1
00:00:06,047 --> 00:00:08,550
‫[آنچه گذشت...]

2
00:00:09,426 --> 00:00:11,386
‫اون چیه؟

3
00:00:11,469 --> 00:00:14,222
‫ابرقدرت‌دارها رو به آدم‌های احمق معمولی تبدیل می‌کنه.

4
00:00:14,305 --> 00:00:15,557
‫تو از وقتی روبی مُرد

5
00:00:15,640 --> 00:00:18,309
‫اوضاع خرابی داشتی،
‫و هیچوقت هم روبراه نشدی.

6
00:00:18,393 --> 00:00:21,062
‫الان فرصتش رو داری که خودت رو
‫از این وضع نجات بدی.

7
00:00:21,146 --> 00:00:22,063
‫باید...

8
00:00:22,147 --> 00:00:23,064
‫به همه‌شون تزریق کنم.

9
00:00:23,148 --> 00:00:26,401
‫وقتی اونا به حالت قبل برگشتن،
‫نوبت خودمه.

10
00:00:26,484 --> 00:00:28,236
‫دیگه کهنه‌سرباز مریضی درکار نیست،

11
00:00:28,319 --> 00:00:30,238
‫دیگه زجر کشیدن درکار نیست،
‫دیگه عنکبوتی درکار نیست.

12
00:00:31,990 --> 00:00:33,199
‫اینا چیه؟

13
00:00:33,283 --> 00:00:35,035
‫همه‌شون مردن؟

14
00:00:35,118 --> 00:00:36,494
‫ما به آزمایشگاه دکتر رفتیم.

15
00:00:36,578 --> 00:00:38,413
‫- هرگز درمانی وجود نداشت.
‫- تو که نمی‌دونی.

16
00:00:38,496 --> 00:00:41,166
‫من به سیلورمین نمیگم.
‫ولی اون باهوشه.

17
00:00:41,249 --> 00:00:42,709
‫در نهایت می‌فهمه چیکار کردی.

18
00:00:52,010 --> 00:00:53,136
‫نه، الان نه.
‫زود باش.

19
00:00:57,807 --> 00:00:59,184
‫سوار شو!
‫بجنب! بجنب! بجنب!

20
00:00:59,267 --> 00:01:00,602
‫بزن بریم!

21
00:01:02,228 --> 00:01:04,230
‫- نباید ببریمش پیش دکتر؟
‫- نه.

22
00:01:04,314 --> 00:01:05,440
‫فقط باید استراحت کنه.

23
00:01:05,523 --> 00:01:07,275
‫این چه کوفتیه؟

24
00:01:07,358 --> 00:01:09,069
‫هرچی که هست،
‫اون گنده‌بک رو از کار انداخت.

25
00:01:09,152 --> 00:01:10,612
‫چیکار کنیم، رئیس؟

26
00:01:10,695 --> 00:01:13,364
‫ما عنکبوت رو پیدا می‌کنیم.

27
00:01:13,448 --> 00:01:14,908
‫- بن رایلی رو برام بیارید.
‫- بن رایلی رو برام بیارید.

28
00:01:22,040 --> 00:01:27,045
‫«ترجمه از تورج و کیارش»

29
00:01:30,048 --> 00:01:31,633
‫این نخاله‌ها رو ببین.

30
00:01:32,759 --> 00:01:34,719
‫سردرگم هستن.

31
00:01:34,803 --> 00:01:37,263
‫می‌دونی، منم یه روزی مثل اونا بودم.

32
00:01:38,139 --> 00:01:40,391
‫اونا نادانن، خودشون هم خبر ندارن.

33
00:01:40,475 --> 00:01:44,521
‫هر روز خدا، به حرف رهبران گوش میدن.

34
00:01:44,604 --> 00:01:46,439
‫خدایا، اصلا شده خفه‌خون بگیری؟

35
00:01:46,523 --> 00:01:48,108
‫نه.

36
00:01:48,191 --> 00:01:51,194
‫چرا باید لحظه‌ای از عظمت‌ام رو
‫از دنیا دریغ کنم؟

37
00:01:51,277 --> 00:01:53,029
‫آره، خب...

38
00:01:53,113 --> 00:01:55,573
‫سقوط در راهه.
‫تو هنوز حسش نمی‌کنی.

39
00:01:55,657 --> 00:01:57,450
‫از جانب خودت حرف بزن.

40
00:01:57,534 --> 00:01:58,785
‫من که مدام دارم قوی‌تر می‌شم.

41
00:02:05,834 --> 00:02:07,585
‫همچین مواقعی.

42
00:02:08,586 --> 00:02:11,047
‫بهم فرصت تأمل کردن میدن.

43
00:02:11,631 --> 00:02:13,383
‫خیلی این کارو نمی‌کنم.

44
00:02:13,466 --> 00:02:16,469
‫معمولا از اون آدم‌های خودستا نیستم، ولی...

45
00:02:17,387 --> 00:02:19,305
‫خدایا، کاش می‌دونستی من کجا بزرگ شدم.

46
00:02:21,099 --> 00:02:23,476
‫گرسنگی، کمبود.

47
00:02:25,645 --> 00:02:28,106
‫من قبل از به دنیا اومدنم
‫دوتا برادر از دست دادم.

48
00:02:30,066 --> 00:02:31,985
‫چیزی که تجربه کردم دیوانگی بود.

49
00:02:35,446 --> 00:02:37,782
‫می‌دونی فرق بین من و اون همه آدم فاسد دیگه‌ای

50
00:02:37,866 --> 00:02:39,200
‫که از اون دوران پیداشون شد چیه؟

51
00:02:40,285 --> 00:02:42,996
‫من دلِ یه آدم شرط‌ بند رو داشتم،
‫به همین سادگی.

52
00:02:43,079 --> 00:02:45,707
‫یه نقطه قوت...

53
00:02:45,790 --> 00:02:48,334
‫دغل‌بازی یا بی‌رحمی نیست.

54
00:02:49,836 --> 00:02:51,004
‫فقط شهامتـه.

55
00:02:55,175 --> 00:02:56,718
‫و بی‌قراری.

56
00:02:56,801 --> 00:02:58,386
‫هیچوقت کافی نبود.

57
00:02:58,469 --> 00:02:59,637
‫هرگز نمی‌تونستم دست بردارم،

58
00:02:59,721 --> 00:03:01,723
‫هیچوقت خیالم راحت نشد.

59
00:03:07,395 --> 00:03:09,397
‫این توصیه من به توئه.

60
00:03:14,235 --> 00:03:15,612
‫"هیچوقت خیالم رو راحت نکنم"؟

61
00:03:15,695 --> 00:03:18,198
‫هیچوقت راضی نباش.

62
00:03:18,281 --> 00:03:19,657
‫چیزی که بهت دادن رو قبول نکن.

63
00:03:19,741 --> 00:03:22,368
‫چون هیچکس چیزی که می‌خوای
‫رو بهت نمیده.

64
00:03:22,452 --> 00:03:25,580
‫چیزی که می‌خوان رو
‫بنا به دلایل خودشون بهت میدن.

65
00:03:31,878 --> 00:03:33,546
‫دیگه این حرفا کافیه.

66
00:03:33,630 --> 00:03:35,173
‫داستان‌ تعریف کردن تموم شد.

67
00:03:37,091 --> 00:03:38,760
‫باید برم دستشویی.

68
00:03:39,760 --> 00:03:49,760
.:: ارائـــه شـده توسـط وبســایت مووی شو  ::.
 M O V I E S H O . C O M

69
00:04:00,240 --> 00:04:01,866
‫کت‌ام. باید ببینمت.

70
00:04:17,257 --> 00:04:19,425
‫خدا رو شکر.
‫نگران بودم که مبادا...

71
00:04:19,509 --> 00:04:22,303
‫این به خاطر بنـه.

72
00:04:23,137 --> 00:04:25,056
‫حقم بود.

73
00:04:25,139 --> 00:04:27,141
‫و اینم به خاطر خودمه.

74
00:04:28,309 --> 00:04:30,687
‫بن همه‌چیزش رو برات به خطر انداخت،

75
00:04:30,770 --> 00:04:32,522
‫و تو با همین بهش نارو زدی.

76
00:04:32,605 --> 00:04:35,191
‫اون دکتر تیکه تیکه‌اش کرد.

77
00:04:35,275 --> 00:04:36,484
‫قسم می‌خورم که نمی‌دونستم

78
00:04:36,567 --> 00:04:37,902
‫می‌خواد بهش صدمه بزنه.

79
00:04:37,986 --> 00:04:40,113
‫فکر کردم اینطوری به صلاحه.

80
00:04:40,196 --> 00:04:42,949
‫بن خودش بهم گفت که نمی‌خواد...

81
00:04:43,032 --> 00:04:44,325
‫اوه.

82
00:04:44,409 --> 00:04:46,828
‫اوه، پس الان به نگه داشتن رازش اهمیت میدی؟

83
00:04:47,620 --> 00:04:51,457
‫تصمیمش با تو نبود که راجع‌به بن
‫به فابر بگی.

84
00:04:52,542 --> 00:04:53,793
‫می‌تونم براش جبران کنم.

85
00:04:53,876 --> 00:04:54,961
‫اوه، این دیگه تهش بود، عزیز جون.

86
00:04:55,044 --> 00:04:56,587
‫نه، قول میدم.
‫فقط باید بهم اعتماد کنی.

87
00:04:56,671 --> 00:04:58,172
‫آره، قبلا یه بار بهت اعتماد کردم.

88
00:04:58,256 --> 00:05:00,133
‫تو یه دروغگویی.

89
00:05:00,216 --> 00:05:01,509
‫حقه‌بازی.

90
00:05:01,592 --> 00:05:02,927
‫اونو کار به خاطر عشق کردم.

