1
00:00:06,047 --> 00:00:07,916
‫آنچه گذشت...

2
00:00:07,966 --> 00:00:10,009
‫باید از کار فاصله بگیری
‫و یه‌مدت مرخصی بری.

3
00:00:10,385 --> 00:00:11,177
‫فقط یه‌کم.

4
00:00:11,261 --> 00:00:12,387
‫اون ۳ میلیون ما...

5
00:00:12,429 --> 00:00:14,381
‫فردا از کلانتری خارج می‌شه.

6
00:00:14,431 --> 00:00:15,640
‫من و راکی برنامه داریم که...

7
00:00:15,682 --> 00:00:18,226
‫از اون کثافت‌های مبارزه با موادمخدر پسش بگیریم.

8
00:00:18,268 --> 00:00:20,562
‫یه شرکتی هست به اسم امرالد ایدن.

9
00:00:20,603 --> 00:00:21,638
‫اونا دارن بهترین...

10
00:00:21,688 --> 00:00:24,149
‫زمین‌های کشت ماری‌جوآنا توی اجواتر رو
‫از چنگ مردم درمیارن،

11
00:00:24,190 --> 00:00:26,025
‫و در این راه، از روش‌های کثیفی استفاده می‌کنن.

12
00:00:26,067 --> 00:00:27,018
‫یا من یا پرونده.

13
00:00:27,068 --> 00:00:28,319
‫نمی‌تونی جفتش رو داشته باشی.

14
00:00:28,361 --> 00:00:29,521
‫برمی‌گردم، میک.

15
00:00:29,571 --> 00:00:31,114
‫مردم فکر می‌کنن من برندون رو کشتم.

16
00:00:31,156 --> 00:00:32,649
‫آدم کنترلی روی فکر و ذهن مردم نداره.

17
00:00:32,699 --> 00:00:34,451
‫- مشکلت با الک...
‫- ازت خواهش می‌کنم لطفاً...

18
00:00:34,492 --> 00:00:36,870
‫- دقیقاً چیه؟
‫- من... دیوونه‌تم، میک.

19
00:00:36,911 --> 00:00:38,905
‫- فکر کنم عاشقت شدم.
‫- وسلی فاکس،

20
00:00:38,955 --> 00:00:40,582
‫حق دارید سکوت اختیار کنید.

21
00:00:40,665 --> 00:00:41,991
‫قائم‌مقام، ایوا سانتوس.

22
00:00:42,041 --> 00:00:43,535
‫وزارت دادگستری ازم خواسته که...

23
00:00:43,585 --> 00:00:46,913
‫یه بررسی جامع انجام بدم،
‫تا مشخص بشه شما فساد دارید یا نه.

24
00:00:46,963 --> 00:00:48,540
‫پیشنهاد می‌کنم یه وکیل خوب بگیرین.

25
00:00:48,590 --> 00:00:49,874
‫بهش نیاز پیدا می‌کنین.

26
00:00:49,924 --> 00:00:52,260
‫«ترجمه از محمد سید»

27
00:00:52,302 --> 00:00:54,596
‫می‌دونی، منتظرت بودیم ولی نیومدی.

28
00:00:54,929 --> 00:00:58,057
‫آره رفیق، بدون تو اصلاً اون حال رو نمی‌داد.

29
00:00:58,099 --> 00:00:59,434
‫آره، همه سراغت رو می‌گرفتن.

30
00:00:59,559 --> 00:01:00,727
‫می‌گفتن: «چرا نیومده؟»

31
00:01:00,810 --> 00:01:02,228
‫منم می‌گفتم: «نمی‌دونم.»

32
00:01:02,520 --> 00:01:04,230
‫آخه تو هیچ‌وقت جلسات رو از دست نمی‌دادی.

33
00:01:04,439 --> 00:01:06,149
‫آهای؟

34
00:01:06,191 --> 00:01:07,609
‫اسکای؟

35
00:01:08,109 --> 00:01:09,944
‫اصلاً گوش می‌دی چی می‌گم؟

36
00:01:11,571 --> 00:01:13,072
‫ببخشید. چی گفتی؟

37
00:01:13,907 --> 00:01:15,950
‫گفتم تو هیچ‌وقت جلسات رو از دست نمی‌دادی.

38
00:01:17,410 --> 00:01:18,953
‫دیشب کجا بودی؟

39
00:01:25,418 --> 00:01:26,669
‫به هیزل زنگ زدی؟

40
00:01:26,711 --> 00:01:30,256
‫اون راهنماته. فکر کردم کار درستی کردم.
‫(کسی که به یک معتاد در ترک اعتیاد کمک می‌کند.)

41
00:01:30,298 --> 00:01:31,424
‫بشین.

42
00:01:32,675 --> 00:01:34,093
‫از دست ریک عصبانی نشو.

43
00:01:34,802 --> 00:01:35,970
‫اون نگرانته.

44
00:01:36,137 --> 00:01:37,472
‫منم همین‌طور.

45
00:01:38,097 --> 00:01:40,141
‫برم برای همه‌مون قهوه بگیرم؟

46
00:01:47,315 --> 00:01:48,766
‫قضیه چیه؟

47
00:01:48,816 --> 00:01:50,151
‫چیه؟ حق ندارم یه جلسه رو نیام؟

48
00:01:50,276 --> 00:01:52,070
‫جلسات مهم رو نه، حق نداری.

49
00:01:52,779 --> 00:01:55,490
‫۹ ماه زمان کمی نیست.

50
00:01:57,158 --> 00:01:58,860
‫می‌تونم همین الان ببرمت توی یکی از جلسات.

51
00:01:58,910 --> 00:01:59,869
‫کار دارم.

52
00:01:59,911 --> 00:02:02,580
‫- بالادستی‌هات درک می‌کنن.
‫- آره، معلومه که درک می‌کنن، چون...

53
00:02:02,622 --> 00:02:04,123
‫همه می‌دونن من کی‌ام.

54
00:02:04,415 --> 00:02:05,658
‫می‌دونن مادرم کیه.

55
00:02:05,708 --> 00:02:08,002
‫می‌دونن که هفتۀ پیش بابابزرگم رو دستگیر کرده.

56
00:02:08,503 --> 00:02:11,965
‫می‌دونی، حتی توی جلسات انجمن معتادان ناشناس هم
‫من واقعاً ناشناس نیستم.

57
00:02:12,382 --> 00:02:13,675
‫امروز قراره یه جلسۀ خصوصی...

58
00:02:13,716 --> 00:02:15,501
‫توی کلیسای سنت جوزف برگزار بشه.

59
00:02:15,551 --> 00:02:17,220
‫آخرش هم سکۀ ۹ ماه پاک بودن رو می‌گیری.

60
00:02:17,262 --> 00:02:18,846
‫- من اون سکه رو نمی‌خوام.
‫- اسکای،

61
00:02:19,555 --> 00:02:21,015
‫چی شده؟

62
00:02:21,057 --> 00:02:24,519
‫- تو برای اون سکه زحمت کشیدی.
‫- نمی‌خوامش، خب؟

63
00:02:27,647 --> 00:02:29,315
‫می‌دونی، قبلنا...

64
00:02:29,691 --> 00:02:33,194
‫وقتی زندگی بهم فشار میاورد،
‫به مواد رو می‌کردم.

65
00:02:33,611 --> 00:02:35,655
‫توی امتحان رد می‌شدم؟ مصرف می‌کردم.

66
00:02:36,489 --> 00:02:38,157
‫با مامانم دعوام می‌شد؟ مصرف می‌کردم.

67
00:02:38,950 --> 00:02:41,369
‫الان پدربزرگم داره می‌ره زندان.

68
00:02:42,537 --> 00:02:47,208
‫و دیدم مامانم جوری دستگیرش کرد
‫که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.

69
00:02:47,250 --> 00:02:49,460
‫برای همین، نمی‌دونم والا،
‫به گمونم اتفاق بعدی...

70
00:02:49,502 --> 00:02:52,038
‫یه‌جورایی اجتناب‌ناپذیره.

71
00:02:52,088 --> 00:02:54,632
‫اسکای، نه. این‌طور نیست.

72
00:02:55,174 --> 00:02:56,551
‫اسکای.

73
00:02:58,970 --> 00:03:00,888
‫من می‌رم.

74
00:03:03,099 --> 00:03:04,851
‫نمی‌دونم دیگه چطوری باید اینو بگم.

75
00:03:04,934 --> 00:03:07,428
‫من هیچ دخالتی...

76
00:03:07,478 --> 00:03:10,273
‫در فعالیت‌های مجرمانۀ پدرم نداشتم.

77
00:03:11,024 --> 00:03:13,818
‫پس یه‌بار دیگه برام توضیح بده.

78
00:03:14,819 --> 00:03:15,820
‫ببین،

79
00:03:15,945 --> 00:03:18,064
‫- مأمور سانتوس...
‫- قائم‌مقام.

80
00:03:18,114 --> 00:03:20,658
‫قائم‌مقام.

81
00:03:20,783 --> 00:03:23,453
‫من این بازجویی‌ها رو بارها انجام دادم.

82
00:03:23,536 --> 00:03:25,029
‫می‌دونم داری دنبال تناقض می‌گردی.

83
00:03:25,079 --> 00:03:27,498
‫هیچی پیدا نمی‌کنی چون من چیزی برای پنهون کردن ندارم.

84
00:03:27,540 --> 00:03:28,783
‫دارم حقیقت رو بهت می‌گم.

85
00:03:28,833 --> 00:03:30,626
‫محض شفاف‌سازی می‌پرسم: حقیقت اینه که...

86
00:03:30,752 --> 00:03:32,503
‫تو پدرت رو دعوت کردی به خونه‌ت،

87
00:03:32,628 --> 00:03:33,963
‫و اونجا نه‌تنها...

88
00:03:34,005 --> 00:03:36,082
‫یه باند قاچاق غیرقانونی ماری‌جوآنا راه انداخت،

89
00:03:36,132 --> 00:03:38,718
‫بلکه ۳ میلیون دلار از پولِ
‫ادارۀ مبارزه با موادمخدر رو هم دزدید.

90
00:03:38,801 --> 00:03:40,803
‫۳ میلیون دلاری که به‌طرز خیلی مشکوکی...

91
00:03:40,887 --> 00:03:42,505
‫تازه از ادارۀ تو خارج شده بود.

92
00:03:42,555 --> 00:03:46,684
‫بعدش هم دستگیرش کردم،
‫به‌محض اینکه خبردار شدم!

93
00:03:46,809 --> 00:03:48,144
‫از جونم چی می‌خوای؟

94
00:03:48,186 --> 00:03:49,270
‫خیلی ساده‌ست، کلانتر.

95
00:03:49,312 --> 00:03:50,813
‫می‌خوام بدونم پات گیره یا نه.

96
00:03:50,897 --> 00:03:52,190
‫پام گیره؟

97
00:03:52,899 --> 00:03:55,193
‫ببین، من از پدرم خواستم بیاد پیشمون...

98
00:03:55,318 --> 00:03:57,862
‫تا به‌خاطر یه مشکل خانوادگی باهامون زندگی کنه.

99
00:03:57,904 --> 00:03:59,322
‫دخترت.

100
00:03:59,405 --> 00:04:01,407
‫اسکای. درسته؟

101
00:04:01,532 --> 00:04:05,495
‫اسکای تو ترک بود.

102
00:04:06,204 --> 00:04:08,164
‫به موادمخدر اعتیاد داشت...

103
00:04:08,206 --> 00:04:09,916
‫و همون‌موقع‌ها، لغزش هم داشت.

104
00:04:09,999 --> 00:04:11,667
‫فکر کردم براش یه شروع تازه می‌شه.

105
00:04:11,793 --> 00:04:14,086
‫فکر کردم برای همه‌مون یه شروع تازه می‌شه.

106
00:04:14,420 --> 00:04:16,372
‫پس دخترت یه معتاد در حالِ ترک بوده،

107
00:04:16,422 --> 00:04:19,258
‫اون‌وقت یه فروشندۀ مواد رو دعوت کردی تو خونه‌ت؟

108
00:04:20,426 --> 00:04:22,837
‫با کمال احترام،
‫این پرسش‌وپاسخ در مورد اون ۳ میلیون دلاره.

109
00:04:22,887 --> 00:04:25,097
‫این مدل سؤال پرسیدن کاملاً بی‌ربطه.

110
00:04:25,139 --> 00:04:26,974
‫خیلی هم ربط داره.

111
00:04:27,058 --> 00:04:29,644
‫و بذار بهت یادآوری کنم که
‫می‌تونستی یه وکیل با خودت بیاری،

112
00:04:29,727 --> 00:04:30,770
‫ولی خودت نخواستی.

113
00:04:30,811 --> 00:04:32,355
‫چون چیزی برای پنهون کردن ندارم.

