1
00:00:04,379 --> 00:00:09,384
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

2
00:00:10,385 --> 00:00:12,303
‫نبضت خوبه.
‫چطور خوابیدی؟

3
00:00:13,096 --> 00:00:14,180
‫خوب بود.

4
00:00:14,806 --> 00:00:16,307
‫خواب ندیدی؟

5
00:00:22,063 --> 00:00:23,598
‫خیلی‌خب، خانم شهردار.

6
00:00:23,648 --> 00:00:25,275
‫بعدا می‌بینمت.

7
00:00:26,275 --> 00:00:36,275
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

8
00:00:38,496 --> 00:00:39,914
‫هی، جری؟

9
00:00:40,707 --> 00:00:41,750
‫بله، خانم؟

10
00:00:44,335 --> 00:00:48,798
‫دیروز ازم خواستی که هروقت خواستم تنها باشم
‫باهات روراست باشم.

11
00:00:50,425 --> 00:00:51,468
‫امروز...

12
00:00:53,261 --> 00:00:54,888
‫می‌خوام خودم تنها...

13
00:00:55,930 --> 00:00:56,931
‫توی سیلو بگردم.

14
00:00:57,765 --> 00:00:58,766
‫مشکلی نیست؟

15
00:01:01,644 --> 00:01:02,729
‫بله، خانم.

16
00:01:02,812 --> 00:01:03,813
‫- آره؟
‫- آره.

17
00:01:03,897 --> 00:01:05,648
‫باشه. خیلی‌خب.

18
00:01:06,566 --> 00:01:07,567
‫می‌بینمت.

19
00:01:14,407 --> 00:01:16,075
‫وقتی تازه خوان رو آوردیم اینجا...

20
00:01:17,368 --> 00:01:18,995
‫یه پسربچه بود.

21
00:01:19,871 --> 00:01:24,000
‫دقیقا بعد از برگشتنم از عملیات طوفان صحرا بود.

22
00:01:25,752 --> 00:01:28,880
‫درست قبل از اینکه آلی عازم مأموریتش شد.

23
00:01:30,381 --> 00:01:32,967
‫و شب قبل از اولین اعزامش،

24
00:01:34,802 --> 00:01:38,389
‫خوانیتو اونجا پیش ما نشست،

25
00:01:38,890 --> 00:01:40,892
‫و غذایی رو می‌خورد که رودی
‫براش درست کرده بود.

26
00:01:40,975 --> 00:01:45,188
‫برگر بیکن با پیاز اضافه و خردل.

27
00:01:45,271 --> 00:01:48,942
‫ذائقه‌ای که از مادرش به ارث برده بود
‫و من هیچوقت نمی‌تونم درکش کنم.

28
00:01:49,651 --> 00:01:50,652
‫اون...

29
00:01:53,613 --> 00:01:56,532
‫بهمون گفت که می‌خواد باعث افتخارمون بشه.

30
00:01:59,911 --> 00:02:01,621
‫ما قبل از رفتنش بهش افتخار می‌کردیم.

31
00:02:03,248 --> 00:02:04,415
‫همه‌تون اینو می‌دونین...

32
00:02:05,792 --> 00:02:06,918
‫و شما هم بهش افتخار می‌کردین.

33
00:02:08,920 --> 00:02:10,296
‫می‌دونین، الان هم دوباره رفته.

34
00:02:15,134 --> 00:02:18,429
‫یه روزی... می‌بینیمش.

35
00:02:22,600 --> 00:02:24,519
‫من امروز یه برگر می‌خورم.

36
00:02:25,019 --> 00:02:27,063
‫به سلیقه‌ی خوانیتو.

37
00:02:27,772 --> 00:02:29,148
‫فقط امروز.

38
00:02:30,900 --> 00:02:32,652
‫رودی ازتون پذیرایی می‌کنه.

39
00:02:32,735 --> 00:02:33,736
‫ممنون.

40
00:02:48,876 --> 00:02:52,171
‫آقای آلامیدا، من دنیل کین هستم،
‫برادر شارلوت.

41
00:02:52,255 --> 00:02:53,923
‫می‌دونم کی هستی، جناب نماینده.

42
00:02:54,674 --> 00:02:56,592
‫خواهرت مثل عضوی از خانواده ماست،

43
00:02:57,719 --> 00:02:58,970
‫که تو رو هم جزئی از خانواده‌مون می‌کنه.

44
00:02:59,804 --> 00:03:01,597
‫- حالش چطوره؟
‫- خوبه.

45
00:03:02,473 --> 00:03:05,101
‫حافظه‌اش آسیب دیده.

46
00:03:06,060 --> 00:03:07,145
‫ما فقط...

47
00:03:08,229 --> 00:03:09,981
‫خب، من سوالات زیادی دارم.

48
00:03:10,732 --> 00:03:11,774
‫آره.

49
00:03:12,859 --> 00:03:13,943
‫همه‌مون داریم.

50
00:03:15,361 --> 00:03:16,362
‫بیا.

51
00:03:16,863 --> 00:03:18,656
‫مطمئن نیستم که الان وقت مناسبی باشه،

52
00:03:18,740 --> 00:03:22,493
‫ولی تو که خودت ارتشی بودی،
‫چیزی می‌دونی که شاید...

53
00:03:23,244 --> 00:03:24,370
‫من...

54
00:03:28,958 --> 00:03:30,835
‫یکی بهم گفت که قبل از مأموریت،

55
00:03:31,461 --> 00:03:34,130
‫تجهیزات ارتباطی کل اسکادران تعویض شده بود.

56
00:03:34,213 --> 00:03:36,966
‫برگشته بودن به سیستم‌های ارتباطی‌ای که
‫خیلی سال پیش جمع شده بودن،

57
00:03:37,049 --> 00:03:39,218
‫حتی قبل از دوره‌ی خدمت من.

58
00:03:39,302 --> 00:03:40,762
‫خوان دقیقا قبل از مأموریت بهم زنگ زد،

59
00:03:41,345 --> 00:03:44,307
‫بهم گفت که قدمت رادیویش
‫از سن خودش بیشتره.

60
00:03:44,390 --> 00:03:45,725
‫چرا باید همچین کاری کنن؟

61
00:03:45,808 --> 00:03:48,144
‫که جلوی اختلال رو بگیره؟
‫چه می‌دونم.

62
00:03:48,895 --> 00:03:51,105
‫ولی این کار اونا رو در معرض
‫چیزهای خیلی بیشتری قرار داد.

63
00:03:52,315 --> 00:03:55,234
‫یکی از رفیق‌هام که مسئول پر کردن
‫گزارش‌های این حادثه بود

64
00:03:55,318 --> 00:03:58,070
‫می‌گفت چون ارتباطات رادیویی رمزگذاری نشده بوده،

65
00:03:58,154 --> 00:03:59,614
‫راحت قابل ضبط بودن.

66
00:04:00,198 --> 00:04:01,574
‫- کی ضبطشون کنه؟
‫- تقریبا هرکسی.

67
00:04:02,116 --> 00:04:04,035
‫گفت اصلا کار سختی نبود.

68
00:04:05,244 --> 00:04:07,079
‫پس احتمالا یه جایی ضبط شده.

69
00:04:07,830 --> 00:04:10,458
‫احیانا نگفت که کجا می‌تونیم
‫یه نسخه ازش بگیریم...

70
00:04:10,541 --> 00:04:12,919
‫نه. بهم گفت بیخیالش بشم.

71
00:04:14,378 --> 00:04:16,547
‫چون فوق محرمانه‌ست؟

72
00:04:16,631 --> 00:04:18,633
‫نه. چون رفیقمه.

73
00:04:19,675 --> 00:04:21,719
‫چون فکر می‌کنه اگه به اون همه آدم مریضی که

74
00:04:22,970 --> 00:04:26,682
‫یه جا دور هم نشستن و دارن به صدای
‫جون دادن پسرم گوش میدن، فکر نکنم

75
00:04:26,766 --> 00:04:30,478
‫راحت‌تر می‌تونم با مرگش کنار بیام.

76
00:04:39,695 --> 00:04:41,239
‫اون فرمانده ناو نیمیتزه.

77
00:04:41,781 --> 00:04:42,823
‫من بهتره که...

78
00:04:44,492 --> 00:04:45,493
‫می‌دونی،

79
00:04:46,744 --> 00:04:48,246
‫الان نزدیک 20 ساله که
‫از ارتش بیرون اومدم...

80
00:04:50,289 --> 00:04:51,791
‫و هنوزم تا یه ارشدتر می‌بینم
‫ناخودآگاه صاف می‌ایستم.

81
00:05:09,141 --> 00:05:12,770
‫دیشب داروها رو توی اونجا تف کرد
‫و امروز صبح هم اینجا.

82
00:05:13,813 --> 00:05:15,398
‫ممنون، ایمی.

83
00:05:15,481 --> 00:05:18,234
‫می‌خوای امشب دو برابر بهش بدم
‫یا...

84
00:05:19,026 --> 00:05:20,486
‫به همین کارت ادامه بده.

85
00:05:25,950 --> 00:05:26,951
‫ممنون.

86
00:05:36,585 --> 00:05:38,671
‫[شنیدم که موقع شورش تو لوکاس کایل رو بردی یه جایی.

87
00:05:38,754 --> 00:05:40,089
‫الان هرجا که هست، باید پیداش کنم.

88
00:05:40,172 --> 00:05:41,841
‫امیدوار بودم که تو بدونی کجاست.
‫از طرف ژولیت.]

89
00:05:43,926 --> 00:05:45,344
‫به این زودی داری میری؟

90
00:05:46,554 --> 00:05:47,555
‫آره.

