1
00:00:21,333 --> 00:00:24,749
‫موهینگا رو از کجا آوردی؟

2
00:00:24,833 --> 00:00:28,416
‫توی مرکز درستش کرده بودن،
‫منم یه کم خواستم.

3
00:00:38,583 --> 00:00:40,999
‫اون پسره که ما رو می‌بره خونه

4
00:00:40,999 --> 00:00:43,833
‫گفت باید یه چند روز دیگه صبر کنیم.

5
00:00:45,833 --> 00:00:47,666
‫گشت‌های پلیس واقعاً سخت‌گیرن،

6
00:00:47,749 --> 00:00:50,666
‫برای همین فقط یه وقتای خاصی
‫می‌تونه قایق رو بیاره.

7
00:00:52,083 --> 00:00:54,541
‫روزها که میرم بیرون،

8
00:00:55,874 --> 00:00:59,874
‫حواست باشه در رو قفل کنی.

9
00:01:11,666 --> 00:01:13,166
‫یه کم شوره؟

10
00:01:16,999 --> 00:01:20,499
‫دلم برای دستپخت مادربزرگ تنگ شده.

11
00:01:25,166 --> 00:01:27,916
‫طاقت بیار. یه کم دیگه تحمل کنی،

12
00:01:27,916 --> 00:01:30,083
‫برمی‌گردیم پیش مادربزرگ.

13
00:02:17,124 --> 00:02:20,208
‫[دکتر کورن سوفونچیتراک]

14
00:02:21,249 --> 00:02:22,791
‫سلام، دکتر.

15
00:02:25,124 --> 00:02:26,624
‫سلام.

16
00:02:35,583 --> 00:02:37,416
‫اینجا خیلی روشنه.

17
00:02:39,833 --> 00:02:41,541
‫میشه چراغ‌ها رو خاموش کنم؟

18
00:02:43,999 --> 00:02:45,833
‫تاریکی رو دوست دارم.

19
00:02:50,999 --> 00:02:53,958
‫اگه چراغ‌ها خاموش باشن چطور معاینه‌ت کنم؟

20
00:03:04,666 --> 00:03:06,166
‫این چه داستانیه که داری سر هم می‌کنی؟

21
00:03:10,666 --> 00:03:13,291
‫دفاعیه‌ی ما توی دادگاه
‫اینه که با رضایت دو طرف بوده.

22
00:03:14,124 --> 00:03:17,583
‫می‌خوای کاری کنی همه فکر کنن
‫شوهرم با میل خودش باهاش بوده؟

23
00:03:17,583 --> 00:03:20,249
‫دقیقاً. بهت که گفتم با مریضم رابطه نداشتم.

24
00:03:21,166 --> 00:03:24,249
‫هیچ‌کدومش واقعیت نداره...
‫خودت هم می‌دونی.

25
00:03:25,499 --> 00:03:26,999
‫یه راه دیگه پیدا کن.

26
00:03:27,333 --> 00:03:29,957
‫حتی اگه شوهرم با بقیه بگرده،
‫این یه مسئله‌ی شخصی بین خودمونه.

27
00:03:30,041 --> 00:03:32,416
‫ولی اون یه رسید انتقال ۵۰۰۰۰ باتی ازش داره،

28
00:03:32,499 --> 00:03:34,624
‫که عملاً ثابت می‌کنه باهاش رابطه داشته.

29
00:03:34,707 --> 00:03:36,832
‫فقط بگو داره ازش اخاذی می‌کنه.

30
00:03:36,832 --> 00:03:38,999
‫شوهر من فقط یه احمق زودباوره.

31
00:03:39,082 --> 00:03:40,582
‫این که جرم نیست.

32
00:03:41,791 --> 00:03:44,416
‫نقشه اینه. اگه نمی‌تونی انجامش بدی،
‫رابطه‌ی کاری ما تمومه.

33
00:03:45,916 --> 00:03:48,999
‫با این مدرک‌های به این تابلویی،
‫حتی منم دارم بهت میگم غیرممکنه.

34
00:03:49,082 --> 00:03:50,916
‫فکر می‌کنی یکی دیگه می‌تونه چیکار کنه؟

35
00:03:55,749 --> 00:03:57,249
‫می‌خوای بفهمی؟

36
00:03:58,332 --> 00:04:00,874
‫انقدر مطمئن نباش، وکیل جیتری.

37
00:04:00,957 --> 00:04:04,207
‫تنها دلیلی که استخدامت کردم
‫اینه که شوهرم اصرار کرد.

38
00:04:05,457 --> 00:04:07,749
‫برای تموم کردن این قضیه
‫راه‌های دیگه‌ای هم دارم.

39
00:04:08,999 --> 00:04:10,832
‫تو تنها راه فرار از این مخمصه نیستی.

40
00:04:17,374 --> 00:04:19,082
‫نمی‌تونیم بگیم با رضایت بوده.

41
00:04:19,166 --> 00:04:21,874
‫اگه بپیچه که با یه مریضم بودم،

42
00:04:21,874 --> 00:04:22,957
‫کارم تمومه.

43
00:04:22,957 --> 00:04:24,457
‫کورن!

44
00:04:30,416 --> 00:04:33,832
‫لعنتی! زن دکتره بدجوری وحشیه.

