1
00:00:03,760 --> 00:00:05,190
‫[آنچه گذشت...]
‫راجع به میخائیل درست می‌گفتم.

2
00:00:05,240 --> 00:00:07,110
‫همون دستیار؟

3
00:00:07,160 --> 00:00:10,750
‫باید بفهمی دوستت سایکلاپس،
‫چه سهوی چه عمدی،

4
00:00:10,800 --> 00:00:12,390
‫داشته تو رو بازی می‌داده یا نه.

5
00:00:12,440 --> 00:00:13,790
‫ممکنه واست تله گذاشته باشن؟

6
00:00:13,840 --> 00:00:15,750
‫باید در این مورد به قضاوتم اعتماد کنی.

7
00:00:15,800 --> 00:00:18,270
‫- مگه اینکه فکر کنی بهت دروغ می‌گم؟
‫- البته که نه.

8
00:00:18,320 --> 00:00:19,720
‫عریضه رو کنار می‌ذارم،

9
00:00:19,760 --> 00:00:22,920
‫اگه تو قبول کنی
‫به زندگی شخصی من احترام بذاری.

10
00:00:23,000 --> 00:00:25,590
‫مطمئنم هر بلایی که ممکنه
‫سرت بیاد رو می‌تونی تحمل کنی.

11
00:00:25,640 --> 00:00:27,600
‫درست همونطور که من تحمل کردم.

12
00:00:27,640 --> 00:00:29,640
‫فرصت کردی به اون وام فکر کنی؟

13
00:00:29,680 --> 00:00:31,120
‫چون وقتم داره تموم می‌شه.

14
00:00:31,160 --> 00:00:33,430
‫اوه، رفقای کمونیستت نمی‌خوان کمکت کنن؟

15
00:00:33,480 --> 00:00:34,830
‫تصمیم وزیر خارجه

16
00:00:34,880 --> 00:00:36,870
‫برای ملاقات مخفیانه با وزیر خارجه روسیه

17
00:00:36,920 --> 00:00:39,750
‫بخشی از یک الگوی گسترده‌تر
‫از قضاوت‌های مشکوکه.

18
00:00:39,800 --> 00:00:41,470
‫سزاوار هر چیزیه که بهش می‌رسه.

19
00:00:41,520 --> 00:00:42,750
‫موافقم.

20
00:00:42,800 --> 00:00:45,670
‫به نظر می‌رسه وکیل سوئیسی
‫یه شرکت برون‌مرزی داره.

21
00:00:45,720 --> 00:00:47,470
‫مثل یه واسطه برای رایان؟

22
00:00:47,520 --> 00:00:50,590
‫اگه واقعاً می‌خوای بفهمیم،
‫باید برم ژنو ماهیگیری کنم.

23
00:00:50,640 --> 00:00:55,390
‫اگه بتونیم ایگور و هر وزیر کابینه‌ای
‫یا کارمند سرویس اطلاعات مخفی رو

24
00:00:55,440 --> 00:00:58,510
‫همزمان توی یه جا قرار بدیم،
‫اونوقت ممکنه چیزی گیرمون بیاد.

25
00:00:58,560 --> 00:00:59,630
‫وقت زیادی ندارم.

26
00:00:59,680 --> 00:01:02,190
‫تاریخ‌ها رو می‌خوام.
‫واحد ویژه‌ش کِی تشکیل شد؟

27
00:01:02,240 --> 00:01:03,310
‫دارم روش کار می‌کنم.

28
00:01:03,360 --> 00:01:06,630
‫رایان واکر از ایگور بورودین پول گرفته.

29
00:01:06,680 --> 00:01:10,120
‫ساور کل معامله رو از طریق
‫شرکت برون‌مرزیش واسطه‌گری کرد.

30
00:01:10,680 --> 00:01:12,560
‫بازی تموم شد، رایان.

31
00:01:12,600 --> 00:01:15,070
‫کیت نگران امنیت شخصی شما بوده.

32
00:01:15,120 --> 00:01:17,030
‫من خیر سرم وزیر خارجه‌ام.

33
00:01:17,080 --> 00:01:19,590
‫نیازی به نظارتِ مخفیانه ندارم!

34
00:01:19,640 --> 00:01:22,640
‫در روند دموکراتیک دخالت نکن.

35
00:02:13,920 --> 00:02:14,960
‫کیت؟

36
00:02:16,240 --> 00:02:17,840
‫رز بهم زنگ زد.

37
00:02:37,760 --> 00:02:39,120
‫اون کجاست؟

38
00:02:54,320 --> 00:02:55,800
‫چی فهمید؟

39
00:02:58,560 --> 00:03:00,870
‫چیزی برداشتن؟

40
00:03:00,920 --> 00:03:03,190
‫گوشیش رو داری، لپ‌تاپش؟

41
00:03:03,240 --> 00:03:05,110
‫- اون رفته.
‫- مطمئنی؟

42
00:03:05,160 --> 00:03:06,200
‫آره.

43
00:03:14,200 --> 00:03:15,670
‫بذار باشه.

44
00:03:15,720 --> 00:03:17,350
‫تیم ضدتروریسم دارن میان.

45
00:03:17,400 --> 00:03:19,950
‫- من باهاشون حرف می‌زنم.
‫- تو اختیار نداری.

46
00:03:20,000 --> 00:03:22,040
‫من بهشون اطلاعات محرمانه نمی‌دم.

47
00:03:22,080 --> 00:03:23,520
‫گفتم بذار باشه!

48
00:03:29,600 --> 00:03:32,680
‫- زود رسیدی.
‫- توی دفتر بودم.

49
00:03:33,920 --> 00:03:35,720
‫از اینجا به بعد با من.

50
00:03:35,800 --> 00:03:38,280
‫بیرون صبر کن.
‫جلوی پلیس متروپولیتن رو بگیر.

51
00:03:40,280 --> 00:03:42,080
‫متاسفم.

52
00:03:54,800 --> 00:03:58,790
‫- بهش خبر دادی؟
‫- باید از روال پیروی کنم.

53
00:03:58,840 --> 00:04:01,590
‫باید این پرونده‌ها رو قفل کنم.

54
00:04:01,640 --> 00:04:03,790
‫آخرین بار کِی با راو حرف زدی؟

55
00:04:03,840 --> 00:04:07,190
‫امم... یک ساعت پیش.

56
00:04:07,240 --> 00:04:09,070
‫رفته بود ژنو.

57
00:04:09,120 --> 00:04:11,470
‫با واسطه رایان ملاقات کرد.

58
00:04:11,520 --> 00:04:15,550
‫ما کپی حواله‌های بانکی‌ای که
‫مسکو به رایان فرستاده رو داریم.

59
00:04:15,600 --> 00:04:17,750
‫- راو چطور لو رفت؟
‫- نمی‌دونم.

60
00:04:17,800 --> 00:04:21,070
‫جاسوس ما توی سرویس اطلاعات مخفی
‫گوشیش رو ردیابی کرد،

61
00:04:21,120 --> 00:04:24,670
‫یا وکیل به راو شک کرد و به مسکو خبر داد

62
00:04:24,720 --> 00:04:26,870
‫و فهمیدن که راو زیادی نزدیک شده،

63
00:04:26,920 --> 00:04:28,070
‫پس مجبور شدن جلوش رو بگیرن؟

64
00:04:28,120 --> 00:04:30,480
‫ولی اینکه توی لندن بکشنش.

65
00:04:33,720 --> 00:04:34,880
‫به رئیس خبر دادی؟

66
00:04:36,320 --> 00:04:37,390
‫آره.

67
00:04:37,440 --> 00:04:40,150
‫همیشه فکر می‌کردم هیچی نتونه متحیرش کنه.

68
00:04:40,200 --> 00:04:41,880
‫فردا صبح اول وقت تو رو می‌بینه.

69
00:04:45,000 --> 00:04:47,400
‫پلیس متروپولیتن رسید.

70
00:04:56,240 --> 00:04:57,480
‫بیا این قضیه رو تمومش کنیم.

71
00:05:09,680 --> 00:05:12,840
‫عزیزم... خیلی متاسفم، عزیزم.

72
00:05:14,880 --> 00:05:17,550
‫اگه زودتر به اونجا می‌رسیدم...

73
00:05:17,600 --> 00:05:19,480
‫خب، اون وقت ممکن بود تو بمیری، نه؟

74
00:05:20,640 --> 00:05:22,040
‫نمی‌تونی اینجوری ادامه بدی.

75
00:05:23,400 --> 00:05:24,720
‫نمی‌تونی.

76
00:06:15,520 --> 00:06:17,320
‫چرا آخه این کارش رو تموم نکرده؟

77
00:06:19,280 --> 00:06:22,630
‫تو پیروز می‌شی چون یه زن با کلاس بی‌نظیری.

78
00:06:22,680 --> 00:06:25,840
‫چاپلوس. چی می‌خوای؟

79
00:06:30,960 --> 00:06:32,190
‫ایموجین کانرد هستم.

80
00:06:32,240 --> 00:06:34,600
‫از دیلی میل تماس می‌گیرم.

