1
00:00:06,250 --> 00:00:10,375
‫[این سریال ساختگی است
‫تمام تشابهات اتفاقی هستند.]

2
00:00:18,916 --> 00:00:22,291
‫در مقابل بودای زمردی...

3
00:00:22,375 --> 00:00:24,750
‫روح نگهبان ستون شهر، روح نگهبان سیام...

4
00:00:24,791 --> 00:00:27,500
‫و تمام مقدسات قسم می‌خورم...

5
00:00:27,541 --> 00:00:30,500
‫که در این دادگاه شهادت میدم
‫و چیزی جز حقیقت نمیگم.

6
00:00:30,541 --> 00:00:34,041
‫اگه دروغ بگم،

7
00:00:34,125 --> 00:00:37,416
‫امیدوارم به تمام خطرات و حوادث

8
00:00:37,541 --> 00:00:40,125
‫دچار بشم.

9
00:00:44,791 --> 00:00:46,541
‫میشه بگید

10
00:00:46,625 --> 00:00:49,041
‫شب حادثه داشتید چیکار می‌کردید؟

11
00:00:49,666 --> 00:00:50,750
‫هوم...

12
00:00:51,500 --> 00:00:53,541
‫یادمه جمعه بود.

13
00:00:53,666 --> 00:00:55,500
‫طرفای شش عصر.

14
00:00:56,291 --> 00:00:58,416
‫خونه‌ی آقای سورن بودم.

15
00:00:59,625 --> 00:01:03,916
‫زیر خونه پایه‌دار آقای سورن
‫نشسته بودیم.

16
00:01:06,125 --> 00:01:10,041
‫دیدم آقای مای با موتورش برگشت.

17
00:01:10,125 --> 00:01:11,541
‫یه لحظه.

18
00:01:14,541 --> 00:01:16,416
‫- هوم؟
‫- اونجا تنها بودید؟

19
00:01:18,750 --> 00:01:21,875
‫نه، نبودم. هر سه نفرمون اونجا بودیم.

20
00:01:21,916 --> 00:01:26,625
‫آقای سیریکورن و آقای تاوانچای،
‫مدیر مدرسه هم اونجا بودن.

21
00:01:26,666 --> 00:01:29,916
‫هی! یالا، بیا اینجا!

22
00:01:30,000 --> 00:01:32,041
‫مای! واو!

23
00:01:32,125 --> 00:01:36,250
‫مشتاق دیدار. حالا که بزرگ شدی درست
‫مثل من خوشتیپ شدی.

24
00:01:36,291 --> 00:01:38,250
‫هی، اون موقعیت جنگلبانی بودا...

25
00:01:38,291 --> 00:01:40,625
‫- خودم سفارشت رو می‌کنم.
‫- ممنونم، قربان.

26
00:01:40,625 --> 00:01:42,916
‫تا آخر شب اونجا نشسته بودیم.

27
00:01:43,000 --> 00:01:44,541
‫یه دورهمی عادی بود.

28
00:01:46,416 --> 00:01:47,666
‫غذای بیشتر!

29
00:01:48,166 --> 00:01:49,250
‫اول شهردار بنوشه!

30
00:01:53,000 --> 00:01:54,000
‫هی.

31
00:01:55,125 --> 00:01:56,500
‫چی؟!

32
00:01:58,458 --> 00:02:00,500
‫وقتی رسیدم خونه،

33
00:02:00,625 --> 00:02:03,875
‫ساعت دیگه...

34
00:02:05,500 --> 00:02:06,583
‫هوم؟

35
00:02:08,583 --> 00:02:10,750
‫اه...

36
00:02:10,875 --> 00:02:12,375
‫اوه، نه، برنگشتیم خونه.

37
00:02:12,500 --> 00:02:14,250
‫هنوز کارائوکه اجرا نکردیم که.

38
00:02:14,375 --> 00:02:17,125
‫♪ قسم بخورم هم باور نمی‌کنی ♪

39
00:02:17,208 --> 00:02:20,250
‫♪ پشت اون صورت قلبت مثل
‫قلب یه ببره ♪

40
00:02:20,333 --> 00:02:23,208
‫♪ من به هشدار بقیه گوش ندادم ♪

41
00:02:23,250 --> 00:02:25,375
‫♪ و قلبم رو به تو دادم... ♪

42
00:02:25,500 --> 00:02:27,458
‫می‌خواستم یه آهنگ دیگه هم بخونم.

43
00:02:27,500 --> 00:02:29,208
‫ولی وقتی میکروفون اومد دستم،
‫کنترلم رو از دست دادم.

44
00:02:29,250 --> 00:02:32,958
‫به خودم اومدم دیدم از نصفه شب گذشته.
‫خانمم بهم زنگ زد.

45
00:02:33,000 --> 00:02:35,083
‫آره، دارم میام خونه.

46
00:02:35,583 --> 00:02:36,833
‫حالت بده؟

47
00:02:37,333 --> 00:02:40,625
‫کی؟ من که نه.
‫داریم آب می‌نوشیم.

48
00:02:40,708 --> 00:02:42,958
‫♪ باور نکن، باور نکن ♪

49
00:02:44,875 --> 00:02:48,625
‫ما دیگه میریم. خداحافظ!

50
00:02:52,000 --> 00:02:54,125
‫من ننوشیدم! نمیرم!

51
00:02:54,250 --> 00:02:57,583
‫ولی می‌تونیم تایید کنیم که
‫آقای مای تموم شب کنار ما بود.

52
00:02:57,625 --> 00:02:59,750
‫امکان نداره به کسی شلیک کرده باشه.

53
00:03:00,375 --> 00:03:01,375
‫دروغگو!

54
00:03:01,458 --> 00:03:04,125
‫خودم دیدم مای عوضی بهش شلیک کرد!
‫همه‌تون دست به یکی کردید، لعنتی‌ها!

55
00:03:05,833 --> 00:03:07,875
‫همه‌تون آشغالید!

56
00:03:08,375 --> 00:03:11,208
‫واسه چی داره لبخند می‌زنه؟!

57
00:03:11,708 --> 00:03:13,000
‫بسه!

58
00:03:13,833 --> 00:03:15,583
‫بسه! کافیه!

59
00:03:15,625 --> 00:03:17,333
‫از دادگاه می‌خوام درباره حکم
‫تجدید نظر کنه.

60
00:03:17,375 --> 00:03:20,000
‫از طرفی، یکی از مسئولین محترم
‫دولت اینجاست.

61
00:03:20,125 --> 00:03:22,250
‫و از طرف دیگه، یه راهب که اجازه میده
‫مردم الکل بنوشن

62
00:03:22,333 --> 00:03:24,250
‫و معبد رو تبدیل به محل مهمونی کنن.

63
00:03:24,333 --> 00:03:26,375
‫حرف کی معتبرتره؟

64
00:03:29,625 --> 00:03:32,250
‫♪ قسم بخورم هم باور نمی‌کنی ♪

65
00:03:32,375 --> 00:03:35,583
‫♪ پشت اون صورت قلبت مثل
‫قلب یه ببره ♪

66
00:03:35,625 --> 00:03:38,125
‫♪ من به هشدار بقیه گوش ندادم ♪

67
00:03:38,250 --> 00:03:41,375
‫♪ و قلبم رو به تو دادم ♪

68
00:03:41,500 --> 00:03:44,000
‫♪ قسم بخورم هم باور نمی‌کنی ♪

69
00:03:44,083 --> 00:03:47,083
‫♪ اون صورت معصوم قابل اعتماد نیست ♪

70
00:03:47,125 --> 00:03:50,208
‫♪ قلب خیلی‌ها رو شکستی ♪

71
00:03:50,250 --> 00:03:52,750
‫♪ تا الان چندتا قربانی داشتی؟ ♪

72
00:03:52,833 --> 00:03:54,250
‫♪ تا حالا تعدادشون رو شمردی؟ ♪

73
00:04:07,375 --> 00:04:10,583
‫می‌دونم که قوانین فعلی شیلات

74
00:04:10,625 --> 00:04:12,958
‫مشکلات عمده‌ای رو برای بخش
‫تجاری ایجاد کردن.

75
00:04:13,000 --> 00:04:16,333
‫کارفرماها می‌ترسن یکی رو استخدام کنن
‫و قوانین رو نقض کنن.

76
00:04:16,375 --> 00:04:18,083
‫[دبیرکل، بنیاد متحدان کارگری]

77
00:04:18,125 --> 00:04:20,625
‫اما این قانون جدید که ادعا می‌کنید
‫می‌تونه کمبود نیروی کار رو جبران کنه،

78
00:04:20,750 --> 00:04:23,583
‫با مجازات و اقدامات بازدارنده مدارا می‌کنه.

79
00:04:24,375 --> 00:04:26,500
‫اگه یه مقدار بدبین بودم،

80
00:04:26,625 --> 00:04:30,250
‫فکر می‌کردم دارید موانع سر راه
‫قاچاق انسان رو برمی‌دارید.

