1
00:00:24,941 --> 00:00:28,770
‫یه بار یکی ازم پرسید
‫اینجا کدوم دنیاست.

2
00:00:28,820 --> 00:00:30,438
‫سوال عجیبی بود که...

3
00:00:30,488 --> 00:00:32,857
‫بعد از سالیان سال توی ذهنم موند.

4
00:00:32,907 --> 00:00:34,442
‫جواب قاطعی که براش داشتم،

5
00:00:34,492 --> 00:00:37,487
‫این بود که تنها دنیاییه که خودم می‌شناسم.

6
00:00:37,537 --> 00:00:39,998
‫که این جواب همچنان صادقه.

7
00:00:42,041 --> 00:00:44,494
‫آیا من خارق‌العاده‌ام؟

8
00:00:44,544 --> 00:00:46,079
‫بله.

9
00:00:46,129 --> 00:00:47,747
‫آیا من کاملا عادی‌ام؟

10
00:00:47,797 --> 00:00:49,165
‫بله.

11
00:00:49,215 --> 00:00:51,459
‫هم جفتشم، هم هیچ‌کدوم.

12
00:00:51,509 --> 00:00:53,178
‫مگه همه همین نیستن؟

13
00:00:55,472 --> 00:00:56,973
‫نیویورک.

14
00:00:59,851 --> 00:01:01,853
‫توی این شهر بزرگ شدم.

15
00:01:03,354 --> 00:01:04,848
‫دعوا کردن رو توش یاد گرفتم.

16
00:01:04,898 --> 00:01:06,399
‫بگیرش!

17
00:01:07,317 --> 00:01:09,102
‫عشق رو توش پیدا کردم.

18
00:01:09,152 --> 00:01:11,154
‫ولی دیگه اون اشتباه رو تکرار نمی‌کنم.

19
00:01:14,407 --> 00:01:16,443
‫قبلا لقبم عنکبوت بود.

20
00:01:16,493 --> 00:01:18,528
‫قهرمان شهر بودم.

21
00:01:18,578 --> 00:01:19,737
‫همیشه گوش به زنگ بودم،

22
00:01:19,787 --> 00:01:22,665
‫همیشه آماده بودم وارد عمل بشم
‫و آدم‌ها رو نجات بدم.

23
00:01:40,016 --> 00:01:42,393
‫که این وضع با مرگ روبی تموم شد.

24
00:01:44,729 --> 00:01:47,682
‫قرار بود بهار اون سال ازدواج کنیم.

25
00:01:47,732 --> 00:01:50,476
‫حتی رسماً برای عروسیمون
‫انگشتر هم گرفته بودم.

26
00:01:50,526 --> 00:01:53,780
‫انگشتری که هیچ‌وقت
‫فرصت نشد به خودش بدم.

27
00:02:02,038 --> 00:02:03,948
‫روبی یه بار بهم گفت...

28
00:02:03,998 --> 00:02:07,994
‫که قدرت زیاد، مسئولیت به همراه میاره.

29
00:02:08,044 --> 00:02:10,330
‫در حالی که خودش بزرگترین مسئولیت...

30
00:02:10,380 --> 00:02:11,372
‫کل زندگیم بود.

31
00:02:11,422 --> 00:02:12,415
‫[روبی ج. ویلیامز]

32
00:02:12,465 --> 00:02:14,467
‫ولی شرمنده‌اش شدم.

33
00:02:16,177 --> 00:02:18,179
‫یعنی عنکبوت شرمنده‌اش شد.

34
00:02:21,474 --> 00:02:24,686
‫بعد از اون دیگه نه قدرت رو
‫و نه مسئولیتش رو نخواستم.

35
00:02:28,690 --> 00:02:31,484
‫واسه همین برگشتم
‫سراغ زندگی معمولیم.

36
00:02:33,695 --> 00:02:36,072
‫این ماجرا پنج سال پیش بود.

37
00:04:25,014 --> 00:04:26,516
‫نظرت چیه؟

38
00:04:31,062 --> 00:04:32,930
‫به نظرم زدی تو خال.

39
00:04:32,980 --> 00:04:34,849
‫راستی، خوشتیپی‌ها.

40
00:04:34,899 --> 00:04:36,651
‫باید به بیناییت شک کرد.

41
00:04:37,735 --> 00:04:39,020
‫بامزه هم هستی.

42
00:04:39,070 --> 00:04:41,272
‫خب، متاهلی؟

43
00:04:41,322 --> 00:04:43,608
‫- نه.
‫- چه حیف.

44
00:04:43,658 --> 00:04:45,067
‫من که متاهلم.

45
00:04:45,117 --> 00:04:47,236
‫ولی دلیل نمی‌شه بذارم
‫سوهان روحم بشه.

46
00:04:47,286 --> 00:04:48,237
‫متوجه منظورم هستی؟

47
00:04:48,287 --> 00:04:50,323
‫من یه فکر درست و حسابی دارم.

48
00:04:50,373 --> 00:04:53,376
‫هر موقع شوهرت هم به این فکر رسید،
‫بگو بهم زنگ بزنه.

49
00:04:53,501 --> 00:04:54,368
‫[دفتر کارآگاهی ب. رایلی]

50
00:04:54,418 --> 00:04:56,045
‫هوم. باشه.

51
00:04:59,882 --> 00:05:01,551
‫ببخشید آقا! آقا!

52
00:05:02,552 --> 00:05:03,669
‫کلاهتون جا موند.

53
00:05:03,719 --> 00:05:05,012
‫ممنون.

54
00:05:06,097 --> 00:05:09,509
‫اگه همچنان بخوای تعقیبم کنی،
‫به پیامد مطلوبت نمی‌رسی.

55
00:05:09,559 --> 00:05:11,352
‫هیچ‌وقت نرسیدم.

56
00:05:13,020 --> 00:05:14,438
‫آدیسون!

57
00:05:35,418 --> 00:05:37,578
‫شرمنده رفیق. آهای.

58
00:05:37,628 --> 00:05:39,372
‫بی‌خیال شو آدیسون.

59
00:05:39,422 --> 00:05:42,216
‫همون‌قدر که ممکنه دنبالت کنم،
‫ممکنه با تیر هم بزنمت.

60
00:05:45,094 --> 00:05:46,804
‫گندت بزنن!

61
00:05:56,147 --> 00:05:57,773
‫وای خدا. مرد؟

62
00:06:04,822 --> 00:06:06,649
‫آقا. آقا، بهتره...

63
00:06:06,699 --> 00:06:08,868
‫- نباید...
‫- کجا رفتن؟ کدوم طرفی بود؟

64
00:06:18,002 --> 00:06:20,671
‫[شرکت نفت استاندارد]

65
00:06:44,070 --> 00:06:47,606
‫آدیسون، تقصیر من که نیست
‫با آدم‌های ناجوری طرف شدی.

66
00:06:47,656 --> 00:06:51,027
‫زود باش، کارت رو تموم کن.
‫داره دیر می‌شه و اینجا بوی گند میاد.

67
00:06:51,077 --> 00:06:52,745
‫من که هشدار دادم.

68
00:06:53,746 --> 00:06:55,247
‫چی؟

69
00:06:56,290 --> 00:06:57,249
‫وای.

70
00:07:03,672 --> 00:07:05,800
‫حالا باید بسوزی.

71
00:07:13,849 --> 00:07:15,810
‫خدایا خودت رحم کن.

72
00:07:21,565 --> 00:07:24,518
‫وای... ای وای. خدایا!

73
00:07:24,568 --> 00:07:26,946
‫وای، وای!

74
00:07:49,093 --> 00:07:50,553
‫آها.

75
00:07:53,472 --> 00:07:56,642
‫[پاتریک دونگال، کارآگاه خصوصی]

76
00:07:56,684 --> 00:07:58,511
‫خیلی‌خب.

77
00:07:58,561 --> 00:08:02,056
‫وای! اون بابا کاملا آتیش گرفته بود.

78
00:08:02,106 --> 00:08:04,058
‫به عمرم ندیده بودم.

