1
00:00:06,214 --> 00:00:08,675
‫[آنچه گذشت...]

2
00:00:08,967 --> 00:00:10,927
‫از اول شروع کن.

3
00:00:12,137 --> 00:00:14,597
‫هیچی نمی‌تونست ما رو
‫برای چیزی که در انتظارمون بود آماده کنه.

4
00:00:17,767 --> 00:00:20,061
‫قدرت‌های فلینت هم باید از همون‌جا اومده باشه.

5
00:00:20,145 --> 00:00:21,646
‫من آقای «برن» هستم.

6
00:00:21,688 --> 00:00:24,399
‫شهردار موریس یادش رفته
‫کی این شهر رو می‌چرخونه.

7
00:00:24,482 --> 00:00:26,184
‫چهارتا کهنه‌سرباز از اردوگاه اسرا.

8
00:00:26,234 --> 00:00:28,111
‫همه‌شون دکتر آلتیا فابر رو دیدن.

9
00:00:28,194 --> 00:00:29,821
‫خب، پس منتظر چی هستیم؟

10
00:00:29,904 --> 00:00:31,948
‫یه خبرنگار اینجاست که می‌خواد با شما صحبت کنه.

11
00:00:31,990 --> 00:00:33,867
‫این منشی‌م آگدن‌ـه.

12
00:00:34,159 --> 00:00:36,236
‫شما واقعاً روح‌تونم خبر نداشت که

13
00:00:36,286 --> 00:00:38,246
‫بیمارهاتون قدرت‌های ماورایی دارن؟

14
00:00:38,288 --> 00:00:40,081
‫یعنی می‌گی دروغگوئه؟

15
00:00:40,165 --> 00:00:41,791
‫متأسفم. نمی‌تونم کمکتون کنم.

16
00:00:42,500 --> 00:00:43,785
‫فابر دنبال راه درمان بوده،

17
00:00:43,835 --> 00:00:45,211
‫ولی الان فقط داره می‌کُشَتِش.

18
00:00:45,295 --> 00:00:47,172
‫بذار قبل از اینکه چاپش کنی به «کت» بگم.

19
00:00:47,213 --> 00:00:48,089
‫یه روز بهت وقت می‌دم.

20
00:00:48,173 --> 00:00:51,376
‫چی برامون مونده؟
‫چی می‌شه اگه بریم یه جایی که هیچ‌کس ما رو نشناسه؟

21
00:00:51,426 --> 00:00:53,595
‫اگه اون خبرنگاره خبر رو منتشر کنه، میان سراغمون.

22
00:00:53,678 --> 00:00:56,431
‫دکتر فابر، شما واقعاً می‌تونید بهشون کمک کنین؟

23
00:00:56,514 --> 00:00:58,183
‫تو می‌دونی «عنکبوت» کیه، مگه نه؟

24
00:00:58,266 --> 00:01:00,018
‫بن رایلی.

25
00:01:15,575 --> 00:01:20,371
‫«ترجمه از محمد سید»

26
00:01:36,638 --> 00:01:38,640
‫[جنت]

27
00:02:26,646 --> 00:02:28,690
‫یعنی چی؟

28
00:02:30,066 --> 00:02:31,267
‫آقای رایلی.

29
00:02:31,317 --> 00:02:33,811
‫من نیومدم دردسر درست کنم.

30
00:02:33,861 --> 00:02:36,864
‫فقط یه دقیقه بهم وقت بدین، اگه می‌شه.

31
00:02:37,949 --> 00:02:39,117
‫واقعاً...

32
00:02:39,492 --> 00:02:41,911
‫واقعاً نیازی به اون نیست.

33
00:02:42,286 --> 00:02:44,580
‫من از زمان جنگ تا حالا اسلحه دستم نگرفتم.

34
00:02:44,664 --> 00:02:45,665
‫جنگ داخلی؟

35
00:02:49,210 --> 00:02:50,753
‫منو یادتون نمیاد؟

36
00:02:51,337 --> 00:02:52,246
‫از دیروز؟

37
00:02:52,296 --> 00:02:54,540
‫نه. اون‌موقع تو فرانسه.

38
00:02:54,590 --> 00:02:56,342
‫شما جون منو نجات دادین.

39
00:02:56,718 --> 00:02:58,344
‫در مورد چی حرف می‌زنی؟

40
00:02:59,679 --> 00:03:01,264
‫آروم، پیرمرد.

41
00:03:04,892 --> 00:03:06,728
‫بهم می‌گفتن «کک‌مکی»

42
00:03:06,811 --> 00:03:08,896
‫چون بهم می‌خورد خیلی کم‌سن‌وسال باشم.

43
00:03:09,188 --> 00:03:12,859
‫آره، فکر می‌کردن ۱۵ سالمه و دروغ گفتم تا بیام تو جنگ.

44
00:03:13,234 --> 00:03:16,946
‫به گمونم من یکی از اون خوش‌شانس‌ها بودم.

45
00:03:17,030 --> 00:03:19,407
‫هنوز نفس می‌کشم، ولی جهش‌ام

46
00:03:19,449 --> 00:03:21,951
‫داره به سرعت برق و باد پیرم می‌کنه

47
00:03:22,035 --> 00:03:24,746
‫و هر چی می‌گذره هم بدتر می‌شه.

48
00:03:25,246 --> 00:03:30,251
‫دکتر فابر آخرین شانس من برای زنده موندنه.

49
00:03:30,960 --> 00:03:32,420
‫اون زن خوبیه.

50
00:03:32,920 --> 00:03:34,839
‫داره سعی می‌کنه یه کار خیر انجام بده.

51
00:03:38,217 --> 00:03:39,594
‫نوشیدنی می‌خوری؟

52
00:03:44,807 --> 00:03:47,894
‫واقعاً چند سالته؟

53
00:03:47,977 --> 00:03:50,313
‫آپریل می‌شم ۳۶ ساله.

54
00:03:50,688 --> 00:03:52,273
‫البته اگه تا اون‌موقع زنده بمونم.

55
00:03:52,899 --> 00:03:55,151
‫من تنها کسی نیستم که داره عذاب می‌کشه.

56
00:03:55,234 --> 00:03:56,436
‫برای همین اومدم اینجا.

57
00:03:56,486 --> 00:03:58,863
‫اگه دنبال پرونده‌ها می‌گردی، دست من نیستن.

