1
00:00:25,483 --> 00:00:30,488
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

2
00:00:36,494 --> 00:00:38,113
‫باید از اونجا درش بیاریم!

3
00:00:38,163 --> 00:00:40,699
‫دست نگه دارین!
‫هنوزم ممکنه سم داخل باشه.

4
00:00:40,749 --> 00:00:42,492
‫ناکس! بس کن!

5
00:00:42,542 --> 00:00:43,702
‫- به حرفم گوش بده.
‫- هی!

6
00:00:43,752 --> 00:00:44,953
‫همه‌مون می‌خوایم نجاتش بدیم، باشه؟

7
00:00:45,003 --> 00:00:46,254
‫همه‌مون می‌خوایم نجاتش بدیم،
‫ولی اگه...

8
00:00:47,255 --> 00:00:49,215
‫این در رو باز کنین،
‫دیگه هیچ...

9
00:00:49,966 --> 00:00:52,168
‫- خدایا! لطفا. نه!
‫- همگی بس کنین!

10
00:00:52,218 --> 00:00:54,379
‫- همه‌مون می‌خوایم نجاتش بدیم.
‫- متوقف شد!

11
00:00:54,429 --> 00:00:56,514
‫- ناکس، باید فکرت رو به کار بندازی...
‫- آتیش خاموش شد!

12
00:00:58,850 --> 00:01:00,885
‫- باید در رو باز کنیم.
‫- نه، نه، نه، نه.

13
00:01:00,935 --> 00:01:02,178
‫تا حالا کسی داخل نرفته.

14
00:01:02,228 --> 00:01:03,263
‫قفل تا 48 ساعت...

15
00:01:03,313 --> 00:01:05,265
‫- بعد از پاکسازی باز نمیشه.
‫- اون...

16
00:01:05,315 --> 00:01:06,858
‫- 48 ساعت بعد از...
‫- ژولیت داره تکون می‌خوره!

17
00:01:10,361 --> 00:01:11,563
‫لعنت به 48 ساعت.

18
00:01:11,613 --> 00:01:12,897
‫کافه‌تریا رو تخلیه کنین.

19
00:01:12,947 --> 00:01:14,324
‫در رو باز می‌کنیم.

20
00:01:15,324 --> 00:01:25,324
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 W W W . M O V I E S H O . C O M

21
00:01:30,423 --> 00:01:31,633
‫برو کنار!

22
00:01:36,596 --> 00:01:37,680
‫زود باش!

23
00:01:40,642 --> 00:01:41,718
‫- برو تسمه‌ها رو بیار.
‫- زود باش.

24
00:01:41,768 --> 00:01:42,894
‫تو پاهاش رو بگیر.

25
00:01:45,104 --> 00:01:47,015
‫- آروم. آروم.
‫- بگیرش.

26
00:01:47,065 --> 00:01:49,734
‫بیرون که بردیمش، دورش رو می‌بندیم.

27
00:01:53,404 --> 00:01:54,530
‫مراقب باش.

28
00:01:59,202 --> 00:02:01,946
‫آروم. شرل. شرل.
‫مراقب باش.

29
00:02:01,996 --> 00:02:04,707
‫هنک! هنک!

30
00:02:05,208 --> 00:02:06,701
‫بیا اینجا، کمک لازم دارم!

31
00:02:06,751 --> 00:02:09,162
‫زود باشین، بچه‌ها!
‫زود باشین. بریم. برو!

32
00:02:09,212 --> 00:02:11,673
‫تدی، دارن میان!

33
00:02:14,050 --> 00:02:17,003
‫- برین کنار! راه باز کنین!
‫- ببرشون عقب!

34
00:02:17,053 --> 00:02:19,130
‫برین عقب. برین کنار!
‫راه باز کنین! یالا!

35
00:02:19,180 --> 00:02:20,548
‫برین عقب! برین کنار!
‫برین عقب! بجنبین!

36
00:02:20,598 --> 00:02:22,383
‫ببرشون عقب!
‫برین عقب!

37
00:02:22,433 --> 00:02:24,227
‫- بریم!
‫- برین عقب!

38
00:02:25,103 --> 00:02:27,180
‫از پله‌ها می‌ریم بالا.
‫مراقب باشین.

39
00:02:27,230 --> 00:02:29,182
‫طاقت بیار. طاقت بیار.

40
00:02:29,232 --> 00:02:31,809
‫یالا. لطفا از سر راه برین کنار!
‫برین عقب! برین کنار!

41
00:02:31,859 --> 00:02:35,363
‫برین!
‫لطفا جلو نیاین. عقب وایسین.

42
00:02:51,295 --> 00:02:53,589
‫- آماده شین.
‫- یالا.

43
00:02:56,801 --> 00:02:58,002
‫طناب رو ببندین.

44
00:02:58,052 --> 00:02:59,679
‫یالا. بجنبین.
‫بجنبین.

45
00:03:02,432 --> 00:03:03,683
‫- نگه دارین.
‫- بکِشین.

46
00:03:17,363 --> 00:03:18,531
‫آروم و بااحتیاط.

47
00:03:20,575 --> 00:03:21,576
‫هی!

48
00:03:24,245 --> 00:03:28,950
‫♪ صدای ناقوس رو بشنوین ♪

49
00:03:29,000 --> 00:03:32,245
‫♪ داره ما رو فرا می‌خونه ♪

50
00:03:32,295 --> 00:03:36,416
‫♪ برای انجام وظیفه ♪

51
00:03:36,466 --> 00:03:37,500
‫برین کنار.

52
00:03:37,550 --> 00:03:40,920
‫♪ آواز صداها رو بشنوین ♪

53
00:03:40,970 --> 00:03:43,798
‫♪ چقدر رسا و غرورآفرین ♪

54
00:03:43,848 --> 00:03:44,966
‫بهم گفتن...

55
00:03:45,016 --> 00:03:46,676
‫♪ در ستایش زیبایی آزادی ♪

56
00:03:46,726 --> 00:03:49,187
‫وقتی داشتن ما رو می‌بردن پایین

57
00:03:50,062 --> 00:03:52,064
‫کل سیلو داشتن تماشا می‌کردن.

58
00:03:55,693 --> 00:03:56,694
‫ولی چی...

59
00:03:58,529 --> 00:03:59,864
‫همه فکر می‌کنن تو مُردی...

60
00:04:02,074 --> 00:04:04,193
‫پس چطور از اینجا سر در آوردی؟

61
00:04:04,243 --> 00:04:05,995
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

62
00:06:02,945 --> 00:06:06,198
‫قاضی سیمز،
‫تو و پسرت باید اتاق امن رو ترک کنین.

63
00:06:07,658 --> 00:06:08,951
‫کامیل می‌تونه بمونه.

64
00:06:15,666 --> 00:06:16,667
‫چی؟

65
00:06:31,390 --> 00:06:32,391
‫چیزی نیست.

66
00:06:44,653 --> 00:06:45,654
‫بابا؟

67
00:06:51,702 --> 00:06:53,079
‫همه‌چیز روبراهه.

68
00:06:55,039 --> 00:06:56,040
‫مامان در امانه

69
00:06:57,500 --> 00:07:00,753
‫و حالا یه جای امن برای خودم و خودت
‫پیدا می‌کنیم.

70
00:07:02,588 --> 00:07:03,589
‫باشه؟

71
00:07:27,196 --> 00:07:28,314
‫حالت خوبه؟

72
00:07:28,364 --> 00:07:31,408
‫- آنتونی...
‫- خوابیده. بالاخره.

73
00:07:36,747 --> 00:07:37,957
‫نمی‌تونم خیلی بمونم.

74
00:07:41,335 --> 00:07:42,837
‫ولی باید می‌دیدمت.

75
00:07:45,172 --> 00:07:46,215
‫چی؟

76
00:07:47,925 --> 00:07:51,136
‫بعد که از پیشت رفتیم
‫چه اتفاقی توی اتاق امن افتاد؟

77
00:07:55,558 --> 00:07:56,725
‫راب، من...

78
00:08:01,939 --> 00:08:03,315
‫نمی‌تونم راجع‌بهش حرف بزنم.

79
00:08:06,318 --> 00:08:08,479
‫منظورت چیه که نمی‌تونی
‫راجع‌بهش حرف بزنی؟

80
00:08:08,529 --> 00:08:09,738
‫خیلی‌خب...

81
00:08:16,829 --> 00:08:20,541
‫تا حالا برنارد بهت گفته بود که
‫توی اون اتاق چه اتفاقی افتاده؟

82
00:08:21,125 --> 00:08:22,493
‫یا صدا چی بود؟

83
00:08:22,543 --> 00:08:24,378
‫یا اصلا گفته بود که صدایی هست؟

84
00:08:26,547 --> 00:08:28,674
‫می‌دونستم که از اونجا دستورات می‌گرفت.

85
00:08:30,009 --> 00:08:31,385
‫ولی چطوریش رو نمی‌دونستم.

86
00:08:36,599 --> 00:08:37,975
‫و تو بهم نمیگی؟

87
00:08:39,810 --> 00:08:41,061
‫اگه می‌تونستم...

88
00:08:46,692 --> 00:08:49,061
‫ما یه راست اومدیم اینجا.
‫نرفتم بیرون.

