1
00:00:28,500 --> 00:00:30,583
‫سلام، لی. صبح بخیر.

2
00:00:31,333 --> 00:00:32,666
‫سلام. اینجا چیکار می‌کنی؟

3
00:00:33,791 --> 00:00:34,916
‫من...

4
00:00:35,916 --> 00:00:39,125
‫من و مامانت دیشب یه‌کم کار داشتیم،
‫واسه همین...

5
00:00:39,875 --> 00:00:41,416
‫- میرم صبحونه درست کنم.
‫- عزیزم؟

6
00:00:41,500 --> 00:00:43,208
‫- تخم‌مرغ دوست داری؟
‫- آره، دوست دارم.

7
00:00:43,291 --> 00:00:45,500
‫- خوبه.
‫- نمی‌خواد آشپزی کنی.

8
00:00:45,583 --> 00:00:48,125
‫باید بری مدرسه، و هس،
‫باید بره سر کار، مگه نه؟

9
00:00:48,208 --> 00:00:49,541
‫- باشه.
‫- خداحافظ.

10
00:00:51,750 --> 00:00:53,250
‫آره، فکر نمی‌کردم بیاد خونه.

11
00:00:53,333 --> 00:00:57,375
‫- اون... لپ‌تاپشو یادش رفته بود.
‫- عیب نداره.

12
00:00:59,875 --> 00:01:01,083
‫خوابت برد؟

13
00:01:01,583 --> 00:01:04,083
‫نه راستش، نه. تو چی؟

14
00:01:05,583 --> 00:01:09,000
‫بازم... پیام داد؟ عکس فرستاد؟

15
00:01:09,833 --> 00:01:12,041
‫نه. همون یکی.

16
00:01:12,125 --> 00:01:13,666
‫سعی کردی دوباره ردیابی کنی؟

17
00:01:13,750 --> 00:01:15,708
‫عالم و آدم می‌تونن شمارهٔ منو پیدا کنن.

18
00:01:15,791 --> 00:01:18,291
‫آره. نایا، اگه اون جنایتکار تو رو می‌شناسه،

19
00:01:18,375 --> 00:01:20,791
‫باید به فولگر بگیم

20
00:01:20,875 --> 00:01:22,500
‫- درست میگم؟
‫- قهوه آماده‌ست.

21
00:01:22,583 --> 00:01:25,416
‫باشه، ممنون. دستت درد نکنه.

22
00:01:25,500 --> 00:01:27,916
‫- گوش کن، هِس قهوه رو کنار گذاشته.
‫- نه.

23
00:01:28,000 --> 00:01:29,500
‫- پس...
‫- نه، نه، نه، نه، یه‌کم می‌خورم.

24
00:01:29,583 --> 00:01:31,416
‫- قهوه می‌خوری؟
‫- آره، ممنون. ممنون، لی.

25
00:01:31,500 --> 00:01:32,583
‫لطف کردی.

26
00:01:35,291 --> 00:01:38,000
‫- قهوه‌‌ت خیلی خوشمزه‌ست، لی.
‫- اوهوم!

27
00:01:38,083 --> 00:01:39,333
‫- همم.
‫- خیلی‌خب، مامان.

28
00:01:39,416 --> 00:01:40,500
‫می‌بینمت.

29
00:01:40,583 --> 00:01:43,000
‫همم! خیلی خوشمزه‌ست، لی.

30
00:01:43,083 --> 00:01:47,125
‫عزیزم؟ یه وقت فکر نکنی ما...

31
00:01:47,208 --> 00:01:48,833
‫- نه، مامان.
‫- صرفا همکار هستیم.

32
00:01:48,916 --> 00:01:50,166
‫- خب؟
‫- باشه، می‌دونم.

33
00:01:50,250 --> 00:01:52,125
‫- و امشب دو تایی شام می‌خوریم.
‫- باشه.

34
00:01:52,208 --> 00:01:54,000
‫- باشه؟ حرف نباشه. خوبه.
‫- قبول.

35
00:01:54,500 --> 00:01:55,416
‫- اوه!
‫- دوستت دارم.

36
00:01:55,500 --> 00:01:56,458
‫منم دوستت دارم.

37
00:01:58,041 --> 00:01:59,500
‫- خداحافظ عزیزم.
‫- خداحافظ.

38
00:02:00,666 --> 00:02:04,750
‫لباس داری بهم بدی؟
‫این یکی خونی شده...

39
00:02:04,833 --> 00:02:05,666
‫آره.

40
00:02:09,875 --> 00:02:11,958
‫- لباس خودته.
‫- که اینطور!

41
00:02:12,041 --> 00:02:13,416
‫- آره.
‫- ممنون.

42
00:02:14,458 --> 00:02:16,458
‫نایا، خودت خوب می‌دونی که فولگر تهدیدهایی

43
00:02:16,541 --> 00:02:20,083
‫که پلیس‌ها دریافت می‌کنن رو
‫حسابی جدی می‌گیره، آره؟

44
00:02:20,166 --> 00:02:23,583
‫آره، می‌دونم، اما احساس خطر نکردم.

45
00:02:23,666 --> 00:02:25,083
‫بیشتر...

46
00:02:25,791 --> 00:02:27,833
‫- قدرت‌نماییه. یعنی...
‫- همم. آره. آره.

47
00:02:27,916 --> 00:02:30,458
‫ولی نباید ریسک کنیم.

48
00:02:30,541 --> 00:02:32,708
‫اما جدی، بدون من از پسش برمیای؟

49
00:02:34,250 --> 00:02:35,333
‫پرونده رو میگم.

50
00:02:35,416 --> 00:02:37,458
‫- آ... نه.
‫- نه!

51
00:02:37,541 --> 00:02:39,791
‫نه، نمی‌تونم.

52
00:02:39,875 --> 00:02:42,541
‫گوش کن، مراقب همدیگه هستیم، خب؟

53
00:02:44,166 --> 00:02:46,916
‫و قول میدم اگه بازم پیامی گرفتم،
‫بهت خبر میدم.

54
00:02:49,250 --> 00:02:50,916
‫- قول میدی؟
‫- آره.

55
00:03:18,625 --> 00:03:22,208
‫- کجا بودید؟
‫- پزشکی‌قانونی. واسه آندریاس لوند.

56
00:03:22,291 --> 00:03:24,833
‫- قبل کنفرانس خبری بهم توضیح بدید.
‫- باشه.

57
00:03:25,541 --> 00:03:26,500
‫باشه؟

58
00:03:27,000 --> 00:03:29,125
‫- چیزی شده؟
‫- نه. چیزی نیست.

59
00:03:31,458 --> 00:03:32,583
‫ماجرا چیه؟

60
00:03:34,291 --> 00:03:36,583
‫همه‌چیز مرتبه.
‫چقدر وقت داریم؟

61
00:03:36,666 --> 00:03:38,375
‫ده دقیقه.

62
00:03:38,500 --> 00:03:40,541
‫آیا می‌تونید تایید کنید که آندریاس لوند

63
00:03:40,583 --> 00:03:43,083
‫در یک بازه زمانی، مثل زارا سولاک
‫و اِما هولست تعقیب می‌شده؟

64
00:03:43,166 --> 00:03:48,125
‫باید تاکید کنم که تحقیقات ما
‫به پرونده اِما هولست مرتبط نمیشه.

65
00:03:48,208 --> 00:03:50,375
‫خانوادهٔ آندریاس لوند تایید کردن
‫اون تعقیب می‌شده.

66
00:03:50,458 --> 00:03:51,541
‫مظنونی ندارید؟

67
00:03:53,291 --> 00:03:56,333
‫در این بازه زمانی،
‫نمی‌تونیم اطلاعات بیشتری بدیم.

68
00:03:56,416 --> 00:03:57,291
‫هس، بفرمایید؟

69
00:03:57,375 --> 00:03:59,750
‫از بیمارستان گلوستورپ،
‫بابت بیمار جان هس تماس می‌گیرم.

70
00:03:59,833 --> 00:04:02,041
‫- گفتن ایشون رو می‌شناسید؟
‫- بله. برادرم هستن.

71
00:04:02,125 --> 00:04:03,875
‫در معاینه امروز قرار شد

72
00:04:03,958 --> 00:04:07,208
‫دارویی که جان دریافت می‌کنه رو
‫کم‌کم کاهش بدیم تا شاید بهوش بیاد.

73
00:04:07,291 --> 00:04:10,708
‫آ... باشه. ریسک نداره؟

74
00:04:10,791 --> 00:04:12,208
‫بله، داره،

75
00:04:12,291 --> 00:04:15,208
‫و فکر می‌کنم اگه به دیدن اون بیاید
‫واسش مفید باشه.

76
00:04:15,291 --> 00:04:18,083
‫الان وسط یه کاری هستم،
‫ولی سعی می‌کنم بیام.

77
00:04:18,166 --> 00:04:19,166
‫خوبه.

78
00:04:19,250 --> 00:04:20,416
‫- ممنون.
‫- خدانگهدار.

79
00:04:22,125 --> 00:04:23,666
‫باید از صفر شروع کنیم.

80
00:04:23,750 --> 00:04:28,125
‫نظریه‌ای که درباره خشونت علیه زنان داشتیم
‫درست از آب درنمیاد. یه موضوع دیگه‌ست.

