1
00:00:08,508 --> 00:00:11,044
‫نوبوسوکه کیشی، نخست‌وزیر سابق

2
00:00:11,094 --> 00:00:13,296
‫و رئیس کمیته تشییع‌جنازه،

3
00:00:13,346 --> 00:00:15,015
‫اکنون سخنرانی خواهد کرد.

4
00:00:15,682 --> 00:00:17,308
‫آقای یاسوناگا.

5
00:00:17,809 --> 00:00:19,552
‫هر زمان که مشکلی پیش میومد،

6
00:00:19,602 --> 00:00:21,646
‫چه در ژاپن و چه در هر جای دیگه،

7
00:00:22,147 --> 00:00:27,360
‫رهبران تمام بخش‌ها برای راهنمایی گرفتن
‫به سراغ شما میومدن.

8
00:00:27,861 --> 00:00:30,488
‫هر زمان که پذیرای اونا می‌شدید،

9
00:00:30,572 --> 00:00:33,316
‫از تدبیر دوران‌ها و فرهنگ‌های مختلف بهره می‌گرفتید،

10
00:00:33,366 --> 00:00:37,203
‫و اصول بنیادین رو روشن می‌ساختید.
‫[سال 1983]

11
00:00:37,996 --> 00:00:40,540
‫اون شخص دیگه در میان ما نیست.

12
00:00:41,249 --> 00:00:43,251
‫از این پس ژاپن به کدام سو خواهد رفت؟

13
00:00:44,753 --> 00:00:48,757
‫[قسمت آخر]

14
00:00:52,594 --> 00:00:57,557
‫«ترجمه از حـامـد»

15
00:01:06,149 --> 00:01:07,817
‫لطفاً بیاید جلو.

16
00:01:08,234 --> 00:01:10,070
‫آقای یاسوناگا!

17
00:01:27,087 --> 00:01:31,633
‫لطفاً منو ببخش که کنارت نبودم، آقای یاسوناگا!

18
00:01:36,054 --> 00:01:38,640
‫هی، ما چیزی نمی‌بینیم!

19
00:01:51,528 --> 00:01:52,570
‫آقای یاسوناگا!

20
00:02:03,748 --> 00:02:06,334
‫در مورد ازدواج کازوکو و یاسوناگا،

21
00:02:06,417 --> 00:02:10,121
‫خانواده‌اش درخواستی رو برای باطل کردنش
‫به دادگاه منطقه توکیو ارائه دادن.

22
00:02:10,171 --> 00:02:11,673
‫از طریق میانجی‌گری،

23
00:02:12,173 --> 00:02:15,385
‫ازدواج اونا در شناسنامه خانوادگیش باطل شد.

24
00:02:20,348 --> 00:02:21,508
‫من میرم بخوابم.

25
00:02:21,558 --> 00:02:23,309
‫باشه، شب بخیر.

26
00:02:31,109 --> 00:02:36,906
‫اما کازوکو همچنان ادعا می‌کرد که همسر یاسوناگاست،

27
00:02:36,990 --> 00:02:39,067
‫و از اون واسه تقویت نفوذ خودش استفاده کرد.

28
00:02:39,117 --> 00:02:40,869
‫[شوهرم رو پس بدید!]

29
00:02:40,952 --> 00:02:43,830
‫کازوکو بعد از مدیریت چیوکو شیماکورا،

30
00:02:43,913 --> 00:02:47,125
‫به‌خوبی می‌دونست که رسانه‌ها به چه چیزی علاقه دارن

31
00:02:47,208 --> 00:02:50,003
‫و چطوری اونارو سمت خودش بکشونه.

32
00:02:50,503 --> 00:02:51,838
‫طبق انتظار

33
00:02:51,921 --> 00:02:55,792
‫کازوکو هوسوکی، پیشگویی
‫با پیشینه شخصی منحصربه‌فرد،

34
00:02:55,842 --> 00:02:58,303
‫توجه عموم رو به خودش جلب کرده بود.

35
00:02:58,386 --> 00:03:00,088
‫[هانشین پس از ۲۱ سال در صدر!]

36
00:03:00,138 --> 00:03:04,475
‫از اون زمان، اون دو رویداد مهم
‫موردعلاقه عموم رو پیش‌بینی کرد.

37
00:03:04,559 --> 00:03:09,105
‫پیش‌بینی‌های دقیقش، اونو به مهمانی
‫محبوب در برنامه‌های تلویزیونی تبدیل کرد.

38
00:03:09,189 --> 00:03:10,890
‫اما در بیشتر موارد،

39
00:03:10,940 --> 00:03:13,902
‫سایر پیش‌بینی‌هاش نادرست بودن.

40
00:03:15,528 --> 00:03:18,031
‫اقتصاد حبابی همه‌چیز رو پررونق نگه داشت.

41
00:03:18,156 --> 00:03:23,119
‫در حالی که کازوکو به آرامی جایگاه خودشو
‫به عنوان یه سلبریتی تلویزیونی می‌ساخت،

42
00:03:23,203 --> 00:03:27,248
‫کتاب‌های طالع‌بینیش شروع به
‫فروش رفتن از قفسه‌ها کردن.

43
00:03:27,332 --> 00:03:29,209
‫[پنج میلیون نسخه فروخته شد!]

44
00:03:38,843 --> 00:03:40,920
‫[میری سی (۷۷)]
‫[مربی طالع‌بینی]

45
00:03:40,970 --> 00:03:43,473
‫[در سال ۱۹۷۳ با کازوکو هوسوکی آشنا شد]

46
00:03:56,527 --> 00:03:58,529
‫ممنون که منتظر موندید.

47
00:04:05,828 --> 00:04:10,875
‫فقط به این دلیل موافقت کردم
‫که فکر می‌کردم این ادامه‌ی

48
00:04:10,959 --> 00:04:13,336
‫مصاحبه با همون مجله هفتگیه.

49
00:04:14,420 --> 00:04:16,965
‫یه مجله هفتگی باهاتون مصاحبه کرد؟

50
00:04:17,799 --> 00:04:22,845
‫اونا از افشای کارهای شرورانه اون زن صحبت می‌کردن.

51
00:04:24,847 --> 00:04:26,140
‫پس،

52
00:04:26,891 --> 00:04:29,811
‫دوست دارید چه سؤالی ازم بپرسید؟

53
00:04:30,645 --> 00:04:34,941
‫شنیدم که شما مربی طالع‌بینی خانم هوسوکی بودید.

54
00:04:36,442 --> 00:04:40,238
‫اون زن اینو گفته؟

55
00:04:41,531 --> 00:04:43,116
‫مگه نبودید؟

56
00:04:47,036 --> 00:04:50,665
‫زمانی بود که اون مدام واسه مشاوره می‌اومد،

57
00:04:51,165 --> 00:04:55,628
‫و من اصول اولیه چهار ستون سرنوشت رو بهش یاد دادم.

58
00:04:56,254 --> 00:04:59,215
‫اما اینکه بگن من مربیش بودم...

59
00:05:01,926 --> 00:05:04,053
‫راستشو بخواید،

60
00:05:04,137 --> 00:05:06,014
‫اینو یه بی‌احترامی می‌دونم.

61
00:05:10,268 --> 00:05:12,937
‫شنیدم که چند تا کتاب بهش قرض دادید.

62
00:05:13,479 --> 00:05:14,480
‫بله.

63
00:05:14,856 --> 00:05:16,557
‫اما بعد از ۲۰ سال،

64
00:05:16,607 --> 00:05:19,235
‫هنوز اونا رو پس نداده.

65
00:05:22,447 --> 00:05:25,533
‫اولین کتابش یک سال بعد منتشر شد.

66
00:05:26,576 --> 00:05:30,913
‫اگه می‌خواید یه پیشگوی واقعی باشید،
‫ترفندهای ارزون جواب نمیده.

67
00:05:31,664 --> 00:05:37,670
‫من بهش گفتم قبل از انجام هر کاری
‫حداقل ده سال مطالعه کنه.

68
00:05:39,797 --> 00:05:43,167
‫اون گفت که آقای یاسوناگا هم
‫چهار ستون سرنوشت رو بهش یاد داده.

69
00:05:43,217 --> 00:05:47,513
‫تخصص آقای یاسوناگا توی ای چینگ بود،

70
00:05:47,597 --> 00:05:51,934
‫اما اون چهار ستون سرنوشت رو
‫به طور جدی مطالعه نکرده بود.

71
00:06:00,109 --> 00:06:02,729
‫شما هم احتمالاً کتابتون رو طوری می‌نویسید

72
00:06:02,779 --> 00:06:05,698
‫که به هر حال چهره خوبی از اون نشون بده.

73
00:06:05,782 --> 00:06:08,159
‫نه، قصد من این نیست.

74
00:06:09,994 --> 00:06:11,913
‫میشه ازتون بخوام که برید؟

75
00:06:13,456 --> 00:06:14,957
‫یه سؤال دیگه.

76
00:06:16,000 --> 00:06:18,836
‫نظرتون درباره خانم هوسوکی کنونی چیه؟

77
00:06:21,589 --> 00:06:25,176
‫طالع‌بینی چیز خطرناکیه.

78
00:06:26,511 --> 00:06:27,887
‫خطرناک؟

79
00:06:28,388 --> 00:06:29,922
‫اگه یه قدم اشتباه برداری،

80
00:06:29,972 --> 00:06:34,394
‫در نهایت زندگی مردم رو کنترل می‌کنی.

81
00:06:34,894 --> 00:06:39,315
‫بعضی‌ها حتی ازش لذت می‌برن.