58
00:03:58,946 --> 00:04:00,198
‫پرونده‌ها مهم نیستن.

59
00:04:00,281 --> 00:04:03,785
‫یعنی نه خیلی.
‫اونا فقط یه لیست بلندبالا از شکست‌ها هستن.

60
00:04:03,868 --> 00:04:06,412
‫بن‌بست‌ها و امیدهای بربادرفته.

61
00:04:07,205 --> 00:04:08,664
‫مسئله دوست خبرنگارته.

62
00:04:09,040 --> 00:04:10,750
‫اگه اون خبر رو چاپ کنه،

63
00:04:10,833 --> 00:04:13,753
‫تحقیقات فابر تموم می‌شه.

64
00:04:14,754 --> 00:04:16,297
‫کار منم تموم می‌شه.

65
00:04:18,382 --> 00:04:19,926
‫متأسفم.

66
00:04:21,302 --> 00:04:22,762
‫ولی دیگه خیلی دیره.

67
00:04:22,845 --> 00:04:26,015
‫رابی حتی اگه ازش بخوام هم دست‌بردار نیست.

68
00:04:26,098 --> 00:04:28,726
‫حتی نمی‌خوای تلاشتو بکنی؟

69
00:04:29,602 --> 00:04:30,478
‫نه.

70
00:04:30,895 --> 00:04:32,138
‫چرا؟

71
00:04:32,188 --> 00:04:35,816
‫آخه نمی‌خوای ببینی همرزم‌هات درمان می‌شن؟

72
00:04:36,734 --> 00:04:38,736
‫خودت می‌خوای درمان بشی؟

73
00:04:39,820 --> 00:04:41,405
‫الان منظورت چیه؟

74
00:04:41,489 --> 00:04:43,741
‫یعنی می‌دونم...

75
00:04:43,824 --> 00:04:45,943
‫تو واقعاً کی و چی هستی.

76
00:04:45,993 --> 00:04:50,790
‫اون روزی که تو و جوخه‌تون ما رو نجات دادین،
‫تا اون بخش تعقیبت کردم.

77
00:04:51,290 --> 00:04:53,376
‫همون روز که اون جونوره...

78
00:04:53,584 --> 00:04:54,577
‫گازت گرفت.

79
00:04:54,627 --> 00:04:56,504
‫اگه اسمت رو عوض نکرده بودی،

80
00:04:56,587 --> 00:05:00,216
‫سال‌ها پیش می‌اومدم درِ خونه‌ت.

81
00:05:02,843 --> 00:05:04,512
‫زوال عقل زودرس گرفتی، آره؟

82
00:05:05,179 --> 00:05:06,389
‫کوتاه بیا.

83
00:05:06,847 --> 00:05:09,517
‫من می‌تونم از خیلی چیزها بگذرم،
‫ولی حقم بیشتر از ایناست.

84
00:05:10,017 --> 00:05:13,062
‫عملاً انگار داری حکم اعدامم رو می‌دی.

85
00:05:13,271 --> 00:05:15,898
‫حداقل اون‌قدری مرد باش که صادق باشی.

86
00:05:26,409 --> 00:05:30,121
‫حقیقتش؛ این بخشی از وجودمه
‫که می‌گم ای‌کاش هیچ‌وقت وجود نداشت.

87
00:05:30,830 --> 00:05:32,248
‫و از فردا،

88
00:05:32,331 --> 00:05:33,791
‫دیگه تموم می‌شه.

89
00:05:33,874 --> 00:05:36,085
‫دارم از این شهر می‌رم. از نو شروع می‌کنم.

90
00:05:36,168 --> 00:05:37,712
‫با هویت بن رایلی.

91
00:05:39,797 --> 00:05:41,549
‫متأسفم، کک‌مکی...

92
00:05:41,632 --> 00:05:43,884
‫کاش می‌تونستم همین فرصت رو به تو هم بدم.

93
00:05:43,926 --> 00:05:45,594
‫عه، همین؟

94
00:05:45,678 --> 00:05:48,264
‫یعنی نمی‌تونم نظرت رو عوض کنم؟

95
00:05:48,347 --> 00:05:49,974
‫خیلی وقته که منتظر این روزم.

96
00:05:51,475 --> 00:05:53,853
‫کاش مجبور نبودیم این‌جوری پیش بریم.

97
00:05:58,941 --> 00:06:00,192
‫چی‌کار...

98
00:08:41,395 --> 00:08:43,439
‫بفرما.

99
00:08:43,522 --> 00:08:44,940
‫آروم باشید، آقای رایلی.

100
00:08:45,024 --> 00:08:46,775
‫نفس عمیق بکشید.

101
00:08:47,151 --> 00:08:50,070
‫سکوباربیتال زیادی لازم بود تا بیهوش بمونید.

102
00:08:50,154 --> 00:08:52,156
‫مطمئنم الان حالتون خیلی بده.

103
00:08:52,865 --> 00:08:54,116
‫اینجا کجاست؟

104
00:08:54,199 --> 00:08:56,410
‫آزمایشگاه خصوصی من.

105
00:08:57,870 --> 00:08:59,621
‫اینا چیه؟ چرا من...

106
00:08:59,705 --> 00:09:02,041
‫همه‌چی مرتبه، آقای رایلی.

107
00:09:02,124 --> 00:09:04,501
‫فقط باید یه‌سری آزمایشات اولیه روتون انجام بدم.

108
00:09:04,585 --> 00:09:06,837
‫بررسی ساختار خون‌تون،

109
00:09:06,920 --> 00:09:09,256
‫پروتئین‌هاتون، و مواد ژنتیکی‌تون.

110
00:09:09,298 --> 00:09:10,507
‫دستبندم رو باز کن.

111
00:09:10,674 --> 00:09:13,385
‫باور کنید، اگه آروم باشید

112
00:09:13,469 --> 00:09:15,888
‫و بذارید کارمو بکنم، همه‌چی خیلی راحت‌تر پیش می‌ره.

113
00:09:15,929 --> 00:09:16,588
‫کار؟

114
00:09:16,638 --> 00:09:18,557
‫آقای رایلی، شما دزدکی وارد دفترم شدین

115
00:09:18,599 --> 00:09:21,260
‫و مهم‌ترین پرونده‌های منو دزدیدین.