114
00:04:32,396 --> 00:04:34,482
‫من از پدرم خواستم باهامون زندگی کنه...

115
00:04:34,565 --> 00:04:37,185
‫چون بهم گفت می‌خواد قانونی کار کنه،
‫منم حرفش رو باور کردم.

116
00:04:37,235 --> 00:04:39,228
‫شاید به این دلیل که
‫دوست داشتی حرفش رو باور کنی،

117
00:04:39,278 --> 00:04:41,189
‫که با کمال احترام...

118
00:04:41,239 --> 00:04:43,324
‫نشون می‌ده آدم‌شناس خیلی خوبی نیستی.

119
00:04:43,407 --> 00:04:45,618
‫پس یه‌بار دیگه ازت می‌پرسم.

120
00:04:45,701 --> 00:04:47,161
‫پات گیره یا نه؟

121
00:04:47,245 --> 00:04:49,956
‫به هیچ وجه.

122
00:04:52,375 --> 00:04:53,584
‫این پایان مصاحبۀ من...

123
00:04:53,709 --> 00:04:56,329
‫با کلانتر میکلا فرانسیس فاکس بود.

124
00:04:56,379 --> 00:04:59,257
‫ساعت ۹:۵۳ صبح، قائم‌مقام، ایوا سانتوس.

125
00:05:01,425 --> 00:05:02,668
‫چند روزی اینجا می‌مونم

126
00:05:02,718 --> 00:05:04,879
‫تا مصاحبه‌ها و بررسی‌های بیشتری انجام بدم.

127
00:05:04,929 --> 00:05:06,889
‫خیلی‌خب، رسم مهمون‌نوازی رو بجا میارم.

128
00:05:10,893 --> 00:05:12,520
‫مجبور نیستی امروز کار کنی.

129
00:05:12,562 --> 00:05:15,439
‫- مامانم درک می‌کنه.
‫- حالم خوبه، ریک.

130
00:05:18,234 --> 00:05:20,278
‫مادرت توی تقویمش جلسه‌ای داشت؟

131
00:05:20,403 --> 00:05:21,612
‫تا جایی که من می‌دونم نه.

132
00:05:21,737 --> 00:05:23,739
‫ریک، عزیزم.

133
00:05:24,073 --> 00:05:26,784
‫و اسکای.
‫روبه‌راهی، عزیزم؟

134
00:05:26,909 --> 00:05:28,244
‫اوضاع روحی‌ت چطوره؟

135
00:05:28,327 --> 00:05:30,329
‫می‌دونم تو و بابابزرگت چقدر به هم نزدیکید.

136
00:05:30,413 --> 00:05:32,123
‫خوبم، ممنون. حقیقتاً...

137
00:05:32,164 --> 00:05:33,908
‫کار کردن باعث می‌شه یه‌کم بهش فکر نکنم.

138
00:05:33,958 --> 00:05:36,544
‫درک می‌کنم. منم قطعاً به کمکت نیاز دارم.

139
00:05:36,585 --> 00:05:38,796
‫امروز یه کنفرانس خبری دارم.

140
00:05:39,964 --> 00:05:42,967
‫شرکت فریلی هورایزنز
‫داره یه پروژۀ جدید و هیجان‌انگیز رو راه‌اندازی می‌کنه.

141
00:05:43,009 --> 00:05:44,210
‫بی‌صبرانه منتظر بودم بهت بگم

142
00:05:44,260 --> 00:05:46,637
‫ولی می‌دونی که وکیل‌ها
‫و قراردادهای عدم افشاشون چه‌جوریه.

143
00:05:46,679 --> 00:05:49,348
‫بالأخره می‌تونم در جریان قرارت بدم،
‫البته اگه مایل باشی.

144
00:05:49,849 --> 00:05:52,351
‫- صد درصد.
‫- می‌دونستم می‌تونم روت حساب کنم.

145
00:06:00,234 --> 00:06:01,769
‫اسکای، بذار ریک جواب بده.

146
00:06:01,819 --> 00:06:03,154
‫می‌شه جواب بدی عزیزم؟

147
00:06:03,195 --> 00:06:05,781
‫هر کی که هست
‫بهش بگو من توی یه جلسۀ مهم‌ام.

148
00:06:05,865 --> 00:06:07,199
‫هوم؟

149
00:06:07,241 --> 00:06:08,659
‫[فریلی هورایزنز]

150
00:06:17,710 --> 00:06:19,211
‫سلام.

151
00:06:19,336 --> 00:06:20,796
‫مصاحبه‌ت با سانتوس چطور پیش رفت؟

152
00:06:20,880 --> 00:06:23,299
‫مصاحبه نبود، ترور شخصیت بود.

153
00:06:23,466 --> 00:06:26,052
‫خیلی متأسفم، میکی. اصلاً خبر نداشتم.

154
00:06:26,510 --> 00:06:28,262
‫ببین، اصلاً لازم نیست نگران چیزی باشی...

155
00:06:28,345 --> 00:06:30,097
‫نیا نزدیک. نیا. نیا.

156
00:06:30,973 --> 00:06:33,392
‫اون از قضیۀ ما خبر داره؟

157
00:06:33,476 --> 00:06:35,311
‫معلومه که نه. چرا باید بدونه؟

158
00:06:35,436 --> 00:06:37,013
‫حس خوبی ندارم بهش دروغ بگم.

159
00:06:37,063 --> 00:06:38,472
‫دروغ نمی‌گیم که.
‫ما هیچ تعهدی...

160
00:06:38,522 --> 00:06:41,400
‫داریم ریسک خیلی بزرگی می‌کنیم، الک.

161
00:06:42,234 --> 00:06:44,737
‫فکر نکنم دیگه بتونیم به این رابطه ادامه بدیم.

162
00:06:44,862 --> 00:06:46,614
‫مأمور کین؟

163
00:06:47,323 --> 00:06:49,867
‫پرونده‌های جوآن هنشا رو می‌خوام.

164
00:06:49,992 --> 00:06:51,911
‫براتون میارمشون، خانم.

165
00:06:56,499 --> 00:06:58,701
‫همه‌چی به ضرر منه.
‫وس رو دستگیر کردم،

166
00:06:58,751 --> 00:07:01,662
‫ولی بازم به‌خاطر نسبت خانوادگی‌مون، ول‌کن نیست.

167
00:07:01,712 --> 00:07:03,881
‫متأسفم که باید با این چیزا سر و کله بزنی.

168
00:07:04,089 --> 00:07:07,468
‫ولی یه چیزی دارم که خوشحالت می‌کنه.

169
00:07:09,386 --> 00:07:10,221
‫سلام!

170
00:07:10,971 --> 00:07:12,389
‫کسیدی.

171
00:07:14,183 --> 00:07:15,810
‫برگشتی!

172
00:07:15,893 --> 00:07:17,353
‫آمادۀ خدمت!

173
00:07:17,394 --> 00:07:21,065
‫و آماده‌ام تا حساب هر مأمورِ
‫مبارزه با موادمخدرِ نفرت‌انگیزی رو برسم.

174
00:07:21,482 --> 00:07:22,900
‫مرخصی چطور بود؟

175
00:07:23,317 --> 00:07:25,728
‫بعد از سفر جاده‌ای با مامانم
‫که سفر خیلی آرامش‌بخشی بود...

176
00:07:25,778 --> 00:07:27,655
‫- اوهوم.
‫- ولی هم‌سفر بدقلقی داشتم...

177
00:07:27,738 --> 00:07:30,449
‫یه کلبه نزدیک ساحل اجاره کردم.

178
00:07:30,574 --> 00:07:33,744
‫فقط خودم و اقیانوس و سکوت.

179
00:07:33,869 --> 00:07:36,413
‫- بهش نیاز داشتی.
‫- آره، دقیقاً.

180
00:07:36,539 --> 00:07:38,082
‫وقتی ازش خواستم زودتر برگرده

181
00:07:38,123 --> 00:07:39,366
‫انتظار مقاومت خیلی بیشتری داشتم.

182
00:07:39,416 --> 00:07:40,709
‫ببینم، تو بهش زنگ زدی؟

183
00:07:40,751 --> 00:07:42,286
‫دقیقاً بعد از اینکه بابات دستگیر شد.

184
00:07:42,336 --> 00:07:44,296
‫گفت لازمه آشناهات دور و برت باشن.

185
00:07:44,839 --> 00:07:46,715
‫نگرانت بود.

186
00:07:47,132 --> 00:07:49,051
‫ممنونم.

187
00:07:51,095 --> 00:07:52,263
‫بیا.

188
00:07:52,304 --> 00:07:54,265
‫بذار پروندۀ تصرف زمین‌ها رو
‫برات توضیح بدم.

189
00:07:54,390 --> 00:07:56,433
‫خیلی خوشحالم که برگشتی.

190
00:07:57,059 --> 00:07:57,810
‫وای.

191
00:07:57,851 --> 00:07:59,061
‫منو بگو که فکر می‌کردم...

192
00:07:59,103 --> 00:08:00,771
‫قفلی زدم روی دستگیریِ قاتل ماه خونین.

193
00:08:00,813 --> 00:08:02,690
‫توی این پروندۀ تصرف زمین، روی منو کم کردی.

194
00:08:02,773 --> 00:08:04,608
‫من قفلی نزدم.

195
00:08:07,111 --> 00:08:08,737
‫خب، کجای کاریم؟

196
00:08:08,862 --> 00:08:10,656
‫وقتی من رفتم، فقط می‌دونستیم که یکی...

197
00:08:10,698 --> 00:08:12,441
‫داره سعی می‌کنه زمین‌های اجواتر رو بخره.

198
00:08:12,491 --> 00:08:14,618
‫نه هر زمینی رو،
‫بهترین زمین‌های کشت ماری‌جوآنا رو،

199
00:08:14,660 --> 00:08:15,819
‫و اگه حاضر به فروش نشی...

200
00:08:15,869 --> 00:08:18,581
‫که همون تیکه‌های قرمز رنگه...
‫اونا بدجوری می‌ترسوننت

201
00:08:18,622 --> 00:08:20,291
‫و گاهی اوضاع بدتر هم می‌شه.

202
00:08:20,416 --> 00:08:21,917
‫- «اونا»؟
‫- یه شرکت با مسئولیت محدود.

203
00:08:21,959 --> 00:08:24,245
‫امرالد ایدن. توی نوادا ثبت شده.

204
00:08:24,295 --> 00:08:26,338
‫تا ناشناس بمونن. هوشمندانه‌ست.

205
00:08:26,714 --> 00:08:28,299
‫اینا آدمایی هستن که...

206
00:08:28,424 --> 00:08:30,634
‫تأیید شده برای امرالد ایدن کار می‌کردن.

207
00:08:30,759 --> 00:08:33,796
‫لایمن فورد، یه وکیل،
‫که تمام معاملات ملکی رو انجام می‌داد.

208
00:08:33,846 --> 00:08:35,639
‫بعد فرانک استوکس و مک مگوایر رو داریم،

209
00:08:35,764 --> 00:08:38,225
‫اینا موتورسوارهای باشگاه «تاجران مرگ» بودن،

210
00:08:38,267 --> 00:08:40,219
‫و مسئولیت ارعاب و تهدید با اونا بود.

211
00:08:40,269 --> 00:08:43,063
‫- مک مگوایر همونیه که به هنک شلیک کرد؟
‫- آره، وقتی رفتیم دستگیرش کنیم.

212
00:08:43,105 --> 00:08:47,359
‫ما هم متقابلاً شلیک کردیم و... مگوایر کشته شد.

213
00:08:48,319 --> 00:08:49,278
‫هنک چطوره؟

214
00:08:49,403 --> 00:08:51,530
‫هنوز توی بیمارستانه، ولی خوب می‌شه.

215
00:08:52,865 --> 00:08:54,825
‫یه رگه نگرانی توی صدات می‌شنوم؟

216
00:08:55,284 --> 00:08:56,485
‫فقط نگران خودمم.

217
00:08:56,535 --> 00:08:58,996
‫وقتی برگرده یه ریز در موردش حرف می‌زنه
‫و مُخم رو می‌خوره.

218
00:08:59,038 --> 00:09:00,748
‫تازه ندیدی جدیداً چقدر غیرقابل تحمل‌تر شده!

219
00:09:00,789 --> 00:09:01,824
‫خیلی‌خب.

220
00:09:01,874 --> 00:09:05,536
‫ضمناً فکر می‌کنیم که مگوایر، لایمن فوردِ وکیل رو کشته،

221
00:09:05,586 --> 00:09:07,338
‫و حلق‌آویز شدنش رو صحنه‌سازی کرده،

222
00:09:07,379 --> 00:09:08,747
‫ولی این موضوع مشخص نمی‌کنه که

223
00:09:08,797 --> 00:09:10,791
‫کی داره از نظر مالی امرالد ایدن رو حمایت می‌کنه.

