1
00:01:19,496 --> 00:01:21,206
‫بذارش کنار.

2
00:01:24,375 --> 00:01:26,211
‫اون مار خوش خط و خال...

3
00:01:27,921 --> 00:01:30,423
‫خودم خرخره‌اش رو می‌بُرم.

4
00:01:30,507 --> 00:01:32,300
‫پس به جاش منو بکش.

5
00:01:34,761 --> 00:01:36,971
‫این من بودم که اغواش کردم.

6
00:01:40,850 --> 00:01:42,185
‫دروغه.

7
00:01:43,144 --> 00:01:44,521
‫حقیقته.

8
00:01:45,939 --> 00:01:47,774
‫چیوکو هیچ کار اشتباهی نکرده.

9
00:01:51,152 --> 00:01:52,695
‫چرا؟

10
00:01:53,988 --> 00:01:56,574
‫چرا باید همچین دروغی بگی؟

11
00:01:57,992 --> 00:02:00,870
‫این‌قدر دلت می‌خواد ازش محافظت کنی؟

12
00:02:00,954 --> 00:02:03,039
‫باهاش بودن این‌قدر خوبه؟

13
00:02:03,123 --> 00:02:04,249
‫گفتم بندازش!

14
00:02:04,999 --> 00:02:07,001
‫می‌کشمش!

15
00:02:09,212 --> 00:02:12,006
‫کازوکو، بس کن!

16
00:02:33,278 --> 00:02:34,821
‫همه‌چیز بین ما تموم شد.

17
00:03:05,977 --> 00:03:08,980
‫[قسمت هشتم]

18
00:03:42,639 --> 00:03:47,644
‫«ترجمه از حـامـد»

19
00:03:55,401 --> 00:03:57,570
‫لطفاً کمی منتظر باشید.

20
00:04:48,288 --> 00:04:51,666
‫لطفاً راحت باشید و از اقامتتون لذت ببرید.

21
00:05:01,759 --> 00:05:05,805
‫همگی، بعدازظهرتون چطوره؟

22
00:05:05,888 --> 00:05:09,142
‫من کائورو جیندایجی هستم،
‫مجری شما در «لحظه‌ای با کائورو».

23
00:05:09,225 --> 00:05:10,677
‫ممنون که با ما همراه هستید.

24
00:05:10,727 --> 00:05:13,938
‫بدون معطلی بیشتر،
‫بیاین به مهمان امروزمون خوشامد بگیم.

25
00:05:14,022 --> 00:05:17,191
‫خانم چیوکو شیماکورا.
‫لطفاً تشویقشون کنید!

26
00:05:17,275 --> 00:05:18,768
‫ممنون که دعوتم کردید.

27
00:05:18,818 --> 00:05:20,611
‫از دیدنتون خیلی خوشحالم.

28
00:05:20,695 --> 00:05:22,488
‫خوش اومدید. خیلی وقت بود همدیگه رو ندیده بودیم.

29
00:05:22,530 --> 00:05:24,198
‫خیلی وقت بود.

30
00:05:24,282 --> 00:05:28,161
‫آخرین باری که همدیگه رو دیدیم
‫چهار سال پیش بود، درسته؟

31
00:05:28,244 --> 00:05:30,288
‫واقعاً این‌قدر گذشته؟

32
00:05:30,371 --> 00:05:32,040
‫توی این چهار سال،

33
00:05:32,123 --> 00:05:35,168
‫سختی‌های زیادی رو پشت سر گذاشتی، مگه نه؟

34
00:05:35,251 --> 00:05:38,546
‫بله، اتفاقات زیادی افتاده.

35
00:05:38,629 --> 00:05:41,341
‫چطور تونستی از پس همه‌شون بربیای؟

36
00:05:45,303 --> 00:05:48,890
‫می‌تونم بگم آواز خوندن باعث شد ادامه بدم.

37
00:05:48,973 --> 00:05:49,974
‫که اینطور.

38
00:05:50,558 --> 00:05:53,428
‫آواز خوندن زندگیت رو نجات داد.

39
00:05:53,478 --> 00:05:55,355
‫چقدر عالی.

40
00:05:56,022 --> 00:05:58,232
‫الان چه حسی داری؟

41
00:05:59,150 --> 00:06:01,486
‫خب...

42
00:06:04,530 --> 00:06:08,493
‫گمونم حسش مثل اینه که از زندان آزاد شده باشم.

43
00:06:10,161 --> 00:06:12,246
‫جدی؟

44
00:06:13,873 --> 00:06:16,542
‫شنیدم به‌زودی قراره یه آهنگ جدید منتشر کنی.

45
00:06:16,584 --> 00:06:19,462
‫بله، اولین انتشار از آژانس خودم...

46
00:07:11,013 --> 00:07:12,557
‫خوش اومدید.

47
00:07:13,433 --> 00:07:15,351
‫یه نوشیدنی لطفاً.

48
00:07:15,435 --> 00:07:19,105
‫چه طعمی میل دارید؟

49
00:07:19,188 --> 00:07:21,566
‫فرقی نمی‌کنه. بدون یخ، لطفاً.

50
00:07:22,191 --> 00:07:23,776
‫الان میارم.

51
00:07:47,133 --> 00:07:49,177
‫اگه جای تو بودم این کار رو نمی‌کردم.

52
00:07:49,760 --> 00:07:52,180
‫حتی اگه واسه فراموش کردن یه مرد باشه.

53
00:07:54,474 --> 00:07:55,975
‫شرمنده.

54
00:07:56,058 --> 00:07:58,686
‫دیدم توی مسافرخونه چه اتفاقی افتاد.

55
00:08:00,229 --> 00:08:02,690
‫می‌دونم نباید توی کارهای بقیه دخالت کنم،

56
00:08:03,566 --> 00:08:05,985
‫اما وقتی آسیب دیدی،

57
00:08:06,527 --> 00:08:09,113
‫باید خودت رو اولویت قرار بدی.

58
00:08:15,620 --> 00:08:17,830
‫اون منو ول نکرد.

59
00:08:18,372 --> 00:08:21,250
‫اوه، واقعاً؟

60
00:08:22,376 --> 00:08:24,253
‫برعکسشه.

61
00:08:30,176 --> 00:08:34,305
‫خیلی رک‌تر از چیزی هستی که به نظر میاد.

62
00:08:34,388 --> 00:08:37,517
‫درد و دل کردن با یه غریبه آسون‌تره.

63
00:08:38,768 --> 00:08:43,981
‫و زنی که می‌خواست ازش طلاق بگیره

64
00:08:44,482 --> 00:08:45,816
‫در واقع...

65
00:08:47,068 --> 00:08:48,611
‫دوست صمیمی منه.

66
00:08:50,238 --> 00:08:53,282
‫شوهر دوست صمیمیت رو دزدیدی؟

67
00:08:53,991 --> 00:08:58,120
‫خیلی دردناک بود که می‌دونستم
‫دارم بهش آسیب می‌زنم.

68
00:09:00,540 --> 00:09:03,834
‫وقتی دیدم اون دو تا
‫توی عروسیشون چقدر خوشحالن،

69
00:09:04,335 --> 00:09:06,837
‫تصمیم گرفتم کنار بکشم، اما...

70
00:09:08,631 --> 00:09:10,758
‫از دید دوستت،

71
00:09:11,259 --> 00:09:13,719
‫این دقیقاً همون «دوره‌ی خلأ» است.

72
00:09:14,887 --> 00:09:16,722
‫دوره‌ی خلأ؟

73
00:09:17,557 --> 00:09:19,800
‫این از سانمیگاکو میاد، شکلی از طالع‌بینی.

74
00:09:19,850 --> 00:09:23,020
‫دوره‌ی خلأ زمانیه که شانست رو به افول میره.

75
00:09:23,104 --> 00:09:24,522
‫عجب.

76
00:09:25,022 --> 00:09:28,317
‫شما پیشگویی چیزی هستید، خانم؟

77
00:09:32,029 --> 00:09:33,322
‫آره.

78
00:09:34,824 --> 00:09:36,701
‫من در واقع

79
00:09:37,702 --> 00:09:39,453
‫یه پیشگوام.

80
00:09:41,289 --> 00:09:44,333
‫وای، واقعاً؟

81
00:09:44,417 --> 00:09:49,839
‫پس می‌تونین طالع منو بگیرین ببینین
‫سازگاری من باهاش چقدره؟

82
00:09:52,341 --> 00:09:54,176
‫می‌تونم یه خودکار قرض بگیرم؟

83
00:09:54,260 --> 00:09:55,303
‫بله، خانم.

