1
00:00:13,000 --> 00:00:14,125
‫بیارکه...

2
00:00:17,041 --> 00:00:18,791
‫قصدی نداشتم...

3
00:00:19,833 --> 00:00:23,041
‫دلم برای اون و باباش می‌سوخت،
‫اون...

4
00:00:23,541 --> 00:00:26,833
‫چی؟ زود باش، بیارکه. بگو.

5
00:00:26,916 --> 00:00:31,208
‫باید بدونم اون کجاست.
‫هر چیزی از اون می‌دونی رو بگو.

6
00:00:33,041 --> 00:00:35,875
‫به این بزرگیه، خب؟
‫[هورنشرد - ۱۹۹۲]

7
00:00:35,958 --> 00:00:38,416
‫- و خیلی بامزه‌ست.
‫- دارید میاید؟

8
00:00:38,500 --> 00:00:40,125
‫بچه بود.

9
00:00:40,208 --> 00:00:41,500
‫یه بچه شاد و خون‌گرم.

10
00:00:42,375 --> 00:00:45,541
‫شخصیت کنجکاوی داشت.
‫همیشه همین بود.

11
00:00:46,458 --> 00:00:49,125
‫- نگاه کنید.
‫- حتی اون اون روز توی باتلاق.

12
00:00:49,208 --> 00:00:50,333
‫نگاه کنید.

13
00:00:50,833 --> 00:00:52,458
‫- اوغ.
‫- چیه؟

14
00:00:52,541 --> 00:00:54,333
‫خیلی به طبیعت علاقه‌مند بود.

15
00:00:54,416 --> 00:00:57,875
‫پرنده‌ها، و صد البته، جوجه فاخته.

16
00:00:57,958 --> 00:00:59,375
‫اون یکی می‌میره.

17
00:01:02,875 --> 00:01:05,375
‫اما وقتی پلیس اومد،

18
00:01:05,958 --> 00:01:07,750
‫انگار اتفاقی واسش افتاد.

19
00:01:10,541 --> 00:01:11,625
‫چی؟

20
00:01:11,708 --> 00:01:12,750
‫بگو!

21
00:01:16,583 --> 00:01:18,958
‫اون پسر بچه چندین هفته بود گم شده بود.

22
00:01:19,666 --> 00:01:23,750
‫خبرش توی روزنامه پخش شده بود،
‫و موضوع صحبت تمام شهر بود.

23
00:01:24,583 --> 00:01:26,791
‫شما چیزی ندیدید یا نشنیدید؟

24
00:01:27,791 --> 00:01:29,583
‫نه! نه، من که نه.

25
00:01:30,666 --> 00:01:31,750
‫بعدش چی شد؟

26
00:01:32,083 --> 00:01:35,083
‫اون... اون... یه واکنش عجیب داشت.

27
00:01:35,416 --> 00:01:36,500
‫مُرده؟

28
00:01:36,583 --> 00:01:38,291
‫آ... بریم، دخترا.

29
00:01:38,375 --> 00:01:39,916
‫- سوار اتوبوس بشید.
‫- مُرده؟

30
00:01:39,958 --> 00:01:44,208
‫فکر می‌کنی تیا می‌دونست
‫که باباش دنیل رو کشته؟

31
00:01:45,000 --> 00:01:48,041
‫خب، به خاطر... کاری بود که انجام داد.

32
00:01:48,708 --> 00:01:50,000
‫چه کاری؟

33
00:01:50,041 --> 00:01:53,583
‫- تیا، سوار شو.
‫- نه! نمی‌خوام! کیفم نیست.

34
00:01:53,625 --> 00:01:56,041
‫- کیف منم نیست.
‫- من میرم پیدا می‌کنم.

35
00:01:56,208 --> 00:01:59,750
‫خیلی‌خب. سوار بشید.
‫زود باشید دخترا. بشینید.

36
00:02:35,041 --> 00:02:37,041
‫اون رو به صلیب کشیده بود.

37
00:02:41,750 --> 00:02:46,333
‫خب فکر می‌کردی تیا
‫اون جوجه فاخته رو به صلیب کشیده؟

38
00:02:54,875 --> 00:02:56,375
‫آره، شاید.

39
00:02:59,125 --> 00:03:00,916
‫چرا به پلیس چیزی نگفتی؟

40
00:03:01,000 --> 00:03:03,083
‫خب، موضوع اون پسر بچه بود،

41
00:03:03,166 --> 00:03:06,500
‫و ماجرای اون جوجه فاخته،
‫کم اهمیت‌ترین بخش ماجرا بود.

42
00:03:07,916 --> 00:03:12,208
‫می‌تونستی بعدا بگی.
‫این همه سال می‌دونستی.

43
00:03:12,958 --> 00:03:14,625
‫متاسفم.

44
00:03:18,416 --> 00:03:19,916
‫عکس تیا رو می‌خوام.

45
00:03:20,416 --> 00:03:21,625
‫عکسی داری؟

46
00:03:21,708 --> 00:03:23,708
‫احتمالا یه عکس توی دفتر داشته باشیم.

47
00:03:24,458 --> 00:03:25,875
‫- اما...
‫- زود باش! نشونم بده!

48
00:03:25,958 --> 00:03:29,375
‫اما واسه چی؟ مگه چیکار کرده؟

49
00:03:56,541 --> 00:03:57,458
‫سلام!

50
00:03:58,125 --> 00:03:59,041
‫سلام.

51
00:04:00,125 --> 00:04:02,208
‫- ممنون.
‫- خیلی‌خب.

52
00:04:06,666 --> 00:04:10,000
‫اولین نمایش مد عمرت.
‫خیلی خوب بودی.

53
00:04:10,083 --> 00:04:11,125
‫مامان کجاست؟

54
00:04:12,166 --> 00:04:13,291
‫نمی‌دونم.

55
00:04:15,375 --> 00:04:16,916
‫قرار نبود ناهار رو با هم بخوریم؟

56
00:04:18,541 --> 00:04:20,375
‫گفته بود اوسوبوکو می‌پزه.

57
00:04:21,041 --> 00:04:22,875
‫الان وقت نمیشه.

58
00:04:23,791 --> 00:04:25,125
‫- چی؟
‫- خب...

59
00:04:25,750 --> 00:04:27,958
‫برو، برو، برو، برو، برو

60
00:04:34,333 --> 00:04:37,083
‫شما با ماری هولست تماس گرفتید.
‫الان نمی‌تونم جواب بدم...

