1
00:00:06,089 --> 00:00:07,040
‫[آنچه گذشت...]

2
00:00:07,090 --> 00:00:08,875
‫سلام، رابی رابرتسون هستم.

3
00:00:08,925 --> 00:00:11,044
‫آقای رابرتسون، شما هیچوقت
‫برنمی‌گردید سرِ شغل قبلی‌تون.

4
00:00:11,094 --> 00:00:12,837
‫یه خبرِ داغ و معرکه به دستم رسیده!

5
00:00:12,887 --> 00:00:17,759
‫سه اسیر جنگی از یه اردوگاه
‫با قدرت‌های ماورایی تصادفی نیست.

6
00:00:17,809 --> 00:00:20,512
‫قدرت تنها چیزیه که سیلورمین ازش لذت می‌بره.

7
00:00:20,562 --> 00:00:23,556
‫اگه اون اینا رو بهم داده،
‫پس می‌تونه همه چی رو ازم بگیره.

8
00:00:23,606 --> 00:00:25,266
‫اونا یه کاری باهات کردن، مگه نه؟

9
00:00:25,316 --> 00:00:28,353
‫فقط می‌دونم وقتی که شروع میشه،
‫خیلی سریع بدتر میشه.

10
00:00:28,403 --> 00:00:30,188
‫ولی باید با دکتر فابر حرف بزنی.

11
00:00:30,238 --> 00:00:32,440
‫اون خیلی بهتر از من
‫می‌تونه توضیح بده چه خبره.

12
00:00:32,490 --> 00:00:34,901
‫یکی از اون ابرهیولاها داره
‫منطقه‌ی الماس رو داغون می‌کنه.

13
00:00:34,951 --> 00:00:36,327
‫عنکبوت اونجاست.

14
00:00:37,954 --> 00:00:39,539
‫این یارو دیگه کیه؟

15
00:00:43,001 --> 00:00:45,328
‫- من و عنکبوت باهم متحد شدیم...
‫- متحد نیستیم.

16
00:00:45,378 --> 00:00:47,747
‫- ...که این شهر رو نجات بدیم.
‫- متحد نیستیم. نه، متحد نیستیم.

17
00:00:47,797 --> 00:00:51,584
‫هر چهار سال، من تصمیم می‌گیرم
‫کی روی صندلیِ تو می‌شینه.

18
00:00:51,634 --> 00:00:53,386
‫من عقب نمی‌کشم.

19
00:01:00,351 --> 00:01:03,354
‫از آشنایی باهات خوشحالم، آقای عنکبوت.

20
00:01:10,278 --> 00:01:14,741
‫«ترجمه از سینا صداقت»

21
00:01:17,202 --> 00:01:20,488
‫هی، بجنب.

22
00:01:20,538 --> 00:01:22,373
‫هی.

23
00:01:24,626 --> 00:01:27,504
‫هی خانم، عجله‌ات واسه چیه؟

24
00:01:35,428 --> 00:01:37,839
‫بیا، بیا، بذار درو باز کنم.

25
00:01:37,889 --> 00:01:39,682
‫اول شما.

26
00:01:44,354 --> 00:01:45,730
‫خب...

27
00:01:46,815 --> 00:01:48,183
‫خب، خودت تعریف کن.

28
00:01:48,233 --> 00:01:50,268
‫داریم کیک‌ها رو برمی‌گردونیم.

29
00:01:50,318 --> 00:01:52,645
‫این یکی رو مهمونِ ما هستید.

30
00:01:52,695 --> 00:01:54,864
‫چیه، بیشتر بلوبری دوست داری؟

31
00:01:55,448 --> 00:01:58,943
‫نه، فقط این روزها چیزهای مجانی
‫زیادی پیدا نمیشه.

32
00:01:58,993 --> 00:02:00,278
‫ممنون.

33
00:02:00,328 --> 00:02:01,746
‫خیلی لطف کردی.

34
00:02:04,624 --> 00:02:06,793
‫منتظرم، می‌دونی.

35
00:02:07,377 --> 00:02:09,704
‫تو که می‌دونی تهش چطور تموم میشه.

36
00:02:09,754 --> 00:02:12,841
‫خب، پس از اول شروع کن.

37
00:02:17,470 --> 00:02:21,683
‫ما رو فرستادن تا یه شهر کوچیک
‫توی شرق فرانسه رو آزاد کنیم.

38
00:02:22,183 --> 00:02:25,270
‫آلمانی‌ها هم خیلی مشتاق نبودن از دستش بدن.

39
00:02:36,114 --> 00:02:36,990
‫بجنبین، بجنبین، بجنبین!

40
00:02:40,493 --> 00:02:42,495
‫لعنتی.

41
00:02:43,872 --> 00:02:45,373
‫حمله!

42
00:03:33,588 --> 00:03:35,423
‫جونز. جونز!

43
00:03:36,007 --> 00:03:37,500
‫اونا رو بیار بیرون!

44
00:03:37,550 --> 00:03:38,710
‫- بیارشون بیرون.
‫-  لطفاً.

45
00:03:38,760 --> 00:03:40,637
‫- سرباز، دنبالم بیا.
‫- بله، قربان.

46
00:03:41,304 --> 00:03:42,714
‫بجنب.

47
00:03:42,764 --> 00:03:43,798
‫بریم.

48
00:03:43,848 --> 00:03:46,134
‫اگه من اون کسی بودم که تیر خورد،

49
00:03:46,184 --> 00:03:48,094
‫و تقریباً هم بودم،

50
00:03:48,144 --> 00:03:51,723
‫هیچ‌کدوم از این اتفاقات برام نمی‌افتاد.

51
00:03:51,773 --> 00:03:53,691
‫خیلی بهش فکر می‌کنم.

52
00:04:04,786 --> 00:04:08,164
‫من و سرباز اسمیت
‫بیشتر توی مجتمع پیش‌روی کردیم.

53
00:04:12,877 --> 00:04:14,162
‫خدایا.

54
00:04:14,212 --> 00:04:15,496
‫بیا اونا رو از اینجا ببریم بیرون.

55
00:04:15,546 --> 00:04:16,547
‫کمکم کن.

56
00:04:44,242 --> 00:04:45,568
‫حالت خوبه، رفیق؟

57
00:04:45,618 --> 00:04:47,453
‫از اینجا می‌برمت بیرون.

58
00:04:57,588 --> 00:04:59,165
‫خوبی؟

59
00:04:59,215 --> 00:05:02,135
‫رایلی.

60
00:05:03,136 --> 00:05:04,504
‫خوبی؟

61
00:05:04,554 --> 00:05:06,514
‫گروهبان، گروهبان!

62
00:05:18,568 --> 00:05:20,311
‫گروهبان!

63
00:05:20,361 --> 00:05:21,938
‫- چیکار کنیم؟
‫- آتیشش بزنید.

64
00:05:21,988 --> 00:05:23,156
‫همه رو آتیش بزنید.

65
00:05:28,828 --> 00:05:30,204
‫آماده.

66
00:05:33,791 --> 00:05:34,917
‫آماده.

67
00:05:36,210 --> 00:05:39,672
‫یک، دو، سه.

68
00:07:11,180 --> 00:07:12,799
‫و همین بود؟

69
00:07:12,849 --> 00:07:14,016
‫بعدش تو...؟

70
00:07:19,313 --> 00:07:20,523
‫آره.

71
00:07:22,316 --> 00:07:27,864
‫اولش یه مدت طول کشید تا بتونم دوباره
‫یاد بگیرم چطور بیشتر شبیه آدم‌ها باشم.

72
00:07:28,865 --> 00:07:31,943
‫باورت بشه یا نه، رفتم سینما،
‫بازیگرها رو تماشا کردم،

73
00:07:31,993 --> 00:07:37,206
‫طرز حرف زدن
‫و طرز حرکتشون رو بررسی کردم

74
00:07:40,585 --> 00:07:43,621
‫ژن‌های عنکبوتی هنوز توی بدنم هستن.

75
00:07:43,671 --> 00:07:49,719
‫تیک‌ها... فکرها، وسوسه‌ها.

76
00:07:50,845 --> 00:07:53,931
‫ولی می‌تونم مهارشون کنم.

77
00:07:55,725 --> 00:07:57,393
‫بیشتر وقت‌ها.

78
00:07:59,061 --> 00:08:01,481
‫یه بار بهم گفتی بُزدلی.

79
00:08:02,523 --> 00:08:04,775
‫و فکر کن من نزدیک بود باورش کنم.

80
00:08:09,030 --> 00:08:12,775
‫اگه فلینت اونجا بوده،
‫قدرتش باید از همون‌جا اومده باشه.

81
00:08:12,825 --> 00:08:15,111
‫سخته غیر از این فکر کرد.

82
00:08:15,161 --> 00:08:16,779
‫واقعاً به همین خاطر پرونده رو گرفتی؟

83
00:08:16,829 --> 00:08:17,780
‫آره.

84
00:08:17,830 --> 00:08:22,702
‫تا حدی، ولی، آره، من این کارو کردم
‫چون می‌خواستم یه چیزی از فلینت یاد بگیرم.

85
00:08:22,752 --> 00:08:28,207
‫اگه چیزی به هر دومون این قدرت‌ها رو داده،
‫شاید یه چیزی هم بتونه پسشون بگیره.