82
00:06:40,400 --> 00:06:42,068
‫توی وضعیت فعلیش،

83
00:06:42,652 --> 00:06:46,114
‫مثل یه آدم قدرتمند رفتار می‌کنه، مگه نه؟

84
00:06:47,198 --> 00:06:48,616
‫علاوه بر این،

85
00:06:49,158 --> 00:06:51,994
‫یکم دلم واسش می‌سوزه.

86
00:06:53,162 --> 00:06:55,164
‫دلتون می‌سوزه؟

87
00:06:56,791 --> 00:07:02,839
‫حالا که اون این شخصیت جعلی
‫به نام کازوکو هوسوکی رو خلق کرده،

88
00:07:02,922 --> 00:07:05,258
‫هیچ راه برگشتی واسش وجود نداره.

89
00:07:06,759 --> 00:07:10,805
‫اون مجبوره همچنان با این شخصیت جعلی زندگی کنه.

90
00:07:11,305 --> 00:07:14,225
‫مثل یه آرایش غلیظ می‌مونه.

91
00:07:15,059 --> 00:07:18,020
‫دروغ‌هایی که روی همدیگه تلنبار می‌شن.

92
00:07:19,272 --> 00:07:25,319
‫احتمالاً کتاب تو یه لایه دروغ دیگه‌ست
‫روی بقیه تلنبار می‌شه.

93
00:07:31,742 --> 00:07:33,653
‫شانس اون زن

94
00:07:33,703 --> 00:07:37,373
‫الان دیگه قراره به تدریج رو به افول بره.

95
00:07:38,082 --> 00:07:42,044
‫اگه بخوام از کلماتی که اون این‌قدر
‫خودخواهانه خلق کرده استفاده کنم،

96
00:07:42,128 --> 00:07:43,413
‫سال آینده...

97
00:07:43,463 --> 00:07:45,173
‫دوره‌ی فاجعه‌ی بزرگ اون می‎شه.

98
00:07:46,507 --> 00:07:50,344
‫خود خانم هوسوکی وارد
‫دوره‌ی فاجعه‌ی بزرگ می‌شه.

99
00:07:56,893 --> 00:08:00,813
‫هیچ‌کس نمی‌تونه در برابر سرنوشتش مقاومت کنه.

100
00:08:01,606 --> 00:08:05,443
‫سرنوشت افراد قدرتمند، سرنوشت اسفناکیه.

101
00:08:06,319 --> 00:08:09,113
‫فقط مسئله زمانشه.

102
00:08:24,545 --> 00:08:25,788
‫داری چی می‌سازی؟

103
00:08:25,838 --> 00:08:27,006
‫یه خونه.

104
00:08:28,716 --> 00:08:30,301
‫خونه واسه کیه؟

105
00:08:30,343 --> 00:08:31,677
‫واسه مورچه‌ها؟

106
00:08:32,345 --> 00:08:33,846
‫کفشدوزک‌ها؟

107
00:08:34,347 --> 00:08:37,183
‫یه خونه واسه تو و منه.

108
00:08:42,605 --> 00:08:46,400
‫فکر کنم مامان بیخیال نوشتن کتابش می‌شه.

109
00:08:46,484 --> 00:08:47,435
‫اشکال نداره.

110
00:08:47,485 --> 00:08:48,653
‫ها؟

111
00:08:49,195 --> 00:08:50,780
‫تو مشکلی نداری؟

112
00:08:51,280 --> 00:08:52,231
‫اگه تسلیم بشم،

113
00:08:52,281 --> 00:08:54,784
‫تا یه مدت خبری از خونه نیست.

114
00:08:54,867 --> 00:08:57,787
‫اشکال نداره. خودم واسمون یکی می‌سازم.

115
00:09:01,499 --> 00:09:02,875
‫که اینطور.

116
00:09:04,961 --> 00:09:06,504
‫ممنونم.

117
00:09:16,472 --> 00:09:17,723
‫الو؟

118
00:09:18,224 --> 00:09:20,268
‫آقای تپی یاناگی؟

119
00:09:20,935 --> 00:09:22,937
‫پیام صوتی شما رو دریافت کردم.

120
00:09:23,813 --> 00:09:26,148
‫شماره منو از کجا آوردید؟

121
00:09:26,649 --> 00:09:29,527
‫از یه نفر که با خاندان ادوگاوا در ارتباطه.

122
00:09:29,735 --> 00:09:31,445
‫بابت این تماس یهویی عذر می‌خوام.

123
00:09:32,071 --> 00:09:35,324
‫شنیدم که شما دست راست ماسایا هوتا بودید،

124
00:09:35,366 --> 00:09:37,034
‫رئیس خاندان.

125
00:09:37,785 --> 00:09:41,998
‫مایل هستید درباره خانم هوسوکی
‫و آقای هوتا صحبت کنید؟

126
00:09:43,416 --> 00:09:46,919
‫می‌تونید فردا ساعت ۹ صبح
‫بیاید تالار شهر کاشیوا؟

127
00:09:56,470 --> 00:09:58,798
‫اونا رو به یه سری خونه مثل خوکدونی می‌فرستن

128
00:09:58,848 --> 00:10:01,892
‫و بیشتر پول مستمری‌شون رو بالا می‌کشن.

129
00:10:02,852 --> 00:10:04,387
‫این یه کسب‌وکار روی خط فقره؟

130
00:10:04,437 --> 00:10:06,939
‫این اسم باکلاسشه.

131
00:10:08,399 --> 00:10:11,902
‫سبک زندگی یاکوزایی نمی‌تونست
‫از دهه ۸۰ جون سالم به در ببره.

132
00:10:11,944 --> 00:10:13,646
‫از وقتی که اون حباب ترکید،

133
00:10:13,696 --> 00:10:16,198
‫ما واسه زنده موندن به آب و آتیش زدیم.

134
00:10:18,200 --> 00:10:21,912
‫خب، درباره رئیسمون هوتا چی می‌خوای بدونی؟

135
00:10:22,455 --> 00:10:27,793
‫خانم هوسوکی بهم گفت که اون
‫تنها مردی بود که توی زندگیش واقعاً عاشقش بوده.

136
00:10:28,294 --> 00:10:32,048
‫اما بعد از شنیدن حرف‌های بقیه،
‫باور دارم که اونا در واقع...

137
00:10:32,131 --> 00:10:34,759
‫فکر می‌کنی فقط به خاطر طمع به هم وصل شده بودن؟

138
00:10:35,301 --> 00:10:36,302
‫آره.

139
00:10:37,345 --> 00:10:40,556
‫رئیس یه یاکوزای قدیمی و سنتی بود.

140
00:10:41,057 --> 00:10:43,134
‫توی پول درآوردن افتضاح بود،

141
00:10:43,184 --> 00:10:45,311
‫واسه همین به درآمد اون زن تکیه کرده بود.

142
00:10:45,811 --> 00:10:49,390
‫عنوان رئیس خاندان ادوگاوا
‫واسه اون زن امتیاز بزرگی بود.

143
00:10:49,440 --> 00:10:53,152
‫فقط آوردن اسمش باعث می‌شد همه تعظیم کنن.

144
00:10:56,447 --> 00:10:59,742
‫از طریق اون، با رؤسای بزرگ یاکوزا هم آشنا شد،

145
00:10:59,825 --> 00:11:03,195
‫و حالا جوری رفتار می‌کنه که انگار کارچاق‌کنیه
‫که می‌تونه هر وقت عشقش کشید احضارشون کنه.

146
00:11:03,245 --> 00:11:06,290
‫اون هنوزم با یاکوزا در ارتباطه؟

147
00:11:07,166 --> 00:11:10,628
‫اما توی این دوره و زمونه، باید مخفیانه باشه.

148
00:11:19,095 --> 00:11:23,474
‫پس اون واقعاً از روی عشق
‫با آقای هوتا در ارتباط نبود، مگه نه؟

149
00:11:24,975 --> 00:11:26,852
‫من چنین چیزی نگفتم.

150
00:11:27,687 --> 00:11:29,313
‫منظورتون چیه؟

151
00:11:31,399 --> 00:11:34,185
‫وقتی رئیس رو توی بستر مرگ دید، اون...

152
00:11:34,235 --> 00:11:35,945
‫صبر کنید.

153
00:11:36,946 --> 00:11:40,700
‫مگه اونا بعد از ماجرای
‫خانم شیماکورا از هم جدا نشدن؟

154
00:11:52,962 --> 00:11:55,623
‫رئیس سرطان لاعلاج داشت،

155
00:11:55,673 --> 00:11:57,842
‫واسه همین برگشت پیشش.

156
00:12:00,594 --> 00:12:04,181
‫و اونم بدون هیچ حرفی راهش داد.

157
00:12:23,409 --> 00:12:24,952
‫خوب بود؟

158
00:12:27,288 --> 00:12:29,165
‫مزه زهرمار می‌داد.

159
00:12:30,708 --> 00:12:32,702
‫اگه می‌تونی این‌طوری چرت و پرت بگی،

160
00:12:32,752 --> 00:12:35,171
‫پس گمونم حالا حالاها نمی‌میری.

161
00:12:35,796 --> 00:12:38,340
‫من تا ۱۰۰ سالگی عمر می‌کنم.

162
00:13:10,456 --> 00:13:12,416
‫یه لقمه دیگه بهم بده.

163
00:13:15,419 --> 00:13:18,297
‫این چیزیه که میشه اسمشو گذاشت مراقبت دلسوزانه.

164
00:13:19,465 --> 00:13:23,260
‫با حضور اون، رئیس هم کاملاً احساس آرامش می‌کرد.