45
00:04:34,332 --> 00:04:36,332
‫فکر کردم یه زندانبان لعنتیه.

46
00:04:37,874 --> 00:04:39,374
‫خب برنامه‌ی بعدی چیه، رئیس؟

47
00:04:40,124 --> 00:04:42,499
‫می‌جنگیم یا می‌کشیم کنار؟

48
00:04:43,749 --> 00:04:45,249
‫الان دیگه نمی‌تونیم جا بزنیم.

49
00:04:45,832 --> 00:04:48,249
‫هنوز به یه دکتر نیاز داریم
‫تا توی پرونده‌ی مک شهادت بده.

50
00:04:50,041 --> 00:04:53,499
‫با برنامه‌ی تاه تماس بگیر.
‫در مورد این یکی باید حسابی سر و صدا کنیم.

51
00:04:53,499 --> 00:04:54,999
‫چشم، رئیس!

52
00:04:54,999 --> 00:04:56,957
‫مو لای درز کارم نمیره.

53
00:04:58,749 --> 00:05:00,249
‫دیگه چیه؟

54
00:05:02,541 --> 00:05:04,041
‫هیچی.

55
00:05:04,832 --> 00:05:07,082
‫اون زن برمه‌ای رو که دنبالش بودی پیدا کردی؟

56
00:05:08,374 --> 00:05:10,416
‫برادرش رو پیدا کردم،
‫ولی هنوز از خودش خبری نیست.

57
00:05:11,666 --> 00:05:14,207
‫بهت که گفتم.
‫هیچ‌وقت پیداش نمی‌کنی.

58
00:05:16,416 --> 00:05:18,332
‫چرا انقدر مطمئنی که پیداش نمی‌کنم؟

59
00:05:23,416 --> 00:05:26,666
‫چون تا حالا ندیدم کسی که غیبش زده برگرده.

60
00:05:28,832 --> 00:05:31,749
‫مولنگ، ولم کن.
‫باید برم بابا رو پیدا کنم.

61
00:05:31,832 --> 00:05:32,957
‫بابا مُرده!

62
00:05:32,957 --> 00:05:35,749
‫می‌شنوی چی میگم؟ بابا مُرده!

63
00:05:37,207 --> 00:05:38,707
‫اون هنوز زنده‌ست!

64
00:05:43,582 --> 00:05:45,082
‫مولنگ.

65
00:05:45,832 --> 00:05:47,332
‫مولنگ.

66
00:05:50,124 --> 00:05:51,624
‫مولنگ.

67
00:05:52,416 --> 00:05:53,916
‫مولنگ.

68
00:05:54,832 --> 00:05:56,332
‫مولنگ!

69
00:05:58,582 --> 00:06:00,291
‫وکیل جیتری.

70
00:06:00,374 --> 00:06:01,874
‫وکیل جیتری.

71
00:06:02,541 --> 00:06:04,791
‫- وکیل جیتری.
‫- بله؟

72
00:06:04,874 --> 00:06:07,166
‫می‌تونم هر سوالی از موکلتون بپرسم، درسته؟

73
00:06:07,249 --> 00:06:08,291
‫بپرس.

74
00:06:08,291 --> 00:06:10,707
‫باشه، تماشاچی‌ها شاهدن.

75
00:06:10,791 --> 00:06:13,041
‫من دارم کارمو انجام میدم.
‫می‌تونم هر سوالی بپرسم.

76
00:06:13,124 --> 00:06:15,124
‫بعداً نمی‌تونن ازم شکایت کنن.

77
00:06:15,207 --> 00:06:16,832
‫پس، شروع می‌کنیم.

78
00:06:17,416 --> 00:06:18,457
‫دکتر کورن.

79
00:06:18,457 --> 00:06:19,916
‫با کمال احترام،

80
00:06:19,916 --> 00:06:22,624
‫می‌دونین کاربرهای اینترنتی
‫الان بهتون چی میگن؟

81
00:06:24,082 --> 00:06:25,374
‫اونا بهتون میگن...

82
00:06:25,374 --> 00:06:27,207
‫عذر می‌خوام، دکتر فاسد.

83
00:06:27,916 --> 00:06:29,749
‫پس من اینجا ازتون می‌پرسم.

84
00:06:29,832 --> 00:06:32,124
‫بیاین مرد و مردونه حرف بزنیم.

85
00:06:32,207 --> 00:06:35,041
‫الان جلوی همه تأیید کنین
‫که این کار رو نکردین.

86
00:06:35,832 --> 00:06:37,499
‫من اصلاً این کار رو نکردم.

87
00:06:37,582 --> 00:06:39,666
‫من بیشتر از ۲۰ ساله که دکترم.

88
00:06:39,749 --> 00:06:41,832
‫هیچ‌وقت زندگیم رو
‫سر یه همچین چیزی خراب نمی‌کنم.

89
00:06:41,916 --> 00:06:43,124
‫قابل درکه.

90
00:06:43,124 --> 00:06:46,916
‫ولی یه نکته‌ای هست که
‫برای همه جای سوال داره، و واقعاً هم مشکوکه.

91
00:06:46,999 --> 00:06:48,124
‫شما پول رو انتقال دادین.