81
00:06:35,880 --> 00:06:37,880
‫بله، کارولاین. چکار می‌تونم برات بکنم؟

82
00:06:41,280 --> 00:06:44,110
‫- مطالب جدید...
‫- امم...

83
00:06:44,160 --> 00:06:46,630
‫می‌خواستم بپرسم نظر شما چیه؟

84
00:06:46,680 --> 00:06:48,400
‫من هیچ نظری ندارم.

85
00:06:49,640 --> 00:06:51,000
‫چی شده؟

86
00:07:11,360 --> 00:07:13,000
‫لعنت.

87
00:07:23,560 --> 00:07:24,960
‫همه چی مرتبه؟

88
00:07:28,840 --> 00:07:30,390
‫- تموم شد.
‫- چی تموم شد؟

89
00:07:30,440 --> 00:07:31,630
‫همه چی تموم شد.

90
00:07:31,680 --> 00:07:34,110
‫حرفه‌ی ایموجین، کارزار ما، تموم شده.

91
00:07:34,160 --> 00:07:36,880
‫- نه، نمی‌خوام نگاهش کنم. لطفاً.
‫- خب، پس نگاه نکن.

92
00:07:39,120 --> 00:07:40,430
‫- اون کیه؟
‫- هیچ ایده‌ای ندارم.

93
00:07:40,480 --> 00:07:42,750
‫- نمی‌خوام دوباره نگاهش کنم، باشه؟
‫- تو ازش خبر داشتی؟

94
00:07:42,800 --> 00:07:45,790
‫آره، می‌دونستیم یه آتویی دارن، ولی این نه.

95
00:07:45,840 --> 00:07:47,670
‫- پس، واقعیه؟
‫- واقعاً مهم نیست.

96
00:07:47,720 --> 00:07:48,710
‫سوال واقعی اینه،

97
00:07:48,760 --> 00:07:52,360
‫چرا این افتاده دست رایان واکر؟

98
00:07:53,840 --> 00:07:55,040
‫آره.

99
00:08:04,200 --> 00:08:06,550
‫قبل از اینکه لاشخورای بیشتری بیان،
‫یه کاری می‌کنم.

100
00:08:06,600 --> 00:08:08,470
‫ببخشید.

101
00:08:08,520 --> 00:08:09,880
‫این مربوط به تو نیست.

102
00:08:16,840 --> 00:08:19,120
‫نمی‌دونم چی بگم، هری.

103
00:08:20,400 --> 00:08:22,000
‫می‌تونی بگی اتفاق نیفتاده.

104
00:08:24,200 --> 00:08:26,590
‫یه خبر جعلی دیگه‌ست.

105
00:08:26,640 --> 00:08:27,920
‫برای شروع خوبه.

106
00:08:31,720 --> 00:08:33,160
‫«نظری نداری».

107
00:08:42,960 --> 00:08:44,600
‫ایموجین!

108
00:08:53,880 --> 00:08:55,710
‫راجع به همکارت خیلی متاسفم.

109
00:08:55,760 --> 00:08:56,870
‫غیرقابل تصوره.

110
00:08:56,920 --> 00:08:58,320
‫ممنون قربان.

111
00:09:00,000 --> 00:09:03,510
‫مطمئنی کار مسکو بود؟
‫به نظر یه اقدام تحریک‌آمیز بزرگ میاد.

112
00:09:03,560 --> 00:09:05,990
‫منتظر حکم رسمی تیم ضدتروریسم می‌مونیم،

113
00:09:06,040 --> 00:09:07,630
‫ولی از طرف ما شکی نیست.

114
00:09:07,680 --> 00:09:11,270
‫و بله، یه مامور بریتانیایی توی خاک خودش

115
00:09:11,320 --> 00:09:13,160
‫یه جهش نگران‌کننده‌ست.

116
00:09:16,040 --> 00:09:20,120
‫راو مدرکی بدست آورد که نشون می‌داد
‫رایان واکر از مرکز مسکو پول گرفته.

117
00:09:21,840 --> 00:09:22,910
‫پول واسه چی؟

118
00:09:22,960 --> 00:09:25,030
‫یک قطعه زمین که می‌خواست بسازه،

119
00:09:25,080 --> 00:09:26,990
‫همون پارکینگ اتحادیه قدیمیش.

120
00:09:27,040 --> 00:09:28,790
‫یک وکیل سوئیسی معامله رو واسطه شد،

121
00:09:28,840 --> 00:09:32,150
‫- به احتمال زیاد یه رابط از لو آماتوف.
‫- درست.

122
00:09:32,200 --> 00:09:35,910
‫می‌بینم که برخلاف درخواست صریح من
‫که گفتم تحقیق نکن، عمل کردی.

123
00:09:35,960 --> 00:09:40,830
‫راو تأیید کرد که پول از یک
‫حساب بانکی مرکز مسکو اومده.

124
00:09:40,880 --> 00:09:43,870
‫بهتون توصیه می‌کنیم
‫رایان رو تعلیق کنید، نخست‌وزیر

125
00:09:43,920 --> 00:09:47,590
‫و بعدش اون مجبور می‌شه
‫از رقابت رهبری کنار بکشه.

126
00:09:47,640 --> 00:09:49,470
‫به اون سادگی‌ها نیست.

127
00:09:49,520 --> 00:09:51,640
‫می‌فهمم این قضیه چقدر جدیه، ولی...

128
00:09:53,000 --> 00:09:55,590
‫اگه مردم ببینن من بدون مدرک محکم

129
00:09:55,640 --> 00:09:58,270
‫- در روند دموکراتیک دخالت می‌کنم...
‫- الان مدرک رو بهتون نشون دادم.

130
00:09:58,320 --> 00:10:01,150
‫آره، از بی‌صداقتی و طمع، ولی نه جاسوسی.

131
00:10:01,200 --> 00:10:02,790
‫خب، مطمئناً می‌تونید
‫رای‌گیری رو به تعویق بندازید

132
00:10:02,840 --> 00:10:04,790
‫تا وقتی بیشتر تحقیق کنیم؟

133
00:10:04,840 --> 00:10:06,870
‫به نظر می‌رسه مسکو مسئول

134
00:10:06,920 --> 00:10:10,430
‫فیلم اخیر وزیر کشور هم هست
‫که فکر می‌کنیم رایان ازش خبر داشته.

135
00:10:10,480 --> 00:10:14,870
‫همه‌مون می‌دونیم روس‌ها چقدر مشتاقن
‫به سیاستمداران انعطاف‌پذیر کمک کنن.

136
00:10:14,920 --> 00:10:20,630
‫به نظر من، رایان واکر به طور
‫غیرقابل انکاری با این مدرک

137
00:10:20,680 --> 00:10:22,350
‫در معرض خطر قرار گرفته.

138
00:10:22,400 --> 00:10:23,880
‫ولی این مدرک نیست.

139
00:10:25,600 --> 00:10:27,390
‫قبل از اینکه وارد سیاست بشم، وکیل بودم.

140
00:10:27,440 --> 00:10:29,870
‫شما بهم «احتمال نسبی» دادین

141
00:10:29,920 --> 00:10:32,200
‫و این با «ورای شک معقول» فرق می‌کنه.

142
00:10:33,600 --> 00:10:34,910
‫کشور همین الانش هم در هرج و مرجه.

143
00:10:34,960 --> 00:10:37,030
‫شایعات اثبات نشده درباره تبانی با روسیه

144
00:10:37,080 --> 00:10:38,510
‫فقط اوضاع رو بدتر می‌کنه.

145
00:10:38,560 --> 00:10:41,360
‫با کمال احترام،
‫مطمئناً این خطریه که باید بپذیرید.

146
00:10:46,960 --> 00:10:48,160
‫متاسفم.

147
00:10:50,320 --> 00:10:53,110
‫ولی اگه انتخابات رو لغو کنم،
‫در درازمدت آسیب بیشتری می‌زنم.

148
00:10:53,160 --> 00:10:55,200
‫جواب من منفیه. ممنونم.

149
00:11:00,160 --> 00:11:02,550
‫فکر می‌کنه مرکز مسکو به یه وزیر بریتانیایی

150
00:11:02,600 --> 00:11:04,870
‫در ازای هیچی، چند میلیون پوند داده؟

151
00:11:04,920 --> 00:11:06,030
‫حزب مقدم بر کشور.

152
00:11:06,080 --> 00:11:08,670
‫باید می‌دونستیم این آخرین کاریه
‫که تو این پست انجام می‌ده.

153
00:11:08,720 --> 00:11:11,710
‫- دیگه چی روی میز مونده؟
‫- میخائیل بورودین.

154
00:11:11,760 --> 00:11:15,030
‫یه مامور توی مسکو دارم که
‫به واحد ایگور دسترسی داره،

155
00:11:15,080 --> 00:11:16,750
‫ولی باید میخائیل همکاری کنه.

156
00:11:16,800 --> 00:11:19,030
‫در ازای یه «راه خروج» از کرملین؟

157
00:11:19,080 --> 00:11:22,390
‫اجازه می‌دی بهش نزدیک بشم؟
‫الان دارم توی فنلاند ردیابیش می‌کنم.

