریمسوف اونجا باشه.

680
00:39:21,680 --> 00:39:23,190
‫پس چرا مقام‌هاتون رو همراه نبردید؟

681
00:39:23,240 --> 00:39:26,590
‫خب، این موضوع خیلی علنی نیست

682
00:39:26,640 --> 00:39:29,590
‫که دیمیتری کریمسوف سال پیش
‫تنها پسرش رو از دست داد.

683
00:39:29,640 --> 00:39:32,150
‫و این... تا حدی هم معلومه

684
00:39:32,200 --> 00:39:34,760
‫که من و همسرم...

685
00:39:38,920 --> 00:39:40,240
‫ببخشید.

686
00:39:43,160 --> 00:39:47,760
‫ما هم تنها بچه‌مون رو که
‫پسر بود، از دست دادیم...

687
00:39:49,040 --> 00:39:50,520
‫عه... سه سال پیش.

688
00:39:57,280 --> 00:40:02,470
‫ببخشید. و من... من می‌خواستم
‫همدردی شخصی‌ام رو بهش ابراز کنم

689
00:40:02,520 --> 00:40:05,510
‫به این امید که شاید بتونیم
‫یه نقطه‌ی مشترک پیدا کنیم،

690
00:40:05,560 --> 00:40:07,510
‫مرد و مردونه، اگه...

691
00:40:07,560 --> 00:40:09,310
‫اگه این روزها اجازه داشته باشم این رو بگم.

692
00:40:09,360 --> 00:40:11,830
‫گمونم به نمایندگی از تمام بیننده‌ها حرف می‌زنم.

693
00:40:11,880 --> 00:40:16,710
‫ببینید، می‌دونید، به وضوح
‫من باهاتون همدردی می‌کنیم

694
00:40:16,760 --> 00:40:20,630
‫و با توجه به فاجعه‌ای که از سر گذروندید،
‫دلسوزی خیلی عمیقی دارم.

695
00:40:20,680 --> 00:40:24,030
‫- ممنون.
‫- ولی فکر می‌کنید واقعاً چی به دست آوردید؟

696
00:40:24,080 --> 00:40:26,710
‫چند نفر رو می‌شناسی که انقدر جسور باشن
‫که از اون در برن تو

697
00:40:26,760 --> 00:40:28,350
‫و روبروی دیمیتری کریمسوف بشینن؟

698
00:40:28,400 --> 00:40:29,750
‫چند نفر رو می‌شناسی

699
00:40:29,800 --> 00:40:32,510
‫که تلاش کنن رابطه‌ی دیپلماتیک رو بهتر کنن

700
00:40:32,560 --> 00:40:33,950
‫بین اروپا و روسیه؟

701
00:40:34,000 --> 00:40:35,670
‫ازت می‌خوام یه نفر رو تو کابینه اسم ببری.

702
00:40:35,720 --> 00:40:37,470
‫که بهش انقدر اطمینان داشته باشی.

703
00:40:37,520 --> 00:40:40,430
‫ممنونم، رابرت. رابرت پستون بود
‫در گفت‌وگو با وزیر امور خارجه.

704
00:40:40,480 --> 00:40:42,750
‫و این مصاحبه واقعاً چیزی کم نداشت.

705
00:40:42,800 --> 00:40:45,110
‫این رقابت رهبری حسابی داغ شده.

706
00:40:45,160 --> 00:40:46,760
‫[جلسه‌ی فوری توی دفتر سی، همین الان]

707
00:40:46,800 --> 00:40:48,750
‫بریم سراغ چندتا از خبرهای دیگه‌ی امروز،

708
00:40:48,800 --> 00:40:51,280
‫و با توجه به این‌که بارها قول داده بودیم...

709
00:41:04,320 --> 00:41:05,400
‫کیت.

710
00:41:08,080 --> 00:41:10,630
‫ببخشید که این‌وقت شب احضارتون کردم،
‫خانم هندرسون.

711
00:41:10,680 --> 00:41:13,550
‫من تو تلویزیون ملی بودم،
‫داشتم برای بقای سیاسی‌ام می‌جنگیدم.

712
00:41:13,600 --> 00:41:16,590
‫دیدم. متأسفم.

713
00:41:16,640 --> 00:41:18,720
‫پس مشکلی نداری اگه ازت
‫چندتا سؤال ساده بپرسم؟

714
00:41:20,600 --> 00:41:22,110
‫حتماً.

