1
00:00:00,041 --> 00:00:04,458
W W W . M O V I E S H O . C O M

2
00:00:10,375 --> 00:00:14,250
‫[زیلاند غربی، سال ۱۹۸۵]

3
00:00:19,250 --> 00:00:21,375
‫♪ آدمک بلوطی ♪

4
00:00:21,500 --> 00:00:23,041
‫♪ بیا داخل ♪

5
00:00:23,166 --> 00:00:25,375
‫♪ آدمک بلوطی ♪

6
00:00:25,500 --> 00:00:27,375
‫♪ بیا داخل ♪

7
00:00:27,500 --> 00:00:30,166
‫♪ تو سبدت واسه من ♪

8
00:00:30,250 --> 00:00:32,750
‫♪ بلوط داری یا نه؟ ♪

9
00:00:33,250 --> 00:00:35,750
‫♪ بلوطِ رایگان ♪

10
00:00:37,000 --> 00:00:40,041
‫سیخونک نزن. مثل آسترید بشکن.

11
00:00:42,750 --> 00:00:44,041
‫دوباره امتحان کن

12
00:00:45,125 --> 00:00:47,125
‫چندتا دیگه باید درست کنیم؟

13
00:00:47,250 --> 00:00:50,166
‫می تونیم یه خونواده از اینا درست کنیم
‫و دور هم جمع ـشون کنیم.

14
00:00:53,041 --> 00:00:54,041
‫رزا؟

15
00:00:54,750 --> 00:00:56,500
‫می تونی یه لحظه بیای؟

16
00:01:07,291 --> 00:01:08,625
‫چیزه...

17
00:01:10,875 --> 00:01:11,916
‫خب ما...

18
00:01:13,500 --> 00:01:16,750
‫در مورد نگه داشتن دوقلوها صحبت کردیم.

19
00:01:17,625 --> 00:01:22,125
‫«توگه» و «استرید» دوران سختی رو گذروندن،
‫و لیاقت یه خونوادهٔ خوب رو دارن.

20
00:01:22,791 --> 00:01:26,375
‫و بابا و من گفتیم شاید پیش ما بمونن.

21
00:01:29,041 --> 00:01:31,375
‫- واسه همیشه؟
‫- آره.

22
00:01:31,416 --> 00:01:33,625
‫اگه خودت بخوای عزیزم.

23
00:01:35,750 --> 00:01:36,750
‫آره.

24
00:01:37,375 --> 00:01:38,375
‫مطمئنی؟

25
00:01:39,791 --> 00:01:41,041
‫آره.

26
00:01:44,791 --> 00:01:48,750
‫بیا رزا. نمی خوای کمک کنی
‫این خبر عالی رو به دوقلوها بدیم؟

27
00:02:19,958 --> 00:02:23,375
‫- داریم می ریم. بیا.
‫- من نمیام. با دوچرخه میام.

28
00:02:24,958 --> 00:02:27,583
‫نه، با دوچرخه نمیری
‫قرارمون این شد که من برسونمت

29
00:02:27,708 --> 00:02:31,000
‫- وقتی قراره بری...
‫- نه دیگه. و خودت دلیلش رو می دونی.

30
00:02:32,083 --> 00:02:35,708
‫با «اُتو»  و «ویکتور» میرم.
‫و هیچ اتفاقی هم نمیفته. می بینمت.

31
00:02:37,833 --> 00:02:39,333
‫یه مدت طول می کشه تا...

32
00:02:40,333 --> 00:02:41,333
‫منتظر می مونم.

33
00:03:00,208 --> 00:03:02,833
‫میشه لطفا...بعدا صحبت کنیم؟

34
00:03:03,333 --> 00:03:06,875
‫نه راستش. نخست وزیر می خواد باهات صحبت کنه.
‫آنلاین.

35
00:03:07,708 --> 00:03:09,583
‫بعد از اینکه پشت استین در اومدی

36
00:03:09,708 --> 00:03:11,000
‫موقعیت ـمون چندان محکم نیست.

37
00:03:11,750 --> 00:03:12,750
‫پس...

38
00:03:13,375 --> 00:03:15,125
‫باید ببینیم چکار باید کنیم.

39
00:03:20,083 --> 00:03:23,458
‫من یه...خواب عجیب دیدم.

40
00:03:25,083 --> 00:03:26,083
‫خیلی خب.

41
00:03:26,583 --> 00:03:27,583
‫من...

42
00:03:28,125 --> 00:03:30,583
‫فکر کنم خواب بود، ولی مطمئن نیستم.

43
00:03:31,958 --> 00:03:33,583
‫شاید اون قدرام مهم نباشه.

44
00:03:35,000 --> 00:03:36,583
‫ولی این جلسه مهمه.

45
00:03:37,708 --> 00:03:40,333
‫اینم می گذرونیم، خب؟
‫مثل همیشه.

46
00:04:21,250 --> 00:04:25,250
‫[آدمک بلوطی]

47
00:04:30,000 --> 00:04:31,750
‫جمعه، ۲۳ـم اکتبر.

48
00:04:31,833 --> 00:04:34,083
‫من میرم یه سمینار پزشکی قانونی توی «یوتلاند».

49
00:04:34,208 --> 00:04:36,625
‫- بعدش یه چند هفته ای استراحتم.
‫- آره.

50
00:04:36,708 --> 00:04:39,208
‫خوبه که بعدش آدم بره بیرون
‫و ذهنش رو خالی کنه.

51
00:04:39,250 --> 00:04:40,875
‫آره، باشه

52
00:04:41,708 --> 00:04:44,333
‫حیف که هس کنترلش رو از دست داد این وسط.

53
00:04:44,958 --> 00:04:47,750
‫- حالا برمی گرده «لاهه» یا نه؟
‫- نمی دونم.

54
00:04:48,250 --> 00:04:51,083
‫چندباری بهش زنگ زدم،
‫جواب نمیده.

55
00:04:51,125 --> 00:04:52,125
‫عه.

56
00:04:53,083 --> 00:04:55,958
‫- ولی گفتن که با هم خوبید.
‫- آره.

57
00:04:56,458 --> 00:05:00,708
‫کلی مخالفت کرد و نظریه هاشم
‫چیز اصولی و بنیادی ای پیشنهاد نمی کرد، مگه نه؟

58
00:05:05,208 --> 00:05:07,208
‫ببین، اون واسه مخالفت دلیل داشت.

59
00:05:07,333 --> 00:05:09,583
‫هیچ نشونی از این که «اسکنز»
‫و راننده

60
00:05:09,708 --> 00:05:11,458
‫علاقه ای به زن های کشته شده داشته باشن نبود،

61
00:05:11,583 --> 00:05:14,083
‫به جز اینکه اعضای بدن داخل فریزر پیدا شد

62
00:05:14,125 --> 00:05:16,000
‫که ممکنه یکی گذاشته باشه اونجا.

63
00:05:16,083 --> 00:05:19,583
‫و هیچ آدمک بلوطی ای با اثر انگشت کریستینا
‫روش پیدا نکردیم.

64
00:05:20,083 --> 00:05:22,583
‫خب، پس فکر می کنی نیلاندر زودتر از موعد
‫پرونده رو مختومه کرده؟

65
00:05:22,708 --> 00:05:24,958
‫نه،  نه...ولی نمی تونیم به ضرس قاطع بگیم

66
00:05:25,083 --> 00:05:28,833
‫که آدمک رو از اسکنز و
‫راننده درست کرده باشن.

67
00:05:29,833 --> 00:05:32,333
‫میشه صبر کنی من از تعطیلات برگردم،
‫بعد مجدداً پرونده رو باز کنی؟

68
00:05:38,083 --> 00:05:39,083
‫چی شده؟

69
00:05:39,583 --> 00:05:40,750
‫اون...

70
00:05:40,833 --> 00:05:42,750
‫- اون دخترمه.
‫- عه.

71
00:05:42,833 --> 00:05:44,458
‫آره، و دوستش.

72
00:05:44,583 --> 00:05:47,000
‫- آها.
‫- یه کم داستان داره.

73
00:05:47,083 --> 00:05:49,208
‫پیش پدربزرگ ـش زندگی می کنه
‫واسه همین...

74
00:05:50,083 --> 00:05:51,083
‫سلام!

75
00:05:53,333 --> 00:05:54,375
‫سلام عزیزم.

76
00:05:55,833 --> 00:05:57,375
‫سلام! سلام دخترا.

77
00:05:57,666 --> 00:05:58,666
‫سلام!

78
00:05:59,458 --> 00:06:00,833
‫- همم.
‫- چه خوبه که می بینمت.

79
00:06:00,958 --> 00:06:02,458
‫- سلام فیونا!
‫- سلام.

80
00:06:02,500 --> 00:06:05,083
‫خوشگل شدی. ولی یه کمم ترسناک.

81
00:06:05,583 --> 00:06:08,458
‫- من و فیونا قراره ارائه بدیم.
‫- می دونم، منم میام.

82
00:06:08,583 --> 00:06:11,875
‫خیلی منتظرشم.
‫کدو تنبل هم میارم با خودم. و می دونی چیه؟

83
00:06:11,958 --> 00:06:14,583
‫می تونی بعدش باهام بیای خونه.

84
00:06:14,708 --> 00:06:16,250
‫آخرین روز کاریمه.

85
00:06:17,708 --> 00:06:18,958
‫- نظرت چیه؟
‫- تو کی هستی؟

86
00:06:19,458 --> 00:06:22,333
‫- اسم من سیمونه.
‫- آره، ایشون سیمونه. همکاریم.

87
00:06:22,375 --> 00:06:25,708
‫- یا بودیم. مامانت داره شغلش رو عوض می کنه.
‫- آره، دقیقا.

88
00:06:25,833 --> 00:06:27,333
‫که وقت بیشتری داشته باشیم، درسته؟

89
00:06:27,458 --> 00:06:28,833
‫الان کجا میرید؟

90
00:06:28,958 --> 00:06:30,875
‫- به یه مهمونی هالووین.
‫- آها!

91
00:06:30,958 --> 00:06:34,000
‫خب نمی ترسی؟
‫مگه نمی دونی قراره چی بشه؟

92
00:06:34,083 --> 00:06:36,875
‫مرده ها رو از داخل قبر زنده می کنید
‫و میان بالا

93
00:06:36,958 --> 00:06:38,541
‫و به عنوان شام شما رو می خورن...