91
00:05:58,524 --> 00:05:59,692
‫بیرون می‌بینمت.

92
00:06:05,197 --> 00:06:06,198
‫چیه؟

93
00:06:07,616 --> 00:06:08,826
‫حالت خوبه؟

94
00:06:10,036 --> 00:06:11,037
‫آره.

95
00:06:13,748 --> 00:06:16,042
‫- سلام.
‫- خانم شهردار.

96
00:06:16,125 --> 00:06:19,170
‫کلانتر خونه‌ست؟
‫شنیدم که ممکنه بتونم اینجا گیرش بیارم.

97
00:06:19,253 --> 00:06:21,756
دیشب رفت تا به گزارش گم‌ شدنِ یه نفر
.در طبقات میانی رسیدگی کنه

98
00:06:23,174 --> 00:06:24,383
‫میشه بیام تو؟

99
00:06:30,389 --> 00:06:31,340
‫ما قبلا همدیگه رو دیدیم؟

100
00:06:31,390 --> 00:06:32,433
‫ببخشـ... آخه نمی‌تونم...

101
00:06:32,516 --> 00:06:33,559
‫نه.

102
00:06:34,310 --> 00:06:36,604
‫واقعا؟
‫وقتی کلانتر بودم و شوهرت معاونم بود

103
00:06:36,687 --> 00:06:38,272
‫نیومده بودم دیدنت؟

104
00:06:38,355 --> 00:06:39,356
‫نه.

105
00:06:48,824 --> 00:06:51,786
‫تو در مورد پاتریک کندی و لوکاس کایل
‫چی می‌دونی؟

106
00:06:52,787 --> 00:06:55,790
‫هیچی. نمی‌خواد با عجله برم،
‫ولی روز پر مشغله‌ای دارم...

107
00:06:55,873 --> 00:06:58,042
‫می‌فهمم.
‫تا حالا اسمشون رو نشنیدی؟

108
00:06:58,125 --> 00:06:59,168
‫هر کدومشون؟

109
00:06:59,960 --> 00:07:02,630
‫اونم درحالی که پاتریک کندی
‫بزرگترین فراری توی سیلوئه؟

110
00:07:03,130 --> 00:07:05,800
‫من خودم رو درگیر شایعات نمی‌کنم.

111
00:07:06,467 --> 00:07:07,468
‫صحیح.

112
00:07:09,887 --> 00:07:11,388
‫مچ دستت چی شده؟

113
00:07:15,267 --> 00:07:16,435
‫زمین خوردم.

114
00:07:16,936 --> 00:07:18,854
‫تو هم توی ورود به انبار دست داشتی، مگه نه؟

115
00:07:20,773 --> 00:07:23,526
‫من نیومدم اینجا که بدم دستگیرت کنن، باشه؟

116
00:07:23,609 --> 00:07:25,694
‫می‌خوام بدونم پاتریک کندی کجاست،
‫همین.

117
00:07:27,404 --> 00:07:29,782
‫شوهرت می‌دونه که تو یه بیرون‌خواه هستی؟

118
00:07:31,617 --> 00:07:33,577
‫اگه شوهرت می‌دونه که یه بیرون‌خواه هستی،

119
00:07:33,661 --> 00:07:36,038
‫کاملا با عقل جور در میاد که
‫چرا کندی دستگیر نشده

120
00:07:36,121 --> 00:07:37,665
‫و شایدم به خاطر همینه که لوکاس هنوز پیدا نشده.

121
00:07:37,748 --> 00:07:39,041
‫لوکاس کایل مرده.

122
00:07:39,124 --> 00:07:41,669
‫و کندی جاهایی رو توی سیلو بده که پل،

123
00:07:41,752 --> 00:07:43,329
‫افسرهاش، مأمورها،

124
00:07:43,379 --> 00:07:45,047
‫هرکسی نمی‌دونه کجا رو بگرده.

125
00:07:45,130 --> 00:07:47,049
‫درسته، ولی تو می‌دونی کجا رو بگردی.

126
00:07:47,716 --> 00:07:49,426
‫من فکر نمی‌کنم لوکاس زنده باشه.

127
00:07:49,510 --> 00:07:51,720
‫کندی ماه‌ها دنبالش گشت و هیچی پیدا نکرد.

128
00:07:52,304 --> 00:07:53,681
‫حتی بهمون گفت مادرش رو تعقیب کنیم.

129
00:07:53,764 --> 00:07:54,765
‫با مادرش حرف زدی؟

130
00:07:54,848 --> 00:07:57,059
‫گفت آخرین باری که لوکاس رو دیده بود
‫موقع شورش

131
00:07:57,142 --> 00:07:59,144
‫توی آپارتمانش بود،
‫چند روز قبل از برگشتن تو.

132
00:08:00,062 --> 00:08:02,106
‫سیمز با اسلحه اومد.

133
00:08:02,189 --> 00:08:04,650
‫می‌خواست بدونه که برنارد و لوکاس
‫راجع‌به چی حرف می‌زدن.

134
00:08:04,733 --> 00:08:06,819
‫تهدید کرد که اون و مادرش رو می‌کشه...

135
00:08:07,778 --> 00:08:09,405
‫لوکاس هم قبول نکرد چیزی بگه.

136
00:08:09,989 --> 00:08:11,657
‫اون آخرین باری بود که دیده بودش.

137
00:08:13,742 --> 00:08:15,869
‫اصلا تو رو به تهِ سیلو نبردن، مگه نه؟

138
00:08:16,453 --> 00:08:20,874
‫پل گفت توی طبقه ۱۴۴، جسدها سه لایه روی هم
‫روی فن‌های تهویه تلنبار شده بودن.

139
00:08:21,959 --> 00:08:24,420
‫کوره رو ۲۴ ساعته روشن نگه داشته بودن.

140
00:08:25,588 --> 00:08:28,090
‫به نظر میاد که لوکاس کایل
‫چند ماه پیش خاکستر شده.

141
00:08:29,592 --> 00:08:33,846
‫اون داره داروهاش رو تف می‌کنه
‫که خوب نیست.

142
00:08:33,929 --> 00:08:35,848
‫ولی تا اونجایی که تونستیم سر در بیاریم،

143
00:08:35,931 --> 00:08:39,226
‫الان توی سیلو داره دنبال لوکاس کایل می‌گرده.

144
00:08:39,310 --> 00:08:41,020
‫بعد این خوبه؟

145
00:08:41,103 --> 00:08:44,064
‫جستجوی اون برای پیدا کردن کایل
‫احتمالا به جایی نمی‌رسه.

146
00:08:44,148 --> 00:08:47,026
‫ولی اگه با تعقیب ژولیت
‫بتونیم از مردن اون مطمئن بشیم

147
00:08:47,109 --> 00:08:49,395
‫و کندی رو بکشونیم بیرون،

148
00:08:49,445 --> 00:08:51,822
‫ممکنه به ویتامین دی‌پلاس نیاز پیدا نکنیم.

149
00:08:51,905 --> 00:08:54,116
‫دو احتمال بعید برای رسیدن به نتیجه‌ای که

150
00:08:54,199 --> 00:08:56,910
‫خیلی راحت با یه کار امتحان پس‌ داده
‫میشه بهش رسید.

151
00:08:59,830 --> 00:09:03,375
‫تو می‌ترسی که از دست دادن حافظه
‫یعنی از دست رفتن خودآگاهی،

152
00:09:03,959 --> 00:09:07,212
‫نابودی هویت و پایان وجود آدم باشه.

153
00:09:10,549 --> 00:09:12,259
‫داده‌ها ارائه شده.

154
00:09:13,177 --> 00:09:15,387
‫تصمیمش فقط در دستان تو قرار داره،

155
00:09:16,347 --> 00:09:19,641
‫به همراه جان 9 هزار 913 نفر آدم.

156
00:09:24,021 --> 00:09:27,524
‫تسریع بخشیدن انتقال ویتامین دی‌پلاس
‫به بخش تصفیه آب رو در نظر بگیر.

157
00:09:28,859 --> 00:09:31,987
‫هرچه زودتر ویتامین دی‌پلاس رو
‫در منبع آب سیلو تزریق کنی،

158
00:09:32,613 --> 00:09:34,782
‫شانس بقا افزایش پیدا می‌کنه...

159
00:09:35,824 --> 00:09:40,370
‫اونم در زمانی که سیلوی شما
‫شدیدا به اجرای رویه محافظتی نزدیک شده.

160
00:11:43,452 --> 00:11:44,578
‫هی.

161
00:11:46,288 --> 00:11:49,166
‫- مراسم چطور بود؟
‫- گوش کن، با پدر خوان حرف زدم.

162
00:11:49,666 --> 00:11:51,793
‫و اون فکر می‌کنه که احتمالا بتونیم
‫فایل صوتی

163
00:11:51,877 --> 00:11:54,087
‫مکالمات مأموریت رو
‫یه جایی توی اینترنت پیدا کنیم.

164
00:11:54,171 --> 00:11:56,757
‫- توی دارک وب؟
‫- خب، اینو که نگفت، ولی آره.

165
00:11:56,840 --> 00:11:58,925
‫من اصلا نمی‌دونم که کجا دنبال همچین چیزی بگردم.

166
00:11:59,009 --> 00:12:00,252
‫- خب، من می‌دونم.
‫- باشه.

167
00:12:00,302 --> 00:12:01,595
‫تو در چه حالی؟

168
00:12:02,512 --> 00:12:04,348
‫بعدا بهت زنگ می‌زنم.

169
00:12:05,515 --> 00:12:07,601
‫هی!
‫سلام بر تو.