89
00:08:49,111 --> 00:08:51,488
‫اصلا نمی‌دونم چه خبره.
‫اوضاع آرومه.

90
00:08:52,906 --> 00:08:54,533
‫برنارد و ژولیت برگشتن داخل.

91
00:08:56,535 --> 00:08:57,536
‫داخل؟

92
00:08:58,746 --> 00:09:01,415
‫- چطوری؟
‫- از آتیش زنده موندن. به زور.

93
00:09:02,583 --> 00:09:03,701
‫سم وارد سیلو شده؟

94
00:09:03,751 --> 00:09:04,752
‫اینطوری به نظر نمیاد.

95
00:09:05,377 --> 00:09:07,121
‫کسی سعی کرد در رو باز کنه؟

96
00:09:07,171 --> 00:09:08,172
‫نه.

97
00:09:09,506 --> 00:09:13,344
‫راب، همین که ژولیت بالای تپه ظاهر شد
‫شورش به پایان رسید.

98
00:09:18,265 --> 00:09:20,309
‫ولی هنوزم تهدیدهایی برای سیلو وجود داره.

99
00:09:22,728 --> 00:09:24,563
‫- کی؟
‫- برنارد هالند.

100
00:09:25,064 --> 00:09:26,065
‫لوکاس کایل.

101
00:09:27,066 --> 00:09:28,609
‫و ژولیت نیکولز.

102
00:09:36,450 --> 00:09:39,620
‫داری از من می‌خوای که
‫ترتیبش رو بدم؟

103
00:09:43,457 --> 00:09:45,459
‫دارم بهت میگم که یه مشکلی هست.

104
00:09:47,461 --> 00:09:50,247
‫و هر دومون می‌دونیم
‫این اولین باری نیست که رئیس فناوری اطلاعات...

105
00:09:50,297 --> 00:09:52,082
‫- حلش می‌کنم، باشه؟
‫- ازت می‌خواد براش...

106
00:09:52,132 --> 00:09:53,133
‫به مشکلی رسیدگی کنی.

107
00:10:00,724 --> 00:10:01,809
‫نگرانیت چیه؟

108
00:10:02,726 --> 00:10:04,019
‫اونا چیزهایی می‌دونن

109
00:10:04,812 --> 00:10:06,263
‫که می‌تونه سیلو رو تهدید کنه.

110
00:10:06,313 --> 00:10:07,564
‫چیزهایی که من نباید بفهمم.

111
00:10:08,398 --> 00:10:09,900
‫این چیزیه که داری بهم میگی.

112
00:10:11,485 --> 00:10:12,820
‫چیزهایی که من نباید بفهمم.

113
00:10:18,867 --> 00:10:20,244
‫ترتیب اولویت‌ها چطوریه؟

114
00:10:22,621 --> 00:10:25,866
‫لوکاس کایل کمترین اولویت رو داره.
‫وقتی پیداش کردی، فقط مطمئن شو...

115
00:10:25,916 --> 00:10:27,493
‫- که با کسی حرف نمی‌زنه.
‫- بگیریم و ببریمش.

116
00:10:27,543 --> 00:10:28,710
‫بله.

117
00:10:36,093 --> 00:10:39,263
‫بزرگترین تهدید ژولیت و برنارد هستن.

118
00:10:45,227 --> 00:10:46,261
‫از بین دوتاشون؟

119
00:10:46,311 --> 00:10:48,605
‫هر کسی که احتمال داره زودتر دهن باز کنه.

120
00:10:51,859 --> 00:10:53,852
‫حقیقتش، هنوز زوده که بشه فهمید.

121
00:10:53,902 --> 00:10:55,395
‫هیچ کدومشون چیزی نگفتن؟

122
00:10:55,445 --> 00:10:57,815
‫ژولیت نیکولز بیهوشه.

123
00:10:57,865 --> 00:11:00,617
‫برنارد هالند صداهایی در آورده،
‫ولی کلمه‌ای به زبون نیاورده.

124
00:11:01,118 --> 00:11:03,195
‫واکنش به درده.
‫بدجور سوخته.

125
00:11:03,245 --> 00:11:04,321
‫نیکولز؟

126
00:11:04,371 --> 00:11:06,832
‫لباسی که پوشیده بود
‫ازش محافظت کرده.

127
00:11:07,457 --> 00:11:09,793
‫هالند سوختگی‌های عمیق زیادی داره.

128
00:11:10,460 --> 00:11:15,090
‫نیکولز جاهایی که فلز یقه‌اش و مچ‌بندهاش داغ شده
‫دچار سوختگی شده.

129
00:11:15,799 --> 00:11:18,502
‫و اگه زنده نموندن، برنامه‌ات چیه؟

130
00:11:18,552 --> 00:11:21,171
‫ما پروتکلی برای این وضعیت نداریم،

131
00:11:21,221 --> 00:11:25,309
‫ولی گفتم توی اتاق‌هاشون روکش پلاستیکی
‫و کیسه جنازه بذارن.

132
00:11:25,934 --> 00:11:29,388
‫فکر نمی‌کنم خاکسپاری سنتی امن باشه.
‫به خاطر سم...

133
00:11:29,438 --> 00:11:32,024
‫- پس می‌سوزونیمشون.
‫- بله.

134
00:11:33,191 --> 00:11:35,644
‫ولی کوره 140 طبقه پایین‌تره.

135
00:11:35,694 --> 00:11:39,356
‫و اگه جسدها آلوده باشن
‫که باید فرض کنم هستن،

136
00:11:39,406 --> 00:11:42,242
‫باید اول با پلاستیک پوشونده بشن
‫و بعد توی کیسه گذاشته بشن.

137
00:11:43,160 --> 00:11:45,070
‫باربرها باید لباس محافظتی بپوشن.

138
00:11:45,120 --> 00:11:46,121
‫پله‌ها رو تخلیه کنیم.

139
00:11:46,913 --> 00:11:47,914
‫کار راحتی نیست.

140
00:11:50,417 --> 00:11:51,793
‫پس بیا امیدوار باشیم که زنده بمونن.

141
00:12:30,415 --> 00:12:31,541
‫رابرت.

142
00:12:33,627 --> 00:12:38,915
‫می‌دونم که صدا می‌خواد بمیرم...

143
00:12:38,965 --> 00:12:43,261
‫ولی... من...

144
00:13:05,659 --> 00:13:08,537
‫اونا هر موقع که بخوان
‫می‌تونن ما رو بکشن.

145
00:13:11,790 --> 00:13:13,416
‫کل سیلو رو.

146
00:13:13,917 --> 00:13:17,629
‫این چیزیه که لوکاس کایل فهمیده بود.

147
00:13:18,338 --> 00:13:19,506
‫همینو بهم گفت.

148
00:13:20,715 --> 00:13:21,875
‫ولی ژولیت...

149
00:13:21,925 --> 00:13:24,094
‫ژولیت می‌دونه چطور جلوش رو بگیره.

150
00:14:10,181 --> 00:14:12,517
‫- چه لباس قشنگی.
‫- یه کاری برات دارم.

151
00:14:18,523 --> 00:14:20,567
‫مطمئنی که نمی‌خوای بری بالا؟

152
00:14:26,531 --> 00:14:27,532
‫نزدیک بخش پزشکی باشی؟

153
00:14:28,158 --> 00:14:29,326
‫من دکتر نیستم.

154
00:14:30,410 --> 00:14:31,912
‫کاری براش از دستم برنمیاد.

155
00:14:34,456 --> 00:14:36,041
‫ولی این پایین،

156
00:14:37,250 --> 00:14:38,960
.خیلی کارها هست که می‌تونه مشغولم نگه داره

157
00:14:40,045 --> 00:14:43,582
‫خب، بهتره یه آپارتمان توی بخش مکانیکی داشته باشیم،

158
00:14:43,632 --> 00:14:47,177
‫چون من عمرا توی این آشغالدونی بخوابم.

159
00:14:48,970 --> 00:14:50,096
‫می‌خوای بمونی؟

160
00:14:54,684 --> 00:14:56,102
‫داشتم بهش فکر می‌کردم.

161
00:15:00,148 --> 00:15:02,434
‫- به کمکتون نیاز دارم.
‫- آره، بعد چرا فکر کردی...

162
00:15:02,484 --> 00:15:04,686
‫- که ما کمکت می‌کنیم؟
‫- ما ازت متنفریم.

163
00:15:04,736 --> 00:15:06,771
‫چون همسر من رئیس جدید فناوری اطلاعات شده،

164
00:15:06,821 --> 00:15:08,782
‫و می‌خواد ژولیت نیکولز بمیره.

165
00:15:10,283 --> 00:15:13,278
‫حالا اگه کمکم کنین،
‫می‌تونیم جلوی این اتفاق رو بگیریم.

166
00:15:13,328 --> 00:15:15,572
‫- می‌خوای علیه زن خودت عمل کنی؟
‫- تا پنج دقیقه دیگه،

167
00:15:15,622 --> 00:15:18,617
‫قراره برم توی اتاق کوره
‫پیش یه گروه باربر.

168
00:15:18,667 --> 00:15:19,709
‫وقتی اونا رفتن،

169
00:15:20,293 --> 00:15:22,370
‫باید یه جسد رو ناپدید کنم،

170
00:15:22,420 --> 00:15:24,047
‫و برای انجامش به کمک شما نیاز دارم.

