1
00:00:30,113 --> 00:00:36,911
‫اوچیو خواننده‌ی مشهوری بود که
‫از سن کمی استعدادش رو نشون داد.

2
00:00:38,580 --> 00:00:43,126
‫بعد شکست خوردن در جنگ،
‫صدای اون که مثل فرشته بود...

3
00:00:43,710 --> 00:00:46,755
‫امید و آرزوی اون‌هایی رو احیا کرد که...

4
00:00:46,838 --> 00:00:50,633
‫همه‌چیزشون رو از دست داده بودن.

5
00:00:52,802 --> 00:00:55,805
‫«انسان نباید با نون خالی زندگی کنه.»

6
00:00:56,306 --> 00:00:57,974
‫این واقعا...

7
00:00:58,683 --> 00:01:01,519
‫قدرت سرگرمی بود.

8
00:01:04,689 --> 00:01:06,649
‫من و اوچیو...

9
00:01:06,733 --> 00:01:10,570
‫در یک سال در شهر توکیو به دنیا اومدیم.

10
00:01:11,196 --> 00:01:12,739
‫خیلی امکانش هست که...

11
00:01:12,822 --> 00:01:16,868
‫قبلا توی خرابه‌های توکیو
‫به هم برخورده باشیم.

12
00:01:22,999 --> 00:01:27,045
‫خیلی داستان محشریه.

13
00:01:27,712 --> 00:01:29,422
‫بعد این که آقای هوتا نجاتت داد...

14
00:01:29,506 --> 00:01:33,510
‫شما با دست خودتون خانم
‫شیماکورا رو از جهنم نجات دادید.

15
00:01:33,593 --> 00:01:36,137
‫این داستان شیماکورا خیلی
‫واسه جذب مخاطب خوبه.

16
00:01:36,221 --> 00:01:38,723
‫همچنین توی کتاب هم نقش
‫مهمی رو ایفا می‌کنه، درسته؟

17
00:01:38,807 --> 00:01:39,682
‫آره.

18
00:01:40,183 --> 00:01:42,644
‫خانم شیماکورا چطور بود؟

19
00:01:42,727 --> 00:01:44,979
‫درست مثل صداش بود.

20
00:01:45,480 --> 00:01:47,690
‫مهربان، ظریف.

21
00:01:48,191 --> 00:01:50,068
‫و واقعا نیت پاکی داشت.

22
00:01:50,568 --> 00:01:52,112
‫ببخشید که مزاحم می‌شم.

23
00:01:53,905 --> 00:01:56,074
‫چمدان‌ها رو بذار توی ماشین.

24
00:01:56,157 --> 00:01:59,035
‫و از اون جدیده واسه تیارا استفاده کن.

25
00:01:59,536 --> 00:02:01,121
‫بله خانم.

26
00:02:01,996 --> 00:02:04,332
‫می‌خواین با خودتون ببریدش هاوایی؟

27
00:02:04,415 --> 00:02:07,877
‫دو هفته جدایی باعث کلی دلتنگی می‌شه.

28
00:02:07,961 --> 00:02:11,297
‫متوجه‌ام. چون تیارا خیلی حساسه.

29
00:02:11,381 --> 00:02:14,050
‫نه، من طاقت ندارم.

30
00:02:14,134 --> 00:02:15,635
‫آهان، درسته.

31
00:02:16,928 --> 00:02:18,972
‫چون شما خیلی حساسید.

32
00:02:20,348 --> 00:02:22,600
‫ببخشید که قبل سفرتون مزاحم شدیم.

33
00:02:22,684 --> 00:02:24,853
‫مشکلی نداره. حدودا یک ساعت وقت دارم.

34
00:02:24,936 --> 00:02:26,646
‫بیایید صحبتمون رو ادامه بدیم.

35
00:02:27,897 --> 00:02:31,192
‫بدهی خانم شیماکورا بیش از
‫چهارصد میلیون ین بود، درسته؟

36
00:02:31,276 --> 00:02:34,946
‫به پول امروز بیشتر از یک میلیارد ین می‌شه.

37
00:02:35,029 --> 00:02:38,366
‫چطوری بدهی به این بزرگی رو پرداخت کردید؟

38
00:02:38,449 --> 00:02:39,534
‫البته...

39
00:02:40,368 --> 00:02:42,996
‫من تنهایی نمی‌تونستم پرداختش کنم.

40
00:02:43,496 --> 00:02:45,582
‫می‌خوای چیکار کنی؟

41
00:02:45,665 --> 00:02:46,624
‫داری بلوف می‌زنی؟

42
00:02:46,708 --> 00:02:48,042
‫خودت توضیح بده.

43
00:02:48,126 --> 00:02:50,336
‫صد و پنجاه میلیون ین اینجاست.

44
00:02:50,420 --> 00:02:51,880
‫مستقیم می‌ریم سر اصل مطلب.

45
00:02:51,963 --> 00:02:57,010
‫اگه تمامی ادعاهای شما رو تایید کنیم،
‫می‌شه چهارصد و سی میلیون ین.

46
00:02:57,093 --> 00:03:02,891
‫می‌خوایم بدهی شما رو با این پرداخت کنیم،
‫که به صورت مساوی بینتون تقسیم بشه.

47
00:03:02,974 --> 00:03:04,017
‫فقط یک سومش؟

48
00:03:04,100 --> 00:03:05,685
‫می‌خوای باقیش رو بی‌خیال بشیم؟

49
00:03:05,768 --> 00:03:07,270
‫قبول می‌کنید؟

50
00:03:07,353 --> 00:03:09,814
‫- چی؟ قبول کنیم؟
‫- شوخیه دیگه؟

51
00:03:09,898 --> 00:03:12,692
‫این مزخرفات چیه؟

52
00:03:12,775 --> 00:03:15,403
‫حتما شوخیتون گرفته خانم شیماکورا!

53
00:03:28,750 --> 00:03:30,043
‫عوضی‌ها!

54
00:03:30,126 --> 00:03:32,212
‫اگه چیوکو شیماکورا دیگه نخونه چی؟

55
00:03:32,295 --> 00:03:33,838
‫اون وقت پولمون چی می‌شه؟

56
00:03:33,922 --> 00:03:35,632
‫چیوکو شیماکورا خودش...

57
00:03:36,132 --> 00:03:38,801
‫گفته ترجیح می‌ده بمیره.

58
00:03:40,970 --> 00:03:45,016
‫آهنگ‌های چیوکو شیماکورا گنجینه‌ی ملی هستن!

59
00:03:46,059 --> 00:03:50,813
‫معمولا چنین گنجینه‌ای قیمت نداره!

60
00:03:53,483 --> 00:03:55,026
‫ما ازتون می‌خوایم...

61
00:03:55,610 --> 00:03:58,571
‫این پیشنهاد رو بپذیرید،
‫انگار که دارید این گنجینه رو می‌خرید.

62
00:04:00,531 --> 00:04:01,783
‫من...

63
00:04:02,742 --> 00:04:07,163
‫همیشه چهره‌ی اون‌هایی که
‫کمکم کردن رو یادم می‌مونه.

64
00:04:10,917 --> 00:04:12,877
‫اگه قبول کنید...

65
00:04:13,461 --> 00:04:16,130
‫واسه تجارت شما هم سود داره.

66
00:04:18,007 --> 00:04:20,510
‫از طرف خانواده ادوگاوا...

67
00:04:27,225 --> 00:04:28,476
‫ازتون درخواست دارم.

68
00:04:39,737 --> 00:04:44,325
‫از امروز، من رسما حامی
‫چیوکو شیماکورا هستم.

69
00:04:44,409 --> 00:04:46,494
‫اسمم کازوکو هوسوکیه.

70
00:04:46,577 --> 00:04:49,706
‫یعنی شما اون ۴۳۰ میلیون ین رو پرداخت کردید؟

71
00:04:49,789 --> 00:04:50,707
‫مبلغ کاملش رو؟

72
00:04:50,790 --> 00:04:52,375
‫نه، کامل نه.

73
00:04:53,042 --> 00:04:58,047
‫ولی حقیقت اینه که شیماکورا
‫خودش هم قربانی کلاهبرداری بوده.

74
00:04:58,131 --> 00:04:59,716
‫و مهم‌تر از اون...

75
00:04:59,799 --> 00:05:06,306
‫طلبکارها درک کردن که ما می‌خواستیم
‫از صدای شیماکورا محافظت کنیم...

76
00:05:06,389 --> 00:05:11,144
‫و در نتیجه فقط یک سوم
‫طلبشون رو دریافت کردن.