81
00:04:31,333 --> 00:04:33,500
‫لطفاً حواستون به حرفاتون باشه.

82
00:04:33,583 --> 00:04:35,500
‫نیاز به اتهامات غلط نیست.

83
00:04:36,375 --> 00:04:37,458
‫بیاید با آرامش صحبت کنیم.

84
00:04:37,500 --> 00:04:39,625
‫من خیلی وقته دارم این پیشنهاد
‫رو میدم.

85
00:04:40,208 --> 00:04:43,208
‫اگه قراره باز طرح من رو رد کنید،

86
00:04:43,250 --> 00:04:44,375
‫بذارید شفاف حرفم رو بزنم.

87
00:04:44,458 --> 00:04:48,458
‫هر کسی که دستی توی این لایحه داره

88
00:04:48,500 --> 00:04:50,875
‫حامی و طرفدار قاچاق انسانه.

89
00:04:54,708 --> 00:04:57,000
‫به نظرم باید آرامش خودمون رو
‫حفظ کنیم.

90
00:04:57,125 --> 00:05:00,500
‫صنعت ماهی‌گیری با بحران بزرگی
‫روبرو شده.

91
00:05:00,625 --> 00:05:03,583
‫به نظرم بهتره فعلاً لایحه رو
‫تصویب کنیم.

92
00:05:03,625 --> 00:05:07,625
‫اگه کسی نگران رفاه کارگریه،

93
00:05:07,750 --> 00:05:09,375
‫می‌تونیم در قوانین فرعی بهش اشاره کنیم

94
00:05:09,500 --> 00:05:11,833
‫و بعداً در نظر بگیریمش. چطوره؟

95
00:05:11,875 --> 00:05:14,875
‫قانون فرعی که من قبلاً پیشنهاد دادم
‫و شما رد کردید؟

96
00:05:16,083 --> 00:05:19,750
‫دکتر آچارا، شما یکی از افرادی بودید
‫که علیه طرح من رای دادید.

97
00:05:23,958 --> 00:05:26,500
‫و الان باز دارید بحثش رو وسط می‌کشید.

98
00:05:26,583 --> 00:05:29,958
‫از کجا مطمئن بشم سر حرفتون می‌مونید؟

99
00:05:32,458 --> 00:05:33,458
‫ببخشید.

100
00:05:36,750 --> 00:05:40,458
‫من آنگسومالین تومنارت هستم،
‫مشاور حزب روآم‌تای.

101
00:05:41,375 --> 00:05:43,958
‫می‌خوام دو دقیقه از وقتتون رو بگیرم.

102
00:05:45,208 --> 00:05:46,625
‫می‌خوام به خانم پاواری اطلاع بدم

103
00:05:46,708 --> 00:05:49,250
‫که حزب ما یه لایحه فرعی دیگه نوشته،

104
00:05:49,375 --> 00:05:51,750
‫مخصوصاً برای محافظت از کارگران
‫ساحلی و دریایی.

105
00:05:51,875 --> 00:05:54,125
‫و می‌خوایم به پارلمان معرفیش کنیم.

106
00:05:54,875 --> 00:05:57,750
‫من در جریان طرحی که شما معرفی
‫کرده بودید نبودم.

107
00:05:58,708 --> 00:06:00,708
‫ولی امیدوارم بعداً بتونیم درباره‌ش
‫صحبت کنیم.

108
00:06:01,500 --> 00:06:05,000
‫شاید بتونید درباره چیزهایی که از زیر دستمون
‫در رفتن به ما مشورت بدید.

109
00:06:05,083 --> 00:06:07,375
‫من چند ساله وکیل حقوق بشر هستم.

110
00:06:07,458 --> 00:06:10,625
‫نگران نباشید، اهمیت این مسئله
‫رو درک می‌کنم.

111
00:06:19,625 --> 00:06:21,083
‫خانم پاواری؟

112
00:06:22,708 --> 00:06:24,000
‫من آنگسومالین هستم.

113
00:06:24,083 --> 00:06:26,500
‫مشاور حزب روآم‌تای.

114
00:06:29,000 --> 00:06:31,083
‫می‌تونی پنگ صدام کنی. چی شده؟

115
00:06:31,125 --> 00:06:32,625
‫خواهش می‌کنم نگران نباشید.

116
00:06:32,708 --> 00:06:35,750
‫من پیشنهاد دادم که حزب اصلاحیه‌ی
‫مربوط به شیلات رو ثبت کنه.

117
00:06:35,875 --> 00:06:37,250
‫نمی‌دونم چقدر قراره موفق بشه.

118
00:06:37,333 --> 00:06:39,750
‫ولی قول میدم نهایت تلاشم
‫رو بکنم.

119
00:06:40,500 --> 00:06:42,083
‫قراره با موانع زیادی روبرو بشی.

120
00:06:42,125 --> 00:06:43,625
‫من نمی‌خوام الکی امیدوار بشم.

121
00:06:44,250 --> 00:06:47,750
‫ولی خوشحالم یکی رو می‌بینم که
‫واقعاً داره سعی می‌کنه کمک کنه.

122
00:06:49,333 --> 00:06:52,500
‫تو این دوره و زمونه، کارگرهای مهاجر
‫تو بد دردسری افتادن.

123
00:06:52,625 --> 00:06:54,375
‫بدتر از همه هم صنعت ماهی‌گیریه.

124
00:06:54,500 --> 00:06:59,750
‫آسیب می‌بینن، کشته میشن، ناقص میشن.
‫و خیلی‌هاشون حتی گم شدن.

125
00:06:59,875 --> 00:07:01,625
‫هر روز با همچین پرونده‌هایی مواجه میشم.

126
00:07:01,750 --> 00:07:03,875
‫از کجا این پرونده‌ها رو پیدا می‌کنید؟

127
00:07:03,958 --> 00:07:06,833
‫آشناهامون برامون می‌فرستن.

128
00:07:06,875 --> 00:07:10,000
‫ولی کارگرها با خود مرکز هم به
‫صورت مستقیم تماس می‌گیرن.

129
00:07:10,083 --> 00:07:11,125
‫اونم زیاد.

130
00:07:13,000 --> 00:07:14,500
‫میشه یه خواهشی بکنم؟

131
00:07:18,250 --> 00:07:21,125
‫به کمکتون نیاز دارم که یه زن
‫اهل میانمار رو پیدا کنم.

132
00:07:37,375 --> 00:07:39,708
‫بذار ببینم.

133
00:07:43,750 --> 00:07:45,083
‫اه!

134
00:07:45,125 --> 00:07:47,708
‫بذار ببینم. واو.

135
00:07:52,833 --> 00:07:54,375
‫خیلی خب. ببینم.

136
00:07:54,458 --> 00:07:55,375
‫هوم؟

137
00:07:57,500 --> 00:07:59,333
‫آقای سوات، سلام.

138
00:07:59,833 --> 00:08:00,708
‫سلام.

139
00:08:00,750 --> 00:08:03,833
‫چای سلطنتی پوئر، هدیه‌ی آقای ژو.

140
00:08:03,875 --> 00:08:05,000
‫ممنون.

141
00:08:05,083 --> 00:08:06,250
‫واو.

142
00:08:06,375 --> 00:08:08,000
‫سلام، اندی. بشین.

143
00:08:08,083 --> 00:08:09,750
‫حتماً روز شانسمه.

144
00:08:09,875 --> 00:08:12,125
‫اومدنش نشونه‌ی خوبیه.

145
00:08:13,458 --> 00:08:14,875
‫برام هدیه هم آورده.

146
00:08:14,958 --> 00:08:17,583
‫از هندوراسه. از کلکسیون شخصی خودم.

147
00:08:17,625 --> 00:08:19,625
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.

148
00:08:24,250 --> 00:08:25,583
‫رئیس سلام رسوند.

149
00:08:26,125 --> 00:08:27,708
‫لطفاً خودتون رو خسته نکنید.

150
00:08:29,750 --> 00:08:34,625
‫منم دارم مثل بقیه پلیس‌های پیر
‫وظیفه‌م رو انجام میدم.

151
00:08:36,625 --> 00:08:41,000
‫یه پلیس پیر که می‌تونه رئیسم رو راضی کنه
‫یه ناوگان ماهی‌گیری بخره،

152
00:08:41,875 --> 00:08:44,625
‫با اینکه خوب می‌دونه قوانین
‫چقدر سفت و سخت هستن.

153
00:08:45,625 --> 00:08:48,000
‫حتماً خیلی از خودتون مطمئنید.

154
00:08:49,208 --> 00:08:50,208
‫اوهوم...

155
00:08:51,875 --> 00:08:53,625
‫به رئیست بگو،

156
00:08:53,708 --> 00:08:55,750
‫ارزشش رو خواهد داشت.

157
00:08:56,750 --> 00:08:59,125
‫همین که آقای سوات

158
00:08:59,250 --> 00:09:03,208
‫و حزب روآم‌تای تو همین دوره
‫قانون جدید رو تصویب کنن.