224
00:09:10,841 --> 00:09:12,968
‫من به اون شخص می‌گم «سرمایه‌گذار».

225
00:09:13,177 --> 00:09:14,586
‫پس وقتی سرمایه‌گذار رو پیدا کنیم،

226
00:09:14,636 --> 00:09:16,889
‫می‌فهمیم کی پشت امرالد ایدن بوده؟

227
00:09:17,014 --> 00:09:19,308
‫- اوهوم.
‫- کسی میکی رو ندیده؟

228
00:09:20,517 --> 00:09:22,436
‫- توی اتاق استراحت بود. چطور؟
‫- بهتون گفته...

229
00:09:22,478 --> 00:09:24,313
‫که امروز اسکای رو توی تلویزیون نشون می‌دن؟

230
00:09:25,147 --> 00:09:26,357
‫امروز، با افتخار اعلام می‌کنم

231
00:09:26,482 --> 00:09:28,809
‫که ما داریم تاریخ‌ساز می‌شیم.

232
00:09:28,859 --> 00:09:32,363
‫که خیلی هم بجاست،
‫چون اجواتر تمام تاریخچۀ منه.

233
00:09:32,488 --> 00:09:35,282
‫شرکت چوب‌بری خانوادۀ من
‫یه زمین توسعه‌نیافته رو انتخاب کرد

234
00:09:35,365 --> 00:09:38,110
‫و ازش یه شهر پررونق ساخت.

235
00:09:38,160 --> 00:09:39,411
‫یه جامعه.

236
00:09:39,620 --> 00:09:41,747
‫ولی صنعت چوب‌بری داره از بین می‌ره.

237
00:09:41,789 --> 00:09:44,700
‫تعطیلی کارخونه‌ها ضربۀ سختی به اجواتر زده.

238
00:09:44,750 --> 00:09:47,086
‫ولی این پایان کار اجواتر نیست.

239
00:09:47,211 --> 00:09:48,712
‫این یه شروع تازه‌ست.

240
00:09:48,837 --> 00:09:49,630
‫امروز،

241
00:09:49,713 --> 00:09:50,789
‫فریلی هورایزنز...

242
00:09:50,839 --> 00:09:54,009
‫وارد تجارت قانونی ماری‌جوآنا می‌شه.

243
00:09:54,093 --> 00:09:55,878
‫خانوادۀ فریلی قراره پیشرفت‌ها...

244
00:09:55,928 --> 00:09:59,181
‫و تکنولوژی مدرن کشاورزی رو
‫به این صنعت بیاره.

245
00:09:59,306 --> 00:10:04,061
‫این فرصت طلایی ماست
‫تا یه آیندۀ جدید برای اجواتر بسازیم.

246
00:10:04,812 --> 00:10:07,189
‫خبرهای هیجان‌انگیز خیلی بیشتری در راهه،

247
00:10:07,314 --> 00:10:08,774
‫و تمام اون خبرها از طریقِ...

248
00:10:08,857 --> 00:10:10,692
‫دستیار جدید مدیر ارتباطات ما...

249
00:10:10,776 --> 00:10:13,812
‫و نسل بعدی مدیرهای خاندان فریلی،

250
00:10:13,862 --> 00:10:15,280
‫اسکای فریلی اعلام می‌شه.

251
00:10:15,572 --> 00:10:17,866
‫[فریلی هورایزنز، کسب‌وکار جدید خود را اعلام می‌کند]

252
00:10:19,451 --> 00:10:23,572
‫اجداد من آیندۀ درخشانی رو در این شهر می‌دیدن.

253
00:10:23,622 --> 00:10:25,833
‫آینده‌ای که من هنوز هم می‌بینمش،
‫در حالی که...

254
00:10:25,916 --> 00:10:29,294
‫داریم فعالیت کِشت‌مون رو
‫در سرتاسر اجواتر گسترش می‌دیم.

255
00:10:32,965 --> 00:10:34,466
‫صبر کن ببینم.

256
00:10:38,053 --> 00:10:40,764
‫میراندا فریلی همون امرالد ایدنه؟

257
00:10:40,889 --> 00:10:42,224
‫سرمایه‌گذار خودشه.

258
00:10:42,349 --> 00:10:44,268
‫کسی که پشت این تصرف زمین‌هاست اون بوده،

259
00:10:44,393 --> 00:10:46,144
‫پشت قتل‌ها، پشت همه‌چیز.

260
00:10:46,270 --> 00:10:48,647
‫- چرا باید الان پا پیش بذاره؟
‫- چون می‌تونه.

261
00:10:48,689 --> 00:10:50,724
‫چون هر کسی که کارهای کثیفش رو انجام داده مُرده...

262
00:10:50,774 --> 00:10:52,601
‫و نمی‌تونن اونو به این جنایات ربط بدن.

263
00:10:52,651 --> 00:10:54,361
‫و الان، ما هم نمی‌تونیم.

264
00:10:55,237 --> 00:10:57,030
‫اون این‌طور فکر می‌کنه.

265
00:11:02,077 --> 00:11:05,706
‫«منطقۀ کلانتر»

266
00:11:16,008 --> 00:11:18,010
‫شهروندان اجواتر تهدید شدن،

267
00:11:18,051 --> 00:11:20,387
‫کتک خوردن، و مجبور شدن زمین‌هاشون رو بفروشن.

268
00:11:20,470 --> 00:11:22,431
‫و حالا هم چندتا جنازه رو دستمون مونده.

269
00:11:22,556 --> 00:11:23,765
‫لایمن فورد،

270
00:11:23,849 --> 00:11:26,552
‫فرانک استوکس، مک مگوایر.

271
00:11:26,602 --> 00:11:29,062
‫یکی توی زندان کشته شده،
‫یکی توی درگیری مسلحانه با مأمورهای من،

272
00:11:29,104 --> 00:11:30,606
‫و همۀ اینا ختم می‌شه به امرالد ایدن.

273
00:11:30,647 --> 00:11:32,099
‫همه‌چیز ختم می‌شه به تو، میراندا.

274
00:11:32,149 --> 00:11:35,777
‫اگه داری می‌پرسی که من پشت امرالد ایدن هستم یا نه،
‫بله، هستم.

275
00:11:36,486 --> 00:11:39,489
‫ولی صرفاً به‌عنوان یه راه قانونی برای خرید املاک.

276
00:11:39,990 --> 00:11:42,534
‫- برای من ادای آدمای بی‌گناه رو درنیار.
‫- واقعاً هم بی‌گناهم.

277
00:11:42,576 --> 00:11:45,120
‫من یه وکیل استخدام کردم تا اون معاملات رو انجام بده،

278
00:11:45,203 --> 00:11:47,030
‫قراردادهایی دارم که از نظر قانونی معتبرن.

279
00:11:47,080 --> 00:11:50,417
‫اگه اون از روش‌های سؤال‌برانگیزی استفاده کرده،
‫خودش باید پاسخگو باشه.

280
00:11:50,459 --> 00:11:51,743
‫از کجا؟

281
00:11:51,793 --> 00:11:53,420
‫از توی سردخونه؟

282
00:11:56,798 --> 00:11:58,800
‫من مسئول اقداماتِ...

283
00:11:58,925 --> 00:12:01,587
‫یه کارمند خودسر نیستم، میکی.

284
00:12:01,637 --> 00:12:04,348
‫و از اونجایی که دستبندت رو در نیاوردی،
‫فرض رو بر این می‌ذارم...

285
00:12:04,389 --> 00:12:06,258
‫که نمی‌تونی ثابت کنی من شخصاً دستورِ...

286
00:12:06,308 --> 00:12:08,810
‫- هیچ‌کدوم از این خشونت‌ها رو دادم.
‫- فعلاً نه.

287
00:12:08,894 --> 00:12:10,437
‫می‌فهمم، میکی.

288
00:12:10,520 --> 00:12:13,815
‫از اینکه پدرت خلافکاره و تو متوجهش نشدی کفری شدی،

289
00:12:13,940 --> 00:12:15,650
‫برای همین الان همه‌جا داری خلافکار می‌بینی.

290
00:12:15,692 --> 00:12:18,403
‫می‌خوای به عقل خودم شک کنم؟
‫دوست داری این‌طوری بازی کنی؟

291
00:12:18,612 --> 00:12:22,399
‫من جوری بازی می‌کنم
‫که صدها فرصت شغلی توی اجواتر ایجاد کنم.

292
00:12:22,449 --> 00:12:24,743
‫چون اگه من نَرَم سمت ماری‌جوآنا،

293
00:12:24,826 --> 00:12:27,662
‫یه شرکت خارجی این کار رو می‌کنه، و برخلاف من،

294
00:12:27,704 --> 00:12:29,539
‫پشیزی به این شهر اهمیت نمی‌ده.

295
00:12:29,581 --> 00:12:31,458
‫اینا رو بذار برای کنفرانس خبری بعدی‌ت،

296
00:12:31,541 --> 00:12:35,003
‫تازه گفته باشم؛ اسکای توش شرکت نمی‌کنه.

297
00:12:36,338 --> 00:12:39,174
‫به نظرم این به تصمیم خود اسکای بستگی داره، مگه نه؟

298
00:12:39,800 --> 00:12:40,959
‫بیا، اسکای، از اینجا می‌ریم.

299
00:12:41,009 --> 00:12:42,886
‫شنیدی که میراندا چی‌کار کرده.

300
00:12:43,804 --> 00:12:46,181
‫شنیدم تو می‌گی چی‌کار کرده.

301
00:12:47,974 --> 00:12:52,521
‫ولی چیزی که من دیدم اینه که
‫اون سعی داره خانواده‌مون رو نجات بده.

302
00:12:56,024 --> 00:13:01,029
‫اسکای، ازت می‌خوام همین الان با من بیای.

303
00:13:02,072 --> 00:13:04,074
‫شرمنده، مامان...

304
00:13:04,699 --> 00:13:06,701
‫ولی من یه فریلی‌ام.

305
00:13:07,536 --> 00:13:08,912
‫می‌مونم.

306
00:13:15,043 --> 00:13:16,711
‫فکر می‌کردم بهتر از اینا تربیتت کردم.

307
00:13:23,009 --> 00:13:24,719
‫تراویس، اینجا چی‌کار می‌کنی؟

308
00:13:24,803 --> 00:13:26,838
‫شنیدم ادارۀ مبارزه با موادمخدر اینجا مستقر شده،

309
00:13:26,888 --> 00:13:28,890
‫برای همین اومدم با قائم‌مقام سانتوس حرف بزنم

310
00:13:29,057 --> 00:13:31,893
‫تا یه توافقی بکنیم، ولی حاضر نشد منو ببینه.

311
00:13:31,977 --> 00:13:33,895
‫وایستا، توافق برای کی؟

312
00:13:34,271 --> 00:13:36,523
‫آهان، صحیح.

313
00:13:36,565 --> 00:13:37,816
‫موکل جدیدت.

314
00:13:38,441 --> 00:13:39,985
‫واقعاً توی انتخاب موکل استادی.

315
00:13:40,026 --> 00:13:41,686
‫پدرت می‌خواد اعتراف کنه،

316
00:13:41,736 --> 00:13:43,522
‫و مسئولیت همه‌چیز رو به گردن بگیره.

317
00:13:43,572 --> 00:13:44,739
‫باید هم همین کار رو بکنه.

318
00:13:44,823 --> 00:13:46,691
‫به نظرت بعد از اینکه میراندا رو دستگیر کنم،

319
00:13:46,741 --> 00:13:47,951
‫اونم همین کار رو می‌کنه؟

320
00:13:47,993 --> 00:13:49,870
‫این حرفت ربطی به اون کنفرانس خبری داره؟

321
00:13:50,162 --> 00:13:53,456
‫همون‌جا که از دخترمون که تو ترکه
‫تشکر ویژه کرد؟

322
00:13:53,707 --> 00:13:56,042
‫تو رو خدا بگو که توی این قضیه دست نداری.

323
00:13:56,084 --> 00:13:58,753
‫منو که می‌شناسی،
‫حتی توی جلسات هیئت‌مدیره هم شرکت نمی‌کنم.

324
00:13:58,920 --> 00:14:00,755
‫نه میک، این اولین باریه که می‌شنوم،

325
00:14:00,881 --> 00:14:03,717
‫ولی باید بگم
‫به نظرم این تغییر مسیرشون یه‌جورایی هوشمندانه‌ست.

326
00:14:06,678 --> 00:14:08,305
‫- الو؟
‫- هزینۀ این تماس با شماست

327
00:14:08,346 --> 00:14:10,432
‫- و تماس‌گیرنده این شخص است:
‫- وس فاکس.