170
00:12:07,684 --> 00:12:10,896
‫دیگه آخرهای نوشتن این افشاگری

171
00:12:10,979 --> 00:12:14,524
‫در مورد زندگی فاسد کساتی هستم
‫که ادعای پاکدامنی دارن،

172
00:12:14,608 --> 00:12:16,985
‫- ولی دارم روی یه چیز بزرگ کار می‌کنم.
‫- هلن.

173
00:12:17,069 --> 00:12:19,654
‫باشه؟
‫یه چیزی در حد جایزه پولیتزره.

174
00:12:21,740 --> 00:12:22,908
‫من جایزه پولیتزر نمی‌خوام.

175
00:12:22,991 --> 00:12:25,077
‫فقط می‌خواستم که کارت رو انجام بدی.

176
00:12:25,160 --> 00:12:26,578
‫دارم کار رو انجام میدم، فیل.

177
00:12:26,661 --> 00:12:31,041
‫فقط ترجیح میدم دورکار باشم تا اینکه تمام روز
‫توی این مهدکودک پلاس بشم.

178
00:12:31,124 --> 00:12:32,459
‫دارم اخراجت می‌کنم.

179
00:12:34,378 --> 00:12:35,587
‫چی؟

180
00:12:35,670 --> 00:12:37,631
‫خودمون وسایلت رو جمع کردیم.

181
00:12:39,091 --> 00:12:40,717
‫نگهبان تا بیرون همراهیت می‌کنه.

182
00:12:41,968 --> 00:12:43,462
‫- چی؟
‫- سعی کن معرکه راه نندازی، باشه؟

183
00:12:43,512 --> 00:12:45,097
‫هی، چی...

184
00:12:46,014 --> 00:12:48,225
‫عجب. عجب.
‫جدی که نیستی، درسته؟

185
00:12:50,477 --> 00:12:51,520
‫باشه.

186
00:12:53,271 --> 00:12:55,023
‫من اصلا این شغل کوفتی رو نمی‌خواستم.

187
00:12:59,027 --> 00:13:00,612
‫خیلی‌خب، باشه.
‫ممنون.

188
00:13:15,919 --> 00:13:19,756
‫من اصلا یادم نمیاد که بیشتر از یک روز
‫از اورلا خبر نگیرم.

189
00:13:19,840 --> 00:13:22,008
‫احتمالا داره روی یه چیزی
‫برای مک‌لین کار می‌کنه،

190
00:13:22,509 --> 00:13:24,219
‫ولی کلانتر پیداش می‌کنه.

191
00:13:25,220 --> 00:13:26,555
‫تو بچه داری، کلانتر؟

192
00:13:26,638 --> 00:13:28,140
‫بله. یه دختر.

193
00:13:28,223 --> 00:13:29,516
‫پس درک می‌کنی.

194
00:13:31,017 --> 00:13:32,894
‫مطمئن شو که بچه‌مون برمی‌گرده خونه.

195
00:13:32,978 --> 00:13:34,187
‫حتما.

196
00:13:35,730 --> 00:13:36,731
‫ممنون.

197
00:13:39,109 --> 00:13:42,154
‫اونا هنوزم ما رو به چشم بچه می‌بینن،
‫ولی خودت که اورلا رو دیدی.

198
00:13:42,237 --> 00:13:43,655
‫اون بچه نیست.

199
00:13:44,489 --> 00:13:48,535
‫والدین ما قبل از این شغل
‫چند دهه در تدارکات کار کردن،

200
00:13:48,618 --> 00:13:51,830
‫ولی اورلا اولین نفر توی خانواده ما بود
‫که دست راست سرپرست شد.

201
00:13:52,706 --> 00:13:55,542
‫چیز مهم دیگه‌ای هم هست که بخوای بدونم؟

202
00:13:56,543 --> 00:13:57,794
‫کسی که باید باهاش حرف بزنم؟

203
00:13:58,628 --> 00:13:59,996
‫خب، اورلا به همراه شغل جدیدش،

204
00:14:00,046 --> 00:14:03,508
‫یه مرد جدید هم توی زندگیش داره،
‫مایک دیویدسون.

205
00:14:04,759 --> 00:14:06,261
‫اون قبلا با گلندا هاروود بود،

206
00:14:07,512 --> 00:14:08,930
‫دست راست سابق مک‌لین.

207
00:14:09,723 --> 00:14:11,558
‫- این یه جورایی عجیبه.
‫- آره.

208
00:14:12,726 --> 00:14:14,477
‫من توی زندگی شخصیش دخالت نمی‌کنم.

209
00:14:18,064 --> 00:14:20,984
‫آخرین باری که دیدیش،
‫متوجه چیز عجیب یا متفاوتی نشدی؟

210
00:14:22,152 --> 00:14:24,487
‫خواهرم معمولا آدم سرزنده‌ایه.

211
00:14:25,572 --> 00:14:27,157
‫مردم بهش جذب می‌شن،

212
00:14:29,075 --> 00:14:34,289
‫ولی اخیرا، فقط می‌تونم بگم طوری به نظر میاد
‫که انگار یه چیزی روی دوشش سنگینی کرده.

213
00:14:36,041 --> 00:14:38,919
‫معلوم شد، شاید به خاطر فشارِ
‫اداره کردن بخش تدارکات باشه.

214
00:14:51,056 --> 00:14:52,432
‫کجا داریم می‌ریم؟

215
00:14:53,308 --> 00:14:54,893
‫فکر کنم خیابان کینگ.

216
00:14:54,976 --> 00:14:56,186
‫نمی‌دونم.

217
00:14:56,770 --> 00:14:57,854
‫یادداشتش کردم.

218
00:14:59,356 --> 00:15:01,858
‫- لازم نیست.
‫- نه، بهتره برش دارم.

219
00:15:03,318 --> 00:15:05,445
‫نه، میشه فرمون رو بگیری؟

220
00:15:06,988 --> 00:15:08,323
‫- باشه. الان...
‫- یا خدا.

221
00:15:14,871 --> 00:15:17,332
‫بیا.
‫پشت صفحه اول نوشتم.

222
00:15:24,923 --> 00:15:26,549
‫"خیابان کین پلاک 112 الف".

223
00:15:26,633 --> 00:15:28,218
‫می‌دونستم که اولش ک داره.

224
00:15:28,301 --> 00:15:30,053
‫- میشه بزنیش روی نقشه؟
‫- آره.

225
00:15:30,637 --> 00:15:31,638
‫اسمش چیه؟

226
00:15:32,138 --> 00:15:33,723
‫گفت استیو.

227
00:15:33,807 --> 00:15:36,643
‫شدیدا بعیده که واقعا اسمش استیو باشه.

228
00:15:37,352 --> 00:15:39,437
‫و نمی‌تونست یه فایل
‫یا لینکی چیزی برامون بفرسته؟

229
00:15:39,521 --> 00:15:41,481
‫گفت باید حضوری بریم.

230
00:15:41,564 --> 00:15:43,483
‫یکم مشکوک می‌زنه.

231
00:15:43,566 --> 00:15:46,903
‫دارک وبـه خب.
‫بایدم مشکوک بزنه.

232
00:15:48,238 --> 00:15:50,698
‫به نظر تو عجیب نیست؟
‫اخراج شدن من.

233
00:15:51,616 --> 00:15:52,617
‫چطور مگه؟

234
00:15:53,243 --> 00:15:55,870
‫من در مورد مأموریت شارلوت
‫سوال و پرس کردم

235
00:15:55,954 --> 00:15:57,622
‫و یهو از کار بیکار شدم؟

236
00:15:59,791 --> 00:16:01,292
‫کارت رو خوب انجام می‌دادی؟

237
00:16:02,252 --> 00:16:03,795
‫منظورت...
‫چی؟

238
00:16:03,878 --> 00:16:07,173
‫خب، گفتی از اونجا کار کردن متنفر بودی.
‫آدم‌ها معمولا این چیزها رو زود می‌فهمن.

239
00:16:09,008 --> 00:16:11,261
‫- چی؟ چه می‌دونم.
‫- عجب. عجب.

240
00:16:11,344 --> 00:16:13,012
‫من عملا تازه اخراج شدم.

241
00:16:13,096 --> 00:16:15,598
‫- میشه حداقل سعی کنی کمتر عوضی باشی؟
‫- نمی‌دونم والا. گوش کن. هی.

242
00:16:15,682 --> 00:16:18,226
‫هلن، خیلی بابت شغلت متاسفم.
‫چه عوضی‌هایی هستن.

243
00:16:18,309 --> 00:16:21,187
‫ممنون. بهتر بود.

244
00:16:21,271 --> 00:16:22,313
‫عجبا.

245
00:16:54,012 --> 00:16:55,013
‫گوشی‌هاتون.

246
00:17:00,935 --> 00:17:03,021
‫و تو، نشانت رو بهم بده.

247
00:17:03,521 --> 00:17:04,939
‫چیه من؟

248
00:17:05,023 --> 00:17:06,691
‫مگه از معامله خبر نداره؟

249
00:17:06,774 --> 00:17:08,234
‫منم از معامله خبر ندارم.

250
00:17:08,318 --> 00:17:10,737
‫واسطه‌مون قبول کرد
‫که در ازای اطلاعات اون فایل صوتی،

251
00:17:10,820 --> 00:17:12,405
‫من می‌تونم از روی کارت شناسایی کنگره‌ای ایشون
‫کپی بزنم.

252
00:17:12,488 --> 00:17:14,449
‫امکان نداره.
‫نه.

253
00:17:17,410 --> 00:17:18,620
‫پس گمشو بیرون.

