1
00:01:15,124 --> 00:01:16,833
‫من معلم کلاس دخترتون هستم...

2
00:01:16,916 --> 00:01:17,916
‫«دوشنبـه، 19 اکتبر»

3
00:01:17,958 --> 00:01:19,958
‫- به نظرم باید...
‫- متوجـه ام.

4
00:01:20,041 --> 00:01:22,833
‫لـه چند روزیـه که پیش پدر بزرگش
‫می مونـه...

5
00:01:22,916 --> 00:01:25,291
‫پس اگه جلسه امروزه، اون به جای
‫من میاد.

6
00:01:25,374 --> 00:01:28,166
‫با روانشناس مدرسه هم تماس گرفتم.

7
00:01:28,249 --> 00:01:29,999
‫روانشناس مدرسه؟ چرا؟

8
00:01:30,583 --> 00:01:32,749
‫فکر می کردم فقط یه بگو مگوی
‫دخترونـه بوده؟

9
00:01:32,833 --> 00:01:34,749
‫این همون چیزیـه که باید بفهمیم...

10
00:01:34,833 --> 00:01:37,624
‫و به خاطر همینه که همه از گروه دخترها
‫دارن میان.

11
00:01:37,708 --> 00:01:40,833
‫- بله.
‫- پس خیلی خوب میشه اگه خودتون بیاید.

12
00:01:40,916 --> 00:01:44,916
‫- آره، باشه، خیلی دوست دارم بیام.
‫- خوبـه، پس بعدا می بینمتون.

13
00:02:12,624 --> 00:02:14,249
‫اومدید اینجا ساختمون رو ببینید؟

14
00:02:14,333 --> 00:02:16,583
‫خیلی قشنگـه، تازه رنگ شده.

15
00:02:16,666 --> 00:02:18,791
‫به نظرم اشتباه گرفتید.

16
00:02:18,874 --> 00:02:20,874
‫می دونید هس خونه ست یا نه؟

17
00:02:21,416 --> 00:02:24,916
‫نمی دونم.
‫برید داخل، هیچوقت درب رو قفل نمی کنه.

18
00:02:24,999 --> 00:02:25,999
‫خیلی خب.

19
00:02:28,791 --> 00:02:31,833
‫میگه چیز با ارزشی واسه دزدی نداره
‫اما...

20
00:02:34,083 --> 00:02:36,083
‫این دیگه چه کوفتیـه؟

21
00:02:40,333 --> 00:02:43,374
‫- چی شده؟
‫- تازه دیوار رو رنگ سفید زده بودی.

22
00:02:44,416 --> 00:02:47,291
‫اوه آره، به هر حال دو دست دیگه
‫باید رنگ بخوره، درست میگم؟

23
00:02:49,416 --> 00:02:51,499
‫بابا، باید بریم مونوپلی بازی کنیم.

24
00:02:52,166 --> 00:02:53,583
‫آره، بزن بریم رفیق.

25
00:02:56,249 --> 00:02:57,458
‫- سلام.
‫- سلام.

26
00:02:59,333 --> 00:03:03,041
‫چه خبر شده؟ گوشیت رو جواب نمیدی، تو
‫جلسه ی آگاه سازی امروز صبح هم نبودی.

27
00:03:04,041 --> 00:03:05,666
‫چیزی نشده.
‫خبر جدیدی نداری؟

28
00:03:05,749 --> 00:03:08,291
‫آزمایشات پزشکی قانونی
‫چیزی رو نشون نداد.

29
00:03:08,374 --> 00:03:13,416
‫بخش آی تی هم هنوز نتونسته آدرس آی پی
‫ناشناسی که گزارش داده رو پیدا کنـه.

30
00:03:13,499 --> 00:03:16,666
‫همچنین نمی تونن بگن کی اون
‫فیلم و متن رو فرستاده.

31
00:03:16,749 --> 00:03:19,041
‫- سر نخی از کلبـه ی آخر هفته پیدا نشد؟
‫- نه، هیچی.

32
00:03:19,124 --> 00:03:21,583
‫مجرم احتمالا ما رو در بلاهو پیدا کرده...

33
00:03:21,666 --> 00:03:25,083
‫و می دونسته که جسی کیوم هر چند وقت
‫یک بار خونـه رو قرض می گرفته.

34
00:03:25,166 --> 00:03:27,708
‫پس تمام چیزی که داریم آدمک بلوطی ای
‫هستش که...

35
00:03:27,791 --> 00:03:29,957
‫اثر انگشت دختر هارتونگ روشـه.

36
00:03:30,916 --> 00:03:33,457
‫آره، به خاطر همین باید باهاش
‫صحبت کنیم.

37
00:03:34,707 --> 00:03:36,291
‫- رُزا هارتونگ رو میگی؟
‫- گوش کن.

38
00:03:36,874 --> 00:03:39,666
‫همه چیز در مورد اونـه.
‫از زمان شروع پرونده همینطور بوده.

39
00:03:39,749 --> 00:03:43,374
‫- اجازه نداریم با هارتونگ مصاحبه کنیم.
‫- خیلی خب، باید این رو ببینی، یه نگاه بنداز.

40
00:03:43,457 --> 00:03:44,999
‫این فیلم رو تازه پیدا کردم.

41
00:03:45,874 --> 00:03:48,957
‫الان...الان نـه. نیلاندر می خواد چند
‫کلمه ای در مورد ریکس صحبت کنه.

42
00:03:49,041 --> 00:03:52,166
‫فیلم پلیس از محلی که کریستینا
‫یک سال پیش ناپدید شده.

43
00:03:52,249 --> 00:03:53,999
‫ببین. تازه متوجـه شدم.

44
00:03:54,499 --> 00:03:55,791
‫کنار کیف مدرسه ش.

45
00:03:58,666 --> 00:03:59,791
‫آدمک بلوطی.

46
00:04:12,791 --> 00:04:15,374
‫دوباره باید به نیلاندر فشار بیاریم.

47
00:04:16,082 --> 00:04:17,082
‫آره.

48
00:04:24,374 --> 00:04:29,374
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫.:. ترجمـــــه و زیـــرنـــویـس .:.
‫فرشــــاد نوروزی

49
00:05:04,041 --> 00:05:06,124
‫با 22 سال سابقـه...

50
00:05:06,707 --> 00:05:09,666
‫ریکس به اندازه ی قدمت بنای
‫این ساختمون...

51
00:05:10,166 --> 00:05:13,207
‫عضو ایستگاه پلیس بوده.

52
00:05:14,624 --> 00:05:19,207
‫همگی به خاطر از دست دادن مارتین و
‫این پرونده واقعا تحت تاثیر قرار گرفتیم.

53
00:05:22,416 --> 00:05:26,166
‫اما به اون، دیگر قربانی ها و
‫خانواده هاشون بدهکاریم...

54
00:05:26,749 --> 00:05:29,916
‫و باید مجرمی که پشت این قضیه ست رو
‫پیدا کنیم و جلوش رو بگیریم.

55
00:05:31,582 --> 00:05:33,957
‫ازتون می خوام به افتخار همکار...

56
00:05:35,082 --> 00:05:37,707
‫و دوستمون مارتین ریکس...

57
00:05:38,582 --> 00:05:39,582
‫یک دقیقه...

58
00:05:40,957 --> 00:05:41,999
‫سکوت کنید.

59
00:05:49,666 --> 00:05:51,874
‫چهارتا قربانی که یکیشون
‫همکار خودمون بوده.

60
00:05:51,957 --> 00:05:54,666
‫و طبق اطلاعاتی که دریافت کردم،
‫وزیر قربانی بعدیـه!

61
00:05:55,207 --> 00:05:57,291
‫اطرافش پر شده از محافظ.

62
00:05:57,374 --> 00:05:59,791
‫- تمام اقدامات احتیاطی...
‫- و مصاحبه ی شوهرش در تلویزیون؟

63
00:05:59,874 --> 00:06:01,666
‫رسانـه ها یه لحظه دست از سرمون
‫برنمی دارن.

64
00:06:02,291 --> 00:06:04,582
‫قاضی به خاطر اون اثر انگشت ها
‫مدام داره من رو بازخواست می کنه.

65
00:06:04,666 --> 00:06:06,374
‫اثر انگشت ها تا همیشه باقی
‫می مونن.

66
00:06:08,166 --> 00:06:11,749
‫- هی، هی، هی! بیخیال! ولش کن!
‫- هی! بس کن! یانسن!

67
00:06:12,416 --> 00:06:13,624
‫- یانسن!
‫- بس کن!

68
00:06:13,707 --> 00:06:15,541
‫- بس کن!
‫- همه ش تقصیر توئـه.

69
00:06:16,124 --> 00:06:18,832
‫ریکس به خاطر ایده های مسخره ی
‫تو الان مُرده.

70
00:06:18,916 --> 00:06:19,999
‫بس کن!

71
00:06:20,541 --> 00:06:22,957
‫من خودم اجازه ی اون عملیات رو دادم.

72
00:06:23,041 --> 00:06:25,707
‫اگه می خوای از دست کسی عصبانی
‫باشی، اون شخص منم. آروم باش.

73
00:06:33,041 --> 00:06:34,582
‫برو خونـه و استراحت کن.

74
00:06:34,666 --> 00:06:35,666
‫آره.

75
00:06:37,874 --> 00:06:38,874
‫باشه.

76
00:06:39,666 --> 00:06:41,207
‫نیلاندر.

77
00:06:41,291 --> 00:06:42,291
‫یه لحظه صبر کن.

78
00:06:42,332 --> 00:06:45,874
‫همینطوری به ما خیره نشید!
‫یه پرونده داریم که باید حلش کنیم، برید سراغش.

79
00:06:46,499 --> 00:06:49,082
‫آره، خیلی خوب می دونم که شما دو نفر
‫چی می خواید.

80
00:06:49,749 --> 00:06:51,582
‫برید از رُزا هارتونگ بازجویی
‫کنید.

81
00:06:52,374 --> 00:06:54,749
‫به وزارتخانه خبر دادم که دارید میرید.

82
00:06:55,832 --> 00:06:58,040
‫تهدیدش کردن.

83
00:06:59,290 --> 00:07:02,457
‫متاسفم اما سرویس های مخفی
‫نمی خواستن کسی چیزی بفهمـه.

84
00:07:02,540 --> 00:07:04,832
‫یه سری گزارش هم هست،
‫اونا رو بیار، باشه؟

85
00:07:13,165 --> 00:07:15,499
‫داستان استین تو کل رسانه ها
‫پخش شده.

86
00:07:15,999 --> 00:07:18,707
‫همین الان داشتم با مشاور نخست وزیر
‫صحبت می کردم.

87
00:07:18,790 --> 00:07:21,124
‫می خوان یه اطلاعیـه ی رسمی بدیم...

88
00:07:21,207 --> 00:07:24,999
‫که داخلش به یافتـه های تحقیقات پلیس
‫ابراز اطمینان کنی.

89
00:07:25,082 --> 00:07:29,249
‫اما استین درست میگه.
‫شک و تردید جدیدی در پرونده ایجاد شده.

90
00:07:29,832 --> 00:07:32,374
‫باید جلوی گمانه پردازی های
‫رسانه ها رو بگیریم...

91
00:07:32,457 --> 00:07:34,290
‫- تا دولت و وزیر دادگستری...
‫- رُزا؟

92
00:07:34,332 --> 00:07:36,040
‫...بیشتر از این تحت فشار...

