1
00:00:06,250 --> 00:00:09,625
‫[این سریال ساختگی است
‫تمام تشابهات اتفاقی هستند]

2
00:02:09,666 --> 00:02:11,583
‫دادگاه اولین وثیقه‌ت رو قبول نکرد؟

3
00:02:14,958 --> 00:02:17,416
‫همون روز که فهمیدم می‌خواستم ببینمت.

4
00:02:18,708 --> 00:02:21,708
‫ولی می‌ترسیدم بیشتر برات دردسر بشم.

5
00:02:22,791 --> 00:02:26,083
‫پس چون می‌ترسیدی تو دردسر افتاده باشم
‫بهم سر نزدی؟

6
00:02:27,708 --> 00:02:29,041
‫شرمنده.

7
00:02:35,083 --> 00:02:36,208
‫بیا تو.

8
00:03:01,041 --> 00:03:02,708
‫قهوه‌ای چیزی می‌خوری؟

9
00:03:03,458 --> 00:03:04,583
‫آره.

10
00:03:13,333 --> 00:03:14,208
‫اوه!

11
00:03:14,333 --> 00:03:16,333
‫- نمی‌خواد.
‫- چیزی نیست که.

12
00:03:16,458 --> 00:03:18,708
‫- بدش من.
‫- نمی‌خواد.

13
00:03:28,708 --> 00:03:30,416
‫تاریخ دادگاه بعدیت کِیه؟

14
00:03:33,583 --> 00:03:36,583
‫نمی‌دونم. منتظرم وکیلم بهم
‫خبر بده.

15
00:03:38,833 --> 00:03:40,416
‫عمو تام چطوره؟

16
00:03:43,208 --> 00:03:44,458
‫خوبه.

17
00:03:46,166 --> 00:03:47,791
‫ولی وکیلم رو عوض کردم...

18
00:03:48,666 --> 00:03:49,958
‫به وکیل جیتری.

19
00:03:51,916 --> 00:03:54,166
‫اگه اون نبود، تا الان تو
‫زندان مُرده بودم.

20
00:03:54,208 --> 00:03:56,416
‫- ولی می‌دونی که اون وکیل...
‫- می‌دونم.

21
00:03:57,666 --> 00:03:59,166
‫و خوب نشستم بهش فکر کردم.

22
00:03:59,208 --> 00:04:01,916
‫دادگاه به من اتهام قتل از پیش
‫برنامه‌ریزی شده زد.

23
00:04:01,958 --> 00:04:04,583
‫گفتن با قصد قبلی رفتم خونه‌ی تکین.

24
00:04:08,416 --> 00:04:10,416
‫چرا رفتی خونه‌ش؟

25
00:04:14,791 --> 00:04:17,458
‫گفت چیزی که تو حاضر نشدی
‫بهم بگی رو بهم میگه.

26
00:04:19,833 --> 00:04:22,083
‫شب مهمونی تو کشتی.

27
00:04:33,333 --> 00:04:34,833
‫چی بهت گفت؟

28
00:04:43,708 --> 00:04:45,958
‫ترجیح میدم از زبون خودت بشنوم.

29
00:05:05,208 --> 00:05:08,083
‫اون شب واسه ادغام دولت
‫یه مهمونی برگزار شده بود.

30
00:05:13,166 --> 00:05:14,166
‫سلام، قربان.

31
00:05:14,250 --> 00:05:16,000
‫الان وکیله.

32
00:05:16,041 --> 00:05:18,125
‫عمو آنان میزبان بود و همه رو
‫دعوت کرده بود.

33
00:05:18,166 --> 00:05:20,125
‫اگه کمک خواستید در خدمتم.

34
00:05:20,625 --> 00:05:23,416
‫منم رفتم چون می‌خواستم
‫سیاستمدارها

35
00:05:23,541 --> 00:05:25,875
‫کمک کنن قانون محافظت از کارگران شیلاتی که

36
00:05:25,916 --> 00:05:29,000
‫تیمم و اتحادیه کارگران با هم
‫نوشته بودیم رو تصویب کنن.

37
00:05:29,041 --> 00:05:31,416
‫خیلی از مهره‌های کلیدی دولت
‫اونجا بودن.

38
00:05:32,750 --> 00:05:34,291
‫ولی مامان گفت

39
00:05:34,375 --> 00:05:38,916
‫مهم‌ترین آدمی که باید باهاش صحبت کنم
‫سوات، وزیر کشاورزیه.

40
00:05:39,750 --> 00:05:43,416
‫اگه اون قبول می‌کرد،
‫لایحه صد در صد تصویب میشد.

41
00:05:45,166 --> 00:05:47,500
‫کاملاً آماده بودم که لایحه رو
‫بهش ارائه بدم.

42
00:05:47,541 --> 00:05:51,916
‫اگه آزادسازی صنعت ماهی‌گیری بیشتر
‫بشه، مشکلات کارگرها هم بیشتر میشه.

43
00:05:52,000 --> 00:05:56,416
‫پس حزب یه لایحه مربوط رو پیشنهاد
‫میده که از رفاه...

44
00:05:56,541 --> 00:05:57,625
‫سوالی.

45
00:05:57,666 --> 00:06:00,666
‫ولی خیلی زود فهمیدم این کارها
‫جواب نمیده.

46
00:06:01,791 --> 00:06:03,500
‫سوات اصلاً به حرفای من
‫گوش نمی‌داد.

47
00:06:04,125 --> 00:06:07,916
‫یه پیشخدمت تو مهمونی بود که
‫سوات بهش چشم دوخته بود.

48
00:06:08,416 --> 00:06:11,041
‫سوات داشت مثل چندش‌ها
‫رفتار می‌کرد.

49
00:06:11,166 --> 00:06:12,916
‫ولی رفتارش خطرناک نبود.

50
00:06:13,041 --> 00:06:14,125
‫آنان.

51
00:06:14,166 --> 00:06:15,791
‫- چه خبر؟
‫- سلامتی.

52
00:06:15,916 --> 00:06:17,791
‫و عمو آنان هم اونجا بود.

53
00:06:17,916 --> 00:06:20,625
‫امکان نداشت اجازه بده اتفاق
‫بدی توی کشتیش بیفته.

54
00:06:27,625 --> 00:06:29,291
‫ولی آخرهای شب...

55
00:06:31,166 --> 00:06:33,166
‫فهمیدم اشتباه می‌کردم.

56
00:06:33,250 --> 00:06:35,791
‫خوش بگذره.

57
00:06:35,916 --> 00:06:38,375
‫یه نفر زیادی نوشید و افتاده پایین.
‫چیزی نیست.

58
00:06:38,416 --> 00:06:40,916
‫یالا، تاپ. سر میز می‌بینمت.

59
00:06:41,041 --> 00:06:43,416
‫برو بقیه نوشیدنی رو بیار.
‫بجنب.

60
00:06:43,541 --> 00:06:44,666
‫هی، آنگ.

61
00:06:45,166 --> 00:06:46,250
‫چیزی نیست.

62
00:06:46,291 --> 00:06:48,041
‫اون که صدای افتادن نبود.

63
00:06:49,291 --> 00:06:50,666
‫میگم چیزی نیست.

64
00:06:50,791 --> 00:06:52,666
‫خب پس چرا نمی‌ذاری رد بشم؟

65
00:06:54,125 --> 00:06:55,291
‫برو بالا.

66
00:06:56,791 --> 00:06:58,000
‫برو.

67
00:07:05,041 --> 00:07:06,541
‫خودت خواستی.

68
00:07:21,500 --> 00:07:23,000
‫نیان.

69
00:07:25,500 --> 00:07:26,625
‫نیان.

70
00:07:26,750 --> 00:07:28,125
‫نیان!

71
00:07:30,250 --> 00:07:31,500
‫نیان!

72
00:07:32,000 --> 00:07:35,500
‫چی شده؟ مامان، برو کنار.

73
00:07:38,875 --> 00:07:40,750
‫تو رو خدا به خواهرم کمک کن!

74
00:07:41,375 --> 00:07:43,250
‫تو رو خدا به نیان کمک کن!

75
00:07:43,875 --> 00:07:45,458
‫آنگ، بسه.

76
00:07:46,500 --> 00:07:47,833
‫آنگ!

77
00:07:48,708 --> 00:07:51,208
‫نه! بس نیست!

78
00:07:52,583 --> 00:07:54,750
‫نیان، پاشو!

79
00:07:56,208 --> 00:07:58,750
‫نیان، بیدار شو!

80
00:08:00,208 --> 00:08:01,250
‫نیان!

81
00:08:01,333 --> 00:08:03,083
‫چرا برنمی‌گردیم ساحل؟

82
00:08:11,000 --> 00:08:12,500
‫به کی زنگ می‌زنی؟

83
00:08:12,625 --> 00:08:13,750
‫می‌خوام کمک بگیرم.

84
00:08:13,875 --> 00:08:15,833
‫چه کمکی؟ دختره مرده.