94
00:06:38,583 --> 00:06:41,408
‫همراه پنکیک و مربا!

95
00:06:41,458 --> 00:06:42,875
‫کدو تنبل!

96
00:06:50,083 --> 00:06:53,875
‫خب... کارت ورود واسه پارکینگ.

97
00:06:54,833 --> 00:06:56,875
‫واسه باشگاه و...

98
00:06:57,958 --> 00:06:59,083
‫کلید کمد.

99
00:06:59,125 --> 00:07:01,125
‫- واسه کنفرانس خبری نمی مونی؟
‫- نه.

100
00:07:01,208 --> 00:07:02,208
‫سوئیچ ماشین؟

101
00:07:02,833 --> 00:07:05,708
‫فهمیدیم که اسم «بندیکت اسکنز»
‫و «یعقوب رسولی»

102
00:07:05,750 --> 00:07:07,500
‫- به عنوان مجرمین برده میشه.
‫- باشه.

103
00:07:08,333 --> 00:07:10,083
‫- مرسی فعلا.
‫- مرسی تولین.

104
00:07:10,208 --> 00:07:14,125
‫این اواخر اوضاع خیلی خوب نبود،
‫ولی فکر کنم تونستی سر و سامون ـشون بدی.

105
00:07:14,208 --> 00:07:16,500
‫و با بچه های فناوری اطلاعات موفق باشی.

106
00:07:16,583 --> 00:07:17,750
‫مرسی.

107
00:07:17,833 --> 00:07:21,708
‫بازپرس پزشکی قانونیه، می خواد بدونه که
‫اطلاعات بیشتری واسه کنفرانس خبری لازم ندارید؟

108
00:07:22,208 --> 00:07:24,125
‫- آره بگو بیاد.
‫- خیلی خب.

109
00:07:25,500 --> 00:07:26,833
‫موفق باشی.

110
00:07:29,000 --> 00:07:30,333
‫- تولین؟
‫- بله.

111
00:07:30,375 --> 00:07:33,083
‫عکس هایی که خواسته بودین رو
‫واسه تو و هس ایمیل کردم.

112
00:07:33,208 --> 00:07:34,000
‫- عکس؟
‫- آره.

113
00:07:34,083 --> 00:07:36,625
‫توی یه لیست واسه ت ایمیلش کردم.

114
00:07:36,708 --> 00:07:38,458
‫- کدوم عکسا؟
‫- یادت نمیاد؟

115
00:07:38,500 --> 00:07:39,833
‫لیست جرائمی که

116
00:07:39,875 --> 00:07:42,000
‫- لینوس بکر بهش علاقه داشته.
‫- آها!  درسته.

117
00:07:42,083 --> 00:07:45,000
‫ببین، ببخشید که بهت نگفتم
‫ولی امروز آخرین روزم اینجا بود.

118
00:07:45,500 --> 00:07:48,125
‫- پس...ولی خب یکی طلبم، درسته؟
‫- آره.

119
00:07:48,208 --> 00:07:49,291
‫- یکی طلبم.
‫- حداقل یکی.

120
00:07:53,083 --> 00:07:55,458
‫- بذار برش می دارم.
‫- مرسی.

121
00:07:55,583 --> 00:07:56,583
‫خب...

122
00:07:58,250 --> 00:08:00,208
‫- موفق باشی.
‫- مرسی ابیلگولد.

123
00:08:00,250 --> 00:08:01,458
‫- می بینمت.
‫- می بینمت.

124
00:08:06,208 --> 00:08:10,083
‫[تحت تعقیب- هانس هنریک هائوگه
‫به جرم خشونت و کودک آزاری تحت تعقیب ـست.]

125
00:08:18,125 --> 00:08:21,625
‫خب، خب.
‫همین اول کار کارت خوب بود.

126
00:08:22,208 --> 00:08:23,833
‫یه کم وقت اضافه داشتم.

127
00:08:24,500 --> 00:08:27,750
‫- الان باید امضا کنم یا...
‫- نه، الان اسناد پیشم نیست.

128
00:08:28,333 --> 00:08:31,583
‫میشه چاپشون کنید؟
‫می خوام الان از شر آپارتمان خلاص بشم.

129
00:08:31,625 --> 00:08:34,250
‫آره، ولی اول یه وکالتنامه
‫لازم داری فکر کنم.

130
00:08:34,333 --> 00:08:36,708
‫وقتی رفتم «ریسوان»  برات می فرستم.

131
00:08:39,458 --> 00:08:42,333
‫- گوشیت زنگ می خوره.
‫- باشه بذار زنگ بخوره.

132
00:08:42,458 --> 00:08:44,083
‫تلفن مارک هس

133
00:08:44,125 --> 00:08:46,333
‫آره یه لحظه. صاحبش اومد.

134
00:08:54,833 --> 00:08:57,000
‫- هس هستم.
‫- سلام، منم.

135
00:08:57,083 --> 00:08:59,125
‫خبرای خوبی دارم.

136
00:08:59,208 --> 00:09:02,125
‫هائوگه رو پیدا کردن، و دستگیر شده.

137
00:09:03,500 --> 00:09:05,458
‫- آره، می دونم.
‫- خیلی خب.

138
00:09:05,583 --> 00:09:07,833
‫- یا اینکه...
‫- بیا بریم پسر.

139
00:09:09,125 --> 00:09:12,000
‫امروز دارم میرم،
‫با ابیلگولد صحبت کردم

140
00:09:12,083 --> 00:09:14,625
‫و بهم گفت توی پمپ بنزین دستگیرش کردن.

141
00:09:14,708 --> 00:09:17,583
‫پس...کار جدیدت جواب داد یا...؟

142
00:09:17,708 --> 00:09:19,708
‫- آره.
‫- بر می گرده لاهه یا ...؟

143
00:09:19,750 --> 00:09:23,583
‫راستش الان دارم میرم «بخارست».

144
00:09:24,583 --> 00:09:26,333
‫ممکنه اونجا هم برم.

145
00:09:27,458 --> 00:09:30,958
‫باشه. منم امروز آخرین روز کاریم بود
‫واسه همین یه کم...

146
00:09:31,083 --> 00:09:33,833
‫- آها. تبریک می گم.
‫- آره، خب مرسی.

147
00:09:36,458 --> 00:09:37,833
‫ولی خب...

148
00:09:41,708 --> 00:09:45,583
‫آره دیگه
‫مراقب خودت باش دیگه، خدانگهدار.

149
00:09:45,625 --> 00:09:47,333
‫به «له» سلام برسون.

150
00:09:50,958 --> 00:09:54,125
‫و خب اگه کسی آدرست رو خواست چی؟

151
00:09:54,208 --> 00:09:55,500
‫کسی نمی خواد.

152
00:10:03,000 --> 00:10:05,375
‫[رزا هارتونگ به پست وزارت تأمین اجتماعی
‫بازگشت]

153
00:10:07,208 --> 00:10:10,625
‫ولی گرفتیش دیگه؟
‫قاتلِ بلوطی؟

154
00:10:11,208 --> 00:10:12,208
‫خب...

155
00:10:12,583 --> 00:10:14,958
‫- آره.
‫- پسرم فکر می کنه یه قهرمانی.

156
00:10:16,833 --> 00:10:20,083
‫نه، من قهرمان نیستم.
‫بیشتر برعکس.

157
00:10:33,375 --> 00:10:35,208
‫آره می خوام برم ...فرودگاه.

158
00:10:35,250 --> 00:10:36,875
‫- پایانهٔ  شمارهٔ دو لطفا.
‫- حتما.

159
00:10:39,500 --> 00:10:42,375
‫مرسی واسه کمکت.

160
00:10:42,458 --> 00:10:44,033
‫- خواهش می کنم.
‫- عه!

161
00:10:44,083 --> 00:10:46,125
‫- کلی کدو تنبل داشتیم که تزئین کنیم.
‫- سلام!

162
00:10:46,750 --> 00:10:48,583
‫- سلام نایا.
‫- سلام. سلام.

163
00:10:48,625 --> 00:10:50,783
‫- سلام! سلام خوش اومدین.
‫- آره، مرسی.

164
00:10:50,833 --> 00:10:51,750
‫- خوبه.
‫- پخ!

165
00:10:51,791 --> 00:10:54,875
‫- نه!
‫- وای خیلی ترسناک شدی.

166
00:10:54,916 --> 00:10:57,750
‫اینم درست کردی؟ خیلی خوشگله.

167
00:10:58,250 --> 00:10:59,375
‫مرسی.

168
00:10:59,500 --> 00:11:01,375
‫ببین واسه تو و فیونا چی خریدم.

169
00:11:03,000 --> 00:11:03,875
‫کدو تنبل.

170
00:11:03,916 --> 00:11:06,416
‫چرا مثل بقیه تزئینشون نکردی؟

171
00:11:07,125 --> 00:11:09,166
‫خب، فکر کردم همینجا درستشون می کنیم.

172
00:11:09,666 --> 00:11:12,750
‫نگرانش نباش.
‫کسی متوجه نمی شه.

173
00:11:14,041 --> 00:11:16,250
‫بیا.
‫منتظر این اتفاق بود.

174
00:11:20,000 --> 00:11:25,166
‫مسافرین پرواز اس .کی.۲۲۴
‫به مقصد بخارست به ورودی ب۱۲ مراجعه کنید.

175
00:11:25,250 --> 00:11:27,500
‫بلیط واسه م نیومده.
‫می تونی دوباره ایمیلش کنی؟

176
00:11:27,625 --> 00:11:29,950
‫البته.
‫می فرستم به اکانت کاریت.

177
00:11:30,000 --> 00:11:30,791
‫باشه، مرسی.

178
00:11:30,875 --> 00:11:33,750
‫- و راستی بابت بخارست شرمنده.
‫- نه بابا مشکلی نیست.

179
00:11:33,875 --> 00:11:35,875
‫بخارست...خوبه.

180
00:11:36,000 --> 00:11:37,500
‫- می بینمت.
‫- خداحافظ فعلا.

