1
00:00:37,958 --> 00:00:39,458
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

2
00:00:39,541 --> 00:00:40,624
‫جناب؟

3
00:00:40,749 --> 00:00:42,541
‫حالت خوبه، جناب؟ شما...

4
00:00:45,624 --> 00:00:46,749
‫اوه،

5
00:00:46,833 --> 00:00:48,249
‫آره، ببخشید.

6
00:00:48,833 --> 00:00:49,958
‫الان حالم خوبه.

7
00:00:55,083 --> 00:00:56,874
‫گمون می‌کنم شما...

8
00:00:57,416 --> 00:00:59,583
‫دستشویی ندارید که بتونم استفاده کنم، ها؟

9
00:01:03,249 --> 00:01:05,041
‫اونجا هیچ کار عجیب و غریبی نکن.

10
00:01:05,999 --> 00:01:06,999
‫باشه.

11
00:01:23,791 --> 00:01:24,874
‫وای.

12
00:01:25,333 --> 00:01:27,291
‫«من نه تنها رئیس

13
00:01:27,624 --> 00:01:29,458
‫باشگاه مو برای مردان هستم.

14
00:01:29,583 --> 00:01:31,999
‫بلکه مشتری هم هستم».

15
00:01:41,374 --> 00:01:43,541
‫من همه این‌ها رو می‌خرم.

16
00:01:43,833 --> 00:01:45,124
‫حالت خوبه؟

17
00:01:45,208 --> 00:01:48,083
‫راستش هیچوقت تا حالا
‫اینقدر حالم خوب نبوده.

18
00:01:48,124 --> 00:01:49,124
‫اوه،

19
00:01:49,166 --> 00:01:50,541
‫یادم رفت کلیدت رو پس بدم.

20
00:01:50,624 --> 00:01:51,958
‫- تکون بخور، پیرپسر.
‫- وای!

21
00:01:52,041 --> 00:01:53,124
‫دست‌ها بالا.

22
00:01:53,916 --> 00:01:55,208
‫پول رو بذار توی کیسه.

23
00:01:55,249 --> 00:01:56,333
‫زود باش!

24
00:01:56,416 --> 00:01:58,041
‫دلت نمی‌خواد این کار رو بکنی، پسر.

25
00:01:58,666 --> 00:02:00,958
‫- ممکنه یک نفر صدمه ببینه.
‫- آره، تو.

26
00:02:01,041 --> 00:02:02,999
‫- باشه، خیلی‌خب.
‫- اگه خفه‌خون نگیری.

27
00:02:03,083 --> 00:02:05,458
‫- خفه شو دیگه!
‫- بیا کیسه‌ت رو بردار!

28
00:02:08,208 --> 00:02:10,583
‫- بقیه‌ش کو؟
‫- همه‌ش همینه.

29
00:02:11,624 --> 00:02:14,166
‫- گاوصندوق چی؟
‫- ما گاوصندوق نداریم.

30
00:02:14,291 --> 00:02:16,416
‫چرا گاوصندوق ندارید؟

31
00:02:16,499 --> 00:02:18,249
‫چون اینجا درب و داغونه!

32
00:02:19,749 --> 00:02:20,749
‫اوه، لع...

33
00:02:21,416 --> 00:02:22,416
‫یعنی چی؟

34
00:02:35,874 --> 00:02:37,208
‫عالی بود.

35
00:04:06,166 --> 00:04:11,166
‫«ترجمه از خشایار»

36
00:04:19,624 --> 00:04:20,624
‫سلام، سم.

37
00:04:21,124 --> 00:04:22,207
‫من بازداشت شدم؟

38
00:04:23,332 --> 00:04:25,291
‫نه، البته که نه. ما...

39
00:04:26,082 --> 00:04:28,124
‫ما نگرانت هستیم، سم. تو...

40
00:04:28,791 --> 00:04:30,707
‫خیلی وقت نیست اینجایی،

41
00:04:30,749 --> 00:04:33,416
‫با این حال مدام داری خودت رو توی...

42
00:04:33,791 --> 00:04:35,916
‫مخمصه‌های خیلی ناراحت‌کننده میندازی.

43
00:04:35,999 --> 00:04:37,457
‫خب، ادوارد تقصیر تو بود.

44
00:04:38,541 --> 00:04:39,624
‫منصفانه‌ست.

45
00:04:40,457 --> 00:04:43,499
‫ولی اونی که به موسسه تدفین
‫نفوذ کرده، من نیستم.

46
00:04:47,791 --> 00:04:49,624
‫می‌خواستم با دوستم خداحافظی کنم.

47
00:04:49,874 --> 00:04:51,916
‫دوستی که تازه باهاش آشنا شده بودی؟

48
00:04:53,249 --> 00:04:55,707
‫سم، می‌دونم شب مردن جک

49
00:04:55,791 --> 00:04:57,532
‫ به امدادگرها چی گفتی.

50
00:04:57,582 --> 00:04:59,999
‫تو گفتی که یه...

51
00:05:00,082 --> 00:05:02,374
‫«چیزی» اون رو کشت؟

52
00:05:02,457 --> 00:05:04,541
‫گزارش ناظر رو دارم، سم.

53
00:05:04,624 --> 00:05:06,249
‫فقط یک حمله قلبی بود.

54
00:05:06,374 --> 00:05:09,791
‫حالا مسئول سردخانه بهم می‌گه
‫نشونه‌هایی پیدا کرده

55
00:05:09,874 --> 00:05:12,874
‫که تو نصفه‌شب با جسد جک بازی می‌کردی.

56
00:05:12,957 --> 00:05:15,582
‫این مسائل عمیقاً آزاردهنده‌ای هستن، سم.

57
00:05:15,666 --> 00:05:16,749
‫اونطور که فکر می‌کنی نیست.

58
00:05:16,832 --> 00:05:18,666
‫باشه، خب، پس چطوره، سم؟

59
00:05:18,749 --> 00:05:20,624
‫کمک کن بفهمم چه خبره.

60
00:05:22,457 --> 00:05:23,541
‫من...

61
00:05:25,249 --> 00:05:26,457
‫داشتم دنبال مدرک می‌گشتم.

62
00:05:26,541 --> 00:05:27,874
‫مدرکی که...

63
00:05:27,957 --> 00:05:29,749
‫«چیزی» جک رو کشته؟

64
00:05:29,916 --> 00:05:30,957
‫آره.

65
00:05:33,666 --> 00:05:35,416
‫سم، من، اوم...

66
00:05:36,749 --> 00:05:38,541
‫ازت می‌خوام که به بستری کردن

67
00:05:39,041 --> 00:05:40,707
‫خودت در «منر» فکر کنی،

68
00:05:40,791 --> 00:05:42,249
‫فقط برای اینکه چند تا آزمایش بگیریم.

69
00:05:42,291 --> 00:05:44,666
‫من می‌دونم چی دیدم، لعنتی!

70
00:05:53,374 --> 00:05:56,332
‫داستان «چوپان دروغگو» رو می‌دونی؟

71
00:05:57,874 --> 00:05:58,707
‫چی؟

72
00:05:58,791 --> 00:06:01,957
‫داستان اصلی توی یه روستای

73
00:06:02,082 --> 00:06:04,374
‫بی‌نقص اتفاق افتاد،

74
00:06:04,499 --> 00:06:07,166
‫احاطه شده با جنگلی تاریک.

75
00:06:08,124 --> 00:06:09,374
‫حالا، توی این روستا

76
00:06:09,499 --> 00:06:12,207
‫پسربچه چوپانی زندگی می‌کرد
‫که عاشق بازی کردن

77
00:06:12,291 --> 00:06:15,082
‫زیر درخت‌های حاشیه شهر بود.

78
00:06:16,166 --> 00:06:17,374
‫تا اینکه...

79
00:06:17,499 --> 00:06:18,749
‫یک روز،

80
00:06:18,832 --> 00:06:20,166
‫پسرک...