171
00:15:24,631 --> 00:15:27,759
‫سیلو باید باور کنه که این شخص مرده.

172
00:15:28,510 --> 00:15:29,511
‫بیاین اونجا پیشم.

173
00:15:30,345 --> 00:15:31,346
‫یا هم نیاین.

174
00:15:33,139 --> 00:15:35,517
‫ولی پای جون ژولیت در میونه.

175
00:15:37,435 --> 00:15:41,356
‫کی رو می‌خوای ناپدید کنی؟

176
00:16:22,814 --> 00:16:25,233
‫آخه چطور بعد از تمام این اتفاقات
‫داری لبخند می‌زنی؟

177
00:16:26,025 --> 00:16:27,944
‫به خاطر داروهاییه که بهم دادین.

178
00:16:37,787 --> 00:16:39,823
‫کمک ما یه شرط داره.

179
00:16:39,873 --> 00:16:42,534
‫اگه بلایی سر دختر ما بیاد،

180
00:16:42,584 --> 00:16:45,044
‫به کامیل می‌گیم که تو بهش خیانت کردی.

181
00:16:46,171 --> 00:16:48,965
‫و هالند رو هم جدی می‌ندازیم توی کوره.

182
00:16:50,133 --> 00:16:52,210
‫- پس بیاین دست به کار بشیم.
‫- صبر کن.

183
00:16:52,260 --> 00:16:53,586
‫از کجا می‌تونی اینقدر مطمئن باشی

184
00:16:53,636 --> 00:16:57,757
‫که وقتی این پایینی،
‫زنت ترتیب ژولیت رو نمیده؟

185
00:16:57,807 --> 00:17:00,476
‫چون کاری کردم که مطمئن بشم
‫ژولیت نیکولز غیرقابل کشتن بشه.

186
00:17:22,999 --> 00:17:24,367
‫جریان چیه؟

187
00:17:24,417 --> 00:17:25,835
‫هنوز خبری نیست؟

188
00:17:26,920 --> 00:17:28,454
‫چرا پله‌ها رو بستن؟

189
00:17:28,504 --> 00:17:30,748
‫سم یکیشون رو کشته.
‫گفتن ژولیت نیست.

190
00:17:30,798 --> 00:17:33,676
‫هالند بوده.
‫مجبور شدن ببرنش به کوره.

191
00:17:35,428 --> 00:17:39,140
‫اگه برنارد هالند مرده،
‫پس شهردار کیه؟

192
00:17:40,183 --> 00:17:41,517
‫چی؟

193
00:17:42,560 --> 00:17:43,561
‫شهردار کیه؟

194
00:17:45,772 --> 00:17:47,015
‫ما یه شهردار نیاز داریم، مگه نه؟

195
00:17:47,065 --> 00:17:48,725
‫- آره.
‫- آره.

196
00:17:48,775 --> 00:17:52,812
‫و اگه ما یکی رو انتخاب نکنیم،
‫مطمئن باشین که اونا به جامون انتخاب می‌کنن.

197
00:17:52,862 --> 00:17:53,863
‫خب، کی؟

198
00:17:55,448 --> 00:17:56,783
‫ما تازه یه شورش داشتیم.

199
00:17:57,992 --> 00:18:00,278
‫به یه رئیس مورد اعتماد نیاز داریم،
‫درست میگم؟

200
00:18:00,328 --> 00:18:01,362
‫بله.

201
00:18:01,412 --> 00:18:04,115
‫یه نفر که رفته بیرون و برگشته چطوره؟

202
00:18:04,165 --> 00:18:06,284
‫آره. درسته.
‫درسته.

203
00:18:06,334 --> 00:18:09,454
‫من که میگم شهردارمون ژولیت نیکولز باشه.
‫آره؟

204
00:18:09,504 --> 00:18:11,831
‫- آره، ژولیت!
‫- آره، ژولیت نیکولز شهردار ماست!

205
00:18:11,881 --> 00:18:15,668
‫- آره! ژولیت!
‫- آره! ژولیت نیکولز شهردار ماست!

206
00:18:15,718 --> 00:18:18,638
‫- ژولیت شهردار ماست! ژولیت شهردار ماست!
‫- ژولیت شهردار ماست! ژولیت شهردار ماست!

207
00:18:19,222 --> 00:18:23,476
‫ژولیت شهردار ماست!
‫ژولیت شهردار ماست!

208
00:18:28,981 --> 00:18:31,517
‫بوش جوریه که انگار داره می‌سوزه.

209
00:18:31,567 --> 00:18:33,403
‫نمی‌سوزه.

210
00:18:34,862 --> 00:18:37,690
‫خب، دفعه قبل که سوزوندیش.

211
00:18:37,740 --> 00:18:38,741
‫آره. خب...

212
00:18:40,451 --> 00:18:43,404
‫شاید تو یکم به سوختن چیزها حساسی.

213
00:18:43,454 --> 00:18:44,497
‫تا حالا به این فکر کرده بودی؟

214
00:18:46,290 --> 00:18:48,835
‫آره. نباید اینقدر بامزه باشم.
‫ببخشید.

215
00:18:53,256 --> 00:18:55,216
‫هنوز یکم داغه.

216
00:19:00,805 --> 00:19:02,181
‫می‌دونی، من یه سوال دارم.

217
00:19:04,434 --> 00:19:06,436
‫همه اون سیلوهای دیگه.

218
00:19:07,311 --> 00:19:09,147
‫همه‌شون مثل مال مان؟

219
00:19:10,606 --> 00:19:11,607
‫فکر کنم.

220
00:19:12,400 --> 00:19:14,068
‫پس همه‌شون رادیو دارن؟

221
00:19:15,027 --> 00:19:16,028
‫درسته.

222
00:19:17,196 --> 00:19:18,564
‫پس چطوره که تا حالا صداشون رو نشنیدیم؟

223
00:19:18,614 --> 00:19:21,951
‫چون داری به سیگنال اشتباهی گوش میدی.

224
00:19:23,578 --> 00:19:24,829
‫یه رادیو برام بیار

225
00:19:25,872 --> 00:19:29,250
‫تا بهت نشون بدم چی می‌دونم.

226
00:19:35,047 --> 00:19:36,916
‫- تموم شد؟
‫- شهردار ژولیت نیکولز...

227
00:19:36,966 --> 00:19:39,343
‫از روی تخت بیمارستان
‫سوگند یاد کرد.

228
00:19:40,094 --> 00:19:41,963
‫قراره همین هفته مرخصش کنن.

229
00:19:42,013 --> 00:19:46,309
‫که یعنی شروع کردن به داروی فراموشی بهش دادن.

230
00:19:46,893 --> 00:19:48,269
‫باید مطمئن بشن که

231
00:19:49,061 --> 00:19:52,773
‫یادش نیاد چی توی سیلو 17 دیده.

232
00:19:53,399 --> 00:19:56,060
‫اگه مدت طولانی‌ها داروها رو مصرف کنه،
‫همه‌چیز رو فراموش می‌کنه.

233
00:19:56,110 --> 00:19:58,438
‫پس باید مصرف اون داروهاش رو قطع کنیم.

234
00:19:58,488 --> 00:20:00,106
‫کار سختیه.

235
00:20:00,156 --> 00:20:02,316
‫کامیل بدجور زیر نظرش داره.

236
00:20:02,366 --> 00:20:06,404
‫نمیشه اثرش رو خنثی کرد؟
‫حافظه‌اش رو برگردوند؟

237
00:20:06,454 --> 00:20:09,115
‫یه چیزهایی توی "فرمان" هست.

238
00:20:09,165 --> 00:20:10,616
‫"فرمان" چیه؟

239
00:20:10,666 --> 00:20:11,701
‫فرمان...

240
00:20:11,751 --> 00:20:13,753
‫مثل پیمان می‌مونه،

241
00:20:14,921 --> 00:20:18,466
‫ولی فقط مختص رئیس فناوری اطلاعات
‫و دست راستشه.

242
00:20:19,175 --> 00:20:24,305
‫توش توضیح داده که وقتی اوضاع خراب بشه
‫باید چیکار کرد.

243
00:20:25,848 --> 00:20:30,478
‫وقتی درباره استفاده داروی فراموشی
‫روی آدم‌ها حرف می‌زنه،

244
00:20:31,604 --> 00:20:34,315
‫میگه حیاتیه که...

245
00:20:35,191 --> 00:20:38,861
‫اونا رو از اشیاء گذشته‌شون دور نگه داریم،

246
00:20:40,029 --> 00:20:44,108
‫چون اون اشیاء می‌تونن خاطرات رو
‫به یادشون بیارن.

247
00:20:44,158 --> 00:20:47,361
‫پس به خاطر همین هم این همه سال
‫قلچماق‌هات رو می‌فرستادی دنبال عتیقه‌ها بگردن.

248
00:20:47,411 --> 00:20:49,372
‫من هیچوقت در مورد "فرمان" خبر نداشتم.

249
00:20:49,956 --> 00:20:52,792
‫ولی پیمان خیلی در مورد چیزهای غیرقانونی میگه.

250
00:20:54,293 --> 00:20:55,795
‫ولی اصلا دلیلش رو نگفته.