81
00:04:28,208 --> 00:04:31,250
‫زارا سولاک و آندریاس لوند
‫چه وجه اشتراکی داشتن؟

82
00:04:31,333 --> 00:04:35,333
‫شیوه قتل‌شون. به زور نشستن
‫و خانواده‌ای که نابود کرده بودن رو تماشا کردن.

83
00:04:35,416 --> 00:04:37,708
‫- آم...
‫- خیلی‌خب. دیگه چی؟

84
00:04:39,625 --> 00:04:41,291
‫هس، نظر تو چیه؟

85
00:04:42,000 --> 00:04:48,791
‫زارا سولاک و آندریاس لوند هر دو
‫بی وفا بودن و همسرهاشون رو ترک کرده بودن.

86
00:04:48,875 --> 00:04:50,708
‫مثل نصف جمعیت دانمارک.

87
00:04:50,791 --> 00:04:55,333
‫- آره، ولی باید ممکنه انگیزه باشه.
‫- صحیح، ولی با موردِ اما هولست جور درنمیاد.

88
00:04:55,416 --> 00:04:57,333
‫[بی وفا - طلاق]

89
00:04:57,416 --> 00:05:00,833
‫نه، ولی فکر می‌کنم

90
00:05:02,291 --> 00:05:05,250
‫اِما هولست اولین قتلِ مجرم ما بوده.

91
00:05:07,375 --> 00:05:12,208
‫فکر می‌کنم دلیل شخصی داشته،
‫و فکر می‌کنم علتش... نفرت بوده.

92
00:05:12,291 --> 00:05:15,083
‫علاوه بر شکستگی جمجمه،

93
00:05:15,666 --> 00:05:19,041
‫۲۳ جراحت ناشی از چاقو داشت
‫و بر اثر ضربات بدنش کبود شده بود.

94
00:05:22,375 --> 00:05:23,833
‫فکر می‌کنم اِما قاتل رو می‌شناخته.

95
00:05:23,916 --> 00:05:26,291
‫پس یه چیزی از پرونده اِما هولست رو از قلم انداختیم؟

96
00:05:26,375 --> 00:05:28,166
‫فکر می‌کنم. باید ارتباطی

97
00:05:28,250 --> 00:05:31,708
‫بین اون و دو قربانی دیگه پیدا کنیم.
‫باید کار یه مزاحم مشابه باشه.

98
00:05:31,791 --> 00:05:35,916
‫مطمئن نیستم، ولی سه گزارش دیگه
‫به مزاحم ما شباهت دارن.

99
00:05:36,000 --> 00:05:38,208
‫الی دمیر، بریت ملدگارد و دیته کولستر.

100
00:05:38,291 --> 00:05:41,000
‫الی از کشور خارج شده،
‫و ملدگارد شکایتشو پس گرفت

101
00:05:41,083 --> 00:05:44,625
‫بعد از اینکه با شوهرش آشتی کرد.
‫دیته هم غیب شده.

102
00:05:45,125 --> 00:05:47,666
‫نامزدش میگه یه جایی قایم شده.

103
00:05:47,750 --> 00:05:51,000
‫اما دیته هم بی وفا بوده و طلاق می‌خواسته.

104
00:05:53,125 --> 00:05:58,916
‫از شوهرش به دلیل مزاحمت،
‫رفتار خشن و خشونت شکایت کرده بود.

105
00:06:02,375 --> 00:06:03,916
‫وقتی برای درخواست کمک

106
00:06:04,000 --> 00:06:06,708
‫به سازمان حقوق خانواده مراجعه کرده بود،
‫یه اتفاق خشونت آمیز رخ داد.

107
00:06:06,791 --> 00:06:10,250
‫آره، این سازمان
‫کار طلاق زارا سولاک هم انجام داده بود.

108
00:06:11,458 --> 00:06:14,291
‫میانجی طلاق آندریاس لوند
‫و زن سابقش هم اون‌ها بودن؟

109
00:06:17,916 --> 00:06:20,750
‫سازمان حقوق خانواده؟
‫این سازمان ارتباط ماست؟

110
00:06:21,583 --> 00:06:25,208
‫ممکنه... ممکنه زارا سولاک
‫و آندریاس لوند اونجا همدیگه رو دیده باشن؟

111
00:06:27,458 --> 00:06:28,458
‫آره.

112
00:06:35,333 --> 00:06:36,375
‫ماری؟

113
00:06:40,125 --> 00:06:42,583
‫در باز بود، خودم اومدم تو.

114
00:06:44,625 --> 00:06:47,166
‫چرا امروز واسه مشاوره گروهی نیومدی؟

115
00:06:47,750 --> 00:06:49,625
‫آ... یادم رفت.

116
00:06:54,458 --> 00:06:57,541
‫چقدق وقته اینجا نشستی؟
‫چیکار می‌کنی؟

117
00:06:58,375 --> 00:07:01,291
‫نامزد سابق اِما رو دیدم و اون...

118
00:07:02,291 --> 00:07:04,458
‫فکر می‌کنه با یکی دیگه قرار می‌ذاشته.

119
00:07:07,666 --> 00:07:09,916
‫خب؟ کی؟

120
00:07:10,500 --> 00:07:12,375
‫نمی‌دونه و...

121
00:07:13,375 --> 00:07:17,958
‫فکر کردم شاید بتونم
‫از وسایل اون چیزی پیدا کنم.

122
00:07:18,041 --> 00:07:19,708
‫اسمی‌چیزی...

123
00:07:21,541 --> 00:07:24,875
‫فکر نمی‌کنی اگه با آدم جدیدی
‫آشنا شده بود، بهت می‌گفت؟

124
00:07:28,166 --> 00:07:29,833
‫نمی‌دونم.

125
00:07:32,541 --> 00:07:34,708
‫اون خیلی بد عنق و تودار بود.

126
00:07:36,333 --> 00:07:39,958
‫فکر می‌کردم به خاطر دوره نوجوونی باشه،
‫ولی شاید...

127
00:07:46,291 --> 00:07:48,125
‫زیاد دعوا می‌کردیم.

128
00:07:49,625 --> 00:07:53,250
‫ولی ماری، دعوا بین مادر و دختر عادی نیست؟

129
00:07:56,666 --> 00:07:59,083
‫می‌دونم رها کردنش دشواره.

130
00:08:00,416 --> 00:08:04,166
‫طبیعتا باید با توان و آمادگی خودت پیش بری.
‫فقط این‌که...

131
00:08:06,375 --> 00:08:08,291
‫الان دو سال شده.

132
00:08:10,375 --> 00:08:11,333
‫می‌دونی؟

133
00:08:14,083 --> 00:08:16,416
‫شاید یه‌مقدار تغییر و تنوع

134
00:08:16,500 --> 00:08:18,750
‫برای مالی و تور هم خوب باشه.

135
00:08:19,416 --> 00:08:20,458
‫اتاق اما...

136
00:08:21,333 --> 00:08:23,458
‫شبیه...

137
00:08:24,250 --> 00:08:25,666
‫مقبره‌ست.

138
00:08:29,166 --> 00:08:32,083
‫می‌خوای بهت کمک کنم وسایلشو جمع کنی؟

139
00:08:52,458 --> 00:08:55,916
‫سلام. سازمان حقوق خانواده.
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

140
00:08:58,500 --> 00:08:59,458
‫بله، خانم.

141
00:08:59,541 --> 00:09:01,125
‫چرا انقدر لِفتش میدن؟

142
00:09:01,625 --> 00:09:04,125
‫دنبال یه کارمند می‌گردن که بیکار باشه.

143
00:09:04,208 --> 00:09:05,583
‫باشه.

144
00:09:07,375 --> 00:09:09,500
‫- پیشنهاد مشاوره میدیم...
‫- خب؟

145
00:09:09,583 --> 00:09:12,291
‫دیگه پیام یا عکس نفرستاد؟

146
00:09:12,375 --> 00:09:13,375
‫نه.

147
00:09:18,000 --> 00:09:20,083
‫بله، در وب‌سایت ما هم قابل مشاهده‌ست.

148
00:09:20,166 --> 00:09:21,500
‫یون... یون چطوره؟

149
00:09:21,583 --> 00:09:25,458
‫امروز... دارن آرام‌بخشش رو کم می‌کنن.

150
00:09:25,541 --> 00:09:27,125
‫- خب؟
‫- اوهوم.

151
00:09:27,208 --> 00:09:31,125
‫خب، اگه خوب پیش بره،
‫اونوقت آره، ممکنه بهوش بیاد.

152
00:09:32,041 --> 00:09:34,500
‫خب نباید بری بیمارستان؟

153
00:09:35,250 --> 00:09:37,041
‫اگه یه وقت اتفاقی افتاد؟

154
00:09:37,958 --> 00:09:39,666
‫زنگ میزنن.

155
00:09:49,791 --> 00:09:51,041
‫لی‌ـه؟

156
00:09:51,875 --> 00:09:53,958
‫- صبر کن، صبر کن، بذار ببینم...
‫- آره.

157
00:09:54,041 --> 00:09:58,041
‫- رفته خونه‌ات؟
‫- از پرنده مراقبت می‌کنه.