92
00:06:48,124 --> 00:06:50,332
‫خودتون می‌فهمین چرا مردم فکر می‌کنن

93
00:06:50,416 --> 00:06:52,749
‫حق‌السکوت بوده.
‫برای چی باید پولی واریز کنین؟

94
00:06:53,499 --> 00:06:56,041
‫خب، وقتی مریض اومد پیشم،

95
00:06:56,124 --> 00:06:57,874
‫گفت کمردرد داره.

96
00:06:57,957 --> 00:06:59,582
‫ولی بر اساس معاینه‌ی اولیه‌م،

97
00:06:59,665 --> 00:07:02,915
‫فکر کردم دلیل اصلیش
‫ممکنه تومور نخاعی باشه،

98
00:07:02,999 --> 00:07:05,749
‫برای همین بهش توصیه کردم که
‫بره بیمارستان معاینه بشه.

99
00:07:05,832 --> 00:07:09,249
‫ولی گفت پولی نداره،
‫برای همین منم کمکش کردم.

100
00:07:09,332 --> 00:07:11,499
‫می‌دونین چرا خیلی‌ها
‫حرفتون رو باور نمی‌کنن؟

101
00:07:11,582 --> 00:07:13,665
‫چون پول زیادی رو انتقال دادین.

102
00:07:13,749 --> 00:07:15,374
‫۵۰۰۰۰ بات یه کم زیاد نیست، دکتر؟

103
00:07:15,457 --> 00:07:16,957
‫اصلاً هم زیاد نیست!

104
00:07:17,457 --> 00:07:18,915
‫کجاش زیاده؟

105
00:07:18,915 --> 00:07:22,082
‫اوه، آروم باشید، خانم.
‫هنوز نوبت شما نشده.

106
00:07:22,165 --> 00:07:24,457
‫دوربین، یه کم بچرخ اینجا.

107
00:07:24,540 --> 00:07:27,499
‫لطفاً خودتون رو معرفی کنین، خانم‌ها.
‫اینا طرفدارهای دکتر کورن هستن.

108
00:07:27,582 --> 00:07:28,665
‫اسمتون چیه؟

109
00:07:28,665 --> 00:07:30,457
‫- کانچانا.
‫- کانچانا.

110
00:07:30,540 --> 00:07:31,582
‫کارونا.

111
00:07:31,582 --> 00:07:32,957
‫- کارونا.
‫- آره.

112
00:07:32,957 --> 00:07:34,790
‫جفتشون طرفدار دکتر کورن هستن.

113
00:07:34,874 --> 00:07:36,582
‫- شما مریض‌هاش هستین.
‫- آره.

114
00:07:36,665 --> 00:07:40,332
‫مردم این منطقه
‫بهش میگن دکتر کورن پنجه‌طلا.

115
00:07:40,415 --> 00:07:42,457
‫یه نسخه برات بنویسه خوب میشی.

116
00:07:42,540 --> 00:07:45,082
‫دکتر خیلی ماهر و مهربونیه.

117
00:07:45,165 --> 00:07:48,040
‫بیشتر از ۱۰ ساله که مراقب ماست، مگه نه؟

118
00:07:48,124 --> 00:07:50,374
‫و هیچ‌کس هم تا حالا ازش شکایتی نکرده.

119
00:07:50,457 --> 00:07:53,707
‫فکر می‌کنم کسی که شکایت کرده،

120
00:07:54,582 --> 00:07:57,707
‫- واقعاً یه عوضیه.
‫- بهتره...

121
00:07:57,790 --> 00:07:59,290
‫لطفاً حرف بد نزنین.

122
00:07:59,374 --> 00:08:01,457
‫بچه‌های زیادی توی خونه دارن ما رو می‌بینن.

123
00:08:01,540 --> 00:08:03,207
‫کلافگیتون رو درک می‌کنم

124
00:08:03,207 --> 00:08:05,790
‫چون جفتتون به دکتر کورن ایمان دارین،

125
00:08:05,874 --> 00:08:07,457
‫ولی کسی که باید بیشتر عصبانی باشه،

126
00:08:07,540 --> 00:08:09,790
‫یا حداقل بیشتر ناراحت باشه
‫احتمالاً این شخصه.

127
00:08:09,874 --> 00:08:11,457
‫دوربین، یه کم بچرخ اون‌طرف.

128
00:08:12,290 --> 00:08:13,624
‫ایشون...

129
00:08:13,624 --> 00:08:14,957
‫ببخشید.

130
00:08:14,957 --> 00:08:18,124
‫- خانم پرانگتیپ، همسر دکتر کورن، درسته؟
‫- آره.

131
00:08:18,207 --> 00:08:21,124
‫این‌طوری حمایت کردن
‫یعنی توی خونه همه‌چی حل شده، درسته؟

132
00:08:21,207 --> 00:08:22,707
‫همه‌چی حل شده.

133
00:08:25,082 --> 00:08:26,915
‫پس بذارین یه سوال دیگه ازتون بپرسم.

134
00:08:26,999 --> 00:08:28,207
‫فکر می‌کنین برای چی...

135
00:08:28,207 --> 00:08:31,665
‫توی فیس‌بوک، مردم به یه اندازه دارن
‫از دکتر و قربانی حمایت می‌کنن.

