1
00:00:00,291 --> 00:00:03,753
‫یه پیشنهاد ازدواج... برای تو به دستم رسیده عزیزم.

2
00:00:03,795 --> 00:00:04,629
‫چی؟

3
00:00:04,671 --> 00:00:06,498
‫از طرف یه آقای فوق‌العاده ثروتمند...

4
00:00:06,548 --> 00:00:09,217
‫با یه لقب قدیمی و آبرومند.

5
00:00:09,259 --> 00:00:10,251
‫خدایا!

6
00:00:10,301 --> 00:00:13,254
‫به هر حال، من «عالیجناب» رو نمی‌شناسم،
‫در واقع هیچ عالیجنابی رو نمی‌شناسم.

7
00:00:13,304 --> 00:00:16,182
‫خوشبختی این خانواده ارزش هر فداکاری‌ای رو داره.

8
00:00:16,266 --> 00:00:18,768
‫منظورت اینه که می‌خوای پیشنهاد دوک رو قبول کنی؟

9
00:00:19,227 --> 00:00:20,603
‫عزیزان...

10
00:00:20,645 --> 00:00:23,390
‫اینجا در پیشگاه خداوند گرد هم آمده‌ایم،

11
00:00:23,440 --> 00:00:27,560
‫تا این مرد و این زن را با پیوند مقدس ازدواج
‫به عقد هم درآوریم،

12
00:00:27,610 --> 00:00:29,729
‫اسمت واقعاً پرسفونه‌ست؟

13
00:00:29,779 --> 00:00:31,064
‫بله.

14
00:00:31,114 --> 00:00:32,524
‫به فکرت نرسید بپرسی؟

15
00:00:32,574 --> 00:00:35,151
‫اعتراف می‌کنم که انتظار کسی رو داشتم
‫که یکم سنش بالا باشه

16
00:00:35,201 --> 00:00:36,327
‫منم همینطور.

17
00:00:36,369 --> 00:00:38,246
‫به اون دختر بیچاره یه فرصت بده.

18
00:00:38,288 --> 00:00:40,248
‫تقصیر اون نیست که تو...

19
00:00:40,290 --> 00:00:42,667
‫گیر زنی افتادی که همسر ایده‌آل هر مردیه.

20
00:00:44,836 --> 00:00:47,964
‫فقط ۲۴ ساعت از این ازدواج نسنجیده گذشته

21
00:00:48,006 --> 00:00:50,083
‫و زنم از همین حالا داره هق‌هق می‌کنه.

22
00:00:50,133 --> 00:00:52,302
‫این قضیه هیچوقت به جایی نمی‌رسه.

23
00:00:52,427 --> 00:00:57,599
‫«ترجمه از رضا فتحی»

24
00:01:02,062 --> 00:01:03,354
‫«پرسفونه عزیزم...

25
00:01:03,396 --> 00:01:05,140
‫الان دو روزه که برگشتیم خونه

26
00:01:05,190 --> 00:01:07,559
‫و من دارم از بی‌حوصلگی می‌میرم!

27
00:01:07,609 --> 00:01:10,779
‫آتنا تمام وقتش رو صرف تمرین حرکات موزون محلی می‌کنه.

28
00:01:11,196 --> 00:01:12,522
‫فکر نکنم بتونه با این حرکاتش...

29
00:01:12,572 --> 00:01:14,866
‫شوهر پیدا کنه.

30
00:01:15,241 --> 00:01:16,993
‫هیچ آقای محترمی دلش نمی‌خواد با کسی ازدواج کنه

31
00:01:17,035 --> 00:01:18,620
‫که مثل گاو تکون می‌خوره.

32
00:01:19,245 --> 00:01:21,122
‫منم مثل وحشی‌ها این‌ور و اون‌ور می‌دوئم

33
00:01:21,164 --> 00:01:23,166
‫و محله رو گذاشتم روی سرم.

34
00:01:23,208 --> 00:01:24,584
‫خیلی کیف می‌ده.

35
00:01:24,626 --> 00:01:27,587
‫کاش اینجا بودی تا با هم وحشی‌بازی درمی‌آوردیم.

36
00:01:28,296 --> 00:01:30,507
‫کی می‌تونم بیام برج‌های شما رو بگردم؟

37
00:01:30,548 --> 00:01:32,509
‫قول داده بودی‌ها.

38
00:01:32,550 --> 00:01:35,462
‫دافنی می‌گه تولدم رو قراره توی لندن بگیرم.

39
00:01:35,512 --> 00:01:37,305
‫دعوتت می‌کنم.

40
00:01:37,347 --> 00:01:39,432
‫دوک هم اگه دلش بخواد می‌تونه بیاد،

41
00:01:39,474 --> 00:01:41,342
‫با اینکه وقتی تو قلعه‌ش بودم حتی یه کلمه هم...

42
00:01:41,392 --> 00:01:42,894
‫باهام حرف نزد.

43
00:01:43,770 --> 00:01:45,271
‫لطفاً برام نامه بنویس.

44
00:01:45,313 --> 00:01:48,058
‫یادت نره اون سکه گینی رو بذاری زیر مهر نامه.

45
00:01:48,108 --> 00:01:49,692
‫خواهرت، آرتمیس.»

46
00:01:54,697 --> 00:01:56,783
‫امروز بعدازظهر سرحال به نظر می‌رسی.

47
00:01:57,992 --> 00:02:00,870
‫داشتم نامه کوچیک‌ترین خواهرم رو می‌خوندم آقای ویندوور.

48
00:02:02,413 --> 00:02:04,624
‫ما دیگه تقریباً مثل خواهر و برادریم،

49
00:02:04,666 --> 00:02:06,709
‫نیازی نیست اینقدر رسمی باشیم.

50
00:02:08,253 --> 00:02:10,672
‫هری، دلت برای خانواده‌ت تنگ نمی‌شه،

51
00:02:10,713 --> 00:02:13,133
‫با این همه مدتی که اینجایی؟

52
00:02:13,174 --> 00:02:15,009
‫من آدام رو برادر خودم می‌دونم.

53
00:02:16,469 --> 00:02:18,471
‫اینجا بودن، مثل بودن کنار خانواده‌ست.

54
00:02:21,599 --> 00:02:24,144
‫چطور شما دوتا اینقدر با هم صمیمی هستین؟

55
00:02:25,311 --> 00:02:27,147
‫اون که اینقدر باهات تند رفتار می‌کنه.

56
00:02:28,064 --> 00:02:30,316
‫آدام با همه همین‌طوریه.

57
00:02:30,942 --> 00:02:33,403
‫مدلش اینطوریه دیگه.

58
00:02:33,862 --> 00:02:37,282
‫یعنی هیچ‌وقت از خودش محبتی نشون نمی‌ده؟

59
00:02:39,909 --> 00:02:41,911
‫توی این دو دهه‌ای که می‌شناسمش، نشون نداده.

60
00:02:43,079 --> 00:02:44,155
‫پس با کسی دوست شدی که...

61
00:02:44,205 --> 00:02:45,957
‫از همون اول سر ناسازگاری داشت؟

62
00:02:48,543 --> 00:02:50,879
‫آدام جونم رو نجات داد.

63
00:02:52,338 --> 00:02:54,382
‫من یکم ریزه‌میزه بودم،

64
00:02:54,424 --> 00:02:55,708
‫و بقیه پسرهای مدرسه هرو...

65
00:02:55,758 --> 00:02:57,468
‫این رو بهونه‌ای برای اذیت کردنم می‌دیدن.

66
00:02:59,429 --> 00:03:00,638
‫آدام جلوشون رو گرفت.

67
00:03:01,639 --> 00:03:03,516
‫ازش دستور می‌گرفتن؟

68
00:03:03,558 --> 00:03:04,851
‫ازش می‌ترسیدن.