91
00:05:03,011 --> 00:05:04,262
‫به خاطر عشق کی؟

92
00:05:05,346 --> 00:05:06,597
‫فلینت.

93
00:05:12,353 --> 00:05:14,355
‫ولی بن مرد خوبیه.

94
00:05:16,274 --> 00:05:17,900
‫قول میدم که می‌تونم براش جبران کنم.

95
00:05:19,277 --> 00:05:20,528
‫چطوری؟

96
00:05:21,487 --> 00:05:24,741
‫اگه پادزهر رو بهم بده،
‫می‌تونم به فلینت و دِرک تزریقش کنم.

97
00:05:25,825 --> 00:05:28,411
‫می‌تونم بدون اینکه کسی شک کنه
‫بهشون نزدیک بشم.

98
00:05:29,495 --> 00:05:30,955
‫و تصمیمش هم با تو نیست.

99
00:05:31,039 --> 00:05:32,790
‫بن خودش می‌تونه برای خودش تصمیم بگیره.

100
00:05:38,671 --> 00:05:40,506
‫می‌دونی، من داشتم فکر می‌کردم.

101
00:05:40,590 --> 00:05:41,841
‫کی ازت خواست؟

102
00:05:41,924 --> 00:05:43,843
‫ببین مشکل هم همینه.

103
00:05:45,011 --> 00:05:47,889
‫وقتی همه قدرت‌ها دست ماست

104
00:05:47,972 --> 00:05:50,016
‫چرا داریم کارهای این پیرمرد رو انجام می‌دیم؟

105
00:05:50,099 --> 00:05:52,101
‫اونو واسه چی نیاز داریم؟

106
00:05:52,185 --> 00:05:54,228
‫گمونم تو به وفاداری اعتقاد نداری.

107
00:05:54,312 --> 00:05:57,148
‫وفاداری. وفاداری.

108
00:05:57,231 --> 00:05:58,983
‫چیزی که تو بهش "وفاداری" میگی،

109
00:05:59,067 --> 00:06:00,777
‫من بهش "شستشوی مغزی" میگم.

110
00:06:02,153 --> 00:06:04,989
‫خدمت کردن به سیلورمین در مقایسه با سودی که اون می‌بره،
‫چه سودی برای ما داره، ها؟

111
00:06:07,575 --> 00:06:09,327
‫اگه تو از دستوراتش پیروی نمی‌کردی

112
00:06:09,410 --> 00:06:12,163
‫اون چقدر در قبال تو وفادار می‌موند؟

113
00:06:12,246 --> 00:06:14,874
‫می‌دونی چیه؟
‫نمی‌خواد جواب بدی.

114
00:06:14,957 --> 00:06:16,834
‫از رفیق قدیمیت وینستون می‌پرسیم.

115
00:06:16,918 --> 00:06:18,961
‫اوه، صبر کن. نمی‌تونیم.
‫اون مرده.

116
00:06:21,339 --> 00:06:22,799
‫هوم؟

117
00:06:23,424 --> 00:06:24,717
‫اون منشی‌اش نیست؟

118
00:06:24,801 --> 00:06:26,052
‫اوه، آره.

119
00:06:26,135 --> 00:06:27,929
‫خوشگله.

120
00:06:38,481 --> 00:06:40,650
‫کجا بودی؟
‫آدم‌ها همه‌جا رو دنبالت می‌گشتن.

121
00:06:40,733 --> 00:06:42,443
‫باید بگی آدم‌ها داشتن می‌گشتن.

122
00:06:42,527 --> 00:06:44,737
‫و دقیقا چه آدم‌هایی؟

123
00:06:44,821 --> 00:06:46,364
‫برای شروع رابی.

124
00:06:46,447 --> 00:06:47,782
‫بن توی خونه اونه.

125
00:06:47,865 --> 00:06:50,993
‫رابی میگه اوضاعش خرابه.

126
00:06:51,077 --> 00:06:54,122
‫میگه که. میگه... که.

127
00:06:54,205 --> 00:06:56,082
‫- چی؟
‫- که.

128
00:06:56,165 --> 00:06:57,708
‫تصمیم آخرت رو بگیر.

129
00:07:02,463 --> 00:07:03,756
‫- تحقیقات رایلی...
‫- جنت، عزیز.

130
00:07:03,840 --> 00:07:05,133
‫اوه. سلام، هنک.

131
00:07:05,216 --> 00:07:08,344
‫از من نشنیدی‌ها، ولی رئیست رایلی
‫توی بد دردسری افتاده.

132
00:07:08,428 --> 00:07:09,846
‫نمی‌دونم چیکار کرده،

133
00:07:09,929 --> 00:07:11,806
‫ولی تمام پاسگاه‌های شهر دارن دنبالش می‌گردن.

134
00:07:11,889 --> 00:07:13,307
‫دستور مستقیما از شهردار اومده.

135
00:07:13,391 --> 00:07:15,143
‫مراقب خودت باش، عزیز.

136
00:07:15,226 --> 00:07:17,228
‫ممنون، هنک.

137
00:07:17,311 --> 00:07:19,439
‫بس کن.
‫و همینجا بمون.

138
00:07:30,908 --> 00:07:33,411
‫حالا، اگه من کارگردان صحنه بودم،

139
00:07:33,494 --> 00:07:36,831
‫به اون می‌گفتم "عجله داشتن برای دیدن کسی".

140
00:07:36,914 --> 00:07:38,249
‫هوم. آره.

141
00:07:50,219 --> 00:07:52,472
‫- بیمار چطوره؟
‫- زنده‌ست.

142
00:07:52,555 --> 00:07:54,390
‫ولی هنوز قدرت‌هاش برنگشته.

143
00:07:54,474 --> 00:07:55,808
‫به استراحت بیشتری نیاز داره.

144
00:07:55,892 --> 00:07:57,602
‫هنوزم شبیه یه موز می‌مونی.

145
00:07:58,686 --> 00:07:59,937
‫یه موز زیاد رسیده.

146
00:08:00,021 --> 00:08:01,314
‫کبودی‌هات واقعا دارن به چشم میان،

147
00:08:01,397 --> 00:08:03,274
‫- ها؟
‫- آره، حتما.

148
00:08:04,400 --> 00:08:05,568
‫حالت چطوره؟

149
00:08:05,651 --> 00:08:07,069
‫بدتر از ظاهرم.

150
00:08:07,153 --> 00:08:08,237
‫طرف مقابل چطوره؟

151
00:08:08,321 --> 00:08:09,489
‫توی راه آبشارهای نیاگاراست...

152
00:08:09,572 --> 00:08:10,823
‫به همراه مادرش.

153
00:08:12,867 --> 00:08:14,911
‫گوش کن، باید یه چیزی بهت بگم.

154
00:08:15,912 --> 00:08:17,572
‫کت ازم خواست برم دیدنش.

155
00:08:17,622 --> 00:08:19,290
‫چی؟ کِی؟

156
00:08:19,373 --> 00:08:22,668
‫امروز عصر. می‌خواد پادزهر رو بهش بدی
‫تا بتونه به فلینت...

157
00:08:22,752 --> 00:08:23,961
‫و به اون یکی... لیندن تزریق کنه.

158
00:08:24,045 --> 00:08:26,422
‫گفت می‌تونه به قدر کافی بهشون نزدیک بشه
‫و اصلا هم انتظارش رو ندارن.

159
00:08:26,506 --> 00:08:28,090
‫آدم یه بار گول می‌خوره.

160
00:08:28,174 --> 00:08:29,550
‫نمی‌دونم.

161
00:08:30,384 --> 00:08:32,094
‫همچین فکر بدی هم نیست.

162
00:08:32,178 --> 00:08:33,721
‫چند بار لانی زدت توی سرت؟

163
00:08:33,804 --> 00:08:35,223
‫اون زن تازه بهت نارو زد.

164
00:08:35,306 --> 00:08:36,682
‫اونوقت به نظرت چرا اون کارو کرد؟

165
00:08:36,766 --> 00:08:37,767
‫به خاطر فلینت.

166
00:08:37,850 --> 00:08:40,394
‫- خودش بهم گفت.
‫- درسته. می‌خواد فلینت رو نجات بده.

167
00:08:40,478 --> 00:08:43,147
‫اگه باور داشته باشه که این کمکش می‌کنه،
‫شک نکن انجامش میده.

168
00:08:46,317 --> 00:08:47,268
‫کیه؟

169
00:08:47,318 --> 00:08:48,277
‫خوک کوچولوها،

170
00:08:48,361 --> 00:08:50,238
‫- خوک کوچولوها...
‫- لیدنـه.

171
00:08:50,321 --> 00:08:52,281
‫- در رو باز کنید.
‫- اینجا چیکار داره؟

172
00:08:52,365 --> 00:08:55,993
‫وگرنه داد و بیداد می‌کنم.

173
00:08:56,077 --> 00:08:58,329
‫و خونه‌تون رو می‌فرستم روی هوا.

174
00:08:59,330 --> 00:09:01,123
‫ممنون. ممنون.

175
00:09:01,207 --> 00:09:03,209
‫متشکر.

176
00:09:07,296 --> 00:09:09,423
‫- قیافه‌ات افتضاحه.
‫- خب که چی؟

177
00:09:09,507 --> 00:09:11,634
‫آره، خب که چی؟
‫اینو به گیلگود بگو.

178
00:09:11,717 --> 00:09:14,345
‫یارو گفت که چانه من
‫مثل پشت الاغـه.

179
00:09:17,557 --> 00:09:19,809
‫چرا حس می‌کنم که قبلا دیدمت؟

180
00:09:19,892 --> 00:09:21,469
‫چون قبلا همدیگه رو دیدیم،
‫چند شب پیش،

181
00:09:21,519 --> 00:09:23,145
‫توی پنت‌هاوس سیلورمین.

