1
00:00:04,000 --> 00:00:07,070
‫این آقای رایان واکر هست که
‫داره کنفرانس ناتو رو ترک می‌کنه

2
00:00:07,120 --> 00:00:09,390
‫تا با وزیر خارجه روسیه غیبش بزنه.

3
00:00:09,440 --> 00:00:11,470
‫نه ماشین رسمی. نه محافظ شخصی.

4
00:00:11,520 --> 00:00:13,870
‫و نه مشاور ویژه، ملیسا موریس.

5
00:00:13,920 --> 00:00:15,200
‫رایان زیاد غیبش می‌زنه؟

6
00:00:15,240 --> 00:00:16,880
‫تو رو از بعضی چیزها بی‌خبر می‌ذاره؟

7
00:00:16,920 --> 00:00:18,510
‫به خاطر این وارد سیاست نشدم.

8
00:00:18,560 --> 00:00:20,390
‫پس چرا با رایان واکر کار می‌کنی؟

9
00:00:20,440 --> 00:00:21,960
‫توی دفتر ما همیشه

10
00:00:22,000 --> 00:00:24,560
‫برای کسی مثل تو جا هست.

11
00:00:24,600 --> 00:00:27,270
‫می‌شه بازجویی رو بذاریم
‫برای روزنامه‌نگارها، لطفاً؟

12
00:00:27,320 --> 00:00:28,760
‫همکارانت به من می‌گن

13
00:00:28,800 --> 00:00:30,520
‫که باید استعفا بدی.

14
00:00:30,560 --> 00:00:32,550
‫من به این زودی‌ها استعفا نمی‌دم.

15
00:00:32,600 --> 00:00:34,070
‫تو جلسه‌م با دیمیتری کریمسوف رو

16
00:00:34,120 --> 00:00:35,560
‫- به مطبوعات لو دادی؟
‫- نه.

17
00:00:35,600 --> 00:00:38,110
‫در روند دموکراتیک دخالت نکن.

18
00:00:38,160 --> 00:00:41,390
‫بسیار خوشحالم که کارزار خودم رو

19
00:00:41,440 --> 00:00:43,560
‫برای رهبری بعدی حزب‌مون

20
00:00:43,600 --> 00:00:45,480
‫و کشور بزرگ‌مون اعلام کنم.

21
00:00:45,520 --> 00:00:47,880
‫اون مرد داخل مرسدس، لو آماتوف بود،

22
00:00:47,920 --> 00:00:50,360
‫سرمایه‌دار حکومتی بامزه بریتانیایی‌مون.

23
00:00:50,400 --> 00:00:53,110
‫پول کثیف زیادی توی مونته‌نگرو هست، می‌دونی.

24
00:00:53,160 --> 00:00:54,950
‫چرا ایموجین باید

25
00:00:55,000 --> 00:00:57,910
‫یک کمک مالی ۲۰۰ هزار پوندی
‫از مردی مثل لو آماتوف قبول کنه؟

26
00:00:57,960 --> 00:01:01,070
‫زمان زیادی رو با دستیارش
‫به خوشگذرونی می‌گذرونه.

27
00:01:01,120 --> 00:01:03,910
‫جاشوآ لانگ؟
‫فکر می‌کنی ایموجین تا حالا بی‌وفایی کرده؟

28
00:01:03,960 --> 00:01:06,350
‫نه، تا اونجا که من بدونم، نه. چرا؟

29
00:01:06,400 --> 00:01:08,160
‫چی، یه ویدئوی مخفی از ایموجین کانرد؟

30
00:01:08,200 --> 00:01:09,640
‫از کجا می‌دونی که لو می‌ره؟

31
00:01:09,680 --> 00:01:11,400
‫نمی‌دونم. بهم خبر دادن که شاید لو بره.

32
00:01:12,480 --> 00:01:14,030
‫کِی آخرین بار از اکو خبر گرفتی؟

33
00:01:14,080 --> 00:01:16,160
‫ممکنه مسکو بدونه ایگور رو زیر نظر داریم.

34
00:01:19,040 --> 00:01:21,200
‫چطور این رو نفهمیدی؟ چطور؟

35
00:01:21,320 --> 00:01:23,670
‫لنوچکای کوچولوت از ما جاسوسی می‌کرد.

36
00:01:23,720 --> 00:01:25,710
‫می‌تونی یه تیم برای بیرون آوردنش مجوز بدی؟

37
00:01:25,760 --> 00:01:27,160
‫ریسکش زیاده، کیت.

38
00:01:27,200 --> 00:01:29,200
‫اون رو اونجا ول نمی‌کنم، رز.

39
00:01:29,240 --> 00:01:32,070
‫واقعاً متاسفم، ولی فردا دوباره باید برم.

40
00:01:32,120 --> 00:01:34,470
‫یه محیط احتمالاً خصمانه‌ست.

41
00:01:34,520 --> 00:01:36,030
‫همه چی آماده‌ست.

42
00:01:36,080 --> 00:01:38,920
‫حالا تو می‌ری ببینی اندرسون چی می‌دونه.

43
00:01:47,280 --> 00:01:52,280
‫«ترجمه از خشایار»

44
00:02:26,360 --> 00:02:27,920
‫[دوستت دارم]

45
00:02:38,040 --> 00:02:40,270
‫- متاسفم.
‫- احتیاجی نیست.

46
00:02:40,320 --> 00:02:43,470
‫بهت گفتم انتخاب خودته.

47
00:02:43,520 --> 00:02:44,960
‫ببخشید دیر کردم.

48
00:02:45,040 --> 00:02:47,200
‫از تاکسی خواستم وایسته تا قهوه بخرم.

49
00:04:04,200 --> 00:04:06,200
‫دختر خوبی هستی، لنا.

50
00:04:07,680 --> 00:04:09,240
‫می‌رم عشای صبح.

51
00:04:10,680 --> 00:04:12,200
‫درسته؟

52
00:04:17,200 --> 00:04:18,960
‫برای میکروفون بگو.

53
00:04:23,240 --> 00:04:25,680
‫من یه دختر خوبم که می‌رم عشای صبح.

54
00:04:27,320 --> 00:04:28,480
‫عالیه.

55
00:04:28,840 --> 00:04:30,040
‫بریم.

56
00:04:57,560 --> 00:04:59,080
‫آسمون صاف.

57
00:05:09,040 --> 00:05:11,160
‫خیلی‌خب...

58
00:05:17,560 --> 00:05:18,720
‫آب و هوا چطوره؟

59
00:05:18,760 --> 00:05:20,360
‫اینجا هنوز ابریه.

60
00:05:26,600 --> 00:05:28,280
‫[دسترسی رد شد]

61
00:05:32,640 --> 00:05:33,880
‫زمان تخمینی؟

62
00:05:33,960 --> 00:05:35,200
‫چند دقیقه.

63
00:05:37,360 --> 00:05:38,760
‫امیدوارم.

64
00:05:57,000 --> 00:05:58,920
‫توی کلیسا متخاصم می‌بینم.

65
00:06:29,560 --> 00:06:32,550
‫آره.

66
00:06:32,600 --> 00:06:34,230
‫وارد شو! خیلی‌خب.

67
00:06:34,280 --> 00:06:35,640
‫کارمون راه افتاد.

68
00:06:35,840 --> 00:06:37,280
‫آسمون صاف.

69
00:06:57,280 --> 00:06:58,870
‫خیابان خروجی خلوته

70
00:06:58,920 --> 00:07:01,240
‫ولی فرض کن بازم توی کلیسا متخاصم داریم.

71
00:07:22,080 --> 00:07:23,760
‫در موقعیتم و همه چیز اوکیه.

72
00:07:29,200 --> 00:07:31,000
‫پنج دقیقه دیگه موقعیت نارنجی.

73
00:07:35,440 --> 00:07:37,310
‫ماشین داره میاد.

74
00:07:37,360 --> 00:07:39,200
‫مکان میدان بازار.

75
00:07:46,040 --> 00:07:48,480
‫ماشین توی همون جای همیشگی پارک کرد.

76
00:07:53,200 --> 00:07:54,360
‫لنا.

77
00:07:57,840 --> 00:07:59,640
‫می‌دونی باید چیکار کنی.

78
00:08:11,520 --> 00:08:13,040
‫ورودی در دیدرسه.

79
00:08:33,640 --> 00:08:35,480
‫اکو رو می‌بینم. داره سمت ما میاد.

80
00:08:38,400 --> 00:08:40,240
‫تعقیب‌کننده احتمالی، پیراهن آبی.

81
00:08:52,320 --> 00:08:54,400
‫بله، سلام. سیلویا هستم.

82
00:08:56,160 --> 00:08:57,640
‫تعقیب‌کننده عقب کشید.