254
00:17:25,376 --> 00:17:26,377
‫باشه.

255
00:17:38,681 --> 00:17:39,807
‫میشه بشنویمش؟

256
00:17:41,184 --> 00:17:42,226
‫چی رو؟

257
00:17:43,645 --> 00:17:46,147
‫فایل صوتی مکالمات بدون رمزگذاری.

258
00:17:46,230 --> 00:17:47,357
‫از اون مأموریت.

259
00:17:48,733 --> 00:17:51,194
‫به من گفتن که فقط می‌خواستین بفهمین
‫وجود داره یا نه.

260
00:17:52,362 --> 00:17:53,529
‫وجود داره.

261
00:17:54,447 --> 00:17:56,074
‫اگه درباره اینجا به کسی چیزی بگی

262
00:17:56,157 --> 00:17:57,951
‫اونوقت توی تاریخچه جستجوی تک ‌تک حساب‌های کاربری‌ای
‫که به اسمت ثبت شده،

263
00:17:58,034 --> 00:18:00,828
‫ده سال سابقه جستجوی چیزهای ناجور
‫و مریض بالا میاد.

264
00:18:00,912 --> 00:18:03,373
‫خیلی‌خب، نه.
‫این قرار ما نبود.

265
00:18:03,414 --> 00:18:04,415
‫[من ممکنه ردیابی شده باشم.
‫تو چی؟]

266
00:18:07,085 --> 00:18:08,169
‫قرار من که هست!

267
00:18:09,003 --> 00:18:11,798
‫شاید بهتره به بایرون بگی که دفعه بعد
‫درخواستتون رو دقیق‌تر بگه.

268
00:18:17,053 --> 00:18:18,388
‫تو برای کی کار می‌کنی؟

269
00:18:18,471 --> 00:18:19,639
‫"برای کی کار می‌کنم"؟
‫هیچکس.

270
00:18:19,722 --> 00:18:21,683
‫من فقط یکی از اون آدم‌های هم‌عقیده‌ زیادی هستم

271
00:18:21,766 --> 00:18:24,852
‫که با شنود مکالمات
‫و پیدا کردن چیزهایی که نباید بفهمیم،

272
00:18:24,936 --> 00:18:26,729
‫عوضی‌های حکومتی‌ای مثل تو رو
‫بازخواست می‌کنیم.

273
00:18:26,813 --> 00:18:28,523
‫پس تو مکالمات رو شنیدی؟

274
00:18:30,733 --> 00:18:31,984
‫آره. شنیدم.

275
00:18:33,027 --> 00:18:34,028
‫وحشتناکه.

276
00:18:34,612 --> 00:18:36,489
‫یکی داره کار مشکوکی می‌کنه
‫چون چیزی که من شنیدم...

277
00:18:36,572 --> 00:18:38,783
‫- اصلا مثلش...
‫- خواهر من یکی از خلبان‌های اون مأموریت بود.

278
00:18:38,866 --> 00:18:39,867
‫چیه تو؟

279
00:18:39,951 --> 00:18:41,828
‫خلبان ارشد، شارلوت کین.

280
00:18:43,413 --> 00:18:44,789
‫اون خواهرته؟

281
00:18:45,498 --> 00:18:46,624
‫چطور؟

282
00:18:50,503 --> 00:18:52,463
‫یه نفر توی مولداوی تونسته بود
‫20 ثانیه‌اش رو به دست بیاره،

283
00:18:52,547 --> 00:18:55,675
‫ولی هنوز پنج دقیقه از پست شدنش نگذشته بود
‫که کلا پاکش کردن.

284
00:18:55,758 --> 00:18:59,470
‫من قبل از اینکه ناپدید بشه
‫یه نوار کاست ضبط کردم.

285
00:19:01,139 --> 00:19:03,141
‫من تا جایی که دست خودم باشه
‫فقط با تجهیزات آنالوگ کار می‌کنم.

286
00:19:05,143 --> 00:19:08,479
‫هرچی هم که بهم پیشنهاد بدین
‫بازم اینو به کسی نمیدم،

287
00:19:08,563 --> 00:19:10,940
‫ولی فکر نمی‌کنم که تو باید...

288
00:19:39,635 --> 00:19:41,888
‫- بهش گوش نده.
‫- امکان نداره گوش ندم.

289
00:19:41,971 --> 00:19:43,556
‫- بذار خودم بهت بگم چی میگن.
‫- فقط... فقط...

290
00:19:43,639 --> 00:19:44,640
‫دنیل.

291
00:20:09,207 --> 00:20:11,834
‫چی می‌تونه منجر به همچین اتفاق وحشتناکی شده باشه؟

292
00:20:13,544 --> 00:20:16,797
‫چهار تا هواپیما، با خلبان‌هاشون...
‫آخه چی می‌تونه اینطوری کنترل رو دستش بگیره؟

293
00:20:17,506 --> 00:20:18,841
‫همه‌چیز به صورت همزمان؟

294
00:20:20,301 --> 00:20:21,469
‫اصلا نمی‌دونم.

295
00:20:26,557 --> 00:20:28,259
‫روز عالی‌ای داشته باشی، خب؟

296
00:20:28,309 --> 00:20:30,061
‫وقتی کارت تموم شد میام دنبالت.

297
00:20:30,144 --> 00:20:32,021
‫- باشه.
‫- دوستت دارم.

298
00:20:32,104 --> 00:20:33,522
‫منم دوستت دارم.

299
00:20:34,941 --> 00:20:36,317
‫پسر خوبی باش.

300
00:20:36,400 --> 00:20:37,485
‫گوش بده.

301
00:20:39,528 --> 00:20:41,989
‫خیلی‌خب، همگی سر جاتون بشینین.
‫بیاین...

302
00:20:42,073 --> 00:20:45,243
‫- تو اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- نه، صبر کن. هی.

303
00:20:45,326 --> 00:20:46,903
‫می‌خوام یه چیزی ازت بپرسم.
‫باشه. صبر کن.

304
00:20:46,953 --> 00:20:48,621
‫برام مهم نیست که می‌خوای چی بپرسی.

305
00:20:48,704 --> 00:20:52,333
‫هیچوقت حق نداری به مدرسه پسرم
‫یا خونه‌ام بیای. متوجهی؟

306
00:20:52,416 --> 00:20:54,251
‫آره، متوجه‌ام.
‫باشه.

307
00:20:54,335 --> 00:20:57,922
‫ببین، می‌خوام ازت کمک بخوام.

308
00:20:58,005 --> 00:21:01,550
‫نه. گوش کن، من حاضرم باقی عمرم رو
‫به خاطر پرت کردن از روی پله‌ها

309
00:21:01,634 --> 00:21:04,595
‫توی معدن‌ها بگذرونم،
‫ولی نذارم که تو نزدیک...

310
00:21:04,679 --> 00:21:06,222
‫- پسرم بشی...
‫- بهت گفتم که من یادم نمیاد.

311
00:21:06,305 --> 00:21:07,306
‫اون که یادش میاد!

312
00:21:08,516 --> 00:21:09,517
‫پسر من!

313
00:21:11,686 --> 00:21:13,688
‫اون نصف شب با ترس از خواب می‌پره.

314
00:21:13,771 --> 00:21:14,772
‫حداقل یادش میاد.

315
00:21:16,190 --> 00:21:18,275
‫و اون بابا داره.
‫من ندارم.

316
00:21:18,985 --> 00:21:21,445
‫اصلا یادم نمیاد که بابا داشتن
‫چه حسی داره.

317
00:21:25,282 --> 00:21:26,325
‫عالی شد.

318
00:21:26,409 --> 00:21:27,535
‫چی می‌خوای؟

319
00:21:29,954 --> 00:21:33,582
‫می‌خوام بدونم تو در مورد لوکاس کایل چی می‌دونی،

320
00:21:33,666 --> 00:21:35,042
‫و اینکه می‌دونی کجاست یا نه.

321
00:21:37,336 --> 00:21:40,172
‫ولی تو می‌دونی که برنارد از معدن‌ها بیرونش کشید
‫تا اونو دست راستش کنه،

322
00:21:40,256 --> 00:21:42,299
‫پس چرا همچین کاری کرد؟

323
00:21:42,883 --> 00:21:44,135
‫کاش می‌دونستم.

324
00:21:45,803 --> 00:21:47,138
‫باشه. ممنون.

325
00:21:47,888 --> 00:21:49,181
‫فقط می‌خواستم همینو بپرسم.

326
00:21:51,475 --> 00:21:53,811
‫- نیکولز.
‫- باشه، از پسرت فاصله می‌گیرم.

327
00:21:58,983 --> 00:22:00,359
‫خیلی خوبه، دایان.

328
00:22:01,485 --> 00:22:04,488
‫میشه بگید که اصلا چرا درک امنیت
‫انقدر اهمیت داره؟

329
00:22:08,701 --> 00:22:10,661
‫بیا، رفیق.
‫چطوره؟

330
00:22:10,745 --> 00:22:12,455
‫- می‌خوای نقاشی بکشی؟
‫- آره. آره.

331
00:22:12,538 --> 00:22:13,873
‫آره؟
‫باشه.

332
00:22:14,457 --> 00:22:18,043
‫- آره. آره. خوبه.
‫- خوبه. ممنون.

333
00:22:18,627 --> 00:22:19,670
‫هی.

334
00:22:20,379 --> 00:22:22,173
‫سلام، عزیزم.
‫همه‌چیز روبراهه؟

335
00:22:22,256 --> 00:22:23,416
‫- هی.
‫- چی شده؟

336
00:22:23,466 --> 00:22:24,675
‫چرا الان مدرسه نیست؟

337
00:22:30,097 --> 00:22:31,465
‫ما نیاز به یه روز خانوادگی داریم.