81
00:06:20,541 --> 00:06:22,082
‫یک گرگ دید

82
00:06:22,416 --> 00:06:25,791
‫که از سایه‌های جنگل بهش نگاه می‌کرد.

83
00:06:26,791 --> 00:06:28,457
‫پسرک ترسیده سمت خونه دوید،

84
00:06:28,541 --> 00:06:31,416
‫به روستایی‌ها گفت که یک گرگ دیده

85
00:06:31,499 --> 00:06:33,874
‫و البته، روستایی‌ها حرفش رو باور کردن.

86
00:06:33,957 --> 00:06:37,124
‫فوراً یک گروه شکار تشکیل دادن،

87
00:06:37,999 --> 00:06:41,166
‫ولی وقتی به لبه جنگل رسیدن،

88
00:06:42,041 --> 00:06:43,624
‫هیچ اثری از گرگ نبود.

89
00:06:43,749 --> 00:06:46,416
‫روز بعد، همون اتفاق افتاد.

90
00:06:46,832 --> 00:06:48,832
‫و روز بعد از اون،

91
00:06:48,916 --> 00:06:51,582
‫خب، این قضیه روزها ادامه داشت،

92
00:06:51,666 --> 00:06:53,874
‫تا اینکه روستایی‌ها

93
00:06:53,957 --> 00:06:56,082
‫متقاعد شدن

94
00:06:56,166 --> 00:06:57,915
‫که پسرک دروغ می‌گه.

95
00:06:58,999 --> 00:07:01,832
‫حالا، در این مقطع، سم...

96
00:07:03,582 --> 00:07:05,457
‫پسرک می‌تونست قضیه رو ول کنه.

97
00:07:05,790 --> 00:07:07,165
‫گرگ

98
00:07:07,290 --> 00:07:10,290
‫هیچوقت جرأت نمی‌کرد
‫از جنگلش بیرون بیاد.

99
00:07:11,040 --> 00:07:14,040
‫پسرک می‌تونست یک زندگی طولانی...

100
00:07:14,249 --> 00:07:15,999
‫و شاد

101
00:07:16,207 --> 00:07:18,207
‫در اون روستای بی‌نقص داشته باشه،

102
00:07:19,790 --> 00:07:21,290
‫ولی غرورش

103
00:07:21,582 --> 00:07:23,332
‫بهش اجازه نمی‌داد.

104
00:07:23,790 --> 00:07:27,332
‫مصمم بود که اثبات کنه حقیقت رو می‌گه،

105
00:07:27,415 --> 00:07:30,374
‫پسرک به جنگل قدم گذاشت،

106
00:07:30,457 --> 00:07:31,832
‫جایی که گرگ...

107
00:07:34,040 --> 00:07:35,165
‫اون رو خورد.

108
00:07:36,457 --> 00:07:38,707
‫می‌فهمی چی دارم می‌گم، سم؟

109
00:07:42,707 --> 00:07:44,082
‫پایانش رو فراموش کردی.

110
00:07:45,082 --> 00:07:46,082
‫فراموش کردم؟

111
00:07:46,207 --> 00:07:49,540
‫در آخر، روستایی‌ها انتقام پسرک رو گرفتن...

112
00:07:51,290 --> 00:07:52,957
‫و گرگ رو کشتن.

113
00:08:03,082 --> 00:08:04,124
‫اوه، خب.

114
00:08:04,915 --> 00:08:06,540
‫نمی‌تونم بگم که تلاش نکردم.

115
00:08:07,415 --> 00:08:08,624
‫من چی؟

116
00:08:09,124 --> 00:08:11,749
‫تو؟ تو آزادی بری.

117
00:08:11,999 --> 00:08:13,207
‫چی، همین؟

118
00:08:14,249 --> 00:08:15,957
‫ما پلیس نیستیم، سم.

119
00:08:16,665 --> 00:08:17,999
‫فقط می‌خوایم کمک کنیم.

120
00:08:18,915 --> 00:08:20,290
‫کینه به دل نگیری.

121
00:08:21,332 --> 00:08:23,207
‫تو رو در مراسم یادبود ادوارد می‌بینم.

122
00:08:23,290 --> 00:08:24,624
‫چی؟ صبر کن.

123
00:08:27,332 --> 00:08:28,874
‫ادوارد مرده؟

124
00:08:28,957 --> 00:08:30,040
‫نشنیدی؟

125
00:08:31,915 --> 00:08:34,290
‫آره، اون شب که به ملاقاتش رفتی،

126
00:08:34,332 --> 00:08:35,915
‫توی خواب مرد.

127
00:08:37,124 --> 00:08:39,124
‫حالش خوب نبود، سم.

128
00:08:39,207 --> 00:08:40,415
‫اون...

129
00:08:40,999 --> 00:08:42,957
‫مدام از دیدن

130
00:08:42,999 --> 00:08:45,249
‫هیولاها حرف می‌زد.

131
00:08:46,249 --> 00:08:49,249
‫خودش رو توی انواع و اقسام

132
00:08:49,457 --> 00:08:52,207
‫مخمصه‌های ناراحت‌کننده انداخت.

133
00:08:54,749 --> 00:08:56,790
‫این داستان فقط یک جور تموم می‌شه.

134
00:08:58,040 --> 00:08:59,207
‫چه حیف.

135
00:09:17,124 --> 00:09:18,915
‫خب، خب، خب.

136
00:09:23,374 --> 00:09:25,582
‫هی. صبح بخیر، آفتاب جان.

137
00:09:25,790 --> 00:09:28,124
‫من رو برای شیفتم بیدار نکردی.

138
00:09:28,207 --> 00:09:29,665
‫خبری از سم نشد؟

139
00:09:29,749 --> 00:09:32,165
‫هوم. سکوت مطلق.

140
00:09:33,290 --> 00:09:34,290
‫آرت چی؟

141
00:09:35,957 --> 00:09:37,999
‫دوجین پیغام براش گذاشتم.

142
00:09:39,374 --> 00:09:41,082
‫اگه براش اتفاقی افتاده باشه چی؟

143
00:09:41,582 --> 00:09:43,665
‫- اگه اون چیز...
‫- مطمئنم حالش خوبه.

144
00:09:43,749 --> 00:09:46,249
‫امن‌ترین جا برای آرت
‫همونجا توی بیابونه.

145
00:09:46,999 --> 00:09:49,082
‫دور از ماجرای موجودی که

146
00:09:49,374 --> 00:09:50,957
‫داره برامون اتفاق می‌افته.

147
00:09:52,957 --> 00:09:56,249
‫برای مردی که تازه فهمیده هیولاها واقعی‌ان،
‫به طرز عجیبی آرومی.

148
00:09:56,332 --> 00:09:57,707
‫اوم...

149
00:09:57,790 --> 00:09:58,915
‫اونقدرها هم آروم نیستم.

150
00:10:02,249 --> 00:10:04,415
‫خب، این دیگه زندگی ماست.

151
00:10:05,290 --> 00:10:08,290
‫خوابیدن به نوبت و چاقوها رو مخفی کردن.

152
00:10:09,124 --> 00:10:10,540
‫واقعاً نمی‌دونم.

153
00:10:12,999 --> 00:10:14,249
‫سم.

154
00:10:15,665 --> 00:10:17,749
‫- سم!
‫- سم!

155
00:10:17,874 --> 00:10:19,415
‫سلام!

156
00:10:21,165 --> 00:10:23,207
‫اوه، سم! اوه، خدای من.

157
00:10:23,332 --> 00:10:24,832
‫من خیلی...

158
00:10:26,540 --> 00:10:28,332
‫- افتضاح به نظر میای.
‫- دل منم برات تنگ شده.

159
00:10:28,415 --> 00:10:29,623
‫خب چی شد؟

160
00:10:29,707 --> 00:10:31,165
‫تو رو آزاد کردن؟

161
00:10:32,123 --> 00:10:33,498
‫بهتره داخل حرف بزنیم.