69
00:03:05,810 --> 00:03:06,811
‫هنوز هم می‌ترسن.

70
00:03:08,438 --> 00:03:09,439
‫همه می‌ترسن.

71
00:03:11,441 --> 00:03:14,060
‫ولی اون موقع که فقط هفت یا هشت سالش بوده.

72
00:03:14,110 --> 00:03:15,111
‫هفت سالش بود.

73
00:03:15,778 --> 00:03:18,281
‫اوه، حریف قدری بود.

74
00:03:18,323 --> 00:03:22,235
‫وقتی هنوز تازه‌وارد بود، کل هرو رو می‌چرخوند.

75
00:03:22,285 --> 00:03:23,119
‫تازه‌وارد؟

76
00:03:23,161 --> 00:03:24,454
‫اولین سال مدرسه.

77
00:03:24,495 --> 00:03:27,373
‫بعضی از اون پسرها که حالا البته مردهای گنده‌ای شدن،

78
00:03:27,415 --> 00:03:29,000
‫هنوز هم وقتی می‌بیننش به تته‌پته می‌افتن.

79
00:03:29,918 --> 00:03:34,122
‫اینکه توی بچگی اینقدر ترسناک باشی...

80
00:03:34,172 --> 00:03:35,757
‫خب، دقیقاً این‌طوری نبود.

81
00:03:36,966 --> 00:03:38,009
‫اون...

82
00:03:39,677 --> 00:03:41,337
‫هنوز هم هست،

83
00:03:41,387 --> 00:03:43,431
‫آدم فوق‌العاده باهوشی بود.

84
00:03:43,473 --> 00:03:45,058
‫و خیلی مقتدره،

85
00:03:45,099 --> 00:03:47,101
‫از اون آدم‌هایی که کمتر کسی روی حرفشون حرف می‌زنه.

86
00:03:48,186 --> 00:03:50,688
‫حتی توی هفت سالگی هم دقیقاً همین‌طوری بود.

87
00:03:51,606 --> 00:03:53,900
‫و اصلاً از هیچی نمی‌ترسه.

88
00:03:55,443 --> 00:03:58,271
‫هیچی نیست که بترسوندش؟

89
00:03:58,321 --> 00:04:00,198
‫هیچی باعث نمی‌شه وحشت کنه؟

90
00:04:03,326 --> 00:04:04,327
‫هوم.

91
00:04:08,331 --> 00:04:10,083
‫چرا هیچ‌وقت بهم نگاه نمی‌کنه؟

92
00:04:12,835 --> 00:04:13,836
‫منظورت چیه؟

93
00:04:15,338 --> 00:04:16,339
‫ولش کن.

94
00:04:20,969 --> 00:04:22,720
‫هیچ‌وقت بهت نگاه نمی‌کنه؟

95
00:04:25,431 --> 00:04:29,352
‫هوم، این کار ازش بعیده.

96
00:04:29,978 --> 00:04:32,480
‫آدام معمولاً مستقیم با مشکلات روبرو می‌شه.

97
00:04:32,522 --> 00:04:35,024
‫پس من یه مشکلم؟

98
00:04:35,066 --> 00:04:37,527
‫کلمات بدی رو انتخاب کردم.

99
00:04:39,112 --> 00:04:41,022
‫اخیراً خیلی چیزها عوض شده.

100
00:04:41,072 --> 00:04:43,116
‫آدام وقتی فکرش خیلی مشغوله، یه کمی...

101
00:04:44,242 --> 00:04:45,243
‫نمی‌دونم،

102
00:04:47,412 --> 00:04:50,081
‫وقتی فکرش مشغوله یه‌کمی بدقلق‌تر می‌شه.

103
00:04:51,457 --> 00:04:54,711
‫پس می‌گی هنوز نباید ناامید بشم؟

104
00:04:54,752 --> 00:04:57,505
‫اگه من به‌خاطر بدخلقی‌های آدام بی‌خیالش می‌شدم،

105
00:04:57,547 --> 00:04:58,715
‫الان با هم دوست نبودیم.

106
00:04:59,507 --> 00:05:02,135
‫چقدر طول کشید تا دیگه با تو...

107
00:05:02,260 --> 00:05:03,795
‫بدقلق نباشه؟

108
00:05:03,845 --> 00:05:04,846
‫هنوز هم هست.

109
00:05:06,389 --> 00:05:08,474
‫آدام هیچ‌وقت این رو به زبون نمیاره،

110
00:05:08,516 --> 00:05:10,768
‫ولی می‌دونه که من زیر بار زور نمی‌رم،

111
00:05:11,644 --> 00:05:13,763
‫و فکر می‌کنم به این ویژگی احترام می‌ذاره.

112
00:05:13,813 --> 00:05:15,056
‫همچنان سعی‌ش رو می‌کنه.

113
00:05:15,106 --> 00:05:17,275
‫ولی فکر کنم خودش هم امیدوار باشه که هیچ‌وقت موفق نشه.

114
00:05:18,484 --> 00:05:22,947
‫پس از آدم‌هایی که ازش می‌ترسن خوشش نمیاد؟

115
00:05:22,989 --> 00:05:25,033
‫بهشون احترام نمی‌ذاره.

116
00:05:25,074 --> 00:05:26,451
‫خیلی فرقی نداره که.

117
00:05:26,492 --> 00:05:28,736
‫برای آدام خیلی فرق داره.

118
00:05:28,786 --> 00:05:30,947
‫آدام مادرش رو دوست داره.

119
00:05:30,997 --> 00:05:32,957
‫ولی بهش احترام نمی‌ذاره؟

120
00:05:32,999 --> 00:05:37,161
‫مادر هریت، از بچگی اینطوری صداش می‌کردم،

121
00:05:37,211 --> 00:05:40,548
‫دلسوزی برای آدام رو یه‌جورهایی
‫برای خودش تبدیل به سرگرمی کرده.

122
00:05:41,215 --> 00:05:42,300
‫و اون از این خوشش نمیاد؟

123
00:05:42,342 --> 00:05:43,676
‫ها، کلافه‌ش می‌کنه.

124
00:05:46,179 --> 00:05:47,430
‫کلافه‌ش می‌کنه.

125
00:05:47,472 --> 00:05:48,473
‫هوم.

126
00:05:50,683 --> 00:05:53,886
‫اگه آدام دوست نداره مردم ازش بترسن،

127
00:05:53,936 --> 00:05:56,773
‫چرا اینقدر تلاش می‌کنه تا مطمئن بشه ازش می‌ترسن؟

128
00:06:00,026 --> 00:06:01,903
‫من فرضیه‌های خودم رو دارم،

129
00:06:02,445 --> 00:06:04,314
‫ولی انگیزه‌های آدام چیزی نیستن که...

130
00:06:04,364 --> 00:06:05,782
‫بخوام درموردشون بحث کنم.

131
00:06:07,241 --> 00:06:10,194
‫من دارم سعی می‌کنم جایگاهم رو اینجا پیدا کنم

132
00:06:10,244 --> 00:06:14,165
‫و یه ذره کنار شوهر جدیدم آرامش داشته باشم.

133
00:06:16,501 --> 00:06:20,296
‫اگه بخوام امیدی به درک کردن آدام داشته باشم،
‫به کمک نیاز دارم.

134
00:06:21,255 --> 00:06:23,674
‫بیشتر آدما حتی تلاشی هم نمی‌کنن.

135
00:06:23,925 --> 00:06:25,927
‫ولی ارزشش رو داره که بشناسیش، پرسفونه.

136
00:06:27,345 --> 00:06:28,554
‫بهت قول می‌دم،

137
00:06:30,264 --> 00:06:31,432
‫ارزشش رو داره.