159
00:09:08,375 --> 00:09:09,708
‫هوم.

160
00:09:13,250 --> 00:09:15,083
‫- اه.
‫- نوبت شماست، قربان.

161
00:09:15,750 --> 00:09:17,500
‫- شرط رو قبول می‌کنم.
‫- هوم.

162
00:09:17,625 --> 00:09:18,750
‫من نه.

163
00:09:25,833 --> 00:09:27,500
‫رفیق، حرکت تو چیه؟

164
00:09:28,000 --> 00:09:29,333
‫هر چی دارم رو می‌ذارم وسط.

165
00:09:37,875 --> 00:09:40,125
‫چه جرئتی داره.

166
00:09:43,500 --> 00:09:45,375
‫من اهل جا زدن نیستم.

167
00:09:46,833 --> 00:09:48,500
‫شانس یارمه.

168
00:09:49,583 --> 00:09:51,125
‫آقای اندی دوتا کارت شبیه به هم داره.

169
00:09:53,708 --> 00:09:55,708
‫با همچین دستی همه چیز رو
‫آوردی وسط؟

170
00:09:56,375 --> 00:09:57,500
‫واو.

171
00:09:57,583 --> 00:10:00,000
‫با این دست داغونت خیلی داری
‫پررو بازی درمیاری.

172
00:10:00,083 --> 00:10:02,000
‫آقای سوات با فول هاوس بردن.

173
00:10:02,125 --> 00:10:05,375
‫با اجازه‌تون اینا رو بردارم.
‫وای، چقدر پول.

174
00:10:05,500 --> 00:10:08,375
‫عالی بود، آقای سوات.

175
00:10:08,458 --> 00:10:09,958
‫ممنون، رفیق.

176
00:10:10,458 --> 00:10:12,125
‫رئیس می‌خواد قضیه

177
00:10:12,250 --> 00:10:14,500
‫کارخانه‌ی بازیافت رو هم بدونه.

178
00:10:16,750 --> 00:10:20,208
‫داره تموم میشه. نگران نباش.

179
00:10:21,875 --> 00:10:23,750
‫می‌سپرمش دست خودت، آنان.

180
00:10:24,250 --> 00:10:26,000
‫رئیس خیلی بهت امیدواره.

181
00:10:34,083 --> 00:10:36,833
‫[دادگاه کیفری]

182
00:10:36,875 --> 00:10:41,000
‫[پرونده تیراندازی در مراسم کهنوت]

183
00:10:56,000 --> 00:10:57,875
‫اگه این دفعه برگردم زندان،

184
00:10:58,000 --> 00:10:59,708
‫حالا حالاها آزاد نمیشم.

185
00:10:59,750 --> 00:11:01,708
‫زیاد نگران نباش، بابا.

186
00:11:02,583 --> 00:11:04,458
‫به دوستای تاوان گفتم

187
00:11:04,500 --> 00:11:06,708
‫هر از چند گاهی بیان باهات بنوشن.

188
00:11:32,500 --> 00:11:36,375
‫خواهان و متهم پرونده او.۵۵/۲۵۶۸.

189
00:11:36,500 --> 00:11:38,125
‫همه حضور دارن؟

190
00:11:38,250 --> 00:11:39,625
‫بله، جناب قاضی.

191
00:11:47,125 --> 00:11:50,625
‫در ارتباط با پرونده کیفری ۵۵/۲۵۶۸،

192
00:11:50,708 --> 00:11:54,500
‫دولت که نماینده‌ش دفتر دادستانی عمومیه،

193
00:11:54,583 --> 00:11:57,250
‫علیه متهم، آقای ساتابان سنگرنگنوپ قرار داره.

194
00:11:57,375 --> 00:11:59,833
‫خواهان شکایت کرده و گفته

195
00:11:59,875 --> 00:12:02,000
‫که متهم، آقای ساتابان سنگرنگنوپ...

196
00:12:02,125 --> 00:12:05,125
‫جرم قتل از پیش برنامه‌ریزی شده
‫رو مرتکب شده.

197
00:12:05,208 --> 00:12:09,250
‫متهم با استفاده از اسلحه شلیک کرده
‫و قربانی یعنی آقای کانگکیات رو کشته.

198
00:12:09,333 --> 00:12:12,750
‫جرم در ده ژوئن در مراسم کهنوت
‫اتفاق افتاده.

199
00:12:14,250 --> 00:12:15,750
‫دادگاه تمام اتهامات رو رد می‌کنه.

200
00:12:15,833 --> 00:12:18,333
‫متهم بی‌گناهه.

201
00:12:18,375 --> 00:12:20,250
‫متهم آزاد میشه.

202
00:12:20,333 --> 00:12:22,500
‫ختم جلسه.

203
00:12:32,125 --> 00:12:34,583
‫یه وکیل بعد از بردن پرونده‌ش
‫این شکلی میشه؟

204
00:12:35,125 --> 00:12:38,500
‫درسته، ما بردیم. ولی من کمک کردم
‫که یه قاتل آزاد بشه.

205
00:12:41,375 --> 00:12:43,875
‫فکر نکنم پدرش همچین دیدگاهی
‫داشته باشه.

206
00:13:14,750 --> 00:13:19,875
‫[خانم ویمون پریاوی]

207
00:13:23,875 --> 00:13:25,875
‫هر سال بدون استثناء میای.

208
00:13:35,750 --> 00:13:37,458
‫واقعاً شونزده سال گذشته؟

209
00:13:38,125 --> 00:13:39,250
‫زمان با سرعت می‌گذره، نه؟

210
00:13:41,250 --> 00:13:42,875
‫اینجا چیکار می‌کنید، ژنرال آنان؟

211
00:13:44,625 --> 00:13:47,208
‫این معبد به نقاشی‌های دیواریش معروفه،

212
00:13:47,250 --> 00:13:49,333
‫اومدم یه نگاه بندازم.

213
00:13:50,333 --> 00:13:53,375
‫می‌خواستم بدونم وقت دارید
‫یا نه، قاضی ریت.

214
00:13:59,250 --> 00:14:03,375
‫میگن اهریمن‌هایی که برای شکنجه‌ی
‫بودا میومدن

215
00:14:03,875 --> 00:14:07,083
‫آرزوهای درونی بودن که اسیرش
‫می‌کردن

216
00:14:07,583 --> 00:14:09,333
‫و نمی‌ذاشتن به روشنگری برسه.

217
00:14:12,125 --> 00:14:14,833
‫و ببین چندتا بودن.

218
00:14:14,875 --> 00:14:17,750
‫با این حال همه رو تحمل کرد و
‫به روشنگری رسید.

219
00:14:20,250 --> 00:14:21,958
‫مثل قاضی بودنه، نه؟

220
00:14:24,375 --> 00:14:27,500
‫آدم همیشه باید بی‌طرف باقی بمونه.

221
00:14:28,375 --> 00:14:29,833
‫با اهریمن‌های درونیش بجنگه.

222
00:14:31,000 --> 00:14:32,833
‫من دارم وظیفه‌م رو انجام میدم.

223
00:14:36,583 --> 00:14:38,750
‫اونقدرا که فکر می‌کنید کار مهمی نیست.

224
00:14:41,875 --> 00:14:45,625
‫ولی خب از خودم می‌پرسم
‫ارزشش رو داشت که

225
00:14:46,583 --> 00:14:52,000
‫بودا حتی زن و بچه‌ی خودش رو
‫قربانی کنه،

226
00:14:52,958 --> 00:14:54,875
‫تا روشن‌ضمیر بشه.

227
00:14:59,500 --> 00:15:01,125
‫درست همونطور که

228
00:15:02,375 --> 00:15:04,250
‫تو زنت رو قربانی کردی تا

229
00:15:04,958 --> 00:15:07,125
‫پای اعتقاداتت وایسی.

230
00:15:08,000 --> 00:15:09,625
‫حرف دهنت رو بفهم.

231
00:15:09,750 --> 00:15:10,833
‫کامسوکن.

232
00:15:16,625 --> 00:15:18,375
‫این فامیلی برات آشنا نیست؟

233
00:15:21,125 --> 00:15:25,083
‫فامیلی پدری جیتریه،
‫وکیل پسرت.

234
00:15:28,375 --> 00:15:32,333
‫و واقعاً فکر می‌کنی جیتری
‫قصد داره به پسرت کمک کنه؟

235
00:15:36,375 --> 00:15:38,125
‫ولی من می‌تونم به پسرت کمک کنم.

236
00:15:39,083 --> 00:15:40,625
‫چرا می‌خوای کمکش کنی؟

237
00:15:42,375 --> 00:15:44,583
‫ما جفتمون به اندازه کافی اذیت شدیم.

238
00:15:46,000 --> 00:15:47,250
‫ولی البته،

239
00:15:48,083 --> 00:15:50,500
‫من به کار مفت و مجانی
‫باور ندارم.