181
00:11:42,791 --> 00:11:44,875
‫به اطلاع کلیهٔ  مسافران می رساند

182
00:11:44,916 --> 00:11:48,875
‫به دلایل امنیتی و احتمال سرقت رفتن
‫از چمدان ها

183
00:11:49,000 --> 00:11:51,875
‫و سایر وسایل شخصی خود مراقبت کنید.

184
00:11:52,541 --> 00:11:55,000
‫چمدان های بدون همراه توسط
‫مقامات جمع آوری خواهند شد.

185
00:11:55,541 --> 00:11:56,375
‫چمدان های...

186
00:11:56,500 --> 00:12:00,500
‫جرائم مورد علاقهٔ لینوس بکر.

187
00:12:06,625 --> 00:12:08,166
‫توجه، مسافرین محترم...

188
00:12:16,916 --> 00:12:19,166
‫[مادر]

189
00:12:23,416 --> 00:12:27,375
‫در سال ۲۰۰۸ در دانمارک
‫ما ۴۰۰هزار کدو تنبل تولید کردیم.

190
00:12:27,416 --> 00:12:30,166
‫و امروز این رقم بالاتر از ۸۰۰هزار است،

191
00:12:30,250 --> 00:12:32,375
‫پس قصد داریم هالووین را جشن بگیریم.

192
00:12:34,375 --> 00:12:35,625
‫ممنون له.

193
00:12:35,666 --> 00:12:39,041
‫و دخترا به چیز خیلی خیلی خوشمزه درست کردن

194
00:12:39,125 --> 00:12:40,875
‫که بتونید توی پاییز بپزید.

195
00:12:41,500 --> 00:12:43,541
‫- ما واسه تون...
‫- بلوط سرخ کردیم.

196
00:12:43,625 --> 00:12:44,741
‫آره.

197
00:12:44,791 --> 00:12:47,791
‫قدمتون روی چشمه که بیاید و امتحان کنید

198
00:12:47,875 --> 00:12:51,541
‫در حالی که له و فیونا همهٔ چیزایی که
‫دربارهٔ بلوط می دونن رو بهتون میگن.

199
00:12:58,625 --> 00:12:59,875
‫[دختر]

200
00:13:02,500 --> 00:13:03,916
‫[پسر]

201
00:13:04,000 --> 00:13:06,000
‫[رو به دیوار]

202
00:13:06,041 --> 00:13:07,750
‫[قفل شکسته]

203
00:13:09,666 --> 00:13:13,000
‫[ماریوس ال]

204
00:13:26,041 --> 00:13:30,541
‫توجه، مسافرین پرواز اس .ای.اس.کی۲۲۴
‫به مقصد بخارست...

205
00:13:31,250 --> 00:13:32,666
‫هواپیما آمادهٔ پرواز است.

206
00:13:34,791 --> 00:13:39,500
‫توجه، مسافرین پرواز اس .ای.اس.کی۲۲۴
‫به مقصد بخارست...

207
00:13:39,625 --> 00:13:40,916
‫هواپیما آمادهٔ پرواز است.

208
00:13:41,875 --> 00:13:44,250
‫و دیگه چی یادته؟

209
00:13:44,291 --> 00:13:46,041
‫برای انتخاب بلوط درست باید...

210
00:13:46,125 --> 00:13:48,200
‫اونی که بهش میگن بلوط شیرین رو انتخاب کنیم.

211
00:13:48,250 --> 00:13:49,250
‫آره.

212
00:13:51,875 --> 00:13:53,125
‫ممنون.

213
00:13:53,750 --> 00:13:58,166
‫چون هیچ دو بلوطی شبیه هم نیستن.
‫انواع متفاوتی بلوط داریم.

214
00:13:58,250 --> 00:14:01,791
‫توی مکان های مختلفی رشد می کنن،
‫و هر کدوم شکل مختلفی دارن.

215
00:14:01,875 --> 00:14:03,625
‫و کلاغه بهم گفته که...

216
00:14:03,666 --> 00:14:06,250
‫- یه کم بیشتر ...
‫- ببخشید.

217
00:14:06,375 --> 00:14:08,666
‫وقتی میگید انواع مختلف

218
00:14:09,916 --> 00:14:11,250
‫دقیقاً منظورتون چیه؟

219
00:14:13,791 --> 00:14:15,916
‫دو سرده مختلف داریم.

220
00:14:16,500 --> 00:14:21,416
‫شاه بلوط هندی و شاه بلوط شیرین.
‫هر سرده زیرشاخه های زیادی داره.

221
00:14:21,500 --> 00:14:24,541
‫همه شون ظاهر متفاوتی دارن،
‫بسته به اینکه کجا رشد کنن.

222
00:14:24,625 --> 00:14:26,000
‫- درسته؟
‫- اوهوم.

223
00:14:26,125 --> 00:14:28,125
‫- هممم.
‫- مرسی.

224
00:14:28,875 --> 00:14:30,750
‫«له» یه لحظه میشه بیای اینجا؟

225
00:14:34,500 --> 00:14:38,375
‫- چه مرگت شده تو؟
‫- لطفاً  الان دعوا درست نکن.

226
00:14:38,875 --> 00:14:41,500
‫باید تصمیمت رو بگیری که بالاخره
‫می خوای اینجا باشی یا اونجا.

227
00:14:41,541 --> 00:14:44,250
‫- آره، می دونم!
‫- به نظرت «له» چه حسی داره؟

228
00:14:44,291 --> 00:14:46,666
‫فکر می کنی همیشه به فکرش نیستم؟

229
00:14:48,375 --> 00:14:50,625
‫مدام دربارهٔ  ناراحتیش فکر می کنم.

230
00:14:50,666 --> 00:14:54,750
‫در مورد اینکه اینا تقصیر منه.
‫در مورد اینکه چه مامان مزخرفی هستم

231
00:14:54,875 --> 00:14:57,166
‫چون ترجیح میده یه جای دیگه
‫زندگی کنه فکر می کنم، خب؟

232
00:15:00,750 --> 00:15:03,000
‫- سلام «له».
‫- سلام عزیزم

233
00:15:03,750 --> 00:15:06,375
‫- بیا اینجا.
‫- هممم.

234
00:15:06,416 --> 00:15:08,125
‫ببین، گوش کن.

235
00:15:10,291 --> 00:15:11,875
‫خیلی بهت افتخار می کنم.

236
00:15:12,541 --> 00:15:13,541
‫دلم واسه ت تنگ شده.

237
00:15:15,250 --> 00:15:16,375
‫و دوست دارم.

238
00:15:16,875 --> 00:15:17,875
‫خب؟

239
00:15:18,375 --> 00:15:19,750
‫الان باید برم.

240
00:15:20,791 --> 00:15:23,916
‫چون یه کاری هست که واقعا باید تمومش کنم

241
00:15:24,000 --> 00:15:25,750
‫ولی تو بهترین چیزی هستی که دارم.

242
00:15:27,250 --> 00:15:29,250
‫بهترین.

243
00:15:36,125 --> 00:15:39,125
‫در مورد پروندهٔ قتل قدیمی که بکر
‫خیلی بهش علاقه داشته

244
00:15:39,250 --> 00:15:40,916
‫وقتی که آرشیو رو هک کرده.

245
00:15:41,000 --> 00:15:44,625
‫پروندهٔ اصلی رو نمی تونم ببینم،
‫فقط عکساش رو دارم، می خوام بخونمش.

246
00:15:44,750 --> 00:15:47,291
‫چیزی در مورد پرونده توی آرشیو نیست.

247
00:15:47,375 --> 00:15:48,750
‫فقط عکسه.

248
00:15:48,791 --> 00:15:51,666
‫ولی اینجا نوشته که مربوط به سال ۸۷
‫و «مون» هستش.

249
00:15:51,750 --> 00:15:54,291
‫پس هیچی چاپی نیست؟
‫نمیشه دید قاتل کی بوده

250
00:15:54,375 --> 00:15:57,125
‫- یا کجا زندگی کرده...؟
‫- نه، الان نه.

251
00:15:57,166 --> 00:16:00,625
‫بازپرس ارشد پرونده جان برینک
‫از پلیس مون بوده.

252
00:16:00,750 --> 00:16:03,625
‫- دوباره بگو؟ اسمش چی بود؟
‫- جان برینک.

253
00:16:07,791 --> 00:16:09,041
‫و آدرسش؟

254
00:16:09,666 --> 00:16:12,125
‫ودبرو تور ۱۲، توی استج.

255
00:16:13,125 --> 00:16:15,125
‫- شمارهٔ  ۱۲؟
‫- آره،  ۱۲.

256
00:16:16,125 --> 00:16:19,041
‫باشه. و یه چیز دیگه.
‫تولین اینا رو دیده؟

257
00:16:19,125 --> 00:16:20,291
‫فکر نکنم.

258
00:16:20,375 --> 00:16:23,750
‫امروز آخرین روزش بود.
‫فکر کنم برنامه های دیگه ای داشت.

259
00:16:23,875 --> 00:16:25,875
‫آره. باشه. ممنون.

260
00:16:32,416 --> 00:16:33,625
‫حاضری؟

261
00:16:34,500 --> 00:16:36,000
‫یه دقیقه دیگه میاد.

262
00:16:41,250 --> 00:16:44,625
‫و چند خطی رو اینجا واسه ت نوشتم
‫محض اینکه یه وقت یادت بره.

263
00:16:45,125 --> 00:16:47,000
‫- فقط چیزی که در موردش صحبت کردیم یادت باشه.
‫- هوم.

264
00:16:47,041 --> 00:16:49,291
‫- بگو «بله» و «ممنونم خانوم» خب؟
‫- باشه.

265
00:16:49,875 --> 00:16:52,500
‫- ردیفه.
‫- عالیه. خوبه. خب اومد.

266
00:16:53,041 --> 00:16:55,750
‫- سلام رزا. از دیدنت خوشحالم.
‫- سلام.

267
00:16:55,791 --> 00:16:56,875
‫حالت چطوره؟

268
00:16:57,875 --> 00:17:00,750
‫خب، دقیقاً اون شروعی که
‫فکرشو می کردم نبود.

269
00:17:00,875 --> 00:17:02,500
‫ولی خب...الان چیزه..

270
00:17:03,375 --> 00:17:05,500
‫دوباره وقت برگشتن و امید به آینده ست.