84
00:09:56,304 --> 00:10:01,058
‫اسم اون و اسم خودتو
‫همراه با تاریخ تولدتون اینجا بنویس.

85
00:10:01,559 --> 00:10:02,643
‫باشه.

86
00:10:34,258 --> 00:10:36,344
‫که اینطور...

87
00:10:37,094 --> 00:10:38,763
‫خوب گوش کن، ریتسوکو.

88
00:10:39,263 --> 00:10:40,264
‫باشه.

89
00:10:41,390 --> 00:10:43,726
‫سازگاری تو با اون

90
00:10:44,226 --> 00:10:45,728
‫به طرز باورنکردنی‌ای خوبه.

91
00:10:45,811 --> 00:10:47,605
‫حتی میشه گفت زیادی خوبه.

92
00:10:48,522 --> 00:10:50,024
‫واقعاً؟

93
00:10:50,107 --> 00:10:51,275
‫اما می‌دونی،

94
00:10:51,776 --> 00:10:54,395
‫سازگار بودن معایب و مزایای خودشو داره.

95
00:10:54,445 --> 00:10:57,948
‫وقتی هر دوتون شانس خوبی دارید،
‫با همدیگه بیشترش می‌کنید.

96
00:10:58,032 --> 00:10:59,659
‫وقتی شانس بدی دارید،

97
00:11:00,159 --> 00:11:03,621
‫همدیگه رو پایین می‌کشید
‫و باعث می‌شید اوضاع بدتر بشه.

98
00:11:04,997 --> 00:11:06,290
‫و...

99
00:11:07,375 --> 00:11:09,251
‫مشکل اصلی تو هستی.

100
00:11:10,127 --> 00:11:15,091
‫تو در واقع درست در اوج دوره‌ی خلأ خودت هستی.

101
00:11:16,342 --> 00:11:18,628
‫تو و هر کسی که باهاش در ارتباطی

102
00:11:18,678 --> 00:11:21,430
‫قطعاً نتیجه ناگواری رو تجربه خواهید کرد.

103
00:11:22,848 --> 00:11:24,684
‫نتیجه ناگوار؟

104
00:11:26,227 --> 00:11:28,104
‫این احتمال وجود داره...

105
00:11:29,689 --> 00:11:33,401
‫که مردی که باهاشی، جون خودشو بگیره.

106
00:11:33,484 --> 00:11:37,988
‫یا ممکنه همسرش خودشو بکشه.

107
00:11:38,072 --> 00:11:40,199
‫میساتو؟ امکان نداره...

108
00:11:40,282 --> 00:11:43,536
‫مرگ پیوند عمیقی با دوره‌ی خلأ داره.

109
00:11:43,619 --> 00:11:47,373
‫این احتمال وجود داره که مرگ سراغ تو هم بیاد.

110
00:11:47,456 --> 00:11:48,958
‫یعنی اینکه...

111
00:11:49,041 --> 00:11:52,837
‫منظورتون اینه که ممکنه توسط میساتو کشته بشم؟

112
00:11:52,920 --> 00:11:55,081
‫طالع‌بینی من از آمار استفاده می‌کنه.

113
00:11:55,131 --> 00:11:57,466
‫من فقط دارم احتمالات رو بهت میگم.

114
00:11:59,635 --> 00:12:02,346
‫باید چیکار کنم؟

115
00:12:03,347 --> 00:12:05,683
‫تصمیمش با توئه.

116
00:12:06,600 --> 00:12:08,018
‫اما...

117
00:12:10,271 --> 00:12:13,482
‫اگه نصیحت منو می‌خوای،

118
00:12:13,983 --> 00:12:17,611
‫قبل از اینکه سه تاتون همدیگه رو تیکه‌تیکه کنید...

119
00:12:20,364 --> 00:12:22,408
‫باید این رابطه رو تموم کنی.

120
00:12:42,219 --> 00:12:45,222
‫می‌شه یه نوشیدنی دیگه بدید؟

121
00:12:46,474 --> 00:12:48,267
‫حتماً.

122
00:13:09,538 --> 00:13:11,457
‫- حالت خوبه؟
‫- خوبم.

123
00:13:12,082 --> 00:13:13,751
‫- مراقب باش.
‫- باشه...

124
00:13:15,419 --> 00:13:17,129
‫حسابی زیاده‌روی کردی.

125
00:13:17,213 --> 00:13:19,173
‫واقعاً زیاده‌روی کردم.

126
00:13:20,508 --> 00:13:21,717
‫متأسفم.

127
00:13:21,801 --> 00:13:24,136
‫حتی صورتحساب رو هم پرداخت کردی.

128
00:13:24,220 --> 00:13:25,805
‫یه یادگاریه.

129
00:13:26,931 --> 00:13:30,601
‫مطمئنم مرد بهتری پیدا می‌کنی

130
00:13:30,684 --> 00:13:33,062
‫و یه خانواده شاد تشکیل میدی.

131
00:13:33,562 --> 00:13:35,439
‫خیلی عالی میشه.

132
00:13:35,940 --> 00:13:39,068
‫اوه، خانم هوسوکی، مسیر من از این طرفه.

133
00:13:39,151 --> 00:13:42,363
‫اوه، پس مراقب خودت باش.

134
00:13:42,446 --> 00:13:43,447
‫باشه.

135
00:13:44,406 --> 00:13:45,866
‫اوه، صبر کن.

136
00:13:51,956 --> 00:13:52,998
‫بیا.

137
00:13:53,499 --> 00:13:54,667
‫به عنوان تشکر.

138
00:13:55,084 --> 00:13:56,836
‫دیگه بهش نیازی ندارم.

139
00:13:58,838 --> 00:14:01,924
‫این واسه یه تشکر خیلی زیاده.

140
00:14:02,007 --> 00:14:03,050
‫پس...

141
00:14:04,093 --> 00:14:07,012
‫بذار به حساب دستمزد طالع‌بینیم.

142
00:14:07,555 --> 00:14:11,934
‫ارزش طالع‌بینی تو حداقلش این‌قدره.

143
00:14:13,352 --> 00:14:14,812
‫جدی؟

144
00:14:16,522 --> 00:14:18,190
‫پس...

145
00:14:19,149 --> 00:14:21,277
‫با کمال میل قبولش می‌کنم.

146
00:14:27,366 --> 00:14:28,993
‫پس خداحافظ.

147
00:14:30,536 --> 00:14:31,871
‫مراقب خودت باش.

148
00:14:31,954 --> 00:14:32,955
‫ممنونم.

149
00:15:28,886 --> 00:15:33,807
‫آیا اون شروع کار کازوکو هوسوکیِ پیشگو بود؟

150
00:15:34,308 --> 00:15:35,351
‫آره.

151
00:15:36,101 --> 00:15:38,228
‫یه چیزی درونش جرقه زد.

152
00:15:38,479 --> 00:15:42,483
‫فهمید که استعداد ذاتی توی طالع‌بینی داره.

153
00:15:43,442 --> 00:15:46,946
‫و مهم‌تر از همه، طالع‌بینی پول‌سازه.

154
00:15:47,029 --> 00:15:50,866
‫واسه همین بعد از شیماکورا،
‫هدفش رو روی طالع‌بینی متمرکز کرد.

155
00:15:51,742 --> 00:15:53,911
‫و چیزی که درباره کازوکو شگفت‌انگیزه

156
00:15:54,411 --> 00:15:56,864
‫اینه که وقتی مقصدش رو تعیین می‌کنه،

157
00:15:56,914 --> 00:15:58,624
‫همیشه بهش می‌رسه.

158
00:16:00,709 --> 00:16:03,621
‫اول، شاگرد یه پیشگو که می‌شناخت شد

159
00:16:03,671 --> 00:16:05,623
‫و شروع کرد به یادگیری از صفر.

160
00:16:05,673 --> 00:16:09,677
‫با این مبانی «چهار ستون سرنوشت» رو یاد می‌گیری.

161
00:16:10,344 --> 00:16:12,513
‫بابت کمکتون ممنونم.

162
00:16:13,430 --> 00:16:17,142
‫هرگز با دانش سطحی طالع کسی رو نگیر.

163
00:16:17,893 --> 00:16:21,063
‫طالع‌بینی سرنوشت آدم‌ها رو تغییر میده.

164
00:16:21,605 --> 00:16:25,693
‫واسه مهارت پیدا کردن، حداقل
‫به ده سال آموزش نیاز داری.