328
00:14:10,599 --> 00:14:12,843
‫از زندانیانِ زندان شهرستان اجواتر.

329
00:14:12,893 --> 00:14:14,644
‫آیا هزینۀ...

330
00:14:14,769 --> 00:14:16,521
‫بالأخره یه زمانی باید باهاش حرف بزنی.

331
00:14:16,563 --> 00:14:18,607
‫کاملاً در اشتباهی.

332
00:14:18,690 --> 00:14:20,525
‫هم در مورد این قضیه و هم در مورد خانواده‌ت.

333
00:14:20,609 --> 00:14:22,777
‫میراندا فاسده.

334
00:14:22,861 --> 00:14:24,896
‫تمام این املاکی که خریده

335
00:14:24,946 --> 00:14:26,565
‫با قتل و جنایت به دست آورده‌شون.

336
00:14:26,615 --> 00:14:29,117
‫چی‌کار کرده؟ یه نفر رو انقدر با کیف دستی زده تا بمیره؟

337
00:14:29,242 --> 00:14:31,995
‫نمی‌ذارم تو هم کاری کنی که
‫من به عقل خودم شک کنم.

338
00:14:32,037 --> 00:14:33,747
‫خانواده‌ت همیشه منو تحقیر می‌کردن.

339
00:14:33,830 --> 00:14:35,373
‫من بچۀ یه فروشندۀ مواد بودم،

340
00:14:35,457 --> 00:14:37,792
‫و حالا اون می‌خواد اجواتر رو تبدیل کنه به

341
00:14:37,918 --> 00:14:39,753
‫مهد ماری‌جوآنا.

342
00:14:39,794 --> 00:14:42,505
‫- خیلی آدمِ دورویی‌ـه.
‫- آره، هست،

343
00:14:42,547 --> 00:14:44,966
‫ولی میکی، این دلیل نمی‌شه که مجرم باشه.

344
00:14:46,384 --> 00:14:48,803
‫چی شده؟ حالت خوبه؟

345
00:14:50,347 --> 00:14:52,974
‫از اسکای خواستم همراهم بیاد، ولی اون...

346
00:14:53,808 --> 00:14:55,477
‫اون چی؟

347
00:14:55,852 --> 00:14:57,479
‫میک، چی شده؟

348
00:14:57,771 --> 00:14:59,814
‫بی‌خیال.

349
00:15:00,482 --> 00:15:01,566
‫میک.

350
00:15:08,406 --> 00:15:09,274
‫بون.

351
00:15:09,324 --> 00:15:11,076
‫- بله.
‫- این همون مدارکِ مربوط به

352
00:15:11,117 --> 00:15:12,410
‫خودکشی وکیله‌ست؟

353
00:15:12,494 --> 00:15:15,330
‫آره، البته اگه بشه اسمشو گذاشت «خودکشی».

354
00:15:15,413 --> 00:15:18,166
‫ببین، حالا که می‌دونیم میراندا
‫پشت قضیۀ امرالد ایدن‌ـه،

355
00:15:18,249 --> 00:15:21,211
‫دارم دنبال هر چیزی می‌گردم که
‫اونو به این قتل‌ها ربط بده.

356
00:15:21,252 --> 00:15:22,671
‫ممنون، بون.

357
00:15:22,962 --> 00:15:25,090
‫تراویس جوری حرف می‌زنه که به چشمای خودم شک کنم،

358
00:15:25,173 --> 00:15:27,592
‫و سانتوس جوری حرف می‌زنه
‫که به قدرت تشخیص خودم شک کنم،

359
00:15:27,676 --> 00:15:30,637
‫و اسکای کاری می‌کنه که همه‌چیز رو زیر سؤال ببرم.

360
00:15:31,346 --> 00:15:32,847
‫اما همیشه می‌تونم روی تو حساب کنم.

361
00:15:33,890 --> 00:15:35,517
‫خب، یادمه چند باری بود که فکر نمی‌کردی

362
00:15:35,600 --> 00:15:38,770
‫بتونی روم حساب کنی، مثلاً آخرین باری که اینجا بودیم.

363
00:15:39,979 --> 00:15:43,358
‫آره، داشتی در مورد اسکای
‫برای قتل برندون تحقیق می‌کردی.

364
00:15:43,441 --> 00:15:45,276
‫ولی بازم هوامو داشتی.

365
00:15:48,780 --> 00:15:51,199
‫- بهتره در مورد اون قضیه صحبت کنیم...
‫- نه، مجبور نیستیم.

366
00:15:51,241 --> 00:15:53,368
‫دلم می‌خواد. دلم می‌خواد صحبت کنیم.

367
00:15:55,537 --> 00:15:57,364
‫می‌دونم چقدر برات سخت بود که بهم بگی.

368
00:15:57,414 --> 00:16:00,208
‫منم همین‌طورم. نمی‌ذارم آدما بهم نزدیک بشن.

369
00:16:01,334 --> 00:16:04,754
‫با این حال، خودخواهی بود که...

370
00:16:04,879 --> 00:16:09,300
‫بارِ احساساتی رو روی دوشت گذاشتم
‫که فقط خودم حسشون می‌کنم.

371
00:16:10,885 --> 00:16:13,838
‫راستش رو بخوای، اون زمان که همکار بودیم،

372
00:16:13,888 --> 00:16:15,723
‫منم یه دوره‌ای...

373
00:16:18,226 --> 00:16:20,687
‫ولی الان رئیستم.

374
00:16:26,693 --> 00:16:28,570
‫ممنون.

375
00:16:28,736 --> 00:16:30,905
‫می‌دونم گفتنِ این حرف چقدر برات سخت بود.

376
00:16:30,989 --> 00:16:33,241
‫نه در حدِ اینکه مستقیم جواب رد بشنوی...

377
00:16:33,324 --> 00:16:35,577
‫ولی خب، بازم سخته.

378
00:16:39,581 --> 00:16:41,416
‫پزشک قانونی می‌گه یه چیز عجیبی

379
00:16:41,541 --> 00:16:43,918
‫در مورد مرگ مک مگوایر وجود داره.

380
00:16:44,002 --> 00:16:45,211
‫ازم خواسته یه سر برم سردخونه.

381
00:16:45,295 --> 00:16:48,089
‫کسیدی رو هم ببر، بعدش منو در جریان بذار.

382
00:16:48,256 --> 00:16:50,133
‫گفتگوی خوبی بود، ستوان.

383
00:16:50,884 --> 00:16:52,927
‫برای منم همین‌طور، کلانتر.

384
00:17:02,729 --> 00:17:04,105
‫خوبی؟

385
00:17:04,272 --> 00:17:06,649
‫آره، عالی‌ام، فقط...

386
00:17:06,774 --> 00:17:09,777
‫برام عجیبه که همین دیروز
‫داشتم توی ساحل قدم می‌زدم.

387
00:17:10,361 --> 00:17:12,564
‫بی‌خیال، اینکه خیلی بهتره.

388
00:17:12,614 --> 00:17:15,408
‫موافقم. نه ازدحام جمعیت هست،
‫نه آفتاب‌سوختگی،

389
00:17:15,450 --> 00:17:19,078
‫نه شِن می‌ره جاهایی که اصلاً دلت نمی‌خواد بره.

390
00:17:19,871 --> 00:17:21,623
‫ممنون که اومدی، نیتن.

391
00:17:21,789 --> 00:17:24,125
‫خیلی ممنون که دعوتمون کردی بیایم، اِمی.

392
00:17:24,792 --> 00:17:27,412
‫اون چیز عجیبی که پیدا کردی چیه؟

393
00:17:27,462 --> 00:17:31,299
‫گلوله‌هایی که به مقتولتون، مک مگوایر،
‫خورده بود رو درآوردم.

394
00:17:31,466 --> 00:17:34,135
‫همۀ گلوله‌ها یه کالیبر داشتن، ۵.۵۶.

395
00:17:34,177 --> 00:17:35,970
‫همه‌شون بعد از رد شدن از ماشینش،

396
00:17:36,095 --> 00:17:37,589
‫رگه‌هایی از فلز و شیشه روشون مونده.

397
00:17:37,639 --> 00:17:40,425
‫به‌جز این یکی. این گلوله تمیزه.

398
00:17:40,475 --> 00:17:41,768
‫نه شیشه‌ای بهشه، نه فلزی.

399
00:17:41,851 --> 00:17:43,478
‫شاید چیز مهمی نباشه، یا...

400
00:17:43,561 --> 00:17:45,813
‫شاید مهم باشه و فکر کنیم مهم نیست!

401
00:17:45,980 --> 00:17:48,066
‫خوشحالم اینو اطلاع دادی اِمی، ممنون.

402
00:17:48,107 --> 00:17:49,692
‫خب، مک به یکی از مأمورهای ما شلیک کرده،

403
00:17:49,817 --> 00:17:51,945
‫پس گمون کنم یه‌کم باروت روی دستش مونده باشه؟

404
00:17:52,070 --> 00:17:54,322
‫می‌رم گزارش رو بیارم.

405
00:18:01,996 --> 00:18:03,915
‫- چیه؟
‫- باهاش قرار گذاشتی ولی نرفتی؟

406
00:18:03,957 --> 00:18:05,333
‫ای خدا.

407
00:18:05,458 --> 00:18:07,877
‫هنک بهم گفت. کاملاً مشخصه ازت خوشش میاد.

408
00:18:07,919 --> 00:18:09,629
‫این چیزی که الان در مورد گلوله بهت گفت رو

409
00:18:09,671 --> 00:18:11,673
‫- می‌تونست پیامک کنه.
‫- باشه. هیس. ممنون.

410
00:18:13,800 --> 00:18:15,460
‫بله. مقتولتون...

411
00:18:15,510 --> 00:18:17,512
‫روی دست راستش اثر باروت داشته.

412
00:18:18,846 --> 00:18:20,515
‫روی دست راستش؟

413
00:18:20,556 --> 00:18:22,300
‫- بله.
‫- وقتی آوردنش سردخونه،

414
00:18:22,350 --> 00:18:23,801
‫پنجه‌بوکس توی دست چپش بود.

415
00:18:23,851 --> 00:18:25,470
‫- درسته؟
‫- درسته.

416
00:18:25,520 --> 00:18:28,064
‫با دست چپش چندتا ضربه به اون وکیلِ مُرده زده بود.

417
00:18:28,189 --> 00:18:29,899
‫پس با دست چپش که دستِ غالبشه مشت زده،

418
00:18:29,941 --> 00:18:31,693
‫بعدش با دست راستش به ما شلیک کرده؟

419
00:18:31,734 --> 00:18:34,362
‫باید برگردیم به همون کلبه‌ای که توش تیر خورد.

420
00:18:34,487 --> 00:18:35,813
‫یه جای کار می‌لنگه.

421
00:18:35,863 --> 00:18:37,532
‫اِمی، ممنون. جدی می‌گم.

422
00:18:37,782 --> 00:18:38,866
‫خواهش می‌کنم.

423
00:18:39,492 --> 00:18:40,535
‫خسته نباشی، بون.

424
00:18:40,618 --> 00:18:42,203
‫هر چی پیدا کردین بهم خبر بدین.

425
00:18:42,412 --> 00:18:44,030
‫می‌رم خونه لباسامو عوض کنم.

426
00:18:44,080 --> 00:18:45,540
‫امشب قراره تا دیر‌وقت درگیر باشیم.

427
00:18:50,002 --> 00:18:51,713
‫هر چی زنگ می‌زنم جواب نمی‌دی.

428
00:18:52,046 --> 00:18:54,757
‫برای همین پا شدی اومدی دم خونه‌م؟

429
00:18:55,216 --> 00:18:57,885
‫تازگی فهمیدیم وقتی پدرت توی زندان بوده...

430
00:18:58,010 --> 00:19:00,555
‫- با خانوادۀ جوآن هنشا زندگی می‌کردی.
‫- درسته.

431
00:19:02,432 --> 00:19:03,933
‫تا حالا تو رو جایی برده بود؟

432
00:19:03,975 --> 00:19:07,178
‫مثلاً یه خونۀ دیگه،
‫جایی که ممکنه الان قایم شده باشه؟

433
00:19:07,228 --> 00:19:09,347
‫نه، فقط خونۀ خودش توی ددواتر.

434
00:19:09,397 --> 00:19:10,648
‫باشه.

435
00:19:10,731 --> 00:19:12,733
‫فقط... باید می‌پرسیدم.

436
00:19:14,360 --> 00:19:16,020
‫ببخشید که جواب تماس‌هات رو نمی‌دادم.

437
00:19:16,070 --> 00:19:17,897
‫فکر کردم می‌خوای در مورد این حرف بزنی که...