86
00:08:28,257 --> 00:08:30,751
‫واقعاً این رو می‌خوای؟

87
00:08:30,801 --> 00:08:32,378
‫که همه‌ی قدرت‌هات رو از دست بدی؟

88
00:08:32,428 --> 00:08:36,224
‫برگردی به این‌که فقط... بن رایلی باشی؟

89
00:08:38,351 --> 00:08:41,429
‫از وقتی روبی مُرد،
‫این تنها چیزیه که بهش فکر کردم.

90
00:08:41,479 --> 00:08:45,149
‫این‌که فقط بن رایلی باشم.

91
00:08:48,069 --> 00:08:49,779
‫بازم قهوه می‌خوای؟

92
00:08:52,573 --> 00:08:54,784
‫[هاوارد والترز]
‫[سردبیر]

93
00:08:59,372 --> 00:09:01,415
‫ممنون، تلما.

94
00:09:02,041 --> 00:09:03,034
‫[عنکبوت دشمنِ برق‌آسای جدید را شکست داد]

95
00:09:03,084 --> 00:09:04,744
‫گفتی یارو بازیگره؟

96
00:09:04,794 --> 00:09:06,454
‫می‌تونیم اسمش رو بذاریم مرد ستاره‌ای.

97
00:09:06,504 --> 00:09:07,538
‫آرزوی بازیگر شدن داره.

98
00:09:07,588 --> 00:09:10,166
‫هنوز به عنوان راننده مترو مشغول کاره.

99
00:09:10,216 --> 00:09:11,375
‫راننده مترو؟

100
00:09:11,425 --> 00:09:13,469
‫یه جورایی زیادی خوبه.

101
00:09:14,470 --> 00:09:15,713
‫رسانا.

102
00:09:15,763 --> 00:09:17,139
‫هوم.

103
00:09:18,224 --> 00:09:20,426
‫به برق مربوطه، اون رساناست.

104
00:09:20,476 --> 00:09:22,895
‫اوه، نه، مشکلِ من ناتوانی در فهمیدن نبود.

105
00:09:24,188 --> 00:09:25,306
‫عکسی ازش داری؟

106
00:09:25,356 --> 00:09:26,933
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

107
00:09:26,983 --> 00:09:31,028
‫به یک شرط اجازه میدم
‫بیوگل گزارشم رو چاپ کنه.

108
00:09:31,612 --> 00:09:32,822
‫اجازه میدی؟

109
00:09:35,616 --> 00:09:37,326
‫خیلی خب، آروم باش.

110
00:09:39,620 --> 00:09:40,830
‫شرطش چیه؟

111
00:09:42,039 --> 00:09:45,001
‫مطلبم رو همون‌طور که هست چاپ می‌کنی،
‫یا اصلاً چاپ نمی‌کنی.

112
00:09:46,085 --> 00:09:48,204
‫حالا، باید بهم قول بدی، والترز،
‫بدون هیچ تغییری.

113
00:09:48,254 --> 00:09:52,583
‫مگر این‌که، البته، ترجیح بدی
‫من این رو ببرم پیش هرالد.

114
00:09:52,633 --> 00:09:54,335
‫خیلی رو داری،

115
00:09:54,385 --> 00:09:56,087
‫به من میگی کارم رو چطور انجام بدم.

116
00:09:56,137 --> 00:09:57,088
‫این دیگه چیه؟

117
00:09:57,138 --> 00:09:58,472
‫باشه، خیلی خب، هر چی تو بخوای.

118
00:10:01,058 --> 00:10:05,304
‫و می‌خوام بیوگل یه اصلاحیه چاپ کنه
‫در مورد لانی لینکلن و فلینت مارکو.

119
00:10:05,354 --> 00:10:06,514
‫این دوتا شرطه.

120
00:10:06,564 --> 00:10:07,723
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

121
00:10:07,773 --> 00:10:10,610
‫خب، حالا که گفتی...

122
00:10:11,819 --> 00:10:16,616
‫[جو رابرتسون]

123
00:10:31,339 --> 00:10:32,632
‫خوشحالم که برگشتم.

124
00:11:11,379 --> 00:11:12,747
‫سلام.

125
00:11:12,797 --> 00:11:14,173
‫منم از دیدنت خوشحالم.

126
00:11:19,804 --> 00:11:22,632
‫پس پسرِ ناخلف برگشت خونه، ها؟

127
00:11:22,682 --> 00:11:24,800
‫گمونم سیلورمین با آغوش باز ازت استقبال کرد.

128
00:11:24,850 --> 00:11:26,552
‫می‌تونی هرچی دلت می‌خواد در موردش بگی.

129
00:11:26,602 --> 00:11:28,179
‫اون مرد هوای آدم‌هاش رو داره.

130
00:11:28,229 --> 00:11:30,481
‫- یه خانواده‌ی بزرگ و شاد.
‫- آره.

131
00:11:31,482 --> 00:11:33,067
‫برای یه نفر دیگه هم جا هست، برادر.

132
00:11:33,651 --> 00:11:38,030
‫جسارت نباشه، ولی من دیگه حاضر نیستم
‫جونم رو برای مردهای سفیدپوست به خطر بندازم.

133
00:11:40,366 --> 00:11:43,110
‫قرار نیست اون‌طور باشه، لانی.

134
00:11:43,160 --> 00:11:44,612
‫نه؟

135
00:11:44,662 --> 00:11:45,696
‫پس چی؟

136
00:11:45,746 --> 00:11:48,282
‫سیلورمین می‌خواد برم لباس‌هاش رو بشورم؟

137
00:11:48,332 --> 00:11:50,876
‫یا شایدم می‌خواد برم اجرا کنم،
‫یکم دلقک‌بازی دربیارم.

138
00:11:50,918 --> 00:11:52,453
‫نمی‌تونی تا ابد این‌جوری زندگی کنی، لانی.

139
00:11:52,503 --> 00:11:53,954
‫رفیق، با اتفاقی که توی بدنمون می‌افته،

140
00:11:54,004 --> 00:11:56,040
‫من خیلی نگرانِ تا ابد زنده موندن نیستم.

141
00:11:56,090 --> 00:11:58,376
‫همین دلیل بیشتریه که باید تا وقتی می‌تونیم
‫هرچی می‌تونیم به دست بیاریم.

142
00:11:58,426 --> 00:11:59,627
‫من خلافکار نیستم.

143
00:11:59,677 --> 00:12:01,921
‫چرا این رو به شهردار یا پلیس‌ها نمیگی؟

144
00:12:01,971 --> 00:12:03,005
‫هر کدوم رو خواستی انتخاب کن.

145
00:12:03,055 --> 00:12:05,007
‫ما تحت تعقیبیم، چه خوشمون بیاد یا نیاد.

146
00:12:05,057 --> 00:12:06,300
‫فکر می‌کنی این برام تازگی داره؟

147
00:12:06,350 --> 00:12:09,679
‫از روزی که به دنیا اومدم
‫این زندگی من بوده.

148
00:12:09,729 --> 00:12:10,888
‫دقیقاً.

149
00:12:10,938 --> 00:12:12,056
‫تو جونت رو برای این کشور به خطر انداختی

150
00:12:12,106 --> 00:12:14,350
‫و اونا هنوز باهات
‫مثل یه شهروند درجه دو رفتار می‌کنن.

151
00:12:14,400 --> 00:12:19,230
‫ببین، خودت گفتی، ما قرار نیست
‫به خانه‌ی سالمندان برسیم،

152
00:12:19,280 --> 00:12:23,451
‫پس بیا تا هنوز یه ذره جون برامون مونده،
‫زندگی رو سفت بچسبیم.

153
00:12:24,535 --> 00:12:26,078
‫به حرف‌های سیلورمین گوش بده.

154
00:12:26,662 --> 00:12:28,122
‫این تنها چیزیه که ازت می‌خوام.

155
00:12:43,804 --> 00:12:44,839
‫مشغول بودی.

156
00:12:44,889 --> 00:12:47,049
‫آره، اینجا یه نفر باید کار کنه.

157
00:12:47,099 --> 00:12:48,384
‫بیا، یه نگاه به اینا بنداز.

158
00:12:48,434 --> 00:12:53,264
‫چهار کهنه‌سرباز، همه از یه اردوگاه اسرا،
‫همه با قدرت‌های ماورایی.

159
00:12:53,314 --> 00:12:55,433
‫ظاهراً آلمانی‌ها داشتن روشون آزمایش می‌کردن.

160
00:12:55,483 --> 00:12:58,611
‫یه جور برنامه‌ی ناموفق ابرسرباز بوده.

161
00:13:00,613 --> 00:13:03,149
‫ببخشید، داریم حوصله‌ات رو سر می‌بریم؟

162
00:13:03,199 --> 00:13:05,025
‫جنگ ۱۵ سال پیش تموم شد.

163
00:13:05,075 --> 00:13:07,653
‫مسئله این نیست که اون موقع
‫چه اتفاقی براشون افتاده.

164
00:13:07,703 --> 00:13:10,706
‫مسئله اینه که چرا الان دارن
‫قدرت‌هاشون رو به دست میارن؟

165
00:13:12,208 --> 00:13:13,242
‫واسه همینه که اون...