165
00:16:26,735 --> 00:16:28,445
‫اینو توی ذهنم نگه می‌دارم.

166
00:16:30,114 --> 00:16:33,359
‫چیزی که یه آدم معمولی
‫ده سال طول می‌کشه تا یادش بگیره،

167
00:16:33,409 --> 00:16:36,078
‫اون تونست توی یک سال با زحمت زیاد یاد بگیره.

168
00:16:36,495 --> 00:16:39,540
‫می‌تونم تصور کنم چقدر سخت مطالعه کرده.

169
00:16:39,623 --> 00:16:41,667
‫سازگاری شما معرکه‌ست.

170
00:16:42,167 --> 00:16:45,004
‫به‌ویژه سازگاری فیزیکیتون.

171
00:16:46,005 --> 00:16:49,500
‫اگه ازدواج کنید، مطمئناً بچه‌دار میشید.

172
00:16:49,550 --> 00:16:51,427
‫تحت پوشش کسب‌وکار،

173
00:16:51,510 --> 00:16:54,838
‫از هر کسی که می‌تونست استفاده می‌کرد
‫تا طالع‌بینی خودشو محک بزنه.

174
00:16:54,888 --> 00:16:57,766
‫این کار واسه به دست آوردن تجربه واقعی عالی بود.

175
00:16:58,350 --> 00:17:01,437
‫خانم هوسوکی، میشه طالع ما رو هم بگیرید؟

176
00:17:01,520 --> 00:17:02,521
‫حتماً.

177
00:17:03,063 --> 00:17:04,857
‫در حین کار توی تفریحات شبانه،

178
00:17:04,898 --> 00:17:08,811
‫اون بیش از ۲۰ سال توی گرداب
‫خواسته‌های انسانی گرفتار شده بود.

179
00:17:08,861 --> 00:17:12,197
‫مردم از طالع‌بینی چی می‌خوان؟

180
00:17:12,281 --> 00:17:14,700
‫چه نوع نوشته‌ای خواننده‌ها رو جذب می‌کنه؟

181
00:17:14,783 --> 00:17:16,994
‫اون بهتر از هر کسی اینو می‌دونست.

182
00:17:18,829 --> 00:17:22,992
‫سپس از ارتباطاتش استفاده کرد
‫تا چاپ شدن دست‌نویسش رو تضمین کنه.

183
00:17:23,042 --> 00:17:26,336
‫البته فقط با چاپ کردن یه کتاب تموم نشد.

184
00:17:26,795 --> 00:17:30,799
‫با پول خودش به سراسر کشور سفر کرد
‫و شخصاً کتابش رو تبلیغ کرد.

185
00:17:31,300 --> 00:17:33,419
‫مشتری‌های مشهور کلوپ‌هاش رو هم با خودش می‌کشوند

186
00:17:33,469 --> 00:17:35,004
‫و ازشون واسه تبلیغات استفاده می‌کرد.

187
00:17:35,054 --> 00:17:36,096
‫ممنونم.

188
00:17:36,180 --> 00:17:39,099
‫دیری نگذشت که کتابش ۵۰۰ هزار نسخه فروش رفت.

189
00:17:40,017 --> 00:17:41,810
‫قابل تحسینه.

190
00:17:52,237 --> 00:17:53,238
‫در حال حاضر،

191
00:17:54,156 --> 00:17:57,493
‫از طریق یه دوره رشد سریع اقتصادی،

192
00:17:57,576 --> 00:18:01,038
‫این کشور به رفاه مادی عظیمی دست پیدا کرده.

193
00:18:01,121 --> 00:18:05,000
‫اما رفاه معنوی چی؟

194
00:18:06,126 --> 00:18:08,295
‫جرایم نوجوانان افزایش یافته،

195
00:18:08,378 --> 00:18:14,176
‫و زنان و کودکان بی‌گناه همچنان
‫قربانی جرایم خشونت‌آمیز میشن.

196
00:18:14,259 --> 00:18:16,587
‫من می‌خوام از طالع‌بینیم استفاده کنم

197
00:18:16,637 --> 00:18:19,056
‫تا دنیا رو به جای بهتری تبدیل کنم.

198
00:18:19,681 --> 00:18:20,849
‫به همین منظور،

199
00:18:21,475 --> 00:18:26,396
‫می‌خوام کتاب‌های بیشتری بنویسم
‫و به دست آدم‌های بیشتری برسونم.

200
00:18:26,897 --> 00:18:30,692
‫من از صمیم قلب درخواست حمایت شما رو

201
00:18:30,776 --> 00:18:34,113
‫در این مسیر دارم.

202
00:18:44,623 --> 00:18:47,576
‫آوردن صلح و آرامش از طریق قدرت طالع‌بینی...

203
00:18:47,626 --> 00:18:51,497
‫شما شبیه ملکه هیمیکو هستید. اونم از طریق
‫طالع‌بینی بر سرزمین یاماتای حکومت می‌کرد.

204
00:18:51,547 --> 00:18:53,215
‫اوه، بس کنید.

205
00:18:53,298 --> 00:18:54,374
‫اوه راستی، خانم هوسوکی.

206
00:18:54,424 --> 00:18:57,961
‫میشه طالع منو بخونید تا ببینم می‌تونم
‫توی انتخابات سال آینده پیروز بشم؟

207
00:18:58,011 --> 00:19:00,514
‫جلسات من کاملاً رزرو شدن،

208
00:19:00,597 --> 00:19:02,474
‫ولی لطفاً باهام تماس بگیرید.

209
00:19:02,558 --> 00:19:04,226
‫روی شما حساب می‌کنم.

210
00:19:04,309 --> 00:19:06,178
‫- بی‌صبرانه منتظرشم.
‫- آقای یاشیرو اومدن!

211
00:19:06,228 --> 00:19:07,262
‫اوه، با اجازه.

212
00:19:07,312 --> 00:19:08,981
‫منتظرتون بودیم!

213
00:19:13,694 --> 00:19:15,187
‫- آقای یاشیرو.
‫- آقای یاشیرو.

214
00:19:15,237 --> 00:19:16,738
‫- هی، با توام!
‫- بله؟

215
00:19:17,990 --> 00:19:20,909
‫می‌دونی اون یارو کیه؟

216
00:19:23,620 --> 00:19:25,739
‫در جریانم که صنعت چاپ و نشر

217
00:19:25,789 --> 00:19:27,708
‫داره روزهای سختی رو می‌گذرونه.

218
00:19:27,791 --> 00:19:29,710
‫- واسه همینه که...
‫- آقای یاشیرو.

219
00:19:30,961 --> 00:19:33,714
‫از آشناییتون خوشبختم. من هوسوکی هستم.

220
00:19:34,631 --> 00:19:37,426
‫از آشناییتون خوشبختم. من یاشیرو هستم.

221
00:19:37,509 --> 00:19:41,305
‫آقای یاشیرو! البته که شما رو می‌شناسم.

222
00:19:41,388 --> 00:19:44,508
‫باورم نمیشه نایب‌رئیس انجمن شیگاکو اینجاست.

223
00:19:44,558 --> 00:19:46,560
‫از دیدنتون خیلی خوشحالم.

224
00:19:46,643 --> 00:19:50,272
‫اوه، شما از انجمن ما خبر دارید؟

225
00:19:50,355 --> 00:19:52,474
‫توسط آقای ماساتاکا یاسوناگا تأسیس شده،

226
00:19:52,524 --> 00:19:55,435
‫مشاور بسیاری از نخست‌وزیرها
‫در طول سالیان متمادی.

227
00:19:55,485 --> 00:19:58,438
‫معتبرترین انجمن آکادمیک ژاپنه.

228
00:19:58,488 --> 00:20:01,450
‫هر کسی که توی این زمینه باشه می‌شناسدش.

229
00:20:02,117 --> 00:20:03,785
‫امیدوارم با هم همکاری خوبی داشته باشیم.

230
00:20:12,544 --> 00:20:13,879
‫آقای یاشیرو.

231
00:20:13,962 --> 00:20:15,214
‫بله؟

232
00:20:15,297 --> 00:20:17,916
‫من می‌خوام دانشم رو گسترش بدم

233
00:20:17,966 --> 00:20:21,303
‫و مهارت‌های طالع‌بینی شش‌ستاره‌ام رو ارتقا بدم.