438
00:19:17,947 --> 00:19:20,324
‫در مورد اینکه می‌گی
‫دیگه نباید به این رابطه ادامه بدیم؟

439
00:19:20,366 --> 00:19:22,994
‫آره، دلم می‌خواد در مورد اونم حرف بزنیم.

440
00:19:23,077 --> 00:19:26,414
‫الک، ببین...

441
00:19:27,039 --> 00:19:29,033
‫سانتوس همین الانش هم فکر می‌کنه من فساد دارم.

442
00:19:29,083 --> 00:19:30,835
‫اگه از قضیۀ ما بویی ببره...

443
00:19:30,877 --> 00:19:32,587
‫قرار نیست بویی ببره.

444
00:19:32,712 --> 00:19:34,964
‫اگه هم فهمید، برام مهم نیست.

445
00:19:35,089 --> 00:19:37,208
‫الک، باید برات مهم باشه. نزدیک شدن به من خطرناکه.

446
00:19:37,258 --> 00:19:39,210
‫قصدم اینه که آیندۀ شغلی‌ت رو به خطر نندازم.

447
00:19:39,260 --> 00:19:41,762
‫میکی،

448
00:19:41,888 --> 00:19:45,683
‫من یه‌بار این رابطه رو بی‌خیال شدم
‫و سرِ همون از خودم متنفر شدم.

449
00:19:45,766 --> 00:19:48,853
‫دوباره اون اشتباه رو تکرار نمی‌کنم.

450
00:19:53,524 --> 00:19:55,610
‫قضیۀ کنفرانس خبریِ خواهرشوهرت رو شنیدم.

451
00:19:55,818 --> 00:19:58,279
‫شوهر سابق.

452
00:19:58,863 --> 00:20:02,066
‫اون‌موقع که به‌عنوان مأمور مخفی
‫توی اون دار و دستۀ موتورسوارها بودی،

453
00:20:02,116 --> 00:20:04,569
‫شده بود میراندا و مک مگوایر رو با هم ببینی؟

454
00:20:04,619 --> 00:20:06,237
‫اگه بزرگ‌ترین صاحب کسب‌وکار اجواتر

455
00:20:06,287 --> 00:20:08,956
‫می‌اومد توی کلوپ موتورسوارها،
‫به نظرم یادم می‌موند.

456
00:20:09,999 --> 00:20:11,417
‫آره.

457
00:20:15,588 --> 00:20:17,673
‫کلانتری! بیا بیرون!

458
00:20:20,635 --> 00:20:22,420
‫وای خدا. اوردوز کرده.

459
00:20:22,470 --> 00:20:23,638
‫اسکای.

460
00:20:25,473 --> 00:20:26,807
‫به‌زور داره نفس می‌کشه.

461
00:20:27,099 --> 00:20:29,644
‫نالوکسان. همون‌جا توی اون کِشوئه.

462
00:20:37,944 --> 00:20:39,737
‫- بیا بچرخونیمش.
‫- به پهلو بخوابونش.

463
00:20:39,779 --> 00:20:41,606
‫گوشیم کجاست؟ گوشیمو می‌خوام.
‫باید زنگ بزنم اورژانس.

464
00:20:41,656 --> 00:20:43,616
‫وقت نداریم. با ماشین من می‌ریم.

465
00:20:53,668 --> 00:20:56,671
‫میکی، حالش خوب می‌شه.

466
00:20:56,754 --> 00:20:58,673
‫از کجا می‌دونی؟

467
00:20:59,298 --> 00:21:01,258
‫اگه خوب نشد چی؟

468
00:21:02,343 --> 00:21:04,178
‫اگه... اگه اون...

469
00:21:05,012 --> 00:21:06,389
‫هی، منو ببین.

470
00:21:06,514 --> 00:21:08,557
‫به این چیزها فکر نکن، خب؟

471
00:21:11,102 --> 00:21:14,063
‫ببخشید. سلام، من دنبال اسکای فریلی می‌گردم.

472
00:21:14,689 --> 00:21:16,732
‫می‌ذارم با هم راحت صحبت کنید.

473
00:21:16,857 --> 00:21:18,401
‫سلام. حالش چطوره؟

474
00:21:18,526 --> 00:21:20,528
‫توی اورژانسه، دارن معده‌ش رو شستشو می‌دن.

475
00:21:20,653 --> 00:21:23,239
‫قرص‌هایی که خورده بود،

476
00:21:23,364 --> 00:21:25,282
‫طبق آزمایش، فنتانیل بودن.

477
00:21:31,580 --> 00:21:32,823
‫تقصیر منه.

478
00:21:32,873 --> 00:21:34,709
‫- هی...
‫- حالش خیلی بهتر شده بود،

479
00:21:34,834 --> 00:21:37,753
‫- بعدش من دوباره ولش کردم رفتم.
‫- نه.

480
00:21:38,587 --> 00:21:43,843
‫نه، من امروز صبح باهاش بحثم شد، سر قضیۀ میراندا.

481
00:21:44,593 --> 00:21:46,762
‫وای خدا، اگه این آخرین چیزی باشه که بهش گفتم چی؟

482
00:21:48,597 --> 00:21:50,341
‫این‌طور نمی‌شه.

483
00:21:50,391 --> 00:21:52,059
‫خب؟

484
00:21:56,689 --> 00:21:58,649
‫[بیمارستان اجواتر مموریال]

485
00:21:59,066 --> 00:22:00,568
‫اون یارو رو امروز توی کلانتری دیدم؟

486
00:22:00,693 --> 00:22:02,103
‫مأمور مبارزه با موادمخدره؟

487
00:22:02,153 --> 00:22:03,571
‫آره.

488
00:22:04,447 --> 00:22:06,157
‫اسمش الک‌ـه.

489
00:22:21,422 --> 00:22:23,090
‫از این مسیر اومدیم بالا.

490
00:22:24,425 --> 00:22:27,011
‫ماشین مک اونجا بود، شروع کرد به تیراندازی.

491
00:22:27,094 --> 00:22:28,713
‫به‌محض اینکه این کار رو کرد،

492
00:22:28,763 --> 00:22:30,848
‫- ماشینش رو به گلوله بستیم.
‫- شلیک نکنید!

493
00:22:30,931 --> 00:22:34,218
‫ولی بنا به دلایلی،
‫یکی از گلوله‌هایی که بهش خورده

494
00:22:34,268 --> 00:22:35,728
‫به چیزی سابیده نشده.

495
00:22:37,104 --> 00:22:39,440
‫شاید یه‌جوری، اون تیری که مگوایر رو کشته

496
00:22:39,565 --> 00:22:41,150
‫از طرف ما نبوده! شاید...

497
00:22:41,275 --> 00:22:43,277
‫قبل از اینکه اصلاً ما برسیم اینجا،

498
00:22:43,444 --> 00:22:45,446
‫مک مُرده بوده.

499
00:22:45,488 --> 00:22:46,614
‫کی بهش شلیک کرده؟

500
00:22:46,655 --> 00:22:47,948
‫فکرش رو بکن،

501
00:22:48,115 --> 00:22:50,734
‫مک مگوایر هر ردّی از میراندا بوده رو پاک می‌کرده.

502
00:22:50,784 --> 00:22:52,578
‫همه‌چیز رو در مورد کارهاش می‌دونسته.

503
00:22:52,661 --> 00:22:54,455
‫اگه بیش‌ازحد اطلاعات داشته چی؟

504
00:22:54,497 --> 00:22:56,457
‫اون‌وقت مجبور می‌شده از دستش خلاص بشه

505
00:22:56,499 --> 00:22:58,083
‫یا یکی رو برای این کار اجیر کنه.

506
00:22:58,125 --> 00:22:59,076
‫مثلاً نیروهای کلانتری.

507
00:22:59,126 --> 00:23:01,120
‫ولی خودت الان گفتی یکی دیگه مگوایر رو کشته.

508
00:23:01,170 --> 00:23:02,671
‫همون کسی که به هنک شلیک کرد...

509
00:23:03,297 --> 00:23:05,508
‫و باعث شد ما شروع کنیم به تیراندازی
‫به ماشین مگوایر،

510
00:23:05,549 --> 00:23:06,675
‫تا این‌طور به نظر برسه...

511
00:23:06,800 --> 00:23:09,011
‫که به دست پلیس کشته شده، در حالی که در واقع...

512
00:23:09,345 --> 00:23:11,722
‫قتل بوده.

513
00:23:13,349 --> 00:23:16,143
‫شاید تیرانداز اونجا قایم شده بوده.

514
00:23:19,188 --> 00:23:20,856
‫مواظب سرت باش.

515
00:23:25,528 --> 00:23:28,113
‫وقتی به هنک شلیک کرده اینجا بوده.

516
00:23:32,868 --> 00:23:35,412
‫حس می‌کنم اون سنگ‌ها رو
‫طبیعت روی هم نچیده.

517
00:23:35,454 --> 00:23:37,289
‫درسته که تیراندازه اون‌قدر باهوش بوده که

518
00:23:37,331 --> 00:23:39,583
‫پوکه‌ها رو با خودش ببره، ولی اینا رو فراموش کرده.

519
00:23:39,625 --> 00:23:42,253
‫اگه بخت باهامون یار باشه،
‫می‌تونیم دی‌ان‌ایِ لمسی پیدا کنیم،

520
00:23:42,294 --> 00:23:44,129
‫و بفهمیم میراندا دیگه کی رو اجیر کرده.

521
00:23:48,175 --> 00:23:49,718
‫چی شده؟

522
00:23:49,843 --> 00:23:51,679
‫برای اسکای یه اتفاقی افتاده.

523
00:23:57,059 --> 00:23:58,769
‫می‌شه باهات دعا کنم؟

524
00:24:00,688 --> 00:24:02,731
‫ممنون که اومدی، هیزل.

525
00:24:05,526 --> 00:24:07,569
‫راستش دعا نمی‌کردم.

526
00:24:08,904 --> 00:24:13,534
‫نمی‌دونم داشتم چی‌کار می‌کردم،
‫آخه من زیاد مذهبی نیستم.

527
00:24:13,951 --> 00:24:16,203
‫وقتی سکۀ شش ماهگی اسکای رو بهش دادی
‫(شش ماه پاک بوده)

528
00:24:16,245 --> 00:24:18,414
‫حرف‌های خیلی معنوی و قشنگی زدی.

529
00:24:21,375 --> 00:24:23,711
‫می‌دونم چیزهایی که توی انجمن معتادان ناشناس می‌گه

530
00:24:23,836 --> 00:24:25,713
‫باید بین خودتون بمونه، ولی هیچ اشاره‌ای نکرد

531
00:24:25,754 --> 00:24:28,924
‫که داره کنترل خودشو از دست می‌ده؟

532
00:24:29,133 --> 00:24:32,761
‫این چند ماه اخیر، حالش خیلی خوب بود.

533
00:24:32,803 --> 00:24:34,638
‫ولی امروز...

534
00:24:36,890 --> 00:24:38,600
‫شرمنده، میکی.

535
00:24:38,726 --> 00:24:39,810
‫باید بهت زنگ می‌زدم.

536
00:24:39,893 --> 00:24:42,146
‫صحبت از مصرفِ دوباره کرد.

537
00:24:42,271 --> 00:24:46,483
‫و دیشب هم برای گرفتنِ سکۀ ۹ ماهگی‌ش پیداش نشد.

538
00:24:49,236 --> 00:24:50,479
‫وای خدا.

539
00:24:50,529 --> 00:24:52,189
‫وقتی سکۀ شش ماهگی‌ش رو بهش دادم،

540
00:24:52,239 --> 00:24:56,618
‫بهم گفت می‌خواد سکۀ بعدی رو بابابزرگش بهش بده.

541
00:24:58,370 --> 00:24:59,955
‫من نذاشتم این اتفاق بیفته.

542
00:24:59,997 --> 00:25:02,082
‫- تقصیر منه.
‫- هی. هی.

543
00:25:02,791 --> 00:25:05,919
‫من راهنمای اسکای‌ام. منم کوتاهی کردم.

544
00:25:06,628 --> 00:25:09,798
‫وقتی یکی از عزیزانمون لغزش می‌کنه،
‫آدم حس درماندگی بهش دست می‌ده.

545
00:25:09,923 --> 00:25:12,009
‫می‌دونم حس می‌کنی کافی نیست

546
00:25:12,301 --> 00:25:14,678
‫ ولی تنها کاری که الان از دستمون برمیاد دعا کردنه.

547
00:25:17,097 --> 00:25:19,183
‫با هر مدلی که بهش اعتقاد داری.

548
00:25:24,651.5 --> 00:25:34,651.5
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

549
00:25:40,120 --> 00:25:42,080
‫حال اسکای خوب می‌شه؟

550
00:25:42,498 --> 00:25:45,542
‫سلام، ریک. ما... ما هنوز نمی‌دونیم.

