1
00:00:08,216 --> 00:00:10,835
‫میگم، شیزوکا چان.

2
00:00:10,885 --> 00:00:12,671
‫جلسه‌ی امروز تموم شد.

3
00:00:12,721 --> 00:00:13,263
‫امم…

4
00:00:13,346 --> 00:00:14,597
‫دیگه نزدیک تعطیلات تابستونه، پس

5
00:00:14,639 --> 00:00:16,725
‫حواستون باشه همه چی… آماده باشه…

6
00:00:19,853 --> 00:00:21,104
‫یه چیزی هست که

7
00:00:21,146 --> 00:00:22,347
‫می‌خوام در موردش حرف…

8
00:00:22,397 --> 00:00:24,140
‫همین الان برگرد به شکل خودت!

9
00:00:24,190 --> 00:00:25,233
‫ها؟

10
00:00:30,697 --> 00:00:32,023
‫قربانی به عنوان

11
00:00:32,073 --> 00:00:34,275
‫دانش‌آموز کلاس چهارم دبستان

12
00:00:34,325 --> 00:00:35,910
‫مارینا کارازاکا شناسایی شده است.

13
00:00:36,119 --> 00:00:39,155
‫پلیس این حادثه را به عنوان یک قتل در نظر گرفته

14
00:00:39,205 --> 00:00:40,790
‫و آثاری از صدمه ناشی از

15
00:00:40,832 --> 00:00:42,876
‫ضربه‌ی شدید به سر او پیدا کرده است.

16
00:00:55,555 --> 00:00:57,640
‫اوه، سلام.

17
00:00:58,183 --> 00:00:59,559
‫جونیا.

18
00:00:59,976 --> 00:01:01,970
‫دوباره باید برم سر کار،

19
00:01:02,020 --> 00:01:02,887
‫پس اگه مامان پرسید…

20
00:01:02,937 --> 00:01:04,397
‫من یه کاریش می‌کنم!

21
00:02:22,100 --> 00:02:22,851
‫[قسمت ۴ رستگاری آزوما]

22
00:02:22,976 --> 00:02:24,894
‫خب، پس…

23
00:02:25,395 --> 00:02:28,264
‫همونطور که معلمتون گفت، جسد همکلاسی‌تون،

24
00:02:28,314 --> 00:02:31,943
‫مارینا کارازاکا، دیروز پیدا شد.

25
00:02:31,985 --> 00:02:34,070
‫مارینا چان…

26
00:02:34,988 --> 00:02:36,272
‫می‌دونم این باید

27
00:02:36,322 --> 00:02:38,066
‫برای همه‌تون سخت باشه،

28
00:02:38,116 --> 00:02:40,360
‫ولی اگه چیزی در مورد اتفاقی که

29
00:02:40,410 --> 00:02:44,581
‫براش افتاده می‌دونید، لطفاً به ما بگید.

30
00:02:46,916 --> 00:02:48,368
‫مشکلی پیش نمیاد.

31
00:02:48,418 --> 00:02:50,078
‫ما گذاشتیمش تو جعبه‌ی خاطرات،

32
00:02:50,128 --> 00:02:51,963
‫پس نمی‌فهمن واقعاً چه روزی مرده.

33
00:02:52,380 --> 00:02:54,457
‫همه‌ی اثر انگشتامون رو هم پاک کردیم.

34
00:02:54,507 --> 00:02:55,550
‫پس مشکلی نداریم

35
00:02:55,967 --> 00:02:58,761
‫من از قضیه‌ی بررسی
‫زمین‌شناسی خبر نداشتم،

36
00:02:59,429 --> 00:03:00,513
‫ولی جای نگرانی نیست.

37
00:03:00,763 --> 00:03:01,764
‫تا وقتی ساکت بمونیم

38
00:03:01,848 --> 00:03:03,474
‫هیچکس بهمون شک نمی‌کنه.

39
00:03:04,601 --> 00:03:06,186
‫چیزی نیست.
‫ همه چی درست میشه.

40
00:03:06,227 --> 00:03:06,769
‫امم…

41
00:03:06,853 --> 00:03:07,854
‫ولی…

42
00:03:08,438 --> 00:03:09,806
‫واقعاً ساکت موندن

43
00:03:09,856 --> 00:03:11,149
‫کار درستیه-پی؟

44
00:03:13,568 --> 00:03:14,485
‫ها؟

45
00:03:15,320 --> 00:03:17,647
‫من خیلی فکر کردم-پی.

46
00:03:17,697 --> 00:03:19,699
‫فکر کنم باید در مورد مارینا چان

47
00:03:19,741 --> 00:03:23,036
‫و اینکه بعدش چی‌کار کنیم حرف بزنیم.

48
00:03:23,536 --> 00:03:25,905
‫دیگه خیلی دیره.

49
00:03:25,955 --> 00:03:27,665
‫اونا جنازه‌ش رو پیدا کردن.