715
00:41:22,160 --> 00:41:24,790
‫از دیدار من با دیمیتری کریمسوف خبر داشتی؟

716
00:41:24,840 --> 00:41:26,750
‫- بله.
‫- چطور؟

717
00:41:26,800 --> 00:41:28,640
‫یکم کار کارآگاهی ساده.

718
00:41:30,840 --> 00:41:33,870
‫من خیر سرم وزیر امور خارجه‌ام. رئیست.

719
00:41:33,920 --> 00:41:36,110
‫نیازی به نظارتِ مخفیانه ندارم!

720
00:41:36,160 --> 00:41:40,520
‫می‌فهمم کیت نگران امنیتِ شخصی شما بوده.

721
00:41:43,640 --> 00:41:45,270
‫تو دیدارم رو به مطبوعات درز دادی؟

722
00:41:45,320 --> 00:41:46,750
‫- نه.
‫- از این مطمئنی؟

723
00:41:46,800 --> 00:41:48,070
‫کاملاً.

724
00:41:48,120 --> 00:41:50,870
‫فکر می‌کنی من نمی‌دونم
‫شوهرت برای کی کار می‌کنه؟

725
00:41:50,920 --> 00:41:52,790
‫اگه با شوهرم مشکلی دارید،

726
00:41:52,840 --> 00:41:55,030
‫پیشنهاد می‌کنم با خودش مطرحش کنید،
‫جناب وزیر خارجه،

727
00:41:55,080 --> 00:41:56,680
‫یا با خود ایموجین.

728
00:41:58,400 --> 00:42:00,710
‫ولی قبول داری که
‫از سیاست‌هام خوشت نمیاد، نه؟

729
00:42:00,760 --> 00:42:01,910
‫من کارمند دولتم.

730
00:42:01,960 --> 00:42:04,200
‫سیاست‌هاتون به من ربطی نداره.

731
00:42:06,320 --> 00:42:08,560
‫چیز دیگه‌ای هست
‫که بخوای به ما بگی، کیت؟

732
00:42:10,960 --> 00:42:13,760
‫نه. مگر این‌که آقای واکر چیزی داشته باشه؟

733
00:42:15,200 --> 00:42:17,830
‫فکر می‌کنی من به خودم زحمت می‌دادم
‫به اینجا بیام

734
00:42:17,880 --> 00:42:19,590
‫اگه کار مخفیانه‌ای کرده بودم؟

735
00:42:19,640 --> 00:42:21,950
‫وظیفه‌ی من نیست که بگم، قربان.

736
00:42:22,000 --> 00:42:24,150
‫وظیفه‌ی من تأمین امنیتِ شماست.

737
00:42:24,200 --> 00:42:27,270
‫اگه ما اینجا تو سرویس اطلاعات مخفی
‫نتونسته باشیم این کار رو انجام بدیم،

738
00:42:27,320 --> 00:42:31,560
‫پس مطمئنم از طرف همه میگم
‫که این اتفاق عمیقاً تأسف‌باره.

739
00:42:34,280 --> 00:42:38,480
‫خب، اگه سؤال دیگه‌ای ندارید،
‫جناب وزیر امور خارجه...

740
00:42:41,520 --> 00:42:44,520
‫این رو یه هشدار رسمی در نظر بگیر.

741
00:42:46,360 --> 00:42:49,600
‫در روند دموکراتیک دخالت نکن.

742
00:43:07,960 --> 00:43:09,590
‫سلام.

743
00:43:09,640 --> 00:43:10,950
‫- سلام.
‫- دیدیش؟

744
00:43:11,000 --> 00:43:14,030
‫- عجب شبی بود.
‫- از نزدیک دیدم.

745
00:43:14,080 --> 00:43:16,110
‫یعنی، مگ همین الان خواستار استعفاش شده.

746
00:43:16,160 --> 00:43:17,150
‫کارش تمومه. رفتنیه.

747
00:43:17,200 --> 00:43:19,710
‫خب، به نظرم برای حذف کردنش
‫بیشتر از اینا لازمه.

748
00:43:19,760 --> 00:43:21,150
‫یعنی، شاید، ولی الان معنیش اینه

749
00:43:21,200 --> 00:43:23,560
‫که ایموجین رسماً وارد رقابت لعنتی شده.

750
00:43:25,840 --> 00:43:28,080
‫- می‌تونم یه چیزی بپرسم؟
‫- آره.

751
00:43:29,320 --> 00:43:31,550
‫فکر می‌کنی ایموجین تا حالا خیانت کرده؟

752
00:43:31,600 --> 00:43:32,840
‫چی، به هری؟

753
00:43:34,920 --> 00:43:38,550
‫یعنی نه، تا جایی که می‌دونم. چرا؟

754
00:43:38,600 --> 00:43:39,840
‫بیخیال.