116
00:09:21,310 --> 00:09:22,811
‫پرونده‌ها رو خوندین؟

117
00:09:23,437 --> 00:09:25,105
‫- آره.
‫- پس می‌دونین من کی هستم

118
00:09:25,189 --> 00:09:26,398
‫و دارم چی‌کار می‌کنم.

119
00:09:26,482 --> 00:09:29,276
‫و منم می‌دونم شما کی هستین، آقای عنکبوت.

120
00:09:29,318 --> 00:09:30,936
‫پس بیاید با هم بازی نکنیم.

121
00:09:30,986 --> 00:09:33,572
‫کلی کار دارم و وقت زیادی هم برای انجامشون ندارم.

122
00:09:33,655 --> 00:09:34,656
‫مفهومه؟

123
00:09:34,740 --> 00:09:36,742
‫بذار برم تا نکُشمت.

124
00:09:36,825 --> 00:09:39,995
‫نه. به‌خاطر همین تهدیدهاست که
‫باید دست‌وپاتون بسته باشه.

125
00:09:40,287 --> 00:09:42,247
‫این تهدید نیست، یه قوله.

126
00:09:42,873 --> 00:09:44,533
‫خیلی قانع‌کننده بیانش کردین.

127
00:09:44,583 --> 00:09:46,502
‫ولی ما می‌دونیم شما واقعاً چه‌جور آدمی هستین.

128
00:09:46,543 --> 00:09:48,670
‫شما زدین به دل خطر

129
00:09:48,754 --> 00:09:51,507
‫تا یه اردوگاه از سربازهای شکنجه‌شده رو آزاد کنین.

130
00:09:51,590 --> 00:09:54,009
‫جون آگدن رو نجات دادین.

131
00:09:54,051 --> 00:09:56,178
‫- بله.
‫- و بعد برگشتین خونه

132
00:09:56,220 --> 00:09:58,430
‫و تصمیم گرفتین جون آدم‌های خیلی بیشتری رو نجات بدین.

133
00:09:58,472 --> 00:10:00,849
‫شما آدمکش نیستید.
‫شما یه قهرمانید.

134
00:10:04,228 --> 00:10:05,679
‫عمراً بتونید اونا رو پاره کنید.

135
00:10:05,729 --> 00:10:08,649
‫اون‌قدر بهتون دارو تزریق کردیم که
‫کینگ کونگ رو هم از پا درمیاره.

136
00:10:08,982 --> 00:10:10,893
‫حالا فقط می‌خوام یه‌کم ازتون خون بگیرم.

137
00:10:10,943 --> 00:10:12,611
‫حتی یه بچه هم می‌تونه اینو تحمل کنه.

138
00:10:13,112 --> 00:10:15,739
‫آگدن، کیت‌های خون‌گیری رو آماده کن.

139
00:10:17,324 --> 00:10:19,368
‫این کارها هیچ فایده‌ای براتون نداره.

140
00:10:19,451 --> 00:10:21,245
‫من قبلاً این روزها رو دیدم.

141
00:10:22,955 --> 00:10:24,623
‫جونز! جونز!

142
00:12:12,773 --> 00:12:14,232
‫آزاد، سرباز.

143
00:12:15,359 --> 00:12:16,777
‫بشین. بشین.

144
00:12:19,446 --> 00:12:20,781
‫خوبی؟

145
00:12:20,864 --> 00:12:22,282
‫شنیدم خیلی درد داشتی.

146
00:12:22,366 --> 00:12:25,285
‫چیزی نیست...
‫که نتونم... تحمل کنم، قربان.

147
00:12:25,786 --> 00:12:26,737
‫خوشحالم اینو می‌شنوم.

148
00:12:26,787 --> 00:12:29,289
‫مهم‌ترین چیز اینه که راحت باشی.

149
00:12:29,373 --> 00:12:32,042
‫خبر خوب اینه که بهترین تیم پزشکی تو کل دنیا رو
‫در اختیار داری

150
00:12:32,125 --> 00:12:34,419
‫که صد درصد تمرکزشون روی توئه.

151
00:12:34,503 --> 00:12:36,171
‫از این بهتر نمی‌شه، نه؟

152
00:12:36,254 --> 00:12:37,964
‫خیر، قربان.

153
00:12:38,715 --> 00:12:40,133
‫براش یه نوشابه بیارین.

154
00:12:40,217 --> 00:12:41,843
‫یا شکلات. هر چی که لازم داره، خب؟

155
00:12:41,927 --> 00:12:43,345
‫- چشم، قربان.
‫- چه...

156
00:12:45,138 --> 00:12:47,724
‫چه اتفاقی داره...
‫برام می‌افته... قربان؟

157
00:12:49,142 --> 00:12:51,561
‫فکر کنم همه‌مون همین سؤال رو داریم.

158
00:12:51,645 --> 00:12:54,147
‫ولی ته و توی قضیه رو درمیاریم، نگران نباش.

159
00:12:56,274 --> 00:12:57,567
‫بدنم رو شکافتن،

160
00:12:57,651 --> 00:12:59,111
‫تیکه‌تیکه‌م کردن،

161
00:12:59,152 --> 00:13:00,228
‫و دوباره به هم وصلم کردن.

162
00:13:00,278 --> 00:13:01,571
‫ولی هیچی نفهمیدن.

163
00:13:01,613 --> 00:13:04,407
‫من از تمام جزئیات آزمایشات ارتش خبر دارم.

164
00:13:04,491 --> 00:13:06,618
‫یافته‌هاشون رو به‌طور جامع بررسی کردم.

165
00:13:06,701 --> 00:13:08,411
‫ولی اون مال خیلی وقت پیشه.

166
00:13:08,703 --> 00:13:11,073
‫علم پیشرفت چشمگیری کرده.

167
00:13:11,123 --> 00:13:12,457
‫پس تو هم یکی از اونایی.

168
00:13:12,791 --> 00:13:14,709
‫حق نداری...

169
00:13:14,793 --> 00:13:16,953
‫منو با اونا یکی کنی.

170
00:13:17,003 --> 00:13:19,297
‫اون دانشمندها فقط به جنگ اهمیت می‌دادن.

171
00:13:19,381 --> 00:13:21,083
‫اونا یه نگاه به شماها انداختن،

172
00:13:21,133 --> 00:13:22,459
‫و درست مثل آلمانی‌ها شدن.

173
00:13:22,509 --> 00:13:24,719
‫می‌خواستن از شما به‌عنوان سلاح استفاده کنن.