251
00:21:02,051 --> 00:21:03,252
‫من دیگه بهتره دست به کار بشم.

252
00:21:03,302 --> 00:21:04,670
‫کجا میری؟

253
00:21:04,720 --> 00:21:06,380
‫اگه قرار باشه کاری کنیم که
‫مصرف اون داروهای نیکولز قطع بشه،

254
00:21:06,430 --> 00:21:07,765
‫باید برم دیدن یکی.

255
00:21:08,349 --> 00:21:09,850
‫فقط امیدوارم که دیگه دیر نشده باشه.

256
00:21:26,242 --> 00:21:27,243
‫عزیزم؟

257
00:21:35,777 --> 00:21:45,777
مووی شو
W W W . M O V I E S H O . C O M

258
00:21:54,311 --> 00:21:56,021
‫در خونه‌ات رو باز گذاشته بودی.

259
00:21:59,024 --> 00:22:00,726
‫این هیچوقت تمومی نداره؟

260
00:22:00,776 --> 00:22:03,729
‫ازت می‌خوام که این قرص‌ها رو
‫به ایمی هنسن برسونی.

261
00:22:03,779 --> 00:22:06,657
‫اون پرستار مسئول شهردار نیکولزه.

262
00:22:08,117 --> 00:22:10,077
‫رجینا، به من نگاه کن.

263
00:22:12,538 --> 00:22:14,623
‫من اصلا اونو نمی‌شناسم.

264
00:22:15,791 --> 00:22:17,368
‫چرا باید چیزی از دست من بگیره؟

265
00:22:17,418 --> 00:22:19,787
‫تو رو می‌فرستم پیش یه واسطه.

266
00:22:19,837 --> 00:22:22,047
‫یکی که ایمی هنسن رو می‌شناسه.

267
00:22:23,507 --> 00:22:26,085
‫- کی؟
‫- تو به این واسطه میگی...

268
00:22:26,135 --> 00:22:27,595
‫که از یه جایی به بعد،

269
00:22:28,179 --> 00:22:31,182
‫هنسن باید ویتامین‌های نیکولز رو
‫با اینا عوض کنه.

270
00:22:34,393 --> 00:22:36,470
‫چی توشونه؟
‫سم؟

271
00:22:36,520 --> 00:22:39,265
‫- فقط شکره.
‫- توی قرص‌هایی که الان مصرف می‌کنه چیه؟

272
00:22:39,315 --> 00:22:41,734
‫بهتره فقط چیزهایی که لازمه رو بدونی.

273
00:22:42,526 --> 00:22:44,028
‫این کارو می‌کنی؟

274
00:22:48,491 --> 00:22:49,900
‫چاره‌ای هم دارم؟

275
00:22:49,950 --> 00:22:50,951
‫داری.

276
00:22:51,494 --> 00:22:53,571
‫بعد اگه قبول نکنم چی میشه؟

277
00:22:53,621 --> 00:22:56,657
‫یهو خانواده‌ام رو می‌گیرن
‫و به قوه قضاییه می‌برن؟

278
00:22:56,707 --> 00:22:59,660
‫دوستم با یه مأمور قضایی برخورد می‌کنه
‫و یهو از روی پله‌ها پرت میشه پایین؟

279
00:22:59,710 --> 00:23:01,253
‫هیچ کدوم از این اتفاقات نمی‌افته.

280
00:23:04,840 --> 00:23:08,302
‫- متوجه نمیشم.
‫- فقط دارم ازت می‌پرسم که حاضری کمک کنی؟

281
00:23:24,902 --> 00:23:27,696
‫شنیدم زنت رئیس جدید فناوری اطلاعات شده.

282
00:23:29,698 --> 00:23:30,783
‫اون از این قضیه خبر داره؟

283
00:23:31,617 --> 00:23:32,910
‫خبر نداره.

284
00:23:40,376 --> 00:23:41,377
‫باشه.

285
00:23:47,383 --> 00:23:50,052
‫حالا ازت می‌خوام که دوباره عتیقه معامله کنی.

286
00:23:50,636 --> 00:23:52,346
‫می‌دونم، می‌دونم.

287
00:23:53,305 --> 00:23:55,925
‫ببین، هرچی که متعلق به نیکولز باشه.

288
00:23:55,975 --> 00:23:58,560
‫مأمورهای قضایی و افسرها
‫اینو نادیده می‌گیرن.

289
00:23:59,270 --> 00:24:02,398
‫خیلی از وسایلش رو زنی که
‫شبیه اون لباس می‌پوشه جمع کرده.

290
00:24:02,982 --> 00:24:04,275
‫یه چیزی برای معامله کردن نیاز دارم.

291
00:24:04,775 --> 00:24:05,809
‫مثلا چی؟

292
00:24:05,859 --> 00:24:07,311
‫یه چیز کوچیک.

293
00:24:07,361 --> 00:24:08,946
‫شاید چیزی که اسمش روش باشه.

294
00:24:09,822 --> 00:24:10,864
‫نشان کلانتریش.

295
00:24:12,825 --> 00:24:14,285
‫ده‌تا ازش باید کافی باشه.

296
00:24:15,577 --> 00:24:17,780
‫نشان‌ها رو از کجا گرفتی؟

297
00:24:17,830 --> 00:24:20,950
‫یه اوستا توی بازار هست که بهم بدهکار بود.

298
00:24:21,000 --> 00:24:23,410
‫منظورت اینه که ازت می‌ترسه.

299
00:24:23,460 --> 00:24:27,423
‫50 سیلو، به همه‌شون یه رادیو داده شده.

300
00:24:28,132 --> 00:24:30,426
‫هر سیلو از یه فرکانس متفاوت استفاده می‌کنه.

301
00:24:32,678 --> 00:24:34,680
‫گفتی اسمشون چی بود؟

302
00:24:35,472 --> 00:24:39,802
‫توی کتاب بهشون میگه کانال.

303
00:24:39,852 --> 00:24:41,812
‫کانال، درسته.
‫کانال.

304
00:24:42,312 --> 00:24:47,893
‫پس من این رادیو رو
‫روی کانال یه سیلوی دیگه تنظیم کردم،

305
00:24:47,943 --> 00:24:50,654
‫تا بتونم اینجا بدون شنیدن کسی
‫حرف بزنیم.

306
00:24:51,321 --> 00:24:57,111
‫سیلوی شماره 1،
‫روی همه فرکانس‌های فعال نظارت می‌کنه،

307
00:24:57,161 --> 00:24:59,204
‫پس خیلی کم ازش استفاده کن.

308
00:24:59,788 --> 00:25:01,331
‫و بصورت رمزی.

309
00:25:01,957 --> 00:25:04,460
‫باشه.
‫خب، من باید برم بازم غذا بیارم.

310
00:25:05,002 --> 00:25:06,712
‫اشتهاش داره برمی‌گرده.

311
00:25:13,260 --> 00:25:14,712
‫به زودی میری بالا؟

312
00:25:14,762 --> 00:25:18,056
‫قرنطینه‌ی من رسما تا ظهر تموم نمیشه.

313
00:25:18,640 --> 00:25:20,551
‫می‌خوای به زنت چی بگی؟

314
00:25:20,601 --> 00:25:23,262
‫اون بهم گفت ترتیب هرکسی که ممکنه
‫زودتر دهن باز کنه رو بدم.

315
00:25:23,312 --> 00:25:24,354
‫اون شخص هم تو بودی.

316
00:25:26,190 --> 00:25:29,026
‫مطمئنی که الان نمی‌خوای داروهای نیکولز رو قطع کنیم؟

317
00:25:29,526 --> 00:25:34,189
‫نباید مدت کوتاهی بعد از برگشتت از قرنطینه
‫این کارو انجام بدیم...

318
00:25:34,239 --> 00:25:35,524
‫هرچی بیشتر صبر کنیم،

319
00:25:35,574 --> 00:25:40,704
‫- سخت‌تر میشه.
‫- نمی‌تونیم ریسک از دست دادن تو رو بکنیم، رابرت.

320
00:25:41,371 --> 00:25:44,750
‫وجود تو ضروریه.

321
00:25:48,128 --> 00:25:51,048
‫من تحت تاثیر قرار گرفتم

322
00:25:52,257 --> 00:25:55,135
‫که تو چطور

323
00:25:56,762 --> 00:25:58,013
‫به همه‌چیز رو رسیدگی کردی.

324
00:25:59,473 --> 00:26:01,308
‫تو معاون عالی‌ای می‌شدی...

325
00:26:03,393 --> 00:26:05,812
‫ولی خوشحالم که اون شغل رو بهت ندادم.

326
00:26:07,231 --> 00:26:08,732
‫رئیس فناوری اطلاعات بودن...

327
00:26:11,026 --> 00:26:12,819
‫یه کارِ بی‌رحمانه،

328
00:26:14,404 --> 00:26:18,951
‫بی‌مزد و غیرممکنه.

329
00:26:21,453 --> 00:26:24,122
‫برای معاون همین وضع رو داره.

330
00:26:26,792 --> 00:26:33,465
‫کارهایی که اون صدای کوفتی توی اتاق امن
‫مجبورم کرد انجام بدم.

331
00:26:38,971 --> 00:26:40,055
‫من فکر می‌کردم...