93
00:07:36,082 --> 00:07:38,499
‫- قرار نگیرن، رُزا...
‫- پلیس اومده.

94
00:07:39,957 --> 00:07:42,457
‫می خوای به میز مذاکره برگردی یا نه؟

95
00:07:43,040 --> 00:07:45,874
‫آه...من...من الان نمی تونم
‫تصمیمی بگیرم.

96
00:07:46,499 --> 00:07:48,124
‫بذار اول با پلیس صحبت کنم.

97
00:07:50,582 --> 00:07:52,415
‫اینا همون سه تا زن هستن.

98
00:07:54,540 --> 00:07:57,957
‫لارا کیایر، آنا سایر لاسن و جسی کیوم.

99
00:07:58,540 --> 00:08:01,665
‫آره، داخل رسانه ها دیدمشون.

100
00:08:01,749 --> 00:08:03,790
‫- هوم.
‫- اما هرگز از نزدیک ملاقاتشون نکردم.

101
00:08:03,874 --> 00:08:07,665
‫این سه نفر به صورت ناشناس
‫توسط مجرم به خاطر...

102
00:08:07,749 --> 00:08:11,207
‫قصور در انجام وظایف یا آزار و اذیت
‫بچه هاشون گزارش شدن.

103
00:08:11,290 --> 00:08:15,415
‫با وجود گزارش ها، آزار و اذیت و سو استفاده
‫هرگز توسط مقامات فاش نشد.

104
00:08:15,499 --> 00:08:18,957
‫به خاطر اینکه شما وزیر رفاه و تأمین اجتماعی هستید
‫و به خاطر اثر انگشت های کریستینا...

105
00:08:19,040 --> 00:08:23,415
‫ما بر این باور هستیم که انگیزه ی مجرم
‫بیشتر هدف قرار دادن شماست.

106
00:08:23,499 --> 00:08:24,832
‫یعنی فکر می کنه این اتفاقات
‫تقصیر منـه؟

107
00:08:25,415 --> 00:08:26,582
‫احتمالا آره.

108
00:08:26,665 --> 00:08:28,874
‫و ممکنـه همون شخصی باشه...

109
00:08:28,957 --> 00:08:31,624
‫که پشت تهدیدهای دریافتی
‫اخیره.

110
00:08:33,207 --> 00:08:36,874
‫اما می دونید کی ممکنـه شما رو قاتل
‫خطاب کنـه؟

111
00:08:37,540 --> 00:08:40,207
‫سرویس مخفی هم همین سوال رو
‫از من پرسید اما نـه...

112
00:08:40,290 --> 00:08:42,915
‫- نمی دونم.
‫- مطمئن هستید؟

113
00:08:43,874 --> 00:08:48,999
‫ممکنـه با کسی بحث کرده باشید که
‫الان می خواد انتقام بگیره؟

114
00:08:49,082 --> 00:08:52,582
‫نه، اصلا نمی دونم اون شخص کی می تونـه
‫باشه، من دشمن شخصی ای ندارم...

115
00:08:52,665 --> 00:08:56,499
‫اما اصرار داشتم که استقرار اجباری بچه هایی که
‫در حال شکوفایی نبودن هر چه سریع تر صورت بگیره.

116
00:08:56,582 --> 00:08:59,499
‫پس آره، ممکنـه که یه سری از پدر و مادرها
‫ناراحت و ناامید شده باشن.

117
00:08:59,582 --> 00:09:02,874
‫پرونده ی به خصوصی توی ذهنتون
‫هست؟

118
00:09:04,915 --> 00:09:08,415
‫نه، من به این مسائل فکر نمی کنم.

119
00:09:08,499 --> 00:09:10,415
‫همیشه بچه ها برای من در اولویت
‫هستن.

120
00:09:10,957 --> 00:09:13,790
‫همانطور که می دونید، من خودم هم یه زمانی به
‫پدر و مادری نیاز داشتم که من رو به فرزندی بگیرن.

121
00:09:13,874 --> 00:09:16,540
‫- پس خوب می دونم که در مورد چی دارم حرف می زنم.
‫- در این مورد برامون بگید.

122
00:09:18,915 --> 00:09:21,874
‫آره، من رو به فرزندی گرفتن،
‫تنها فرزند بودم.

123
00:09:21,957 --> 00:09:25,874
‫پدر و مادر واقعیم رو نمی شناسم و پدر و مادری
‫که من رو به فرزندی گرفتن هم الان مُردن.

124
00:09:25,957 --> 00:09:27,624
‫اما بچگی خوب و قشنگی داشتم.

125
00:09:29,707 --> 00:09:33,124
‫اما این آدمک های بلوطی باید
‫یه معنی ای داشته باشن.

126
00:09:33,915 --> 00:09:37,040
‫به نظرتون چرا یه نفر باید با این
‫آدمک ها باهاتون روبرو بشه؟

127
00:09:37,124 --> 00:09:38,999
‫چیزی نمی دونم که شما ازش
‫بی خبر باشید.

128
00:09:39,082 --> 00:09:42,040
‫- کریستینا یه زمانی از اون آدمک ها درست می کرد...
‫- نه، قضیه این نیست.

129
00:09:42,124 --> 00:09:43,832
‫باید یه چیز دیگه باشه.

130
00:09:43,915 --> 00:09:47,999
‫یه جور امضای عجیب و غریب.

131
00:09:48,082 --> 00:09:50,999
‫انگار کار کسیـه که شما رو می شناسه
‫و می خواد یه چیزی بهتون بگه.

132
00:09:52,290 --> 00:09:53,290
‫دوباره امتحان کنید.

133
00:09:53,665 --> 00:09:55,957
‫خیلی وقت پیش چطور؟
‫وقتی که شما...

134
00:09:56,874 --> 00:09:58,457
‫وقتی که جوان بودید یا...

135
00:10:00,415 --> 00:10:02,915
‫وقتی که کریستینا، یک سال پیش،
‫ناپدید شد؟

136
00:10:05,582 --> 00:10:06,582
‫نـه!

137
00:10:07,124 --> 00:10:08,124
‫من...

138
00:10:08,665 --> 00:10:10,165
‫نمی دونم اونا چه معنی ای دارن.

139
00:10:17,499 --> 00:10:19,624
‫- ممنون.
‫- این یعنی نمی تونید کارتون رو ادامـه بدید؟

140
00:10:19,707 --> 00:10:20,957
‫نه، ما برمی گردیم.

141
00:10:21,040 --> 00:10:25,540
‫اما می خوایم تمام پرونده های استقرار اجباری ای
‫که در زمان تصدی شما ایجاد شدن رو ببینیم.

142
00:10:26,123 --> 00:10:27,123
‫البته.

143
00:10:28,332 --> 00:10:30,165
‫من هم یه سوال از شما دارم.

144
00:10:32,290 --> 00:10:34,957
‫به نظرتون احتمالش هست که
‫اون زنده باشه؟

145
00:10:35,498 --> 00:10:36,498
‫کریستینا رو میگم!

146
00:10:37,040 --> 00:10:38,665
‫نه، متاسفانـه نه.

147
00:10:39,165 --> 00:10:41,165
‫اما البته که درک می کنیم...

148
00:10:41,248 --> 00:10:43,790
‫چرا شوهرتون جلوی دوربین
‫اون حرف رو زده.

149
00:10:45,748 --> 00:10:48,207
‫اما اثر انگشت ها...سه بار!

150
00:10:48,957 --> 00:10:52,040
‫- به نظر میاد که...
‫- اگه مجرم بخواد شما رو اذیت کنه...

151
00:10:52,123 --> 00:10:56,082
‫اونوقت کثیف ترین کاری که می کنه اینـه که
‫به شما و خانواده تون امید الکی میده.

152
00:10:57,623 --> 00:10:59,582
‫اما مطمئن نیستید؟

153
00:11:01,248 --> 00:11:02,707
‫یعنی یه احتمالی هست؟

154
00:11:08,498 --> 00:11:10,373
‫فکر کنید ببینید چیزی به ذهنتون
‫میاد یا نـه.

155
00:11:11,332 --> 00:11:12,332
‫ممنون.

156
00:11:20,748 --> 00:11:23,582
‫این هم کپی تمام پرونده های
‫استقرار اخیر.

157
00:11:23,665 --> 00:11:25,498
‫وزارتخانه میگه باز هم هست.

158
00:11:25,582 --> 00:11:27,498
‫دنبال پرونده هایی باش که شامل
‫خشم و عصبانیت شدید...

159
00:11:27,582 --> 00:11:29,623
‫- نسبت به سیستم یا وزیر میشه.
‫- باشه.

160
00:11:29,707 --> 00:11:33,040
‫خوبه. این پرونده ها در حال حاضر
‫تنها سر نخ ما هستن.

161
00:11:33,123 --> 00:11:35,582
‫من باید برم به جلسه ی مشاوره ی
‫والدین در مدرسه...

162
00:11:35,665 --> 00:11:37,290
‫اما تا یک ساعت دیگه برمی گردم.

163
00:11:41,540 --> 00:11:45,332
‫اون آدمک بلوطی داخل فیلم باید به این
‫معنی باشه که حمله کننده ی کریستینا...

164
00:11:45,415 --> 00:11:47,790
‫همون شخصیـه که دنبالش هستیم و...

165
00:11:47,873 --> 00:11:50,290
‫و رُزا هارتونگ باید یه ارتباطی
‫با قضیه داشته باشه.

166
00:11:50,373 --> 00:11:52,165
‫آره، اما هیچ مدرکی نداریم که
‫نشون بده...

167
00:11:52,248 --> 00:11:54,790
‫قتل ها به پرونده ی کریستینا
‫مربوط میشن.

168
00:12:09,373 --> 00:12:11,040
‫میشه دوباره فیلم رو ببینم؟

169
00:12:11,123 --> 00:12:13,123
‫- آره.
‫- دقیقه ی چندم؟

170
00:12:13,623 --> 00:12:14,748
‫01:28

171
00:12:18,582 --> 00:12:20,707
‫مثل بقیه ست.

172
00:12:20,790 --> 00:12:24,582
‫منظورم اینه که، ممکنه خودش ساخته باشه و
‫بعد از داخل کیفش افتاده باشه بیرون.

173
00:12:49,915 --> 00:12:50,915
‫این رو ببین!

174
00:12:57,123 --> 00:12:58,623
‫چیزی که می بینم رو تو
‫هم می بینی؟

175
00:13:02,415 --> 00:13:03,998
‫دوباره پخشش کن،
‫برو عقب!

176
00:13:05,790 --> 00:13:07,582
‫گنز، یه دقیقه وقت داری؟

177
00:13:07,665 --> 00:13:09,998
‫نه، وقت ندارم، نیلاندر 24 ساعتـه داره از
‫من کار می کِشه و حواسش بهم هست.

178
00:13:10,082 --> 00:13:13,998
‫لطفا این رو وصل کن و برو به قسمت آخر فیلم.
‫دقیقـه ی 2:48.

179
00:13:16,415 --> 00:13:18,748
‫باشه، همگی 5 دقیقه برید
‫استراحت، باشه؟

180
00:13:19,623 --> 00:13:22,415
‫اگه بری جلو و در زمانی که گفتم
‫مکث کنی...