61
00:04:40,250 --> 00:04:41,500
‫جواب نمیده.

62
00:04:42,666 --> 00:04:44,166
‫شاید با سین باشه؟

63
00:04:50,708 --> 00:04:51,916
‫سلام، تور.

64
00:04:53,541 --> 00:04:57,333
‫نه، نه، عیب نداره.
‫مزاحم نشدی. چه خبر؟

65
00:04:59,416 --> 00:05:03,708
‫نه، دارم میرم مصاحبه کاری،
‫واسم آرزوی موفقیت کن.

66
00:05:04,666 --> 00:05:05,916
‫چطور مگه؟

67
00:05:07,708 --> 00:05:10,333
‫عه؟ عجیبه.

68
00:05:10,416 --> 00:05:12,166
‫احتمالا بزودی میاد خونه.

69
00:05:12,250 --> 00:05:15,291
‫- نگفت کجا میره؟
‫- نه.

70
00:05:15,791 --> 00:05:19,583
‫اما آخرین بار که باهاش حرف زدم
‫انگار یه‌کم پکر و ناراحت بود.

71
00:05:21,875 --> 00:05:24,458
‫دوست نداشت صحبت کنه، پس...

72
00:05:24,541 --> 00:05:26,958
‫گفتم تنهاش بذارم بهتره.

73
00:05:28,500 --> 00:05:31,416
‫ولی ببین، اگه ازش خبری شد
‫بهت زنگ میزنم، باشه؟

74
00:05:31,916 --> 00:05:34,250
‫و اگه تو هم خبری شنیدی،
‫لطفا منو در جریان بذار.

75
00:05:34,333 --> 00:05:36,166
‫- باشه. حتما.
‫- خوبه.

76
00:05:40,875 --> 00:05:43,000
‫- نگران نباش، تور.
‫- نه.

77
00:05:43,916 --> 00:05:45,708
‫- باشه؟
‫- باشه.

78
00:05:45,791 --> 00:05:48,625
‫- خوبه. خداحافظ.
‫- می‌بینمت.

79
00:06:03,250 --> 00:06:05,333
‫واقعا متاسفم، ماری.

80
00:06:08,125 --> 00:06:10,541
‫قرار نبود اینطوری بشه.

81
00:06:14,416 --> 00:06:16,208
‫چیزه...

82
00:06:18,250 --> 00:06:21,500
‫فکر می‌کنم دوستای خوبی بودیم.

83
00:06:22,375 --> 00:06:23,291
‫من...

84
00:06:25,291 --> 00:06:26,416
‫احساس می‌کنم که...

85
00:06:27,708 --> 00:06:30,000
‫تو و مالی و تور...

86
00:06:31,166 --> 00:06:34,125
‫خانواده من هستید.

87
00:06:39,666 --> 00:06:42,541
‫ای‌کاش بی‌خیال شده بودی!

88
00:06:57,292 --> 00:07:00,167
‫باید درک کنی که چاره‌ای نداشتم.

89
00:07:01,083 --> 00:07:04,750
‫تقصیر اِما بود
‫که خانواده‌ی من از هم پاشید.

90
00:07:06,917 --> 00:07:08,583
‫باید اونو می‌کشتم.

91
00:07:12,583 --> 00:07:14,500
‫بعد اینکه باباش تو زندان مُرد،

92
00:07:14,583 --> 00:07:16,792
‫تیا فامیل مامانش، نوواک رو انتخاب کرد،

93
00:07:16,875 --> 00:07:18,292
‫و از شهر رفت.

94
00:07:18,375 --> 00:07:21,333
‫و عکسی که واست فرستادم
‫قبلِ اینه که از شهر بره.

95
00:07:21,958 --> 00:07:25,500
‫چند سال بعد، به مرکز جوانان بکه‌گوردن رفت.

96
00:07:25,583 --> 00:07:28,792
‫بعد اون، هیچ اثری
‫از تیا استال یا تیا نوواک نیست.

97
00:07:28,875 --> 00:07:32,250
‫ولی تمام شواهد نشون میده
‫رفته لهستان پیش مادرش.

98
00:07:32,333 --> 00:07:34,333
‫پس به کمک یوروپل نیاز داریم.

99
00:07:34,583 --> 00:07:36,125
‫آره. باهاشون صحبت کردم.
‫داریم پیگیری می‌کنیم.

100
00:07:36,250 --> 00:07:39,083
‫آفرین، هس. ممنون.
‫از اینجا به بعد رو به ما بسپر.

101
00:07:39,833 --> 00:07:41,375
‫صبر کن، صبر کن...

102
00:07:46,125 --> 00:07:50,833
‫ساندرا و هس نمونه‌های دی‌ان‌ای پیدا کردن
‫که اثبات می‌کنه تیا

103
00:07:50,875 --> 00:07:53,458
‫در قتل‌های زارا سولاک، آندریاس لوند
‫و اِما هولست دست داشته.

104
00:07:53,500 --> 00:07:55,458
‫- از انگیزه‌اش خبر داریم؟
‫- نه، هنوز نه.

105
00:07:55,667 --> 00:07:59,917
‫ولی احتمالا مرگ‌های پیتر هوگارد
‫و دیته کولستر رو خودکشی صحنه‌سازی کرده.

106
00:08:00,458 --> 00:08:03,625
‫همونطوری که گفت،
‫اون توی مسافرخونه بود.

107
00:08:03,667 --> 00:08:05,958
‫و دی‌ان‌ای‌ـش روی تبر پیدا شد.

108
00:08:06,542 --> 00:08:10,042
‫ممنون، ساندرا.
‫روی پیدا کردن اون تمرکز می‌کنیم.

109
00:08:11,042 --> 00:08:13,750
‫بگردید و ببینید امروز تیا استال کیه.

110
00:08:13,833 --> 00:08:16,000
‫قربانی‌هاشو از کجا می‌شناخته؟

111
00:08:16,083 --> 00:08:18,792
‫باید قبل اینکه مرتکب قتل دیگه‌ای بشه
‫اونو پیدا کنیم.

112
00:08:21,583 --> 00:08:24,250
‫[به اون مرکز جوانان میرم]

113
00:08:24,833 --> 00:08:27,750
‫[منو بی خبر نذار]

114
00:08:37,583 --> 00:08:40,083
‫شما درباره تیا استال تماس گرفته بودید.

115
00:08:40,792 --> 00:08:43,083
‫بله. مارک هستم. از پلیس کپنهاگ.

