1
00:00:01,126 --> 00:00:06,089
‫«ترجمه از رضا فتحی»

2
00:00:06,131 --> 00:00:08,216
‫[آنچه گذشت...]

3
00:00:08,216 --> 00:00:09,509
‫- دارم از شهر می‌رم.
‫- باورم نمی‌شه.

4
00:00:09,509 --> 00:00:10,593
‫واقعاً برات خوشحالم.

5
00:00:10,635 --> 00:00:11,845
‫قضیه‌ی وینستون رو می‌دونم.

6
00:00:11,928 --> 00:00:13,013
‫می‌دونم براش پاپوش دوختی،

7
00:00:13,096 --> 00:00:14,514
‫و می‌دونم به خاطر اون این کار رو کردی.

8
00:00:14,514 --> 00:00:15,598
‫به رئیس نگفتم چون...

9
00:00:15,640 --> 00:00:16,766
‫جفتتون رو می‌کشت.

10
00:00:16,766 --> 00:00:20,353
‫هر چهار سال یه بار، من تصمیم می‌گیرم
‫کی روی اون صندلی بشینه.

11
00:00:20,437 --> 00:00:23,273
‫همین‌طوری می‌ری سراغ نفر بعدی
‫و انتظار داری منم بی‌سروصدا بکشم کنار؟

12
00:00:23,356 --> 00:00:24,691
‫این جهش‌یافتگیم داره من رو...

13
00:00:24,733 --> 00:00:26,276
‫با سرعت نور پیر می‌کنه.

14
00:00:26,276 --> 00:00:27,444
‫دکتر فابر...

15
00:00:27,652 --> 00:00:30,071
‫آخرین شانس من برای زنده‌موندنه.

16
00:00:30,155 --> 00:00:32,198
‫- من کجام؟
‫- آزمایشگاه خصوصی من.

17
00:00:32,282 --> 00:00:33,950
‫اگه آروم باشی و بذاری کارم رو بکنم،

18
00:00:34,034 --> 00:00:35,618
‫همه‌چیز خیلی راحت‌تر پیش می‌ره.

19
00:00:35,702 --> 00:00:38,455
‫من معتقدم هر فرآیندی که باعث شده این جهش

20
00:00:38,538 --> 00:00:40,957
‫در بدن شما تثبیت بشه،

21
00:00:41,041 --> 00:00:42,667
‫می‌تونه برای درمان کامل...

22
00:00:42,751 --> 00:00:45,253
‫بقیه‌ی جهش‌ها هم شبیه‌سازی بشه

23
00:00:45,336 --> 00:00:47,338
‫اوه!

24
00:00:47,422 --> 00:00:48,548
‫خیلی خوشگله،

25
00:00:48,631 --> 00:00:50,216
‫همون دختری که بهم گفت چطوری پیدات کنم.

26
00:00:50,300 --> 00:00:51,217
‫کت.

27
00:00:51,301 --> 00:00:53,762
‫کنجکاوم بدونم بازم مثل اینا هست یا نه.

28
00:00:53,845 --> 00:00:56,806
‫- خدایا.
‫- این آدما هم‌رزم‌های خودمون بودن.

29
00:00:58,641 --> 00:01:00,101
‫اینجا هیچی برای ما نیست.

30
00:01:00,185 --> 00:01:01,811
‫تو دلت می‌خواست درمان بشی؟

31
00:01:01,895 --> 00:01:03,563
‫عنکبوت هیچ‌وقت قهرمان نبود.

32
00:01:03,646 --> 00:01:05,607
‫فقط به خاطر هیجانش این کار رو می‌کردم.

33
00:01:05,690 --> 00:01:07,233
‫شاید اون موقع نبودی،

34
00:01:07,317 --> 00:01:10,361
‫ولی هنوز وقت داری که به یه قهرمان تبدیل بشی.

35
00:01:27,212 --> 00:01:28,379
‫- فلینت، خواهش می‌کنم.
‫- نیا جلو!

36
00:01:41,434 --> 00:01:43,353
‫دیگه چی اینجا برامون مونده؟

37
00:01:43,436 --> 00:01:45,814
‫روبی که رفت، کار فلینت هم از کار گذشته.

38
00:01:45,855 --> 00:01:47,398
‫ما دنبال هیچ و پوچیم.

39
00:01:48,650 --> 00:01:50,026
‫ولی من و تو می‌تونستیم کنار هم باشیم.

40
00:01:50,193 --> 00:01:50,985
‫اگه بهت بگم...

41
00:01:51,820 --> 00:01:53,404
‫قول می‌دی بهش آسیبی نرسونی؟

42
00:02:04,249 --> 00:02:05,375
‫یه نوشیدنی می‌خوام.

43
00:02:06,960 --> 00:02:08,294
‫عجب طنزی.

44
00:02:09,295 --> 00:02:13,091
‫یه آدم بازار نوشیدنی
‫یه شهر هفت میلیون نفری رو کنترل می‌کنه،

45
00:02:13,174 --> 00:02:16,803
‫ولی بازم گلوی خودم مثل یه شتر توی طوفان شن خشکه.

46
00:02:18,096 --> 00:02:19,848
‫توی آزمایشگاه چه خبر بود؟

47
00:02:19,931 --> 00:02:21,391
‫چیز جالبی پیدا کردین؟

48
00:02:21,474 --> 00:02:22,517
‫آره.

49
00:02:22,600 --> 00:02:23,935
‫یه عالمه سرباز مرده.

50
00:02:24,018 --> 00:02:25,562
‫که بعضیاشون دوست‌های قدیمیمون بودن.

51
00:02:28,898 --> 00:02:31,860
‫خانم دکترِ مهربون داشت توی زیرزمینش هیولا می‌ساخت.

52
00:02:32,569 --> 00:02:34,612
‫اگه از من می‌پرسی، یه کثافت‌کاریِ به تمام معنا بود.

53
00:02:37,448 --> 00:02:38,950
‫همین؟

54
00:02:40,535 --> 00:02:43,830
‫هیچی جز یه مشت گوشت تو شیشه‌های بزرگ نداشت،

55
00:02:43,913 --> 00:02:45,290
‫واسه همین اونجا رو آتیش زدیم.

56
00:02:46,374 --> 00:02:48,001
‫اونجا رو آتیش زدید؟

57
00:02:48,084 --> 00:02:49,711
‫با خاک یکسانش کردیم.

58
00:02:49,794 --> 00:02:51,379
‫واسه تو چه اهمیتی داره؟

59
00:02:55,508 --> 00:02:56,968
‫راست می‌گی.

60
00:02:57,051 --> 00:02:59,888
‫چرا باید برام مهم باشه که یه دانشمند دیوونه
‫داره کهنه‌سربازها رو می‌کشه؟

61
00:02:59,971 --> 00:03:02,599
‫من فقط یه دختر خوشگلم که دوست داره بخونه و بره وسط.

62
00:03:02,682 --> 00:03:04,058
‫خب، راستش خیلی وقت‌ها آرزو می‌کردم کاش اینطوری بودی.

63
00:03:04,142 --> 00:03:06,644
‫نه، اینطور نیست. بعدِ شش ماه ازم خسته می‌شدی.

64
00:03:11,900 --> 00:03:13,526
‫یه نوشیدنی دیگه؟

65
00:03:13,610 --> 00:03:15,486
‫مگه می‌شه نه بگم؟

66
00:03:20,158 --> 00:03:21,492
‫که چی بشه؟

67
00:03:21,576 --> 00:03:25,038
‫بهترین نوشیدنی رو می‌خوری،
‫بهترین ماشین رو می‌رونی،

68
00:03:25,121 --> 00:03:26,456
‫صاحب بهترین کافه ای.

69
00:03:27,457 --> 00:03:28,875
‫دیگه واسه چی می‌جنگی؟

70
00:03:29,751 --> 00:03:31,961
‫خود جنگیدن مهمه.

71
00:03:33,922 --> 00:03:36,049
‫همینه که به نوشیدنی مزه می‌ده.

72
00:03:37,258 --> 00:03:39,177
‫به کافه حس خطر می‌ده.

73
00:03:40,178 --> 00:03:44,140
‫به هر حال، یه تشکر هم به شهردار بدهکارم.

74
00:03:44,224 --> 00:03:47,560
‫وقتی اون عوضی رو چال کردم،
‫حتماً روی قبرش گل می‌فرستم.

75
00:03:50,396 --> 00:03:52,523
‫ولی شما پسرها کار دارید.