181
00:13:22,498 --> 00:13:23,498
‫آره.

182
00:13:24,332 --> 00:13:25,998
‫- دقیقه ی 2:48.
‫- اوهوم.

183
00:13:34,748 --> 00:13:35,748
‫چی...

184
00:13:35,832 --> 00:13:37,790
‫- اون لینوس بکر نیست؟
‫- دقیقا.

185
00:13:38,332 --> 00:13:41,123
‫زمان دقیق ساخت این فیلم رو می دونی؟

186
00:13:41,998 --> 00:13:44,123
‫- داخل بایگانی داریش؟
‫- آره.

187
00:13:44,207 --> 00:13:48,540
‫طبق گزارش، خونـه ی بکر رو بعد از
‫خبر ناشناسی که دادن بررسی کردن.

188
00:13:48,623 --> 00:13:49,623
‫- آره.
‫- آره.

189
00:13:49,665 --> 00:13:53,207
‫تماس رو از یه موبایل پیش پرداخت شده که
‫به اسم کسی ثبت نشده بود، گرفتن.

190
00:13:53,290 --> 00:13:55,831
‫- آره.
‫- اما چیز بیشتری پیدا کردی؟

191
00:13:55,915 --> 00:13:58,706
‫خب، نه، بیشتر تمرکز ما روی...

192
00:13:58,790 --> 00:14:02,665
‫خب، روی قمـه بود و همچنین روی
‫تمایلات لینوس بکر.

193
00:14:02,748 --> 00:14:05,706
‫بایگانی پلیس رو هک کرده بود تا
‫عکس های سردخونه رو نگاه کنه.

194
00:14:05,790 --> 00:14:09,165
‫اما فقط زمانی اعتراف کرد که یانسن
‫با قمـه رفت پیشش!

195
00:14:09,790 --> 00:14:12,665
‫آه...آره، گمونم همینطوره.

196
00:14:12,748 --> 00:14:16,790
‫ساعت 6:07 عصر، لینوس بکر
‫اونجا ایستاده.

197
00:14:16,873 --> 00:14:18,081
‫ساعت 6:07.

198
00:14:24,706 --> 00:14:25,831
‫اینجا چی نوشته؟

199
00:14:27,040 --> 00:14:28,831
‫دقیقا همون زمانـه!

200
00:14:29,331 --> 00:14:33,540
‫همون زمانی که بکر ادعا کرده با جسد هارتونگ
‫به سمت شمال در حال رانندگی بوده.

201
00:14:34,831 --> 00:14:36,915
‫آه...نمی خوام این حس خوب رو
‫خراب کنم اما...

202
00:14:36,998 --> 00:14:39,331
‫لینوس بکر هنوز هم می تونسته
‫اون دختر رو بکُشه...

203
00:14:39,415 --> 00:14:42,165
‫- یا قبل یا بعد از زمانی که اونجا ایستاده.
‫- آره.

204
00:14:42,248 --> 00:14:44,498
‫چرا باید به قتلی که مرتکب
‫نشده اعتراف کنه؟

205
00:14:47,040 --> 00:14:48,581
‫خب، باید بریم ازش بپرسیم.

206
00:14:49,998 --> 00:14:50,831
‫آره.

207
00:14:50,915 --> 00:14:52,998
‫به نظرتون نیلاندر با این کار
‫موافقت می کنه؟

208
00:14:58,165 --> 00:15:02,665
‫از لیو خواستم که تمام پرونده های
‫استقرار اجباری رو برام بیاره، بعد از...

209
00:15:02,748 --> 00:15:04,706
‫جلسه م در پناهگاه زنان میاد خونه
‫دیدنم...

210
00:15:04,790 --> 00:15:07,290
‫تا با هم اون پرونده ها رو بررسی کنیم.

211
00:15:07,373 --> 00:15:10,748
‫و جلسه ی وزارت دارایی در مورد
‫مذاکرات ناموفق چی؟

212
00:15:11,248 --> 00:15:13,081
‫آره، اون رو کنسل کردم.

213
00:15:14,456 --> 00:15:18,165
‫متن اولیه ای که برای رسانه ها نوشتی رو
‫خوندم اما پخشش نمی کنیم.

214
00:15:18,248 --> 00:15:20,290
‫من با استین موافقم.

215
00:15:20,373 --> 00:15:24,540
‫رُزا، من از استین خوشم میاد اما از بیرون، کاری که
‫داره انجام میده یه مقدار مسخره و دیوانگیـه.

216
00:15:25,415 --> 00:15:29,040
‫اگه ازش حمایت کنی، به عنوان دوست
‫و مشاورت باید بهت بگم که...

217
00:15:29,123 --> 00:15:31,998
‫این ریسک رو کردی که نخست وزیر
‫تو رو برکنار کنه.

218
00:15:32,081 --> 00:15:34,081
‫هیچ چیزی مهم تر از دخترم نیست!

219
00:15:37,248 --> 00:15:38,248
‫ممنونم.

220
00:15:40,456 --> 00:15:42,790
‫- خوب مراقبش باش.
‫- بله، البته.

221
00:15:43,998 --> 00:15:48,081
‫یعقوب، دو ثانیه صبر کن.
‫کامپیوترم رو جا گذاشتم اما لیو داره میاد.

222
00:15:48,165 --> 00:15:50,206
‫- باشه، مشکلی نیست.
‫- ممنون.

223
00:16:06,915 --> 00:16:09,123
‫خب، به نظرم ما...

224
00:16:10,456 --> 00:16:13,623
‫بابایی منتظره، دیگه باید بریم.

225
00:16:13,706 --> 00:16:15,998
‫باشه؟ ممنونم.

226
00:16:18,290 --> 00:16:20,998
‫خدانگهدار توبیاس، می بینمت.

227
00:16:29,956 --> 00:16:30,790
‫بله؟

228
00:16:30,873 --> 00:16:33,581
‫نیروهای پلیس و محافظ ها همه جا
‫در رفت و آمد هستن.

229
00:16:33,665 --> 00:16:35,998
‫- به نظرم باید صبر کنیم.
‫- اما اون صبر نکرد.

230
00:16:36,748 --> 00:16:39,081
‫هیچ فرصتی بهمون نداد.
‫چرا ما باید بدیم؟

231
00:16:40,706 --> 00:16:42,290
‫طبق توافقی که داشتیم عمل کن.

232
00:16:52,956 --> 00:16:54,915
‫اونی که واسه سال گذشته بود چی؟

233
00:16:56,206 --> 00:16:57,706
‫- هوم...
‫- یه مقدار برو پایین تر.

234
00:16:57,790 --> 00:16:58,790
‫نه...

235
00:16:59,373 --> 00:17:01,290
‫- نه، این نیست.
‫- اون نیست.

236
00:17:01,373 --> 00:17:02,373
‫چطوره که...

237
00:17:02,415 --> 00:17:03,581
‫- سلام.
‫- سلام.

238
00:17:04,290 --> 00:17:06,456
‫- خبرنگارها هنوز بیرون هستن؟
‫- نه.

239
00:17:06,540 --> 00:17:09,540
‫اما متاسفانـه به مدرسه رفتن!

240
00:17:09,623 --> 00:17:10,956
‫اینا همه ش تقصیر توئـه!

241
00:17:11,040 --> 00:17:12,623
‫- دوباره شروع کردی!
‫- آره.

242
00:17:13,581 --> 00:17:14,831
‫آره.

243
00:17:14,915 --> 00:17:17,831
‫من...سعی کردم بهش توضیح بدم
‫که چرا داریم این کار رو می کنیم.

244
00:17:17,915 --> 00:17:19,415
‫اما متوجـه نمیشه.

245
00:17:20,123 --> 00:17:23,081
‫خب، من میرم دفتر.
‫مدام دارن به گوشیم زنگ می زنن.

246
00:17:23,164 --> 00:17:26,706
‫بیش از صد ایمیل از طرف کسایی که
‫مصاحبه رو دیدن دریافت کردم.

247
00:17:26,789 --> 00:17:27,623
‫چیکار داری می کنی؟

248
00:17:27,706 --> 00:17:30,039
‫پلیس تمام پرونده های استقرار
‫اجباری رو خواسته...

249
00:17:30,123 --> 00:17:32,789
‫واسه همین منم گفتم یه نگاهی
‫بهشون بندازم.

250
00:17:32,873 --> 00:17:34,331
‫رُزا، یه چیزی تو ذهنم اومد.

251
00:17:34,414 --> 00:17:37,956
‫اون پرونده ی وحشتناک رو یادت میاد که
‫در مورد...طرف دکتر بود؟

252
00:17:38,539 --> 00:17:41,123
‫بچه ش رو ازش گرفته بودن
‫و رفت سراغ رسانه ها!

253
00:17:41,831 --> 00:17:43,248
‫پرستار نبود؟

254
00:17:43,873 --> 00:17:47,081
‫فکر کنم بود، به مقامات اتهامات
‫سنگینی وارد کرد.

255
00:17:48,164 --> 00:17:51,623
‫آره، دنبال اون پرونده هستم اما
‫اسمش یادم نمیاد.

256
00:17:51,706 --> 00:17:54,998
‫بعد از سفرت به بروکسل بود.

257
00:17:56,873 --> 00:17:58,581
‫لیو، میشه برگردی به 2 سال قبل؟

258
00:17:59,581 --> 00:18:03,081
‫زمستون بود.
‫شاید ژانویه یا فوریـه.

259
00:18:07,498 --> 00:18:09,081
‫صبر کن، اون رو ببین.

260
00:18:13,914 --> 00:18:16,206
‫یانسن، به نظرم باید بری خونـه.

261
00:18:20,789 --> 00:18:22,706
‫هس یا تولین رو ندیدید؟

262
00:18:23,914 --> 00:18:24,998
‫نه، چی شده؟

263
00:18:25,498 --> 00:18:28,373
‫منشی دفتر رُزا هارتونگ
‫تماس گرفته.

264
00:18:28,456 --> 00:18:30,873
‫از یه پرونده ی به خصوص آگاه شدن.

265
00:18:30,956 --> 00:18:32,081
‫بذار من حرف بزنم.

266
00:18:34,706 --> 00:18:35,706
‫ممنون.

267
00:18:36,789 --> 00:18:38,373
‫کارآگاه تیم یانسن هستم.

268
00:18:39,164 --> 00:18:41,331
‫نمی دونم الان کجان اما شما
‫می تونی با من صحبت کنی.

269
00:19:07,331 --> 00:19:09,748
‫میشه بهش بگی متاسفم که
‫نتونستم بیام؟

270
00:19:09,831 --> 00:19:13,123
‫اونا می خواستن والدین رو ببینن
‫نه پدر بزرگ و مادر بزرگ ها رو.

271
00:19:13,206 --> 00:19:15,539
‫- آره.
‫- لـه می خواد باهات صحبت کنه.

272
00:19:15,623 --> 00:19:18,748
‫- سلام عزیزم، سلام!
‫- مامان، باید همین الان بیای.

273
00:19:18,831 --> 00:19:21,081
‫می دونم اما متاسفم، نمی تونم.

274
00:19:21,164 --> 00:19:23,831
‫اما...اما پدر بزرگ اونجا کنارتـه...

275
00:19:23,914 --> 00:19:26,789
‫و...با همدیگه حلش می کنید.

276
00:19:26,873 --> 00:19:28,873
‫دلم برات تنگ شده مامان!