162
00:10:35,665 --> 00:10:36,790
‫پس،

163
00:10:36,832 --> 00:10:38,748
‫بلین از هیولا خبر داره؟

164
00:10:38,832 --> 00:10:41,082
‫- فکر کنم داره سرپوش می‌ذاره.
‫- چرا؟

165
00:10:41,165 --> 00:10:42,457
‫خونه برای فروش داره.

166
00:10:43,165 --> 00:10:44,373
‫پس علنیش می‌کنیم.

167
00:10:44,457 --> 00:10:46,207
‫- حرف‌مون رو باورمون نمی‌کنن.
‫- پلیس؟

168
00:10:46,290 --> 00:10:47,707
‫اونا هم باور نمی‌کنن.

169
00:10:47,790 --> 00:10:50,165
‫فکر می‌کنن ما دو تا پیر فرتوت هستیم

170
00:10:50,207 --> 00:10:51,915
‫و فقط ما رو می‌ندازن تو «منر».

171
00:10:51,957 --> 00:10:54,623
‫خب، باید به مردم هشدار بدیم.
‫به همسایه‌هامون.

172
00:10:54,707 --> 00:10:57,290
‫- آخه به دوست‌هامون.
‫- ببین، نمی‌تونیم به هیچکس چیزی بگیم.

173
00:10:57,373 --> 00:10:59,457
‫هر کسی که حقیقت رو بدونه در خطره.

174
00:10:59,540 --> 00:11:01,248
‫بلین این رو خیلی واضح گفت.

175
00:11:01,332 --> 00:11:04,082
‫اون می‌خواد چیکار کنه؟
‫دوباره من رو از مرکز اجتماعات محروم کنه؟

176
00:11:04,165 --> 00:11:05,582
‫اون ادوارد رو کشت.

177
00:11:07,415 --> 00:11:08,498
‫خدای من.

178
00:11:10,290 --> 00:11:11,332
‫چرا؟

179
00:11:12,957 --> 00:11:14,665
‫به خاطر اینکه سعی کرد بهم کمک کنه.

180
00:11:17,290 --> 00:11:19,040
‫- ادوارد بیچاره.
‫- باشه، نه، این...

181
00:11:19,082 --> 00:11:20,373
‫این اشتباهه.

182
00:11:20,457 --> 00:11:21,665
‫این اشتباهه.

183
00:11:21,748 --> 00:11:23,790
‫یه چیزی داره از ما تغذیه می‌کنه

184
00:11:23,832 --> 00:11:25,873
‫و باید یه کاری بکنیم.

185
00:11:26,957 --> 00:11:28,123
‫من می‌کشمش.

186
00:11:28,207 --> 00:11:29,040
‫بکشیش؟

187
00:11:29,123 --> 00:11:31,040
‫- آره.
‫- چطور این کار رو بکنیم؟

188
00:11:31,123 --> 00:11:32,332
‫من نگفتم ما بکشیمش.

189
00:11:32,415 --> 00:11:34,665
‫بلین هیچ ایده‌ای نداره
‫که شما دو تا دخیل هستید.

190
00:11:34,748 --> 00:11:36,123
‫امن‌تره که همونطور بمونه.

191
00:11:36,207 --> 00:11:38,665
‫هی، یه کم از هیجانت کم کن، گاوچرون.

192
00:11:38,748 --> 00:11:40,540
‫آره، حالا هر دومون جزئی از این جریانیم.

193
00:11:41,457 --> 00:11:43,082
‫تا آخرش، سم.

194
00:11:43,165 --> 00:11:45,207
‫که با توجه به سنمون، ممکنه هر روز باشه.

195
00:11:45,373 --> 00:11:46,373
‫ببخشید.

196
00:11:56,040 --> 00:11:58,582
‫سلام، آرت! خوش‌تیپ شدی.

197
00:11:58,665 --> 00:11:59,748
‫مدل موهات رو عوض کردی؟

198
00:11:59,832 --> 00:12:01,123
‫تو که من رو می‌شناسی.

199
00:12:01,207 --> 00:12:03,748
‫همیشه در خط مقدم مُد هستم.

200
00:12:05,790 --> 00:12:07,082
‫مواظب باش، رفیق.

201
00:12:07,165 --> 00:12:09,998
‫یاهووو!

202
00:12:16,457 --> 00:12:19,373
‫♪ وقتی صبح از خواب بیدار می‌شم عشق ♪

203
00:12:21,498 --> 00:12:23,957
‫♪ و نور خورشید چشم‌هام رو آزار می‌ده ♪

204
00:12:38,748 --> 00:12:42,457
‫اون ضربه رو دیدی؟

205
00:12:57,290 --> 00:13:00,665
‫باشه، اگه می‌خوایم اون چیز رو بکشیم،
‫اول باید پیداش کنیم.

206
00:13:00,748 --> 00:13:01,790
‫چی می‌دونیم؟

207
00:13:01,873 --> 00:13:03,373
‫می‌دونیم که یه موجود ترسناکه

208
00:13:03,457 --> 00:13:05,290
‫که شب‌ها یواشکی میاد توی خونه مردم.

209
00:13:05,373 --> 00:13:06,498
‫چطور میاد تو؟

210
00:13:06,582 --> 00:13:08,165
‫- نمی‌دونم.
‫- از کجا میاد؟

211
00:13:08,248 --> 00:13:10,498
‫- هیچ ایده‌ای ندارم.
‫- چه شکلیه؟

212
00:13:10,582 --> 00:13:12,540
‫من... پاهای زیادی داره.

213
00:13:12,623 --> 00:13:13,957
‫- اوه.
‫- مثل یه عنکبوت؟

214
00:13:14,040 --> 00:13:15,748
‫- نه راستش.
‫- باشه.

215
00:13:16,665 --> 00:13:17,915
‫نقشه جدید.

216
00:13:18,457 --> 00:13:20,290
‫کاری می‌کنیم که بیاد سمت خودمون.

217
00:13:20,373 --> 00:13:22,748
‫منظورت اینه دعوتش کنیم
‫برای تماشای بازی به خونه بیاد؟

218
00:13:23,207 --> 00:13:24,498
‫ها. نه!

219
00:13:25,498 --> 00:13:27,832
‫- برای شام.
‫- توضیح بده، والی.

220
00:13:27,915 --> 00:13:30,748
‫دیشب وقتی نمی‌تونستم بخوابم،
‫یه کم مقاله خوندم

221
00:13:30,832 --> 00:13:33,915
‫و بر اساس موقعیت زخم‌ها
‫روی پشت گلومون،

222
00:13:33,998 --> 00:13:37,332
‫فکر می‌کنم اون موجود داره 
‫ایع مغزی-نخاعی ما رو می‌خوره.

223
00:13:37,457 --> 00:13:39,123
‫همون چیزی که دور مغزمونه؟

224
00:13:39,582 --> 00:13:42,248
‫هوم، یکی زیست‌شناسی پیشرفته پاس کرده.

225
00:13:42,540 --> 00:13:46,040
‫حالا، اگه اون موجود داره مقادیر
‫کم یرو می‌خوره، هر بار یه کم،

226
00:13:46,123 --> 00:13:47,582
‫ممکنه اول متوجه نشیم.

227
00:13:47,623 --> 00:13:48,873
‫ولی در طولانی مدت،

228
00:13:48,915 --> 00:13:50,582
‫داریم راجع به آسیب مغزی، تشنج،

229
00:13:50,707 --> 00:13:52,748
‫یک لیست کامل از اختلالات عصبی حرف می‌زنیم.

230
00:13:52,832 --> 00:13:53,998
‫مثل بیماری مکسول.

231
00:13:54,081 --> 00:13:55,998
‫آره، دقیقاً.

232
00:13:56,581 --> 00:13:57,790
‫دوست کوچولوی ما

233
00:13:57,831 --> 00:14:00,415
‫داره سال‌ها از عمرمون رو کم می‌کنه.