271
00:17:05,625 --> 00:17:09,666
‫فقط اگه کاری هست که بتونم بکنم
‫بهم خبر بده. همه می خوان کمکت کنن.

272
00:17:09,750 --> 00:17:10,875
‫ممنون.

273
00:17:11,000 --> 00:17:14,875
‫خب، یه چند روزی خونه می مونم
‫و بعد خوب می شم.

274
00:17:14,916 --> 00:17:18,875
‫خب، ما این موضوع رو هم توی جلسه بررسی کردیم
‫و خب...باهات موافقم.

275
00:17:18,916 --> 00:17:21,625
‫و خب به نظرم اینکه یه مدت
‫هم کلا استراحت کنی خوب باشه.

276
00:17:21,666 --> 00:17:24,625
‫آره، با ووگل موافقم
‫که تا قبل از دوشنبه نیام.

277
00:17:24,666 --> 00:17:28,166
‫خب، ما بهت پیشنهاد می دیم
‫که ۳ ماه آتی رو خونه باشی.

278
00:17:29,750 --> 00:17:32,750
‫این جوری هر دومون می تونیم بهش فکر کنیم

279
00:17:32,791 --> 00:17:34,625
‫و ببینیم وضعیت چی میشه.

280
00:17:35,500 --> 00:17:37,750
‫پس...مذاکرات چی میشه؟

281
00:17:37,875 --> 00:17:41,166
‫مواردی که در مورد بودجهٔ ملی صحبت کردیم چی؟
‫اینطوری فایده ای نداره.

282
00:17:41,750 --> 00:17:44,625
‫نگرانش نباش.
‫یه راه حل خوب واسه ش پیدا می کنیم.

283
00:17:46,416 --> 00:17:47,916
‫خب، همون طور که گفتم

284
00:17:48,000 --> 00:17:50,500
‫- مهم ترین چیز اینه که..
‫- آره که از من

285
00:17:50,541 --> 00:17:52,625
‫وقتی که نیاز به همدردی دارید
‫واسه رأی گرفتن استفاده کنید

286
00:17:52,750 --> 00:17:55,791
‫ولی الان که یه کم صدام در اومده
‫باید بکشم کنار،  درسته؟

287
00:17:55,875 --> 00:17:57,791
‫اینجوری باید برداشت کنم؟

288
00:18:02,875 --> 00:18:06,250
‫نه، چیزه...ببخشید. من...

289
00:18:07,375 --> 00:18:09,041
‫هیچ مشکلی نیست رزا.

290
00:18:09,666 --> 00:18:11,625
‫من یه دقیقه دیگه دوباره جلسه دارم.

291
00:18:12,291 --> 00:18:13,291
‫پس...

292
00:18:13,791 --> 00:18:17,666
‫- پس دیگه اگه مشکلی هست که بگو.
‫- نه، مشکلی نیست.

293
00:18:18,541 --> 00:18:21,750
‫عالیه. خب پس از ووگل بخواه که بعدا بیاد

294
00:18:21,875 --> 00:18:25,791
‫و کارای فرمالیته ش رو انجام میدیم
‫و استراتژی واسه اطلاع به خبرگزاری  ها هم تعیین می کنیم.

295
00:18:25,875 --> 00:18:27,291
‫مراقب خودت باش رزا.

296
00:18:30,250 --> 00:18:33,750
‫من میرم و همه چیز رو درست می کنم.

297
00:18:33,791 --> 00:18:37,375
‫و توی سه ماه خیلی خیلی قوی تر میشی رزا.

298
00:18:59,291 --> 00:19:01,291
‫شاید شما دوتا بهتره صحبت کنید.

299
00:19:05,000 --> 00:19:06,541
‫اگه کمکی از دستم بر اومد خبرم کن.

300
00:19:31,375 --> 00:19:33,041
‫خب بریم که...شروع کنیم؟

301
00:19:33,625 --> 00:19:35,375
‫- کارای اتاق کریستینا رو میگم.
‫- آره.

302
00:19:37,625 --> 00:19:40,000
‫میرم پمپ بنزنین یه یدک کش اجاره کنم.

303
00:19:40,041 --> 00:19:42,250
‫نه، نه، نیازی نیست.
‫خودم ترتیبش رو دادم.

304
00:19:44,500 --> 00:19:45,500
‫باشه.

305
00:19:46,625 --> 00:19:48,000
‫خب، پس میرم که ...

306
00:19:49,125 --> 00:19:51,500
‫یه سری کیسهٔ پلاستیکی بیارم.

307
00:19:57,250 --> 00:19:58,791
‫[گمشده]

308
00:20:43,750 --> 00:20:44,750
‫استین؟

309
00:20:54,625 --> 00:20:55,666
‫عزیزم؟

310
00:21:44,375 --> 00:21:45,875
‫کسی اونجاست؟

311
00:22:08,000 --> 00:22:10,750
‫اشکال نداره.
‫باید تمرین کنی.

312
00:22:36,000 --> 00:22:37,625
‫دارید منو نگران می کنید.

313
00:22:37,750 --> 00:22:40,250
‫ووگل گفت که توافق کردین توی خونه بمونید.

314
00:22:40,750 --> 00:22:44,000
‫ولی...به کمکت احتیاج دارم.
‫باید یه چیزی رو بررسی کنم.

315
00:22:44,041 --> 00:22:47,500
‫باید لیست پرونده  های بچه های اخراج شده
‫و به سرپرستی گرفته شده رو ببینم، خب؟

316
00:22:47,625 --> 00:22:48,575
‫باشه، ولی...چرا...

317
00:22:48,625 --> 00:22:49,791
‫رزا؟

318
00:22:49,875 --> 00:22:53,000
‫اینجا چکار می کنی؟ داشتم با نخست وزیر
‫واسه درست کردن کارا صحبت می کردم.

319
00:22:53,125 --> 00:22:56,750
‫- بعداً توضیح میدم. الان باید...
‫- بیا بریم بیرون. نباید اینجا باشی.

320
00:22:56,791 --> 00:22:59,875
‫- نه، متوجه نیستی. من باید ...
‫- هستم رزا،  متوجه م.

321
00:23:00,500 --> 00:23:04,250
‫موقعیت شغلی ـت در آستانهٔ فروپاشیه.
‫دارم نهایت سعی ـم رو واسه نجاتش می کنم.

322
00:23:04,750 --> 00:23:07,541
‫انگار داری نهایت سعیت رو می کنی
‫که هر چی ساختیم رو خراب کنی.

323
00:23:08,125 --> 00:23:09,500
‫ساختیم؟

324
00:23:09,541 --> 00:23:11,375
‫یعنی با موقعیتی که داری

325
00:23:11,500 --> 00:23:13,625
‫و احساس همدردی ای که بین
‫رأی دهنده ها به دست آوردی...

326
00:23:13,666 --> 00:23:15,041
‫می تونی تا اون بالا بالاها بری.

327
00:23:15,875 --> 00:23:19,000
‫- با هم، می تونیم تا بالا بالاها بریم.
‫- از سر راهم برو کنار.

328
00:23:25,750 --> 00:23:27,625
‫- گنز؟ گنز؟

329
00:23:28,375 --> 00:23:30,208
‫- نه، لطفا. الان نه.
‫- می دونم.

330
00:23:30,250 --> 00:23:32,375
‫- دارم میرم یوتلند.
‫- مهمه.

331
00:23:32,416 --> 00:23:34,250
‫- سعی کردم بهت زنگ بزنم
‫- واسه چی؟

332
00:23:34,291 --> 00:23:35,375
‫- بکر؟
‫- نه،  نه، نه.

333
00:23:35,416 --> 00:23:39,041
‫اون آدمک هایی که کنار قربانی،
‫با اثر انگشت کریستینا بودن

334
00:23:39,125 --> 00:23:41,125
‫از نوعی هستن که توی باغ هارتونگ رشد کنن؟

335
00:23:41,250 --> 00:23:44,166
‫آره. همه شون از شاه بلوط هندی هستن.
‫خیلی وقت پیش مشخصش کردیم.

336
00:23:44,250 --> 00:23:46,875
‫واسه همین به این نتیجه رسیدیم که
‫آدمک بلوطی حتما باید

337
00:23:47,000 --> 00:23:50,541
‫- از غرفهٔ کریستین کنار جاده اومده باشه.
‫- ولی همون سرده هستن؟

338
00:23:51,250 --> 00:23:53,875
‫- چی داری میگی؟
‫- باید توی گزارشی

339
00:23:53,916 --> 00:23:56,000
‫که دربارهٔ آزمایش بلوط ها هست باشه.

340
00:23:56,500 --> 00:23:58,250
‫احتمالا. من ننوشتمش.

341
00:23:58,375 --> 00:24:00,833
‫یه گیاه شناس از دانشگاه کشاورزی بود.

342
00:24:00,875 --> 00:24:02,250
‫می تونی واسه م پیداش کنی؟

343
00:24:04,750 --> 00:24:06,625
‫فقط به خاطر تو، خب؟

344
00:24:09,291 --> 00:24:11,250
‫خب، یه لحظه وایسا...

345
00:24:11,375 --> 00:24:15,125
‫خب. بلوط هایی که در باغ هارتونگ پیدا شد

346
00:24:15,166 --> 00:24:18,791
‫- به اسم علمی «آئوسکولوس هیپوکستینوم» شناخته میشه.
‫- آره.

347
00:24:20,000 --> 00:24:23,166
‫و اونایی که از صحنهٔ جرم اول
‫یعنی صحنهٔ جرم لارا کیایر پیدا شدن

348
00:24:23,250 --> 00:24:26,000
‫بهشون «آئوسکولوس هیپوکستینوم...

349
00:24:26,125 --> 00:24:27,416
‫نووم» گفته می شه

350
00:24:29,625 --> 00:24:31,375
‫- نووم؟ میشه ببینم؟
‫- آره.

351
00:24:31,416 --> 00:24:33,625
‫متوجه نمی شم. با عقل جور در نمیاد.

352
00:24:33,750 --> 00:24:35,750
‫ولی خب گونه های مختلفی هستن.

353
00:24:35,875 --> 00:24:36,666
‫- خب....
‫- ولی خب...