165
00:13:23,886 --> 00:13:27,848
‫مثل زن و شوهری که تمام عمرشون رو با هم زندگی کردن.

166
00:13:28,557 --> 00:13:32,520
‫واسه یه عضو یاکوزا به ندرت پیش میاد
‫که چنین پایان خوشی داشته باشه.

167
00:13:39,985 --> 00:13:43,614
‫من چیز زیادی از عشق و عاشقی
‫و اینجور چیزا نمی‌دونم.

168
00:13:44,114 --> 00:13:46,150
‫اما گمونم سرنوشتشون این بود

169
00:13:46,200 --> 00:13:48,327
‫که تا آخر با هم بمونن.

170
00:13:48,410 --> 00:13:49,703
‫سرنوشت...

171
00:13:50,287 --> 00:13:55,084
‫نمی‌تونی رابطه یه مرد و زن رو
‫فقط توی یک کلمه خلاصه کنی.

172
00:13:58,546 --> 00:14:02,007
‫اخیراً خانم هوسوکی رو دیدید؟

173
00:14:03,968 --> 00:14:08,556
‫خب، هر از گاهی کارهای پاره‌وقت بهم میده.

174
00:14:09,056 --> 00:14:11,308
‫چه جور کارهای پاره‌وقتی؟

175
00:14:13,143 --> 00:14:15,145
‫اهمیتی نداره، نه؟

176
00:14:18,190 --> 00:14:21,235
‫اون به شدت به متحدانش وفاداره،

177
00:14:21,318 --> 00:14:24,947
‫اما اگه باهاش در بیفتی،
‫بدون هیچ رحمی لهت می‌کنه.

178
00:14:25,990 --> 00:14:27,608
‫اون زن یه یاکوزا نیست.

179
00:14:27,658 --> 00:14:29,326
‫اون خودش یه یاکوزاست.

180
00:14:31,161 --> 00:14:33,747
‫تو هم بهتره مراقب باشی.

181
00:15:00,190 --> 00:15:02,234
‫کاواتانی!

182
00:15:02,985 --> 00:15:05,312
‫نویسنده پنهانت چه مرگشه؟!

183
00:15:05,362 --> 00:15:08,198
‫خب، می‌دونید،

184
00:15:08,282 --> 00:15:11,193
‫خانم اوئوزومی یه نویسنده پنهان نیست،
‫بلکه یه مؤلف محترمه.

185
00:15:11,243 --> 00:15:14,872
‫یه عالمه تازه‌کار که جایزه بردن اون بیرون هستن!

186
00:15:14,955 --> 00:15:16,657
‫وقتی حتی نتونن کتاب دومشون رو منتشر کنن،

187
00:15:16,707 --> 00:15:19,243
‫نمی‌تونی اسمشون رو نویسنده بذاری!

188
00:15:19,293 --> 00:15:22,212
‫رئیس می‌خواد که نویسنده بره و عذرخواهی کنه.

189
00:15:22,296 --> 00:15:23,297
‫فهمیدم.

190
00:15:23,380 --> 00:15:25,541
‫پس اخراجش کن و یه نویسنده جدید بیار!

191
00:15:25,591 --> 00:15:27,885
‫ها؟ گفتید اخراجش کنم؟

192
00:15:27,968 --> 00:15:29,303
‫قربان!

193
00:15:33,682 --> 00:15:36,185
‫دهنم سرویسه.

194
00:15:47,154 --> 00:15:48,447
‫اوه.

195
00:15:49,198 --> 00:15:50,991
‫شنیدی چی گفت؟

196
00:15:51,825 --> 00:15:53,160
‫آره.

197
00:15:57,623 --> 00:16:01,919
‫اخیراً جواب تماس‌های
‫خانم هوسوکی رو ندادی، مگه نه؟

198
00:16:02,711 --> 00:16:05,005
‫اون فکر کرد این عجیبه،

199
00:16:05,506 --> 00:16:09,635
‫واسه همین به یاکوزا پول داد
‫تا درباره‌ات تحقیق کنن.

200
00:16:09,718 --> 00:16:11,220
‫یاکوزا؟

201
00:16:13,055 --> 00:16:15,933
‫اوه، کارهای پاره‌وقتشون.

202
00:16:16,016 --> 00:16:18,018
‫- ها؟
‫- مهم نیست.

203
00:16:19,395 --> 00:16:21,271
‫اون منو دور زد

204
00:16:21,355 --> 00:16:23,607
‫و مستقیم با رئیس تماس گرفت.

205
00:16:23,649 --> 00:16:25,818
‫رئیس بخش هم وحشت کرد.

206
00:16:28,070 --> 00:16:32,157
‫با برادرش و خانواده آقای یاسوناگا صحبت کردی؟

207
00:16:33,075 --> 00:16:36,578
‫داستان‌های ناجوری درباره خانم هوسوکی شنیدی؟

208
00:16:36,704 --> 00:16:37,788
‫بله.

209
00:16:38,288 --> 00:16:40,791
‫و این همه راه اومدی تا اینو بهم بگی؟

210
00:16:40,874 --> 00:16:42,167
‫نه.

211
00:16:42,960 --> 00:16:47,297
‫مطمئن نبودم که باید به نوشتن
‫این کتاب ادامه بدم یا نه.

212
00:16:49,299 --> 00:16:50,759
‫شایعه شده

213
00:16:50,843 --> 00:16:54,421
‫که یه مجله هفتگی داره کمپینی آماده می‌کنه
‫تا گذشته خانم هوسوکی رو افشا کنه.

214
00:16:54,471 --> 00:16:55,848
‫ازش خبر داری؟

215
00:16:56,348 --> 00:17:00,269
‫خدای من. شوهر سابقت بهت گفت؟

216
00:17:00,769 --> 00:17:01,854
‫آره.

217
00:17:03,105 --> 00:17:06,608
‫گفت اون داره مجبورم می‌کنه
‫یه کتاب تملق‌آمیز بنویسم

218
00:17:06,692 --> 00:17:09,361
‫که بتونه با افشاگری‌ها مقابله کنه.

219
00:17:10,237 --> 00:17:11,697
‫این حقیقت داره؟

220
00:17:11,780 --> 00:17:14,950
‫به نظر می‌رسه این تصمیم رو کله‌گنده‌ها گرفتن.

221
00:17:16,201 --> 00:17:18,537
‫پس تمام اینا رو می‌دونستید، آقای کاواتانی؟

222
00:17:20,664 --> 00:17:22,908
‫فکر می‌کردم این فرصت توئه

223
00:17:22,958 --> 00:17:25,252
‫تا کتاب دومت رو منتشر کنی.

224
00:17:25,335 --> 00:17:29,048
‫می‌دونی، من طرفدار کتابتم.

225
00:17:29,631 --> 00:17:31,967
‫خب، من فقط یه کتاب منتشر کردم.

226
00:17:34,053 --> 00:17:39,683
‫می‌دونستم اهل این نیستی که
‫چاپلوسی کسی رو توی نوشته‌هات انجام بدی.

227
00:17:40,184 --> 00:17:43,187
‫دلم می‌خواست چنین کتابی بخونم.

228
00:17:45,064 --> 00:17:48,859
‫نظرت چیه تظاهر کنی که باهاشون همراه هستی
‫و چیزی رو که خودت می‌خوای بنویسی؟

229
00:17:49,401 --> 00:17:51,653
‫تا جایی که بتونم ازت محافظت می‌کنم.

230
00:17:53,864 --> 00:17:56,617
‫البته ممکنه کمک زیادی از دستم برنیاد.

231
00:17:58,368 --> 00:18:01,789
‫یا اینکه علاقت رو به کتاب از دست دادی؟

232
00:18:02,289 --> 00:18:05,834
‫نه، واسه نوشتن درباره این موضوع لحظه‌شماری می‌کنم.

233
00:18:05,918 --> 00:18:07,169
‫اوه، واقعاً؟

234
00:18:07,669 --> 00:18:09,163
‫ولی اخراج شدم، مگه نه؟

235
00:18:09,213 --> 00:18:12,633
‫چیزهایی که اون موقع شنیدی رو فراموش کن.

236
00:18:13,133 --> 00:18:15,335
‫ممکنه خانم هوسوکی کسی باشه که منو اخراج می‌کنه.

237
00:18:15,385 --> 00:18:18,347
‫خب، این...

238
00:18:18,430 --> 00:18:21,141
‫آدم خیلی مرموزیه.

239
00:18:22,351 --> 00:18:25,604
‫فعلاً باید برم و عذرخواهی کنم، درسته؟

240
00:18:26,313 --> 00:18:28,148
‫متأسفم.

241
00:19:06,103 --> 00:19:07,855
‫روز بخیر، خانم.

242
00:19:07,938 --> 00:19:08,806
‫سلام.

243
00:19:08,856 --> 00:19:11,275
‫روز بخیر، خانم.

244
00:19:24,246 --> 00:19:26,456
‫[خانم کازوکو هوسوکی]

245
00:19:51,857 --> 00:19:54,359
‫اوه، کاواتانی، اینجایی؟

246
00:19:57,321 --> 00:19:59,865
‫اوه...

247
00:20:00,449 --> 00:20:01,316
‫من...

248
00:20:01,366 --> 00:20:02,743
‫بیاید داخل.

249
00:20:13,212 --> 00:20:16,256
‫واسه چی اومدید اینجا؟

250
00:20:16,757 --> 00:20:19,718
‫خانم اوئوزومی می‌خوان ازتون عذرخواهی کنن.