76
00:03:52,607 --> 00:03:54,192
‫حالا که دکتر از سر راه برداشته شده،

77
00:03:54,275 --> 00:03:55,777
‫می‌دونیم اوضاع از چه قراره. شما سه‌تا...

78
00:03:55,860 --> 00:03:57,362
‫در برابر یک نفر شهردارید.

79
00:03:57,445 --> 00:04:00,323
‫پس برید و غارت کنید.

80
00:04:00,406 --> 00:04:02,325
‫یه کم آشوب و بلوا به پا کنید.

81
00:04:02,408 --> 00:04:04,410
‫قلک شهردار رو خالی کنید.

82
00:04:04,494 --> 00:04:05,703
‫برای هادسون رأی بخرید.

83
00:04:05,787 --> 00:04:09,582
‫وقتشه به اون سیاستمدارِ عوضی نشون بدیم کی واقعاً رئیسه.

84
00:04:15,046 --> 00:04:16,923
‫عاشق این قضیه‌ای، خودتم می‌دونی.

85
00:05:45,511 --> 00:05:48,222
‫[شهردار آلفرد موریس را دوباره انتخاب کنید]
‫[من به شما ایمان دارم]

86
00:05:48,264 --> 00:05:49,849
‫[آلفرد موریس برای شهرداری، شهر نیویورک]

87
00:05:59,025 --> 00:06:01,152
‫دا، دا، دا، دا...

88
00:06:01,235 --> 00:06:04,864
‫می‌بینی، خب این... این جای قشنگیه.

89
00:06:08,951 --> 00:06:12,705
‫اوه، نه. اوه، نه، پسرهای آبی‌پوش اومدن.

90
00:06:12,789 --> 00:06:14,332
‫اوه، نه.

91
00:06:15,875 --> 00:06:18,086
‫هی، این رو می‌بینی؟

92
00:06:20,421 --> 00:06:21,422
‫خب، رفقا،

93
00:06:21,506 --> 00:06:23,007
‫معمولاً بابت...

94
00:06:23,091 --> 00:06:25,218
‫همچین مزاحمتی عذرخواهی می‌کنم،

95
00:06:25,301 --> 00:06:28,054
‫ولی امروز احتمالاً بهترین روزِ...

96
00:06:28,137 --> 00:06:31,557
‫زندگی‌های حقیر و بدبختانه‌ی شماست.

97
00:06:34,477 --> 00:06:36,771
‫چی؟ تشویق نمی‌کنین؟

98
00:06:36,854 --> 00:06:38,356
‫هوم.

99
00:06:45,571 --> 00:06:47,115
‫تو مسئول اینجایی؟

100
00:06:51,452 --> 00:06:52,912
‫کسی خونه نیست؟

101
00:06:55,123 --> 00:06:58,042
‫آقای نوبل رئیس این دفترن،

102
00:06:58,126 --> 00:07:00,044
‫ولی من می‌تونم توی هر کاری که دارین کمکتون کنم.

103
00:07:00,128 --> 00:07:01,462
‫هوم.

104
00:07:01,546 --> 00:07:03,756
‫مطمئنم می‌تونی عزیزم.

105
00:07:03,840 --> 00:07:06,259
‫- هی.
‫- هی، آروم باش.

106
00:07:07,051 --> 00:07:09,137
‫ما فقط داریم حس می‌گیریم.

107
00:07:09,220 --> 00:07:11,139
‫- مگه نه...
‫- آلیس.

108
00:07:11,222 --> 00:07:13,099
‫- آلیس.
‫- و من اصلاً از تو نمی‌ترسم.

109
00:07:13,141 --> 00:07:14,100
‫خب، بهتره بترسی.

110
00:07:14,142 --> 00:07:15,309
‫- بکش عقب.
‫- اوه.

111
00:07:17,603 --> 00:07:18,855
‫باشه، آلیس.

112
00:07:19,856 --> 00:07:22,275
‫حالا، اگه بهمون نشون بدی
‫شهردار پول‌هاش رو کجا نگه می‌داره،

113
00:07:22,358 --> 00:07:24,068
‫خیلی ممنونت می‌شیم.

114
00:07:28,906 --> 00:07:31,242
‫خدایا، یه کم وقت آزاد می‌خوام، رفقا. بریم.

115
00:07:31,325 --> 00:07:33,077
‫هی آلیس، خودت که می‌دونی قانون چیه.

116
00:07:33,161 --> 00:07:34,579
‫هیچ‌کس نباید بیاد این پشت...

117
00:07:34,662 --> 00:07:36,873
‫آلیس رو سرزنش نکن. ایده ما بود.

118
00:07:39,375 --> 00:07:41,294
‫اوه، نگاهش کن، نگاهش کن.

119
00:07:41,377 --> 00:07:44,130
‫اشکالی که نداره ما یه کم از اینا رو برداریم، مگه نه؟

120
00:07:44,213 --> 00:07:46,591
‫نه؟ خوبه.

121
00:07:46,674 --> 00:07:49,051
‫ما قراره این ثروت رو بین مردم نیویورک پخش کنیم.

122
00:07:49,135 --> 00:07:51,304
‫هی دِرک. بیا بریم سر کارمون.

123
00:07:52,388 --> 00:07:55,516
‫اوه، و وقتی دیدیش،

124
00:07:55,600 --> 00:07:57,935
‫به دوستِ سرشناسمون موریس بگو...

125
00:07:58,019 --> 00:08:01,314
‫بهش بگو سیلورمین سلام رسوند.

126
00:08:04,150 --> 00:08:05,776
‫خیلی ممنون.

127
00:08:07,695 --> 00:08:08,905
‫خداحافظ.

128
00:08:11,616 --> 00:08:13,367
‫ترسیدی؟

129
00:08:14,368 --> 00:08:15,745
‫آره، ترسیدی.

130
00:08:21,417 --> 00:08:24,086
‫بیا تو.

131
00:08:26,172 --> 00:08:27,965
‫تو رئیسم و کارم رو ازم گرفتی.

132
00:08:28,049 --> 00:08:29,258
‫چی رو فراموش کردی؟

133
00:08:30,885 --> 00:08:32,887
‫دارم شوخی می‌کنم.

134
00:08:32,970 --> 00:08:35,431
‫واقعاً برای جفتتون خوشحالم. از ته دل.

135
00:08:37,850 --> 00:08:39,769
‫- چی شده؟
‫- اون رو دیدی؟

136
00:08:40,853 --> 00:08:42,897
‫منظورت... منظورت چیه؟
‫قرار بود پیش تو باشه.

137
00:08:42,980 --> 00:08:44,899
‫- اصلاً پیداش نشد.
‫- چی؟

138
00:08:44,982 --> 00:08:46,609
‫چند روز گذشته.

139
00:08:47,860 --> 00:08:50,571
‫و تازه الان داری دنبالش می‌گردی؟

140
00:08:51,572 --> 00:08:53,032
‫راستش، نمی‌دونم تو چطوری هستی،

141
00:08:53,115 --> 00:08:54,700
‫ولی وقتی مردها من رو می‌کارن، معمولاً نمی‌رم...

142
00:08:54,784 --> 00:08:56,744
‫اوه خدایا، آره. گرفتم چی می‌گی.

143
00:08:59,830 --> 00:09:01,666
‫نوشیدنی می‌خوری؟

144
00:09:01,749 --> 00:09:03,543
‫احتمالاً یه بطری هنوز یه گوشه‌ای پیدا می‌شه.

145
00:09:03,626 --> 00:09:04,961
‫نه، ممنون.

146
00:09:07,964 --> 00:09:09,632
‫آخرین بار کِی ازش خبر داشتی؟

147
00:09:09,715 --> 00:09:12,760
‫شنبه بعدازظهر.

148
00:09:12,843 --> 00:09:15,555
‫با یه پاکت پر از پول پیداش شد.

149
00:09:15,638 --> 00:09:17,390
‫- این...
‫- چیه؟

150
00:09:19,767 --> 00:09:21,310
‫فقط...

151
00:09:21,394 --> 00:09:23,479
‫بن دقیقاً آدمی نیست که راحت پول خرج کنه.

152
00:09:23,563 --> 00:09:25,314
‫یعنی می‌گی خسیسه؟

153
00:09:25,398 --> 00:09:28,609
‫می‌گم بهش نمی‌خوره یه عالمه پول بده دست من،

154
00:09:28,651 --> 00:09:30,236
‫مگه اینکه واقعاً در موردش فکر کرده باشه.

155
00:09:30,236 --> 00:09:33,114
‫خب، مردها بعضی وقتا جا می‌زنن.