85
00:08:16,625 --> 00:08:19,416
‫نمرده. با تجهیزات می‌تونن
‫احیاش کنن.

86
00:08:19,500 --> 00:08:22,791
‫احتمالش چقدره؟ تقریباً صفر.

87
00:08:22,875 --> 00:08:26,041
‫و دیدی دیگه کی تو این کشتیه؟

88
00:08:27,541 --> 00:08:29,791
‫چی؟ منظورت چیه؟

89
00:08:29,916 --> 00:08:31,791
‫مگه مهمه کی اینجاست؟

90
00:08:31,916 --> 00:08:33,791
‫کسی کاری نمی‌کنه!

91
00:08:33,875 --> 00:08:35,416
‫چرا برنمی‌گردیم ساحل؟

92
00:08:35,541 --> 00:08:37,791
‫چرا کسی کاری نمی‌کنه؟!

93
00:08:41,875 --> 00:08:43,041
‫مامان.

94
00:08:43,666 --> 00:08:44,625
‫مامان.

95
00:08:48,041 --> 00:08:50,291
‫آنگ، بیا بریم.

96
00:08:52,541 --> 00:08:54,541
‫مامان، من رو کجا می‌بری؟

97
00:08:54,666 --> 00:08:55,791
‫مامان!

98
00:08:58,375 --> 00:09:01,375
‫گوش کن، آنگ.
‫کسی نباید خبردار بشه.

99
00:09:03,000 --> 00:09:04,666
‫می‌خوای چیکار کنی؟

100
00:09:04,750 --> 00:09:06,750
‫تو و عمو آنان می‌خواید
‫چیکار کنید؟

101
00:09:06,791 --> 00:09:11,041
‫اگه یکی بفهمه امروز یه نفر مُرده،
‫همه بیچاره میشن.

102
00:09:11,166 --> 00:09:12,541
‫چرا همه باید بیچاره بشن؟

103
00:09:12,666 --> 00:09:15,166
‫اونی که کشتتش باید مسئولیتش
‫رو قبول کنه.

104
00:09:15,291 --> 00:09:16,666
‫کار سوات بود، نه؟

105
00:09:16,750 --> 00:09:19,291
‫سر میز دیدم که می‌خواست به
‫زور بهش نوشیدنی بده.

106
00:09:19,375 --> 00:09:22,916
‫آنگ، ما نمی‌تونیم به مردم الکی
‫اتهام بزنیم.

107
00:09:23,666 --> 00:09:25,541
‫کسی نمی‌خواست این اتفاق بیفته.

108
00:09:26,166 --> 00:09:28,166
‫ولی اگه خبرش بپیچه...

109
00:09:28,250 --> 00:09:31,041
‫مردی مثل سوات بقیه رو هم
‫با خودش پایین می‌کشه.

110
00:09:31,666 --> 00:09:33,291
‫هر کی توی مهمونی بود
‫نابود میشه.

111
00:09:34,250 --> 00:09:35,541
‫اون دختره چی؟

112
00:09:37,000 --> 00:09:39,916
‫جونش از آینده‌ی حزب شما
‫بی‌ارزش‌تره؟

113
00:09:40,041 --> 00:09:42,125
‫این چه حرفیه؟ من دکترم.

114
00:09:42,166 --> 00:09:44,625
‫دیدی که هر کاری می‌تونستم کردم
‫تا بهش کمک کنم.

115
00:09:45,375 --> 00:09:46,916
‫ولی دختره اوردوز کرده.

116
00:09:47,791 --> 00:09:50,416
‫باید از چیزی که برامون مونده
‫محافظت کنیم.

117
00:09:52,500 --> 00:09:57,166
‫می‌خوای جون اون دختر رو قربانی کنم
‫تا بتونی به کارت ادامه بدی؟

118
00:09:57,875 --> 00:10:00,041
‫دختره مُرده.

119
00:10:00,166 --> 00:10:02,666
‫تو نکشتیش. منم نکشتمش.

120
00:10:03,541 --> 00:10:06,666
‫ولی اگه بذاریم این اتفاق زندگی
‫هر کسی که توی کشتیه رو نابود کنه،

121
00:10:06,750 --> 00:10:07,875
‫به نفع کیه؟

122
00:10:07,916 --> 00:10:11,291
‫ولی اگه ساکت بمونیم،
‫اونی که مجرمه قسر در میره.

123
00:10:11,375 --> 00:10:13,541
‫سوات مسئولیتی قبول نمی‌کنه.

124
00:10:13,625 --> 00:10:15,500
‫ما باید مطمئن بشیم همه می‌فهمن
‫کار اون بوده.

125
00:10:16,291 --> 00:10:18,250
‫ولی نه با زندانی کردنش.

126
00:10:18,291 --> 00:10:20,041
‫پس می‌خوای چیکار کنی؟

127
00:10:22,416 --> 00:10:24,416
‫از لایحه شیلاتت استفاده کن.

128
00:10:25,041 --> 00:10:28,166
‫فکر نکنم سوات الان بتونه
‫درخواستت رو رد کنه.

129
00:10:54,916 --> 00:10:57,916
‫اگه بتونیم تو انتخابات بعدی
‫رای بیشتری بیاریم،

130
00:11:00,375 --> 00:11:03,041
‫حداقل آدم‌هایی مثل سوات و
‫رفقاش...

131
00:11:04,916 --> 00:11:07,250
‫نمی‌تونن هر غلطی می‌خوان بکنن.

132
00:11:22,000 --> 00:11:24,375
‫بیا برای حزب من کار کن، آنگ.

133
00:11:25,000 --> 00:11:27,791
‫قول میدم جون دختری که امروز
‫از دست دادیم

134
00:11:28,500 --> 00:11:30,750
‫می‌تونه زندگی میلیون‌ها نفر
‫رو عوض کنه.

135
00:11:39,791 --> 00:11:41,375
‫نگران نباش.

136
00:11:42,875 --> 00:11:44,625
‫دیگه نیاز نیست توی کشتی کار کنی.

137
00:11:46,250 --> 00:11:47,916
‫می‌تونی بیای تو خونه‌م کار کنی.

138
00:11:48,541 --> 00:11:49,791
‫برات راحت‌تره.

139
00:11:54,416 --> 00:11:56,166
‫اگه می‌تونستم برگردم عقب،

140
00:11:59,166 --> 00:12:01,041
‫نمی‌ذاشتم این اتفاق بیفته.

141
00:12:06,791 --> 00:12:08,875
‫با اینکه من نکشتمش...

142
00:12:11,916 --> 00:12:13,500
‫وایسادم و تماشا کردم.

143
00:12:15,916 --> 00:12:18,625
‫وایسادم و ناپدید شدن جنازه‌ش
‫رو تماشا کردم.

144
00:12:21,500 --> 00:12:23,541
‫درست شبیه خودشون شدم.

145
00:12:25,291 --> 00:12:27,166
‫آدمی شدم که ازش متنفرم.

146
00:12:33,791 --> 00:12:35,416
‫من خیلی آشغالم.

147
00:12:39,750 --> 00:12:40,916
‫آنگ.

148
00:12:44,416 --> 00:12:46,791
‫شب حادثه زمین گلف،

149
00:12:48,291 --> 00:12:51,166
‫یه خانم کوله‌کش اهل میانمار
‫همراه من و تکین بود.

150
00:12:51,291 --> 00:12:53,500
‫بذار کمکت کنم.

151
00:12:53,541 --> 00:12:55,250
‫نیاز نیست، قربان.

152
00:12:58,500 --> 00:13:01,666
‫گفت خانمه خواهر دختری بوده
‫که تو کشتی مُرده.

153
00:13:01,750 --> 00:13:03,541
‫و اون تکین رو کشته.

154
00:13:06,666 --> 00:13:08,875
‫پس چطوری رفته بود خونه‌ش؟

155
00:13:11,916 --> 00:13:13,916
‫فکر کنم تکین می‌خواسته بکشتش.

156
00:13:14,500 --> 00:13:16,541
‫فکر کنم می‌خواسته من رو
‫شریک جرمش بکنه

157
00:13:16,666 --> 00:13:18,500
‫که بتونه با اخاذی مجبورم کنه

158
00:13:18,541 --> 00:13:20,625
‫شکایتم رو از پرونده آتیش‌سوزی
‫کارخانه پسماند پس بگیرم.

159
00:13:25,125 --> 00:13:26,875
‫نباید این قضیه رو ازت پنهان می‌کردم.

160
00:13:35,875 --> 00:13:37,041
‫عیبی نداره.

161
00:13:37,666 --> 00:13:40,541
‫الان... دیگه نمی‌تونیم چیزی
‫رو عوض کنیم.

162
00:13:42,041 --> 00:13:43,041
‫نه؟

163
00:13:44,166 --> 00:13:45,166
‫بیا اینجا.

164
00:13:53,000 --> 00:13:55,041
‫اون زن الان کجاست؟

165
00:13:56,875 --> 00:13:58,125
‫نمی‌دونم.