83
00:09:04,280 --> 00:09:05,520
‫تعقیب‌کننده دوم.

84
00:09:05,600 --> 00:09:07,990
‫کلاه بیسبال قرمز، پیاده.

85
00:09:08,040 --> 00:09:10,040
‫از خیابان ریپابلیک دنبالش می‌کنه.

86
00:09:17,800 --> 00:09:19,560
‫تعقیب‌کننده دوم تأیید شد.

87
00:09:21,640 --> 00:09:23,160
‫موقعیت‌های سبز.

88
00:09:33,680 --> 00:09:35,960
‫تا پنج ثانیه دیگه
‫تعقیب‌کننده دوم خنثی می‌شه.

89
00:09:53,160 --> 00:09:55,760
‫لنا. بیا، هوات رو دارم.

90
00:09:58,240 --> 00:09:59,320
‫سوار شو.

91
00:10:08,080 --> 00:10:09,480
‫لعنت.

92
00:10:11,920 --> 00:10:13,800
‫در امانی.

93
00:11:01,280 --> 00:11:02,520
‫بیا!

94
00:11:02,680 --> 00:11:03,880
‫بیا، زود باش.

95
00:11:39,480 --> 00:11:41,120
‫لعنتی!

96
00:11:49,160 --> 00:11:50,680
‫اوه، لعنت.

97
00:12:38,880 --> 00:12:40,320
‫حالت خوبه؟

98
00:12:40,400 --> 00:12:41,800
‫تیم چطوره؟

99
00:12:41,840 --> 00:12:44,720
‫آره. به سیسیل رسیدیم.

100
00:12:47,040 --> 00:12:48,720
‫متاسفم.

101
00:12:48,880 --> 00:12:51,440
‫می‌دونم از دست دادن یه مامور چه حسی داره.

102
00:12:58,040 --> 00:12:59,440
‫وقتی برگشتی حرف می‌زنیم.

103
00:13:59,240 --> 00:14:00,640
‫سلام.

104
00:14:04,160 --> 00:14:05,640
‫انگار جنگ رفته بودی.

105
00:14:08,320 --> 00:14:09,520
‫درسته.

106
00:14:09,840 --> 00:14:11,240
‫چیه؟ اتفاق بدی افتاد؟

107
00:14:13,160 --> 00:14:15,600
‫- یکی رو از دست دادم.
‫- اوه، عزیزم.

108
00:14:17,600 --> 00:14:19,000
‫خیلی متاسفم.

109
00:14:20,600 --> 00:14:21,880
‫منم همینطور.

110
00:14:23,400 --> 00:14:25,310
‫چی، می‌خوای... راجع بهش حرف بزنی؟

111
00:14:25,360 --> 00:14:26,590
‫می‌تونی راجع بهش حرف بزنی؟

112
00:14:26,640 --> 00:14:27,760
‫نه.

113
00:14:29,360 --> 00:14:30,560
‫ولی خوبی؟

114
00:14:32,440 --> 00:14:34,430
‫- زنده‌ام.
‫- آره.

115
00:14:34,480 --> 00:14:36,310
‫بیا اینجا. بیا بغلم.

116
00:14:36,360 --> 00:14:38,080
‫همینه.

117
00:16:29,840 --> 00:16:31,240
‫خیلی‌خب.

118
00:16:31,280 --> 00:16:33,080
‫پیدات کردم.

119
00:16:45,400 --> 00:16:47,600
‫به نظر میاد استراحت کردی.

120
00:16:49,680 --> 00:16:50,760
‫همینطوره.

121
00:17:00,440 --> 00:17:01,960
‫یه چیزی دارم بهت نشون بدم.

122
00:17:03,920 --> 00:17:05,320
‫تیم عملیاتی روس رو پیدا کردم.

123
00:17:06,760 --> 00:17:09,750
‫یک روز قبل از رسیدن ما به مالت
‫با پاسپورت واقعیشون،

124
00:17:09,800 --> 00:17:11,310
‫از مسکو به استانبول پرواز کردن.

125
00:17:11,360 --> 00:17:12,790
‫از سه کارت اعتباری مختلف استفاده کردن،

126
00:17:12,840 --> 00:17:14,870
‫ولی همشون به یه آدرس
‫صورتحساب یکسان لینک خورده،

127
00:17:14,920 --> 00:17:17,350
‫که یه دفتر پشتیبانی شناخته شده
‫سرویس اطلاعات خارجی روسیه‌ست.

128
00:17:17,400 --> 00:17:19,470
‫- خب، اونقدرها که فکر می‌کنن باهوش نیستن.
‫- نه.

129
00:17:19,520 --> 00:17:22,670
‫نه، حدس زدم وقتی به استانبول رسیدن
‫اسم مستعار می‌گیرن،

130
00:17:22,720 --> 00:17:26,720
‫پس هر کسی رو که نقدی
‫پرداخت کرده بود، بررسی کردم.

131
00:17:27,800 --> 00:17:29,990
‫سیمونوف، اسمیرنوف.

132
00:17:30,040 --> 00:17:32,760
‫پالاچنیکوف، کوزنتسوف.

133
00:17:42,360 --> 00:17:45,150
‫این از حماقت هم بدتره.
‫کاملاً بی‌پروایانه‌ست.

134
00:17:45,200 --> 00:17:46,360
‫چی؟

135
00:17:46,400 --> 00:17:48,720
‫با اسم مستعار قدیمی سفر کردن.

136
00:17:48,760 --> 00:17:50,480
‫برای مرکز مسکو استفاده از

137
00:17:50,520 --> 00:17:52,920
‫پاسپورت‌های فرسوده بی‌سابقه‌ست.

138
00:17:53,040 --> 00:17:55,080
‫مگه اینکه خیلی عجله داشته باشی.

139
00:17:55,120 --> 00:17:56,240
‫آره.

140
00:17:56,280 --> 00:17:57,440
‫خب...

141
00:17:57,600 --> 00:17:59,000
‫مخلص کلام.

142
00:17:59,200 --> 00:18:02,670
‫تا پریروز از عملیات ما خبر نداشتن.

143
00:18:02,720 --> 00:18:05,270
‫یعنی حتماً یک نفر راجع به اکو
‫بهشون خبر داده باشه.

144
00:18:05,320 --> 00:18:06,630
‫آره. کی؟

145
00:18:06,680 --> 00:18:08,560
‫کسی که از عملیات ما خبر داره.

146
00:18:10,040 --> 00:18:12,200
‫- می‌تونی این رو برای زک و رز بفرستی؟
‫- آره.

147
00:18:12,520 --> 00:18:15,600
‫- قهوه می‌خوای؟
‫- اه، نه، نمی‌خوام، مرسی.

148
00:18:23,920 --> 00:18:25,320
‫بهت هشدار دادم

149
00:18:25,360 --> 00:18:27,960
‫که برگشتن ممکنه به فاجعه ختم بشه.

150
00:18:28,400 --> 00:18:29,880
‫می‌دونم گفتی.

151
00:18:29,920 --> 00:18:34,400
‫کل شب رو توی یه رودخانه
‫از مزخرفات وزارت مالت شنا کردیم.

152
00:18:35,880 --> 00:18:39,720
‫دفعه بعد که توی جمع غیرنظامیانی
‫که کلیسا می‌رن، تیراندازی راه بندازیم،

153
00:18:39,760 --> 00:18:41,800
‫ترجیح می‌دن اول ازشون اجازه بگیریم!

154
00:18:43,120 --> 00:18:45,080
‫متاسفم.

155
00:18:45,120 --> 00:18:47,680
‫ولی نباید روس‌ها رو مقصر بدونن؟

156
00:18:47,720 --> 00:18:50,520
‫می‌دونم می‌خواستی مامورت رو نجات بدی.

157
00:18:51,360 --> 00:18:53,720
‫ولی خوش‌شانس بودی که زنده در اومدی.

158
00:18:53,840 --> 00:18:55,480
‫فقط شانس نبود، زک.

159
00:18:56,720 --> 00:18:58,880
‫نمی‌شه حداقل قبول کنیم که این ثابت می‌کنه

160
00:18:58,920 --> 00:19:00,600
‫مسکو سعی داشته جلوی عملیات ما رو بگیره

161
00:19:00,640 --> 00:19:02,720
‫تا از مامور خودش توی لندن محافظت کنه؟

162
00:19:05,960 --> 00:19:07,150
‫ادامه بده.

163
00:19:07,200 --> 00:19:09,270
‫ایگور تیمش رو با عجله

164
00:19:09,320 --> 00:19:11,040
‫و با اسم مستعار معروف فرستاد

165
00:19:11,080 --> 00:19:13,150
‫و همه پروتکل‌هاشون رو نادیده گرفت.