50
00:03:28,249 --> 00:03:30,084
‫حرف زدن در موردش

51
00:03:30,126 --> 00:03:32,078
‫هیچی رو عوض نمی‌کنه، هشت‌پای احمق!

52
00:03:32,128 --> 00:03:33,296
‫حتی اگه اینطور باشه…

53
00:03:35,006 --> 00:03:37,342
‫شرط می‌بندم مامان و بابای

54
00:03:37,383 --> 00:03:39,886
‫مارینا چان خیلی ناراحتن-پی.

55
00:03:40,261 --> 00:03:44,474
‫حس می‌کنم باید یه کاری بکنم-پی.

56
00:03:45,391 --> 00:03:49,512
‫مثلاً به جای مخفی نگه داشتنش

57
00:03:49,562 --> 00:03:53,733
‫از خانواده‌ی مارینا چان، حقیقت رو بگیم.

58
00:03:54,275 --> 00:03:55,526
‫راست میگه.

59
00:03:55,944 --> 00:03:59,072
‫اگه الان حقیقت رو بگیم، پس شاید…

60
00:03:59,948 --> 00:04:03,451
‫هی، جلسه‌ی همفکری‌مون رو برگزار نمی‌کنیم؟

61
00:04:03,952 --> 00:04:06,029
‫دیگه نزدیک تعطیلات تابستونه،

62
00:04:06,079 --> 00:04:08,039
‫پس باید هر کاری از دستمون برمیاد بکنیم.

63
00:04:10,124 --> 00:04:12,452
‫اا، نه. تو این موقعیت

64
00:04:12,502 --> 00:04:14,162
‫نباید از شهر خارج بشیم.

65
00:04:14,212 --> 00:04:16,214
‫آزوما، ما هنوزم

66
00:04:16,256 --> 00:04:18,424
‫میریم توکیو، درسته؟

67
00:04:18,716 --> 00:04:20,635
‫تو خودت گفتی می‌تونیم

68
00:04:21,511 --> 00:04:24,264
‫تو تعطیلات تابستون بریم، یادت نیست؟

69
00:04:25,598 --> 00:04:26,474
‫حتماً.

70
00:04:28,309 --> 00:04:31,187
‫باشه، بیا در مورد برنامه‌ی قطار سریع‌السیر حرف بزنیم.

71
00:04:31,396 --> 00:04:34,232
‫درسته. من باید این کار
‫رو به سرانجام برسونم.

72
00:04:35,692 --> 00:04:38,820
‫من بودم که گفتم می‌تونم انجامش بدم.

73
00:04:39,570 --> 00:04:41,447
‫تازه، من بودم که قول دادم

74
00:04:41,489 --> 00:04:43,324
‫می‌تونیم جنازه رو مخفی کنیم.

75
00:04:43,825 --> 00:04:45,660
‫ولی پیداش کردن.

76
00:04:45,702 --> 00:04:47,737
‫شاید می‌تونستم کار بهتری بکنم.

77
00:04:47,787 --> 00:04:49,122
‫نه، مشکلی نیست.

78
00:04:49,163 --> 00:04:50,949
‫دفعه‌ی بعد بهتر عمل می‌کنم.

79
00:04:50,999 --> 00:04:52,417
‫این کار رو بدون اینکه لو بریم

80
00:04:52,458 --> 00:04:53,868
‫انجام میدیم و میریم توکیو.

81
00:04:53,918 --> 00:04:55,920
‫اونوقت کوزه سان ازم ناامید نمیشه…

82
00:04:56,004 --> 00:04:57,005
‫هی.

83
00:04:59,841 --> 00:05:02,260
‫هنوز بیداری داری درس می‌خونی، ها؟

84
00:05:02,302 --> 00:05:05,013
‫[توکیو]

85
00:05:07,390 --> 00:05:08,383
‫جونیا؟

86
00:05:08,433 --> 00:05:09,976
‫اوه، ببخشید.

87
00:05:10,018 --> 00:05:11,719
‫در زدم.

88
00:05:11,769 --> 00:05:13,396
‫اا، نه، مشکلی نیست.

89
00:05:14,397 --> 00:05:17,734
‫راستی، با این اتفاق چطور کنار میای؟

90
00:05:23,990 --> 00:05:25,992
‫همکلاسی‌ت بود، درسته؟

91
00:05:26,534 --> 00:05:28,661
‫دوستات حتماً ناراحتن.

92
00:05:29,454 --> 00:05:31,331
‫اوضاع کلاس چطوره؟

93
00:05:32,165 --> 00:05:34,000
‫تو هم مراقب خودت باش، باشه؟

94
00:05:34,542 --> 00:05:36,794
‫اگه چیزی بود که خواستی در موردش حرف بزنی، من هستم.