158
00:09:58,958 --> 00:10:00,041
‫چی؟

159
00:10:00,125 --> 00:10:02,041
‫آره. اون روز یه سر اومد.

160
00:10:02,125 --> 00:10:04,541
‫- کِی؟
‫- من بهش نگفتم.

161
00:10:04,625 --> 00:10:06,583
‫سرزده اومد و الان به پرنده آب و دونه میده.

162
00:10:06,666 --> 00:10:07,875
‫اما...

163
00:10:07,958 --> 00:10:10,208
‫نباید توی نگه‌داری پرنده بهت کمک کنه!

164
00:10:12,333 --> 00:10:14,625
‫وقتی غیبت زد افسرده شده بود،

165
00:10:14,708 --> 00:10:18,250
‫و... نمی‌خوام...
‫نمی‌خوام دوباره این بلا سرش بیاد.

166
00:10:18,750 --> 00:10:21,458
‫نمی‌تونی هر وقت دلت خواست
‫وارد زندگیش بشی و خارج بشی.

167
00:10:22,208 --> 00:10:24,625
‫معاون منتظر شما هستند.

168
00:10:26,791 --> 00:10:28,333
‫بله، ممنون.

169
00:10:30,666 --> 00:10:33,041
‫راه‌حل‌هایی پیدا کردیم که به صلاح بچه باشه،

170
00:10:33,083 --> 00:10:35,708
‫ولی با آقای لوند،
‫صحبتِ ما به بن‌بست رسید

171
00:10:35,750 --> 00:10:40,750
‫که مادر حاضر نشد اجازه بده
‫پدر و پسر همدیگه رو ببینن.

172
00:10:40,791 --> 00:10:43,708
‫و اون یکی پرونده چی؟ زارا سولاک؟

173
00:10:44,208 --> 00:10:46,458
‫همم... مثل مورد قبلی.

174
00:10:46,541 --> 00:10:50,500
‫حسادت، مشاجره سر حضانت مشترک دخترشون...

175
00:10:50,583 --> 00:10:52,916
‫آیا عدم تعهد می‌تونه
‫در این ماجرا نقش داشته باشه؟

176
00:10:53,000 --> 00:10:55,875
‫آره، احتمالا، اما ما وارد این مسائل نمیشیم.

177
00:10:55,958 --> 00:10:59,333
‫در هر دو پرونده،
‫کودکان تحت تاثیر این مشاجره قرار گرفته بودن

178
00:10:59,416 --> 00:11:01,333
‫که بهشون توصیه شده
‫در مشاوره‌های گروهی شرکت کنن.

179
00:11:01,416 --> 00:11:04,625
‫می‌تونید بررسی کنید و ببینید
‫مسئول هر دو پرونده یه نفر بوده یا نه؟

180
00:11:04,708 --> 00:11:06,333
‫یه لحظه...

181
00:11:06,416 --> 00:11:08,166
‫نه. افراد متفاوت بودن.

182
00:11:08,250 --> 00:11:10,250
‫- متفاوت بودن؟
‫- بله.

183
00:11:10,333 --> 00:11:12,916
‫اما زارا سولاک و آندریاس لوند،

184
00:11:13,000 --> 00:11:15,125
‫ممکنه اینجا همدیگه رو دیده باشن، درسته؟

185
00:11:15,208 --> 00:11:18,875
‫فکر نمی‌کنم.
‫هر دو زوج در تاریخ‌های متفاوت اومدن.

186
00:11:19,666 --> 00:11:23,875
‫- اما به قطع مطمئن نیستید؟
‫- متاسفانه کمکی بیشتری از دستم برنمیاد اما...

187
00:11:23,958 --> 00:11:25,000
‫- موردی نداره.
‫- باشه.

188
00:11:25,083 --> 00:11:27,333
‫چند تا پرونده دیگه داریم
‫که می‌خوایم شما بررسی کنید.

189
00:11:27,416 --> 00:11:28,416
‫باشه.

190
00:11:28,500 --> 00:11:33,250
‫آ... الی دمیر، بریت ملدگارد، دیته کولستر.

191
00:11:33,333 --> 00:11:34,708
‫- هر چه سریع‌تر بهتر.
‫- بله...

192
00:11:34,791 --> 00:11:36,875
‫- خانم کولستر...
‫- دیته کولستر، بله.

193
00:11:36,958 --> 00:11:41,083
‫آره. پرونده‌اش هنوز بازه.

194
00:11:41,166 --> 00:11:42,500
‫- همم؟
‫- همم.

195
00:11:42,583 --> 00:11:44,958
‫- خب؟
‫- آدرس خونه‌ش ثبت شده؟

196
00:11:45,041 --> 00:11:47,291
‫- نه.
‫- کسی آدرسشو بلده؟

197
00:11:47,375 --> 00:11:51,833
‫آره، مسئول پرونده‌اش باید بدونه.
‫خانواده‌شو هم می‌شناسه.

198
00:11:51,916 --> 00:11:54,416
‫چه افراد دیگه‌ای
‫به پرونده‌های شما دسترسی دارن؟

199
00:11:54,500 --> 00:11:57,333
‫فقط کارمندهای ما دسترسی دارن.

200
00:11:58,541 --> 00:12:00,250
‫بله؟

201
00:12:00,833 --> 00:12:01,708
‫سلام.

202
00:12:02,916 --> 00:12:05,083
‫- سلام.
‫- از اداره پلیس تشریف آوردن.

203
00:12:05,166 --> 00:12:06,125
‫- سلام.
‫- سلام.

204
00:12:06,208 --> 00:12:09,125
‫درباره اون قتل‌های وحشتناک تحقیق می‌کنن.

205
00:12:09,208 --> 00:12:12,625
‫دنبال یکی از موکل‌های تو، دیته کولستر هستن.

206
00:12:12,708 --> 00:12:14,916
‫خب؟
‫امروز ظهر باهاش قرار دارم.

207
00:12:15,000 --> 00:12:18,291
‫اگه بیاد، خوب میشه.
‫چند بار آخر رو نیومد.

208
00:12:18,708 --> 00:12:23,333
‫ولی چون بزودی مورد حضانت حل میشه،
‫خودش درخواست جلسه داد.

209
00:12:23,541 --> 00:12:25,875
‫چندین بار باهاش تماس گرفتیم،

210
00:12:25,958 --> 00:12:28,291
‫و مایل هستیم باهاش صحبت کنیم.

211
00:12:28,375 --> 00:12:31,333
‫می‌دونید اون کجاست؟ مسئله مهمه.

212
00:12:31,416 --> 00:12:33,958
‫فکر می‌کنم آدرس خونه مشترک‌شون رو داشته باشم.

213
00:12:34,041 --> 00:12:36,000
‫شوهر سابقش هنوز اونجا زندگی می‌کنه.

214
00:12:41,458 --> 00:12:43,125
‫لعنتی، خیلی کندن!

215
00:12:43,208 --> 00:12:45,666
‫- گوش کن، در مورد لی...
‫- آخرین...

216
00:12:45,750 --> 00:12:49,000
‫آخرین چیزی که می‌خوام
‫اینه که اونو ناراحت کنم.

217
00:12:52,666 --> 00:12:56,291
‫اینکه میای و میری من مشکلی ندارم،
‫اما روی لی تاثیر می‌ذاره.

218
00:12:59,291 --> 00:13:01,625
‫باید بفهمی ته‌دلت چی می‌خوای.

219
00:13:02,833 --> 00:13:04,791
‫بریم؟

220
00:13:15,791 --> 00:13:18,166
‫- پیتر هوگارد؟
‫- خودمم.

221
00:13:21,166 --> 00:13:22,666
‫اداره پلیس کپنهاگن.

222
00:13:23,500 --> 00:13:24,583
‫بله؟

223
00:13:24,666 --> 00:13:28,041
‫دنبال همسر سابق شما،
‫دیته کولستر هستیم.

224
00:13:28,125 --> 00:13:30,875
‫می‌خوایم باهاش حرف بزنیم.
‫می‌دونید کجاست؟

225
00:13:30,958 --> 00:13:32,875
‫نه. متاسفانه نمی‌دونم.

226
00:13:32,958 --> 00:13:35,958
‫و احتمالا من آخرین نفری باشم که بدونم.

227
00:13:36,583 --> 00:13:37,791
‫چرا؟

228
00:13:37,875 --> 00:13:41,916
‫آم... خب، چون ما...
‫ما داریم طلاق می‌گیریم.

229
00:13:42,541 --> 00:13:45,208
‫و ارتباط‌‌مون چندان تعریفی نداره.

230
00:13:47,208 --> 00:13:50,958
‫و آخرین بار کِی دیته رو دیدی؟ یادت میاد؟

231
00:13:51,041 --> 00:13:54,291
‫آره، یادم میاد. چیزه... چیزه...

232
00:13:54,375 --> 00:13:56,333
‫سه هفته پیش بود. آره.

233
00:13:57,458 --> 00:13:59,166
‫ولی راستش...

234
00:14:00,500 --> 00:14:02,416
‫یه‌کم نگرانش هستم.