174
00:13:24,803 --> 00:13:27,264
‫ولی من قصد دارم برعکس این کار رو بکنم.

175
00:13:28,431 --> 00:13:30,225
‫پس...

176
00:13:30,517 --> 00:13:32,185
‫مربوط به یه موضوع شخصیه.

177
00:13:32,477 --> 00:13:33,478
‫آره.

178
00:13:33,854 --> 00:13:35,355
‫یکی رو از دست دادی.

179
00:13:36,606 --> 00:13:37,774
‫پسرم رو.

180
00:13:38,358 --> 00:13:40,235
‫شما تا حالا کسی رو از دست دادید، آقای رایلی؟

181
00:13:41,236 --> 00:13:45,323
‫کسی که اون‌قدر بهتون نزدیک بوده که
‫حس کردید بخشی از وجودتون هم باهاش رفته؟

182
00:13:45,407 --> 00:13:46,449
‫بله.

183
00:13:46,533 --> 00:13:49,286
‫خب، اگه می‌تونستید براش یه کاری کنید چی؟

184
00:13:49,369 --> 00:13:51,947
‫اگه می‌دونستید دارید از دستش می‌دید،

185
00:13:51,997 --> 00:13:54,291
‫ولی قدرتِ تغییر دادنِ وضعیت،

186
00:13:54,374 --> 00:13:57,127
‫قدرتِ نجات دادنش، در دستان شماست...

187
00:13:58,003 --> 00:13:59,671
‫انجامش نمی‌دادید؟

188
00:14:00,046 --> 00:14:02,799
‫همۀ سعی‌تون رو نمی‌کردید؟

189
00:14:17,230 --> 00:14:20,025
‫شما نمی‌تونید عزیزتون رو برگردونید آقای رایلی،
‫ولی من می‌تونم.

190
00:14:20,817 --> 00:14:22,444
‫توقع زیادیه؟

191
00:14:22,736 --> 00:14:24,571
‫یه شانس دوباره

192
00:14:24,654 --> 00:14:25,864
‫برای پسرم؟

193
00:14:36,082 --> 00:14:37,542
‫حالا فهمیدین.

194
00:14:37,751 --> 00:14:39,119
‫هیچ کاری نیست که

195
00:14:39,169 --> 00:14:40,921
‫برای زنده نگه داشتنش انجام ندم.

196
00:14:41,379 --> 00:14:44,424
‫من و دوست شما در این زمینه تفاهم داریم.

197
00:14:45,675 --> 00:14:47,093
‫- دوستم؟
‫- همون زنی...

198
00:14:47,177 --> 00:14:48,553
‫که بهم گفت چطور پیداتون کنم.

199
00:14:48,637 --> 00:14:51,681
‫اونم یکی رو داره که حاضره
‫برای نجاتش هر کاری بکنه.

200
00:14:54,392 --> 00:14:56,853
‫- کت.
‫- زن خیلی زیبا...

201
00:14:58,021 --> 00:14:59,606
‫و مصممی‌ـه.

202
00:15:00,315 --> 00:15:01,232
‫من...

203
00:15:01,316 --> 00:15:02,567
‫می‌ترسم.

204
00:15:03,610 --> 00:15:04,611
‫حالش خوبه؟

205
00:15:06,154 --> 00:15:07,322
‫آقای رایلی.

206
00:15:07,405 --> 00:15:09,449
‫- آقای رایلی.
‫- به‌خاطر از دست دادن خون‌ـه.

207
00:15:10,033 --> 00:15:12,744
‫تا وقتی آزمایش‌ها رو انجام می‌دیم
‫وقت داره استراحت کنه و جون بگیره.

208
00:15:26,966 --> 00:15:28,134
‫چیزی فهمیدی؟

209
00:15:28,218 --> 00:15:30,220
‫پلاکت‌ها، گلبول‌های قرمز، هموگلوبین...

210
00:15:30,303 --> 00:15:33,973
‫خون‌ش کاملاً، مطلقاً، و به شکل دیوونه‌کننده‌ای عادیه.

211
00:15:34,766 --> 00:15:37,102
‫ببین، ما می‌دونیم اون متفاوته.

212
00:15:37,185 --> 00:15:40,146
‫جواب سؤالاتمون یه جایی تو بدنشه.

213
00:15:41,564 --> 00:15:43,066
‫فقط باید پیداش کنیم.

214
00:16:12,303 --> 00:16:13,721
‫عه، خوبه.

215
00:16:13,805 --> 00:16:15,473
‫بیدار شدی.

216
00:16:15,890 --> 00:16:17,308
‫حالت چطوره؟

217
00:16:18,309 --> 00:16:19,978
‫شرمنده‌ام...

218
00:16:20,061 --> 00:16:21,271
‫که این‌طوری شد.

219
00:16:21,354 --> 00:16:22,564
‫واقعاً می‌گم.

220
00:16:23,231 --> 00:16:25,275
‫تو هیچ راه دیگه‌ای برام نذاشتی.

221
00:16:25,775 --> 00:16:27,277
‫بیا این رو بخور.

222
00:16:27,360 --> 00:16:29,028
‫باید تشنه باشی.

223
00:16:29,112 --> 00:16:31,030
‫نه، آبه.

224
00:16:31,114 --> 00:16:32,699
‫قسم می‌خورم.

225
00:16:42,584 --> 00:16:43,585
‫وای.

226
00:16:44,502 --> 00:16:46,254
‫پس تشنه‌ت بود.

227
00:16:48,548 --> 00:16:49,499
‫خب...

228
00:16:49,549 --> 00:16:52,218
‫می‌خواستی همین‌جوری ول کنی و از شهر بری.

229
00:16:52,302 --> 00:16:55,889
‫حتی بعد از اینکه بهت گفتم این شانس هست که...

230
00:16:55,972 --> 00:16:57,849
‫بتونی من

231
00:16:57,932 --> 00:16:59,100
‫و بقیه رو نجات بدی.

232
00:17:00,643 --> 00:17:02,562
‫عنکبوت هیچ‌وقت یه قهرمان نبود.

233
00:17:03,563 --> 00:17:05,690
‫من فقط برای هیجانش این کار رو می‌کردم.

234
00:17:05,982 --> 00:17:07,358
‫خب...