156
00:09:34,657 --> 00:09:35,992
‫نه.

157
00:09:36,993 --> 00:09:39,620
‫نه، اگه فکر می‌کردی قضیه اینه، الان اینجا نبودی.

158
00:09:40,705 --> 00:09:42,123
‫تو خیلی مغرورتر از این حرف‌هایی.

159
00:09:43,249 --> 00:09:45,251
‫پس، کار کیه؟

160
00:09:45,334 --> 00:09:46,877
‫سیلورمین؟

161
00:09:46,961 --> 00:09:48,421
‫موریس؟

162
00:09:48,504 --> 00:09:50,881
‫دکتر؟ هر وقت نزدیک شدم بهم بگو.

163
00:09:50,965 --> 00:09:54,385
‫نزدیک هستی، ولی منم بیشتر از این نمی‌دونم.

164
00:09:59,348 --> 00:10:01,517
‫دیلی بیوگل، لطفاً.

165
00:10:01,601 --> 00:10:03,185
‫رابی رابرتسون.

166
00:10:04,437 --> 00:10:07,231
‫بعد زنگ نزد یا به هر شکلی پیغامی چیزی نذاشت؟

167
00:10:08,232 --> 00:10:10,610
‫آره، بهش بگید جنت زنگ زد.
‫خودش می‌دونه چطور پیدام کنه.

168
00:10:10,693 --> 00:10:12,820
‫باشه، ممنون.

169
00:10:19,660 --> 00:10:21,412
‫گوش کن، اون مثل گربه می‌مونه...

170
00:10:21,495 --> 00:10:24,332
‫اگه چیزی شنیدی، می‌تونی توی «آلکاو» پیدام کنی.

171
00:10:24,415 --> 00:10:25,499
‫باشه.

172
00:10:25,583 --> 00:10:27,543
‫- ممنون.
‫- خواهش می‌کنم.

173
00:10:37,261 --> 00:10:39,263
‫لعنت بهش، بن، کجایی؟

174
00:10:40,806 --> 00:10:42,516
‫دیلی بیوگل، لطفاً.

175
00:10:51,525 --> 00:10:55,112
‫راجع به ماهیچه‌های عنکبوت چیزی می‌دونی ایمون؟

176
00:10:55,196 --> 00:10:56,405
‫نه.

177
00:10:57,406 --> 00:10:59,325
‫خب، برای اینه که اصلاً ماهیچه ندارن.

178
00:10:59,825 --> 00:11:01,494
‫اونا با یه سیستم هیدرولیکی کار می‌کنن،

179
00:11:01,577 --> 00:11:04,872
‫برای حرکت دادن پاهاشون مایع پمپاژ می‌کنن، یه جورهایی.

180
00:11:04,955 --> 00:11:08,542
‫دست و پاهاشون بیشتر شبیه نِی می‌مونه.

181
00:11:08,626 --> 00:11:10,544
‫دقیقاً مثل سوتک‌های تولد!

182
00:11:14,048 --> 00:11:15,716
‫ولی اون من رو دوست نداشت.

183
00:11:15,800 --> 00:11:16,926
‫عیبی نداره.

184
00:11:18,052 --> 00:11:19,720
‫هیچ‌کس مجبور نیست کسی رو دوست داشته باشه.

185
00:11:19,804 --> 00:11:22,848
‫ولی اینکه اونطوری از پشت بهم خنجر بزنه؟

186
00:11:22,932 --> 00:11:25,601
‫اونم با دکتر. اون دیگه چه کوفتی بود؟

187
00:11:25,685 --> 00:11:28,145
‫یعنی... اون بدتر از خیانته،

188
00:11:28,229 --> 00:11:31,649
‫اون نمک زدن به زخم آدمه.

189
00:11:31,732 --> 00:11:33,484
‫هوم.

190
00:11:34,485 --> 00:11:37,154
‫ولی ایمون، دارم از بحث دور می‌شم،

191
00:11:37,238 --> 00:11:39,990
‫چون دقیقاً همینجا کف دستم،

192
00:11:40,074 --> 00:11:41,909
‫پادزهرِ...

193
00:11:41,992 --> 00:11:43,953
‫تمام مشکلاتم رو دارم.

194
00:11:44,036 --> 00:11:46,914
‫آره، خب، تو اولین کسی نیستی که این رو فهمیده، رفیق.

195
00:11:46,997 --> 00:11:48,666
‫یه جورایی ما اینطوری کاسبی می‌کنیم دیگه.

196
00:11:48,749 --> 00:11:51,085
‫بازم بریز ایمون.

197
00:11:54,338 --> 00:11:55,589
‫بفرما.

198
00:12:12,231 --> 00:12:15,568
‫دارن از پول کمپین من
‫برای تأمین مالی رقیب لعنتیم استفاده می‌کنن.

199
00:12:17,111 --> 00:12:20,489
‫لطفاً، کمکم کن... کمکم کن بفهمم

200
00:12:20,573 --> 00:12:22,116
‫چطور ممکنه همچین اتفاقی بیفته.

201
00:12:22,199 --> 00:12:24,368
‫یعنی، می‌تونه هر چیزی باشه، هر دلیلی،

202
00:12:24,452 --> 00:12:27,747
‫هر چیزی که من رو روشن کنه که چطوریه که...

203
00:12:27,830 --> 00:12:30,958
‫تو داری به سیلورمین اجازه می‌دی
‫توی شهر من هر غلطی دلش می‌خواد بکنه.

204
00:12:31,041 --> 00:12:33,627
‫منظورت به جز این حقیقته که اون سه تا آدم دور و برش داره

205
00:12:33,711 --> 00:12:37,256
‫که نمی‌شه با روش‌های معمولی جلوشون رو گرفت؟

206
00:12:37,339 --> 00:12:39,633
‫دو تا از پلیس‌های من سعی کردن و با برق خشکشون کرد.

207
00:12:39,717 --> 00:12:43,387
‫این روشنت می‌کنه آقای شهردار؟

208
00:12:44,972 --> 00:12:46,724
‫باشه. می‌دونی چیه؟

209
00:12:46,807 --> 00:12:48,934
‫تموم شد، اینا مال گذشته‌ست.

210
00:12:49,018 --> 00:12:52,813
‫ولی چیزی که می‌خوام بدونم
‫اینه که الان چه برنامه‌ای براش داری.

211
00:12:52,897 --> 00:12:56,525
‫تو رئیس پلیس لعنتیِ این شهری.

212
00:12:56,609 --> 00:12:59,904
‫و اگه نمی‌تونی این قضیه رو درست کنی،
‫یکی رو پیدا می‌کنم که بتونه.

213
00:12:59,987 --> 00:13:02,072
‫راستش، آقای شهردار...

214
00:13:02,156 --> 00:13:04,366
‫فکر نمی‌کنم دیگه مدت زیادی این موقعیت رو داشته باشی،

215
00:13:04,450 --> 00:13:05,868
‫که بتونی کاری بکنی.

216
00:13:09,413 --> 00:13:11,207
‫داری من رو تهدید می‌کنی؟

217
00:13:12,208 --> 00:13:14,293
‫هر جوری دوست داری برداشت کن.

218
00:13:15,294 --> 00:13:16,879
‫ولی بدونِ عنکبوت...

219
00:13:17,671 --> 00:13:21,675
‫تو مثل یه اسب سه‌پایی که داره توی شن روان می‌دوئه.

220
00:13:21,759 --> 00:13:24,136
‫اگه اون اینقدر برات رفیق خوبیه،

221
00:13:24,220 --> 00:13:26,347
‫الان وقتشه که بهش زنگ بزنی.

222
00:13:36,816 --> 00:13:38,609
‫یالا، یالا.

223
00:13:38,692 --> 00:13:40,152
‫اوه!

224
00:13:40,236 --> 00:13:42,112
‫- خیلی خفن بود.
‫- محشر بود.

225
00:13:42,196 --> 00:13:43,989
‫- چقدر گیرمون اومد؟
‫- حداقل صدتا. شاید هم دویست‌تا.

226
00:13:44,073 --> 00:13:45,699
‫این رو ببین.

227
00:13:46,659 --> 00:13:47,827
‫اصلاً بپرسم؟

228
00:13:47,910 --> 00:13:50,037
‫- نه.
‫- آخ، باید می‌دیدی، ایمون.

229
00:13:50,120 --> 00:13:52,331
‫دو تا از اون ابرقهرمان‌ها وایساده بودن سر نبش،

230
00:13:52,414 --> 00:13:53,499
‫اینا رو پرت می‌کردن هوا.