234
00:14:00,498 --> 00:14:01,706
‫سال‌ها؟

235
00:14:01,790 --> 00:14:05,206
‫ولی اگه بتونم یک نمونه از
‫مایع مغزی-نخاعی به دست بیارم،

236
00:14:05,290 --> 00:14:07,331
‫فکر می‌کنم بتونم یه طعمه درست کنم.

237
00:14:07,956 --> 00:14:08,956
‫متاسفانه،

238
00:14:09,915 --> 00:14:13,623
‫چیزی نیست که بشه
‫از سوپر مارکت محله گرفت.

239
00:14:13,706 --> 00:14:14,873
‫پس از کجا بیاریمش؟

240
00:14:18,581 --> 00:14:19,581
‫نخیر!

241
00:14:19,748 --> 00:14:21,331
‫اوه، به هیچ وجه!

242
00:14:27,498 --> 00:14:28,623
‫این کار رو قبلاً کردی؟

243
00:14:28,706 --> 00:14:30,331
‫اوه، آره. چندین بار.

244
00:14:31,331 --> 00:14:32,373
‫خدایا.

245
00:14:32,998 --> 00:14:34,040
‫باشه.

246
00:14:34,206 --> 00:14:35,623
‫اول از همه.

247
00:14:36,123 --> 00:14:39,040
‫فقط می‌خوام یه کم لیدوکائین موضعی بزنم.

248
00:14:39,123 --> 00:14:40,123
‫آها.

249
00:14:42,873 --> 00:14:44,248
‫می‌تونی دهنت رو برام باز کنی؟

250
00:14:44,331 --> 00:14:45,331
‫آها.

251
00:14:47,790 --> 00:14:48,956
‫باشه.

252
00:14:49,040 --> 00:14:51,581
‫عالی پیش می‌ری.
‫عالی، سم.

253
00:14:51,665 --> 00:14:52,790
‫آفرین.

254
00:14:53,915 --> 00:14:56,456
‫فقط یه کم بهش فرصت می‌دم تا اثر کنه.

255
00:14:56,540 --> 00:14:58,623
‫خب، لیدوکائین به درد کمک می‌کنه.

256
00:14:58,706 --> 00:14:59,956
‫کاملاً.

257
00:15:00,831 --> 00:15:02,540
‫خدایا... می‌دونی، سم،

258
00:15:03,040 --> 00:15:05,873
‫والی قبلاً یه دکتر خیلی معروف بود.

259
00:15:05,998 --> 00:15:08,165
‫روی جلد مجله تایم بود.

260
00:15:09,331 --> 00:15:10,415
‫چطور فهمیدی؟

261
00:15:10,540 --> 00:15:12,081
‫آنلاین راجع بهت تحقیق کردم.

262
00:15:12,165 --> 00:15:13,665
‫فضول بد.

263
00:15:14,831 --> 00:15:18,040
‫آره، من یه بخش کوچکی از
‫یه مقاله کوچیک توی دهه ۸۰ بودم

264
00:15:18,123 --> 00:15:21,998
‫درباره گروهی از پزشکان در خط مقدم
‫علیه سرطان مرموز همون دهه‌ها.

265
00:15:22,081 --> 00:15:25,623
‫و... نیازی نیست بهت بگم
‫اون داستان چطور تموم شد.

266
00:15:26,123 --> 00:15:27,373
‫خیلی‌خب.

267
00:15:27,665 --> 00:15:29,248
‫الان دیگه باید بی‌حس شده باشی.

268
00:15:30,040 --> 00:15:31,706
‫- باشه.
‫- دهنت رو باز کن.

269
00:15:32,456 --> 00:15:33,706
‫و به اروپا فکر کن.

270
00:15:36,915 --> 00:15:38,915
‫- دستم رو فشار بده.
‫- تکون نخور.

271
00:15:41,748 --> 00:15:43,331
‫تقریبا تمومه.

272
00:15:49,623 --> 00:15:51,915
‫- تموم.
‫- آفرین، سم.

273
00:15:53,415 --> 00:15:57,165
‫- باشه.
‫- مایع مغز زیبایی داری، رفیق.

274
00:15:57,248 --> 00:15:59,206
‫خیلی ممنون. اوه.

275
00:15:59,290 --> 00:16:02,165
‫بفرما. خیلی‌خب، طعمه رو گرفتیم.
‫چطور اون چیز رو بکشیم؟

276
00:16:02,248 --> 00:16:03,790
‫اوه، من یه ایده‌ای دارم.

277
00:16:03,831 --> 00:16:06,248
‫ولی اول به لوازم و یه ماشین احتیاج دارم.

278
00:16:06,373 --> 00:16:08,748
‫من رانندگی می‌کنم. والی،
‫می‌تونیم از ماشین تو استفاده کنیم؟

279
00:16:08,831 --> 00:16:10,165
‫مال خودته.

280
00:16:10,415 --> 00:16:11,456
‫باشه.

281
00:16:12,665 --> 00:16:15,123
‫- اون پسر خوبیه.
‫- اون یه هرج و مرجه.

282
00:16:15,206 --> 00:16:16,498
‫مواظب حرف زدنت باش.

283
00:16:16,581 --> 00:16:18,456
‫اون سگ کوچولو بهتره مواظب خودش باشه.

284
00:16:18,540 --> 00:16:21,248
‫- چطور جرأت می‌کنی؟
‫- اوه، من می‌کشمش!

285
00:16:21,331 --> 00:16:23,165
‫حق نداری به پادلز من دست بزنی.

286
00:16:23,248 --> 00:16:26,165
‫- کاش فقط پادلز بود!
‫- وای، مشکل چیه؟

287
00:16:26,248 --> 00:16:29,165
‫سگش مرتب روی چمن من خرابکاری می‌کنه.

288
00:16:29,248 --> 00:16:31,498
‫پادلز فقط روی چمن خودم خرابکاری می‌کنه!

289
00:16:31,581 --> 00:16:34,081
‫- به خاطر اینکه اون سگ منه!
‫- شما نمی‌تونید این پشت بیاید.

290
00:16:34,165 --> 00:16:36,748
‫می‌خوام همین الان با هنک حرف بزنم!

291
00:16:36,831 --> 00:16:39,790
‫معلوم هست اینجا چه خبره؟

292
00:16:41,081 --> 00:16:44,581
‫چند بار باید به شما دو تا بگم
‫که نیاید اینجا

293
00:16:44,623 --> 00:16:46,706
‫و با این مزخرفات ما رو اذیت کنید؟

294
00:16:46,790 --> 00:16:48,790
‫باید هر دوتون رو ببرم بیرون و بذارم...

295
00:16:48,873 --> 00:16:50,206
‫حالا، هنک.

296
00:16:51,831 --> 00:16:55,290
‫می‌دونی این روش درست
‫صحبت کردن با بازنشسته‌هامون نیست.

297
00:16:55,373 --> 00:16:56,581
‫ببخشید، رئیس.

298
00:16:58,290 --> 00:16:59,915
‫من از صمیم قلب عذرخواهی می‌کنم.

299
00:16:59,998 --> 00:17:02,831
‫هنک اخیراً خیلی تحت فشار بوده،

300
00:17:02,915 --> 00:17:04,748
‫ولی این بهانه خوبی نیست.

301
00:17:05,331 --> 00:17:08,123
‫- پس ما، اوم...
‫- پاز هستم.

302
00:17:08,206 --> 00:17:10,040
‫پاز اظهارات شما رو می‌گیره.

303
00:17:10,081 --> 00:17:11,248
‫و نگران نباشین.

304
00:17:11,290 --> 00:17:12,623
‫یکی از بهترین مامورهامونه.

305
00:17:12,748 --> 00:17:13,748
‫مرسی.

306
00:17:15,456 --> 00:17:17,498
‫هنک، می‌تونم یه کلمه با تو...