354
00:24:36,750 --> 00:24:39,625
‫- اون یکی آدمک ها چی؟
‫- ان سایر لاسن.

355
00:24:39,666 --> 00:24:40,875
‫جسی کویوم.

356
00:24:40,916 --> 00:24:44,791
‫آئوسکولوس هیپوکستینوم نووم، آها!

357
00:24:45,791 --> 00:24:47,875
‫خیلی خب.

358
00:24:48,666 --> 00:24:50,625
‫ولی این چیزی رو عوض می کنه؟

359
00:24:51,750 --> 00:24:55,041
‫این یعنی ممکن نیست آدمک بلوطی  ای
‫که توی صحنهٔ جرم پیدا کردیم

360
00:24:55,125 --> 00:24:56,625
‫مال کریستینا بوده باشه.

361
00:24:57,250 --> 00:25:00,500
‫ممکنه. از بلوط هایی به جز مال خودش
‫استفاده کرده باشه.

362
00:25:01,375 --> 00:25:03,791
‫فکر کنم بهتره دوشنبه با نیلاندر صحبت کنیم.

363
00:25:03,875 --> 00:25:06,875
‫نیلاندر فکر می کنه پرونده بسته شده.
‫خودت می دونی.

364
00:25:07,625 --> 00:25:10,366
‫-من نمی تونم کمک کنم. دارم میرم یوتلند.
‫- لطفا. وقت زیادی نمی خواد.

365
00:25:10,416 --> 00:25:12,041
‫- لطفاً.
‫- الان نمی تونم.

366
00:25:12,125 --> 00:25:13,875
‫خب، باشه. پس من...

367
00:25:13,916 --> 00:25:16,125
‫یکی دیگه رو پیدا می کنم کمکم کنه.

368
00:25:16,750 --> 00:25:19,166
‫چون این یعنی کریستینا ممکنه زنده باشه.

369
00:25:20,875 --> 00:25:23,000
‫لطفاً وایسا!
‫صبر کن ببینم...

370
00:25:24,500 --> 00:25:28,250
‫بهم بگو باید چکار کنیم.

371
00:25:32,666 --> 00:25:34,041
‫پلیس مون،  اریک هستم.

372
00:25:34,125 --> 00:25:37,250
‫- چطور می تونم کمک ـتون کنم.
‫- مارک هس هستم، برینک اونجاست؟

373
00:25:37,291 --> 00:25:41,375
‫نه، هنوز توی جلسه ست.
‫باید دوباره دوشنبه زنگ بزنید.

374
00:26:10,541 --> 00:26:12,291
‫[پلیس]

375
00:26:21,750 --> 00:26:22,916
‫میشه باز کنی؟

376
00:26:27,000 --> 00:26:29,166
‫هس. یه کم پیش زنگ زدم.

377
00:26:29,250 --> 00:26:32,541
‫- اگه تونستی بیای...
‫- بفرمایید، یا بتونی زنگ بزنی.

378
00:26:32,625 --> 00:26:34,000
‫مرسی.

379
00:26:35,625 --> 00:26:37,366
‫- بله؟
‫- باید با جان برینک صحبت کنم.

380
00:26:37,416 --> 00:26:41,250
‫- خب، هنوز توی جلسه ست.
‫- پس باید بهش بگی موضوع مهمیه.

381
00:26:41,375 --> 00:26:44,500
‫متأسفانه رئیس پلیس برینک دیگه رفت.

382
00:26:44,541 --> 00:26:47,000
‫- در چه موردیه؟
‫- در مورد یه پروندهٔ قدیمی.

383
00:26:47,666 --> 00:26:49,875
‫اگه قدیمیه که احتمالا باید
‫تا دوشنبه صبر کنی.

384
00:26:49,916 --> 00:26:52,291
‫و گرنه می تونی به اریک بگی کمکت کنه.
‫می بینمت.

385
00:26:52,375 --> 00:26:54,041
‫آره. آخر هفتهٔ خوبی داشته باشی برینک.

386
00:26:55,291 --> 00:26:57,000
‫آره، آره، نه، نه...

387
00:26:59,250 --> 00:27:01,500
‫گوش کن
‫دنبال یه مجرم می گردم.

388
00:27:01,625 --> 00:27:02,625
‫خیلی خب.

389
00:27:03,125 --> 00:27:06,375
‫فکر کنم توی سال ۸۷ دیده  باشیش
‫وقتی همکارت کشته شد.

390
00:27:16,000 --> 00:27:26,000
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

391
00:27:35,625 --> 00:27:36,875
‫آره.

392
00:27:38,000 --> 00:27:41,416
‫یه تماس از کلانتر داشتیم،
‫ماریوس لارزن.

393
00:27:43,625 --> 00:27:47,500
‫به خاطر فرار حیوانات از مزرعه
‫رفته بود یه بررسی کنه.

394
00:27:48,916 --> 00:27:50,250
‫بفرما بشین.

395
00:28:00,250 --> 00:28:02,500
‫آره. لعنتی
‫هیچ وقت اون روز رو فراموش نمی کنم.

396
00:28:03,291 --> 00:28:07,000
‫تازه ۲۹ سالم شده بود.
‫هنوز دهنم بو شیر میداد.

397
00:28:08,166 --> 00:28:12,125
‫وقتی به مزرعهٔ  «اوروم» رسیدیم
‫که به ماریوس کمک کنیم...

398
00:28:12,250 --> 00:28:13,791
‫- اوروم؟
‫- آره.

399
00:28:13,875 --> 00:28:17,375
‫اسم خونوادگی پدرشون بود.
‫همون مزرعه دار.

400
00:28:18,875 --> 00:28:21,125
‫حدس من اینه که
‫خیلی با هم نمی ساختن

401
00:28:21,750 --> 00:28:25,375
‫واسه همین همسرش تصمیم گرفته
‫یه بچه پرورشگاهی به سرپرستی بگیرن.

402
00:28:26,625 --> 00:28:28,250
‫به ازای هر بچه یه چک بهشون می دادن.

403
00:28:31,375 --> 00:28:33,250
‫و همه می دونستن که...

404
00:28:33,750 --> 00:28:36,791
‫اوروم و همسرش احتمالاً
‫بهترین شخص واجدشرایط نبودن، ولی...

405
00:28:37,500 --> 00:28:41,666
‫از طرفی کلی هوای آزاد و زمین بازی
‫و حیوون داشتن

406
00:28:41,750 --> 00:28:45,375
‫واسه همین گفتیم شاید این زندگی

407
00:28:45,416 --> 00:28:47,291
‫بهتر از چیزی باشه که قبلا داشتن.

408
00:28:48,291 --> 00:28:50,750
‫اون...اون دو تا جوون کی هستن؟

409
00:28:50,791 --> 00:28:54,166
‫اونا بچه های نوجوون اوروم هستن.

410
00:28:55,250 --> 00:28:58,000
‫توی حموم جسدشون رو پیدا کردیم،
‫کشته بودنشون.

411
00:28:59,500 --> 00:29:02,000
‫و ماریوس رو هم توی زیرزمین پیدا کردم.

412
00:29:02,625 --> 00:29:04,875
‫- هنوز بدنش گرم بود.
‫- و مجرم؟

413
00:29:05,500 --> 00:29:08,291
‫خب، اول فکر کردیم حتما اوروم فرار کرده

414
00:29:08,375 --> 00:29:10,875
‫ولی وقتی جسدش رو توی گودال...

415
00:29:11,875 --> 00:29:12,875
‫پشت مزرعه پیدا کردیم.

416
00:29:13,375 --> 00:29:16,000
‫با تفنگ به خودش شلیک کرده بود.

417
00:29:21,375 --> 00:29:23,791
‫ولی از کجا می دونید که اون مجرم بوده؟

418
00:29:24,416 --> 00:29:29,250
‫هر دو بچه ها و خوکش
‫با همون اسلحه بهشون شلیک شده بود.

419
00:29:30,041 --> 00:29:32,500
‫فکر کردیم ممکنه یه جور...

420
00:29:33,041 --> 00:29:34,500
‫عذاب وجدان داشته باشه.

421
00:29:35,750 --> 00:29:36,750
‫واسه چی؟

422
00:29:40,166 --> 00:29:41,166
‫واسه...

423
00:29:42,041 --> 00:29:43,375
‫کاری که کردن.

424
00:29:47,875 --> 00:29:50,166
‫و کاری که با بچه های پرورشگاه کرده بودن.

425
00:29:50,250 --> 00:29:51,250
‫دو قلوها.

426
00:29:52,125 --> 00:29:54,125
‫توی زیرزمین پیداشون کردیم.

427
00:29:54,875 --> 00:29:56,125
‫یه دختر و یه پسر.

428
00:29:58,791 --> 00:30:00,500
‫قبلا درباره شون شنیده بودم

429
00:30:00,541 --> 00:30:03,125
‫چون همکلاسی خواهرزاده م بودن.

430
00:30:03,166 --> 00:30:06,250
‫ولی هیچ کدوم نمی دونستیم که...

431
00:30:07,000 --> 00:30:08,541
‫توی یه سیاه چال زندگی می کنن.

432
00:30:10,875 --> 00:30:13,000
‫و بعد کمدی رو پیدا کردن که..

433
00:30:13,041 --> 00:30:14,791
‫پر از فیلمایی بود که...

434
00:30:15,791 --> 00:30:17,500
‫نشون میداد چه اتفاقایی افتاده.

435
00:30:25,250 --> 00:30:27,375
‫- بچه های بیچاره.
‫- آره.

436
00:30:29,375 --> 00:30:34,041
‫کاملاً  میشه شنید که برادرش
‫داره به مادرش التماس می کنه

437
00:30:34,125 --> 00:30:36,250
‫که یه کاری کنه...ولی خب...

438
00:30:37,375 --> 00:30:38,375
‫ولی نکرد؟

439
00:30:40,125 --> 00:30:41,625
‫خودش فیلم رو گرفته بود.

440
00:30:44,125 --> 00:30:45,125
‫و بعد...

441
00:30:47,500 --> 00:30:50,125
‫پسره رو توی یه اتاق زندانی می کردن

442
00:30:50,166 --> 00:30:53,500
‫و ازش می خواستن که آدمک بلوطی درست کنه.