551
00:25:45,584 --> 00:25:46,910
‫ممنون که اومدی.

552
00:25:46,960 --> 00:25:49,838
‫مامانم پایین منتظره.
‫خیلی دلش می‌خواست اونم بیاد بالا، البته اگه...

553
00:25:49,880 --> 00:25:52,216
‫فقط به‌خاطر گل‌ها ازش تشکر کن.

554
00:25:52,299 --> 00:25:53,634
‫متأسفم، میکی.

555
00:25:53,675 --> 00:25:55,761
‫ اگه می‌دونستم می‌خواد فنتانیل بخره،
‫جلوشو می‌گرفتم

556
00:25:55,803 --> 00:25:57,471
‫- یا به تو زنگ می‌زدم.
‫- آره.

557
00:25:57,638 --> 00:25:58,589
‫می‌دونی ریک،

558
00:25:58,639 --> 00:26:00,265
‫ فعلاً اجازه نمی‌دن کسی بره عیادت اسکای،

559
00:26:00,307 --> 00:26:01,759
‫پس موافقی باهات بیام پایین

560
00:26:01,809 --> 00:26:03,811
‫تا یه سلامی به مامانت بکنم؟

561
00:26:09,816 --> 00:26:12,277
‫همیشه وقتی لغزش می‌کردم مامانم شوکه می‌شد.

562
00:26:12,361 --> 00:26:15,280
‫ولی معتادها عزیزانشون رو فریب می‌دن.

563
00:26:15,989 --> 00:26:18,158
‫خودت رو سرزنش نکن، زن‌دایی میکی.

564
00:26:33,882 --> 00:26:35,300
‫اسکای حالش خیلی بد بوده،

565
00:26:35,342 --> 00:26:36,552
‫فکر کنم...

566
00:26:36,677 --> 00:26:38,887
‫فکر کنم من از پرتگاه هُلش دادم پایین.

567
00:26:40,013 --> 00:26:41,598
‫کلانتر فاکس؟

568
00:26:42,558 --> 00:26:44,601
‫اسکای هنوز بی‌هوشه، ولی وضعیتش مساعده.

569
00:26:44,685 --> 00:26:46,345
‫فنتانیل رو از جریان خونِش کشیدیم بیرون،

570
00:26:46,395 --> 00:26:47,888
‫ ولی تا وقتی به‌هوش نیاد،

571
00:26:47,938 --> 00:26:50,023
‫متوجه میزان آسیب مغزیِ احتمالی نمی‌شیم.

572
00:26:50,148 --> 00:26:53,193
‫دکتر، من متوجه شدم
‫اسکای دور دهانش یه کف بنفش‌رنگ داشت.

573
00:26:53,235 --> 00:26:55,195
‫تا حالا ندیده بودم فنتانیل همچین اثری داشته باشه.

574
00:26:55,237 --> 00:26:57,439
‫اون به‌خاطر اسموتی‌ای بود که توی معده‌ش پیدا کردیم.

575
00:26:57,489 --> 00:26:59,199
‫احتمالاً قرص‌ها رو با همون قورت داده.

576
00:26:59,241 --> 00:27:01,243
‫حتماً در جریان وضعیتش قرارتون می‌دم.

577
00:27:03,036 --> 00:27:04,655
‫لیوانش کجا بود؟

578
00:27:04,705 --> 00:27:06,957
‫اگه اسکای قرص‌ها رو با اسموتی خورده،

579
00:27:07,040 --> 00:27:08,875
‫پس لیوانش کجاست؟

580
00:27:09,543 --> 00:27:11,753
‫این قرص‌ها هم که همین‌طوری همه‌جا پخش شدن.

581
00:27:11,878 --> 00:27:13,380
‫خب یعنی چی؟ یه مشت ازشون خورده

582
00:27:13,422 --> 00:27:15,132
‫و بقیه‌شون رو محض خنده
‫پخش و پلا کرده؟

583
00:27:17,259 --> 00:27:19,136
‫الان که بهش فکر می‌کنم،

584
00:27:19,261 --> 00:27:21,763
‫- کل این قضیه به نظر...
‫- به نظر صحنه‌سازی میاد، نه؟

585
00:27:27,561 --> 00:27:29,513
‫- تو امروز آشغال‌ها رو بردی بیرون؟
‫- نه.

586
00:27:29,563 --> 00:27:32,482
‫اسکای هم تا صد بار بهش نگم این کار رو نمی‌کنه.

587
00:27:39,156 --> 00:27:41,483
‫- الو؟
‫- هزینۀ این تماس با شماست و...

588
00:27:41,533 --> 00:27:44,494
‫- وس فاکس!
‫- از زندانیانِ...

589
00:27:44,619 --> 00:27:46,496
‫هیچ لیوان اسموتی‌ای اینجا نیست.

590
00:28:01,553 --> 00:28:04,181
‫یه نفر نمی‌خواسته ما اینو پیدا کنیم.

591
00:28:04,222 --> 00:28:05,515
‫باید ببینم اسکای از وقتی که

592
00:28:05,557 --> 00:28:08,769
‫از خونۀ فریلی‌ها اومده بیرون
‫تا وقتی رسیده اینجا کجاها رفته.

593
00:28:08,852 --> 00:28:10,395
‫تراویس، از کنار اسکای تکون نخور.

594
00:28:10,437 --> 00:28:13,523
‫فکر نمی‌کنم اوردوز کرده باشه،
‫به نظرم مسمومش کردن.

595
00:28:13,857 --> 00:28:15,058
‫من از منابعم پرس‌و‌جو می‌کنم

596
00:28:15,108 --> 00:28:16,977
‫ تا بفهمم کی تو کار فروش این قرص‌هاست.

597
00:28:17,027 --> 00:28:18,195
‫و به کیا فروختنشون.

598
00:28:18,236 --> 00:28:19,396
‫ممنون.

599
00:28:19,446 --> 00:28:20,655
‫جینا.

600
00:28:20,781 --> 00:28:21,990
‫میکی.

601
00:28:22,115 --> 00:28:25,368
‫یه آزمایش سم‌شناسی و انگشت‌نگاری فوری می‌خوام.

602
00:28:25,410 --> 00:28:27,162
‫این مربوط به اسکایه، مگه نه؟

603
00:28:27,204 --> 00:28:29,039
‫فکر می‌کنی کسی این بلا رو سرش آورده؟

604
00:28:29,081 --> 00:28:31,366
‫آره، ولی تو از کجا می‌دونی؟

605
00:28:31,416 --> 00:28:32,617
‫همین الان بهم زنگ زدن.

606
00:28:32,667 --> 00:28:33,877
‫می‌دونم اسکای کجا بوده...

607
00:28:33,919 --> 00:28:35,454
‫قبل از اینکه امروز بیاد خونه‌ت.

608
00:28:35,504 --> 00:28:37,589
‫کجا؟

609
00:28:43,553 --> 00:28:45,514
‫چه عجب!

610
00:28:46,932 --> 00:28:49,351
‫چرا اسکای اومد دیدنت؟

611
00:28:56,483 --> 00:28:58,193
‫سؤالمو جواب بده بابا.

612
00:28:58,318 --> 00:29:00,237
‫چرا اسکای اومد دیدنت؟

613
00:29:00,362 --> 00:29:02,189
‫یه مدته که دارم سعی می‌کنم سؤالتو جواب بدم.

614
00:29:02,239 --> 00:29:04,157
‫از صبح تا حالا داشتم به گوشی لامصبت زنگ می‌زدم.

615
00:29:05,659 --> 00:29:07,327
‫خیلی‌خب، اسکای اومد دیدنم

616
00:29:07,452 --> 00:29:11,081
‫تا بپرسه من واقعاً ۳ میلیون دلارِ
‫ادارۀ مبارزه با موادمخدر رو دزدیدم یا نه.

617
00:29:11,206 --> 00:29:13,542
‫- اوهوم. که دزدیدی!
‫- معلومه که دزدیدم.

618
00:29:13,583 --> 00:29:15,335
‫راستش رو بهش گفتم.

619
00:29:15,377 --> 00:29:17,254
‫برای اولین بار توی عمرت!

620
00:29:18,421 --> 00:29:21,967
‫ببین، من آماده بودم که ببینم ازم ناامید شده

621
00:29:22,008 --> 00:29:24,177
‫ولی اسکای از دستم عصبانی نشد.

622
00:29:24,261 --> 00:29:26,721
‫نه، اسکای می‌خواست بپرسه...

623
00:29:31,309 --> 00:29:32,978
‫- چی بپرسه؟
‫- پرسید...

624
00:29:33,061 --> 00:29:38,024
‫چطوری قفلِ ماشین زرهیِ
‫ادارۀ مبارزه با موادمخدر رو باز کردیم.

625
00:29:39,025 --> 00:29:40,569
‫برای چی می‌خواست اینو بدونه؟

626
00:29:40,610 --> 00:29:42,854
‫چون فکر می‌کنه میراندا فریلی
‫داره یه چیزی رو قایم می‌کنه.

627
00:29:42,904 --> 00:29:45,407
‫گفت امروز صبح در مورد این قضیه باهاش بحثت شده بوده.

628
00:29:45,448 --> 00:29:48,243
‫یه موضوعی مربوط به «امرالد ایدن»؟!

629
00:29:48,368 --> 00:29:50,579
‫نمی‌دونم، اصلاً نفهمیدم منظورش چیه، ولی...

630
00:29:50,704 --> 00:29:54,416
‫می‌خواست گاوصندوقِ دفترِ میراندا رو باز کنه.

631
00:29:54,541 --> 00:29:56,201
‫گفت اونجا یه‌سری مدرک هست

632
00:29:56,251 --> 00:29:57,919
‫که می‌خواد اونا رو بده به تو.

633
00:29:58,044 --> 00:30:00,422
‫پس صرفاً داشت وانمود می‌کرد که طرف میرانداست.

634
00:30:00,463 --> 00:30:02,924
‫دخترت با تمام وجود یه فاکسه.

635
00:30:03,758 --> 00:30:05,135
‫آره، و وقتی داشت

636
00:30:05,176 --> 00:30:07,846
‫نقشه‌ای رو اجرا می‌کرد
‫که از خلاف‌های تو الهام گرفته بود، آسیب دید.

637
00:30:07,887 --> 00:30:09,422
‫اینم یه بدآموزی دیگه از طرف تو!

638
00:30:09,472 --> 00:30:11,224
‫نه، منظورت چیه که آسیب دید؟

639
00:30:11,308 --> 00:30:12,475
‫نه، نه، نه، نه.

640
00:30:12,601 --> 00:30:13,893
‫نه، تو... نه!

641
00:30:13,977 --> 00:30:15,478
‫چی شده؟

642
00:30:16,187 --> 00:30:17,722
‫جینا نمی‌خواست بهت بگه

643
00:30:17,772 --> 00:30:19,182
‫چون نمی‌خواست ناراحتت کنه،

644
00:30:19,232 --> 00:30:21,067
‫ولی اسکای اوردوز کرده.

645
00:30:21,484 --> 00:30:23,153
‫اما حالش خوبه، مگه نه؟

646
00:30:23,278 --> 00:30:24,571
‫- باید برم.
‫- نه.

647
00:30:24,654 --> 00:30:25,947
‫نه، نه، نه، نه، نه. حالش خوبه؟

648
00:30:25,989 --> 00:30:28,491
‫- دخترمون حالش خوبه؟
‫- فقط می‌تونیم صبر کنیم و دست به دعا شیم.

649
00:30:28,533 --> 00:30:30,577
‫میکی!

650
00:30:31,286 --> 00:30:33,038
‫باید بهم خبر بدی!

651
00:30:36,875 --> 00:30:38,460
‫[کلانتری اجواتر]

652
00:30:39,919 --> 00:30:41,830
‫میکی. در مورد اسکای خیلی متأسفیم.

653
00:30:41,880 --> 00:30:43,840
‫اگه می‌خوای برگردی بیمارستان، 
‫ما اینجا رو داریم.

654
00:30:43,882 --> 00:30:44,966
‫نه، می‌خوام همین‌جا باشم.

655
00:30:45,008 --> 00:30:46,251
‫می‌خوام بفهمم کار کی بوده.

656
00:30:46,301 --> 00:30:48,169
‫- چطور می‌تونیم کمک کنیم؟
‫- هم‌فکری می‌خوام.

657
00:30:48,219 --> 00:30:50,388
‫اگه اسکای داشته در مورد امرالد ایدن تحقیق می‌کرده...