332
00:26:42,099 --> 00:26:44,384
‫بزرگترین خطر

333
00:26:44,434 --> 00:26:49,356
‫یه احمقه که سعی کنه در رو باز کنه.

334
00:26:56,196 --> 00:26:58,490
‫اوضاع کامیل خیلی بدتره.

335
00:27:00,909 --> 00:27:04,204
‫مجبور شدن درباره فرایند حفاظت بهش بگن،

336
00:27:06,039 --> 00:27:12,546
‫و اونم نمی‌تونه در موردش
‫با کسی حرف بزنه.

337
00:27:16,758 --> 00:27:18,051
‫تصور می‌کنم...

338
00:27:20,262 --> 00:27:23,890
‫که داره از درون می‌سوزه.

339
00:27:26,643 --> 00:27:29,271
‫من برگشتم بالا و منتظر موندیم.

340
00:27:30,063 --> 00:27:33,016
‫با توجه به اینکه چقدر فراموش کردی
‫شاید زیادی صبر کردیم.

341
00:27:33,066 --> 00:27:37,396
‫پس وقتی تو اتاق پمپ دیدمت،
‫می‌خواستی منو بیاری اینجا؟

342
00:27:37,446 --> 00:27:40,732
‫قرار بود با رادیو باهام حرف بزنی.

343
00:27:40,782 --> 00:27:43,110
‫ما اصلا نمی‌خواستیم کسی بیاد اینجا،

344
00:27:43,160 --> 00:27:45,537
‫ولی تو و دوستت خرابش کردین.

345
00:27:50,292 --> 00:27:54,546
‫اون خوابی که از خودت و برنارد
‫توی هوابند دیده بودی.

346
00:27:56,965 --> 00:27:58,008
‫- آره؟
‫- اون...

347
00:27:58,800 --> 00:28:00,052
‫رویا نبود.

348
00:28:00,761 --> 00:28:01,887
‫یه خاطره بود.

349
00:28:02,679 --> 00:28:03,805
‫اتفاق افتاد.

350
00:28:07,684 --> 00:28:09,478
‫نه، نه، صبر کن
‫تو...

351
00:28:13,648 --> 00:28:15,976
‫- تو یه اسلحه داشتی؟
‫- آره.

352
00:28:16,026 --> 00:28:19,438
‫و می‌خواستی بری بیرون که بمیری، درسته؟

353
00:28:19,488 --> 00:28:20,772
‫آره.

354
00:28:20,822 --> 00:28:22,240
‫و بعدش چه اتفاقی افتاد؟

355
00:28:24,409 --> 00:28:26,078
‫تو اتفاق افتادی، ژولیت.

356
00:28:26,912 --> 00:28:32,084
‫من بهت گفتم، "اونا می‌تونن هر موقع که بخوان
‫همه‌مون رو بکشن".

357
00:28:33,126 --> 00:28:36,713
‫و تو گفتی، "شایدم نه".

358
00:28:38,090 --> 00:28:40,550
‫منظورت از شاید نه چی بود؟

359
00:28:44,137 --> 00:28:45,806
‫یادم نمیاد.
‫نمی‌تونم.

360
00:28:47,140 --> 00:28:49,768
‫اشکال نداره، یه نقشه داریم.

361
00:28:55,941 --> 00:28:57,893
‫زود باش، زود باش، زود باش.

362
00:28:57,943 --> 00:29:00,111
‫بار اولی که این کارو کردم،
‫چیزی نمونده بود شلوارم رو خراب کنم.

363
00:29:01,196 --> 00:29:03,023
‫چطوره که تو وحشت نکردی؟

364
00:29:03,073 --> 00:29:05,400
‫چی؟ کردم، باشه؟
‫فقط توی معدن‌ها یاد می‌گیری که وحشتت رو بروز ندی.

365
00:29:05,450 --> 00:29:07,444
‫آره، تا قلدهای گنده‌بک اذیتت نکنن؟

366
00:29:07,494 --> 00:29:09,663
‫نه، چون فایده‌ای نداره.

367
00:29:10,956 --> 00:29:12,916
‫بریم. زود باش.

368
00:29:16,294 --> 00:29:17,796
‫50تا سیلو؟

369
00:29:19,047 --> 00:29:20,257
‫آره.

370
00:29:21,299 --> 00:29:23,668
‫- و همه‌شون مثل مان؟
‫- تا جایی که می‌دونم آره.

371
00:29:23,718 --> 00:29:25,128
‫ولی یکی هست که می‌تونه بکشتمون؟

372
00:29:25,178 --> 00:29:26,221
‫آره.

373
00:29:28,849 --> 00:29:30,634
‫تو چند ماهه که اینو می‌دونی،

374
00:29:30,684 --> 00:29:32,469
‫بعد تازه الان داری بهمون میگی؟

375
00:29:32,519 --> 00:29:33,803
‫نمی‌تونستم بهتون بگم.

376
00:29:33,853 --> 00:29:35,355
‫دقیقا همونطور که شما
‫نمی‌تونین به کسی بگین.

377
00:29:36,147 --> 00:29:37,482
‫گوش کنین،
‫اینجا در امانیم،

378
00:29:38,316 --> 00:29:41,486
‫ولی اگه کسی آزادانه در موردش حرف بزنه،
‫ما رو می‌کشن.

379
00:29:42,070 --> 00:29:44,064
‫این اتفاق چطور می‌افته؟

380
00:29:44,114 --> 00:29:46,233
‫خب، اگه اینو می‌دونستم که
‫دیگه نیازی به ژولیت نداشتیم.

381
00:29:46,283 --> 00:29:48,235
‫- چرا باید ما رو بکشن؟
‫- نمی‌دونم والا.

382
00:29:48,285 --> 00:29:50,028
‫فقط می‌دونم که می‌تونن.

383
00:29:50,078 --> 00:29:51,363
‫در همین حد هم بدونم
‫برام کافیه.

384
00:29:51,413 --> 00:29:53,164
‫گوش کنین،

385
00:29:54,040 --> 00:29:57,586
‫به این خاطر دارم اینو بهتون میگم
‫و زهره‌ترک‌تون می‌کنم

386
00:29:59,296 --> 00:30:00,755
‫چون به کمکتون نیاز دارم.

387
00:30:01,840 --> 00:30:05,585
‫رفتن ژولیت به خلاء حفاری
‫غیر منتظره بود،

388
00:30:05,635 --> 00:30:08,922
‫پس یعنی کامیل ممکنه بره اونجا سرکشی کنه،

389
00:30:08,972 --> 00:30:13,643
‫و یه چیزی اون پایین هست که
‫نباید بذاریم پیداش کنه.

390
00:30:16,396 --> 00:30:19,691
‫من باید جابجاش کنم و سبک هم نیست.

391
00:30:21,109 --> 00:30:23,270
‫وزنش چقدره؟

392
00:30:23,320 --> 00:30:27,240
‫حدود 110 کیلو و مایه‌ی عذابه.

393
00:30:31,953 --> 00:30:33,697
‫حتما شوخیت گرفته؟

394
00:30:33,747 --> 00:30:35,248
‫اون زنده‌ست؟

395
00:30:38,209 --> 00:30:41,212
‫- اونجا خوابیدی؟
‫- والا اسمش رو خواب نمی‌ذارم.

396
00:30:42,380 --> 00:30:44,924
‫سه طبقه بالاتر یه مسافرخونه هست.

397
00:30:45,508 --> 00:30:47,886
‫اوضاع زندگی شخصیت روبراهه، کلانتر؟

398
00:30:49,971 --> 00:30:52,182
‫بهت گفتم که باید فورا ببینمت.

399
00:30:53,683 --> 00:30:55,352
‫این فورا نیست.

400
00:30:57,103 --> 00:30:58,104
‫واقعا؟

401
00:30:59,064 --> 00:31:00,849
‫بعد از تمام سختی‌هایی که باهم گذروندیم،

402
00:31:00,899 --> 00:31:02,726
‫می‌خوای کارتِ کلانتر بودنتو رو کنی؟

403
00:31:02,776 --> 00:31:04,194
‫کارت نیست.

404
00:31:05,153 --> 00:31:06,313
‫یه نشان‌ـه.

405
00:31:06,363 --> 00:31:08,523
‫و آره، همین کارو می‌کنم.

406
00:31:08,573 --> 00:31:09,783
‫باشه، پل.

407
00:31:10,367 --> 00:31:12,402
‫به محض اینکه تونستم اومدم.

408
00:31:12,452 --> 00:31:15,864
‫اگه اورلا اینجا نیست،
‫پس نمی‌دونم کجاست.

409
00:31:15,914 --> 00:31:17,791
‫اون توی سردخونه‌ طبقه‌ی 62ـمه.

410
00:31:20,502 --> 00:31:22,212
‫- چی؟
‫- به قتل رسیده.

411
00:31:25,715 --> 00:31:26,716
‫متاسفم،

412
00:31:28,093 --> 00:31:29,878
‫ولی باید پیگیر این قضیه بشم.

413
00:31:29,928 --> 00:31:32,013
‫- باید ازت بپرسم...
‫- تقصیر منه.

414
00:31:36,976 --> 00:31:38,186
‫تقصیر منه.