251
00:20:19,801 --> 00:20:20,669
‫عذرخواهی؟

252
00:20:20,719 --> 00:20:21,720
‫بله.

253
00:20:22,179 --> 00:20:26,058
‫بابت اینکه سر خود عمل کردم
‫و جواب تماس‌هاتون رو ندادم عذر می‌خوام.

254
00:20:29,645 --> 00:20:31,930
‫کاش به اعتمادم خیانت نمی‌کردی،

255
00:20:31,980 --> 00:20:34,816
‫و اون‌طور مخفیانه فضولی نکنی.

256
00:20:38,195 --> 00:20:41,657
‫برام مهم نیست که با کی میری حرف می‌زنی.

257
00:20:41,740 --> 00:20:44,443
‫اما هیسائو مایه ننگ خانواده منه

258
00:20:44,493 --> 00:20:47,287
‫که دو بار با پلیس درگیر شده.

259
00:20:48,747 --> 00:20:50,832
‫و دختر آقای یاسوناگا

260
00:20:50,916 --> 00:20:54,544
‫حسودیش میشه که پدرش رو ازش گرفتم.

261
00:20:55,671 --> 00:21:00,133
‫شرط می‌بندم گوشات رو فقط با دروغ پر کردن.

262
00:21:03,470 --> 00:21:05,847
‫ترجیح می‌دید که من کناره‌گیری کنم؟

263
00:21:07,224 --> 00:21:09,851
‫احمق نشو. داری چی میگی؟

264
00:21:10,352 --> 00:21:12,012
‫پس کی قراره بنویستش؟

265
00:21:12,062 --> 00:21:14,356
‫داری یه شاهکار می‌نویسی، درسته؟

266
00:21:19,361 --> 00:21:20,487
‫اما یادت باشه...

267
00:21:24,157 --> 00:21:28,287
‫دروغی ننویس که باعث افترا به من بشه.

268
00:21:28,787 --> 00:21:29,997
‫فهمیدی؟

269
00:21:31,707 --> 00:21:33,125
‫فهمیدم.

270
00:21:36,253 --> 00:21:37,379
‫بیا تو.

271
00:21:37,462 --> 00:21:39,715
‫ببخشید مزاحم میشم.

272
00:21:39,798 --> 00:21:41,633
‫ما یکم وقتمون کمه،

273
00:21:41,717 --> 00:21:44,511
‫میشه اول جلسه‌مون رو داشته باشیم؟

274
00:21:44,594 --> 00:21:46,380
‫حتماً، ما هم دیگه حرفمون تموم شده بود.

275
00:21:46,430 --> 00:21:47,931
‫اوه، ممنونم.

276
00:21:49,016 --> 00:21:51,226
‫پس ما دیگه با اجازه‌تون رفع زحمت می‌کنیم.

277
00:21:54,521 --> 00:21:55,897
‫هی.

278
00:21:56,773 --> 00:21:58,600
‫حالا که تا اینجا اومدی،

279
00:21:58,650 --> 00:22:01,111
‫قبل از رفتن بیا برنامه رو تماشا کن.

280
00:22:04,740 --> 00:22:06,566
‫خب پس، هفته آینده می‌بینیمتون!

281
00:22:06,616 --> 00:22:08,160
‫خداحافظ!

282
00:22:14,333 --> 00:22:16,960
‫تموم شد! همگی خسته نباشید!

283
00:22:17,044 --> 00:22:19,212
‫بابت اتفاقات پیش اومده متأسفم، خانم هوسوکی!

284
00:22:19,296 --> 00:22:22,215
‫بیا بریم، آقای اچ‌جی.

285
00:22:22,299 --> 00:22:24,217
‫- ممنونم.
‫- خسته نباشید.

286
00:22:24,301 --> 00:22:26,845
‫- به همین روال ادامه بده!
‫- ممنونم.

287
00:22:39,441 --> 00:22:42,269
‫هی، راستش امروز یه مهمون هست

288
00:22:42,319 --> 00:22:45,238
‫که می‌خواد من طالعش رو بخونم.

289
00:22:45,322 --> 00:22:47,649
‫مطمئن نیستم که بتونید پخشش کنید یا نه،

290
00:22:47,699 --> 00:22:49,785
‫اما چطوره ضبطش کنیم؟

291
00:22:51,703 --> 00:22:54,247
‫حداکثر ۳۰ دقیقه طول می‌کشه.

292
00:22:54,331 --> 00:22:57,292
‫هر از گاهی یه سورپرایز هم خوبه، مگه نه؟

293
00:22:57,918 --> 00:23:00,337
‫باشه، پس انجامش میدیم.

294
00:23:00,420 --> 00:23:01,371
‫بسیار خب.

295
00:23:01,421 --> 00:23:03,090
‫اشکالی نداره، آقای یازاوا؟

296
00:23:03,632 --> 00:23:05,592
‫بله، خب...

297
00:23:07,219 --> 00:23:08,261
‫خب؟

298
00:23:08,345 --> 00:23:10,389
‫ببخشید، فقط یه لحظه.

299
00:23:10,472 --> 00:23:11,840
‫بیا انجامش بدیم، خانم هوسوکی!

300
00:23:11,890 --> 00:23:14,393
‫بریم ضبطش کنیم!

301
00:23:14,476 --> 00:23:15,477
‫ممنون.

302
00:23:16,561 --> 00:23:17,804
‫دوربین روشنه؟

303
00:23:17,854 --> 00:23:19,606
‫بله، در حال ضبطیم.

304
00:23:20,774 --> 00:23:24,111
‫لطفاً همگی یکم بیشتر با ما بمونید.

305
00:23:26,154 --> 00:23:28,615
‫بیا بالا، مینوری.

306
00:23:32,786 --> 00:23:35,872
‫واسه چی ماتت برده؟ زود باش بیا.

307
00:23:43,171 --> 00:23:44,339
‫کیفت رو بده من.

308
00:23:45,173 --> 00:23:46,758
‫ممنونم.

309
00:23:59,813 --> 00:24:01,606
‫بذارید میکروفون رو وصل کنم.

310
00:24:12,242 --> 00:24:13,743
‫آماده‌ست.

311
00:24:15,412 --> 00:24:17,664
‫خب وقتشه که شروع کنیم.

312
00:24:18,623 --> 00:24:20,083
‫بریم که انجامش بدیم.

313
00:24:29,634 --> 00:24:33,346
‫اول اسم و تاریخ تولدت رو بهم بگو.

314
00:24:33,430 --> 00:24:34,556
‫چی؟

315
00:24:34,639 --> 00:24:36,683
‫چیه؟ استرس داری؟

316
00:24:36,766 --> 00:24:40,312
‫هر کسی باشه، وقتی این‌طور صداش بزنی
‫استرس می‌گیره، مگه نه؟

317
00:24:40,395 --> 00:24:41,763
‫گمونم طبیعی باشه

318
00:24:41,813 --> 00:24:44,641
‫وقتی یه آدم آماتور این‌قدر یهویی
‫روی صحنه صدا زده میشه.

319
00:24:44,691 --> 00:24:47,561
‫خب، خودتون صداش کردید، مگه نه؟

320
00:24:47,611 --> 00:24:48,645
‫بابت این موضوع متأسفم.

321
00:24:48,695 --> 00:24:51,982
‫راستشو بخواید، از بس به ما زور میگه
‫دیگه طاقتمون طاق شده.

322
00:24:52,032 --> 00:24:54,075
‫درباره چی حرف می‌زنی؟

323
00:24:56,536 --> 00:24:59,831
‫خب؟ حالا آروم‌تر شدی؟

324
00:24:59,915 --> 00:25:00,999
‫بله.

325
00:25:01,791 --> 00:25:04,503
‫پس اسم و تاریخ تولدت رو بهم بگو.

326
00:25:05,837 --> 00:25:07,255
‫نگران نباش.

327
00:25:07,339 --> 00:25:10,884
‫هر چیزی رو که نخوای پخش بشه بوق می‌ذارن روش.

328
00:25:10,967 --> 00:25:14,221
‫حتی صورتت رو هم تار می‌کنن.

329
00:25:17,390 --> 00:25:18,892
‫من مینوری اوئوزومی هستم.

330
00:25:18,975 --> 00:25:22,521
‫در تاریخ ۱۲ جولای ۱۹۶۹ به دنیا اومدم.

331
00:25:23,021 --> 00:25:24,606
‫و شغلت؟

332
00:25:24,689 --> 00:25:25,899
‫من مؤلف هستم.

333
00:25:25,982 --> 00:25:27,609
‫مؤلف؟

334
00:25:28,276 --> 00:25:31,863
‫تا حالا اسم مینوری اوئوزومی رو نشنیده بودم.

335
00:25:32,697 --> 00:25:35,700
‫تا حالا فقط یکی از کتاب‌هام منتشر شده.

336
00:25:36,159 --> 00:25:38,662
‫پس تو یه مؤلف ناموفق هستی.

337
00:25:38,745 --> 00:25:41,281
‫بیاین کلماتمون رو یکم با دقت بیشتری انتخاب کنیم.

338
00:25:41,331 --> 00:25:44,459
‫اوه، ببخشید، این عادت بد منه.

339
00:25:44,543 --> 00:25:46,253
‫اوه، پس ازش مطلعید.

340
00:25:46,336 --> 00:25:47,420
‫درسته؟

341
00:25:52,759 --> 00:25:54,052
‫تو...

342
00:25:56,221 --> 00:25:58,840
‫تا سال گذشته توی دوره‌ی فاجعه‌ی بزرگت بودی.