235
00:14:03,000 --> 00:14:04,541
‫نگرانی؟ چرا؟

236
00:14:04,625 --> 00:14:08,708
‫چون ادعا می‌کنه من اونو زیر نظر گرفتم
‫و تعقیبش می‌کنم و...

237
00:14:10,458 --> 00:14:12,791
‫- و این‌طور نیست.
‫- در مورد این مزاحمت چی می‌دونید؟

238
00:14:14,041 --> 00:14:16,416
‫صرفا حرف‌هایی که خودش

239
00:14:16,500 --> 00:14:19,708
‫توی چند تا جلسه سازمان حقوق خانواده زد رو می‌دونم.

240
00:14:19,791 --> 00:14:23,000
‫گفت احساس می‌کنه زیر نظر گرفته شده
‫و جونش در خطره...

241
00:14:23,791 --> 00:14:26,208
‫توی اون حال دیدمش ناراحت شدم.
‫واقعا میگم.

242
00:14:26,291 --> 00:14:27,625
‫اما...

243
00:14:27,708 --> 00:14:31,541
‫روی من و دخترا و رابطه ما تاثیر گذاشته.

244
00:14:32,250 --> 00:14:34,750
‫هر کاری کنم فایده‌ای نداره.
‫چیزه...

245
00:14:34,833 --> 00:14:36,833
‫به‌ندرت اجازه پیدا می‌کنم
‫اون‌ها رو ببینم. خب...

246
00:14:39,041 --> 00:14:43,458
‫در گذشته، همسر سابقت
‫بابت رفتار پرخاشگرانه و خشونت شکایت کرده بود،

247
00:14:43,541 --> 00:14:45,333
‫و به نفع اون رای داده بودن.

248
00:14:48,625 --> 00:14:49,541
‫آره.

249
00:14:52,041 --> 00:14:53,250
‫درسته. آ...

250
00:14:54,666 --> 00:14:58,583
‫خیلی‌خب، فکر می‌کنید من چیکار کردم؟

251
00:15:02,875 --> 00:15:04,333
‫آره، حقیقت داره.

252
00:15:04,416 --> 00:15:07,625
‫به شدت واسم سخت بود که...

253
00:15:07,708 --> 00:15:10,500
‫اون دروغ‌ها و عدم تعهدشو هضم کنم...

254
00:15:11,000 --> 00:15:14,333
‫قبول دارم.
‫به خوبی باهاش کنار نیومدم، نه،

255
00:15:14,416 --> 00:15:18,791
‫ولی درخواست طلاق‌شو قبول کردم.

256
00:15:18,875 --> 00:15:20,000
‫پذیرفتم.

257
00:15:20,083 --> 00:15:25,500
‫الان منتظرم تا اتهامات بی‌پایه و اساسی
‫که به من زده رو برداره.

258
00:15:29,666 --> 00:15:32,208
‫من فقط می‌خوام دخترامو ببینم. همین.

259
00:15:36,041 --> 00:15:39,958
‫بسیار خب. اگه از اون خبری شنید،
‫لطفا بگید با ما تماس بگیره.

260
00:15:41,125 --> 00:15:42,458
‫حتما.

261
00:16:07,708 --> 00:16:10,166
‫بعضی‌ها موضوع رو خیلی خوب نوشتن

262
00:16:10,208 --> 00:16:13,750
‫از جمله پادشاه، گاندی،
‫و جنبش شورش علیه انقراض،

263
00:16:13,833 --> 00:16:16,833
‫اما متاسفانه، عده‌ای از شما

264
00:16:16,916 --> 00:16:20,333
‫به درستی معنی نافرمانی مدنی رو نفهمیدن.

265
00:16:20,416 --> 00:16:22,208
‫- بنابراین...
‫- چرا من ۱۲ گرفتم؟

266
00:16:22,291 --> 00:16:24,416
‫- بله؟
‫- چرا ۱۲ گرفتم؟

267
00:16:25,083 --> 00:16:27,833
‫خب چون، لیام،
‫تکلیف رو کامل انجام ندادی.

268
00:16:27,916 --> 00:16:31,208
‫یادت رفت مقاله لوندین
‫درباره دموکراسی رو بنویسی و...

269
00:16:31,291 --> 00:16:34,750
‫- می‌دونید کلاس کنسل شده یا نه؟
‫- نه، فکر نکنم. شرمنده.

270
00:16:35,458 --> 00:16:38,541
‫آم.. خب، می‌دونید چیه؟
‫کلاس امروز تموم شد.

271
00:16:38,625 --> 00:16:40,833
‫فردا... فردا ادامه میدیم.

272
00:16:43,833 --> 00:16:45,083
‫- دروغ میگی.
‫- راست میگم!

273
00:16:45,166 --> 00:16:46,291
‫- جدی میگم.
‫- سلام.

274
00:16:47,000 --> 00:16:47,875
‫سلام.

275
00:16:51,458 --> 00:16:54,166
‫خب، بزودی دبیرستان رو تموم می‌کنید.

276
00:16:54,250 --> 00:16:56,958
‫- آره. باورم نمیشه.
‫- آره، زمان مثل برق و باد می‌گذره.

277
00:17:02,958 --> 00:17:06,500
‫داشتیم در مورد این حرف میزدیم
‫که با ماجرای پیش اومده

278
00:17:06,583 --> 00:17:08,000
‫حتما خیلی اذیت میشید و...

279
00:17:08,083 --> 00:17:10,666
‫آره. نه اینکه...

280
00:17:10,708 --> 00:17:12,083
‫ما هم دل‌تنگش هستیم.

281
00:17:13,250 --> 00:17:16,541
‫گوش کنید، سوال عجیبه اما،

282
00:17:17,166 --> 00:17:20,041
‫می‌دونید اون زمان اِما
‫با آدم جدیدی قرار می‌ذاشت یا نه؟

283
00:17:20,125 --> 00:17:21,583
‫- بعد عمر؟
‫- آره.

284
00:17:21,666 --> 00:17:24,791
‫- نه.
‫- فکر نکنم. نه.

285
00:17:24,875 --> 00:17:27,458
‫و کاملا مطمئن هستید؟

286
00:17:27,541 --> 00:17:29,416
‫آره. ما سه تا همیشه با همدیگه بودیم.

287
00:17:29,500 --> 00:17:32,250
‫آره. بعد عمر مجرد بود.

288
00:17:32,333 --> 00:17:35,916
‫درباره مردا صحبت می‌کردیم
‫و لیست درست کردیم و...

289
00:17:36,000 --> 00:17:39,166
‫لیست؟ منظورت چیه؟ از... از چی؟

290
00:17:39,250 --> 00:17:42,041
‫چیزهای مضحک بود.
‫چیز خاصی نبود...

291
00:17:42,125 --> 00:17:44,166
‫مثل چی؟

292
00:17:44,250 --> 00:17:48,958
‫این‌که از چه آدم‌هایی خوشش میاد.
‫هری استایلز، بازیکن‌های فوتبال...

293
00:17:49,041 --> 00:17:51,541
‫ویلیام از کلاس. چیزه...

294
00:17:51,625 --> 00:17:53,791
‫توی اون لیست اسم چند تا معلم هم بود.

295
00:17:53,875 --> 00:17:55,041
‫معلم؟

296
00:17:55,125 --> 00:17:57,500
‫- نه! نه. آ...
‫- از همین مدرسه؟

297
00:17:58,000 --> 00:18:00,875
‫شوخی بود. خب...

298
00:18:00,958 --> 00:18:03,416
‫نه اینکه اتفاقی افتاده باشه یا...

299
00:18:03,500 --> 00:18:05,500
‫- آ...
‫- نه، نه. چیزی نبود.

300
00:18:05,583 --> 00:18:07,166
‫- نه، نه.
‫- آره.

301
00:18:07,250 --> 00:18:08,791
‫- آره.
‫- طبیعتا نه.

302
00:18:12,000 --> 00:18:17,125
‫خیلی‌خب...
‫فکر کنم ما باید بریم.

303
00:18:17,208 --> 00:18:18,208
‫- اوهوم.
‫- آره.

304
00:18:18,291 --> 00:18:19,291
‫مراقب باشید.

305
00:18:19,875 --> 00:18:21,041
‫خوشحال شدم دوباره دیدمتون.

306
00:18:21,125 --> 00:18:22,916
‫- باشه، خداحافظ.
‫- می بینمت.

307
00:18:31,166 --> 00:18:35,166
‫خیلی‌خب. دوستِ دیته، لینا،
‫نمی‌دونه الان دیته کجاست،

308
00:18:35,250 --> 00:18:37,000
‫ولی بعدا قراره مراقب بچه‌هاش باشه

309
00:18:37,083 --> 00:18:40,166
‫چون دیته با سازمان حقوق خانواده جلسه داره.

310
00:18:40,250 --> 00:18:41,708
‫آره، سعی داره بهش زنگ بزنه.

311
00:18:41,791 --> 00:18:44,083
‫دامادشون فکر می‌کنه
‫اون به پناهگاه زنان میره،

312
00:18:44,166 --> 00:18:45,916
‫و در مورد شوهر سابقش
‫هیچ تعریف خوبی نداره.

313
00:18:46,000 --> 00:18:48,625
‫نه، لینا هم چیز خوبی نگفت.
‫شوهر سابق دیته اونو هم تهدید کرده بود.