240
00:15:57,000 --> 00:15:59,375
‫پرونده آتیش‌سوزی تو کارخونه بازیافت، درسته؟

241
00:16:01,083 --> 00:16:03,625
‫صاحب کارخونه خودش اعتراف کرده.

242
00:16:04,875 --> 00:16:06,500
‫بذار پرونده مختومه بشه.

243
00:16:08,875 --> 00:16:11,833
‫نه تنها بعدش پسرت رو پس می‌گیری...

244
00:16:14,375 --> 00:16:15,750
‫بهت قول میدم

245
00:16:15,875 --> 00:16:19,333
‫که بتونی همونطور که لایقشی،
‫قاضی کل هم بشی.

246
00:16:21,875 --> 00:16:23,000
‫اگه قبول نکنم چی؟

247
00:16:24,250 --> 00:16:25,750
‫هول هولکی جواب نده.

248
00:16:26,583 --> 00:16:29,375
‫تصمیم مهمیه.
‫با دقت فکر کن.

249
00:16:30,625 --> 00:16:32,958
‫ولی یه چیزی می‌خوام بهت بگم.

250
00:16:33,958 --> 00:16:36,250
‫فصل آخر زندگی آدم‌های لجباز

251
00:16:36,333 --> 00:16:40,250
‫گاهی اوقات دست خالی می‌ذارتشون.

252
00:16:45,958 --> 00:16:47,250
‫و می‌دونی بدترین بخش

253
00:16:48,375 --> 00:16:50,125
‫از دست دادن پسرم

254
00:16:50,208 --> 00:16:52,750
‫تکین چی بود؟

255
00:16:54,875 --> 00:16:57,750
‫این که هر روز از خودم می‌پرسم

256
00:16:58,708 --> 00:17:00,458
‫کجای راه رو اشتباه رفتم.

257
00:17:01,625 --> 00:17:04,375
‫یا اینکه نتونستم از پسرم محافظت کنم یا نه.

258
00:17:07,750 --> 00:17:10,375
‫فکر می‌کنی درکت نمی‌کنم؟

259
00:17:11,500 --> 00:17:13,125
‫مطمئنم درک می‌کنی.

260
00:17:14,208 --> 00:17:15,375
‫واسه همین

261
00:17:17,000 --> 00:17:20,958
‫نباید کاری کنیم که دوباره همون
‫فقدان رو تجربه کنیم.

262
00:17:22,250 --> 00:17:24,250
‫که دو بار درس عبرت نگیریم.

263
00:17:25,625 --> 00:17:26,625
‫موافقی؟

264
00:17:50,875 --> 00:17:55,250
‫خب؟ اگه طرف مقابل سوال
‫جسورانه پرسید،

265
00:17:55,333 --> 00:17:56,708
‫نترس.

266
00:17:56,750 --> 00:17:58,500
‫من از طرف تو اعتراض می‌کنم.

267
00:17:58,583 --> 00:18:00,333
‫و وقتی نوبتت شد،

268
00:18:00,375 --> 00:18:02,625
‫دستیارم میاد صدات می‌زنه.

269
00:18:08,208 --> 00:18:09,750
‫چرا آقای سورن هنوز اینجاست؟

270
00:18:09,833 --> 00:18:12,708
‫تو پرونده پسرش کمکش کردیم.
‫دیگه باید بره.

271
00:18:12,750 --> 00:18:14,500
‫چرا اینقدر استرس داری؟

272
00:18:19,208 --> 00:18:20,875
‫پس کمک تو پرونده مای هیچ...

273
00:18:21,000 --> 00:18:22,708
‫امروز باید نگهبان زمین گلف رو راضی کنیم

274
00:18:22,750 --> 00:18:24,250
‫که اعتراف کنه یه اسلحه اونجا بوده.

275
00:18:24,333 --> 00:18:26,000
‫تمرکزت رو بذار روی همین.

276
00:18:41,375 --> 00:18:46,333
‫[پرونده زمین گلف]

277
00:18:46,375 --> 00:18:48,500
‫ساعت هشت شب،

278
00:18:48,625 --> 00:18:50,250
‫وقتی شما تو اتاقک نگهبانی بودی،

279
00:18:51,000 --> 00:18:54,250
‫بعد از شنیدن صدای تیراندازی
‫چیکار کردی؟

280
00:18:56,375 --> 00:18:59,458
‫فکر کردم چند نفر دعواشون شده،
‫رفتم ببینم چه خبره.

281
00:19:00,083 --> 00:19:03,000
‫همون موقع آقای مک رو دیدم.

282
00:19:03,125 --> 00:19:06,250
‫از پشت سر با چوب گلف زد
‫تو سر آقای تکین.

283
00:19:06,875 --> 00:19:10,583
‫محکم زدش. آقای تکین با
‫صورت افتاد زمین.

284
00:19:10,625 --> 00:19:12,250
‫ولی متوقف نشد.

285
00:19:13,333 --> 00:19:15,458
‫دوباره زدش، سه چهار بار بیشتر.

286
00:19:15,500 --> 00:19:17,125
‫تا آقای تکین دیگه تکون نخورد.

287
00:19:20,250 --> 00:19:23,958
‫و قیافه‌ش بعد از حمله به
‫مرحوم چه شکلی شد؟

288
00:19:24,000 --> 00:19:26,333
‫عصبانی بود.

289
00:19:26,375 --> 00:19:28,458
‫و خوشحال.

290
00:19:29,250 --> 00:19:31,250
‫اوه، لبخندش رو دیدم.

291
00:19:31,333 --> 00:19:33,833
‫درست بعد از اینکه آقای تکین
‫دیگه تکون نخورد.

292
00:19:33,875 --> 00:19:35,833
‫بعدش چی شد؟

293
00:19:35,875 --> 00:19:37,375
‫دویدم سمتشون.

294
00:19:38,208 --> 00:19:39,750
‫برگشت، من رو دید و سعی کرد
‫فرار کنه.

295
00:19:39,875 --> 00:19:43,625
‫ولی سریع گرفتمش و پلیس
‫رو خبر کردم.

296
00:19:47,000 --> 00:19:48,708
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

297
00:19:49,375 --> 00:19:51,208
‫تیم دفاعی می‌تونه سوال و جواب کنه.

298
00:19:55,750 --> 00:19:58,083
‫گفتی صدای بحث متهم و مرحوم
‫رو شنیدی،

299
00:19:58,125 --> 00:20:00,458
‫در حالی که تو اتاقک نگهبانی بودی.
‫درسته؟

300
00:20:03,750 --> 00:20:04,750
‫بله.

301
00:20:05,375 --> 00:20:07,375
‫و اون موقع داشتی چیکار می‌کردی؟

302
00:20:18,750 --> 00:20:20,875
‫هیچی.

303
00:20:21,000 --> 00:20:22,500
‫همونجا نشسته بودم.

304
00:20:23,250 --> 00:20:25,875
‫من از سکوت خوشم میاد.

305
00:20:26,500 --> 00:20:28,250
‫طبق شهادتت،

306
00:20:28,333 --> 00:20:31,833
‫اون حادثه چهارده اکتبر، سه‌شنبه
‫و هشت شب اتفاق افتاد.

307
00:20:31,875 --> 00:20:34,333
‫همون شبی که رودتانگ مبارزه داشت.

308
00:20:34,375 --> 00:20:37,333
‫یعنی بوکسور مورد علاقه‌ت مبارزه داشت
‫و تو تماشا نمی‌کردی؟

309
00:20:39,875 --> 00:20:41,125
‫نه.

310
00:20:41,208 --> 00:20:44,083
‫اوه، درسته. از سکوت خوشت میاد.

311
00:20:45,125 --> 00:20:48,208
‫پس از کجا فهمیدی متهم و مرحوم
‫دعواشون شده؟

312
00:20:48,250 --> 00:20:52,375
‫داشتن بلند داد می‌زدن،
‫هر کسی بود می‌شنید.

313
00:20:52,500 --> 00:20:54,250
‫و مطمئنم صدای متهم بوده،

314
00:20:54,375 --> 00:20:57,625
‫چون اگه صدای آقای تکین بود،
‫سریع تشخیص می‌دادم.

315
00:20:57,708 --> 00:20:58,750
‫چه فریادی کشید؟

316
00:20:59,875 --> 00:21:01,333
‫اجازه دارم بگم؟

317
00:21:02,500 --> 00:21:04,000
‫فکر کنم با فریاد گفت،

318
00:21:04,125 --> 00:21:05,500
‫«آشغال!»

319
00:21:06,208 --> 00:21:07,750
‫یا، «کثافت.»

320
00:21:09,500 --> 00:21:10,625
‫و واضح شنیدی؟

321
00:21:10,750 --> 00:21:12,125
‫تک تک کلماتش رو.

322
00:21:15,458 --> 00:21:17,125
‫بین اتاقک نگهبانی تا صحنه جرم،

323
00:21:17,208 --> 00:21:20,500
‫یه دریاچه‌ست.
‫باید دور بزنیش.