136
00:08:31,749 --> 00:08:35,165
‫ولی روی تیک‌تاک، دکتر حسابی ترند شده.

137
00:08:35,707 --> 00:08:37,165
‫چرا داریم این کار رو باهاش می‌کنیم؟

138
00:08:37,165 --> 00:08:39,124
‫توی دادگاه کاملاً بی‌فایده‌ست.

139
00:08:40,915 --> 00:08:42,124
‫نمی‌فهمی؟

140
00:08:42,124 --> 00:08:44,290
‫به این میگن محکومیت افکار عمومی، احمق.

141
00:08:46,874 --> 00:08:48,374
‫قاضی‌ها هم در هر صورت انسانن.

142
00:08:48,415 --> 00:08:50,082
‫قطعاً زیر فشار کم میارن.

143
00:08:54,499 --> 00:08:57,790
‫منم بهتره صدامو بیارم پایین.
‫باید صدامو بیارم پایین.

144
00:08:58,582 --> 00:09:01,040
‫اگه موضوع دیگه‌ای مونده

145
00:09:01,124 --> 00:09:03,332
‫یا اگه چیز دیگه‌ای برای بحث هست،

146
00:09:03,415 --> 00:09:04,874
‫توی دادگاه می‌بینمتون.

147
00:09:04,874 --> 00:09:06,499
‫خب، بینندگان عزیز،

148
00:09:06,499 --> 00:09:09,582
‫لطفاً از قضاوت خودتون استفاده کنین.

149
00:09:09,665 --> 00:09:11,249
‫حرفای همه‌ی طرف‌ها رو بشنوین،

150
00:09:11,332 --> 00:09:13,749
‫و فکر کنین که این‌جور اتفاقات

151
00:09:13,832 --> 00:09:16,124
‫چی می‌تونن به ما یاد بدن.

152
00:09:16,207 --> 00:09:18,124
‫بعضی وقتا، برای متهم کردن کسی،

153
00:09:18,207 --> 00:09:21,207
‫به مدارک کافی نیاز دارین. وگرنه...

154
00:09:23,957 --> 00:09:26,249
‫[وکیل قدرت مادر]

155
00:09:29,874 --> 00:09:31,374
‫الو؟

156
00:09:33,040 --> 00:09:34,290
‫ندیدمش.

157
00:09:34,290 --> 00:09:36,874
‫ندیدمش، و هیچی هم نخوندم.

158
00:09:36,957 --> 00:09:39,749
‫خوبه.
‫و همه‌ی برنامه‌ها رو پاک کردی؟

159
00:09:39,832 --> 00:09:41,290
‫آره، همه‌ی برنامه‌ها رو پاک کردم.

160
00:09:41,290 --> 00:09:44,207
‫هر کاری گفتی رو انجام دادم.

161
00:09:44,790 --> 00:09:46,290
‫آفرین.

162
00:09:46,749 --> 00:09:49,665
‫نگران هیچی نباش.
‫با هم می‌جنگیم.

163
00:09:50,749 --> 00:09:53,124
‫من کاملاً برای این کار آماده‌ام.

164
00:09:53,665 --> 00:09:55,749
‫با تمام وجودم می‌جنگم.

165
00:09:55,832 --> 00:09:58,165
‫باشه. فردا بهت سر می‌زنم.

166
00:09:58,249 --> 00:09:59,999
‫یه بار دیگه تمرین می‌کنیم.

167
00:10:00,082 --> 00:10:01,582
‫آره.

168
00:10:11,332 --> 00:10:15,124
‫اگه در مورد شرق حرف می‌زنیم،
‫اینجا جزو ۵ تای اوله.

169
00:10:15,207 --> 00:10:18,165
‫صاحبش چایووته.
‫مردم بهش میگن چای.

170
00:10:19,082 --> 00:10:20,749
‫همه کاری می‌کنه.

171
00:10:20,832 --> 00:10:23,582
‫سردخونه، حمل و نقل،
‫و قایق‌های ماهیگیری.

172
00:10:25,165 --> 00:10:27,498
‫وقتی سیا و خواهرش قاچاقی اومدن تایلند،

173
00:10:27,582 --> 00:10:29,082
‫دلال آوردشون اینجا.

174
00:10:29,082 --> 00:10:31,957
‫ولی سیا رو جدا کردن و
‫فرستادن روی یه قایق کار کنه.

175
00:10:31,957 --> 00:10:33,915
‫مدارک هویتی کارگرای گول‌خورده رو می‌گیرن

176
00:10:33,915 --> 00:10:35,915
‫و مجبورشون می‌کنن
‫برای تسویه‌ی بدهیشون کار کنن.

177
00:10:35,915 --> 00:10:38,540
‫ممکنه تا سرحد مرگ کار کنن
‫و هیچ‌وقت هم بدهیشون رو صاف نکنن.

178
00:10:39,790 --> 00:10:41,707
‫هر سفر به دریا سال‌ها طول می‌کشه.

179
00:10:42,873 --> 00:10:45,415
‫بعضیا می‌میرن و هیچ‌وقت برنمی‌گردن.