314
00:18:48,708 --> 00:18:52,625
‫فکر کنم این‌که دیته به ازدواج‌شون
‫پایبند نبوده واسش خیلی سخت بوده.

315
00:18:52,708 --> 00:18:55,791
‫با اوله اوسترگارد، مسئول پرونده‌شون
‫از سازمان حقوق خانواده حرف زدم.

316
00:18:55,875 --> 00:18:56,750
‫خب؟

317
00:18:56,833 --> 00:19:00,416
‫یادش اومد که دیته کولستر
‫یه مدت با همکارش زندگی می‌کرده.

318
00:19:00,500 --> 00:19:03,541
‫- خیلی‌خب. آدرسشو گرفتی؟
‫- نه، ولی می‌تونم پیدا کنم.

319
00:19:03,625 --> 00:19:06,625
‫- خیلی‌خب. باید باهاش صحبت کنیم.
‫- مهمون داری.

320
00:19:07,416 --> 00:19:09,625
‫- سلام اکسل.
‫- هس.

321
00:19:09,708 --> 00:19:12,500
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- یه چیزی آوردم.

322
00:19:12,583 --> 00:19:13,500
‫خب؟

323
00:19:13,583 --> 00:19:16,875
‫اون روز، در مورد یه مجرم گفتی
‫که با قربانی‌هاش قایم باشک بازی می‌کنه.

324
00:19:16,958 --> 00:19:19,166
‫- خب؟
‫- یاد یه پرونده قدیمی افتادم.

325
00:19:19,250 --> 00:19:21,833
‫مجرم با قربانی‌هاش قایم باشک بازی می‌کرد.

326
00:19:21,916 --> 00:19:25,583
‫سه تا بچه مورد آزار قرار گرفتن و کشته شدن.
‫جنازه سومین قربانی رو توی لجن‌زار پیدا کردن.

327
00:19:25,666 --> 00:19:28,541
‫- چه... چه سالی؟
‫- ۱۹۹۲.

328
00:19:28,625 --> 00:19:30,541
‫- بیشتر از سی سال پیش.
‫- آره.

329
00:19:31,625 --> 00:19:33,833
‫- سلام. خوشحالم می‌بینمت، اکسل.
‫- اوهوم.

330
00:19:34,583 --> 00:19:37,333
‫آ... آدرس رو پیدا کردیم،
‫می‌خوای بمونی یا...

331
00:19:37,416 --> 00:19:39,583
‫آم... نه، نه. میام. میام.

332
00:19:39,666 --> 00:19:40,750
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

333
00:19:42,041 --> 00:19:43,541
‫- بخون.
‫- باشه.

334
00:19:43,625 --> 00:19:45,333
‫- ممکنه به‌درد بخوره.
‫- حتما.

335
00:19:45,416 --> 00:19:47,166
‫- تا بعد.
‫- نایا؟

336
00:19:47,250 --> 00:19:48,166
‫بله؟

337
00:19:49,875 --> 00:19:53,625
‫نسبت به هس مراقب باش.
‫اون هنوز دیوونهٔ توئه.

338
00:19:55,125 --> 00:19:56,125
‫می‌بینمت.

339
00:20:30,125 --> 00:20:33,291
‫- چرا نوبت من نمیشه؟
‫- کل روز رو تو بازی کردی.

340
00:20:33,375 --> 00:20:36,125
‫از صبح تو بازی کردی.
‫من می‌خوام بازی کنم.

341
00:20:36,208 --> 00:20:38,916
‫- کمربندهاتونو ببندید.
‫- من می‌خوام پیش پرنیله بمونم.

342
00:20:39,000 --> 00:20:40,666
‫میریم پناهگاه زنان.

343
00:20:40,708 --> 00:20:42,625
‫اونجا یه عالمه بچه هست. خوش می‌گذره.

344
00:20:42,750 --> 00:20:44,458
‫- ولی من می‌خوام با اون بمونم.
‫- باشه.

345
00:20:44,541 --> 00:20:46,375
‫ولی پرنیله هم باید یه مدت تنها باشه.

346
00:20:46,458 --> 00:20:49,333
‫اول میریم خونه لینا.

347
00:20:50,333 --> 00:20:52,041
‫- باشه، عزیزم؟
‫- من دلم نمی‌خواد!

348
00:20:52,125 --> 00:20:55,666
‫باید بریم. مامان میره جلسه
‫از شما مراقبت می‌کنه، خب؟

349
00:20:56,250 --> 00:20:59,041
‫- میشه لطفا منم بازی کنم؟
‫- نه، تو تازه بازی کردی.

350
00:20:59,125 --> 00:21:01,083
‫ولی منم می‌خوام این مرحله رو برم.

351
00:21:01,166 --> 00:21:03,541
‫- باحاله.
‫- نه، الان نوبت منه.

352
00:21:03,625 --> 00:21:06,041
‫- لطفا؟ تو خیلی بازی کردی!
‫- لعنتی!

353
00:21:06,125 --> 00:21:07,833
‫- مامان!
‫- الان نه!

354
00:21:07,916 --> 00:21:10,708
‫- نه.
‫- آره. ده بار بازی کردی!

355
00:21:10,791 --> 00:21:13,083
‫- نه.
‫- آره، بازی کردی.

356
00:21:13,166 --> 00:21:16,500
‫- بس کن! رو مخی!
‫- نه، تو رو مخی!

357
00:21:17,208 --> 00:21:18,958
‫- بس کن!
‫- نه.

358
00:21:19,041 --> 00:21:20,083
‫مامان!

359
00:21:21,083 --> 00:21:24,750
‫- چرا من نمی‌تونم یه بار بازی کنم؟
‫- چون از صبح تو بازی می‌کردی.

360
00:21:24,833 --> 00:21:27,875
‫- نخیر! تو...
‫- کمربندتونو ببندید!

361
00:21:27,958 --> 00:21:30,500
‫- باشه.
‫- لطفا بذار بازی کنم؟

362
00:21:36,666 --> 00:21:38,500
‫[بشمر یک، بشمر دو]

363
00:21:38,583 --> 00:21:41,041
‫[زن با شوهر نبود راستگو]

364
00:21:42,791 --> 00:21:43,875
‫هی.

365
00:22:01,958 --> 00:22:03,166
‫دیته کولستر؟

366
00:22:04,333 --> 00:22:06,625
‫هی، دیته، دیته، دیته. آروم باش.

367
00:22:07,416 --> 00:22:09,125
‫آروم باش. پلیس هستم.

368
00:22:11,833 --> 00:22:14,500
‫- بعدا واسه بازدید آزاد میاید
‫- امسال خدا رو شکر راحتم.

369
00:22:14,583 --> 00:22:16,666
‫- باشه، می‌بینمت.
‫- می‌بینمت.

370
00:22:40,666 --> 00:22:42,291
‫هنیه، میشه کمکم کنی؟

371
00:22:42,375 --> 00:22:46,958
‫باید چند تا تکلیف‌های قدیمی
‫توی بایگانی رو پیدا کنم، و می‌خواستم بدونم...

372
00:22:47,041 --> 00:22:48,625
‫میشه وارد سیستم بشی؟

373
00:22:49,125 --> 00:22:51,583
‫آم... آره. میشه، آ...

374
00:22:51,666 --> 00:22:54,416
‫- از حساب من استفاده کن. آم...
‫- عالیه! ممنون.

375
00:23:10,916 --> 00:23:12,416
‫[دانش آموز: اما هولست]

376
00:23:12,500 --> 00:23:16,833
‫[برنامه کلاسی - برنامه‌ریز درسی]
‫[غیبت - تکالیف]

377
00:23:16,916 --> 00:23:19,875
‫[کلاس - تکالیف - تاریخ تحویل - زمان - وضعیت]

378
00:23:19,958 --> 00:23:21,000
‫[کلاس هنر]

379
00:23:21,083 --> 00:23:23,166
‫[معلم: بوو مورتنسن]

380
00:23:23,250 --> 00:23:25,666
‫[موضوع: شیفتگی افراطی]

381
00:23:38,416 --> 00:23:39,916
‫[تحویل داده شده - غیبت - صفر]

382
00:23:40,000 --> 00:23:46,833
‫[نظر معلم: جات تو کلاس خالیه]

383
00:23:46,916 --> 00:23:49,458
‫[فقط می‌تونم بهت ۱۵ بدم.
‫خودت دلیلش رو بهتر می‌دونی.]

384
00:23:49,541 --> 00:23:52,791
‫[بعد کلاس حرف بزنیم.]

385
00:24:01,375 --> 00:24:02,416
‫هورا!

386
00:24:03,375 --> 00:24:05,291
‫سعی کردیم باهاتون ارتباط بگیریم.

387
00:24:06,250 --> 00:24:08,458
‫چند بار شماره‌مو عوض کردم.

388
00:24:10,541 --> 00:24:11,750
‫بنویس...

389
00:24:11,833 --> 00:24:14,083
‫- منو کنترل می‌کرد.
‫- عوض کنیم.

390
00:24:14,166 --> 00:24:18,375
‫توی خونه زندانیم می‌کردم
‫و می‌گفت چی بپوشم و با کی حرف بزنم.