231
00:13:53,582 --> 00:13:55,084
‫فریاد می‌زدن: به هادسون رأی بدین.

232
00:13:55,167 --> 00:13:57,336
‫به هادسون رأی بدین. رفیق، تو همین‌طوری پول بریز هوا،

233
00:13:57,419 --> 00:13:59,046
‫من به خود اهریمن هم رأی می‌دم.

234
00:13:59,129 --> 00:14:00,589
‫اونا صندوق مالی کمپین موریس رو خالی کردن،

235
00:14:00,673 --> 00:14:02,049
‫و هیچ پلیسی هم اون دور و بر نبوده.

236
00:14:02,132 --> 00:14:04,343
‫- عنکبوت چی؟
‫- عنکبوت؟

237
00:14:04,426 --> 00:14:05,719
‫آره، حتماً.

238
00:14:05,803 --> 00:14:07,555
‫بیا دلمون رو برای اون صابون نزنیم.

239
00:14:09,348 --> 00:14:11,433
‫منظورت از این حرف چیه؟

240
00:14:11,517 --> 00:14:13,602
‫آخه، اصلاً دیدیش؟

241
00:14:13,686 --> 00:14:15,813
‫شبیه مامانم بعد از شستن ده تشت لباسه.

242
00:14:15,896 --> 00:14:17,356
‫نمی‌دونم توی این نیم‌دهه گذشته...

243
00:14:17,439 --> 00:14:19,358
‫مشغول چه کاری بوده، ولی این سال‌ها...

244
00:14:19,441 --> 00:14:21,110
‫اصلاً بهش نساخته،
‫این رو می‌تونم بهت بگم.

245
00:14:21,193 --> 00:14:22,695
‫از همون اولش هم اونقدرها عالی نبود.

246
00:14:22,778 --> 00:14:24,113
‫خب، من که دلم براش تنگ نشده بود.

247
00:14:24,196 --> 00:14:25,948
‫احتمالاً فقط برگشته که... می‌دونی،

248
00:14:26,031 --> 00:14:27,658
‫دوباره عکسش بره توی روزنامه‌ها.

249
00:14:27,741 --> 00:14:29,243
‫آره، هیچ فرصتی رو برای عکس گرفتن از دست نمی‌داد،
‫این که معلومه.

250
00:14:29,326 --> 00:14:31,537
‫اون یارو بیشتر از موریس عاشق توجه و شهرته.

251
00:14:31,620 --> 00:14:34,123
‫شاید مرکز توجه بودن رو از دست داده باشه،
‫ولی هیچ وعده غذایی‌ای رو از دست نداده.

252
00:14:34,206 --> 00:14:38,711
‫شاید، شاید، شاید، شاید عنکبوت هم یه آدمیه مثل بقیه.

253
00:14:38,794 --> 00:14:40,796
‫تا حالا به این فکر کردید؟

254
00:14:40,880 --> 00:14:43,007
‫تا حالا با خودتون فکر کردید مشکلات اون چین؟

255
00:14:43,090 --> 00:14:45,551
‫اون توی ساختمون‌های در حال سوختن تاب می‌خوره،
‫مردم رو نجات می‌ده،

256
00:14:45,634 --> 00:14:48,429
‫تا حالا فکر کردید اونم گرما رو حس می‌کنه؟

257
00:14:48,512 --> 00:14:50,347
‫یا غمگین می‌شه؟

258
00:14:50,431 --> 00:14:51,849
‫یا خسته می‌شه؟

259
00:14:51,932 --> 00:14:53,559
‫یا احساس تنهایی می‌کنه؟

260
00:15:00,816 --> 00:15:03,277
‫پسر، ایمون، این یارو رو از کدوم گوری پیدا کردی؟

261
00:15:03,360 --> 00:15:04,612
‫وای، بیچاره من،

262
00:15:04,695 --> 00:15:08,115
‫من عنکبوتم، زندگی خیلی سخته.

263
00:15:08,198 --> 00:15:10,451
‫اوه، به من توی این نقاب کوچولوم نگاه کنید.

264
00:15:10,534 --> 00:15:12,953
‫هی مامانی، من یه عنکبوت گنده‌م...

265
00:15:47,655 --> 00:15:49,865
‫هی، تو... تو عنکبوتی.

266
00:15:59,750 --> 00:16:01,043
‫بیا اینجا ببینم!

267
00:16:05,506 --> 00:16:06,632
‫خوشت میاد، ها؟

268
00:16:06,715 --> 00:16:08,425
‫ها؟

269
00:16:26,318 --> 00:16:28,153
‫هی! هی!

270
00:16:40,457 --> 00:16:42,167
‫دارن لت‌وپارش می‌کنن!

271
00:16:42,251 --> 00:16:44,336
‫اوه، آره، اونا... آره، دارن لت‌وپارش می‌کنن.

272
00:16:44,420 --> 00:16:48,090
‫آدم با خودش فکر می‌کنه
‫اصلاً انرژی‌ای واسه امروز براشون مونده یا نه.

273
00:16:53,554 --> 00:16:55,514
‫تار!

274
00:16:55,597 --> 00:16:57,891
‫تار! تار!
‫

275
00:16:57,975 --> 00:16:59,727
‫تار! تار! تار! تار! تار!

276
00:17:21,040 --> 00:17:22,875
‫ها! هاچاچا!

277
00:17:24,543 --> 00:17:26,462
‫دیدی؟

278
00:17:26,545 --> 00:17:28,338
‫با لگد زدنش و ناک‌اوتش کردن.

279
00:17:28,422 --> 00:17:29,965
‫یالا... اوه!

280
00:17:31,925 --> 00:17:33,135
‫این یکی مهمون من رفیق.

281
00:17:33,218 --> 00:17:36,055
‫غنایم به فاتح می‌رسه، مگه نه؟

282
00:17:36,138 --> 00:17:38,098
‫فوق‌العاده‌ست.

283
00:17:42,144 --> 00:17:43,562
‫اوه، لعنتی.

284
00:17:43,645 --> 00:17:45,606
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

285
00:17:45,689 --> 00:17:47,733
‫جنت من رو فرستاده کل شهر رو دنبالت بگردم.

286
00:17:50,444 --> 00:17:52,613
‫دارم نوشیدنی می‌خورم. به نظرت دارم چیکار می‌کنم؟

287
00:17:52,696 --> 00:17:55,365
‫پاشو بریم. تو نباید با این وضع اینجا باشی.

288
00:17:55,449 --> 00:17:58,285
‫خب، تو نمی‌خوای عنکبوت اینجا باشه،

289
00:17:58,368 --> 00:18:00,829
‫اونا عنکبوت رو نمی‌خوان،
‫و حدس بزن چی شده؟

290
00:18:00,913 --> 00:18:03,707
‫منم عنکبوت رو هیچ‌جا نمی‌خوام.

291
00:18:03,791 --> 00:18:07,044
‫ولی می‌دونی چیه؟ می‌تونم این رو درستش کنم.

292
00:18:09,088 --> 00:18:10,422
‫اون چیه؟

293
00:18:10,506 --> 00:18:14,384
‫این یه معجون کوچیکه که فابر درست کرده.

294
00:18:14,468 --> 00:18:17,846
‫آدم‌های جهش‌یافته رو تبدیل می‌کنه
‫به یه مشت آدم معمولیِ احمق.

295
00:18:17,930 --> 00:18:19,640
‫مثل این دلقک‌ها.

296
00:18:23,143 --> 00:18:25,521
‫- داری چه غلطی می‌کنی؟
‫- دارم خودم رو درمان می‌کنم.

297
00:18:25,604 --> 00:18:27,189
‫- اوه، عمراً.
‫- هی!

298
00:18:27,272 --> 00:18:29,399
‫- پسش بده.
‫- نه.

299
00:18:29,483 --> 00:18:32,236
‫همین الان پسش بده رابی.

300
00:18:32,319 --> 00:18:33,320
‫نه.

301
00:18:34,446 --> 00:18:36,657
‫و می‌دونم که حتی با این وضعی که داری،

302
00:18:36,740 --> 00:18:39,660
‫اگه حس می‌کردی خوردن این کار درستیه،

303
00:18:39,743 --> 00:18:41,703
‫تا الان از دستم قاپیده بودیش و تمومش کرده بودی.

304
00:18:43,122 --> 00:18:46,291
‫باشه. باشه، باشه، خیلی خب، باشه.

305
00:18:47,793 --> 00:18:49,086
‫بیا بریم.

306
00:18:52,131 --> 00:18:55,759
‫و این‌طوری شد که، اون دختره‌ی بی‌وفا...