166
00:13:58,166 --> 00:14:01,541
‫ولی مدرکی نیست که نشون بده
‫اصلاً وجود داره.

167
00:14:01,666 --> 00:14:03,416
‫واسه همین همه مدارک من رو
‫متهم جلوه میدن.

168
00:14:08,750 --> 00:14:10,041
‫مک، بذار کمکت کنم.

169
00:14:15,416 --> 00:14:17,416
‫کمکت می‌کنم اون زن رو
‫پیدا کنی.

170
00:14:20,500 --> 00:14:22,250
‫اون کیف رو بده به من.

171
00:14:33,833 --> 00:14:35,958
‫لیست شاهدین از طرف آنان.

172
00:14:37,750 --> 00:14:40,833
‫ولی اسم یه نفر تازه به
‫لیست اضافه شده.

173
00:14:40,875 --> 00:14:42,083
‫کی؟

174
00:14:42,125 --> 00:14:46,375
‫این یکی. اسمش سورنه،
‫یه جنگلبانه.

175
00:14:46,458 --> 00:14:48,750
‫دومین نفری بود که جنازه
‫تکین رو پیدا کرد.

176
00:14:54,250 --> 00:14:56,750
‫آنان چند نفر رو برای تحقیق درباره
‫تو فرستاده.

177
00:14:59,000 --> 00:15:02,208
‫حواست باشه.

178
00:15:11,208 --> 00:15:12,375
‫چرا امشب همینجا نمی‌مونی؟

179
00:15:14,833 --> 00:15:15,833
‫نه.

180
00:15:19,500 --> 00:15:21,708
‫خوشم نمیاد کسی کنارم بخوابه.

181
00:15:22,375 --> 00:15:23,583
‫برخلاف تو.

182
00:15:55,125 --> 00:15:58,125
‫[ساختمان شونزده در کوچه نُهم ماهاناک]

183
00:16:01,125 --> 00:16:02,125
‫اه...

184
00:16:02,625 --> 00:16:05,375
‫ببخشید، قربان. ساختمون شونزده
‫کوچه نُه کجاست؟

185
00:16:06,583 --> 00:16:07,833
‫اون طرف.

186
00:16:31,708 --> 00:16:33,750
‫اه، ببخشید.

187
00:16:34,500 --> 00:16:36,250
‫دفتر حقوقی جیتری اینجاست؟

188
00:16:36,333 --> 00:16:37,375
‫نه.

189
00:16:39,250 --> 00:16:42,208
‫ولی روی کارت نوشته، پلاک شونزده،
‫کوچه نُه.

190
00:16:42,250 --> 00:16:43,833
‫گفتم نه.

191
00:16:45,375 --> 00:16:48,750
‫داداش. چه کفش‌های قشنگی داری.
‫از کجا گرفتیشون؟

192
00:16:51,458 --> 00:16:53,000
‫ممنون.

193
00:16:53,083 --> 00:16:55,583
‫هی، عوضی!
‫سوال پرسیدما.

194
00:16:57,500 --> 00:16:59,750
‫کجا با این عجله، خوشتیپ.

195
00:16:59,875 --> 00:17:02,125
‫آروم باش. نترس.

196
00:17:02,208 --> 00:17:03,583
‫اومدی دیدن جیتری، نه؟

197
00:17:05,625 --> 00:17:08,125
‫راستش باید برم.

198
00:17:08,208 --> 00:17:11,500
‫ای بابا، چرا اینقدر عجله داری؟
‫یه کم پیش ما بمون.

199
00:17:11,583 --> 00:17:13,000
‫ماها همه‌مون رفیقیم.

200
00:17:13,083 --> 00:17:15,375
‫آره، بیا اول صحبت کنیم.

201
00:17:15,500 --> 00:17:17,875
‫آروم باش. بشین.

202
00:17:18,000 --> 00:17:19,333
‫دیدی؟ برات جا نگه داشتیم.

203
00:17:19,375 --> 00:17:22,250
‫بیا. تمیزه. بشین.

204
00:17:23,833 --> 00:17:26,083
‫بچه‌های این محل خیلی خونگرم هستن.

205
00:17:26,125 --> 00:17:27,875
‫خیلی‌ها میان و میرن.

206
00:17:29,458 --> 00:17:32,125
‫واسه همین نمی‌دونم کی آدم
‫حسابیه و کی نیست.

207
00:17:35,125 --> 00:17:37,375
‫اگه واقعاً وکیل جیتری یکی
‫رو فرستاده سراغت،

208
00:17:37,500 --> 00:17:39,208
‫باید رمز رو بهم بگی.

209
00:17:41,750 --> 00:17:43,958
‫نه، رمزی در کار نیست.
‫گفت...

210
00:17:44,000 --> 00:17:46,750
‫غلطه. دو فرصت دیگه داری.

211
00:17:48,875 --> 00:17:52,500
‫اگه پول نقد می‌خوای، ندارم.
‫می‌تونی چک کنی.

212
00:17:52,625 --> 00:17:54,208
‫پول همراهم نیست...

213
00:17:54,250 --> 00:17:55,375
‫هی!

214
00:18:00,375 --> 00:18:02,750
‫این آخرین فرصتته، عینکی.

215
00:18:03,458 --> 00:18:05,250
‫رمز چیه؟!

216
00:18:09,958 --> 00:18:11,000
‫بجنب!

217
00:18:13,083 --> 00:18:16,958
‫[رستوران خاله جیم
‫برنج ده بات]

218
00:18:20,833 --> 00:18:21,750
‫[برنج ده بات]

219
00:18:25,833 --> 00:18:27,208
‫ده.

220
00:18:27,250 --> 00:18:28,333
‫[برنج ده بات]

221
00:18:28,375 --> 00:18:30,416
‫[خمیر تند و سبزیجات پخته،
‫بیست بات]

222
00:18:30,500 --> 00:18:31,500
‫بیست.

223
00:18:33,000 --> 00:18:34,500
‫[برنج با یک مخلفات سی بات]

224
00:18:34,583 --> 00:18:35,833
‫سی.

225
00:18:40,208 --> 00:18:41,958
‫[برنج با دو مخلفات چهل بات]

226
00:18:42,583 --> 00:18:43,583
‫چهل.

227
00:18:43,625 --> 00:18:45,500
‫- من به نیازمندان کمک می‌کنم.
‫- منم به ثروتمندان.

228
00:18:45,583 --> 00:18:48,458
‫کمکم کن، توی آسانسور گیر کردم.

229
00:18:49,375 --> 00:18:50,458
‫آره!

230
00:18:50,500 --> 00:18:53,875
‫♪ ده، بیست، سی، چهل!
‫یالا! ده، بیست، سی، چهل! ♪

231
00:18:53,958 --> 00:18:56,375
‫♪ عاشق دزدیدن الماس، جواهر و
‫زنجیر طلام ♪

232
00:18:56,416 --> 00:18:58,333
‫- ♪ عاشق بالا کشیدن زیپم هستم ♪
‫- ♪ ده، بیست، سی، چهل! ♪

233
00:18:58,500 --> 00:19:01,166
‫♪ یالا! ده، بیست، سی، چهل!
‫می‌چرخم و لگد می‌زنم ♪

234
00:19:01,250 --> 00:19:03,875
‫- ♪ برمی‌گردم و یه ضربه محکم می‌زنم ♪
‫- ♪ و ضربات کوتاه ♪

235
00:19:03,916 --> 00:19:06,291
‫♪ ده، بیست، سی، چهل!
‫ده، بیست، سی، چهل ♪

236
00:19:06,416 --> 00:19:08,000
‫♪ پنجاه، شصت، هفتاد، هشتاد ♪

237
00:19:08,041 --> 00:19:09,041
‫هی!

238
00:19:09,166 --> 00:19:10,375
‫دفتر این سمتیه.

239
00:19:10,416 --> 00:19:13,791
‫ما زیاد باکلاس نیستیم.
‫آسانسور صنعتی داریم.

240
00:19:13,916 --> 00:19:16,416
‫یالا، بجنب.

241
00:19:17,166 --> 00:19:18,250
‫سلام، ما.

242
00:19:18,291 --> 00:19:20,416
‫برای ماراتن تمرین می‌کنی؟

243
00:19:20,500 --> 00:19:21,625
‫- سلام.
‫- نمی‌خواید برید بدوئید؟

244
00:19:21,666 --> 00:19:23,125
‫- کجا؟
‫- بازار.

245
00:19:23,166 --> 00:19:25,125
‫بازار. میره مرغ بخره.

246
00:19:25,166 --> 00:19:26,416
‫عاشق مرغه.

247
00:19:27,166 --> 00:19:30,125
‫ببین! اینجا راهروی دفتره.

248
00:19:30,166 --> 00:19:32,000
‫بیا.

249
00:19:34,291 --> 00:19:38,541
‫بفرمایید. نیاز نیست رمزی
‫وارد کنی.