324
00:21:21,500 --> 00:21:24,500
‫فاصله مستقیم تقریباً
‫دویست و پنجاه متره.

325
00:21:33,375 --> 00:21:35,750
‫یعنی بیشتر از دو زمین فوتبال.

326
00:21:38,708 --> 00:21:40,500
‫و مطمئنی صداشون رو شنیدی؟

327
00:21:40,583 --> 00:21:42,875
‫که متهم گفته،

328
00:21:43,000 --> 00:21:44,083
‫«آشغال.»

329
00:21:44,625 --> 00:21:48,458
‫شاید دور باشه، ولی گوش من تیزه.

330
00:21:49,125 --> 00:21:50,833
‫واضح شنیدمش.

331
00:21:51,458 --> 00:21:54,500
‫شهادت دادی که دیدی متهم
‫قربانی رو با چوب گلف زده.

332
00:21:54,625 --> 00:21:56,458
‫متهم چوب رو تا کجا برد بالا؟

333
00:21:56,500 --> 00:21:58,208
‫تا قفسه سینه‌ش، یا بالاتر؟

334
00:21:58,250 --> 00:22:01,125
‫اوه، بیخیال. با کل زورش زد.

335
00:22:01,250 --> 00:22:03,208
‫می‌خواست بکشتش.

336
00:22:03,250 --> 00:22:05,875
‫- چند بار زدش؟
‫- سه.

337
00:22:06,750 --> 00:22:08,083
‫شاید هم چهار بار.

338
00:22:08,125 --> 00:22:09,750
‫سه یا چهار؟

339
00:22:10,500 --> 00:22:12,375
‫اون لحظه شوکه شده بودم.

340
00:22:12,500 --> 00:22:13,833
‫آخه کی می‌تونه بشمره؟

341
00:22:13,875 --> 00:22:15,625
‫پس چند بار زدش.

342
00:22:15,750 --> 00:22:18,625
‫چند بار ضربه خوردن یه مرد رو دیدی
‫و وایسادی و تماشا کردی؟

343
00:22:18,750 --> 00:22:20,500
‫فریاد نکشیدی یا سعی نکردی
‫کمک کنی؟

344
00:22:20,625 --> 00:22:22,208
‫من احمق که نیستم.

345
00:22:22,250 --> 00:22:23,875
‫خودم قبلاً پلیس بودم.

346
00:22:24,875 --> 00:22:27,000
‫اول باید موقعیت رو بررسی کنی.

347
00:22:27,875 --> 00:22:31,958
‫اول باید به امنیت خودم فکر می‌کردم،
‫که اشتباهی به خودم نخوره.

348
00:22:32,000 --> 00:22:34,375
‫اشتباهی؟ از اون فاصله؟

349
00:22:34,458 --> 00:22:36,625
‫متهم که فقط چوب گلف داشته.

350
00:22:36,708 --> 00:22:38,500
‫یا نکنه منظورت از اشتباهی

351
00:22:39,500 --> 00:22:40,875
‫یه گلوله‌ست؟

352
00:22:48,333 --> 00:22:50,333
‫می‌دونی، چوب گلف می‌تونه
‫چیز خطرناکی باشه.

353
00:22:51,250 --> 00:22:53,750
‫واسه همین باید موقعیت رو
‫با دقت بررسی می‌کردم.

354
00:22:55,250 --> 00:22:56,833
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

355
00:22:59,208 --> 00:23:01,083
‫دادستانی سوال داره؟

356
00:23:01,125 --> 00:23:02,625
‫نه، جناب قاضی.

357
00:23:05,375 --> 00:23:06,875
‫شاهد بعدیِ دادستانی.

358
00:23:08,125 --> 00:23:10,833
‫دادستانی آقای سورن سنگرنگنوپ رو از

359
00:23:10,875 --> 00:23:12,250
‫اداره سلطنتی جنگل‌بانی
‫فرا می‌خونه.

360
00:23:12,375 --> 00:23:14,500
‫ایشون دومین نفری بود که جنازه
‫رو پیدا کرد.

361
00:23:19,625 --> 00:23:23,125
‫آقای سورن سنگرنگنوپ،
‫لطفاً تو جایگاه شاهد بایستید.

362
00:23:32,875 --> 00:23:36,250
‫آقای سورن سنگرنگنوپ،
‫لطفاً تو جایگاه شاهد بایستید.

363
00:23:45,958 --> 00:23:48,500
‫قربان، شاهد غیبش زده.

364
00:23:48,625 --> 00:23:51,458
‫یعنی چی؟ خب بهش زنگ بزنید.

365
00:23:51,500 --> 00:23:54,000
‫با هر دو شماره‌ش تماس گرفتم، قربان.
‫هر دو خاموشن.

366
00:23:54,083 --> 00:23:56,458
‫اه، جناب قاضی.

367
00:23:56,500 --> 00:23:58,333
‫برای شاهد یه مشکل فوری
‫پیش اومده بود.

368
00:23:58,375 --> 00:24:00,625
‫- می‌خوام یکی دیگه از شاهدها رو...
‫- اعتراض دارم.

369
00:24:00,750 --> 00:24:02,625
‫ایشون یه شاهد کلیدیه.

370
00:24:02,708 --> 00:24:05,708
‫اگه دادستانی آماده نیست،
‫درخواست دارم جلسه رو بندازید عقب.

371
00:24:05,750 --> 00:24:08,500
‫یه لحظه وایسا. اون شاهد منه.

372
00:24:09,000 --> 00:24:11,625
‫چه صداش کنم چه نکنم،
‫به تو مربوط نیست.

373
00:24:11,708 --> 00:24:15,000
‫بیا بذاریم دادگاه تصمیم بگیره، خب؟

374
00:24:15,083 --> 00:24:17,625
‫چرا تیم دفاعی می‌خواد از
‫شاهد سوال بپرسه؟

375
00:24:17,750 --> 00:24:19,500
‫چون دومین نفری بوده که
‫جنازه رو پیدا کرده.

376
00:24:19,583 --> 00:24:21,000
‫یعنی شاهد خیلی مهمیه.

377
00:24:21,083 --> 00:24:24,875
‫به نظرم اطلاعات باارزشی داره که
‫می‌تونه به نفع متهم باشه.

378
00:24:24,958 --> 00:24:29,375
‫در این صورت، دادستانی این شاهد
‫رو از لیست برمی‌داره

379
00:24:29,458 --> 00:24:31,333
‫و با شاهد بعدی ادامه میده.

380
00:24:31,375 --> 00:24:35,000
‫ولی تیم دفاعی می‌خواد از این
‫شاهد سوال بپرسه.

381
00:24:35,125 --> 00:24:37,250
‫از دادگاه می‌خوام که احضارنامه
‫صادر کنه.

382
00:24:47,625 --> 00:24:51,375
‫[جایگاه مردم]

383
00:24:53,375 --> 00:24:57,333
‫دادگاه این مسئله رو مورد نظر قرار داد
‫و جلسه دادرسی رو عقب می‌اندازه.

384
00:24:58,125 --> 00:25:01,000
‫تا جلسه بعدی، دادستانی
‫شاهد رو پیدا می‌کنه

385
00:25:01,708 --> 00:25:05,333
‫و یه توضیح کتبی ثبت می‌کنه و
‫میگه که شاهد امروز چرا نیومد.

386
00:25:07,000 --> 00:25:10,625
‫وکیل، دیگه تکرار نشه.

387
00:25:11,875 --> 00:25:14,083
‫ختم جلسه برای امروز.

388
00:25:25,625 --> 00:25:27,000
‫سلام، آقای آنان.

389
00:25:27,500 --> 00:25:31,333
‫از نزدیک خیلی موقرتر از تلویزیون هستید.

390
00:25:32,583 --> 00:25:36,250
‫وکیل جیتری، شما هم از نزدیک
‫خوشگل‌تر از عکستون توی اخبار هستید.

391
00:25:38,500 --> 00:25:40,458
‫چرا اینقدر برای من آشنایید؟

392
00:25:40,958 --> 00:25:43,958
‫انگار قبلاً همدیگه رو یه جایی دیده بودیم.

393
00:25:45,125 --> 00:25:46,375
‫مطمئن نیستم.

394
00:25:46,958 --> 00:25:49,125
‫ولی اگه کسی مثل شما رو دیده بودم،

395
00:25:49,250 --> 00:25:50,875
‫هیچوقت یادم نمی‌رفت.

396
00:25:53,833 --> 00:25:56,750
‫اگه به چیزی نیاز داشتید،
‫حتماً باهام تماس بگیرید.

397
00:25:59,375 --> 00:26:00,375
‫اه.

398
00:26:00,458 --> 00:26:01,625
‫حالا یادم اومد.

399
00:26:02,500 --> 00:26:05,375
‫درست شبیه مادرتی.

400
00:26:10,375 --> 00:26:11,875
‫حالش خوبه؟

401
00:26:13,833 --> 00:26:15,375
‫خوبِ خوبه.