166
00:19:13,200 --> 00:19:14,840
‫این نشون می‌ده که درمونده‌ست

167
00:19:14,880 --> 00:19:17,760
‫و می‌خواد از یه عملیات پرریسک محافظت کنه.

168
00:19:18,000 --> 00:19:20,640
‫فکر می‌کنی فهمیده که
‫ما توی ویلاش شنود گذاشتیم؟

169
00:19:20,680 --> 00:19:22,080
‫چطور؟

170
00:19:22,120 --> 00:19:25,240
‫خب، چرا باید با این همه وحشت
‫یه تیم عملیاتی رو بیرون بکشه؟

171
00:19:25,280 --> 00:19:26,830
‫پس بهش خبر داده بودن؟

172
00:19:26,880 --> 00:19:28,880
‫- فکر می‌کنم آره.
‫- از لندن؟

173
00:19:30,040 --> 00:19:31,270
‫یه احتماله.

174
00:19:31,320 --> 00:19:33,880
‫و هدفشون این بود که
‫هم تو رو بکشن هم اکو رو؟

175
00:19:34,280 --> 00:19:36,510
‫بخش روسیه رو با خاک یکسان کنن؟

176
00:19:36,560 --> 00:19:38,510
‫خشنه، ولی ممکنه فکر کنن ارزشش رو داره،

177
00:19:38,560 --> 00:19:40,960
‫اگه عملیات لندن‌شون به اندازه کافی
‫بزرگ باشه که هست.

178
00:19:43,520 --> 00:19:45,000
‫یه احتماله.

179
00:19:45,920 --> 00:19:48,590
‫ولی بیا فرض کنیم
‫مسکو این ایده رو به خوردت داده

180
00:19:48,640 --> 00:19:50,470
‫که یه مامور توی کابینه دارن.

181
00:19:50,520 --> 00:19:53,310
‫دقیقاً همون کاری نیست که انجام می‌دن؟

182
00:19:53,360 --> 00:19:55,470
‫تو رو به دام بندازن، هدف نزدیک.

183
00:19:55,520 --> 00:19:57,750
‫نزدیک به هدف،
‫فقط به اندازه‌ای که باور کنی

184
00:19:57,800 --> 00:19:59,270
‫که می‌خواستن تو رو بکشن.

185
00:19:59,320 --> 00:20:01,080
‫یا می‌خواستن من رو از پا در بیارن

186
00:20:01,120 --> 00:20:04,080
‫تا عملیاتم رو متوقف کنن
‫و مامور خودشون رو به خیابان داونینگ ببرن.

187
00:20:04,120 --> 00:20:05,360
‫باورپذیره.

188
00:20:05,400 --> 00:20:06,920
‫باید قبول کنیم.

189
00:20:09,080 --> 00:20:10,240
‫ببین،

190
00:20:10,280 --> 00:20:12,760
‫این فقط راجع به اتفاقی که
‫توی والتا افتاد نیست.

191
00:20:13,000 --> 00:20:15,190
‫من و راو دلایل موجهی پیدا کردیم

192
00:20:15,240 --> 00:20:18,350
‫که به هر دو نفر، رایان واکر
‫و ایموجین کانرد شک کنیم.

193
00:20:18,400 --> 00:20:19,680
‫چی؟

194
00:20:19,840 --> 00:20:21,720
‫جدی می‌گی؟

195
00:20:22,200 --> 00:20:26,190
‫نخست‌وزیر صراحتاً تحقیق درباره
‫وزراش رو برامون ممنوع کرده.

196
00:20:26,240 --> 00:20:28,830
‫- می‌دونم، ولی مجبور بودم...
‫- ولی نداره! از دست تو، کیت.

197
00:20:28,880 --> 00:20:31,390
‫وقتی از دستور مستقیم نخست‌وزیر تخلف می‌کنی،

198
00:20:31,440 --> 00:20:33,310
‫کل سرویس رو به خطر میندازی!

199
00:20:33,360 --> 00:20:36,200
‫- هیچ حق انتخابی واسمون نذاشت!
‫- اون نخست‌وزیره!

200
00:20:41,120 --> 00:20:42,760
‫مجبورم این رو موضوع رو به مافوقم بگم.

201
00:20:42,800 --> 00:20:44,440
‫پیش وزیر خارجه؟

202
00:20:44,480 --> 00:20:46,190
‫الان، شانس زیادی وجود داره

203
00:20:46,240 --> 00:20:47,870
‫که اون نخست‌وزیر بعدی باشه، زک.

204
00:20:47,920 --> 00:20:49,830
‫ولی شانس کمی هست که مامور روسیه باشه.

205
00:20:49,880 --> 00:20:52,870
‫و اگه مامورشون باشه،
‫اونوقت برای هر کاری خیلی دیر می‌شه.

206
00:20:52,920 --> 00:20:56,160
‫دموکراسی ما از سوءظن‌های تو مهم‌تره.

207
00:20:59,400 --> 00:21:00,680
‫باید اکو،

208
00:21:00,720 --> 00:21:02,720
‫برادر لنا رو از روسیه بیرون بیاریم.

209
00:21:03,040 --> 00:21:04,840
‫حداقل اونقدر بهش مدیونیم.

210
00:21:07,400 --> 00:21:09,800
‫قرار نبود امروز بهت بگم.

211
00:21:11,640 --> 00:21:14,520
‫تیم ما الکسی رو توی سن پترزبورگ از دست داد.

212
00:21:15,480 --> 00:21:16,840
‫از دست دادن؟

213
00:21:17,640 --> 00:21:19,720
‫مسکو زودتر رسید.

214
00:21:20,920 --> 00:21:22,200
‫متاسفم.

215
00:21:26,400 --> 00:21:28,000
‫هر کاری از دستت برمیومد کردی.

216
00:21:29,960 --> 00:21:31,120
‫ولی الان،

217
00:21:31,160 --> 00:21:32,710
‫مشکلات بزرگتری داریم.

218
00:21:32,760 --> 00:21:34,040
‫دقیقاً،

219
00:21:34,080 --> 00:21:37,120
‫اگه زک به اطلاعات من بی‌توجهی کنه.

220
00:21:37,160 --> 00:21:39,590
‫اگه اون حرف نزنه،
‫پس خودم با سر آلن و...

221
00:21:39,640 --> 00:21:40,950
‫و نخست‌وزیر حرف می‌زنم.

222
00:21:41,000 --> 00:21:43,550
‫نمی‌تونی پشت سرش کار کنی.

223
00:21:43,600 --> 00:21:46,590
‫همین الان هم به اندازه کافی
‫توی دردسری و درست فکر نمی‌کنی.

224
00:21:46,640 --> 00:21:49,310
‫- وقت لازم داری تا همه چیز رو پردازش کنی.
‫- چه وقتی؟

225
00:21:49,360 --> 00:21:52,990
‫تا چند روز دیگه،
‫ممکنه یه مامور روس کشور رو اداره کنه.

226
00:21:53,040 --> 00:21:56,520
‫تا جایی که می‌دونیم، خبر دادن ایگور
‫درباره لنا از طرف خودمون بوده.

227
00:21:57,480 --> 00:21:59,000
‫یه کم استراحت کن.

228
00:21:59,520 --> 00:22:01,080
‫بعدش حرف می‌زنیم.

229
00:22:05,440 --> 00:22:07,430
‫اون باید استعفا بده، آنوشکا.

230
00:22:07,480 --> 00:22:09,630
‫- ولی استعفا نمی‌ده، نه؟
‫- باید استعفا بده.

231
00:22:09,680 --> 00:22:13,270
‫با دشمن سیاسی ما خارج از چارچوب ملاقات کرد،

232
00:22:13,320 --> 00:22:15,950
‫بدون محافظان یا مقامات حاضر.

233
00:22:16,000 --> 00:22:18,000
‫همون فساد علنی که از مخالفان

234
00:22:18,040 --> 00:22:19,440
‫انتظار داریم.

235
00:22:19,480 --> 00:22:21,750
‫غیرقابل توجیه و غیرقابل بخششه.

236
00:22:21,800 --> 00:22:23,030
‫پس فقط برای اینکه واضح باشه،

237
00:22:23,080 --> 00:22:25,190
‫داری وزیر خارجه رو

238
00:22:25,240 --> 00:22:26,990
‫به تبانی با کرملین متهم می‌کنی؟

239
00:22:27,040 --> 00:22:29,190
‫من می‌گم اون هیچ اصولی نداره

240
00:22:29,240 --> 00:22:30,990
‫و اون شعار پوپولیستی خودش

241
00:22:31,040 --> 00:22:32,550
‫ممکنه توی مسکو نوشته شده باشه.

242
00:22:32,600 --> 00:22:34,600
‫اون برای پست دولتی مناسب نیست.