250
00:19:38,666 --> 00:19:41,291
‫همیشه اینقدر عوضی هستی؟

251
00:19:41,375 --> 00:19:44,291
‫اوه، به آب‌وهوا بستگی داره.

252
00:19:44,375 --> 00:19:45,541
‫داداش گلم مک.

253
00:19:48,041 --> 00:19:50,166
‫عوضی. بیا تو.

254
00:19:52,666 --> 00:19:54,166
‫- سلام، عمه.
‫- سلام.

255
00:19:56,000 --> 00:19:58,791
‫خوش اومدی. غذا خوردی؟

256
00:20:01,166 --> 00:20:03,791
‫بیا، موز سرخ‌شده بخور.
‫امروز صبح درستشون کردم.

257
00:20:03,875 --> 00:20:05,625
‫برو دستت رو بشور.

258
00:20:05,666 --> 00:20:08,875
‫و تو! چند بار بگم از لیوان
‫استفاده کن؟

259
00:20:08,916 --> 00:20:11,416
‫- ای بابا، عمه.
‫- می‌تونستی مهربون‌تر بگی.

260
00:20:11,500 --> 00:20:13,291
‫کی دلش می‌خواد بعد از
‫تو آب بخوره؟

261
00:20:13,416 --> 00:20:14,750
‫چه مرگته؟

262
00:20:17,875 --> 00:20:18,875
‫اوه.

263
00:20:19,416 --> 00:20:20,625
‫پس باهاشون آشنا شدی.

264
00:20:20,666 --> 00:20:22,541
‫این کانگه، دستیار اطلاعات جمع‌کن من.

265
00:20:22,625 --> 00:20:25,916
‫اون دو نفر موک و نیمو هستن.
‫دستیارهای کانگ.

266
00:20:26,000 --> 00:20:27,250
‫باند موجودات دریایی؟

267
00:20:27,291 --> 00:20:30,416
‫عه؟ به تو چه، حیوون؟

268
00:20:30,500 --> 00:20:32,041
‫تو فقط موکل من نیستی.

269
00:20:32,125 --> 00:20:33,750
‫قراره تو رسیدگی به پرونده‌ها
‫کمکم کنی.

270
00:20:33,791 --> 00:20:36,291
‫پس اینقدر با هم بحث نکنید.

271
00:20:37,250 --> 00:20:38,291
‫اعصابم خرد میشه.

272
00:20:40,166 --> 00:20:42,291
‫- چشم.
‫- پروژه‌ای که بهت سپردم چی شد؟

273
00:20:43,291 --> 00:20:45,041
‫همینجاهاست.

274
00:20:45,791 --> 00:20:46,750
‫وایسا.

275
00:20:48,125 --> 00:20:51,000
‫ایناها. تکنولوژی روز.

276
00:20:53,041 --> 00:20:55,541
‫غذا خوردی دیگه؟
‫روز طولانی رو در پیش داریم.

277
00:20:55,625 --> 00:20:58,000
‫آره. مادرت هم ازم پرسید.

278
00:21:08,125 --> 00:21:09,541
‫عمه نوی منشی منه.

279
00:21:11,166 --> 00:21:12,541
‫بیا، یه نگاه بنداز.

280
00:21:12,625 --> 00:21:14,041
‫اولین پرونده‌ت.

281
00:21:23,791 --> 00:21:25,041
‫کهنوت شبانه.

282
00:21:26,000 --> 00:21:27,875
‫پرونده چیه؟ جرم کشیشی؟

283
00:21:29,625 --> 00:21:30,916
‫قتل.

284
00:21:39,541 --> 00:21:42,791
‫شش ماه پیش در معبد سری دون سنگ
‫در پاتوم اتفاق افتاد.

285
00:21:43,500 --> 00:21:47,250
‫معبد برای نونگ، پسر رهبر غیرروحانی
‫مراسم کهنوت برگزار کرده بود.

286
00:21:49,458 --> 00:21:51,625
‫بیش از صدتا مهمون داشتن.

287
00:22:02,166 --> 00:22:03,083
‫مایِ آشغال!

288
00:22:03,583 --> 00:22:05,458
‫همینجا ترمز بگیر.

289
00:22:12,333 --> 00:22:14,916
‫اینجا درست نقطه کور دادستانیه.

290
00:22:14,958 --> 00:22:18,666
‫مدرکی نیست که ثابت کنه
‫شاهد مای رو در حال تیراندازی دیده باشه.

291
00:22:18,708 --> 00:22:22,708
‫همه‌ش یه شایعه‌ست که مای و
‫مرحوم با هم سر جنگ داشتن.

292
00:22:23,333 --> 00:22:27,083
‫شاهدی که مای رو دیده دوست
‫قربانیه، یه مرد به اسم جنگ.

293
00:22:28,333 --> 00:22:31,333
‫وقتی اون اتفاق افتاد افراد
‫زیادی اونجا بودن.

294
00:22:31,416 --> 00:22:34,333
‫بین لامپ‌ها و بلندگوها...

295
00:22:34,416 --> 00:22:37,083
‫اگه تو زاویه متفاوتی
‫ایستاده باشی...

296
00:22:38,833 --> 00:22:40,958
‫ممکنه نتونی تیرانداز رو ببینی.

297
00:22:41,041 --> 00:22:44,083
‫اگه بتونیم شاهد رو درباره مکان
‫ایستادنش گیج کنیم،

298
00:22:44,583 --> 00:22:45,666
‫می‌تونیم پرونده رو ببریم.

299
00:22:47,458 --> 00:22:49,458
‫چیه؟ متوجه نشدی؟

300
00:22:49,583 --> 00:22:51,916
‫اگه من و رقیبم تو زمان مُردنش

301
00:22:51,958 --> 00:22:53,833
‫یه جا باشیم،

302
00:22:53,958 --> 00:22:55,708
‫دلیل نمیشه من بهش شلیک
‫کرده باشم، درسته؟

303
00:22:57,458 --> 00:22:59,583
‫می‌دونستم قراره از همچین روشی
‫استفاده کنی.

304
00:23:03,333 --> 00:23:04,666
‫چه روشی؟

305
00:23:06,583 --> 00:23:08,291
‫مدارک این پرونده ضعیفن.

306
00:23:08,833 --> 00:23:10,958
‫حتی نمیشه از ویدئو
‫صورت مای رو دید.

307
00:23:11,583 --> 00:23:14,083
‫حتی اگه شاهدی بوده باشه،
‫نمیشه از شهادتشون استفاده کرد.

308
00:23:14,208 --> 00:23:16,583
‫تو در واقع داری دادگاه رو نسبت
‫به حقایق پرونده گیج می‌کنی.

309
00:23:16,666 --> 00:23:18,333
‫- اینجوری اونی که مجرمه...
‫- کانگ.

310
00:23:18,416 --> 00:23:21,083
‫- بله؟
‫- درسته. حقایق.

311
00:23:21,208 --> 00:23:23,166
‫حقایق همیشه شامل دروغ و
‫حقیقت هستن.

312
00:23:23,208 --> 00:23:26,333
‫وظیفه دادگاهه که درباره‌ش تصمیم
‫بگیره، نه ما. فهمیدی؟

313
00:23:26,416 --> 00:23:27,708
‫- ولی...
‫- ببین.

314
00:23:28,458 --> 00:23:30,083
‫لیست شاهدین پرونده خودت.

315
00:23:30,166 --> 00:23:31,583
‫اونی که رنگش زرده.

316
00:23:31,625 --> 00:23:33,791
‫[سورن سنگرنگنوپ]

317
00:23:33,833 --> 00:23:36,416
‫سورن سنگرنگنوپ. این همونیه که...

318
00:23:36,458 --> 00:23:38,583
‫جنگلبانی که وقتی صدای گلوله رو شنید،

319
00:23:38,708 --> 00:23:39,958
‫اومد به زمین گلف.

320
00:23:40,583 --> 00:23:42,541
‫و دومین نفری بود که جنازه تکین
‫رو پیدا کرد.

321
00:23:48,708 --> 00:23:51,958
‫یعنی یه شاهد کلیدی تو
‫پرونده توئه.

322
00:23:55,583 --> 00:23:59,208
‫سورن پدر مایه. متهم
‫تیراندازی مراسم کهنوت.

323
00:24:01,583 --> 00:24:05,083
‫پس به پسرش کمک می‌کنی،
‫و در عوض، شهادتش تو پرونده من رو عوض می‌کنه؟

324
00:24:05,166 --> 00:24:06,208
‫هوم؟

325
00:24:06,291 --> 00:24:07,958
‫نه. قبول نمی‌کنم.

326
00:24:08,708 --> 00:24:11,708
‫تنها راه بُردن پرونده من پیدا کردن
‫اون اسلحه و زن میانماریه.

327
00:24:11,833 --> 00:24:14,708
‫و چند روز، چند ماه و چند
‫سال طول می‌کشه؟

328
00:24:14,833 --> 00:24:16,791
‫بگو دیگه.