166
00:13:13,292 --> 00:13:14,952
‫- واسه همین اون کارش...
‫- واسه همینه که اون...

167
00:13:15,002 --> 00:13:16,120
‫واسه همینه که اسمش روی دره.

168
00:13:16,170 --> 00:13:17,329
‫- اسمش روی دره.
‫- می‌دونم.

169
00:13:17,379 --> 00:13:18,748
‫- من تحقیق کافی نکردم.
‫- منم همینطور.

170
00:13:18,798 --> 00:13:20,633
‫خب، این یعنی شماها یه چیزی می‌دونید؟

171
00:13:21,217 --> 00:13:22,251
‫می‌دونیم.

172
00:13:22,301 --> 00:13:24,044
‫اوه، قراره به منم بگید؟

173
00:13:24,094 --> 00:13:25,629
‫- می‌خوای سرش اذیت کنی؟
‫- اوه، آره،

174
00:13:25,679 --> 00:13:28,257
‫راستش، قراره حسابی اذیت کنم.

175
00:13:28,307 --> 00:13:32,052
‫خیلی خب. همه‌شون پیش یه دکتر توی بیمارستان
‫کهنه‌سربازان توی کوئینز می‌رفتن.

176
00:13:32,102 --> 00:13:35,890
‫اون دکتر ده ساله که
‫روی اسرای جنگی تحقیق می‌کنه.

177
00:13:35,940 --> 00:13:38,442
‫طبق گفته‌های لانی،

178
00:13:38,484 --> 00:13:41,312
‫مشخصاً در مورد اتفاقی بوده
‫که تو فرانسه براشون افتاده.

179
00:13:41,362 --> 00:13:44,398
‫هی بهت میگم، خبرنگارِ محشری میشی
‫اگه یه وقت بخوای...

180
00:13:44,448 --> 00:13:45,858
‫این جنازه رو ول کنی.

181
00:13:45,908 --> 00:13:47,443
‫چند جا فرمِ استخدام پر کردم.

182
00:13:47,493 --> 00:13:49,537
‫پس این دکتر آدمِ ماست؟

183
00:13:50,120 --> 00:13:53,699
‫اون یه متخصص ژنتیکه، آلتیا فابر.

184
00:13:53,749 --> 00:13:54,784
‫یکی از بهترین‌های کشوره.

185
00:13:54,834 --> 00:13:58,412
‫مدارک دانشگاهی از استنفورد و کرنل داره،
‫یعنی هر افتخاری که فکرش رو بکنی.

186
00:13:58,462 --> 00:14:02,416
‫با وجود همه‌ی اینا، تصمیم گرفته
‫توی بیمارستان کهنه‌سربازانِ کوئینز کار کنه،

187
00:14:02,466 --> 00:14:05,544
‫و طبق گفته‌ی لانی، دکتره خودش

188
00:14:05,594 --> 00:14:08,305
‫۹ ماه پیش رفته سراغ اونا
‫و همه چی رو در مورد اردوگاه می‌دونسته.

189
00:14:09,390 --> 00:14:10,933
‫پس منتظر چی هستید؟

190
00:14:12,226 --> 00:14:15,387
‫تو، عوضی، منتظر تو بودیم.

191
00:14:15,437 --> 00:14:16,806
‫خب، پس بیا بریم، رابی.

192
00:14:16,856 --> 00:14:19,316
‫- قابلت رو نداشت.
‫- هولم نکن، مرد.

193
00:14:19,900 --> 00:14:20,901
‫[ولتاژ بالا]

194
00:14:21,610 --> 00:14:24,488
‫خاموشی، بچه‌ها.

195
00:14:35,541 --> 00:14:38,460
‫اینجا کافه‌تریا یا همچین چیزی داره؟

196
00:14:43,007 --> 00:14:44,633
‫هی.

197
00:14:45,217 --> 00:14:46,961
‫مال من کو؟

198
00:14:47,011 --> 00:14:48,512
‫چرت و پرت نگو، لیدن.

199
00:14:49,096 --> 00:14:51,131
‫اگه بخوای، می‌تونیم تا صبح ادامه بدیم.

200
00:14:51,181 --> 00:14:54,218
‫هی، برام سؤاله با زنتم
‫این‌طوری رفتار می‌کنی؟

201
00:14:54,268 --> 00:14:56,353
‫یا اون باهات این‌طوری رفتار می‌کنه؟

202
00:14:58,689 --> 00:15:00,190
‫ها!

203
00:15:03,861 --> 00:15:06,063
‫خامه یا شکر داری؟

204
00:15:06,113 --> 00:15:07,114
‫آره، خامه و شکر دارم.

205
00:15:13,203 --> 00:15:15,406
‫حالا دوباره ازت می‌پرسم.

206
00:15:15,456 --> 00:15:19,451
‫تو و دوست‌های عجیب‌الخلقه‌ات از کجا...

207
00:15:19,501 --> 00:15:21,086
‫اومدید؟

208
00:15:24,548 --> 00:15:26,417
‫خیلی خب.

209
00:15:26,467 --> 00:15:28,127
‫خیلی خب، بهت میگم، باشه؟

210
00:15:28,177 --> 00:15:29,169
‫اوهوم.

211
00:15:29,219 --> 00:15:33,015
‫نمی‌تونم از طرف بقیه‌شون حرف بزنم،
‫ولی من...

212
00:15:34,141 --> 00:15:35,434
‫اهل پوکیپسی هستم.

213
00:15:37,645 --> 00:15:40,097
‫اوه، حالا عصبانی شد.

214
00:15:40,147 --> 00:15:41,515
‫آره، این نگاه رو می‌شناسم.

215
00:15:41,565 --> 00:15:45,611
‫هی، می‌دونی، تو من رو
‫خیلی یاد پدرم میندازی.

216
00:15:46,779 --> 00:15:47,780
‫اوه!

217
00:15:54,870 --> 00:15:56,530
‫این رو دوست داری؟

218
00:15:56,580 --> 00:15:57,581
‫دوست دارم.

219
00:16:01,961 --> 00:16:04,421
‫برای سلیقه‌ی من یکم زیادی مدرنه.

220
00:16:08,425 --> 00:16:10,469
‫این عنکبوته عجب مارموزیه.

221
00:16:10,511 --> 00:16:12,463
‫[عنکبوت دشمنِ برق‌آسای جدید را شکست داد]

222
00:16:12,513 --> 00:16:14,131
‫اصلاً هدفش چیه؟

223
00:16:14,181 --> 00:16:18,560
‫خب، مطمئنم فقط سعی داره دوام بیاره،
‫مثل همه‌مون.

224
00:16:19,770 --> 00:16:20,804
‫تو هم اینجوری هستی؟

225
00:16:20,854 --> 00:16:24,391
‫فقط سعی داری دوام بیاری؟

226
00:16:24,441 --> 00:16:26,685
‫به نظر میاد اوضاعت
‫یکم بهتر از این حرف‌هاست.

227
00:16:26,735 --> 00:16:27,945
‫برام سؤاله چرا.

228
00:16:29,029 --> 00:16:31,398
‫احساس می‌کنی قدرِت دونسته نمیشه، فین؟

229
00:16:31,448 --> 00:16:32,783
‫خب، شاید همین‌طوره.

230
00:16:33,367 --> 00:16:36,987
‫خب، من هر روز شکر می‌کنم، باور کن.

231
00:16:37,037 --> 00:16:39,748
‫می‌دونی، هر شب قبل از خواب
‫یه دعای کوچیک می‌خونم.

232
00:16:40,332 --> 00:16:43,711
‫خب، باید هر روز صبح که
‫از خواب بیدار میشی دعا کنی.

233
00:16:45,337 --> 00:16:47,381
‫وینستون انقدر خوش‌شانس نیست، مگه نه؟

234
00:16:52,511 --> 00:16:53,929
‫بالأخره اومدن.

235
00:17:01,979 --> 00:17:03,973
‫انتظار نداشتم به این زودی بیاید، بچه‌ها.

236
00:17:04,023 --> 00:17:06,525
‫لانی، با آقای برن آشنا شو.

237
00:17:08,277 --> 00:17:09,611
‫از آشنایی باهات خوشحالم.

238
00:17:13,157 --> 00:17:15,242
‫فلینت خیلی ازت تعریف کرده.

239
00:17:17,327 --> 00:17:18,696
‫خوش برگشتی.

240
00:17:18,746 --> 00:17:20,364
‫مطمئن نبودم چه بلایی سرت اومده.

241
00:17:20,414 --> 00:17:21,615
‫روزنامه‌ها رو می‌خونی، مگه نه؟

242
00:17:21,665 --> 00:17:23,667
‫اون یه آدمِ کاملاً جدید شده.

243
00:17:24,168 --> 00:17:27,287
‫باید ببینی وقتی راه می‌افته چه می‌کنه.
‫توقف‌ناپذیره.

244
00:17:27,337 --> 00:17:28,756
‫دستِ راست جدیدم.

245
00:17:29,339 --> 00:17:33,836
‫نگران نباش، رئیس، زیر نظر من
‫هیچ اتفاقی برات نمی‌افته.

246
00:17:33,886 --> 00:17:36,839
‫خب، پس گمونم ترفیعت رو تبریک میگم.