116
00:08:43,167 --> 00:08:45,958
‫آنیت مونک هستم. مدیر اجرایی اینجا.

117
00:08:46,583 --> 00:08:48,667
‫پرونده‌اش رو آوردم.

118
00:08:49,250 --> 00:08:52,667
‫زمانی که به اینجا اومد،
‫من تازه به‌عنوان معلم مشغول شده بودم.

119
00:08:53,292 --> 00:08:59,458
‫تیا دختر بسیار آروم و دوست‌داشتنی بود،
‫اما دوره راحتی واسش نبود.

120
00:09:00,042 --> 00:09:02,042
‫هیچ‌وقت در مورد باباش صحبت کرده بود؟

121
00:09:02,125 --> 00:09:03,250
‫نه، هرگز.

122
00:09:03,750 --> 00:09:07,917
‫بهم گفت که توی خیابون به مادرش تف کردن،

123
00:09:08,000 --> 00:09:11,083
‫سرش داد میزدن که اون خبر داشته،
‫و باید یه کاری می‌کرده.

124
00:09:11,917 --> 00:09:14,042
‫و یه روز، مامانش ناگهان ناپدید شد.

125
00:09:14,542 --> 00:09:15,958
‫برگشت لهستان.

126
00:09:16,042 --> 00:09:18,375
‫- و تیا اینجا می‌موند؟
‫- آره.

127
00:09:19,333 --> 00:09:20,917
‫عکس اون.

128
00:09:24,417 --> 00:09:27,958
‫خانواده‌ای... اونو به سرپرستی نگرفتن؟

129
00:09:28,125 --> 00:09:30,542
‫نه متاسفانه. خیلی واسش خوب می‌شد.

130
00:09:33,500 --> 00:09:36,083
‫باید بدونم اون زمان ممکنه کجا رفته باشه،

131
00:09:36,167 --> 00:09:37,625
‫یا الان ممکنه کجا باشه.

132
00:09:37,708 --> 00:09:40,583
‫توی پرونده‌اش چیزی وجود نداره
‫که سرنخی به ما بده؟

133
00:09:41,292 --> 00:09:43,292
‫نمی‌دونم.

134
00:09:43,375 --> 00:09:46,542
‫- می‌تونم پرونده رو بخونم؟
‫- خب، محرمانه‌ست...

135
00:09:46,625 --> 00:09:47,833
‫بله، می‌دونم.

136
00:09:52,458 --> 00:09:54,750
‫وقتی آشنا شدیم، سنی نداشتیم.

137
00:09:57,750 --> 00:09:59,792
‫خیلی زود پسردار شدیم.

138
00:10:07,833 --> 00:10:09,083
‫مارکوس...

139
00:10:10,833 --> 00:10:12,250
‫و ماتیاس.

140
00:10:17,000 --> 00:10:19,083
‫خیلی خوشبخت بودیم.

141
00:10:19,792 --> 00:10:21,167
‫من و روی.

142
00:10:22,917 --> 00:10:25,875
‫تا اینکه دختر عوضیت اونو گول زد!

143
00:10:29,333 --> 00:10:31,167
‫ازدواج مقدسه.

144
00:10:31,875 --> 00:10:34,542
‫خانواده‌ی تو نمی‌فهمن؟

145
00:10:39,542 --> 00:10:43,625
‫فعل‌هایی مثل ماچن،
‫به معنی انجام دادن،

146
00:10:43,708 --> 00:10:45,333
‫گهن، به معنی راه رفتن.

147
00:10:45,417 --> 00:10:47,458
‫میشه تمومش کنی؟

148
00:10:47,958 --> 00:10:49,375
‫مشکلت چیه؟

149
00:10:50,417 --> 00:10:52,500
‫عادت نداره بی خبر غیبش بزنه.

150
00:10:53,333 --> 00:10:55,458
‫آره. شاید نوبت دکتر داشته
‫و یادش رفته خبر بده.

151
00:11:01,583 --> 00:11:03,167
‫تقویمشو چک می‌کنم.

152
00:11:14,708 --> 00:11:17,542
‫[مالی عزیز، تور عزیز،
‫نوشتن این حرف‌ها واسم سخته

153
00:11:17,625 --> 00:11:20,542
‫و قلبم رو به درد میاره، اما ناچارم
‫شما کوچولوهای عزیزم رو ترک کنم.]

154
00:11:20,625 --> 00:11:21,667
‫مالی!

155
00:11:24,208 --> 00:11:25,958
‫خوبه. تازه با یوروپل صحبت کردم.

156
00:11:26,042 --> 00:11:27,750
‫تیا نوواک به لهستان رفت

157
00:11:27,833 --> 00:11:32,083
‫و با اسم لهستانی جدید
‫به نام یولیانا استاسیاک مشغول شد.

158
00:11:32,167 --> 00:11:35,958
‫این اسم رو جستجو کردم
‫و به سند ازدواج دانمارکی برخوردم.

159
00:11:36,583 --> 00:11:39,708
‫یولیانا استاسیاک سال ۲۰۱۲
‫با روی بوهم‌مولر ازدواج کرد

160
00:11:39,750 --> 00:11:42,542
‫و الان سین بوهم‌مولر شده.

161
00:11:46,500 --> 00:11:48,167
‫می‌دونی این عکس کجا گرفته شده؟

162
00:11:49,583 --> 00:11:51,875
‫ممکنه کلبه تابستونی‌شون باشه؟

163
00:11:51,958 --> 00:11:54,583
‫جایی که پدرش اون جنایت‌ها رو انجام داد؟

164
00:11:54,667 --> 00:11:56,208
‫زیاد اونجا میرفت؟

165
00:11:56,292 --> 00:12:00,167
‫هر بار که نمی‌تونستیم پیداش کنیم،
‫میرفت اونجا تا آروم بشه.

166
00:12:02,083 --> 00:12:03,250
‫یه لحظه.

167
00:12:04,250 --> 00:12:06,792
‫- ساندرا، چی شده؟
‫- اسم و آدرسشو پیدا کردیم.

168
00:12:08,000 --> 00:12:10,375
‫یه لحظه گوشی.
‫عکس رو با خودم می‌برم،

169
00:12:10,458 --> 00:12:12,250
‫و آدرس کلبه تابستونی رو واسم بفرست.

170
00:12:12,875 --> 00:12:13,875
‫بگو.