415
00:31:42,857 --> 00:31:44,893
‫- خیلی‌خب.
‫- هی، می‌دونی...

416
00:31:44,943 --> 00:31:45,944
‫بیا.

417
00:31:48,780 --> 00:31:52,025
‫میشه یه کبریت روشن کنی، مرد حسابی؟
‫هیچی نمی‌بینم.

418
00:31:52,075 --> 00:31:53,985
‫آره، فقط می‌خوام بدونی که کبریت بی‌نهایت ندارم...

419
00:31:54,035 --> 00:31:55,361
‫می‌دونم که نداری.
‫می‌دونم.

420
00:31:55,411 --> 00:31:58,073
‫- می‌خوای از چاله بیفتی پایین؟
‫- نه، نمی‌خوام از چاله بیفتم پایین.

421
00:31:58,123 --> 00:31:59,574
‫باشه.
‫پس کبریت روشن کن.

422
00:31:59,624 --> 00:32:00,700
‫باشه. روشن می‌کنم.

423
00:32:00,750 --> 00:32:02,952
‫وقتی رسیدم پایین پله‌ها، چراغ رو روشن می‌کنم.

424
00:32:03,002 --> 00:32:04,379
‫خیلی‌خب، خوبه.

425
00:32:05,839 --> 00:32:07,882
‫یعنی چی آخه!

426
00:32:08,591 --> 00:32:11,461
‫شما باید خیلی خیلی ساکت باشین.

427
00:32:11,511 --> 00:32:14,180
‫- آها. باشه. آره.
‫- می‌تونیم ساکت باشیم.

428
00:32:18,935 --> 00:32:20,019
‫یه دقیقه صبر کنین.

429
00:32:20,770 --> 00:32:22,347
‫اونا چرا اینجان؟

430
00:32:22,397 --> 00:32:24,274
‫اونا چیزهای زیادی می‌دونن که
.بشه جای دیگه‌ای ولشون کرد

431
00:32:33,867 --> 00:32:35,285
‫اشیاء رو آوردی؟

432
00:34:11,756 --> 00:34:12,799
‫چیزی یادت نیومد؟

433
00:34:18,513 --> 00:34:20,465
‫نه.
‫یعنی، می‌دونم، می‌دونم...

434
00:34:20,515 --> 00:34:23,259
‫می‌دونم اینا چی‌ان و...

435
00:34:23,309 --> 00:34:24,936
‫می‌شناسمشون.
‫فقط نمی‌دونم...

436
00:34:27,021 --> 00:34:28,056
‫اشکال نداره.

437
00:34:28,106 --> 00:34:30,108
‫چیزی درباره اینکه چطور جلوشون رو بگیرم
‫که مارو نکشن، یادت نمیاد؟

438
00:34:30,900 --> 00:34:33,027
‫شرمنده.
‫کی می‌تونه چیکار کنه؟

439
00:34:34,362 --> 00:34:37,240
‫واقعا ازت می‌خوایم الان ساکت باشی.
‫لطفا.

440
00:34:37,865 --> 00:34:39,325
‫پس شما در مورد فرایند حفاظت می‌دونین؟

441
00:34:40,118 --> 00:34:41,486
‫- بله.
‫- باشه.

442
00:34:41,536 --> 00:34:43,446
‫پس می‌دونین که هروقت بخوان
‫می‌تونن بکشنمون؟

443
00:34:43,496 --> 00:34:45,156
‫آره، اینو می‌دونیم
‫ولی نمی‌دونم چرا،

444
00:34:45,206 --> 00:34:46,958
‫و هیچی هم یادم نمیاد.

445
00:34:48,167 --> 00:34:53,372
‫باشه، این جعبه چطور قراره کمک کنه؟

446
00:34:53,422 --> 00:34:57,301
‫امیدمون اینه که وسایل گذشته‌اش
‫بتونن حافظه‌اش رو راه بندازن.

447
00:35:01,097 --> 00:35:02,181
‫صحیح. خیلی‌خب.
‫ببخشید.

448
00:35:07,937 --> 00:35:09,514
‫آخه اینا اسباب‌بازی‌ان.

449
00:35:09,564 --> 00:35:10,973
‫هرچی که تونستم گیر آوردم.

450
00:35:11,023 --> 00:35:14,060
‫حرفم اینه که اگه یه چیزی گیر بیاریم

451
00:35:14,110 --> 00:35:16,487
‫که به شروع این جریانات ربط داشته باشه
‫شاید بهتر جواب بده.

452
00:35:17,238 --> 00:35:19,107
‫درسته؟
‫هی، وقتی ما باهم آشنا شدیم،

453
00:35:19,157 --> 00:35:22,860
‫آره، تو داشتی سوالات مهمی می‌پرسیدی:
‫ما چرا اینجاییم. همه اینا واسه چیه.

454
00:35:22,910 --> 00:35:24,120
‫ولی درواقع،

455
00:35:25,538 --> 00:35:28,040
‫تو فقط می‌خواستی بدونی که
‫چی به سر جرج اومده بود.

456
00:35:29,125 --> 00:35:31,035
‫وقتی من به تَه سیلو رفتم،

457
00:35:31,085 --> 00:35:33,287
‫تونلی پیدا کردم که به یه در رسید،

458
00:35:33,337 --> 00:35:36,749
‫و دم در یه صدا گفت

459
00:35:36,799 --> 00:35:38,876
‫که فقط سه نفر تا حالا اونجا رفتن.

460
00:35:38,926 --> 00:35:43,631
‫می‌دونم، مری مدوز
‫و جرج ویلکینز.

461
00:35:43,681 --> 00:35:45,341
‫توی هارد درایو.
‫یه...

462
00:35:45,391 --> 00:35:48,261
‫یه یارو بود که داشت با تو حرف می‌زد
‫و دنی گفت که یارو جرجـه.

463
00:35:48,311 --> 00:35:50,930
‫چیزی درباره جلوگیری از فرایند حفاظت نگفت؟

464
00:35:50,980 --> 00:35:54,267
‫نه. نه. یه مشت حرفای احساساتی زد.
‫چه می‌دونم.

465
00:35:54,317 --> 00:35:57,562
‫و یه چیزی درباره پیدا کردن یه در گفت.

466
00:35:57,612 --> 00:36:00,147
‫اون خیلی وقت بود که می‌خواست
‫اون در رو پیدا کنه.

467
00:36:00,197 --> 00:36:02,158
‫ببخشید.
‫تو هم جرج رو می‌شناختی؟

468
00:36:02,742 --> 00:36:04,735
‫- آره.
‫- خب، چیزی پیدا کردی...

469
00:36:04,785 --> 00:36:06,737
‫که مال جرج باشه
‫و شاید ارزشی واسه ژولیت داشته باشه؟

470
00:36:06,787 --> 00:36:09,123
‫چیزی که می‌خواستم گیر بیارم
‫شدنی نبود.

471
00:36:09,916 --> 00:36:10,992
‫چرا؟

472
00:36:11,042 --> 00:36:12,168
‫ساعت.

473
00:36:13,878 --> 00:36:15,162
‫جرج یه ساعت بهت داد.

474
00:36:15,212 --> 00:36:16,372
‫می‌دونم کدوم ساعت رو میگی.

475
00:36:16,422 --> 00:36:17,707
‫ببخشید.
‫چرا گیر آوردنش شدنی نبود؟

476
00:36:17,757 --> 00:36:20,509
‫قبل از اینکه واسه پاکسازی بفرستنش بیرون
‫ازش گرفته بودنش.

477
00:36:21,761 --> 00:36:23,212
‫برنارد ساعت رو به پدرت داد.

478
00:36:23,262 --> 00:36:25,006
‫وقتی داشت پله‌ها رو منفجر می‌کرد
‫دستش بود.

479
00:36:25,056 --> 00:36:28,050
‫نه. ساعت دستش نبود.

480
00:36:28,100 --> 00:36:29,810
‫به یکی دیگه دادش.

481
00:36:36,567 --> 00:36:39,353
‫بابات ازم خواست که
‫اگه دوباره دیدمت

482
00:36:39,403 --> 00:36:41,447
‫اینو بهت پس بدم.

483
00:36:43,032 --> 00:36:44,116
‫ولی...

484
00:36:45,409 --> 00:36:48,404
‫ولی تو وقتی برگشته بودی
‫خود واقعیت نبودی.

485
00:36:48,454 --> 00:36:50,790
‫- منم نگهش داشتم.
‫- خیلی‌خب.

486
00:36:53,834 --> 00:36:54,910
‫یه چیزی هست...

487
00:36:54,960 --> 00:36:56,921
‫یه چیزی هست که باید بهت بگم، ژولز.

488
00:36:58,839 --> 00:36:59,924
‫چی؟

489
00:37:00,966 --> 00:37:03,419
‫- میشه...
‫- اونا می‌تونن گوش بدن.

490
00:37:03,469 --> 00:37:05,262
‫نه.
‫اینو فقط باید خودت بشنوی.

491
00:37:10,059 --> 00:37:11,852
‫- بیا اینجا.
‫- باشه.

492
00:37:36,544 --> 00:37:41,173
‫بهم گفت که بهت بگم دوستت داره.

493
00:37:44,260 --> 00:37:45,886
‫می‌خواست به مبارزه کردن ادامه بدی.