180
00:10:48,748 --> 00:10:50,957
‫اگه این ۳ تا خواهر و برادر
‫قبلاً اینجا کار می‌کردن،

181
00:10:52,165 --> 00:10:54,582
‫این یعنی آنان هم
‫توی این قضیه دست داره؟

182
00:10:55,165 --> 00:10:59,040
‫شیلات تایلند به خاطر گزارش‌های قاچاق انسان
‫توسط اروپا تحریم شد.

183
00:10:59,123 --> 00:11:01,040
‫دولت قوانین سخت‌گیرانه‌ای وضع کرد.

184
00:11:01,123 --> 00:11:03,998
‫انجمن شیلات نهایت تلاشش رو کرد
‫تا اوضاع رو سر و سامون بده.

185
00:11:04,832 --> 00:11:08,165
‫ولی چای تنها کسیه که هنوز قسر در میره.

186
00:11:09,498 --> 00:11:10,998
‫چی فکر می‌کنی؟

187
00:11:21,540 --> 00:11:23,040
‫الو؟

188
00:11:25,165 --> 00:11:26,665
‫سیا.

189
00:11:27,082 --> 00:11:28,998
‫سیا، آروم باش.

190
00:11:29,082 --> 00:11:30,915
‫یواش حرف بزن. چی شده؟

191
00:11:36,957 --> 00:11:38,457
‫سیا.

192
00:11:39,165 --> 00:11:42,540
‫دیگه نمی‌دونم باید چیکار کنم.

193
00:11:43,498 --> 00:11:46,623
‫- خواهرم رو کجا بردن؟
‫- سیا، آروم باش، باشه؟

194
00:11:46,707 --> 00:11:48,873
‫- چی شده؟
‫- نیئو غیبش زده.

195
00:11:51,873 --> 00:11:53,707
‫نیئو رو پیدا کردی؟

196
00:11:55,623 --> 00:11:57,207
‫دروغ گفتم.

197
00:11:58,790 --> 00:12:00,957
‫نیئو رو آوردم اینجا قایمش کنم.

198
00:12:01,748 --> 00:12:03,873
‫قرار بود با هم فرار کنیم.

199
00:12:03,957 --> 00:12:05,707
‫ولی غیبش زد.

200
00:12:11,207 --> 00:12:13,457
‫حتماً کار اون پلیس‌هاست، مگه نه؟

201
00:12:14,373 --> 00:12:15,707
‫همونایی که اومدن سراغم.

202
00:12:15,707 --> 00:12:16,957
‫آروم باش.

203
00:12:16,957 --> 00:12:18,748
‫شاید فرار کرده باشه یه جای دیگه.

204
00:12:18,832 --> 00:12:20,332
‫محاله.

205
00:12:21,915 --> 00:12:25,165
‫وقتی داشتیم از مرز تایلند رد می‌شدیم
‫مادر مادربزرگمون اینا رو بهمون داد.

206
00:12:26,082 --> 00:12:28,040
‫اون هیچ‌وقت این‌طوری ولش نمی‌کرد.

207
00:12:33,998 --> 00:12:36,582
‫اگه بلایی سر نیئو هم بیارن...

208
00:12:40,665 --> 00:12:42,165
‫می‌کشمشون.

209
00:12:43,332 --> 00:12:45,457
‫نگران نباش، سیا. آروم باش.

210
00:12:54,748 --> 00:12:56,582
‫این قضیه هنوز ترنده...

211
00:12:56,665 --> 00:12:58,540
‫وای خدا. ورق برگشت.

212
00:12:58,623 --> 00:13:00,165
‫...در مورد اینکه واقعاً چه اتفاقی افتاده.

213
00:13:00,248 --> 00:13:03,123
‫همین الان،
‫من در کنار وکیل مانائو نشستم...

214
00:13:03,207 --> 00:13:05,623
‫لعنتی، عجب خوب شده.

215
00:13:07,623 --> 00:13:09,123
‫مک.

216
00:13:09,207 --> 00:13:12,248
‫- مک، اینو ببین.
‫- یه لحظه وایسا.

217
00:13:12,332 --> 00:13:15,290
‫دارم بهت میگم،
‫باید همین الان اینو ببینی.

218
00:13:15,998 --> 00:13:18,123
‫راستش، من امروز دعوتشون کردم
‫که بیان توی برنامه،

219
00:13:18,207 --> 00:13:21,582
‫- ولی واقعاً آمادگیش رو ندارن.
‫- قابل درکه.

220
00:13:21,665 --> 00:13:24,165
‫ببین، اون مانائوئه، دستیار سابق رئیس.

221
00:13:24,248 --> 00:13:26,207
‫الان وکیل پویه.

222
00:13:26,290 --> 00:13:28,623
‫از یه زاویه‌هایی...

223
00:13:28,707 --> 00:13:31,415
‫راستی، قسمت قبلی رو دیدی؟

224
00:13:31,415 --> 00:13:32,457
‫آره دیدم.

225
00:13:32,457 --> 00:13:34,957
‫دیدی که طرف اونا اصرار داشت

226
00:13:35,040 --> 00:13:37,832
‫که دکتر این کار رو نکرده و آدم خیلی خوبیه؟

227
00:13:37,915 --> 00:13:39,832
‫شاهدها کل استودیو رو پر کرده بودن.