79
00:08:04,108 --> 00:08:06,727
‫وقتی پنجاه دلار بهم دادن
‫که یه آس و پاس رو تعقیب کنم،

80
00:08:06,777 --> 00:08:07,895
‫باید می‌فهمیدم موضوع بو داره.

81
00:08:07,945 --> 00:08:10,105
‫کی استخدامت کرد؟
‫اسمش وینستون بود؟

82
00:08:10,155 --> 00:08:12,658
‫- آره.
‫- عوضی به من سی دلار داد.

83
00:08:14,618 --> 00:08:16,237
‫من که تشنمه، تو چی؟

84
00:08:16,287 --> 00:08:18,906
‫باشه. ولی زیاد گرون نباشه، چون کلا...

85
00:08:18,956 --> 00:08:20,032
‫سه دلار دارم.

86
00:08:20,082 --> 00:08:23,327
‫بلند شو دونگال. یه جا رو می‌شناسم.

87
00:08:23,377 --> 00:08:26,956
‫شاید حتی با یکی آشنا بشی.
‫اگه از آدم‌های بدبخت خوشت میاد.

88
00:08:27,006 --> 00:08:29,416
‫عه. لابد خوشم میاد دیگه.

89
00:08:29,466 --> 00:08:31,468
‫چون همه زن‌هام بدبخت بودن.

90
00:08:37,016 --> 00:08:38,092
‫صبح به خیر.

91
00:08:38,142 --> 00:08:39,510
‫صبح که رد شده.

92
00:08:39,560 --> 00:08:41,679
‫الان این بعدازظهر نسبتا معمولیه که قراره...

93
00:08:41,729 --> 00:08:43,889
‫به یه شب کسالت‌بار برسه.
‫قهوه می‌خوری؟

94
00:08:43,939 --> 00:08:46,183
‫نوشیدنی بهتر نداری؟

95
00:08:46,233 --> 00:08:48,018
‫خودم همیشه از شوهرم
‫این سوال رو می‌پرسم.

96
00:08:48,068 --> 00:08:50,145
‫- توی همین بریز دیگه.
‫- ولی فقط همین.

97
00:08:50,195 --> 00:08:51,397
‫چون نباید زیاد بخوری.

98
00:08:51,447 --> 00:08:52,690
‫- تماس نداشتیم؟
‫- اگه می‌خوای...

99
00:08:52,740 --> 00:08:54,984
‫کسی باهات تماس بگیره،
‫باید قبض بل سیستم رو بدی.

100
00:08:55,034 --> 00:08:57,069
‫تا اونموقع فقط کار دفتری داریم.

101
00:08:57,119 --> 00:08:58,412
‫جریان آدیسون چی شد؟

102
00:09:00,080 --> 00:09:02,082
‫عجب. انقدر خوب پیش رفت؟

103
00:09:03,709 --> 00:09:05,077
‫آلیسون مرده.

104
00:09:05,127 --> 00:09:06,287
‫- نگو...
‫- نه.

105
00:09:06,337 --> 00:09:10,165
‫یکی دیگه بود.
‫امان از این شهر...

106
00:09:10,215 --> 00:09:11,417
‫خدمات دارین؟

107
00:09:11,467 --> 00:09:12,793
‫- نه!
‫- بله!

108
00:09:12,843 --> 00:09:14,295
‫اول زنگ زدم، ولی...

109
00:09:14,345 --> 00:09:16,255
‫- تماسم وصل نشد.
‫- آقای رایلی باور دارن...

110
00:09:16,305 --> 00:09:18,257
‫که بحث‌های کاری بهتره
‫رو در رو صورت بگیرن.

111
00:09:18,307 --> 00:09:20,509
‫قبول دارین آقای...؟

112
00:09:20,559 --> 00:09:21,468
‫کارمدی هستم.

113
00:09:21,518 --> 00:09:23,020
‫تشریف بیارین آقای کارمدی.

114
00:09:24,480 --> 00:09:25,814
‫موضوع همسرمه.

115
00:09:36,784 --> 00:09:39,611
‫آقای کارمدی، شما ثروتمندی؟

116
00:09:39,661 --> 00:09:42,531
‫نه. یعنی ثروت خاصی ندارم.

117
00:09:42,581 --> 00:09:44,458
‫پس هوش سرشاری دارین؟

118
00:09:45,250 --> 00:09:46,251
‫ها؟

119
00:09:47,503 --> 00:09:48,537
‫آها.

120
00:09:48,587 --> 00:09:50,831
‫ببینید، امروز بعد از ظهر
‫تماس همسرم رو شنیدم.

121
00:09:50,881 --> 00:09:53,709
‫همین امشب ساعت هشت
‫قراره این فلانی رو ببینه.

122
00:09:53,759 --> 00:09:56,170
‫حتی آدرسش رو نوشتم.
‫وایستین، وایستین.

123
00:09:56,220 --> 00:09:59,048
‫عاشق متقاضی‌هایی هستم
‫که دست پر میان.

124
00:09:59,098 --> 00:10:01,175
‫یعنی قبوله؟
‫پرونده رو قبول می‌کنین؟

125
00:10:01,225 --> 00:10:03,510
‫ببین کارمدی، نرخ من روزانه ده دلاره،
‫به علاوه اینکه...

126
00:10:03,560 --> 00:10:05,804
‫ولی عکس هم می‌گیرین، نه؟

127
00:10:05,854 --> 00:10:09,224
‫چون اگه عکسی در کار نباشه موضوع
‫این گفت اون گفت می‌شه.

128
00:10:09,274 --> 00:10:11,852
‫آقای کارمدی، به نظرم زیادی نگرانین.

129
00:10:11,902 --> 00:10:14,688
‫ولی اگه به اونجا کشید، نگران نباشین.
‫بن عکاس ماهریه.

130
00:10:14,738 --> 00:10:15,656
‫لحظات رو شکار می‌کنم.

131
00:10:18,367 --> 00:10:19,902
‫ده دلار روزانه؟

132
00:10:19,952 --> 00:10:21,570
‫به علاوه هزینه‌های کار.

133
00:10:21,620 --> 00:10:24,114
‫جنت اطلاعات و پیش‌پرداختتون رو می‌گیره.

134
00:10:24,164 --> 00:10:26,742
‫پس‌فردا برگردین و...

135
00:10:26,792 --> 00:10:27,868
‫مدارک رو بهتون می‌دم.

136
00:10:27,918 --> 00:10:30,412
‫ممنونم.

137
00:10:30,462 --> 00:10:31,622
‫بیاین آقای کارمدی.

138
00:10:31,672 --> 00:10:32,965
‫بریم اطلاعات و پیش‌پرداخت رو ثبت کنیم.

139
00:10:37,511 --> 00:10:41,131
‫انفجار در نفت استاندارد!
‫بیاید بخونید!

140
00:10:41,181 --> 00:10:44,426
‫انفجار در نفت استاندارد!

141
00:10:44,476 --> 00:10:48,272
‫انفجار بیخ گوشمون!
‫توی نفت استاندارد!

142
00:11:03,579 --> 00:11:05,948
‫شرمنده دیر رسیدم.
‫پیگیر یه ماجرایی بودم.

143
00:11:05,998 --> 00:11:07,324
‫یه جنایتکار دیگه بالاخره...

144
00:11:07,374 --> 00:11:10,828
‫داره یه اقدامی واسه سیلورمین می‌کنه.

145
00:11:10,878 --> 00:11:12,746
‫چند شب پیش عمارتش رو آتیش زد،

146
00:11:12,796 --> 00:11:14,248
‫شیش تا از محافظ‌هاش رو کشت،

147
00:11:14,298 --> 00:11:17,000
‫ولی نمی‌دونم چطور،
‫اما خود پیرمرده زنده موند.

148
00:11:17,050 --> 00:11:19,419
‫به نظرت فین برن خوشش میاد
‫سیلورمین خطاب بشه؟

149
00:11:19,469 --> 00:11:22,756
‫ممکنه از نظرش به...
‫جذبه و عمرش ربط داشته باشه؟

150
00:11:22,806 --> 00:11:25,259
‫اگه من اونقدر پولدار بودم می‌ذاشتم...