234
00:20:21,803 --> 00:20:23,338
‫اگه اشکالی نداره،

235
00:20:23,388 --> 00:20:27,726
‫امکانش هست منو به آقای یاسوناگا معرفی کنید؟

236
00:20:28,352 --> 00:20:31,063
‫آقای یاسوناگا شخصیت برجسته‌ای هستن

237
00:20:31,146 --> 00:20:35,017
‫که حتی یک بار هم‌نشینی با ایشون هم
‫داستانیه که می‌شه واسه نوه‌ها تعریف کرد.

238
00:20:35,067 --> 00:20:36,735
‫به این سادگی‌ها نیست.

239
00:20:39,196 --> 00:20:40,739
‫البته.

240
00:20:42,199 --> 00:20:44,785
‫یه زن بی‌ارزش مثل من...

241
00:20:45,285 --> 00:20:47,329
‫نباید این‌قدر گستاخ باشم.

242
00:20:52,209 --> 00:20:53,827
‫شش ماه بعد،

243
00:20:53,877 --> 00:20:57,756
‫کازوکو همسر ماساتاکا یاسوناگا شد.

244
00:21:02,177 --> 00:21:06,006
‫بعد از طالع‌بینی، اون هدفش رو
‫روی آقای ماساتاکا یاسوناگا تنظیم کرد.

245
00:21:06,056 --> 00:21:08,308
‫به محض اینکه همسرش شد،

246
00:21:08,392 --> 00:21:11,061
‫جایگاه اجتماعیش سر به فلک کشید.

247
00:21:11,144 --> 00:21:14,398
‫اما آخه چطوری این کار رو کرد؟

248
00:21:14,898 --> 00:21:16,692
‫منم مطمئن نیستم.

249
00:21:17,192 --> 00:21:20,070
‫اون موقع درگیر انتخابات خودم بودم.

250
00:21:22,114 --> 00:21:24,149
‫یه سر به خانواده یاسوناگا بزن.

251
00:21:24,199 --> 00:21:26,109
‫دخترش باید جزئیات رو بدونه.

252
00:21:26,159 --> 00:21:28,654
‫به برنامه این هفته‌ی
‫«رک و راست بهت میگم» خوش اومدید!

253
00:21:28,704 --> 00:21:30,872
‫ممنون که با ما همراه هستید.

254
00:21:30,956 --> 00:21:33,875
‫لطفاً خوشامد بگید به خانم کازوکو هوسوکی!
‫بفرمایید!

255
00:21:43,885 --> 00:21:45,429
‫- شین.
‫- بله؟

256
00:21:45,929 --> 00:21:47,306
‫صورتحساب، لطفاً.

257
00:23:14,935 --> 00:23:17,512
‫[اسامو میازاوا: می‌تونیم به‌زودی همدیگه رو ببینیم؟]

258
00:23:17,562 --> 00:23:20,190
‫[می‌خوام درباره کازوکو هوسوکی حرف بزنیم.]

259
00:23:27,489 --> 00:23:30,192
‫احمقی؟ فکر کردم وکیلی!

260
00:23:30,242 --> 00:23:33,153
‫شکایت واسه افترا یا درخواست غرامت چی؟

261
00:23:33,203 --> 00:23:34,738
‫باید راه‌های دیگه‌ای هم باشه!

262
00:23:34,788 --> 00:23:37,574
‫اما اونا فقط گزینه‌هایی هستن که
‫بعد از انتشار مقاله میشه رفت سراغشون...

263
00:23:37,624 --> 00:23:39,709
‫اون موقع دیگه خیلی دیره.

264
00:23:40,252 --> 00:23:43,547
‫من بی‌خود و بی‌جهت اون‌همه حق‌الوکاله بهت نمیدم.

265
00:23:43,755 --> 00:23:47,968
‫در هر صورت، ازت می‌خوام
‫جلوی انتشار اون مقاله رو بگیری، فهمیدی؟

266
00:23:58,421 --> 00:24:08,421
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

267
00:24:18,874 --> 00:24:21,543
‫اون خیلی پرروئه...

268
00:24:45,775 --> 00:24:49,362
‫پدرم، ماساتاکا یاسوناگا،

269
00:24:49,446 --> 00:24:53,150
‫نیمه آخر عمرشو
‫تا زمان مرگش توی این خونه گذروند.

270
00:24:53,200 --> 00:24:56,786
‫ما اینجا رو همون‌طور که بود حفظ کردیم
‫تا یه موزه یادبود باشه.

271
00:24:58,788 --> 00:25:02,042
‫وقتی اولین بار با من تماس گرفتید،

272
00:25:02,542 --> 00:25:05,462
‫قصد داشتم که جواب منفی بدم.

273
00:25:07,088 --> 00:25:08,707
‫بابت این مزاحمت عذر می‌خوام.

274
00:25:08,757 --> 00:25:10,008
‫اما...

275
00:25:10,675 --> 00:25:13,303
‫من کتابتون رو خوندم.

276
00:25:13,386 --> 00:25:14,387
‫ها؟

277
00:25:14,930 --> 00:25:16,598
‫و نظرم عوض شد.

278
00:25:18,767 --> 00:25:23,772
‫می‌تونستم عشقی رو که توی
‫تک‌تک شخصیت‌ها ریخته بودید حس کنم.

279
00:25:24,397 --> 00:25:28,693
‫به نظر می‌رسید کتاب بسیار صادقانه‌ای باشه.

280
00:25:29,486 --> 00:25:31,238
‫ممنونم.

281
00:25:31,321 --> 00:25:32,989
‫اگه شما مؤلفش هستید...

282
00:25:35,033 --> 00:25:38,870
‫احساس کردم که صحبت کردن با شما مشکلی نداره.

283
00:25:42,791 --> 00:25:46,711
‫من همه‌چیز رو بهتون میگم،

284
00:25:47,212 --> 00:25:49,631
‫دقیقاً همون‌طوری که خودم شاهدش بودم.

285
00:25:50,715 --> 00:25:53,218
‫اینکه چطور این اطلاعات رو بنویسید،

286
00:25:53,677 --> 00:25:55,512
‫اونو می‌سپارم به خودتون.

287
00:26:01,226 --> 00:26:04,312
‫درباره پدرتون بهم بگید.

288
00:26:08,149 --> 00:26:09,943
‫اون توی زندگی روزمره‌اش،

289
00:26:10,443 --> 00:26:13,446
‫عاشق پوشیدن کیمونوهای ابریشمی «رو» بود.

290
00:26:14,364 --> 00:26:16,650
‫از سبکی و نازک بودنشون خوشش می‌اومد،

291
00:26:16,700 --> 00:26:18,994
‫و همینطور راحت بودنشون.

292
00:26:23,748 --> 00:26:27,043
‫فرقی نمی‌کرد با کی باشه،

293
00:26:27,544 --> 00:26:30,755
‫همیشه مثل همون پارچه ابریشمی
‫با ملایمت باهاشون رفتار می‌کرد.

294
00:26:31,256 --> 00:26:36,177
‫هرگز نظراتش رو به دیگران تحمیل نمی‌کرد.

295
00:26:37,053 --> 00:26:39,339
‫حتی با کسانی که پایین‌ترین جایگاه اجتماعی رو داشتن،

296
00:26:39,389 --> 00:26:43,226
‫هرگز مردم رو از خودش نمی‌روند
‫یا کسایی رو که می‌رفتن دنبال نمی‌کرد.

297
00:26:44,686 --> 00:26:47,981
‫طبیعت آزاد و روشنفکرش
‫همه رو مجذوب خودش می‌کرد،

298
00:26:48,064 --> 00:26:51,943
‫از نخست‌وزیرهای دوره‌های مختلف

299
00:26:52,444 --> 00:26:55,488
‫تا رؤسای شرکت‌های بزرگ.

300
00:26:57,449 --> 00:27:02,162
‫اما شاید همون وسعت مطلق قلبش بود

301
00:27:02,662 --> 00:27:07,042
‫که به خانم هوسوکی راه نفوذ داد.

302
00:27:17,093 --> 00:27:18,428
‫آقای یاسوناگا.

303
00:27:18,928 --> 00:27:21,973
‫یه نفر هست که می‌خوام باهاش آشنا بشید.

304
00:27:23,433 --> 00:27:26,311
‫ایشون خانم کازوکو هوسوکی هستن.

305
00:27:26,394 --> 00:27:30,273
‫من هوسوکی هستم.
‫از آشناییتون خوشبختم.

306
00:27:32,233 --> 00:27:34,477
‫خانم هوسوکی یه کارآفرین هستن.