158
00:11:22,440 --> 00:11:26,030
‫تا حالا از دستوراتت سرپیچی کردی،
‫همونطور که آنتونی اشاره کرد.

159
00:11:26,080 --> 00:11:28,270
‫همون بهتر که سعی کنی کاری رو
‫که شروع کردی تموم کنی.

160
00:11:28,320 --> 00:11:29,710
‫مستقیماً بهم گزارش بده.

161
00:11:29,760 --> 00:11:31,990
‫این یعنی به زک نمی‌گی؟

162
00:11:32,040 --> 00:11:33,280
‫چی رو به زک نگم؟

163
00:11:41,680 --> 00:11:43,030
‫الو؟

164
00:11:43,080 --> 00:11:45,600
‫خانم هندرسون. رایان واکر هستم.

165
00:11:53,000 --> 00:11:56,120
‫[مسکو]

166
00:12:44,720 --> 00:12:45,750
‫کیت.

167
00:12:45,800 --> 00:12:47,590
‫مرسی که اومدی.

168
00:12:47,640 --> 00:12:49,800
‫- چیزی می‌خوای برات بگیرم؟
‫- نه، نمی‌خوام، مرسی.

169
00:12:52,840 --> 00:12:54,670
‫اینجا کارهای غیررسمیت رو انجام می‌دی؟

170
00:12:54,720 --> 00:12:56,790
‫آه، به عنوان معاون وزیر اینجا میومدم.

171
00:12:56,840 --> 00:13:00,480
‫صبحانه کامل زیر پنج پونده
‫و هیچ جاسوس وایت‌هالی دور و برت نیست.

172
00:13:01,520 --> 00:13:03,350
‫چیکار می‌تونم برات بکنم، وزیر خارجه؟

173
00:13:03,400 --> 00:13:06,750
‫خب، می‌خواستم بابت راویندرا تسلیت بگم.

174
00:13:06,800 --> 00:13:08,270
‫- راو.
‫- هوم.

175
00:13:08,320 --> 00:13:10,230
‫مرسی، ولی یه تماس تلفنی هم کافی بود.

176
00:13:10,280 --> 00:13:12,990
‫نه، توی دوره مسئولیت من
‫به عنوان وزیر خارجه اتفاق افتاد.

177
00:13:13,040 --> 00:13:16,150
‫در حالی که می‌دونم به مسکو شک داریم...

178
00:13:16,200 --> 00:13:18,440
‫می‌دونیم چرا اون رو هدف قرار دادن؟

179
00:13:19,720 --> 00:13:22,680
‫شاید رفیقت دمیتری کریمسوف
‫بتونه شفاف‌سازی کنه.

180
00:13:24,360 --> 00:13:27,310
‫من تهدید دخالت روسیه در این کشور رو

181
00:13:27,360 --> 00:13:28,630
‫خیلی جدی می‌گیرم.

182
00:13:28,680 --> 00:13:31,400
‫باید با هم کار کنیم تا مطمئن بشیم
‫این اتفاق دوباره نمی‌افته.

183
00:13:32,920 --> 00:13:35,070
‫چی می‌خوای، آقای واکر؟

184
00:13:35,120 --> 00:13:38,910
‫می‌خوام همه چیز رو زیر و رو کنم، کیت...
‫توی کابینه و توی سرویس اطلاعات مخفی.

185
00:13:38,960 --> 00:13:43,390
‫حالا، آنتونی متاسفانه می‌ره،
‫سر آلن در آستانه بازنشستگیه.

186
00:13:43,440 --> 00:13:45,670
‫به نظر می‌رسه خیلی به زک حسین نزدیک باشی.

187
00:13:45,720 --> 00:13:47,310
‫زک.

188
00:13:47,360 --> 00:13:51,270
‫زک آدم چاپلوسیه
‫و تازه طرفدار زیادی هم نداره.

189
00:13:51,320 --> 00:13:52,950
‫بیهوده‌ست که وانمود کنیم غیر از اینه.

190
00:13:53,000 --> 00:13:54,870
‫خب، تو مسئول ترفیعش بودی.

191
00:13:54,920 --> 00:13:57,750
‫اشتباه نکن، به آدم‌های پشت میز نشینی
‫مثل زک احتیاج داریم،

192
00:13:57,800 --> 00:14:00,870
‫ولی... تو برات کسی مهم نیست.

193
00:14:00,920 --> 00:14:04,070
‫- این وجه اشتراک ماست.
‫- پس چرا من رو تعلیق کردی؟

194
00:14:04,120 --> 00:14:07,150
‫بذار بگیم که یه واکنش بیش از حد بود، باشه؟

195
00:14:07,200 --> 00:14:11,590
‫و فکر می‌کنم وقتش رسیده
‫به یه استعداد جوان باهوش سِمت اول رو بدیم.

196
00:14:11,640 --> 00:14:13,640
‫اینم صبحانه سنتی انگلیسی و نان تست شما.

197
00:14:15,880 --> 00:14:17,120
‫در ازای چی؟

198
00:14:18,840 --> 00:14:21,750
‫ببین، بیا بازى نکنیم. باشه؟

199
00:14:21,800 --> 00:14:23,480
‫این سیاست دشواره.

200
00:14:25,640 --> 00:14:27,520
‫بیا به هم کمک کنیم.

201
00:14:30,160 --> 00:14:33,200
‫باید برم. نذار تخم‌مرغ‌هات سرد بشه.

202
00:14:36,960 --> 00:14:38,200
‫سلام، رز.

203
00:14:42,400 --> 00:14:44,790
‫فیلم پخش شده رو از طریق
‫سیستم‌های تشخیصی بررسی کردم.

204
00:14:44,840 --> 00:14:46,640
‫قطعاً دستکاری شده.

205
00:14:47,720 --> 00:14:50,750
‫اگه یه ویدئوی جعل عمیقه،
‫چرا ایموجین این رو نمی‌گه؟

206
00:14:50,800 --> 00:14:52,990
‫اونوقت دیگه راحت می‌شد
‫و به رقابت برمی‌گشت.

207
00:14:53,040 --> 00:14:56,880
‫خب، شاید برای محافظت از طرف،
‫هر کسی که هست، دستکاری شده.

208
00:14:58,440 --> 00:15:00,400
‫الان می‌رم اونجا و ببینم
‫می‌تونم باهاش حرف بزنم یا نه.

209
00:15:01,600 --> 00:15:03,630
‫یه مورد دیگه هم هست.

210
00:15:03,680 --> 00:15:06,280
‫خب، گزارش‌های تلفن داخلی رو چک کردم.

211
00:15:07,360 --> 00:15:12,200
‫زک و جولی خارج از ساعات اداری
‫زیاد باهم حرف می‌زنن.

212
00:15:13,720 --> 00:15:14,920
‫درست.

213
00:15:28,120 --> 00:15:29,680
‫نگهبان محله.

214
00:15:35,560 --> 00:15:37,320
‫نیومدم تو رو سرزنش کنم.

215
00:15:38,640 --> 00:15:40,200
‫پس اینجوری استثنا می‌شی.

216
00:15:41,320 --> 00:15:44,030
‫استوارت سعی کرد من رو از کاندیدی منصرف کنه.

217
00:15:44,080 --> 00:15:46,630
‫- باید به حرفش گوش می‌کردم.
‫- واقعاً؟

218
00:15:46,680 --> 00:15:49,550
‫فکر می‌کردم استوارت به اندازه من
‫می‌خواد به خیابان داونینگ برسی.

219
00:15:49,600 --> 00:15:51,750
‫هوم، از نظر سیاسی، آره،

220
00:15:51,800 --> 00:15:54,920
‫ولی در مورد هزینه شخصی بهم هشدار داد.

221
00:15:56,880 --> 00:15:58,280
‫باید بپرسم...

222
00:15:59,800 --> 00:16:01,840
‫ویدئو واقعیه یا نه؟

223
00:16:04,320 --> 00:16:07,390
‫تو اولین نماینده پارلمانی نیستی که توسط
‫یه جاسوس روس توی دام می‌افته،

224
00:16:07,440 --> 00:16:08,880
‫البته اگه این اتفاق افتاده باشه.

225
00:16:10,920 --> 00:16:14,070
‫- می‌دونیم که نوار دستکاری شده.
‫- دنبال چی می‌گردی؟

226
00:16:14,120 --> 00:16:15,640
‫طرف کیه، ایموجین؟

227
00:16:17,200 --> 00:16:18,790
‫هیچکس.

228
00:16:18,840 --> 00:16:21,590
‫یه پسر محلی که توی اون سفر لعنتی
‫به مونته‌نگرو دیدمش.

229
00:16:21,640 --> 00:16:23,630
‫مطمئنی روس نبود؟

230
00:16:23,680 --> 00:16:26,440
‫- اسمش چی بود؟
‫- صادقانه بگم، من... یادم نمیاد.

231
00:16:27,680 --> 00:16:31,280
‫توی یه کافه بود، منگ بودم،
‫کل قضیه رو فراموش کردم.