247
00:17:36,889 --> 00:17:38,640
‫مطمئنم زوج فوق‌العاده‌ای می‌شین.

248
00:17:40,559 --> 00:17:42,970
‫بهش توجه نکن.
‫امروز خیلی شر و شور شده.

249
00:17:43,020 --> 00:17:46,190
‫حیف، باید با بچه‌ها در مورد کار حرف بزنم.

250
00:17:46,774 --> 00:17:49,977
‫خب، پس من مرخص میشم.

251
00:17:50,027 --> 00:17:52,438
‫بالا یکم رنگ هست که می‌تونم
‫بشینم خشک شدنش رو ببینم.

252
00:17:52,488 --> 00:17:56,692
‫خب، اگه انقدر حوصله‌ات سر رفته،
‫شاید بتونی یه گروه موسیقی جدید برامون پیدا کنی.

253
00:17:56,742 --> 00:17:59,411
‫یکی که کلاسیک‌ها رو بلد باشه.

254
00:18:01,288 --> 00:18:05,709
‫و وقتی داری این کارو می‌کنی،
‫یه خواننده دیگه هم پیدا کن.

255
00:18:06,210 --> 00:18:09,880
‫یکی که جَوون‌تر باشه.

256
00:18:14,885 --> 00:18:17,262
‫شر و شور.

257
00:18:22,643 --> 00:18:24,645
‫سلام خانم، اوضاع چطوره؟

258
00:18:26,772 --> 00:18:28,649
‫باید کتاب جالبی باشه.

259
00:18:30,150 --> 00:18:32,236
‫دکتر فابر هستن؟

260
00:18:32,820 --> 00:18:34,321
‫وقتِ قبلی داری؟

261
00:18:35,155 --> 00:18:36,490
‫ندارم.

262
00:18:37,699 --> 00:18:40,694
‫جو رابرتسون، خبرنگار بیوگل.

263
00:18:40,744 --> 00:18:42,538
‫فقط می‌خوام چند تا سؤال ازش بپرسم.

264
00:18:46,625 --> 00:18:48,619
‫به دفترش اطلاع میدم که اینجایی.

265
00:18:48,669 --> 00:18:50,504
‫اگه لطف کنی.

266
00:18:53,423 --> 00:18:55,843
‫می‌دونی، پاول آخرش می‌میره.

267
00:19:13,652 --> 00:19:17,447
‫[عنکبوت دشمنِ برق‌آسای جدید را شکست داد]
[شهردار شخصاً از عنکبوت تشکر کرد]

268
00:19:17,865 --> 00:19:20,909
‫یه خبرنگار از دیلی بیوگل پایینه.

269
00:19:22,619 --> 00:19:24,446
‫[نویسنده: جو رابی رابرتسون]
‫- رابرتسون.

270
00:19:24,496 --> 00:19:26,582
‫می‌خواد باهات صحبت کنه.

271
00:19:47,269 --> 00:19:49,521
‫آقای رابرتسون؟

272
00:19:50,105 --> 00:19:51,640
‫من آلتیا فابر هستم.

273
00:19:51,690 --> 00:19:53,108
‫از دیدنتون خوشحالم.

274
00:19:53,692 --> 00:19:55,027
‫و شما کی هستی؟

275
00:19:55,068 --> 00:19:56,820
‫دقیقاً می‌خواستید در مورد چی
‫با من صحبت کنید؟

276
00:19:57,279 --> 00:20:00,782
‫گمون نکنم امروز صبح گزارشم
‫توی بیوگل رو خونده باشید.

277
00:20:01,366 --> 00:20:03,360
‫فقط چند دقیقه از وقتتون رو می‌گیره.

278
00:20:03,410 --> 00:20:06,029
‫شاید بتونیم در مورد کاری که
‫انجام می‌دید اطلاع‌رسانی کنیم.

279
00:20:06,079 --> 00:20:07,447
‫این نباید چیز بدی باشه، درسته؟

280
00:20:07,497 --> 00:20:08,790
‫بیاید بیرون صحبت کنیم.

281
00:20:37,277 --> 00:20:39,229
‫چی می‌تونید در مورد اون مردها بهم بگید؟

282
00:20:39,279 --> 00:20:40,898
‫متأسفانه، آقای رابرتسون،

283
00:20:40,948 --> 00:20:43,483
‫ما مردانِ بسیار زیادی رو
‫به اون جنگ فرستادیم،

284
00:20:43,533 --> 00:20:47,529
‫و تقریباً همه‌شون با جراحاتِ فیزیکی
‫یا روحی برگشتن.

285
00:20:47,579 --> 00:20:50,407
‫به یاد آوردن تمام بیمارهایی که
‫در طول سال‌ها دیدید سخته.

286
00:20:50,457 --> 00:20:52,159
‫خب، امیدوارم باعث نشه
‫بی‌احساس به نظر بیام.

287
00:20:52,209 --> 00:20:54,044
‫اوه، نه، نه، نه، البته که نه.

288
00:20:54,711 --> 00:20:57,080
‫باعث هم نمیشه حرفتون رو باور کنم.

289
00:20:57,130 --> 00:20:58,874
‫داری به دکتر میگی دروغگو؟

290
00:20:58,924 --> 00:21:01,501
‫ببخشید، آقا، هنوز اسمتون رو نفهمیدم.

291
00:21:01,551 --> 00:21:02,961
‫این منشی‌ام آگدنه.

292
00:21:03,011 --> 00:21:08,008
‫اون مدت زیادی با من بوده،
‫و می‌تونه یکم زیادی محافظه‌کار باشه.

293
00:21:08,058 --> 00:21:11,220
‫نه، بهش احترام می‌ذارم،
‫ولی شما زن باهوشی هستید.

294
00:21:11,270 --> 00:21:14,723
‫واقعاً ازم انتظار دارید باور کنم
‫که شما خبر نداشتید

295
00:21:14,773 --> 00:21:20,904
‫که چهار تا از بیمارهاتون
‫قدرت‌های ماورایی داشتن؟

296
00:21:23,156 --> 00:21:24,116
‫یا چرا؟

297
00:21:24,700 --> 00:21:28,946
‫آقای رابرتسون، معلومه شما هم
‫مرد خیلی باهوشی هستید،

298
00:21:28,996 --> 00:21:33,242
‫پس می‌دونید که من اجازه ندارم
‫در مورد اطلاعات خاص بیمارانم

299
00:21:33,292 --> 00:21:34,409
‫با کسی جز پلیس صحبت کنم.

300
00:21:34,459 --> 00:21:35,494
‫خب، این کارو کردید؟

301
00:21:35,544 --> 00:21:36,995
‫با پلیس صحبت کردید؟

302
00:21:37,045 --> 00:21:38,580
‫متأسفم، نمی‌تونم کمکی بهتون بکنم.

303
00:21:38,630 --> 00:21:40,249
‫هوم.

304
00:21:40,299 --> 00:21:41,583
‫به اون مردها کمک کردید؟

305
00:21:41,633 --> 00:21:46,430
‫می‌دونید، شنیدم که قدرت‌هاشون تازه
‫بعد از مراجعه به شما شروع شده.

306
00:21:49,266 --> 00:21:52,010
‫چطور جرأت می‌کنی؟
‫چطور جرأت می‌کنی؟

307
00:21:52,060 --> 00:21:54,805
‫که بدون هیچ اطلاعی بیای اینجا
‫و بعد من رو متهم کنی

308
00:21:54,855 --> 00:21:57,557
‫به سهل‌انگاری در مراقبت از بیمارانم؟

309
00:21:57,607 --> 00:22:01,520
‫هر کاری که انجام میدم، یه دلیلی داره.

310
00:22:01,570 --> 00:22:02,571
‫هر کاری.

311
00:22:06,491 --> 00:22:08,410
‫رو جای حساسی دست گذاشتم، هان؟

312
00:22:26,579 --> 00:22:36,579
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

313
00:22:54,748 --> 00:22:58,877
‫[پرونده پزشکی]
‫[نام و نام خانوادگی: فلینت مارکو]

314
00:22:59,461 --> 00:23:01,121
‫زیاده‌رویه.

315
00:23:01,171 --> 00:23:02,047
‫این اصلاً خوب نیست.

316
00:23:03,382 --> 00:23:05,584
‫خیلی خب، حالا چیکار باید بکنیم؟

317
00:23:05,634 --> 00:23:07,002
‫آروم باش، آگدن.

318
00:23:07,052 --> 00:23:08,670
‫چیکار کنیم؟

319
00:23:08,720 --> 00:23:10,055
‫درو ببند.

320
00:23:12,516 --> 00:23:15,352
‫اون سیاه‌پوسته.
‫شاید هیچکس حرفش رو باور نکنه.

321
00:23:15,394 --> 00:23:16,978
‫فکر نمی‌کنم.

322
00:23:20,190 --> 00:23:23,226
‫سلام دکتر کالینز،
‫کدوم گوری بودی؟

323
00:23:23,276 --> 00:23:25,312
‫من دارم اینجا دیوونه میشم.

324
00:23:25,362 --> 00:23:29,232
‫هی، تو کالینز نیستی.