277
00:19:28,956 --> 00:19:30,623
‫- عزیزم؟
‫- منم.

278
00:19:31,164 --> 00:19:33,123
‫باید بریم، جلسه الان شروع میشه.

279
00:19:34,289 --> 00:19:35,831
‫تولین، وقتشـه.

280
00:19:38,248 --> 00:19:41,456
‫- سلام، من وایلند هستم، پزشک ارشد.
‫- هس هستم.

281
00:19:42,498 --> 00:19:43,498
‫منتظره.

282
00:19:43,831 --> 00:19:45,539
‫- سلام.
‫- بله، لطفا دنبالم بیاید.

283
00:19:45,623 --> 00:19:46,789
‫- ممنونم.
‫- ممنون.

284
00:19:47,289 --> 00:19:49,581
‫بیمارهای ما به خبرها دسترسی
‫ندارن...

285
00:19:49,664 --> 00:19:51,789
‫و قطعا در مورد پرونده های
‫قتل چیزی نمی دونن.

286
00:19:52,289 --> 00:19:56,123
‫اگه می خواید با لینوس بکر صحبت کنید، فقط
‫می تونید در مورد پرونده ی خودش حرف بزنید.

287
00:19:56,206 --> 00:19:58,248
‫- نه کس دیگه، متوجه شدید؟
‫- بله.

288
00:20:06,498 --> 00:20:09,789
‫آه...من...نمی دونم جسد کجاست.

289
00:20:09,873 --> 00:20:11,164
‫بیشتر از چیزهایی که بهتون گفتم...

290
00:20:11,248 --> 00:20:13,831
‫- یادم نمیاد.
‫- قضیه در مورد این نیست.

291
00:20:15,998 --> 00:20:21,581
‫لینوس، اول می خوایم در مورد بایگانی
‫تصاویری بدونیم که هک کردی.

292
00:20:23,289 --> 00:20:26,289
‫بایگانی پلیس که عکس اجساد
‫در صحنه ی جرم رو نگه می داره.

293
00:20:28,581 --> 00:20:29,956
‫میشه در این مورد برامون بگی؟

294
00:20:31,623 --> 00:20:32,623
‫آه...

295
00:20:33,289 --> 00:20:34,289
‫چی...

296
00:20:34,748 --> 00:20:36,706
‫من...می دونم کاری که انجام دادم
‫غیرقانونی بود.

297
00:20:39,331 --> 00:20:42,456
‫اگرچـه اولش، فکر می کردم
‫که برام خوبن.

298
00:20:43,748 --> 00:20:44,748
‫اون عکس ها.

299
00:20:45,706 --> 00:20:48,373
‫اما...اما باعث شدن که فقط
‫به یه چیز فکر کنم.

300
00:20:49,081 --> 00:20:51,789
‫از اون روزی که با کریستینا بودی
‫چی به خاطر میاری؟

301
00:20:53,289 --> 00:20:55,081
‫من...یادم میاد که...

302
00:20:55,789 --> 00:20:57,747
‫به هوای تازه نیاز داشتم.

303
00:20:58,997 --> 00:21:00,289
‫واسه همین رفتم با ماشین
‫یه دوری بزنم.

304
00:21:00,372 --> 00:21:02,247
‫در روز قتل رفتی رانندگی؟

305
00:21:04,664 --> 00:21:06,539
‫یادت میاد بعدش چی شد؟

306
00:21:09,789 --> 00:21:12,331
‫فقط تصاویر اجمالی، من...
‫من از حال رفتم.

307
00:21:13,122 --> 00:21:14,872
‫به خاطر دارویی که مصرف کردم.

308
00:21:15,372 --> 00:21:18,581
‫اما دنبال کردن کریستینا هارتونگ رو
‫به خاطر میاری؟

309
00:21:20,497 --> 00:21:21,539
‫راستش نه.

310
00:21:21,622 --> 00:21:25,081
‫من...اما اون مکان و دوچرخه ش رو
‫به خاطر میارم.

311
00:21:25,164 --> 00:21:28,164
‫- هوم.
‫- اما اگه اون رو به خاطر نمیاری...

312
00:21:28,247 --> 00:21:31,206
‫پس از کجا می دونی که بهش
‫حمله کردی و کُشتیش؟

313
00:21:32,164 --> 00:21:33,497
‫اونا بهم گفتن!

314
00:21:34,622 --> 00:21:37,497
‫کمکم کردن تا چیزهای دیگه رو هم
‫به خاطر بیارم.

315
00:21:37,581 --> 00:21:40,039
‫کی بهت گفت؟ کارآگاه ها؟

316
00:21:41,622 --> 00:21:43,122
‫- آره.
‫- آره؟

317
00:21:44,331 --> 00:21:46,456
‫زیر کفش ها گل و لای...

318
00:21:46,539 --> 00:21:49,747
‫- و روی قمـه ای که استفاده کردم خون پیدا کردن.
‫- آره...

319
00:21:49,831 --> 00:21:52,539
‫آره، ما از تمام مدارک با خبریم اما
‫مورد توجه ما نیستن.

320
00:21:52,622 --> 00:21:54,206
‫چیزی که نظر ما رو جلب کرده
‫اینه که...

321
00:21:55,206 --> 00:21:56,039
‫تو...

322
00:21:56,122 --> 00:21:59,206
‫اولش گفتی که این کار رو نکردی.

323
00:21:59,289 --> 00:22:00,289
‫- درسته؟
‫- آره.

324
00:22:00,331 --> 00:22:02,789
‫آره، خب دلیلش چی بوده؟

325
00:22:05,914 --> 00:22:06,914
‫این...

326
00:22:08,039 --> 00:22:10,706
‫دکترها میگن بیماری من اینطوریـه.

327
00:22:11,289 --> 00:22:13,497
‫واقعیت رو قاطی می کنم.

328
00:22:14,164 --> 00:22:15,164
‫لینوس.

329
00:22:16,747 --> 00:22:19,664
‫لینوس، اون زمان با کسی صمیمی بودی؟

330
00:22:21,456 --> 00:22:23,622
‫کسی که تصادفی باهاش
‫آشنا شده باشی؟

331
00:22:23,706 --> 00:22:26,289
‫کسی که بهش اعتماد کردی و رازهات رو گفتی؟
‫شاید یه نفر تو اینترنت بوده؟

332
00:22:26,372 --> 00:22:29,456
‫راستش نمی فهمم دنبال چی هستید!
‫من...

333
00:22:29,539 --> 00:22:32,497
‫من می خوام برگردم به سلولم.

334
00:22:32,581 --> 00:22:34,872
‫- آروم باش.
‫- عصبی نشو لینوس.

335
00:22:34,956 --> 00:22:36,622
‫- عصبی نشو.
‫- بشین.

336
00:22:38,497 --> 00:22:39,872
‫تقریبا کارمون تمومـه.

337
00:22:47,206 --> 00:22:48,331
‫اگه کمکمون کنی...

338
00:22:49,206 --> 00:22:50,539
‫اگه خوب فکر کنی...

339
00:22:53,497 --> 00:22:56,747
‫به نظرم می تونیم بفهمیم که چه اتفاقی
‫واسه کریستینا هارتونگ افتاده.

340
00:23:01,081 --> 00:23:02,831
‫- واقعا؟
‫- آره.

341
00:23:03,456 --> 00:23:07,289
‫گفتی که با جسد کریستینا به
‫سمت شمال رانندگی کردی.

342
00:23:07,956 --> 00:23:11,414
‫اما این درست نیست.
‫به خاطر اینکه تو دقیقا اینجا ایستاده بودی!

343
00:23:11,497 --> 00:23:12,497
‫ببین.

344
00:23:13,081 --> 00:23:15,289
‫ببین، دقیقا اینجا ایستادی!

345
00:23:16,289 --> 00:23:17,497
‫جایی که کریستینا ناپدید شده!

346
00:23:18,539 --> 00:23:21,247
‫می دونی، به نظرم تو خبرها در مورد
‫کریستینا شنیدی...

347
00:23:21,331 --> 00:23:22,914
‫و بعدش به صحنه ی جرم رفتی...

348
00:23:22,997 --> 00:23:25,164
‫به خاطر اینکه به اینجور مسائل
‫علاقه داری، درست میگم؟

349
00:23:26,372 --> 00:23:27,372
‫لینوس؟

350
00:23:43,372 --> 00:23:45,289
‫چیزی که می خواید بدونید رو بپرسید.

351
00:23:48,956 --> 00:23:50,039
‫منظورت چیه؟

352
00:23:50,747 --> 00:23:51,872
‫اوم...

353
00:23:52,872 --> 00:23:55,331
‫چرا به جرمی که مرتکب نشدم
‫اعتراف کردم؟

354
00:23:56,664 --> 00:23:59,956
‫- چرا اعتراف کردی؟
‫- اوه، بیخیال، بیخیال!

355
00:24:00,039 --> 00:24:02,372
‫- چرا اعتراف کردی؟
‫- متوجـه نمی شید؟

356
00:24:02,456 --> 00:24:04,789
‫احمقید؟ خوب می دونم چرا اومدید اینجا.

357
00:24:07,622 --> 00:24:08,664
‫چرا اومدیم اینجا؟

358
00:24:17,247 --> 00:24:18,914
‫♪ آدمک بلوطی ♪

359
00:24:20,122 --> 00:24:22,205
‫- ♪ بیا داخل ♪
‫- این رو از کجا می دونی؟

360
00:24:22,289 --> 00:24:24,205
‫- ♪ آدمک بلوطی ♪
‫- این رو از کجا می دونی؟

361
00:24:24,247 --> 00:24:26,247
‫من هم مثل شما دو نفر نادان بودم
‫و چیزی نمی دونستم.

362
00:24:27,080 --> 00:24:29,539
‫بعدش یه قمـه ی خونی داخل
‫گاراژ خونه م پیدا کردید.

363
00:24:31,205 --> 00:24:33,122
‫بعدش فهمیدم که من هم قسمتی
‫از نقشه ش هستم.

364
00:24:33,747 --> 00:24:35,955
‫- من انتخاب شدم.
‫- توسط کی؟

365
00:24:36,039 --> 00:24:37,205
‫توسط کی انتخاب شدی؟

366
00:24:39,955 --> 00:24:42,497
‫اونا رو کجا می ذاره؟
‫بلوط ها رو میگم.

367
00:24:42,997 --> 00:24:44,997
‫از اونا آدمک می سازه؟

368
00:24:45,080 --> 00:24:46,789
‫یه سری هاشون بال دارن؟

369
00:24:46,872 --> 00:24:48,747
‫- کریستینا کجاست؟
‫- مهم نیست.

370
00:24:48,830 --> 00:24:51,330
‫- باهاش چیکار کردی؟ خیلی مهمـه!
‫- مهم نیست.

371
00:24:51,414 --> 00:24:53,955
‫- بهمون بگو کجاست.
‫- کریستینا خیلی باهاش وقت گذرونده.

372
00:24:54,039 --> 00:24:55,039
‫این رو تضمین می کنم.

373
00:24:55,955 --> 00:24:57,497
‫- کجاست؟
‫- هی، هی!

374
00:24:57,580 --> 00:24:59,747
‫- هس! هس!
‫- بگو کجاست عوضی روانی!