232
00:16:32,760 --> 00:16:35,880
‫من و هری... دوران سختی رو می‌گذروندیم
‫و از هم جدا شده بودیم.

233
00:16:37,760 --> 00:16:39,310
‫خراب کردم.

234
00:16:39,360 --> 00:16:41,120
‫می‌شه همینجا ولش کنیم، لطفاً؟

235
00:16:42,080 --> 00:16:44,200
‫زک حسین رو چقدر می‌شناسی؟

236
00:16:46,280 --> 00:16:48,750
‫هر از گاهی باهم برخورد می‌کنیم.

237
00:16:48,800 --> 00:16:51,030
‫توی مونته‌نگرو بیشتر باهاش آشنا شدی؟

238
00:16:51,080 --> 00:16:53,310
‫الان من تحت تحقیق هستم؟

239
00:16:53,360 --> 00:16:55,350
‫می‌دونیم تو همون زمان اونجا بودی.

240
00:16:55,400 --> 00:16:58,630
‫- کنفرانس هتل؟
‫- من اونجا ندیدمش.

241
00:16:58,680 --> 00:17:00,110
‫خیلی سرم شلوغ بود با لو کار کنم.

242
00:17:00,160 --> 00:17:02,030
‫خیریه هری داشت از بین می‌رفت.

243
00:17:02,080 --> 00:17:03,950
‫لو تازه یه کمک مالی بزرگ رو مطرح کرده بود.

244
00:17:04,000 --> 00:17:07,190
‫با مردی به اسم کریل مارکوف
‫به یه مهمانی نوشیدنی رفتی؟

245
00:17:07,240 --> 00:17:08,350
‫نمی‌دونم والا.

246
00:17:08,400 --> 00:17:11,750
‫یه مشت مرد رو دیدم که
‫می‌خواستن باهام عکس یادگاری بگیرن.

247
00:17:11,800 --> 00:17:14,110
‫لو گفت سرمایه‌گذاران هتل هستن.

248
00:17:14,160 --> 00:17:15,470
‫خب، اون فراموش کرد اشاره کنه

249
00:17:15,520 --> 00:17:19,790
‫که کریل یکی از ارشدترین
‫افسران اطلاعاتی مسکوئه.

250
00:17:19,840 --> 00:17:22,790
‫کیت، به خاطر این اومدی اینجا؟

251
00:17:22,840 --> 00:17:25,800
‫تا من رو دفن کنی،
‫بعد از اینکه این قضیه من رو کشت؟

252
00:17:28,600 --> 00:17:31,630
‫همین الان هم خیلی‌ها پشتت رو گرفتن.

253
00:17:31,680 --> 00:17:35,790
‫آره، خب... هیچ نماینده پارلمان
‫دیگه‌ای یه میلیون توییت

254
00:17:35,840 --> 00:17:38,910
‫در مورد همچین قضیه‌ای نداشته، نه؟
‫کارم تمومه.

255
00:17:38,960 --> 00:17:42,990
‫و اگه از منتقدها انتقاد کنم،
‫یه زن سیاه‌پوست عصبانی هستم.

256
00:17:43,040 --> 00:17:45,790
‫- داستان از قبل نوشته شده.
‫- توسط کی؟ رایان واکر؟

257
00:17:45,840 --> 00:17:48,800
‫همون مردی که می‌خوای بذاری نخست‌وزیر بشه؟

258
00:17:50,280 --> 00:17:52,390
‫تو چیزی می‌دونی که من نمی‌دونم؟

259
00:17:52,440 --> 00:17:53,760
‫داری روش تحقیق می‌کنی؟

260
00:17:54,720 --> 00:17:57,880
‫اگه بگم آره... توی رقابت می‌مونی؟

261
00:17:59,440 --> 00:18:00,670
‫می‌دونستم.

262
00:18:00,720 --> 00:18:04,270
‫ببین، من هنوز نمی‌دونم واقعاً
‫توی پورتونووی چه اتفاقی افتاد.

263
00:18:04,320 --> 00:18:06,920
‫ولی می‌دونم که تو برای مسکو کار نمی‌کنی.

264
00:18:08,080 --> 00:18:09,360
‫اگه الان کنار بکشی...

265
00:18:10,320 --> 00:18:13,560
‫داری کلیدهای دفتر نخست‌وزیری رو
‫تقدیم رایان می‌کنی.

266
00:18:26,040 --> 00:18:27,400
‫ببخشید که مزاحم شدم.

267
00:18:28,680 --> 00:18:30,790
‫آویزان کردن تابلوها تموم شد؟

268
00:18:30,840 --> 00:18:33,350
‫آره، نقاشی ماتیس رفت توی دفتر لو.

269
00:18:33,400 --> 00:18:36,230
‫- می‌خوای یه نگاه بندازی؟
‫- یه وقت دیگه میام.

270
00:18:36,280 --> 00:18:38,110
‫آماندا، ماشین بیرون منتظرته.

271
00:18:38,160 --> 00:18:40,470
‫- لو، یه دقیقه وقت داری؟
‫- آره.

272
00:18:40,520 --> 00:18:41,880
‫باشه، خداحافظ.

273
00:18:43,880 --> 00:18:45,400
‫همه چی مرتبه؟

274
00:18:48,080 --> 00:18:49,360
‫نه، مرتب نیست.

275
00:18:51,680 --> 00:18:54,230
‫شنیدی پروژه مایلار در آستانه سقوطه؟

276
00:18:54,280 --> 00:18:56,910
‫- شنیدم. مایه تاسفه.
‫- مایه تاسف؟

277
00:18:56,960 --> 00:18:59,230
‫یه فاجعه‌ست.

278
00:18:59,280 --> 00:19:01,710
‫اگه شرکت منحل بشه،
‫من رسوای روزگار می‌شم.

279
00:19:01,760 --> 00:19:03,240
‫می‌فهمم.

280
00:19:04,760 --> 00:19:06,840
‫حدوداً چه رقمی مد نظره؟

281
00:19:10,040 --> 00:19:13,510
‫یه میلیون لازم دارم
‫تا از سرمایه‌م محافظت کنم.

282
00:19:13,560 --> 00:19:16,120
‫بعد وقتی آپارتمان‌ها فروش برن،
‫می‌تونم پس بدم.

283
00:19:17,360 --> 00:19:20,110
‫این مقدار پول زیادیه.

284
00:19:20,160 --> 00:19:22,240
‫آه، باور کن، اگه مجبور نبودم
‫ازت نمی‌خواستم.

285
00:19:25,200 --> 00:19:26,480
‫می‌تونی روی ما حساب کنی.

286
00:19:27,880 --> 00:19:30,630
‫- پول از طریق همون کانال قبلی میاد.
‫- باشه.

287
00:19:30,680 --> 00:19:33,230
‫ممنون.

288
00:19:33,280 --> 00:19:36,630
‫همیشه حس کردیم هر سرمایه‌گذاری
‫روی رایان واکر

289
00:19:36,680 --> 00:19:38,560
‫حتماً سرمایه‌گذاری مطمئنی خواهد بود.

290
00:19:40,880 --> 00:19:42,670
‫پشت آدم درستی رو گرفتیم.

291
00:19:42,720 --> 00:19:44,990
‫بسپرش به من.

292
00:19:45,040 --> 00:19:46,200
‫باشه.

293
00:19:57,600 --> 00:19:58,830
‫ببخشید، نمی‌فهمم.

294
00:19:58,880 --> 00:20:01,710
‫چطور می‌تونی، امم، تعلیق رو «لغو» کنی؟

295
00:20:01,760 --> 00:20:03,030
‫پیچیده‌ست.

296
00:20:03,080 --> 00:20:05,870
‫خب، کجا داری می‌ری؟ به بچه‌ها چی می‌گی؟

297
00:20:05,920 --> 00:20:08,470
‫خب، می‌دونی که نمی‌تونم بهت بگم کجا می‌رم.

298
00:20:08,520 --> 00:20:11,510
‫بهشون گفتم یه سفر کاری آخر هست
‫تا کارهای ناتموم رو جمع کنم.

299
00:20:11,560 --> 00:20:15,110
‫- تا فردا برمی‌گردم.
‫- خدای من، کیتی.

300
00:20:15,160 --> 00:20:17,550
‫مامورت کشته شده.

301
00:20:17,600 --> 00:20:19,350
‫معاونت کشته شده.

302
00:20:19,400 --> 00:20:22,470
‫دخترمون همین اخیرا نزدیک بود دزدیده بشه.

303
00:20:22,520 --> 00:20:24,950
‫- دیگه بس نیست؟
‫- چرا، بسه.

304
00:20:25,000 --> 00:20:26,440
‫ولی چاره‌ی دیگه‌ای ندارم.

305
00:20:28,040 --> 00:20:29,590
‫همیشه یه چاره‌ای هست.

306
00:20:29,640 --> 00:20:32,640
‫نمی‌تونیم اینجوری ادامه بدیم.
‫مطمئناً خودت این رو می‌فهمی؟

307
00:20:36,000 --> 00:20:38,120
‫ببین، جیم اینجاست.
‫حواسش بهت هست.