338
00:22:31,515 --> 00:22:32,933
‫- هر سه‌تامون.
‫- راب.

339
00:22:33,017 --> 00:22:34,435
‫- می‌خوام باهم بریم پارک.
‫- نه.

340
00:22:34,518 --> 00:22:35,895
‫- می‌خوام باهم باشیم.
‫- رابرت.

341
00:22:35,978 --> 00:22:37,730
‫می‌خوام یه مقدار باهم وقت بگذرونیم.

342
00:22:37,813 --> 00:22:41,650
‫امروز روزش نیست، خب؟
‫روحتم خبر نداره که درگیر چی‌ام.

343
00:22:44,111 --> 00:22:45,779
‫حق با توئه.
‫نمی‌دونم.

344
00:22:48,073 --> 00:22:49,450
‫ولی یه مسئله‌ای پیش اومد.

345
00:22:53,120 --> 00:22:54,288
‫چی شده؟

346
00:23:04,381 --> 00:23:05,674
‫ای گندش بزنن.

347
00:23:18,812 --> 00:23:20,689
‫طوری نیست.
‫من باهاش حرف می‌زنم.

348
00:23:32,701 --> 00:23:33,869
‫خیلی‌خب، ببینین.

349
00:23:33,953 --> 00:23:36,538
‫نیکولز ممکنه همون آدم سابق نباشه،
‫ولی هنوزم تیزبینـه.

350
00:23:36,622 --> 00:23:40,793
‫ما چندین ماه دنبال لوکاس کایل گشتیم
‫و ما هم تیزبین هستیم.

351
00:23:40,876 --> 00:23:42,578
‫اون داره سوالات درست رو می‌پرسه.

352
00:23:42,628 --> 00:23:44,380
‫آره. در مورد یه مُرده.

353
00:23:44,463 --> 00:23:46,423
‫امروز کی رو گذاشتیم
‫نیکولز رو زیر نظر داشته باشه؟

354
00:23:48,509 --> 00:23:51,345
‫بابی. سر راه که میومدم پایین دیدمش.
‫گفت دیدتش.

355
00:23:52,054 --> 00:23:53,097
‫کجا؟

356
00:23:53,764 --> 00:23:55,140
‫داشته به سمت شکاف بین پله‌ها می‌رفته.

357
00:23:57,059 --> 00:23:59,270
‫- تو نمی‌تونی...
‫- باید برم پایین.

358
00:24:00,312 --> 00:24:02,314
‫آره، شرمنده.
‫آخه امن نیست.

359
00:24:02,398 --> 00:24:04,525
‫باشه. بذار یه جور دیگه بهت بگم.
‫من میرم پایین.

360
00:24:04,608 --> 00:24:05,651
‫- تو...
‫- اوه.

361
00:24:07,069 --> 00:24:09,238
‫اگه میگه امن نیست، یعنی امن نیست.

362
00:24:09,321 --> 00:24:11,156
‫فقط به خاطر تو نیست.

363
00:24:11,240 --> 00:24:13,534
‫پایین رفتن تو، یعنی بالا موندن یه نفر دیگه.

364
00:24:13,617 --> 00:24:16,662
‫اون یه نفر ممکنه
‫ناظر ایمنی یکی از افراد مشغول کار باشه.

365
00:24:16,745 --> 00:24:18,914
‫چرا امروز صبح یادداشت منو نادیده گرفتی؟

366
00:24:20,916 --> 00:24:23,127
‫- نرسیده دستم.
‫- پیک که چیز دیگه‌ای گفت.

367
00:24:24,503 --> 00:24:26,213
‫- عجله داشتم.
‫- واقعا؟

368
00:24:27,589 --> 00:24:30,300
‫اصلا به درک.
‫به نظر خودت دلیلش چیه، خانم شهردار؟

369
00:24:30,384 --> 00:24:34,847
‫هیچ می‌دونی چه حسی داره که رفیق صمیمیت
‫تو رو نشناسه؟

370
00:24:35,597 --> 00:24:38,183
‫تو می‌دونی چه حسی داره که
‫رفیق صمیمیت رو نشناسی؟

371
00:24:40,144 --> 00:24:42,062
‫و اگه تو رفیق صمیمی‌ام بودی،
‫نمیومدی؟

372
00:24:43,272 --> 00:24:45,190
‫به نظر خودت چرا از این همه آدم
‫به تو پیغام فرستادم؟

373
00:24:46,817 --> 00:24:48,861
‫خیلی‌خب.
‫من باید لوکاس کایل رو پیدا کنم.

374
00:24:49,403 --> 00:24:52,197
‫- میشه منو ببری همون جایی که اونو بردی؟
‫- اون ناحیه مسدود شده.

375
00:24:52,281 --> 00:24:53,490
‫ممکن نیست.

376
00:24:56,035 --> 00:24:57,786
‫باشه. ممنون.

377
00:24:59,538 --> 00:25:00,789
‫نه، صبر کن!

378
00:25:10,924 --> 00:25:12,092
‫از شرلی به ناکس.

379
00:25:15,471 --> 00:25:16,722
‫آره، می‌بینمش.

380
00:25:18,265 --> 00:25:19,808
‫برگردین سر کار.

381
00:25:19,892 --> 00:25:21,810
‫خانم شهردار، لوکاس کایل اینجا نیست.

382
00:25:24,563 --> 00:25:25,939
‫و شرلی هم دروغ نمیگه.

383
00:25:26,607 --> 00:25:28,650
‫واکر سه ماه پیش خلاء حفاری
‫رو مسدود کرد.

384
00:25:28,734 --> 00:25:30,194
‫امکان نداره لوکاس اونجا باشه.

385
00:25:31,487 --> 00:25:32,571
‫بذار کمکت کنم.

386
00:25:39,536 --> 00:25:43,165
‫پس برنارد، لوکاس رو از معدن‌ها کشید بیرون
‫تا اونو دست راست خودش کنه، درسته؟

387
00:25:43,248 --> 00:25:44,616
‫پس حتما یه چیزی اونجا فهمیده.

388
00:25:44,666 --> 00:25:46,084
‫پس تو در مورد معدن‌ها چی می‌دونی؟

389
00:25:47,795 --> 00:25:50,172
‫اصلا نمی‌فهمم که چطور کسی می‌تونه
‫چیزی از اونجا بفهمه.

390
00:25:50,255 --> 00:25:52,341
‫واسه خودش جهنمیه.

391
00:25:55,344 --> 00:25:56,553
‫ولی یه آشنا دارم.

392
00:26:03,519 --> 00:26:04,770
‫واقعا اونو دید؟

393
00:26:06,146 --> 00:26:07,272
‫نه.

394
00:26:07,356 --> 00:26:09,858
‫پس با اینطوری از مدرسه بیرون کشیدنش
‫اونو بیشتر می‌ترسونی.

395
00:26:09,942 --> 00:26:11,360
‫ما خودمون تحت نظرش داشتیم.

396
00:26:11,443 --> 00:26:13,820
‫من به آنتونی نگفتم که اون اومده بود اونجا.

397
00:26:13,904 --> 00:26:15,572
‫اینش مهم نیست.

398
00:26:18,242 --> 00:26:21,286
‫من واسه سورپرایز و گردش
‫وقت ندارم، راب...

399
00:26:21,370 --> 00:26:23,413
‫نه. این گردش...

400
00:26:26,708 --> 00:26:27,709
‫ببین،

401
00:26:28,710 --> 00:26:33,382
‫مهمه که وقت بذاریم تا به عنوان یه خانواده
‫خاطره بسازیم،

402
00:26:34,716 --> 00:26:36,969
‫حتی مواقعی که برامون راحت نباشه.

403
00:26:37,052 --> 00:26:38,136
‫راحت؟

404
00:26:38,929 --> 00:26:39,930
‫تو...

405
00:26:42,516 --> 00:26:46,645
‫رابرت، چند سال بود که من و آنتونی
‫وقتی میومدیم خونه کسی نبود

406
00:26:47,145 --> 00:26:51,275
‫جایی که تا سر صبح یا حتی بیشتر
‫بدون تو تنها می‌موندیم؟

407
00:26:51,358 --> 00:26:56,905
‫من یه بار هم ساعات و روزهایی که تو برای خدمت به سیلو
‫دور از ما گذروندی رو زیر سوال بردم؟

408
00:26:57,572 --> 00:26:58,824
‫- وقتی ژولیت...
‫- این...

409
00:26:58,907 --> 00:27:00,284
‫- به سمت ما اسلحه گرفته بود.
‫- مسئله اون نیست!

410
00:27:00,367 --> 00:27:02,077
‫- دقیقا همونه!
‫- نه، مسئله...

411
00:27:02,160 --> 00:27:03,161
‫بس کن!

412
00:27:06,123 --> 00:27:09,876
‫من خودم نخواستم تو این موقعیت باشم،
‫حواست هست که؟

413
00:27:09,960 --> 00:27:13,088
‫ولی حس می‌کنم که تو هر روز
‫داری تلاش می‌کنی تا موقعیت منو تضعیف کنی...

414
00:27:13,171 --> 00:27:14,965
‫آنتونی باید از ما خاطره داشته باشه.

415
00:27:15,549 --> 00:27:17,968
‫از هر دومون.
‫با همدیگه.

416
00:27:21,263 --> 00:27:22,639
‫متوجهی؟

417
00:27:24,349 --> 00:27:25,517
‫و حق با توئه.