171
00:12:13,958 --> 00:12:18,000
‫سین مولر، چهل ساله، با روی بوهم‌مولر
‫که فوت کرده ازدواج کرده بود،

172
00:12:18,083 --> 00:12:19,208
‫و حدس بزن کجا کار می‌کنه.

173
00:12:19,292 --> 00:12:21,958
‫اون تراپیست سازمان حقوق خانواده‌ست.

174
00:12:22,042 --> 00:12:24,125
‫میرم تا ببینم از همین طریق نسبت
‫به قربانی‌هاش شناخت پیدا می‌کرده یا نه.

175
00:12:24,750 --> 00:12:26,167
‫خونه‌ش نیست،

176
00:12:26,250 --> 00:12:28,875
‫ولی بررسی می‌کنم ببینم
‫چیزی دستگیرمون میشه یا نه.

177
00:12:28,958 --> 00:12:30,083
‫عالیه. آدرس رو واسم بفرست.

178
00:12:30,167 --> 00:12:32,167
‫- الان راه میفتم.
‫- نه، هس. نمی‌تونم.

179
00:12:32,250 --> 00:12:35,792
‫- منظورت چیه؟
‫- فولگر گفت باید بری گزارش بدی.

180
00:12:35,875 --> 00:12:39,125
‫نه. نه، نه، نه، نه. اگه من نبودم
‫اونو پیدا نمی‌کردی، لعنت بهت.

181
00:12:39,625 --> 00:12:43,667
‫هس... امروز واسه ختم نایا اومده بودی.

182
00:12:55,250 --> 00:12:57,208
‫با همسایه‌ها صحبت کردیم.

183
00:12:57,292 --> 00:13:01,417
‫آدم گوشه‌گیریه.
‫در حد سلام و علیک ارتباط داره، همین و بس.

184
00:13:02,208 --> 00:13:05,292
‫هیچ‌کس اونو ندیده،
‫و از اون چیزی نمی‌دونن.

185
00:13:14,458 --> 00:13:16,625
‫یسپر، به محل کارهای قدیمیش زنگ بزن

186
00:13:16,708 --> 00:13:18,583
‫ببین می‌دونن ممکنه کجا باشه.

187
00:13:18,667 --> 00:13:20,792
‫- چشم.
‫- فولگر.

188
00:13:22,625 --> 00:13:25,333
‫نگاه کن. معلوم بود بیشتره.

189
00:13:25,417 --> 00:13:27,875
‫بگرد. ببین توی کامپیوترش چیزی پیدا می‌کنی.

190
00:13:27,958 --> 00:13:29,958
‫- باید پیداش کنیم.
‫- باشه.

191
00:13:54,500 --> 00:13:56,292
‫هی، بی‌خیال. استر.

192
00:13:56,334 --> 00:13:58,375
‫- خوش می‌گذره.
‫- یه لحظه، بذار جواب بدم.

193
00:13:58,459 --> 00:14:00,459
‫می‌دونی که گواهی‌نامه گرفتم.
‫سوییچ رو بده.

194
00:14:00,542 --> 00:14:01,542
‫- الو؟
‫- خودم می‌رونم.

195
00:14:01,625 --> 00:14:02,709
‫سلام، لی. منم.

196
00:14:02,792 --> 00:14:05,125
‫- سلام.
‫- چی شده؟

197
00:14:05,209 --> 00:14:07,584
‫چیزه... کجایی؟

198
00:14:09,167 --> 00:14:11,500
‫- خونه‌ی استر.
‫- خونه‌ی استر؟

199
00:14:12,875 --> 00:14:15,042
‫آره. تازه شب‌زنده‌داری تموم شده.

200
00:14:17,667 --> 00:14:19,792
‫خواستم... حالتو بپرسم.

201
00:14:19,875 --> 00:14:22,375
‫خواستم بگه...

202
00:14:23,167 --> 00:14:25,709
‫مراسم خیلی خوبی بود.

203
00:14:28,292 --> 00:14:32,042
‫خب... اونجا نبودی. زود رفتی.

204
00:14:33,209 --> 00:14:34,084
‫آره.

205
00:14:36,000 --> 00:14:38,334
‫آره. ببخشید. آم...

206
00:14:42,459 --> 00:14:44,917
‫ولی دوست دارم همدیگه رو ببینیم.
‫علاقه داری؟

207
00:14:45,000 --> 00:14:47,875
‫نگران من نباش. حالم خوبه.

208
00:14:49,250 --> 00:14:53,792
‫می‌دونم، ولی دوست دارم ببینمت.
‫نظرت چیه؟

209
00:14:56,375 --> 00:14:58,042
‫برو خونه، هس.

210
00:14:58,125 --> 00:15:00,625
‫نمی‌تونی هر وقت دوست داری بیای و بری.

211
00:15:17,875 --> 00:15:23,125
‫[آدرس کلبه: روستای اوستبی، جاده ترنوه پلاک ۱۲]
‫[با احترام، آنیت از مرکز جوانان بکه‌گوردن]

212
00:15:41,125 --> 00:15:42,750
‫لعنتی!

213
00:15:42,834 --> 00:15:46,375
‫- لعنتی، پلیس! لعنتی، لعنتی.
‫- پلیس؟ بزن کنار.

214
00:15:46,459 --> 00:15:49,542
‫- مامانم پوست از سرم می‌کنه.
‫- منم همین‌طور.

215
00:15:51,125 --> 00:15:53,042
‫می‌تونم گواهی‌نامه‌تون رو ببینم؟

216
00:16:02,292 --> 00:16:04,042
‫خیلی ممنون.

217
00:16:07,375 --> 00:16:09,542
‫پیش خودت چه فکری کردی، لی؟

218
00:16:10,125 --> 00:16:11,542
‫تو بابای من نیستی!

219
00:16:12,792 --> 00:16:14,834
‫تو زندگی من دخالت نکن.

220
00:16:35,625 --> 00:16:37,500
‫دلم واسه مامانم تنگ شده.

221
00:16:50,167 --> 00:16:51,500
‫منم همینطور.

222
00:16:55,250 --> 00:16:58,125
‫- احساس می‌کنم می‌شناسمش.
‫- منظورت چیه؟

223
00:16:58,209 --> 00:17:00,417
‫نمی‌دونم. چهره‌ش آشناست.

224
00:17:00,500 --> 00:17:01,709
‫خیلی‌خب.