308
00:20:39,600 --> 00:20:42,790
‫وقتی برگشتم، استراحت می‌کنیم.

309
00:20:42,840 --> 00:20:45,870
‫- قول می‌دی؟
‫- قول می‌دم.

310
00:20:45,920 --> 00:20:48,790
‫- لطفاً مواظب خودت باش. خواهش می‌کنم.
‫- مراقبم.

311
00:20:48,840 --> 00:20:50,280
‫همیشه هستم.

312
00:21:03,480 --> 00:21:05,230
‫فکر می‌کردم می‌خوای
‫خاکستریِ تیره رو بپوشی؟

313
00:21:05,280 --> 00:21:06,840
‫مراسم ختم که نیست.

314
00:21:08,200 --> 00:21:10,710
‫برای ایموجین ختم میشه، اگه نیاد.

315
00:21:10,760 --> 00:21:12,200
‫- بفرما.
‫- خوبه.

316
00:21:15,800 --> 00:21:17,790
‫هنوز می‌خوای منم بیام؟

317
00:21:17,840 --> 00:21:19,430
‫درگیر کارهای دیگه هستی؟

318
00:21:19,480 --> 00:21:20,870
‫لطفاً زود قضاوت نکن.

319
00:21:20,920 --> 00:21:22,840
‫لطفاً باهام مثل احمق‌ها رفتار نکن.

320
00:21:25,800 --> 00:21:27,790
‫تو حرفه‌ات رو داری، رایان.

321
00:21:27,840 --> 00:21:30,310
‫- من یه چیزی لازم دارم...
‫- که باهاش آزارم بدی؟

322
00:21:30,360 --> 00:21:32,870
‫نه، چیزی که باعث شه
‫احساس سرزندگی کنم.

323
00:21:32,920 --> 00:21:34,640
‫لو رو انتخاب کردی؟

324
00:21:36,000 --> 00:21:37,550
‫کارشناس هنری؟

325
00:21:37,600 --> 00:21:39,350
‫بشردوستی که جیب‌هاش ته ندارن؟

326
00:21:39,400 --> 00:21:41,590
‫بهت گفت تازه با یه میلیون پوند
‫من رو از گِل در آورد

327
00:21:41,640 --> 00:21:42,950
‫وقتی بابایی کم آورد؟

328
00:21:43,000 --> 00:21:45,070
‫- اون پولش رو داره.
‫- خب، من ندارم. تو هم نداری.

329
00:21:45,120 --> 00:21:47,670
‫فکر می‌کنی وامِ زمین اتحادیه از کجا اومده؟

330
00:21:47,720 --> 00:21:50,430
‫تعاونی مسکن بریتانیا؟

331
00:21:50,480 --> 00:21:52,350
‫خب، تو گفتی...
‫فکر می‌کردم بابات...

332
00:21:52,400 --> 00:21:53,920
‫نه، دروغ گفتم.

333
00:21:55,040 --> 00:21:57,150
‫اگه ردِ هر کدوم از این وام‌ها در بیاد،
‫کارم تمومه.

334
00:21:57,200 --> 00:21:58,840
‫کارِ تو هم تمومه.

335
00:22:00,920 --> 00:22:02,430
‫خب، اینم از این.

336
00:22:02,480 --> 00:22:04,120
‫لو هردومون رو گیر انداخته.

337
00:22:05,400 --> 00:22:07,280
‫امیدوارم تو بیشتر از من
‫ازش لذت برده باشی.

338
00:22:29,280 --> 00:22:32,830
‫- سلام، کیت هستم.
‫- سلام. بیا طبقه‌ی ششم.

339
00:22:32,880 --> 00:22:34,480
‫باشه. ممنون.

340
00:22:36,080 --> 00:22:37,320
‫سلام.

341
00:22:47,480 --> 00:22:48,640
‫ممنون.

342
00:22:53,280 --> 00:22:56,790
‫- باید پاتوق همیشگیش باشه.
‫- پیشخدمت می‌شناختش.

343
00:22:56,840 --> 00:22:59,150
‫امنیت کافه چطوره؟

344
00:22:59,200 --> 00:23:02,950
‫هیچ دوربین خیابونی‌ای نیست
‫و محافظ هم نداره.

345
00:23:03,000 --> 00:23:05,350
‫مطمئنی از پسش برمیای؟

346
00:23:05,400 --> 00:23:06,800
‫آره.

347
00:23:08,320 --> 00:23:09,840
‫آره، فقط...

348
00:23:11,000 --> 00:23:12,030
‫راو.

349
00:23:12,080 --> 00:23:13,320
‫می‌دونم.

350
00:23:16,440 --> 00:23:18,150
‫جولی، کس دیگه‌ای می‌دونه اینجایی؟

351
00:23:18,200 --> 00:23:20,230
‫غیر از من و رز؟

352
00:23:20,280 --> 00:23:21,840
‫نه، معلومه که نه.

353
00:23:22,920 --> 00:23:25,240
‫باشه. بریم.

354
00:23:36,960 --> 00:23:38,230
‫سلام.

355
00:23:38,280 --> 00:23:40,550
‫لعنتی، داشتم از نگرانی می‌مُردم.

356
00:23:40,600 --> 00:23:41,870
‫مگه حرفی هم برای گفتن بود؟

357
00:23:41,920 --> 00:23:44,910
‫می‌خوای از رقابت کنار بکشی؟
‫اگه این کارو بکنی، درکت می‌کنم.

358
00:23:44,960 --> 00:23:48,310
‫ببین، من اشتباه کردم،
‫و دارم تاوانش رو پس می‌دم.

359
00:23:48,360 --> 00:23:50,670
‫نمی‌فهمم چرا مردم
‫باید تاوانش رو بدن.

360
00:23:50,720 --> 00:23:53,310
‫اگه رایان ببره، اونا تاوان میدن.

361
00:23:53,360 --> 00:23:56,040
‫تو ستاد می‌بینمت، باشه؟

362
00:24:00,120 --> 00:24:02,440
‫راه بیفت بریم.
‫قبل از این‌که نظرم عوض شه.

363
00:24:13,360 --> 00:24:23,360
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

364
00:24:34,280 --> 00:24:36,720
‫- سلام، میشه یکم شکر بردارم؟
‫- خبری نیست.

365
00:24:37,800 --> 00:24:40,840
‫این محله امنه، میخائیل؟
‫من از لندن اومدم.

366
00:24:42,760 --> 00:24:43,920
‫جای قشنگیه.

367
00:24:44,960 --> 00:24:47,280
‫حتماً لذت می‌بری که از مسکو دوری.

368
00:24:48,400 --> 00:24:49,750
‫و از پدرت.

369
00:24:49,800 --> 00:24:51,550
‫متی چطوره؟

370
00:24:51,600 --> 00:24:54,040
‫می‌دونستی لنا از ارتباطت
‫با اون خبر داشت؟

371
00:24:55,360 --> 00:24:56,920
‫رازت رو برات نگه داشت.

372
00:24:58,000 --> 00:25:00,230
‫اونم به اندازه‌ی تو از پدرت می‌ترسید.

373
00:25:00,280 --> 00:25:01,590
‫اگه اومدی ازم اخاذی کنی...

374
00:25:01,640 --> 00:25:04,030
‫می‌دونی سبک ما این نیست.

375
00:25:04,080 --> 00:25:06,190
‫اومدم یه راه خروج بهت پیشنهاد بدم.

376
00:25:06,240 --> 00:25:09,550
‫تو انگلیس؟
‫فکر می‌کنی اونجا پیدام نمی‌کنن؟

377
00:25:09,600 --> 00:25:13,160
‫می‌تونم هرجا قایمت کنم،
‫اروپا، کانادا، استرالیا.

378
00:25:15,840 --> 00:25:17,670
‫من پسرم رو ترک نمی‌کنم.

379
00:25:17,720 --> 00:25:19,030
‫می‌فهمم.

380
00:25:19,080 --> 00:25:22,870
‫- تو هیچی نمی‌فهمی.
‫- منم بچه دارم، میخائیل.

381
00:25:22,920 --> 00:25:25,590
‫می‌دونم زندگی دوگانه داشتن چجوریه.

382
00:25:25,640 --> 00:25:28,000
‫و برای ساندرو بهتره که با هم بمونین.

383
00:25:29,080 --> 00:25:30,440
‫درستش می‌کنیم.

384
00:25:31,880 --> 00:25:34,110
‫- کِی؟
‫- می‌تونم تسریعش کنم،

385
00:25:34,160 --> 00:25:36,270
‫ولی یه چیزی لازم دارم
‫که کارها رو به راه کنه.

386
00:25:36,320 --> 00:25:37,350
‫مثلاً چی؟

387
00:25:37,400 --> 00:25:40,590
‫اسم مُهره‌ای که پدرت
‫توی کابینه‌ی بریتانیا داره.

388
00:25:40,640 --> 00:25:41,710
‫فقط همین؟

389
00:25:41,760 --> 00:25:45,230
‫و هویت اون مأمور داخل سرویس اطلاعات مخفی
‫که کمکتون می‌کنه.