307
00:17:17,623 --> 00:17:18,998
‫پایین حرف بزنم؟

308
00:17:19,956 --> 00:17:21,206
‫پایین؟

309
00:17:22,956 --> 00:17:23,956
‫حتماً.

310
00:17:36,123 --> 00:17:38,331
‫[پاز: می‌دونی هنک چیش مزخرفه؟
‫- چیش؟]

311
00:17:43,831 --> 00:17:44,956
‫بیا.

312
00:17:45,039 --> 00:17:46,498
‫رنی! ببخشید.

313
00:17:46,581 --> 00:17:48,123
‫پیغامت رو گرفتم.

314
00:17:48,206 --> 00:17:50,039
‫چی شده؟ عزیز، خوبی؟

315
00:17:50,123 --> 00:17:51,664
‫من خوبم. چی؟

316
00:17:51,748 --> 00:17:53,206
‫ولی تو پیغامت نوشته بودی «کمک».

317
00:17:53,289 --> 00:17:54,289
‫اوه!

318
00:17:55,373 --> 00:17:56,373
‫آره.

319
00:17:57,081 --> 00:17:58,498
‫- یه مردی هست.
‫- یه مردی؟

320
00:17:59,081 --> 00:18:00,331
‫- یه مردی.
‫- اوه، خدا.

321
00:18:01,039 --> 00:18:02,414
‫اوه!

322
00:18:02,498 --> 00:18:04,539
‫عزیز، من رو حسابی ترسوندی.

323
00:18:04,623 --> 00:18:06,748
‫فکر کردم واقعاً یه مشکلی هست،

324
00:18:06,831 --> 00:18:09,206
‫جدا از لیموی سبزی که روی لباست ریخته.

325
00:18:09,289 --> 00:18:10,581
‫ببخشید که ناامیدت کردم.

326
00:18:10,664 --> 00:18:12,164
‫نه، نه، نه. ری‌ری، من متاسفم.

327
00:18:12,248 --> 00:18:15,206
‫فقط... الان همه چیز دیوانه‌واره.

328
00:18:15,289 --> 00:18:16,498
‫باهام حرف بزن.

329
00:18:17,539 --> 00:18:18,623
‫بعداً می‌گم.

330
00:18:18,748 --> 00:18:22,623
‫هی، خب چای تو ربطی به اون
‫نگهبان امنیتی جذابی داره

331
00:18:22,664 --> 00:18:25,081
‫که امروز صبح دیدم
‫با ناراحتی از پیشت رفت؟

332
00:18:25,123 --> 00:18:26,498
‫می‌دونی چیه؟

333
00:18:26,581 --> 00:18:29,581
‫من فقط حد و مرزهام رو به وضوح مشخص کردم.

334
00:18:29,623 --> 00:18:32,498
‫- حتماً. دیوار بچین.
‫- و اون دلخور شد.

335
00:18:32,623 --> 00:18:35,789
‫پس باهاش مثل یه بچه رفتار کردی و حالا
‫ناراحتی که مثل یه بچه داره رفتار می‌کنه.

336
00:18:35,873 --> 00:18:37,123
‫اوه.

337
00:18:37,206 --> 00:18:40,331
‫می‌دونی چیه؟
‫واقعاً ازش خوشم اومده، والی.

338
00:18:40,956 --> 00:18:43,164
‫نمی‌دونم. اون... اون فرق می‌کنه.

339
00:18:43,248 --> 00:18:45,164
‫آره. می‌دونی چیه؟
‫باید تغییر ایجاد کنی.

340
00:18:45,248 --> 00:18:46,498
‫اگه اون فرق می‌کنه،

341
00:18:46,539 --> 00:18:47,706
‫تو هم باید فرق کنی.

342
00:18:47,748 --> 00:18:50,956
‫می‌دونی چیه؟ تا می‌تونی از زندگی لذت ببر.

343
00:18:51,123 --> 00:18:53,331
‫باید بری دلت رو به دریا بزنی

344
00:18:53,414 --> 00:18:54,914
‫و نتیجه‌ش رو ببینی.

345
00:18:54,998 --> 00:18:56,331
‫می‌خوای نصیحتم رو بدونی؟

346
00:18:56,789 --> 00:18:59,414
‫برو شهر سدونا خوش بگذرون.

347
00:19:07,914 --> 00:19:09,039
‫جودی!

348
00:19:12,373 --> 00:19:13,456
‫خونه‌ای؟

349
00:19:33,518.5 --> 00:19:43,518.5
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

350
00:20:03,581 --> 00:20:05,623
‫ای کوفتی.

351
00:20:16,456 --> 00:20:17,456
‫سم.

352
00:20:18,039 --> 00:20:20,039
‫هی، سم. رسیدیم.

353
00:20:20,123 --> 00:20:21,456
‫اوه، ببخشید.

354
00:20:21,539 --> 00:20:23,123
‫حتماً چرتم گرفت.

355
00:20:23,206 --> 00:20:25,248
‫خب، مثل یه دیو داشتی خروپف می‌کردی.

356
00:20:25,331 --> 00:20:27,206
‫گفتم به استراحت احتیاج داری.

357
00:20:28,456 --> 00:20:29,914
‫این خونه کیه؟

358
00:20:31,706 --> 00:20:32,956
‫دخترم.

359
00:20:34,331 --> 00:20:36,039
‫فقط باید چند تا چیز برداریم.

360
00:20:36,539 --> 00:20:37,914
‫زیاد طول نمی‌کشه.

361
00:20:51,039 --> 00:20:53,456
‫وای، این همه تلویزیون برای چیه؟

362
00:20:53,539 --> 00:20:56,206
‫من و دخترم قبلاً باهم درستشون می‌کردیم.

363
00:20:56,289 --> 00:20:57,414
‫فقط برای تفریح.

364
00:20:57,914 --> 00:20:59,414
‫یه چیز مهندسیه.

365
00:20:59,956 --> 00:21:00,997
‫هوم.

366
00:21:01,081 --> 00:21:03,789
‫به نظر می‌رسه لوله‌های اشعه کاتدی

367
00:21:03,914 --> 00:21:06,247
‫توی این دستگاه‌ها،
‫روی خون هیولا اثر می‌ذاره.

368
00:21:06,664 --> 00:21:07,997
‫پس با خودم گفتم،

369
00:21:08,664 --> 00:21:10,414
‫با تعداد کافی تلویزیون

370
00:21:10,456 --> 00:21:11,914
‫و چند تا چیزمیز دیگه،

371
00:21:11,997 --> 00:21:13,914
‫شاید بتونم یه جور سلاحی بسازم.

372
00:21:13,997 --> 00:21:15,122
‫این همسرته؟

373
00:21:17,789 --> 00:21:18,789
‫لیلی.

374
00:21:21,414 --> 00:21:22,664
‫خوشگله.

375
00:21:24,372 --> 00:21:26,997
‫خودت رو ببین!

376
00:21:28,664 --> 00:21:30,414
‫شما دو تا خیلی خوشحال به نظر می‌رسید.

377
00:21:33,622 --> 00:21:35,081
‫تو به ارواح اعتقاد داری؟

378
00:21:38,914 --> 00:21:42,539
‫اگه دو روز پیش ازم می‌پرسیدی،
‫می‌گفتم نه.

379
00:21:43,039 --> 00:21:44,331
‫ولی حالا...

380
00:21:47,331 --> 00:21:49,039
‫از وقتی به بوروز نقل مکان کردم،

381
00:21:49,956 --> 00:21:51,706
‫حضورش رو حس می‌کنم.

382
00:21:55,122 --> 00:21:56,789
‫انگار که همیشه

383
00:21:57,914 --> 00:21:59,497
‫درست گوشه و کناره.

384
00:22:04,914 --> 00:22:08,372
‫در مراسم یادبود جک،
‫کم کم شروع به دیدن چیزهایی کردم.