228
00:13:39,915 --> 00:13:42,082
‫در مورد انتقال ۵۰۰۰۰ باتی هم،

229
00:13:42,165 --> 00:13:44,873
‫از روی دلسوزی و تمایل واقعی برای کمک بوده.

230
00:13:44,957 --> 00:13:47,665
‫هر کاری می‌کنن تا مردم باورشون کنن.

231
00:13:48,915 --> 00:13:51,582
‫دقیقاً می‌دونم وکیلشون چه جور آدمیه.

232
00:13:51,665 --> 00:13:54,540
‫منظورت وکیل جیتریه؟

233
00:13:56,456 --> 00:13:59,915
‫وای. اون پوزخند یعنی چی؟

234
00:13:59,998 --> 00:14:03,748
‫یعنی فکر می‌کنی قطعاً راستش رو نمیگن؟

235
00:14:04,790 --> 00:14:08,290
‫خب، دلم می‌خواد همه با دیدن این کلیپ
‫خودشون قضاوت کنن.

236
00:14:08,373 --> 00:14:11,456
‫[ورق برمی‌گردد! دکتر به دردسر می‌افتد]
‫[وکیل قدرت مادر مدرک رو می‌کند]

237
00:14:11,540 --> 00:14:13,748
‫ازت شکایت می‌کنم

238
00:14:13,831 --> 00:14:16,790
‫برای رابطه‌ی بدون رضایت.

239
00:14:18,331 --> 00:14:21,831
‫گوش کن، چقدر می‌خوای؟

240
00:14:21,915 --> 00:14:24,581
‫- ۲۰۰۰۰ تا کافیه؟
‫- پولت رو نمی‌خوام.

241
00:14:24,665 --> 00:14:26,706
‫من عدالت می‌خوام.

242
00:14:28,915 --> 00:14:32,540
‫باشه، خیلی خب.
‫بهت ۵۰۰۰۰ تا میدم.

243
00:14:32,540 --> 00:14:34,206
‫ولی فقط یه بار.

244
00:14:34,206 --> 00:14:35,915
‫بیا یه برد-برد در نظر بگیریمش.

245
00:14:35,998 --> 00:14:38,748
‫لعنتی، توی ویدیو مچش گرفته شد.

246
00:14:39,373 --> 00:14:41,206
‫کار دکتر کورن تمومه.

247
00:14:41,290 --> 00:14:44,165
‫- پرونده بسته شد.
‫- وایستا.

248
00:14:44,165 --> 00:14:45,540
‫باید ازت بپرسم،

249
00:14:45,540 --> 00:14:48,165
‫نمی‌ترسی که ممکنه بگن...

250
00:14:48,248 --> 00:14:52,081
‫ممکنه بگن
‫عمداً فیلم گرفته تا از دکتر اخاذی کنه.

251
00:14:52,165 --> 00:14:55,540
‫اگه قصدش اخاذی بود،
‫تا الان پول رو خرج نکرده بود؟

252
00:14:56,165 --> 00:14:59,831
‫اینم مدرکش.
‫دکتر کورن ۵۰۰۰۰ بات انتقال داده.

253
00:14:59,915 --> 00:15:03,665
‫مدرک انتقال.
‫یه رسید مستقیم از خود دکتر کورن.

254
00:15:03,748 --> 00:15:06,081
‫فوراً پول رو ریخت
‫و حتی رسیدش رو هم فرستاد؟

255
00:15:06,081 --> 00:15:08,415
‫آره. به محض اینکه پول رو گرفت،

256
00:15:08,415 --> 00:15:10,581
‫فوراً رفت پاسگاه شکایت کرد.

257
00:15:10,581 --> 00:15:14,248
‫خب، بذار بپرسم.
‫پیامی برای طرف مقابل نداری؟

258
00:15:14,998 --> 00:15:17,915
‫توی دادگاه می‌بینمت.

259
00:15:19,998 --> 00:15:21,623
‫مانائو خودش رو ارتقا داده.

260
00:15:21,706 --> 00:15:24,040
‫الان مثل اسمش ترش شده.
‫یه پکیج کامل.

261
00:15:24,123 --> 00:15:25,665
‫داره توی این کار خیلی ماهر میشه.

262
00:15:25,748 --> 00:15:27,748
‫وقتی با ما بود انقدر خوب نبود.

263
00:15:27,831 --> 00:15:30,373
‫- ازت شکایت می‌کنم...
‫- یه کم لیمو ترش پیدا کردم.

264
00:15:30,456 --> 00:15:32,956
‫- برای رابطه‌ی بدون رضایت.
‫- لیمو؟

265
00:15:33,040 --> 00:15:36,123
‫کل آب‌لیموهای توی یخچال رو بنداز دور، نیمو.

266
00:15:36,206 --> 00:15:37,706
‫- هی.
‫- بله؟

267
00:15:37,790 --> 00:15:39,498
‫جمله‌بندی‌های توی کلیپ عجیبه.

268
00:15:39,498 --> 00:15:40,915
‫چیش عجیبه؟

269
00:15:40,915 --> 00:15:43,165
‫«شکایت ازت برای رابطه‌ی بدون رضایت.»

270
00:15:43,706 --> 00:15:45,248
‫انگار که حفظش کرده.