77
00:05:11,227 --> 00:05:13,980
‫این مبلغ رو شما پرداخت کردید خانم هوسوکی؟

78
00:05:15,523 --> 00:05:20,236
‫شیماکورا حالا به آژانس
‫تازه‌تاسیس من می‌پیونده...

79
00:05:20,320 --> 00:05:23,114
‫و در کنار من یعنی مدیر
‫برنامه‌هاش کار می‌کنه.

80
00:05:23,197 --> 00:05:28,995
‫و در ادامه بدهیش به من رو
‫از سود فروشش پرداخت می‌کنه.

81
00:05:29,078 --> 00:05:31,497
‫خانم شیماکورا، شما الان چه حسی دارید؟

82
00:05:32,206 --> 00:05:33,624
‫من...

83
00:05:36,044 --> 00:05:38,379
‫فکر می‌کردم دیگه نمی‌تونم بخونم.

84
00:05:38,880 --> 00:05:43,009
‫گفتم اگه نتونم بخونم، بهتره که بمیرم.

85
00:05:44,677 --> 00:05:49,349
‫اون موقع بود که خانم هوسوکی نجاتم داد.

86
00:05:51,009 --> 00:05:55,472
‫من زندگیم رو مدیون خانم هوسوکی هستم.

87
00:06:01,110 --> 00:06:02,612
‫همه‌چیز درست می‌شه.

88
00:06:11,996 --> 00:06:13,748
‫- خیلی ممنون.
‫- مرسی.

89
00:06:21,923 --> 00:06:24,133
‫دیگه خالی شد.

90
00:06:32,725 --> 00:06:34,227
‫سخته نه؟

91
00:06:35,228 --> 00:06:40,858
‫رها کردن زندگی‌ای که با تمام
‫وجود برای ساختش تلاش کردی.

92
00:06:43,361 --> 00:06:45,238
‫این خونه...

93
00:06:45,738 --> 00:06:48,324
‫تنها چیزی بود که همیشه منتظر من بود.

94
00:06:57,125 --> 00:06:58,835
‫گوش کن اوچیو.

95
00:07:00,628 --> 00:07:04,465
‫هنوز شش ماه تا فروش اینجا مونده.

96
00:07:05,633 --> 00:07:07,760
‫تا اون موقع سخت کار کن...

97
00:07:07,844 --> 00:07:09,804
‫و دوباره بخرش.

98
00:07:11,889 --> 00:07:13,558
‫اصلا امکانش هست؟

99
00:07:13,641 --> 00:07:16,686
‫بستگی داره که چقدر کار کنی.

100
00:07:24,819 --> 00:07:26,279
‫خیلی‌خب.

101
00:07:28,030 --> 00:07:31,284
‫دوباره سخت تلاش می‌کنم.

102
00:07:33,619 --> 00:07:35,163
‫به این می‌گن روحیه.

103
00:07:36,038 --> 00:07:37,498
‫مرسی.

104
00:07:41,210 --> 00:07:42,253
‫خواهر بزرگ.

105
00:07:42,336 --> 00:07:43,671
‫خواهر بزرگ؟

106
00:07:44,714 --> 00:07:47,300
‫یعنی تو مثل خواهربزرگمی.

107
00:07:47,383 --> 00:07:49,552
‫چی می‌گی؟ ما همسنیم.

108
00:07:49,635 --> 00:07:52,555
‫خب که چی؟ من خواهر کوچیکه می‌شم.

109
00:07:54,640 --> 00:07:56,225
‫هر طور راحتی.

110
00:08:04,734 --> 00:08:08,404
‫بعد اون ماجرا هر دومون سخت تلاش کردیم.

111
00:08:09,655 --> 00:08:13,993
‫مراسم دست دادن چیوکو
‫شیماکورا به زودی شروع می‌شه!

112
00:08:14,494 --> 00:08:18,039
‫همه بیایید اوچیو رو صدا کنیم.

113
00:08:18,122 --> 00:08:19,749
‫حاضرید؟

114
00:08:19,832 --> 00:08:22,293
‫- اوچیو!
‫- اوچیو!

115
00:08:22,376 --> 00:08:24,337
‫همه‌جا تبلیغ می‌کردیم...

116
00:08:24,420 --> 00:08:29,091
‫هر فرصت کاری‌ای رو قبول می‌کردیم،
‫از مراسم‌های محلی گرفته تا زندان.

117
00:08:29,175 --> 00:08:31,427
‫به تمام مهمون‌های امروزمون...

118
00:08:31,511 --> 00:08:33,721
‫اگه می‌خوای اوچیو رو ببینید...

119
00:08:33,804 --> 00:08:36,474
‫این آلبوم امضا شده رو بخرید. خب؟

120
00:08:36,557 --> 00:08:40,269
‫اگه بخریدش می‌تونید شخصا باهاش آشنا بشید.

121
00:08:40,353 --> 00:08:41,354
‫کی می‌خواد بخره؟

122
00:08:41,437 --> 00:08:45,399
‫این شهر مرغ‌هاش از آدم‌هاش بیشتره...

123
00:08:45,483 --> 00:08:47,735
‫پس واسه همین شاید بپرسید
‫ما اینجا چیکار می‌کنیم؟

124
00:08:51,155 --> 00:08:54,825
‫پنج دقیقه دیگه باید بری.
‫بین اجراها صحبت نکن.

125
00:08:54,909 --> 00:08:57,537
‫باید درست بعد هفت آهنگ
‫سوار ماشین شیم و بریم...

126
00:08:57,620 --> 00:09:00,164
‫وگرنه به نمایش بعدی نمی‌رسیم.

127
00:09:06,712 --> 00:09:08,756
‫این کار واسم جدید بود،
‫ولی به خودم فشار آوردم.

128
00:09:09,966 --> 00:09:12,260
‫اگه می‌خواستیم دوباره
‫آپارتمان اوچیو رو بخریم...

129
00:09:12,343 --> 00:09:14,929
‫نباید در مورد اجراهامون
‫حساسیت به خرج می‌دادیم.

130
00:09:15,680 --> 00:09:17,056
‫هی هیسائو.

131
00:09:17,139 --> 00:09:20,059
‫چرا انقدر آروم می‌ری؟ گاز بده.

132
00:09:20,142 --> 00:09:23,396
‫باشه. تندتر می‌رم.

133
00:09:24,230 --> 00:09:27,316
‫- هی، دستم سر خورد!
‫- ببخشید.

134
00:09:43,666 --> 00:09:47,420
‫کازوکو، باز هم باید صفحه سفارش بدیم،
‫وگرنه چند روز دیگه تموم می‌شن.

135
00:09:47,503 --> 00:09:50,631
‫هی، این‌ها رو ببر کلوپ طرفدارها.

136
00:09:50,715 --> 00:09:52,341
‫باشه، الان می‌برم.

137
00:09:52,842 --> 00:09:55,636
‫اوچیو، تو هم تا وقت داری یه چیزی بخور.

138
00:10:12,778 --> 00:10:14,530
‫بابت کمکت ممنون.

139
00:10:14,614 --> 00:10:16,699
‫- یه هدیه‌ی کوچیک.
‫- مرسی.

140
00:10:16,782 --> 00:10:20,119
‫اداره‌ی همزمان این کار با دیسکو سخت بود.

141
00:10:20,202 --> 00:10:21,287
‫مرسی.

142
00:10:21,370 --> 00:10:25,499
‫گاهی‌اوقات انقدر سخت بود
‫که می‌خواستم بی‌خیال بشم.

143
00:10:26,542 --> 00:10:27,668
‫ولی...

144
00:10:30,421 --> 00:10:32,465
‫هر وقت که چنین حسی داشتم...

145
00:10:32,548 --> 00:10:35,593
‫آهنگ‌های اوچیو بهم جون می‌دادن.

146
00:10:35,676 --> 00:10:39,972
‫حس می‌کردم بخاطر اوچیو
‫هم که شده می‌تونم ادامه بدم.

147
00:10:43,934 --> 00:10:47,563
‫[چیوکو شیماکورا از جهنم بازگشت!]

148
00:10:48,272 --> 00:10:51,817
‫در نتیجه شهرت اوچیو دوباره احیا شد.

149
00:10:53,027 --> 00:10:58,032
‫دوباره اجراهای بزرگی بهش پیشنهاد
‫می‌شد که قبلا نمی‌تونست به دستشون بیاره.

150
00:10:59,784 --> 00:11:00,785
‫خیلی موفق شدی.