402
00:26:16,500 --> 00:26:18,500
‫اتفاقاً سراغ شما رو می‌گرفت.

403
00:26:18,625 --> 00:26:22,500
‫پرسید کِی میاید دسرهاش رو بچشید.

404
00:26:27,458 --> 00:26:28,750
‫ببخشید.

405
00:26:42,833 --> 00:26:44,333
‫با خانمم میام.

406
00:26:44,375 --> 00:26:47,000
‫از بس شیرینی می‌خوری
‫دندون‌هات میفتنا.

407
00:26:47,125 --> 00:26:48,750
‫مک اومد.
‫زغال گرفت؟

408
00:26:48,875 --> 00:26:50,958
‫- بجنب، بازم زغال اضافه کن!
‫- حله.

409
00:26:51,000 --> 00:26:54,375
‫زود باش بذارش داخل.
‫وگرنه تبدیل به نیتروژن اکسید اینا میشه.

410
00:26:55,250 --> 00:26:56,333
‫باد بزن.

411
00:26:58,458 --> 00:27:00,125
‫- سبزیجات.
‫- اوه.

412
00:27:03,375 --> 00:27:04,583
‫جیتری کجاست؟

413
00:27:04,625 --> 00:27:07,083
‫برگشت و مستقیم رفت توی اتاقش.

414
00:27:08,000 --> 00:27:09,000
‫آها.

415
00:27:10,958 --> 00:27:13,375
‫بیا، می‌خوای کمک کنی؟

416
00:27:14,375 --> 00:27:15,375
‫چشم.

417
00:27:16,625 --> 00:27:18,250
‫پس جلسه افتاد عقب؟

418
00:27:20,125 --> 00:27:21,250
‫بله.

419
00:27:21,333 --> 00:27:22,375
‫هوم.

420
00:27:22,875 --> 00:27:26,333
‫می‌دونی، به زور میشه همچین
‫پرونده‌هایی رو انداخت عقب.

421
00:27:27,250 --> 00:27:28,875
‫ولی جیتری خیلی باهوشه.

422
00:27:29,833 --> 00:27:32,250
‫حالا سه چهار ماه دیگه وقت داریم.

423
00:27:34,333 --> 00:27:36,125
‫شما تو دادگاه کار می‌کردی؟

424
00:27:38,750 --> 00:27:40,500
‫منشی دادگاه بودم.

425
00:27:41,875 --> 00:27:44,250
‫تقریباً سی سال.

426
00:27:46,125 --> 00:27:47,625
‫هر چی که بگی رو دیدم.

427
00:27:48,958 --> 00:27:51,125
‫گیر آوردن سپر بلا، دوربین خراب...

428
00:27:53,000 --> 00:27:55,250
‫ولی سرم رو می‌انداختم پایین
‫و تایپ می‌کردم.

429
00:27:56,875 --> 00:27:59,000
‫یه پرونده واسه نزدیک‌های مرز بود.

430
00:27:59,750 --> 00:28:01,625
‫پدر ماجرا گم شد.

431
00:28:03,000 --> 00:28:05,375
‫مادر و بچه‌ش سعی کردن
‫عدالت رو برقرار کنن.

432
00:28:05,500 --> 00:28:07,375
‫رفتن پیش پلیس.

433
00:28:08,500 --> 00:28:10,958
‫ولی هیچکدوم از پلیس‌های محلی

434
00:28:11,000 --> 00:28:14,125
‫براشون پرونده تشکیل نمی‌دادن.

435
00:28:16,125 --> 00:28:17,458
‫و می‌دونی چیه؟

436
00:28:18,625 --> 00:28:20,833
‫می‌دونی مادر و فرزندش با
‫کی روبرو بودن؟

437
00:28:23,625 --> 00:28:25,083
‫پلیس.

438
00:28:32,000 --> 00:28:35,333
‫روش‌های جیتری زیاد قانونی نیستن.

439
00:28:36,750 --> 00:28:39,583
‫ولی وقتی سیستم خودش مورد داره،

440
00:28:39,625 --> 00:28:43,375
‫نباید واسه سوءاستفاده کردن ازش
‫عذاب وجدان بگیری.

441
00:28:51,500 --> 00:28:54,250
‫نتونستم از عذاب وجدانت
‫کم کنم، نه؟

442
00:28:59,125 --> 00:29:01,875
‫هی، روشن شد!

443
00:29:02,000 --> 00:29:04,625
‫- لعنتی، چقدر... واو.
‫- بیا، بو بکش.

444
00:29:04,750 --> 00:29:07,708
‫می‌خوای با خوردن گوشت خام بمیری؟
‫دیوونه شدی؟

445
00:29:07,750 --> 00:29:10,583
‫چی؟ وای‌فای می‌خوای؟
‫خب خودت بخر.

446
00:29:10,625 --> 00:29:12,958
‫- آره. به منم بده.
‫- خیلی گشنمه.

447
00:29:13,000 --> 00:29:14,375
‫عمه، وای‌فای.

448
00:29:14,500 --> 00:29:16,458
‫اینا رو از کجا پیدا کردین؟

449
00:29:17,250 --> 00:29:19,958
‫کار جیتری بود.
‫به کانگ و نیمو کمک کرد.

450
00:29:20,500 --> 00:29:23,000
‫همه‌شون بچه‌های همین محل هستن.

451
00:29:23,125 --> 00:29:25,500
‫گول خوردن و واسه یه مرکز خدمات مشتریان
‫قلابی کار کردن.

452
00:29:25,583 --> 00:29:27,875
‫بعدش یه روز که پلیس به
‫مرکز حمله کرد،

453
00:29:28,000 --> 00:29:30,625
‫سردسته‌شون همه چی رو انداخت
‫تقصیر کانگ.

454
00:29:30,708 --> 00:29:33,000
‫جیتری هم وکیلش شد.

455
00:29:33,500 --> 00:29:36,375
‫موک هم داداش کوچیکه‌ش کانگه.

456
00:29:36,458 --> 00:29:38,583
‫- هوم؟
‫- شبیه هم نیستن، نه؟

457
00:29:41,708 --> 00:29:43,458
‫شاید فکر کنی دارن مسخره‌بازی درمیارن،

458
00:29:43,500 --> 00:29:45,500
‫ولی وقتی باید جدی بشن،

459
00:29:45,625 --> 00:29:48,083
‫خیلی به جیتری کمک می‌کنن.

460
00:29:48,125 --> 00:29:50,125
‫مامان، قابلمه کجاست؟

461
00:29:50,208 --> 00:29:53,625
‫چی؟ چرا نیاوردیش بالا؟

462
00:29:53,708 --> 00:29:56,375
‫چرا داری از من می‌پرسی؟

463
00:29:56,458 --> 00:29:59,208
‫من میرم بیارمش.
‫کارم تموم شد.

464
00:29:59,250 --> 00:30:00,833
‫آها، باشه.

465
00:30:00,875 --> 00:30:02,583
‫واو، یه داوطلب داریم.

466
00:30:02,625 --> 00:30:04,625
‫واو، ممنون، داداش.

467
00:30:04,750 --> 00:30:07,750
‫لعنتی، چه تی‌شرت قشنگی تنشه.
‫من باشم همه دکمه‌هاش رو می‌بندم.

468
00:30:07,875 --> 00:30:09,875
‫رفیق، اینا رو به سایز تو تولید نمی‌کنن.

469
00:30:12,000 --> 00:30:13,500
‫بیاید ببریدشون.

470
00:30:13,625 --> 00:30:16,625
‫یه لحظه.
‫وایسا اول قابلمه رو بیاره.

471
00:30:17,125 --> 00:30:18,500
‫اوه!

472
00:30:18,583 --> 00:30:21,125
‫صبر می‌کنیم. قابلمه می‌رسه، بوم.
‫سبزیجات رو می‌ریزیم داخل، بم.

473
00:30:21,208 --> 00:30:23,125
‫بعدش گوشت. آماده‌ی خوردن.

474
00:30:37,083 --> 00:30:37,958
‫وایسا.

475
00:30:41,500 --> 00:30:44,000
‫تو پرونده بعدیمون، متهم یه دکتره.

476
00:30:44,083 --> 00:30:46,083
‫بیمارش بابت آزار و اذیت ازش شکایت کرده.

477
00:30:46,125 --> 00:30:48,458
‫[پرونده دکتر کورن]

478
00:30:48,500 --> 00:30:51,125
‫به خاطر پرونده‌ت مجبوریم به دکتر
‫کمک کنیم.

479
00:30:51,250 --> 00:30:54,750
‫چون باید برامون مدرک بسازه که
‫ثابت کنیم تو تکین رو نکشتی.

480
00:30:55,750 --> 00:30:57,208
‫بقیه بالان؟

481
00:30:58,750 --> 00:31:00,833
‫امروز رفتارت تو دادگاه عجیب شده بود.