385
00:22:09,831 --> 00:22:11,122
‫چیزهای کوچیک.

386
00:22:11,622 --> 00:22:13,039
‫چیزهای غیرممکن.

387
00:22:15,164 --> 00:22:16,706
‫ولی دیشب، لیلی رو دیدم.

388
00:22:17,914 --> 00:22:19,331
‫دیدی؟

389
00:22:19,456 --> 00:22:21,497
‫فکر می‌کنم می‌خواست یه چیزی بهم بگه.

390
00:22:21,581 --> 00:22:22,622
‫اوه، سم...

391
00:22:27,247 --> 00:22:29,331
‫بابا، تو... اینجا چیکار می‌کنی؟

392
00:22:30,164 --> 00:22:31,164
‫ایشون کیه؟

393
00:22:31,664 --> 00:22:32,747
‫اوم...

394
00:22:33,414 --> 00:22:35,081
‫من همسایه دیوار به دیوارشم. سلام.

395
00:22:35,164 --> 00:22:37,164
‫من فقط...
‫بابات یه تلویزیون می‌خواست.

396
00:22:37,664 --> 00:22:39,206
‫من می‌رم توی ماشین.

397
00:22:40,622 --> 00:22:42,414
‫مگه قرار نبود الان سر کار باشی؟

398
00:22:42,497 --> 00:22:46,414
‫آره، امروز تکالیف علوم کودی رو
‫فراموش کردم، واسه همین...

399
00:22:48,539 --> 00:22:49,914
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

400
00:22:51,331 --> 00:22:53,414
‫اومدم چند تا تلویزیون قدیمی بردارم.

401
00:22:53,997 --> 00:22:54,997
‫برای چی؟

402
00:22:56,289 --> 00:22:57,456
‫یه پروژه کوچولو.

403
00:22:57,956 --> 00:22:58,956
‫باشه.

404
00:22:59,456 --> 00:23:02,331
‫من برات پیغام گذاشتم
‫و به تماس‌هام جواب ندادی.

405
00:23:02,414 --> 00:23:03,831
‫آره، سرم شلوغ بوده.

406
00:23:03,914 --> 00:23:07,039
‫ولی برای همسایه‌های خوشگل
‫و تلویزیون‌های قدیمیت وقت داری، ولی...

407
00:23:07,122 --> 00:23:10,622
‫- اونطور که فکر می‌کنی نیست.
‫- پس می‌تونی برام توضیح بدی که چطوره؟

408
00:23:16,039 --> 00:23:17,081
‫نمی‌تونم.

409
00:23:21,122 --> 00:23:22,206
‫باشه.

410
00:23:22,872 --> 00:23:25,081
‫- کارمون تموم شد.
‫- نه، صبر کن، کلیر.

411
00:23:25,747 --> 00:23:27,331
‫منم مامان رو از دست دادم، بابا.

412
00:23:41,081 --> 00:23:44,789
‫سلام. زنگ زدم ببینم
‫این آخر هفته جای خالی دارید یا نه.

413
00:23:44,872 --> 00:23:46,414
‫بذارید چک کنم.

414
00:23:47,789 --> 00:23:49,414
‫اوه، راستش بله، جا داریم.

415
00:23:49,497 --> 00:23:50,497
‫اوه!

416
00:23:50,997 --> 00:23:52,831
‫واقعاً؟ اوم...

417
00:23:52,872 --> 00:23:54,497
‫اتاق جادار دارید؟

418
00:23:58,497 --> 00:23:59,789
‫عالیه.

419
00:24:00,456 --> 00:24:01,539
‫ممنونم. اوم...

420
00:24:02,164 --> 00:24:03,872
‫فکر کنم منظره بیابان، آره.

421
00:24:03,956 --> 00:24:05,289
‫منظره استخر نه.

422
00:24:09,747 --> 00:24:11,581
‫اوم، ببخشید، می‌دونی چیه؟

423
00:24:11,622 --> 00:24:14,372
‫یه چیزی پیش اومد.
‫بعداً بهتون زنگ می‌زنم.

424
00:24:26,080 --> 00:24:30,247
‫چی رو پنهون می‌کنی، ای موجود پاگنده؟

425
00:24:32,955 --> 00:24:34,080
‫[پیدا کردن چهره]

426
00:24:45,664 --> 00:24:47,289
‫[رئیس زندان در یک حادثه هولناک جان باخت.]

427
00:25:00,914 --> 00:25:02,622
‫میلتون هاوزر؟

428
00:25:03,455 --> 00:25:05,455
‫[بیست و یکم نوامبر ۱۹۷۵]

429
00:25:25,580 --> 00:25:26,914
‫داری چی می‌خوری؟

430
00:25:28,289 --> 00:25:29,622
‫«آنکل نیرست».

431
00:25:30,747 --> 00:25:31,997
‫تا حالا اسمش رو نشنیدم.

432
00:25:34,747 --> 00:25:36,997
‫خب، بذار شما دو تا رو به هم معرفی کنم.

433
00:25:49,122 --> 00:25:50,122
‫بفرما.

434
00:26:05,455 --> 00:26:07,872
‫آره، خب، «آنکل نیرست» آدم رو می‌گیره.

435
00:26:11,372 --> 00:26:12,830
‫واقعاً.

436
00:26:18,455 --> 00:26:19,455
‫والی!

437
00:26:19,955 --> 00:26:21,039
‫ما برگشتیم!

438
00:26:21,122 --> 00:26:22,747
‫تو اتاق خوابم!

439
00:26:25,580 --> 00:26:27,539
‫خدای من، داری چیکار می‌کنی؟

440
00:26:27,622 --> 00:26:29,747
‫اوه، آماده کردن طعمه رو تموم کردم،

441
00:26:29,830 --> 00:26:31,372
‫ولی بعد فهمیدم که

442
00:26:31,455 --> 00:26:33,830
‫اگه می‌خوایم موجود رو به تله‌مون بکشیم،

443
00:26:33,914 --> 00:26:36,997
‫باید کل صحنه رو تا حد امکان دلربا کنیم.

444
00:26:37,080 --> 00:26:38,914
‫باید تو رو با یک نفر آشنا کنیم، عزیزم.

445
00:26:38,997 --> 00:26:41,614
‫پس اون دستگاه بخور

446
00:26:41,664 --> 00:26:43,914
‫مایع مغزی-نخاعی رو

447
00:26:43,955 --> 00:26:45,872
‫از طریق آدمک و به هوا پخش می‌کنه.

448
00:26:45,955 --> 00:26:48,955
‫دقیقاً. بعد وقتی موجود میاد بو می‌کنه،

449
00:26:49,039 --> 00:26:50,122
‫تله‌مون رو فعال می‌کنیم.

450
00:26:50,205 --> 00:26:51,372
‫اوه، راستی،

451
00:26:51,414 --> 00:26:52,497
‫چطور پیش رفت؟

452
00:26:52,580 --> 00:26:55,289
‫- سلاح داریم؟
‫- یه ماشین پر از تلویزیون قدیمی داریم.

453
00:26:55,372 --> 00:26:57,164
‫- با اینا.
‫- اسباب‌بازی؟

454
00:26:57,247 --> 00:26:58,997
‫اوه، می‌تونم از آهنرباها

455
00:26:59,080 --> 00:27:01,280
‫برای هدایت و متمرکز کردن ذرات

456
00:27:01,330 --> 00:27:03,164
‫از تلویزیون‌ها به شکل پرتو استفاده کنم.

457
00:27:03,247 --> 00:27:04,455
‫مثل یه تفنگ لیزری؟

458
00:27:04,539 --> 00:27:05,914
‫آره، یه جورایی.

459
00:27:05,997 --> 00:27:08,289
‫از وقتی بچه بودم این یکی رو ندیده بودم.