325
00:23:29,282 --> 00:23:30,484
‫چه خبره؟

326
00:23:30,534 --> 00:23:33,078
‫نه، دکتر کالینز طبقه‌ی دومه.

327
00:23:34,162 --> 00:23:35,747
‫طبقه‌ی دوم؟

328
00:23:36,790 --> 00:23:37,833
‫طبقه‌ی دوم؟

329
00:23:38,333 --> 00:23:40,952
‫طبقه‌ی دوم؟ طبقه‌ی دوم؟

330
00:23:41,002 --> 00:23:43,622
‫خیلی خب، آگدن، میشه لطفاً
‫این آقا رو ببری طبقه‌ی پایین

331
00:23:43,672 --> 00:23:44,790
‫به مطب دکتر کالینز؟

332
00:23:44,840 --> 00:23:46,666
‫طبقه‌ی دوم.

333
00:23:46,716 --> 00:23:48,677
‫طبقه‌ی دوم؟

334
00:23:49,261 --> 00:23:50,837
‫طبقه‌ی دوم.

335
00:23:50,887 --> 00:23:53,640
‫تو زیاد از من خوشت نمیاد.

336
00:23:57,853 --> 00:24:00,305
‫من اون مرد رو می‌شناسم.

337
00:24:00,355 --> 00:24:01,431
‫از چی حرف می‌زنی؟

338
00:24:01,481 --> 00:24:05,727
‫اون... اونجا توی فرانسه بود.

339
00:24:05,777 --> 00:24:07,863
‫اون همون کسی بود که ما رو نجات داد.

340
00:24:08,947 --> 00:24:10,282
‫خودشه.

341
00:24:15,704 --> 00:24:17,664
‫جلوش رو بگیر. برو.

342
00:24:25,005 --> 00:24:26,540
‫میشه عجله کنی؟

343
00:24:26,590 --> 00:24:28,041
‫دارم سعی می‌کنم.

344
00:24:28,091 --> 00:24:30,469
‫پس، لابد این از اون کارهای دو نفره‌ست.

345
00:24:35,474 --> 00:24:36,558
‫خیلی خب.

346
00:24:52,324 --> 00:24:54,276
‫بتی...

347
00:24:54,326 --> 00:24:56,445
‫بتی یه ذره کره خرید

348
00:24:56,495 --> 00:24:59,030
‫تا خمیرِ کره‌اش رو بهتر کنه.

349
00:24:59,080 --> 00:25:01,208
‫بتی یه ذره خمیر خرید.

350
00:25:01,708 --> 00:25:05,704
‫بتی یه کره‌ی بهتر خرید
‫تا خمیرِ بهتر رو بهتر کنه.

351
00:25:05,754 --> 00:25:07,956
‫بتی یه کره‌ی بهتر خرید،
‫که خمیر رو بهتر کنه.

352
00:25:08,006 --> 00:25:09,416
‫هی، رفیق.

353
00:25:09,466 --> 00:25:12,002
‫دهنت رو ببند، خب؟

354
00:25:12,052 --> 00:25:15,797
‫بتی یه بسته کره‌ی بهتر خرید.

355
00:25:15,847 --> 00:25:18,517
‫بتی یه بسته کره‌ی بهتر خرید...

356
00:25:42,249 --> 00:25:43,250
‫لعنتی.

357
00:25:53,051 --> 00:25:54,427
‫خوبی؟

358
00:25:56,471 --> 00:25:58,265
‫این کت و شلوار نو بود.

359
00:26:00,350 --> 00:26:01,851
‫لعنتی!

360
00:26:06,022 --> 00:26:07,766
‫گوش کن.

361
00:26:07,816 --> 00:26:10,685
‫چه صدایی از آن‌جا می‌آید؟

362
00:26:10,735 --> 00:26:13,688
‫تو چی فکر می‌کنی، رفیق، ها؟

363
00:26:13,738 --> 00:26:15,440
‫به نظر من که صدای تفنگ اسباب‌بازی میاد.

364
00:26:15,490 --> 00:26:16,566
‫خفه شو، لیدن.

365
00:26:16,616 --> 00:26:19,486
‫فریاد ویرانی سر دهید، دوستان...

366
00:26:19,536 --> 00:26:22,539
‫و سگ‌های جنگی را رها کنید.

367
00:26:57,407 --> 00:26:59,442
‫خب، منتظر چی هستید؟

368
00:26:59,492 --> 00:27:00,493
‫فرار کنید.

369
00:27:07,250 --> 00:27:10,920
‫خواهش می‌کنم، لطفاً بهم آسیب نزنید.

370
00:27:24,184 --> 00:27:25,427
‫سلام، بچه‌ها.

371
00:27:25,477 --> 00:27:27,312
‫خیلی وقته ندیدمتون.

372
00:27:59,386 --> 00:28:01,880
‫فکر ‌می‌کردم ساعت ملاقات تموم شده.

373
00:28:01,930 --> 00:28:05,759
‫آقای لیدن، دیشب عجب نمایشی راه انداختی.

374
00:28:05,809 --> 00:28:07,844
‫اوه، ممنونم، ممنونم.

375
00:28:07,894 --> 00:28:10,814
‫می‌دونی، دلم می‌خواست بهت امضا بدم،
‫ولی خودکار ندارم.

376
00:28:11,898 --> 00:28:13,892
‫فرض رو بر این میذارم که می‌دونی من کی‌ام.

377
00:28:13,942 --> 00:28:16,820
‫مردی با یال نقره‌ای.

378
00:28:17,654 --> 00:28:19,606
‫زاده شده از هیچ.

379
00:28:19,656 --> 00:28:23,526
‫امپراتوری‌اش را با جرأت و حیله‌گری ساخته.

380
00:28:23,576 --> 00:28:27,113
‫تأمین‌کننده‌ی بهترین معجون‌های ممنوعه.

381
00:28:27,163 --> 00:28:30,200
‫پادشاه پنج منطقه،

382
00:28:30,250 --> 00:28:35,714
‫شخص جناب آقای فینبار برن.

383
00:28:38,967 --> 00:28:40,877
‫می‌بینم که از حرف زدن خوشت میاد.

384
00:28:40,927 --> 00:28:42,545
‫فکر می‌کنی بتونی یه لحظه گوش بدی؟

385
00:28:42,595 --> 00:28:47,425
‫اوه، من مثل مزرعه‌ی ذرتِ نبراسکا هستم.

386
00:28:47,475 --> 00:28:48,810
‫سراپا گوشم.

387
00:28:51,938 --> 00:28:53,014
‫گوش میدم.

388
00:28:53,064 --> 00:28:56,443
‫انگار شهردار موریس فراموش کرده
‫این شهر دست کیه.

389
00:28:56,484 --> 00:28:59,279
‫من و آدم‌هام قصد داریم بهش یادآوری کنیم.

390
00:28:59,446 --> 00:29:01,231
‫می‌خوام تو بهم کمک کنی.

391
00:29:01,281 --> 00:29:02,982
‫من؟

392
00:29:03,032 --> 00:29:09,572
‫اوه، خب، تنها افسوسم اینه که
‫فقط یه جون دارم که فدات کنم.

393
00:29:09,622 --> 00:29:11,866
‫ولی بهت قول میدم،

394
00:29:11,916 --> 00:29:14,210
‫خیلی‌ها رو با خودم می‌برم.

395
00:29:17,213 --> 00:29:18,715
‫از اونجا بیاریدش بیرون.

396
00:29:26,806 --> 00:29:28,850
‫اوه، آره.

397
00:29:29,434 --> 00:29:31,519
‫ممنون، رفیق.

398
00:29:38,693 --> 00:29:39,986
‫خواهش می‌کنم.

399
00:29:41,029 --> 00:29:42,313
‫من فقط داشتم انجام وظیفه می‌کردم.

400
00:29:42,363 --> 00:29:47,786
‫و حالا من وظیفه‌ی خودم رو انجام میدم.

401
00:29:50,663 --> 00:29:52,949
‫زندگی چیزی جز سایه‌ای لرزان نیست،

402
00:29:52,999 --> 00:29:54,951
‫یک بازیگر بیچاره

403
00:29:55,001 --> 00:29:58,121
‫که روی صحنه می‌خرامد
‫و خود رو هلاک می‌کند

404
00:29:58,171 --> 00:29:59,873
‫- و بعد صدایی ازش نمیاد.
‫- خواهش می‌کنم...

405
00:29:59,923 --> 00:30:02,959
‫قصه‌ای که توسط یک احمق روایت می‌شود،

406
00:30:03,009 --> 00:30:06,045
‫پر از قیل و قال.

407
00:30:06,095 --> 00:30:08,348
‫نه، نه، نه.

408
00:30:17,607 --> 00:30:19,734
‫و پایان صحنه.

409
00:30:26,366 --> 00:30:28,401
‫عجیب بود.

410
00:30:28,451 --> 00:30:32,163
‫«به زندانیان گیاهان و مواد معدنی پرتوزا تزریق می‌شد

411
00:30:32,205 --> 00:30:36,659
‫و همچنین مواد ژنتیکیِ جانورانی
‫مثل عنکبوت، عقرب، مار...»

412
00:30:36,709 --> 00:30:39,412
‫مارماهی هم هست.

413
00:30:39,462 --> 00:30:40,580
‫اوهوم.