418
00:27:27,936 --> 00:27:29,438
‫من دیر اینو فهمیدم.

419
00:27:31,106 --> 00:27:32,357
‫تقصیر منه.
‫معذرت می‌خوام.

420
00:27:34,234 --> 00:27:36,403
‫می‌دونم که عادلانه نبوده، ولی...

421
00:27:36,486 --> 00:27:37,946
‫قضیه این خاطراتی که میگی چیه؟

422
00:27:39,573 --> 00:27:41,533
‫چرا مدام داری اینو میگی؟

423
00:27:41,616 --> 00:27:44,202
‫اون پدرش رو یادش نمیاد.

424
00:27:44,286 --> 00:27:45,787
‫- کی؟
‫- نیکولز.

425
00:27:47,414 --> 00:27:49,833
‫و فقط هم اینطوری نیست که
‫اونو یادش نیاد.

426
00:27:50,959 --> 00:27:53,503
‫میگه که حسی هم نسبت بهش نداره.

427
00:27:57,132 --> 00:27:59,301
‫اون خودش رو به خاطر دوست‌های نیکولز منفجر کرد،

428
00:27:59,384 --> 00:28:02,179
‫بعد اون حتی نمی‌تونست بهم بگه که
‫شناختن پدرش چه حسی داره.

429
00:28:11,521 --> 00:28:16,610
‫راب، من آدم فرستادم تا چندتا بشکه‌ ویتامین دی‌پلاس
‫به بخش تصفیه آب ببرن.

430
00:28:16,693 --> 00:28:18,403
‫- نه.
‫- نقشه‌ی اولم نیست،

431
00:28:18,487 --> 00:28:21,698
‫ولی بسته به اتفاقاتی که در چند ساعت آینده رخ بده،

432
00:28:21,782 --> 00:28:25,619
‫حاضرم توی منبع آب بریزمش.

433
00:28:29,164 --> 00:28:31,041
‫گمون می‌کنم در طول مدتی که
‫برای برنارد کار می‌کردی

434
00:28:31,124 --> 00:28:33,585
‫- می‌دونی ویتامین دی‌پلاس چیه...
‫- آره، آره، آره.

435
00:28:35,962 --> 00:28:37,881
‫همون کاری که داری با ژولیت می‌کنی،

436
00:28:39,049 --> 00:28:40,467
‫ولی با دوز پایین‌تر و کُندتر...

437
00:28:43,553 --> 00:28:46,848
‫که تا موقعی که دیگه دیر شده باشه
‫نفهمیم چه خبره.

438
00:28:51,186 --> 00:28:53,772
‫برای نجات جون همه مردم سیلو.

439
00:28:55,065 --> 00:28:56,316
‫جون تو، جون خودم...

440
00:28:58,026 --> 00:28:59,027
‫جون آنتونی.

441
00:29:03,907 --> 00:29:06,993
‫چیزی که باید بدونم اینه که
‫وقتی موقعش برسه،

442
00:29:07,077 --> 00:29:11,289
‫وقتی ازت خواستم توی این کار کمکم کنی،
‫طبق قولی که دادیم عمل می‌کنی.

443
00:29:12,916 --> 00:29:16,461
‫هرکاری بتونی می‌کنی تا پسرمون زنده بمونه،

444
00:29:17,796 --> 00:29:20,549
‫تا یه روزی بتونه زنده از این سیلو خارج بشه.

445
00:29:20,632 --> 00:29:22,300
‫- کامیل، این... نه.
‫- ما گفته بودیم هرکاری...

446
00:29:22,384 --> 00:29:24,719
‫هرکاری برای زنده نگه داشتنش می‌کنیم.

447
00:29:28,348 --> 00:29:30,308
‫حتی اگه به خاطرش فراموش‌مون کنه.

448
00:29:36,481 --> 00:29:37,607
‫بیا داخل.

449
00:29:39,568 --> 00:29:40,569
‫چیه؟

450
00:29:41,111 --> 00:29:44,072
‫به خاطر حساسیت قضیه
‫از بی‌سیم استفاده نکردم.

451
00:30:06,386 --> 00:30:07,679
‫بگو.

452
00:30:07,762 --> 00:30:09,973
‫شهردار نیکولز رفته زیر شکاف.

453
00:30:11,016 --> 00:30:12,267
‫امرسون کجاست؟

454
00:30:12,350 --> 00:30:14,144
‫داره با مأمورهای تعقیب ارتباط می‌گیره.

455
00:30:15,186 --> 00:30:16,229
‫لعنتی.

456
00:30:16,313 --> 00:30:17,439
‫اینم از این.

457
00:30:18,231 --> 00:30:20,567
‫درستش همینه.
‫هنوز چندتا مونده انجام بدی.

458
00:30:23,194 --> 00:30:24,738
‫داری حرفه‌ای می‌شیا، هوم؟

459
00:30:27,365 --> 00:30:29,451
‫آنتونی، زود باش وسایلت رو جمع کن.

460
00:30:31,411 --> 00:30:32,412
‫مامانی...

461
00:30:32,495 --> 00:30:35,206
‫امروز تا موقع ناهار
‫خودمون دوتاییم،

462
00:30:35,957 --> 00:30:37,917
‫بعد می‌برمت مدرسه، باشه؟

463
00:30:38,752 --> 00:30:39,919
‫حالت خوبه؟

464
00:30:41,671 --> 00:30:42,672
‫آره، من خوبم.

465
00:30:44,549 --> 00:30:47,302
‫کیفت رو بنداز روی کولت
‫تا بتونیم از اینجا بریم.

466
00:30:50,180 --> 00:30:52,140
‫بازم ممنون، گیل.
‫ممنون.

467
00:30:54,809 --> 00:30:57,395
‫بیا، بابایی.
‫اینو بگیر.

468
00:30:59,397 --> 00:31:01,983
‫تو اینو بهم دادی تا نگران نشم.

469
00:31:03,485 --> 00:31:04,736
‫یادته؟

470
00:31:14,454 --> 00:31:15,955
‫یادمه، پسرم.

471
00:31:29,969 --> 00:31:30,970
‫مارک.

472
00:31:32,472 --> 00:31:34,516
‫به به، سرپرست مکانیکی

473
00:31:35,266 --> 00:31:36,559
‫و دست راست کوچولوش اومدن.

474
00:31:37,644 --> 00:31:40,188
‫ولی تو دیگه دست راستش نیستی.

475
00:31:40,897 --> 00:31:42,107
‫تو الان برای اون کار می‌کنی.

476
00:31:42,899 --> 00:31:44,943
‫اون در مورد یه تبهکار توی معدن‌ها
‫سوالی داشت...

477
00:31:45,026 --> 00:31:46,319
‫- آره.
‫- و منم آوردمش پیش تو.

478
00:31:46,402 --> 00:31:49,989
‫می‌خوام در مورد یکی سوال کنم
‫که به معدن‌ها رفته بود.

479
00:31:50,073 --> 00:31:54,536
‫با کمال احترام، خانم شهردار،
‫اگه الان قرار باشه اینطوری صدات کنیم،

480
00:31:55,495 --> 00:31:56,746
‫داری وقتت رو تلف می‌کنی.

481
00:31:57,539 --> 00:31:59,874
‫آدم‌ها وارد معدن‌ها می‌شن،
‫بیرون نمیان.

482
00:31:59,958 --> 00:32:01,126
‫خب، که تو بیرون اومدی.

483
00:32:04,379 --> 00:32:05,380
‫لوکاس کایل،

484
00:32:05,463 --> 00:32:07,757
‫- این اسم رو می‌شناسی؟
‫- من اسم کسی رو نمیارم.

485
00:32:07,841 --> 00:32:09,167
‫و اسمی هم تایید نمی‌کنم.

486
00:32:09,217 --> 00:32:10,635
‫اون همچین چیزی نمی‌خواد.

487
00:32:10,718 --> 00:32:14,264
‫خب، اون یه کارمند فناوری اطلاعات بود، درسته؟
‫و قبل از شورش محکوم به...

488
00:32:14,347 --> 00:32:16,307
‫یه کارمند فناوری اطلاعات؟

489
00:32:16,391 --> 00:32:18,935
‫برام مهم نیست که به چه جرمی محکوم شده،
‫شک نکن مرده.

490
00:32:19,018 --> 00:32:20,478
‫نه، اون زنده موند

491
00:32:20,562 --> 00:32:22,096
‫- و بیرون اومد.
‫- بیرون اومد؟

492
00:32:22,146 --> 00:32:22,605
‫- آره و فکر می‌کنم...
‫- صحیح.

493
00:32:22,689 --> 00:32:24,774
‫به خاطر چیزیه که اونجا فهمیده.

494
00:32:24,858 --> 00:32:28,319
‫پس چه تو می‌شناسیش یا نه،
‫می‌خوام بدونم که ممکنه چی دیده باشه.

495
00:32:28,403 --> 00:32:32,699
‫اونجا چیزی جز سنگ معدن و مرگ نیست.

496
00:32:33,616 --> 00:32:37,078
‫قوانین کوفتی پیمان با محدودیت‌ها
‫اینطوریش کردن.

497
00:32:37,161 --> 00:32:39,831
‫پس اگه این یارویی که میگی
‫رفته اونجا و زنده مونده،

498
00:32:40,790 --> 00:32:42,584
‫به خاطر این نبوده که چیزی فهمیده.

499
00:32:43,126 --> 00:32:47,088
‫به خاطر این بوده که از شانس بلندش
‫کار توالت تمیز کردن گیرش اومده.

500
00:32:48,423 --> 00:32:49,591
‫از دیدنت خوشحال شدم، ناکس.