95
00:05:37,295 --> 00:05:39,622
‫پلیس چطور بوده؟

96
00:05:39,672 --> 00:05:41,466
‫ولی وایسا، اون همون دختری

97
00:05:41,507 --> 00:05:43,293
‫نبود که اون روز باهاش می‌گشتی…

98
00:05:43,343 --> 00:05:44,135
‫ببخشید.

99
00:05:45,845 --> 00:05:47,221
‫باید برم دستشویی.

100
00:05:47,764 --> 00:05:49,640
‫حتماً، برو.

101
00:05:54,395 --> 00:05:55,980
‫حالا که فکر می‌کنم،

102
00:05:56,439 --> 00:05:58,900
‫مارینا چان این اواخر یه جور عجیبی رفتار می‌کرد.

103
00:05:59,275 --> 00:06:00,360
‫آره.

104
00:06:00,610 --> 00:06:01,778
‫عجیب؟

105
00:06:02,111 --> 00:06:03,780
‫مثلاً چجوری؟

106
00:06:04,113 --> 00:06:05,490
‫انگار یهو داشت خودشو

107
00:06:05,531 --> 00:06:07,108
‫به «اون» می‌چسبوند.

108
00:06:07,158 --> 00:06:10,361
‫آره؟ شاید داشتن ازش اخاذی می‌کردن یا یه همچین چیزی.

109
00:06:10,411 --> 00:06:11,863
‫بیچاره مارینا چان.

110
00:06:11,913 --> 00:06:12,989
‫کی ازش اخاذی می‌کرد؟

111
00:06:13,039 --> 00:06:14,916
‫اون زنیکه…

112
00:06:15,208 --> 00:06:16,667
‫کوزه سان.

113
00:06:18,294 --> 00:06:19,962
‫طبق دستوراتت عمل کردم و سعی نکردم

114
00:06:20,004 --> 00:06:22,673
‫به چیزی که نمی‌دونستم جواب بدم.

115
00:06:22,965 --> 00:06:25,376
‫باشه، خوبه. مطمئنم همه فکر می‌کنن

116
00:06:25,426 --> 00:06:27,962
‫ کار یه آدم بزرگ بوده، پس…

117
00:06:28,012 --> 00:06:30,515
‫ولی گفتن بازم با سوالای بیشتر برمی‌گردن.

118
00:06:31,099 --> 00:06:33,726
‫ما هنوزم برنامه‌ی تابستونمون سر جاشه، درسته؟

119
00:06:34,060 --> 00:06:35,395
‫ا-اا…

120
00:06:35,770 --> 00:06:37,513
‫حتماً می‌تونیم بریم، درسته؟

121
00:06:37,563 --> 00:06:38,689
‫البته!

122
00:06:40,691 --> 00:06:42,360
‫نگران نباش.

123
00:06:42,443 --> 00:06:44,028
‫حتماً میریم.

124
00:06:44,320 --> 00:06:46,697
‫باید یه بهونه‌ی محکم‌تر جور کنیم.

125
00:06:47,907 --> 00:06:51,411
‫اگه هیچی نگی مشکوک به نظر میای.

126
00:06:52,412 --> 00:06:53,454
‫اوه، درسته، ببخشید.

127
00:06:53,538 --> 00:06:56,374
‫من بودم که گفتم لازم نیست چیزی بگی. ببخشید.

128
00:06:59,544 --> 00:07:01,421
‫آره، همه چی خوبه.

129
00:07:01,546 --> 00:07:04,507
‫هیچکس بهت شک نمی‌کنه.

130
00:07:04,757 --> 00:07:06,292
‫چون من مطمئن میشم که…

131
00:07:06,342 --> 00:07:07,427
‫آزوما.

132
00:07:08,928 --> 00:07:10,471
‫وقت تمومه.

133
00:07:14,517 --> 00:07:15,309
‫ها؟

134
00:07:55,766 --> 00:07:57,268
‫بفرما.

135
00:07:57,810 --> 00:07:58,603
‫ها؟

136
00:07:59,395 --> 00:08:02,849
‫دوران سختی رو می‌گذرونی، مگه نه؟

137
00:08:02,899 --> 00:08:05,902
‫می‌دونم که این اواخر تا دیروقت سخت کار کردی.

138
00:08:07,653 --> 00:08:10,690
‫ممکنه مامان همه چیز

139
00:08:10,740 --> 00:08:12,742
‫رو در مورد من بدونه؟

140
00:08:13,576 --> 00:08:15,495
‫مامان، من… امم، یه چیزی

141
00:08:15,536 --> 00:08:18,080
‫هست که می‌خوام بهت بگم.

142
00:08:18,623 --> 00:08:20,833
‫دیگه آزادی.

143
00:08:21,501 --> 00:08:22,293
‫ها؟

144
00:08:23,127 --> 00:08:25,455
‫فقط چون عرضه‌ش رو نداری،

145
00:08:25,505 --> 00:08:28,249
‫درس خوندن رو ول کردی

146
00:08:28,299 --> 00:08:31,836
‫و با یه نمره‌ی فوق‌العاده پایین اومدی خونه

147
00:08:31,886 --> 00:08:33,629
‫تا توجه منو جلب کنی.