414
00:30:40,630 --> 00:30:42,832
‫«آلمانی‌ها سپس ژن‌های سوژه‌ها را

415
00:30:42,882 --> 00:30:46,377
‫از طریق پیوندشان
‫با ژن‌های موجوداتِ دیگر تغییر می‌دادند.

416
00:30:46,427 --> 00:30:49,964
‫با گذشت زمان، ماده‌ی ژنتیکی بیماران
‫شروع به زوال کرد.

417
00:30:50,014 --> 00:30:52,634
‫خیلی‌ها دچار جهش‌های مرگبار شدند

418
00:30:52,684 --> 00:30:57,597
‫در حالی که دیگران ماه‌ها یا سال‌ها
‫در وضعیتِ تغییر یافته زنده ماندند.»

419
00:30:57,647 --> 00:31:00,767
‫فابر دنبال درمان بوده،
‫ولی تنها کاری که تونسته بکنه

420
00:31:00,817 --> 00:31:03,061
‫فعال کردن جهش‌های نهفته

421
00:31:03,111 --> 00:31:04,437
‫و سرعت بخشیدن به اونا بوده.

422
00:31:04,487 --> 00:31:07,565
‫یعنی سعی داره نجاتشون بده،
‫ولی داره اونا رو می‌کشه.

423
00:31:07,615 --> 00:31:09,776
‫- اون یارو که گازت گرفت.
‫- آره.

424
00:31:09,826 --> 00:31:11,861
‫اون داشت می‌مرد.

425
00:31:11,911 --> 00:31:13,663
‫ولی من زنده موندم.

426
00:31:14,247 --> 00:31:16,082
‫چرا؟

427
00:31:17,500 --> 00:31:18,751
‫هوم.

428
00:31:22,255 --> 00:31:26,301
‫دکتری که توی یه آزمایشگاه مخفی
‫توی برانکس، هیولا می‌سازه.

429
00:31:26,801 --> 00:31:28,711
‫عجب گزارشی از توش در میاد.

430
00:31:28,761 --> 00:31:30,430
‫اولین جایزه‌ی پولیتزرِ یه سیاه‌پوست؟

431
00:31:31,014 --> 00:31:33,007
‫خب، بالأخره یه روز باید اتفاق بیفته.

432
00:31:33,057 --> 00:31:34,592
‫رابی، یه درخواستی دارم.

433
00:31:34,642 --> 00:31:35,552
‫هرچی باشه.

434
00:31:35,602 --> 00:31:36,970
‫بذار قبل از این‌که چاپش کنی، به کت بگم.

435
00:31:37,020 --> 00:31:38,471
‫اگه فلینت قراره به خاطر این بمیره،

436
00:31:38,521 --> 00:31:41,024
‫نمی‌خوام توی روزنامه خبرش رو بخونه.

437
00:31:42,025 --> 00:31:43,484
‫گفتم هر چی باشه، نگفتم؟

438
00:31:49,240 --> 00:31:50,733
‫بهت یه روز وقت میدم.

439
00:31:50,783 --> 00:31:51,776
‫ولی این گزارش رو از دست نمیدم.

440
00:31:51,826 --> 00:31:52,994
‫خب...

441
00:31:53,828 --> 00:31:54,996
‫اوضاع چقدر بده؟

442
00:31:55,580 --> 00:31:58,833
‫چقدر دلت رو بهش باختی؟

443
00:31:59,417 --> 00:32:01,870
‫گمونم می‌خوای بهم بگی مراقب باشم.

444
00:32:01,920 --> 00:32:02,996
‫اوه، نه، نه، نه.

445
00:32:03,046 --> 00:32:06,833
‫مراقبت برای پیشنهادهای خرید سهام و سس تنده.

446
00:32:06,883 --> 00:32:09,294
‫به نظر من توی مسائل قلبی،

447
00:32:09,344 --> 00:32:12,380
‫یا باید دل رو به دریا بزنی،
‫یا اصلاً سراغش نری.

448
00:32:12,430 --> 00:32:13,890
‫دل رو به دریا بزنم، هان؟

449
00:32:15,892 --> 00:32:17,018
‫زیاد سخت نیست.

450
00:32:22,148 --> 00:32:23,358
‫رایلی.

451
00:32:42,126 --> 00:32:43,328
‫آقای رایلی،

452
00:32:43,378 --> 00:32:44,545
‫بفرما بشین.

453
00:32:46,547 --> 00:32:48,374
‫چیزی برات بیارم؟

454
00:32:48,424 --> 00:32:49,918
‫یه لیوان نوشیدنیِ اعلاء؟

455
00:32:49,968 --> 00:32:51,636
‫چه میزبانِ مهمون‌نوازی.

456
00:32:56,391 --> 00:32:59,636
‫حدس می‌زنم همکارهای جدیدم رو می‌شناسی.

457
00:32:59,686 --> 00:33:01,554
‫روزنامه‌ها رو می‌خونم.
‫تبریک میگم.

458
00:33:01,604 --> 00:33:04,974
‫یه کلکسیون کامل از عجیب‌الخلقه‌ها جمع کردی.

459
00:33:05,024 --> 00:33:07,352
‫فیلم «عجیب‌الخلقه‌ها»
‫به کارگردانی تاد براونینگ رو دیدید؟

460
00:33:07,402 --> 00:33:08,436
‫هنوز هم روی پرده‌ست.

461
00:33:08,486 --> 00:33:11,606
‫شما سه تا می‌تونید
‫برای بازسازی‌اش ثبت‌نام کنید.

462
00:33:11,656 --> 00:33:13,149
‫آروم باش.

463
00:33:13,199 --> 00:33:17,528
‫آقای رایلی یکم زبون‌درازه،
‫ولی اینجا همه باهم دوستیم، درسته؟

464
00:33:17,578 --> 00:33:18,655
‫آره، حتماً.

465
00:33:18,705 --> 00:33:21,282
‫خب، با روحیه‌ی دوستی،

466
00:33:21,332 --> 00:33:24,702
‫می‌خوام بهت یه فرصت بدم
‫که به عنکبوت هشدار بدی...

467
00:33:24,752 --> 00:33:27,413
‫که این دعوا بین من و موریسه،

468
00:33:27,463 --> 00:33:30,959
‫و اگه بخواد توی کار من فضولی کنه،
‫احتمالاً خودش رو به فنا میده.

469
00:33:31,009 --> 00:33:32,218
‫شیرفهم شد؟

470
00:33:32,802 --> 00:33:35,046
‫کاملاً. دیگه فرمایشی نیست؟

471
00:33:35,096 --> 00:33:39,634
‫نمی‌خوام بی‌ادبی کنم،
‫ولی، بلیت تئاتر دارم.

472
00:33:39,684 --> 00:33:41,135
‫تا حالا برادوی رفتی؟

473
00:33:41,185 --> 00:33:43,763
‫نه؟ ولی احتمالاً یه قطار
‫از زیرش روندی، درسته؟

474
00:33:43,813 --> 00:33:46,391
‫آقای «بودن یا نبودن».

475
00:33:46,441 --> 00:33:49,060
‫♪ دوربین روشنه، چراغ‌ها روشنن ♪

476
00:33:49,110 --> 00:33:52,730
‫♪ کارگردان میگه «حرکت»،
‫کارگردان میگه «کات» ♪

477
00:33:52,780 --> 00:33:55,241
‫♪ آقای لیدن، دِرک ♪

478
00:33:57,118 --> 00:33:58,444
‫به دوستت بگو

479
00:33:58,494 --> 00:34:02,498
‫به نفع همه‌مونه که عاقلانه رفتار کنه.

480
00:34:04,333 --> 00:34:05,543
‫ردیفه.

481
00:34:16,846 --> 00:34:18,381
‫هی.

482
00:34:18,431 --> 00:34:21,426
‫شنیدم همه‌ی خانم‌ها
‫برات غش و ضعف میرن.

483
00:34:21,476 --> 00:34:22,852
‫کاری کن منم غش و ضعف برم.

484
00:34:24,562 --> 00:34:26,389
‫من از ماجرای وینستون خبر دارم.

485
00:34:26,439 --> 00:34:27,890
‫تسلیت میگم.

486
00:34:27,940 --> 00:34:29,726
‫خیلی به هم نزدیک بودید؟

487
00:34:29,776 --> 00:34:32,028
‫می‌دونم تو براش پاپوش دوختی، رایلی،

488
00:34:32,070 --> 00:34:34,072
‫و می‌دونم به خاطر اون زنه این کارو کردی.

489
00:34:37,742 --> 00:34:39,569
‫اون زنه؟

490
00:34:39,619 --> 00:34:41,245
‫من رو احمق فرض نکن.

491
00:34:41,829 --> 00:34:44,782
‫به رئیس نگفتم چون جفتتون رو می‌کشت.

492
00:34:44,832 --> 00:34:47,001
‫و با این‌که خیلی عصبانی‌ام،
‫نمی‌خوام کت بمیره.

493
00:34:50,296 --> 00:34:52,040
‫حالت خوبه، رفیق؟

494
00:34:52,090 --> 00:34:53,633
‫خیلی داغون به نظر میای.

495
00:34:55,384 --> 00:34:56,761
‫من خوبم.