225
00:17:02,250 --> 00:17:04,792
‫خب، اما طبق گزارش تصادف،

226
00:17:04,875 --> 00:17:08,959
‫وقتی پسرهاشون رو واسه تمرین فوتبال می‌بردن
‫با یه کامیون شاخ‌به‌شاخ شدن،

227
00:17:09,042 --> 00:17:11,792
‫و پدر و پسرها در جا کشته شدن.

228
00:17:12,500 --> 00:17:14,500
‫- اما سین مولر زنده موند.
‫- آره.

229
00:17:14,584 --> 00:17:18,750
‫چندین هفته بیمارستان بستری بود
‫و تحت مراقبت روان‌پزشکی بود.

230
00:17:19,250 --> 00:17:23,125
‫توی صحبت‌ها، گفته که
‫با شوهرش دعواشون شده

231
00:17:23,209 --> 00:17:24,292
‫وقتی پشت فرمون بوده.

232
00:17:24,917 --> 00:17:26,459
‫شوهرش گفته طلاق می‌خواد.

233
00:17:27,959 --> 00:17:30,959
‫عجیبه. بچه‌هاش سال۲۰۲۳ فوت شدن...

234
00:17:32,709 --> 00:17:36,417
‫اما هنوز لباس‌های اونا رو می‌شوره
‫و برنامه‌ها رو توی تقویم خانوادگی می‌نویسه.

235
00:17:37,000 --> 00:17:39,000
‫آثار جدیدی از اون‌ها در سراسر خونه‌ست.

236
00:17:39,084 --> 00:17:44,209
‫خیلی‌خب، خانواده‌ش می‌میرن،
‫و یه‌کم بعد، اِما رو می‌کشه.

237
00:18:00,709 --> 00:18:02,959
‫می‌دونم قصد خودکشی داشتی.

238
00:18:03,042 --> 00:18:05,084
‫توی مشاوره‌ی سوگ گفتی.

239
00:18:07,000 --> 00:18:09,042
‫اما نمی‌دونم چطوری.

240
00:18:15,209 --> 00:18:17,334
‫دلت می‌خواد اوردوز کنی؟

241
00:18:18,292 --> 00:18:19,834
‫مطمئن نیستم.

242
00:18:25,959 --> 00:18:26,959
‫نظرت چیه؟

243
00:18:31,042 --> 00:18:33,667
‫سین... لطفا گوش کن.

244
00:18:34,792 --> 00:18:36,834
‫من دوستتم. درسته؟

245
00:18:37,709 --> 00:18:40,917
‫تو رو خوب می‌شناسم،
‫و... و درکت می‌کنم.

246
00:18:42,334 --> 00:18:44,917
‫از دست دادن عزیز رو می‌فهمم.

247
00:18:45,459 --> 00:18:48,667
‫- سوگوار بودن رو می‌فهمم. باشه؟
‫- همم.

248
00:18:48,750 --> 00:18:51,084
‫آ... و تو روی احساساتت کنترل نداری،

249
00:18:51,167 --> 00:18:54,167
‫و متوجه نیستی داری چیکار می‌کنی،
‫و دست به کارهای احمقانه میزنی.

250
00:18:54,625 --> 00:18:56,667
‫درک می‌کنم.

251
00:18:57,667 --> 00:18:59,959
‫سین، ما خیلی تفاهم داریم.

252
00:19:00,042 --> 00:19:03,042
‫- سفره دلمون رو پیش هم باز کردیم.
‫- آره...

253
00:19:03,875 --> 00:19:05,750
‫آره. آره، درسته.

254
00:19:06,917 --> 00:19:08,084
‫آره.

255
00:19:09,292 --> 00:19:12,459
‫هنوز اون روزی که اومدی
‫گروه مشاوره سوگ رو یادم میاد.

256
00:19:12,792 --> 00:19:16,750
‫مطمئن نبودم جواب بده،
‫چون خودم اون بروشور رو توی صندوق پستت گذاشتم.

257
00:19:17,500 --> 00:19:18,875
‫خیلی ناراحت بودی.

258
00:19:19,375 --> 00:19:21,584
‫و واقعا بهم کمک کرد،

259
00:19:22,584 --> 00:19:24,292
‫تو رو شناختم،

260
00:19:25,834 --> 00:19:27,375
‫و بهت نزدیک شدم.

261
00:19:29,042 --> 00:19:30,334
‫می‌تونم بهت کمک کنم.

262
00:19:30,834 --> 00:19:32,709
‫همونطوری که تو بهم کمک کردی.

263
00:19:32,792 --> 00:19:34,667
‫اما الان همه چی رو خراب کردی.

264
00:19:35,792 --> 00:19:37,500
‫حالا باید یه راه حل پیدا کنم.

265
00:19:37,584 --> 00:19:39,542
‫نه... سین!

266
00:19:39,625 --> 00:19:42,617
‫سین، تو به من نیاز داری.
‫فقط من واست موندم!

267
00:19:42,667 --> 00:19:45,167
‫حقیقت نداره.
‫هنوز تور و مالی رو دارم.

268
00:19:49,625 --> 00:19:50,875
‫تو مریضی!

269
00:19:52,000 --> 00:19:55,292
‫از اون دست آدمایی هستی
‫که ممکنه خودشو توی باتلاق غرق کنه.

270
00:19:57,500 --> 00:19:59,000
‫کارت همینه.

271
00:20:01,084 --> 00:20:03,375
‫به بچه‌های من نزدیک نشو!

272
00:20:04,125 --> 00:20:07,375
‫مالی عزیز، تور عزیز،
‫نوشتن این حرف‌ها واسم سخته

273
00:20:07,459 --> 00:20:08,959
‫و قلبم رو به درد میاره،

274
00:20:09,042 --> 00:20:11,959
‫اما ناچارم شما کوچولوهای عزیزم رو ترک کنم.

275
00:20:12,042 --> 00:20:15,375
‫مامانم اینو ننوشته!
‫هیچ‌وقت به ما نمی‌گفت کوچولو.

276
00:20:15,459 --> 00:20:18,042
‫نه. به پلیس زنگ میزنم.

277
00:20:18,125 --> 00:20:19,167
‫بیا.

278
00:20:35,500 --> 00:20:36,209
‫بله؟

279
00:20:45,875 --> 00:20:47,875
‫گونا چایی و کوکی درست کرده.

280
00:20:59,917 --> 00:21:05,084
‫می‌دونی چیه، لی؟ مطمئنم بعد یه مدت
‫هر سه به زندگی عادی برمی‌گردیم.