307
00:27:34,527 --> 00:27:38,406
‫ایشون اخیراً یه کتاب در مورد طالع‌بینی منتشر کردن.

308
00:27:38,490 --> 00:27:41,743
‫- من امیدوار بودم که بتونن با شما...
‫- آقای یاسوناگا.

309
00:27:41,785 --> 00:27:43,995
‫طرز لذت بردنتون از نوشیدنی

310
00:27:44,079 --> 00:27:46,456
‫واقعاً ظریف و لطیفه.

311
00:27:46,539 --> 00:27:48,458
‫مسحورکننده‌ست.

312
00:27:51,169 --> 00:27:52,170
‫بفرمایید.

313
00:27:54,839 --> 00:27:55,840
‫پدر،

314
00:27:56,841 --> 00:27:58,551
‫به اندازه کافی نوشیدید.

315
00:27:59,719 --> 00:28:02,764
‫یه مرد خردمند از اندکی نوشیدنی لذت می‌بره.

316
00:28:02,847 --> 00:28:06,393
‫همین یک لیوان منو به سعادت محض می‌رسونه.

317
00:28:06,476 --> 00:28:07,602
‫پس،

318
00:28:08,645 --> 00:28:10,563
‫چرا از این یکی استفاده نمی‌کنید؟

319
00:28:10,647 --> 00:28:14,109
‫صبر کن، کازوکو، پات رو از گلیمت درازتر کردی.

320
00:28:15,527 --> 00:28:18,488
‫فکر خیلی خوبیه. واسم بریز.

321
00:28:24,244 --> 00:28:26,496
‫دست‌های خیلی ماهری داری.

322
00:28:27,122 --> 00:28:32,836
‫من ۲۰ ساله که یه کلوپ رو اداره می‌کنم.

323
00:28:33,336 --> 00:28:36,247
‫پس چرا درباره طالع‌بینی یه کتاب نوشتی؟

324
00:28:36,297 --> 00:28:40,510
‫من از کتاب شما، «ای چینگ و زندگی» الهام گرفتم.

325
00:28:42,053 --> 00:28:44,848
‫مطالبش روی من تأثیر گذاشت.

326
00:28:44,931 --> 00:28:48,893
‫به همین خاطر، روی چهار ستون سرنوشت تسلط پیدا کردم،

327
00:28:48,977 --> 00:28:51,771
‫که شما توی کتابتون توصیه کرده بودید.

328
00:28:57,902 --> 00:28:59,821
‫نباید دروغ بگی.

329
00:29:00,363 --> 00:29:03,316
‫دروغ نیست.
‫من تمام تلاشم رو روی مطالعاتم گذاشتم...

330
00:29:03,366 --> 00:29:05,952
‫اون کتاب چهار سال پیش منتشر شد.

331
00:29:07,078 --> 00:29:09,456
‫واسه تسلط بر تحلیل سرنوشت،

332
00:29:09,539 --> 00:29:12,167
‫حتی یک نابغه هم به ده سال زمان نیاز داره.

333
00:29:12,250 --> 00:29:15,128
‫آیا یه کارآفرین تفریحات شبانه مثل تو

334
00:29:15,628 --> 00:29:19,966
‫نسبت به یه نابغه توی ده سال
‫واقعاً زمان بیشتری داشته که اختصاص بده؟

335
00:29:20,049 --> 00:29:21,050
‫اگه جواب منفیه،

336
00:29:21,092 --> 00:29:23,595
‫پس کتابی که نوشتی گمراه‌کننده‌ست.

337
00:29:28,391 --> 00:29:30,018
‫می‌دونستم.

338
00:29:31,603 --> 00:29:33,772
‫یه زن احمق مثل من

339
00:29:33,855 --> 00:29:36,399
‫هرگز نباید می‌اومد اینجا.

340
00:29:40,069 --> 00:29:41,821
‫کازوکو...

341
00:29:41,905 --> 00:29:45,283
‫من فقط می‌خواستم از شما یاد بگیرم.

342
00:29:45,366 --> 00:29:47,076
‫بس کن، این شرم‌آوره.

343
00:29:47,118 --> 00:29:50,079
‫اما...

344
00:29:50,163 --> 00:29:52,999
‫خدای من. خیلی‌خب.

345
00:29:53,500 --> 00:29:56,211
‫دفعه بعد بیا خونه‌ام.

346
00:29:56,294 --> 00:29:58,213
‫من اصول اولیه رو بهت یاد میدم.

347
00:30:04,052 --> 00:30:07,263
‫میشه از این طریق باهامون تماس بگیرید؟

348
00:30:08,681 --> 00:30:10,725
‫ممنونم.

349
00:30:12,393 --> 00:30:15,230
‫یه زن واسه من گریه می‌کنه...

350
00:30:15,313 --> 00:30:17,607
‫گمونم هنوز جذابیتم رو از دست ندادم.

351
00:30:23,988 --> 00:30:26,983
‫یه مرد خردمند از اندکی نوشیدنی لذت می‌بره.

352
00:30:27,033 --> 00:30:30,078
‫همین یک لیوان منو به سعادت محض می‌رسونه.

353
00:30:35,625 --> 00:30:38,378
‫این آخرین لیوان امشبته، باشه؟

354
00:30:43,550 --> 00:30:48,388
‫پدرم تقریباً همون موقع‌ها
‫شروع به نشون دادن علائم زوال عقل کرده بود.

355
00:30:49,722 --> 00:30:53,601
‫روزی که خانم هوسوکی اولین بار با پدرم ملاقات کرد،

356
00:30:54,102 --> 00:30:57,230
‫گمونم متوجه این موضوع شد.

357
00:30:59,274 --> 00:31:01,192
‫حدود یک ماه بعد،

358
00:31:01,276 --> 00:31:03,228
‫خانم هوسوکی به اینجا اومد

359
00:31:03,278 --> 00:31:06,781
‫تا اصول اولیه رو از پدرم یاد بگیره.

360
00:31:19,669 --> 00:31:21,579
‫سلام، آقای یاسوناگا.

361
00:31:21,629 --> 00:31:24,299
‫امروز خودمو به شما می‌سپارم.

362
00:31:24,799 --> 00:31:28,261
‫این فقط یه نشانه کوچیک از قدردانی منه.

363
00:31:28,344 --> 00:31:30,638
‫نوشیدنی درجه یک از نیگاتا.

364
00:31:33,141 --> 00:31:35,602
‫از سخاوتمندی شما ممنونم.

365
00:31:38,479 --> 00:31:39,981
‫پدر.

366
00:31:44,485 --> 00:31:46,279
‫امروز معاینه پزشکی دارید.

367
00:31:46,321 --> 00:31:48,531
‫لطفاً سیگار نکشید.

368
00:31:52,243 --> 00:31:54,621
‫وقتی زمانش تموم شد بهتون خبر میدم.

369
00:32:06,549 --> 00:32:10,345
‫به عبارت دیگه، پایه و اساس «ای چینگ»

370
00:32:10,845 --> 00:32:14,432
‫در نحوه تنظیم تغییراتی نهفته است

371
00:32:14,515 --> 00:32:17,894
‫که از تعاملات بین یین و یانگ ناشی میشن.

372
00:32:18,561 --> 00:32:22,440
‫لحظاتی که نمایانگر چنین تغییراتی هستن

373
00:32:22,523 --> 00:32:28,988
‫به شکل این ۶۴ هگزاگرام نشون داده میشن.

374
00:32:31,866 --> 00:32:35,870
‫این‌قدر سخته که اصلاً سر درنمیارم.

375
00:32:36,913 --> 00:32:40,658
‫شاید خیلی گستاخی بود که فکر می‌کردم
‫یه زن سطح پایین مثل من

376
00:32:40,708 --> 00:32:42,877
‫می‌تونه ای چینگ رو یاد بگیره.

377
00:32:44,671 --> 00:32:50,885
‫ویمالاکرتی، که آموزه‌های بودا رو
‫توی سوترا ویمالاکرتی موعظه می‌کرد،

378
00:32:50,969 --> 00:32:54,681
‫یه آدم بی‌بند و بار و قمارباز بود.

379
00:32:55,598 --> 00:32:59,844
‫وقتی صحبت از یادگیری میشه، بالا یا پایین بودن
‫جایگاه اجتماعی فرد بی‌ربطه.

380
00:32:59,894 --> 00:33:04,273
‫خب، من یه چیزهایی درباره نوشیدنی و قمار می‌دونم.

381
00:33:09,320 --> 00:33:12,865
‫می‌شه بذاری یکم هوا بیاد داخل؟

382
00:33:12,949 --> 00:33:13,950
‫البته.