443
00:30:54,875 --> 00:30:55,875
‫اونم درست می کرد.

444
00:30:56,375 --> 00:30:57,375
‫هر بار.

445
00:30:58,500 --> 00:31:01,750
‫کل زیرزمین پر از اون
‫آدمک های بلوطی مسخره بود.

446
00:31:25,000 --> 00:31:27,875
‫- چرا هیچ تصویر از پسره نیست؟
‫- نیست؟

447
00:31:28,541 --> 00:31:29,541
‫نه.

448
00:31:32,125 --> 00:31:33,125
‫متوجه نمی شم.

449
00:31:34,000 --> 00:31:37,250
‫خیلی خب. من...باید هر چیزی که مربوط به
‫اون پسره ست بدونم.

450
00:31:38,041 --> 00:31:39,625
‫- آره.
‫- اسمش چیه؟

451
00:31:39,708 --> 00:31:44,250
‫توگه. خواهرش آسترا.
‫فامیلی  ـشون برینگ بود.

452
00:31:44,375 --> 00:31:45,875
‫توگه و آسترید برینگ.

453
00:31:46,791 --> 00:31:49,500
‫الان کجان؟ می دونی؟
‫می خوام باهاشون صحبت کنم.

454
00:31:52,125 --> 00:31:53,125
‫خب..

455
00:31:54,000 --> 00:31:56,625
‫بیش از ۳۰ سال گذشته.

456
00:31:57,750 --> 00:31:59,125
‫چرا الان پاشون به قضیه باز بشه؟

457
00:32:01,750 --> 00:32:05,500
‫چون فکر نمی کنم اوروم بوده باشه
‫که همکارتون رو کشته باشه.

458
00:32:07,875 --> 00:32:10,000
‫یا خونواده ش رو در کل.

459
00:32:14,666 --> 00:32:15,666
‫پسره؟

460
00:32:17,625 --> 00:32:18,875
‫شوخی می کنی.

461
00:32:20,625 --> 00:32:22,750
‫ولی اون موقع بیشتر از ۱۱-۱۲ سال سن نداشت.

462
00:32:29,250 --> 00:32:31,625
‫با عقل جور در نمیاد.
‫پرونده باید اونجا باشه.

463
00:32:31,666 --> 00:32:36,125
‫فامیلی والدین رضائی پیترسون بود،
‫توی «کیگفای ۳۵» در «اودشرد» زندگی می کردن.

464
00:32:36,166 --> 00:32:39,000
‫اسم پدرش پائول بود
‫و مادرش کیرستن.

465
00:32:39,125 --> 00:32:41,791
‫- و یه دوقلو تحت حمایتشون بود.
‫- ولی...

466
00:32:42,541 --> 00:32:46,541
‫دقیقا چه پرونده ای؟
‫شماره پرونده رو دارید؟

467
00:32:46,625 --> 00:32:49,125
‫یه چیزی که بتونم وارد سیستم کنم

468
00:32:50,250 --> 00:32:51,916
‫خب...

469
00:32:52,000 --> 00:32:57,625
‫یه دختر دیگه هم بتحت سرپرستیـشون بود
‫76-12-26-8122.

470
00:32:57,666 --> 00:32:58,916
‫8122

471
00:33:00,666 --> 00:33:03,125
‫- این که کد ملی خودتونه.
‫- آره، واردش کن.

472
00:33:04,500 --> 00:33:07,291
‫یه پسر و خواهرش بود.

473
00:33:07,375 --> 00:33:10,250
‫ولی اسمی چیزی ندارید
‫که بتونم بگردم..

474
00:33:10,375 --> 00:33:12,666
‫نه، فقط چند ماه اونجا بودن.

475
00:33:15,791 --> 00:33:17,041
‫خیلی خب. آره.

476
00:33:17,125 --> 00:33:19,250
‫یه چیزی اینجاست.
‫۱۹۸۵.

477
00:33:19,750 --> 00:33:22,500
‫برینگ. آسترید. و برادرش...

478
00:33:26,375 --> 00:33:27,375
‫توگه.

479
00:33:28,750 --> 00:33:31,791
‫دو ماه اونجا بودن و بعد
‫فرستاده بودنشون یه جای دیگه.

480
00:33:32,416 --> 00:33:34,500
‫کجا فرستاده شدن؟
‫باید...

481
00:33:34,625 --> 00:33:36,875
‫چی سرشون اومده؟ فقط...بگو.

482
00:33:38,875 --> 00:33:40,375
‫باید پیداشون کنم.

483
00:34:01,416 --> 00:34:02,625
‫جریان چیه رزا؟

484
00:34:02,750 --> 00:34:04,541
‫کاری هست که بتونم انجام بدم؟

485
00:34:04,625 --> 00:34:06,750
‫[تنبیه]
‫[چندین روز حبس]

486
00:34:06,791 --> 00:34:09,375
‫[اهمال، آزار و اذیت]

487
00:34:09,500 --> 00:34:13,166
‫رزا ببخشید. سر دفتر نخست وزیر می خواد
‫شما رو ببینه.

488
00:34:45,291 --> 00:34:49,000
‫[اگه می خوای بدونی چی سر دخترت اومده

489
00:34:51,250 --> 00:34:57,541
‫امشب بیا اینجا]

490
00:35:07,791 --> 00:35:11,750
‫[کجا؟]

491
00:35:18,041 --> 00:35:21,541
‫چندتا بچهٔ سرراهی بودن که
‫توی ورودی بیمارستان دولتی ولشون کرده بودن.

492
00:35:21,625 --> 00:35:25,250
‫یه سری اطلاعات در مورد آسترید برینگ داریم.
‫اقدام به خودکشی، مصرف بیش از حد مواد مخدر.

493
00:35:26,500 --> 00:35:30,375
‫یه سال پیش از بیمارستان روانی مرخص شده.

494
00:35:30,500 --> 00:35:32,500
‫و هیچ آدرسی هم نداره.

495
00:35:32,625 --> 00:35:34,125
‫و پسره چی؟

496
00:35:34,666 --> 00:35:37,500
‫توگه برینگ.
‫خیلی عجیبه. هیچی نیست.

497
00:35:38,250 --> 00:35:40,875
‫از ۱۸ سالگی هیچ آدرسی نداره.

498
00:35:41,500 --> 00:35:43,125
‫جریان چیه هس؟

499
00:35:44,750 --> 00:35:46,916
‫- ابیلگود میای؟
‫- آره.

500
00:35:47,000 --> 00:35:50,875
‫الان نمی تونم دیگه کمکی کنم.
‫باید برم.

501
00:35:51,000 --> 00:35:52,333
‫- کنفرانس خبری داریم.
‫- باشه.

502
00:35:52,375 --> 00:35:55,916
‫فقط اسم اون یکی خونواده هایی که
‫به سرپرستی گرفتنش رو بگو.

503
00:35:56,000 --> 00:35:59,000
‫شاید بعضیاشون هنوز باهاشون در تماس باشن.

504
00:36:00,250 --> 00:36:01,250
‫باشه.

505
00:36:02,000 --> 00:36:05,250
‫اولین خونواده بعد از دو ماه
‫اونا رو نخواسته بودن.

506
00:36:05,750 --> 00:36:08,000
‫و بعد رفتن به مزارع بلوط.

507
00:36:08,125 --> 00:36:10,791
‫- و بعد...
‫ - وایسا ببینم. چرا نخواسته بودنشون؟

508
00:36:11,625 --> 00:36:13,041
‫ننوشته.

509
00:36:14,250 --> 00:36:16,541
‫- دیگه باید برم.
‫- آره. باشه.

510
00:36:16,625 --> 00:36:18,541
‫اسم خونوادهٔ اول رو بهم بده.

511
00:36:19,291 --> 00:36:20,291
‫پیترسون.

512
00:36:20,750 --> 00:36:22,375
‫پائول و کیرستن پیترسون.

513
00:36:22,500 --> 00:36:24,541
‫و یه دختر دیگه هم به سرپرستی گرفته بودن

514
00:36:24,625 --> 00:36:25,750
‫رزا.

515
00:36:28,500 --> 00:36:29,500
‫رزا؟

516
00:36:32,375 --> 00:36:33,375
‫ممکنه که...

517
00:36:39,166 --> 00:36:41,500
‫خب ابیلگورد، باید همین الان به
‫رزا هارتونگ زنگ بزنی.

518
00:36:41,541 --> 00:36:44,875
‫ببین اسم وسطش پیترسون هست
‫و اینکه با اون دوقلوها زندگی کرده یا نه؟

519
00:36:45,375 --> 00:36:47,250
‫باشه، باشه الان.

520
00:36:49,250 --> 00:36:52,250
‫متأسفانه نمی تونیم چیزی
‫از توگه برینگ پیدا کنیم.

521
00:36:54,875 --> 00:36:58,250
‫خواهرزاده ت چی؟ 
‫گفتی همکلاسی  ـش بوده.

522
00:36:58,375 --> 00:36:59,375
‫آره.

523
00:37:00,250 --> 00:37:01,541
‫بذار از خواهرم بپرسم.

524
00:37:03,791 --> 00:37:07,750
‫نه، نمی دونم کجاست.
‫نه. باید به تلفنش زنگ بزنی.

525
00:37:08,541 --> 00:37:10,125
‫خب پس، به وزارت خونه زنگ بزنید.

526
00:37:11,000 --> 00:37:12,125
‫باشه.

527
00:37:24,875 --> 00:37:25,875
‫بله؟

528
00:37:26,916 --> 00:37:27,916
‫سلام.

529
00:37:28,791 --> 00:37:30,250
‫ببخشید مزاحم شدم.

530
00:37:31,250 --> 00:37:32,916
‫اسم من استین هارتونگه.

531
00:37:35,541 --> 00:37:36,916
‫این دخترمه

532
00:37:37,875 --> 00:37:39,500
‫که پارسال گم شد.

533
00:37:39,625 --> 00:37:40,666
‫[این دختر رو دیدین؟]

534
00:37:40,750 --> 00:37:42,041
‫چیزه...

535
00:37:43,625 --> 00:37:46,000
‫گفتم شاید چیزی دیده باشین یا...

536
00:37:46,916 --> 00:37:48,041
‫هر چی.