138
00:06:37,605 --> 00:06:39,357
‫واقعاً هیچ‌وقت بهت نگاه نمی‌کنه؟

139
00:06:44,070 --> 00:06:46,155
‫یه چیزی در مورد تو کلافه‌ش کرده.

140
00:06:47,865 --> 00:06:50,243
‫هیچی آدام رو کلافه نمی‌کنه.

141
00:07:08,386 --> 00:07:09,387
‫آروم باش.

142
00:07:13,724 --> 00:07:15,726
‫بچرخ، برو اون‌ور.

143
00:07:16,769 --> 00:07:17,770
‫یه بار دیگه.

144
00:07:23,192 --> 00:07:24,227
‫دقیقاً علیاحضرت.

145
00:07:24,277 --> 00:07:25,570
‫امروز صبح یه کم بی‌قراره،

146
00:07:25,611 --> 00:07:26,946
‫به‌خاطر اینه که خیلی سرده.

147
00:07:26,988 --> 00:07:29,365
‫اسبی ندارین که با سرما بی‌قرار نشه؟

148
00:07:29,407 --> 00:07:31,826
‫خب، «اطلس» توی سرما آرومه.

149
00:07:33,161 --> 00:07:34,996
‫کی اسم این اسب رو اطلس گذاشته؟

150
00:07:35,037 --> 00:07:36,038
‫عالیجناب گذاشتن.

151
00:07:36,873 --> 00:07:39,625
‫و عالیجناب فکر نمی‌کنن اسم مسخره‌ایه؟

152
00:07:39,667 --> 00:07:42,170
‫اینکه یه اسم اسطوره‌ای و یونانیه؟

153
00:07:42,795 --> 00:07:45,089
‫اسم اسب سواری خودشون رو هم گذاشتن زئوس.

154
00:07:45,131 --> 00:07:47,633
‫اونم یکی از همون خدایان کافرهاست دیگه.

155
00:07:48,342 --> 00:07:52,263
‫اینجور اسم‌ها برای اسب‌ها مسخره نیستن.

156
00:07:53,598 --> 00:07:56,392
‫پس بهتره توی جنگل بگردم دنبال یه جادوگر...

157
00:07:56,434 --> 00:07:58,302
‫تا من رو تبدیل به اسب کنه

158
00:07:58,352 --> 00:08:00,021
‫وگرنه محکومم به اینکه بقیه عمرم رو...

159
00:08:00,062 --> 00:08:02,899
‫دائماً مسخره باشم.

160
00:08:03,149 --> 00:08:05,435
‫تو اسب افتضاحی می‌شدی پرسفونه.

161
00:08:05,485 --> 00:08:07,403
‫توی این یه مورد باهات موافقم.

162
00:08:15,203 --> 00:08:16,954
‫چی باعث شده اینقدر زود بیای بیرون؟

163
00:08:17,705 --> 00:08:19,991
‫امیدوار بودم بتونم دوباره سوارکاری رو امتحان کنم.

164
00:08:20,041 --> 00:08:22,168
‫چند وقته سوار اسب نشدی؟

165
00:08:22,210 --> 00:08:24,086
‫ده سال.

166
00:08:25,755 --> 00:08:27,381
‫ده سال!

167
00:08:27,423 --> 00:08:29,509
‫و می‌خواستی سوار «آلیبای» بشی؟

168
00:08:29,550 --> 00:08:31,010
‫آه، نه، عالیجناب.

169
00:08:31,052 --> 00:08:32,053
‫دوشس فقط داشتن می‌پرسیدن

170
00:08:32,094 --> 00:08:34,222
‫که این کره‌اسب مریضه یا ناراحت.

171
00:08:34,263 --> 00:08:37,975
‫داشتم فکر می‌کردم اطلس برای عالیجناب مناسب باشه.

172
00:08:38,893 --> 00:08:40,061
‫انتخاب خوبیه.

173
00:08:42,813 --> 00:08:44,982
‫واقعاً می‌خوای دوباره سوارکاری رو امتحان کنی؟

174
00:08:45,149 --> 00:08:46,350
‫راستش رو بخوای،

175
00:08:46,400 --> 00:08:48,394
‫مطمئن نیستم بشه به تجربه‌ی قبلی‌ام...

176
00:08:48,444 --> 00:08:50,488
‫دقیقاً گفت سوارکاری.

177
00:08:51,072 --> 00:08:52,440
‫همسایه‌هامون، خانواده آپتون،

178
00:08:52,490 --> 00:08:55,660
‫وقتی بچه بودم گاهی اجازه می‌دادن
‫سوار یکی از پونی‌هاشون بشم.

179
00:08:55,701 --> 00:08:57,787
‫اگه درست یادم مونده باشه، خیلی پیر بود

180
00:08:57,828 --> 00:08:59,914
‫و کار خاصی جز جابه‌جا کردن وزنش نمی‌کرد.

181
00:09:01,332 --> 00:09:03,501
‫آروم، آروم.

182
00:09:03,751 --> 00:09:05,920
‫آروم و مطیعه علیاحضرت.

183
00:09:05,962 --> 00:09:07,455
‫بهتون صدمه نمی‌زنه.

184
00:09:07,505 --> 00:09:09,298
‫می‌تونم بهش یه هویج بدم؟

185
00:09:10,383 --> 00:09:12,677
‫پونی خانواده آپتون عاشق هویج بود.

186
00:09:12,718 --> 00:09:14,504
‫خب، شاید حیوون بیچاره به‌خاطر این
‫راه رفتن براش سخت بوده،

187
00:09:14,554 --> 00:09:15,721
‫که زیاد بهش غذا می‌دادید.

188
00:09:18,057 --> 00:09:19,091
‫همینطوری، آروم‌تر.

189
00:09:19,141 --> 00:09:20,142
‫همینطوری.

190
00:09:25,940 --> 00:09:27,441
‫اگه از روی اطلس افتاد زمین،

191
00:09:27,483 --> 00:09:29,652
‫به جان بگو بیاردش توی قلعه.

192
00:09:31,028 --> 00:09:32,488
‫حتی نمی‌خوای تلاش کردنش رو ببینی؟

193
00:09:32,530 --> 00:09:34,440
‫توی عمرم به اندازه کافی جا زدن آدم‌ها رو دیدم

194
00:09:34,490 --> 00:09:37,034
‫که نخوام دوباره شاهد همون اتفاق باشم.

195
00:09:37,076 --> 00:09:38,828
‫فکر کنم غافلگیرت کنه.

196
00:09:47,837 --> 00:09:50,206
‫هی.

197
00:09:50,256 --> 00:09:51,132
‫بیارمشون این‌ور؟

198
00:09:51,173 --> 00:09:52,216
‫آره.

199
00:10:37,345 --> 00:10:39,472
‫تا الان چند جلسه کلاس سوارکاری داشتی.

200
00:10:39,513 --> 00:10:41,891
‫روی زین احساس اعتماد‌به‌نفس بیشتری می‌کنی؟

201
00:10:41,932 --> 00:10:43,184
‫خیلی بیشتر.

202
00:10:43,726 --> 00:10:46,646
‫فردا می‌خوام از روی دیوار قلعه بپرم.

203
00:10:46,687 --> 00:10:48,105
‫البته اطلس هنوز نمی‌دونه.

204
00:10:48,147 --> 00:10:49,148
‫اوه.

205
00:10:50,983 --> 00:10:53,110
‫از شانس بدم این صحنه رو از دست می‌دم.

206
00:10:53,152 --> 00:10:54,570
‫از دستش می‌دی؟

207
00:10:54,612 --> 00:10:56,238
‫من صبح عازم «هاویک»ام.