307
00:18:55,843 --> 00:18:57,594
‫بهم خیانت کرد.

308
00:18:59,096 --> 00:19:01,181
‫آخ، این خیلی سخته رفیق. متأسفم.

309
00:19:03,725 --> 00:19:05,352
‫بقیه چی؟

310
00:19:06,353 --> 00:19:07,980
‫کدوم بقیه؟

311
00:19:09,064 --> 00:19:10,983
‫بقیه مردم نیویورک.

312
00:19:12,025 --> 00:19:14,153
‫تو عاشق یه زن شدی و اون عاشقت نشد.

313
00:19:14,236 --> 00:19:16,405
‫نمی‌فهمم چرا این یعنی کل شهر...

314
00:19:16,488 --> 00:19:18,282
‫باید تنها کسی رو از دست بدن
‫که می‌تونه بهشون کمک کنه.

315
00:19:18,365 --> 00:19:20,492
‫چرا باید برام مهم باشه؟

316
00:19:20,576 --> 00:19:22,744
‫من سال‌ها جونم رو براشون به خطر انداختم و...

317
00:19:23,871 --> 00:19:27,207
‫دقیقاً همون لحظه‌ای
‫که کاری که اونا می‌خوان رو انجام نمی‌دم،

318
00:19:27,291 --> 00:19:29,126
‫ازم متنفر می‌شن.

319
00:19:29,209 --> 00:19:31,044
‫من هیچ‌وقت به خاطرش ازت متنفر نشدم.

320
00:19:32,713 --> 00:19:34,423
‫وقتی تو کشیدی کنار، من همه‌چیزم رو از دست دادم.

321
00:19:34,506 --> 00:19:36,300
‫و من هیچ‌وقت ازت نخواستم که برگردی.

322
00:19:37,301 --> 00:19:38,886
‫چون، ببین، تو رفیقم بودی و من می‌فهمیدم

323
00:19:38,969 --> 00:19:41,096
‫برای قهرمان بودن چه بهایی رو داری می‌پردازی.

324
00:19:42,890 --> 00:19:45,559
‫شاید کلاً اشتباه می‌کردم. شاید...

325
00:19:45,642 --> 00:19:47,603
‫فقط برای اینکه تحسینت کنن این کارها رو می‌کردی.

326
00:19:47,686 --> 00:19:50,063
‫عجب قهرمانی. واقعاً تحت‌تأثیر قرار گرفتم.

327
00:19:50,147 --> 00:19:54,026
‫من... من این کار رو نکردم که قهرمان باشم.

328
00:19:54,109 --> 00:19:57,404
‫این کار رو کردم چون اون موقع...

329
00:19:57,487 --> 00:20:00,365
‫بهم حس خوبی می‌داد، ولی الان دیگه نمی‌ده، باشه؟

330
00:20:00,449 --> 00:20:04,912
‫خب، پس شاید باید به این فکر کنی
‫که چرا بهت حس خوبی می‌داده.

331
00:20:04,995 --> 00:20:06,622
‫و بعدش به این سؤال جواب بده:

332
00:20:06,705 --> 00:20:10,000
‫اگه پادزهر رو بخوری و هیچ کاری نکرده باشی،
‫راحت‌تر می‌خوابی

333
00:20:10,083 --> 00:20:13,837
‫یا اگه بعد از اینکه به درمان
‫لانی و فلینت کمک کردی، بخوریش؟

334
00:20:14,838 --> 00:20:17,216
‫ببین، اون مردها سربازن، درست مثل تو.

335
00:20:17,299 --> 00:20:19,593
‫مردهایی که درست مثل تو دارن زجر می‌کشن.

336
00:20:20,802 --> 00:20:23,972
‫ولی برخلاف تو، اونا قراره بمیرن.

337
00:20:25,682 --> 00:20:28,685
‫پس چی باعث می‌شه
‫تو بیشتر از اونا مستحق این پادزهر باشی؟

338
00:20:28,769 --> 00:20:32,105
‫و چی باعث می‌شه جون تو
‫از اون عوضی‌های توی کافه مهم‌تر باشه؟

339
00:20:34,107 --> 00:20:36,944
‫یه خصومت خونی بین سیلورمین و موریس در جریانه.

340
00:20:37,945 --> 00:20:39,279
‫آدما قراره بمیرن.

341
00:20:40,280 --> 00:20:41,615
‫ولی حدس می‌زنم ارزش نجات دادن ندارن

342
00:20:41,698 --> 00:20:45,702
‫چون دیگه بهت حس خوبی نمی‌دن.

343
00:20:48,872 --> 00:20:50,958
‫پس، اگه قراره این رو بخوری
‫فقط برای اینکه همون بنی باشی

344
00:20:51,041 --> 00:20:54,044
‫که توی پنج سال گذشته بودی، پس راستش رو می‌گم...

345
00:20:55,587 --> 00:20:57,089
‫من واقعاً دلم نمی‌خواد برای دیدنش اینجا باشم.

346
00:20:57,881 --> 00:20:59,549
‫اوه، بی‌خیال.

347
00:20:59,633 --> 00:21:01,969
‫تو از وقتی روبی مرده رفتی توی یه چاه،

348
00:21:02,052 --> 00:21:03,804
‫و هیچ‌وقت دست از کندن زمین برنداشتی.

349
00:21:03,887 --> 00:21:07,057
‫این فرصتته که اون بیل رو بذاری زمین.

350
00:21:09,142 --> 00:21:11,436
‫تو نتونستی روبی رو نجات بدی چون خبر نداشتی.

351
00:21:12,145 --> 00:21:14,606
‫این دفعه، حق انتخاب داری.

352
00:21:15,607 --> 00:21:17,484
‫فقط باید انتخاب کنی.

353
00:21:26,201 --> 00:21:28,495
‫بفرما.

354
00:21:28,578 --> 00:21:30,497
‫خدایا، کجا بودی؟

355
00:21:30,580 --> 00:21:32,499
‫- بی‌حاله.
‫- ظاهرش هم داغونه.

356
00:21:32,582 --> 00:21:34,084
‫می‌دونم.

357
00:21:34,167 --> 00:21:35,168
‫صبر کن.

358
00:21:36,295 --> 00:21:37,671
‫زرد شدی؟

359
00:21:38,547 --> 00:21:41,091
‫یعنی چی زرد؟ یعنی مثل... مثل یه ترسو؟

360
00:21:41,174 --> 00:21:43,552
‫نه، مثل موز. چه بلایی سرش اومده؟

361
00:21:43,635 --> 00:21:45,220
‫خب می‌دونی، جنت...

362
00:21:45,804 --> 00:21:47,889
‫اول، کت دورم زد،

363
00:21:47,973 --> 00:21:50,309
‫بعد یه پیرمرد به اسم آگدن چیزخورم کرد

364
00:21:50,392 --> 00:21:54,021
‫و من رو برد پیش دکتر فابر
‫که من رو شکافت و روده‌هام رو برید.

365
00:21:54,104 --> 00:21:55,355
‫اوه، بعد اون پیرمرد...

366
00:21:55,439 --> 00:21:58,358
‫در واقع پسر فابر بود، ولی اون درمانش کرد.

367
00:21:58,442 --> 00:22:01,069
‫دوباره جوونش کرد.

368
00:22:01,153 --> 00:22:04,031
‫بعد سیلورمین و نوچه‌هاش پیداشون شد،

369
00:22:04,114 --> 00:22:06,491
‫من فرار کردم، اونا آزمایشگاه رو آتیش زدن

370
00:22:06,575 --> 00:22:09,036
‫منم دل و روده‌م به هم ریخت.

371
00:22:09,119 --> 00:22:10,412
‫و چند نفر رو توی یه کافه کتک زدی.

372
00:22:10,495 --> 00:22:11,621
‫و چند نفر رو...

373
00:22:11,705 --> 00:22:13,165
‫توی یه کافه کتک زدم.

374
00:22:13,999 --> 00:22:15,542
‫چرا فابر بن رو دزدید؟

375
00:22:15,625 --> 00:22:17,961
‫چون من عنکبوتم.

376
00:22:21,715 --> 00:22:24,885
‫اوه، نباید این رو بهت می‌گفتم.

377
00:22:24,968 --> 00:22:27,304
‫قبلاً بهم گفته بودی.

378
00:22:30,807 --> 00:22:32,559
‫وای، یا خدا!

379
00:22:32,642 --> 00:22:34,311
‫من عنکبوتم، جنت.