537
00:37:49,291 --> 00:37:51,625
‫اون روز داشت از تمرینش برمی گشت.

538
00:37:52,791 --> 00:37:56,375
‫و یه بادگیر و شلوار آبی پاش بود.

539
00:37:56,500 --> 00:37:57,500
‫آها.

540
00:37:58,375 --> 00:37:59,375
‫خب...

541
00:38:00,000 --> 00:38:01,000
‫بله.

542
00:38:01,541 --> 00:38:02,625
‫وایسا...وایسا یه لحظه.

543
00:38:03,375 --> 00:38:04,916
‫قبلا دیدمت.

544
00:38:05,000 --> 00:38:06,916
‫- خب...
‫- کدوم قبرستونی تو رو دیدم؟

545
00:38:07,000 --> 00:38:09,375
‫من هم دیدمت.

546
00:38:10,500 --> 00:38:15,750
‫دیروز زنگ در خونه م رو زدی
‫و همین سوالا رو پرسیدی.

547
00:38:18,375 --> 00:38:19,375
‫ببخشید.

548
00:38:20,125 --> 00:38:22,125
‫شاید بهتره بری خونه.

549
00:38:23,750 --> 00:38:25,791
‫- باید برم خونه به نظرت؟
‫- آره.

550
00:38:27,375 --> 00:38:29,000
‫به نظرت اگه جایی واسه رفتن داشتم

551
00:38:29,875 --> 00:38:31,875
‫الان اینجا بودم؟

552
00:38:34,375 --> 00:38:35,375
‫اینطوری فکر می کنی؟

553
00:38:36,875 --> 00:38:39,875
‫ببخشید.
‫تقصیر شما نیست. ببخشید.

554
00:38:40,750 --> 00:38:43,125
‫نه...چطوره من برسونمت خونه؟

555
00:38:48,291 --> 00:38:50,041
‫میرم سوئیچ ماشین رو بیارم.

556
00:39:04,416 --> 00:39:05,500
‫رزا؟

557
00:39:06,666 --> 00:39:08,500
‫بابا؟ بابا؟

558
00:39:09,000 --> 00:39:10,166
‫سلام رفیق.

559
00:39:10,250 --> 00:39:11,250
‫- سلام.
‫- سلام.

560
00:39:11,750 --> 00:39:13,875
‫- مامان کجاست؟
‫- نمی دونم.

561
00:39:13,916 --> 00:39:16,625
‫کل روز رو بهش زنگ زدم
‫ماشینش نیست.

562
00:39:17,250 --> 00:39:18,250
‫این چیه؟

563
00:39:25,500 --> 00:39:29,291
‫توی پذیرایی پیداش کردم
‫و در ورودی کاملاً باز بود.

564
00:39:34,250 --> 00:39:35,666
‫بابا چیزی شده؟

565
00:40:00,791 --> 00:40:03,625
‫حالا آماده ایم که دوباره بازی کنیم عزیزم.

566
00:40:07,000 --> 00:40:08,000
‫چی شده؟

567
00:40:11,791 --> 00:40:13,666
‫فقط توگه...

568
00:40:14,791 --> 00:40:16,125
‫توگه چی شده؟

569
00:40:20,916 --> 00:40:24,625
‫ببین، اگه چیزی شده باید بهم بگی
‫خب؟

570
00:40:26,041 --> 00:40:28,375
‫کاری باهات کرده؟

571
00:40:29,666 --> 00:40:31,375
‫خیلی خب. چکار کرده؟

572
00:40:43,416 --> 00:40:45,625
‫کاملاً مطمئنی این اتفاق افتاده؟

573
00:40:46,916 --> 00:40:50,375
‫عزیزم، خیلی مهمه که
‫در این مورد دروغ نگی.

574
00:40:51,916 --> 00:40:53,375
‫بیا اینجا.

575
00:41:07,000 --> 00:41:09,916
‫ببینید ما کاملاً تصمیم شما رو درک می کنیم.

576
00:41:10,000 --> 00:41:12,500
‫- ممنون.
‫- حال دخترتون چطوره؟

577
00:41:12,625 --> 00:41:14,375
‫خوبه با توجه به وضعیتش.

578
00:41:14,416 --> 00:41:15,875
‫- خوشبختانه.
‫- آره.

579
00:41:16,000 --> 00:41:20,625
‫- می دونید کجا میرن؟
‫- فکر کنم به «مون». چیزیشون نمیشه.

580
00:41:21,166 --> 00:41:22,416
‫ممنون بابت کمک.

581
00:41:23,666 --> 00:41:25,500
‫مرسی.

582
00:41:51,000 --> 00:41:54,791
‫[شمارهٔ  ناشناس:
‫گوشی ـت رو خاموش کن و بنداز دور]

583
00:41:58,875 --> 00:42:01,125
‫[خاموش]

584
00:42:10,791 --> 00:42:13,625
‫خب به نظرت بتونه یه لیست از همکلاسی های

585
00:42:13,750 --> 00:42:15,416
‫اون موقع  ـش پیدا کنه؟

586
00:42:15,500 --> 00:42:17,291
‫- یوهانا،  بیا دیگه.
‫- بله!

587
00:42:17,375 --> 00:42:20,250
‫- کل روز رو وقت نداریم دیگه.
‫- آره دارم میام!

588
00:42:20,375 --> 00:42:24,166
‫فر رو خاموش کردم.
‫بچه ها و کوچولو ها دارن میان.

589
00:42:24,250 --> 00:42:27,750
‫آره، اولین باره که کوچولوها می خوان
‫به مراسم «آب نبات یا شوخی» بیان

590
00:42:27,875 --> 00:42:29,166
‫یا هر چی که شما بهش میگید.

591
00:42:29,250 --> 00:42:31,416
‫خب، کیک میل دارید؟

592
00:42:31,500 --> 00:42:32,750
‫نه، مرسی.

593
00:42:32,791 --> 00:42:33,916
‫اوهوم.

594
00:42:34,000 --> 00:42:37,041
‫فقط اینکه، درسته که دخترتون

595
00:42:37,125 --> 00:42:40,375
‫- با توگه و آسترود توی یه کلاس بود؟
‫- آره، آره دخترم ایبن.

596
00:42:40,500 --> 00:42:41,916
‫و خیلی داستان بدی بود.

597
00:42:42,000 --> 00:42:44,541
‫همه بچه ها فکر می کردن ازش تاثیر گرفتن.

598
00:42:44,625 --> 00:42:46,375
‫ولی الان، ایبن توی نروژ زندگی می کنه.

599
00:42:46,500 --> 00:42:48,166
‫- توی هتل کار می کنه.
‫- درسته.

600
00:42:48,250 --> 00:42:51,291
‫پس امشب فقط پسرا میان و بچه هاشون.

601
00:42:51,375 --> 00:42:54,500
‫باشه. جان گفت که چند سال پیش
‫یه تجدید دیدار داشتین

602
00:42:54,625 --> 00:42:55,750
‫- با دانش آموزای سابق؟
‫- درسته؟

603
00:42:55,791 --> 00:42:56,666
‫- آره یوهانا.
‫- درسته؟

604
00:42:56,750 --> 00:42:59,125
‫یه لیست از همکلاسی های ایبن می خوایم

605
00:43:00,000 --> 00:43:02,750
‫- و یه لیست تماس.
‫- آره ولی مطمئنم همینجاهاست

606
00:43:02,875 --> 00:43:04,750
‫چون همهٔ وسایل ایبن رو نگه  داشتیم.

607
00:43:04,791 --> 00:43:06,500
‫- الان نشونتون میدم...
‫- خیلی خب، آره.

608
00:43:06,541 --> 00:43:07,750
‫- این پایین.
‫- آره.

609
00:43:07,791 --> 00:43:09,791
‫باید همینجاها باشه.

610
00:43:09,875 --> 00:43:11,875
‫وای نه لعنتی.

611
00:43:12,541 --> 00:43:15,541
‫خدایا، این همه مجله و اینا چیه دیگه.

612
00:43:16,375 --> 00:43:17,541
‫وای!

613
00:43:18,666 --> 00:43:20,875
‫الان پیداش نمی کنم.

614
00:43:22,000 --> 00:43:24,000
‫وای خدا.

615
00:43:24,041 --> 00:43:25,916
‫- یوهانا بلند شو.
‫- نمی دونم شایدم ایبن برداشته

616
00:43:26,000 --> 00:43:28,750
‫یا توی زیرشیروانی یا پارکینگ گذاشته باشن...

617
00:43:28,791 --> 00:43:31,500
‫- وقتی که بازسازی کردن.
‫- خب...بذار یه نگاهی بندازم.

618
00:43:31,625 --> 00:43:34,791
‫- جان هل نده.
‫- خودت گفتی لیست همکلاسی ها رو داری.

619
00:43:34,875 --> 00:43:37,416
‫- آره، ولی...
‫- خب؟  ولی الان...

620
00:43:37,500 --> 00:43:39,250
‫اینم از این وضعیت و اینجا نیست.

621
00:43:39,375 --> 00:43:41,625
‫این همه راه رو اومدیم واسه ش
‫می دونی؟

622
00:43:41,666 --> 00:43:44,250
‫- خب...
‫- درسته، ولی هر دوتون قدمتون روی چشمه

623
00:43:44,375 --> 00:43:46,366
‫- که واسه شام بمونید.
‫- عه! چی درست کردی؟

624
00:43:46,416 --> 00:43:49,750
‫بوقلمون شکم پر داریم ولی امسال
‫آلو نداریم.

625
00:43:49,875 --> 00:43:52,366
‫اینایی که تو عکس هستن کی هستن؟

626
00:43:52,416 --> 00:43:55,416
‫- یه نگاهی اینجا بنداز...آره.
‫- اینی که تو عکسه کیه؟

627
00:43:55,500 --> 00:43:58,041
‫اون ایبنه.
‫و بچه های کلاسش.

628
00:43:59,041 --> 00:44:01,000
‫و اونم توگه ست.

629
00:44:01,666 --> 00:44:03,625
‫- جشن فارغ التحصیلیه...
‫- اون..

630
00:44:03,750 --> 00:44:05,916
‫- توی مدرسهٔ مولونگ.
‫- نمی تونه درست باشه.

631
00:44:07,416 --> 00:44:08,541
‫خودشه.