343
00:25:58,890 --> 00:26:00,308
‫اینو می‌دونستی؟

344
00:26:00,433 --> 00:26:01,434
‫بله.

345
00:26:01,935 --> 00:26:04,104
‫توی روابطت با مردها بدشانس بودی، درسته؟

346
00:26:04,354 --> 00:26:05,355
‫بله.

347
00:26:05,438 --> 00:26:07,315
‫الان یه نقطه ضعف داری.

348
00:26:08,108 --> 00:26:09,059
‫چی؟

349
00:26:09,109 --> 00:26:11,152
‫توی تاریخچه طلاقت.

350
00:26:12,153 --> 00:26:14,072
‫بله، یک بار طلاق گرفتم.

351
00:26:15,115 --> 00:26:16,908
‫همین حدس رو می‌زدم.

352
00:26:17,409 --> 00:26:20,195
‫تو کاملاً افسرده و غیرجذاب به نظر می‌رسی.

353
00:26:20,245 --> 00:26:23,123
‫تعجبی نداره که مردها ازت فرار می‌کنن.

354
00:26:23,873 --> 00:26:26,501
‫حرفه‌ات متوقف شده،

355
00:26:26,585 --> 00:26:28,795
‫و زندگی برات سخت بوده.

356
00:26:29,546 --> 00:26:32,874
‫احتمالاً درد عظیمی رو تحمل می‌کنی،

357
00:26:32,924 --> 00:26:34,843
‫و غرق در نگرانی هستی.

358
00:26:35,635 --> 00:26:37,053
‫درست میگم؟

359
00:26:37,554 --> 00:26:38,555
‫بله.

360
00:26:39,222 --> 00:26:40,849
‫اما چیزی نیست.

361
00:26:41,349 --> 00:26:44,352
‫با کسی آشنا میشی که نجاتت میده.

362
00:26:44,853 --> 00:26:46,146
‫نه...

363
00:26:47,981 --> 00:26:49,482
‫قبلاً با هم آشنا شدید.

364
00:26:52,110 --> 00:26:53,570
‫اون آشنایی...

365
00:26:55,530 --> 00:26:57,115
‫باید گرامی داشته بشه.

366
00:27:06,082 --> 00:27:08,543
‫می‌تونم درباره مشکلی که دارم بپرسم؟

367
00:27:09,586 --> 00:27:10,587
‫حتماً.

368
00:27:16,968 --> 00:27:18,637
‫مشکلی که من دارم

369
00:27:19,387 --> 00:27:21,723
‫مربوط به کتابیه که می‌خوام بنویسم.

370
00:27:22,891 --> 00:27:24,059
‫خب؟

371
00:27:24,893 --> 00:27:29,022
‫دارم مصاحبه‌هایی انجام میدم تا زندگی
‫یه زن خاص رو تا به امروز به تصویر بکشم.

372
00:27:29,397 --> 00:27:31,191
‫اما اون شخصیت اصلی

373
00:27:31,274 --> 00:27:34,235
‫خیلی پیچیده‌تر از چیزیه که انتظار داشتم.

374
00:27:34,736 --> 00:27:36,655
‫به نظر عالیه.

375
00:27:37,155 --> 00:27:41,409
‫خیلی بهتر از یه شخصیت اصلی تک‌بُعدیه.

376
00:27:42,160 --> 00:27:43,161
‫بله.

377
00:27:43,578 --> 00:27:46,998
‫اون واقعاً آدم جذابیه.

378
00:27:48,083 --> 00:27:49,250
‫اما...

379
00:27:51,878 --> 00:27:53,546
‫اما چی؟

380
00:27:55,548 --> 00:27:57,467
‫داره بهم دروغ میگه.

381
00:27:58,385 --> 00:28:00,261
‫اوه خدای من...

382
00:28:01,930 --> 00:28:03,848
‫اگه به حرفاش اعتماد کنم،

383
00:28:04,349 --> 00:28:08,186
‫شخصیت اصلی توسط یه سرنوشت بی‌رحم
‫به این‌ور و اون‌ور پرتاب می‌شد.

384
00:28:08,269 --> 00:28:11,648
‫اون یه قهرمانه که با تمام وجود جنگیده
‫و پیروز بیرون اومده.

385
00:28:14,109 --> 00:28:16,027
‫اما اون دو رو داره.

386
00:28:16,486 --> 00:28:19,689
‫اون مردم رو فریب داده و به زیر کشیده،

387
00:28:19,739 --> 00:28:22,450
‫تا ثروت و قدرت عظیمی جمع‌آوری کنه.

388
00:28:22,534 --> 00:28:24,494
‫یه شرور فاسد.

389
00:28:26,162 --> 00:28:28,081
‫و کدوم یکی رو قراره بنویسی؟

390
00:28:30,500 --> 00:28:32,669
‫من قراره کتاب خودمو بنویسم.

391
00:28:35,714 --> 00:28:38,425
‫هدفت به عنوان یه نویسنده ناموفق، ها؟

392
00:28:39,926 --> 00:28:40,927
‫بله.

393
00:28:41,886 --> 00:28:43,722
‫جالب به نظر می‌رسه.

394
00:28:44,264 --> 00:28:46,057
‫دوست دارم اون کتاب رو بخونم.

395
00:29:05,243 --> 00:29:09,622
‫[تصویر زنی از خودش، نوشته‌ی مینوری اوئوزومی]

396
00:29:28,224 --> 00:29:32,187
‫[تصویری از ظاهر من]

397
00:29:48,036 --> 00:29:52,373
‫[ریشه‌های اون]

398
00:30:37,544 --> 00:30:41,631
‫وقتی بچه بودیم، اون روزها خیلی سخت بود.

399
00:30:42,757 --> 00:30:45,176
‫همیشه گرسنه بودیم.

400
00:30:46,761 --> 00:30:50,682
‫واسه همینه که نسل ما
‫حریص‌تر از نسل‌های دیگه‌ست.

401
00:30:52,350 --> 00:30:56,062
‫کازوکو نمونه بارزشه.

402
00:30:58,398 --> 00:30:59,732
‫یه بار،

403
00:31:00,692 --> 00:31:04,187
‫مامان از پس‌انداز ناچیزش استفاده کرد
‫تا از بازار سیاه نوشیدنی بخره.

404
00:31:04,237 --> 00:31:07,198
‫اما بطری‌ها پر از چای جو بودن.

405
00:31:07,282 --> 00:31:09,651
‫کازوکو با خودش فکر کرد اگه سرمون کلاه رفته،

406
00:31:09,701 --> 00:31:11,744
‫باید سر یه نفر دیگه رو کلاه بذاریم،

407
00:31:12,120 --> 00:31:14,831
‫و سعی کرد اونا رو توی بازار سیاه بفروشه.

408
00:31:14,873 --> 00:31:15,824
‫ممنونم!

409
00:31:15,874 --> 00:31:17,458
‫ممنون... آخ!

410
00:31:18,251 --> 00:31:20,253
‫گولم زدی، بچه پررو!

411
00:31:21,880 --> 00:31:24,883
‫خب، در نهایت موفق نشد.

412
00:31:25,383 --> 00:31:26,467
‫مامان.

413
00:31:26,968 --> 00:31:28,094
‫بله؟

414
00:31:28,177 --> 00:31:31,055
‫ضعیف‌ها طعمه به حساب میان، درسته؟

415
00:31:31,556 --> 00:31:33,758
‫مقصر خودشونن که فریب می‌خورن، درسته؟

416
00:31:33,808 --> 00:31:36,060
‫فریب دادن مردم اشتباهه.

417
00:31:36,144 --> 00:31:37,520
‫کازوکو.

418
00:31:38,021 --> 00:31:41,774
‫آدم‌هایی که کارهای بد می‌کنن یکراست میرن به جهنم.

419
00:31:42,358 --> 00:31:46,321
‫در نهایت، اون تمام زندگیش رو
‫برخلاف حرف‌های مامان گذروند.

420
00:31:47,864 --> 00:31:50,742
‫حتی الان هم، هر سال بدون استثنا،

421
00:31:50,825 --> 00:31:54,529
‫هنوز هم در سالگرد فوت مامان میره سر مزارش.

422
00:31:54,579 --> 00:31:57,999
‫صبح زود، تا با ما روبه‌رو نشه.

423
00:32:00,418 --> 00:32:03,546
‫شاید این روش اون واسه جبران کردن باشه.

424
00:32:27,820 --> 00:32:32,909
‫مجموع هزینه بیش از ده میلیون ین شد.

425
00:32:32,992 --> 00:32:35,954
‫پسرتون حتی توی چهل و چند سالگی هم گوشه‌گیره.

426
00:32:36,037 --> 00:32:38,498
‫تازشم با شما رفتار خشونت‌آمیزی داره.

427
00:32:38,998 --> 00:32:40,041
‫بله.

428
00:32:40,124 --> 00:32:41,542
‫اوضاعت روبراه میشه.

429
00:32:42,126 --> 00:32:44,963
‫سخت‌کوشیت حتماً نتیجه میده.

430
00:32:45,713 --> 00:32:49,008
‫اول، آیین و رسوم اجدادت رو درست انجام بده.

431
00:32:50,093 --> 00:32:51,886
‫چاره‌ای نداشتم.

432
00:32:52,553 --> 00:32:56,933
‫خانم هوسوکی گفت
‫من حق اجدادم رو درست ادا نکردم.

433
00:32:57,684 --> 00:32:59,394
‫اوه، این؟

434
00:33:00,895 --> 00:33:02,605
‫کار پسرم بود.

435
00:33:03,272 --> 00:33:06,484
‫هنوزم مثل همیشه گوشه‌گیره.