151
00:11:04,372 --> 00:11:06,415
‫و بالاخره...

152
00:11:06,916 --> 00:11:11,045
‫تونستیم آپارتمان اوچیو که واسه
‫مزایده گذاشته بودن رو دوباره بخریم.

153
00:11:11,128 --> 00:11:13,172
‫مرسی، ممنونم.

154
00:11:15,341 --> 00:11:17,718
‫می‌تونی چمدون‌ها رو بذاری باشن اوچیو.

155
00:11:18,219 --> 00:11:19,679
‫من میارمشون.

156
00:11:19,762 --> 00:11:20,596
‫مطمئنی؟

157
00:11:20,680 --> 00:11:23,224
‫- بریم.
‫- مرسی.

158
00:11:23,307 --> 00:11:24,266
‫بدو.

159
00:11:25,101 --> 00:11:28,396
‫کنار اومدنمون با همدیگه...

160
00:11:28,479 --> 00:11:31,273
‫ما خیلی با هم جوریم.

161
00:11:31,357 --> 00:11:33,901
‫یعنی...

162
00:11:33,984 --> 00:11:36,362
‫اگه تو مرد بودی...

163
00:11:36,445 --> 00:11:39,949
‫جای اون با تو ازدواج می‌کردم.

164
00:11:40,032 --> 00:11:43,577
‫اگه یکیمون مرد بود، اون تو بودی.

165
00:11:44,078 --> 00:11:47,665
‫اوچیو، یه پیشگوی تازه‌کار رو جدی نگیر.

166
00:11:48,249 --> 00:11:50,501
‫و شما اصلا با هم...

167
00:11:50,584 --> 00:11:52,586
‫کنار نمیایید.

168
00:11:52,670 --> 00:11:55,297
‫اگه نزدیک بشید، همه‌چیز رو از دست می‌دین.

169
00:11:55,381 --> 00:11:57,425
‫بهتره احتیاط کنی.

170
00:11:58,008 --> 00:11:59,260
‫مزخرفه.

171
00:11:59,343 --> 00:12:00,970
‫امکان نداره واقعی باشه.

172
00:12:01,053 --> 00:12:05,266
‫به لطف آقای هوتاست که من دوباره خوشحالم.

173
00:12:08,352 --> 00:12:11,814
‫«دوتایی کنار هم نشستیم،
‫شونه‌هامون به هم می‌خورن.»

174
00:12:12,356 --> 00:12:15,151
‫کی فکرش رو می‌کرد که من دوباره لبخند بزنم؟

175
00:12:15,985 --> 00:12:19,864
‫چطوره؟ متنش واسه آهنگ بعدیت خوب نیست؟

176
00:12:19,947 --> 00:12:21,282
‫محشره.

177
00:12:22,825 --> 00:12:26,495
‫هی، چطوره متن آهنگ بعدیم رو تو بنویسی؟

178
00:12:26,579 --> 00:12:29,498
‫نه، من بلد نیستم.

179
00:12:29,582 --> 00:12:32,626
‫اشکال نداره، استعداد داری.
‫قطعا موفق می‌شی.

180
00:12:32,710 --> 00:12:36,338
‫«امواج عشق» اثر خانم چیوکو شیماکورا.

181
00:12:39,633 --> 00:12:43,971
‫♪ اگه خدا صدام رو می‌شنوه... ♪

182
00:12:44,972 --> 00:12:49,560
‫♪ من می‌خوام که... ♪

183
00:12:49,643 --> 00:12:53,689
‫♪ در آغوش تو... ♪

184
00:12:54,690 --> 00:12:57,568
‫♪ بمیرم. ♪

185
00:12:58,360 --> 00:13:00,029
‫همین که...

186
00:13:00,780 --> 00:13:03,532
‫خوندنت رو می‌بینم راضیم.

187
00:13:05,409 --> 00:13:06,702
‫وای.

188
00:13:07,203 --> 00:13:09,413
‫داری خجالتم می‌دی...

189
00:13:12,333 --> 00:13:13,709
‫شما دو تا...

190
00:13:14,460 --> 00:13:16,086
‫انگار واقعا خواهرید.

191
00:13:17,880 --> 00:13:23,219
‫دوباره و دوباره...

192
00:13:23,302 --> 00:13:25,346
‫♪ مثل موج‌های آب... ♪

193
00:13:25,429 --> 00:13:27,056
‫بیا با هم سخت کار کنیم...

194
00:13:27,807 --> 00:13:30,059
‫دو تایی.

195
00:13:30,559 --> 00:13:31,644
‫آره.

196
00:13:37,316 --> 00:13:41,904
‫ولی بعدش خانم شیماکورا از آژانست می‌ره، نه؟

197
00:13:42,446 --> 00:13:43,405
‫آره.

198
00:13:43,906 --> 00:13:45,991
‫خودم مجبورش کردم. بره.

199
00:13:46,075 --> 00:13:48,536
‫چرا؟ اوضاعتون که خوب پیش می‌رفت.

200
00:13:50,204 --> 00:13:53,958
‫این مقاله گفته می‌خواست پیشت بمونه.

201
00:13:54,041 --> 00:13:58,712
‫[چیوکو شیماکورا بدهیش رو پرداخت
‫کرد و آژانسش رو عوض کرد.]

202
00:14:02,091 --> 00:14:03,968
‫یاد قدیم افتادم.

203
00:14:06,679 --> 00:14:09,348
‫هر چیزی یه وقتی داره.

204
00:14:10,057 --> 00:14:13,394
‫من توی صنعت موسیقی تازه‌کار بودم...

205
00:14:13,477 --> 00:14:16,480
‫و تازه تحقیق در مورد
‫پیشگویی رو شروع کرده بودم.

206
00:14:16,564 --> 00:14:19,733
‫می‌خواستم کار خودم رو یاد بگیرم.

207
00:14:21,527 --> 00:14:24,405
‫وقتی که اوچیو بدهیش رو تسویه کرد...

208
00:14:24,488 --> 00:14:27,533
‫بهتر بود که راهمون جدا بشه.

209
00:14:28,367 --> 00:14:31,871
‫اوچیو همچنان خوانندگی رو ادامه می‌ده.

210
00:14:32,663 --> 00:14:35,249
‫تصمیم درستی هم هست.

211
00:14:36,667 --> 00:14:39,128
‫ولی این که جدا بشیم راحت نبود.

212
00:14:40,087 --> 00:14:42,214
‫مخصوصا چون مثل خواهر بودید.

213
00:14:44,258 --> 00:14:47,887
‫من دیگه رابطه‌ای با خواهرهای
‫واقعیم ندارم، یادته دیگه؟

214
00:14:47,970 --> 00:14:52,057
‫واسه همین باعث می‌شد اوچیو
‫رو بیشتر دوست داشته باشم.

215
00:14:56,061 --> 00:14:58,731
‫راستی، برادرت چطوره؟

216
00:14:58,814 --> 00:15:00,190
‫- هیسائو؟
‫- آره.

217
00:15:00,274 --> 00:15:01,817
‫باهات کلوپ‌ها رو اداره می‌کرد.

218
00:15:01,901 --> 00:15:04,361
‫شما دو تا توی خانواده
‫بیشتر با هم صمیمی بودید.

219
00:15:04,445 --> 00:15:07,615
‫اگه امکانش باشه می‌خوام
‫با هیسائو هم حرف بزنم.

220
00:15:07,698 --> 00:15:10,534
‫اصلا نمی‌دونم الان مشغول چیه.

221
00:15:13,287 --> 00:15:15,039
‫خیلی گذشته.

222
00:15:16,999 --> 00:15:18,042
‫خانم هوسوکی.

223
00:15:18,542 --> 00:15:19,668
‫باید به زودی بریم.

224
00:15:20,169 --> 00:15:22,880
‫- ما هم باید بریم دیگه.
‫- درسته.

225
00:15:26,342 --> 00:15:27,176
‫مینوری.

226
00:15:28,052 --> 00:15:31,013
‫بی‌صبرانه منتظرم کتابت رو بخونم.

227
00:15:31,096 --> 00:15:34,808
‫هنوز مصاحبه‌ام باهات تموم نشده.

228
00:15:34,892 --> 00:15:37,186
‫ولی به زودی قصد دارم نوشتن رو شروع کنم.

229
00:15:37,269 --> 00:15:38,562
‫واقعا؟

230
00:15:38,646 --> 00:15:40,898
‫نمی‌خوام بهت فشار بیارم...