658
00:30:50,430 --> 00:30:52,474
‫و یه چیزی پیدا کرده که برای میراندا خطرناک بوده

659
00:30:52,515 --> 00:30:55,477
‫به نظرتون دیوونه‌ام که فکر می‌کنم
‫میراندا قصد داشته برادرزاده‌ش رو بکُشه؟

660
00:30:55,518 --> 00:30:57,020
‫تو میراندا رو بهتر از ما می‌شناسی،

661
00:30:57,062 --> 00:30:59,222
‫ولی با توجه به چیزهایی که
‫ما پیدا کردیم، دیوونه نیستی.

662
00:30:59,272 --> 00:31:01,107
‫شواهد محکمی هست که نشون می‌ده مک مگوایر

663
00:31:01,149 --> 00:31:03,985
‫قبل از اینکه من و هنک برسیم به اون کلبه، 
‫مُرده بوده و...

664
00:31:04,027 --> 00:31:05,937
‫فکر کنم میراندا دستور قتلش رو داده.

665
00:31:05,987 --> 00:31:08,615
‫اگه اسکای چیزی علیه میراندا پیدا کرده باشه...

666
00:31:08,698 --> 00:31:10,116
‫شاید میراندا به این نتیجه رسیده

667
00:31:10,241 --> 00:31:12,327
‫که وجود اسکای براش خیلی ریسکیه.

668
00:31:13,828 --> 00:31:15,989
‫درخواست گزارش سم‌شناسیِ اسموتی رو داده بودم.

669
00:31:16,039 --> 00:31:17,040
‫همین الان رسید.

670
00:31:17,540 --> 00:31:19,042
‫هیچ اثر انگشتی روی لیوان پیدا نشد،

671
00:31:19,084 --> 00:31:21,294
‫ولی آزمایش فنتانیلش مثبت در اومد.

672
00:31:21,795 --> 00:31:23,421
‫نکتۀ دیگه همینه.

673
00:31:23,463 --> 00:31:25,090
‫اسکای از یه غریبه اسموتی نمی‌گیره،

674
00:31:25,131 --> 00:31:27,000
‫ولی به میراندا اعتماد داره.

675
00:31:27,050 --> 00:31:28,802
‫- کجا می‌ری؟
‫- می‌رم با میراندا حرف بزنم.

676
00:31:28,927 --> 00:31:30,720
‫فقط حرف بزنی؟

677
00:31:33,264 --> 00:31:34,382
‫کلانتر فاکس.

678
00:31:34,432 --> 00:31:36,134
‫من که دو ساعت از وقتم رو به شما دادم.

679
00:31:36,184 --> 00:31:37,936
‫اگه وقت بیشتری می‌خوای، با جینا هماهنگ کن.

680
00:31:37,977 --> 00:31:40,355
‫همین الان از زندانِ شهرستان اجواتر باهام تماس گرفتن.

681
00:31:40,396 --> 00:31:42,065
‫امروز رفتی دیدنِ پدرت؟

682
00:31:42,107 --> 00:31:44,776
‫مطمئنم خودت می‌دونی که
‫اون گفتگوها ضبط می‌شن،

683
00:31:44,818 --> 00:31:47,237
‫و امیدوارم در مورد پرونده‌ت حرفی نزده باشی
‫چون برات بد می‌شه.

684
00:31:47,278 --> 00:31:49,072
‫داشتم در مورد دخترم حرف می‌زدم.

685
00:31:49,280 --> 00:31:51,950
‫به‌خاطر اوردوز توی بیمارستان بستریه.

686
00:31:52,992 --> 00:31:54,869
‫متأسفم، نمی‌دونستم.

687
00:31:55,161 --> 00:31:56,079
‫حالش خوبه؟

688
00:31:56,121 --> 00:31:57,705
‫هنوز نمی‌دونیم.

689
00:31:58,331 --> 00:32:00,208
‫گفتنش شاید دردی رو دوا نکنه، 
‫ولی من مدتیه...

690
00:32:00,250 --> 00:32:02,919
‫توی اداره‌مون پیگیر اینم که
‫نظارت رو روی محرک‌های تجویزی بیشتر کنن.

691
00:32:02,961 --> 00:32:03,995
‫خیلی راحت در دسترس هستن.

692
00:32:04,045 --> 00:32:05,538
‫ممنون، ولی محرک نبود،

693
00:32:05,588 --> 00:32:07,382
‫فنتانیل بود.

694
00:32:10,718 --> 00:32:12,504
‫برنامه عوض شد.

695
00:32:12,554 --> 00:32:14,347
‫هر کدوم‌مون جداگانه دنبال ریک فریلی می‌گردیم.

696
00:32:14,389 --> 00:32:15,590
‫ریک؟ چرا؟

697
00:32:15,640 --> 00:32:17,675
‫وقتی اسکای معتاد بود، 
‫مواد محرک مصرف می‌کرد.

698
00:32:17,725 --> 00:32:20,645
‫توی بیمارستان، ریک می‌دونست که
‫اسکای با فنتانیل اوردوز کرده،

699
00:32:20,687 --> 00:32:22,605
‫- که یه نوع مخدره.
‫- و کسی اینو بهش نگفته بود؟

700
00:32:22,647 --> 00:32:25,817
‫تنها راهی که می‌تونسته بدونه
‫اینه که خودش اسکای رو چیزخور کرده باشه.

701
00:32:33,491 --> 00:32:35,410
‫می‌خواستی منو ببینی؟

702
00:32:35,451 --> 00:32:36,286
‫میکی؟

703
00:32:36,327 --> 00:32:38,154
‫- حال اسکای چطوره؟ خودت چطوری؟
‫- ریک کجاست؟

704
00:32:38,204 --> 00:32:39,531
‫نمی‌دونم والا. چرا؟

705
00:32:39,581 --> 00:32:41,783
‫خواهش می‌کنم بگو که تو توی این قضیه نقشی نداشتی.

706
00:32:41,833 --> 00:32:43,042
‫اون برادرزاده‌ته.

707
00:32:43,084 --> 00:32:46,337
‫میکی، آروم باش. از چی حرف می‌زنی؟

708
00:32:48,548 --> 00:32:50,508
‫یکی اسکای رو چیزخور کرده.

709
00:32:50,592 --> 00:32:53,219
‫توی اسموتی‌ای که می‌خورده فنتانیل ریخته.

710
00:32:53,261 --> 00:32:54,921
‫اون‌وقت فکر می‌کنی کار ریک بوده؟

711
00:32:54,971 --> 00:32:57,056
‫اولش که سرت رو میندازی پایین و میای توی دفترم،

712
00:32:57,098 --> 00:32:58,174
‫اتهامات بی‌اساس بهم می‌زنی،

713
00:32:58,224 --> 00:33:00,143
‫و وقتی نمی‌تونی ثابتشون کنی، 
‫منو می‌کشونی اینجا

714
00:33:00,184 --> 00:33:02,437
‫- و می‌افتی به جون پسرم؟
‫- من هیچ‌وقت برای ضربه زدن به تو

715
00:33:02,478 --> 00:33:04,647
‫ریک رو متهم به چنین جرم سنگینی نمی‌کنم.

716
00:33:04,689 --> 00:33:06,432
‫فکر کنم خودتم اینو بدونی.

717
00:33:06,482 --> 00:33:09,068
‫ریک هیچ‌وقت کاری نمی‌کنه که به اسکای آسیب برسه.

718
00:33:09,110 --> 00:33:10,987
‫اون می‌میره برای اسکای.

719
00:33:12,071 --> 00:33:14,157
‫پس خودت هم بی‌خبر بودی، آره؟

720
00:33:16,326 --> 00:33:18,995
‫باید بهم بگی ریک الان کجاست.

721
00:33:22,624 --> 00:33:24,959
‫در مورد پسرم اشتباه می‌کنی.

722
00:33:25,084 --> 00:33:26,878
‫ازت می‌خوام بری بیرون.

723
00:33:28,046 --> 00:33:29,756
‫و بدون حکم قضایی برنگرد.

724
00:33:29,797 --> 00:33:31,132
‫زیاد طول نمی‌کشه.

725
00:33:40,600 --> 00:33:41,934
‫اسکای.

726
00:33:42,060 --> 00:33:43,436
‫مامان.

727
00:33:43,478 --> 00:33:45,805
‫وای، عزیزم.

728
00:33:45,855 --> 00:33:47,190
‫اوه!

729
00:33:50,652 --> 00:33:52,153
‫من پیشتم.

730
00:33:56,657 --> 00:33:58,117
‫کار ریک بود.

731
00:33:59,160 --> 00:34:02,372
‫مُچم رو موقعِ باز کردنِ گاوصندوق عمه میراندا گرفت،

732
00:34:02,497 --> 00:34:04,457
‫ولی نشون نداد عصبانی شده.

733
00:34:04,499 --> 00:34:06,876
‫گفت مامانش داره یه‌سری کارهای مشکوک می‌کنه.

734
00:34:07,418 --> 00:34:08,953
‫مثلاً چی؟

735
00:34:09,003 --> 00:34:12,256
‫گفت توی خونه‌مون بهم می‌گه، برای همین رفتم خونه.

736
00:34:12,965 --> 00:34:16,844
‫اونم با یه اسموتی و یه‌سری کاغذ اومد.

737
00:34:17,095 --> 00:34:21,299
‫گفت اونا رو از دفتر مامانش برداشته، ولی چیز مهمی نبودن.

738
00:34:21,349 --> 00:34:24,560
‫بعد، من... احساس سرگیجه کردم.

739
00:34:25,395 --> 00:34:26,679
‫و افتادم زمین.

740
00:34:26,729 --> 00:34:28,314
‫اون همین‌جوری وایستاد

741
00:34:28,398 --> 00:34:30,316
‫و فقط نگاهم کرد.

742
00:34:30,441 --> 00:34:32,735
‫ولم کرد تا بمیرم.

743
00:34:34,529 --> 00:34:35,863
‫میکی؟

744
00:34:35,988 --> 00:34:39,367
‫باید پیداش کنی، چون اگه اول من پیداش کنم...

745
00:34:39,492 --> 00:34:40,985
‫هیچ غلطی نمی‌کنی‌ها!

746
00:34:41,035 --> 00:34:42,954
‫از بچگی‌ش کلی زحمت براش کشیدم.

747
00:34:42,995 --> 00:34:45,039
‫اون‌وقت اون کثافت فسقلی 
‫همچین کاری می‌کنه؟

748
00:34:45,456 --> 00:34:48,167
‫با فامیل خودش؟

749
00:34:54,257 --> 00:34:56,592
‫چیزی نشده، چیزی نشده.

750
00:35:01,389 --> 00:35:02,723
‫فیلم دوربین مداربسته

751
00:35:02,765 --> 00:35:05,059
‫- از ریک که داره اسموتی رو می‌خره!
‫- و به «اوونز» گفتم

752
00:35:05,101 --> 00:35:07,937
‫واحد ریک رو زیر نظر بگیره و
‫دستور توقیف ماشینش هم دادم.

753
00:35:11,023 --> 00:35:12,850
‫فیلم رو دیدم.

754
00:35:12,900 --> 00:35:14,977
‫بدونِ اینکه خم به ابروهاش بیاره
‫اون اسموتی رو می‌خره،

755
00:35:15,027 --> 00:35:17,113
‫حتی با اینکه می‌خواد باهاش اسکای رو مسموم کنه.

756
00:35:17,155 --> 00:35:19,240
‫آره. برای بازگشت دوباره‌ت پروندۀ سنگینی بود، نه؟

757
00:35:19,657 --> 00:35:23,077
‫آره. کاش برای یه قتل نافرجام دیگه برمی‌گشتم!

758
00:35:30,793 --> 00:35:31,911
‫بون،

759
00:35:31,961 --> 00:35:34,038
‫به نظرت کارهایی که می‌کنیم
‫و چیزهایی که می‌بینیم،

760
00:35:34,088 --> 00:35:36,174
‫روی سلامت روانی‌مون اثر نمی‌ذاره؟

761
00:35:37,049 --> 00:35:38,426
‫سلامت روانی؟

762
00:35:40,595 --> 00:35:42,722
‫نمی‌دونم والا.

763
00:35:43,222 --> 00:35:44,932
‫تأثیرگذاره یا نه؟

764
00:35:44,974 --> 00:35:47,218
‫آره. صد درصد.

765
00:35:47,268 --> 00:35:49,812
‫هی، بشین روی صندلی.
‫به یه چیز دیگه تمرکز کن.

766
00:35:53,232 --> 00:35:55,985
‫بون، قصد داری امشب اینجا بخوابی؟

767
00:35:57,111 --> 00:36:00,072
‫نه بابا، اصلاً قفلی نزدی روی پرونده!

768
00:36:00,323 --> 00:36:03,409
‫♪ چیزی گم نشده ولی چیزی هم پیدا نشده ♪

769
00:36:05,077 --> 00:36:06,829
‫♪ اصلاً صحیح و سالم نیستم ♪

770
00:36:06,954 --> 00:36:09,081
‫نمی‌دونم کدومش بدتره،

771
00:36:09,206 --> 00:36:13,794
‫اینکه پسرعمه‌م می‌خواست منو بکُشه
‫یا اینکه ترک اعتیادم رو خراب کرد.