151
00:11:25,309 --> 00:11:27,894
‫- هر لقبی صدام کنی.
‫- این خیارشور رو دارم می‌خورم.

152
00:11:29,479 --> 00:11:31,231
‫خب، تو چه پرونده‌ای داره؟
‫دوباره تحقیقات بی‌وفاییه؟

153
00:11:34,359 --> 00:11:35,602
‫نگفتی از این پرونده‌ها قبول نمی‌کنی؟

154
00:11:35,652 --> 00:11:38,438
‫چند ماهه حقوق جنت رو ندادم.
‫باید خدا رو هم شکر کنم.

155
00:11:38,488 --> 00:11:42,276
‫تو خودت انتخاب کردی دستت تنگ باشه.
‫از دست تو بن...

156
00:11:42,326 --> 00:11:44,244
‫رابی، شروع نکن. خب؟
‫حداقل امروز نکن.

157
00:11:46,121 --> 00:11:47,781
‫دیدی چه خبر شده؟

158
00:11:47,831 --> 00:11:49,366
‫شهر به آشوب کشیده شده.

159
00:11:49,416 --> 00:11:51,451
‫از وقتی که عنکبوت غیبش زده،

160
00:11:51,501 --> 00:11:54,037
‫سیلورمین خون این شهر رو توی شیشه کرده.

161
00:11:54,087 --> 00:11:55,622
‫جرم و جنایت سر به فلک کشیده،

162
00:11:55,672 --> 00:11:58,375
‫و کل نیروی پلیس رو توی مشتش گرفته.

163
00:11:58,425 --> 00:11:59,668
‫ولی بد نیست...

164
00:11:59,718 --> 00:12:02,304
‫بد نیست مردم قهرمان داشته باشن.

165
00:12:05,766 --> 00:12:07,467
‫خب...

166
00:12:07,517 --> 00:12:09,177
‫امیدوارم یکی رو پیدا کنن.

167
00:12:09,227 --> 00:12:12,064
‫- خود تو قبلا...
‫- من گذشته خودم رو یادمه.

168
00:12:14,608 --> 00:12:17,519
‫ولی خود فعلیم هم می‌شناسم.

169
00:12:17,569 --> 00:12:20,480
‫رابی، امثال این سیلورمین تمومی ندارن.

170
00:12:20,530 --> 00:12:21,990
‫جنگیدن باهاشون فایده نداره.

171
00:12:23,033 --> 00:12:26,078
‫اگه روبی الان اینجا بود و این
‫حرف‌ها رو می‌شنید چی می‌گفت؟

172
00:12:39,216 --> 00:12:41,218
‫روبی خیلی وقته مرده.

173
00:12:43,303 --> 00:12:45,472
‫دیگه خودم رو درگیر
‫نظر اون نمی‌کنم.

174
00:12:52,020 --> 00:12:53,972
‫سلام فرانکی. امروز زود اومدی.

175
00:12:54,022 --> 00:12:56,775
‫سلام رایلی. حالت چطوره؟

176
00:12:59,820 --> 00:13:02,022
‫راستی، داشتم تمرین جیب‌بری می‌کردم.

177
00:13:02,072 --> 00:13:04,199
‫جدی؟ چقدر یاد گرفتی؟

178
00:13:05,617 --> 00:13:08,078
‫تو باید بگی.

179
00:13:10,705 --> 00:13:11,823
‫متشخصه، نه؟

180
00:13:11,873 --> 00:13:12,991
‫مگه تو چی سرت می‌شه؟

181
00:13:13,041 --> 00:13:14,993
‫خیلی چیزها. عقل و هوش که دارم.

182
00:13:15,043 --> 00:13:16,953
‫اگه انقدر باهوشی سعی کن
‫به مدرسه رفتن فکر کنی.

183
00:13:17,003 --> 00:13:19,498
‫مدرسه واسه چیه؟
‫ای به علاوه بی می‌شه سی.

184
00:13:19,548 --> 00:13:21,583
‫بچه‌جون، ریاضی با حروف نیست.

185
00:13:21,633 --> 00:13:23,126
‫دونگال. رایلی‌ام.

186
00:13:23,176 --> 00:13:25,470
‫ببین، گمونم بهتره درباره
‫دیشب صحبت کنیم.

187
00:13:26,721 --> 00:13:29,091
‫خب، چه پیشنهادی برام داری؟

188
00:13:29,141 --> 00:13:31,051
‫دیشب یکی رو ول کردی که بمیره.

189
00:13:31,101 --> 00:13:33,303
‫با اینکه شبیه مصبتیه که ممکنه سر آدم بیاد،

190
00:13:33,353 --> 00:13:36,139
‫در عین حال مثل فرصتیه که ارزش
‫دنبال کردن داشته باشه. در کل،

191
00:13:36,189 --> 00:13:37,933
‫به نظرم مردم باید بدونن
‫کی ما رو استخدام کرد،

192
00:13:37,983 --> 00:13:40,026
‫و چرا انقدر دنبالش بودن.

193
00:13:43,113 --> 00:13:44,239
‫یعنی نقشه‌ای داری؟

194
00:13:45,323 --> 00:13:48,401
‫تقریبا. می‌تونی ساعت نه
‫سر حال و هوشیار باشی؟

195
00:13:48,451 --> 00:13:51,746
‫عه، سلام خوشتیپ.
‫پارسال دوست، امسال آشنا.

196
00:13:53,039 --> 00:13:54,407
‫نه صبح رو گفتی؟

197
00:13:54,457 --> 00:13:56,001
‫هوم... معلومه.

198
00:13:56,668 --> 00:13:59,162
‫سیلورمین با مشقت قسر در می‌ره.

199
00:13:59,212 --> 00:14:00,664
‫ممنون آقا.

200
00:14:00,714 --> 00:14:02,833
‫خبر داغ داریم.

201
00:14:02,883 --> 00:14:05,293
‫سیلورمین با مشقت قسر در می‌ره.

202
00:14:05,343 --> 00:14:07,337
‫از زمانی که عنکبوت ناپدید شده،

203
00:14:07,387 --> 00:14:10,215
‫سیلورمین خون اهالی
‫این شهر را در شیشه کرده،

204
00:14:10,265 --> 00:14:13,093
‫و هر کسی که سد راهش باشد را می‌کشد.

205
00:14:13,143 --> 00:14:15,554
‫اما فردی شجاع اقدامی انجام داد،

206
00:14:15,604 --> 00:14:17,597
‫تا شهر ما را از وحشت
‫این باند مافیا نجات دهد،

207
00:14:17,647 --> 00:14:19,641
‫و در حالی که سیلورمین
‫در طبقه بالای عمارتش خواب بود،

208
00:14:19,691 --> 00:14:21,935
‫آنجا را به آتش کشید.

209
00:14:21,985 --> 00:14:24,062
‫اما قادر به کشتن پیرمرد نبود،

210
00:14:24,112 --> 00:14:26,314
‫پس باید آماده باشید تا انتقام خونینی،

211
00:14:26,364 --> 00:14:28,650
‫از سیلورمین و زیردستانش شاهد باشیم.

212
00:14:28,700 --> 00:14:30,819
‫ای کاش عنکبوت هنوز بود،

213
00:14:30,869 --> 00:14:32,779
‫تا شهر ما را از این آشوب نجات دهد.

214
00:14:32,829 --> 00:14:34,948
‫از دست تو رابی.

215
00:14:34,998 --> 00:14:37,000
‫نمی‌شه بی‌خیال شی؟

216
00:15:16,122 --> 00:15:18,491
‫عصر به خیر آقا. امرتون چیه؟

217
00:15:18,541 --> 00:15:21,286
‫یه بسته پستی واسه بوریس کارلوف دارم.

218
00:15:21,336 --> 00:15:23,288
‫شرمنده رفیق.
‫کارلوف اینجا زندگی نمی‌کنه.