383
00:33:20,999 --> 00:33:22,667
‫یادگیری...

384
00:33:23,710 --> 00:33:27,672
‫چیزی نیست که بشه با نشستن پشت میز بهش رسید.

385
00:33:28,631 --> 00:33:33,803
‫تنها با استخراجش از زندگی روزمره

386
00:33:33,886 --> 00:33:36,556
‫میشه از یادگیری واقعی بهره برد.

387
00:33:38,141 --> 00:33:39,892
‫بهره بردن از یادگیری؟

388
00:33:40,393 --> 00:33:44,731
‫این فلسفه منه، «بهره بردن از یادگیری».

389
00:33:50,236 --> 00:33:51,738
‫من...

390
00:33:53,281 --> 00:33:56,367
‫همه‌چیزم رو توی جنگ از دست دادم.

391
00:33:58,036 --> 00:34:00,747
‫حملات هوایی خونه‌ام رو خاکستر کرد،

392
00:34:01,205 --> 00:34:04,208
‫و پدر و برادر بزرگ‌ترم توی جنگ کشته شدن.

393
00:34:08,212 --> 00:34:09,747
‫توی محل تخلیه،

394
00:34:09,797 --> 00:34:13,134
‫سخنرانی امپراتور رو شنیدم که شما اصلاحش کرده بودید.

395
00:34:15,887 --> 00:34:18,181
‫بعد از اینکه به توکیو برگشتم،

396
00:34:18,681 --> 00:34:21,726
‫توی کسب‌وکار مادرم بهش کمک می‌کردم.

397
00:34:22,643 --> 00:34:26,522
‫اما واسه سیر کردن شکممون کافی نبود،

398
00:34:26,606 --> 00:34:31,277
‫واسه همین مدرسه رو ول کردم
‫و شروع کردم به شب‌‌کاری.

399
00:34:33,196 --> 00:34:35,031
‫اون موقع خیلی ساده‌لوح بودم.

400
00:34:35,114 --> 00:34:37,033
‫کم مونده بود توسط یه مرد فروخته بشم،

401
00:34:37,950 --> 00:34:40,411
‫توی خانواده‌ای که باهاشون
‫ازدواج کردم بهم زور می‌گفتن...

402
00:34:42,914 --> 00:34:44,582
‫و فریب خوردم و بدهی بالا آوردم...

403
00:34:46,751 --> 00:34:48,544
‫به ارزش صدها میلیون.

404
00:34:50,505 --> 00:34:52,673
‫من جهنم رو به چشم دیدم.

405
00:34:55,802 --> 00:34:57,804
‫و این تازه همه‌اش نیست.

406
00:34:58,763 --> 00:35:01,432
‫یاکوزاها مثل یه برده باهام رفتار می‌کردن.

407
00:35:03,101 --> 00:35:06,145
‫من جون یک نفر رو نجات دادم،
‫اما با نامردی جوابم رو داد.

408
00:35:10,233 --> 00:35:12,318
‫بیشتر از یک بار به این فکر افتادم

409
00:35:13,653 --> 00:35:16,155
‫که به زندگیم پایان بدم.

410
00:35:19,951 --> 00:35:22,829
‫من آدم کاملی نیستم.

411
00:35:23,871 --> 00:35:28,751
‫توی گذشته شکست خوردم و به بقیه آسیب زدم.

412
00:35:29,460 --> 00:35:32,130
‫اما از اون تجربیات درس گرفتم.

413
00:35:32,463 --> 00:35:35,842
‫زمین خوردم، بلند شدم، و دوباره شکست خوردم،

414
00:35:35,925 --> 00:35:39,095
‫سختی‌های طاقت‌فرسایی رو
‫تحمل کردم تا امروز زنده بمونم.

415
00:35:39,595 --> 00:35:41,013
‫بعد از تمام اینا،

416
00:35:41,430 --> 00:35:45,852
‫بالاخره راه و رسم دنیا رو اون‌قدر
‫خوب یاد گرفتم که روبروی شما بشینم.

417
00:35:46,811 --> 00:35:48,187
‫این...

418
00:35:49,730 --> 00:35:51,774
‫یادگیری‌ایه که من تجربه‌اش کردم.

419
00:35:55,570 --> 00:35:57,572
‫باشکوهه.

420
00:35:58,447 --> 00:35:59,448
‫ها؟

421
00:35:59,866 --> 00:36:01,325
‫این چیزیه

422
00:36:02,451 --> 00:36:06,289
‫که من اونو نمونه کاملی
‫از «بهره‌ بردن از یادگیری» می‌دونم.

423
00:36:09,292 --> 00:36:11,210
‫ممنونم.

424
00:36:11,752 --> 00:36:14,630
‫من سزاوار چنین تعریفی نیستم.

425
00:36:18,426 --> 00:36:20,219
‫خیلی وقت بود که

426
00:36:20,803 --> 00:36:25,349
‫کلماتی به این سرزندگی و صداقت نشنیده بودم.

427
00:36:29,228 --> 00:36:32,648
‫این روزها، تنها چیزی که می‌شنوم

428
00:36:32,732 --> 00:36:36,527
‫حرف‌های توخالی و چاپلوسیه.

429
00:36:37,570 --> 00:36:41,782
‫واسه کسایی که تلاش می‌کنن «بهره بردن
‫از یادگیری» رو دنبال کنن، این رقت‌انگیزه.

430
00:36:47,079 --> 00:36:48,623
‫عذر می‌خوام.

431
00:36:49,415 --> 00:36:50,917
‫تقریبا وقتشه.

432
00:36:53,127 --> 00:36:55,413
‫بعدش معاینه پزشکی دارید،

433
00:36:55,463 --> 00:36:57,381
‫پس لطفاً آماده بشید.

434
00:37:15,691 --> 00:37:17,151
‫آقای یاسوناگا.

435
00:37:17,985 --> 00:37:19,153
‫بفرمایید.

436
00:37:19,237 --> 00:37:21,364
‫این کلوپ منه.

437
00:37:23,783 --> 00:37:27,453
‫لطفاً هر وقت که اون دور و بر بودید بهمون سر بزنید.

438
00:37:30,581 --> 00:37:34,335
‫بد نیست که هر از گاهی یکم استراحت کنید.

439
00:37:38,506 --> 00:37:40,591
‫مدت کوتاهی بعد از اون،

440
00:37:40,675 --> 00:37:44,762
‫پدرم یک روز رفت بیرون
‫و بدون اینکه خبر بده، به خونه برنگشت.

441
00:37:44,804 --> 00:37:46,130
‫- لطفاً پیداش کنید.
‫- چشم.

442
00:37:46,180 --> 00:37:48,766
‫با اینکه علائمی از زوال عقل نشون می‌داد،

443
00:37:48,849 --> 00:37:51,852
‫اما هرگز قبلاً چنین رفتاری نکرده بود.

444
00:37:51,936 --> 00:37:55,439
‫اگه چیزی فهمیدید لطفاً تماس بگیرید.

445
00:37:56,649 --> 00:37:57,775
‫متوجه شدم.

446
00:37:59,068 --> 00:38:00,736
‫خداحافظ.

447
00:38:10,579 --> 00:38:14,250
‫آقای یاسوناگا، دیگه رسیدید خونه.

448
00:38:14,333 --> 00:38:15,751
‫پدر!

449
00:38:15,835 --> 00:38:17,086
‫اوه، خانم.

450
00:38:17,169 --> 00:38:18,704
‫خیلی خوشحالم که اینجایید.

451
00:38:18,754 --> 00:38:23,634
‫خدای من، پدر، چی شده؟

452
00:38:24,218 --> 00:38:27,972
‫چی باعث شد این‌قدر نوشیدنی مصرف کنه؟

453
00:38:28,055 --> 00:38:30,057
‫وقتی با آقای یاسوناگا بودم،

454
00:38:30,141 --> 00:38:32,476
‫یه کاری واسم پیش اومد.

455
00:38:32,518 --> 00:38:35,438
‫حتماً وقتی نبودم حسابی زیاده‌روی کرده.

456
00:38:37,273 --> 00:38:40,443
‫نگفته بود قراره بیاد دیدن شما.

457
00:38:41,819 --> 00:38:45,114
‫نباید تنهاش می‌ذاشتم.

458
00:38:46,115 --> 00:38:50,286
‫نه، من بابت دردسری که
‫براتون ایجاد کرده عذر می‌خوام.