208
00:10:56,989 --> 00:10:59,075
‫مطمئنی نمی‌تونستی همین امشب بری؟

209
00:11:01,869 --> 00:11:04,030
‫زیاد می‌ری اسکاتلند؟

210
00:11:04,080 --> 00:11:05,956
‫یه خاله و شوهرخاله توی هاویک دارم.

211
00:11:06,165 --> 00:11:07,625
‫همیشه ازم می‌خوان برم بهشون سر بزنم.

212
00:11:07,667 --> 00:11:09,502
‫منم همیشه ازت می‌خوام که بری.

213
00:11:09,543 --> 00:11:12,121
‫چطور درخواست‌های اونا اجابت می‌شن

214
00:11:12,171 --> 00:11:13,873
‫و مال من نادیده گرفته می‌شن؟

215
00:11:13,923 --> 00:11:16,717
‫چون می‌دونم که واقعاً دلت نمی‌خواد من برم.

216
00:11:24,684 --> 00:11:26,344
‫من تا حالا اسکاتلند نرفتم.

217
00:11:26,394 --> 00:11:28,387
‫الان که یه قدمیش زندگی می‌کنی.

218
00:11:28,437 --> 00:11:29,555
‫شاید یه وقتی تو و آدام...

219
00:11:29,605 --> 00:11:31,432
‫بتونین دور و بر «دیوار هادریان» ول بچرخید.

220
00:11:31,482 --> 00:11:33,851
‫من اهل ولگردی نیستم.

221
00:11:33,901 --> 00:11:35,645
‫من تا حالا شراپشایر نرفتم،

222
00:11:35,695 --> 00:11:37,196
‫گرچه شنیدم خیلی قشنگه.

223
00:11:38,989 --> 00:11:41,108
‫اعتراف می‌کنم که روی این مورد خیلی تعصب دارم،

224
00:11:41,158 --> 00:11:43,786
‫ولی فکر می‌کنم اونجا قشنگ‌ترین منطقه انگلیسه.

225
00:11:44,453 --> 00:11:46,322
‫همه خانواده‌م همین فکر رو می‌کنن.

226
00:11:46,372 --> 00:11:49,083
‫آتنا خیلی وقت‌ها با آب‌وتاب درموردش حرف می‌زنه.

227
00:11:49,125 --> 00:11:51,961
‫نامه‌های اواندر هم مرتباً
‫از دلتنگیش برای شراپشایر می‌گن.

228
00:11:54,004 --> 00:11:55,456
‫اخیراً از برادرهای کوچیک‌ترت...

229
00:11:55,506 --> 00:11:57,133
‫که توی نیروی دریایی‌ان خبری داشتی؟

230
00:11:58,384 --> 00:12:00,127
‫آخرین نامه‌ای که از اواندر داشتم

231
00:12:00,177 --> 00:12:03,005
‫نشون می‌داد که «ترایامفنت»،
‫همون کشتی‌ای که دارن توش خدمت می‌کنن،

232
00:12:03,055 --> 00:12:04,765
‫خیلی از اسپانیا فاصله‌ای نداره.

233
00:12:07,309 --> 00:12:08,469
‫در حال حاضر اون قسمت دنیا...

234
00:12:08,519 --> 00:12:10,229
‫خیلی شلوغ و پرماجراست.

235
00:12:12,732 --> 00:12:16,736
‫تقریباً مدام نگران پسرها هستم.

236
00:12:18,446 --> 00:12:21,532
‫و نگران خواهرهامم، و پدرم.

237
00:12:23,033 --> 00:12:25,202
‫راستش رو بخوای، نگران خیلی‌هام.

238
00:12:27,997 --> 00:12:30,875
‫خب، خیالت راحت باشه، پرسفونه،

239
00:12:31,333 --> 00:12:33,711
‫وقتی من نیستم نیازی نیست نگران من باشی.

240
00:12:33,753 --> 00:12:36,872
‫خاله و شوهرخاله‌ام بیش از حد نیاز
‫دورم می‌گردن و هوام رو دارن،

241
00:12:36,922 --> 00:12:40,885
‫و این باعث می‌شه انرژی بیشتری داشته باشی
‫تا با آدام ول بچرخید.

242
00:12:41,886 --> 00:12:43,345
‫من ولگردی نمی‌کنم.

243
00:13:46,075 --> 00:13:47,368
‫عصر بخیر آدام.

244
00:13:47,868 --> 00:13:50,579
‫زیاد مزاحم خلوتت نمی‌شم.

245
00:13:51,080 --> 00:13:53,582
‫این الان رسید و می‌خوام درموردش توضیح بدم.

246
00:13:54,375 --> 00:13:55,626
‫لطفاً بشین آدام.

247
00:13:57,711 --> 00:13:59,171
‫همین‌طوری راحتم.

248
00:13:59,213 --> 00:14:01,590
‫برای راحتی تو نمی‌گم، برای راحتی خودم می‌گم.

249
00:14:01,632 --> 00:14:03,375
‫اصلاً دلم نمی‌خواد وقتی این‌طوری بالا سرم وایستادی،

250
00:14:03,425 --> 00:14:06,136
‫گردنم رو کج کنم تا بهت نگاه کنم.

251
00:14:15,896 --> 00:14:17,398
‫حالا بسته‌ رو باز می‌کنی؟

252
00:14:17,481 --> 00:14:18,641
‫گفتی می‌خوای توضیح بدی.

253
00:14:18,691 --> 00:14:19,692
‫بعد از اینکه بازش کردی.

254
00:14:38,252 --> 00:14:40,754
‫تو نمی‌تونی بدون یه لباس سوارکاری مناسب سوارکاری کنی.

255
00:14:41,589 --> 00:14:43,340
‫من سفارشش دادم چون بهش نیاز داری

256
00:14:43,382 --> 00:14:45,759
‫و فکر نمی‌کردم بدونی از کجا باید تهیه‌ش کنی.

257
00:14:47,136 --> 00:14:48,879
‫تو این رو برای من سفارش دادی؟

258
00:14:48,929 --> 00:14:50,973
‫نمی‌دونم همون رنگیه که خودت انتخاب می‌کردی یا نه.

259
00:14:51,098 --> 00:14:53,267
‫اما، خب، آبی به نظرم انتخاب خوبی اومد.

260
00:14:55,477 --> 00:14:58,480
‫صرف‌نظر از رنگش،
‫وقتی بخوای سوارکاری کنی بهش نیاز داری.

261
00:14:58,522 --> 00:15:01,942
‫لابد ایمان زیادی به توانایی من
‫برای یادگیری سوارکاری داری.

262
00:15:02,818 --> 00:15:05,154
‫تا اینجا که شاگرد خیلی ضعیفی بودم.

263
00:15:07,406 --> 00:15:08,949
‫دیروز خیلی بهتر بودی.

264
00:15:08,991 --> 00:15:10,242
‫نگاهم کردی؟

265
00:15:11,911 --> 00:15:14,788
‫با رفتن هری، وقت آزاد زیادی دارم.

266
00:15:14,830 --> 00:15:16,498
‫بیشتر طول می‌کشه تا چکمه‌هات برسن.

267
00:15:16,540 --> 00:15:17,917
‫خب، برام چکمه هم سفارش دادی؟

268
00:15:17,958 --> 00:15:19,001
‫خب، دمپایی‌های روفرشیت...

269
00:15:19,043 --> 00:15:20,202
‫اصلاً برای سوارکاری مناسب نیستن.

270
00:15:20,252 --> 00:15:21,745
‫من که دمپایی نمی‌پوشیدم.

271
00:15:21,795 --> 00:15:23,297
‫با دمپایی فرقی نداشتن.

272
00:15:28,594 --> 00:15:30,596
‫نمی‌دونم چی بگم آدام.

273
00:15:31,597 --> 00:15:34,141
‫نیازی نیست چیزی بگی.