436
00:33:07,360 --> 00:33:09,529
‫خشونتش بدتر شده.

437
00:33:09,612 --> 00:33:10,905
‫اما...

438
00:33:12,407 --> 00:33:15,576
‫من ایمان دارم که اوضاع بهتر میشه.

439
00:33:17,036 --> 00:33:20,957
‫هرچی نباشه خانم هوسوکی اینو گفت.

440
00:33:21,624 --> 00:33:23,668
‫و اون آدم خیلی مشهوریه.

441
00:33:23,751 --> 00:33:25,286
‫- یه نوشیدنی درجه یک!
‫- آره!

442
00:33:25,336 --> 00:33:27,130
‫- یه برند معروف!
‫- آره!

443
00:33:27,213 --> 00:33:28,881
‫ممنون بابت سفارشتون!

444
00:34:18,973 --> 00:34:23,853
‫من بابت هر چیزی که امروز هستم
‫باید از خانم هوسوکی تشکر کنم.

445
00:34:23,936 --> 00:34:27,023
‫من به حرف‌هایی که اون شب زد عمل کردم

446
00:34:27,106 --> 00:34:29,892
‫و رابطه‌ام رو با شریک خیانتکارم به هم زدم.

447
00:34:29,942 --> 00:34:32,487
‫زندگیم کاملاً تغییر کرد.

448
00:34:32,570 --> 00:34:34,147
‫با شوهر فعلیم آشنا شدم،

449
00:34:34,197 --> 00:34:36,407
‫خدا بهم بچه داد،

450
00:34:37,325 --> 00:34:40,411
‫و با هم یه جواهرفروشی کوچیک راه انداختیم.

451
00:34:40,495 --> 00:34:45,124
‫به لطف اون، ما ده تا فروشگاه توی سراسر ژاپن داریم.

452
00:34:46,000 --> 00:34:47,702
‫اگه اونو ندیده بودم،

453
00:34:47,752 --> 00:34:50,338
‫خدا می‌دونه الان کجا بودم!

454
00:34:51,506 --> 00:34:54,425
‫طالع‌بینی فوق‌العاده نیست؟

455
00:34:55,009 --> 00:34:58,012
‫قدرت تغییر دادن زندگی‌ها رو داره.

456
00:34:58,596 --> 00:35:03,184
‫خانم هوسوکی واسه من مثل یه بت می‌مونه.

457
00:35:03,267 --> 00:35:05,728
‫آره، بانمک شد. عاشقشم.

458
00:35:05,812 --> 00:35:06,721
‫این خوبه.

459
00:35:06,771 --> 00:35:08,264
‫- ممنونم.
‫- خانم هوسوکی!

460
00:35:08,314 --> 00:35:11,651
‫میشه لطفاً با من دست بدید؟

461
00:35:12,485 --> 00:35:15,655
‫صبر کن، واقعاً؟! باورم نمیشه!

462
00:35:16,280 --> 00:35:17,231
‫ممنونم.

463
00:35:17,281 --> 00:35:18,574
‫خدای من!

464
00:35:18,658 --> 00:35:20,827
‫- میشه منم دست بدم؟
‫- ممنونم.

465
00:35:55,444 --> 00:35:56,904
‫اوه، لعنتی!

466
00:35:59,448 --> 00:36:01,984
‫- ببخشید که دیر کردم.
‫- اشکالی نداره. ممنون.

467
00:36:02,034 --> 00:36:03,786
‫- ممنونم.
‫- می‌بینمت.

468
00:36:03,870 --> 00:36:05,454
‫خب، بریم خونه.

469
00:36:05,788 --> 00:36:07,331
‫خداحافظ.

470
00:36:07,415 --> 00:36:09,834
‫- خداحافظ.
‫- مراقب باش، رینا.

471
00:36:09,917 --> 00:36:11,369
‫سرما نخوری.

472
00:36:11,419 --> 00:36:12,870
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

473
00:36:12,920 --> 00:36:14,839
‫بیا رینا، سوار شو.

474
00:36:15,673 --> 00:36:17,041
‫مراقب بارون شدید باشید.

475
00:36:17,091 --> 00:36:19,010
‫باشه، بازم ممنونم!

476
00:36:19,093 --> 00:36:21,596
‫- محکم بشین.
‫- هورا!

477
00:36:46,751 --> 00:36:56,751
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

478
00:37:21,906 --> 00:37:23,157
‫خدای من.

479
00:37:23,241 --> 00:37:26,577
‫به جای کف دستم، می‌تونی پس کله‌ام رو بخونی؟

480
00:37:26,661 --> 00:37:27,612
‫ای بابا.

481
00:37:27,662 --> 00:37:30,957
‫مردها باید این حرکات رو نگه دارن
‫واسه توی اتاق‌خوابشون.

482
00:37:31,374 --> 00:37:32,491
‫جواب من «نه» هست!

483
00:37:32,541 --> 00:37:36,128
‫این واسه متوقف کردنم کافی نیست!

484
00:37:36,212 --> 00:37:37,205
‫نمی‌تونم این کار رو بکنم.

485
00:37:37,255 --> 00:37:39,040
‫خب. بیاین یه لحظه بشینیم.

486
00:37:39,090 --> 00:37:40,758
‫- بفرمایید.
‫- احمق!

487
00:37:41,384 --> 00:37:44,220
‫خانم هوسوکی یه سرگرم‌کننده نابغه‌ست.

488
00:37:44,303 --> 00:37:46,639
‫اون نیازی به راهنمایی ما نداره.

489
00:37:47,139 --> 00:37:49,425
‫اون می‌دونه چطوری بیننده‌ها رو سرگرم کنه.

490
00:37:49,475 --> 00:37:50,551
‫نه از طریق منطق،

491
00:37:50,601 --> 00:37:52,770
‫بلکه از روی غریزه محض.

492
00:37:52,853 --> 00:37:55,348
‫کار کردن توی تفریحات شبانه و طالع‌بینی

493
00:37:55,398 --> 00:37:58,100
‫باعث شد اون با مردم روبه‌رو بشه، درسته؟

494
00:37:58,150 --> 00:38:01,153
‫گمونم داره از اون تجربیات استفاده می‌کنه.

495
00:38:01,237 --> 00:38:04,657
‫متأسفم که جلوی دوربین تحقیر شدی.

496
00:38:05,783 --> 00:38:08,536
‫ما قرار نیست اونو پخش کنیم، باشه؟

497
00:38:10,871 --> 00:38:13,040
‫واقعاً از این روی اون زن متنفرم.

498
00:38:13,749 --> 00:38:17,328
‫شاید این همون قدرتی باشه
‫که از نبردهای بی‌شمار به دست میاد.

499
00:38:17,378 --> 00:38:19,130
‫حرف‌هاش قانع‌کننده‌ست.

500
00:38:19,213 --> 00:38:21,374
‫همه‌اش بلوفه. هیچ محتوایی نداره.

501
00:38:21,424 --> 00:38:24,051
‫مردم ژاپن اینجور چیزها رو دوست دارن.

502
00:38:24,135 --> 00:38:25,511
‫حالم رو به هم می‌زنه.

503
00:38:25,594 --> 00:38:27,096
‫رسوایی‌هاش؟

504
00:38:28,180 --> 00:38:32,059
‫خب، ممکنه توی گذشته چیزهایی داشته باشه،

505
00:38:32,143 --> 00:38:34,270
‫اما من چیزی نشنیدم.

506
00:38:34,353 --> 00:38:35,521
‫دروغه.

507
00:38:35,604 --> 00:38:37,014
‫خبرش داره می‌پیچه

508
00:38:37,064 --> 00:38:39,942
‫که یه مجله هفتگی داره یه افشاگری منتشر می‌کنه.

509
00:38:40,359 --> 00:38:42,228
‫فقط باید صبر کنیم و ببینیم،

510
00:38:42,278 --> 00:38:44,605
‫اما کله‌گنده‌ها دارن از ترس می‌لرزن.

511
00:38:44,655 --> 00:38:47,325
‫- شب خوبی داشته باشید!
‫- شب خوبی داشته باشید!

512
00:38:53,205 --> 00:38:54,198
‫اگه لازم باشه،

513
00:38:54,248 --> 00:38:57,835
‫احتمالاً برنامه رو تعطیل می‌کنن
‫و یه شخص جدید رو پیدا می‌کنن.

514
00:38:58,586 --> 00:39:01,213
‫علاوه بر این، بیننده‌ها زود فراموش می‌کنن.

515
00:39:01,297 --> 00:39:03,215
‫این تجارت سرگرمیه.

516
00:39:03,799 --> 00:39:05,376
‫وقتی به اوج رسیدی،

517
00:39:05,426 --> 00:39:08,054
‫راهی جز پایین رفتن واست نمی‌مونه.

518
00:40:40,938 --> 00:40:45,025
‫[در آینده چه اتفاقی برای کازوکو خواهد افتاد؟]

519
00:40:45,109 --> 00:40:51,115
‫[حتی طالع‌بینی شش‌ستاره خودش
‫هم پاسخی برای آن ندارد.]

520
00:41:09,842 --> 00:41:11,635
‫تمومش کردم.

521
00:41:56,889 --> 00:42:00,893
‫[سال 2006]

522
00:42:20,079 --> 00:42:21,121
‫عذر می‌خوام!

523
00:42:29,964 --> 00:42:32,124
‫حتی آقای کاواتانی هم اینو نخونده.

524
00:42:32,174 --> 00:42:33,926
‫می‌خوام شما اولین نفر باشید.