460
00:27:08,372 --> 00:27:09,747
‫قشنگه، نه؟

461
00:27:09,830 --> 00:27:11,580
‫- زود برمی‌گردم.
‫- کجا می‌ری؟

462
00:27:11,664 --> 00:27:13,497
‫برم یه سلاح واقعی بیارم.

463
00:27:14,205 --> 00:27:16,372
‫- خدایا. این یکی رو ببین.
‫- آره.

464
00:27:16,455 --> 00:27:17,664
‫حیرت‌آوره.

465
00:27:49,122 --> 00:27:50,413
‫اومدم.

466
00:27:50,497 --> 00:27:52,080
‫یه کم صبر کن.

467
00:27:55,038 --> 00:27:56,330
‫تو دیگه چی می‌خوای؟

468
00:27:57,372 --> 00:27:59,080
‫شما تیم هاوزر هستی؟

469
00:27:59,163 --> 00:28:00,955
‫قصد فروش خونه‌م رو ندارم.

470
00:28:01,038 --> 00:28:04,163
‫نه، نه. من اومدم ازت راجع به...

471
00:28:04,247 --> 00:28:06,080
‫پدرت بپرسم.

472
00:28:06,163 --> 00:28:08,538
‫اه، میلتون هاوزر.

473
00:28:11,622 --> 00:28:13,455
‫خدایا. یکی دیگه.

474
00:28:13,538 --> 00:28:14,413
‫یکی دیگه...؟

475
00:28:14,497 --> 00:28:17,705
‫فکر کردی اولین بچه گمشده‌ای هستی
‫که این دور و اطراف میاد

476
00:28:17,747 --> 00:28:19,247
‫و راجع به «بابا» سوال می‌پرسه؟

477
00:28:19,997 --> 00:28:22,372
‫اون مرد بیشتر از شعورش،
‫بچه نامشروع داشت.

478
00:28:23,872 --> 00:28:25,080
‫خب،

479
00:28:25,247 --> 00:28:26,830
‫تا اینجا اومدی،

480
00:28:27,288 --> 00:28:30,163
‫همون بهتر که توی خونه ناامید بشی.

481
00:28:36,830 --> 00:28:39,455
‫امیدوارم لیموناد رو یه کم ترش
‫دوست داشته باشی.

482
00:28:39,997 --> 00:28:43,163
‫دکتر گفت دیگه نمی‌تونم با شکر بخورم.

483
00:28:47,163 --> 00:28:49,372
‫سوال‌هات رو بپرس.

484
00:28:50,872 --> 00:28:52,830
‫قاضی جودی ۲۰ دقیقه دیگه شروع می‌شه.

485
00:28:53,288 --> 00:28:55,330
‫هیچوقت یه قسمتش رو از دست نمی‌دم.

486
00:28:55,413 --> 00:28:56,747
‫خب...

487
00:28:56,830 --> 00:28:59,872
‫به نظر می‌رسه که تو و بابات
‫با هم کنار نمیومدید.

488
00:28:59,913 --> 00:29:01,913
‫نمی‌تونستم اون مردک رو تحمل کنم.

489
00:29:03,038 --> 00:29:04,038
‫این چیه؟

490
00:29:04,122 --> 00:29:06,080
‫یک خرده از تاریخچه خانوادگی‌مون.

491
00:29:06,163 --> 00:29:08,205
‫برای همین اومدی، مگه نه؟

492
00:29:11,663 --> 00:29:12,997
‫کِی فوت کرد؟

493
00:29:13,080 --> 00:29:14,913
‫سال ۱۹۷۵.

494
00:29:15,330 --> 00:29:17,997
‫الان از اون موقعی که مُرد، بزرگترم.

495
00:29:19,205 --> 00:29:21,372
‫ماشینش رو توی بیابون کوبوند.

496
00:29:22,413 --> 00:29:25,747
‫جسدش اونقدر سوخته بود که
‫مجبور شدن تابوت رو بسته نگه دارن.

497
00:29:27,872 --> 00:29:29,663
‫اون توی زندان کار می‌کرد، نه؟

498
00:29:29,747 --> 00:29:32,205
‫کارش رو به عنوان نگهبان شروع کرد
‫و تا رئیس زندان پیش رفت.

499
00:29:33,038 --> 00:29:34,913
‫همون موقع بود که من وارد شدم.

500
00:29:35,663 --> 00:29:37,913
‫اون موقع بود که با آقای لبخند آشنا شدم.

501
00:29:38,538 --> 00:29:41,163
‫- آقای لبخند؟
‫- زندانی‌ها اینجوری صداش می‌کردن.

502
00:29:41,247 --> 00:29:43,122
‫کسی تا حالا ندیده بود پیرمرد لبخند بزنه،

503
00:29:43,163 --> 00:29:45,288
‫مگه اینکه به کسی صدمه می‌زد.

504
00:29:46,788 --> 00:29:48,413
‫باید گزارش می‌دادم، ولی...

505
00:29:48,747 --> 00:29:50,247
‫بازم بابام بود.

506
00:30:00,997 --> 00:30:04,247
‫اون مرد دیگه توی عکس رو می‌شناسی؟

507
00:30:06,247 --> 00:30:07,455
‫نمی‌تونم بگم که می‌شناسم.

508
00:30:09,622 --> 00:30:12,913
‫تموم کارهای وحشتناکی که بابام
‫با مردم می‌کرد رو دیدم.

509
00:30:13,080 --> 00:30:14,913
‫خون ما سمی هست.

510
00:30:15,288 --> 00:30:16,663
‫حال همه بهتر بود

511
00:30:16,747 --> 00:30:20,122
‫اگه کل خونواده‌مون خفه می‌شد و می‌مرد.

512
00:30:20,997 --> 00:30:22,455
‫بذار زمان کار خودش رو بکنه.

513
00:30:23,247 --> 00:30:24,413
‫همه چی رو پاک کنه.

514
00:30:34,038 --> 00:30:36,122
‫من از شروع دوباره نمی‌ترسم.

515
00:30:36,205 --> 00:30:39,163
‫وقتی دانشگاه رو ول کردم
‫تا کسب و کار پیمانکاری رو راه بندازم،

516
00:30:39,247 --> 00:30:40,372
‫زنم اونجا بود.

517
00:30:41,997 --> 00:30:45,163
‫وقتی بچه‌ها رفتن دانشگاه
‫و من دیگه بابا نبودم،

518
00:30:45,247 --> 00:30:46,538
‫زنم اونجا بود.

519
00:30:47,830 --> 00:30:50,247
‫وقتی کمرم آسیب دید
‫و مجبور شدم بازنشسته بشم،

520
00:30:50,288 --> 00:30:52,163
‫زنم اونجا بود.

521
00:30:53,580 --> 00:30:54,622
‫همون جودی؟

522
00:30:54,747 --> 00:30:56,122
‫قطب‌نمای من.

523
00:30:58,372 --> 00:31:01,913
‫یه نقطه ثابت در جهانی
‫که مدام در حال گسترشه.

524
00:31:05,788 --> 00:31:08,622
‫ولی دیگه مثل قبل من رو دوست نداره
‫و حالا سردرگم شدم.

525
00:31:08,663 --> 00:31:11,038
‫موندم دیگه باید چیکار کنم؟

526
00:31:15,913 --> 00:31:16,996
‫آسونه.

527
00:31:18,371 --> 00:31:19,371
‫تنبیه‌ش می‌کنی.

528
00:31:21,913 --> 00:31:23,121
‫تنبیه؟

529
00:31:23,205 --> 00:31:24,788
‫برای اینکه باهات اینجوریه.

530
00:31:25,663 --> 00:31:27,371
‫رفتارش برام مهم نیست.

531
00:31:27,455 --> 00:31:29,788
‫درباره رفتارش حرف نمی‌زنم.

532
00:31:30,496 --> 00:31:32,621
‫درباره عشق حرف می‌زنم.

533
00:31:33,413 --> 00:31:34,788
‫عشق حقیقی.

534
00:31:34,955 --> 00:31:36,121
‫اون...