632
00:44:08,625 --> 00:44:10,375
‫- کاملاً یادمه...
‫- اون توگه ست؟

633
00:44:10,416 --> 00:44:12,333
‫آره. به وضوح یادمه.

634
00:44:12,375 --> 00:44:15,125
‫ایبن خیلی گیج شده بود که اومده به مهمونی.

635
00:44:15,750 --> 00:44:17,916
‫چندین سال پیش از اون جمع جدا شده بود.

636
00:44:20,166 --> 00:44:22,750
‫فکر کنم فقط یه ساعت هم موند.

637
00:44:22,875 --> 00:44:24,000
‫هیچ کس چیزی نگفت.

638
00:44:25,333 --> 00:44:30,583
‫همه دلشون واسه اون بچه ها می سوخت،
‫واسه بلاهایی که حین زندگی با اوروم ها سرشون اومده.

639
00:44:30,708 --> 00:44:35,208
‫آدمک بلوطی.

640
00:44:35,250 --> 00:44:40,333
‫بیا داخل
‫امروز واسه من

641
00:44:40,375 --> 00:44:43,208
‫بلوط داری؟

642
00:44:47,875 --> 00:44:49,700
‫بذار شروع کنیم. نمی دونم...

643
00:44:49,750 --> 00:44:51,575
‫- که چقدر اطلاعات رو می خواید...
‫- ببخشید.

644
00:44:51,625 --> 00:44:53,958
‫یه لحظه فقط. خب؟

645
00:44:54,083 --> 00:44:57,250
‫واقعا به نظرم باید به چیزایی که
‫زیرشون خط کشیده شده اشاره کنید.

646
00:44:57,333 --> 00:45:00,083
‫- نیلاندر یه تماس مهم داری.
‫- الان نه ابیلگود.

647
00:45:00,208 --> 00:45:02,458
‫- کنفرانس خبری دارم.
‫- باید جواب بدی.

648
00:45:02,583 --> 00:45:05,375
‫- اگه جواب ندی پشیمون میشی.
‫- منتظرند

649
00:45:05,458 --> 00:45:07,458
‫- نیلاندر هستم.
‫- به دقت گوش کن

650
00:45:07,583 --> 00:45:10,250
‫- هس.
‫- هنز رو دستگیر کن،  همین الان!

651
00:45:10,333 --> 00:45:11,458
‫فهمیدی؟

652
00:45:13,208 --> 00:45:16,083
‫در رو شکستیم.
‫از پشت بیاید.

653
00:45:32,958 --> 00:45:34,750
‫پلیس.

654
00:45:40,583 --> 00:45:41,583
‫لعنتی!

655
00:45:42,625 --> 00:45:43,458
‫نیلاندر.

656
00:45:43,583 --> 00:45:45,583
‫چی شده؟ گرفتیش؟

657
00:45:45,625 --> 00:45:47,250
‫نه، رفته.

658
00:45:48,000 --> 00:45:49,833
‫- کجا؟
‫- کسی نمی دونه.

659
00:45:49,958 --> 00:45:52,958
‫اون و تولین چند ساعت پیش رفتن.

660
00:45:53,000 --> 00:45:54,083
‫- تولین؟
‫- آره.

661
00:45:54,208 --> 00:45:57,708
‫کارکنان گفتن یه ملاقات داشته.
‫گوشیش رو توی زباله ها پیدا کردن.

662
00:45:57,833 --> 00:45:59,208
‫شش تماس بی پاسخ

663
00:46:01,083 --> 00:46:05,250
‫لعنتی! تولین به کار هنز نمیاد.
‫ببین کجا انداخته ش.

664
00:46:05,333 --> 00:46:06,958
‫خونه ش رو بررسی کن و پیداش کن

665
00:46:21,833 --> 00:46:24,208
‫- باید همینجاها باشه.
‫- اینجا؟

666
00:46:26,125 --> 00:46:29,375
‫کل مون رو گشتیم.

667
00:46:30,583 --> 00:46:33,375
‫گیاه شناس گفت که سه جا هست که

668
00:46:33,458 --> 00:46:36,208
‫- ممکنه اون بلوط ها رو پیدا کرد.
‫- و هر سه جا رو هم گشتیم.

669
00:46:41,125 --> 00:46:42,458
‫باید برم یوتلند.

670
00:46:42,583 --> 00:46:46,083
‫- می تونم سر ایستگاه وردینگبرگ پیاده ت کنم.
‫- نمیشه اون طرفی بریم؟

671
00:46:46,875 --> 00:46:49,708
‫- نه، کلی بیراهه ست.
‫- حالا یه امتحانی کنیم.

672
00:47:08,458 --> 00:47:11,458
‫مراقب باش نشکنیش مدرکه.

673
00:47:11,958 --> 00:47:12,958
‫آره.

674
00:47:14,875 --> 00:47:16,333
‫تفنگت اینجاست.

675
00:47:16,833 --> 00:47:19,333
‫آره، حتما یادم رفته گذاشتمش.

676
00:47:21,583 --> 00:47:24,958
‫- ببخشید که وقتت رو هم گرفتم.
‫- مشکلی نیست.

677
00:47:25,458 --> 00:47:28,333
‫به هرحال مسیرم همینه.

678
00:47:29,250 --> 00:47:30,333
‫آره، تقریبا.

679
00:47:36,333 --> 00:47:39,458
‫دیدنش خوب بود راستی
‫دخترت رو میگم.

680
00:47:39,500 --> 00:47:42,083
‫- یعنی دختر خوبی به نظر میاد.
‫- آره.

681
00:47:44,583 --> 00:47:45,708
‫مهمونی چطور بود؟

682
00:47:48,458 --> 00:47:50,583
‫به نظرم خوب پیش رفت.

683
00:47:50,625 --> 00:47:52,750
‫به نظرت؟ منظورت چیه؟
‫نبودی مگه؟

684
00:47:52,833 --> 00:47:54,083
‫نه، رفتم.

685
00:47:54,708 --> 00:47:57,208
‫- الان اینجام درسته؟
‫- ولی بازم می تونی واسه ش جبران کنی.

686
00:47:58,083 --> 00:48:00,208
‫چون تو می خوای مادر خوبی باشه
‫درسته؟

687
00:48:02,000 --> 00:48:05,458
‫مادر خوب؟
‫مادر خوب دیگه چیه؟

688
00:48:06,458 --> 00:48:09,625
‫یکی که درک می کنه بچه هاش
‫بزرگ ترین دارایی ـش هستن

689
00:48:09,708 --> 00:48:12,833
‫- و به خوبی ازشون مراقبت کنه.
‫- آره، ولی پدر هم همینطوره.

690
00:48:13,833 --> 00:48:14,958
‫گوشیم رو ندیدی؟

691
00:48:15,083 --> 00:48:18,708
‫- آخرین بار تو دفترت دیدمش.
‫- ولی مامان فرق داره قضیه ش.

692
00:48:18,750 --> 00:48:20,750
‫آخرش، وظیفهٔ اونه

693
00:48:20,833 --> 00:48:24,375
‫- که مطمئن بشه بچه ش خوبه.
‫- چی داری میگی واسه خودت؟

694
00:48:24,958 --> 00:48:27,833
‫فقط وظیفهٔ مامان نیست
‫که بچه حالش خوب باشه.

695
00:48:28,708 --> 00:48:30,833
‫یه بخشی از وظیفه ش هم پول درآوردنه.

696
00:48:32,083 --> 00:48:35,458
‫نه. واسه بچه یه غریضهٔ اولیه ست.

697
00:48:35,583 --> 00:48:39,958
‫بچه می تونه بدون پدر دووم بیاره.
‫این مادره که بهش وابسته ست.

698
00:48:40,000 --> 00:48:44,250
‫درسته؟ باید کنار بچه ش باشه
‫و گرنه هیچی معنایی نداره.

699
00:48:44,333 --> 00:48:45,958
‫البته که باید کنار بچه ش باشه

700
00:48:46,083 --> 00:48:48,875
‫ولی یه مادر خوب می دونه
‫کی بچه ش بهش نیاز داره

701
00:48:48,958 --> 00:48:50,208
‫و بعد کنارش هست.

702
00:48:51,333 --> 00:48:52,333
‫خیلی خب.

703
00:48:55,875 --> 00:48:57,958
‫حداقل پدربزرگش آکسل رو داره.

704
00:49:04,875 --> 00:49:06,875
‫تو از کجا می دونی اسمش آکسله.

705
00:49:09,250 --> 00:49:11,083
‫چون...خودت بهم گفتی.

706
00:49:14,333 --> 00:49:15,708
‫میشه گوشیت رو بدی یه لحظه؟

707
00:49:16,500 --> 00:49:18,375
‫نمی دونم کجاست.

708
00:49:19,375 --> 00:49:21,083
‫- وایسا، وایسا.
‫- چرا؟

709
00:49:21,125 --> 00:49:22,833
‫ماشین رو نگه دار. نگه دار. وایسا!

710
00:49:22,958 --> 00:49:24,250
‫وایسا. وایسا.

711
00:49:52,583 --> 00:49:54,083
‫نایا، دیره.

712
00:49:56,458 --> 00:49:57,833
‫یه کیسه بیار.

713
00:50:19,083 --> 00:50:20,208
‫بیا اینجا.

714
00:50:26,125 --> 00:50:27,458
‫احتمال زیاد خودشه.

715
00:50:29,000 --> 00:50:30,000
‫آره.

716
00:50:40,083 --> 00:50:41,583
‫نمی خواستی بری خونه پیش «له»؟

717
00:50:41,625 --> 00:50:45,083
‫آره، فقط باید ببینم اینجا چی هست.
‫۵ دقیقه طول می کشه.

718
00:50:45,833 --> 00:50:48,208
‫- یه مزرعه اینجاست.
‫- صحیح.

719
00:50:54,625 --> 00:50:55,833
‫اگه واقعا خودت می خوای.

720
00:51:02,583 --> 00:51:03,750
‫پس بریم تو کارش.

721
00:51:06,000 --> 00:51:11,875
W W W . M O V I E S H O . C O M

722
00:51:12,625 --> 00:51:17,291
W W W . M O V I E S H O . C O M

723
00:51:19,291 --> 00:51:29,291
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M