219
00:15:23,338 --> 00:15:26,458
‫چرا، همین‌جاست.
‫شاید اسم هنریش اقامت گرفته.

220
00:15:26,508 --> 00:15:28,176
‫عه، استاین.

221
00:15:29,302 --> 00:15:32,764
‫فرانک ن. استان.

222
00:15:35,183 --> 00:15:38,228
‫خیلی‌خب. شما زحمت نکشین.
‫خودم می‌رم بیرون.

223
00:16:53,636 --> 00:16:54,712
‫نه، بسه.

224
00:16:54,762 --> 00:16:56,840
‫- بی‌خیال...
‫- نه.

225
00:16:56,890 --> 00:16:57,882
‫اذیت نکن.

226
00:16:57,932 --> 00:16:59,976
‫ولم کن!

227
00:17:00,059 --> 00:17:00,602
‫وای!

228
00:17:03,980 --> 00:17:05,690
‫این چیه؟

229
00:17:22,457 --> 00:17:23,741
‫زود اومده.

230
00:17:23,791 --> 00:17:25,577
‫تو دیر کردی.

231
00:17:25,627 --> 00:17:27,587
‫برو. برو.

232
00:17:30,131 --> 00:17:31,666
‫صبح به خیر وینستون.

233
00:17:31,716 --> 00:17:34,043
‫قهوه میل داری یا چایی؟

234
00:17:34,093 --> 00:17:37,005
‫یا می‌خوای جفتش رو سفارش بدی
‫و ببینی کدوم زودتر می‌رسه؟

235
00:17:37,055 --> 00:17:38,756
‫این حرف‌ها رو بذار کنار رایلی.

236
00:17:38,806 --> 00:17:40,341
‫گفتی می‌دونی آدیسون کجاست.

237
00:17:40,391 --> 00:17:42,302
‫پس پولت رو بگیر و مُقُر بیا.

238
00:17:42,352 --> 00:17:44,554
‫راستش نرخ بالا رفته.

239
00:17:44,604 --> 00:17:45,939
‫چی گفتی؟

240
00:17:46,856 --> 00:17:49,434
‫اون یکی کارآگاه خصوصیت گفت
‫بهش پنجاه دلار پیشنهاد دادی،

241
00:17:49,484 --> 00:17:52,145
‫از این جهت من به کمتر از
‫دویست دلار راضی نمی‌شم.

242
00:17:52,195 --> 00:17:54,480
‫بامزه‌ای.

243
00:17:54,530 --> 00:17:56,574
‫ولی چه دلیلی داره
‫با یه تیر خلاصت نکنم؟

244
00:17:58,660 --> 00:18:00,028
‫سی و هشت تا دلیل بیارم؟

245
00:18:00,078 --> 00:18:01,905
‫البته این کالیبر سی و دو بود.

246
00:18:01,955 --> 00:18:04,741
‫ولی بعید می‌دونم واسه
‫اجزای مغزت فرقی کنه.

247
00:18:04,791 --> 00:18:07,577
‫یکی مثل تو که همچین
‫کت و شلواری می‌پوشه،

248
00:18:07,627 --> 00:18:10,038
‫قطعا خودت این ماجرا رو نساختی.

249
00:18:10,088 --> 00:18:13,207
‫خب، پس بهتره برگردی
‫پیش کسی که فرستاده بودت،

250
00:18:13,257 --> 00:18:14,626
‫و دویست دلارم رو بیاری.

251
00:18:14,676 --> 00:18:16,502
‫بعدش بهت می‌گم آدیسون کجاست.

252
00:18:16,552 --> 00:18:19,380
‫این کلتت هم به عنوان
‫انعام پیشم می‌مونه.

253
00:18:19,430 --> 00:18:22,175
‫در واقع انعام جنت محسوب می‌شه.

254
00:18:22,225 --> 00:18:23,559
‫بامزه‌ای.

255
00:18:24,811 --> 00:18:26,062
‫خیلی رو داری.

256
00:18:55,429.5 --> 00:19:05,429.5
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

257
00:19:34,797 --> 00:19:36,332
‫جالبه.

258
00:19:36,382 --> 00:19:38,501
‫طرف اومد خونه من رو آتیش کرد.

259
00:19:38,551 --> 00:19:40,545
‫به جونم سوء قصد کرد.

260
00:19:40,595 --> 00:19:42,346
‫باعث می‌شه حس جوونی بهم دست بده.

261
00:19:43,514 --> 00:19:45,883
‫رایلی بهت گفت آدیسون کجاست؟

262
00:19:45,933 --> 00:19:47,510
‫زد زیرش.

263
00:19:47,560 --> 00:19:50,680
‫تا پول بیشتر نگیره حاضر نیست
‫بگه آدیسون کجاست.

264
00:19:50,730 --> 00:19:52,106
‫هر چقدر گفته بده.

265
00:19:53,191 --> 00:19:56,402
‫بچه‌ها کاملا بر این باورن
‫که آدیسون یه قدرت‌هایی داره.

266
00:20:00,698 --> 00:20:03,484
‫اگه درست باشه،
‫باید باهاش صحبت کنم.

267
00:20:03,534 --> 00:20:05,111
‫به هر قیمتی که شده.

268
00:20:05,161 --> 00:20:06,829
‫آدیسون رو پیدا کن.

269
00:20:13,419 --> 00:20:15,463
‫باورم نمی‌شه! شانسمون رو دیدی؟

270
00:20:16,547 --> 00:20:19,542
‫متاسفانه دیدم.
‫چون درگیر مخمصه‌های ناجور شدن...

271
00:20:19,592 --> 00:20:21,377
‫از استعدادهای ویژه منه.

272
00:20:21,427 --> 00:20:24,005
‫خل شدی؟ برن یکی از
‫ثروتمندترین آدم‌های نیویورکه.

273
00:20:24,055 --> 00:20:25,840
‫فقط هم ما می‌دونیم آدیسون مرده.

274
00:20:25,890 --> 00:20:27,258
‫می‌تونیم چند هزار دلار بگیریم.

275
00:20:27,308 --> 00:20:29,385
‫اینکه زیر قرارمون با سیلورمین بزنیم
‫خودش فکر خوبیه.

276
00:20:29,435 --> 00:20:32,513
‫موضوع مسخره اونجاست که من
‫ترجیح می‌دم زنده بمونم.

277
00:20:32,563 --> 00:20:34,599
‫تو هر کاری می‌خوای بکن.
‫من که دستم رو شستم.

278
00:20:34,649 --> 00:20:38,227
‫رایلی، بزدل نباش.
‫ثروت از آن دلیران می‌شه.

279
00:20:38,277 --> 00:20:40,196
‫نمی‌بینی چقدر فقیرم؟

280
00:20:45,243 --> 00:20:46,827
‫من اینجام.

281
00:20:49,205 --> 00:20:50,364
‫چطور بود؟

282
00:20:50,414 --> 00:20:51,866
‫به بن‌بست خوردیم.

283
00:20:51,916 --> 00:20:53,075
‫این چطوره؟

284
00:20:53,125 --> 00:20:55,620
‫عه... جالبه.

285
00:20:55,670 --> 00:20:56,704
‫عکس‌های خوبی گرفتی.

286
00:20:56,754 --> 00:20:59,173
‫دست خودم نبود.

287
00:21:00,633 --> 00:21:02,376
‫ولی یه سوالی داشتم.

288
00:21:02,426 --> 00:21:05,346
‫احیانا من دارم خل می‌شم،
‫یا این واقعا شهردار نیویورکه؟

289
00:21:08,641 --> 00:21:10,843
‫من به شما ایمان دارم.

290
00:21:10,893 --> 00:21:13,638
‫به شما زحمتکشان که دنبال
‫لقمه‌ای نان هستید ایمان دارم.

291
00:21:13,688 --> 00:21:17,183
‫به شما زنان متعهد و وفادار ایمان دارم.

292
00:21:17,233 --> 00:21:19,977
‫شهر ما وارد دوران سختی شده.