391
00:24:19,333 --> 00:24:23,666
‫به دکتر خانوادگی‌مون زنگ زد و گفت
‫از نظر روانی مشکل دارم، اما اینطور نبود. اون مشکل داشت.

392
00:24:24,625 --> 00:24:27,666
‫اون زمانی بود که به خاطر خشونت
‫ازش شکایت کردید؟

393
00:24:28,166 --> 00:24:32,333
‫جلوی بچه‌ها منو کتک زد و تهدید کرد،
‫اما پلیس هیچ کاری نکرد.

394
00:24:33,125 --> 00:24:34,625
‫با پناهگاه زنان تماس گرفتم،

395
00:24:34,708 --> 00:24:37,208
‫ولی آخرش،
‫مجبور شدم با دخترا از خونه فرار کنم.

396
00:24:37,291 --> 00:24:39,375
‫اون‌موقع تعقیب و مزاحمت شروع شد؟

397
00:24:39,916 --> 00:24:44,541
‫آره. فیلم و عکس‌ها شروع شد،
‫اکثرا از من و لینا بود.

398
00:24:44,625 --> 00:24:47,750
‫و مدام شماره‌شو عوض می‌کنه،،
‫ولی مطمئنم کار خودشه.

399
00:24:49,166 --> 00:24:53,125
‫بدترین قسمت شعرهای بچگانه‌ست،
‫انگار که یه‌جور بازیه.

400
00:24:57,000 --> 00:25:00,625
‫دیته، فکر می‌کنیم کار پیتر نباشه.

401
00:25:00,708 --> 00:25:03,375
‫- چی؟ نه. محاله...
‫- نظریه ما اینه که...

402
00:25:03,458 --> 00:25:04,833
‫کار پیتره.

403
00:25:04,916 --> 00:25:07,541
‫شما اونو نمی‌شناسید.
‫هر کاری از دست اون برمیاد.

404
00:25:07,625 --> 00:25:09,208
‫حالش خوب نیست!

405
00:25:12,958 --> 00:25:14,916
‫دیته، لطفا اینا رو نگاه کن.

406
00:25:18,291 --> 00:25:23,375
‫هر دو طلاق گرفته بودن
‫چون به همسرشون بی وفا بودن.

407
00:25:23,458 --> 00:25:27,916
‫بچه دارن و نزدیک کپنهاگن زندگی می‌کنن.

408
00:25:29,833 --> 00:25:31,458
‫کشته شدن، درسته؟

409
00:25:33,333 --> 00:25:34,333
‫آره.

410
00:25:36,291 --> 00:25:39,291
‫زارا سولاک و آندریاس لوند.

411
00:25:39,791 --> 00:25:41,625
‫آشنا نیست؟

412
00:25:42,833 --> 00:25:47,583
‫ممکنه موقع جلسات سازمان حقوق خانواده
‫اون‌ها رو دیده باشی؟

413
00:25:51,125 --> 00:25:54,083
‫فـ.... فکر نمی‌کنم.
‫چند دفعه بیشتر نرفتم.

414
00:25:54,166 --> 00:25:55,375
‫مطمئنی؟

415
00:25:56,125 --> 00:25:57,000
‫آره.

416
00:25:58,541 --> 00:26:03,166
‫و اون بازی، دیته
‫با عکس و شعر بچگونه،

417
00:26:04,000 --> 00:26:06,416
‫یادت میاد از کِی شروع شد؟

418
00:26:06,500 --> 00:26:08,541
‫بعد تعطیلاتِ تابستون.

419
00:26:08,625 --> 00:26:11,791
‫وقتی اولین با سازمان حقوق خانواده
‫تماس گرفتی، نبود؟

420
00:26:13,458 --> 00:26:14,500
‫نه.

421
00:26:15,750 --> 00:26:17,041
‫- مطمئنی؟
‫- الو؟

422
00:26:17,125 --> 00:26:19,625
‫آره. چند هفته قبل بود.

423
00:26:20,125 --> 00:26:23,000
‫ترتیبی میدیم
‫تا واسش حکم حفظ فاصله صادر بشه.

424
00:26:26,666 --> 00:26:30,000
‫وقتی توی عکس‌های و پیام‌هایی
‫که دیته گرفته بود می‌گشتم،

425
00:26:30,083 --> 00:26:31,875
‫خیلی به مزاحم ما شباهت داشت.

426
00:26:32,541 --> 00:26:36,041
‫نگاه کن.
‫دو هفته پیش، یه چیزی ناگهان ظاهر شد.

427
00:26:36,125 --> 00:26:37,000
‫[جیک‌جیک]

428
00:26:38,291 --> 00:26:39,125
‫جیک‌جیک.

429
00:26:40,916 --> 00:26:42,583
‫و بعد چند روز بعد...

430
00:26:42,666 --> 00:26:44,458
‫«یه چیزی بگو!» اون نمی‌فهمه.

431
00:26:44,541 --> 00:26:46,291
‫- اوهوم.
‫- غیب شد.

432
00:26:50,916 --> 00:26:53,250
‫نگاه کن، به مزاحم ما شباهت داره،

433
00:26:53,333 --> 00:26:54,750
‫ولی این فیلم رو نگاه کن.

434
00:26:55,333 --> 00:26:59,208
‫توی خونه پیتر هوگارد گرفته شده.
‫عکس بچه‌ها هم هست.

435
00:26:59,291 --> 00:27:01,333
‫ولی اگه به نظر تو کار پیتر هودگاره،

436
00:27:01,416 --> 00:27:03,291
‫چرا باید از خونه خودش فیلم بفرسته؟

437
00:27:03,375 --> 00:27:05,875
‫نمی‌دونم.
‫تا دیته احساس گناه کنه.

438
00:27:06,458 --> 00:27:08,750
‫شاید حق با دیته باشه،
‫و اونو زیر نظر گرفته باشه.

439
00:27:08,833 --> 00:27:12,958
‫آره، اما ممکنه پیتر هوگارد
‫آندریاس لوند و زارا سولاک رو توی سازمان دیده باشه؟

440
00:27:13,041 --> 00:27:14,708
‫باید باهاش صحبت کنیم.

441
00:27:18,333 --> 00:27:19,375
‫ماری؟

442
00:27:21,625 --> 00:27:24,375
‫برای اینکه بتونیم باهاش کار کنیم،
‫فکر می‌کنم... فکر می‌کنم که...

443
00:27:24,458 --> 00:27:27,708
‫بوو؟ بوو؟ میشه باهات حرف بزنم؟

444
00:27:27,791 --> 00:27:32,958
‫- آره، حتما. دو دقیقه صبر می‌کنی؟
‫- نه. همین الان.

445
00:27:34,166 --> 00:27:36,375
‫باشه... میام... الان میام.

446
00:27:45,875 --> 00:27:48,708
‫اما توی کلاس هنر تو بود، آره؟

447
00:27:48,791 --> 00:27:50,250
‫آره، من معلم جایگزین بودم...

448
00:27:50,333 --> 00:27:51,958
‫چیزی بین شما بود؟

449
00:27:54,000 --> 00:27:57,708
‫- جانم؟
‫- نظراتتو روی تکالیفش خوندم.

450
00:27:59,666 --> 00:28:02,250
‫- آ... ماری، چی...
‫- وقتی ناپدید شد کجا بودی؟

451
00:28:03,041 --> 00:28:05,458
‫تو همراه مهمونی بودی، پس...

452
00:28:05,541 --> 00:28:08,166
‫بعد مهمونی اونو دیدی،

453
00:28:08,250 --> 00:28:10,875
‫یا... مننظر شدی که بره؟

454
00:28:10,958 --> 00:28:14,666
‫ماری، این... اصلا درست نیست.
‫باید یه نفر رو پیدا کنیم تا... آندرس؟

455
00:28:14,750 --> 00:28:17,000
‫ولی تو با دخترهای دبیرستانی خیلی راحتی، مگه نه؟

456
00:28:17,083 --> 00:28:19,916
‫آخر هفته‌ها باهاشون میری بیرون، درست میگم؟

457
00:28:20,416 --> 00:28:22,833
‫- مامان، چیکار می‌کنی؟
‫- ماجرا چیه؟

458
00:28:22,916 --> 00:28:25,166
‫- مامان، بهتره بریم.
‫- گوش کن، باید یه کاری کنی.

459
00:28:25,250 --> 00:28:28,625
‫- ماری داره الکی منو متهم می‌کنه...
‫- نه! من از بوو سوال پرسیدم.

460
00:28:28,708 --> 00:28:31,375
‫شبی که دختر من به قتل رسید کجا بود.

461
00:28:31,458 --> 00:28:34,458
‫- پیام‌های خیلی عجیبی واسه اون نوشته.
‫- منظورت چیه؟

462
00:28:34,541 --> 00:28:37,958
‫- نمی‌دونم جریان چیه.
‫- از بوو بپرس با سیلیا صمیمی بوده یا نه.

463
00:28:39,125 --> 00:28:41,500
‫- چی؟
‫- ازش بپرس!

464
00:28:42,750 --> 00:28:45,125
‫آ...

465
00:28:45,208 --> 00:28:46,541
‫بریم دفتر من.