459
00:38:53,372 --> 00:38:55,333
‫حسابی هم سیگار کشیده.

460
00:38:56,667 --> 00:38:59,453
‫دفعه بعد حتماً حواسم بهش هست.

461
00:38:59,503 --> 00:39:03,049
‫بهش بگید که خوشحال میشم بازم بهمون سر بزنه.

462
00:39:07,053 --> 00:39:09,221
‫بعد از اون،

463
00:39:09,305 --> 00:39:14,143
‫پدرم شروع به رفت و آمد
‫به محل کار خانم هوسوکی کرد.

464
00:39:14,226 --> 00:39:16,604
‫- یه آب‌پرتقال.
‫- الان میارم.

465
00:39:16,854 --> 00:39:18,647
‫من نگران شدم

466
00:39:18,731 --> 00:39:21,859
‫و به شاگرد پدرم گفتم که تعقیبش کنه.

467
00:39:22,485 --> 00:39:27,198
‫وقتی تعقیبش کرد، خانم هوسوکی
‫به پدرم چسبیده بود،

468
00:39:27,281 --> 00:39:32,078
‫و بدون لحظه‌ای استراحت بهش نوشیدنی می‌داد.

469
00:39:41,504 --> 00:39:45,925
‫بعدش پدرم رو مستقیم به خونه خودش برد.

470
00:39:54,266 --> 00:39:56,477
‫بعد از فوت مادرم،

471
00:39:56,977 --> 00:40:02,274
‫من تمام کارهای پدرم رو انجام دادم.

472
00:40:04,777 --> 00:40:07,571
‫خیلیا پدرم رو تحسین می‌کردن،

473
00:40:08,072 --> 00:40:10,408
‫و من درست کنارش بودم.

474
00:40:12,076 --> 00:40:16,831
‫اون منبع افتخار من بود.

475
00:40:18,749 --> 00:40:22,294
‫و خانم هوسوکی اون افتخار رو از شما گرفت؟

476
00:40:23,838 --> 00:40:27,383
‫دیگه نمی‌تونستم تحمل کنم،

477
00:40:28,259 --> 00:40:31,011
‫واسه همین با پدرم روبه‌رو شدم.

478
00:41:01,876 --> 00:41:04,503
‫این قیافه ترسناک واسه چیه؟

479
00:41:04,587 --> 00:41:08,299
‫قصد داری با اونا چیکار کنی؟

480
00:41:08,799 --> 00:41:13,087
‫کازوکو ازم می‌خواد بهش خوشنویسی یاد بدم

481
00:41:13,137 --> 00:41:15,097
‫و اینکه چطوری قدرشو بدونه.

482
00:41:16,599 --> 00:41:20,311
‫دفعه پیش هم همینو گفتی و اصلاً پسشون نیاوردی.

483
00:41:20,936 --> 00:41:21,937
‫چی؟

484
00:41:22,438 --> 00:41:25,274
‫یادم نمیاد.

485
00:41:26,192 --> 00:41:29,278
‫نکنه اونا رو دادی به خانم هوسوکی؟

486
00:41:32,531 --> 00:41:33,824
‫پدر.

487
00:41:34,325 --> 00:41:37,161
‫لطفاً دیگه نرید دیدنش.

488
00:41:37,661 --> 00:41:39,205
‫تواکو.

489
00:41:39,830 --> 00:41:43,083
‫اینو به خاطر کی میگی؟

490
00:41:43,167 --> 00:41:45,461
‫البته که به خاطر شما.

491
00:41:46,086 --> 00:41:47,838
‫و نه فقط شما.

492
00:41:48,380 --> 00:41:50,549
‫به خاطر اسم و رسم خانواده یاسوناگا.

493
00:41:51,634 --> 00:41:53,219
‫به خاطر مادر مرحومم.

494
00:41:53,302 --> 00:41:54,678
‫نه.

495
00:41:55,638 --> 00:41:57,723
‫به خاطر خودته، مگه نه؟

496
00:42:00,434 --> 00:42:05,314
‫از من به عنوان دلیل زندگیت استفاده نکن.

497
00:42:05,814 --> 00:42:10,653
‫تو توی سنی هستی
‫که باید اون‌طور که می‌خوای زندگی کنی.

498
00:42:17,117 --> 00:42:19,370
‫و منم همین کار رو می‌کنم.

499
00:42:37,179 --> 00:42:39,056
‫فقط یکم دیگه.

500
00:42:39,807 --> 00:42:40,933
‫تو می‌تونی.

501
00:42:41,016 --> 00:42:43,727
‫آره، عالیه.

502
00:42:43,811 --> 00:42:44,812
‫بفرما.

503
00:42:45,312 --> 00:42:46,605
‫ممنون.

504
00:42:49,692 --> 00:42:52,653
‫راستی. بیاین همین الان مهرش کنیم، باشه؟

505
00:42:52,736 --> 00:42:54,738
‫آره، حتماً.

506
00:42:55,990 --> 00:42:56,991
‫بفرما.

507
00:42:58,826 --> 00:43:00,869
‫ممنونم.

508
00:43:00,953 --> 00:43:05,416
‫آقای یاسوناگا، امیدوار بودم که
‫واسه کتاب بعدیم یه توصیه‌نامه بنویسی.

509
00:43:05,499 --> 00:43:06,367
‫حتماً.

510
00:43:06,417 --> 00:43:09,286
‫و می‌تونم اون طومار دیواری رو
‫که امروز آوردی داشته باشم؟

511
00:43:09,336 --> 00:43:10,796
‫حتماً.

512
00:43:10,879 --> 00:43:12,631
‫جایزه‎ات.

513
00:43:15,384 --> 00:43:16,385
‫بفرما.

514
00:43:26,395 --> 00:43:28,063
‫بسیار خب.

515
00:43:37,281 --> 00:43:38,616
‫بله؟

516
00:43:39,742 --> 00:43:41,869
‫اوه، تواکو.

517
00:43:45,372 --> 00:43:47,041
‫کازوکو!

518
00:43:47,625 --> 00:43:49,910
‫کازوکو، بازم نوشیدنی می‌خوام!

519
00:43:49,960 --> 00:43:51,086
‫عذر می‌خوام.

520
00:43:51,170 --> 00:43:52,838
‫یه نوشیدنی می‌خوام!

521
00:44:00,721 --> 00:44:01,722
‫پدر.

522
00:44:03,140 --> 00:44:04,516
‫شیزوکو.

523
00:44:05,309 --> 00:44:07,728
‫شیزوکو، اینجا چیکار می‌کنی؟

524
00:44:07,811 --> 00:44:10,764
‫پدر، به خودت بیا.

525
00:44:10,814 --> 00:44:12,399
‫من تواکو هستم.

526
00:44:12,983 --> 00:44:15,319
‫معلومه که مادر اینجا نیست.

527
00:44:15,402 --> 00:44:17,738
‫خدای من...

528
00:44:18,572 --> 00:44:19,607
‫ما دیگه می‌ریم.

529
00:44:19,657 --> 00:44:21,158
‫تواکو.

530
00:44:22,701 --> 00:44:24,119
‫گوش کن.

531
00:44:24,203 --> 00:44:27,748
‫پدرت با پای خودش اومده اینجا.

532
00:44:28,248 --> 00:44:30,751
‫به عنوان دخترش، نباید دخالت کنی.

533
00:44:33,462 --> 00:44:35,506
‫با پای خودش؟

534
00:44:36,674 --> 00:44:40,302
‫این تویی که فریبش داده و کشوندش اینجا.

535
00:44:40,386 --> 00:44:42,096
‫این یه سوءتفاهمه.

536
00:44:42,888 --> 00:44:45,599
‫من شاگرد آقای یاسوناگا هستم.

537
00:44:45,683 --> 00:44:49,645
‫کاملاً درسته که یه شاگرد
‫از خواسته‌های استادش پیروی کنه.

538
00:44:49,728 --> 00:44:51,805
‫بعد از اینکه این همه بهش نوشیدنی دادی؟

539
00:44:51,855 --> 00:44:53,482
‫تو شاگرد نیستی.

540
00:44:53,982 --> 00:44:55,818
‫من دستت رو خوندم.

541
00:44:56,527 --> 00:44:59,822
‫تو خیلی بی‌شرمی!

542
00:45:04,743 --> 00:45:06,203
‫هی، بچه.

543
00:45:08,080 --> 00:45:10,624
‫ممکنه دخترش باشی،

544
00:45:11,208 --> 00:45:14,503
‫اما این‌قدر به خودت مغرور نشو.