380
00:22:35,562 --> 00:22:37,105
‫من عنکبوتم.

381
00:22:41,443 --> 00:22:43,945
‫عنکبوت سرش شلوغه جنت.

382
00:22:44,029 --> 00:22:46,406
‫نمی‌بینی عنکبوت سرش شلوغه؟

383
00:22:47,282 --> 00:22:49,493
‫باشه.

384
00:22:56,875 --> 00:22:58,919
‫♪ من عنکبوتتم ♪

385
00:22:59,002 --> 00:23:01,254
‫♪ عنکبوت من باش ♪

386
00:23:01,338 --> 00:23:03,298
‫♪ تا واقعی باشه ♪

387
00:23:07,761 --> 00:23:09,679
‫تو می‌دونستی؟

388
00:23:11,390 --> 00:23:13,683
‫و می‌دونستی که اون می‌دونه؟

389
00:23:13,767 --> 00:23:16,019
‫چیه، می‌خوای عصبانی بشی که از همدیگه راز پنهون کردیم؟

390
00:23:16,019 --> 00:23:20,232
‫خب، شاید بهتر بود این رو بهم می‌گفتی.

391
00:23:21,358 --> 00:23:23,235
‫فکر کردم کمتر نگران بشی

392
00:23:23,318 --> 00:23:25,320
‫اگه ندونی که من می‌دونم.

393
00:23:25,404 --> 00:23:28,448
‫تازه، این اواخر که خیلی هم شبیه عنکبوت نبودی.

394
00:23:36,289 --> 00:23:38,125
‫این برای چیه؟

395
00:23:52,055 --> 00:23:54,558
‫اولین باری که دیدمت همین رو پوشیده بودی.

396
00:23:56,059 --> 00:23:57,894
‫باورم نمی‌شه یادت مونده.

397
00:23:59,521 --> 00:24:01,273
‫خیلی چیزها رو یادمه.

398
00:24:01,356 --> 00:24:04,109
‫خب، یادت میاد اولش چقدر خجالتی بودی؟

399
00:24:04,192 --> 00:24:06,486
‫چطور یه سال طول کشید تا فقط بهم سلام کنی؟

400
00:24:06,570 --> 00:24:08,447
‫اوه، خجالتی نبودم.

401
00:24:08,530 --> 00:24:09,948
‫می‌ترسیدم.

402
00:24:11,908 --> 00:24:15,454
‫تو جنگ حتی یه آلمانی هم نبود
‫که به اندازه تو من رو بترسونه.

403
00:24:17,164 --> 00:24:19,749
‫- این مسخره‌ست.
‫- نه، حقیقته.

404
00:24:19,833 --> 00:24:22,627
‫قبل از تو، اصلاً فکر نمی‌کردم
‫زن‌هایی مثل تو وجود داشته باشن.

405
00:24:24,379 --> 00:24:25,922
‫بیشتر بگو.

406
00:24:26,006 --> 00:24:27,007
‫آه...

407
00:24:29,217 --> 00:24:30,635
‫نمی‌دونم.

408
00:24:32,637 --> 00:24:34,890
‫می‌دونی، زن‌های زیبا رو، این‌ور و اون‌ور می‌بینی.

409
00:24:34,973 --> 00:24:37,893
‫زن‌های باهوش رو هم همینطور. زن‌های سرسخت.

410
00:24:37,976 --> 00:24:39,519
‫زن‌های بااستعداد.

411
00:24:39,603 --> 00:24:42,439
‫باکلاس، جذاب، بامزه.

412
00:24:42,522 --> 00:24:44,107
‫بااعتمادبه‌نفس.

413
00:24:44,191 --> 00:24:45,609
‫مصمم.

414
00:24:47,819 --> 00:24:50,155
‫ولی همه‌ش با هم یه جا؟ این...

415
00:24:51,156 --> 00:24:53,867
‫فکر نمی‌کردم هیچ‌وقت همچین چیزی پیش بیاد.

416
00:24:53,950 --> 00:24:55,368
‫و بعد تو اونجا بودی.

417
00:24:56,244 --> 00:24:58,580
‫و بعد، اینکه تو بین همه‌ی مردهای دنیا
‫من رو انتخاب کنی...

418
00:24:59,664 --> 00:25:03,418
‫اینکه توی من چیزی رو ببینی
‫که خودم حتی نمی‌تونستم ببینمش، من...

419
00:25:03,502 --> 00:25:06,004
‫و می‌دونی چرا راهت دادم توی زندگیم؟

420
00:25:08,965 --> 00:25:10,217
‫نمی‌دونم.

421
00:25:10,300 --> 00:25:11,426
‫چون...

422
00:25:11,510 --> 00:25:14,137
‫هر کسی می‌تونست خوبی‌های من رو ببینه.

423
00:25:15,138 --> 00:25:18,183
‫ولی تو می‌دونستی که می‌تونم بدجنس هم باشم،

424
00:25:18,266 --> 00:25:21,353
‫و عصبانی و سرد.

425
00:25:21,436 --> 00:25:24,397
‫تو توی بدترین حالم عاشقم بودی،

426
00:25:24,481 --> 00:25:27,192
‫و هُلم دادی که بهتر بشم.

427
00:25:28,985 --> 00:25:30,362
‫من دوستت دارم.

428
00:25:30,445 --> 00:25:33,073
‫چرا این توی کله‌ت فرو نمی‌ره؟

429
00:25:34,074 --> 00:25:35,492
‫نمی‌فهمی؟

430
00:25:37,118 --> 00:25:38,537
‫باورت می‌کنم.

431
00:25:39,538 --> 00:25:41,540
‫ولی دیگه راه برگشتی از این نیست.

432
00:25:41,623 --> 00:25:44,876
‫نمی‌تونی خورشید رو لمس کنی
‫و بعد دوباره برگردی پایین روی زمین.

433
00:25:45,877 --> 00:25:47,087
‫این زندگی...

434
00:25:48,171 --> 00:25:49,422
‫دیگه هیچ مزه‌ای نداره.

435
00:25:49,506 --> 00:25:51,174
‫هیچ حسی نداره.

436
00:25:51,258 --> 00:25:54,594
‫- بدون تو...
‫- ولی من همینجام.

437
00:25:54,678 --> 00:25:56,221
‫دقیقاً روبه‌روت وایسادم.

438
00:25:56,304 --> 00:25:57,639
‫و من خیلی وقته رفتم.

439
00:25:57,722 --> 00:25:59,432
‫ما رفتیم آزمایشگاه دکتر.

440
00:26:00,433 --> 00:26:01,893
‫حقیقت رو دیدیم.

441
00:26:02,894 --> 00:26:04,521
‫هیچ راه فراری نیست. هیچ‌وقت قرار نبود راه فراری باشه.

442
00:26:04,604 --> 00:26:05,772
‫تو که مطمئن نیستی.

443
00:26:06,815 --> 00:26:08,650
‫- گوش کن، تو...
‫- بس کن.

444
00:26:08,733 --> 00:26:10,402
‫برام مهم نیست که بمیرم.

445
00:26:10,485 --> 00:26:13,154
‫- نه...
‫- این چیزی که اذیتم کرد نیست.

446
00:26:13,238 --> 00:26:15,282
‫چیزی که اذیتم کرد اینه که حتی نتونستی صبر کنی

447
00:26:15,365 --> 00:26:18,618
‫خاک بریزن روی تابوتم و بعدش با اون کارآگاه خصوصی بری.

448
00:26:20,120 --> 00:26:21,538
‫بردیش اون تئاتر قدیمیه.

449
00:26:23,665 --> 00:26:25,875
‫جایی که برای اولین بار دیدمت.

450
00:26:26,501 --> 00:26:28,003
‫در حالی که همین لباس تنت بود.

451
00:26:29,296 --> 00:26:30,589
‫آره.

452
00:26:39,055 --> 00:26:41,683
‫من به سیلورمین چیزی نمی‌گم.

453
00:26:41,766 --> 00:26:43,101
‫ولی اون باهوشه.

454
00:26:43,184 --> 00:26:45,562
‫بالاخره می‌فهمه چیکار کردی.

455
00:26:47,022 --> 00:26:49,107
‫و وقتی مردم نمی‌تونم ازت محافظت کنم.

456
00:27:01,036 --> 00:27:03,955
‫مجبورم به همه‌شون تزریق کنم.

457
00:27:04,039 --> 00:27:07,042
‫وقتی که اونا آزاد و پاک شدن، نوبت منه.

458
00:27:07,125 --> 00:27:08,251
‫خب، این یه نقشه‌ست.