148
00:08:33,679 --> 00:08:35,473
‫یه کم بچه‌گانه نیست؟

149
00:08:36,307 --> 00:08:37,850
‫پس می‌تونی تمومش کنی.

150
00:08:38,434 --> 00:08:40,811
‫چون منم دیگه می‌خوام بی‌خیال بشم.

151
00:08:41,229 --> 00:08:43,639
‫برو هر روز هله هوله بخور.

152
00:08:43,689 --> 00:08:45,641
‫دیگه نمره‌های امتحان برام مهم نیست.

153
00:08:45,691 --> 00:08:47,693
‫پس هر کاری دلت می‌خواد بکن، باشه؟

154
00:08:48,986 --> 00:08:50,238
‫وایسا.

155
00:08:51,322 --> 00:08:54,867
‫مامان، من…

156
00:08:56,327 --> 00:08:58,204
‫خب، لذت ببر.

157
00:09:29,777 --> 00:09:30,778
‫هی.

158
00:09:31,779 --> 00:09:33,281
‫حالت خوبه؟

159
00:09:40,121 --> 00:09:41,038
‫آره.

160
00:09:44,333 --> 00:09:47,962
‫پلیس دوباره بهم زنگ زد.

161
00:09:48,129 --> 00:09:52,333
‫باید تو تعطیلات تابستون برم اداره پلیس.

162
00:09:52,383 --> 00:09:53,501
‫آره.

163
00:09:53,551 --> 00:09:54,552
‫آها.

164
00:09:56,429 --> 00:09:59,257
‫ولی من باید تو تعطیلات تابستون برم

165
00:09:59,307 --> 00:10:01,809
‫چَپی رو ببینم، پس نمی‌تونم، می‌تونم؟

166
00:10:02,560 --> 00:10:04,720
‫منم نمی‌خوام دستگیر بشم.

167
00:10:04,770 --> 00:10:05,805
‫آره.

168
00:10:05,855 --> 00:10:07,390
‫پس می‌تونی تو به جای من بری؟

169
00:10:07,440 --> 00:10:08,399
‫مشکلی نیست.

170
00:10:08,941 --> 00:10:10,351
‫می‌تونی هر چیزی رو به من بگی.

171
00:10:10,401 --> 00:10:12,862
‫من همه چی رو برات ردیف می‌کنم.

172
00:10:13,112 --> 00:10:14,989
‫من هر کاری می‌کنم تا

173
00:10:15,448 --> 00:10:17,325
‫تو رو نجات بدم، کوزه سان.

174
00:10:20,578 --> 00:10:22,163
‫ممنون…

175
00:10:23,331 --> 00:10:24,665
‫آزوما…

176
00:10:26,000 --> 00:10:27,043
‫اگه اینطوره…

177
00:10:28,502 --> 00:10:30,921
‫میشه اینو بگیری و به جای من خودت رو تسلیم کنی؟

178
00:10:35,801 --> 00:10:36,552
‫ها؟

179
00:10:39,472 --> 00:10:41,382
‫بازم داری اون بازی رو می‌کنی!

180
00:10:41,432 --> 00:10:42,224
‫اه.

181
00:10:42,725 --> 00:10:44,518
‫فردا امتحان داری.

182
00:10:44,560 --> 00:10:47,054
‫اگه درس نخونی ۱۰۰ نمیگیری.

183
00:10:47,104 --> 00:10:49,148
‫دقیقاً مثل مامان حرف می‌زنی.

184
00:10:49,899 --> 00:10:52,026
‫من خوبم.

185
00:10:57,198 --> 00:11:00,693
‫و اتفاقاً، حق با اون بود.

186
00:11:00,743 --> 00:11:02,153
‫تو خیلی درس‌خونی،

187
00:11:02,203 --> 00:11:03,321
‫مگه نه، پسر کوچولوی خوبم؟

188
00:11:03,371 --> 00:11:04,455
‫مامان!

189
00:11:04,830 --> 00:11:06,991
‫وقتی بری دبستان، خیلی زود

190
00:11:07,041 --> 00:11:09,251
‫از داداش بزرگت جلو می‌زنی.

191
00:11:11,921 --> 00:11:15,466
‫ولی این اتفاق هرگز نیفتاد. حتی یک بار.

192
00:11:16,175 --> 00:11:18,094
‫جونیا یه نابغه بود.

193
00:11:18,552 --> 00:11:19,879
‫آزوما

194
00:11:19,929 --> 00:11:22,298
‫واو، بالای ۹۰ شدی!

195
00:11:22,348 --> 00:11:24,592
‫مامانت دکتره، درسته؟

196
00:11:24,642 --> 00:11:25,976
‫وای!