545
00:45:19,174 --> 00:45:20,926
‫شیزوکو.

546
00:45:24,054 --> 00:45:27,266
‫چه سعادتی!

547
00:45:28,892 --> 00:45:30,769
‫من...

548
00:45:32,020 --> 00:45:38,444
‫آزادی روحم رو پس گرفتم!

549
00:45:42,322 --> 00:45:43,699
‫پدر...

550
00:45:55,002 --> 00:45:57,379
‫پدر! حالت خوبه؟

551
00:45:57,463 --> 00:45:59,673
‫پدر! پدر!

552
00:46:01,675 --> 00:46:04,261
‫پدر! پدر!

553
00:46:04,344 --> 00:46:05,804
‫بیدار شو!

554
00:46:05,888 --> 00:46:08,682
‫یالا! پدر!

555
00:46:14,438 --> 00:46:17,941
‫پدرم تونست جون سالم به در ببره،

556
00:46:18,025 --> 00:46:20,778
‫اما وضعیتش نامشخص بود.

557
00:46:20,861 --> 00:46:22,613
‫ولی علی‌رغم این موضوع...

558
00:46:24,156 --> 00:46:25,983
‫اوضاع بده. اون زن اینجاست.

559
00:46:26,033 --> 00:46:27,034
‫ها؟

560
00:46:54,728 --> 00:46:56,522
‫همگی از این طرف.

561
00:47:24,216 --> 00:47:25,342
‫برو بیرون.

562
00:47:25,843 --> 00:47:28,378
‫اینجا جای یه غریبه نیست.

563
00:47:28,428 --> 00:47:30,138
‫یه غریبه؟

564
00:47:33,225 --> 00:47:36,270
‫[سوگندنامه کتبی]
‫[من قول می‌دهم با کازوکو هوسوکی ازدواج کنم]

565
00:47:36,353 --> 00:47:38,355
‫[ماساتاکا یاسوناگا]
‫[کازوکو هوسوکی]

566
00:47:39,356 --> 00:47:40,607
‫این...

567
00:47:45,779 --> 00:47:47,231
‫[شوهر: یاسوناگا]
‫[زن: هوسوکی]

568
00:47:47,281 --> 00:47:48,949
‫[سند ازدواج]

569
00:47:52,578 --> 00:47:54,705
‫همسرش اومده دیدنش.

570
00:47:54,788 --> 00:47:56,790
‫بذارید رد شم.

571
00:48:08,927 --> 00:48:10,971
‫- خانم هوسوکی!
‫- ببندش!

572
00:48:16,226 --> 00:48:19,730
‫در رو باز کنید!
‫در رو باز کنید!

573
00:48:21,064 --> 00:48:22,566
‫بازش کنید!

574
00:48:23,942 --> 00:48:26,069
‫بذارید شوهرم رو ببینم!

575
00:48:26,153 --> 00:48:28,021
‫من همسر آقای یاسوناگا هستم!

576
00:48:28,071 --> 00:48:29,990
‫بذارید شوهرم رو ببینم!

577
00:48:30,949 --> 00:48:32,618
‫خواهش می‌کنم!

578
00:48:34,620 --> 00:48:36,246
‫بازش کنید!

579
00:48:36,330 --> 00:48:37,539
‫توی اون لحظه،

580
00:48:38,540 --> 00:48:40,792
‫با خودم فکر کردم...

581
00:48:42,210 --> 00:48:47,966
‫که تا زمانی که زنده‌ام هرگز این زن رو نمی‌بخشم.

582
00:48:54,139 --> 00:48:58,226
‫در رو باز کنید!
‫در رو باز کنید!

583
00:48:59,144 --> 00:49:01,229
‫بذارید شوهرم رو ببینم!

584
00:49:01,730 --> 00:49:02,898
‫خواهش می‌کنم!

585
00:49:03,398 --> 00:49:05,859
‫بذارید شوهرم رو ببینم!

586
00:49:08,070 --> 00:49:09,738
‫بذارید شوهرم رو ببینم!

587
00:49:23,460 --> 00:49:25,837
‫ببخشید دیر کردم.

588
00:49:32,636 --> 00:49:34,554
‫خیلی وقت بود این کار رو نکرده بودیم.

589
00:49:35,389 --> 00:49:39,476
‫آخرین باری که بدون رینا همدیگه رو دیدیم
‫قبل از طلاق بود.

590
00:49:39,559 --> 00:49:41,687
‫می‌خواستی درباره چی صحبت کنی؟

591
00:49:43,063 --> 00:49:45,190
‫پس بدون مقدمه‌چینی، ها؟

592
00:49:46,149 --> 00:49:48,068
‫درباره خانم هوسوکیه، درسته؟

593
00:49:50,237 --> 00:49:52,572
‫کتاب در چه حاله؟ پیشرفتی داشتی؟

594
00:49:53,073 --> 00:49:55,492
‫نه، تازه شروع کردم به نوشتن.

595
00:49:55,993 --> 00:49:57,577
‫که اینطور.

596
00:49:58,286 --> 00:50:01,331
‫این‌قدر طفره نرو و بهم بگو.

597
00:50:06,169 --> 00:50:10,048
‫کازوکو هوسوکی هنوزم با یاکوزا در ارتباطه

598
00:50:10,674 --> 00:50:13,343
‫و کلاهبرداری‌های مربوط به مسائل
‫معنوی انجام میده، درسته؟

599
00:50:13,885 --> 00:50:15,587
‫اون کارهای زیادی توی گذشته‌اش کرده.

600
00:50:15,637 --> 00:50:18,348
‫اگه بگردی، کوهی از کثافت‌کاری داره.

601
00:50:18,473 --> 00:50:19,766
‫کی بهت گفته؟

602
00:50:19,850 --> 00:50:24,771
‫مجله هفتگی‌مون داره یه کمپین واسه
‫افشای جنبه تاریک هوسوکی آماده می‌کنه.

603
00:50:26,815 --> 00:50:28,266
‫هوسوکی فهمید،

604
00:50:28,316 --> 00:50:31,653
‫و داره دست‌وپا می‌زنه تا این ماجرا رو خفه کنه.

605
00:50:31,737 --> 00:50:35,198
‫ظاهراً وکیلش رو فرستاده تا ما رو تهدید کنه.

606
00:50:35,699 --> 00:50:38,744
‫و البته، ما قبول نکردیم.

607
00:50:43,040 --> 00:50:44,041
‫هی، مینوری.

608
00:50:44,916 --> 00:50:48,170
‫تو حدود دو ماه پیش
‫این پیشنهاد کتاب رو گرفتی، درسته؟

609
00:50:48,378 --> 00:50:49,463
‫آره، چرا؟

610
00:50:50,088 --> 00:50:53,258
‫اون موقع بود که کمپین افشاگری هم
‫شروع به کار کرد.

611
00:50:57,095 --> 00:50:59,097
‫اون داره از تو به عنوان یه طعمه استفاده می‌کنه.

612
00:50:59,765 --> 00:51:04,186
‫می‌خواد تو یه کتاب مطلوب بنویسی
‫تا با کمپین مقابله کنه.

613
00:51:07,022 --> 00:51:09,649
‫می‌دونم که می‌خوای یه کتاب منتشر کنی.

614
00:51:09,733 --> 00:51:12,277
‫و شاید بخوای ثابت کنی که من اشتباه می‌کردم.

615
00:51:12,360 --> 00:51:15,022
‫اما این بار واقعاً باید ازش دور بشی.

616
00:51:15,072 --> 00:51:18,450
‫اسمتو میذارن یه نویسنده حقه‌باز،
‫که به شغلت پایان میده.

617
00:51:43,433 --> 00:51:45,352
‫سلام؟ خانم؟

618
00:51:47,521 --> 00:51:50,315
‫که اینطور. عجب آدم دردسرسازی.

619
00:51:51,691 --> 00:51:55,487
‫نه، مشکلی نیست. یه نقشه دارم.

620
00:51:55,987 --> 00:51:57,531
‫ممنون، تپی.

621
00:51:58,031 --> 00:51:59,941
‫این روزها اوضاع یکم شلوغ‌پلوغه،

622
00:51:59,991 --> 00:52:02,536
‫واسه همین دستمزدت رو از طریق پست می‌فرستم.

623
00:52:03,286 --> 00:52:05,664
‫باشه. پس خداحافظ.

624
00:52:29,604 --> 00:52:34,609
‫«ترجمه از حـامـد»