293
00:21:20,027 --> 00:21:21,854
‫سایه قهرمانانمون کم شده.

294
00:21:21,904 --> 00:21:24,523
‫حس می‌کنیم کسی قرار نیست
‫به داد ما برسه.

295
00:21:24,573 --> 00:21:27,401
‫اما من باور دارم که ما در کنار یکدیگر،
‫می‌تونیم قهرمانان خودمون باشیم.

296
00:21:27,451 --> 00:21:29,570
‫مطمئنید نرفته بود کسی رو ببینه؟

297
00:21:29,620 --> 00:21:32,073
‫همونطور که گفتم، همسر شما...

298
00:21:32,123 --> 00:21:34,241
‫اون شب کاملا تنها بود.

299
00:21:34,291 --> 00:21:37,453
‫ساعت هشت چی؟ ردکلیف رو می‌گم.
‫جریان اون چی بود؟

300
00:21:37,503 --> 00:21:39,747
‫بی‌خیال کارمدی، خوشحال باش.
‫بهت خبرهای خوش دادم.

301
00:21:39,797 --> 00:21:42,458
‫- نه، می‌دونم. فقط...
‫- می‌فهمم.

302
00:21:42,508 --> 00:21:44,377
‫- زندگی زناشویی گاها وحشتناکه.
‫- عه.

303
00:21:44,427 --> 00:21:46,754
‫اینکه سفره دلت رو جلوی
‫شخص دیگه‌ای باز کنی و...

304
00:21:46,804 --> 00:21:48,297
‫جلوش آسیب‌پذیر باشی.

305
00:21:48,347 --> 00:21:50,091
‫من حتی راضی نیستم
‫دستمزدم رو ازت بگیرم.

306
00:21:50,141 --> 00:21:51,509
‫- واقعا؟
‫- آره.

307
00:21:51,559 --> 00:21:54,220
‫برو خونه کارمدی. برو پیش خانم...

308
00:21:54,270 --> 00:21:56,055
‫- دلسوز و متشخصت.
‫- عه.

309
00:21:56,105 --> 00:21:58,641
‫تو که می‌دونی چقدر دوستت داره.

310
00:21:58,691 --> 00:22:00,768
‫- من...
‫- خیلی مرد خوش‌شانسی هستی.

311
00:22:00,818 --> 00:22:02,269
‫- جدی؟
‫- حالا برو خونه.

312
00:22:02,319 --> 00:22:04,021
‫عه...

313
00:22:04,071 --> 00:22:06,273
‫پولش رو لازم داشتیم‌ها.

314
00:22:06,323 --> 00:22:09,777
‫نمی‌دونم خبر داری یا نه.
‫ولی رکود اقتصادی رخ داده.

315
00:22:09,827 --> 00:22:12,863
‫خبر دارم، ولی این قضیه طوری بود
‫که نمی‌خواستم قاطیش بشم.

316
00:22:12,913 --> 00:22:13,864
‫به نظرت کار کی بود؟

317
00:22:13,914 --> 00:22:15,950
‫خدا می‌دونه. لابد یکی که می‌خواد
‫شهردار رو بدنام کنه.

318
00:22:16,000 --> 00:22:18,035
‫اون زنه اگه خانم کارمدی نبود...

319
00:22:18,085 --> 00:22:19,787
‫پس دقیقا کی بود؟

320
00:22:19,837 --> 00:22:21,372
‫تنها چیزی که می‌تونم
‫با قاطعیت بگم...

321
00:22:21,422 --> 00:22:24,175
‫اینه که بدون شک
‫زن اون گرازماهی نیست.

322
00:22:31,390 --> 00:22:34,310
‫دوباره سردرد شدی؟
‫حس شیشمت فعال شد؟

323
00:22:35,227 --> 00:22:36,762
‫بهتره بهش گوش کنی.

324
00:22:36,812 --> 00:22:38,472
‫از وقتی می‌شناسمت ندیدم
‫این حست اشتباه کنه.

325
00:22:38,522 --> 00:22:41,650
‫از خدامه. مشکل اینجاست که دقیقا
‫نمی‌دونم می‌خواد بهم چی بگه.

326
00:22:42,359 --> 00:22:43,402
‫وایستا ببینم.

327
00:22:44,487 --> 00:22:45,738
‫آها، دارم می‌شنوم.

328
00:22:46,614 --> 00:22:47,898
‫داره می‌گه...

329
00:22:47,948 --> 00:22:50,776
‫«حقوق منشیت رو پرداخت کن.»
‫ولی نمی‌تونی.

330
00:22:50,826 --> 00:22:53,028
‫چون کل دستمزد این ماهت رو دادی رفت.

331
00:22:53,078 --> 00:22:53,946
‫تو برای من اولوت داری.

332
00:22:53,996 --> 00:22:56,449
‫باشه، ولی بهتره خیلی زود
‫یه اقدامی براش بکنی.

333
00:22:56,499 --> 00:22:58,909
‫چون تازگی رفته بودم گیمبلز
‫واسه موقعیت فروش مصاحبه کاری کنم.

334
00:22:58,959 --> 00:23:01,662
‫تقصیر شوهرمه.
‫یه عادت زشت داره که هر روز...

335
00:23:01,712 --> 00:23:03,923
‫باید یه غذایی توی شکمش بریزه.

336
00:23:07,510 --> 00:23:10,087
‫بهتر نیست عکس رو به خانمه بفروشیم؟

337
00:23:10,137 --> 00:23:12,131
‫اگه می‌خوای درگیر شهردار نشی،
‫هیچ مشکلی نداره،

338
00:23:12,181 --> 00:23:15,142
‫ولی شاید بتونیم این وسط
‫یه پولی به جیب بزنیم.

339
00:23:16,644 --> 00:23:18,888
‫یعنی باج‌گیری کنیم؟

340
00:23:18,938 --> 00:23:20,473
‫خیلی فکر بدی نیست.

341
00:23:20,523 --> 00:23:22,016
‫- فکر خوبی هم نیست.
‫- آره.

342
00:23:22,066 --> 00:23:23,767
‫ولی فکر بدی هم نیست.

343
00:23:23,817 --> 00:23:25,686
‫آره بابا، شوخی ندارم،

344
00:23:25,736 --> 00:23:27,563
‫تا همین‌جای لباسم خامه‌ای شده بود.

345
00:23:27,613 --> 00:23:31,567
‫دختر، رابی واسه مقاله‌هاش
‫از جون مایه می‌ذاره.

346
00:23:31,617 --> 00:23:33,861
‫یا خدا. چه سر و وضع داغونی داری.

347
00:23:33,911 --> 00:23:35,237
‫در واقع داغون‌تر از همیشه‌ای.

348
00:23:35,287 --> 00:23:37,489
‫- من هم خوشحالم می‌بینمت.
‫- کار مهمت چی بود که گفتی...

349
00:23:37,539 --> 00:23:39,241
‫نمی‌تونی صبر کنی برگردم مرکز شهر؟

350
00:23:39,291 --> 00:23:41,293
‫احیانا تو این زن رو می‌شناسی؟

351
00:23:42,086 --> 00:23:44,580
‫عه؟ شوخیت گرفته؟

352
00:23:44,630 --> 00:23:45,915
‫کت هاردیه دیگه.

353
00:23:45,965 --> 00:23:48,259
‫اگه قدیم بود حتی لازم نبود
‫بیای از من بپرسی.

354
00:23:50,552 --> 00:23:52,554
‫پنج دقیقه وقت دارین. قفسه سومه.

355
00:23:55,474 --> 00:23:57,092
‫الان دنبال چی هستی؟

356
00:23:57,142 --> 00:24:00,304
‫عه، یه بدبخت بیچاره
‫چند شب پیش زمین خورد.

357
00:24:00,354 --> 00:24:02,973
‫رفیقم بهم این سرنخ رو داد
‫که جنازه‌اش داستان داره.

358
00:24:03,023 --> 00:24:04,525
‫گفتم شاید خبر جالبی بشه.