197
00:11:26,852 --> 00:11:29,263
‫داداشم همیشه تو امتحانا ۱۰۰ می‌گرفت.

198
00:11:29,313 --> 00:11:31,641
‫نمی‌دونم چرا تو نمی‌تونی
‫نمره‌ی کامل بگیری.

199
00:11:31,691 --> 00:11:33,484
‫من هر دوتون رو یه جور بزرگ کردم.

200
00:11:33,859 --> 00:11:35,403
‫تو تو آزمون استاندارد، بالاترین

201
00:11:35,444 --> 00:11:36,937
‫نمره‌ی پایه‌مون رو گرفتی، آزوما

202
00:11:36,987 --> 00:11:38,698
‫تو کل شهر دوم شدی.

203
00:11:38,739 --> 00:11:40,241
‫خیلی باحاله!

204
00:11:40,825 --> 00:11:43,244
‫ولی داداشم نفر اول کشور بود.

205
00:11:43,661 --> 00:11:45,663
‫هر دوتون یه جور لباس می‌پوشید

206
00:11:45,705 --> 00:11:48,040
‫و غذا می‌خورید، ولی بازم…

207
00:11:49,583 --> 00:11:51,419
‫ولی اتفاقای خوب برای منم افتاد.

208
00:11:52,294 --> 00:11:54,171
‫اینا برای منه؟

209
00:11:54,255 --> 00:11:56,757
‫گفتی چشمات داره ضعیف میشه.

210
00:11:57,758 --> 00:12:00,261
‫داداشت هیچوقت مجبور نشد عینک بزنه.

211
00:12:01,345 --> 00:12:03,472
‫ممنون، مامان!

212
00:12:03,889 --> 00:12:05,599
‫امیدوارم به نمره‌هات کمک کنن.

213
00:12:06,063 --> 00:12:16,063
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

214
00:12:16,527 --> 00:12:19,697
‫اون موقع بود که همه چی عوض شد.

215
00:12:20,030 --> 00:12:21,532
‫جونیا شروع کرد به سرکشی.

216
00:12:22,032 --> 00:12:24,193
‫راسته که کار پیدا کردی؟

217
00:12:24,243 --> 00:12:25,986
‫مشکلی پیش نمیاد.

218
00:12:26,036 --> 00:12:28,080
‫نه، میاد.
‫ اگه رو نمره‌هات تاثیر بذاره چی؟

219
00:12:28,164 --> 00:12:29,582
‫این فرصت منه!

220
00:12:30,416 --> 00:12:32,460
‫داداشم شروع می‌کنه

221
00:12:32,501 --> 00:12:34,378
‫با خلافکارا بگرده.

222
00:12:34,545 --> 00:12:37,039
‫و مامان امیدش رو به من می‌بنده، پسر دوم صادق،

223
00:12:37,089 --> 00:12:40,009
‫به عنوان وارث کلینیک آزوما.

224
00:12:40,301 --> 00:12:43,471
‫تو جشنواره فرهنگی به کلاس ۲-۱ سر بزن

225
00:12:47,308 --> 00:12:48,718
‫ولی اشتباه می‌کردم. اون فقط داشت

226
00:12:48,768 --> 00:12:50,519
‫از نقاط قوتش خوب استفاده می‌کرد.

227
00:12:52,229 --> 00:12:54,265
‫اون کار از اولش هم

228
00:12:54,315 --> 00:12:56,942
‫هیچوقت رو نمره‌هاش تاثیر نمی‌ذاشت.

229
00:12:57,443 --> 00:13:00,821
‫و اون هنوز همونی بود که توجه مادرمون رو جلب می‌کرد.

230
00:13:01,280 --> 00:13:04,909
‫تنها چیزی که من داشتم اراده بود.

231
00:13:06,535 --> 00:13:08,237
‫من یه احمق بااراده بودم.

232
00:13:08,287 --> 00:13:10,489
‫از قبل می‌دونستم که جونیا

233
00:13:10,539 --> 00:13:12,241
‫همه‌ی ژن‌های خوب رو گرفته:

234
00:13:12,291 --> 00:13:14,502
‫هوش ذاتیش،

235
00:13:15,002 --> 00:13:16,370
‫موهای مشکی ابریشمیش که

236
00:13:16,420 --> 00:13:19,006
‫با رنگ کردن به رنگ روشن‌تر خرابش کرد،

237
00:13:19,799 --> 00:13:21,801
‫و درست مثل مامان، اون…

238
00:13:21,842 --> 00:13:24,303
‫پلک‌های دوگانه‌

239
00:13:25,513 --> 00:13:26,639
‫کاملاً تراش‌خورده‌ش…

240
00:13:27,932 --> 00:13:28,841
‫چی؟

241
00:13:28,891 --> 00:13:31,685
‫ها؟ ه-هیچی نیست…

242
00:13:35,898 --> 00:13:37,817
‫اگه درست یادم باشه، اون…

243
00:13:38,818 --> 00:13:41,687
‫آزوما، اون عینک‌ها مارکن؟

244
00:13:41,737 --> 00:13:44,190
‫- نه، از مغازه‌ی محلی…
‫- هی، آشغال!