182
00:09:23,229 --> 00:09:24,897
‫ترانه بازیگری رو برات خوندم.

183
00:09:24,981 --> 00:09:26,232
‫چیه؟ خوشت نیومد؟

184
00:09:26,315 --> 00:09:29,151
‫نه، نه، نه، نه.
‫منظورم قبل از اونه.

185
00:09:29,235 --> 00:09:31,153
‫شاید با زن آدم اشتباهی سروکار داشتی.

186
00:09:31,237 --> 00:09:33,573
‫- هوم.
‫- خب، چه اتفاقی...

187
00:09:33,656 --> 00:09:34,740
‫برات افتاده؟

188
00:09:34,824 --> 00:09:36,826
‫از شوهر زن مورد نظر عکس گرفتم.

189
00:09:36,909 --> 00:09:38,953
‫- هوم.
‫- چی می‌خواید؟

190
00:09:39,829 --> 00:09:42,248
‫اونو. پاشو.

191
00:09:42,331 --> 00:09:44,041
‫رئیس می‌خواد باهات حرف بزنه.

192
00:09:45,084 --> 00:09:47,587
‫از اون لحاظ حرف بزنه؟
‫یا همون حرف زدن معمولیه؟

193
00:09:47,670 --> 00:09:50,631
‫می‌خوام بدونم باید چه‌جور خداحافظی‌ای
‫با دوست‌هام بکنم.

194
00:09:50,715 --> 00:09:52,091
‫فکر نکنم فعلا لازم باشه

195
00:09:52,174 --> 00:09:53,843
‫سه چیزی که از دار دنیا داری
‫رو تقسیم کنی.

196
00:09:53,926 --> 00:09:55,177
‫حالا پاشو.

197
00:09:58,764 --> 00:10:00,308
‫خیلی‌خب، دارم میام.

198
00:10:00,391 --> 00:10:03,561
‫دارم میام.
‫فقط می‌خوام قبلش پالتوم رو بردارم.

199
00:10:12,445 --> 00:10:14,780
‫نگران نباش.
‫خودمون گرم نگهت می‌داریم.

200
00:12:06,517 --> 00:12:07,601
‫هی، رایلی،

201
00:12:07,685 --> 00:12:09,395
‫به حرفام گوش میدی؟

202
00:12:10,354 --> 00:12:13,315
‫قضیه اینه که، می‌تونستی ازم بخوای.

203
00:12:13,399 --> 00:12:14,608
‫فکر می‌کردم رفیقیم.

204
00:12:14,692 --> 00:12:16,110
‫معلومه که رفیقیم،

205
00:12:16,193 --> 00:12:19,280
‫ولی یکم فوری بود.

206
00:12:19,363 --> 00:12:23,617
‫نباید بذارم دوستت توی شهر بگرده
‫و برتری‌های منو از کار بندازه.

207
00:12:23,701 --> 00:12:27,997
‫پس با زبون خوش ازت می‌خوام که تلفن رو برداری
‫و با دوست عنکبوتت تماس بگیری.

208
00:12:38,591 --> 00:12:40,301
‫نه، فکر نکنم این کارو بکنم.

209
00:12:40,384 --> 00:12:41,761
‫ببخشید؟

210
00:12:41,844 --> 00:12:44,096
‫حوصله ندارم با عنکبوت حرف بزنم.

211
00:12:44,180 --> 00:12:46,348
‫حقیقت اینه که، یه جورایی حرف زدن باهاش سخته،

212
00:12:46,432 --> 00:12:47,767
‫مخصوصا پای تلفن.

213
00:12:47,850 --> 00:12:51,061
‫هی رفیق، میشه ماسکت رو برداری
‫تا آدم صدات رو بشنوه؟

214
00:12:52,229 --> 00:12:53,939
‫این یه جور شوخیه؟

215
00:12:54,023 --> 00:12:55,691
‫یه جور شوخ‌طبعی‌ای که من نمی‌فهمم؟

216
00:12:55,775 --> 00:12:58,360
‫نه، جدی میگم.
‫خدایی نصف حرفایی که...

217
00:12:58,444 --> 00:13:00,196
‫از دهنش بیرون میان رو نمی‌فهمم.

218
00:13:00,279 --> 00:13:02,948
‫خب، خودت که دیدیش.
‫اون یه جوراب مسخره سرش می‌کنه.

219
00:13:03,032 --> 00:13:05,534
‫- هوم.
‫- اولین بار که همدیگه رو دیدیم بهت گفتم...

220
00:13:05,618 --> 00:13:07,745
‫که ممکنه یه روزی
‫زبونت سرت رو به باد بده.

221
00:13:09,705 --> 00:13:11,916
‫امروز ممکنه همون روز باشه.

222
00:13:11,999 --> 00:13:14,001
‫نه. تو بهم نیاز داری.

223
00:13:14,084 --> 00:13:15,503
‫این یه مذاکره‌ست.

224
00:13:15,586 --> 00:13:18,506
‫تو به عنکبوت نیاز داری.
‫به همین دلیل، به من نیاز داری.

225
00:13:18,589 --> 00:13:21,091
‫این خود به خود...
‫[به زبان لاتین]

226
00:13:21,175 --> 00:13:22,343
‫خب، من که لاتین بلد نیستم.

227
00:13:23,344 --> 00:13:26,514
‫تازشم، شنیدم که شهردار موریس هم

228
00:13:26,597 --> 00:13:28,390
‫به آقای عنکبوت علاقه‌مند هست.

229
00:13:28,474 --> 00:13:30,976
‫پس عجب، هر دو طرف آدم‌های پولداری‌ان.

230
00:13:31,060 --> 00:13:34,146
‫یه کارآگاه خصوصی بخت برگشته
‫می‌خواد چیکار کنه؟

231
00:13:39,777 --> 00:13:41,570
‫پس باشه، 500 دلار.

232
00:13:41,654 --> 00:13:44,198
‫اوه، رقمی که من بهش فکر می‌کنم
‫با پنج شروع میشه،

233
00:13:44,281 --> 00:13:45,699
‫ولی آخرش صد نیست.

234
00:13:45,783 --> 00:13:46,992
‫هوم؟

235
00:13:47,076 --> 00:13:49,620
‫مراقب باش، دوست من.

236
00:13:49,703 --> 00:13:53,040
‫می‌خوای بهت پول بدم، ولی دلت می‌خواد
‫بعدش هم به زندگی ادامه بدی؟

237
00:13:53,123 --> 00:13:54,333
‫دقیقا هم درسته.

238
00:13:54,416 --> 00:13:56,877
‫من می‌خوام زندگی کنم، یعنی واقعا زندگی کنم
‫و این پول می‌خواد.

239
00:13:56,961 --> 00:13:59,129
‫اولش توی فکر سانتورینی بودم،

240
00:13:59,213 --> 00:14:01,257
‫ولی نه، حالا تصمیم فرانسه‌ست.

241
00:14:01,340 --> 00:14:03,676
‫حس عاشقانه و امنی داره.

242
00:14:03,759 --> 00:14:05,511
‫حتی برای منی که زبون‌درازم.

243
00:14:05,594 --> 00:14:06,887
‫هزار دلار.

244
00:14:06,971 --> 00:14:08,889
‫حتی اگه می‌گفتم ده هزار دلار
‫بازم برات عددی نبود.

245
00:14:08,973 --> 00:14:10,349
‫مهم اصول کاره، آقا.

246
00:14:10,432 --> 00:14:12,059
‫به قول خودت، داریم مذاکره می‌کنیم.

247
00:14:12,142 --> 00:14:13,561
‫- سه هزارتا.
‫- دو هزارتا.

248
00:14:13,644 --> 00:14:14,854
‫قبوله.

249
00:14:14,937 --> 00:14:16,981
‫باشه.
‫حالا که این حل و فصل شد، کت،

250
00:14:17,064 --> 00:14:19,441
‫لطف کن و یه لیوان از نوشیدنی سبز

251
00:14:19,525 --> 00:14:21,026
‫برای من و آقای بِرن بریز.

252
00:14:21,110 --> 00:14:22,820
‫یه تلفن برای این مرد بیارید.

253
00:14:29,285 --> 00:14:30,369
‫حاضر بودم با هزار دلار هم انجامش بدم.

254
00:14:30,452 --> 00:14:32,413
‫منم با کمال میل ده هزارتا می‌دادم.

255
00:14:36,834 --> 00:14:37,751
‫داره زنگ می‌خوره.

256
00:14:38,544 --> 00:14:39,545
‫آره، سلام.
‫بن‌ام.

257
00:14:39,628 --> 00:14:42,631
‫آره، می‌دونم، می‌دونم.
‫ببخشید که اینقدر دیروقت زنگ زدم.

258
00:14:42,715 --> 00:14:43,966
‫چی؟

259
00:14:44,049 --> 00:14:46,135
‫چیکار کردی؟

260
00:14:46,218 --> 00:14:47,803
‫این معرکه‌ست.

261
00:14:47,887 --> 00:14:49,972
‫باشه. خب، گوش کن،
‫من اینجا پیش سیلورمین‌ام.

262
00:14:50,055 --> 00:14:52,224
‫بهش بگو که سر اون روز
‫هیچ کدورتی وجود نداره.

263
00:14:52,308 --> 00:14:54,226
‫آدم باید گذشته‌ها رو فراموش کنه.

264
00:14:54,310 --> 00:14:56,687
‫- بهش بگو.
‫- میگه می‌خواد بدونی که...

265
00:14:56,770 --> 00:14:59,315
‫بابت اون روز هیچ کدورتی وجود نداره.