235
00:17:07,859 --> 00:17:10,153
‫شاید اون‌موقع نبودی.

236
00:17:10,862 --> 00:17:13,823
‫ولی هنوزم وقت داری که به یه قهرمان تبدیل بشی.

237
00:17:13,907 --> 00:17:16,326
‫من عمراً از اینجا زنده بیرون برم.

238
00:17:16,618 --> 00:17:18,203
‫چی می‌گی؟

239
00:17:18,620 --> 00:17:21,372
‫مادرت دیوونه‌ست.

240
00:17:21,414 --> 00:17:22,749
‫نه. نه.

241
00:17:22,832 --> 00:17:24,125
‫این‌طور نیست.

242
00:17:24,208 --> 00:17:26,794
‫اون... فقط داره سعی می‌کنه منو نجات بده.

243
00:17:27,086 --> 00:17:28,963
‫نه، اون یه روانیه.

244
00:17:29,589 --> 00:17:30,915
‫متأسفم که اینو می‌گم،

245
00:17:30,965 --> 00:17:32,842
‫ولی نمونه‌های خون‌تون کافی نبود.

246
00:17:33,343 --> 00:17:36,554
‫مجبورم از اندام‌هاتون مواد ژنتیکی استخراج کنم.

247
00:17:36,638 --> 00:17:39,682
‫بس کن! اگه به جواب سؤالاتت نرسیدی

248
00:17:39,766 --> 00:17:41,476
‫به‌خاطر اینه که جوابی وجود نداره!

249
00:17:42,060 --> 00:17:43,394
‫من هیچ‌وقت دست نمی‌کشم.

250
00:17:43,770 --> 00:17:47,148
‫اگه همۀ راه‌ها رو امتحان نکنم، چه‌جور مادری‌ام؟

251
00:17:47,231 --> 00:17:49,359
‫همیشه یه جوابی هست، آقای رایلی.

252
00:17:49,442 --> 00:17:50,985
‫اون چیه؟

253
00:17:51,069 --> 00:17:52,862
‫اون دیگه چیه؟

254
00:18:00,411 --> 00:18:01,871
‫کمکم کن، آگدن.

255
00:18:09,796 --> 00:18:12,966
‫علم یعنی کشف حقایقی که قابل مشاهده‌ان.

256
00:18:13,716 --> 00:18:16,052
‫خب، طرحی که آلمانی‌ها اجرا کردن

257
00:18:16,135 --> 00:18:18,221
‫ساختار ژنتیکی سوژه‌هاشون رو تغییر داد.

258
00:18:19,305 --> 00:18:20,890
‫که منجر به خوردگی،

259
00:18:20,973 --> 00:18:22,433
‫پوسیدگی، و ناپایداری شد.

260
00:18:23,434 --> 00:18:28,731
‫بنا به دلایلی، شما تنها سوژه‌ای بودید
‫که بدون تحلیل بافت و سلول‌ها، قدرت به دست آوردید.

261
00:18:28,815 --> 00:18:31,442
‫منو کجا می‌برید؟

262
00:18:34,028 --> 00:18:35,405
‫داره سعی می‌کنه یه چیزی بگه.

263
00:18:38,199 --> 00:18:40,702
‫من «راویولی» دوست دارم.
‫(نوعی پاستا)

264
00:18:41,285 --> 00:18:43,287
‫براتون راویولی می‌گیریم.

265
00:18:43,371 --> 00:18:46,207
‫هر چقدر که راویولی بخواید.

266
00:18:49,711 --> 00:18:53,047
‫من معتقدم هر فرآیندی که باعث شده این جهش

267
00:18:53,131 --> 00:18:54,966
‫در بدن شما تثبیت بشه،

268
00:18:55,049 --> 00:18:58,928
‫می‌تونه برای درمان کامل بقیۀ جهش‌ها هم شبیه‌سازی بشه.

269
00:19:01,556 --> 00:19:05,268
‫حالا قراره حسابی استراحت کنید، آقای رایلی.

270
00:19:06,352 --> 00:19:07,770
‫ماسک رو بده، آگدن.

271
00:19:10,273 --> 00:19:11,649
‫فقط نفس بکشید.

272
00:19:11,732 --> 00:19:13,609
‫نفس عمیق بکشید.

273
00:19:13,985 --> 00:19:14,944
‫آفرین.

274
00:19:15,319 --> 00:19:16,654
‫ده،

275
00:19:16,737 --> 00:19:18,030
‫نُه،

276
00:19:18,322 --> 00:19:19,649
‫هشت،

277
00:19:19,699 --> 00:19:21,234
‫هفت،

278
00:19:21,284 --> 00:19:22,285
‫شش...

279
00:19:30,960 --> 00:19:32,462
‫بدنش رو بشکاف.

280
00:19:32,545 --> 00:19:34,464
‫بذار ببینیم تو دل و روده‌ش چی پیدا می‌شه.

281
00:20:03,784 --> 00:20:04,869
‫روبی؟

282
00:20:04,911 --> 00:20:06,204
‫آره، احمق جون.

283
00:20:06,287 --> 00:20:07,747
‫منتظر کس دیگه‌ای بودی؟

284
00:20:07,830 --> 00:20:09,582
‫خیلی دلم برات تنگ شده بود.

285
00:20:09,665 --> 00:20:11,167
‫وای، روبی.

286
00:20:11,250 --> 00:20:14,378
‫روبی، روبی، روبی.

287
00:20:21,552 --> 00:20:24,805
‫هی، رایلی. فکر کردی می‌تونی از دست من خلاص شی؟

288
00:20:25,306 --> 00:20:27,642
‫تو بدون من هیچی نیستی.

289
00:20:51,415 --> 00:20:54,377
‫کثافت عوضی. برام پاپوش دوختی.

290
00:20:57,004 --> 00:20:58,414
‫خیلی بزدلی، رایلی.

291
00:20:58,464 --> 00:21:00,383
‫بخت با آدمای جیگردار، یاره.

292
00:21:01,133 --> 00:21:03,135
‫هر چی بهت هشدار دادم گوش نکردی.

293
00:21:03,761 --> 00:21:05,972
‫حالا توی آتیش می‌سوزی.

294
00:21:39,296 --> 00:21:40,840
‫[رایلی، کبد]

295
00:21:53,561 --> 00:21:55,146
‫خدای من.