494
00:37:47,304 --> 00:37:49,974
‫- و همیشه خودت بمونی، چون...
‫- باشه.

495
00:37:52,977 --> 00:37:54,728
‫"چون اون بی‌نقصه.

496
00:37:56,480 --> 00:37:58,149
‫دقیقا همینطوری که هست".

497
00:38:27,928 --> 00:38:30,014
‫این حتما ساعت‌ها درگیرت کرده.

498
00:38:41,442 --> 00:38:42,568
‫جرج.

499
00:38:46,030 --> 00:38:47,198
‫حالت خوبه؟

500
00:38:49,366 --> 00:38:50,701
‫چیز دیگه‌ای هست؟

501
00:38:55,789 --> 00:38:57,249
‫پس وقتشه بریم بالا.

502
00:38:57,958 --> 00:39:01,453
‫نمی‌دونم می‌خوایم چی بگیم،
‫ولی مدت زیادیه که نیستیم.

503
00:39:01,503 --> 00:39:04,924
‫- کامیل...
‫- چیز دیگه‌ای نداشت؟ اون...

504
00:39:06,008 --> 00:39:07,593
‫چیزی ندارین؟

505
00:39:08,260 --> 00:39:09,720
‫- اگه باشه هم ما اطلاعی نداریم.
‫- نه؟

506
00:39:14,558 --> 00:39:16,352
‫هی. باید بریم.

507
00:39:21,273 --> 00:39:22,691
‫به گشتن ادامه می‌دیم.

508
00:39:24,234 --> 00:39:26,353
‫دسترسی به انبار تدارکات حیاتی

509
00:39:26,403 --> 00:39:28,906
‫فقط توسط سرپرست تدارکات
‫یا معاونش ممکنه.

510
00:40:09,071 --> 00:40:11,148
‫هر وسیله‌ای که از اینجا خارج میشه

511
00:40:11,198 --> 00:40:13,901
‫سه جور تاییدیه نیاز داره.

512
00:40:13,951 --> 00:40:17,571
‫و موقع خارج شدن اونا
‫سرپرست یا دست راستش

513
00:40:17,621 --> 00:40:19,039
‫باید حضور داشته باشه.

514
00:40:23,210 --> 00:40:26,455
‫انبار تدارکات حیاتی شامل چیزهایی میشه
‫که موقع شروع به کار سیلو

515
00:40:26,505 --> 00:40:28,257
‫توش بارگیری شده.

516
00:40:30,259 --> 00:40:33,345
‫از اون چیزهایی که نمی‌تونیم
‫بازم ازشون درست کنیم.

517
00:40:34,805 --> 00:40:36,223
‫به خاطر همین هم بهشون حیاتی می‌گیم.

518
00:40:37,433 --> 00:40:39,017
‫می‌فهمی چی میگم؟

519
00:40:40,227 --> 00:40:43,188
‫وقتی تموم کنیم، دیگه تمومه.

520
00:40:44,148 --> 00:40:45,274
‫دقیقا.

521
00:40:48,986 --> 00:40:50,446
‫یکی از اون جعبه‌ها رو بردار.

522
00:41:06,086 --> 00:41:07,171
‫بذار کمکت کنم.

523
00:41:20,100 --> 00:41:21,185
‫حالا اون یکی رو بردار.

524
00:41:40,496 --> 00:41:46,418
‫جعبه‌های خالی رو نگه می‌داریم که اگه کسی پاش به اینجا رسید،
‫نتونه آمار بگیره.

525
00:41:48,295 --> 00:41:54,051
‫وحشتی که بوجود میاره
‫اگه مردم بفهمن...

526
00:41:58,222 --> 00:41:59,389
‫چی رو بفهمن؟

527
00:42:02,935 --> 00:42:04,519
‫اینکه چقدر زمان برامون مونده.

528
00:42:07,648 --> 00:42:09,474
‫بیا انجامش بدیم بره.

529
00:42:09,524 --> 00:42:11,777
‫خانم کمبل. آقای ناکس.

530
00:42:17,407 --> 00:42:19,318
‫می‌خواین منو بکِشین بالا؟

531
00:42:19,368 --> 00:42:20,577
‫تازه اگه ولت نکنیم.

532
00:42:32,464 --> 00:42:34,383
‫از عذاب کشیدنم لذت می‌برین؟

533
00:42:37,344 --> 00:42:41,548
‫به مدت 25 سال،
‫من کاری که بهم گفتن باید برای محافظت از سیلو بکنم

534
00:42:41,598 --> 00:42:42,966
‫- رو انجام دادم.
‫- خب که چی؟

535
00:42:43,016 --> 00:42:44,476
‫انتظار داری ببخشیمت؟

536
00:42:45,060 --> 00:42:46,553
‫بابت کشتن قاضی؟

537
00:42:46,603 --> 00:42:48,305
‫که تقصیرش رو گردن ما انداختی؟

538
00:42:48,355 --> 00:42:51,149
‫به کل سیلو گفتی که ما رو بکشن؟

539
00:42:51,942 --> 00:42:53,610
‫نه، انتظار ندارم.

540
00:42:54,403 --> 00:42:55,487
‫انتظار ندارم.

541
00:43:01,702 --> 00:43:06,039
‫هر دوتون وسط یه شرایط ناگوار
‫اسیر شدین.

542
00:43:07,541 --> 00:43:08,583
‫پس...

543
00:43:10,085 --> 00:43:11,420
‫وقتی منو می‌کشین بالا،

544
00:43:12,462 --> 00:43:15,632
‫اگه ولم کنین

545
00:43:17,009 --> 00:43:19,261
‫نه تعجب می‌کنم، نه بهم برمی‌خوره.

546
00:43:59,843 --> 00:44:01,094
‫این یعنی چی؟

547
00:44:04,806 --> 00:44:09,186
‫20 سال پیش،
‫به اندازه‌ی 70 سال لامپ داشتیم.

548
00:44:09,978 --> 00:44:13,273
‫دقیقا قبل از اینکه به بخش مکانیکی برم،
‫حدودا سه ماه پیش

549
00:44:13,815 --> 00:44:15,559
‫به اندازه 50 سال رسیده بودیم.

550
00:44:15,609 --> 00:44:20,071
‫- باشه. پس...
‫- ولی یک ماه پیش، دوباره بررسی کردم،

551
00:44:20,572 --> 00:44:24,985
‫و فهمیدم مشکل سرقتی که سال‌ها
‫توی بخش تدارکات داشتیم

552
00:44:25,035 --> 00:44:27,737
‫توی انبار تدارکات حیاتی هم رخ می‌داده،

553
00:44:27,787 --> 00:44:29,656
‫و اون موقع بود که اورلا رو دست راستم کردم.

554
00:44:29,706 --> 00:44:31,741
‫چون به گلندا اعتماد نداشتی؟

555
00:44:31,791 --> 00:44:35,295
‫گلندا کاربلده، ولی اخلاقش پاچه‌گیره.

556
00:44:36,004 --> 00:44:38,748
‫ولی جد اندر جد اورلا
‫توی تدارکات کار کردن،

557
00:44:38,798 --> 00:44:44,679
‫بنابراین می‌دونستم که می‌تونم با این کار
‫و یه چیز دیگه بهش اعتماد کنم.

558
00:44:49,518 --> 00:44:53,021
‫تو ازش خواستی کمکت کنه
‫تا کسی که داشت از انبار تدارکات حیاتی دزدی می‌کرد رو پیدا کنی.

559
00:44:56,233 --> 00:44:58,485
‫و فکر می‌کنی که به خاطر همین کشتنش؟

560
00:45:08,995 --> 00:45:10,288
‫کارلا...

561
00:45:12,499 --> 00:45:14,584
‫اگه نتونیم اون لامپ‌ها رو پیدا کنیم،

562
00:45:16,169 --> 00:45:17,629
‫چقدر وقت داریم؟

563
00:45:18,546 --> 00:45:19,547
‫با مقداری که الان داریم...

564
00:45:22,133 --> 00:45:23,176
‫دو سال.

565
00:45:24,636 --> 00:45:28,506
‫بعدش دیگه نمی‌تونیم لامپ‌های سوخته کشاورزی‌ها
‫رو تعویض کنیم.

566
00:45:28,556 --> 00:45:31,476
‫و وقتی اونا بسوزن،
‫دیگه مواد غذایی‌مون نداریم.

567
00:45:32,060 --> 00:45:33,103
‫بنابراین...

568
00:45:34,062 --> 00:45:36,139
‫دیگه دیر یا زود

569
00:45:36,189 --> 00:45:37,565
‫در تاریکی...

570
00:45:39,025 --> 00:45:40,443
‫می‌میریم.

571
00:45:43,154 --> 00:45:45,282
‫به نظرت وقتی برسیم
‫کامیل چیکار می‌کنه؟

572
00:45:48,535 --> 00:45:49,577
‫نمی‌دونم.

573
00:45:51,955 --> 00:45:54,457
‫شاید بهتره بهم دستبند بزنی
‫و معرکه راه بندازی.

574
00:45:56,376 --> 00:45:57,752
‫اون می‌خواست بمیری.

575
00:45:58,461 --> 00:46:00,088
‫دستبند زدن کفایت نمی‌کنه.