266
00:14:59,398 --> 00:15:00,608
‫در مورد فراموشی گذشته هم بهش بگو.

267
00:15:00,691 --> 00:15:03,819
‫و اینکه آدم باید گذشته‌ها رو...

268
00:15:03,903 --> 00:15:05,154
‫یه چیزی توی این مایه‌ها
‫و من...

269
00:15:05,237 --> 00:15:07,239
‫بهش بگو که فقط می‌خوام یه صحبت کوچیک باهاش بکنم.

270
00:15:07,323 --> 00:15:08,574
‫فقط می‌خواد یه صحبت کوچیک باهات بکنه.

271
00:15:08,657 --> 00:15:09,692
‫- بهش بگو...
‫- اوه. می‌دونی چیه؟

272
00:15:09,742 --> 00:15:10,826
‫خودت بهش بگو.

273
00:15:15,706 --> 00:15:17,833
‫جناب آقای عنکبوت.

274
00:15:19,293 --> 00:15:21,211
‫اوهوم. آها.

275
00:15:21,295 --> 00:15:23,631
‫خب، اینو میشه در نظر گرفت،

276
00:15:23,714 --> 00:15:27,259
‫در رابطه با تمام اطلاعات کشف شده‌ی مرتبط تا به الان.

277
00:15:28,260 --> 00:15:30,429
‫آخه چرا داری اینطوری حرف می‌زنی؟

278
00:15:30,512 --> 00:15:32,222
‫دارم مثل بن حرف می‌زنم.

279
00:15:34,350 --> 00:15:36,602
‫جان بن رایلی، دیگه چی؟

280
00:15:36,685 --> 00:15:40,147
‫نمی‌خوام اهمیت اون رابطه رو
‫دستِ ‌بالا بگیری.

281
00:15:43,275 --> 00:15:44,485
‫آها.

282
00:15:45,945 --> 00:15:47,655
‫باشه، منصفانه‌ست.

283
00:15:47,738 --> 00:15:49,198
‫میام.

284
00:15:51,241 --> 00:15:52,534
‫چیه؟

285
00:15:52,618 --> 00:15:54,078
‫پادزهر رو می‌خواد.

286
00:15:55,037 --> 00:15:57,831
‫ولی می‌خواد که عنکبوت
‫پادزهر رو براش ببره.

287
00:15:59,083 --> 00:15:59,867
‫- داره میاد.
‫- عالیه.

288
00:15:59,917 --> 00:16:00,709
‫و حالا، جناب،

289
00:16:00,793 --> 00:16:02,753
‫اگه مشکلی نیست،
‫دو هزار دلارم رو بده.

290
00:16:02,836 --> 00:16:05,589
‫یا به قول فرانسوی‌ها،
‫من "سیسل بی...

291
00:16:05,673 --> 00:16:06,840
‫دیخ میخ ام" رو می‌خوام.

292
00:16:06,924 --> 00:16:08,008
‫باحال بود،

293
00:16:08,092 --> 00:16:11,220
‫ولی پول بابت تحویل دادن عنکبوت بود،
‫نه بابت تلفن زدن.

294
00:16:11,303 --> 00:16:14,723
‫اوه باشه، پس در این صورت،
‫یه نوشیدنی دیگه چطوره؟

295
00:16:14,807 --> 00:16:17,726
‫دیگه اونجا چی دارید که مردم معمولی پولش رو ندارن؟

296
00:16:17,810 --> 00:16:19,353
‫چطوره این بار یه نوشیدنی آمریکایی باشه؟

297
00:16:19,436 --> 00:16:22,272
‫شاید یه جور شربت،
‫یا به قدر کافی برات باکلاس نیست؟

298
00:16:22,356 --> 00:16:24,233
‫شرط می‌بندم که عنکبوت نمیاد.

299
00:16:24,316 --> 00:16:25,943
‫در اینکه عاقلانه‌ست نیاد، شکی نیست.

300
00:16:26,026 --> 00:16:27,778
‫اصلا چرا دنبال عنکبوتی؟

301
00:16:27,861 --> 00:16:29,405
‫دیگه یه جورایی سنی ازش گذشته،
‫قبول نداری؟

302
00:16:29,488 --> 00:16:30,656
‫نمی‌دونم چرا همچین حرفی می‌زنی.

303
00:16:30,739 --> 00:16:32,783
‫به نظر من که فوق‌العاده روی فرمه.

304
00:16:32,866 --> 00:16:35,411
‫تازشم، خیلی راحت از پس اون نازک نارنجی بر اومد.

305
00:16:36,870 --> 00:16:37,496
‫بگو ببینم.

306
00:16:37,538 --> 00:16:41,125
‫به نظرت عنکبوت علاقه‌مند باشه
‫که برای من کار کنه؟

307
00:16:41,208 --> 00:16:44,169
‫اینکه از آدم اشتباهی حمایت کرده بود
‫رو به دل نمی‌گیرم.

308
00:16:44,253 --> 00:16:46,338
‫نمی‌دونم والا.

309
00:16:46,422 --> 00:16:48,549
‫عنکبوت عادت داره
‫کاری که دلش می‌خواد رو بکنه.

310
00:16:48,632 --> 00:16:50,759
‫اون درواقع بدجور اعصاب خردکنه.

311
00:16:50,843 --> 00:16:51,885
‫آره.

312
00:16:52,970 --> 00:16:54,096
‫اینجا چه خبره؟

313
00:16:54,179 --> 00:16:56,056
‫دارم واسه خودم پول سفر در میارم.

314
00:16:56,140 --> 00:16:58,559
‫دوست دارم دعوتت کنم باهام بیای،
‫ولی می‌دونیم آخرش چطور میشه.

315
00:16:58,642 --> 00:17:01,395
‫منم می‌تونستم به سیلورمین بگم که
‫عنکبوت تویی.

316
00:17:01,478 --> 00:17:03,355
‫منم می‌تونستم بهش بگم که خبرچینش تویی.

317
00:17:03,439 --> 00:17:05,107
‫هنوزم می‌تونم.

318
00:17:05,190 --> 00:17:07,026
‫پس گمون کنم که هر دومون
‫آتویی از همدیگه داریم.

319
00:17:09,987 --> 00:17:11,321
‫وقتی عنکبوت اومد،

320
00:17:11,405 --> 00:17:14,116
‫تا من نگفتم
‫شما دوتا هیچ کاری نمی‌کنید.

321
00:17:15,117 --> 00:17:17,244
‫قسم می‌خورم که قبلا اونو جایی دیدم.

322
00:17:18,245 --> 00:17:19,455
‫توجه کن.

323
00:17:19,538 --> 00:17:21,999
‫تا من دستور ندادم کاری نمی‌کنید.

324
00:17:23,000 --> 00:17:24,585
‫متوجه شدید؟

325
00:17:24,668 --> 00:17:27,504
‫بله، کاپیتان.

326
00:17:27,588 --> 00:17:29,214
‫پس پادزهر رو بهم میدی؟

327
00:17:29,298 --> 00:17:31,592
‫تو بهترین حواس‌پرتی هستی.
‫می‌تونم همین الان انجامش بدم.

328
00:17:31,675 --> 00:17:34,178
‫جالب اینجاست که حرفت رو باور می‌کنم،
‫ولی دستم نیست.

329
00:17:34,261 --> 00:17:35,471
‫داری جدی میگی؟

330
00:17:35,554 --> 00:17:36,972
‫شما دوتا دارید درباره چی حرف می‌زنید؟

331
00:17:37,931 --> 00:17:41,101
‫اوه، فقط داشتم درباره جزیره فرانسه‌ای
‫واسه کت تعریف می‌کردم

332
00:17:41,185 --> 00:17:43,353
‫که می‌خوام پول سفری که تو قراره بهم بدی
‫رو اونجا خرج کنم.

333
00:17:43,437 --> 00:17:45,981
‫ساحل‌های شنی زیبا،

334
00:17:46,065 --> 00:17:49,401
‫دره‌های سرسبز، روستاهای تپه‌ای داره.

335
00:17:49,485 --> 00:17:50,778
‫به نظر کسل کننده میاد.

336
00:17:50,903 --> 00:17:53,197
‫موافقم.
‫بهترین جا واسه تنها بودنه.

337
00:17:55,240 --> 00:17:57,451
‫از اونجا می‌شناسمت.

338
00:17:57,534 --> 00:17:58,952
‫فرانسه.

339
00:17:59,036 --> 00:18:01,413
‫اصلا نمی‌دونم چی داری میگی، رفیق

340
00:18:01,497 --> 00:18:03,540
‫و من یه کارآگاهم، پس برو رد کارت.

341
00:18:03,624 --> 00:18:06,293
‫اوه، نه، نه، نه.
‫مطمئنم.

342
00:18:06,376 --> 00:18:08,170
‫تهاجم موز-آرگون.

343
00:18:08,253 --> 00:18:11,590
‫تو همونی هستی که ما رو
‫از اون اردوگاه اسیران جنگی نجات دادی.

344
00:18:11,673 --> 00:18:12,966
‫صبر کنید ببینم.

345
00:18:13,550 --> 00:18:15,052
‫شما دوتا همدیگه رو می‌شناسید؟

346
00:18:15,135 --> 00:18:17,387
‫آره. فلینت هم می‌شناستش.

347
00:18:17,471 --> 00:18:20,140
‫شما نشئه‌اید بابا.

348
00:18:20,224 --> 00:18:21,850
‫تا حالا یه بار هم نشئه نکردم.

349
00:18:21,934 --> 00:18:23,435
‫بذارید ببینم درست فهمیدم.

350
00:18:23,519 --> 00:18:28,148
‫این دوست کارآگاه خصوصی ما
‫توی همون اردوگاه اسیران جنگی شما بود؟

351
00:18:28,232 --> 00:18:30,442
‫- لانی هم بود.
‫- و آدیسون.