375
00:24:59,830 --> 00:25:01,247
‫- بهم بگو کجاست!
‫- ولش کن!

376
00:25:01,330 --> 00:25:02,664
‫- فورا ولش کن!
‫- بهم بگو!

377
00:25:02,747 --> 00:25:04,872
‫بهم بگو کجاست!

378
00:25:04,955 --> 00:25:07,830
‫اون بهم حمله کرد.
‫اون کارآگاه بهم حمله کرد.

379
00:25:18,372 --> 00:25:20,039
‫متاسفم.

380
00:25:21,997 --> 00:25:23,414
‫اونجا زیادی واکنش نشون دادم.

381
00:25:26,205 --> 00:25:29,372
‫نیلاندر چند بار تماس گرفته.
‫احتمالا یه اتفاقی افتاده.

382
00:25:29,455 --> 00:25:32,414
‫لینوس بکر از کجا می دونـه که
‫مجرم کیـه؟

383
00:25:33,205 --> 00:25:36,330
‫بکر بایگانی پلیس رو هک کرده و...

384
00:25:36,414 --> 00:25:38,164
‫عکس های مربوط به صحنه های
‫مختلف جرم رو دیده، درسته؟

385
00:25:38,205 --> 00:25:39,205
‫آره.

386
00:25:39,539 --> 00:25:41,497
‫اگه تو بایگانی چیزی دیده باشه...

387
00:25:41,580 --> 00:25:44,039
‫که از پرونده ی کریستینا هارتونگ
‫شناختـه چی؟

388
00:25:46,205 --> 00:25:47,872
‫الان با گنز تماس می گیرم.

389
00:25:49,705 --> 00:25:51,455
‫سلام، چه خبر؟ بکر چی گفت؟

390
00:25:51,539 --> 00:25:55,914
‫بعدا بهت میگم، الان عکس هایی که
‫بکر از بایگانی برداشته...

391
00:25:55,997 --> 00:25:59,289
‫و لیست جرم هایی که بیشتر از بقیه بهشون
‫علاقمند بوده رو می خوایم، فورا.

392
00:25:59,372 --> 00:26:01,830
‫باشه اما خودت باید با بچه های
‫آی تی تماس بگیری.

393
00:26:01,914 --> 00:26:04,580
‫الان دارم میرم به محلی که یانسن
‫بهمون گفتـه.

394
00:26:05,080 --> 00:26:06,080
‫یانسن؟

395
00:26:06,122 --> 00:26:07,705
‫- باهات تماس نگرفت؟
‫- نه.

396
00:26:07,789 --> 00:26:10,414
‫آره، از منشی رُزا هارتونگ یه
‫خبر دریافت کردیم.

397
00:26:10,914 --> 00:26:12,914
‫فکر می کنن که مجرم ها رو پیدا کردن.

398
00:26:26,747 --> 00:26:29,039
‫- یانسن کجاست؟
‫- داخل آپارتمان.

399
00:26:29,122 --> 00:26:30,122
‫جلوی ورودی.

400
00:26:30,705 --> 00:26:31,705
‫ممنون.

401
00:26:33,872 --> 00:26:36,455
‫از منشی هارتونگ یه خبر دریافت
‫کردیم.

402
00:26:36,539 --> 00:26:40,164
‫زنی رو به خاطر آورده بود که به دلیل قصور در
‫انجام وظایف، بچه ش رو ازش گرفته بودن.

403
00:26:40,247 --> 00:26:41,247
‫اینجا...

404
00:26:41,330 --> 00:26:42,955
‫اینجا یه کارگاه ریخته گری متروکه ست...

405
00:26:43,039 --> 00:26:45,455
‫که از آلونک سرایدار سابق به عنوان
‫خونه استفاده می کردن.

406
00:26:45,539 --> 00:26:49,164
‫اینجا رو به بِنِدیکتـه اسکانس،
‫یه پرستار 28 ساله اجاره دادن.

407
00:26:50,705 --> 00:26:54,747
‫دچار روان پریشی بعد از زایمان شده
‫بود و مقامات بچه ش رو ازش گرفتن.

408
00:26:54,830 --> 00:26:57,539
‫مدتی بعد، بچه ش به خاطر
‫عفونت ریه مُرد.

409
00:26:57,622 --> 00:27:00,955
‫تو بیمارستان روانی بستری شده بود
‫که اخیرا مرخص شده.

410
00:27:01,039 --> 00:27:03,247
‫برگشته سراغ شغل قبلیش
‫یعنی پرستاری...

411
00:27:03,330 --> 00:27:05,622
‫و با نامزدش در اینجا مستقر شدن.

412
00:27:09,497 --> 00:27:12,497
‫اما همانطور که می بینید، اتفاقی که
‫افتاده رو اصلا فراموش نکردن.

413
00:27:29,080 --> 00:27:31,497
‫حدس من اینه که اسکانس و نامزدش
‫با هم تو این قضیه دست دارن.

414
00:27:31,580 --> 00:27:33,080
‫«بالاخره نوبتت میشه عوضی»

415
00:27:33,164 --> 00:27:36,039
‫- الان کجا هستن؟
‫- اسکانس ساعت دو از بیمارستان خارج شده.

416
00:27:36,122 --> 00:27:37,455
‫از اونموقع به بعد کسی ندیدتش.

417
00:27:37,539 --> 00:27:39,247
‫- کدوم بخش بوده؟
‫- بخش اطفال.

418
00:27:39,330 --> 00:27:42,247
‫- می دونیم نامزدش کیه؟
‫- داریم در موردش تحقیق می کنیم.

419
00:27:42,330 --> 00:27:46,164
‫هنوز عروسی نکردن واسه همین پرونده ی
‫گرفتن بچه به اسم دختره ست.

420
00:27:46,247 --> 00:27:48,122
‫اما یانسن، به نظرت کار اوناست؟

421
00:27:48,205 --> 00:27:50,913
‫اونا پشت قضیه ی تهدید هارتونگ...

422
00:27:50,997 --> 00:27:52,955
‫قتل زن ها و همچنین ریکس هستن؟

423
00:27:53,038 --> 00:27:55,705
‫- به نظرم کار خودشونـه.
‫- هنوز مطمئن نیستیم.

424
00:27:56,997 --> 00:27:59,288
‫اما به عنوان پرستار بخش اطفال
‫کار می کرده...

425
00:27:59,330 --> 00:28:02,330
‫جایی که حداقل 2تا از قربانی ها رو
‫می دیده.

426
00:28:02,413 --> 00:28:03,413
‫نیلاندر.

427
00:28:04,830 --> 00:28:07,830
‫قطعا باید ازشون بازجویی کنیم اما...

428
00:28:08,372 --> 00:28:09,663
‫الان که به کل دنیا گفتی...

429
00:28:09,747 --> 00:28:12,538
‫دنبالشون هستیم، پیدا کردنشون
‫کار آسونی نخواهد بود.

430
00:28:12,622 --> 00:28:13,622
‫خیلی خب.

431
00:28:13,955 --> 00:28:15,830
‫یانسن، در مورد نامزدش چی
‫می دونیم؟

432
00:28:15,872 --> 00:28:20,122
‫این دیگه چه کوفتی بود؟
‫پزشک ارشد الان پشت خط...

433
00:28:20,205 --> 00:28:23,830
‫گفت که بدون اطلاع من رفتید
‫از لینوس بکر بازجویی کردید!

434
00:28:23,913 --> 00:28:27,122
‫تو هم بهش حمله کردی هس!
‫نگهبان ها مجبور شدن جداتون کنن!

435
00:28:27,205 --> 00:28:28,330
‫چه اتفاقی داره میفته؟

436
00:28:28,913 --> 00:28:29,747
‫هان؟

437
00:28:38,872 --> 00:28:40,705
‫آره، آره، خودشـه.

438
00:28:41,205 --> 00:28:44,247
‫- به نظرتون دقیقا چیکار کرده؟
‫- تماسی نداشتید؟

439
00:28:44,330 --> 00:28:46,497
‫- باهاتون تماس نگرفته؟ تهدیدی نکرده؟
‫- نه.

440
00:28:46,580 --> 00:28:49,622
‫چیزی پیدا کردید که نشون بده...

441
00:28:50,830 --> 00:28:51,663
‫لیو، چی شده؟

442
00:28:51,747 --> 00:28:53,830
‫جدی میگم، این قضیه خیلی بده،
‫فورا باید...

443
00:28:55,622 --> 00:28:58,997
‫پلیس هویت نامزد اون پرستار رو
‫مشخص کرده.

444
00:29:21,122 --> 00:29:23,830
‫- سلام عزیزم، فکر کردم که...
‫- گوستاو کجاست؟

445
00:29:24,413 --> 00:29:26,913
‫- با راننده که نرفته بیرون، مگه نه؟
‫- چرا!

446
00:29:26,997 --> 00:29:29,372
‫ده دقیقه پیش رفتن تمرین تنیس.

447
00:29:29,455 --> 00:29:31,663
‫اجازه نداره سوار موتور بشه،
‫می دونی...

448
00:29:31,747 --> 00:29:33,413
‫رُزا؟ چی شده؟

449
00:29:35,080 --> 00:29:37,247
‫- رُزا؟
‫- باید فورا پیداش کنی.

450
00:29:37,830 --> 00:29:40,913
‫پلیس میگه راننده م نامزد همون
‫پرستاره ست.

451
00:29:46,872 --> 00:29:49,622
‫پلیس رد ماشینم رو زده و تو راهـه...

452
00:29:49,705 --> 00:29:53,497
‫- کجایی؟
‫- دو دقیقه دیگه می رسم اونجا.

453
00:29:53,580 --> 00:29:55,247
‫موقعیتش رو دارم می بینم،
‫رد گوشیش رو زدم.

454
00:29:55,830 --> 00:29:56,913
‫عجله کن!

455
00:30:02,247 --> 00:30:03,122
‫می بینیش؟

456
00:30:08,372 --> 00:30:09,372
‫گوستاو؟

457
00:30:10,622 --> 00:30:11,622
‫گوستاو؟

458
00:30:12,205 --> 00:30:14,163
‫صدام رو می شنوی استین؟ استین؟

459
00:30:19,747 --> 00:30:20,747
‫گوستاو!

460
00:30:22,538 --> 00:30:24,663
‫گوستاو!

461
00:30:26,622 --> 00:30:27,705
‫گوستاو!

462
00:30:29,747 --> 00:30:30,913
‫گوستاو!

463
00:30:49,663 --> 00:30:53,580
‫شاهدهایی داریم که دیدن یه ون
‫خاکستری از اون محل دور شده.

464
00:30:53,663 --> 00:30:55,330
‫باید دنبالش بگردیم.

465
00:30:57,163 --> 00:30:58,372
‫آه...

466
00:31:04,872 --> 00:31:08,163
‫ماشین وزارتخانه رو پیدا کردن،
‫با بازجویی از...

467
00:31:08,247 --> 00:31:10,330
‫خانواده ها و محل کارشون شروع
‫می کنیم.

468
00:31:10,413 --> 00:31:13,163
‫نیلاندر داره جستجو و تحقیقات رو با
‫سرویس مخفی هماهنگ می کنه.

469
00:31:13,872 --> 00:31:15,871
‫من...باید این رو جواب بدم.

470
00:31:16,663 --> 00:31:17,871
‫سلام آکسل، چه خبر؟

471
00:31:17,955 --> 00:31:20,538
‫- جلسه خوب پیش رفت؟
‫- نه، اصلا خوب پیش نرفت.