281
00:21:07,542 --> 00:21:10,667
‫نظرت چیه هفته آینده بریم خرید؟

282
00:21:10,834 --> 00:21:14,126
‫می‌تونی جوری که دوست داری
‫اتاقتو تزیین کنی.

283
00:21:18,542 --> 00:21:19,709
‫خوبه.

284
00:21:22,126 --> 00:21:23,667
‫وسایل مامان چی؟

285
00:21:24,584 --> 00:21:25,751
‫الان برای توئه.

286
00:21:28,792 --> 00:21:30,834
‫فکر کنم بهتره توی انبار بذاریم.

287
00:21:30,917 --> 00:21:33,834
‫روزی که مستقل شدی و خونه گرفتی
‫می‌تونی با خودت ببری.

288
00:21:36,001 --> 00:21:37,667
‫ولی اگه دوست داری
‫چیزی از مامانت داشته باشی،

289
00:21:38,251 --> 00:21:40,376
‫می‌تونیم بریم برداریم.

290
00:21:42,376 --> 00:21:43,334
‫ممنون.

291
00:21:43,751 --> 00:21:45,417
‫می‌دونم سخته، لی،

292
00:21:45,459 --> 00:21:47,334
‫ولی یه راهی پیدا می‌کنیم.

293
00:21:52,376 --> 00:21:53,459
‫اوهوم.

294
00:22:40,042 --> 00:22:43,376
‫فولگر؟ سین مولر فیلم تمام بچه‌ها

295
00:22:43,417 --> 00:22:46,126
‫توی مشاوره گروهی
‫سازمان حقوق خانواده رو داره.

296
00:22:46,251 --> 00:22:47,376
‫و همه‌شون اینجا هستن.

297
00:22:47,459 --> 00:22:50,626
‫دختر زارا سولاک، پسر آندریاس لوند
‫و دو تا دختر هوگارد.

298
00:22:52,376 --> 00:22:53,834
‫و اون کیه؟

299
00:22:55,167 --> 00:22:56,667
‫- منم.
‫- همم؟

300
00:22:57,626 --> 00:23:00,376
‫می‌دونی چیه؟
‫می‌دونم ناراحتی، آسکا،

301
00:23:00,459 --> 00:23:02,167
‫و از دستت مامانت عصبانی هستی.

302
00:23:03,084 --> 00:23:06,334
‫اینکه خانواده‌تون نابود شده تقصیر مامانته.

303
00:23:09,376 --> 00:23:12,667
‫رفتارش خیلی خوب نبود، نه؟

304
00:23:12,709 --> 00:23:15,451
‫به نظر میاد سین به شکل بیمارگونه...

305
00:23:15,501 --> 00:23:17,792
‫نسبت به طلاق و بی وفایی والدین وسواس شده.

306
00:23:19,542 --> 00:23:20,542
‫فولگر، بفرمایید؟

307
00:23:23,584 --> 00:23:26,751
‫خیلی‌خب. باشه.
‫خودمو زود میرسونم.

308
00:23:27,501 --> 00:23:29,751
‫- ماری هولست گم شده.
‫- چی؟

309
00:23:29,834 --> 00:23:32,709
‫خانواده‌ش پیداش نمی‌کنن.
‫با دوستش حرف زدن و...

310
00:23:32,792 --> 00:23:34,959
‫- انگار...
‫- لعنتی. خودشه.

311
00:23:35,584 --> 00:23:37,167
‫حالا فهمیدم اونو کجا دیدم.

312
00:23:37,251 --> 00:23:39,042
‫سین مولر دوست ماریه.

313
00:23:39,126 --> 00:23:40,917
‫با اون اومده بود اداره.

314
00:23:41,417 --> 00:23:42,876
‫- مطمئنی؟
‫- آره.

315
00:23:42,917 --> 00:23:46,042
‫چون یادم میاد پیش خودم گفتم
‫خیلی عجیبه دوستشو آورده.

316
00:23:47,042 --> 00:23:49,084
‫به هس زنگ بزن.
‫شاید چیزی بدونه.

317
00:23:49,167 --> 00:23:51,084
‫بهش بگو سین مولر هنوز آزاده،

318
00:23:51,167 --> 00:23:53,209
‫و ماری هولست گم شده
‫و ممکنه جونش در خطر باشه.

319
00:23:53,292 --> 00:23:54,834
‫آره، اما موبایلش نمی‌گیره.

320
00:23:55,417 --> 00:23:57,876
‫به اون خبر می‌دادم،
‫و الان جواب نمیده.

321
00:23:57,959 --> 00:23:59,209
‫دوباره تلاش کن.

322
00:24:00,084 --> 00:24:02,751
‫من میرم خونه‌ی ماری
‫و با خانواده‌ش حرف میزنم.

323
00:24:08,084 --> 00:24:09,251
‫شما با مارک هس تماس گرفتید...

324
00:24:59,376 --> 00:25:01,209
‫- سلام.
‫- سلام.

325
00:25:02,376 --> 00:25:05,417
‫فکر کنم گم شدم.
‫ترنوه اون سمت میشه؟

326
00:25:06,542 --> 00:25:07,542
‫آره.

327
00:25:08,167 --> 00:25:09,751
‫و اینجا پلاک دوازده هست؟

328
00:25:09,834 --> 00:25:11,792
‫بله، پلاک دوازده‌ست.

329
00:25:14,501 --> 00:25:16,001
‫شما مالک هستید؟

330
00:25:18,209 --> 00:25:21,001
‫نه. چندین هفته اینجا رو اجاره کردم.

331
00:25:21,876 --> 00:25:23,459
‫چطور؟ چی شده؟

332
00:25:24,042 --> 00:25:26,959
‫- من پلیس هستم. دنبال...
‫- لعنتی.

333
00:25:27,042 --> 00:25:29,084
‫واسه اینه که زمستون اینجا هستم؟

334
00:25:29,751 --> 00:25:33,209
‫پرسیدم مشکلیه یا نه، اما گفتن
‫می‌تونم تمام سال رو اینجا بمونم.

335
00:25:34,167 --> 00:25:37,501
‫وقتی فهمیدم مالکین اینجا لهستانی هستن
‫باید بیشتر توجه می‌کردم.

336
00:25:37,834 --> 00:25:38,917
‫لهستان؟

337
00:25:39,751 --> 00:25:42,667
‫خیلی‌خب، چطوری باهاشون صحبت می‌کنید؟

338
00:25:42,917 --> 00:25:45,167
‫با شرکت اجاره‌دهنده حرف زدم.