352
00:18:32,111 --> 00:18:34,446
‫به عبارتی دیگه، این مرد...

353
00:18:34,530 --> 00:18:37,741
‫توی همون محلی بود که
‫روی همه شما آزمایش انجام شد؟

354
00:18:37,825 --> 00:18:39,701
‫و دقیقا همین مرد...

355
00:18:39,785 --> 00:18:41,954
‫از قضا با عنکبوت رفیقه؟

356
00:18:42,037 --> 00:18:43,664
‫هوم.

357
00:18:43,747 --> 00:18:45,124
‫فکر می‌کنم به این خاطر عنکبوت

358
00:18:45,207 --> 00:18:49,002
‫هنوز از اون در وارد نشده
‫چون خودش از قبل همینجا سر میزم نشسته.

359
00:18:54,341 --> 00:18:56,885
‫شما دارید تلاش الکی می‌کنید.

360
00:18:56,969 --> 00:19:00,764
‫من به این خاطر با عنکبوت صمیمی‌ام
‫چون...

361
00:19:04,184 --> 00:19:05,686
‫چون من...

362
00:19:05,769 --> 00:19:08,313
‫جونش رو توی موز-آرگون نجات دادم.

363
00:19:08,397 --> 00:19:11,567
‫آره، درسته.
‫یعنی، این یه جور توطئه بزرگ نیست.

364
00:19:11,650 --> 00:19:13,026
‫اینطوریه؟

365
00:19:14,319 --> 00:19:15,821
‫همینطوریه.

366
00:19:20,742 --> 00:19:22,578
‫این چیه؟ شیرین‌کاری می‌کنی؟

367
00:19:22,661 --> 00:19:25,247
‫می‌خوای تمرکز کنی،
‫انگشتت رو تو گوشت فرو کنی...

368
00:19:25,330 --> 00:19:26,748
‫و به روحم نفوذ کنی؟

369
00:19:26,832 --> 00:19:29,668
‫نه، گمون نکنم شعبده لازم داشته باشیم.

370
00:19:29,751 --> 00:19:31,753
‫اون رو بذاریم واسه جشن تولد بچه‌ها.

371
00:19:31,837 --> 00:19:32,462
‫خب، پس چیه؟

372
00:19:32,504 --> 00:19:34,381
‫می‌خوای جیب‌هام رو بگردی
‫و اسکناس بدون علامت پیدا کنی؟

373
00:19:34,464 --> 00:19:36,884
‫بیا، خودم کارت رو راحت می‌کنم.
‫من...

374
00:19:36,967 --> 00:19:38,802
‫یه سکه یه سنتی دارم و...

375
00:19:38,886 --> 00:19:43,223
‫آها، یکی نیست، بلکه... خودت بشمار...
‫دو آدامس دارم.

376
00:19:43,307 --> 00:19:45,601
‫ای خدا.

377
00:19:45,684 --> 00:19:47,477
‫وای، مشتری باحالی هستی.

378
00:19:47,561 --> 00:19:49,062
‫ولی جریان از این قراره.

379
00:19:49,146 --> 00:19:50,731
‫من یه‌کم شبیه توئم.

380
00:19:50,814 --> 00:19:52,149
‫کارآگاهم.

381
00:19:52,232 --> 00:19:54,693
‫تماشا می‌کنم. گوش می‌دم.

382
00:19:54,776 --> 00:19:57,154
‫این بالا حواسم به وقایع هست.

383
00:19:58,989 --> 00:20:00,741
‫یه نوشیدنی دیگه لطف می‌کنی عزیزم؟

384
00:20:01,742 --> 00:20:02,784
‫حتما.

385
00:20:07,664 --> 00:20:09,499
‫من هم عین تو،

386
00:20:09,583 --> 00:20:13,670
‫فقط به خودم وفادارم.

387
00:20:13,754 --> 00:20:17,925
‫پس اگه راهی بلد باشم
‫که بدون شک بفهمم...

388
00:20:18,008 --> 00:20:20,719
‫تو عنکبوت هستی یا نه،

389
00:20:20,802 --> 00:20:22,930
‫هر عواقبی داشته باشه
‫انجامش می‌دم بن رایلی.

390
00:20:23,013 --> 00:20:24,640
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

391
00:20:24,723 --> 00:20:26,350
‫گمون نکنم.

392
00:20:26,975 --> 00:20:28,310
‫بشین.

393
00:20:30,354 --> 00:20:32,731
‫ببین، به نظر من این‌جوریه.

394
00:20:32,814 --> 00:20:38,237
‫بن رایلی کارآگاه خصوصی عوضی‌ایه
‫که به کسی جز خودش اهمیت نمی‌ده.

395
00:20:38,320 --> 00:20:41,573
‫اما تنها چیزی که از عنکبوت می‌دونم
‫اینه که اهمیت می‌ده.

396
00:20:41,657 --> 00:20:44,284
‫هیچ‌وقت به مرگ بیگناهان
‫بی‌تفاوت نبوده.

397
00:20:44,368 --> 00:20:45,702
‫نه اگه تحت نظرش باشه.

398
00:20:45,786 --> 00:20:48,121
‫نه اگه کاری از دستش بر بیاد.

399
00:20:48,205 --> 00:20:49,373
‫من که نمی‌دونم.

400
00:20:49,456 --> 00:20:50,999
‫من می‌دونم.

401
00:20:51,083 --> 00:20:52,292
‫تفنگت رو بده من.

402
00:20:54,878 --> 00:20:57,422
‫همونی که خیال می‌کنی
‫کسی ازش خبر نداره.

403
00:20:58,340 --> 00:20:59,341
‫خب...

404
00:20:59,424 --> 00:21:01,510
‫من قانع شدم،

405
00:21:01,593 --> 00:21:03,303
‫ولی مطمئن نیستم.

406
00:21:03,387 --> 00:21:06,848
‫باشه. من قانع شدم
‫همه‌مون می‌میریم، ولی...

407
00:21:06,932 --> 00:21:08,558
‫فقط یه‌جور می‌شه مطمئن شد.

408
00:21:08,642 --> 00:21:11,186
‫آره. دقیقا.
‫خیلی زرنگی.

409
00:21:12,020 --> 00:21:16,149
‫خب، به این اتاق که نگاه می‌کنم،
‫عناصر قدرتمندی می‌بینم.

410
00:21:16,233 --> 00:21:18,485
‫گانگسترها، خلافکارها...

411
00:21:18,568 --> 00:21:20,070
‫و مجرمان سرسخت.

412
00:21:20,153 --> 00:21:23,198
‫اصلا از اون‌هایی نیستن که عنکبوت
‫به‌خاطرشون بی‌خواب بشه.

413
00:21:23,282 --> 00:21:24,366
‫مگه نه؟

414
00:21:24,449 --> 00:21:26,076
‫ولی یه استثنا هست.

415
00:21:26,159 --> 00:21:28,912
‫یه فرد بیگناه.

416
00:21:28,996 --> 00:21:31,707
‫یه نفر که عنکبوت اصلا نمی‌تونه...

417
00:21:31,790 --> 00:21:33,709
‫دست رو دست بذاره
‫تا بمیره.

418
00:21:34,710 --> 00:21:36,545
‫تمومش کن. من حوصله ندارم.

419
00:21:36,628 --> 00:21:38,297
‫خب، گمون نمی‌کردم داشته باشی.

420
00:21:38,380 --> 00:21:40,132
‫جدی می‌گم. خنده‌دار نیست.

421
00:21:40,215 --> 00:21:41,466
‫به هیچ وجه.

422
00:21:42,217 --> 00:21:43,844
‫اگه از دستت بدیم
‫وحشتناکه.

423
00:21:44,845 --> 00:21:47,431
‫واسه کسب‌وکار و دلم ضرر داره.

424
00:21:48,473 --> 00:21:50,183
‫خودت می‌دونی چقدر خوشحالم می‌کنی.

425
00:21:51,226 --> 00:21:52,352
‫ولی به نظرم...

426
00:21:54,021 --> 00:21:56,189
‫این تنها راهیه که می‌تونم مطمئن بشم.

427
00:21:57,441 --> 00:21:59,568
‫ولم کن فین. زود باش!

428
00:21:59,651 --> 00:22:01,862
‫خدایا.

429
00:22:01,945 --> 00:22:04,114
‫بهترین برنامه شهره.

430
00:22:04,197 --> 00:22:05,198
‫خب...

431
00:22:05,282 --> 00:22:07,075
‫اگه من بکشمش،

432
00:22:07,159 --> 00:22:09,745
‫تو فقط بن رایلی هستی،
‫کارآگاه خصوصی زرنگی هستی...

433
00:22:09,828 --> 00:22:11,705
‫که به کسی جز خودش اهمیت نمی‌ده،

434
00:22:11,788 --> 00:22:14,541
‫یا در واقع عنکبوتی...

435
00:22:14,624 --> 00:22:17,127
‫و قبل از کشیدن این ماشه
‫جلوم رو می‌گیری.

436
00:22:23,759 --> 00:22:25,510
‫ببین.

437
00:22:25,594 --> 00:22:27,929
‫اون نجاتم نمی‌ده،

438
00:22:28,013 --> 00:22:29,931
‫ولی واسه این نیست
‫که آدم بدیه.

439
00:22:30,015 --> 00:22:31,308
‫پس واسه چی؟

440
00:22:32,100 --> 00:22:34,853
‫راحت باش عزیزم.
‫به زودی بخشیده می‌شی.

441
00:22:36,688 --> 00:22:38,023
‫چون دلش رو شکستم.

442
00:22:41,902 --> 00:22:44,279
‫- چرا چنین کاری کردی؟
‫- خودت می‌دونی چرا.