274
00:15:34,183 --> 00:15:35,434
‫فقط می‌خواستم توضیح بدم.

275
00:15:37,561 --> 00:15:39,063
‫ممنون آدام.

276
00:15:40,397 --> 00:15:43,517
‫این احتمالاً زیباترین چیزیه که تا حالا داشتم.

277
00:15:43,567 --> 00:15:45,194
‫گرم هم هست.

278
00:15:45,235 --> 00:15:47,404
‫رنگ خوبی انتخاب کردی. من آبی رو دوست دارم.

279
00:15:49,698 --> 00:15:53,285
‫اوه، من... داشت یادم می‌رفت.

280
00:15:54,119 --> 00:15:55,746
‫این هم برای تو اومده.

281
00:15:58,082 --> 00:15:59,875
‫تنهات می‌ذارم تا نامه‌ت رو بخونی.

282
00:16:16,892 --> 00:16:18,143
‫پرسفونه؟

283
00:16:21,814 --> 00:16:23,315
‫یه نبرد توی دریا رخ داده.

284
00:16:25,693 --> 00:16:27,194
‫نزدیک دماغه ترافالگار.

285
00:16:29,279 --> 00:16:31,740
‫«ترایامفنت» تلفات سنگینی داده.

286
00:16:34,910 --> 00:16:35,911
‫برادرهات؟

287
00:16:38,205 --> 00:16:39,790
‫سرنوشت لاینوس نامعلومه.

288
00:16:48,215 --> 00:16:49,842
‫اواندر مُرده.

289
00:17:24,877 --> 00:17:26,170
‫اون داره درد می‌کشه،

290
00:17:27,254 --> 00:17:30,632
‫و من هیچ کار کوفتی‌ای نمی‌تونم براش بکنم.

291
00:17:32,676 --> 00:17:34,678
‫اصلاً نمی‌دونم از کجا باید شروع کنم.

292
00:17:36,972 --> 00:17:40,976
‫مادرم وقتی حالش بد بود،
‫راحت فالستون رو ترک می‌کرد و می‌رفت.

293
00:17:44,146 --> 00:17:45,522
‫پرسفونه هنوز نرفته.

294
00:17:47,441 --> 00:17:48,817
‫خب، من باید چیکار کنم؟

295
00:17:51,445 --> 00:17:53,313
‫نمی‌خوام غصه بخوره.

296
00:17:53,363 --> 00:17:54,490
‫نیاز دارم که اون...

297
00:17:59,661 --> 00:18:01,705
‫دوک‌ها به کسی نیاز ندارن.

298
00:18:05,793 --> 00:18:08,504
‫مادرم همیشه ترجیح می‌داد از من دور باشه.

299
00:18:10,798 --> 00:18:12,424
‫پرسفونه هم همین‌طور خواهد بود.

300
00:19:03,100 --> 00:19:04,351
‫آدام؟

301
00:19:10,482 --> 00:19:12,818
‫آدام، فکر کنم صدای گرگ می‌شنوم.

302
00:19:41,597 --> 00:19:44,141
‫دارم سعی می‌کنم شجاع باشم آدام.

303
00:20:18,576 --> 00:20:28,576
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

304
00:21:03,011 --> 00:21:04,554
‫من خانوادم رو می‌خوام.

305
00:21:18,902 --> 00:21:21,029
‫پالتو نیاوردی.

306
00:21:25,909 --> 00:21:28,820
‫ذات‌الریه می‌گیری.

307
00:21:28,870 --> 00:21:31,957
‫اونوقت همه توی لندن بهم تهمت می‌زنن که مسمومت کردم.

308
00:21:35,752 --> 00:21:37,296
‫بری داخل گرم‌تره.

309
00:21:44,011 --> 00:21:46,421
‫ببین، حالا که هری هنوز برنگشته،

310
00:21:46,471 --> 00:21:47,798
‫قلعه کاملاً ساکته.

311
00:21:47,848 --> 00:21:51,351
‫می‌تونی یه جای دنج پیدا کنی و...

312
00:21:51,852 --> 00:21:55,772
‫و هر کاری که معمولاً
‫بعد از گریه کردنت می‌کنی رو انجام بدی.

313
00:21:58,608 --> 00:22:00,402
‫معمولاً می‌خوابم.

314
00:22:03,113 --> 00:22:05,407
‫و با سردرد بیدار می‌شم.

315
00:22:06,366 --> 00:22:08,035
‫خیلی بد به نظر می‌رسه.

316
00:22:11,038 --> 00:22:13,790
‫معمولاً دست خودم نیست.

317
00:22:17,794 --> 00:22:19,413
‫داره از تنت میفته.

318
00:22:19,463 --> 00:22:22,716
‫اگه دکمه‌هاش رو ببندی گرم‌تر می‌شی.

319
00:22:26,303 --> 00:22:29,473
‫تو واقعاً نمی‌خوای من سردم بشه.

320
00:22:32,976 --> 00:22:35,896
‫دوست ندارم غصه بخوری.

321
00:22:51,912 --> 00:22:54,998
‫آدام.

322
00:23:01,922 --> 00:23:04,633
‫آدام.

323
00:23:34,538 --> 00:23:37,707
‫کلاس سوارکاری امروز صبحت رو از دست دادی.

324
00:23:37,749 --> 00:23:39,126
‫متأسفانه خواب موندم.

325
00:23:39,918 --> 00:23:41,670
‫سرت چطوره؟

326
00:23:41,711 --> 00:23:42,963
‫سرم؟

327
00:23:43,338 --> 00:23:45,507
‫دیشب گفتی که بعد از گریه کردن...

328
00:23:45,549 --> 00:23:46,758
‫سرت درد می‌گیره.

329
00:23:49,052 --> 00:23:50,303
‫آره، یه کم درد می‌کنه.

330
00:23:51,805 --> 00:23:54,057
‫یه عطاری توی سیفتون هست.

331
00:23:54,099 --> 00:23:55,392
‫کارش خیلی خوبه.

332
00:23:56,143 --> 00:23:58,520
‫می‌تونم یکی از مهترها رو بفرستم
‫تا یه کم داروی پودری بگیره.

333
00:24:00,856 --> 00:24:03,775
‫الان به هیچ دارویی نیاز ندارم، ولی ممنونم.

334
00:24:08,655 --> 00:24:12,401
‫جان گفت که هر وقت امروز خواستی
‫کلاس سوارکاریت رو شروع کنی...

335
00:24:12,451 --> 00:24:14,995
‫می‌تونن اطلس رو برات زین کنن.

336
00:24:16,079 --> 00:24:18,582
‫فکر نمی‌کنم حوصله سوارکاری رو داشته باشم.

337
00:24:20,333 --> 00:24:22,878
‫مطمئنی اصلاً دارو نمی‌خوای؟

338
00:24:23,712 --> 00:24:26,173
‫می‌تونم قبل از اینکه هوا بد بشه بگم برات بیارن.

339
00:24:28,258 --> 00:24:30,293
‫الان بیشتر از همه‌چیز به استراحت نیاز دارم.

340
00:24:30,343 --> 00:24:32,838
‫ولی بازم ممنون بابت پیشنهادت.

341
00:24:32,888 --> 00:24:33,889
‫بله.

342
00:24:57,662 --> 00:24:59,623
‫یه پیام فوری برای عالیجناب.

343
00:25:09,341 --> 00:25:11,418
‫به اصطبل بگو سریع‌ترین کالسکه مسافرتیم رو آماده کنن.

344
00:25:11,468 --> 00:25:13,386
‫و یکی رو بفرستین سیفتون دنبال آقای جانز.

345
00:25:13,428 --> 00:25:14,212
‫چشم عالیجناب.