482
00:31:04,083 --> 00:31:05,333
‫از چه نظر؟

483
00:31:06,333 --> 00:31:08,250
‫آنان رو می‌شناختی، نه؟

484
00:31:09,375 --> 00:31:11,250
‫قبلاً یه بلایی سرت آورده، نه؟

485
00:31:16,708 --> 00:31:19,125
‫اگه نگی چرا پرونده‌م رو قبول کردی،

486
00:31:19,250 --> 00:31:20,875
‫چطوری می‌تونم بهت اعتماد کنم؟

487
00:31:24,500 --> 00:31:26,375
‫من فقط می‌خوام عذاب کشیدن
‫آنان رو ببینم.

488
00:31:32,000 --> 00:31:35,625
‫چی از این دردناک‌تره که قاتل بچه‌ت
‫آزاد بشه؟

489
00:31:36,208 --> 00:31:37,500
‫نه؟

490
00:31:55,125 --> 00:31:57,625
‫ریه‌هات زیاد خوب به نظر نمیان.

491
00:31:57,708 --> 00:31:59,875
‫چرا گذاشتی کار به اینجا بکشه؟

492
00:32:00,625 --> 00:32:03,583
‫تو قایق زندگی می‌کنم.
‫دارو ندارم.

493
00:32:06,250 --> 00:32:08,625
‫اولین باریه که اومدی پیشم، نه؟

494
00:32:11,583 --> 00:32:14,000
‫خیلی خب، برات دارو تجویز می‌کنم.

495
00:32:16,750 --> 00:32:17,750
‫ممنون.

496
00:32:32,083 --> 00:32:34,083
‫پلیس‌ها دارن میان دستگیرش کنن!

497
00:32:34,875 --> 00:32:35,958
‫پلیس‌ها اومدن!

498
00:32:36,625 --> 00:32:37,625
‫بیا دنبالم!

499
00:32:38,250 --> 00:32:40,625
‫چرا دارید دستگیرم می‌کنید؟

500
00:32:40,750 --> 00:32:42,125
‫ولم کنید!

501
00:32:42,250 --> 00:32:43,958
‫این رو بگیر و همه چیز رو ضبط کن.

502
00:32:44,000 --> 00:32:46,125
‫- ولم کنید!
‫- مقاومت نکنید.

503
00:32:46,208 --> 00:32:48,125
‫بچه رو دارید کجا می‌برید؟

504
00:32:51,750 --> 00:32:52,875
‫لطفاً آروم باشید، خانم.

505
00:32:52,958 --> 00:32:56,125
‫خواهر بزرگه‌ی این پسر به کارفرماش
‫حمله کرده و فرار کرده.

506
00:32:56,250 --> 00:32:58,583
‫ما فکر می‌کنیم خودش به خواهرش
‫کمک کرده.

507
00:32:58,625 --> 00:32:59,958
‫کدوم خواهر؟

508
00:33:00,458 --> 00:33:02,208
‫سیا، مگه خواهر داری؟

509
00:33:05,500 --> 00:33:08,375
‫خانم نیئوی بیست ساله خواهرته؟

510
00:33:13,833 --> 00:33:15,333
‫راست میگه؟

511
00:33:21,875 --> 00:33:25,125
‫اگه خواهرش کار اشتباهی کرده،
‫تقصیر اون که نیست.

512
00:33:25,208 --> 00:33:28,250
‫و اگه دارید به عنوان شاهد
‫برای بازجویی می‌بریدش،

513
00:33:28,375 --> 00:33:30,500
‫به حکم نیاز دارید. حکم دارید؟

514
00:33:32,000 --> 00:33:34,625
‫داریم برای سوال و جواب
‫غیررسمی می‌بریمش.

515
00:33:34,708 --> 00:33:36,208
‫پس همینجا بپرسید.

516
00:33:36,250 --> 00:33:37,750
‫منم گوش میدم.

517
00:33:40,958 --> 00:33:44,000
‫پس نه سوال دارید و نه حکم.

518
00:33:44,125 --> 00:33:45,875
‫ولی می‌خواید ببریدش؟

519
00:33:49,208 --> 00:33:51,375
‫من تو مطبوعات کلی دوست و رفیق دارم.

520
00:33:51,500 --> 00:33:53,375
‫داستان خشونت‌های پلیس...

521
00:33:54,250 --> 00:33:55,458
‫داستان مورد علاقه مطبوعاته.

522
00:34:06,875 --> 00:34:07,958
‫ولش کن.

523
00:34:19,125 --> 00:34:20,750
‫خواهرت؟

524
00:34:25,125 --> 00:34:26,125
‫بله.

525
00:34:33,000 --> 00:34:35,375
‫خانم مالیسا، می‌تونید برید داخل.

526
00:34:38,125 --> 00:34:39,625
‫از این طرف.

527
00:34:43,250 --> 00:34:44,750
‫خواهش می‌کنم کمک کنید!

528
00:34:44,875 --> 00:34:46,875
‫شونه داییم در رفته!

529
00:34:46,958 --> 00:34:49,208
‫دایی!

530
00:34:49,250 --> 00:34:50,833
‫خواهش می‌کنم کمک کنید!

531
00:34:50,875 --> 00:34:52,250
‫شونه‌ش در رفته.

532
00:34:52,375 --> 00:34:54,583
‫خیلی درد داره.

533
00:34:54,625 --> 00:34:56,375
‫بذارید براش یخ بیارم.

534
00:34:56,458 --> 00:34:57,875
‫الان دکتر رو خبر می‌کنم.

535
00:34:57,958 --> 00:35:00,083
‫اه...

536
00:35:00,125 --> 00:35:03,125
‫ببخشید، تی دارید؟
‫خودم اینجا رو تمیز می‌کنم.

537
00:35:03,250 --> 00:35:04,750
‫عیبی نداره. الان میارم.

538
00:35:13,125 --> 00:35:15,583
‫- ببخشید!
‫- یه لحظه.

539
00:35:15,625 --> 00:35:18,000
‫[دکتر کورن سوفونچیتراک]

540
00:35:19,458 --> 00:35:20,958
‫اینجاتون درد میاد؟

541
00:35:21,958 --> 00:35:25,208
‫هوم. بله، دردناکه.

542
00:35:26,375 --> 00:35:29,750
‫گاهی اوقات که دردش زیاد میشه،
‫به زور می‌تونم دستم رو بیارم بالا.

543
00:35:29,875 --> 00:35:32,500
‫اوهوم. الان چی؟

544
00:35:34,208 --> 00:35:35,625
‫درد میاد؟

545
00:35:37,000 --> 00:35:39,083
‫- دستم سفت شده، دکتر.
‫- هوم.

546
00:35:40,500 --> 00:35:42,625
‫ولی وقتی اینجوری ماساژ می‌دید...

547
00:35:43,250 --> 00:35:45,750
‫بهتر میشه.

548
00:35:45,833 --> 00:35:47,125
‫هوم...

549
00:35:48,625 --> 00:35:51,875
‫پس براتون شل‌کننده عضلات
‫تجویز می‌کنم.

550
00:35:53,625 --> 00:35:56,333
‫ولی گاهی اوقات درد توی
‫کل بدنم پخش میشه.

551
00:35:57,125 --> 00:35:59,625
‫حالا که اومدم یه معاینه

552
00:35:59,708 --> 00:36:01,333
‫کلی‌تر انجام بدید.

553
00:36:05,000 --> 00:36:06,458
‫معاینه کلی؟

554
00:36:13,083 --> 00:36:16,250
‫چرا اینقدر گیج شدی؟
‫نکنه فراموش کردی؟

555
00:36:17,250 --> 00:36:19,250
‫ولی مگه میشه آدمی که به
‫جرم آزار و اذیت

556
00:36:19,333 --> 00:36:21,708
‫ازت شکایت کرده رو فراموش کنی؟

557
00:36:22,625 --> 00:36:24,708
‫تو کی هستی؟

558
00:36:24,750 --> 00:36:26,375
‫چی می‌خوای؟

559
00:36:27,833 --> 00:36:29,125
‫وکیلم.

560
00:36:29,625 --> 00:36:32,250
‫اوه...

561
00:36:32,375 --> 00:36:35,375
‫بهشون بگو من پیشنهادم رو تغییر نمیدم.

562
00:36:36,083 --> 00:36:39,000
‫اگه پول بیشتری می‌خوان،
‫تو دادگاه همدیگه رو می‌بینیم.

563
00:36:39,750 --> 00:36:41,500
‫متاسفانه نمی‌تونم.

564
00:36:41,625 --> 00:36:43,250
‫من وکیل پوی نیستم.

565
00:36:44,583 --> 00:36:46,250
‫تو وکیل داری؟

566
00:36:46,333 --> 00:36:47,833
‫می‌خوام کمکت کنم.

567
00:36:49,125 --> 00:36:51,250
‫قول میدم که پرونده پوی رو ببری

568
00:36:51,958 --> 00:36:54,583
‫و در عوض، تو یکی از پرونده‌هام
‫کمکم کن.