755
00:43:41,120 --> 00:43:43,630
‫کیتی، اگه چیزی در موردش شنیدی،

756
00:43:43,680 --> 00:43:45,310
‫واقعاً نیاز دارم بدونم، می‌فهمی.

757
00:43:45,360 --> 00:43:47,350
‫- مخصوصاً که رسماً اعلام کرده.
‫- نه.

758
00:43:47,400 --> 00:43:49,760
‫- بیخیال. فقط می‌خواستم نظرت رو بدونم.
‫- باشه.

759
00:43:51,160 --> 00:43:53,390
‫خوبی؟ شب سختی داشتی؟

760
00:43:53,440 --> 00:43:54,680
‫شب‌های بهتری هم داشتم.

761
00:43:57,520 --> 00:43:59,480
‫چیزی هست بتونی ازش حرف بزنی، یا...؟

762
00:44:02,400 --> 00:44:06,240
‫متهم شدم که اطلاعات جلسه‌ی کریمسوف رو
‫به تو رسوندم.

763
00:44:07,520 --> 00:44:08,560
‫به من؟

764
00:44:09,800 --> 00:44:11,510
‫خب، کی متهمت کرده؟ زک؟

765
00:44:11,560 --> 00:44:14,790
‫ستاره‌ی این روزها. رایان واکر.

766
00:44:14,840 --> 00:44:17,950
‫یعنی واقعاً فکر می‌کنن ما انقدر احمقیم؟

767
00:44:18,000 --> 00:44:19,160
‫ظاهراً آره.

768
00:44:23,800 --> 00:44:25,000
‫ولی تو خبر داشتی...

769
00:44:26,040 --> 00:44:27,310
‫که رایان با کریمسوف ملاقات کرده؟

770
00:44:27,360 --> 00:44:28,990
‫یعنی اون سفر برای همین بود؟

771
00:44:29,040 --> 00:44:30,830
‫- نمی‌تونم در موردش حرف بزنم.
‫- نمی‌تونی.

772
00:44:30,880 --> 00:44:32,670
‫- چون در موردش تحقیق می‌کنید...
‫- نمی‌کنیم.

773
00:44:32,720 --> 00:44:35,640
‫- و همین، استوارت. نمی‌تونم در موردش حرف بزنم.
‫- باشه.

774
00:44:36,880 --> 00:44:38,120
‫ببخشید.

775
00:44:41,560 --> 00:44:42,840
‫خب...

776
00:44:44,280 --> 00:44:47,630
‫لعنتی، خب، پس بهتره برنده شیم، ها؟

777
00:44:47,680 --> 00:44:50,190
‫- من کارمند دولتم. نمی‌تونم نظر بدم.
‫- بله.

778
00:44:50,240 --> 00:44:52,470
‫بی‌طرفیت مثل همیشه ثابت شد.

779
00:44:52,520 --> 00:44:55,400
‫- شوخی نمی‌کنم، استوارت.
‫- منم شوخی نمی‌کنم.

780
00:45:00,160 --> 00:45:03,550
‫واقعاً متأسفم، ولی مجبورم
‫فردا دوباره برم مأموریت.

781
00:45:03,600 --> 00:45:05,750
‫البته قبل از این‌که بیدار شی، میرم.

782
00:45:05,800 --> 00:45:09,590
‫باشه. چیه؟ تو... اوه.

783
00:45:09,640 --> 00:45:11,480
‫چیه، یه موضوع جدیه، یا...؟

784
00:45:13,240 --> 00:45:15,880
‫یه محیط بالقوه خصمانه‌ست.

785
00:45:23,360 --> 00:45:26,200
‫[مالت - فرودگاه والتا]

786
00:45:45,360 --> 00:45:46,880
‫همه چی سر جاشه.

787
00:45:48,680 --> 00:45:52,560
‫حالا می‌فهمی هندرسون چی می‌دونه.

788
00:45:54,760 --> 00:45:56,600
‫مالت جای خوبی برای مُردن نیست.

789
00:45:58,480 --> 00:45:59,920
‫احمق نباش.

790
00:46:02,920 --> 00:46:05,800
‫قرار ملاقات کلیسا رو
‫امروز صبح تأیید کن.

791
00:46:07,320 --> 00:46:08,720
‫همین الان.

792
00:46:19,400 --> 00:46:25,360
‫«ترجمه از سینا صداقت»