243
00:22:34,680 --> 00:22:36,320
‫تو چی؟

244
00:22:36,360 --> 00:22:39,550
‫اگه تو رفتار نامناسبی داشتی،
‫استعفا می‌دادی؟

245
00:22:39,600 --> 00:22:41,150
‫من که با وزیر خارجه روسیه

246
00:22:41,200 --> 00:22:43,390
‫- جلسه غیررسمی نداشتم، نه؟
‫- سوال من اون نبود.

247
00:22:43,440 --> 00:22:46,830
‫دارم سعی می‌کنم بفهمم
‫اصولی اخلاقی تو در این مورد چیه...

248
00:22:46,880 --> 00:22:48,110
‫نه، نه. متاسفم، آنوشکا.

249
00:22:48,160 --> 00:22:50,240
‫نمی‌خوام وارد فرضیات بشم.

250
00:22:53,040 --> 00:22:54,350
‫آی‌تی‌وی لعنتی.

251
00:22:54,400 --> 00:22:56,040
‫از بی‌بی‌سی هم بدترن.

252
00:22:56,080 --> 00:22:58,750
‫اصلاً اون چرت و پرت «اصول اخلاقی» چی بود؟

253
00:22:58,800 --> 00:23:00,870
‫فقط سعی می‌کرد اعصابت رو خرد کنه.

254
00:23:00,920 --> 00:23:03,520
‫آره، ولی با چی؟
‫انگار یه آتویی از من داشت.

255
00:23:03,560 --> 00:23:05,040
‫نه. باور کن،

256
00:23:05,080 --> 00:23:06,640
‫اگه فکر می‌کردن آتویی از تو دارن،

257
00:23:06,680 --> 00:23:08,070
‫من خبردار می‌شدم.

258
00:23:08,120 --> 00:23:09,910
‫فهمیدی که کیت و تیمش داشتن

259
00:23:09,960 --> 00:23:12,070
‫این قضیه کریمسوف رو بررسی می‌کردن یا نه؟

260
00:23:12,120 --> 00:23:14,670
‫نه. نپرسیدم و به هر حال بهم نمی‌گفت.

261
00:23:14,720 --> 00:23:17,510
‫بی‌خیال. ارتباط بدون نظارت
‫با وزیر خارجه روسیه

262
00:23:17,560 --> 00:23:18,590
‫وسط یه جنگ؟

263
00:23:18,640 --> 00:23:19,800
‫اوهوم. آره،

264
00:23:19,840 --> 00:23:21,320
‫موافقم، بوی گند می‌ده.

265
00:23:21,360 --> 00:23:23,110
‫آره، پس نمی‌تونه یه ذره به ما کمک کنه؟

266
00:23:23,160 --> 00:23:25,840
‫اگه می‌دونستیم رایان توسط
‫سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا بررسی می‌شه،

267
00:23:25,880 --> 00:23:27,710
‫بالاخره می‌تونستیم یه چوب به قلبش بزنیم.

268
00:23:27,760 --> 00:23:29,710
‫گوش کن، قرار نیست روش فشار بیارم.

269
00:23:29,760 --> 00:23:31,790
‫همین الان هم به اندازه کافی
‫تحت فشاره، باشه؟

270
00:23:31,840 --> 00:23:33,590
‫سر چه چیزی؟

271
00:23:33,640 --> 00:23:34,960
‫نمی‌تونه بگه، نه؟

272
00:23:35,000 --> 00:23:36,200
‫و راه دیگه چیه؟

273
00:23:36,240 --> 00:23:37,520
‫رایان به عنوان نخست‌وزیر؟

274
00:23:39,360 --> 00:23:41,400
‫ببین، اگه ما اشاره کنیم

275
00:23:41,560 --> 00:23:44,640
‫که سرویس اطلاعات داره
‫ارتباطات رایان با مسکو رو بررسی می‌کنه،

276
00:23:44,680 --> 00:23:46,560
‫اونوقت تقصیر کیت می‌شه، نه؟

277
00:23:46,600 --> 00:23:47,750
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

278
00:23:47,800 --> 00:23:49,640
‫- متاسفم، نمی‌تونم.
‫- باشه.

279
00:23:49,760 --> 00:23:50,870
‫خب،

280
00:23:50,920 --> 00:23:53,040
‫به همه مشاوران ویژه کابینه زنگ بزن.

281
00:23:53,080 --> 00:23:54,870
‫بهشون بگو من، مگ و تد

282
00:23:54,920 --> 00:23:57,230
‫می‌خوایم امشب یه بیانیه مشترک بدیم

283
00:23:57,280 --> 00:23:58,830
‫و خواستار استعفای رایان بشیم.

284
00:23:58,880 --> 00:24:01,630
‫اگه بتونیم وزیرای کافی با خودمون
‫همراه کنیم، مجبور می‌شه استعفا بده.

285
00:24:01,680 --> 00:24:03,040
‫باشه. باشه.

286
00:24:07,240 --> 00:24:17,240
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

287
00:24:21,440 --> 00:24:23,830
‫اون حرف دیگه‌ای نداره.

288
00:24:23,880 --> 00:24:24,920
‫مل،

289
00:24:24,960 --> 00:24:26,240
‫استعفا می‌ده؟

290
00:24:26,280 --> 00:24:28,200
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

291
00:24:34,560 --> 00:24:36,840
‫[یک پیمانکار دیگر در آستانه ورشکستگی:
‫جان مایلار اخراج شد]

292
00:24:36,880 --> 00:24:39,440
‫می‌تونی بری باز کنی؟ نمی‌خوام صورتم
‫قبل از آرایش همه جا پخش بشه.

293
00:24:39,480 --> 00:24:41,880
‫- لعنتی.
‫- چی شده؟

294
00:24:42,320 --> 00:24:44,590
‫ممکنه مایلار به سمت ورشکستگی بره.

295
00:24:44,640 --> 00:24:46,950
‫- تازه جان رو اخراج کردن.
‫- راجع به سرمایه‌ات چیزی نوشته؟

296
00:24:47,000 --> 00:24:48,960
‫نه، خدا رو شکر.

297
00:24:55,880 --> 00:24:59,600
‫لطفاً بهم بگو امروز صبح
‫خبر خوبی برام آوردی، ملیسا.

298
00:24:59,640 --> 00:25:02,800
‫واقعاً خیلی بهش نیاز دارم.

299
00:25:04,880 --> 00:25:06,320
‫اومدم بهت بگم دارم استعفا می‌دم.

300
00:25:08,880 --> 00:25:10,160
‫الان؟

301
00:25:10,640 --> 00:25:12,240
‫وسط کارزار من؟

302
00:25:13,920 --> 00:25:15,240
‫متاسفم.

303
00:25:15,480 --> 00:25:17,840
‫فکر نمی‌کنم دیگه ارزش‌هامون یکسان باشه.

304
00:25:17,960 --> 00:25:20,120
‫فرض می‌کنم برای صداقت ارزش قائلی.

305
00:25:20,160 --> 00:25:21,990
‫- کاملاً.
‫- خوبه.

306
00:25:22,040 --> 00:25:25,000
‫پس تو به مطبوعات راجع به جلسه
‫رایان با کریمسوف خبر دادی؟

307
00:25:26,560 --> 00:25:27,960
‫البته که نه.

308
00:25:28,120 --> 00:25:29,270
‫خوشحالم که این رو می‌شنوم،

309
00:25:29,320 --> 00:25:31,800
‫چون هیچکس توی وایت‌هال
‫نمی‌خواد یه خبرچین رو استخدام کنه.

310
00:25:34,760 --> 00:25:36,880
‫پس، استعفات پذیرفته شد.

311
00:25:38,600 --> 00:25:39,920
‫شاید به نفع همه باشه.

312
00:25:42,400 --> 00:25:43,600
‫خب، موفق باشی.

313
00:25:45,240 --> 00:25:47,680
‫واقعاً امیدوارم یه رقابت منصفانه باشه.

314
00:25:48,800 --> 00:25:51,110
‫این سیاسته، هیچ چیز منصفانه‌ای توش نیست.

315
00:25:51,160 --> 00:25:52,870
‫مثل اینکه زندگی ایموجین کانرد رو نابود کنی؟

316
00:25:52,920 --> 00:25:55,230
‫- اوه، محض...
‫- نمی‌خوام از ویدئو استفاده کنم، ملیسا.

317
00:25:55,280 --> 00:25:57,510
‫منظورش اینه که
‫هیچ ایده‌ای نداریم راجع به چی حرف می‌زنی.

318
00:25:57,560 --> 00:25:58,720
‫ولی در صورت هر گونه شک،

319
00:25:58,760 --> 00:26:01,440
‫یادت باشه که هنوز هم ملزم به توافقنامه
‫عدم افشای اطلاعات در قراردادت هستی.