245
00:13:44,240 --> 00:13:46,942
‫چه رویی داری که اومدی مدرسه!

246
00:13:46,992 --> 00:13:47,535
‫بمیر!

247
00:13:47,868 --> 00:13:51,622
‫هی، یالا. تو کلاس من قلدربازی نداریم.

248
00:13:53,123 --> 00:13:55,251
‫به‌خاطر کلینیک خانواده‌م،

249
00:13:55,292 --> 00:13:56,877
‫من پیش‌قدم میشم.

250
00:13:57,962 --> 00:13:59,872
‫حالت خوبه، کوزه سان؟

251
00:13:59,922 --> 00:14:01,507
‫من مبصر کلاسم،

252
00:14:01,549 --> 00:14:03,926
‫پس اگه کاری از دستم برمیاد…

253
00:14:05,845 --> 00:14:07,388
‫من خوبم.

254
00:14:11,600 --> 00:14:13,686
‫امکان نداره حالش خوب باشه.

255
00:14:14,979 --> 00:14:15,980
‫ولی…

256
00:14:16,230 --> 00:14:18,557
‫وقتی جون مردم دست ماست،

257
00:14:18,607 --> 00:14:20,309
‫شکست گزینه‌ای نیست.

258
00:14:20,359 --> 00:14:23,070
‫- اگه نتونی همه چیز رو بی‌نقص انجام بدی، پس…
‫- «درسته.»

259
00:14:23,445 --> 00:14:25,197
‫باید همه چیز رو بی‌نقص انجام بدم.

260
00:14:25,739 --> 00:14:26,991
‫کاری رو می‌کنم که فکر می‌کنم

261
00:14:27,032 --> 00:14:28,367
‫جونیا تو این موقعیت انجام می‌داد.

262
00:15:11,327 --> 00:15:14,705
‫نه، هیچی رو عوض نمی‌کنه.

263
00:15:15,456 --> 00:15:16,415
‫می‌بینمت.

264
00:15:17,875 --> 00:15:21,003
‫حتی دختری که شبیه مامانمه

265
00:15:21,045 --> 00:15:24,256
‫هم منو باور نخواهد کرد.

266
00:15:25,716 --> 00:15:27,301
‫من اینو قبول نمی‌کنم.

267
00:15:30,679 --> 00:15:33,015
‫من فقط تو رو دارم.

268
00:15:33,807 --> 00:15:34,975
‫لطفاً کمکم کن.

269
00:15:40,522 --> 00:15:41,357
‫این دفعه حتماً

270
00:15:41,398 --> 00:15:42,900
‫همه چیز رو بی‌نقص انجام میدم.

271
00:15:43,359 --> 00:15:46,445
‫اون اینقدر بهم امیدواره.

272
00:15:46,862 --> 00:15:49,114
‫من تنها کسی‌ام که می‌تونه
‫کوزه سان رو نجات بده.

273
00:15:49,156 --> 00:15:50,115
‫فقط من می‌تونم.

274
00:15:50,449 --> 00:15:51,825
‫امم… «مطمئنی» می‌خوایم این کار رو بکنیم-پی؟

275
00:15:51,992 --> 00:15:53,494
‫فقط من.

276
00:15:54,161 --> 00:15:55,621
‫فقط من می‌تونم.

277
00:15:56,747 --> 00:15:58,290
‫دارم کار درستی می‌کنم،

278
00:15:58,332 --> 00:15:59,450
‫مگه نه، مامان؟

279
00:15:59,500 --> 00:16:01,210
‫اینجوری می‌تونم

280
00:16:01,251 --> 00:16:03,245
‫تو همون رشته‌ی تو کار کنم.

281
00:16:03,295 --> 00:16:05,631
‫با کمک کردن به مردم.

282
00:16:06,090 --> 00:16:08,258
‫من یه دکتری میشم که

283
00:16:08,300 --> 00:16:10,302
‫جون‌های بی‌شماری رو نجات میده.

284
00:16:11,762 --> 00:16:13,055
‫آزوما

285
00:16:17,017 --> 00:16:18,394
‫آزوما

286
00:16:26,652 --> 00:16:28,654
‫آزوما من…

287
00:16:31,156 --> 00:16:34,201
‫من الان فقط تو رو دارم، آزوما

288
00:16:35,285 --> 00:16:37,538
‫پس هر چقدر طول بکشه منتظرت می‌مونم.

289
00:16:38,205 --> 00:16:41,951
‫حتی اگه بعد از تسلیم شدن بری کانون،

290
00:16:42,001 --> 00:16:43,711
‫منتظرت می‌مونم تا برگردی.