390
00:25:45,280 --> 00:25:47,470
‫پدرم این رازها رو سفت و سخت
‫پیش خودش نگه می‌داره.

391
00:25:47,520 --> 00:25:50,790
‫خب، من یه پیش پرداخت حسابی
‫برای پاسپورت بریتانیات لازم دارم.

392
00:25:50,840 --> 00:25:53,630
‫و من باید لندن باشم
‫قبل از این که جیبم رو برات خالی کنم.

393
00:25:53,680 --> 00:25:57,750
‫حدس من اینه که هم مُهره‌ی توی کابینه
‫و مأمور سرویس اطلاعات مخفی

394
00:25:57,800 --> 00:25:59,280
‫زیر نظر یه واحد کار می‌کنن؟

395
00:26:00,920 --> 00:26:02,910
‫یه جایی تو طبقه‌ی پدرت؟

396
00:26:02,960 --> 00:26:04,870
‫اون واحد نورِ چشمشه.

397
00:26:04,920 --> 00:26:07,280
‫و کریل رو آورد که لجستیک رو اداره کنه؟

398
00:26:09,120 --> 00:26:10,550
‫اون واحد کِی راه افتاد؟

399
00:26:10,600 --> 00:26:13,070
‫دنبال کلید گاوصندوق می‌گردی، خانم هندرسون؟

400
00:26:13,120 --> 00:26:16,320
‫بیخیال، میخائیل.
‫من یه راه ورود می‌خوام.

401
00:26:22,720 --> 00:26:25,030
‫دسامبر ۲۰۲۴.

402
00:26:25,080 --> 00:26:27,230
‫بقیه‌اش رو وقتی برسم لندن بهت میگم.

403
00:26:27,280 --> 00:26:29,040
‫مأمورم همین‌جا باهات تماس می‌گیره.

404
00:26:43,280 --> 00:26:46,590
‫ایگور واحد رو دسامبر ۲۰۲۴ راه انداخته.

405
00:26:46,640 --> 00:26:50,200
‫دنبال هر سفر خارجی‌ای بگرد
‫که اون ماه یا کمی قبلش رفته.

406
00:27:00,320 --> 00:27:04,240
‫[مقر سرویس اطلاعات خارجی روسیه - مسکو]

407
00:27:21,000 --> 00:27:22,670
‫یه دقیقه.

408
00:27:22,720 --> 00:27:25,320
‫اجازه بدید.

409
00:27:27,000 --> 00:27:29,080
‫بفرمایید داخل.

410
00:28:02,280 --> 00:28:04,230
‫ولی نمی‌دونم. اگه قرار نیست بیاد،

411
00:28:04,280 --> 00:28:06,030
‫شاید از نامزدیِ رهبری کنار کشیده.

412
00:28:06,080 --> 00:28:08,640
‫این دیگه خیلی راحت میشه، رایان،
‫حتی برای تو.

413
00:28:46,520 --> 00:28:48,000
‫این رو ببینید، قربان.

414
00:28:51,440 --> 00:28:53,440
‫قبلاً طبقه‌ی ۸ رو تمیز کردن.

415
00:29:00,480 --> 00:29:03,040
‫یه مزاحم احتمالی توی طبقه‌ی ۸ داریم.

416
00:29:45,920 --> 00:29:47,190
‫تا اعلام رسمی چقدر مونده؟

417
00:29:47,240 --> 00:29:50,400
‫- همین الان‌ها اعلام می‌کنن.
‫- ممنون.

418
00:29:55,480 --> 00:29:57,800
‫چیزی هست که می‌خوای بهم بگی، جولی؟

419
00:29:59,680 --> 00:30:01,080
‫چیز خاصی نبود.

420
00:30:02,280 --> 00:30:05,390
‫- چند وقته شما دوتا باهم هستید.
‫- ما باهم نیستیم.

421
00:30:05,440 --> 00:30:08,070
‫- چیز مهمی نیست.
‫- اون رئیسِ توئه.

422
00:30:08,120 --> 00:30:11,110
‫و رئیس منم هست.
‫باید بهم می‌گفتی.

423
00:30:11,160 --> 00:30:14,750
‫- می‌دونستم بابتش قضاوتم می‌کنی.
‫- آره، شاید بابت سلیقه‌ات تو انتخاب مردها.

424
00:30:14,800 --> 00:30:16,320
‫همه می‌دونن؟

425
00:30:18,120 --> 00:30:20,630
‫گفت رز داشت درباره‌ی
‫دوبروونیک می‌پرسید.

426
00:30:20,680 --> 00:30:22,310
‫پس، تو با اون اونجا بودی؟

427
00:30:22,360 --> 00:30:24,790
‫خب، اون واسه یه جلسه‌ی اطلاعاتی اونجا بود.

428
00:30:24,840 --> 00:30:26,110
‫من فقط واسه آخر هفته رفتم اونجا.

429
00:30:26,160 --> 00:30:28,230
‫حرفی از کاری توی پورتونووی زد؟

430
00:30:28,280 --> 00:30:32,030
‫گفت رفته بود یه مأمور جذب کنه،
‫ولی یارو پیداش نشد.

431
00:30:32,080 --> 00:30:34,030
‫فکر می‌کنی ممکنه واقعاً اونجا بوده باشه

432
00:30:34,080 --> 00:30:36,350
‫تا کریل مارکوف رو ببینه؟

433
00:30:36,400 --> 00:30:37,760
‫ممکنه واسه اون کار کنه؟

434
00:30:38,880 --> 00:30:39,870
‫زک؟

435
00:30:39,920 --> 00:30:44,310
‫یه نفر توی سیستم داره
‫به مسکو اطلاعات میده.

436
00:30:44,360 --> 00:30:46,990
‫لنا مُرده، راو،

437
00:30:47,040 --> 00:30:50,120
‫پس فقط ما، رز، سی و زک می‌مونیم.

438
00:30:51,240 --> 00:30:54,030
‫نه. اون نیست.

439
00:30:54,080 --> 00:30:56,910
‫منظورم اینه که زک هر چی که باشه،

440
00:30:56,960 --> 00:31:00,560
‫هیچوقت به کشورش یا سازمان خیانت نمی‌کنه.

441
00:31:01,800 --> 00:31:04,310
‫رفته بود کی رو جذب کنه؟
‫اسمی از کسی آورد؟

442
00:31:04,360 --> 00:31:07,440
‫نه، ولی کل آخر هفته برج زهرمار بود.

443
00:31:10,240 --> 00:31:12,800
‫لعنتی. شاید مسکو براش تله گذاشته.

444
00:31:14,480 --> 00:31:17,790
‫طعمه‌ی کریل مارکوف رو فرستادن
‫فقط برای این‌که بکشوننش اونجا.

445
00:31:17,840 --> 00:31:19,630
‫- که چی، ما رو گیج کنن؟
‫- آره.

446
00:31:19,680 --> 00:31:22,430
‫تا ما رو وادار کنن سؤال‌هایی بپرسیم
‫که جوابی براشون نداریم.

447
00:31:22,480 --> 00:31:24,910
‫مثل این‌که چرا ایموجین، کریل و زک

448
00:31:24,960 --> 00:31:26,910
‫همزمان توی یه مکان بودن.

449
00:31:26,960 --> 00:31:28,470
‫پس زک بازی خورده؟

450
00:31:28,520 --> 00:31:31,720
‫آره، اون قطعاً تلاش می‌کنه
‫قضیه رو ماست‌مالی کنه.

451
00:31:33,800 --> 00:31:35,880
‫ببخشید، یه لحظه.

452
00:31:39,320 --> 00:31:41,270
‫- بله؟
‫- ایگور بورودین توی پراگ بود،

453
00:31:41,320 --> 00:31:44,320
‫از ۱۲ تا ۱۴ دسامبر ۲۰۲۴.

454
00:31:48,320 --> 00:31:49,560
‫پشت خطی؟

455
00:31:50,760 --> 00:31:52,110
‫آره.

456
00:31:52,160 --> 00:31:54,710
‫امیدوارم برای گرفتنِ خبرچینت کافی باشه.

457
00:31:54,760 --> 00:31:56,120
‫و وزیر.

458
00:31:57,760 --> 00:31:58,880
‫منم همین‌طور.

459
00:32:00,120 --> 00:32:02,950
‫من از یه مسیر طولانی میام بیرون
‫و یه مدت از دسترس خارج میشم.

460
00:32:03,000 --> 00:32:04,870
‫ممنون.

461
00:32:04,920 --> 00:32:07,760
‫- تنها نیستی.
‫- می‌دونی کجا پیدام کنی.

462
00:32:10,400 --> 00:32:13,160
‫- مواظب خودت باش.
‫- تو هم همین‌طور.

463
00:32:29,880 --> 00:32:31,080
‫همه چی مرتبه؟

464
00:32:33,160 --> 00:32:36,440
‫عه، آره. یه سری تاریخ گیر آوردم. عه...