466
00:28:46,625 --> 00:28:48,208
‫- جواب نمیدی؟
‫- بیا بریم.

467
00:28:48,291 --> 00:28:49,875
‫هه. جواب بده.

468
00:28:54,500 --> 00:28:57,500
‫امروز واقعا به این دعوا
‫و بحث‌ها نیازی نداریم، خب...

469
00:28:58,875 --> 00:29:01,708
‫توصیه می‌کنم تو و تور برید خونه، باشه؟

470
00:29:02,541 --> 00:29:06,041
‫و فردا می‌شینیم و صحبت می‌کنیم...

471
00:29:06,791 --> 00:29:10,208
‫خب، این‌که حالت چطوره
‫و به کمک نیاز داری یا نه.

472
00:29:10,708 --> 00:29:14,833
‫من... هه. باشه، طبیعتا
‫این‌که منو دیوونه خطاب کنی راحت‌تره

473
00:29:14,875 --> 00:29:18,750
‫جای اینکه از بوو بپرسی
‫با سیلیا در ارتباط بود یا نه.

474
00:29:20,541 --> 00:29:24,208
‫- باید پیگیری کنی!
‫- ماری، کسی نمیگه تو دیوونه‌ای.

475
00:29:40,687 --> 00:29:50,687
مووی شو
M O V I E S H O . C O M

476
00:30:07,166 --> 00:30:08,125
‫هس.

477
00:30:17,041 --> 00:30:18,916
‫پیتر هوگارد، پلیس!

478
00:31:10,500 --> 00:31:11,750
‫هس هستم.

479
00:31:13,333 --> 00:31:14,625
‫وارد شدم!

480
00:31:15,875 --> 00:31:17,291
‫چیزی پیدا کردی؟

481
00:31:19,625 --> 00:31:20,583
‫هس؟

482
00:31:24,916 --> 00:31:27,333
‫چی شد؟ ماجرا چیه؟

483
00:31:28,708 --> 00:31:32,000
‫از... از بیمارستان زنگ زدن.

484
00:31:32,083 --> 00:31:33,333
‫خب؟

485
00:31:37,666 --> 00:31:39,833
‫یون بهوش اومده. حالش خوبه.
‫اون...

486
00:31:39,916 --> 00:31:42,541
‫همه‌چی خوبه. داره لیموناد می‌خوره.

487
00:31:44,875 --> 00:31:47,250
‫- عالیه.
‫- آره.

488
00:31:48,625 --> 00:31:52,583
‫چیزه... منتظر چی هستی؟ برو ببینش.

489
00:31:55,000 --> 00:31:57,291
‫- برو.
‫- نمی‌تونم تو رو تنها بذارم.

490
00:31:57,375 --> 00:32:00,958
‫نه، گوش کن. من اکثر فایل‌ها رو گشتم،
‫و چیزی پیدا نکردم.

491
00:32:01,041 --> 00:32:03,125
‫دلیلی وجود نداره نری.

492
00:32:03,708 --> 00:32:06,000
‫باید بری و اونو ببینی.

493
00:32:08,166 --> 00:32:10,833
‫اون خانواده‌ی توئه. درست میگم؟

494
00:32:14,875 --> 00:32:15,875
‫واقعا؟

495
00:32:30,708 --> 00:32:33,958
‫موگنز، به‌عنوان وکیلم،
‫فکر کردم منو بی‌خبر نمی‌ذاری؟

496
00:32:34,041 --> 00:32:36,666
‫الان دیته رو می‌بینم
‫وارد سازمان حقوق خانواده شده.

497
00:32:36,750 --> 00:32:38,458
‫چیزی هست من بی خبرم؟

498
00:32:38,541 --> 00:32:39,416
‫آ...

499
00:32:41,458 --> 00:32:44,500
‫و این اجازه رو دارن؟
‫می‌خوان حضانت منو بگیرم.

500
00:32:44,583 --> 00:32:46,708
‫می‌تونن بدون من جلسه بذارن؟

501
00:32:49,958 --> 00:32:53,125
‫دروغ میگه! نه!
‫من هیچ‌وقت بچه‌هامو کتک نزدم!

502
00:32:53,208 --> 00:32:54,833
‫چند بار باید تکرار کنم؟

503
00:33:04,291 --> 00:33:07,541
‫آره! دقیقا کاری که میگی رو انجام میدم.

504
00:33:09,958 --> 00:33:13,791
‫حق ملاقات؟
‫و... اصلا یعنی چی؟

505
00:33:17,875 --> 00:33:21,208
‫ماهی یک‌بار؟ گفتی ماهی سه بار؟
‫چطوری شد ماهی یک بار؟

506
00:33:26,458 --> 00:33:29,375
‫ولی ... دارن بچه‌هامو ازم می‌گیرن!

507
00:33:30,125 --> 00:33:31,000
‫نه!

508
00:33:31,500 --> 00:33:32,833
‫آره. آره.

509
00:33:37,458 --> 00:33:42,250
‫[خانواده‌مون رو نابود کردی]

510
00:33:46,333 --> 00:33:48,750
‫[عوضی!]

511
00:34:02,250 --> 00:34:05,666
‫باید یکی رو در خونه پیتر هوگارد بفرستیم.
‫حق با دیته‌ست.

512
00:34:05,750 --> 00:34:07,208
‫اون... سلامت روان نداره.

513
00:34:07,291 --> 00:34:10,500
‫و از همه مهم‌تر، به دیته بگو
‫لطفا بیاد اداره پلیس.

514
00:34:10,583 --> 00:34:13,875
‫رفت سازمان حقوق خانواده،
‫ولی پلیس همراه اونه.

515
00:34:13,958 --> 00:34:16,083
‫بهشون زنگ بزن و بگو خیلی مراقب باشن.

516
00:34:16,166 --> 00:34:18,458
‫- باشه.
‫- منم واسه اطمینان میرم.

517
00:34:18,541 --> 00:34:19,541
‫باشه.

518
00:34:22,583 --> 00:34:25,875
‫چیزی لازم داری؟ هر چی دوست داری رو
‫می‌تونم از کافه‌تریا بگیرم.

519
00:34:25,958 --> 00:34:27,000
‫ممنون.

520
00:34:28,666 --> 00:34:30,208
‫گفتن اینجا خوابیدی.

521
00:34:30,291 --> 00:34:32,375
‫پرنده... پرنده‌ت دست منه.

522
00:34:32,458 --> 00:34:35,041
‫- جانی؟
‫- اسم اونه؟

523
00:34:35,541 --> 00:34:37,375
‫اسم جانی مارگات رو روش گذاشتم.

524
00:34:37,458 --> 00:34:39,666
‫خیلی خنگی.

525
00:34:42,541 --> 00:34:46,750
‫یه تصادف احمقانه بود.
‫دکترا میگن خوب میشم.

526
00:34:48,583 --> 00:34:50,083
‫خوشحالم، یون.

527
00:34:51,166 --> 00:34:53,750
‫- اگه بخوای می‌تونی پیش من بمونی.
‫- نه، لازم نیست. ممنون.

528
00:34:53,833 --> 00:34:56,291
‫هتل می‌مونم. پس...

529
00:34:56,375 --> 00:34:58,041
‫باشه. باشه.

530
00:34:58,875 --> 00:35:00,875
‫فکر کنم بزودی برمی‌گردی لاهه.

531
00:35:00,958 --> 00:35:03,125
‫آره. خب، همین برنامه رو داشتم.

532
00:35:07,791 --> 00:35:09,416
‫بهت افتخار می‌کنم.

533
00:35:10,375 --> 00:35:12,291
‫من و تو، مثل بقیه نیستیم.

534
00:35:14,250 --> 00:35:17,750
‫اون‌ها زندگی رو با یه خط مستقیم طی می‌کنن،
‫دونه به دونه.

535
00:35:17,833 --> 00:35:21,875
‫بعد وقتی بچه‌ها مستقل میشن
‫میرن و یه سگ می‌خرن.

536
00:35:23,000 --> 00:35:26,041
‫- بازم بهایی داره.
‫- چی گفتی؟

537
00:35:26,583 --> 00:35:28,750
‫- گفتم بهایی داره.
‫- خدای من.

538
00:35:28,833 --> 00:35:30,875
‫- این‌طور فکر نمی‌کنی؟
‫- جدا میگی؟

539
00:35:39,708 --> 00:35:41,416
‫باید با زنم حرف بزنم.

540
00:35:41,916 --> 00:35:43,666
‫یا زن سابقم. دیته کولستر.

541
00:35:43,750 --> 00:35:45,833
‫بله، صحیح... بله.

542
00:35:46,875 --> 00:35:49,291
‫ک و ل س ت ر.

543
00:35:53,208 --> 00:35:55,458
‫بله. آ...
‫با مسئول پرونده‌شون قرار داره.

544
00:35:55,541 --> 00:35:57,125
‫- آره.
‫- و جلسه خصوصیه

545
00:35:57,208 --> 00:36:00,166
‫آره. باید فورا در مورد
‫بچه‌هامون یه چیزی بهش بگم، پس...

546
00:36:00,250 --> 00:36:02,458
‫خب، متاسفانه بدون نوبت قبلی نمی‌تونید.