231
00:15:40,981 --> 00:15:44,068
‫ولی می‌خوام به زودی ممکن
‫بنویسیش و منتشرش کنی.

232
00:15:44,944 --> 00:15:47,196
‫باید تا وقتی فرصتش هست ازش استفاده کرد.

233
00:15:47,279 --> 00:15:49,573
‫قطعا همین کار رو می‌کنیم.

234
00:16:46,088 --> 00:16:52,469
‫[پرتره‌ای شخصی از یک زن،
‫اثر مینوری اوئوزومی.]

235
00:16:55,681 --> 00:16:57,224
‫دیرم می‌شه.

236
00:16:57,307 --> 00:16:59,727
‫- من رفتم دیگه مینوری.
‫- باشه.

237
00:16:59,810 --> 00:17:01,145
‫یادت نره قفل کنی.

238
00:17:01,228 --> 00:17:02,354
‫آره، باشه.

239
00:17:02,438 --> 00:17:04,356
‫- خداحافظ!
‫- هی، با مامان‌بزرگ خداحافظی کن.

240
00:17:04,440 --> 00:17:06,150
‫- مامان.
‫- بله؟

241
00:17:06,233 --> 00:17:08,193
‫راستش کوفته می‌خوام.

242
00:17:08,277 --> 00:17:09,194
‫کوفته؟

243
00:17:09,278 --> 00:17:12,156
‫گفتی نون می‌خوای که.
‫اینطوری پخشش کن. خوبه دیگه.

244
00:17:14,450 --> 00:17:15,325
‫صبح‌بخیر.

245
00:17:15,409 --> 00:17:17,494
‫صبح‌بخیر. لطفا مراقبش باشید.

246
00:17:17,578 --> 00:17:18,620
‫رینا!

247
00:17:20,039 --> 00:17:21,040
‫روز خوبی داشته باشی!

248
00:17:21,123 --> 00:17:22,499
‫می‌بینمت.

249
00:17:57,618 --> 00:18:02,456
‫[کازوکو با طبیعت بی‌رحم جنگ روبرو شد...]

250
00:18:02,539 --> 00:18:07,503
‫[درد زخم‌هاش بهش آرامش می‌داد.]

251
00:18:12,925 --> 00:18:18,597
‫[خشم واقعی می‌تونه شدید و
‫دردناک باشه و انزوا به وجود بیاره.]

252
00:18:19,223 --> 00:18:24,144
‫[نورهای شدیدی که توپ براق...]

253
00:18:24,228 --> 00:18:27,314
‫[بر بدن کازوکو منعکس می‌شد.]

254
00:18:27,397 --> 00:18:31,819
‫[دنیای من اینه.]

255
00:18:43,163 --> 00:18:46,792
‫[می‌خوام روی یه صحنه‌ی بزرگ رقابت کنم.]

256
00:18:53,215 --> 00:18:57,344
‫[برادر کازوکو هوسوکی به جرم اخاذی
‫از عضو شورای شهر به زندان رفت.]

257
00:18:57,427 --> 00:18:59,012
‫[حقیقت به شیوه‌ای که به ما گفته شده.]

258
00:19:12,526 --> 00:19:15,654
‫رینا، مامانت اومده دنبالت.

259
00:19:15,737 --> 00:19:17,990
‫رینا، مامانت اومده.

260
00:19:18,073 --> 00:19:19,158
‫رینا.

261
00:19:20,742 --> 00:19:22,494
‫اومدم!

262
00:19:31,211 --> 00:19:33,172
‫سلام، اوئوزمی هستم.

263
00:19:33,255 --> 00:19:35,215
‫نویسنده شمایی؟

264
00:19:36,508 --> 00:19:38,177
‫آره.

265
00:19:38,677 --> 00:19:40,262
‫اسمم هوسوکیه.

266
00:19:40,345 --> 00:19:42,181
‫می‌خواستی با من حرف بزنی؟

267
00:19:42,264 --> 00:19:43,640
‫هوسو...

268
00:19:44,516 --> 00:19:45,559
‫هیسائو؟

269
00:19:47,436 --> 00:19:50,772
‫تو از اون روزنامه در مورد من پرسیدی، نه؟

270
00:19:50,856 --> 00:19:54,860
‫یه ویراستار خواست که
‫مستقیما باهات تماس بگیرم.

271
00:19:56,653 --> 00:19:59,114
‫می‌خوای در مورد خواهرم بپرسی، نه؟

272
00:19:59,198 --> 00:20:02,534
‫اگه می‌خوای، بیا بریم خونه‌ی من.

273
00:20:02,618 --> 00:20:04,578
‫اونجا در موردش بهت می‌گم.

274
00:20:21,136 --> 00:20:22,304
‫بیا داخل.

275
00:20:23,180 --> 00:20:26,266
‫مرسی.

276
00:20:34,650 --> 00:20:37,527
‫من واقعا شیرینی دوست دارم.

277
00:20:38,570 --> 00:20:42,950
‫مخصوصا این مون بلان رو خیلی دوست دارم.

278
00:20:44,618 --> 00:20:45,827
‫هام...

279
00:20:46,703 --> 00:20:49,331
‫توی یه مجله‌ی تصویری دیدمت.

280
00:20:50,332 --> 00:20:51,333
‫آهان آره.

281
00:20:51,416 --> 00:20:54,211
‫[برادر کازوکو هوسوکی دستگیر شد،
‫حقیقت به شیوه‌ای که ما آن را شنیدیم.]

282
00:20:54,294 --> 00:20:56,546
‫واقعا خیلی جرئت داری.

283
00:20:56,630 --> 00:20:57,506
‫هان؟

284
00:20:58,215 --> 00:21:01,176
‫نباید این رو به خود طرف نشون بدی که.

285
00:21:03,220 --> 00:21:04,054
‫ببخشید.

286
00:21:06,807 --> 00:21:08,684
‫نه، ولی مشکلی نداره.

287
00:21:09,351 --> 00:21:14,439
‫اگه با خواهرم سروکار داری، این
‫سطح از عجیب‌وغریب بودن خوبه.

288
00:21:14,940 --> 00:21:16,525
‫الان بینتون چطوریه؟

289
00:21:17,276 --> 00:21:18,527
‫ارتباطش رو باهام قطع کرده.

290
00:21:19,987 --> 00:21:21,989
‫تصمیم خواهرت بود؟

291
00:21:22,072 --> 00:21:25,742
‫بعد اون مقاله، حتی پلیس هم وارد ماجرا شد.

292
00:21:26,493 --> 00:21:30,664
‫به عنوان یه فرد معروف،
‫مطمئنم دوست نداشت توی دردسری بیفته.

293
00:21:31,623 --> 00:21:33,500
‫درک می‌کنم.

294
00:21:34,751 --> 00:21:36,920
‫تو داری کتابش رو می‌نویسی، نه؟

295
00:21:38,672 --> 00:21:40,757
‫چقدرش رو شنیدی؟

296
00:21:40,841 --> 00:21:43,927
‫تا جایی که بدهی خانم شیماکورا
‫ رو پرداخت کرده.

297
00:21:44,428 --> 00:21:47,597
‫شنیدم اون و خواهرت مثل خواهرهای واقعی بودن.

298
00:21:52,853 --> 00:21:54,354
‫خودش این رو گفت؟

299
00:21:54,438 --> 00:21:57,858
‫آره، گفت که جدا شدن ازش سخت بود.

300
00:22:06,616 --> 00:22:10,203
‫داستان چیوکو شیماکئورا اینطوری شد، نه؟

301
00:22:10,287 --> 00:22:14,750
‫شیماکورا قرار بود از یه پلی
‫بپره و جون خودش رو بگیره...

302
00:22:14,833 --> 00:22:16,335
‫و خواهرم نجاتش داد، درسته؟

303
00:22:16,418 --> 00:22:17,294
‫آره.

304
00:22:17,794 --> 00:22:19,671
‫بعد مدیربرنامه‌هاش شد...

305
00:22:20,464 --> 00:22:22,174
‫و سخت کار کردن.

306
00:22:22,257 --> 00:22:23,300
‫آره.

307
00:22:23,383 --> 00:22:24,801
‫به آقای هوتا اشاره‌ای شد؟

308
00:22:24,885 --> 00:22:29,348
‫آره، گفت آقای هوتا هم توی
‫پرداخت بدهی خانم شیماکورا کمک کرد.

309
00:22:29,431 --> 00:22:30,640
‫و...