459
00:27:08,335 --> 00:27:09,919
‫آره، یه نقشه افتضاح.

460
00:27:10,003 --> 00:27:12,339
‫ممنون بابت اعتمادتون. به نظرم نقشه فوق‌العاده‌ایه.

461
00:27:12,422 --> 00:27:14,049
‫خب، می‌خوای چی بگیم؟

462
00:27:14,132 --> 00:27:17,594
‫هیچی. فقط می‌خوام بدونی که این پایان داستانه.

463
00:27:18,595 --> 00:27:20,347
‫دیگه خبری از کهنه‌سربازهای مریض نیست،

464
00:27:20,430 --> 00:27:22,307
‫دیگه رنجی در کار نیست...

465
00:27:25,310 --> 00:27:26,978
‫دیگه عنکبوتی در کار نیست.

466
00:27:32,192 --> 00:27:33,401
‫خوب بهش فکر کردی؟

467
00:27:35,779 --> 00:27:38,365
‫برای یه مدت طولانی.

468
00:27:39,949 --> 00:27:41,409
‫تو مرد خوبی هستی بن رایلی.

469
00:27:41,493 --> 00:27:43,244
‫- هه.
‫- هستی.

470
00:27:43,411 --> 00:27:45,413
‫ببین، دوباره داری به مردم کمک می‌کنی.

471
00:27:45,413 --> 00:27:47,582
‫به خاطر این نیست که این کار رو می‌کنم.

472
00:27:47,666 --> 00:27:49,125
‫پس واسه چی این کار رو می‌کنی؟

473
00:27:51,961 --> 00:27:54,631
‫چون وقتی قدرتی نداشته باشی،

474
00:27:54,714 --> 00:27:56,508
‫مسئولیتی هم همراهش نمیاد.

475
00:27:56,591 --> 00:27:57,717
‫خانم‌ها و آقایان،

476
00:27:57,801 --> 00:27:59,302
‫اخبار فوری دیگه‌ای برای گزارش داریم.

477
00:27:59,386 --> 00:28:02,305
‫همین الان مطلع شدیم که گروه سیلورمین
‫هنوز دارن به کارشون ادامه می‌دن،

478
00:28:02,347 --> 00:28:04,599
‫این بار در هارلم، جایی که در حال غارت...

479
00:28:04,683 --> 00:28:07,769
‫یه انبار پلیس دیده شدن
‫و دارن تمام نوشیدنی‌های توقیف شده...

480
00:28:07,852 --> 00:28:10,188
‫از عملیات بزرگ موریس رو دوباره می‌دزدن،

481
00:28:10,271 --> 00:28:12,565
‫و پلیس‌ها همون اطراف ایستادن و هیچ کاری نمی‌کنن.

482
00:28:12,649 --> 00:28:15,110
‫کی مسئول این شهره، آقای موریس؟

483
00:28:15,819 --> 00:28:17,487
‫هارلم.

484
00:28:17,487 --> 00:28:19,406
‫ببین، یه لطفی بهم بکن.

485
00:28:19,489 --> 00:28:23,576
‫فقط بذار من باهاش حرف بزنم
‫قبل از اینکه بپری وسط و دعوا راه بندازی.

486
00:28:23,660 --> 00:28:26,746
‫فکر می‌کنی من می‌خوام دعوا کنم؟
‫بهم نگاه کن. اشتباه می‌کنی.

487
00:28:29,791 --> 00:28:32,752
‫یه بطری موقع رفتن بردار،
‫و به هادسون رأی بده.

488
00:28:34,421 --> 00:28:36,089
‫- به هادسون رأی بده.
‫- از طرف سیلورمین.

489
00:28:36,172 --> 00:28:37,507
‫به هادسون رأی بده.

490
00:28:37,590 --> 00:28:38,967
‫هی، به هادسون رأی بده.

491
00:28:40,552 --> 00:28:42,262
‫- باشه، حتماً.
‫- به هادسون رأی بده.

492
00:28:42,345 --> 00:28:43,638
‫ممنون، رفیق.

493
00:28:43,722 --> 00:28:45,014
‫- سلام.
‫- خواهش می‌کنم.

494
00:28:45,098 --> 00:28:46,558
‫- از طرف سیلورمین.
‫- اوه، چیه، بچه‌ای مگه؟

495
00:28:46,641 --> 00:28:48,268
‫بگیرش. بگیرش.

496
00:28:48,351 --> 00:28:50,228
‫برو. برو، آره.

497
00:28:50,311 --> 00:28:51,938
‫فقط از اینجا برو بیرون.

498
00:28:52,021 --> 00:28:53,064
‫لانی.

499
00:28:53,898 --> 00:28:56,025
‫- فقط می‌خوام حرف بزنم.
‫- خودت رو خسته نکن.

500
00:28:56,109 --> 00:28:58,653
‫من طرفم رو انتخاب کردم.
‫الان اوضاع این‌طوریه.

501
00:28:59,654 --> 00:29:00,780
‫ولی چرا؟

502
00:29:00,864 --> 00:29:02,282
‫از این کارها چی گیرت میاد؟

503
00:29:03,491 --> 00:29:06,244
‫یه تخت نرم، غذای گرم.

504
00:29:06,327 --> 00:29:08,455
‫بیشتر از چیزیه که مدت‌ها داشتم.

505
00:29:08,538 --> 00:29:10,874
‫و از اونجایی که چیز زیادی برام نمونده،

506
00:29:10,957 --> 00:29:12,917
‫قراره از هر چیزی که دارم لذت ببرم.

507
00:29:13,001 --> 00:29:14,919
‫بی‌خیال، لانی.

508
00:29:15,003 --> 00:29:17,338
‫بی‌خیال، رفیق، من تو رو بهتر از این می‌شناسم، داداش.

509
00:29:18,381 --> 00:29:19,716
‫- این...
‫- بکش عقب!

510
00:29:22,302 --> 00:29:24,012
‫هدفت هر چی که هست،

511
00:29:24,095 --> 00:29:24,929
‫من...

512
00:29:29,184 --> 00:29:32,228
‫لانی، رابی فقط داره سعی می‌کنه کمکت کنه.

513
00:29:32,395 --> 00:29:34,439
‫منم دارم سعی می‌کنم کمکت کنم.

514
00:29:34,439 --> 00:29:36,608
‫مجبور نیستیم دعوا کنیم.

515
00:29:36,691 --> 00:29:38,818
‫خب، قراره بکنیم.

516
00:29:38,902 --> 00:29:41,112
‫باشه، این اون جوابی نبود که دنبالش بودم.

517
00:30:00,215 --> 00:30:01,508
‫داری سعی می‌کنی بهم صدمه بزنی؟

518
00:30:01,549 --> 00:30:03,301
‫باید بدونی که من عاشق دردم.

519
00:30:03,676 --> 00:30:04,886
‫با ولع می‌خورمش.

520
00:30:27,534 --> 00:30:29,035
‫اوه اوه.

521
00:30:36,000 --> 00:30:38,002
‫وای!

522
00:30:58,690 --> 00:31:00,525
‫باید می‌ذاشتی به حال خودم بمونم.

523
00:31:07,657 --> 00:31:09,284
‫هی. هی.

524
00:31:10,493 --> 00:31:12,954
‫رایلی؟ هی.

525
00:31:17,542 --> 00:31:18,793
‫من کجام؟

526
00:31:23,214 --> 00:31:25,216
‫این رو می‌بینید؟

527
00:31:28,887 --> 00:31:30,430
‫حالا دیگه اونقدرا هم سرسخت نیستی، مگه نه؟

528
00:31:38,229 --> 00:31:39,981
‫اوه، نه، نه. نه، الان نه.

529
00:31:40,064 --> 00:31:41,608
‫یالا، یالا.

530
00:31:55,830 --> 00:31:57,457
‫سوار شید.

531
00:31:57,540 --> 00:31:59,417
‫- جلوشون رو بگیرین! نذارین در برن!
‫- یالا. بریم، بریم،

532
00:31:59,500 --> 00:32:01,294
‫بریم، بریم.

533
00:32:05,089 --> 00:32:06,507
‫هی!

534
00:32:11,679 --> 00:32:13,097
‫ماشینم!

535
00:32:21,022 --> 00:32:23,399
‫می‌خوای بدونی چرا دارم کمکت می‌کنم؟

536
00:32:23,483 --> 00:32:24,817
‫اوهوم.

537
00:32:24,901 --> 00:32:26,152
‫یه دینی بهت داشتم.

538
00:32:27,153 --> 00:32:28,571
‫حالا بی‌حساب شدیم.