271
00:15:45,331 --> 00:15:48,081
‫خب، شاید پوی قانون رو می‌دونه.

272
00:15:48,165 --> 00:15:49,623
‫این روزا مردم مطالعه می‌کنن، می‌دونی که؟

273
00:15:49,623 --> 00:15:51,248
‫ممکنه قانون رو بدونه،

274
00:15:51,331 --> 00:15:53,581
‫ولی چه جور آدمی
‫این‌طوری با اصطلاحات حقوقی حرف می‌زنه؟

275
00:15:53,665 --> 00:15:56,706
‫و لحنش کاملاً عمدی به نظر می‌رسه.

276
00:15:57,206 --> 00:16:00,748
‫گول زدن دکتر برای انتقال پول
‫تا ازش برای گزارش پلیس استفاده کنه.

277
00:16:05,123 --> 00:16:07,040
‫چی میشه اگه وکیل مانائو

278
00:16:07,123 --> 00:16:10,790
‫کسی باشه که نقشه کشیده
‫تا قربانی برای دکتر کورن تله بذاره؟

279
00:16:10,873 --> 00:16:13,873
‫- درسته.
‫- اگه دادگاه این قضیه رو بفهمه،

280
00:16:13,956 --> 00:16:15,665
‫این مدرک دیگه هیچ اعتباری نداره.

281
00:16:17,873 --> 00:16:19,373
‫وای خدا.

282
00:16:19,665 --> 00:16:21,415
‫دیدم که رئیس از این تاکتیک استفاده کنه.

283
00:16:22,415 --> 00:16:25,831
‫مانائو مدت‌ها اینجا کار کرده.
‫بعضی از تاکتیک‌های جیتری رو یاد گرفته.

284
00:16:28,415 --> 00:16:30,206
‫خیلی باهوشی، لعنتی.

285
00:16:30,290 --> 00:16:32,206
‫مشکل اینه که چطوری می‌تونیم ثابتش کنیم.

286
00:16:32,290 --> 00:16:34,998
‫تا حالا اسم کونانِ پانتیپ رو شنیدی؟

287
00:16:43,998 --> 00:16:45,540
‫وکیل قدرت مادر.

288
00:16:45,623 --> 00:16:48,040
‫مانائو همیشه به من می‌پرید.

289
00:16:51,998 --> 00:16:53,581
‫کلیپ در ۳۰ نوامبر فیلم‌برداری شده.

290
00:16:53,665 --> 00:16:56,123
‫این یعنی پوی
‫قبل از اون با مانائو تماس گرفته بوده.

291
00:16:56,206 --> 00:16:57,706
‫- نیمو.
‫- بله، قربان.

292
00:16:57,748 --> 00:16:59,581
‫فیس‌بوک، اینستاگرام، ایکس، تیک‌تاک.

293
00:16:59,665 --> 00:17:01,498
‫تا ۳۰ نوامبر رو بگرد.

294
00:17:01,581 --> 00:17:04,248
‫- شروع کن.
‫- حله، رئیس.

295
00:17:05,456 --> 00:17:07,206
‫[وکیل قدرت مادر]

296
00:17:15,998 --> 00:17:19,456
‫[سوءاستفاده فیزیکی توسط شوهر یه جرم کیفریه]

297
00:17:20,581 --> 00:17:23,623
‫اینستای مانائو پر از عکسای بچه‌شه.
‫خیلی عقده‌ایه.

298
00:17:24,331 --> 00:17:29,039
‫خیلی بامزه و تپله! خیلی گوگولیه!

299
00:17:29,123 --> 00:17:32,123
‫چه مرگته؟ به گشتن ادامه بده.

300
00:17:33,206 --> 00:17:36,956
‫می‌خوای برای لیموترشش عسل بشی؟ عوضی.

301
00:17:40,831 --> 00:17:43,873
‫[روز جهانی منع خشونت علیه زنان]

302
00:17:49,664 --> 00:17:53,081
‫[به مشورت نیاز دارم.]
‫[اگه شک کنم یه دکتر باهام کاری کرده]

303
00:17:53,164 --> 00:17:54,664
‫[ولی مدرکی نداشته باشم، باید چیکار کنم؟]

304
00:17:54,748 --> 00:17:57,039
‫[وکیل قدرت مادر: میشه جزئیات بیشتری بدی؟]

305
00:17:57,164 --> 00:17:58,789
‫[چه اتفاقی افتاده و چه جور دکتری بوده؟]

306
00:17:58,873 --> 00:18:01,831
‫[کمردرد داشتم]
‫[برای همین رفتم یه کلینیک ارتوپدی.]

307
00:18:01,914 --> 00:18:04,998
‫[ولی برخلاف میلم بهم دست زد]
‫[به بهونه‌ی اینکه درمانه.]

308
00:18:05,081 --> 00:18:07,623
‫[وکیل قدرت مادر:]
‫[می‌تونم بهت پیام شخصی بدم؟]

309
00:18:25,414 --> 00:18:27,123
‫لعنتی، فکر کنم پیداش کردم.

310
00:18:27,706 --> 00:18:29,206
‫کجا؟

311
00:18:34,123 --> 00:18:35,623
‫فکر می‌کنی همینه؟

312
00:18:36,498 --> 00:18:37,789
‫فکر کنم همینه.