772
00:36:13,920 --> 00:36:16,631
‫این قدرت رو به ریک نده.

773
00:36:16,756 --> 00:36:18,049
‫اون هیچ‌چیزی رو برات خراب نکرده.

774
00:36:18,090 --> 00:36:21,177
‫هیزل، توی خون من مواد هست.

775
00:36:21,969 --> 00:36:23,638
‫برگشتم سر خونۀ اول.

776
00:36:28,768 --> 00:36:30,269
‫بیا.

777
00:36:30,936 --> 00:36:32,597
‫پاکی به نیت آدمه.

778
00:36:32,647 --> 00:36:35,516
‫تو لغزش نکردی، لب به چیزی نزدی.

779
00:36:35,566 --> 00:36:36,984
‫فقط فریب خوردی.

780
00:36:37,318 --> 00:36:40,905
‫آره، ولی توی «میت‌آپ» دروغ نمی‌گفتم.

781
00:36:42,740 --> 00:36:45,576
‫حس می‌کنم لغزشم اجتناب‌ناپذیر‌ـه.

782
00:36:49,121 --> 00:36:50,665
‫می‌دونم دوست داشتی بابابزرگت

783
00:36:50,706 --> 00:36:52,875
‫سکۀ ۹ ماهگی‌ت رو بهت بده،

784
00:36:52,958 --> 00:36:55,211
‫و به‌خاطر دستگیریش عذاب‌وجدان داری.

785
00:36:55,503 --> 00:36:57,955
‫ولی مسئولیت تصمیم‌هایی که اون گرفته
‫فقط و فقط با خودشه.

786
00:36:58,005 --> 00:36:59,548
‫ریک هم همین‌طور.

787
00:36:59,674 --> 00:37:01,050
‫تو هم همین‌طور.

788
00:37:10,851 --> 00:37:12,728
‫هیزل...

789
00:37:13,396 --> 00:37:16,023
‫می‌شه سکۀ بعدیم رو تو بهم بدی؟

790
00:37:23,030 --> 00:37:24,865
‫با کمال میل.

791
00:37:26,992 --> 00:37:28,577
‫مطمئنی هیچ کاریش نمی‌شه کرد؟

792
00:37:28,619 --> 00:37:30,363
‫می‌تونی یورش به ددواتر رو رهبری کنی،

793
00:37:30,413 --> 00:37:32,790
‫ولی نمی‌تونی از ایستگاه پرستاری رد بشی؟

794
00:37:33,833 --> 00:37:35,993
‫پرستارها بعد از ساعت ملاقات، با کسی شوخی ندارن،

795
00:37:36,043 --> 00:37:37,878
‫مخصوصاً اگه از اعضای خانواده نباشی.

796
00:37:38,754 --> 00:37:40,339
‫فقط خوشحالم که اسکای به‌هوش اومده.

797
00:37:40,381 --> 00:37:44,051
‫- فکر کنم تو فرشتۀ نگهبانش باشی.
‫- چطور مگه؟

798
00:37:44,176 --> 00:37:45,586
‫خب، وقتی اسکای دستگیر شد،

799
00:37:45,636 --> 00:37:47,596
‫بدون تو نمی‌تونستم قاتل برندون رو پیدا کنم،

800
00:37:47,721 --> 00:37:48,964
‫امروز هم فکر کنم...

801
00:37:49,014 --> 00:37:51,183
‫رکورد سرعت رو شکستی تا برسونیش اینجا.

802
00:37:51,267 --> 00:37:53,853
‫خب، برای اون دومی، 
‫واقعاً از بال‌های فرشته‌ایم استفاده کردم.

803
00:37:56,397 --> 00:37:57,940
‫اون بستنیه؟

804
00:37:58,274 --> 00:38:01,819
‫یه‌بار بهم گفتی اسکای طعم پسته رو خیلی دوست داره.

805
00:38:07,032 --> 00:38:09,118
‫چرا خودت بهش نمی‌دی؟

806
00:38:16,709 --> 00:38:18,702
‫سلام، اسکای، یکی هست که...

807
00:38:18,752 --> 00:38:20,212
‫دلم می‌خواد باهاش آشنا بشی.

808
00:38:20,254 --> 00:38:23,215
‫سلام، من الک هستم. برات هدیه آوردم.

809
00:38:23,299 --> 00:38:25,501
‫خوشحالم از آشنایی‌ت.

810
00:38:25,551 --> 00:38:27,219
‫و ممنون.

811
00:38:27,845 --> 00:38:29,755
‫از کجا می‌دونستی؟

812
00:38:29,805 --> 00:38:33,142
‫خب، من و الک... با هم...

813
00:38:33,559 --> 00:38:35,219
‫ما... ما...

814
00:38:35,269 --> 00:38:37,521
‫من و مامانت یه مدته با هم تو رابطه‌ایم.

815
00:38:38,898 --> 00:38:40,316
‫چیز مهمی نیست، مامان.

816
00:38:40,608 --> 00:38:43,018
‫می‌دونم، فقط... برام عجیبه که بگم

817
00:38:43,068 --> 00:38:45,354
‫یه مدته با هم تو رابطه‌ایم.

818
00:38:45,404 --> 00:38:46,655
‫حس خوبی داره.

819
00:38:50,117 --> 00:38:51,327
‫بابامه.

820
00:38:51,368 --> 00:38:52,786
‫باید بهش بگی حال اسکای خوبه.

821
00:38:52,912 --> 00:38:54,872
‫منم با الک موافقم.

822
00:38:59,418 --> 00:39:01,503
‫- الو؟
‫- سلام، میکی. سلام.

823
00:39:01,629 --> 00:39:03,547
‫چقدر طول کشید تا جواب بدی.

824
00:39:03,631 --> 00:39:04,757
‫اسکای به‌هوش اومده.

825
00:39:04,840 --> 00:39:06,634
‫حالش خوبه.

826
00:39:07,051 --> 00:39:08,385
‫ممنون.

827
00:39:09,762 --> 00:39:11,263
‫«ممنون»؟

828
00:39:12,181 --> 00:39:14,558
‫می‌دونی به‌خاطر تو 
‫مأمورهای فدرال دارن ازم بازجویی می‌کنن؟

829
00:39:14,600 --> 00:39:15,976
‫فکر می‌کنن منم همدستت بودم.

830
00:39:16,018 --> 00:39:18,896
‫ببین، هیچ‌جوره نمی‌تونستی همدستم باشی.

831
00:39:18,979 --> 00:39:20,981
‫کاری که کردی رو 
‫زیر سقف من انجام دادی.

832
00:39:21,106 --> 00:39:22,524
‫من دعوتت کردم بیای.

833
00:39:22,608 --> 00:39:25,653
‫و نه فقط به‌خاطر اینکه برای اسکای کمک می‌خواستم،

834
00:39:25,778 --> 00:39:28,322
‫من تو رو توی زندگی‌م می‌خواستم، من...

835
00:39:29,114 --> 00:39:31,742
‫می‌خواستم دوباره بابام باشی.

836
00:39:32,242 --> 00:39:33,619
‫میکی، خواهش می‌کنم...

837
00:39:35,037 --> 00:39:36,497
‫می‌دونی چیه؟

838
00:39:36,538 --> 00:39:40,459
‫خداحافظ، وس. 
‫دیگه هیچ‌وقت بهم زنگ نزن.

839
00:40:06,360 --> 00:40:07,945
‫سلام.

840
00:40:08,862 --> 00:40:10,531
‫خوبی؟

841
00:40:11,657 --> 00:40:13,492
‫الان بهترم.

842
00:40:14,284 --> 00:40:16,245
‫باید برم یه مُخبر رو ببینم.

843
00:40:16,328 --> 00:40:18,664
‫دارم پرس‌و‌جو می‌کنم تا ریک فریلی رو پیدا کنم.

844
00:40:40,060 --> 00:40:41,353
‫ای بچۀ...

845
00:40:41,437 --> 00:40:43,397
‫- احمقِ خنگ.
‫- می‌دونم.

846
00:40:43,522 --> 00:40:45,524
‫- می‌دونم گند زدم.
‫- نه.

847
00:40:45,649 --> 00:40:47,526
‫- هیچی نمی‌دونی.
‫- به کمکت نیاز دارم.

848
00:40:47,693 --> 00:40:50,020
‫- باید منو از این مخمصه بکشی بیرون.
‫- چی؟ مثل دفعۀ قبل؟

849
00:40:50,070 --> 00:40:52,364
‫تو دخترِ کلانتر رو مسموم کردی، ریک.

850
00:40:53,282 --> 00:40:54,400
‫این قضیه خیلی پیچیده‌تر از

851
00:40:54,450 --> 00:40:56,577
‫اون‌دفعه‌ست که چاقو زدی به اون برندونِ کودن.

852
00:40:56,618 --> 00:40:57,870
‫بی‌خیال.

853
00:40:58,036 --> 00:40:59,538
‫تو می‌تونی هر گندی رو جمع کنی.

854
00:40:59,580 --> 00:41:01,407
‫وقتی اسکای به قتل برندون متهم شد، تو کاری کردی

855
00:41:01,457 --> 00:41:03,333
‫که کاسه‌کوزه‌ها سر «اسمیت» بشکنه. 
‫تو کاربلدی!

856
00:41:03,375 --> 00:41:06,879
‫من برای مادرت کار می‌کنم، برای تو کار نمی‌کنم.

857
00:41:06,962 --> 00:41:08,914
‫- از این ماجرا خبر داره؟
‫- نه.

858
00:41:08,964 --> 00:41:10,716
‫نباید هم بفهمه.

859
00:41:10,799 --> 00:41:12,259
‫اون اسکای رو دوست داره.

860
00:41:12,384 --> 00:41:15,095
‫بماند که اسکای داشت سعی می‌کرد
‫از اون آتو جمع کنه.

861
00:41:15,220 --> 00:41:17,881
‫این ایدۀ من بود که مسیرِ شرکت رو
‫از چوب به ماری‌جوآنا تغییر بدیم.

862
00:41:17,931 --> 00:41:19,266
‫تو که می‌دونی، نه؟

863
00:41:19,391 --> 00:41:20,767
‫ولی یه‌بار گفت دمت گرم؟

864
00:41:20,809 --> 00:41:22,686
‫معلومه که نه. اسکای رو تحویل گرفت.

865
00:41:22,728 --> 00:41:25,355
‫به اسکای اعتماد کرد، به اسکای ترفیع داد.

866
00:41:25,439 --> 00:41:28,400
‫دلم می‌خواست فقط یک‌بار، فقط یک‌بار منو ببینه.

867
00:41:28,484 --> 00:41:30,394
‫هی. آروم باش.

868
00:41:30,444 --> 00:41:33,447
‫باشه؟ خوب شد که بهم زنگ زدی.

869
00:41:34,239 --> 00:41:37,326
‫حالا می‌خوای این وضعیت رو چی‌کارش کنم؟

870
00:41:38,952 --> 00:41:41,288
‫ادعای اسکای در مقابل ادعای منه.

871
00:41:41,413 --> 00:41:43,957
‫اگه بمیره، نمی‌تونه شهادت بده.

872
00:41:48,921 --> 00:41:50,339
‫باشه.

873
00:41:51,882 --> 00:41:54,668
‫ولی برای اینکه بتونم این کار رو بکنم، 
‫باید با اسکای صمیمی بشم.

874
00:41:54,718 --> 00:41:57,137
‫یعنی اون باید بهم اعتماد کنه.

875
00:41:57,262 --> 00:42:00,724
‫در مورد من، به اسکای یا میکی چی گفتی؟

876
00:42:00,807 --> 00:42:02,559
‫راستش رو بگو.

877
00:42:02,601 --> 00:42:04,436
‫اونا هیچی نمی‌دونن.

878
00:42:04,478 --> 00:42:07,522
‫قسم می‌خورم هیچ‌وقت اسمت رو نیاوردم.

879
00:42:09,107 --> 00:42:10,192
‫باشه.

880
00:42:10,234 --> 00:42:11,818
‫خوبه. خیلی‌خب.

881
00:42:11,860 --> 00:42:13,654
‫- حله؟
‫- کارِت خوب بود.

882
00:42:14,738 --> 00:42:16,281
‫پس حلش می‌کنی؟

883
00:42:16,907 --> 00:42:18,617
‫آره، ریک، حلش می‌کنم.

884
00:42:18,659 --> 00:42:20,118
‫همه‌چیز رو درست می‌کنم.

885
00:42:28,669 --> 00:42:34,841
‫«ترجمه از محمد سید»