539
00:32:31,699 --> 00:32:33,201
‫اون چی؟

540
00:32:34,202 --> 00:32:37,163
‫وقت نداریم وارد این بحث‌ها بشیم.

541
00:32:37,246 --> 00:32:39,582
‫باید ماشین رو ول کنیم و اون رو ببریم یه جای امن.

542
00:32:40,208 --> 00:32:42,043
‫می‌بریمش خونه من.

543
00:33:06,150 --> 00:33:07,735
‫نباید براش دکتر خبر کنیم؟

544
00:33:09,028 --> 00:33:10,655
‫یا یه کشیش؟

545
00:33:10,738 --> 00:33:12,073
‫نه.

546
00:33:12,156 --> 00:33:13,700
‫فقط باید استراحت کنه.

547
00:33:18,454 --> 00:33:20,248
‫اوه، نه، هنوزم داریم دعوا می‌کنیم؟

548
00:33:20,331 --> 00:33:22,208
‫نه. همه‌چی مرتبه.

549
00:33:22,792 --> 00:33:24,669
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

550
00:33:24,711 --> 00:33:26,587
‫ما اومدیم خونه‌ی من.

551
00:33:26,671 --> 00:33:29,090
‫تو باید استراحت کنی.

552
00:33:29,173 --> 00:33:30,675
‫نمی‌تونم.

553
00:33:30,758 --> 00:33:32,760
‫باید استراحت کنم.

554
00:33:34,721 --> 00:33:35,930
‫اون کیه؟

555
00:33:40,018 --> 00:33:42,186
‫یه بنده‌ی خدا.

556
00:33:42,270 --> 00:33:44,397
‫چرا این کار رو کرد؟

557
00:33:44,480 --> 00:33:46,649
‫چرا جونش رو به خطر انداخت تا کمکم کنه؟

558
00:33:48,109 --> 00:33:50,069
‫داشت سعی می‌کرد نجاتم بده.

559
00:33:50,153 --> 00:33:51,571
‫من نزدیک بود بکشمش.

560
00:33:52,488 --> 00:33:56,200
‫چون، برخلاف چیزی که می‌خواد همه باور کنن...

561
00:33:57,326 --> 00:33:59,120
‫آدم خوبیه.

562
00:34:12,759 --> 00:34:15,178
‫- اون دیگه چه کوفتیه؟
‫- نمی‌دونم.

563
00:34:16,262 --> 00:34:18,264
‫ولی می‌دونم کی دلش می‌خواد بدونه.

564
00:34:24,729 --> 00:34:26,731
‫کثافت.

565
00:34:29,817 --> 00:34:31,319
‫اه، لعنتی.

566
00:34:31,402 --> 00:34:33,279
‫[شهردار موریس رفتنیه؟]

567
00:34:33,279 --> 00:34:34,739
‫آقای شهردار؟

568
00:34:34,822 --> 00:34:36,240
‫رئیس پلیس توی راهه.

569
00:34:36,324 --> 00:34:37,658
‫یه خبرهایی داره.

570
00:34:37,742 --> 00:34:39,243
‫چه اهمیتی داره؟

571
00:34:41,621 --> 00:34:43,247
‫خب،

572
00:34:43,331 --> 00:34:44,916
‫کجا می‌خوای بری؟

573
00:34:45,917 --> 00:34:47,460
‫نمی‌دونم.

574
00:34:49,087 --> 00:34:51,005
‫مامانم همیشه دلش می‌خواست آبشار نیاگارا رو ببینه.

575
00:34:51,923 --> 00:34:53,549
‫هرجا باشه خوبه.

576
00:34:53,591 --> 00:34:55,051
‫- اوهوم.
‫- شربت افرا دوست داری؟

577
00:34:55,051 --> 00:34:56,844
‫مثل همه.

578
00:34:56,928 --> 00:34:58,679
‫آره...

579
00:34:59,972 --> 00:35:01,390
‫خب، گوش کن،

580
00:35:01,474 --> 00:35:03,684
‫- کاش می‌تونستم بیشتر...
‫- مشکلی ندارم.

581
00:35:05,186 --> 00:35:06,896
‫آره، مشکلی نداری.

582
00:35:12,151 --> 00:35:13,277
‫مشکلی نداریم.

583
00:35:14,779 --> 00:35:16,447
‫هر کاری که برام کردی...

584
00:35:17,073 --> 00:35:19,283
‫آدمای زیادی حاضر نیستن
‫خودشون رو انقدر به زحمت بندازن.

585
00:35:20,451 --> 00:35:22,995
‫و تمام کارهایی که کردی تا شغلت رو توی بیوگل پس بگیری؟

586
00:35:23,996 --> 00:35:25,873
‫امیدوارم بفهمن چقدر ارزشمندی.

587
00:35:27,583 --> 00:35:30,128
‫این شهر به مردهایی مثل تو نیاز داره

588
00:35:30,211 --> 00:35:32,130
‫درست همون‌قدر که به یه آدمی مثل اون نیاز داره.

589
00:35:35,049 --> 00:35:36,467
‫داداش.

590
00:35:37,760 --> 00:35:39,178
‫رفیق.

591
00:36:28,227 --> 00:36:29,562
‫کِی؟

592
00:36:29,645 --> 00:36:31,480
‫چند ساعت پیش.

593
00:36:31,564 --> 00:36:32,690
‫کدومشون؟

594
00:36:32,773 --> 00:36:35,067
‫لانی لینکلن.

595
00:36:35,151 --> 00:36:36,527
‫این واقعیت داره؟

596
00:36:36,611 --> 00:36:38,779
‫- لانی رو از دست دادیم؟
‫- درسته.

597
00:36:38,863 --> 00:36:41,199
‫با چهارتا چشم خودمون دیدیمش.

598
00:36:41,991 --> 00:36:43,117
‫چطوری؟

599
00:36:43,743 --> 00:36:46,537
‫عنکبوت یهو از ناکجاآباد پیداش شد.

600
00:36:46,621 --> 00:36:48,122
‫- عنکبوت اونجا بود؟
‫- عنکبوت؟

601
00:36:48,206 --> 00:36:50,958
‫لانی داشت می‌کشتش تا اینکه اون خبرنگاره پرید وسط

602
00:36:51,042 --> 00:36:52,335
‫و یه چیزی بهش زد.

603
00:36:53,961 --> 00:36:55,922
‫- چی بهش زد؟
‫- آه...

604
00:36:57,006 --> 00:37:00,259
‫وقتی با من حرف می‌زنی یه‌کمی دقیق‌تر حرف بزن لعنتی.

605
00:37:01,886 --> 00:37:03,638
‫یکی از اینا رو زد بهش.

606
00:37:05,056 --> 00:37:06,682
‫دقیقاً توی چشمش.

607
00:37:06,766 --> 00:37:09,393
‫هر چی که هست، غول بیابونی رو از پا درآورد.

608
00:37:09,477 --> 00:37:12,313
‫وادارش کرد چهار دست و پا بیفته و مثل یه بچه زار بزنه.

609
00:37:12,396 --> 00:37:15,608
‫رنج‌های نقش‌بسته در مغز را پاک کن،

610
00:37:15,691 --> 00:37:18,736
‫و با مرهمی شیرین از جنس فراموشی…

611
00:37:20,363 --> 00:37:22,782
‫این سینه‌ی خفقان‌گرفته را...

612
00:37:22,865 --> 00:37:25,618
‫از این بارِ مهلکی...

613
00:37:25,701 --> 00:37:28,120
‫که روی قلب سنگینی می‌کند، رها کن

614
00:37:30,331 --> 00:37:33,751
‫انگار خانم دکترِ مهربون اونقدرا هم دیوونه نبوده.

615
00:37:33,834 --> 00:37:37,255
‫پس، فابر تونسته یه‌کم از اون مواد رو به عنکبوت بده.

616
00:37:37,338 --> 00:37:39,548
‫خب، قراره چیکار کنیم، رئیس؟

617
00:37:42,009 --> 00:37:43,386
‫داری به چی فکر می‌کنی؟

618
00:37:43,469 --> 00:37:45,638
‫بهت می‌گم قراره چیکار کنیم.

619
00:37:45,721 --> 00:37:48,599
‫قراره عنکبوت رو پیدا کنیم.

620
00:37:48,683 --> 00:37:50,685
‫- بن رایلی رو برام پیدا کنید.
‫- بن رایلی رو برام پیدا کنید

621
00:37:50,726 --> 00:37:55,773
‫«ترجمه از رضا فتحی»