496
00:34:57,595 --> 00:35:01,132
‫اگه به انجام کارهای کثیف سیلورمین
‫ادامه بدی، شاید دیگه خوب نباشی.

497
00:35:01,182 --> 00:35:03,434
‫تو نگران خودت باش، رایلی.

498
00:35:05,311 --> 00:35:08,264
‫این بار رو نادیده می‌گیرم
‫چون نجاتش دادی.

499
00:35:08,314 --> 00:35:10,274
‫دیگه تکرار نشه.

500
00:35:13,569 --> 00:35:15,196
‫می‌دونی...

501
00:35:16,322 --> 00:35:20,818
‫یه هات‌داگ توی استادیوم خیلی بهتر
‫از استیکِ رستوران ریتزه.

502
00:35:20,868 --> 00:35:22,120
‫بهش فکر کن.

503
00:35:34,841 --> 00:35:37,043
‫حالا که دیگه رازی نداریم،
‫دیگه از پله‌ها نمیای؟

504
00:35:37,093 --> 00:35:39,378
‫نمی‌خواستم دیده بشم.

505
00:35:39,428 --> 00:35:41,055
‫فلینت برگشته پیش سیلورمین.

506
00:35:41,806 --> 00:35:43,174
‫می‌دونم.

507
00:35:43,224 --> 00:35:44,717
‫امروز صبح دیدمش.

508
00:35:44,767 --> 00:35:46,344
‫طوری رفتار می‌کرد انگار اصلاً نمی‌شناستم.

509
00:35:46,394 --> 00:35:48,688
‫و این ناراحتت کرد؟

510
00:35:51,399 --> 00:35:53,559
‫اومدی اینجا که این رو ازم بپرسی؟

511
00:35:53,609 --> 00:35:54,936
‫می‌دونه سعی کردی سیلورمین رو بکشی.

512
00:35:54,986 --> 00:35:56,854
‫اون شب حرف‌هامون رو شنیده.

513
00:35:56,904 --> 00:35:58,648
‫- و بهش گفته؟
‫- نمی‌خواد تو رو به کشتن بده.

514
00:35:58,698 --> 00:36:00,525
‫اون حالش خوب نیست، بن، نگرانشم.

515
00:36:00,575 --> 00:36:01,701
‫باید هم باشی.

516
00:36:10,293 --> 00:36:12,495
‫می‌تونی اون وقفه‌ی دراماتیک رو بی‌خیال شی.

517
00:36:12,545 --> 00:36:13,579
‫هر چی هست، می‌تونم تحملش کنم.

518
00:36:13,629 --> 00:36:15,506
‫فلینت و چند نفر دیگه
‫از افراد توی اون اردوگاه،

519
00:36:15,548 --> 00:36:18,167
‫پیش یه دکتر توی بیمارستان کهنه‌سربازان می‌رفتن،
‫یه زن به اسم فابر.

520
00:36:18,217 --> 00:36:21,003
‫سعی داشته درمانی پیدا کنه،
‫ولی فقط وضعشون رو بدتر کرده.

521
00:36:21,053 --> 00:36:22,004
‫منظورت از بدتر چیه؟

522
00:36:22,054 --> 00:36:25,725
‫کاری که آلمانی‌ها کردن بالأخره اونا رو می‌کشت.
‫ولی اون داره سرعتش رو بیشتر می‌کنه.

523
00:36:26,809 --> 00:36:28,269
‫منظورت اینه که فلینت می‌میره؟

524
00:36:34,650 --> 00:36:35,685
‫کِی؟

525
00:36:35,735 --> 00:36:40,323
‫فقط می‌دونم هر بار که از قدرت‌هاش استفاده می‌کنه،
‫یه قدم به مرگ نزدیک‌تر میشه.

526
00:36:41,449 --> 00:36:43,943
‫- ممنون که بهم گفتی.
‫- کت.

527
00:36:43,993 --> 00:36:45,778
‫اگه اون یه کلام حرف بزنه،
‫هردومون می‌میریم.

528
00:36:45,828 --> 00:36:47,663
‫می‌خوام تنها باشم، لطفاً.

529
00:36:56,714 --> 00:36:59,167
‫اینجا دیگه چی برامون مونده؟

530
00:36:59,217 --> 00:37:02,295
‫روبی مُرده، فلینت کارش از کار گذشته.

531
00:37:02,345 --> 00:37:04,380
‫داریم ارواح رو دنبال می‌کنیم.

532
00:37:04,430 --> 00:37:06,474
‫ولی من و تو می‌تونیم یه چیزی داشته باشیم.

533
00:37:07,516 --> 00:37:10,970
‫اگه از نیویورک بریم چی؟
‫بریم یه جایی که هیچکس ما رو نمی‌شناسه.

534
00:37:11,020 --> 00:37:12,847
‫اسمِ اون جزیره با شن‌های سیاه چی بود؟

535
00:37:12,897 --> 00:37:13,848
‫سانتورینی.

536
00:37:13,898 --> 00:37:15,099
‫سانتورینی. می‌تونیم بریم اونجا،

537
00:37:15,149 --> 00:37:17,860
‫هر جا که بخوای،
‫می‌تونی باشگاه خودت رو باز کنی.

538
00:37:18,611 --> 00:37:19,645
‫تو چی؟

539
00:37:19,695 --> 00:37:21,314
‫خب، من مدیریتش می‌کنم
‫یا پیشخدمتی می‌کنم.

540
00:37:21,364 --> 00:37:23,024
‫واست کار می‌کنم.

541
00:37:23,074 --> 00:37:27,195
‫نمی‌دونم اسم این رابطه چیه،
‫ولی می‌دونم برای اولین بار بعد از سال‌ها

542
00:37:27,245 --> 00:37:29,622
‫حاضرم ریسک کنم و ببینم چی پیش میاد.

543
00:37:32,541 --> 00:37:33,542
‫باشه.

544
00:37:34,126 --> 00:37:35,211
‫باشه؟

545
00:37:42,260 --> 00:37:45,129
‫من یه... یه...

546
00:37:45,179 --> 00:37:47,006
‫اوه، من یه هات‌داگِ مخصوص می‌خوام.

547
00:37:47,056 --> 00:37:50,134
‫می‌دونی چیه؟ نه، نه،
‫فقط یه اسکوپ پنیر محلی می‌خورم.

548
00:37:50,184 --> 00:37:51,802
‫پنیر محلی؟

549
00:37:51,852 --> 00:37:53,095
‫رژیمی چیزی هستی؟

550
00:37:53,145 --> 00:37:54,430
‫شاید توی آینده‌ام یه ساحل باشه.

551
00:37:54,480 --> 00:37:57,308
‫و صبحونه رو مهمون منی،
‫پس هرچی دلت می‌خواد سفارش بده.

552
00:37:57,358 --> 00:37:58,768
‫خیلی خب، حالا حسابی گیج شدم.

553
00:37:58,818 --> 00:38:00,937
‫عه... تخم‌مرغ همزده، بیکن.

554
00:38:00,987 --> 00:38:02,271
‫چیزکیک نیویورکی هم دارن.

555
00:38:02,321 --> 00:38:04,782
‫- می‌خواستم فقط...
‫- فقط همه رو بیار.

556
00:38:05,783 --> 00:38:09,403
‫♪ من عاشقِ چیزکیکم ♪

557
00:38:09,453 --> 00:38:12,657
‫♪ توی صبح ♪

558
00:38:12,707 --> 00:38:16,118
‫♪ با تو ♪

559
00:38:16,168 --> 00:38:17,536
‫خب، این تازگی داره.

560
00:38:17,586 --> 00:38:19,038
‫هیچوقت ندیدم بخونی.

561
00:38:19,088 --> 00:38:19,997
‫اصلاً نمی‌دونستم بلدی.

562
00:38:20,047 --> 00:38:21,549
‫خیلی چیزها هست که درباره‌ام نمی‌دونی.

563
00:38:22,341 --> 00:38:23,376
‫واقعاً؟

564
00:38:23,426 --> 00:38:26,045
‫تعجب می‌کنی.

565
00:38:26,095 --> 00:38:27,471
‫جدی؟

566
00:38:28,055 --> 00:38:30,132
‫راستی، موهات خیلی قشنگ شدن.

567
00:38:30,182 --> 00:38:31,217
‫فِرشون کردی؟

568
00:38:31,267 --> 00:38:32,301
‫سه هفته پیش.

569
00:38:32,351 --> 00:38:33,644
‫حالا حرفت رو بزن.

570
00:38:35,646 --> 00:38:36,764
‫ای وای.

571
00:38:36,814 --> 00:38:37,815
‫چیه؟

572
00:38:39,233 --> 00:38:40,651
‫دارم از شهر میرم.

573
00:38:41,902 --> 00:38:42,937
‫برای همیشه؟

574
00:38:42,987 --> 00:38:46,524
‫فکر کنم آره، ولی نگران نباش،
‫قول میدم هوات رو داشته باشم.

575
00:38:46,574 --> 00:38:47,483
‫دفتر چی میشه؟

576
00:38:47,533 --> 00:38:49,360
‫خب، یا بفروشش یا نگهش دار.

577
00:38:49,410 --> 00:38:51,996
‫به هر حال تو نسبت به من
‫کارآگاه خصوصی بهتری هستی، پس...