296
00:22:02,069 --> 00:22:03,863
‫[آگدن، کبد]

297
00:22:34,461 --> 00:22:44,461
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

298
00:23:15,059 --> 00:23:17,394
‫وقتش رسیده.

299
00:23:17,770 --> 00:23:19,647
‫آماده‌ای؟

300
00:23:20,022 --> 00:23:21,148
‫آره.

301
00:23:23,609 --> 00:23:24,818
‫چیه؟ چی شده؟

302
00:23:26,946 --> 00:23:28,697
‫مطمئنی که جواب می‌ده؟

303
00:23:28,781 --> 00:23:31,575
‫- شاید...
‫- تا حالا هیچ‌وقت...

304
00:23:31,700 --> 00:23:33,327
‫انقدر مطمئن نبودم. خب؟

305
00:23:36,705 --> 00:23:38,123
‫باشه.

306
00:23:39,208 --> 00:23:40,751
‫آماده‌ام.

307
00:23:41,752 --> 00:23:43,837
‫- دیگه تموم شد.
‫- آه.

308
00:24:21,375 --> 00:24:22,626
‫اوه.

309
00:24:23,002 --> 00:24:23,961
‫اوه!

310
00:24:27,589 --> 00:24:28,590
‫وای.

311
00:24:33,554 --> 00:24:34,847
‫موفق شدی.

312
00:24:34,930 --> 00:24:36,890
‫- واقعاً موفق شدی.
‫- اوهوم.

313
00:24:38,726 --> 00:24:40,686
‫باورم نمی‌شه.

314
00:24:40,769 --> 00:24:42,354
‫اوه...

315
00:24:42,730 --> 00:24:45,107
‫کک‌مکی کوچولوی من.

316
00:24:45,190 --> 00:24:47,359
‫اوه. خب...

317
00:24:47,443 --> 00:24:49,028
‫رابرتسون تا الان دیگه خبرش رو چاپ کرده،

318
00:24:49,111 --> 00:24:52,990
‫پس باید اینجا رو تخلیه کنیم و بزنیم به چاک.

319
00:24:53,073 --> 00:24:54,491
‫چی؟

320
00:24:55,826 --> 00:24:57,911
‫اول باید پادزهر رو بدیم به رایلی.

321
00:25:00,789 --> 00:25:02,082
‫نمی‌تونیم این کار رو بکنیم، آگی.

322
00:25:02,791 --> 00:25:03,876
‫آدمربایی کردیم.

323
00:25:03,917 --> 00:25:06,628
‫برخلاف میلش روش عمل جراحی انجام دادیم.

324
00:25:07,963 --> 00:25:09,798
‫بهترین کار برای ما، تنها امیدمون

325
00:25:09,882 --> 00:25:11,967
‫اینه که هویت‌مون رو تغییر بدیم.

326
00:25:12,009 --> 00:25:15,804
‫غیبمون بزنه و کسی نَمونه که چیزی دربارۀ ما بدونه.

327
00:25:22,060 --> 00:25:23,145
‫منظورت چیه؟

328
00:25:27,149 --> 00:25:28,275
‫نه.

329
00:25:28,609 --> 00:25:30,360
‫اونا جفتمون رو میندازن زندان.

330
00:25:30,444 --> 00:25:33,781
‫من ۱۵ سال از عمرم رو صرف این نکردم...

331
00:25:33,864 --> 00:25:35,365
‫که زندگی‌ت رو بهت برگردونم...

332
00:25:35,449 --> 00:25:38,410
‫و بعد ببینم داری گوشۀ زندان می‌پوسی.

333
00:25:39,203 --> 00:25:40,746
‫متأسفم، آگدن.

334
00:25:40,829 --> 00:25:44,249
‫از اولش هم بهای جون تو،
‫جون اون بود.

335
00:25:51,715 --> 00:25:53,425
‫خودم انجامش می‌دم.

336
00:25:54,051 --> 00:25:56,970
‫- آگدن...
‫- بعد از این‌همه مکافاتی که ما دو نفر کشیدیم

337
00:25:57,054 --> 00:26:01,809
‫باید باهاش چشم‌تو‌چشم بشم،
‫مثل دوتا سرباز.

338
00:26:03,894 --> 00:26:05,354
‫باشه.

339
00:26:27,626 --> 00:26:30,254
‫حس یه پسر‌بچه توی صبح کریسمس رو دارم.

340
00:26:31,338 --> 00:26:34,967
‫اگه این دکتره بتونه
‫اسم تک‌تک آدمای جهش‌یافتۀ اون اردوگاه رو بهمون بده،

341
00:26:35,050 --> 00:26:37,302
‫ارتشی می‌سازیم که هیچ‌کس نمی‌تونه جلوشو بگیره.

342
00:26:37,886 --> 00:26:40,472
‫حتی اون عنکبوت لعنتی.

343
00:26:41,181 --> 00:26:43,183
‫بابت عذابی که به تو دادن...

344
00:26:44,601 --> 00:26:46,228
‫پشیمون می‌شن.

345
00:27:49,291 --> 00:27:50,542
‫آه...

346
00:27:55,672 --> 00:27:56,965
‫نزن.

347
00:28:03,388 --> 00:28:04,598
‫آگدن؟

348
00:28:04,681 --> 00:28:06,183
‫حق با تو بود.

349
00:28:06,266 --> 00:28:08,185
‫اون منو فرستاد تا بکُشمت.

350
00:28:08,977 --> 00:28:10,645
‫ولی تو جون منو نجات دادی.

351
00:28:10,937 --> 00:28:13,523
‫حداقل کاری که می‌تونم بکنم اینه
‫که سعی کنم جون تو رو نجات بدم.

352
00:28:14,608 --> 00:28:17,903
‫فقط بهم قول بده بهش آسیبی نمی‌رسونی.

353
00:28:18,695 --> 00:28:20,781
‫اون کسی که اسلحه دستشه من نیستم.

354
00:28:21,281 --> 00:28:23,567
‫اون کسی که قدرت‌های عنکبوتی داره من نیستم.

355
00:28:23,617 --> 00:28:27,579
‫من فقط می‌خوام برم خونه.

356
00:28:30,874 --> 00:28:32,250
‫بیا ببرمت خونه.

357
00:28:55,482 --> 00:28:58,193
‫این درها هِی دارن بزرگ و بزرگ‌تر می‌شن.

358
00:29:14,459 --> 00:29:15,418
‫به‌به!