346
00:25:14,262 --> 00:25:15,096
‫داری می‌ری آدام؟

347
00:25:15,138 --> 00:25:16,139
‫همین الان.

348
00:25:16,181 --> 00:25:18,391
‫به خانم اسمیتسون بگو
‫اتاق همیشگی آقای ویندوور رو آماده کنه.

349
00:25:18,433 --> 00:25:19,759
‫اتفاقی برای هری افتاده؟

350
00:25:19,809 --> 00:25:20,886
‫توی یه مسافرخونه بین اینجا و هاویک...

351
00:25:20,936 --> 00:25:22,395
‫به شدت مریض شده.

352
00:25:22,437 --> 00:25:23,555
‫می‌خوای چیکار کنی؟

353
00:25:23,605 --> 00:25:25,357
‫معلومه، برم بیارمش.

354
00:25:25,398 --> 00:25:29,069
‫البته اگه اصطبل بالاخره کالسکه‌م رو بفرسته.

355
00:25:29,110 --> 00:25:30,654
‫به نظر میاد قراره برف بیاد.

356
00:25:30,695 --> 00:25:32,781
‫دقیقاً به همین خاطر می‌خوام فوراً راه بیفتم.

357
00:25:32,822 --> 00:25:33,815
‫ولی امنه؟

358
00:25:33,865 --> 00:25:36,193
‫اگه هوا بدتر بشه، ممکنه توی جاده گیر بیفتی.

359
00:25:36,243 --> 00:25:37,861
‫قبل از اون می‌رسم به مسافرخونه.

360
00:25:37,911 --> 00:25:39,446
‫من از کجا بفهمم جات امنه؟

361
00:25:39,496 --> 00:25:40,780
‫اگه امشب برنگشتم،

362
00:25:40,830 --> 00:25:42,749
‫می‌تونی فرض کنی توی همون مسافرخونه...

363
00:25:42,791 --> 00:25:44,701
‫که پر از کثافته و هری تصمیم گرفته توش مریض بشه،

364
00:25:44,751 --> 00:25:46,036
‫منتظر موندم تا هوا بهتر بشه.

365
00:25:46,086 --> 00:25:48,121
‫من اصلاً همچین فرضی نمی‌کنم.

366
00:25:48,171 --> 00:25:50,248
‫صرفاً برنگشتنت هیچ چیزی رو به من ثابت نمی‌کنه.

367
00:25:50,298 --> 00:25:51,800
‫ممکنه به همین سادگی، نیمه‌جون و یخ‌زده...

368
00:25:51,841 --> 00:25:53,176
‫کنار یه جاده افتاده باشی،

369
00:25:53,218 --> 00:25:55,637
‫یا طعمه‌ی گرگ‌ها شده باشی
‫یا خودت هم مریض بشی.

370
00:25:55,679 --> 00:25:57,097
‫من سال‌ها توی این جاده‌ها درشکه روندم.

371
00:25:57,138 --> 00:25:58,640
‫تا حالا حتی یک بار هم توی راه نموندم.

372
00:25:59,641 --> 00:26:02,594
‫باید بهم قول بدی که مراقب باشی.

373
00:26:02,644 --> 00:26:04,813
‫اگه قول ندی، نگران می‌شم.

374
00:26:08,358 --> 00:26:10,151
‫چرا باید نگران من بشی؟

375
00:26:11,987 --> 00:26:13,280
‫چرا نباید بشم؟

376
00:26:16,533 --> 00:26:18,410
‫هیچ‌کس نگران من نمی‌شه پرسفونه.

377
00:26:20,745 --> 00:26:22,289
‫خب الان یکی می‌شه.

378
00:26:25,208 --> 00:26:26,209
‫نشو.

379
00:26:27,043 --> 00:26:28,712
‫متأسفانه دست خودم نیست.

380
00:26:28,753 --> 00:26:29,754
‫مثل گریه کردنت؟

381
00:26:34,968 --> 00:26:37,762
‫احتمالاً نگرانی هم باعث می‌شه سردرد بگیری.

382
00:26:37,804 --> 00:26:38,838
‫پس نذار سردرد بگیرم...

383
00:26:38,888 --> 00:26:40,890
‫و بهم قول بده که احتیاط می‌کنی.

384
00:26:52,277 --> 00:26:55,989
‫احتیاط می‌کنم. قول می‌دم.

385
00:27:50,585 --> 00:27:52,629
‫صاحب این مسافرخونه کجاست؟

386
00:28:02,389 --> 00:28:03,390
‫من اسمیت هستم.

387
00:28:05,141 --> 00:28:06,851
‫در خدمتم رئیس، کاری از دستم برمیاد؟

388
00:28:06,893 --> 00:28:09,646
‫یه آقایی توی این مسافرخونه اقامت داره، آقای ویندوور.

389
00:28:09,688 --> 00:28:11,222
‫کجاست؟

390
00:28:11,272 --> 00:28:12,273
‫ها.

391
00:28:16,528 --> 00:28:19,280
‫دونستنش چقدر برات می‌ارزه؟

392
00:28:20,240 --> 00:28:22,325
‫این روش عذرخواهی کردنته؟

393
00:28:22,367 --> 00:28:24,244
‫من از هیچ‌کس عذرخواهی نمی‌کنم. کجاست؟

394
00:28:25,620 --> 00:28:28,123
‫صورت‌حساب یارو رو تسویه کن، تا بهت بگم.

395
00:28:30,250 --> 00:28:31,868
‫صورت‌حسابش طبق معمول...

396
00:28:31,918 --> 00:28:34,212
‫موقع رفتن تسویه می‌شه.

397
00:28:35,088 --> 00:28:37,082
‫پس متأسفانه باید یه چیزی بکشم روی صورت‌حسابش.

398
00:28:37,132 --> 00:28:38,717
‫به‌خاطر دردسرساز بودنش، می‌فهمی که.

399
00:28:39,634 --> 00:28:40,927
‫البته اگه مد نظرت باشه که...

400
00:28:40,969 --> 00:28:42,170
‫یه چند پوند بیشتر پیاده بشی،

401
00:28:42,220 --> 00:28:44,764
‫شاید در نهایت یه جنسی هم دستت رو بگیره.

402
00:28:45,056 --> 00:28:46,725
‫چند پوند بیشتر؟

403
00:28:46,891 --> 00:28:49,561
‫فکر می‌کنی الان چقدر طلب داری؟

404
00:28:49,602 --> 00:28:51,354
‫راستش نمی‌دونم.

405
00:28:51,438 --> 00:28:53,732
‫همش داره می‌ره بالاتر، نه؟

406
00:28:53,898 --> 00:28:56,818
‫فکر کنم از وقتی که داریم حرف می‌زنیم،
‫چند شیلینگ بهش اضافه شده.

407
00:29:01,281 --> 00:29:04,117
‫اون آقایی که اینجا اقامت داره کجاست؟

408
00:29:04,159 --> 00:29:07,078
‫وقتشه حسابت رو صاف کنی هوپر.

409
00:29:07,454 --> 00:29:09,122
‫من یه شیلینگ هم ندارم.

410
00:29:11,708 --> 00:29:12,959
‫یه نیم‌کرون.

411
00:29:13,001 --> 00:29:15,787
‫اون آقایی که اینجا اقامت داره کجاست؟

412
00:29:15,837 --> 00:29:18,039
‫اولین در سمت راست رئیس.

413
00:29:18,089 --> 00:29:20,425
‫لعنت بهت هوپر.

414
00:29:46,659 --> 00:29:50,413
‫اگه مُردی، انتظار نداشته باش برات مرثیه بخونم.

415
00:29:51,623 --> 00:29:54,459
‫حتی برای اینکه یه بار دیگه بهم بگی خفه شم؟

416
00:29:56,920 --> 00:29:59,631
‫دکتر چه دستوراتی داده؟

417
00:30:01,049 --> 00:30:03,051
‫دکتر ندیدم.