329
00:24:18,208 --> 00:24:20,208
‫منابع من میگن آنان داره
‫به دادگاه فشار میاره

330
00:24:20,291 --> 00:24:22,791
‫که تاریخ جلسه دادرسی شاهدین
‫رو بندازن جلو.

331
00:24:22,833 --> 00:24:24,708
‫نمی‌خواد سر وقت مدارک
‫رو پیدا کنیم.

332
00:24:24,833 --> 00:24:26,541
‫می‌خواد پرونده‌ت خیلی سریع
‫مختومه بشه.

333
00:24:26,583 --> 00:24:27,708
‫حالیت شد؟

334
00:24:32,458 --> 00:24:35,208
‫الان ما زمان می‌خوایم.

335
00:24:35,333 --> 00:24:37,083
‫سورن رو داریم که برامون
‫زمان بخره.

336
00:24:37,708 --> 00:24:39,958
‫اگه یه شاهد کلیدی مثل اون
‫یک دفعه ناپدید بشه،

337
00:24:40,083 --> 00:24:42,958
‫دادگاه چاره‌ای جز عقب انداختن
‫جلسه دادرسی نداره.

338
00:24:49,833 --> 00:24:52,833
‫باشه. به پسر آقای سورن
‫کمک می‌کنم.

339
00:24:53,833 --> 00:24:55,291
‫ولی به روش تو نه.

340
00:24:55,333 --> 00:24:56,833
‫روش خودم رو پیدا می‌کنم.

341
00:25:09,666 --> 00:25:10,916
‫ایول.

342
00:25:36,416 --> 00:25:37,458
‫سلام.

343
00:25:37,541 --> 00:25:39,333
‫بابام گفته بود وکیل جدید یه خانمه.

344
00:25:40,833 --> 00:25:42,041
‫همکاریم.

345
00:25:44,208 --> 00:25:45,583
‫چه بلایی سر صورتت اومده؟

346
00:25:46,958 --> 00:25:48,958
‫یکی از رقبای قدیمیم رو اینجا دیدم.

347
00:25:53,333 --> 00:25:56,833
‫چون ازش خوشت نمیومد تو مراسم
‫کهنوت بهش تیراندازی کردی؟

348
00:25:58,958 --> 00:26:00,458
‫من خیلی دعوایی هستم،

349
00:26:00,583 --> 00:26:02,958
‫ولی تا حالا کسی رو سر کینه
‫نکشتم.

350
00:26:07,541 --> 00:26:10,458
‫یعنی میگی تو بهش شلیک
‫نکرده بودی؟

351
00:26:11,458 --> 00:26:12,666
‫چرا.

352
00:26:13,166 --> 00:26:15,583
‫ولی به خاطر غلطی که کرده بود.

353
00:26:19,416 --> 00:26:21,708
‫همه اینا رو برای وکیل قبلیم
‫تعریف کرده بودم.

354
00:26:22,416 --> 00:26:23,916
‫ولی گفت به هیچ دردی نمی‌خورن.

355
00:26:26,583 --> 00:26:29,208
‫میشه برای منم تعریف کنی؟
‫می‌خوام بدونم.

356
00:26:29,833 --> 00:26:31,416
‫من مثل اون یکی وکیل نیستم.

357
00:26:49,291 --> 00:26:50,958
‫اکیپ من و نونگ...

358
00:26:52,958 --> 00:26:54,708
‫قبلاً با هم مشکلی نداشتیم.

359
00:26:55,458 --> 00:26:57,458
‫فقط تحمل همدیگه رو نداشتیم.

360
00:26:57,541 --> 00:26:59,708
‫چند بار نزدیک بود دعوامون بشه.

361
00:27:04,166 --> 00:27:06,916
‫داشتیم به مناسبت سونگکران
‫آب‌بازی می‌کردیم.

362
00:27:09,041 --> 00:27:11,250
‫بعدش یک دفعه‌ای، اکیپش
‫به ما حمله کردن.

363
00:27:18,291 --> 00:27:21,416
‫من بهش مشت زدم و از عقب
‫پرت شد روی بشکه یخ.

364
00:27:22,041 --> 00:27:24,000
‫یه تیکه یخ بزرگ برداشت

365
00:27:24,041 --> 00:27:26,166
‫و پرتش کرد سمت من.

366
00:27:32,291 --> 00:27:34,625
‫ولی به جاش خورد به
‫خواهر کوچیکه‌م.

367
00:27:41,666 --> 00:27:44,208
‫[ساعت ملاقات، دو ملاقاتی برای هر بیمار]

368
00:27:51,083 --> 00:27:52,333
‫دکتر گفت...

369
00:27:53,708 --> 00:27:57,708
‫خواهرم دچار ضربه مغزی شده.
‫انگار مُرده.

370
00:28:00,083 --> 00:28:01,916
‫ولی پلیس لعنتی گفت

371
00:28:01,958 --> 00:28:03,791
‫نمی‌تونن به اون عوضی
‫اتهام بزنن.

372
00:28:04,333 --> 00:28:05,666
‫چون سلاحی در کار نیست.

373
00:28:07,541 --> 00:28:10,666
‫مگه میشه؟ با یه یخ بزرگ زد دیگه.

374
00:28:14,333 --> 00:28:16,083
‫پس به اون عوضی فقط...

375
00:28:17,916 --> 00:28:19,458
‫اتهام یه حمله ساده رو زدن.

376
00:28:20,333 --> 00:28:21,833
‫ولی خواهرم...

377
00:28:23,208 --> 00:28:25,541
‫حالش هی بدتر میشد...

378
00:28:28,333 --> 00:28:30,041
‫و در نهایت فوت کرد.

379
00:28:44,583 --> 00:28:48,208
‫وقتی فهمیدم تو مراسم کهنوت داره
‫وانمود می‌کنه که پشیمونه،

380
00:28:48,333 --> 00:28:49,791
‫عصبانی‌تر شدم.

381
00:28:50,833 --> 00:28:53,833
‫وقتی غلط اضافی می‌کنی،
‫باید تقاصش رو هم پس بدی.

382
00:28:56,708 --> 00:28:58,791
‫ولی حداکثر مجازات جرمت

383
00:28:58,833 --> 00:29:00,708
‫اعدامه.

384
00:29:03,833 --> 00:29:06,208
‫منم باید تقاص کارم رو پس بدم.

385
00:29:18,458 --> 00:29:20,208
‫لطفاً از طرف من مراقب بابام باشید.

386
00:29:21,958 --> 00:29:25,041
‫دخترش مُرده، پسرش زندانه.

387
00:29:25,833 --> 00:29:27,666
‫می‌ترسم دووم نیاره.

388
00:29:30,416 --> 00:29:31,666
‫باشه.

389
00:29:32,208 --> 00:29:34,458
‫ببینم چیکار میشه کرد.

390
00:29:49,958 --> 00:29:52,291
‫اول اون خواهر مای رو کشته بوده.

391
00:29:52,333 --> 00:29:54,708
‫و کار مای از روی عصبانیت بوده.

392
00:29:54,791 --> 00:29:57,458
‫ولی احتمالاً خانواده نونگ
‫انکار کنن...

393
00:29:59,291 --> 00:30:00,708
‫چی شد؟

394
00:30:00,833 --> 00:30:02,333
‫راهی پیدا کردی؟

395
00:30:02,458 --> 00:30:04,583
‫مای داستان خواهرش رو تعریف کرد.

396
00:30:04,666 --> 00:30:07,333
‫فکر کنم می‌تونیم از اون داستان
‫و اعترافش استفاده کنیم.

397
00:30:08,416 --> 00:30:11,833
‫ممکنه دادگاه حکمش رو نصف کنه.
‫اگه شانس بیاریم، بهش آزادی مشروط میدن.

398
00:30:11,958 --> 00:30:13,458
‫چون اولین جرمشه.

399
00:30:13,541 --> 00:30:16,458
‫و انگیزه‌ش هم از دست دادن
‫عضو خانواده‌ش بوده.

400
00:30:16,541 --> 00:30:18,291
‫به نظرم ممکنه دادگاه بهش رحم کنه.

401
00:30:19,333 --> 00:30:22,916
‫می‌خوای نجات جون موکلمون
‫رو به رحم و شفقت دادگاه بسپری؟

402
00:30:22,958 --> 00:30:24,708
‫ولی مای واقعاً یه نفر رو کشته.

403
00:30:24,833 --> 00:30:27,208
‫حتی اگه انگیزه‌ش احساسی بوده،
‫به نظرم لایق مجازاته.

404
00:30:27,333 --> 00:30:29,041
‫تو قاضی نیستی.

405
00:30:29,083 --> 00:30:31,791
‫دست تو نیست بخوای تصمیم بگیری
‫که کی باید مجازات بشه.

406
00:30:33,291 --> 00:30:34,833
‫اونی که تیر خورد چی؟

407
00:30:34,958 --> 00:30:36,583
‫لایق عدالت نیست؟

408
00:30:36,708 --> 00:30:38,458
‫من نمی‌تونم بذارم یه قاتل
‫ول بچرخه.