359
00:24:06,610 --> 00:24:08,771
‫شرمنده‌ها، می‌شه اونطرف رو نگاه کنی؟

360
00:24:08,821 --> 00:24:11,857
‫می‌دونی این خانم کت هاردی رو
‫کجا می‌شه گیر آورد؟

361
00:24:11,907 --> 00:24:13,567
‫آره بابا.

362
00:24:13,617 --> 00:24:16,537
‫در حال حاضر ستاره اصلی آلکاوه.

363
00:24:18,831 --> 00:24:21,875
‫عه. واقعا عجیبه‌ها.

364
00:24:23,168 --> 00:24:26,005
‫ببینم، به نظر تو این بابا
‫توی آتیش‎‌سوزی مرده؟

365
00:24:27,464 --> 00:24:30,676
‫به نظر نمیاد، ولی همینطوره.
‫چون خودم شاهد بودم.

366
00:24:32,177 --> 00:24:33,087
‫خب؟

367
00:24:33,137 --> 00:24:34,922
‫هنوز شناسایی نشده؟

368
00:24:34,972 --> 00:24:36,382
‫جیمز آدیسون.

369
00:24:36,432 --> 00:24:38,342
‫گندش بزنن.

370
00:24:38,392 --> 00:24:39,760
‫اگه پزشک قانونی می‌دونه،
‫پلیس می‌فهمه،

371
00:24:39,810 --> 00:24:42,805
‫بعدش سیلورمین می‌فهمه
‫که دوناگل می‌خواست بهش نارو بزنه.

372
00:24:42,855 --> 00:24:45,015
‫اگه می‌شه این خبر رو فعلا کار نکن.

373
00:24:45,065 --> 00:24:47,568
‫می‌خوام به رفیقم هشدار بدم
‫که خودش رو به کشتن نده.

374
00:24:49,611 --> 00:24:52,448
‫چیه؟ میگرنه دیگه.

375
00:24:58,245 --> 00:24:59,989
‫داستان چیه بن؟

376
00:25:00,039 --> 00:25:01,540
‫این بابا ابرقدرت داشته؟

377
00:25:05,294 --> 00:25:06,587
‫عین توئه؟

378
00:25:07,671 --> 00:25:10,883
‫بی‌خیالش شو رابی. دیگه مرده.

379
00:25:13,218 --> 00:25:14,878
‫دوناگل نگفت کی برمی‌گرده؟

380
00:25:14,928 --> 00:25:16,296
‫اصلا هیچ حرفی نزد.

381
00:25:16,346 --> 00:25:18,924
‫حرفی که به تو می‌زنم رو
‫به بقیه هم زدم.

382
00:25:18,974 --> 00:25:22,678
‫اگه دیدیش بهش بگو ساعت نه شب
‫بره پیش بن رایلی توی آلکاو.

383
00:25:22,728 --> 00:25:24,062
‫بهش بگو مهمه.

384
00:25:48,295 --> 00:25:50,297
‫سبک قدیم بده.

385
00:26:06,396 --> 00:26:07,973
‫خانم‌ها و آقایون:

386
00:26:08,023 --> 00:26:09,775
‫کت هاردی.

387
00:26:16,490 --> 00:26:20,986
‫♪ ستاره‌ها بالای سرت... ♪

388
00:26:21,036 --> 00:26:24,289
‫♪ برق می‌زنن. ♪

389
00:26:25,666 --> 00:26:28,961
‫♪ انگار که نسیم شبانه... ♪

390
00:26:30,504 --> 00:26:34,174
‫♪ «عاشقتم» رو زمزمه می‌کنه. ♪

391
00:26:35,467 --> 00:26:37,753
‫♪ پرنده‌ها توی درخت‌های چنار... ♪

392
00:26:37,803 --> 00:26:41,390
‫♪ زیر آواز می‌زنن. ♪

393
00:26:44,059 --> 00:26:47,187
‫♪ می‌گن حتی اگه ذره‌ای شده... ♪

394
00:26:48,772 --> 00:26:52,067
‫♪ خوابم رو ببین. ♪

395
00:26:54,236 --> 00:26:55,604
‫♪ من رو کنارت نگه دار... ♪

396
00:26:55,654 --> 00:26:59,116
‫♪ و بگو که دلت برام تنگ شده. ♪

397
00:27:00,200 --> 00:27:01,902
‫♪ در حالی که تنهام... ♪

398
00:27:01,952 --> 00:27:04,905
‫♪ و توی ناراحتیم غوطه‌ورم... ♪

399
00:27:04,955 --> 00:27:07,074
‫♪ حتی اگه شده یه‌کم... ♪

400
00:27:07,124 --> 00:27:10,877
‫♪ خوابم رو ببین. ♪

401
00:27:10,961 --> 00:27:13,288
‫♪ ده و ربع شده، داریم می‌گیم و می‌خندیم. ♪

402
00:27:13,338 --> 00:27:15,707
‫♪ ولی عین گذشته‌ای توی خیالات واهیه. ♪

403
00:27:15,757 --> 00:27:17,876
‫♪ زیر مهتاب کم‌نور قدم می‌زنیم... ♪

404
00:27:17,926 --> 00:27:20,128
‫♪ و تمام حرف‌هامون رو ♪
‫♪ با افعال ماضی می‌زنیم. ♪

405
00:27:20,178 --> 00:27:22,589
‫♪ از دل شب گرفته تا شبنم صبحگاهی، ♪

406
00:27:22,639 --> 00:27:24,883
‫♪ از سیاه و سفید تا رنگارنگ، ♪

407
00:27:24,933 --> 00:27:26,885
‫♪ عزیزم، اگه کنارت نبودم، ♪

408
00:27:26,935 --> 00:27:29,471
‫♪ من رو عین پاپیونی توی خوابت ببین ♪
‫♪ که خیلی زیبا باشه. ♪

409
00:27:29,521 --> 00:27:32,683
‫♪ ما توی آب‌های آشنای خودمون... ♪

410
00:27:32,733 --> 00:27:37,896
‫♪ داشتیم شنا می‌کردیم. ♪

411
00:27:37,946 --> 00:27:41,858
‫♪ ولی سیلی که از راه افتاده... ♪

412
00:27:41,908 --> 00:27:46,571
‫♪ از جنس توهمه. ♪

413
00:27:46,621 --> 00:27:50,993
‫♪ خوابم رو ببین. انقدر خوابم رو ببین... ♪

414
00:27:51,043 --> 00:27:55,247
‫♪ که تمام نقش و نگار جلوی چشمت بشم. ♪

415
00:27:55,297 --> 00:27:58,333
‫♪ خوابم رو ببین. ♪

416
00:27:58,383 --> 00:28:03,005
‫♪ انقدر خوابم رو ببین ♪
‫♪ که تبدیل به واقعیتت بشم. ♪

417
00:28:03,055 --> 00:28:05,382
‫♪ ولی زیاد خیال‌پردازی نکن. ♪

418
00:28:05,432 --> 00:28:09,678
‫♪ فقط وقتی خواب می‌بینی، ♪
‫♪ یه‌کم هم خواب من رو ببین. ♪

419
00:28:09,728 --> 00:28:11,513
‫♪ می‌خوام حتی ذره‌ای که شده... ♪

420
00:28:11,563 --> 00:28:13,473
‫♪ من رو توی خوابت ببینی. ♪

421
00:28:13,523 --> 00:28:16,852
‫♪ فقط یه‌کم خوابم رو ببین. ♪

422
00:28:16,902 --> 00:28:19,488
‫♪ فقط یه‌کم خوابم رو... ♪

423
00:28:44,971 --> 00:28:48,717
‫دونگال، گندت بزنن. چرا جواب نمی‌دی؟

424
00:28:48,767 --> 00:28:50,268
‫بلندش کن.

425
00:28:51,561 --> 00:28:53,063
‫آم...

426
00:28:55,023 --> 00:28:56,733
‫گمون نکنم کار راحتی باشه.