465
00:32:37,960 --> 00:32:42,030
‫سیستم اصلی دفتر رو چک کن،
‫همراه تمام سوابق سفرهای دولتی،

466
00:32:42,080 --> 00:32:45,390
‫از جمله سوابق مربوط به کارکنان خودمون.

467
00:32:45,440 --> 00:32:48,960
‫پراگ، ۱۲ تا ۱۴ دسامبر ۲۰۲۴.

468
00:33:04,000 --> 00:33:09,640
‫ایموجین کانرد ۴۶.۹ درصد آرا رو به دست آورد.

469
00:33:12,880 --> 00:33:15,110
‫- ممنون.
‫- عالیه.

470
00:33:15,160 --> 00:33:18,880
‫رایان واکر ۵۳.۱ درصد رو به دست آورد.

471
00:33:21,320 --> 00:33:23,190
‫خیلی ممنونم. ممنون.

472
00:33:23,240 --> 00:33:24,230
‫ممنون.

473
00:33:24,280 --> 00:33:27,640
‫از تمام تلاش‌هایی که انجام شد،
‫واقعاً ممنونم. تمام تلاش‌ها!

474
00:33:31,080 --> 00:33:32,440
‫خیلی ممنون.

475
00:33:33,800 --> 00:33:36,120
‫تمام تلاش‌ها، خیلی ممنون.

476
00:33:50,120 --> 00:33:51,830
‫- سلام.
‫- باختیم.

477
00:33:51,880 --> 00:33:54,670
‫- رایان انتخاب شد.
‫- دیدم.

478
00:33:54,720 --> 00:33:57,000
‫آدم به فکر می‌افته که اصلاً چرا
‫به خودمون زحمت می‌دیم، نه؟

479
00:33:58,120 --> 00:34:00,110
‫- اونجا اوضاع روبه‌راهه؟
‫- نه زیاد.

480
00:34:00,160 --> 00:34:02,430
‫چرا؟ مگه چی شده؟

481
00:34:02,480 --> 00:34:04,950
‫کارم درست پیش نرفت.

482
00:34:05,000 --> 00:34:06,550
‫فنلاند هستم.

483
00:34:06,600 --> 00:34:10,110
‫- ولی خودت خوبی؟
‫- دیدمت برات توضیح میدم.

484
00:34:10,160 --> 00:34:12,520
‫چرا چند روز نمیای این‌ور؟

485
00:34:13,840 --> 00:34:15,630
‫می‌تونیم بریم همون هتل.

486
00:34:15,680 --> 00:34:17,550
‫کدوم، همونی که کنار دریاچه بود؟

487
00:34:17,600 --> 00:34:19,760
‫آره، نزدیک ویرولاتی.

488
00:34:21,280 --> 00:34:23,350
‫- بچه‌ها چی میشن؟
‫- با رز حرف زدم.

489
00:34:23,400 --> 00:34:25,510
‫گفت شب پیششون می‌مونه.

490
00:34:25,560 --> 00:34:28,230
‫به خودمون یه خورده وقت بدهکاریم،
‫این‌طور فکر نمی‌کنی؟

491
00:34:28,280 --> 00:34:29,590
‫عالیه.

492
00:34:29,640 --> 00:34:31,880
‫- بلیت رزرو می‌کنم.
‫- امروز؟

493
00:34:33,440 --> 00:34:35,710
‫آره. امشب.

494
00:34:35,760 --> 00:34:37,310
‫خوبه.

495
00:34:37,360 --> 00:34:39,000
‫خداحافظ.

496
00:34:59,280 --> 00:35:01,480
‫[فرودگاه هلسینکی]

497
00:35:03,160 --> 00:35:07,080
‫[مرز روسیه و فنلاند]

498
00:36:05,320 --> 00:36:06,520
‫نکن.

499
00:36:07,800 --> 00:36:09,150
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

500
00:36:09,200 --> 00:36:12,880
‫- چرا اینجاییم؟
‫- دارم یه راه فرار بهت پیشنهاد میدم.

501
00:36:15,120 --> 00:36:17,360
‫مرز روسیه اونجاست.
‫می‌تونی پیاده بری.

502
00:36:18,600 --> 00:36:20,400
‫از فنلاندی‌ها خواستم برات بازش کنن.

503
00:36:23,120 --> 00:36:24,710
‫و بعدش چی؟

504
00:36:24,760 --> 00:36:26,520
‫برو و ایگور بورودین رو پیدا کن.

505
00:36:27,920 --> 00:36:30,790
‫مثل کاری که توی سالگردمون کردی، توی پراگ،

506
00:36:30,840 --> 00:36:32,800
‫وقتی که استخدامت کرد.

507
00:36:35,400 --> 00:36:39,040
‫می‌دونم توی مونته‌نگرو
‫با ایموجین رابطه داشتی.

508
00:36:40,160 --> 00:36:43,680
‫در ازای اطلاعات،
‫تو رو از نسخه‌ی اصلیِ فیلم حذف کردن.

509
00:36:45,880 --> 00:36:48,230
‫و من تمام این مدت
‫توی دفترم دنبال جاسوس می‌گشتم.

510
00:36:48,280 --> 00:36:49,990
‫رابطه‌ی خاصی نبود.

511
00:36:50,040 --> 00:36:53,160
‫نبود. یه... فقط یه بار بود.

512
00:36:54,480 --> 00:36:56,550
‫و یه... یه اشتباه واقعاً احمقانه بود،

513
00:36:56,600 --> 00:36:57,870
‫ولی همین بود، منگ بودیم.

514
00:36:57,920 --> 00:37:01,310
‫چرا فقط بهم نگفتی که
‫داره ازت اخاذی میشه؟

515
00:37:01,360 --> 00:37:02,670
‫چون می‌دونستم ترکم می‌کنی.

516
00:37:02,720 --> 00:37:04,240
‫و این وضعیت بهتره؟

517
00:37:06,080 --> 00:37:11,310
‫کیتی، بهم گفتن تنها چیزی که می‌خوان
‫شایعات و حرف‌های کابینه‌‌ست و...

518
00:37:11,360 --> 00:37:13,470
‫و بعد اطلاعات بیشتری خواستن،

519
00:37:13,520 --> 00:37:15,360
‫در مورد خودم، در مورد حرکاتم.

520
00:37:17,800 --> 00:37:19,870
‫اون موقع دیگه حسابی خِرم رو چسبیده بودن.

521
00:37:19,920 --> 00:37:20,990
‫یه عده کشته شدن!

522
00:37:21,040 --> 00:37:22,030
‫می‌دونم که کشته شدن!

523
00:37:22,080 --> 00:37:23,510
‫- استوارت، یه عده کشته شدن!
‫- می‌دونم.

524
00:37:23,560 --> 00:37:25,670
‫تو تمام خانواده‌مون رو به خطر انداختی.

525
00:37:25,720 --> 00:37:28,150
‫ببین، اونا بهم قول دادن
‫هیچوقت بهت آسیبی نزنن.

526
00:37:28,200 --> 00:37:30,710
‫هیچوقت به بچه‌ها آسیبی نزنن،
‫این چیزی بود که بهم گفتن، باشه؟

527
00:37:30,760 --> 00:37:31,800
‫این رو خودشون گفتن.

528
00:37:34,160 --> 00:37:37,160
‫کیت، ازت می‌خوام من رو ببخشی.

529
00:37:38,680 --> 00:37:40,870
‫- خواهش می‌کنم.
‫- دیگه خیلی دیر شده.

530
00:37:40,920 --> 00:37:43,190
‫دیر نشده. نشده.
‫نشده. نشده.

531
00:37:43,240 --> 00:37:45,840
‫من دوستت دارم و می‌دونم یه بخشی
‫از وجودت هنوز هم دوستم داره.

532
00:37:48,520 --> 00:37:49,710
‫برای همین میذارم بری.

533
00:37:49,760 --> 00:37:53,720
‫نمی‌خوام فیونا و گاس محاکمه شدنت
‫به جرم خیانت رو ببینن.

534
00:37:55,320 --> 00:37:57,480
‫ببین، نمی‌تونه این‌طوری تموم بشه.
‫نمی‌تونه. نمی‌تونه.

535
00:38:03,960 --> 00:38:06,880
‫- خداحافظ، استوارت.
‫- کیتی... خواهش می‌کنم.

536
00:38:08,760 --> 00:38:09,800
‫یالا.

537
00:39:40,400 --> 00:39:42,640
‫[به یاد راویندرا سانگوی]

538
00:39:50,800 --> 00:39:52,350
‫بچه‌ها چطور باهاش کنار میان؟

539
00:39:52,400 --> 00:39:56,350
‫- گیج و عصبانی هستن.
‫- کار درست رو کردی.

540
00:39:56,400 --> 00:39:58,800
‫محاکمه برای همه‌مون
‫غیر قابل قابل تصور بود.

541
00:39:59,840 --> 00:40:01,630
‫می‌خوام حق ملاقات رو تضمین کنم

542
00:40:01,680 --> 00:40:04,110
‫وقتی که این ماجراها یکم فروکش کرد.

543
00:40:04,160 --> 00:40:06,760
‫- توی یه کشور بی‌طرف.
‫- البته.