501
00:32:58,725 --> 00:33:01,561
‫می‌خوای کجا پیاده‌ات کنم؟
‫همون ریبورن؟

502
00:33:03,771 --> 00:33:04,772
‫نه.

503
00:33:05,273 --> 00:33:06,274
‫نه.

504
00:33:07,400 --> 00:33:08,484
‫بیا برگردیم.

505
00:33:09,611 --> 00:33:11,487
‫پیش استیو یا حالا اسمش هر کوفتی که بود.

506
00:33:11,571 --> 00:33:13,615
‫می‌دونم چی گفت،
‫ولی باید اون فایل صوتی رو بگیریم.

507
00:33:13,698 --> 00:33:14,699
‫چرا؟

508
00:33:15,950 --> 00:33:16,951
‫چرا؟

509
00:33:17,535 --> 00:33:19,495
‫چون افرادی که براشون کار می‌کنم
‫باید بدونن.

510
00:33:20,371 --> 00:33:21,956
‫و نه، منظورم اون عوضی‌های پشت ‌پرده‌ای نیست

511
00:33:22,040 --> 00:33:26,002
‫- که پول کمپین‌های انتخاباتی رو میدن.
‫- می‌دونم منظورت چیه، دنیل. می‌دونم.

512
00:33:26,628 --> 00:33:27,879
‫الان کجاست؟

513
00:33:27,962 --> 00:33:30,506
‫ملیسا بیسیم زد،
‫تازه با ناکس از بخش ابزارسازی رفتن.

514
00:33:31,132 --> 00:33:33,635
‫اونا با مارک چمبرز، رئیس بخش حرف زدن.

515
00:33:33,718 --> 00:33:35,386
‫- چرا رفتن پیش اون؟
‫- نمی‌دونم.

516
00:33:35,470 --> 00:33:37,513
‫- می‌تونم به ملیسا بگم با چمبرز حرف بزنه.
‫- نه.

517
00:33:38,097 --> 00:33:39,974
‫نه، چمبرز یا هیچی بهش نمیگه،

518
00:33:40,058 --> 00:33:42,518
‫یا هم واسه سرگرمی
‫می‌فرستتش دنبال نخود سیاه.

519
00:33:44,103 --> 00:33:46,147
‫شرمنده که کمک بیشتری ازم برنیومد.

520
00:33:46,230 --> 00:33:49,317
‫اشکال نداره.
‫فقط تا زمانی که یادم بشه اینو به روت میارم.

521
00:33:52,945 --> 00:33:55,698
‫- چیه؟
‫- آخه نگاه کردن بهت عجیبه.

522
00:33:56,616 --> 00:33:59,160
‫من از چیزی که تو در مورد خودت می‌دونی
‫بیشتر در موردت می‌دونم،

523
00:33:59,243 --> 00:34:01,079
‫ولی هنوزم رفتارت مثل قبله.

524
00:34:01,162 --> 00:34:02,246
‫هنوزم خودتی.

525
00:34:02,914 --> 00:34:04,499
‫و این که چیز خوبیه، درسته؟

526
00:34:05,917 --> 00:34:06,959
‫- ژولز.
‫- بله؟

527
00:34:07,877 --> 00:34:09,128
‫کسی مثل تو وجود نداره.

528
00:34:10,588 --> 00:34:13,883
‫اینکه این چراغ‌ها تا سال‌های سال روشن می‌مونن
‫به خاطر اینه که تو ژنراتور رو تعمیر کردی.

529
00:34:14,550 --> 00:34:16,469
‫چیزی هم نمونده بود
‫موقع تعمیرش غرق بشی.

530
00:34:19,055 --> 00:34:20,306
‫تو بیرون بودی.

531
00:34:21,599 --> 00:34:24,352
‫تو کارهایی کردی و جاهایی رو دیدی که
‫هیچکس خوابش رو هم نمی‌بینه.

532
00:34:25,144 --> 00:34:28,106
‫- تو به آسمون نگاه کردی...
‫- هی. صبر کن.

533
00:34:28,606 --> 00:34:30,400
‫فقط... به راه رفتن ادامه بده.

534
00:34:59,011 --> 00:35:00,471
‫لعنتی.

535
00:35:01,180 --> 00:35:02,306
‫اون توی معدن‌ها بوده.

536
00:35:18,531 --> 00:35:20,908
‫گمش کردیم.
‫توی دوربین چیزی معلوم نیست.

537
00:35:23,035 --> 00:35:25,163
‫- کجا میری؟
‫- می‌خوام لوکاس رو پیدا کنم.

538
00:35:25,246 --> 00:35:26,747
‫ژولز، اون مرده.

539
00:35:26,831 --> 00:35:27,957
‫تو که مطمئن نیستی.

540
00:35:28,666 --> 00:35:31,919
‫اگه تو می‌خواستی ناپدید بشی
‫کجا می‌رفتی؟

541
00:35:33,004 --> 00:35:34,338
‫من تو رو به معدن‌ها نمی‌برم.

542
00:35:34,422 --> 00:35:35,631
‫منم ازت نخواستم ببری.

543
00:35:37,341 --> 00:35:38,801
‫ای گندش بزنن.

544
00:35:41,804 --> 00:35:43,089
‫سیلوهای دیگه چقدر فاصله دارن؟

545
00:35:43,139 --> 00:35:44,515
‫چرا نیاز داری بدونی...

546
00:35:44,599 --> 00:35:47,268
‫اگه ژولیت اینقدر سریع به یکیشون رسیده بود،
‫احتمالا نزدیکه.

547
00:35:47,768 --> 00:35:51,272
‫من حاضر نیستم در مورد محل و فاصله‌ی
‫سیلوهای دیگه صحبت کنم.

548
00:35:51,355 --> 00:35:53,024
‫باشه. باشه.

549
00:35:53,107 --> 00:35:58,279
‫ولی به عنوان دست راست برنارد،
‫حتما به لوکاس گفته شده که سیلوهای دیگه‌ای هم هست، درسته؟

550
00:35:59,697 --> 00:36:01,407
‫- اون مطلع بود.
‫- و به عنوان معاون فناوری اطلاعات...

551
00:36:01,490 --> 00:36:03,826
‫و یکی که مدتی توی معدن‌ها بوده،
‫حتی اگه مدت کوتاهی بوده باشه،

552
00:36:03,910 --> 00:36:06,245
‫اون احتمالا بیشتر از هر کسی می‌فهمید

553
00:36:06,329 --> 00:36:09,582
‫که چرا قوانین سخت‌گیرانه‌ای
‫در خصوص میزان پیشروی تونل‌ها داریم.

554
00:36:13,002 --> 00:36:14,670
‫متوجه منظورم میشی؟

555
00:36:15,421 --> 00:36:18,674
‫حتی اگه اون فقط به سیلویی که
‫ژولیت رفته بود فکر کرده...

556
00:36:18,758 --> 00:36:20,718
‫لوکاس کایل ممکنه به معدن‌ها برگشته باشه
‫و...

557
00:36:20,801 --> 00:36:21,969
‫کامیل،

558
00:36:22,678 --> 00:36:25,848
‫اگه فکر می‌کنی لوکاس کایل ممکنه توی معدن‌ها
‫مشغول حفر افقی باشه

559
00:36:25,932 --> 00:36:28,517
‫تا با یه سیلوی دیگه ارتباط بگیره،

560
00:36:29,352 --> 00:36:33,105
‫شدیدا پیشنهاد می‌کنم که فورا
‫سخت‌گیرانه‌ترین اقدامات امنیتی رو انجام بدی.

561
00:36:33,189 --> 00:36:38,527
‫هرگونه ارتباط بین سیلوها یه تخلفه
‫که باعث میشه فورا پروتکل حفاظتی فعال بشه.

562
00:36:59,090 --> 00:37:01,258
‫یه تیم دفع موش به معدن‌ها بفرست.

563
00:37:01,342 --> 00:37:02,968
‫نیاز به سم‌پاشی فوری داریم.

564
00:37:03,052 --> 00:37:04,720
‫این رمزی برای چیزیه؟

565
00:37:05,388 --> 00:37:07,632
‫نه.
‫سم‌پاش‌ها رو با گاز کافی بفرست

566
00:37:07,682 --> 00:37:09,975
‫تا تونل‌ها رو باهاش پر کنن.
‫همین الان.

567
00:37:10,059 --> 00:37:13,479
‫خانم، اگه بدون هشدار این کارو کنیم،
‫وقت نمی‌کنیم همه رو تخلیه کنیم...

568
00:37:13,562 --> 00:37:15,773
‫یکی از موش‌ها ممکنه لوکاس کایل باشه.

569
00:37:16,607 --> 00:37:17,608
‫انجامش بده.

570
00:37:31,956 --> 00:37:34,083
‫- هی.
‫- چی شده؟

571
00:37:34,166 --> 00:37:36,127
‫جوندگان هجوم آوردن.
‫توی معدن‌ها.

572
00:38:11,162 --> 00:38:12,371
‫یا خدا.

573
00:38:22,840 --> 00:38:23,924
‫هی!

574
00:38:24,008 --> 00:38:25,759
‫باید هاروود رو پیدا کنیم!

575
00:38:25,843 --> 00:38:27,002
‫- من هاروود رو پیدا می‌کنم.
‫- آره.

576
00:38:27,052 --> 00:38:28,304
‫- همینجا بمون!
‫- باشه، برو!

577
00:38:38,814 --> 00:38:40,691
‫هی!
‫چه خبر شده؟

578
00:38:41,317 --> 00:38:44,904
‫سم‌پاش‌ها بدون هیچ هشداری
‫بمب‌های سمی ضد موش آزاد کردن.