409
00:30:38,583 --> 00:30:40,833
‫چطوری به موکل خودت
‫میگی قاتل؟

410
00:30:40,916 --> 00:30:43,458
‫شاید یادت رفته باشه، پس بذار
‫بهت یادآوری کنم.

411
00:30:44,208 --> 00:30:46,583
‫تو دادگاه، تو و مای هیچ
‫فرقی با هم ندارین.

412
00:30:46,708 --> 00:30:49,208
‫اگه مای می‌تونه قاتل باشه،
‫تو هم می‌تونی.

413
00:30:51,833 --> 00:30:55,291
‫- من کسی رو نکشتم.
‫- اینا یه مشت حرفن. مدرک داری؟

414
00:30:55,333 --> 00:30:57,708
‫ممکنه فکر کنی روش کاری
‫من مزخرفه.

415
00:30:58,666 --> 00:31:02,458
‫ولی اگه قانون به صورت مساوی
‫برای همه اجرا بشه، نیازی به کسی مثل من نیست.

416
00:31:03,416 --> 00:31:04,708
‫تا اون روز،

417
00:31:04,833 --> 00:31:07,958
‫هر جور بخوام از موکل‌هام دفاع
‫می‌کنم و پشیمون هم نمیشم.

418
00:31:08,083 --> 00:31:11,583
‫حتی بعد از اینهمه بدبختی که از
‫سر گذروندی، باز درک نمی‌کنی.

419
00:31:11,708 --> 00:31:13,916
‫پس برگرد زندان.

420
00:31:13,958 --> 00:31:15,333
‫اینقدر وقت من رو تلف نکن.

421
00:31:17,916 --> 00:31:19,166
‫ادامه بده، عمه نوی.

422
00:31:19,208 --> 00:31:20,541
‫در حال حاضر،

423
00:31:20,583 --> 00:31:24,583
‫به نظرم شاهدها قابل اعتماد نیستن.
‫همه‌شون حسابی نوشیده بودن.

424
00:31:27,541 --> 00:31:28,541
‫هوم.

425
00:31:29,833 --> 00:31:31,458
‫درست مثل پدرش لجبازه.

426
00:31:32,583 --> 00:31:34,416
‫اگه بخواد همچین دیدگاهی به
‫دنیا داشته باشه،

427
00:31:34,458 --> 00:31:36,708
‫امکان نداره بتونه پرونده
‫خودش رو ببره.

428
00:31:37,666 --> 00:31:39,083
‫آدم میشه.

429
00:31:43,833 --> 00:31:47,333
‫[مهمانی بازنشستگی قاضی کل
‫دادگاه کیفری]

430
00:32:05,333 --> 00:32:06,333
‫آنان.

431
00:32:06,833 --> 00:32:08,833
‫اه. پادونگ.

432
00:32:08,916 --> 00:32:10,166
‫تازه رسیدی؟

433
00:32:10,208 --> 00:32:11,708
‫ترافیک خیلی سنگین بود.

434
00:32:11,791 --> 00:32:14,083
‫نزدیک بود به راننده‌م بگم
‫دور بزنه برگردیم خونه.

435
00:32:15,458 --> 00:32:16,833
‫انگار داری از اجرا لذت می‌بری.

436
00:32:16,916 --> 00:32:20,208
‫[چهارشنبه، ۳ دسامبر سال ۲۰۲۵
‫تالار بوراپاتاماسوک]

437
00:32:20,208 --> 00:32:23,541
‫«بانو بوتسابا در حال تحسین معبد.»
‫از این قطعه خوشم میاد.

438
00:32:24,708 --> 00:32:26,958
‫می‌تونم چند جلد از قوانین
‫دیوان عالی رو از حفظ بخونم،

439
00:32:27,041 --> 00:32:30,083
‫ولی پای هنر، موزیک یا
‫ادبیات که میاد وسط،

440
00:32:30,208 --> 00:32:31,916
‫هیچی ازشون سر درنمیارم.

441
00:32:32,833 --> 00:32:34,791
‫واسه داستان اینائوئه.

442
00:32:35,833 --> 00:32:37,833
‫بعد از پیروزی در جنگ،

443
00:32:37,916 --> 00:32:41,916
‫شاهدخت بوتسابا میاد بیرون
‫که زیبایی معبد رو تحسین کنه.

444
00:32:44,916 --> 00:32:47,208
‫ولی بوتسابای ما

445
00:32:47,291 --> 00:32:50,291
‫قرار نیست به این زودی برای
‫رقصیدن بیاد، نه؟

446
00:32:57,708 --> 00:32:59,208
‫من نمی‌فهمم.

447
00:32:59,333 --> 00:33:01,458
‫چرا مختومه کردن یه پرونده ساده درباره

448
00:33:01,541 --> 00:33:03,666
‫آتیش‌سوزی کارخونه پسماند اینقدر
‫داره طول می‌کشه؟

449
00:33:05,208 --> 00:33:07,208
‫دردسرسازها مدام دارن مزاحم ما میشن.

450
00:33:07,958 --> 00:33:08,958
‫کی؟

451
00:33:09,041 --> 00:33:13,666
‫الان می‌خوام از قاضی
‫ریت پریاوی به عنوان

452
00:33:13,708 --> 00:33:16,166
‫نماینده همه‌مون دعوت کنم

453
00:33:16,208 --> 00:33:18,958
‫که چند کلمه برامون صحبت کنن.
‫لطفاً یه کف مرتب بزنید.

454
00:33:23,416 --> 00:33:28,041
‫قاضی کل از روز اولی که
‫قاضی شدم بهم یاد داد که...

455
00:33:28,958 --> 00:33:30,958
‫قاضی بودن

456
00:33:31,958 --> 00:33:34,583
‫یه کار اداری ساده نیست.

457
00:33:36,041 --> 00:33:39,333
‫در تمام مدت باید شرافت
‫خودت رو حفظ کنی.

458
00:33:39,416 --> 00:33:41,708
‫یه بار سنگین و سخته

459
00:33:42,958 --> 00:33:45,291
‫که می‌تونه باعث بشه

460
00:33:45,333 --> 00:33:47,208
‫با تعصب حکم بدیم.

461
00:33:48,458 --> 00:33:51,958
‫- یه دورانی بود...
‫- دارم سعی می‌کنم سریع‌تر تمومش کنم.

462
00:33:53,041 --> 00:33:56,208
‫ولی ریت از حقش برای
‫کمک قاضی بودن استفاده کرد.

463
00:33:56,958 --> 00:34:00,166
‫اگه بخوام عجله کنم،
‫شک می‌کنه.

464
00:34:02,833 --> 00:34:05,041
‫تونستم از شر مک خلاص بشم...

465
00:34:05,083 --> 00:34:07,208
‫مهم نیست چقدر پرونده بزرگیه،

466
00:34:08,333 --> 00:34:11,333
‫نباید در مواجهه با فشار،

467
00:34:11,458 --> 00:34:13,583
‫در مواجهه با ترس،

468
00:34:13,708 --> 00:34:15,583
‫یا در مواجهه با تعصبات درونیمون

469
00:34:15,666 --> 00:34:18,458
‫دچار تردید بشیم.

470
00:34:19,458 --> 00:34:21,458
‫نباید اجازه بدیم همچین چیزهایی

471
00:34:21,541 --> 00:34:23,833
‫پای ما

472
00:34:24,458 --> 00:34:27,458
‫و بنیاد حقوقی مقدسی که قسم خوردیم

473
00:34:27,541 --> 00:34:30,208
‫بهش وفادار بمونیم رو سست کنن.

474
00:34:30,333 --> 00:34:31,458
‫خیلی ممنونم.

475
00:34:37,083 --> 00:34:38,833
‫من معمولاً خیلی صبورم.

476
00:34:41,791 --> 00:34:45,041
‫پس اگه من یکی حس کنم
‫روندش خیلی کُنده،

477
00:34:46,041 --> 00:34:49,166
‫پس حتماً خیلی داره طول می‌کشه.

478
00:34:52,083 --> 00:34:53,708
‫مجبورم نکن دوباره بهت هشدار بدم.

479
00:34:55,541 --> 00:34:58,791
‫همه اندازه من صبور نیستن.

480
00:35:19,208 --> 00:35:25,958
‫[پرونده تیراندازی در مراسم کهنوت]

481
00:35:38,333 --> 00:35:41,041
‫بگو. استراتژیت چیه؟

482
00:35:45,166 --> 00:35:47,083
‫فقط سر همین پرونده به حرفت
‫گوش می‌کنم.

483
00:35:50,208 --> 00:35:51,291
‫گوش بده،

484
00:35:52,083 --> 00:35:54,833
‫برای بردن پرونده‌ای که توش
‫متهم هستیم،

485
00:35:54,958 --> 00:35:57,083
‫مهم چیزی نیست که برای قانع کردن
‫دادگاه بهشون میگیم.