576
00:46:03,591 --> 00:46:06,127
‫خب می‌دونی، یه هل محکم که بهم بدی
‫از نرده‌ می‌افتم پایین.

577
00:46:06,177 --> 00:46:07,796
‫به اندازه کافی که وقت داریم، درسته؟

578
00:46:07,846 --> 00:46:09,014
‫نه.

579
00:46:10,432 --> 00:46:11,474
‫من خسته‌ام.

580
00:46:22,235 --> 00:46:24,320
‫- حالت خوبه؟
‫- آره.

581
00:46:26,448 --> 00:46:27,657
‫معذرت می‌خوام.

582
00:46:30,452 --> 00:46:31,536
‫یه...

583
00:46:34,998 --> 00:46:37,083
‫یه چیزی هست که باید بهت بگم...

584
00:46:40,712 --> 00:46:42,922
‫ممکنه چیز خاصی نباشه،
‫ولی...

585
00:46:44,924 --> 00:46:47,010
‫از اون شب که رفتی توی آپارتمانم،

586
00:46:48,261 --> 00:46:50,096
‫یه چیزی درون پسرم تغییر کرد.

587
00:46:53,767 --> 00:46:55,101
‫شاید درون خودمم همینطور.

588
00:46:55,685 --> 00:46:58,805
‫- باشه. ببین، معذرت می‌خوام. گفتم...
‫- مسئله این نیست.

589
00:46:58,855 --> 00:47:00,056
‫- نمی‌دونم چرا...
‫- من...

590
00:47:00,106 --> 00:47:02,066
‫به این دلیل بحثش رو پیش نکشیدم.

591
00:47:04,944 --> 00:47:06,571
‫و یه چیزی بهش دادم.

592
00:47:07,489 --> 00:47:09,282
‫بهش گفتم در امان نگهش می‌داره.

593
00:47:10,033 --> 00:47:11,951
‫و یه جورایی یه چیزی مخصوص بین ما شد.

594
00:47:15,121 --> 00:47:16,831
‫مثل یه رازی بین ما.

595
00:47:18,708 --> 00:47:21,077
‫و هرچی برنارد بیشتر در مورد این حرف زد
‫که اشیاء

596
00:47:21,127 --> 00:47:23,329
‫می‌تونن حافظه‌ یکی رو فعال کنن،

597
00:47:23,379 --> 00:47:28,301
‫بیشتر خودم رو قانع کردم که این چیز
‫به پسرم کمک می‌کنه منو به یاد بیاره...

598
00:47:30,428 --> 00:47:32,263
‫اگه یه وقت کامیل ویتامین‌ دی رو پخش کرد.

599
00:47:34,182 --> 00:47:37,477
‫انگار قرار بود یه جور جادویی انجام بده.

600
00:47:41,606 --> 00:47:43,316
‫ولی مال من بود که بخوام نگهش دارم.

601
00:47:44,734 --> 00:47:46,361
‫مال تو بود.

602
00:47:51,616 --> 00:47:53,326
‫اونو جرج بهت داده بود.

603
00:48:08,091 --> 00:48:09,175
‫مهم بود؟

604
00:48:14,973 --> 00:48:19,260
‫و در دنیایی سرشار از میلیون‌ها چیز ناشناخته،
‫ممکنه که این ساعت...

605
00:48:19,310 --> 00:48:21,596
‫و عتیقه‌های سرسام‌آوری مثل اینا...

606
00:48:21,646 --> 00:48:23,640
‫- جرج.
‫- کلید رسیدن به جواب...

607
00:48:23,690 --> 00:48:25,141
‫- بزرگترین سوالات سیلو باشن.
‫- جرج.

608
00:48:25,191 --> 00:48:27,393
‫...چیزی که از دستگاه حفاری سیلو مونده.

609
00:48:27,443 --> 00:48:29,312
‫تو همه آدم‌های سیلو رو می‌کشتی.

610
00:48:29,362 --> 00:48:32,190
‫کدوم سیلو؟
‫50تان.

611
00:48:32,240 --> 00:48:33,566
‫یه لوله‌ست.

612
00:48:33,616 --> 00:48:35,902
‫- فرایند حفاظت یه لوله‌ست.
‫- چرا مجبور شدن مسدودش کنن؟

613
00:48:35,952 --> 00:48:37,695
‫توش سم بود.

614
00:48:37,745 --> 00:48:41,374
‫به اندازه‌ای که همه رو بکشه.
‫تمام ده هزار نفر رو.

615
00:48:46,421 --> 00:48:47,672
‫یادم میاد.

616
00:48:55,888 --> 00:48:58,174
‫توی یه لوله سم هست.

617
00:48:58,224 --> 00:49:00,468
‫از بیرون سیلو میاد.

618
00:49:00,518 --> 00:49:03,221
‫تو سیلوی 17 مسدودش کردن.
‫مسدودش کرده بودن.

619
00:49:03,271 --> 00:49:04,564
‫از کجا میاد داخل؟

620
00:49:07,859 --> 00:49:08,901
‫نمی‌دونم.

621
00:49:09,944 --> 00:49:11,437
‫نمی‌دونم.
‫باید با بقیه حرف بزنم.

622
00:49:11,487 --> 00:49:12,655
‫برو.

623
00:49:49,150 --> 00:49:51,486
‫پس من در مرکز ارتباطات بودم
‫و یه تماس گرفتم،

624
00:49:52,070 --> 00:49:54,856
‫که عجیبه، چون نمی‌دونستم
‫که بشه توی اون سیستم تماس دریافت کرد.

625
00:49:54,906 --> 00:49:56,566
‫ولی سم دو سال در آژانس امنیت ملی کار کرده،

626
00:49:56,616 --> 00:49:58,443
‫- پس این چیزها حالیشه.
‫- اون لوبیای سحرآمیز داره. آره.

627
00:49:58,493 --> 00:49:59,527
‫چی گفت؟

628
00:49:59,577 --> 00:50:02,572
‫سرسخت‌ترین حامی کنترل هوش مصنوعی

629
00:50:02,622 --> 00:50:03,990
‫که از قضا هزینه‌های کلینیکی

630
00:50:04,040 --> 00:50:06,034
‫که خواهرم داره توش سعی می‌کنه
‫حافظه‌اش رو به دست بیاره، کیه؟

631
00:50:06,084 --> 00:50:07,618
‫- پِر استنسن.
‫- می‌خوای حدس بزنی...

632
00:50:07,668 --> 00:50:11,047
‫که پِر استنسن
‫در شب عملیات انتقام برحق کجا بود؟

633
00:50:13,925 --> 00:50:15,218
‫روی ناو نیمیتز؟

634
00:50:18,096 --> 00:50:19,547
‫معمولا در سن دیگو مستقر میشه،

635
00:50:19,597 --> 00:50:23,176
‫ولی از وقتی از عملیات برگشته
‫در نورفک هست.

636
00:50:23,226 --> 00:50:24,260
‫سم یکی رو توی پایگاه می‌شناسه

637
00:50:24,310 --> 00:50:26,512
‫که حاضره بصورت غیررسمی
‫باهامون حرف بزنه.

638
00:50:26,562 --> 00:50:28,105
‫چی نظرش رو عوض کرد؟

639
00:50:29,982 --> 00:50:31,309
‫گمونم کنم شارلوت.

640
00:50:31,359 --> 00:50:32,985
‫فقط به خاطر اینکه می‌دونه
‫اون چقدر برام عزیزه.

641
00:50:37,448 --> 00:50:38,491
‫من سم رو می‌شناسم.

642
00:50:39,200 --> 00:50:40,651
‫ما فقط اعضای یه گروه موسیقی نبودیم.

643
00:50:40,701 --> 00:50:45,498
‫ما باهم زیر تیربارون هم بودیم
‫و به ندرت شنیده بودم اینطوری بترسه.

644
00:50:48,167 --> 00:50:50,661
‫باشه، ولی فکر می‌کنی که این جریانات
‫به هوش مصنوعی مربوط میشه؟

645
00:50:50,711 --> 00:50:52,163
‫نمی‌دونم،

646
00:50:52,213 --> 00:50:56,667
‫ولی بقیه ناوگروه‌ها اون شب
‫20 تا 30 عملیات انجام دادن،

647
00:50:56,717 --> 00:50:58,294
‫بعد ناو نیمیتز کلا یه دونه اعزام کرد؟

648
00:50:58,344 --> 00:51:01,514
‫با چهار جت مجهز به تجهیزات ارتباطی
‫قبل از دوران دیجیتال و بعد یهو...

649
00:51:04,809 --> 00:51:05,810
‫یا خدا.

650
00:51:06,519 --> 00:51:09,013
‫- دفعه بعد یه خبری بده.
‫- اون من نبودم.

651
00:51:09,063 --> 00:51:10,515
‫- منظورت چیه؟
‫- منظورم اینه که کار من نبود.

652
00:51:10,565 --> 00:51:12,275
‫من رانندگی نمی‌کنم.
‫یکی دیگه می‌کنه.

653
00:51:14,277 --> 00:51:19,240
‫«ترجمه از تورج پاکاری»

654
00:51:21,240 --> 00:51:31,240
دانلود فیلم و سریال
W W W . M O V I E S H O . C O M