535
00:31:37,288 --> 00:31:38,663
‫فراتر از همه چیزه.

536
00:31:41,538 --> 00:31:43,038
‫یعنی بالاتر از

537
00:31:43,121 --> 00:31:44,538
‫هر چیز دیگه‌ای.

538
00:31:47,121 --> 00:31:48,371
‫همون رو داشتی.

539
00:31:49,205 --> 00:31:50,621
‫ولی اون...

540
00:31:50,871 --> 00:31:52,205
‫فراموشش کرد.

541
00:31:53,830 --> 00:31:55,705
‫انداختش دور.

542
00:31:57,413 --> 00:31:59,538
‫اون بهت خنجر زد،

543
00:31:59,913 --> 00:32:01,080
‫پس حالا

544
00:32:01,538 --> 00:32:04,205
‫تو باید بهش خنجر بزنی.

545
00:32:06,788 --> 00:32:08,455
‫تنبیه‌ش کن.

546
00:32:11,163 --> 00:32:12,871
‫تو...

547
00:32:21,705 --> 00:32:22,830
‫مشکلی پیش اومده؟

548
00:32:29,496 --> 00:32:30,580
‫ببخشید.

549
00:33:51,121 --> 00:33:52,371
‫کمکم کن.

550
00:33:54,080 --> 00:33:55,788
‫کمکم کن.

551
00:34:30,955 --> 00:34:32,080
‫کوارتز.

552
00:34:32,746 --> 00:34:34,038
‫هنک وامونده.

553
00:35:34,663 --> 00:35:38,288
‫اون عوضی به خاطر بچه گمشده بهم گیر داده.

554
00:35:39,121 --> 00:35:41,913
‫اصلاً نمی‌دونم چرا
‫اسکار داره چیزمیز می‌دزده.

555
00:35:41,996 --> 00:35:43,913
‫شاید سنگ‌های براق رو دوست داره...

556
00:35:46,121 --> 00:35:47,788
‫بذار بعداً بهت زنگ بزنم.

557
00:36:04,663 --> 00:36:06,829
‫موش‌های لعنتی.

558
00:36:40,246 --> 00:36:41,704
‫لعنت.

559
00:36:46,288 --> 00:36:47,288
‫ااه.

560
00:36:48,329 --> 00:36:51,163
‫باید یاد بگیری سرت تو کار خودت باشه، رفیق.

561
00:37:06,288 --> 00:37:07,788
‫بیرون داره تاریک می‌شه.

562
00:37:07,871 --> 00:37:09,538
‫- چطور پیش می‌ره، سم؟
‫- آه!

563
00:37:09,621 --> 00:37:11,371
‫آره. تموم شد.

564
00:37:12,579 --> 00:37:13,621
‫باشه.

565
00:37:13,704 --> 00:37:15,246
‫خونه کاملاً مهر و موم شده.

566
00:37:15,746 --> 00:37:17,788
‫هیچ راهی برای ورود و خروج نیست.

567
00:37:18,079 --> 00:37:19,829
‫به جز اون در حیاط خلوت.

568
00:37:19,913 --> 00:37:21,746
‫خب، صحنه چیده شده

569
00:37:21,788 --> 00:37:23,288
‫و ستاره‌ی ما آماده‌ست.

570
00:37:23,496 --> 00:37:25,163
‫به محض اینکه اون چیز بیاد تو،

571
00:37:25,204 --> 00:37:26,663
‫با تلویزیون‌های سم بهش شلیک می‌کنیم.

572
00:37:26,704 --> 00:37:28,621
‫باشه، به نوبت چهار ساعته کار می‌کنیم.

573
00:37:28,704 --> 00:37:30,788
‫یکی توی دستشویی با کنترل‌ها مستقر بشه.

574
00:37:30,871 --> 00:37:33,246
‫دومی، اونطرف خیابون بخوابه

575
00:37:33,288 --> 00:37:35,079
‫در حالی که اون یکی مراقبشون باشه.

576
00:37:35,163 --> 00:37:37,121
‫و بعد تکرار می‌کنیم.

577
00:37:37,621 --> 00:37:39,579
‫ممکنه روزها طول بکشه، شاید هفته‌ها.

578
00:37:49,079 --> 00:37:51,538
‫جودی، کاملاً مطمئنی که
‫خونه رو مهر و موم کردی؟

579
00:37:52,121 --> 00:37:53,454
‫مطمئنم.

580
00:37:55,454 --> 00:37:57,079
‫خب، یه چیزی وارد شده.

581
00:37:58,204 --> 00:37:59,579
‫غیرممکنه.

582
00:38:00,788 --> 00:38:02,121
‫دیگه هیچی غیرممکن نیست.

583
00:38:04,746 --> 00:38:07,621
‫- با اون می‌خوای چیکار کنی؟
‫- می‌خوام به یه چیزی شلیک کنم.

584
00:38:07,704 --> 00:38:08,996
‫صبر کن، صبر کن، جودی!

585
00:38:11,579 --> 00:38:12,746
‫حالا چیکار کنیم؟

586
00:38:13,412 --> 00:38:14,579
‫به نقشه پایبند باش.

587
00:38:42,204 --> 00:38:43,287
‫روشن می‌کنم.

588
00:38:43,371 --> 00:38:44,537
‫خیلی‌خب.

589
00:39:15,871 --> 00:39:17,204
‫خدای من!

590
00:39:17,704 --> 00:39:18,954
‫چی شد؟

591
00:39:19,037 --> 00:39:21,454
‫فیوزها رو انداختم،
‫ولی باتری پشتیبان دارم.

592
00:39:21,537 --> 00:39:22,621
‫خب، شاید...

593
00:39:27,079 --> 00:39:28,371
‫اومد.

594
00:39:29,662 --> 00:39:30,704
‫نگاه نکن.

595
00:39:34,121 --> 00:39:35,621
‫بالای کمده.

596
00:39:38,329 --> 00:39:39,537
‫داره چیکار می‌کنه؟

597
00:39:42,121 --> 00:39:43,537
‫داره به ما نگاه می‌کنه.

598
00:39:47,704 --> 00:39:48,871
‫تلویزیون‌ها رو بچرخون.

599
00:39:49,162 --> 00:39:50,162
‫چی؟

600
00:39:50,246 --> 00:39:52,746
‫تلویزیون‌ها رو بچرخون
‫تا بهش نشونه بره.

601
00:39:52,829 --> 00:39:55,121
‫ولی... با بی‌خیالی انجامش بده.

602
00:39:55,954 --> 00:39:57,746
‫اه، با بی‌خیالی؟

603
00:39:57,912 --> 00:39:58,912
‫آره.

604
00:40:00,454 --> 00:40:01,496
‫لعنت.

605
00:40:02,954 --> 00:40:03,954
‫لعنت.

606
00:40:05,996 --> 00:40:07,204
‫اوه، خدای من.

607
00:40:09,412 --> 00:40:10,871
‫لعنت، لعنت، لعنت.

608
00:40:10,912 --> 00:40:12,079
‫داره یه کاری می‌کنه.

609
00:40:12,162 --> 00:40:13,246
‫تقریباً تموم شد.

610
00:40:14,079 --> 00:40:15,162
‫سم.

611
00:40:15,246 --> 00:40:16,537
‫باید سریع عمل کنی.

612
00:40:18,162 --> 00:40:19,204
‫وقتمون تموم شد.

613
00:40:19,287 --> 00:40:20,412
‫حالا!

614
00:40:25,746 --> 00:40:26,829
‫جواب نداد.

615
00:40:27,704 --> 00:40:28,954
‫خدای من!

616
00:40:33,621 --> 00:40:35,287
‫بهش زدم. فکر کنم بهش زدم.

617
00:40:35,371 --> 00:40:37,162
‫- نذار فرار کنه.
‫- بهش زدم.

618
00:41:35,079 --> 00:41:40,037
‫«ترجمه از خشایار»