418
00:30:04,093 --> 00:30:05,253
‫مگه دنبال دکتر نفرستادین؟

419
00:30:05,303 --> 00:30:07,013
‫من بارها درخواست کردم عالیجناب.

420
00:30:07,055 --> 00:30:10,099
‫ولی هر بار جلوم رو گرفتن...

421
00:30:10,975 --> 00:30:13,394
‫چرا نذاشتی دکتر خبر کنن؟

422
00:30:13,770 --> 00:30:15,889
‫کاملاً مشخصه که این آقا مریضه.

423
00:30:15,939 --> 00:30:17,607
‫من اینجا خیریه باز نکردم رئیس.

424
00:30:18,608 --> 00:30:19,984
‫پولی نداشت که به دکتر بده.

425
00:30:20,026 --> 00:30:23,696
‫اون نوکرش هم، از خودش فقیرتره.

426
00:30:23,738 --> 00:30:25,490
‫پس ولش کردی تا مریض‌تر بشه،

427
00:30:26,282 --> 00:30:28,451
‫احتمالاً تا جایی که حتی جونش هم به خطر بیفته؟

428
00:30:28,493 --> 00:30:30,787
‫آدم‌های فقیر همیشه می‌میرن، مگه نه؟

429
00:30:32,497 --> 00:30:34,532
‫تا حالا چند نفر توی این مسافرخونه مردن...

430
00:30:34,582 --> 00:30:37,126
‫چون منتظر کمکی بودن که هیچ‌وقت قرار نبود برسه؟

431
00:30:37,836 --> 00:30:40,413
‫آدم مریض و در حال مرگ که مقاومت نمی‌کنه.

432
00:30:40,463 --> 00:30:42,048
‫این‌طوری تسویه کردن صورت‌حسابشون راحت‌تر می‌شه.

433
00:30:42,090 --> 00:30:44,425
‫حتماً با جیب‌بری.

434
00:30:45,051 --> 00:30:46,052
‫آدام.

435
00:30:49,389 --> 00:30:50,849
‫می‌تونیم برگردیم قلعه؟

436
00:30:51,724 --> 00:30:52,976
‫با این سر و وضعی که داری

437
00:30:53,017 --> 00:30:54,477
‫بهتره مستقیم بریم قبرستون.

438
00:30:55,478 --> 00:30:57,438
‫احتمالاً فکر خوبیه.

439
00:30:57,480 --> 00:30:59,232
‫بیا آقای ویندوور رو ببریم توی کالسکه.

440
00:30:59,274 --> 00:31:00,275
‫حتماً.

441
00:31:05,280 --> 00:31:07,899
‫فکر می‌کنی آقای ویندوور چقدر بهت بدهکاره؟

442
00:31:07,949 --> 00:31:10,735
‫با در نظر گرفتن همه‌چیز،
‫با پنج پوند سر و تهش رو هم میارم.

443
00:31:10,785 --> 00:31:12,445
‫پنج پوند؟

444
00:31:12,495 --> 00:31:14,572
‫هیچ‌کدوم از خدماتی که ارائه دادی یا می‌تونی بدی...

445
00:31:14,622 --> 00:31:15,615
‫حتی یک دهم این هم نمی‌ارزه.

446
00:31:15,665 --> 00:31:17,750
‫فکر کنم بتونی از پسش بربیای.

447
00:31:17,792 --> 00:31:19,577
‫از آدم‌هایی که توان پرداختش رو ندارن هم...

448
00:31:19,627 --> 00:31:21,162
‫همین مبالغ گزاف رو طلب می‌کنی؟

449
00:31:21,212 --> 00:31:25,008
‫همیشه یه نفر با جیب خالی‌تر از اینجا می‌ره رئیس.

450
00:31:25,049 --> 00:31:27,176
‫من فقط حواسم هست که اون یه نفر هیچ‌وقت من نباشم.

451
00:31:29,012 --> 00:31:30,638
‫اینم پنج پوندت.

452
00:31:32,640 --> 00:31:35,727
‫به امید اینکه در آینده بازم با هم معامله کنیم.

453
00:31:37,562 --> 00:31:38,771
‫حتماً.

454
00:31:55,371 --> 00:31:56,956
‫اواندر رو ازم گرفتی.

455
00:31:59,125 --> 00:32:01,419
‫لطفاً شوهرم رو دیگه ازم نگیر.

456
00:32:19,854 --> 00:32:21,230
‫ببرینش توی اتاقش.

457
00:32:24,275 --> 00:32:25,443
‫آقای جانز اینجاست؟

458
00:32:25,485 --> 00:32:26,486
‫بله، عالیجناب.

459
00:32:38,665 --> 00:32:40,041
‫بهت که گفتم مراقبم.

460
00:32:40,625 --> 00:32:42,460
‫فکر کنم باید حرفت رو باور می‌کردم.

461
00:32:45,171 --> 00:32:48,091
‫آره، باید باور می‌کردی.

462
00:32:49,217 --> 00:32:50,593
‫به نظر می‌رسه سردته.

463
00:32:51,302 --> 00:32:52,845
‫دارم یخ می‌زنم.

464
00:32:53,596 --> 00:32:56,215
‫باید لباس‌هات رو عوض کنی و یه چیز گرم و خشک بپوشی.

465
00:32:56,265 --> 00:32:57,850
‫آقای جانز به هری رسیدگی می‌کنه.

466
00:33:00,687 --> 00:33:02,647
‫پس تو قراره صدای عقل و منطق من باشی؟

467
00:33:06,275 --> 00:33:07,777
‫دستت سرده.

468
00:33:09,904 --> 00:33:13,491
‫من... عذر می‌خوام.

469
00:33:15,159 --> 00:33:17,195
‫اگه من رو ببخشی، بهم گفتن...

470
00:33:17,245 --> 00:33:19,580
‫که باید این لباس‌های خیس و سردم رو عوض کنم.

471
00:33:21,624 --> 00:33:23,543
‫خوشحالم که برگشتی آدام.

472
00:33:44,939 --> 00:33:48,818
‫آقای جانز فکر می‌کنه که آقای ویندوور خوب می‌شه؟

473
00:33:49,235 --> 00:33:52,905
‫حالا که آقای ویندوور اینجاست، بله.

474
00:33:53,990 --> 00:33:56,484
‫توی اون مسافرخونه داشت حالش بدتر می‌شد.

475
00:33:56,534 --> 00:33:59,404
‫من... وقتی به این فکر می‌کنم
‫که اگه عالیجناب نجاتش نمی‌دادن...

476
00:33:59,454 --> 00:34:01,039
‫چه بلایی سرش می‌اومد مورمورم می‌شه.

477
00:34:01,414 --> 00:34:04,500
‫با این که عالیجناب ایشون رو نجات دادن،

478
00:34:05,251 --> 00:34:07,754
‫نامه‌ی شما باعث شد بفهمیم که این کار لازمه.

479
00:34:08,629 --> 00:34:10,999
‫همه‌ی ما بابت این موضوع به شما مدیونیم.

480
00:34:11,049 --> 00:34:15,011
‫آقای ویندوور مرد خوبیه.

481
00:34:16,262 --> 00:34:18,723
‫بله، همین‌طوره.

482
00:34:24,062 --> 00:34:25,063
‫آدام.

483
00:34:27,231 --> 00:34:29,942
‫آقای جانز معتقده که هری خوب می‌شه.

484
00:34:32,153 --> 00:34:34,280
‫فکر کنم هری لجبازتر از اونی باشه که خوب نشه.

485
00:34:38,701 --> 00:34:40,286
‫به چی نیاز داره؟

486
00:34:40,328 --> 00:34:43,081
‫عطاری داره پودر و جوشانده براش آماده می‌کنه.