579
00:38:45,446 --> 00:38:48,032
‫امکان نداره که همه بتونن به تنهایی
‫از اینجا خارج بشن.

580
00:39:05,216 --> 00:39:06,967
‫هی.

581
00:39:07,051 --> 00:39:10,471
‫هی. هی. منو ببین.
‫بیا، اینو بگیر.

582
00:39:11,889 --> 00:39:14,391
‫هی. نفس بکش.
‫نفس بکش.

583
00:39:15,476 --> 00:39:17,770
‫هوات رو دارم. هوات رو دارم.
‫زود باش.

584
00:39:17,853 --> 00:39:20,481
‫بیا.
‫نوبتی ماسک می‌زنیم.

585
00:39:20,564 --> 00:39:24,026
‫- نه!
‫- هی! نه! نه!

586
00:39:33,619 --> 00:39:34,662
‫نمی‌تونم...

587
00:40:30,175 --> 00:40:31,218
‫هی.

588
00:40:32,177 --> 00:40:33,303
‫نفس بکشم.

589
00:40:35,305 --> 00:40:36,974
‫- لوکاس.
‫- سلام، ژولز.

590
00:40:37,057 --> 00:40:38,642
‫من...

591
00:40:38,726 --> 00:40:39,727
‫حالت خوبه. چیزیت نشده.

592
00:40:39,810 --> 00:40:41,103
‫- هی، هی.
‫- هی. هی.

593
00:40:41,186 --> 00:40:43,313
‫- لوکاس.
‫- اونجا. گروه اول، برین دنبال کایل!

594
00:40:43,897 --> 00:40:45,983
‫- هی.
‫- چیزیت نشده. خوب میشی.

595
00:40:46,066 --> 00:40:47,401
‫شما دوتا، برین بهیار خبر کنین!

596
00:40:58,454 --> 00:40:59,788
‫ژولز!

597
00:41:07,004 --> 00:41:07,746
‫یالا، ژولز.

598
00:41:07,796 --> 00:41:09,756
‫همینطوری سرفه کن.
‫همینطوری سرفه کن.

599
00:41:32,196 --> 00:41:33,197
‫لعنتی.

600
00:42:21,245 --> 00:42:22,913
‫چه جای افتضاحی واسه قایم شدنه.

601
00:42:22,996 --> 00:42:24,456
‫خیلی‌خب، شما کدوم خری هستین؟

602
00:43:12,546 --> 00:43:14,339
‫- حواست به اون باشه. بررسی می‌کنم.
‫- هی.

603
00:43:14,423 --> 00:43:15,882
‫- چطور این اتفاق افتاد؟
‫- نمی‌دونم.

604
00:43:15,966 --> 00:43:17,592
‫ولی کلانتر، یه جسد کشیدن بیرون

605
00:43:17,676 --> 00:43:19,344
‫که به عنوان یه معدنچی ثبت نشده.

606
00:43:19,428 --> 00:43:21,054
‫یکی که کسی نمی‌تونه بفهمه کیه.

607
00:43:24,933 --> 00:43:25,934
‫وایسین!

608
00:43:30,063 --> 00:43:31,398
‫لعنتی. اورلاست.

609
00:43:31,898 --> 00:43:33,775
‫برین، اورلا کنتـه.

610
00:43:45,912 --> 00:43:47,205
‫زنده می‌مونه؟

611
00:43:47,706 --> 00:43:48,957
‫نمی‌دونم.

612
00:43:51,585 --> 00:43:53,462
‫باید دم در نگهبان بذاریم.

613
00:43:53,545 --> 00:43:55,255
‫نذار کسی به جز دکترها وارد بشن.

614
00:43:56,882 --> 00:43:59,968
‫- خیلی‌خب.
‫- و البته، خانم سیمز.

615
00:44:00,677 --> 00:44:01,887
‫اون می‌دونه چیکار کنه.

616
00:44:18,028 --> 00:44:19,654
‫کامیل، تصمیم‌گیری سریع تو

617
00:44:19,738 --> 00:44:22,991
‫و شجاعت ژولیت نیکولز
‫فرصت خاصی ایجاد کرده.

618
00:44:24,409 --> 00:44:28,663
‫حالا این شانس رو داری که شانس بقای سیلوتون رو
‫خیلی بالا ببری...

619
00:44:28,747 --> 00:44:31,958
‫با استفاده از داستان کارهایی که اون
‫امروز توی معدن‌ها انجام داد،

620
00:44:32,042 --> 00:44:36,087
‫تا به شهروندهات
‫حس آرامش و اتحاد تزریق کنی.

621
00:44:37,047 --> 00:44:38,381
‫تو می‌خوای اون بمیره.

622
00:44:39,925 --> 00:44:41,718
‫مرگ یک نفر

623
00:44:41,801 --> 00:44:45,555
‫که جان 9 هزار و 912 نفر دیگه رو نجات میده.

624
00:44:48,767 --> 00:44:51,144
‫بدون استفاده از ویتامین دی‌پلاس.

625
00:44:51,228 --> 00:44:52,729
‫انجامش میدی؟

626
00:44:56,274 --> 00:44:59,736
‫تا حالا فکر کردی که چرا
‫به عنوان رئیس فناوری اطلاعات انتخاب شدی؟

627
00:45:02,030 --> 00:45:03,281
‫من...

628
00:45:03,365 --> 00:45:06,451
‫گمون می‌کنم به خاطر آموزشاتی بود
‫که به عنوان یه مأمور دیده بودم.

629
00:45:06,535 --> 00:45:07,536
‫نه.

630
00:45:08,036 --> 00:45:10,038
‫اینکه می‌تونم تحت فشار
‫آرامش خودم رو حفظ کنم،

631
00:45:10,121 --> 00:45:12,165
‫- دستور می‌گیرم و به سرانجام می‌رسونمشون؟
‫- نه.

632
00:45:12,249 --> 00:45:15,377
‫تو به خاطر تواناییت در دروغ گفتن انتخاب شدی.

633
00:45:16,711 --> 00:45:19,798
‫بنیان و اساس این شغل، مستلزم فریب‌کاری هست.

634
00:45:20,840 --> 00:45:22,968
‫جان ده هزار نفر بهش بستگی داره.

635
00:45:24,052 --> 00:45:25,762
‫اقدامات تو در طول شورش،

636
00:45:26,388 --> 00:45:29,099
‫گول زدن شوهرت،
‫دو طرف بازی کردن،

637
00:45:29,182 --> 00:45:31,851
‫توانایی انجام کارهای لازم
‫حتی به قیمت

638
00:45:31,935 --> 00:45:34,104
‫زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی
‫رو به نمایش گذاشت.

639
00:45:35,438 --> 00:45:41,027
‫اما تواناییت در حفظ چنین اراده‌ قاطعی،
‫همیشه هم صد در صد نبوده.

640
00:45:41,611 --> 00:45:42,904
‫غیر از اینه؟

641
00:45:44,823 --> 00:45:46,616
‫قبل از اینکه برای پاکسازی به بیرون فرستاده بشه،

642
00:45:46,700 --> 00:45:48,743
‫کلانتر نیکولز وقت
‫یه فراری بود،

643
00:45:49,536 --> 00:45:51,446
‫توی آپارتمانت قایم شده بود،

644
00:45:51,496 --> 00:45:53,498
‫تو و پسرت رو گروگان گرفته بود.

645
00:45:54,916 --> 00:45:57,460
‫حتی بعد از اینکه تونستی اسلحه رو بگیری،

646
00:45:57,544 --> 00:45:59,337
‫گذاشتی نیکولز بره.

647
00:46:00,672 --> 00:46:01,715
‫چرا؟

648
00:46:07,262 --> 00:46:08,805
‫می‌ترسیدم که وقتی مأمورها برسن...

649
00:46:08,888 --> 00:46:10,390
‫- کامیل...
‫- تیراندازی بشه.

650
00:46:10,473 --> 00:46:12,434
‫از استرس صدات

651
00:46:13,018 --> 00:46:16,271
‫و میزان کورتیزول نفست،
‫کاملا معلومه داری دروغ میگی.

652
00:46:25,697 --> 00:46:26,698
‫باشه.

653
00:46:27,240 --> 00:46:28,450
‫من تحسینش می‌کردم.

654
00:46:30,326 --> 00:46:34,372
‫با توجه به شرایط عجیبه،
‫ولی اون می‌خواست حقیقت رو بدونه.

655
00:46:35,582 --> 00:46:38,668
‫من کسی رو توی سیلو نمی‌شناسم،
‫دست‌کم هیچ آدم جالبی رو نمی‌شناسم

656
00:46:38,752 --> 00:46:41,921
‫که از اون سوالاتی که اون می‌پرسید، نپرسه.

657
00:46:45,091 --> 00:46:46,968
‫می‌خواستم ببینم چی فهمیده.

658
00:46:53,725 --> 00:46:55,685
‫حالا می‌فهمم که کارم اشتباه بود.

659
00:46:57,937 --> 00:47:00,565
‫ژولیت نیکولز تهدیدی برای بقای همه‌ست.

660
00:47:01,065 --> 00:47:03,359
‫همونطور که گفتی،
‫الان فرصتش رو داریم

661
00:47:03,443 --> 00:47:05,904
‫تا اون تهدید رو از بین ببریم
‫و سیلو رو نجات بدیم.

662
00:47:08,323 --> 00:47:09,357
‫و من انجامش میدم.

663
00:47:09,407 --> 00:47:14,412
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

664
00:47:16,412 --> 00:47:26,412
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M