310
00:22:31,391 --> 00:22:34,353
‫گفت که دوباره آپارتمان شیماکورا رو خریدن؟

311
00:22:34,436 --> 00:22:35,479
‫آره.

312
00:22:53,747 --> 00:22:57,751
‫می‌دونی که کاملا دروغه دیگه؟

313
00:22:59,127 --> 00:23:00,128
‫دروغه؟

314
00:23:00,212 --> 00:23:02,297
‫کلا دروغه.

315
00:23:03,006 --> 00:23:04,800
‫و تو گول خوردی.

316
00:23:09,137 --> 00:23:10,889
‫می‌خوای بشنوی...

317
00:23:12,057 --> 00:23:14,101
‫که واقعا چی شده؟

318
00:23:21,316 --> 00:23:24,361
‫تجارتی که خواهرم با هوتا افتتاح کرد...

319
00:23:24,444 --> 00:23:26,947
‫اوایل موفق بود.

320
00:23:27,030 --> 00:23:29,616
‫ولی بعد سه سال، کلا شکست خورد.

321
00:23:29,699 --> 00:23:32,494
‫من اینجا رو از صفر ساختم.

322
00:23:32,577 --> 00:23:34,121
‫هرگز ولش نمی‌کنم.

323
00:23:34,204 --> 00:23:35,038
‫به این ترتیب...

324
00:23:35,122 --> 00:23:37,958
‫وقتی درآمدشون کم شد، رابطشون هم خراب شد.

325
00:23:38,041 --> 00:23:39,459
‫باید هنوز که می‌تونیم بفروشیمش...

326
00:23:39,543 --> 00:23:42,254
‫و این نشون می‌ده که
‫ارتباطشون چقدر سطحی بود.

327
00:23:42,337 --> 00:23:43,213
‫ببخشید؟

328
00:23:43,296 --> 00:23:47,092
‫تو فقط یه یاکوزای بدبختی که به درآمد
‫من نیاز داری که کله‌گنده به نظر برسی.

329
00:23:47,175 --> 00:23:48,385
‫واسه من رئیس‌بازی در نیار.

330
00:23:48,468 --> 00:23:50,303
‫به چه جرئتی جوابم رو می‌دی؟

331
00:23:50,387 --> 00:23:52,431
‫تازه، تو پیش اون‌ها بودی و...

332
00:23:52,514 --> 00:23:55,142
‫اون موقع تلفن زنگ خورد.

333
00:23:55,225 --> 00:23:56,351
‫که چی؟

334
00:23:56,435 --> 00:24:00,313
‫انقدر همیشه گستاخی و لج‌بازی نکن.
‫مثلا در مورد همین کلوپ.

335
00:24:00,397 --> 00:24:01,940
‫بحث رو عوض نکن.

336
00:24:02,023 --> 00:24:04,401
‫- تلفن رو جواب بده.
‫- خودت جواب بده.

337
00:24:04,484 --> 00:24:05,610
‫جواب بده هیسائو!

338
00:24:05,694 --> 00:24:06,570
‫زود.

339
00:24:08,196 --> 00:24:09,948
‫سلام، منهتن بفرمایید.

340
00:24:10,449 --> 00:24:13,034
‫یه لحظه صبر کنید.

341
00:24:14,536 --> 00:24:16,329
‫آقای هوتا.

342
00:24:17,205 --> 00:24:18,832
‫یه آقایی به اسم یابه هستن.

343
00:24:20,041 --> 00:24:21,418
‫آقای یابه؟

344
00:24:21,501 --> 00:24:22,335
‫آره.

345
00:24:26,548 --> 00:24:28,758
‫سلام. هوتا هستم.

346
00:24:29,759 --> 00:24:34,222
‫آقای یابه یه دلال بود که بین یاکوزا
‫و صنعت سرگرمی آشنا داشت.

347
00:24:34,306 --> 00:24:36,391
‫اون هم محافظ شیماکورا بود.

348
00:24:38,101 --> 00:24:40,061
‫چیوکو شیماکورا؟

349
00:24:40,145 --> 00:24:44,900
‫از هوتا خواست که مواظب شیماکورا باشه،
‫که طلبکارهاش اذیتش می‌کردن.

350
00:24:46,526 --> 00:24:49,237
‫فکرش رو نمی‌کردم از بدهی‌هاش فرار کنه.

351
00:24:49,321 --> 00:24:52,908
‫خواهرم اینطوری با شیماکورا آشنا شد.

352
00:24:52,991 --> 00:24:56,870
‫- همه‌ی اون طلبکارها...
‫- اون داستان خودکشی یه دروغ بزرگ بود.

353
00:24:56,953 --> 00:25:00,081
‫دیگه نمی‌دونم چیکار کنم.

354
00:25:00,165 --> 00:25:03,376
‫خواهرم فورا متوجه شد این قضیه سود داره.

355
00:25:03,877 --> 00:25:07,422
‫حتی با وجود اون همه بدهی،
‫اون همچنان چیوکو شیماکورای بزرگه.

356
00:25:07,506 --> 00:25:11,051
‫عملا یهویی جلوش پدیدار شده.

357
00:25:11,134 --> 00:25:13,220
‫خیلی وقت پیش...

358
00:25:13,720 --> 00:25:15,972
‫همین اتفاق واسه من رخ داد.

359
00:25:17,265 --> 00:25:20,852
‫کسی که من رو نجات داد همین
‫آقای هوتاست که اینجا نشسته.

360
00:25:22,604 --> 00:25:23,897
‫چیزی نمی‌شه.

361
00:25:24,606 --> 00:25:27,067
‫تو رو هم یه جوری نجات می‌دیم.

362
00:25:29,319 --> 00:25:32,697
‫هوتا وارد بدهی شد که صد
‫و پنجاه میلیون ین جور کنه...

363
00:25:32,781 --> 00:25:34,533
‫و یه نمایش راه انداختن.

364
00:25:35,283 --> 00:25:36,868
‫خواهرم برنامه‌اش رو ریخت...

365
00:25:38,119 --> 00:25:41,039
‫و هوتا هم قبول کرد چون
‫از لحاظ مالی مشکل داشت.

366
00:25:41,122 --> 00:25:42,415
‫هی، کثافت‌ها!

367
00:25:42,499 --> 00:25:45,210
‫اگه چیوکو شیماکورا دیگه آواز نخونه چی؟

368
00:25:45,293 --> 00:25:49,256
‫با وجود مشکلاتش، اون همچنان
‫رئیس خانواده‌ی ادوگاوا بود.

369
00:25:49,839 --> 00:25:52,300
‫من از طرف خانواده ادوگاوا...

370
00:25:52,384 --> 00:25:55,887
‫وقتی که زانو زد طلبکارها
‫مجبور شدن که تسلیم بشن.

371
00:25:56,388 --> 00:25:59,432
‫وگرنه معلوم نبود چه بلایی سرشون می‌اومد.

372
00:25:59,516 --> 00:26:00,850
‫ازتون درخواست دارم.

373
00:26:00,934 --> 00:26:03,270
‫یه تهدید مودبانه بود.

374
00:26:04,771 --> 00:26:10,026
‫شیماکورا تحت تاثیر نمایش
‫خواهرم و هوتا قرار گرفت.

375
00:26:10,110 --> 00:26:12,070
‫خانم شیماکورا، الان چه حسی دارید؟

376
00:26:12,153 --> 00:26:13,071
‫من...

377
00:26:13,154 --> 00:26:17,242
‫تصمیم گرفتم، اگه دیگه نتونم آواز بخونم،
‫بهتره که بمیرم.

378
00:26:17,325 --> 00:26:20,620
‫شیماکورا باید قبول می‌کرد که
‫با تمام وجود واسشون کار کنه.

379
00:26:20,704 --> 00:26:25,458
‫بعد خانم هوسوکی من رو نجات داد.

380
00:26:26,751 --> 00:26:30,672
‫من زندگیم رو مدیون خانم هوسوکی هستم.

381
00:26:30,755 --> 00:26:35,594
‫کازوکو شیماکورا رو از بدبختیش نجات داد...

382
00:26:35,677 --> 00:26:38,013
‫و یهویی تبدیل به قهرمان داستان شد.

383
00:26:38,513 --> 00:26:43,685
‫اینطوری بود که تونست از
‫شیماکورا برای کسب درآمد استفاده کنه.

384
00:26:45,186 --> 00:26:49,649
‫حتی با وجود این داستان که شیماکورا
‫توی تورهای محلی شرکت می‌کرد...

385
00:26:50,358 --> 00:26:54,321
‫هوتا از یاکوزا استفاده کرد که
‫عملا سالن‌ها رو رایگان کرایه کنه...