487
00:34:44,248 --> 00:34:47,994
‫غیر از اون، می‌گه آقای ویندوور به استراحت نیاز داره.

488
00:34:48,044 --> 00:34:51,214
‫پس ما شما رو تنها می‌ذاریم تا بهش رسیدگی کنید.

489
00:34:54,634 --> 00:34:58,846
‫من هنوز وقت نکردم به هری سر بزنم.

490
00:35:02,225 --> 00:35:03,726
‫آوردن هری به اینجا...

491
00:35:05,061 --> 00:35:06,896
‫بهترین کاری بود که می‌تونستی بکنی.

492
00:35:09,273 --> 00:35:12,652
‫بعد از اون بهترین کار اینه که بهش اجازه بدی بخوابه.

493
00:35:17,740 --> 00:35:22,495
‫فکر کنم وقتی همچین نصیحت خردمندانه‌ای
‫بهم می‌شه باید گوش کنم.

494
00:35:27,166 --> 00:35:28,167
‫موافقم.

495
00:35:38,094 --> 00:35:40,221
‫تمام روز بیرون توی سرما بودی آدام.

496
00:35:42,098 --> 00:35:44,433
‫تو هم باید یه کمی استراحت کنی،

497
00:35:44,475 --> 00:35:47,145
‫وگرنه ممکنه خودت هم مثل هری مریض بشی.

498
00:36:03,202 --> 00:36:06,164
‫می‌گم از آشپزخونه برات یه سینی غذا بفرستن بالا.

499
00:36:30,897 --> 00:36:31,898
‫آدام؟

500
00:36:43,242 --> 00:36:46,078
‫اوه، آدام، تو با یه ترسو ازدواج کردی.

501
00:37:25,243 --> 00:37:27,662
‫حداقل خروپف نمی‌کنه.

502
00:37:39,590 --> 00:37:40,967
‫پرسفونه!

503
00:37:44,512 --> 00:37:45,721
‫پرسفونه!

504
00:37:45,763 --> 00:37:47,765
‫پرسفونه!

505
00:38:00,695 --> 00:38:02,738
‫- پرسفونه...
‫- آدام.

506
00:38:12,206 --> 00:38:13,416
‫چی شده؟

507
00:38:19,672 --> 00:38:20,715
‫مسخره‌ست.

508
00:38:26,929 --> 00:38:29,423
‫دارم مثل یه احمق رفتار می‌کنم،

509
00:38:29,473 --> 00:38:31,142
‫سر یه خواب دست‌پاچه شدم.

510
00:38:32,393 --> 00:38:34,020
‫- آدام؟
‫- چیه؟

511
00:38:39,233 --> 00:38:41,402
‫به نظر میاد هری امروز صبح یه کم بهتر شده.

512
00:38:46,157 --> 00:38:47,783
‫خوشحالم که داره بهتر می‌شه.

513
00:38:49,660 --> 00:38:50,828
‫منم همین‌طور.

514
00:38:53,831 --> 00:38:55,750
‫امروز صبح برنامه‌ای برای سوارکاری داری؟

515
00:38:56,959 --> 00:38:57,952
‫آره.

516
00:38:58,002 --> 00:38:59,170
‫ترجیح می‌دم نری.

517
00:38:59,211 --> 00:38:59,745
‫ولی من...

518
00:38:59,795 --> 00:39:02,089
‫ترجیح می‌دم نری.

519
00:39:05,426 --> 00:39:08,054
‫اگه واقعاً نمی‌خوای، نمی‌رم.

520
00:39:08,095 --> 00:39:11,265
‫خوبه، فکر کنم اگه نری بهتره.

521
00:39:12,975 --> 00:39:15,978
‫چه مرگمه آخه؟

522
00:39:39,210 --> 00:39:40,544
‫اوه!

523
00:39:43,255 --> 00:39:45,257
‫زیاد این رو می‌شنوم.

524
00:39:46,133 --> 00:39:49,220
‫اوه... ما نگرانت بودیم.

525
00:39:52,056 --> 00:39:55,643
‫همه‌ش یه نقشه بود که بهم توجه بشه.

526
00:39:59,980 --> 00:40:01,640
‫چرا وقتی داشتی توی آینه رو نگاه می‌کردی...

527
00:40:01,690 --> 00:40:03,192
‫اون‌قدر پکر بودی؟

528
00:40:04,235 --> 00:40:05,319
‫اوه، هیچی.

529
00:40:07,738 --> 00:40:09,657
‫اون «هیچی» نبود.

530
00:40:14,995 --> 00:40:16,122
‫به نظرت...

531
00:40:18,249 --> 00:40:19,625
‫من مسخره‌ام؟

532
00:40:20,918 --> 00:40:23,170
‫ای بابا.

533
00:40:24,547 --> 00:40:27,258
‫بازم آدام حرف زده، نه؟

534
00:40:28,968 --> 00:40:31,804
‫یه نگاهی بهم انداخت، خیلی دقیق وراندازم کرد.

535
00:40:32,763 --> 00:40:34,640
‫بعدش گفت «مسخره‌ست.»

536
00:40:35,641 --> 00:40:38,936
‫اون یه بار کاخ سنت جیمز رو هم مسخره توصیف کرد.

537
00:40:40,062 --> 00:40:41,647
‫این کلمه‌ی مورد علاقشه.

538
00:40:44,442 --> 00:40:47,645
‫اون خیلی گیج‌کننده‌ست.

539
00:40:47,695 --> 00:40:51,115
‫همه‌ی اینا بخشی از جذابیتشه، پرسفونه.

540
00:40:57,830 --> 00:41:00,833
‫چطوری این جاهای زخم بزرگ روی صورتش افتادن؟

541
00:41:08,132 --> 00:41:09,925
‫آدام با یه زائده گوشتی به دنیا اومد...

542
00:41:10,926 --> 00:41:12,720
‫درست همون جایی که باید گوش راستش می‌بود.

543
00:41:14,430 --> 00:41:16,173
‫تو چند سال اول زندگیش یه سری جراح...

544
00:41:16,223 --> 00:41:18,309
‫اومدن به قلعه...

545
00:41:19,018 --> 00:41:20,352
‫تا سعی کنن پیداش کنن.

546
00:41:21,729 --> 00:41:22,855
‫پس اون زخم‌ها...

547
00:41:23,856 --> 00:41:26,016
‫به‌خاطر یه حادثه نبودن؟

548
00:41:26,066 --> 00:41:28,319
‫اونا داشتن سعی می‌کردن «درستش» کنن.

549
00:41:30,404 --> 00:41:34,450
‫ولی در نهایت، هنوز هم گوش نداره،

550
00:41:34,909 --> 00:41:38,037
‫شنواییش توی اون سمت هنوز هم یه کم ضعیفه،

551
00:41:38,871 --> 00:41:40,539
‫و اینطوری زخمش باقی موند...

552
00:41:42,041 --> 00:41:44,460
‫اونم نه فقط به شکل ظاهری.

553
00:41:46,086 --> 00:41:47,213
‫تو باید استراحت کنی.

554
00:41:47,254 --> 00:41:47,838
‫من حالم خوبه.

555
00:41:47,880 --> 00:41:50,424
‫من هم بیشتر از این وقتت رو نمی‌گیرم.

556
00:41:51,592 --> 00:41:53,511
‫اگه به هر چیزی نیاز داشت،

557
00:41:53,552 --> 00:41:54,879
‫واسه گفتنش اصلاً درنگ نکن.

558
00:41:54,929 --> 00:41:56,505
‫ممنونم، علیاحضرت.

559
00:41:56,555 --> 00:42:01,602
‫«ترجمه از رضا فتحی»