525
00:42:39,056 --> 00:42:40,549
‫ناشران و شبکه‌های تلویزیونی

526
00:42:40,599 --> 00:42:42,801
‫یکشنبه هفته آینده اینجا جمع میشن

527
00:42:42,851 --> 00:42:44,937
‫واسه یه مهمانی توی خونه من.

528
00:42:45,020 --> 00:42:46,063
‫می‌تونی بیای؟

529
00:42:46,772 --> 00:42:47,898
‫میام.

530
00:42:48,566 --> 00:42:50,276
‫بی‌صبرانه منتظرشم.

531
00:45:01,657 --> 00:45:03,325
‫لطفاً بسپاریدش به من.

532
00:45:14,002 --> 00:45:15,329
‫من کیفتون رو می‌گیرم.

533
00:45:15,379 --> 00:45:16,839
‫اوه، نیازی نیست.

534
00:45:16,922 --> 00:45:18,340
‫از مهمونی لذت ببرید.

535
00:45:35,190 --> 00:45:36,600
‫از دیدنت خوشحالم.

536
00:45:36,650 --> 00:45:38,152
‫سلام.

537
00:45:40,404 --> 00:45:41,780
‫خانم اوئوزومی.

538
00:45:43,866 --> 00:45:45,409
‫اومدی.

539
00:45:45,492 --> 00:45:46,402
‫تنهایی؟

540
00:45:46,452 --> 00:45:49,246
‫بله، بابت اون روز ممنونم.

541
00:45:50,330 --> 00:45:53,751
‫مهمون‌های اینجا همه از کله‌گنده‌های رسانه هستن.

542
00:45:53,834 --> 00:45:56,879
‫اون واقعاً مثل یه همسر امپراتوره، مگه نه؟

543
00:45:58,839 --> 00:46:01,175
‫- اوه، می‌تونم باهات صحبت کنم؟
‫- بله.

544
00:46:03,469 --> 00:46:05,846
‫کتاب خوب پیش میره؟

545
00:46:05,929 --> 00:46:07,222
‫بله، گمونم.

546
00:46:07,306 --> 00:46:09,016
‫قراره درباره چی بنویسی؟

547
00:46:09,099 --> 00:46:11,310
‫نمی‌تونم با اطمینان بگم.

548
00:46:11,810 --> 00:46:14,730
‫دیدن گفتگوی شما دو تا روی صحنه منو مضطرب کرد.

549
00:46:14,813 --> 00:46:17,983
‫چیزی نبود که شبکه بتونه پخشش کنه.

550
00:46:18,317 --> 00:46:21,320
‫شاید نباید اینو بگم،

551
00:46:21,820 --> 00:46:24,898
‫اما چیزی ننویس که خانم هوسوکی رو عصبانی کنه.

552
00:46:24,948 --> 00:46:26,233
‫دارید درباره چی حرف می‌زنید؟

553
00:46:26,283 --> 00:46:29,787
‫اوه، خانم هوسوکی!
‫نه، فقط داریم یه گپ کوچیک می‌زنیم.

554
00:46:29,870 --> 00:46:31,246
‫عذر می‌خوام.

555
00:46:32,790 --> 00:46:35,167
‫ممنون که دعوتم کردید.

556
00:46:35,667 --> 00:46:37,544
‫می‌تونی تا آخر بمونی؟

557
00:46:37,628 --> 00:46:38,670
‫بله.

558
00:46:40,088 --> 00:46:42,082
‫ما یه عالمه نوشیدنی خوب داریم.

559
00:46:42,132 --> 00:46:43,926
‫از خودت پذیرایی کن، باشه؟

560
00:47:11,078 --> 00:47:14,081
‫جمعیت می‌تونه خسته‌کننده باشه، مگه نه؟

561
00:47:16,208 --> 00:47:17,584
‫خوندمش.

562
00:47:18,085 --> 00:47:19,837
‫ممنونم.

563
00:47:27,719 --> 00:47:29,638
‫ازش لذت بردم.

564
00:47:31,932 --> 00:47:34,760
‫نحوه استفاده‌ات از کلمات عجیب و غریب و بزرگ

565
00:47:34,810 --> 00:47:37,396
‫و اضافه کردن عبارات پرزرق و برق

566
00:47:37,479 --> 00:47:39,807
‫خیلی شبیه یه مؤلف ناموفقه.

567
00:47:39,857 --> 00:47:42,943
‫با این حال نگارشت از بیشترشون بهتر بود.

568
00:47:50,242 --> 00:47:51,535
‫اما...

569
00:47:52,953 --> 00:47:55,914
‫نمی‌تونم بذارم اینو منتشر کنی.

570
00:47:57,082 --> 00:47:58,292
‫چرا؟

571
00:47:58,375 --> 00:48:00,586
‫خودت دقیقاً می‌دونی چرا.

572
00:48:04,131 --> 00:48:06,550
‫من و تو زوج خوبی بودیم.

573
00:48:07,092 --> 00:48:09,428
‫فکر می‌کردم همدیگه رو درک می‌کنیم.

574
00:48:10,762 --> 00:48:12,347
‫منم همین حس رو داشتم.

575
00:48:13,181 --> 00:48:14,766
‫اما ناامیدم کردی.

576
00:48:15,100 --> 00:48:17,261
‫این‌ها همگی یه سری دروغ به قصد افترا به منه.

577
00:48:17,311 --> 00:48:18,595
‫قصدم این نبود...

578
00:48:18,645 --> 00:48:20,931
‫درست مثل یه مجله زرد درجه سه می‌مونه.

579
00:48:20,981 --> 00:48:23,183
‫کتاب‌ها و مجلات زرد یکی نیستن.

580
00:48:23,233 --> 00:48:27,070
‫هر کسی که اینو بخونه، اونو به چشم
‫داستان زندگی کازوکو هوسوکی می‌بینه.

581
00:48:29,823 --> 00:48:33,118
‫فریب دادن اوچیو و دزدیدن پولش،

582
00:48:33,201 --> 00:48:36,446
‫مجبور کردن آقای یاسوناگا به ازدواج با من
‫فقط واسه استفاده از نام نیکش...

583
00:48:36,496 --> 00:48:39,041
‫اونا هر دروغی رو باور می‌کنن!

584
00:48:40,292 --> 00:48:44,087
‫من نمی‌تونم تشخیص بدم حقیقت چیه.

585
00:48:44,713 --> 00:48:48,300
‫اما مجذوب سبک زندگی شخصیت اصلی شدم.

586
00:48:49,801 --> 00:48:51,712
‫بعد از یه کودکی در فقر مطلق،

587
00:48:51,762 --> 00:48:54,047
‫توسط مردها فریب خورد، مورد استثمار قرار گرفت

588
00:48:54,097 --> 00:48:56,141
‫و کنترل شد.

589
00:48:56,224 --> 00:48:59,094
‫اون سعی کرد پول دربیاره،
‫حتی اگه به قیمت فریب دادن دیگران تموم بشه،

590
00:48:59,144 --> 00:49:01,605
‫سعی کرد کسی بشه که کنترل رو در دستش می‌گیره.

591
00:49:02,648 --> 00:49:07,903
‫موقع نوشتن، عظمت مطلق
‫خواسته‌اش منو غرق خودش کرد.

592
00:49:09,154 --> 00:49:11,231
‫ممکنه بعضی‌ها مخالفت کنن، اما خواننده‌ها...

593
00:49:11,281 --> 00:49:13,951
‫من این مزخرفات رو ازت نخواستم!

594
00:49:15,869 --> 00:49:18,497
‫دقیقاً همون‌طوری که میگم بازنویسیش کن.

595
00:49:18,997 --> 00:49:20,540
‫قبول نمی‌کنم.

596
00:49:21,541 --> 00:49:26,088
‫پس این کتاب هرگز روشنایی روز رو نخواهد دید.

597
00:49:27,172 --> 00:49:30,042
‫اهمیتی نمیدم. وقتی می‌نوشتمش
‫می‌دونستم ممکنه این اتفاق بیفته.

598
00:49:30,092 --> 00:49:31,343
‫که اینطور؟

599
00:49:31,885 --> 00:49:34,054
‫پس این جاش توی سطل آشغاله.

600
00:49:44,731 --> 00:49:48,443
‫چرا می‌خواستی کتابی بر اساس خودت منتشر کنی؟

601
00:49:48,986 --> 00:49:51,738
‫یه شرکت انتشاراتی ازم خواست.

602
00:49:55,033 --> 00:49:57,569
‫شنیدم که یه مجله هفتگی داره یه کمپین

603
00:49:57,619 --> 00:50:00,080
‫واسه افشای گذشته‌ات آماده می‌کنه.

604
00:50:05,252 --> 00:50:09,589
‫می‌ترسی از اوج صنعت سرگرمی سقوط کنی؟

605
00:50:13,552 --> 00:50:15,128
‫درباره چی حرف می‌زنی؟

606
00:50:15,178 --> 00:50:18,765
‫تو می‌خواستی با استفاده از کتاب من،
‫از من واسه مبارزه با

607
00:50:19,933 --> 00:50:21,560
‫اون مجله هفتگی استفاده کنی.

608
00:50:23,729 --> 00:50:28,984
‫واسه من، کتاب‌ها فقط راهی واسه امرار معاش نیستن.

609
00:50:31,445 --> 00:50:33,488
‫اونا دلیل وجود من هستن.

610
00:50:33,989 --> 00:50:35,782
‫دلیل اصلی زندگی کردن من.