386
00:26:54,404 --> 00:26:57,198
‫و سهم زیادی دریافت می‌کرد.

387
00:27:08,126 --> 00:27:12,130
‫هوتا یه یاکوزای سنتی بود که
‫وظیفه و انسانیت براش اهمیت داشت.

388
00:27:12,881 --> 00:27:18,470
‫کم‌کم ناراحت شد که کازوکو
‫از شیماکورا سواستفاده می‌کرد.

389
00:27:18,970 --> 00:27:20,764
‫[چیوکو شیماکورا از جهنم بازگشت!]

390
00:27:26,353 --> 00:27:27,604
‫خیلی موفق شدی.

391
00:27:31,232 --> 00:27:32,817
‫نقشه‌ی کازوکو جواب داد...

392
00:27:32,901 --> 00:27:36,154
‫و شیماکورا کاملا در صنعت سرگرمی احیا شد.

393
00:27:36,821 --> 00:27:39,949
‫پیشنهادات بزرگی واسش می‌اومد.

394
00:27:40,033 --> 00:27:43,244
‫مطمئنم کازوکو خیلی خوشحال بود.

395
00:27:49,793 --> 00:27:52,087
‫در آخر فقط پول بود که مهم بود.

396
00:27:52,629 --> 00:27:56,216
‫فقط به این اهمیت می‌داد که چقدر
‫پول می‌تونه از شیماکورا در بیاره.

397
00:27:57,258 --> 00:27:59,844
‫این که می‌خواست بهش کمک کنه یه دروغ بزرگه.

398
00:28:00,345 --> 00:28:03,431
‫وقتی که قبل‌تر از کازوکو سواستفاده شد...

399
00:28:03,515 --> 00:28:06,142
‫یاد گرفت که از بقیه سواستفاده کنه.

400
00:28:09,145 --> 00:28:13,358
‫ولی وقتی خانم شیماکورا
‫۱۵۰ میلیون ین خانم هوسوکی رو پس داد...

401
00:28:13,441 --> 00:28:15,985
‫خانم شیماکورا مستقل شد.

402
00:28:16,069 --> 00:28:17,946
‫خانم هوسوکی دیگه سودی کسب نمی‌کرد.

403
00:28:18,029 --> 00:28:20,281
‫خیلی ساده‌لوحی نه؟

404
00:28:21,116 --> 00:28:23,910
‫شیماکورا اون زمان یه ستاره‌ی بزرگ بود.

405
00:28:23,993 --> 00:28:26,538
‫حتی توی سالن‌های کوچیک
‫هم حداقل دو میلیون در میاورد.

406
00:28:27,372 --> 00:28:29,582
‫توی سالن‌های بزرگ سه چهار میلیون می‌گرفت.

407
00:28:29,666 --> 00:28:32,752
‫کازوکو خیلی ازش کار کشید و مجبورش
‫می‌کرد سالی دویست تا اجرا داشته باشه.

408
00:28:34,087 --> 00:28:35,213
‫خودت حساب کن.

409
00:28:36,840 --> 00:28:37,674
‫هم...

410
00:28:37,757 --> 00:28:40,051
‫می‌شه سالی حداقل چهارصد میلیون.

411
00:28:41,261 --> 00:28:44,681
‫می‌دونست که به راحتی
‫۱۵۰ میلیونش رو پس می‌گیره.

412
00:28:45,932 --> 00:28:47,392
‫امکان نداره...

413
00:28:48,893 --> 00:28:53,857
‫شیماکورا یه دختر مهربون بود
‫که بلد نبود به مردم شک کنه...

414
00:28:53,940 --> 00:28:58,570
‫ولی حتی اون هم بعد سه
‫سال فهمید که گول خورده.

415
00:29:00,071 --> 00:29:02,282
‫اون موقع بود که راهش رو از اون جدا کرد.

416
00:29:02,365 --> 00:29:06,995
‫ولی اون موقع هم گفت که خانم
‫هوسوکی جانش رو نجات داده.

417
00:29:07,078 --> 00:29:08,788
‫نگفت که گول خورده.

418
00:29:08,872 --> 00:29:10,874
‫اینطوری با قضیه کنار اومد.

419
00:29:12,083 --> 00:29:13,626
‫به این شیوه...

420
00:29:14,127 --> 00:29:16,463
‫یه بار برای همیشه به قضیه خاتمه داد.

421
00:29:32,645 --> 00:29:34,230
‫مرسی.

422
00:29:50,209.5 --> 00:30:00,209.5
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

423
00:30:16,189 --> 00:30:17,398
‫هی.

424
00:30:18,107 --> 00:30:21,277
‫باید با هم یه مسافرت بریم.

425
00:30:21,778 --> 00:30:24,072
‫مثلا هاوایی یا گوام.

426
00:30:24,572 --> 00:30:27,367
‫که احیا شدن تجارتمون رو جشن بگیریم.

427
00:30:29,118 --> 00:30:30,662
‫من نمیام.

428
00:30:30,745 --> 00:30:32,247
‫خودت برو.

429
00:30:32,330 --> 00:30:34,916
‫چرا انقدر سرد برخورد می‌کنی؟

430
00:30:35,542 --> 00:30:37,293
‫تو هم باید با اوچیو کار کنی.

431
00:30:37,377 --> 00:30:41,923
‫اوچیو خودش تنهایی از پس اوضاع بر میاد.

432
00:30:42,507 --> 00:30:44,551
‫پس بیا دیگه.

433
00:30:45,051 --> 00:30:46,928
‫بیا بریم یه جایی.

434
00:30:54,561 --> 00:30:56,437
‫دیر کردی.

435
00:30:56,938 --> 00:31:00,859
‫فردا هم باید زود بری،
‫زود برو حموم.

436
00:31:03,069 --> 00:31:05,530
‫هنوز شام نخوردم.

437
00:31:06,030 --> 00:31:07,866
‫قبل این که برگردی شام نخوردی؟

438
00:31:09,742 --> 00:31:11,661
‫وقت نکردم بخورم.

439
00:31:13,121 --> 00:31:15,456
‫پس یه چیزی برات درست می‌کنم.

440
00:31:15,540 --> 00:31:17,917
‫تو برو حموم.

441
00:31:20,086 --> 00:31:23,673
‫دیره. یه چیزی می‌خوام که زود هضم بشه.

442
00:31:23,756 --> 00:31:26,009
‫یه چیز سالم و زود هضم.

443
00:31:26,509 --> 00:31:28,052
‫خیلی لوسی.

444
00:31:28,553 --> 00:31:33,141
‫خفه شو و هر چیزی که میارم رو بخور.

445
00:31:41,107 --> 00:31:42,108
‫هی.

446
00:31:44,027 --> 00:31:48,323
‫چقدر از بدهیم مونده؟

447
00:31:52,076 --> 00:31:54,120
‫من خیلی کار می‌کنم.

448
00:31:54,203 --> 00:31:56,205
‫تقریبا تموم شده نه؟

449
00:31:58,374 --> 00:32:02,378
‫چیزی نگفتم چون نمی‌خواستم ناراحتت کنم.

450
00:32:02,921 --> 00:32:03,838
‫ولی راستش...

451
00:32:04,714 --> 00:32:09,135
‫چند ماه پیش یه بدهی دیگه اضافه شد.

452
00:32:10,637 --> 00:32:11,721
‫چی؟

453
00:32:11,804 --> 00:32:16,517
‫ما پرداختش کردیم که
‫تو نگرانی‌ای نداشته باشی.

454
00:32:20,313 --> 00:32:23,983
‫بدهی جدید چقدره؟

455
00:32:26,694 --> 00:32:28,446
‫یکم بیشتر از صد میلیون.

456
00:32:33,076 --> 00:32:34,911
‫امکان نداره...

457
00:32:36,663 --> 00:32:43,044
‫شوهرت واقعا هر جایی تونسته سفته گذاشته.

458
00:32:43,127 --> 00:32:45,129
‫معلوم نیست بعدیش کی پیداش بشه...

459
00:32:45,213 --> 00:32:46,714
‫این آخریه.

460
00:32:51,177 --> 00:32:52,553
‫مطمئنم.

461
00:33:06,442 --> 00:33:07,986
‫کارت خوب بود اوچیو.

462
00:33:08,069 --> 00:33:09,862
‫از تو هم ممنونم.

463
00:33:11,155 --> 00:33:12,657
‫خانم شیماکورا.