443
00:22:46,031 --> 00:22:47,824
‫می‌خوام از زبون خودت بشنوم.

444
00:22:50,410 --> 00:22:52,162
‫چون من عاشق فلینتم.

445
00:22:53,038 --> 00:22:55,082
‫من عاشق اونم...

446
00:22:55,165 --> 00:22:58,877
‫و می‌خواستم نجاتش بدم و برام مهم نبود
‫در این حین به کی آسیب بزنم.

447
00:23:02,422 --> 00:23:04,966
‫خب، حداقل اعتراف می‌کنه.

448
00:23:05,050 --> 00:23:07,135
‫درسته. اعتراف می‌کنم.

449
00:23:07,219 --> 00:23:08,637
‫از قایم شدن خسته شدم.

450
00:23:08,720 --> 00:23:10,222
‫از دروغ هم خسته شدم.

451
00:23:11,223 --> 00:23:12,349
‫می‌خوای بقیه‌اش رو بگم؟

452
00:23:12,432 --> 00:23:13,642
‫کت، نگو.

453
00:23:13,725 --> 00:23:17,604
‫این کار رو کردم چون می‌خواستم فلینت رو
‫نجات بدم و تو رو بکشم.

454
00:23:18,647 --> 00:23:19,940
‫با تمام وجود.

455
00:23:20,023 --> 00:23:22,150
‫پس خودت آدیسون رو اجیر کرده بودی.

456
00:23:22,234 --> 00:23:23,693
‫آره.

457
00:23:23,777 --> 00:23:26,113
‫خودت خبر محموله‌ام رو به شهردار گفته بودی.

458
00:23:26,196 --> 00:23:27,572
‫آره.

459
00:23:27,656 --> 00:23:29,616
‫- یهودای من تویی.
‫- درسته.

460
00:23:29,699 --> 00:23:31,284
‫پس راحت باش و من رو بکش.

461
00:23:31,368 --> 00:23:34,037
‫ولی واسه این بکش
‫که خودت می‌خوای بمیرم،

462
00:23:34,121 --> 00:23:36,748
‫نه چون می‌خوای چیزی رو
‫راجع به بن اثبات کنی.

463
00:23:36,832 --> 00:23:39,126
‫تنها گناه اون...

464
00:23:39,209 --> 00:23:40,961
‫اینه که لقمه بزرگ‌تر از دهنش برداشته.

465
00:23:43,255 --> 00:23:45,215
‫می‌بینی رایلی؟

466
00:23:45,298 --> 00:23:49,052
‫فرق بین مطمئن...

467
00:23:49,761 --> 00:23:50,720
‫و قانع همینه.

468
00:23:50,804 --> 00:23:52,055
‫- نه...
‫- عه، عه، عه.

469
00:23:52,139 --> 00:23:54,099
‫عه، عه!

470
00:23:56,726 --> 00:23:58,645
‫بدموقع اومدم؟

471
00:23:58,728 --> 00:23:59,855
‫به هیچ وجه.

472
00:23:59,938 --> 00:24:01,815
‫سیلورمین داشت بهمون روش کشتن...

473
00:24:01,898 --> 00:24:04,151
‫یه زن بی‌دفاع رو تدریس می‌کرد.

474
00:24:04,234 --> 00:24:05,402
‫شرمنده‌ام.

475
00:24:05,485 --> 00:24:06,695
‫برو بابا.

476
00:24:07,696 --> 00:24:11,533
‫خب، چه غافل‌گیری خوش‌آیندی!

477
00:24:11,616 --> 00:24:14,035
‫عه، ترجیح می‌دم نزدیک‌تر نیای.

478
00:24:14,119 --> 00:24:15,787
‫- چطوری رایلی؟
‫- خیلی خوبم.

479
00:24:15,871 --> 00:24:17,998
‫ببین، می‌خواستی بیام،
‫من هم اومدم.

480
00:24:18,081 --> 00:24:19,207
‫چی می‌خوای؟

481
00:24:19,291 --> 00:24:20,667
‫خوشم اومد.

482
00:24:20,750 --> 00:24:22,627
‫یه‌راست رفتی سر اصل مطلب.

483
00:24:22,711 --> 00:24:24,004
‫بیا حرف کاری بزنیم.

484
00:24:24,087 --> 00:24:25,172
‫آره، بیا.

485
00:24:25,255 --> 00:24:27,132
‫من اصلا باورم نمی‌شه...

486
00:24:27,215 --> 00:24:29,092
‫تو واسه شهردار کار کنی.

487
00:24:29,176 --> 00:24:31,887
‫تو خیلی باهوشی
‫و اون خیلی احمقه.

488
00:24:32,888 --> 00:24:34,931
‫پس چطوره بیای واسه من کار کنی؟

489
00:24:36,016 --> 00:24:37,851
‫نمی‌تونی شکستمون بدی.
‫چرا بهمون نمی‌پیوندی؟

490
00:24:38,768 --> 00:24:40,770
‫کی گفته نمی‌تونم شکستتون بدم؟

491
00:24:40,854 --> 00:24:41,855
‫یکیشون منم.

492
00:24:42,772 --> 00:24:43,982
‫من تأیید می‌کنم.

493
00:24:44,065 --> 00:24:45,400
‫عذر می‌خوام،

494
00:24:45,484 --> 00:24:48,111
‫یادتون رفته من عنکبوتم؟

495
00:24:48,195 --> 00:24:49,571
‫یادتون رفته می‌تونم
‫جفتتون رو شکست بدم؟

496
00:24:49,654 --> 00:24:51,823
‫راستش، دخالت بی‌جا نباشه،

497
00:24:51,907 --> 00:24:54,784
‫ولی پیشنهاد می‌کنم
‫حرف آقای برن رو بشنوی.

498
00:24:55,619 --> 00:24:58,371
‫عذر می‌خوام،
‫می‌خوای حرف سیلورمین رو بشنوم؟

499
00:24:58,455 --> 00:25:00,999
‫فقط می‌گم راستش رو بخوای،

500
00:25:01,082 --> 00:25:03,543
‫تو دیگه عین سابق جوان نیستی.

501
00:25:04,836 --> 00:25:06,630
‫عجب، راستش وضعم خیلی خوبه.

502
00:25:06,713 --> 00:25:08,215
‫آره. خیلی سرحالم.

503
00:25:08,298 --> 00:25:10,425
‫- حرف ندارم.
‫- فقط پیشنهاد می‌کنم...

504
00:25:10,509 --> 00:25:14,804
‫شاید بهتر باشه به این زودی
‫بعد از نبردت با لانی لینکلن...

505
00:25:14,888 --> 00:25:18,141
‫با کله تو دل درگیری نری.

506
00:25:19,226 --> 00:25:20,185
‫آها.

507
00:25:20,268 --> 00:25:21,770
‫آره. شاید بد نباشه استراحت کنی.

508
00:25:21,853 --> 00:25:23,396
‫استراحت کنی.

509
00:25:24,397 --> 00:25:25,774
‫درسته.

510
00:25:25,857 --> 00:25:27,609
‫پس چطوره پادزهر رو بهش بدی...

511
00:25:27,692 --> 00:25:29,611
‫و تو دوهزار دلار من رو بدی
‫و همه‌مون بتونیم...

512
00:25:29,694 --> 00:25:31,488
‫- بریم سراغ کار خودمون؟
‫- آره.

513
00:25:31,571 --> 00:25:33,865
‫ای وای بر من.

514
00:25:33,949 --> 00:25:36,576
‫چه جالب.

515
00:25:36,660 --> 00:25:39,579
‫باید کلی داستان رو دنبال کنم.

516
00:25:39,663 --> 00:25:41,790
‫چطوره یکی دیگه اضافه کنیم؟

517
00:25:42,791 --> 00:25:44,751
‫بیرون پرسه می‌زد که پیداش کردیم.

518
00:25:44,834 --> 00:25:47,254
‫- خیلی ببخشید بن. نباید...
‫- ساکت باش خانم.

519
00:25:48,838 --> 00:25:51,007
‫ببین چی همراهش بود رئیس.

520
00:25:55,971 --> 00:25:58,390
‫چیه؟ می‌خواستین خودم
‫بیارمش اینجا؟

521
00:25:58,473 --> 00:25:59,474
‫به نظرم احمقانه بود.

522
00:25:59,558 --> 00:26:02,477
‫راست می‌گی، این‌جوری خیلی بهتره.

523
00:26:05,730 --> 00:26:07,065
‫عجب.

524
00:26:08,066 --> 00:26:12,028
‫پس این همه سروصدا واسه اینه، ها؟

525
00:26:12,112 --> 00:26:13,154
‫بیارش اینجا.

526
00:26:13,238 --> 00:26:15,490
‫باشه، باشه، فقط یه لحظه وایستین.

527
00:26:18,201 --> 00:26:20,203
‫چه حسی داره؟

528
00:26:21,663 --> 00:26:23,039
‫چرا چنین غلطی کردی؟

529
00:26:24,082 --> 00:26:25,750
‫فقط می‌خواستم ببینم
‫اثر می‌کنه یا نه.

530
00:26:29,379 --> 00:26:31,089
‫آره. ظاهرا می‌کنه.

531
00:26:31,172 --> 00:26:32,465
‫بدش به من رفیق.

532
00:26:32,549 --> 00:26:33,508
‫این‌ها رو می‌گین؟

533
00:26:33,592 --> 00:26:35,385
‫آره. بازی راه ننداز.

534
00:26:35,468 --> 00:26:36,595
‫آها.

535
00:26:36,678 --> 00:26:40,348
‫ولی اگه بخوام بازی کنم چی؟

536
00:26:40,432 --> 00:26:43,727
‫بیاین اسمش رو «چرا باید بدم؟» بذاریم.