486
00:35:57,208 --> 00:36:01,416
‫چون وقتی متهم باشی، بهت
‫برچسب آدم بده بودن می‌خوره.

487
00:36:02,916 --> 00:36:05,541
‫و آدم‌های بد حقیقت رو نمیگن.

488
00:36:14,000 --> 00:36:16,083
‫تنها فرصت ما برای بردن این پرونده

489
00:36:16,125 --> 00:36:18,750
‫اینه که اعتبار حرفای طرف مقابل
‫رو نابود کنیم.

490
00:36:25,375 --> 00:36:29,041
‫یه کاری کنیم که بقیه فکر کنن
‫دادستانی داره دروغ میگه.

491
00:36:49,750 --> 00:36:52,666
‫وقتی اعتبار دادستانی رو
‫ازش بگیری،

492
00:36:54,041 --> 00:36:56,875
‫مهم نیست شاهد چقدر محکم
‫و با اطمینان شهادت بده،

493
00:36:58,375 --> 00:37:02,000
‫احتمالش هست که دادگاه اهمیتی
‫به شهادتش نده.

494
00:37:33,625 --> 00:37:37,125
‫- شما با مرحوم صمیمی بودی، درسته؟
‫- بله.

495
00:37:37,166 --> 00:37:39,875
‫با همدیگه بزرگ شدیم.
‫خانواده‌هامون همدیگه رو می‌شناسن.

496
00:37:41,250 --> 00:37:44,541
‫اون روز، می‌دونستی کسی قراره
‫شلیک کنه؟

497
00:37:45,166 --> 00:37:46,625
‫از کجا باید می‌دونستم؟

498
00:37:47,375 --> 00:37:49,541
‫اگه می‌دونستم، الان دوستم مُرده بود؟

499
00:37:49,666 --> 00:37:53,041
‫و قبل از حادثه، متهم رو
‫توی مراسم دیدی؟

500
00:37:54,791 --> 00:37:56,041
‫نه.

501
00:37:56,541 --> 00:37:59,791
‫ولی اگه می‌دیدمش،
‫مثل سگ می‌زدمش تا بمیره.

502
00:38:02,541 --> 00:38:04,916
‫یعنی بهش درس عبرت می‌دادم.

503
00:38:08,916 --> 00:38:11,000
‫گفتی با مرحوم صمیمی بودی.

504
00:38:11,041 --> 00:38:12,416
‫خبر داشتی که

505
00:38:12,500 --> 00:38:15,125
‫مرحوم با افرادی جز متهم
‫مشکل داشته؟

506
00:38:15,166 --> 00:38:18,125
‫نمی‌دونم. دعوایی که در جریانش
‫بودم با همین یارو، مای بود.

507
00:38:18,166 --> 00:38:19,750
‫پس خبر نداشتی

508
00:38:19,791 --> 00:38:22,125
‫که بیش از ده گزارش پلیس
‫متفاوت علیه

509
00:38:22,166 --> 00:38:24,541
‫مرحوم بابت خشونت علیه دیگران
‫ثبت شده.

510
00:38:24,625 --> 00:38:26,916
‫- و بین اون پرونده‌ها...
‫- ببخشید، جناب قاضی.

511
00:38:27,041 --> 00:38:30,750
‫به نظر من درگیری‌های متهم با بقیه
‫هیچ ربطی به این پرونده نداره.

512
00:38:33,041 --> 00:38:34,875
‫از بحث منحرف نشو، وکیل.

513
00:38:43,125 --> 00:38:44,916
‫سند ال۷، جناب قاضی.

514
00:38:49,875 --> 00:38:55,833
‫وقتی تیراندازی رو دیدی اینجا
‫ایستاده بودی، درسته؟

515
00:38:55,916 --> 00:38:56,916
‫آره.

516
00:38:57,000 --> 00:38:58,916
‫[نقشه روز حادثه]

517
00:38:59,041 --> 00:39:00,666
‫مطمئنی؟ با دقت نگاه کن.

518
00:39:03,541 --> 00:39:04,666
‫مطمئنم.

519
00:39:04,750 --> 00:39:07,041
‫یادمه تیر برق سمت راستم بود.

520
00:39:07,541 --> 00:39:11,500
‫با گس و خون اونجا ایستاده بودم.
‫برو از خودشون بپرس.

521
00:39:13,666 --> 00:39:16,750
‫و متهم هم همینجا ایستاده بود، نه؟

522
00:39:17,416 --> 00:39:20,166
‫آره، زیر درخت ساج.

523
00:39:20,291 --> 00:39:21,416
‫داشت فرار می‌کرد.

524
00:39:21,541 --> 00:39:24,416
‫مطمئنی؟ چون زیر اون درخت
‫هوا خیلی تاریک بود.

525
00:39:24,500 --> 00:39:27,291
‫کجاش تاریک بود؟
‫کل مهمونی نورانی بود.

526
00:39:28,166 --> 00:39:31,416
‫اوه، در ضمن، وقتی اون یارو
‫مای شلیک کرد...

527
00:39:31,500 --> 00:39:34,166
‫فلش شلیک روشن بود.

528
00:39:34,291 --> 00:39:35,666
‫صورتش خیلی واضح بود.

529
00:39:39,916 --> 00:39:41,750
‫ولی قبلاً که گفته بودی

530
00:39:41,791 --> 00:39:44,375
‫بعد از شنیدن صدای گلوله برگشتی.

531
00:39:44,916 --> 00:39:46,416
‫همین که صداش اومد برگشتم.

532
00:39:46,541 --> 00:39:49,166
‫پس از کجا فلش شلیک رو دیدی؟

533
00:39:50,416 --> 00:39:54,916
‫متهم رو حین تیراندازی دیدی یا بعدش؟

534
00:39:55,916 --> 00:39:58,125
‫درست قبل از اینکه شلیک کنه برگشتم.

535
00:39:59,541 --> 00:40:02,750
‫پس مثل بقیه جا خالی ندادی

536
00:40:02,791 --> 00:40:03,916
‫یا پلک نزدی؟

537
00:40:04,000 --> 00:40:05,916
‫پس چطوری فلش رو دیدی؟

538
00:40:07,375 --> 00:40:09,791
‫من قبلاً اسلحه دیده بودم.
‫از اسلحه نمی‌ترسم.

539
00:40:09,916 --> 00:40:11,166
‫اصلاً این چه سوالیه؟

540
00:40:11,291 --> 00:40:13,041
‫اعتراض دارم، جناب قاضی.

541
00:40:13,166 --> 00:40:15,416
‫به نظرم داره به شاهد فشار میاره.

542
00:40:17,166 --> 00:40:19,375
‫به شاهد فشار نیار، وکیل.

543
00:40:20,125 --> 00:40:21,291
‫ادامه بده.

544
00:40:24,291 --> 00:40:25,416
‫چشم، جناب قاضی.

545
00:40:25,541 --> 00:40:27,791
‫میشه یه بار دیگه تایید کنی

546
00:40:27,875 --> 00:40:30,916
‫که نقطه آبی همونجاییه که تو
‫ایستاده بودی؟

547
00:40:31,416 --> 00:40:33,916
‫تایید کن که با نقطه آبی روی
‫صفحه یکیه.

548
00:40:35,500 --> 00:40:37,125
‫آره. همونجا وایساده بودم.

549
00:40:37,166 --> 00:40:40,041
‫یادته اون شب بلندگویی هم بود یا نه؟

550
00:40:43,166 --> 00:40:45,666
‫آهنگ گذاشته بودن. پس آره،
‫بلندگو هم بود. یادمه.

551
00:40:45,791 --> 00:40:47,666
‫یادته کجا بودن؟

552
00:40:48,750 --> 00:40:50,041
‫نه.

553
00:40:52,416 --> 00:40:55,291
‫جناب قاضی، اجازه می‌خوام که به
‫شاهد یه ویدئو نشون بدم،

554
00:40:55,416 --> 00:40:56,791
‫که به شهادتش کمک می‌کنه.

555
00:41:14,916 --> 00:41:17,375
‫گفتی همینجا ایستاده بودی، درسته؟

556
00:41:17,416 --> 00:41:20,625
‫و گفتی متهم از اونجا شلیک کرده.

557
00:41:23,916 --> 00:41:25,333
‫[رژه]

558
00:41:25,416 --> 00:41:28,625
‫می‌بینی که بلندگوهای بزرگ
‫جلوی دیدت رو گرفتن؟

559
00:41:29,875 --> 00:41:31,375
‫اینش رو یادت نیست؟

560
00:41:33,000 --> 00:41:34,666
‫همونجا بودن دیگه.

561
00:41:36,125 --> 00:41:38,666
‫ولی مطمئنم قیافه مای رو دیدم.

562
00:41:38,750 --> 00:41:40,000
‫مشخص بود.

563
00:41:44,791 --> 00:41:46,416
‫این آخرین سوالمه.