320
00:26:02,920 --> 00:26:04,240
‫یه چیزی بهم بگو.

321
00:26:05,640 --> 00:26:06,920
‫دمیتری کریمسوف

322
00:26:06,960 --> 00:26:08,320
‫واقعاً یه بچه از دست داده؟

323
00:26:08,360 --> 00:26:10,200
‫یا این رو از خودت درست کردی
‫تا آبروت حفظ بشه؟

324
00:26:10,240 --> 00:26:11,560
‫برو بیرون!

325
00:26:18,080 --> 00:26:20,230
‫اوه، خدا.

326
00:26:20,280 --> 00:26:21,910
‫اشکال نداره. اشکال نداره. اشکال نداره.

327
00:26:21,960 --> 00:26:23,710
‫ما، امم...

328
00:26:23,760 --> 00:26:25,000
‫دوام میاریم.

329
00:26:25,040 --> 00:26:27,720
‫فقط باید این مزخرف مایلار رو تاب بیارم!

330
00:26:27,760 --> 00:26:30,430
‫- بابات نمی‌تونه دوباره کمکت کنه؟
‫- نمی‌دونم. نمی‌دونم.

331
00:26:30,480 --> 00:26:32,430
‫شاید. نمی‌دونم. من فقط...

332
00:26:32,480 --> 00:26:34,280
‫ببخشید. فقط...

333
00:26:35,080 --> 00:26:37,360
‫یه دفعه خیلی چیزهاست.

334
00:26:38,680 --> 00:26:40,470
‫مردم واقعاً فکر می‌کنن از پسرمون به عنوان

335
00:26:40,520 --> 00:26:42,680
‫برگ برنده برای فرار از زندان
‫استفاده می‌کنیم؟

336
00:26:43,640 --> 00:26:45,880
‫نه. نه. بی‌خیال دیگه.

337
00:26:46,960 --> 00:26:48,400
‫البته که نه.

338
00:26:55,560 --> 00:26:57,640
‫می‌دونی من هم رنج می‌کشم.

339
00:26:57,840 --> 00:27:00,400
‫روش عجیبی برای نشون دادنش داری.

340
00:27:01,840 --> 00:27:03,760
‫خب، مجبور بودم اون قضیه رو ببندم.

341
00:27:07,120 --> 00:27:10,470
‫- وقتی توی پلاک شماره ده بودیم...
‫- اون رویای توئه، مال من نیست.

342
00:27:10,520 --> 00:27:12,720
‫خب، ما توافق کردیم که
‫برای هر دومون یه شروع تازه باشه.

343
00:27:12,760 --> 00:27:13,800
‫جدی

344
00:27:15,120 --> 00:27:17,470
‫یا تو فقط فرض کردی که ما در خدمت

345
00:27:17,520 --> 00:27:19,240
‫حرفه‌ی تو به راهمون ادامه می‌دیم؟

346
00:27:23,040 --> 00:27:24,440
‫می‌دونی که منتظر می‌مونم.

347
00:27:25,800 --> 00:27:27,240
‫منتظر چی؟

348
00:27:29,640 --> 00:27:30,960
‫منتظر اینکه برگردی.

349
00:27:35,520 --> 00:27:38,480
‫حداقل جاه‌طلبی رو داری.
‫اون چیزیه که بهش چنگ بزنی.

350
00:27:40,720 --> 00:27:42,590
‫گفتم کمک می‌کنم تا به اونجا برسیم.

351
00:27:42,640 --> 00:27:44,000
‫بعد می‌تونیم دوباره فکر کنیم.

352
00:27:45,040 --> 00:27:46,790
‫پس بهتره بری برای بابات چرب‌زبونی کنی.

353
00:27:46,840 --> 00:27:49,040
‫با همه مشاوران ویژه حرف زدم.

354
00:27:49,080 --> 00:27:52,240
‫همه وزیرهاشون بزدل کامل هستن،

355
00:27:52,320 --> 00:27:53,560
‫بدون هیچ استثنایی.

356
00:27:53,600 --> 00:27:55,040
‫خیلی ممنونم.

357
00:27:56,360 --> 00:27:58,950
‫پس تا الان، تنها چیزی که داریم تو،

358
00:27:59,000 --> 00:28:01,520
‫مگ و تد عزیز هست.

359
00:28:01,560 --> 00:28:03,550
‫حالا، باور کن...

360
00:28:03,600 --> 00:28:06,550
‫سه استعفای کابینه، قیام به پا نمی‌کنه.

361
00:28:06,600 --> 00:28:08,910
‫بهشون بگو اگه رایان برنده بشه،
‫حسابی خونه‌تکونی می‌کنه.

362
00:28:08,960 --> 00:28:10,360
‫پس بیشترشون نه شغلی خواهند داشت...

363
00:28:10,400 --> 00:28:11,760
‫نه حزبی که بشه روش حساب کرد.

364
00:28:11,800 --> 00:28:13,880
‫خب، قطعاً بیشتر از شما سه‌تا احتیاج داریم.

365
00:28:14,080 --> 00:28:15,790
‫باشه، دوباره بهشون زنگ بزن.

366
00:28:15,840 --> 00:28:17,990
‫خودم به بعضی از خود وزیرها زنگ می‌زنم.

367
00:28:18,040 --> 00:28:19,590
‫بهشون می‌گیم من، مگ و تد

368
00:28:19,640 --> 00:28:22,390
‫می‌خوایم درست قبل از اخبار
‫ساعت ده امشب اعلام کنیم.

369
00:28:22,440 --> 00:28:24,000
‫باشه.

370
00:28:24,400 --> 00:28:26,950
‫باید بدونیم چرا لو آماتوف می‌خواسته ایموجین

371
00:28:27,000 --> 00:28:28,430
‫توی کنفرانس مونته‌نگرو باشه.

372
00:28:28,480 --> 00:28:30,630
‫درسته و اینکه با کی معاشرت می‌کرده.

373
00:28:30,680 --> 00:28:32,120
‫طبق گفته آنجلا وایت،

374
00:28:32,160 --> 00:28:34,480
‫با جاشوآ لانگ پرسه می‌زده.

375
00:28:34,520 --> 00:28:36,030
‫باشه، پس شاید اون واسطه بوده؟

376
00:28:36,080 --> 00:28:37,150
‫یا دام عسل.

377
00:28:37,200 --> 00:28:39,400
‫شاید لو یه جورایی روی اون تسلط داره

378
00:28:39,440 --> 00:28:41,030
‫و لانگ می‌تونه دلیلش باشه.

379
00:28:41,080 --> 00:28:42,960
‫بعداً می‌بینمت.

380
00:28:48,080 --> 00:28:50,390
‫- کیت هندرسون.
‫- بله.

381
00:28:50,440 --> 00:28:53,550
‫سلام. من جاشوآ لانگ هستم.
‫حالت چطوره؟ می‌خواستی من رو ببینی؟

382
00:28:53,600 --> 00:28:56,070
‫- آره، ببخشید که مزاحم شدم.
‫- اشکال نداره.

383
00:28:56,120 --> 00:28:57,630
‫- برای وزارت خارجه کار می‌کنم.
‫- آره.

384
00:28:57,680 --> 00:28:58,870
‫می‌خواستم در مورد زمانی که

385
00:28:58,920 --> 00:29:01,360
‫با ایموجین کانرد کار می‌کردی،
‫باهات حرف بزنم.

386
00:29:01,400 --> 00:29:03,120
‫استوارت راجع بهش چی بهت گفت؟

387
00:29:03,320 --> 00:29:05,480
‫این هیچ ربطی به اون نداره.

388
00:29:05,520 --> 00:29:07,710
‫اوه، خب، من پارسال سیاست رو ترک کردم.

389
00:29:07,760 --> 00:29:10,110
‫پس مطمئن نیستم چقدر می‌تونم کمک کنم.

390
00:29:10,160 --> 00:29:12,600
‫حتی به صلاح امنیت ملی؟

391
00:29:14,360 --> 00:29:15,640
‫درست.

392
00:29:19,040 --> 00:29:21,830
‫بیا با سفرت به مونته‌نگرو شروع کنیم.

393
00:29:21,880 --> 00:29:23,310
‫چی شده؟

394
00:29:23,360 --> 00:29:26,320
‫خب، ادعا شده که تو و ایموجین
‫اونجا باهم بودین.

395
00:29:26,440 --> 00:29:27,760
‫چی؟

396
00:29:28,120 --> 00:29:29,720
‫کدوم خری این رو بهت گفته؟

397
00:29:30,840 --> 00:29:32,240
‫تو واقعاً کی هستی؟

398
00:29:37,240 --> 00:29:38,680
‫سرویس اطلاعات مخفی بریتانیا؟

399
00:29:41,040 --> 00:29:43,030
‫من هیچوقت توی ازدواجم بی‌وفایی نکردم،

400
00:29:43,080 --> 00:29:44,550
‫چه برسه به اینکه با ایموجین باشه.