472
00:31:20,621 --> 00:31:23,621
‫- اشتباه کردی که نیومدی!
‫- منظورت چیه؟

473
00:31:23,705 --> 00:31:27,705
‫دختر بیچاره از هم پاشید، الان نمی تونم
‫صحبت کنم، هنوز بیداره.

474
00:31:28,205 --> 00:31:31,663
‫فردا بیا ببرش مدرسه، در موردش
‫صحبت می کنیم.

475
00:31:31,746 --> 00:31:34,163
‫باشه؟ خدانگهدار.

476
00:31:49,413 --> 00:31:52,996
‫«سه شنبه، 20 اکتبر»

477
00:32:00,913 --> 00:32:10,913
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

478
00:32:18,830 --> 00:32:23,538
‫خیلی خب، اون...در مورد جاهایی که
‫می رفته حرف نزده؟

479
00:32:23,621 --> 00:32:25,955
‫با دوستان یا خانواده؟

480
00:32:26,038 --> 00:32:31,413
‫نه، همین الان این رو پرسیدی...اون تازه استخدام
‫شده، اصلا نمی دونستم که نامزد داره.

481
00:32:34,080 --> 00:32:36,788
‫واقعا متاسفم که سوالاتمون رو
‫تکرار می کنیم...

482
00:32:36,871 --> 00:32:38,788
‫اما خب دنبال هر چیزی هستیم!

483
00:32:38,871 --> 00:32:40,663
‫می تونـه کوچک ترین موارد باشه.

484
00:32:40,746 --> 00:32:42,580
‫چیزی که راننده تون گفته...

485
00:32:42,663 --> 00:32:46,080
‫یا جزئیاتی که در موردش فهمیدید.

486
00:32:46,163 --> 00:32:48,288
‫هر چیزی که می تونـه به ما
‫کمک کنه...

487
00:32:48,371 --> 00:32:50,455
‫- تا موقعیتش رو پیدا کنیم...
‫- رُزا جواب این سوالات رو داده!

488
00:32:51,746 --> 00:32:52,746
‫آره.

489
00:32:52,788 --> 00:32:54,663
‫هنوز متوجـه نمیشم که این اتفاق
‫چطور رخ داده!

490
00:32:55,705 --> 00:32:57,080
‫مگه شما افراد رو بررسی نمی کنید؟

491
00:32:57,621 --> 00:33:00,913
‫- ما کسایی نیستیم که...
‫- اگه اونا کریستینا رو هم گرفته باشن چی؟

492
00:33:02,205 --> 00:33:03,705
‫اگه کار همونا باشه چی؟

493
00:33:03,788 --> 00:33:07,496
‫متاسفانـه هنوز اطلاعات زیادی
‫در این مورد نداریم.

494
00:33:07,580 --> 00:33:11,580
‫مهم اینـه که هویتشون رو می دونیم.

495
00:33:13,038 --> 00:33:15,746
‫بچه شون به خاطر عفونت ریـه
‫مُرده...

496
00:33:15,830 --> 00:33:18,538
‫مدتی بعد از اینکه به اجبار ازشون
‫گرفتن...

497
00:33:19,663 --> 00:33:21,830
‫و حس می کنن که این اتفاق
‫تقصیر شماست.

498
00:33:30,038 --> 00:33:32,371
‫دنبال یه ون خاکستری
‫هستیم.

499
00:33:32,455 --> 00:33:36,580
‫چندتا شاهد دیدن که با سرعت زیاد
‫از صحنه ی جرم خارج شده.

500
00:33:36,663 --> 00:33:39,038
‫تمام پل ها و جاده های بزرگ رو
‫مسدود کردیم.

501
00:33:39,121 --> 00:33:44,163
‫فرودگاه ها، ایستگاه های قطار و
‫کشتی ها رو هم تحت نظر گرفتیم.

502
00:33:45,330 --> 00:33:47,496
‫در حال حاضر، فقط 2تا انتخاب دارن.

503
00:33:48,788 --> 00:33:52,080
‫یا باید مخفی بشن،
‫یا تسلیم بشن.

504
00:33:55,621 --> 00:33:59,621
‫اگه مخفی بشن، از تمام منابعی که داریم
‫برای پیدا کردنشون استفاده می کنیم.

505
00:34:00,163 --> 00:34:03,246
‫یه گروه ضربت داریم که هر لحظه برای
‫اقدام و انجام عملیات آماده ست.

506
00:34:05,288 --> 00:34:08,038


507
00:34:18,038 --> 00:34:21,121
‫من پسرم رو می خوام،
‫و دخترم رو.

508
00:34:22,246 --> 00:34:23,580
‫بچه هام رو پیدا کنید.

509
00:34:26,455 --> 00:34:29,538
‫خب، با گارد وطنی تماس بگیر.
‫به افراد بیشتری نیاز داریم.

510
00:34:29,621 --> 00:34:32,830
‫12 ساعت شده.
‫هنوز از آدم ربا هیچ خبری دریافت نکردیم.

511
00:34:32,913 --> 00:34:33,913
‫آره.

512
00:34:36,371 --> 00:34:37,455
‫- سلام به شما دو نفر.
‫- سلام.

513
00:34:37,496 --> 00:34:39,621
‫- دارید میرید مدرسه؟
‫- سلام مامان.

514
00:34:39,705 --> 00:34:42,080
‫- آره.
‫- هی! داشتم میومدم پیشتون.

515
00:34:42,163 --> 00:34:44,329
‫- با صبحانـه.
‫- نیازی نیست الان باشه نایا.

516
00:34:44,913 --> 00:34:46,246
‫خبرها رو شنیدم.

517
00:34:46,746 --> 00:34:47,746
‫آره.

518
00:34:48,288 --> 00:34:52,496
‫اما...بیا رانندگی کنیم.
‫بجنب، بپر بالا، بزن بریم.

519
00:35:00,038 --> 00:35:05,163
‫خب، کی نون گرانولا یا کیک می خواد؟

520
00:35:05,746 --> 00:35:06,788
‫هان؟

521
00:35:08,996 --> 00:35:12,246
‫عزیزم، خیلی متاسفم که به جلسه ی
‫مدرسه نیومدم.

522
00:35:12,871 --> 00:35:14,371
‫باید اونجا می بودم.

523
00:35:15,579 --> 00:35:18,329
‫کارم بیشتر از چیزی که انتظار داشتم
‫زمان بر شده.

524
00:35:18,871 --> 00:35:20,288
‫هوم.

525
00:35:20,371 --> 00:35:23,079
‫می دونم که این روزها خیلی
‫خوشحال نیستی.

526
00:35:23,621 --> 00:35:26,746
‫اما خب فقط برای یه مدت کوتاهـه.
‫به زودی برمی گردم خونـه...

527
00:35:26,829 --> 00:35:29,454
‫و دیگه همیشه با همیم،
‫به خاطر اینکه...

528
00:35:29,538 --> 00:35:31,163
‫ترجیح میدم با پدر بزرگ زندگی کنم.

529
00:35:34,413 --> 00:35:35,704
‫ترجیح میدی با پدر بزرگ
‫زندگی کنی؟

530
00:35:39,663 --> 00:35:43,788
‫اون هرگز عصبانی نمیشه، همیشه شمع
‫روشن می کنه و کارت بازی می کنیم.

531
00:35:45,663 --> 00:35:47,163
‫من خونه ی پدر بزرگ خوشحال تر هستم.

532
00:35:59,163 --> 00:36:03,163
‫آره، خوشحالی تو مهم ترین چیز
‫تو کل دنیاست.

533
00:36:08,454 --> 00:36:12,329
‫نظرتون چیه امشب بیام پیشتون
‫و یه صحبتی با هم داشته باشیم؟

534
00:36:13,871 --> 00:36:16,663
‫به نظرم فکر خیلی خوبیـه لـه!

535
00:36:18,329 --> 00:36:19,329
‫قبولـه؟

536
00:36:23,788 --> 00:36:24,788
‫خوبه.

537
00:36:33,079 --> 00:36:34,704
‫هنوز هیچ ردی پیدا نشده...

538
00:36:34,788 --> 00:36:36,996
‫که نشون بده با پسره کجا رفتن؟

539
00:36:37,079 --> 00:36:37,913
‫هنوز نه.

540
00:36:37,996 --> 00:36:40,496
‫یه اتاق پیدا کردیم که برای زندانی
‫کردن بچه ساخته شده.

541
00:36:40,579 --> 00:36:41,954
‫«جستجوی ملی برای گوستاو هارتونگ»

542
00:36:42,038 --> 00:36:44,288
‫آیپد یا کامپیوتر آپارتمان اسکانس چی؟

543
00:36:44,329 --> 00:36:47,788
‫داریم بررسیشون می کنیم اما خب برگردوندن
‫فایل های پاک شده ی لپ تاپ زمان می بره.

544
00:36:47,871 --> 00:36:49,788
‫خب پس چی داریم؟ بجنبید!

545
00:36:50,496 --> 00:36:54,288
‫با بیمارستان روانی در راسکیلد تماس گرفتم،
‫اسکانس دوران سختی رو پشت سر گذاشته.

546
00:36:54,371 --> 00:36:56,246
‫- اما...
‫- در مورد رسولی چی داریم؟

547
00:36:56,746 --> 00:36:59,788
‫سرباز سابق ارتش، به عنوان راننده
‫دو دوره در افغانستان خدمت کرده.

548
00:36:59,871 --> 00:37:00,996
‫سابقه ش پاکـه.

549
00:37:01,079 --> 00:37:02,954
‫اما یه سری از همکارهاش فکر می کنن
‫که دیگه داشته متزلزل و عصبی می شده.

550
00:37:03,038 --> 00:37:05,788
‫- چی، اختلال اضطراب پس از سانحه یا...
‫- قطعا احتمالش هست.

551
00:37:05,871 --> 00:37:08,829
‫و با توجه به غم و اندوهی که تجربه
‫کردن، ممکنه هر کاری انجام بدن.

552
00:37:09,413 --> 00:37:11,788
‫همه چی در مورد کُشتن اون زن ها،
‫این دو نفر رو نشون میده!

553
00:37:11,871 --> 00:37:15,413
‫نه، نه، نه، اینطور نیست.
‫باید روی حقایق تمرکز کنیم.

554
00:37:15,496 --> 00:37:18,413
‫رُزا هارتونگ رو تهدید کردن و
‫پسرش رو دزدیدن.

555
00:37:18,496 --> 00:37:23,329
‫اما گنز، تو خونه شون مدرکی که نشون بده
‫مرتکب قتل شدن پیدا نکردی، مگه نه؟

556
00:37:23,413 --> 00:37:26,454
‫نه، هنوز نه.
‫نه دی ان ای، نه اثر انگشت، نه آدمک بلوطی.

557
00:37:26,538 --> 00:37:29,454
‫ببین، اسکانس چندین بار با مقامات
‫درگیر شده.

558
00:37:29,538 --> 00:37:31,538
‫و این جمله رو داخل دفترچه ی
‫خاطراتش نوشته.

559
00:37:31,621 --> 00:37:35,913
‫نوشته که، من نسبت به اون عوضی هایی که
‫بچه م رو نگه داشتن مادر خیلی بهتری هستم.