569
00:36:55,208 --> 00:36:58,375
‫موکلم متهم به زدن یه نفر
‫با چوب گلف شده.

570
00:36:58,458 --> 00:37:01,333
‫کافیه شهادت بدی که چون ضعیفه
‫نمی‌تونه چوب رو بلند کنه.

571
00:37:01,375 --> 00:37:04,500
‫خب... چطور می‌تونم همچین کاری کنم؟

572
00:37:05,333 --> 00:37:07,125
‫چون برخلاف اصول پزشکیه.

573
00:37:07,250 --> 00:37:09,083
‫هنوز حالیت نشده، دکتر؟

574
00:37:09,125 --> 00:37:11,125
‫تو الان تو موقعیتی نیستی که بخوای
‫چونه بزنی.

575
00:37:11,875 --> 00:37:13,958
‫همکارم تمام مکالمه‌مون رو ضبط کرد.

576
00:37:14,000 --> 00:37:15,208
‫[کانگ]

577
00:37:16,000 --> 00:37:17,750
‫می‌تونه یه راز بمونه

578
00:37:17,875 --> 00:37:20,208
‫یا می‌تونم بفرستمش برای وکیل
‫طرف مقابل.

579
00:37:21,000 --> 00:37:22,625
‫تصمیم با خودته، دکتر.

580
00:37:38,500 --> 00:37:39,958
‫چطوری راضیش کردی قبول کنه؟

581
00:37:41,333 --> 00:37:43,083
‫با اخاذی دیگه.

582
00:37:44,375 --> 00:37:47,125
‫ولی صداهای ضبط‌شده که مجاز نیستن.
‫به دردمون نمی‌خورن.

583
00:37:47,250 --> 00:37:48,375
‫می‌دونم.

584
00:37:48,500 --> 00:37:49,625
‫ولی اون نمی‌دونه.

585
00:38:00,375 --> 00:38:02,875
‫- چه خبر، آنگ؟
‫- کجایی، مک؟

586
00:38:02,958 --> 00:38:04,333
‫میشه الان بیای دیدنم؟

587
00:38:07,000 --> 00:38:09,750
‫از این طرف، سریع‌تر! ماشین داره میاد!
‫بجنبید!

588
00:38:09,833 --> 00:38:11,000
‫بدویید!

589
00:38:26,083 --> 00:38:29,083
‫این پنگه. داره کمکمون می‌کنه
‫نیئو رو پیدا کنیم.

590
00:38:30,375 --> 00:38:31,625
‫پنگ، این مکه.

591
00:38:33,500 --> 00:38:36,000
‫سیا مجبور بوده تو یه قایق
‫ماهی‌گیری کار کنه.

592
00:38:36,125 --> 00:38:37,875
‫راحت به بقیه اعتماد نمی‌کنه.

593
00:38:38,000 --> 00:38:40,875
‫ولی بهش گفتم امروز قراره بیاید
‫باهاش صحبت کنید.

594
00:38:41,500 --> 00:38:42,750
‫سیا اونه.

595
00:38:49,083 --> 00:38:50,750
‫ما واقعاً می‌خوایم به نیئو کمک کنیم.

596
00:38:51,958 --> 00:38:53,500
‫جونش تو خطره.

597
00:38:54,625 --> 00:38:56,333
‫می‌دونی کجاست؟

598
00:38:58,958 --> 00:39:01,375
‫خیلی وقته با خواهرم صحبت نکردم.

599
00:39:02,625 --> 00:39:04,333
‫ما رو از هم جدا کردن.

600
00:39:05,250 --> 00:39:07,500
‫من رو فرستادن روی یه قایق ماهی‌گیری
‫کار کنم.

601
00:39:08,625 --> 00:39:11,458
‫و خواهرم رو فرستادن تو بانکوک کار کنه.

602
00:39:14,250 --> 00:39:16,000
‫منظورت از «خیلی وقته» چقدره؟

603
00:39:16,500 --> 00:39:18,125
‫چند ماه؟ یک سال؟

604
00:39:18,875 --> 00:39:21,500
‫احتمالاً سه سالی میشه.

605
00:39:22,375 --> 00:39:25,833
‫وقتی تو قایق باشی زمان
‫از دستت در میره.

606
00:39:25,875 --> 00:39:28,708
‫پس چرا پلیس‌ها هنوز اینجا
‫دنبال نیئو می‌گردن؟

607
00:39:31,750 --> 00:39:33,125
‫نمی‌دونم.

608
00:39:36,250 --> 00:39:38,125
‫نمی‌دونی یا نمیگی؟

609
00:39:42,625 --> 00:39:44,208
‫واقعاً نمی‌دونم.

610
00:39:55,375 --> 00:39:56,500
‫سیا.

611
00:39:57,250 --> 00:39:59,875
‫می‌دونم که می‌خوای از نیئو
‫محافظت کنی.

612
00:40:00,833 --> 00:40:03,083
‫ولی اتفاقی که داره میفته
‫خیلی جدیه.

613
00:40:03,125 --> 00:40:04,583
‫تنهایی از پسش برنمیای.

614
00:40:06,083 --> 00:40:07,500
‫بذار کمکت کنیم، سیا.

615
00:40:09,958 --> 00:40:11,708
‫خواهش می‌کنم.

616
00:40:13,333 --> 00:40:16,083
‫جون خواهرت در خطره.
‫بذار کمکت کنم.

617
00:40:18,250 --> 00:40:20,625
‫چرا می‌خوای به خواهرم کمک کنی؟

618
00:40:22,458 --> 00:40:24,375
‫کاری که خواهرت انجام داد خیلی جدیه.

619
00:40:24,500 --> 00:40:26,250
‫خواهر من کسی رو نکشته.

620
00:40:29,833 --> 00:40:32,625
‫مگه پلیس نگفت به کارفرماش
‫حمله کرده؟

621
00:40:32,708 --> 00:40:34,208
‫قضیه آدم‌کشی رو از کجا شنیدی؟

622
00:40:35,375 --> 00:40:37,833
‫از کجا شنیدی؟ خبر داری، مگه نه؟

623
00:40:38,458 --> 00:40:41,250
‫- حرف بزن وگرنه میریم سراغ پلیس!
‫- بسه! هی! کافیه!

624
00:40:41,333 --> 00:40:43,208
‫- ولی داره دروغ میگه!
‫- چه مرگته؟

625
00:40:43,250 --> 00:40:45,250
‫بیاید همین الان بریم کلانتری!

626
00:40:45,333 --> 00:40:46,333
‫چه خبره، آنگ؟

627
00:40:46,375 --> 00:40:48,250
‫- این بچه داره دروغ میگه!
‫- چرا اینجوری می‌کنی؟

628
00:40:48,375 --> 00:40:50,583
‫- الان پلیس خبر می‌کنم!
‫- ترسیده. دیوونه شدی؟

629
00:40:50,625 --> 00:40:51,833
‫داره دروغ میگه.

630
00:40:51,875 --> 00:40:54,500
‫تو که کلاً دو کلمه باهاش حرف زدی.
‫از کجا می‌دونه؟

631
00:40:54,583 --> 00:40:58,458
‫هر چی گفت دروغه، آنگ.
‫گفت از خواهرش جدا شده.

632
00:40:58,500 --> 00:41:01,083
‫سر مرز؟ از کجا می‌دونسته
‫خواهرش بانکوکه؟

633
00:41:01,125 --> 00:41:02,958
‫و بعدش گفت خواهرش کسی رو نکشته.

634
00:41:03,000 --> 00:41:04,583
‫من به پنگ گفتم.

635
00:41:05,750 --> 00:41:08,583
‫من به پنگ گفتم بابت اتهام قتل
‫فراریه.

636
00:41:09,125 --> 00:41:10,583
‫مک، چرا اینجوری می‌کنی؟

637
00:41:10,625 --> 00:41:12,000
‫به خودت بیا.

638
00:41:13,583 --> 00:41:15,625
‫هر جور شده پیداش می‌کنیم.

639
00:41:15,708 --> 00:41:17,250
‫ولی نه اینجوری.

640
00:41:18,125 --> 00:41:19,333
‫فهمیدی؟

641
00:41:25,458 --> 00:41:26,750
‫پس متاسفم.

642
00:41:40,208 --> 00:41:41,500
‫نترس.

643
00:42:06,625 --> 00:42:09,625
‫واو، چقدر زیاد.
‫داری کجا می‌بریشون؟

644
00:42:09,708 --> 00:42:11,875
‫باید برم. ممنون.

645
00:42:12,000 --> 00:42:13,125
‫باشه.

646
00:43:19,708 --> 00:43:21,250
‫خیلی وقته منتظری؟

647
00:43:25,250 --> 00:43:28,125
‫الان دیگه به این راحتی
‫نمی‌تونیم بریم جایی.

648
00:43:29,250 --> 00:43:32,958
‫دارن درباره‌ت تحقیق می‌کنن، نیئو.