401
00:29:44,600 --> 00:29:47,360
‫پس چرا کمی بعد از سفر،
‫دفترش رو ترک کردی؟

402
00:29:49,120 --> 00:29:50,840
‫لو آماتوف یه مدتی بود

403
00:29:50,920 --> 00:29:53,080
‫دور و برش می‌چرخید.

404
00:29:53,280 --> 00:29:55,110
‫اون بود که به کنفرانس دعوتش کرده بود.

405
00:29:55,160 --> 00:29:58,000
‫- چرا می‌خواسته اونجا باشه؟
‫- هیچ ایده‌ای ندارم.

406
00:29:58,120 --> 00:30:00,120
‫اون رو حسابی با ملاقات‌ها
‫و خوش‌آمدگویی‌ها مشغول کرده بود،

407
00:30:00,160 --> 00:30:01,590
‫واسه همین من دعوت نبودم.

408
00:30:01,640 --> 00:30:02,910
‫بعد از اینکه استوارت مریض شد،

409
00:30:02,960 --> 00:30:05,350
‫من مجبور بودم پای همه
‫صحبت‌های کنفرانس بشینم،

410
00:30:05,400 --> 00:30:06,510
‫که یه کار بی‌فایده‌ای بود.

411
00:30:06,560 --> 00:30:07,550
‫پس این رابطه ادعایی...

412
00:30:07,600 --> 00:30:09,120
‫آره، هر چی می‌دونستم بهت گفتم.

413
00:30:09,160 --> 00:30:10,910
‫واسه همین حالا باید برم.

414
00:30:10,960 --> 00:30:14,030
‫- خب، اگه چیز دیگه‌ای «یادت اومد»، فقط...
‫- آره.

415
00:30:14,080 --> 00:30:15,680
‫می‌دونی چطور من رو پیدا کنی، نه؟

416
00:30:23,680 --> 00:30:25,910
‫جیمی به حرفش عمل کرد.

417
00:30:25,960 --> 00:30:28,880
‫شش نفر شورشی کابینه هستیم. ملیسا؟

418
00:30:29,640 --> 00:30:32,560
‫داری اطلاعات می‌فروشی،
‫یا دعوا رو تموم می‌کنی؟

419
00:30:32,840 --> 00:30:34,040
‫استعفا دادم.

420
00:30:35,080 --> 00:30:37,640
‫به جنبش مقاومت رایان خوش اومدی.

421
00:30:37,880 --> 00:30:40,720
‫لطفاً بهم بگو تو اون کیف دینامیت داری.

422
00:30:42,000 --> 00:30:43,800
‫یه اطلاعاتی دارم، ولی...

423
00:30:44,520 --> 00:30:45,960
‫ازش خوشت نمیاد.

424
00:30:46,960 --> 00:30:49,440
‫باشه. بگو. من دختر بزرگی‌ام.

425
00:30:52,440 --> 00:30:53,840
‫رایان می‌گه تونسته

426
00:30:53,880 --> 00:30:56,160
‫فیلمی از تو پیدا کنه که به نوعی

427
00:30:56,240 --> 00:30:58,080
‫می‌تونه به آبروت آسیب بزنه.

428
00:30:59,000 --> 00:31:00,680
‫چه جور فیلمی؟

429
00:31:02,040 --> 00:31:03,440
‫هیچکس ندیده.

430
00:31:03,480 --> 00:31:06,480
‫ظاهراً توی یه اتاق هتل فیلمبرداری شده.

431
00:31:09,000 --> 00:31:11,560
‫و تو با یه نفر دیگه توی فیلم هستی.

432
00:31:19,880 --> 00:31:21,160
‫ببین،

433
00:31:21,240 --> 00:31:23,160
‫با فرض اینکه اصلاً وجود داره...

434
00:31:24,080 --> 00:31:27,040
‫کاری که من می‌کردم
‫این بود که ازش جلو می‌زدم.

435
00:31:28,120 --> 00:31:29,350
‫به مردم هشدار بدم که

436
00:31:29,400 --> 00:31:31,080
‫یه ویدئوی جعلی در حال پخشه،

437
00:31:31,120 --> 00:31:32,880
‫قبل از اینکه یک نفر اون رو منتشر کنه

438
00:31:32,920 --> 00:31:34,600
‫و سعی کنه ادعا کنه واقعیه.

439
00:31:34,800 --> 00:31:36,240
‫مگه فرقی می‌کنه؟

440
00:31:36,640 --> 00:31:38,520
‫وقتی پخش شد، پخش شده.

441
00:31:38,880 --> 00:31:40,960
‫مردم نمی‌تونن چیزی که
‫دیدن رو از ذهنشون پاک کنن،

442
00:31:41,120 --> 00:31:42,320
‫جعلی باشه یا نه.

443
00:31:42,360 --> 00:31:45,510
‫می‌دونم، می‌دونم، ولی من فکر می‌کنم
‫مردم همدردی می‌کنن.

444
00:31:45,560 --> 00:31:47,950
‫یعنی روسیه به تولید این مزخرفات معروفه.

445
00:31:48,000 --> 00:31:49,560
‫باورم نمی‌شه این اتفاق داره می‌افته.

446
00:31:49,600 --> 00:31:52,120
‫ببین، به رایان گفتم که
‫اگه لو بده دیوونه‌ست.

447
00:31:53,160 --> 00:31:55,630
‫منظورم اینه، اون اولین کسیه
‫که همه بهش شک می‌کنن.

448
00:31:55,680 --> 00:31:58,070
‫و اون... ادعا کرد که با من موافقه، دوستان.

449
00:31:58,120 --> 00:32:00,080
‫ولی تو فکر می‌کنی به هر حال انجامش می‌ده؟

450
00:32:00,480 --> 00:32:02,190
‫بستگی داره چقدر درمونده بشه.

451
00:32:02,240 --> 00:32:04,350
‫خب، فکر می‌کنم وقتی بفهمه که ما داریم

452
00:32:04,400 --> 00:32:06,840
‫سعی می‌کنیم از رقابت حذفش کنیم،
‫خیلی درمونده بشه.

453
00:32:08,760 --> 00:32:10,000
‫لعنت.

454
00:32:11,480 --> 00:32:12,720
‫ایموجین،

455
00:32:12,840 --> 00:32:14,560
‫به چی فکر می‌کنی؟

456
00:32:17,920 --> 00:32:20,120
‫به مگ، تد و بقیه زنگ بزن.

457
00:32:20,160 --> 00:32:21,280
‫بهشون بگو

458
00:32:21,440 --> 00:32:23,360
‫بیانیه مشترک رو به دلایل تاکتیکی

459
00:32:23,400 --> 00:32:24,840
‫بیست و چهار ساعت

460
00:32:24,880 --> 00:32:26,520
‫به تأخیر میندازیم.

461
00:32:26,640 --> 00:32:29,240
‫باشه. بعدش چی؟

462
00:32:29,520 --> 00:32:31,440
‫باید رایان رو ببینم.

463
00:32:31,920 --> 00:32:35,160
‫شاید برای یک بار انسانیتش رو
‫به جاه‌طلبیش ترجیح بده.

464
00:32:36,720 --> 00:32:38,320
‫باشه، حالا به این حمله کن.

465
00:32:41,920 --> 00:32:43,080
‫خیلی خوبه. خیلی خوبه.

466
00:32:48,040 --> 00:32:50,120
‫حتی نمی‌تونی خودت بهم زنگ بزنی.

467
00:32:51,200 --> 00:32:54,150
‫من فقط از تیم کارزار خواستم
‫یه جلسه توی برنامه من بذارن، بابا.

468
00:32:54,200 --> 00:32:56,670
‫شنیدم شرکت ساختمونی در آستانه ورشکستگیه.

469
00:32:56,720 --> 00:32:58,080
‫آره، خب، اون موقع

470
00:32:58,120 --> 00:32:59,880
‫به نظر سرمایه‌گذاری مطمئنی میومد.

471
00:32:59,920 --> 00:33:01,510
‫آره، اگه میومدی برای من کار می‌کردی،

472
00:33:01,560 --> 00:33:03,950
‫مجبور نبودی بری توی حاشیه‌ها بگردی.

473
00:33:04,000 --> 00:33:06,030
‫آخه تو از ملک و املاک چی می‌دونی؟

474
00:33:06,080 --> 00:33:07,320
‫ببین، راهی هست که

475
00:33:07,360 --> 00:33:09,120
‫این گفتگو رو رو در رو انجام بدیم؟

476
00:33:09,160 --> 00:33:12,040
‫آهان، مانع بدیهی لعنتی.