339
00:25:47,834 --> 00:25:49,959
‫چطور؟ برای چی؟

340
00:25:52,334 --> 00:25:54,959
‫مشغول تحقیقات روی یه جنایت هستم.

341
00:25:55,626 --> 00:25:59,667
‫عه؟ نگران کننده‌ست.
‫امیدوارم موضوع جدی نباشه.

342
00:26:01,001 --> 00:26:02,251
‫اسم شما چیه؟

343
00:26:03,292 --> 00:26:05,626
‫- یولیا.
‫- یولیا؟

344
00:26:06,376 --> 00:26:07,501
‫فامیل‌تون؟

345
00:26:09,501 --> 00:26:11,251
‫میشه لطفا کارت شناسایی‌تون رو ببینم؟

346
00:26:13,792 --> 00:26:14,709
‫بله.

347
00:26:16,501 --> 00:26:18,584
‫اجازه هست سریع خونه رو نگاه بندازم؟

348
00:26:19,542 --> 00:26:21,709
‫حتما. بفرمایید.

349
00:26:23,584 --> 00:26:27,251
‫- و من می‌تونم کارت شناسایی شما رو ببینم؟
‫- بله، حتما.

350
00:26:51,334 --> 00:26:54,459
‫ببخشید خونه بهم‌ریخته‌ست.
‫من... وسط پروسه طلاق هستم.

351
00:26:55,459 --> 00:26:56,792
‫پرنده‌های شما هستن؟

352
00:26:57,626 --> 00:27:00,167
‫نه! نه، البته که نه.

353
00:27:03,751 --> 00:27:07,792
‫اجازه هست بپرسم... این جنایت،
‫ماجرا چی بوده؟

354
00:27:08,459 --> 00:27:13,042
‫خب، پای مالکین قبلی در میونه،
‫خانواده استال.

355
00:27:13,209 --> 00:27:17,542
‫توگار استال، پدر خانواده،
‫یه پرنده‌شناس تازه‌کار بود، از پرنده‌ها مشخصه.

356
00:27:17,876 --> 00:27:20,876
‫- اوه، بسیار خب.
‫- اسم دختر خانواده تیا بود.

357
00:27:22,542 --> 00:27:23,834
‫تیا استال.

358
00:27:24,334 --> 00:27:25,876
‫پرونده خیلی وحشتناکیه.

359
00:27:25,959 --> 00:27:28,417
‫الان اینجا زندگی کردن
‫آدم رو مور مور می‌کنه.

360
00:27:29,667 --> 00:27:30,542
‫درسته.

361
00:27:33,959 --> 00:27:35,584
‫می‌تونم کارت شناسایی‌تون رو ببینم؟

362
00:27:36,084 --> 00:27:37,626
‫بله، حتما.

363
00:27:41,376 --> 00:27:44,459
‫زمانی که اینجا زندگی می‌کردن،
‫یه اتاقک اینجا بود.

364
00:27:44,542 --> 00:27:47,501
‫- هنوز هست؟
‫- نه، نیست.

365
00:27:49,376 --> 00:27:51,043
‫و باتلاق...

366
00:27:52,168 --> 00:27:53,501
‫اون طرفه.

367
00:27:55,834 --> 00:27:58,376
‫می‌تونم برم نگاه کنم؟

368
00:27:58,459 --> 00:28:01,626
‫بله. البته، خواهش می‌کنم. راحت باشید.

369
00:28:02,126 --> 00:28:04,668
‫- ممنون.
‫- خب، کیف پولمو پیدا نمی‌کنم.

370
00:28:04,751 --> 00:28:06,126
‫فکر کنم اون طرف باشه.

371
00:28:07,793 --> 00:28:10,626
‫متاسفانه یه‌کم حواس پرت شدم.
‫چیزه...

372
00:28:11,501 --> 00:28:14,043
‫به خاطر طلاقه.
‫چندین هفته سختی داشتم.

373
00:28:14,126 --> 00:28:16,501
‫- شما چی؟ ازدواج کردید؟
‫- نه.

374
00:28:17,001 --> 00:28:20,784
‫خوب کاری کردید.
‫همه از سخت بودن طلاق حرف میزنن،

375
00:28:20,834 --> 00:28:25,209
‫اما تا خودت تجربه‌ش نکنی،
‫درک نمی‌کنی چقدر افتضاحه.

376
00:29:23,626 --> 00:29:25,918
‫با دوست مامانت، سین، حرف زدی؟

377
00:29:26,126 --> 00:29:28,084
‫- آره.
‫- کِی؟

378
00:29:29,584 --> 00:29:31,626
‫نمی‌دونم. حدود سه ساعت پیش.

379
00:29:31,668 --> 00:29:34,209
‫- نگفت کجا میره؟
‫- چطور؟

380
00:29:34,959 --> 00:29:38,709
‫باید بدونیم سین کجاست،
‫و شماره‌ای که بهش زنگ زدی رو بهم بده.

381
00:29:38,751 --> 00:29:41,959
‫چرا سین واستون مهمه؟
‫مامان من گم شده!

382
00:30:58,251 --> 00:31:02,668
‫می‌شمریم تا یک، می‌شمریم تا دو،

383
00:31:03,251 --> 00:31:08,459
‫مرغه نه جوراب پاشه نه کفش

384
00:31:18,376 --> 00:31:23,751
‫تا سه و چهار شمردن خیلی آسونه

385
00:31:23,834 --> 00:31:30,251
‫تخم‌مرغ‌ها رو فشار بدی
‫می‌شن نیمرو تو خونه

386
00:31:34,376 --> 00:31:39,001
‫می‌شمریم تا پنج، می‌شمریم تا شش

387
00:31:40,251 --> 00:31:45,834
‫اگه غول باشی، جادوگر می‌شه زنت تهش

388
00:31:47,959 --> 00:31:49,668
‫یعنی چی؟

389
00:31:52,209 --> 00:31:54,709
‫- با هس حرف زدی؟
‫- نه، همچنان جواب نمیده.

390
00:31:54,793 --> 00:31:55,793
‫ولی ماشینشو پیدا کردم.

391
00:31:55,876 --> 00:31:58,918
‫منطقه‌ای پارک شده، که تماس تلفنی سین
‫با تور از اونجا برقرار شده.

392
00:31:59,418 --> 00:32:01,251
‫نزدیک به کلبه تابستونی استال.