564
00:41:47,541 --> 00:41:50,666
‫اون شب الکل نوشیده بودی؟

565
00:41:53,041 --> 00:41:54,041
‫نه.

566
00:41:54,666 --> 00:41:56,166
‫ننوشیدم.

567
00:42:00,666 --> 00:42:02,291
‫ادعا می‌کنه چیزی ننوشیده بوده.

568
00:42:03,291 --> 00:42:04,666
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

569
00:42:08,041 --> 00:42:11,166
‫دادستان، سوال دیگه‌ای نداری؟

570
00:42:11,291 --> 00:42:12,500
‫نه، جناب قاضی.

571
00:42:22,041 --> 00:42:23,500
‫شاهد، می‌تونی برگردی سر جات.

572
00:42:27,291 --> 00:42:29,375
‫می‌خوام شاهد بعدیم رو صدا کنم.

573
00:42:29,416 --> 00:42:32,041
‫آقای مانا سنگسوم، ملقب به آبهینانتو.

574
00:42:32,125 --> 00:42:33,791
‫راهب بزرگ معبد پا بان کرو.

575
00:43:09,500 --> 00:43:11,291
‫بدین وسیله در برابر بودای زمردی
‫قسم می‌خورم...

576
00:43:11,416 --> 00:43:13,666
‫ببخشید، یه لحظه.

577
00:43:13,791 --> 00:43:15,916
‫نیاز نیست یه راهب هم قسم بخوره.

578
00:43:17,166 --> 00:43:19,166
‫دادستان، ادامه بدید.

579
00:43:25,791 --> 00:43:28,791
‫شب حادثه کجا بودید؟

580
00:43:28,916 --> 00:43:31,291
‫و چی دیدید؟ میشه بگید؟

581
00:43:31,416 --> 00:43:34,250
‫اون موقع...

582
00:43:34,791 --> 00:43:36,916
‫بیرون معبد مراسم کهنوت برگزار
‫کرده بودن.

583
00:43:37,041 --> 00:43:38,666
‫من تو تالار نیایش بودم.

584
00:43:41,916 --> 00:43:45,291
‫صدای تیراندازی و فریاد
‫مردم رو شنیدم.

585
00:43:49,291 --> 00:43:51,291
‫مای رو دیدم.

586
00:43:51,375 --> 00:43:55,041
‫دوید سمت موتوری که کنار
‫تالار نیایش پارک شده بود.

587
00:43:57,416 --> 00:43:59,250
‫چقدر واضح صورتش رو دیدید؟

588
00:44:02,916 --> 00:44:03,916
‫کاملاً واضح.

589
00:44:04,041 --> 00:44:08,125
‫حتی قبل از اینکه گاز بده و بره
‫چشم تو چشم شدیم.

590
00:44:09,416 --> 00:44:12,541
‫من دارم حقیقت رو میگم.

591
00:44:14,041 --> 00:44:17,541
‫دروغگویی یه گناهه.

592
00:44:17,666 --> 00:44:19,041
‫کافیه، پدر.

593
00:44:19,875 --> 00:44:20,916
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

594
00:44:23,541 --> 00:44:25,875
‫وکیل می‌تونه سوال و جواب کنه.

595
00:44:36,375 --> 00:44:38,541
‫شما مرحوم رو می‌شناختید، درسته؟

596
00:44:38,625 --> 00:44:41,291
‫بله. پسر خوبی بود.

597
00:44:41,416 --> 00:44:44,166
‫گاهی اوقات یه مقدار یاغی میشد.

598
00:44:44,291 --> 00:44:47,666
‫اما بچه که بود، به عنوان یه راهب تازه‌کار
‫زیر دست خودم بزرگ شد.

599
00:44:48,500 --> 00:44:50,791
‫پسری که اونجا نشسته رو می‌شناسید؟

600
00:44:53,250 --> 00:44:55,000
‫بله، همه‌شون رو می‌شناسم.

601
00:44:55,541 --> 00:44:58,916
‫از وقتی بچه بودن تو معبد
‫بازی می‌کردن.

602
00:44:59,000 --> 00:45:00,625
‫حتی بعضی‌هاشون به عنوان راهب
‫آموزش دیدن.

603
00:45:00,666 --> 00:45:02,666
‫پس همه‌شون رو می‌شناسم.

604
00:45:03,375 --> 00:45:06,666
‫مخصوصاً جنگ، نونگ و مای.

605
00:45:06,750 --> 00:45:08,291
‫اونا سردسته اکیپ‌هاشون بودن.

606
00:45:08,375 --> 00:45:12,750
‫واسه همین حالا که به عنوان
‫شاهد اومدم...

607
00:45:12,791 --> 00:45:15,916
‫بدون تعصب نظرم رو میگم.

608
00:45:20,166 --> 00:45:21,916
‫برگزاری یه مراسم کهنوت تو شب،

609
00:45:22,000 --> 00:45:24,166
‫با الکل، نورپردازی و موزیک
‫درست مثل رستوران.

610
00:45:24,291 --> 00:45:26,500
‫در آیین بودا عادیه؟

611
00:45:26,541 --> 00:45:28,500
‫شاید برای شما عجیب باشه.

612
00:45:28,541 --> 00:45:32,041
‫ولی حقیقت اینه که،
‫یه سری‌ها طی روز وقت ندارن.

613
00:45:32,166 --> 00:45:34,375
‫واسه همین به اقوام و دوستانشون میگن

614
00:45:34,416 --> 00:45:36,625
‫که شب‌ها بهشون ملحق بشن.

615
00:45:36,666 --> 00:45:37,791
‫ولی داخل تالار نیایش،

616
00:45:37,916 --> 00:45:42,875
‫همه چیز بر اساس تشریفات
‫مذهبی برگزار شد.

617
00:45:45,541 --> 00:45:48,125
‫پس همه می‌تونن شبونه مراسم
‫کهنوت برگزار کنن؟

618
00:45:48,166 --> 00:45:50,791
‫فکر می‌کردم مراسم شبانه برای
‫کسیه که با شما صمیمیه،

619
00:45:50,875 --> 00:45:52,875
‫یا خیلی به معبد پول اهدا می‌کنه.

620
00:45:52,916 --> 00:45:55,875
‫لازم نیست اینطور باشه.
‫افراد بدون پول هم می‌تونن منصوب بشن.

621
00:45:55,916 --> 00:45:57,625
‫نگران پولش نباشید.

622
00:45:57,666 --> 00:45:59,666
‫چون آیین بودا همه رو می‌پذیره.

623
00:45:59,791 --> 00:46:02,416
‫اگه یه آدم فقیر بخواد منصوب بشه
‫و درس بخونه،

624
00:46:02,500 --> 00:46:04,416
‫معبد براش مراسم برگزار می‌کنه.

625
00:46:20,791 --> 00:46:24,375
‫خب، وکیل؟
‫سوال دیگه‌ای داری؟

626
00:46:27,541 --> 00:46:29,166
‫نه، جناب قاضی.

627
00:46:40,416 --> 00:46:42,791
‫پس بیاید شاهد متهم رو صدا کنیم.

628
00:46:42,875 --> 00:46:44,041
‫که وقتمون تلف نشه.

629
00:46:44,166 --> 00:46:45,541
‫چشم، جناب قاضی.

630
00:46:45,625 --> 00:46:48,375
‫هرچند، هیئت دفاع می‌خواد یه لیست
‫جدید از شاهدین رو ثبت کنه.

631
00:46:56,166 --> 00:46:57,666
‫اعتراض دارم، جناب قاضی.

632
00:46:57,791 --> 00:47:01,125
‫تیم دفاعی الان نمی‌تونه شاهدی
‫رو به لیست اضافه کنه.

633
00:47:01,166 --> 00:47:02,791
‫این کار نقض رویه دادگاهه.

634
00:47:03,916 --> 00:47:06,125
‫ولی اطلاعات جدیدی دارم، جناب قاضی.

635
00:47:06,166 --> 00:47:08,916
‫این سه شاهد تایید می‌کنن

636
00:47:09,000 --> 00:47:13,000
‫که امکان نداره متهم مرحوم رو
‫کشته باشه.

637
00:47:16,541 --> 00:47:19,291
‫درخواست دارم اجازه بدید هر سه
‫شاهد رو به جایگاه بیارم.

638
00:47:36,791 --> 00:47:39,375
‫آقای سومچای، شهردار.

639
00:47:40,166 --> 00:47:42,666
‫آقای سیریکورن، رئیس جنگل‌داری.

640
00:47:42,750 --> 00:47:45,875
‫و آقای تاوانچای، مدیر مدرسه.

641
00:47:51,791 --> 00:47:54,791
‫هر سه نفرشون تموم شب کنار
‫متهم بودن.

642
00:47:54,875 --> 00:47:59,625
‫و اون شب، متهم پاش رو هم
‫توی معبد نذاشته بوده.

643
00:48:07,375 --> 00:48:09,625
‫دروغه.

644
00:48:09,666 --> 00:48:10,916
‫آمین.