427
00:28:58,485 --> 00:28:59,986
‫چون مرده.

428
00:29:01,488 --> 00:29:03,240
‫گفته بودم آدمکش کاردست دارم.

429
00:29:17,087 --> 00:29:18,755
‫شرمنده رئیس.

430
00:29:24,261 --> 00:29:25,754
‫شب به خیر رفیق.

431
00:29:25,804 --> 00:29:29,007
‫من دنبال انتقام و تلافی نیستم.

432
00:29:29,057 --> 00:29:32,644
‫پس می‌خوام سریع حرفم رو بزنم، خب؟

433
00:29:36,147 --> 00:29:39,100
‫عه، عه. نمی‌خواد گریه کنی.

434
00:29:39,150 --> 00:29:42,988
‫فقط کافیه بهم بگی آدیسون کجاست.

435
00:29:46,408 --> 00:29:47,576
‫خبر داری؟

436
00:29:50,036 --> 00:29:51,947
‫پرسیدم خبر داری؟

437
00:29:51,997 --> 00:29:55,242
‫خودم... با تیر زدمش.

438
00:29:55,292 --> 00:29:58,453
‫یه‌سری قدرت‌های عجیب داشت.

439
00:29:58,503 --> 00:30:01,248
‫- شعله‌ور می‌شد.
‫- اسم کسی که آدیسون رو...

440
00:30:01,298 --> 00:30:04,426
‫اجیر کرده بود تا من رو بکشه چی بود؟

441
00:30:05,802 --> 00:30:07,504
‫عه...

442
00:30:07,554 --> 00:30:09,381
‫نمی‌دونم.

443
00:30:09,431 --> 00:30:10,640
‫منطقیه.

444
00:30:14,936 --> 00:30:17,097
‫به همین راحتی.

445
00:30:17,147 --> 00:30:18,857
‫تموم شد.

446
00:30:35,623 --> 00:30:36,866
‫برو سردخونه.

447
00:30:36,916 --> 00:30:38,960
‫مطمئن شو آدیسون واقعا مرده.

448
00:30:40,337 --> 00:30:42,122
‫اون یکی کارآگاه عوضیه رو بیارین پیشم.

449
00:30:42,172 --> 00:30:44,666
‫رایلی؟ اون هم بیشتر از این خبر نداره.

450
00:30:44,716 --> 00:30:47,594
‫پس لزومی نداره بخواد نگران بشه، نه؟

451
00:30:53,683 --> 00:30:54,893
‫اجازه هست؟

452
00:30:55,977 --> 00:30:57,312
‫بفرمایید.

453
00:30:59,064 --> 00:31:01,099
‫اجراتون به دلم نشست.

454
00:31:01,149 --> 00:31:02,767
‫لطف داری عزیز.

455
00:31:02,817 --> 00:31:04,811
‫می‌شه جای دیگه‌ای صحبت کنیم؟

456
00:31:04,861 --> 00:31:06,146
‫همین‌جا خوبه.

457
00:31:06,196 --> 00:31:07,647
‫موضوع کاریه.

458
00:31:07,697 --> 00:31:10,150
‫نمی‌دونستم با هم کاری داشتیم، آقای...؟

459
00:31:10,200 --> 00:31:11,276
‫رایلی هستم.

460
00:31:11,326 --> 00:31:13,903
‫مربوط به دیدار دیشبتون از ردکلیفه.

461
00:31:13,953 --> 00:31:15,322
‫فلینت.

462
00:31:15,372 --> 00:31:17,949
‫نه، من می‌خوام کمکتون کنم.

463
00:31:17,999 --> 00:31:18,992
‫عه...

464
00:31:19,042 --> 00:31:21,536
‫آقای رایلی، می‌خوام با دوست عزیزم
‫فلینت مارکو آشنا بشین.

465
00:31:21,586 --> 00:31:23,538
‫- ایشون...
‫- گوریله؟

466
00:31:23,588 --> 00:31:25,248
‫دستت رو می‌کشی؟

467
00:31:25,298 --> 00:31:28,501
‫- آروم.
‫- شامپانزه حرف هم می‌زنه. باورم نمی‌شه.

468
00:31:28,551 --> 00:31:30,386
‫گفتم شاید این به کارتون بیاد.

469
00:31:31,888 --> 00:31:34,007
‫- همه‌چی روبه‌راهه خانم هاردی؟
‫- آره.

470
00:31:34,057 --> 00:31:36,968
‫آقای رایلی مرد محترمی هستن،
‫ولی دیگه دارن تشریف می‌برن.

471
00:31:37,018 --> 00:31:39,012
‫- کی گفته؟
‫- که تشریف می‌برین؟

472
00:31:39,062 --> 00:31:41,514
‫- اینکه محترمم.
‫- صرفا حدس زدم.

473
00:31:41,564 --> 00:31:44,601
‫می‌تونین ثابتش کنین و بدون اینکه
‫فلینت به خودش زحمت بده تشریف ببرین.

474
00:31:44,651 --> 00:31:47,312
‫چون کامل بلد نیست کراواتش رو
‫گره ویندسور بزنه و من هم لاک ناخن زدم.

475
00:31:47,362 --> 00:31:48,863
‫تیزشون هم کردین.

476
00:31:49,823 --> 00:31:51,274
‫فلینت، تو به خودت زحمت نده.

477
00:31:51,324 --> 00:31:54,277
‫خودم دلم می‌خواد بدون اینکه
‫مشت یکیتون چشمم رو از کاسه در بیاره،

478
00:31:54,327 --> 00:31:55,987
‫رفع زحمت کنم.

479
00:31:56,037 --> 00:31:58,573
‫آم، شما یه نگاه دیگه
‫به این عکس بندازین،

480
00:31:58,623 --> 00:32:00,408
‫شاید فردا بتونیم به صرف ناهار
‫درباره قیمت...

481
00:32:00,458 --> 00:32:02,786
‫نگاتیوها صحبت کنیم.
‫حالا که انقدر محترمم،

482
00:32:02,836 --> 00:32:05,997
‫ممکنه حتی شما رو مهمون کنم.

483
00:32:06,047 --> 00:32:07,874
‫انگار خیال کردی خیلی زرنگی.

484
00:32:07,924 --> 00:32:09,876
‫اتفاقا اکثر اوقات خیال می‌کنم...

485
00:32:09,926 --> 00:32:12,003
‫سرم رو توی فر روشن بذارم
‫و این فلاکت رو تموم کنم.

486
00:32:12,053 --> 00:32:13,004
‫چی مانعت می‌شه؟

487
00:32:13,054 --> 00:32:14,806
‫معلومه دیگه. چون ترسوئم.

488
00:32:29,904 --> 00:32:32,315
‫به پسر یتیم پول خرد می‌دین؟

489
00:32:32,365 --> 00:32:34,526
‫کسی دنبالمه؟ لباسش سفیده؟

490
00:32:34,576 --> 00:32:36,995
‫بله آقا. مرسی.

491
00:33:39,974 --> 00:33:42,093
‫این بالا چه نمایی داره.

492
00:33:42,143 --> 00:33:44,637
‫می‌شه همه چراغ‌های جرسی رو دید.

493
00:33:44,687 --> 00:33:46,806
‫اگه می‌شه نگاتیوها رو بده.

494
00:33:46,856 --> 00:33:48,483
‫یه راست سراغ اصل مطلب رفتی؟

495
00:33:50,818 --> 00:33:52,654
‫حتی نمی‌خوای یه نفس تازه کنی؟

496
00:33:53,654 --> 00:33:56,149
‫آقا، برخلاف شغلی که انتخاب کردم،

497
00:33:56,199 --> 00:33:58,318
‫واقعا خوشم نمیاد
‫به کسی صدمه بزنم.

498
00:33:58,368 --> 00:33:59,986
‫پس نزن.

499
00:34:00,036 --> 00:34:02,655
‫من یه همبرگرفروشی خفن می‌شناسم.
‫تا دیروقت بازه.

500
00:34:02,705 --> 00:34:04,290
‫بریم بشینیم. با حرف حلش کنیم.