291
00:16:44,086 --> 00:16:46,630
‫و تو این مدت چَپی رو پیدا می‌کنم.

292
00:16:47,214 --> 00:16:47,915
‫و…

293
00:16:47,965 --> 00:16:48,799
‫واقعاً؟

294
00:16:51,135 --> 00:16:54,471
‫واقعاً ازم ناامید نمیشی،

295
00:16:54,805 --> 00:16:56,557
‫کوزه سان؟

296
00:17:02,813 --> 00:17:04,106
‫مشکلی پیش نمیاد.

297
00:17:04,982 --> 00:17:06,984
‫همه چی درست میشه.

298
00:17:07,818 --> 00:17:09,403
‫تو چیزیت نمیشه.

299
00:17:12,781 --> 00:17:14,366
‫حالا که فکر می‌کنم…

300
00:17:15,492 --> 00:17:18,487
‫اون آخرین باری بود

301
00:17:18,537 --> 00:17:20,831
‫که مامان بغلم کرد.

302
00:17:21,081 --> 00:17:22,583
‫حالا یادم اومد.

303
00:17:32,426 --> 00:17:33,135
‫هی.

304
00:17:34,344 --> 00:17:36,180
‫به این زودی کجا داری میری؟

305
00:17:41,101 --> 00:17:42,394
‫جونیا.

306
00:17:53,030 --> 00:17:54,990
‫تو کشتیش، مگه نه؟

307
00:17:55,365 --> 00:17:57,242
‫تو مایه‌ی ننگ خانواده‌ی مایی.

308
00:17:58,160 --> 00:18:00,829
‫همه چیز رو خراب کردی.

309
00:18:01,205 --> 00:18:02,623
‫کلینیک مامان.

310
00:18:02,664 --> 00:18:03,874
‫آینده‌ی من.

311
00:18:04,374 --> 00:18:05,584
‫پس تو فقط بی‌عرضه نیستی،

312
00:18:05,626 --> 00:18:07,252
‫ما رو هم داری با خودت پایین می‌کشی؟

313
00:18:07,878 --> 00:18:10,172
‫چطور می‌خوای مسئولیت این کار رو به عهده بگیری؟

314
00:18:12,424 --> 00:18:13,550
‫هی.

315
00:18:14,927 --> 00:18:16,261
‫همه چی مرتبه؟

316
00:18:17,471 --> 00:18:19,723
‫یه چیزی داره اذیتت می‌کنه، مگه نه؟

317
00:18:20,474 --> 00:18:22,726
‫گفتم اگه نیاز به صحبت داشتی من هستم، یادت نیست؟

318
00:18:23,936 --> 00:18:25,479
‫می‌تونی هر چیزی رو به من بگی.

319
00:18:29,858 --> 00:18:31,902
‫تو نمی‌فهمی.

320
00:18:32,486 --> 00:18:34,521
‫تو بااستعدادی و همه دوستت دارن.

321
00:18:34,571 --> 00:18:36,365
‫تو می‌تونی همه چیز رو بی‌نقص انجام بدی.

322
00:18:36,740 --> 00:18:39,409
‫همه فقط از تو حرف می‌زنن.

323
00:18:40,035 --> 00:18:43,205
‫ولی من هیچکس رو ندارم.

324
00:18:43,789 --> 00:18:46,792
‫بدون اینکه هیچ دوستی
‫پیدا کنم سخت درس خوندم.

325
00:18:46,834 --> 00:18:48,585
‫ولی بازم نتونستم کاری بکنم.

326
00:18:49,169 --> 00:18:51,121
‫هیچوقت نتونستم کاری که

327
00:18:51,171 --> 00:18:53,173
‫ازم انتظار می‌رفت رو انجام بدم.

328
00:18:53,799 --> 00:18:55,676
‫حتی مامان هم امیدش رو

329
00:18:55,717 --> 00:18:58,554
‫از دست داد و ازم ناامید شد.

330
00:18:59,555 --> 00:19:02,224
‫هیچکس به من علاقه نداره.

331
00:19:02,266 --> 00:19:03,926
‫هیچکس منو باور نداره.

332
00:19:03,976 --> 00:19:05,727
‫دیگه هیچکس برام نمونده…

333
00:19:07,062 --> 00:19:08,605
‫جز کوزه سان.

334
00:19:14,820 --> 00:19:15,904
‫نه.

335
00:19:17,447 --> 00:19:18,866
‫تو منو داری!

336
00:19:19,700 --> 00:19:21,660
‫به حرفام گوش نمی‌کردی؟

337
00:19:22,077 --> 00:19:24,079
‫وقتی میگم، «می‌تونی هر چیزی رو به من بگی،»

338
00:19:24,663 --> 00:19:27,324
‫نمره‌های امتحانت برام مهم نیست.

339
00:19:27,374 --> 00:19:29,626
‫اصلاً برام مهم نیست!