393
00:32:02,334 --> 00:32:03,709
‫فکر می‌کردم کلبه خراب شده باشه.

394
00:32:03,751 --> 00:32:05,251
‫نه. فقط اتاقک کلبه خراب شده.

395
00:32:05,334 --> 00:32:07,251
‫- خونه همچنان پابرجاست.
‫- آدرس رو بفرست.

396
00:32:07,334 --> 00:32:08,709
‫- باید یه تیم اعزام کنیم.
‫- باشه.

397
00:32:36,709 --> 00:32:42,001
‫اگه غول باشی، جادوگر می‌شه زنت تهش

398
00:33:42,959 --> 00:33:44,501
‫من اومدم!

399
00:34:20,709 --> 00:34:21,918
‫یه چیزی بگو!

400
00:34:36,209 --> 00:34:37,751
‫کجایی؟

401
00:35:05,501 --> 00:35:06,793
‫یه چیزی بگو؟

402
00:35:10,585 --> 00:35:11,876
‫جیک‌جیک!

403
00:35:13,376 --> 00:35:15,335
‫کجایی؟

404
00:35:27,376 --> 00:35:30,293
‫شما با مارک هس تماس گرفتید.
‫الان نمی‌تونم جواب بدم.

405
00:35:30,376 --> 00:35:31,751
‫لطفا پیغام بذارید.

406
00:35:33,251 --> 00:35:34,335
‫سلام هس.

407
00:35:35,960 --> 00:35:38,210
‫خواستم بگم که...

408
00:35:43,001 --> 00:35:44,751
‫میشه لطفا بهم زنگ بزنی؟

409
00:35:48,085 --> 00:35:49,001
‫خداحافظ.

410
00:36:35,293 --> 00:36:36,418
‫پیدات کردم!

411
00:39:18,418 --> 00:39:21,876
‫[دو هفته بعد]

412
00:39:23,793 --> 00:39:27,585
‫[نایا تولین]

413
00:39:43,543 --> 00:39:45,335
‫- سلام، لی.
‫- سلام.

414
00:39:52,876 --> 00:39:53,876
‫ممنون.

415
00:40:00,126 --> 00:40:02,585
‫- سنگ قبر قشنگیه.
‫- اوهوم.

416
00:40:12,001 --> 00:40:13,668
‫اومدی خداحافظی کنی؟

417
00:40:16,918 --> 00:40:19,043
‫اول می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم.

418
00:40:21,210 --> 00:40:22,293
‫اجازه هست؟

419
00:40:25,085 --> 00:40:26,543
‫- همم؟
‫- اوهوم.

420
00:40:29,835 --> 00:40:31,293
‫کِی میای خونه؟

421
00:40:32,418 --> 00:40:37,335
‫دادستان در حال تحقیقاته
‫که به قتل متهم میشم یا نه.

422
00:40:37,543 --> 00:40:39,335
‫- چی؟
‫- اوهوم.

423
00:40:41,460 --> 00:40:42,960
‫اما تو جون اون پلیسو نجات دادی.

424
00:40:43,043 --> 00:40:46,418
‫آره. خب... پیچیده‌ست.

425
00:40:46,960 --> 00:40:50,376
‫ممکنه استدلال بیارن
‫که ماجرا فقط دفاع از خود نبوده.

426
00:40:50,543 --> 00:40:54,293
‫پس.. یعنی احتمالا برم زندان.

427
00:40:54,376 --> 00:40:55,668
‫چند وقت؟

428
00:40:56,168 --> 00:40:58,793
‫نهایت دو سه ماه.

429
00:40:58,876 --> 00:41:01,126
‫چون شرایطی بوده که جرم سبک‌تر شده.

430
00:41:02,126 --> 00:41:03,168
‫باشه.

431
00:41:04,460 --> 00:41:08,376
‫- خب، واسه فارغ التحصیلیم آزاد میشی؟
‫- آره.

432
00:41:11,751 --> 00:41:13,293
‫داشتم فکر می‌کردم...

433
00:41:19,501 --> 00:41:24,335
‫واسه جشن فارغ التحصیلی
‫می‌تونم کلاه اِما رو بپوشم؟

434
00:41:26,585 --> 00:41:28,418
‫اینطوری اونم اونجاست؟

435
00:41:39,335 --> 00:41:41,543
‫آره. البته که می‌تونی عزیزم.

436
00:41:43,543 --> 00:41:46,002
‫- فکر خوبیه.
‫- آره.

437
00:41:48,252 --> 00:41:50,002
‫ولی اول باید قبول بشی.

438
00:41:50,085 --> 00:41:52,710
‫- آره.
‫- مهمونی می‌گیری؟

439
00:41:53,627 --> 00:41:56,793
‫نه، فکر نمی‌کنم.
‫بقیه مهمونی می‌گیرن.

440
00:42:14,668 --> 00:42:15,877
‫خوش اومدی.

441
00:42:17,543 --> 00:42:18,752
‫خونه‌ی توئه؟

442
00:42:19,793 --> 00:42:20,710
‫آره.

443
00:42:22,877 --> 00:42:24,293
‫منظورم اینه اینجا رو خریدی؟

444
00:42:24,918 --> 00:42:26,085
‫آره، خریدم.

445
00:42:29,043 --> 00:42:30,835
‫خیلی بزرگه.

446
00:42:32,210 --> 00:42:35,002
‫آره، چون فکر کردم شاید بخوای بیای اینجا.

447
00:42:35,085 --> 00:42:36,502
‫هر از گاهی.

448
00:42:38,752 --> 00:42:39,918
‫منظورت چیه؟

449
00:42:46,002 --> 00:42:47,252
‫بیا بشین.

450
00:42:54,502 --> 00:42:56,585
‫دارم از یوروپل استعفا میدم.

451
00:42:58,252 --> 00:43:00,752
‫و یه شغل توی دانمارک پیدا می‌کنم.

452
00:43:02,710 --> 00:43:06,793
‫و خواستم بدونم دلت می‌خواد با من زندگی کنی؟

453
00:43:10,085 --> 00:43:14,043
‫و اگه دوست داشته باشی،
‫می‌تونی هر اتاقی رو می‌خوای برداری.

454
00:43:30,418 --> 00:43:32,418
‫اتاقمو با جانی مارگارت شریک میشم؟

455
00:43:34,418 --> 00:43:44,418
دانلود فیلم و سریال
M O V I E S H O . C O M