464
00:33:13,366 --> 00:33:15,326
‫ساوامورا!

465
00:33:15,410 --> 00:33:17,120
‫خیلی وقته ندیدمت.

466
00:33:17,203 --> 00:33:19,956
‫خیلی خوشحال شدم دیدمت. چه خبر؟

467
00:33:20,039 --> 00:33:21,708
‫- مدیر یه تازه‌کار شدم.
‫- جدی؟

468
00:33:21,791 --> 00:33:24,460
‫- امروز واسه تبلیغات اومدم اینجا.
‫- آهان.

469
00:33:26,546 --> 00:33:29,716
‫خانم هوسوکی امروز باهات نیومده؟

470
00:33:29,799 --> 00:33:32,051
‫آره، امروز جدا کار می‌کنیم.

471
00:33:32,135 --> 00:33:34,137
‫سایجو داره وارد استودیو می‌شه.

472
00:33:35,805 --> 00:33:36,973
‫هی.

473
00:33:37,890 --> 00:33:39,308
‫می‌شه یه لحظه باهات حرف بزنم؟

474
00:33:40,685 --> 00:33:42,270
‫یه چیزی مشکوکه.

475
00:33:42,353 --> 00:33:45,857
‫امکان نداره بعد سه سال
‫یهویی یه بدهی دیگه پیدا بشه.

476
00:33:48,526 --> 00:33:51,070
‫مثل قدیم دوباره اجراهای بزرگ
‫داری و توی تلویزیون نشونت می‌دن.

477
00:33:51,154 --> 00:33:52,280
‫و تازه...

478
00:33:52,363 --> 00:33:55,366
‫نصف سال‌ هم تورهای محلی داری دیگه، نه؟

479
00:34:00,705 --> 00:34:03,666
‫واسه هر نمایش محلی چقدر می‌گیری؟

480
00:34:05,293 --> 00:34:07,503
‫بهم نمی‌گه.

481
00:34:08,087 --> 00:34:11,799
‫خواهر بزرگه گفته نگران پول نباشم.

482
00:34:11,883 --> 00:34:14,969
‫خیلی پرروئه که بهت نگفته.

483
00:34:15,678 --> 00:34:18,681
‫ولی ماهانه پول می‌گیرم.

484
00:34:18,765 --> 00:34:20,308
‫چقدر؟

485
00:34:21,601 --> 00:34:23,144
‫هر ماه...

486
00:34:25,146 --> 00:34:26,689
‫سی هزار ین می‌گیرم.

487
00:34:29,108 --> 00:34:30,735
‫خیلی‌خب خانم شیماکورا.

488
00:34:31,235 --> 00:34:33,321
‫می‌خوام آروم باشی و گوش کنی.

489
00:34:35,782 --> 00:34:41,412
‫تو یه ستاره‌ی بزرگی که الان بیست
‫سال پیاپی توی کوهاکو اجرا می‌کنی.

490
00:34:41,996 --> 00:34:43,706
‫اگه کار داوطلبانه نباشه...

491
00:34:43,790 --> 00:34:48,294
‫باید بین دو تا پنج میلیون دریافت کنی.

492
00:34:48,961 --> 00:34:51,422
‫اگه سالی صد بار اجرا کنی...

493
00:35:33,714 --> 00:35:35,091
‫خیلی‌خب.

494
00:35:46,477 --> 00:35:49,522
‫وای، ترسیدم.

495
00:35:49,605 --> 00:35:51,357
‫نمی‌دونستم اومدی خونه.

496
00:35:51,440 --> 00:35:53,526
‫ضبط خوب پیش رفت؟

497
00:35:57,738 --> 00:36:00,158
‫قراره با دوستم شام بخورم.

498
00:36:00,241 --> 00:36:02,535
‫شام از بیرون سفارش بده.

499
00:36:02,618 --> 00:36:03,619
‫گلوم درد می‌کنه.

500
00:36:04,787 --> 00:36:06,164
‫چی؟

501
00:36:06,247 --> 00:36:08,958
‫فکر کنم گلوم امروز حین ضبط آسیب دیده.

502
00:36:09,041 --> 00:36:11,169
‫در مورد خوردن غذای بیرون شک دارم.

503
00:36:11,252 --> 00:36:13,087
‫یکم واسم اوکایو درست می‌کنی؟

504
00:36:13,796 --> 00:36:15,965
‫خودت می‌تونی دیگه، نمی‌تونی؟

505
00:36:16,048 --> 00:36:17,550
‫من...

506
00:36:18,885 --> 00:36:20,970
‫حتی بلد نیستم تخم‌مرغ بشکنم.

507
00:36:21,470 --> 00:36:23,181
‫می‌دونی دیگه؟

508
00:36:26,809 --> 00:36:28,019
‫وای.

509
00:36:28,686 --> 00:36:31,439
‫واسه شام دیرم می‌شه.

510
00:36:55,463 --> 00:36:56,881
‫صبر کن.

511
00:36:58,216 --> 00:37:00,509
‫باز چیه؟

512
00:37:02,595 --> 00:37:04,096
‫و...

513
00:37:05,681 --> 00:37:09,352
‫چای سیاه با زنجبیل و عسل هم می‌خوام.

514
00:37:09,435 --> 00:37:11,145
‫واسم می‌خری؟

515
00:37:14,774 --> 00:37:17,235
‫چت شده؟

516
00:37:17,777 --> 00:37:20,488
‫با من مثل خدمتکارت رفتار می‌کنی.

517
00:37:21,072 --> 00:37:22,990
‫دیوانه شدی؟

518
00:37:27,828 --> 00:37:29,080
‫خب...

519
00:37:31,123 --> 00:37:34,001
‫من با این گلوم پول در میارم.

520
00:37:34,710 --> 00:37:38,589
‫بدون این گلو، تو هم پولی در نمیاری.

521
00:37:39,215 --> 00:37:40,758
‫بدون پول...

522
00:37:41,259 --> 00:37:44,220
‫نمی‌تونی از اون کت‌های باکلاس بخری.

523
00:37:46,681 --> 00:37:48,140
‫اگه...

524
00:37:49,141 --> 00:37:52,270
‫اگه حرفی داری که بزنی، بگو.

525
00:37:58,901 --> 00:38:00,945
‫بگو طی این سه سال گذشته...

526
00:38:02,446 --> 00:38:04,115
‫چقدر پول درآوردم؟

527
00:38:04,198 --> 00:38:06,158
‫خودت می‌دونی.

528
00:38:06,242 --> 00:38:07,618
‫صد و پنجاه میلیون ین.

529
00:38:07,702 --> 00:38:08,869
‫دروغه.

530
00:38:08,953 --> 00:38:10,871
‫از یه نفر توی صنعت پرسیدم.

531
00:38:10,955 --> 00:38:12,999
‫گفتن حداقل یه میلیارد درآوردم.

532
00:38:14,083 --> 00:38:17,962
‫توی شش ماه اول بدهی
‫۱۵۰ میلیونیم رو تسویه کردم، نه؟

533
00:38:20,006 --> 00:38:24,468
‫یه نفر اومده این فکرهای
‫عجیب رو انداخته توی سرت.

534
00:38:25,970 --> 00:38:27,888
‫دارن گولت می‌زنن.

535
00:38:27,972 --> 00:38:31,017
‫تو داری گولم می‌زنی، مگه نه خواهر بزرگه؟

536
00:38:32,393 --> 00:38:33,394
‫هی.

537
00:38:33,894 --> 00:38:34,979
‫حقیقت داره؟

538
00:38:35,479 --> 00:38:38,566
‫این همه مدت تو گولم زدی...

539
00:38:38,649 --> 00:38:40,901
‫و سعی کردی از من پول در بیاری؟

540
00:38:40,985 --> 00:38:42,486
‫اون بدهی جدید هم دروغ بود؟

541
00:38:44,488 --> 00:38:45,865
‫اوچیو.

542
00:38:47,700 --> 00:38:52,705
‫تو فقط توی آواز خوندن خوبی.

543
00:38:52,788 --> 00:38:55,291
‫فقط خفه شو و آواز بخون.

544
00:38:56,917 --> 00:39:00,338
‫خودت گفتی که اگه نتونی
‫بخونی، ترجیح می‌دی بمیری.

545
00:39:01,047 --> 00:39:03,382
‫کی امکان خوندن رو واست فراهم کرد؟

546
00:39:03,466 --> 00:39:05,801
‫من کردم.

547
00:39:06,969 --> 00:39:11,349
‫من فقط بدهیت‌ رو ندادم.