578
00:38:54,582 --> 00:38:56,617
‫خاک به سرم.

579
00:38:56,667 --> 00:38:58,210
‫پای کت وسطه، مگه نه؟

580
00:39:01,339 --> 00:39:02,707
‫آره...

581
00:39:02,757 --> 00:39:04,250
‫دیوونگی به نظر میاد،

582
00:39:04,300 --> 00:39:06,585
‫- می‌دونم، دیوونگیه، دیوونگی، دیوونگی...
‫- بن...

583
00:39:06,635 --> 00:39:08,587
‫چون ما فقط چند هفته‌ست
‫که همدیگه رو می‌شناسیم،

584
00:39:08,637 --> 00:39:11,507
‫ولی اگه کت بود که من رو از این گودالی
‫که توش قایم شده بودم بیرون کشید،

585
00:39:11,557 --> 00:39:13,426
‫خب، پس به جفتمون مدیونم که تا تهش برم...

586
00:39:13,476 --> 00:39:14,593
‫- بن...
‫- چون بعد از سال‌ها

587
00:39:14,643 --> 00:39:16,228
‫این اولین باره که احساس سرزندگی می‌کنم.

588
00:39:16,270 --> 00:39:17,596
‫- محض رضای خدا...
‫- یعنی، توی مسائل قلبی،

589
00:39:17,646 --> 00:39:18,514
‫باید دل رو به دریا بزنی.

590
00:39:18,564 --> 00:39:19,932
‫- بن، بن...
‫- رابی میگه فقط...

591
00:39:19,982 --> 00:39:21,650
‫- توی مسائل قلبی، باید...
‫- اوه، محض رضای خدا، بن!

592
00:39:24,904 --> 00:39:26,906
‫من واقعاً برات خوشحالم.

593
00:39:27,865 --> 00:39:28,899
‫واقعاً؟

594
00:39:28,949 --> 00:39:30,242
‫آره.

595
00:40:10,199 --> 00:40:11,442
‫کیه؟

596
00:40:11,492 --> 00:40:12,943
‫لانی لینکلن هستم، خانم.

597
00:40:12,993 --> 00:40:14,862
‫باید باهاتون حرف بزنم.

598
00:40:14,912 --> 00:40:16,330
‫در مورد فلینته.

599
00:40:49,280 --> 00:40:50,398
‫نه.

600
00:40:50,448 --> 00:40:51,482
‫فلینت.

601
00:40:51,532 --> 00:40:52,525
‫- نکن.
‫- لطفاً، فلینت.

602
00:40:52,575 --> 00:40:53,943
‫- نکن.
‫- بگذار یه نگاهی بهت بندازم.

603
00:40:53,993 --> 00:40:55,861
‫داره بدتر میشه.

604
00:40:55,911 --> 00:40:57,530
‫- فقط می‌خوام کمک کنم.
‫- فکر نمی‌کنی به اندازه کافی گند زدی؟

605
00:40:57,580 --> 00:40:59,698
‫سیلورمین هیچوقت اجازه نمیده
‫ما با هم باشیم.

606
00:40:59,748 --> 00:41:01,700
‫کاری که کردم، برای خودمون کردم.

607
00:41:01,750 --> 00:41:03,077
‫بدون این‌که بهم بگی؟

608
00:41:03,127 --> 00:41:04,912
‫- چرا، چون احمقم؟
‫- نه.

609
00:41:04,962 --> 00:41:06,622
‫من فقط یه کله‌پوکم که
‫مغزش توی مشت‌هاشه؟

610
00:41:06,672 --> 00:41:09,458
‫نه، بهت نگفتم چون می‌دونستم میگی نه.

611
00:41:09,508 --> 00:41:12,211
‫و فکر می‌کنی چه حسی بهم میده، فلینت،

612
00:41:12,261 --> 00:41:14,922
‫که وفاداریِ تو به اون مرد
‫بیشتر از وفاداریت به منه،

613
00:41:14,972 --> 00:41:19,343
‫که می‌خوای زیر یوغ اون زندگی کنم،
‫و نتونم بدون اجازه‌اش نفس بکشم؟

614
00:41:19,393 --> 00:41:21,554
‫این برات خنده‌داره؟

615
00:41:21,604 --> 00:41:23,731
‫نه، خنده‌دار اینه که من به خاطرت می‌کشتمش.

616
00:41:24,690 --> 00:41:27,268
‫من هر کاری واست می‌کردم
‫اگه فقط می‌خواستی،

617
00:41:27,318 --> 00:41:28,861
‫ولی هیچوقت بهم فرصتش رو ندادی.

618
00:41:29,778 --> 00:41:31,021
‫ولی چرا باید می‌دادی؟

619
00:41:31,071 --> 00:41:34,408
‫من چیزی جز قلچماقِ یه گانگستر نیستم، هان؟

620
00:41:36,118 --> 00:41:40,247
‫خب، شاید وقتشه قبولش کنم،
‫و باهاش کنار بیام.

621
00:41:40,706 --> 00:41:41,957
‫مگه نه، لانی؟

622
00:41:43,042 --> 00:41:46,704
‫من و تو، رفیق، قراره غرق در شکوه بمیریم.

623
00:41:46,754 --> 00:41:48,581
‫- فلینت، خواهش می‌کنم.
‫- نزدیکِ من نیا.

624
00:41:48,631 --> 00:41:50,090
‫- خواهش می‌کنم.
‫- نزدیکم نیا!

625
00:42:03,479 --> 00:42:05,272
‫- فلینت.
‫- بذار بره.

626
00:42:17,326 --> 00:42:19,403
‫این زنه فابر.

627
00:42:19,453 --> 00:42:21,205
‫واقعاً نتونست کمکتون کنه؟

628
00:42:22,623 --> 00:42:24,250
‫واقعاً هیچ امیدی نیست؟

629
00:42:26,835 --> 00:42:29,171
‫فابر گفت فقط یه چیز مونده که امتحان کنیم.

630
00:42:30,464 --> 00:42:32,466
‫ولی نتونست انجامش بده.

631
00:42:34,468 --> 00:42:35,803
‫چی بود؟

632
00:42:36,845 --> 00:42:38,222
‫چیز نبود.

633
00:42:39,223 --> 00:42:40,307
‫شخص بود.

634
00:42:43,143 --> 00:42:44,478
‫عنکبوت.

635
00:42:46,105 --> 00:42:47,273
‫چرا؟

636
00:42:49,984 --> 00:42:51,652
‫چرا اون باید بتونه اوضاع رو تغییر بده؟

637
00:42:52,152 --> 00:42:56,407
‫فابر فکر می‌کنه جهش اون متفاوته،
‫پایدارتر از مال ماست.

638
00:42:56,907 --> 00:43:00,027
‫گفت اون می‌تونه حل تمام این مسائل باشه.

639
00:43:00,077 --> 00:43:02,621
‫مشکل اینجاست که اون نمی‌دونه عنکبوت کیه...

640
00:43:03,831 --> 00:43:05,165
‫یا کجا پیداش کنه.

641
00:43:15,301 --> 00:43:16,335
‫باید بریم.

642
00:43:16,385 --> 00:43:18,295
‫باید آزمایشگاه رو تخلیه کنیم.

643
00:43:18,345 --> 00:43:19,880
‫شاید اون‌قدر که فکر می‌کنیم بد نباشه.

644
00:43:19,930 --> 00:43:22,057
‫نه، نمی‌تونیم ساده‌لوح باشیم.

645
00:43:23,142 --> 00:43:26,220
‫یعنی، به محض این‌که اون خبرنگار
‫گزارشش رو چاپ کنه،

646
00:43:26,270 --> 00:43:27,763
‫میان سراغمون.

647
00:43:27,813 --> 00:43:30,140
‫نمی‌تونیم به همین راحتی تسلیم شیم.

648
00:43:30,190 --> 00:43:34,061
‫تو هر کاری از دستت برمی‌اومد کردی.

649
00:43:34,111 --> 00:43:36,530
‫حالا وقتِ رفتنه.

650
00:43:50,252 --> 00:43:51,996
‫خیلی خب، اینجا مواظب باش.

651
00:43:52,046 --> 00:43:53,289
‫دکتر فابر.

652
00:43:53,339 --> 00:43:55,207
‫فقط می‌خوام بدونم

653
00:43:55,257 --> 00:43:59,003
‫اگه عنکبوت رو پیدا کنی،
‫واقعاً می‌تونی بهشون کمک کنی؟

654
00:43:59,053 --> 00:44:01,046
‫فلینت، لانی، همه‌شون؟

655
00:44:01,096 --> 00:44:03,215
‫تو می‌دونی عنکبوت کیه، مگه نه؟

656
00:44:03,265 --> 00:44:04,850
‫اگه بهت بگم...

657
00:44:05,309 --> 00:44:07,269
‫قول میدی که بهش آسیب نزنی؟

658
00:44:07,561 --> 00:44:09,897
‫قول میدم.

659
00:44:10,898 --> 00:44:12,316
‫اسمش...

660
00:44:14,360 --> 00:44:15,611
‫بن رایلیـه.

661
00:44:15,653 --> 00:44:21,617
‫«ترجمه از سینا صداقت»