544
00:40:07,920 --> 00:40:09,950
‫ولی کی می‌تونه بگه
‫اوضاع فروکش می‌کنه

545
00:40:10,000 --> 00:40:12,430
‫وقتی رایان واکر توی خیابان داونینگه؟

546
00:40:12,480 --> 00:40:15,710
‫آره. انگار بهتر بود یه دست کلید کپی می‌کردی

547
00:40:15,760 --> 00:40:17,910
‫و می‌فرستادی به مرکز مسکو.

548
00:40:17,960 --> 00:40:20,750
‫و حالا هم این قدرت رو داره که
‫تمام خطوط تحقیق رو متوقف کنه،

549
00:40:20,800 --> 00:40:21,870
‫از جمله مال خودمون رو.

550
00:40:21,920 --> 00:40:24,710
‫خب... مطمئنم یه راهی پیدا می‌کنی.

551
00:40:24,760 --> 00:40:26,320
‫تو همیشه پیدا می‌کنی.

552
00:40:30,480 --> 00:40:32,680
‫زک از برنامه‌ات برای رفتن خبر داره؟

553
00:40:33,800 --> 00:40:35,670
‫هنوز نه.

554
00:40:35,720 --> 00:40:37,910
‫الان فرصتشه که بهش بگی، کیت.

555
00:40:37,960 --> 00:40:40,520
‫شاید این نبرد رو باخته باشی،
‫ولی جنگ رو نه.

556
00:40:49,600 --> 00:40:50,800
‫خوبی؟

557
00:40:52,240 --> 00:40:54,270
‫مراسم خیلی خوبی بود.

558
00:40:54,320 --> 00:40:55,800
‫راو از این همه توجه بدش می‌اومد.

559
00:40:57,080 --> 00:40:58,200
‫ببین...

560
00:40:59,240 --> 00:41:02,640
‫می‌خواستم قبل از این‌که کنار بکشم
‫تکلیفمون رو روشن کنم.

561
00:41:04,280 --> 00:41:05,950
‫باید بهت اعتماد می‌کردم.

562
00:41:06,000 --> 00:41:07,320
‫متأسفم.

563
00:41:09,560 --> 00:41:10,800
‫کنار بکشی؟

564
00:41:11,840 --> 00:41:14,640
‫حرفه‌ی هیچکس از رابطه با دشمن
‫جون سالم به در نمی‌بره.

565
00:41:16,920 --> 00:41:18,560
‫می‌دونم مجبور شدی
‫چه چیزهایی رو فدا کنی.

566
00:41:20,120 --> 00:41:21,680
‫از نظر من این یه ارزشی داره.

567
00:41:23,160 --> 00:41:26,160
‫- من در مورد خیلی چیزها اشتباه کردم.
‫- اوه، هر دومون کردیم.

568
00:41:27,600 --> 00:41:29,520
‫ولی نه در مورد چیزهای مهم.

569
00:41:31,440 --> 00:41:33,160
‫به هر حال، برای تو برنامه داریم.

570
00:41:34,120 --> 00:41:36,390
‫نیاز داریم برگردی، کیت...

571
00:41:36,440 --> 00:41:37,870
‫قبل از این‌که نخست‌وزیر جدیدمون

572
00:41:37,920 --> 00:41:40,430
‫شروع کنه به عوض کردن کاغذدیواری دفترش.

573
00:41:40,480 --> 00:41:42,710
‫پس واقعاً فکر می‌کنی
‫داره برای مسکو کار می‌کنه؟

574
00:41:42,760 --> 00:41:47,430
‫تنها چیزی که می‌دونیم اینه که
‫اونا اینجا هرج‌ومرج به‌پا کردن،

575
00:41:47,480 --> 00:41:50,790
‫و این شاید دقیقاً همون چیزی باشه
‫که ایگور می‌خواسته.

576
00:41:50,840 --> 00:41:52,800
‫تو بازی اونا رو بهتر از هر کسی بلدی...

577
00:41:54,880 --> 00:41:57,040
‫و وظیفه‌ی ما اینه که باهم شکستشون بدیم.

578
00:42:00,000 --> 00:42:01,560
‫بذار بهش فکر کنم.

579
00:42:14,080 --> 00:42:16,310
‫نمی‌تونم تکلیفم رو پیدا کنم.

580
00:42:16,360 --> 00:42:17,950
‫انجامش دادی یا نه؟

581
00:42:18,000 --> 00:42:20,150
‫در واقع انجامش دادم.

582
00:42:20,200 --> 00:42:22,990
‫خب، آبمیوه‌ی تازه هست، بدون پالپ.

583
00:42:23,040 --> 00:42:24,470
‫این رو توی حموم پیدا کردم.

584
00:42:24,520 --> 00:42:26,830
‫- امشب دیر میام، مامان، فوتبال دارم.
‫- اوه، باشه.

585
00:42:26,880 --> 00:42:29,750
‫- کروسان می‌خوای؟
‫- لازم نیست این کارو بکنی، می‌دونی.

586
00:42:29,800 --> 00:42:32,910
‫- چه کاری؟
‫- این‌که وانمود کنی همه چی عالیه.

587
00:42:32,960 --> 00:42:36,550
‫- تو هم فقط یه آدمی.
‫- دارم روش کار می‌کنم.

588
00:42:36,600 --> 00:42:38,630
‫- مامان.
‫- بله؟

589
00:42:38,680 --> 00:42:41,000
‫- وسطش هنوز یخ زده‌ست.
‫- جدی؟

590
00:42:42,800 --> 00:42:45,230
‫اوه، آره. ببخشید.

591
00:42:45,280 --> 00:42:47,640
‫- یکم سفته.
‫- خیلی بده. نخورش.

592
00:43:04,400 --> 00:43:08,480
‫[در امانم. هنوز در تاریکی. سایکلاپس]

593
00:43:13,120 --> 00:43:15,030
‫قبل از این‌که از این درِ معروف وارد بشم،

594
00:43:15,080 --> 00:43:18,030
‫فقط می‌خوام یه لحظه وقت بذارم...

595
00:43:18,080 --> 00:43:20,430
‫تا یه قول به همه‌تون بدم.

596
00:43:20,480 --> 00:43:23,830
‫من اینجام تا به حرف شما گوش بدم.

597
00:43:23,880 --> 00:43:26,430
‫بی‌دلیل نبود که این‌همه تلاش شد

598
00:43:26,480 --> 00:43:28,870
‫تا نذارن من اینجا باشم،

599
00:43:28,920 --> 00:43:31,990
‫کارمندان دولت، مأموران اطلاعاتی،

600
00:43:32,040 --> 00:43:38,470
‫و سیاست‌مدارهایی که می‌تونن با اطلاعات
‫نادرست و تخریب مطیع خودشون کنن.

601
00:43:38,520 --> 00:43:41,760
‫همه‌ی ابزارهای دولت پنهان.

602
00:43:44,240 --> 00:43:46,430
‫خب، بذارید یه چیزی بهتون بگم،

603
00:43:46,480 --> 00:43:50,880
‫دوران نخبه‌های حاکمِ متکبر تمام شده.

604
00:43:52,840 --> 00:43:56,880
‫چون برخلاف اونا،
‫حزب من رو برای حکومت انتخاب کرده.

605
00:43:59,240 --> 00:44:03,630
‫و وظیفه‌ی من، حالا و همیشه،
‫نسبت به شماست...

606
00:44:03,680 --> 00:44:04,960
‫مردم.

607
00:44:06,680 --> 00:44:07,910
‫متشکرم.

608
00:44:07,960 --> 00:44:09,910
‫نظری دارید؟

609
00:44:09,960 --> 00:44:11,350
‫نخست‌وزیر!

610
00:44:11,400 --> 00:44:13,560
‫برنامه‌ای برای تغییرات اساسی دارید، نخست‌وزیر؟

611
00:44:24,800 --> 00:44:26,400
‫- تبریک میگم.
‫- ممنون.

612
00:44:29,480 --> 00:44:31,800
‫- تبریک میگم.
‫- خیلی ممنون.

613
00:44:34,080 --> 00:44:36,350
‫به خیابان داونینگ خوش اومدید، نخست‌وزیر.

614
00:44:36,400 --> 00:44:38,270
‫- ممنون.
‫- تبریک میگم.

615
00:44:38,320 --> 00:44:40,950
‫- ممنون، زک.
‫- کیت هندرسون رو که می‌شناسید.

616
00:44:41,000 --> 00:44:43,510
‫اون رو به دفتر کابینه منتقل کردیم.

617
00:44:43,560 --> 00:44:45,510
‫آهان، خب. که چی، مواظبم باشه؟

618
00:44:45,560 --> 00:44:48,720
‫که شما رو از هر نوع نفوذ خصمانه
‫در امان نگه داره.

619
00:44:49,920 --> 00:44:53,400
‫قطعاً تمام تلاشم رو می‌کنم، نخست‌وزیر.

620
00:45:08,040 --> 00:45:14,000
‫«ترجمه از خشایار و سینا صداقت»