548
00:39:11,849 --> 00:39:14,477
‫من جونت رو نجات دادم.

549
00:39:15,478 --> 00:39:18,189
‫به چه جرئت با آدمی که نجاتت داده...

550
00:39:18,272 --> 00:39:20,441
‫اینطوری حرف می‌زنی؟

551
00:39:21,067 --> 00:39:23,027
‫جای این که به من توهین کنی...

552
00:39:23,110 --> 00:39:27,239
‫برو هر جایی که اجازه می‌دن آواز بخون!

553
00:39:27,323 --> 00:39:28,657
‫یکم پول در بیار.

554
00:39:34,413 --> 00:39:35,915
‫از علاقه‌ام به آواز خوندن...

555
00:39:37,458 --> 00:39:39,752
‫سو استفاده کردی...

556
00:39:41,295 --> 00:39:42,254
‫که خودت سود کنی.

557
00:39:42,338 --> 00:39:44,590
‫علاقه‌ات؟

558
00:39:44,673 --> 00:39:47,551
‫داری مثل یه دختر بچه مزخرف می‌گی.

559
00:39:49,345 --> 00:39:52,056
‫اگه دلم بخواد...

560
00:39:52,765 --> 00:39:56,602
‫می‌تونم کاری کنم دیگه نتونی بخونی.

561
00:40:15,496 --> 00:40:16,831
‫منصفانه نیست.

562
00:40:22,378 --> 00:40:24,004
‫از اینجا برو بیرون!

563
00:40:24,505 --> 00:40:25,798
‫از خونه‌ی من برو!

564
00:40:27,633 --> 00:40:29,468
‫تویی که می‌ری.

565
00:40:30,136 --> 00:40:32,221
‫این آپارتمان مال منه.

566
00:40:33,431 --> 00:40:36,892
‫- چی؟
‫- من توی مزایده خریدمش.

567
00:40:37,476 --> 00:40:39,520
‫به نام منه.

568
00:40:42,857 --> 00:40:46,610
‫این آپارتمان رو خیلی ارزون خریدم.

569
00:40:50,781 --> 00:40:53,784
‫خیلی خوشحالم که احمقی.

570
00:41:09,758 --> 00:41:12,428
‫قبل این که برگردم خونه...

571
00:41:12,928 --> 00:41:15,306
‫وسایلت رو جمع کن و برو.

572
00:42:10,945 --> 00:42:12,363
‫اوچیو.

573
00:42:16,659 --> 00:42:18,410
‫کازوکو بهم گفت چی شده.

574
00:42:19,787 --> 00:42:22,164
‫یه جا واست جور کردم که یه مدت بمونی.

575
00:42:22,665 --> 00:42:24,583
‫بیا ببرمت.

576
00:42:31,924 --> 00:42:33,551
‫بهانه نمیارم.

577
00:42:37,263 --> 00:42:38,722
‫ولی می‌دونی...

578
00:42:41,308 --> 00:42:44,019
‫من دوست داشتم که کنارت باشم...

579
00:42:44,520 --> 00:42:46,355
‫و خوندنت رو بشنوم.

580
00:42:47,856 --> 00:42:49,692
‫این حقیقت داره.

581
00:42:56,699 --> 00:42:58,200
‫و از اینجا به بعد...

582
00:42:58,993 --> 00:43:00,995
‫من در کنارت هستم.

583
00:43:01,495 --> 00:43:02,746
‫پس...

584
00:43:03,831 --> 00:43:06,875
‫اگه واقعا کاری از دستم
‫برات برمی‌اومد بهم خبر بده.

585
00:43:10,462 --> 00:43:14,383
‫♪ یه بار به این فکر کردم... ♪

586
00:43:14,925 --> 00:43:18,554
‫♪ که به زندگی خودم پایان بدم... ♪

587
00:43:19,096 --> 00:43:22,766
‫♪ حتی گل‌ها و کیهان... ♪

588
00:43:23,309 --> 00:43:26,979
‫♪ بهم گفتن که از بین برم... ♪

589
00:43:27,479 --> 00:43:30,691
‫♪ موهام رو کوتاه کردم... ♪

590
00:43:31,650 --> 00:43:35,321
‫♪ و انگشتم رو گاز گرفتم... ♪

591
00:43:35,821 --> 00:43:42,828
‫♪ روزها گریه کردم و ♪
‫♪ خودم رو مقصر دونستم... ♪

592
00:43:43,704 --> 00:43:47,791
‫♪ جوانی چقدر خنده‌داره. ♪

593
00:43:47,875 --> 00:43:51,754
‫♪ جوانی چقدر مسخره است. ♪

594
00:43:51,837 --> 00:43:56,717
‫♪ سر داستان‌های مسخره اشک می‌ریزم... ♪

595
00:43:56,800 --> 00:44:03,807
‫♪ و در اون اشک‌ها انبوهی از جوانیه... ♪

596
00:44:05,184 --> 00:44:08,604
‫♪ زندگی فراز و نشیب زیاد داره... ♪

597
00:44:09,438 --> 00:44:12,650
‫♪ هر نوع مردی وجود داره... ♪

598
00:44:13,692 --> 00:44:20,699
‫♪ هر نوع زنی هم وجود داره، ♪
‫♪ و همیشه زیادن... ♪

599
00:44:25,954 --> 00:44:29,041
‫«تنوع زیاده» خیلی آهنگ خوبیه.

600
00:44:29,124 --> 00:44:31,627
‫واقعا محشره.

601
00:44:31,710 --> 00:44:34,380
‫اجرات توی کوهاکو رو دیدم.

602
00:44:34,463 --> 00:44:37,299
‫مامانم هم خیلی خوشحال شد.

603
00:44:37,383 --> 00:44:38,634
‫خیلی ممنون.

604
00:44:38,717 --> 00:44:39,968
‫ببخشید خانم شیماکورا.

605
00:44:40,052 --> 00:44:41,929
‫ببخشید که مزاحمتون شدم. می‌شه حرف بزنیم؟

606
00:44:42,012 --> 00:44:45,265
‫- لطفا برید عقب...
‫- من دارم کتاب کازوکو هوسوکی رو می‌نویسم.

607
00:44:45,349 --> 00:44:48,185
‫می‌خوام حقیقت ماجرای بینتون رو بشنوم.

608
00:44:48,268 --> 00:44:49,103
‫این ماجرا...

609
00:44:49,186 --> 00:44:51,480
‫چی رو می‌خوای بدونی؟

610
00:44:54,983 --> 00:44:58,153
‫در مورد وقتی که گول
‫خوردید و بدهکار شدید...

611
00:44:58,237 --> 00:45:00,739
‫و با خانم هوسوکی که تصادفا
‫با شما آشنا شد نجاتتون داد.

612
00:45:00,823 --> 00:45:02,324
‫حقیقت داره؟

613
00:45:08,288 --> 00:45:09,748
‫حقیقت داره.

614
00:45:10,374 --> 00:45:12,876
‫خانم هوسوکی جان من رو نجات داد.

615
00:45:14,002 --> 00:45:15,963
‫من اگه خانم هوسوکی رو نداشتم...

616
00:45:16,046 --> 00:45:19,591
‫احتمالا نمی‌تونستم به خوندن ادامه بدم.

617
00:45:20,718 --> 00:45:24,263
‫ولی شخص خاصی بهم گفت...

618
00:45:24,346 --> 00:45:27,099
‫که اون بدهی‌ها رو خودش به وجود آورده...

619
00:45:27,182 --> 00:45:31,186
‫و درآمد شما رو می‌دزدیده.

620
00:45:32,020 --> 00:45:34,022
‫حتی اگه این حقیقت داشته باشه...

621
00:45:34,106 --> 00:45:36,775
‫این حقیقت رو عوض نمی‌کنه که
‫خانم هوسوکی جان من رو نجات داد.

622
00:45:39,862 --> 00:45:41,739
‫حتی اگه گولت زده باشه؟

623
00:45:46,118 --> 00:45:50,330
‫گاهی اوقات بهتره که آدم گول بخوره.

624
00:45:55,210 --> 00:45:57,671
‫امیدوارم کتاب خوبی بنویسی.

625
00:45:58,338 --> 00:45:59,465
‫بریم.

626
00:46:10,100 --> 00:46:15,856
‫[تماس دریافتی از خانم هوسوکی]

627
00:47:03,153 --> 00:47:05,781
‫[چیوکو شیماکورا بدهیش رو پرداخت
‫کرد و آژانسش رو عوض کرد.]