547
00:36:02,541 --> 00:36:03,416
‫- نمیشه؟
‫- متاسفم.

548
00:36:03,500 --> 00:36:06,000
‫- باشه.
‫- تقاضا می‌کنم تشریف ببرید.

549
00:36:06,083 --> 00:36:08,000
‫آره. فکر کنم درک نمی‌کنی.

550
00:36:08,083 --> 00:36:10,541
‫موضوع مهمیه.
‫دو دقیقه میرم و میام.

551
00:36:10,625 --> 00:36:12,958
‫- متاسفم، قوانینی وجود دارن.
‫- قوانینه؟

552
00:36:13,041 --> 00:36:14,291
‫- قوانین ماست.
‫- میشه...

553
00:36:14,375 --> 00:36:15,291
‫- نه.
‫- آ...

554
00:36:15,375 --> 00:36:16,708
‫قوانین سازمانه.

555
00:36:19,583 --> 00:36:20,833
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

556
00:36:20,916 --> 00:36:26,208
‫سلام. دخترم قراره توی مشاوره گروهی
‫امروز بعد از ظهر شرکت کنه...

557
00:37:10,291 --> 00:37:11,208
‫آ...

558
00:37:19,250 --> 00:37:20,541
‫دیته!

559
00:37:35,666 --> 00:37:37,166
‫دیته!

560
00:38:01,000 --> 00:38:03,416
‫مامور ۰۱۴۵ هستم.

561
00:38:03,958 --> 00:38:05,833
‫در سازمان حقوق خانواده تیراندازی شده.

562
00:38:10,708 --> 00:38:14,291
‫مامور ۰۱۴۵ هستم
‫و در سازمان حقوق خانواده تیراندازی شده.

563
00:38:15,541 --> 00:38:17,875
‫فرار کنید! گفتم فرار کنید!

564
00:38:21,250 --> 00:38:22,375
‫دیته!

565
00:38:23,750 --> 00:38:25,833
‫چی شده؟

566
00:38:29,875 --> 00:38:31,916
‫- دیته کولستر کجاست؟
‫- من... آ...

567
00:38:32,000 --> 00:38:32,875
‫- ها؟
‫- نمی‌دونم!

568
00:38:32,958 --> 00:38:33,791
‫دیته کولستر!

569
00:38:33,875 --> 00:38:35,833
‫نمی‌دونم! نمی‌دونم!

570
00:38:52,708 --> 00:38:53,750
‫دیته!

571
00:38:55,500 --> 00:38:56,500
‫دیته!

572
00:39:07,000 --> 00:39:09,583
‫سلام. پشت فرمونم، چی شده؟

573
00:39:11,166 --> 00:39:12,333
‫چطور پیش رفت؟

574
00:39:15,250 --> 00:39:18,083
‫خوب بود. خب... اون...

575
00:39:19,041 --> 00:39:21,708
‫با توجه به شرایط اوضاعش خوبه، ولی...

576
00:39:21,791 --> 00:39:23,958
‫باشه. خوبه.

577
00:39:25,625 --> 00:39:27,166
‫اصلاً عوض نشده.

578
00:39:29,750 --> 00:39:31,750
‫فقط شاید یه مقدار بیشتر...

579
00:39:32,625 --> 00:39:34,083
‫احساساتی شده باشه.

580
00:39:34,666 --> 00:39:36,291
‫خوشحالم بهش سر زدی.

581
00:39:37,125 --> 00:39:39,125
‫نایا، داشتم فکر می‌کردم.

582
00:39:41,625 --> 00:39:42,833
‫هس، من دارم می‌رم که...

583
00:39:42,916 --> 00:39:46,791
‫چطوره امشب خونه‌ت من شام درست کنم؟

584
00:39:48,208 --> 00:39:49,375
‫برای لی هم همینطور.

585
00:39:55,500 --> 00:39:56,916
‫اینطوری خوب می‌شه.

586
00:40:01,583 --> 00:40:02,916
‫ساعت ۶:۳۰ چطوره؟

587
00:40:05,541 --> 00:40:08,750
‫- نایا؟ الو؟
‫- چه خبر شده؟

588
00:40:09,500 --> 00:40:10,541
‫کجایی؟

589
00:40:11,333 --> 00:40:13,500
‫سازمان حقوق خانواده. باید برم.

590
00:40:14,000 --> 00:40:14,833
‫نایا؟

591
00:40:26,833 --> 00:40:29,791
‫[پلیس]

592
00:40:29,875 --> 00:40:32,791
‫تا کمک برسه همینجا بمونید.

593
00:40:32,875 --> 00:40:34,666
‫- باشه.
‫- می‌رم چک کنم ببینم چه خبره.

594
00:40:51,041 --> 00:40:52,291
‫اسلحه‌ت رو بنداز...

595
00:41:03,666 --> 00:41:06,916
‫- دیته... با من بیا!
‫- پیتر، داری چیکار می‌کنی؟

596
00:41:07,000 --> 00:41:09,583
‫باهاشون حرف نزن! بیا!

597
00:41:10,625 --> 00:41:12,000
‫به دخترهامون فکر کن.

598
00:41:12,083 --> 00:41:14,458
‫خفه شو!

599
00:41:14,541 --> 00:41:18,083
‫- این کار رو نکن.
‫- می‌خوای خانواده‌مون رو خراب کنی؟ ها؟

600
00:41:18,166 --> 00:41:20,250
‫قضیه اینه؟ نه؟ پس بیا!

601
00:41:20,333 --> 00:41:22,833
‫پیتر، می‌فهمم ناراحتی، ولی اگه ما...

602
00:41:22,916 --> 00:41:24,750
‫- خفه شو.
‫- فقط حرف بزنیم...

603
00:41:29,875 --> 00:41:31,500
‫بلند شو.

604
00:41:41,250 --> 00:41:42,375
‫برو بیرون. عجله کن.

605
00:41:57,791 --> 00:41:59,375
‫برو بیرون! بیرون!

606
00:42:04,666 --> 00:42:05,916
‫بیرون!

607
00:42:17,416 --> 00:42:19,750
‫- پیتر هوگارد، ایست! پلیس!
‫- برو عقب!

608
00:42:20,250 --> 00:42:23,666
‫اسلحه‌ت رو بذار زمین! بذارش زمین!

609
00:42:24,166 --> 00:42:26,250
‫- زانو بزن!
‫- آروم.

610
00:42:27,625 --> 00:42:30,333
‫باهمدیگه حلش می‌کنیم، باشه؟

611
00:42:30,416 --> 00:42:33,500
‫من طرف توئم پیتر. باید اسلحه‌ت رو بذاری زمین.

612
00:42:35,791 --> 00:42:37,000
‫اسلحه‌ت رو بنداز.

613
00:42:39,125 --> 00:42:40,333
‫اسلحه‌ت رو بذار روی زمین.

614
00:42:41,125 --> 00:42:42,208
‫بذارش زمین.

615
00:42:44,875 --> 00:42:46,291
‫من طرف توئم.

616
00:42:47,083 --> 00:42:49,250
‫- اسلحه‌ت رو بنداز.
‫- اسلحه‌ت رو بذار زمین.

617
00:42:50,250 --> 00:42:51,625
‫اسلحه‌ت رو بنداز.

618
00:42:53,625 --> 00:42:55,083
‫جدی می‌گم، شلیک می‌کنم.

619
00:42:55,166 --> 00:42:56,666
‫گفتم اسلحه‌ت رو بنداز!

620
00:42:56,750 --> 00:43:02,458
‫آروم باش.

621
00:43:03,125 --> 00:43:04,041
‫فقط بندازش!

622
00:43:04,125 --> 00:43:07,333
‫من نمی‌خوام بهت صدمه بزنم.

623
00:43:09,250 --> 00:43:10,166
‫آروم.

624
00:43:15,458 --> 00:43:16,708
‫زود باش.

625
00:43:17,291 --> 00:43:18,708
‫دارم کاری رو می‌کنم که میگی.

626
00:43:22,875 --> 00:43:23,833
‫به بچه‌هات فکر کن.

627
00:43:24,833 --> 00:43:27,666
‫باشه پیتر؟ به بچه‌هات فکر کن.

628
00:43:29,166 --> 00:43:31,291
‫بهت قول می‌دم، اگه اسلحه‌ت رو بذاری زمین،

629
00:43:31,791 --> 00:43:34,083
‫دوباره بچه‌هات رو می‌بینی.

630
00:43:40,666 --> 00:43:42,083
‫فقط این کار رو بکن!

631
00:43:58,125 --> 00:43:59,208
‫در رو باز کن!

632
00:45:56,250 --> 00:45:59,375
‫آماده‌ایم همه‌ی مرزها رو ببندیم.

633
00:46:01,250 --> 00:46:02,250
‫نایا کجاست؟

634
00:46:03,333 --> 00:46:06,625
‫سه‌تا همکار رو از دست دادیم.

635
00:46:07,541 --> 00:46:08,541
‫اون کجاست؟

636
00:46:11,125 --> 00:46:12,458
‫اون کجاست؟

637
00:46:13,958 --> 00:46:15,166
‫هس، نرو...

638
00:46:17,166 --> 00:46:27,166
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M