560
00:37:35,996 --> 00:37:37,829
‫خب این هیچی رو ثابت نمی کنه.

561
00:37:38,329 --> 00:37:40,788
‫نیلاندر، باید با لینوس بکر
‫صحبت کنیم.

562
00:37:40,871 --> 00:37:42,871
‫- قضیه ی بکر دیگه کافیه. هس، بس کن!
‫- نه، نمی کنم!

563
00:37:44,204 --> 00:37:46,621
‫اولویت اول ما پیدا کردن اون
‫پسره ست!

564
00:37:48,204 --> 00:37:50,246
‫تولین، باید باهات صحبت کنم.

565
00:37:51,413 --> 00:37:52,829
‫آره.

566
00:37:55,913 --> 00:37:58,954
‫ببین، دیدن بکر ممکنه یه مقدار
‫هیجانی بوده باشه.

567
00:37:59,038 --> 00:38:00,413
‫- اما...
‫- می دونم که هس می خواست بره اونجا.

568
00:38:00,454 --> 00:38:03,329
‫- می خوام در مورد اون...
‫- نه، هس نبود، من بودم.

569
00:38:06,288 --> 00:38:08,038
‫با رئیس سابقش صحبت کردم.

570
00:38:08,121 --> 00:38:12,246
‫گفتش که سابقه ی طولانی عدم
‫تعادل روانی داره.

571
00:38:13,287 --> 00:38:14,287
‫خیلی خب.

572
00:38:14,912 --> 00:38:17,662
‫می دونم که همسرش رو تو آتش سوزی
‫از دست داده.

573
00:38:17,746 --> 00:38:20,204
‫اما متوجه نمیشم که این قضیه چه
‫ارتباطی...

574
00:38:20,287 --> 00:38:22,204
‫دختر سه ماهه شون رو هم تو آتش سوزی
‫از دست داده.

575
00:38:29,412 --> 00:38:32,079
‫خیلی خب، اما به این معنی نیست که
‫اشتباه می کنه.

576
00:38:35,621 --> 00:38:38,954
‫شما دو نفر رو جدا می کنم.
‫تو به پارلمان و رسولی رسیدگی کن.

577
00:38:39,746 --> 00:38:42,079
‫تو هم به اسکانس و خونه ی مشترکشون
‫در کارگاه ریخته گری متروکـه.

578
00:38:42,162 --> 00:38:44,829
‫ببین یه وقت تو اتاقی که برای گوستاو
‫ساختن چیزی رو از قلم ننداخته باشید.

579
00:38:44,912 --> 00:38:47,246
‫- برید.
‫- باشه.

580
00:39:13,121 --> 00:39:13,954
‫خیلی خب.

581
00:39:14,037 --> 00:39:16,121
‫صبر می کنیم تا اوضاع آروم بشه.

582
00:39:20,871 --> 00:39:23,454
‫باید بهش غذا بدیم عزیزم.

583
00:39:24,121 --> 00:39:25,954
‫از صبح هیچی نخورده.

584
00:39:32,246 --> 00:39:33,704
‫نباید می گرفتیمش.

585
00:39:35,246 --> 00:39:37,829
‫وقتی محل زندگیمون رو فهمیدن
‫باید بیخیال این قضیه می شدیم.

586
00:39:38,996 --> 00:39:40,871
‫شاید باید پسش بدیم؟

587
00:39:42,704 --> 00:39:46,162
‫و همه چی رو بهشون میگیم، اینکه فقط
‫می خواستیم حس ما رو تجربه کنه.

588
00:39:49,787 --> 00:39:50,787
‫آره.

589
00:39:51,829 --> 00:39:54,329
‫دیگه وقتشـه حسی که ما
‫تجربه کردیم رو، تجربه کنه.

590
00:39:58,371 --> 00:40:00,496
‫چی؟ چه غلطی داری می کنی؟

591
00:40:01,996 --> 00:40:02,996
‫اون چاقو رو بده به من!

592
00:40:03,579 --> 00:40:04,996
‫بس کن!

593
00:40:08,871 --> 00:40:10,829
‫- ولم کن!
‫- چه غلطی داری می کنی؟

594
00:40:10,912 --> 00:40:12,371
‫بیخیال!

595
00:40:12,454 --> 00:40:14,829
‫- اون از کاری که کرده قسر در نمیره.
‫- فقط یه پسر بچه ست!

596
00:40:34,787 --> 00:40:39,162
‫هرگز در مورد جایی که با دوستان یا
‫خانواده می رفته چیزی نگفته؟

597
00:40:39,704 --> 00:40:40,704
‫- اوم...
‫- اوم...

598
00:40:41,621 --> 00:40:46,037
‫من زیاد باهاش صحبت نکردم اما این برنامه ی
‫کاریش در تاریخ هاییـه که خواسته بودید.

599
00:40:46,121 --> 00:40:49,537
‫اصلا اونطور که در رسانه ها به تصویر
‫کشیده شده به نظر نمی رسید.

600
00:40:49,621 --> 00:40:52,537
‫البته، بیشتر رُزا و ووگل باهاش
‫در ارتباط بودن.

601
00:40:53,454 --> 00:40:54,454
‫این اطلاعات درسته؟

602
00:40:54,496 --> 00:40:56,871
‫معمولا ووگل ماشین ها رو
‫ثبت می کنه اما آره، درسته.

603
00:40:56,954 --> 00:41:01,829
‫می تونی تایید کنی که رسولی در تاریخ
‫چهاردهم راننده ی وزیر بوده؟

604
00:41:02,662 --> 00:41:03,871
‫عصر، تو این ساعت؟

605
00:41:04,746 --> 00:41:05,746
‫آره.

606
00:41:05,829 --> 00:41:08,787
‫- ووگل رو کجا می تونم پیدا کنم؟
‫- دفترش اونجاست.

607
00:41:30,912 --> 00:41:33,412
‫«کریستینا هارتونگِ گمشده هنوز زنده ست؟»

608
00:42:09,745 --> 00:42:10,745
‫سلام.

609
00:42:11,745 --> 00:42:13,745
‫- رسولی رو پیدا کردید؟
‫- هنوز نه.

610
00:42:14,995 --> 00:42:16,204
‫چطور می تونم کمکتون کنم؟

611
00:42:16,287 --> 00:42:18,662
‫چند وقتـه که وزیر رو می شناسی؟

612
00:42:21,662 --> 00:42:25,912
‫من و رُزا با هم به دبیرستان رفتیم و
‫با هم علوم سیاسی خوندیم.

613
00:42:25,995 --> 00:42:27,704
‫- پس خیلی وقتـه که همدیگه رو می شناسید.
‫- آره.

614
00:42:27,745 --> 00:42:29,579
‫از طریق درس خوندن،
‫دوستی...

615
00:42:30,412 --> 00:42:33,079
‫- تشکیل خانواده...
‫- من هنوز خانواده تشکیل ندادم.

616
00:42:33,162 --> 00:42:34,162
‫متوجـه ام.

617
00:42:34,787 --> 00:42:38,079
‫اما آره، این افتخار و مسرت رو داشتم
‫که بخشی از خانواده و زندگیش باشم.

618
00:42:38,162 --> 00:42:39,954
‫- هوم؟
‫- و البته در مورد استین هم همینطوره.

619
00:42:40,037 --> 00:42:42,412
‫- کریستینا رو هم می شناختی؟
‫- آره، البته.

620
00:42:44,204 --> 00:42:45,870
‫خب...قضیه چیه؟

621
00:42:47,745 --> 00:42:49,287
‫طبق این برنامه...

622
00:42:50,245 --> 00:42:55,495
‫رسولی در عصر چهاردهم، تا دیر وقت
‫مشغول کار بوده.

623
00:42:55,579 --> 00:42:59,329
‫این رو تایید می کنید؟ یا اینکه ممکنه
‫شب رو بهش استراحت داده باشید؟

624
00:42:59,412 --> 00:43:02,662
‫چهاردهم، به نظرم رُزا تو این تاریخ می خواست
‫به مراسم اهدای جوایز بره.

625
00:43:03,162 --> 00:43:05,579
‫اما خب مراسم کنسل شد، پس...

626
00:43:06,537 --> 00:43:07,537
‫آره.

627
00:43:07,995 --> 00:43:11,287
‫می دونی، رسولی یادداشت کرده
‫که اون شب داشته کار می کرده.

628
00:43:12,620 --> 00:43:16,537
‫ممکنه فراموش کرده باشی بهش خبر بدی و اون
‫هم در بلک دایموند منتظر مونده باشه؟

629
00:43:18,204 --> 00:43:21,912
‫نمی دونم، اصلا کی می تونه به
‫یادداشت های اون اعتماد کنه؟

630
00:43:22,912 --> 00:43:25,620
‫- نباید اون بیرون دنبالش باشی؟
‫- دیشب کجا بودی؟

631
00:43:26,579 --> 00:43:28,495
‫یا شبِ ششم اکتبر؟

632
00:43:30,162 --> 00:43:32,287
‫یا دوازدهم، حدودای ساعت 6 عصر؟

633
00:43:33,912 --> 00:43:34,912
‫داری در مورد...

634
00:43:34,954 --> 00:43:36,495
‫- زمان قتل ها صحبت می کنی!
‫- واقعا؟

635
00:43:38,995 --> 00:43:40,120
‫جواب این سوال رو...

636
00:43:40,204 --> 00:43:42,954
‫در طول یه مصاحبه ی رسمی
‫با حضور وکیلم میدم.

637
00:43:49,412 --> 00:43:50,954
‫- هس هستم.
‫- گنزم.

638
00:43:51,037 --> 00:43:53,537
‫وزیر می پرسن که خبر جدیدی
‫دریافت کردید یا نه؟

639
00:43:54,245 --> 00:43:57,287
‫- خبر جدید اینه که اونا یه جوری رفتار می کنن انگار من مظنون هستم.
‫- مظنون؟

640
00:43:57,370 --> 00:43:58,662
‫دارم میام.

641
00:44:02,495 --> 00:44:03,662
‫من باید برم.

642
00:44:21,329 --> 00:44:22,162
‫چه خبر؟

643
00:44:22,245 --> 00:44:24,787
‫- با گنز صحبت کردی؟
‫- نه، چطور؟

644
00:44:24,870 --> 00:44:28,162
‫رد ون خاکستری ای که اسکانس و
‫رسولی داخلش بودن رو زده.

645
00:44:28,245 --> 00:44:29,329
‫یه ون اجاره ای.

646
00:44:29,412 --> 00:44:31,704
‫- کجا؟
‫- یه جایی در گریبسکو.

647
00:44:31,787 --> 00:44:33,412
‫الان دارم میرم اونجا.

648
00:44:33,495 --> 00:44:35,412
‫یانسن و گروه ضربت رفتن به
‫محل.

649
00:44:35,495 --> 00:44:38,870
‫- خیلی خب، فورا میام اونجا.
‫- اما گوش کن، یه جای کار می لنگه.

650
00:44:38,954 --> 00:44:43,620
‫برنامه ی کاری رسولی رو بررسی کردم و به نظرم
‫در مورد محل حضورش در زمان قتل ها دلیل موجه داره.

651
00:44:43,704 --> 00:44:46,287
‫به نظرم شبی که جسی کیوم به قتل
‫رسیده، داشته کار می کرده.