501
00:34:05,792 --> 00:34:08,661
‫پس گرسنه‌ات نیست.
‫نوشیدنی هم نمی‌خوری؟

502
00:34:08,711 --> 00:34:10,288
‫آخرین فرصتته.

503
00:34:10,338 --> 00:34:12,048
‫مواد هم نمی‌زنی؟

504
00:34:17,553 --> 00:34:19,088
‫چرا حرف نمی‌فهمی؟

505
00:34:19,138 --> 00:34:22,342
‫من که در هر صورت قراره
‫اون نگاتیوها رو بگیرم.

506
00:34:22,392 --> 00:34:25,728
‫- لازم نیست سختش کنی.
‫- دقیقا. پس انقدر بهم مشت نزن.

507
00:34:28,356 --> 00:34:30,608
‫نگاتیوها رو بده وگرنه می‌ندازمت.

508
00:34:34,445 --> 00:34:36,064
‫آخه موضوع اینجاست...

509
00:34:36,114 --> 00:34:37,824
‫که من چندان ترس از ارتفاع ندارم.

510
00:35:32,253 --> 00:35:34,338
‫خدایا...

511
00:35:42,597 --> 00:35:44,015
‫فلینت؟

512
00:37:28,744 --> 00:37:30,246
‫اذیتش نکن.

513
00:37:32,373 --> 00:37:34,784
‫- من کجام؟ ها؟
‫- فلینت؟

514
00:37:34,834 --> 00:37:36,660
‫خوبی؟

515
00:37:36,710 --> 00:37:38,212
‫چی شد؟

516
00:37:39,880 --> 00:37:41,624
‫این چه وضعشه؟

517
00:37:41,674 --> 00:37:44,176
‫لطفا تنهامون بذار.

518
00:37:48,597 --> 00:37:51,392
‫این هم نگاتیوهات. مهمون من باش.

519
00:38:03,362 --> 00:38:04,397
‫باورم نمی‌شه...

520
00:38:04,447 --> 00:38:07,942
‫نگاتیوها رو بهش دادی. مفت و مجانی.

521
00:38:07,992 --> 00:38:09,276
‫به نظرت اغراق نمی‌کنی؟

522
00:38:09,326 --> 00:38:10,611
‫نه بن.

523
00:38:10,661 --> 00:38:12,279
‫اتفاقا واکنش منطقی این شکلیه.

524
00:38:12,329 --> 00:38:14,323
‫چون دارم به محرک عصبیم
‫واکنش فیزیکی می‌دم.

525
00:38:14,373 --> 00:38:16,742
‫همون چیزی که پنج ساله حس نکردی.

526
00:38:16,792 --> 00:38:19,620
‫البته این لامپ منه‌ها.
‫زن عموم بهم داده بود.

527
00:38:19,670 --> 00:38:20,871
‫از مافیا می‌ترسی؟ باشه.

528
00:38:20,921 --> 00:38:22,665
‫نمی‌خوای شهردار عصبی بشه؟ قبول.

529
00:38:22,715 --> 00:38:24,750
‫ولی به خواننده قراردادی می‌بخشی؟

530
00:38:24,800 --> 00:38:27,419
‫من که بهت گفتم به خاطر
‫تخفیف مجازات بود.

531
00:38:27,469 --> 00:38:29,130
‫اون‌قدری که من بهت فضای جبران دادم...

532
00:38:29,180 --> 00:38:30,840
‫باند فرودگاه اون‌قدر بزرگ نیست.

533
00:38:30,890 --> 00:38:33,300
‫ولی اگه یه جایی یکی بهت می‌گه
‫که تصمیم چیه،

534
00:38:33,350 --> 00:38:34,510
‫باید گوش کنی.

535
00:38:34,560 --> 00:38:36,312
‫مگه تصمیم چیه؟

536
00:38:38,105 --> 00:38:39,106
‫بازنشست شده.

537
00:38:40,983 --> 00:38:42,601
‫کت هاردی.

538
00:38:42,651 --> 00:38:45,146
‫ایشون جنت روئیز منشی منه.

539
00:38:45,196 --> 00:38:46,989
‫منشی سابقشم. استعفا دادم.

540
00:38:47,823 --> 00:38:50,659
‫حیف شد. اومده بودم پیشنهاد کاری بدم.

541
00:38:52,786 --> 00:38:54,071
‫دوستم فلینت...

542
00:38:54,121 --> 00:38:55,990
‫همون که دیشب دیدی...

543
00:38:56,040 --> 00:38:57,833
‫غیبش زده.

544
00:38:59,585 --> 00:39:01,036
‫پنجاه دلار باید پیش‌پرداخت بدین.

545
00:39:01,086 --> 00:39:02,588
‫دستمزد روزانه ده دلار
‫به علاوه هزینه جانبیه.

546
00:39:18,145 --> 00:39:20,814
‫دوستم فلینت...
‫همون که دیشب دیدی...

547
00:39:22,733 --> 00:39:23,817
‫غیبش زده.

548
00:39:24,985 --> 00:39:25,978
‫تبدیل به شن شد، نه؟

549
00:39:26,028 --> 00:39:28,280
‫به نظر قضیه خیلی مهم میاد.

550
00:39:29,907 --> 00:39:31,567
‫تو کارآگاهی.

551
00:39:31,617 --> 00:39:32,868
‫پس تحقیق کن.

552
00:39:37,414 --> 00:39:38,866
‫یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌شه.

553
00:39:38,916 --> 00:39:41,585
‫انگار بعضی وقت‌ها یادت می‌ره
‫که این کار راه امرار و معاش منه.

554
00:39:43,712 --> 00:39:44,955
‫بی‌خیال.

555
00:39:45,005 --> 00:39:46,165
‫دقیقا چه خبر شده؟

556
00:39:46,215 --> 00:39:48,000
‫الان نمی‌تونم توضیح خاصی بدم.

557
00:39:48,050 --> 00:39:51,253
‫حالا که تنها آدم فرابشری نیویورک تو نیستی،

558
00:39:51,303 --> 00:39:53,213
‫یهو نمی‌تونی توضیح خاصی بدی؟

559
00:39:53,263 --> 00:39:56,058
‫انگار عنکبوت یادش رفته
‫این شهر رو کی اداره می‌کنه.

560
00:39:57,017 --> 00:39:58,135
‫قراره جنگ بشه.

561
00:39:58,185 --> 00:39:59,770
‫می‌خوام کمکم کنی.

562
00:40:00,479 --> 00:40:02,648
‫ما یکی رو داریم که هیچکس جلودارش نیست.

563
00:40:10,781 --> 00:40:12,858
‫- عنکبوت چی می‌شه؟
‫- عنکبوت؟

564
00:40:12,908 --> 00:40:14,193
‫قشنگ بود.

565
00:40:14,243 --> 00:40:17,071
‫ببین، شاید... شاید، شاید، شاید...

566
00:40:17,121 --> 00:40:19,406
‫که عنکبوت هم یکی عین بقیه باشه.

567
00:40:19,456 --> 00:40:21,041
‫تا حالا به این موضوع فکر کردین؟

568
00:40:25,087 --> 00:40:26,580
‫نرخ جنایت سر به فلک کشیده.

569
00:40:26,630 --> 00:40:28,123
‫باید نظم توی شهر حاکم بشه.

570
00:40:28,173 --> 00:40:29,383
‫گزینه داریم.

571
00:40:30,050 --> 00:40:31,427
‫فقط کافیه انتخابش کنی.

572
00:40:42,521 --> 00:40:44,348
‫دیدی؟

573
00:40:44,398 --> 00:40:47,025
‫یه جوری پرتش کردم که رفت...

574
00:40:53,115 --> 00:40:56,243
‫این بخشی از منه که ای کاش وجود نداشت.

575
00:40:59,455 --> 00:41:01,240
‫چون اگه قدرتی نباشه،

576
00:41:01,290 --> 00:41:03,292
‫مسئولیتی به همراهش نمیاد.