537
00:26:43,810 --> 00:26:46,771
‫من تو کار توضیح رفتارم نیستم.

538
00:26:47,772 --> 00:26:50,609
‫نه به تو، نه به هیچ‌کس.

539
00:26:50,692 --> 00:26:52,152
‫حالا تحویلش بده.

540
00:26:52,235 --> 00:26:53,820
‫عنکبوت دیگه تهدیدمون نمی‌کنه.

541
00:26:53,903 --> 00:26:56,406
‫پس می‌خوام بدونم...

542
00:26:56,489 --> 00:26:58,617
‫چرا این‌قدر مشتاقی...

543
00:26:58,700 --> 00:27:01,244
‫محتویات این سرنگ‌ها رو
‫داشته باشی؟

544
00:27:01,328 --> 00:27:03,788
‫ببین، به نظرم...

545
00:27:03,872 --> 00:27:06,666
‫واسه اینه که می‌خوای
‫ما رو کنترل کنی.

546
00:27:06,750 --> 00:27:10,253
‫می‌خوای به ما برتری داشته باشی.

547
00:27:10,337 --> 00:27:13,256
‫فلینت، ترتیب این بابا رو بده.

548
00:27:13,340 --> 00:27:16,301
‫وگرنه، چطوره این دو ویال
‫باقی‌مونده رو له کنم...

549
00:27:16,384 --> 00:27:18,637
‫و بریم پی کارمون؟

550
00:27:18,720 --> 00:27:20,513
‫فلینت، تو هنوز همراهمی پسرم.

551
00:27:20,597 --> 00:27:22,015
‫جفتتون هستین.

552
00:27:23,266 --> 00:27:25,852
‫تو که می‌دونی عمرا اگه
‫یه تار مو از سرش کم کنم.

553
00:27:26,436 --> 00:27:28,188
‫خودت می‌دونی چیکار کنی.

554
00:27:28,271 --> 00:27:29,481
‫واقعا؟

555
00:27:29,564 --> 00:27:33,526
‫خب، عشقش می‌دونست چیکار کنه.

556
00:27:33,610 --> 00:27:38,239
‫فقط تو جگرش رو نداشتی.

557
00:27:39,240 --> 00:27:40,241
‫مواظب باش.

558
00:27:41,242 --> 00:27:42,786
‫اون دوستت نیست فلینت.

559
00:27:42,869 --> 00:27:44,871
‫حتی رئیست هم نیست.

560
00:27:47,374 --> 00:27:50,001
‫عروسک‌گردانته.

561
00:27:50,085 --> 00:27:51,628
‫نخ‌هات رو به دست داره...

562
00:27:51,711 --> 00:27:54,172
‫و به حرکت وادارت می‌کنه.

563
00:27:56,800 --> 00:27:58,218
‫ولی چرا بهش اجازه بدی؟

564
00:27:58,301 --> 00:27:59,803
‫ببینش.

565
00:27:59,886 --> 00:28:01,680
‫آدم خاصی نیست.

566
00:28:03,390 --> 00:28:07,852
‫پیرمردیه که کت‌شلوار گرون پوشیده...

567
00:28:07,936 --> 00:28:10,063
‫و تقلا می‌کنه پابرجا بمونه.

568
00:28:10,146 --> 00:28:12,899
‫حرف‌هات رو با دقت انتخاب کن پسرم.

569
00:28:12,982 --> 00:28:14,734
‫ممکنه آخرین حرفت باشه.

570
00:28:19,197 --> 00:28:20,615
‫خب...

571
00:28:20,699 --> 00:28:22,867
‫ببینیم کی پشت این نقابه.

572
00:28:24,040 --> 00:28:34,040
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

573
00:28:35,213 --> 00:28:36,297
‫این دیگه چه وضعشه؟

574
00:28:36,381 --> 00:28:37,465
‫همون خبرنگار؟

575
00:28:47,434 --> 00:28:48,435
‫یا خدا...

576
00:28:53,857 --> 00:28:54,941
‫اِم...

577
00:29:00,196 --> 00:29:01,740
‫رابی؟ زود باش.

578
00:29:01,823 --> 00:29:03,241
‫آشغال عوضی.

579
00:29:13,251 --> 00:29:14,669
‫جاخالی بده!

580
00:29:30,059 --> 00:29:31,811
‫بن، پشتت رو بپا!

581
00:29:38,902 --> 00:29:40,779
‫- بن.
‫- رابی.

582
00:29:40,862 --> 00:29:42,405
‫رابی. حالش خوبه؟

583
00:29:42,489 --> 00:29:44,491
‫آره، گمون کنم.

584
00:29:44,574 --> 00:29:47,327
‫فهمیدم چرا از این کار خوشت نمیاد.

585
00:30:01,424 --> 00:30:02,759
‫سلام بچه‌ها.

586
00:30:02,842 --> 00:30:04,010
‫نوشیدنی می‌خورین؟

587
00:30:45,510 --> 00:30:46,803
‫- اون عنکبوته؟
‫- اینجا چه خبره؟

588
00:30:46,886 --> 00:30:48,763
‫♪ باران بارید... ♪

589
00:30:48,847 --> 00:30:51,724
‫♪ و عنکبوت را با خود برد ♪

590
00:30:51,808 --> 00:30:53,393
‫ببین، ببین.

591
00:31:05,738 --> 00:31:07,949
‫خیلی‌خب. هرچه بادا باد.

592
00:31:12,787 --> 00:31:14,497
‫بیا ببینم.

593
00:31:34,392 --> 00:31:35,518
‫وای نه.

594
00:32:32,200 --> 00:32:33,618
‫چی شد؟

595
00:32:53,429 --> 00:32:54,681
‫بعد از اون همه زحمتی که برات کشیدم،

596
00:32:54,764 --> 00:32:57,767
‫دلم می‌شکنه که این‌جوری بهم خیانت کردی.

597
00:32:57,850 --> 00:33:00,603
‫نه، دلت می‌شکنه
‫که نفهمیدی کار من بود.

598
00:33:02,438 --> 00:33:03,982
‫به‌خاطر اون دندون‌پزشکه؟

599
00:33:04,065 --> 00:33:06,109
‫هیچ‌وقت کنارش خوشحال نمی‌شدی،

600
00:33:06,192 --> 00:33:09,696
‫تو یکی از حومه‌های نیوجرسی
‫دندون پر می‌کردین.

601
00:33:09,779 --> 00:33:11,572
‫وقتی از شرش خلاص شدم
‫زندگیت رو نجات دادم.

602
00:33:13,116 --> 00:33:15,660
‫اول دندون‌پزشکه، بعدش فلینت.

603
00:33:15,743 --> 00:33:18,079
‫واقعا خوب انتخاب می‌کنی، مگه نه؟

604
00:33:18,162 --> 00:33:21,040
‫درسته. مردهای زندگیم رو
‫خوب انتخاب می‌کنم،

605
00:33:21,124 --> 00:33:22,667
‫لباس‌هام رو خوب انتخاب می‌کنم...

606
00:33:22,750 --> 00:33:24,127
‫و آهنگ‌هام رو خوب انتخاب می‌کنم.

607
00:33:27,797 --> 00:33:30,299
‫ای دروغگو. تو عاشق اسارت بودی.

608
00:33:30,383 --> 00:33:32,176
‫عاشق محافظت من بودی.

609
00:33:32,260 --> 00:33:33,928
‫شکمت رو سیر کردم،
‫لباس خریدم.

610
00:33:34,012 --> 00:33:36,389
‫سرتاپات رو رنگ کردم.

611
00:33:36,472 --> 00:33:38,182
‫یه تار موت هم خراب نشد.

612
00:33:38,266 --> 00:33:41,102
‫هیچ دردی نداشتی و فقط باید
‫روی صحنه می‌درخشیدی.

613
00:33:41,185 --> 00:33:43,438
‫همه تحسینت می‌کردن.

614
00:33:44,772 --> 00:33:47,567
‫هیچ‌وقت راضی نباش.
‫همین رو نمی‌گفتی؟

615
00:33:47,650 --> 00:33:50,278
‫چیزی که بهت می‌دن رو قبول نکن.

616
00:33:58,077 --> 00:34:00,455
‫تنها پشیمونی من...

617
00:34:00,538 --> 00:34:02,790
‫اینه که یه‌بار بیشتر نمی‌تونم بکشمت.

618
00:34:13,342 --> 00:34:15,094
‫عشقم، حقیقت از این قراره...

619
00:34:16,846 --> 00:34:18,264
‫که خوشحالم تو من رو کشتی.

620
00:34:51,547 --> 00:34:53,424
‫وای، بی‌خیال!

621
00:34:53,508 --> 00:34:56,511
‫راستش، گمون کنم
‫باید ازت ممنون باشم.

622
00:34:56,594 --> 00:34:58,888
‫چون جونت رو تو فرانسه نجات دادم؟

623
00:34:58,971 --> 00:35:00,765
‫اگه راستش رو بخوای...

624
00:35:00,848 --> 00:35:02,558
‫یه‌کم پشیمونم.

625
00:35:02,642 --> 00:35:04,602
‫نه، نه، نه، نه.

626
00:35:04,685 --> 00:35:08,147
‫چون تنها چیزی که همیشه می‌خواستم رو
‫بهم دادی.

627
00:35:09,148 --> 00:35:11,234
‫حالا من رو ببین مامان!

628
00:35:11,317 --> 00:35:12,735
‫من ستاره شدم!

629
00:35:13,361 --> 00:35:14,654
‫تو ستاره نیستی.

630
00:35:14,737 --> 00:35:15,738
‫ولی مریضی.