359
00:29:16,336 --> 00:29:17,504
‫آقا رو ببین!

360
00:29:17,587 --> 00:29:19,256
‫فوق‌العاده‌ست. واقعاً فوق‌العاده‌ست.

361
00:29:19,339 --> 00:29:20,799
‫برگشتی!

362
00:29:20,882 --> 00:29:22,384
‫برنامه‌ت چیه؟

363
00:29:23,093 --> 00:29:23,794
‫جانم؟

364
00:29:23,844 --> 00:29:25,303
‫خب، حالا که زندگی‌ت رو پس گرفتی،

365
00:29:25,387 --> 00:29:28,473
‫می‌خوای باهاش چی‌کار کنی، کک‌مکی؟

366
00:29:29,182 --> 00:29:31,017
‫نمی‌دونم.

367
00:29:31,101 --> 00:29:32,727
‫آممم... من...

368
00:29:32,811 --> 00:29:34,688
‫اون‌قدر برای مُردن آماده بودم که

369
00:29:34,771 --> 00:29:37,232
‫خیلی به اینکه چطور زندگی کنم فکر نکردم.

370
00:29:37,274 --> 00:29:38,400
‫حالت خوبه؟

371
00:29:38,483 --> 00:29:39,818
‫امروز چه روزیه؟

372
00:29:39,901 --> 00:29:41,361
‫- جانم؟
‫- روز، روز!

373
00:29:41,444 --> 00:29:42,862
‫امروز چه روزیه؟

374
00:29:42,946 --> 00:29:44,990
‫دوشنبه. دوشنبه بعدازظهر.

375
00:29:45,073 --> 00:29:46,449
‫گندش بزنن.

376
00:29:46,533 --> 00:29:48,285
‫رابی دنبال جایزۀ پولیتزرشه.

377
00:29:48,368 --> 00:29:49,953
‫آدرس آزمایشگاه رو چاپ کرده.

378
00:29:50,036 --> 00:29:51,538
‫الاناست که برسن اینجا.

379
00:29:57,669 --> 00:29:59,379
‫فکر می‌کنی چند نفر باشن؟

380
00:29:59,671 --> 00:30:00,830
‫دقیق نمی‌شه گفت.

381
00:30:00,880 --> 00:30:02,591
‫ده‌ها نفر از ما توی اون اردوگاه بودن.

382
00:30:02,632 --> 00:30:05,594
‫فکر کنم خیلی‌هاشون تونستن برگردن نیویورک.

383
00:30:05,635 --> 00:30:07,887
‫این سال‌ها هر کسی به مشکلی خورده باشه،

384
00:30:07,929 --> 00:30:09,556
‫بالأخره آخرش اومده پیش دکتر فابر.

385
00:30:09,639 --> 00:30:10,932
‫[آزمایشگاه]

386
00:30:33,788 --> 00:30:34,531
‫خوبی؟

387
00:30:34,581 --> 00:30:36,291
‫از ظاهرم معلوم نیست؟ خوبم دیگه.

388
00:30:37,000 --> 00:30:37,876
‫اوه.

389
00:30:37,959 --> 00:30:40,128
‫قرمز آلبالویی. رنگ موردعلاقه‌م.

390
00:30:45,592 --> 00:30:47,927
‫برو بالا و از اونجا در رد شو.

391
00:30:50,930 --> 00:30:52,140
‫تو نمیای؟

392
00:30:53,892 --> 00:30:55,101
‫تنها نمی‌ذارمش.

393
00:30:56,353 --> 00:30:58,188
‫تو حریف اونا نمی‌شی.

394
00:30:58,772 --> 00:31:00,315
‫احتمالاً حق با تو باشه.

395
00:31:02,567 --> 00:31:04,194
‫ولی اون مادرمه.

396
00:31:17,832 --> 00:31:19,626
‫[پادزهر]

397
00:31:27,509 --> 00:31:28,718
‫پاشو ببینم.

398
00:31:29,886 --> 00:31:31,471
‫چیه، دکتر؟

399
00:31:31,513 --> 00:31:33,389
‫انگار از دیدن ما خیلی ذوق نکردی.

400
00:31:33,431 --> 00:31:35,016
‫ببخشید، فقط غافلگیر شدم.

401
00:31:35,100 --> 00:31:36,434
‫چون آزمایشگاه مخفی‌ت

402
00:31:36,518 --> 00:31:38,019
‫دیگه مخفی نیست؟

403
00:31:38,061 --> 00:31:39,054
‫[آزمایشگاه مخفی هیولاها]

404
00:31:39,104 --> 00:31:40,805
‫پس ما هیولاییم،

405
00:31:40,855 --> 00:31:41,981
‫آره؟

406
00:31:42,690 --> 00:31:43,900
‫عجب تشکیلاتی

407
00:31:43,942 --> 00:31:45,318
‫این پایین راه انداختی.

408
00:31:45,360 --> 00:31:48,063
‫فقط یه دیگ جوشان و دوتا جادوگر کم داره.

409
00:31:48,113 --> 00:31:50,073
‫توی اون مقاله نوشته
‫تو این بلا رو سر ما آوردی.

410
00:31:50,115 --> 00:31:53,118
‫نه، اصلاً. اتفاقاً برعکس.

411
00:31:53,159 --> 00:31:55,286
‫- دروغگو، دروغگو!
‫- خیلی‌خب.

412
00:31:55,328 --> 00:31:57,372
‫آروم باشید، دوستان.

413
00:31:58,873 --> 00:32:01,793
‫حالا با هم یه گپی می‌زنیم.
‫[پادزهر]

414
00:32:01,876 --> 00:32:03,294
‫مثل آدم‌های متشخص.

415
00:32:03,378 --> 00:32:04,879
‫- مگه نه، دکتر؟
‫- معلومه.

416
00:32:04,963 --> 00:32:07,132
‫از آشنایی‌تون خیلی خوشوقتم، دکتر.

417
00:32:07,215 --> 00:32:09,259
‫- می‌دونی من کی‌ام؟
‫- بله.

418
00:32:09,342 --> 00:32:11,970
‫خوبه. حالا به بچه‌ها بگو که کارِت...

419
00:32:12,053 --> 00:32:13,972
‫- هیولا ساختن نیست.
‫- نه.

420
00:32:14,055 --> 00:32:17,642
‫نه. تنها کاری که من همیشه سعی کردم بکنم
‫کمک به شماها بوده.