477
00:33:19,560 --> 00:33:20,670
‫ببین،

478
00:33:20,720 --> 00:33:22,960
‫باید خلأ توی این معامله رو جبران کنم.

479
00:33:23,000 --> 00:33:24,520
‫اگه لو بره که دستم توی کاره،

480
00:33:24,560 --> 00:33:25,880
‫کارم تمومه.

481
00:33:25,920 --> 00:33:28,230
‫برای یه نماینده حزب کارگر خوب نیست، نه؟

482
00:33:28,280 --> 00:33:31,110
‫ساخت آپارتمان‌های لوکس
‫روی پارکینگ یه اتحادیه.

483
00:33:31,160 --> 00:33:34,480
‫به هر حال، نمی‌تونم ورشکسته
‫وارد خیابان داونینگ بشم، بابا.

484
00:33:36,320 --> 00:33:37,760
‫چقدر پول لازم داری؟

485
00:33:39,360 --> 00:33:40,350
‫یه میلیون.

486
00:33:40,400 --> 00:33:42,440
‫یه قرضه. سودش رو بهت می‌دم.

487
00:33:43,680 --> 00:33:46,560
‫پسرم، هر کی با شر همخونه بشه،

488
00:33:46,800 --> 00:33:50,400
‫آخرش چنان نابودش می‌کنه که
‫حتی دندوناش توی دهنش بلرزه.

489
00:33:51,720 --> 00:33:52,950
‫خب، جوابت چیه؟

490
00:33:53,000 --> 00:33:54,960
‫خب، واسه مراسم بیا،
‫همونطور که بهت گفتم.

491
00:33:55,000 --> 00:33:56,480
‫نمی‌تونم، الان وسط کارزارم.

492
00:33:56,560 --> 00:33:58,120
‫مگه اونا رای‌دهنده‌های تو نیستن؟

493
00:33:58,240 --> 00:34:00,150
‫اگه می‌خوای تو رو از اون چاله بیرون بکشم،

494
00:34:00,200 --> 00:34:02,040
‫باید براش کار کنی.

495
00:34:20,800 --> 00:34:23,040
‫[فوق‌محرمانه - فقط برای اطلاع بریتانیا]
‫[گزارش ام‌آی‌۶]

496
00:34:31,000 --> 00:34:33,280
‫اوه، وای. چقدر خوابیدم؟

497
00:34:33,360 --> 00:34:35,550
‫به اندازه‌ای که من یه گزارش از مامور

498
00:34:35,600 --> 00:34:37,270
‫از کنفرانس مونته‌نگرو پیدا کنم.

499
00:34:37,320 --> 00:34:38,920
‫حدس بزن کی اونجا بود؟

500
00:34:39,120 --> 00:34:41,190
‫نمی‌دونم، ایگور بورودین.

501
00:34:41,240 --> 00:34:43,760
‫حدست نزدیک بود. کریل مارکوف.

502
00:34:43,840 --> 00:34:46,640
‫- چی؟ همزمان با ایموجین؟
‫- آره.

503
00:34:47,880 --> 00:34:50,150
‫«مامور کریل مارکوف رو توی جمعیت

504
00:34:50,200 --> 00:34:52,430
‫در سخنرانی خوش‌آمدگویی
‫نمایندگان شناسایی کرد.

505
00:34:52,480 --> 00:34:54,470
‫هویت تأیید شد».

506
00:34:54,520 --> 00:34:57,550
‫تصادف خیلی خاصیه.

507
00:34:57,600 --> 00:34:59,680
‫آره. منظورم اینه، فکر می‌کنیم

508
00:34:59,720 --> 00:35:01,790
‫ایموجین می‌دونست اون کیه؟

509
00:35:01,840 --> 00:35:03,120
‫هیچ ایده‌ای ندارم.

510
00:35:03,480 --> 00:35:05,760
‫ولی اگه اون موقع نمی‌دونست،
‫ممکنه الان بدونه.

511
00:35:10,240 --> 00:35:12,880
‫اوه، باید برم و استوارت و بچه‌ها رو ببینم.

512
00:35:15,480 --> 00:35:17,200
‫- می‌بینمت، باشه؟
‫- آره.

513
00:35:24,960 --> 00:35:27,160
‫- سلام عزیزم.
‫- سلام.

514
00:35:29,160 --> 00:35:32,120
‫کشیش می‌گه باید قبل از اعترافت

515
00:35:32,200 --> 00:35:34,600
‫یه لیوان بخوری.

516
00:35:34,920 --> 00:35:36,800
‫اعتراف یا بخشش؟

517
00:35:36,840 --> 00:35:38,710
‫هوم. گمونم بستگی داره چی بخوای.

518
00:35:38,760 --> 00:35:40,680
‫- به افتخارت.
‫- به افتخارت.

519
00:35:46,200 --> 00:35:47,790
‫کمک کرد.

520
00:35:47,840 --> 00:35:49,400
‫می‌دونی چیه؟ راستش من

521
00:35:49,440 --> 00:35:51,320
‫یه بسته سیگار از یه کارآموز

522
00:35:51,360 --> 00:35:52,750
‫سر کار دزدیدم.

523
00:35:52,800 --> 00:35:54,470
‫یه فندکی اینجا دارم.

524
00:35:54,520 --> 00:35:57,230
‫- اون سیگار بود؟
‫- معلومه که نه.

525
00:35:57,280 --> 00:35:59,280
‫شما دوتا خیلی ریاکارید.

526
00:35:59,320 --> 00:36:02,120
‫- درست صحبت کن، فیونا.
‫- دیدی منظورم چیه؟

527
00:36:09,800 --> 00:36:11,080
‫خوبی؟

528
00:36:11,400 --> 00:36:12,840
‫زنده می‌مونم.

529
00:36:14,280 --> 00:36:15,520
‫جدی؟

530
00:36:16,880 --> 00:36:19,960
‫می‌خوای راجع به اتفاقی که توی
‫آخرین سفرت افتاد حرف بزنی، یا...؟

531
00:36:22,760 --> 00:36:24,880
‫داشتم سعی می‌کردم یه مامور رو بیرون بکشم...

532
00:36:26,480 --> 00:36:28,200
‫و در حین بیرون آمدن کشته شد.

533
00:36:30,040 --> 00:36:31,280
‫باشه.

534
00:36:34,080 --> 00:36:35,600
‫آسیب دیدی، یا...؟

535
00:36:35,880 --> 00:36:37,640
‫از نظر جسمی، نه.

536
00:36:37,680 --> 00:36:40,390
‫ولی الان اینجا در امانی؟ ما در امانیم؟

537
00:36:40,440 --> 00:36:41,640
‫بچه‌ها و همه چیز؟

538
00:36:41,680 --> 00:36:43,000
‫خیلی‌خب، گوش کن.

539
00:36:43,360 --> 00:36:45,950
‫مسکو هیچوقت سعی نکرده
‫یه مامور بریتانیایی رو

540
00:36:46,000 --> 00:36:47,990
‫توی خاک خودش از پا در بیاره، باشه؟

541
00:36:48,040 --> 00:36:49,760
‫چه برسه به خانواده‌هاشون.

542
00:36:50,120 --> 00:36:51,390
‫مطمئنی؟

543
00:36:51,440 --> 00:36:54,590
‫اون پیمان از زمان جنگ سرد برقرار بوده.

544
00:36:54,640 --> 00:36:57,950
‫چیزی نیست که نشون بده
‫اون رو نقض می‌کنن، خب؟

545
00:36:58,000 --> 00:36:59,470
‫آخه همین اواخر گفتی

546
00:36:59,520 --> 00:37:02,480
‫که قوانین بازی عوض شده،
‫پس من فقط یه کم...

547
00:37:10,600 --> 00:37:12,040
‫باید برم.

548
00:37:12,560 --> 00:37:14,480
‫احضار به طبقه ششم.

549
00:37:15,400 --> 00:37:17,320
‫- متاسفم عزیزم.
‫- باشه. خیلی‌خب.

550
00:37:37,480 --> 00:37:38,800
‫شب بخیر.

551
00:37:38,960 --> 00:37:40,320
‫شب بخیر.

552
00:37:40,440 --> 00:37:42,000
‫بشین.

553
00:37:49,240 --> 00:37:52,040
‫از موقعیتی که ایجاد کردم خیلی متاسفم.

554
00:37:53,360 --> 00:37:55,400
‫ولی امیدوارم قبول کنین
‫که راه دیگه‌ای نداشتم.

555
00:37:55,440 --> 00:37:56,600
‫کیت...