611
00:50:47,753 --> 00:50:50,505
‫تو زندگی هیچ حسرتی نداری؟

612
00:50:53,508 --> 00:50:56,011
‫اگه مجبور باشم یکی رو نام ببرم،

613
00:50:56,636 --> 00:50:59,264
‫اینه که بچه‌دار نشدم.

614
00:51:00,223 --> 00:51:01,725
‫چیز دیگه‌ای نیست؟

615
00:51:01,808 --> 00:51:03,268
‫حتی یکی هم نیست.

616
00:51:03,351 --> 00:51:04,261
‫حتی یکی؟

617
00:51:04,311 --> 00:51:05,479
‫آره.

618
00:51:05,562 --> 00:51:07,064
‫واقعاً؟

619
00:51:07,147 --> 00:51:08,148
‫آره.

620
00:51:12,027 --> 00:51:13,687
‫شخصیت اصلی کتاب من

621
00:51:13,737 --> 00:51:19,117
‫بهتر از هر کسی درد فریب خوردن
‫و طعمه شدن رو درک می‌کرد.

622
00:51:20,452 --> 00:51:23,163
‫واسه همین وقتی شروع به فریب دادن دیگران می‌کنه،

623
00:51:23,246 --> 00:51:27,250
‫بارها و بارها با عذاب وجدان
‫احساس پشیمونی می‌کنه.

624
00:51:27,876 --> 00:51:29,920
‫بارها و بارها.

625
00:51:30,962 --> 00:51:33,215
‫اما راه برگشتی وجود نداشت.

626
00:51:33,715 --> 00:51:36,885
‫اون اسیر قدرت جادویی پول بود.

627
00:51:37,719 --> 00:51:41,223
‫فقط می‌تونست رو به جلو حرکت کنه
‫و خود ضعیفش رو مهروموم کنه.

628
00:51:44,684 --> 00:51:46,770
‫تو هم همین حس رو نداشتی؟

629
00:51:51,024 --> 00:51:54,319
‫واسه پول درآوردن هر کاری که لازم بود کردم.

630
00:51:54,986 --> 00:51:57,656
‫واسه موفق شدن هر کاری که لازم بود کردم.

631
00:51:57,739 --> 00:51:59,699
‫این چه اشکالی داره؟

632
00:52:00,534 --> 00:52:02,202
‫من بابت هیچ‌چیز پشیمون نیستم.

633
00:52:05,455 --> 00:52:06,957
‫می‌دونی چیه؟

634
00:52:07,457 --> 00:52:09,785
‫من هرگز کسی رو که بهم افترا بزنه نمی‌بخشم.

635
00:52:09,835 --> 00:52:13,380
‫من هرگز به کسی که سعی کنه
‫منو پایین بکشه نمی‌بازم.

636
00:52:13,463 --> 00:52:15,340
‫این روش زندگی منه.

637
00:52:15,423 --> 00:52:17,384
‫این کازوکو هوسوکیه.

638
00:52:28,854 --> 00:52:31,898
‫حرف دیگه‌ای ندارم باهات بزنم.

639
00:52:33,608 --> 00:52:35,026
‫حالا می‌تونی بری.

640
00:52:40,615 --> 00:52:43,994
‫گفتی از کتابم لذت بردی.

641
00:52:44,786 --> 00:52:46,496
‫جدی گفتی؟

642
00:52:51,293 --> 00:52:52,377
‫آره.

643
00:52:54,921 --> 00:52:56,673
‫اما به این دلیله که

644
00:52:57,465 --> 00:52:59,634
‫داستان زندگی من جالبه.

645
00:53:01,303 --> 00:53:04,014
‫تنها کاری که تو کردی کپی کردن
‫از روی زندگی من بود.

646
00:53:06,141 --> 00:53:10,061
‫من تا الان سختی‌های بی‌شماری رو تحمل کردم.

647
00:53:10,145 --> 00:53:12,772
‫دردی رو تحمل کردم که باورش سخته.

648
00:53:13,273 --> 00:53:15,650
‫اما هرگز تسلیم نشدم.

649
00:53:16,776 --> 00:53:19,062
‫مهم نبود چه بهایی داشت،

650
00:53:19,112 --> 00:53:21,448
‫من مسیر خودمو به سمت جلو باز کردم.

651
00:53:22,657 --> 00:53:25,368
‫واسه همینه که کلمات من قدرت دارن.

652
00:53:25,452 --> 00:53:27,287
‫واسه همینه که مردم به حرفم گوش میدن.

653
00:53:29,623 --> 00:53:32,459
‫هر داستانی که خلق کنی،

654
00:53:33,210 --> 00:53:35,420
‫آیا چنین قدرتی خواهد داشت؟

655
00:53:43,345 --> 00:53:44,888
‫نمی‌دونم.

656
00:53:47,599 --> 00:53:50,060
‫اما حتماً یه روزی یکی می‌نویسم.

657
00:53:51,645 --> 00:53:53,772
‫پس تمام تلاشت رو بکن.

658
00:53:55,649 --> 00:53:56,733
‫حتماً.

659
00:54:02,155 --> 00:54:03,406
‫مینوری.

660
00:54:06,368 --> 00:54:08,411
‫اشک‌های واقعی

661
00:54:08,912 --> 00:54:11,289
‫باید زمانی ریخته بشن که هیچ‌کس دور و برت نیست.

662
00:54:17,921 --> 00:54:19,256
‫مراقب خودتون باشید.

663
00:54:19,881 --> 00:54:23,176
‫چون دوره‌ی فاجعه‌ی بزرگ شما داره شروع میشه.

664
00:54:25,470 --> 00:54:27,806
‫من به طالع‌بینی اعتقاد ندارم.

665
00:55:01,006 --> 00:55:02,465
‫الو؟

666
00:55:02,549 --> 00:55:05,218
‫مامان، هنوز داری کار می‌کنی؟

667
00:55:05,719 --> 00:55:07,012
‫تازه تموم کردم.

668
00:55:07,721 --> 00:55:09,097
‫همه‌چیز تموم شد.

669
00:55:09,180 --> 00:55:10,974
‫الان داری میای خونه؟

670
00:55:11,474 --> 00:55:12,475
‫آره.

671
00:55:13,226 --> 00:55:15,353
‫سریع میام خونه، پس منتظرم بمون.

672
00:55:15,395 --> 00:55:16,563
‫باشه.

673
00:55:17,063 --> 00:55:18,189
‫پس فعلاً خداحافظ.

674
00:55:55,894 --> 00:55:56,895
‫تیارا؟

675
00:55:58,772 --> 00:56:00,190
‫تیارا؟

676
00:56:13,661 --> 00:56:15,205
‫تیارا؟

677
00:56:18,875 --> 00:56:19,876
‫تیارا؟

678
00:56:24,756 --> 00:56:26,132
‫تیارا؟

679
00:56:32,847 --> 00:56:33,848
‫تیارا.

680
00:56:41,231 --> 00:56:42,565
‫کجا رفت؟

681
00:56:42,941 --> 00:56:44,109
‫تیارا.

682
00:56:46,277 --> 00:56:47,445
‫تیارا؟

683
00:56:50,490 --> 00:56:51,825
‫تیارا.

684
00:57:40,915 --> 00:57:43,168
‫داری یکراست میری به جهنم.

685
00:57:46,504 --> 00:57:49,507
‫من بارها جهنم رو دیدم.

686
00:57:50,091 --> 00:57:52,302
‫حتی یه ذره هم منو نمی‌ترسونه.

687
00:57:56,639 --> 00:58:01,644
‫«ترجمه از حـامـد»

688
00:58:04,606 --> 00:58:06,232
‫توی سال ۲۰۰۶،

689
00:58:06,733 --> 00:58:11,738
‫مجله هفتگی گندای واسه ۱۵ هفته مقالاتی
‫علیه کازوکو هوسوکی منتشر کرد.

690
00:58:12,322 --> 00:58:15,658
‫رسوایی‌های گذشته کازوکو فاش شد.

691
00:58:17,160 --> 00:58:20,655
‫کازوکو مجبور شد از برنامه‌های
‫تلویزیونی منظمش کناره‌گیری کنه،

692
00:58:20,705 --> 00:58:25,210
‫و کاملاً از کانون توجهات محو شد.

693
00:58:30,715 --> 00:58:32,175
‫با این حال...

694
00:58:33,468 --> 00:58:36,554
‫به کارش به عنوان یه پیشگو ادامه داد.

695
00:58:36,638 --> 00:58:39,807
‫یه وب‌سایت موبایل واسه
‫طالع‌بینی شش‌ستاره راه‌اندازی کرد،

696
00:58:39,849 --> 00:58:42,594
‫که ده برابر بیشتر از اونچه توی تلویزیون
‫به دست می‌آورد واسش درآمد داشت،

697
00:58:42,644 --> 00:58:45,980
‫و به بیش از هفت میلیارد در سال رسید.

698
00:58:46,773 --> 00:58:49,184
‫توی سال‌های آخر عمرش برادرزاده‌اش رو
‫به فرزندخوندگی گرفت،

699
00:58:49,234 --> 00:58:53,446
‫و در کنار خانواده زندگی آرومی داشت.

700
00:58:54,239 --> 00:58:55,949
‫کازوکو هوسوکی

701
00:58:56,449 --> 00:58:58,159
‫تونست

702
00:58:58,910 --> 00:59:01,329
‫به هر چیزی که می‌خواست برسه.

703
00:59:05,333 --> 00:59:07,919
‫[کازوکو هوسوکی]

704
00:59:08,002 --> 00:59:13,424
‫[تاریخ فوت: هشتم نوامبر ۲۰۲۱ در سن ۸۳ سالگی]