340
00:19:30,002 --> 00:19:32,037
‫اگه چیزی هست که نمی‌فهمی

341
00:19:32,087 --> 00:19:33,964
‫یا چیزی داره اذیتت می‌کنه،

342
00:19:34,298 --> 00:19:36,133
‫می‌خوام همه چیز رو در موردش بشنوم.

343
00:19:36,508 --> 00:19:40,804
‫تو داداش کوچیک منی!

344
00:19:42,806 --> 00:19:45,225
‫اینکه اعتراف کنی نمی‌تونی

345
00:19:45,267 --> 00:19:47,019
‫کاری رو انجام بدی اشکالی نداره…

346
00:19:50,814 --> 00:19:51,982
‫نائوکی!

347
00:19:56,320 --> 00:19:57,362
‫[کلینیک آزوما]

348
00:19:57,779 --> 00:19:59,156
‫اول از همه…

349
00:19:59,823 --> 00:20:02,451
‫هیچکس تو همه چیز بی‌نقص نیست.

350
00:20:03,535 --> 00:20:06,205
‫من تو بازی «مانستر هانتر» افتضاحم.

351
00:20:06,830 --> 00:20:08,282
‫به کسی نگو،

352
00:20:08,332 --> 00:20:11,001
‫ولی دوستم تو همه چیز کمکم می‌کنه.

353
00:20:11,376 --> 00:20:16,381
‫و پنکیک‌های مامان افتضاح بودن.

354
00:20:16,715 --> 00:20:17,666
‫دروغ میگی.

355
00:20:17,716 --> 00:20:19,092
‫جدی میگم.

356
00:20:19,718 --> 00:20:21,253
‫مغزپخت نبودن.

357
00:20:21,303 --> 00:20:23,297
‫ولی تو یخچال سفت می‌شدن

358
00:20:23,347 --> 00:20:25,432
‫چون قبل از شیفت شبش درستشون می‌کرد.

359
00:20:26,725 --> 00:20:28,977
‫پس اون آدم سخت‌کوشیه.

360
00:20:30,270 --> 00:20:33,315
‫شما دو تا خیلی شبیه همید.

361
00:20:37,736 --> 00:20:38,946
‫جونیا.

362
00:20:41,365 --> 00:20:46,161
‫مامان این عینک‌ها رو برام خرید.

363
00:20:46,828 --> 00:20:48,822
‫ولی نتونستم بهش بگم که شیشه‌هاش

364
00:20:48,872 --> 00:20:50,374
‫دیگه برای من مناسب نیست.

365
00:20:50,999 --> 00:20:51,917
‫آره.

366
00:20:52,918 --> 00:20:56,046
‫و… و من…

367
00:21:01,426 --> 00:21:03,804
‫خیلی چیزا هست که می‌خوام ازت بپرسم.

368
00:21:04,763 --> 00:21:07,516
‫و یه چیزی هست که باید بهت بگم، داداش بزرگ.

369
00:21:20,988 --> 00:21:21,905
‫حتماً.

370
00:21:27,786 --> 00:21:30,038
‫در مورد پسرشون شنیدی؟

371
00:21:30,539 --> 00:21:32,908
‫تو اون پرونده دست داشته.

372
00:21:32,958 --> 00:21:34,584
‫چی؟ واقعاً؟

373
00:21:34,835 --> 00:21:36,370
‫ولی اون که پسر خیلی خوبیه.

374
00:21:36,420 --> 00:21:38,664
‫شرط می‌بندم یکی دیگه تحریکش کرده.

375
00:21:38,714 --> 00:21:40,916
‫پلیس هم همینو گفته

376
00:21:40,966 --> 00:21:42,376
‫اوه، چه وحشتناک.

377
00:21:42,426 --> 00:21:46,922
‫و شایعه شده که یه همکلاسی‌ش به اسم…

378
00:21:46,972 --> 00:21:48,223
‫شیزوکا چان.

379
00:21:50,475 --> 00:21:53,562
‫پس آزوما دیگه بهم کمک نمی‌کنه، ها؟

380
00:21:57,441 --> 00:21:58,734
‫شیزوکا چان.

381
00:21:59,901 --> 00:22:02,112
‫حالا می‌خوای چی‌کار کنی-پی؟

382
00:22:03,488 --> 00:22:06,733
‫شاید باید حقیقت رو به مردم بگیم.

383
00:22:06,783 --> 00:22:07,743
‫ها؟

384
00:22:07,784 --> 00:22:09,244
‫داری چی میگی؟

385
00:22:11,788 --> 00:22:12,456
‫پی؟

386
00:22:14,041 --> 00:22:16,043
‫امروز تعطیلات تابستون شروع میشه.

387
00:22:18,295 --> 00:22:19,880
‫میشه-پی؟

388
00:22:23,592 --> 00:22:24,760
‫پس بیا بریم…

389
00:22:25,802 --> 00:22:26,970
‫توکیو!