556
00:37:57,720 --> 00:37:59,400
‫تو تعلیق شدی.

557
00:38:04,720 --> 00:38:06,240
‫به چه دلیلی؟

558
00:38:06,280 --> 00:38:08,080
‫واقعاً لازمه برات توضیح بدیم؟

559
00:38:08,120 --> 00:38:09,720
‫بله، لطفاً.

560
00:38:10,200 --> 00:38:12,600
‫نادیده گرفتن دستور مستقیم.

561
00:38:12,640 --> 00:38:15,110
‫قرار دادن تیمت در معرض خطر بدون دلیل موجه.

562
00:38:15,160 --> 00:38:17,800
‫وزیر خارجه اصرار داره که کنار بکشی.

563
00:38:21,040 --> 00:38:22,320
‫تا دو روز دیگه،

564
00:38:22,360 --> 00:38:23,440
‫ممکنه یه مامور روسی

565
00:38:23,480 --> 00:38:25,590
‫- توی خیابان داونینگ داشته باشیم...
‫- هیچکس در صداقت تو

566
00:38:25,640 --> 00:38:27,240
‫- ولی می‌ذاریم اتفاق بیافته؟
‫- شک نداره.

567
00:38:27,280 --> 00:38:29,470
‫مبادا لو رفتنش به دموکراسی ما صدمه بزنه؟

568
00:38:29,520 --> 00:38:30,840
‫تنها واقعیت اینه که

569
00:38:30,920 --> 00:38:33,480
‫تو از دستور مستقیم نخست‌وزیر سرپیچی کردی.

570
00:38:33,520 --> 00:38:36,990
‫متاسفانه ما رو توی موقعیت
‫خیلی سختی قرار دادی، کیت.

571
00:38:37,040 --> 00:38:38,710
‫اولش، لو رفتن خبر کریمسوف.

572
00:38:38,760 --> 00:38:41,390
‫حالا این طوفان دیپلماتیک در مورد مالت.

573
00:38:41,440 --> 00:38:43,070
‫وزیر خارجه حسابی عصبانیه.

574
00:38:43,120 --> 00:38:45,110
‫پس وزیری که ممکنه برای مسکو کار کنه

575
00:38:45,160 --> 00:38:46,480
‫می‌خواد من از اینجا برم

576
00:38:46,520 --> 00:38:48,590
‫و ما فقط می‌گیم چشم؟

577
00:38:48,640 --> 00:38:50,200
‫اطلاعاتم رو دفن می‌کنیم

578
00:38:50,240 --> 00:38:51,910
‫چون خیلی ناخوشاینده؟

579
00:38:51,960 --> 00:38:53,720
‫امیدوارم بهتر از این من رو بشناسی.

580
00:38:53,760 --> 00:38:55,200
‫این یه اقدام موقتیه.

581
00:38:55,240 --> 00:38:58,230
‫ولی ما از اینجا به بعد
‫تحقیقات خودمون رو انجام می‌دیم.

582
00:38:58,280 --> 00:38:59,710
‫پس اکو فقط

583
00:38:59,760 --> 00:39:01,320
‫یه آسیب جانبی بود؟

584
00:39:01,720 --> 00:39:03,760
‫جان یه دختر جوان آسیب‌پذیر

585
00:39:03,800 --> 00:39:05,920
‫ریسک خیلی بزرگی برای شرط‌بندی بود.

586
00:39:06,920 --> 00:39:09,440
‫وای، می‌تونی آدم بی‌رحمی باشی، زک.

587
00:39:09,480 --> 00:39:11,710
‫این حقیقته و خودت می‌دونی.

588
00:39:11,760 --> 00:39:14,760
‫می‌خوام مدیر بخش روسیه‌م
‫بدونه خط قرمز کجاست

589
00:39:14,800 --> 00:39:17,320
‫- و کِی باید به کل قضیه نگاه کرد.
‫- هر دوتاتون بس کنین.

590
00:39:18,680 --> 00:39:20,950
‫این فرصت رو خواهی داشت که ادعاهات رو

591
00:39:21,000 --> 00:39:23,150
‫توی هیئت تحقیق مطرح کنی،
‫هم تو، هم راو.

592
00:39:23,200 --> 00:39:24,360
‫راو نه.

593
00:39:24,480 --> 00:39:26,000
‫اون داشت از دستوراتم پیروی می‌کرد.

594
00:39:26,040 --> 00:39:28,280
‫دستورات تو مجاز نبودن.

595
00:39:32,320 --> 00:39:34,480
‫چیز دیگه‌ای هست که بخوای بگی؟

596
00:39:37,400 --> 00:39:38,480
‫نه.

597
00:39:40,520 --> 00:39:42,560
‫برای تحقیق نگه‌ش می‌دارم.

598
00:39:42,800 --> 00:39:44,160
‫شب بخیر.

599
00:39:44,560 --> 00:39:47,160
‫به حراست گفتم خروجیت رو ثبت کنن.

600
00:40:19,680 --> 00:40:21,120
‫ممنون که اومدی.

601
00:40:21,360 --> 00:40:22,920
‫خواهش می‌کنم.

602
00:40:22,960 --> 00:40:24,560
‫چی شده؟

603
00:40:28,440 --> 00:40:30,520
‫هر دومون تعلیق شدیم.

604
00:40:31,360 --> 00:40:34,360
‫فکر می‌کنم اگه سی جلوی زک رو نمی‌گرفت،
‫من رو اخراج می‌کرد.

605
00:40:36,520 --> 00:40:38,080
‫متاسفم.

606
00:40:38,680 --> 00:40:40,760
‫اه، برن به جهنم.

607
00:40:40,800 --> 00:40:41,840
‫باشه؟

608
00:40:41,880 --> 00:40:44,000
‫وقتی اون بالا داشتی با مدیرها حرف می‌زدی،

609
00:40:44,080 --> 00:40:46,880
‫یه کم بیشتر در مورد کنفرانس
‫مونته‌نگرو کندوکاو کردم.

610
00:40:48,400 --> 00:40:49,880
‫این‌ها گزارش‌های پروازی

611
00:40:49,920 --> 00:40:51,480
‫از همه فرودگاه‌های نزدیک

612
00:40:51,520 --> 00:40:53,710
‫طی دو روز قبل از شروع کنفرانسه.

613
00:40:53,760 --> 00:40:57,480
‫می‌خوای حدس بزنی دیگه کی
‫با نماینده‌ها معاشرت داشته؟

614
00:40:58,880 --> 00:41:01,440
‫خود زک حسین عزیزمون.

615
00:41:07,800 --> 00:41:10,710
‫می‌تونی... مکانش رو توی پورتونووی پیدا کنی؟

616
00:41:10,760 --> 00:41:12,360
‫به دوبروونیک پرواز کرد

617
00:41:12,400 --> 00:41:14,240
‫و بعد یه ماشین از هرتز کرایه کرد.

618
00:41:14,280 --> 00:41:16,710
‫من حتی آی‌پی تلفن دفترش رو

619
00:41:16,760 --> 00:41:19,990
‫به یه کافه کوچولو نزدیک
‫مرکز کنفرانس روز شروعش ردیابی کردم

620
00:41:20,040 --> 00:41:22,360
‫چون وی‌پی‌ان مسخره‌ی کوچولوش قطع شد.

621
00:41:23,600 --> 00:41:25,160
‫زک اونجا همزمان

622
00:41:25,200 --> 00:41:27,680
‫- با ایموجین و کریل مارکوف؟
‫- آره.

623
00:41:28,080 --> 00:41:30,680
‫ممکنه. یعنی زک و ایموجین
‫همدیگه رو می‌شناسن؟

624
00:41:30,720 --> 00:41:31,960
‫معلوم نیست.

625
00:41:32,000 --> 00:41:33,470
‫ایموجین هیچوقت بهش اشاره نکرده.

626
00:41:33,520 --> 00:41:35,550
‫خب، اگه مارکوف اونجاست،

627
00:41:35,600 --> 00:41:38,630
‫پس از لحاظ نظری،
‫ممکنه ایموجن تحت کنترل روسیه باشه،

628
00:41:38,680 --> 00:41:39,710
‫نه رایان.

629
00:41:39,760 --> 00:41:41,400
‫با کمک زک؟

630
00:41:41,440 --> 00:41:44,800
‫همون مردی که روزی که پوشش
‫اکو لو رفت از عملیات ما باخبر شد؟

631
00:41:47,720 --> 00:41:50,040
‫[دسترسی قطع شد]

632
00:41:52,520 --> 00:41:54,080
‫خب، این دیگه تأییدش می‌کنه.

633
00:41:54,120 --> 00:41:55,720
‫خودمونیم و خودمون.

634
00:42:18,520 --> 00:42:23,520
‫«ترجمه از خشایار»