421
00:32:17,725 --> 00:32:20,144
‫- به تک‌تک‌تون.
‫- ببینم، آگیِ پیر چطوره، هان؟

422
00:32:20,228 --> 00:32:23,189
‫بالأخره گور به گور شد یا نه؟

423
00:32:23,982 --> 00:32:25,149
‫متأسفانه بله.

424
00:32:25,650 --> 00:32:28,812
‫خب، این دوست‌های من می‌گن که تو...

425
00:32:28,862 --> 00:32:30,363
‫بیماری‌های مختلفشون رو درمان کردی.

426
00:32:30,655 --> 00:32:35,451
‫کنجکاوم بدونم
‫که بازم افرادی مثل اینا هست یا نه.

427
00:32:36,327 --> 00:32:38,121
‫بله.

428
00:32:38,204 --> 00:32:40,373
‫همین الان می‌تونم ببرمتون پیششون.

429
00:32:40,748 --> 00:32:43,751
‫عه، اونا اینجان؟ چه بهتر.

430
00:32:44,043 --> 00:32:46,004
‫بیفت جلو، عزیزم.

431
00:33:43,019 --> 00:33:44,437
‫خدای من.

432
00:33:57,325 --> 00:33:58,868
‫اینا دیگه چیه؟

433
00:34:00,286 --> 00:34:02,538
‫- همه‌شون مُردن؟
‫- من تمام تلاشم رو کردم،

434
00:34:02,580 --> 00:34:04,540
‫ولی قبل از اینکه راهی برای نجاتشون پیدا کنم،

435
00:34:04,582 --> 00:34:06,334
‫در برابر جهش‌هاشون تسلیم شدن.

436
00:34:06,417 --> 00:34:08,669
‫بعد انداختی‌شون توی شیشه؟
‫مثل یه مشت عجیب‌الخلقه؟

437
00:34:08,753 --> 00:34:11,005
‫- نه، اون...
‫- این جانی‌ـه.

438
00:34:13,591 --> 00:34:15,218
‫«جانی فورته».

439
00:34:31,984 --> 00:34:33,986
‫[رایلی، کبد]

440
00:34:44,247 --> 00:34:45,623
‫تو هیچ‌وقت به ما اهمیت ندادی.

441
00:34:45,665 --> 00:34:47,166
‫اصلاً این‌طور نیست.

442
00:34:47,208 --> 00:34:49,118
‫می‌دونی این‌جوری زندگی کردن
‫چه حسی داره؟

443
00:34:49,168 --> 00:34:50,745
‫- لطفاً یه لحظه...
‫- اینکه بدنمون همزمان

444
00:34:50,795 --> 00:34:52,171
‫هم قوی‌تر باشه و هم ضعیف‌تر؟

445
00:34:52,213 --> 00:34:54,207
‫- و دنیا بهمون بگه هیولا.
‫- خواهش می‌کنم گوش بدید.

446
00:34:54,257 --> 00:34:57,176
‫من بالأخره راهش رو پیدا کردم.

447
00:34:57,260 --> 00:35:01,305
‫بهتون قول می‌دم می‌تونم به همه‌تون کمک کنم،
‫فقط باید بهم اجازه بدید.

448
00:35:01,347 --> 00:35:02,974
‫کمکمون کنی؟

449
00:35:03,057 --> 00:35:05,059
‫منظورت همون‌جوریه که به اونا کمک کردی؟

450
00:35:05,518 --> 00:35:07,770
‫این مردها همرزم‌های ما بودن.

451
00:35:07,854 --> 00:35:09,313
‫برادرهای ما بودن.

452
00:35:09,397 --> 00:35:11,732
‫ما دوشادوش این مردها جنگیدیم.

453
00:35:11,816 --> 00:35:14,318
‫کنار این مردها زجر کشیدیم.

454
00:35:27,748 --> 00:35:28,783
‫صبر کن ببینم...

455
00:35:28,833 --> 00:35:30,168
‫من تو رو می‌شناسم.

456
00:35:31,752 --> 00:35:33,462
‫با هم توی یه سلول بودیم.

457
00:35:34,589 --> 00:35:36,549
‫من نگهبان رو گرفتم،

458
00:35:36,632 --> 00:35:38,050
‫تو چاقو رو فرو کردی.

459
00:35:41,012 --> 00:35:43,097
‫کسی به من شلیک نمی‌کنه، کثافتِ عوضی.

460
00:35:45,600 --> 00:35:47,310
‫دِرک، بس کن! چی‌کار می‌کنی؟

461
00:35:49,812 --> 00:35:51,606
‫ولم کن.

462
00:36:02,867 --> 00:36:04,360
‫اینجا چیز به‌دردبخوری برامون نیست.

463
00:36:04,410 --> 00:36:05,828
‫بیاید بریم.

464
00:36:09,498 --> 00:36:13,628
‫باید یاد بگیری یه‌کم خودت رو کنترل کنی، پسرجان.

465
00:36:24,597 --> 00:36:25,431
‫- هی.
‫- هوم؟

466
00:36:25,514 --> 00:36:28,301
‫- یه آشغالی لای دندونته.
‫- عه، نه.

467
00:36:28,351 --> 00:36:30,436
‫- مثل احمق‌ها به نظر میام.
‫- آره، شبیه کودن‌ها شدی.

468
00:36:30,478 --> 00:36:32,355
‫یه ساعت با اون جماعت توی ماشین بودم.

469
00:36:32,396 --> 00:36:34,098
‫- حالا گاز نگیری انگشتمو.
‫- فکر می‌کنی دیدن؟

470
00:36:34,148 --> 00:36:36,400
‫آره. همین‌جاست.

471
00:36:36,484 --> 00:36:38,402
‫- آره.
‫- درش آوردی؟

472
00:36:38,444 --> 00:36:40,313
‫می‌دونی، بچه که بودم دوست داشتم
‫دندون‌پزشک بشم.

473
00:36:40,363 --> 00:36:42,531
‫- جدی؟
‫- آره. تمومه.

474
00:36:43,199 --> 00:36:46,160
‫خدایا! اون دیگه چه کوفتی بود؟

475
00:37:22,571 --> 00:37:24,573
‫[پادزهر]

476
00:37:28,119 --> 00:37:34,583
‫«ترجمه از محمد سید»