631
00:35:15,822 --> 00:35:18,741
‫هرچقدر هم قدرتت بیشتر بشه،
‫مریض‌تر می‌شی.

632
00:35:18,825 --> 00:35:20,493
‫اما من می‌تونم کمکت کنم.

633
00:35:20,576 --> 00:35:22,328
‫نه، مرسی رفیق.

634
00:35:22,411 --> 00:35:24,622
‫درمانت به درد بدبخت‌ها می‌خوره.

635
00:35:31,129 --> 00:35:33,214
‫حالش خوبه؟

636
00:35:33,297 --> 00:35:34,882
‫آها...

637
00:35:34,966 --> 00:35:36,634
‫پشتت رو بپا!

638
00:35:41,139 --> 00:35:42,431
‫خوب نبود.

639
00:36:02,535 --> 00:36:04,912
‫«عنکبوت»، ها؟

640
00:36:07,248 --> 00:36:09,917
‫به نظر من بیشتر عین سگ می‌مونه.

641
00:36:12,378 --> 00:36:15,006
‫اون هم سگ بی‌ریشه.

642
00:36:17,425 --> 00:36:19,427
‫آهای. پیچ و تابش رو ببینین.

643
00:36:20,344 --> 00:36:22,638
‫عجب قهرمانی بودی.

644
00:36:24,807 --> 00:36:27,476
‫- به نظرم منظورت رو رسوندی.
‫- شوخیت گرفته؟

645
00:36:27,560 --> 00:36:29,478
‫من کل عمرم منتظر این لحظه بودم.

646
00:36:29,562 --> 00:36:32,148
‫نوبت درخشش من تو برادویه.

647
00:36:32,231 --> 00:36:34,108
‫کل بلیت‌ها فروش رفته.

648
00:36:34,192 --> 00:36:37,320
‫همه صندلی‌ها پره
‫و فقط جای نشستن هست.

649
00:36:37,403 --> 00:36:40,072
‫ای بابا، هو به خودتون.

650
00:36:41,949 --> 00:36:44,702
‫همگی با عنکبوت خداحافظی کنین.

651
00:36:53,002 --> 00:36:54,420
‫بس کن!

652
00:36:57,590 --> 00:36:59,258
‫وای عزیزم.

653
00:36:59,342 --> 00:37:02,762
‫اصلا باورم نمی‌شه اون ماشه رو بکشی.

654
00:37:02,845 --> 00:37:04,847
‫وای.

655
00:37:04,931 --> 00:37:06,432
‫هوم.

656
00:37:06,515 --> 00:37:08,059
‫چه حیف.

657
00:37:09,435 --> 00:37:11,062
‫نه!

658
00:37:19,862 --> 00:37:23,074
‫آخی. خب، خب، خب.

659
00:37:23,157 --> 00:37:25,826
‫حضار گرامی، شانس آوردین.

660
00:37:25,910 --> 00:37:28,913
‫امشب دو اجرا داریم.

661
00:37:28,996 --> 00:37:33,167
‫با حضور من، مگاوات که نقش اصلی‌ام...

662
00:37:33,251 --> 00:37:37,255
‫در مقابل سندمن.

663
00:37:40,383 --> 00:37:42,885
‫نه، گمون نکنم از لقب جدیدش خوشش اومده باشه.

664
00:37:43,552 --> 00:37:44,428
‫آخی.

665
00:37:48,015 --> 00:37:51,936
‫انگار نمایشمون
‫به پرده آخر رسیده.

666
00:37:52,019 --> 00:37:53,646
‫فرجام.

667
00:38:01,112 --> 00:38:03,114
‫شب به خیر شاهزاده مهربون.

668
00:38:03,197 --> 00:38:08,119
‫آرزو می‌کنم کلی فرشته
‫برای مرگت آواز بخونن.

669
00:38:39,483 --> 00:38:40,985
‫آفرین عنکبوت.

670
00:39:07,178 --> 00:39:09,180
‫هنوز یکی برام مونده.

671
00:39:15,770 --> 00:39:16,896
‫چرا؟

672
00:39:16,979 --> 00:39:18,814
‫خودت می‌دونی چرا.

673
00:39:21,317 --> 00:39:22,943
‫اون هم می‌دونه.

674
00:39:37,792 --> 00:39:39,460
‫- عنکبوت!
‫- حرف نداری.

675
00:39:39,543 --> 00:39:41,170
‫- ممنون عنکبوت.
‫- خیلی متشکرم.

676
00:39:52,056 --> 00:40:00,147
‫«دعا به زبان لاتین»

677
00:40:00,272 --> 00:40:02,108
‫روحت شاد.

678
00:40:21,168 --> 00:40:22,628
‫سرحالی.

679
00:40:23,629 --> 00:40:25,131
‫به لطف تو.

680
00:40:27,133 --> 00:40:29,176
‫می‌شه یه لحظه تنها باشیم؟

681
00:40:29,260 --> 00:40:30,594
‫آره.

682
00:40:35,599 --> 00:40:37,810
‫من عاشق فلینتم.

683
00:40:37,893 --> 00:40:40,438
‫اما تو یه دنیای دیگه،
‫واقعا حاضر بودم باهات فرار کنم.

684
00:40:42,648 --> 00:40:44,733
‫خودت می‌دونی دیگه؟

685
00:40:45,359 --> 00:40:47,111
‫استفاده از آدم یه بحثه.

686
00:40:48,446 --> 00:40:50,865
‫تو آب‌نمک خوابوندنش...

687
00:40:50,948 --> 00:40:53,367
‫وقتی رفتی پی کار خودت یه بحث دیگه.

688
00:40:54,452 --> 00:40:55,578
‫برو به درک بن.

689
00:40:55,661 --> 00:40:57,079
‫رفتم.

690
00:40:57,163 --> 00:40:58,664
یه فکری دارم برات

691
00:41:25,691 --> 00:41:27,318
‫ممنون!

692
00:41:27,401 --> 00:41:28,903
‫ممنون نیویورک.

693
00:41:28,986 --> 00:41:31,280
‫افتخار می‌کنم شهردار شمام!

694
00:41:31,363 --> 00:41:33,157
‫شما بهم باور داشتین و...

695
00:41:33,240 --> 00:41:37,411
‫راستش، هنوز نمی‌دونم
‫جمهوری‌خواهه یا دموکرات.

696
00:41:37,995 --> 00:41:39,997
‫خب، وقتی بهش رأی دادی
‫روی اون جعبه کوچولو چی نوشته بود؟

697
00:41:40,080 --> 00:41:42,541
‫من جلوی «رأی به زباله»
‫علامت زدم.

698
00:41:45,836 --> 00:41:47,087
‫می‌بینی؟

699
00:41:47,171 --> 00:41:49,840
‫می‌بینی چه‌جوری می‌لرزه؟
‫یه‌کاری کنیم نلرزه.

700
00:41:49,924 --> 00:41:52,384
‫شنیدی که خانم چی گفت. نلرزه.

701
00:41:52,468 --> 00:41:55,596
‫مگه می‌شه روی میز لرزان هندسه حل کرد؟

702
00:41:57,097 --> 00:41:59,600
‫خب، برگردین تو معدن نمک.

703
00:41:59,683 --> 00:42:01,519
‫خب، بعد از این همه ماجرا،

704
00:42:01,602 --> 00:42:03,479
‫من باید یه روزنامه رو اداره کنم،

705
00:42:03,562 --> 00:42:05,356
‫موریس پیروز شد،
‫فلینت به عشقش رسید...

706
00:42:05,439 --> 00:42:07,775
‫و جنت صاحب دفتر جدید شد.

707
00:42:07,858 --> 00:42:09,068
‫به تو چی رسید؟

708
00:42:10,903 --> 00:42:12,738
‫تمدید زندگی؟

709
00:42:13,697 --> 00:42:18,327
‫من به یه هات‌داگ خیلی خوب راضی‌ام.

710
00:42:19,578 --> 00:42:22,248
‫وزنه کاغذ دوام آورد.

711
00:42:26,293 --> 00:42:28,087
‫تحقیقات رایلی روییز، بفرمایین.

712
00:42:28,754 --> 00:42:30,089
‫اوهوم.

713
00:42:30,172 --> 00:42:32,800
‫عه، حتما، بازیم.
‫می‌تونم براتون...

714
00:42:34,677 --> 00:42:37,596
‫می‌دونین چیه؟ شانس آوردین،
‫همین الان وقت دو بعدازظهرمون لغو شد.

715
00:42:38,472 --> 00:42:39,932
‫عالیه.

716
00:42:40,015 --> 00:42:41,642
‫می‌بینمتون.

717
00:42:41,725 --> 00:42:42,851
‫چرا دو؟

718
00:42:42,935 --> 00:42:44,728
‫این‌جوری انگار سرمون شلوغه.

719
00:42:44,812 --> 00:42:47,481
‫ضمنا، اون هات‌داگ رو می‌خوام.

720
00:42:47,565 --> 00:42:49,358
‫- رابی مهمونم می‌کنه.
‫- هوم؟

721
00:42:49,441 --> 00:42:51,694
‫چیه؟ الان دیگه مدیر روزنامه خودتی.

722
00:42:51,777 --> 00:42:53,571
‫آره، ولی دستمزدش از «بیوگل» هم بدتره.

723
00:42:57,241 --> 00:42:59,451
‫اذیت نکن رابرتسون.
‫نمی‌خوای یه هات‌داگ مهمونم کنی؟

724
00:42:59,702 --> 00:43:02,788
‫[رایلی و روییز]
‫[کارآگاهان خصوصی]

725
00:43:13,757 --> 00:43:16,552
‫[رایلی و روییز]
‫[کارآگاهان خصوصی]

726
00:43:19,096 --> 00:43:22,683
‫«ترجمه از تورج و کیارش»