652
00:44:46,370 --> 00:44:48,162
‫خیلی خب، بعدا می شنوم.

653
00:44:48,245 --> 00:44:50,079
‫الان میرم سمت گریبسکو.

654
00:44:58,787 --> 00:44:59,787
‫سلام؟

655
00:45:13,120 --> 00:45:15,453
‫سلام؟

656
00:45:26,620 --> 00:45:28,078
‫پلیس!

657
00:45:32,287 --> 00:45:33,620
‫کسی اینجاست؟

658
00:46:07,370 --> 00:46:09,078
‫«بچه ها...»

659
00:46:13,995 --> 00:46:15,495
‫«اینجا حسابی هرج و مرجـه.»

660
00:46:32,287 --> 00:46:34,078
‫«تو ایست بازرسی...»

661
00:46:34,662 --> 00:46:36,037
‫«آروم حرکت کنید.»

662
00:46:37,412 --> 00:46:38,620
‫«کجا؟»

663
00:46:39,203 --> 00:46:40,745
‫«خیلی سخت و دشوار میشه.»

664
00:46:58,453 --> 00:47:00,078
‫«به واحد اثر انگشت نیاز داریم.»

665
00:47:00,662 --> 00:47:02,245
‫«باشه، داریم با استفاده از پودر
‫اثر انگشت ها رو پیدا می کنیم.»

666
00:47:02,870 --> 00:47:03,912
‫یانسن؟

667
00:47:03,995 --> 00:47:05,370
‫- بله؟
‫- پسره کجاست؟

668
00:47:05,453 --> 00:47:06,787
‫اونجا کنار آمبولانس.

669
00:47:06,870 --> 00:47:09,203
‫به نظر حالش خوبه، اما خب
‫دارن معاینه ش می کنن.

670
00:47:12,078 --> 00:47:14,703
‫- پزشک قانونی چی میگه؟
‫- هنوز نرسیده.

671
00:47:14,787 --> 00:47:18,453
‫اما وقتی ما رسیدیم گرم بودن، پس
‫چند ساعت پیش اتفاق افتاده.

672
00:47:18,953 --> 00:47:22,953
‫به نظر میاد زنه دیوونه شده، اولش
‫با چاقو نامزدش رو زده...

673
00:47:23,037 --> 00:47:24,703
‫و بعد گلوی خودش رو بریده.

674
00:47:24,787 --> 00:47:26,370
‫ردی از کس دیگه ای نیست؟

675
00:47:26,912 --> 00:47:29,037
‫- «ما هم نور زیادی نداشتیم.»
‫- «آره.»

676
00:47:29,120 --> 00:47:30,453
‫صحنه ی جرم رو ایمن کردید؟

677
00:47:32,453 --> 00:47:34,370
‫خیلی خب، باید داخل جنگل رو بگردیم.

678
00:47:34,453 --> 00:47:36,162
‫زنگ بزن سگ ها رو بیارن.

679
00:47:36,245 --> 00:47:38,120
‫- شما دو نفر، اون سمت.
‫- هس، چرا؟

680
00:47:38,203 --> 00:47:40,037
‫- ابیلگود، با من بیا.
‫- چی لازم داری؟

681
00:47:40,120 --> 00:47:41,287
‫بیا، چراغ قوه.

682
00:50:17,495 --> 00:50:18,495
‫تولین هستم.

683
00:50:19,411 --> 00:50:22,828
‫فورا تیم پزشکی قانونی رو به محل
‫اقامت اسکانس و نامزدش بفرستید.

684
00:50:38,745 --> 00:50:43,120
‫«یه پیام صوتی جدید دارید.»
‫«اولین پیام صوتی جدید.»

685
00:50:43,203 --> 00:50:45,245
‫هس، نیلاندر هستم.

686
00:50:45,328 --> 00:50:47,495
‫به نظر میاد اسکانس و رسولی
‫پشت قضیه هستن.

687
00:50:47,578 --> 00:50:49,661
‫دارم تحقیقات داخل جنگل رو
‫متوقف می کنم.

688
00:50:49,745 --> 00:50:53,453
‫گوستاو هارتونگ رو بردن بیمارستان.
‫به جز گرسنگی مشکل دیگه ای نداره.

689
00:50:53,536 --> 00:50:56,453
‫رُزا، میشه لطفا یه عکس بگیریم؟

690
00:50:57,411 --> 00:51:01,870
‫«منوی اصلی. برای شنیدن مجدد، عدد
‫یک رو بزنید. برای گزینه های بیشتر...»

691
00:51:17,370 --> 00:51:19,620
‫مطمئنی که صحبتشون رو نشنیدی؟

692
00:51:19,703 --> 00:51:22,953
‫بهت که گفتم، شنیدم که دارن بحث
‫می کنن اما نفهمیدم در مورد چی.

693
00:51:23,036 --> 00:51:26,578
‫گوستاو، متوجـه ام.
‫فقط باید کاملا مطمئن بشیم که...

694
00:51:26,661 --> 00:51:29,370
‫- نشنیدی در مورد...
‫- نه، در مورد کریستینا صحبت نکردن.

695
00:51:30,120 --> 00:51:31,995
‫خبری از کریستینا نشده؟

696
00:51:32,078 --> 00:51:33,786
‫نه، متاسفانه نه.

697
00:51:34,286 --> 00:51:36,911
‫خب...چی فهمیدید؟

698
00:51:37,620 --> 00:51:40,661
‫متاسفم رُزا اما چیزی پیدا
‫نکردیم...

699
00:51:40,745 --> 00:51:43,453
‫که نشون بده کریستینا زنده ست.

700
00:51:43,536 --> 00:51:47,203
‫- اثر انگشت هاش چی؟
‫- و آدمک های بلوطی؟ اونا چی؟

701
00:51:47,286 --> 00:51:49,203
‫بهترین حدس من اینه که...

702
00:51:49,703 --> 00:51:53,161
‫احتمالا اونا رو از دکه ی کریستینا خریدن
‫تا بهتون آسیب برسونن.

703
00:51:53,870 --> 00:51:56,328
‫- اما، همانطور که گفتم، من...
‫- اما این نمی تونـه درست باشه.

704
00:51:56,411 --> 00:51:58,161
‫تو...شاید داری اشتباه می کنی.

705
00:52:01,245 --> 00:52:04,870
‫امروز، تو خونـه ی مجرم ها
‫چیزی پیدا کردیم که...

706
00:52:04,953 --> 00:52:06,453
‫پرونده رو حل می کنه.

707
00:52:06,536 --> 00:52:10,286
‫هیچ مدرکی نیست که نشون بده اونا
‫با قضیه ی کریستینا ارتباطی داشتن.

708
00:52:17,328 --> 00:52:18,328
‫آره.

709
00:52:39,161 --> 00:52:41,578
‫امیدوارم که...خیلی زود
‫بتونم بیام.

710
00:52:41,661 --> 00:52:44,453
‫نیازی نیست عجله کنی.
‫خوابیده.

711
00:52:44,536 --> 00:52:46,911
‫به هر حال امشب دوست نداشت
‫در موردش صحبت کنه.

712
00:52:46,994 --> 00:52:48,911
‫- نمی خواد بیاد خونه؟
‫- نه.

713
00:52:48,994 --> 00:52:53,119
‫مدام می گفت که می خواد اینجا
‫پیش من بمونـه، پس...

714
00:52:53,203 --> 00:52:55,286
‫- خیلی خب، اما...
‫- نمی دونم چیکار کنم.

715
00:52:55,786 --> 00:52:59,244
‫آره، باید در موردش صحبت کنیم،
‫به محض اینکه بتونم میام اونجا.

716
00:52:59,328 --> 00:53:01,369
‫آفرین، کارتون خوب بود.

717
00:53:03,161 --> 00:53:05,161
‫تا گرم نشده از نوشیدنیتون
‫لذت ببرید.

718
00:53:07,328 --> 00:53:09,536
‫تولین، به ما ملحق نمیشی؟

719
00:53:11,536 --> 00:53:12,411
‫چرا.

720
00:53:12,494 --> 00:53:13,619
‫خوبه.

721
00:53:13,703 --> 00:53:14,744
‫نیلاندر.

722
00:53:15,536 --> 00:53:19,036
‫نیلاندر، چرا تحقیقات داخل
‫جنگل رو متوقف کردی؟

723
00:53:19,119 --> 00:53:21,119
‫وقت ندارم.
‫کنفرانس مطبوعاتی دارم...

724
00:53:21,203 --> 00:53:25,078
‫ببین، پزشک آسیب شناسی مطمئن نیست
‫که اسکانس خودکُشی کرده باشه.

725
00:53:26,369 --> 00:53:27,744
‫نامزدش هم احتمالا در مورد محل حضورش
‫در زمان قتل دلیل موجه داشته...

726
00:53:27,786 --> 00:53:30,953
‫- پیام من رو دریافت نکردی هس؟
‫- ...زمان قتل کیوم و ریکس!

727
00:53:31,036 --> 00:53:33,119
‫- پیام من رو دریافت نکردی هس؟
‫- باید این مورد رو چک کنیم.

728
00:53:33,161 --> 00:53:35,411
‫گوش کن، اونا این کار رو نکردن.
‫کار اونا نبوده.

729
00:53:35,994 --> 00:53:37,494
‫یه نفر داره ما رو بازی میده.

730
00:53:37,578 --> 00:53:40,161
‫یه نفر می خواد باور کنیم که
‫پرونده رو حل کردیم.

731
00:53:40,244 --> 00:53:42,411
‫باید دوباره با لینوس بکر
‫صحبت کنیم.

732
00:53:43,411 --> 00:53:46,494
‫- اگه در این مورد اشتباه کنی، اگه تو...
‫- هس، اشتباه نمی کنم.

733
00:53:46,994 --> 00:53:48,661
‫تولین، لطفا کمکش کن.

734
00:53:49,661 --> 00:53:52,286
‫- هس، یه نگاه به این بنداز...
‫- خیلی خب، ما باید...

735
00:53:52,369 --> 00:53:54,744
‫- باید دوباره از بکر بازجویی کنیم.
‫- هی، تو...

736
00:53:54,828 --> 00:53:56,911
‫- باید بررسی کنیم که آیا...
‫- از بینیت داره خون میاد.

737
00:54:03,369 --> 00:54:06,119
‫این رو در کارگاه ریخته گری،
‫داخل فریزر پیدا کردم.

738
00:54:24,203 --> 00:54:25,453
‫خب چرا قبلا پیدا نشده؟

739
00:54:27,494 --> 00:54:28,953
‫اونجا رو قفل کرده بودن؟

740
00:54:30,161 --> 00:54:32,286
‫- کسی می تونسته اینا رو جاسازی کنه؟
‫- آروم باش.

741
00:54:32,369 --> 00:54:34,536
‫- آروم باش...
‫- این هیچی رو ثابت نمی کنه، خودت هم می دونی.

742
00:54:34,619 --> 00:54:36,119
‫هیچی رو ثابت نمی کنه.

743
00:54:36,203 --> 00:54:39,744
‫اگه دیگه دنبال اون دختر نگردیم،
‫اونوقت...

744
00:54:43,661 --> 00:54:47,661
W W W . M O V I E S H O . C O M
‫.:. ترجمـــــه و زیـــرنـــویـس .:.
‫فرشــــاد نوروزی

745
00:54:49,661 --> 00:54:59,661
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M