313
00:18:37,789 --> 00:18:39,164
‫داستانش خیلی آشناست.

314
00:18:39,164 --> 00:18:42,331
‫لعنتی. تو غیب‌گویی، مک؟

315
00:18:42,914 --> 00:18:44,748
‫یه حس ششم لعنتی داری.

316
00:18:45,664 --> 00:18:49,206
‫بکش عقب عوضی.
‫اون دهن بدبوت رو دور نگه دار.

317
00:18:49,289 --> 00:18:50,789
‫روی پروفایلش کلیک کن.

318
00:18:53,664 --> 00:18:55,123
‫[بلیسیس پروفایلش را قفل کرده.]

319
00:18:55,123 --> 00:18:57,123
‫کلاً قفله. نمی‌تونیم فضولی کنیم.

320
00:19:00,414 --> 00:19:02,998
‫کارآگاه اینترنتی خفن می‌شناسی؟

321
00:19:03,581 --> 00:19:05,081
‫لعنتی.

322
00:19:05,081 --> 00:19:07,414
‫من نیستم.

323
00:19:12,164 --> 00:19:14,373
‫این عینک مسخره برای چیه؟

324
00:19:14,456 --> 00:19:16,373
‫برای مسدود کردن نور آبیه، داداش.

325
00:19:32,873 --> 00:19:34,498
‫[لباس زنانه سایز بزرگ]

326
00:19:44,956 --> 00:19:46,998
‫وایسا. یه لحظه اینو ببین.

327
00:19:48,331 --> 00:19:50,039
‫این یکی. روی این کلیک کن.

328
00:19:52,956 --> 00:19:56,373
‫[فقط جهت یادآوری که ازش گذشتم.]
‫[خداحافظ، دوست من، دوقطبی.]

329
00:19:56,456 --> 00:19:58,789
‫خدای من. دوقطبی.

330
00:20:05,998 --> 00:20:08,748
‫[نمی‌تونم ازش فرار کنم.]
‫[خوش اومدی، دوست قدیمی.]

331
00:20:08,831 --> 00:20:11,081
‫[داروی روان‌پزشکی ریسپریدون]

332
00:20:11,164 --> 00:20:12,664
‫خیلی جدی به نظر می‌رسه.

333
00:20:13,539 --> 00:20:15,623
‫باید از این علیه‌ش استفاده کنیم؟

334
00:20:18,623 --> 00:20:20,498
‫این کار رو نکن، پسر.

335
00:20:20,581 --> 00:20:23,998
‫هیچ ربطی به پرونده نداره.
‫و اینو به جیتری هم نگو.

336
00:20:24,081 --> 00:20:27,206
‫هی، من نمی‌تونم این کار رو بکنم.
‫رئیس باید همه‌چی رو بدونه.

337
00:20:27,289 --> 00:20:28,456
‫خیلی حساسه.

338
00:20:28,456 --> 00:20:31,331
‫فقط پست‌های پوی
‫که داره با مانائو حرف می‌زنه کافیه.

339
00:20:32,706 --> 00:20:34,206
‫هی.

340
00:20:34,706 --> 00:20:36,914
‫لعنتی، تو مثل بابانوئل مهربونی.

341
00:20:37,414 --> 00:20:38,914
‫من رفتم.

342
00:20:41,206 --> 00:20:43,664
‫لعنتی، الکی اون‌همه وقت برای گشتن تلف کردم.

343
00:20:43,748 --> 00:20:45,248
‫نه! هنوز نرو بیرون.

344
00:20:46,498 --> 00:20:48,081
‫یه ماشین ناشناس اون‌جلو پارک کرده.

345
00:20:48,164 --> 00:20:49,373
‫نمی‌دونم کی فرستادتش.

346
00:20:49,373 --> 00:20:50,872
‫- داداش.
‫- لعنتی، کیه؟

347
00:20:50,914 --> 00:20:53,539
‫مای داره راهشو می‌بنده.
‫نمی‌دونم ماشین کیه.

348
00:20:55,206 --> 00:20:57,789
‫یه مدتی میشه که اینجاست.
‫همون‌جا پارک کرده و ما رو زیر نظر داره.

349
00:20:57,872 --> 00:20:59,372
‫به دار و دسته‌ی اک گفتم حواسشون باشه.

350
00:20:59,456 --> 00:21:00,581
‫لعنتی.

351
00:21:00,581 --> 00:21:03,414
‫چراغاش هم روشنه.
‫اگه باتریش خالی شد، کمکش نکن.

352
00:21:03,497 --> 00:21:05,122
‫- احمق‌ها.
‫- برنامه چیه؟

353
00:21:05,206 --> 00:21:06,706
‫من حلش می‌کنم.

354
00:21:06,872 --> 00:21:08,956
‫هی، عوضی!

355
00:21:10,456 --> 00:21:12,497
‫- کدوم خری هستی؟!
‫- ازش فیلم بگیر!

356
00:21:12,581 --> 00:21:14,372
‫- لعنتی!
‫- چه مرگتونه؟

357
00:21:15,206 --> 00:21:16,539
‫- بیا بیرون!
‫- بیا بیرون!

358
00:21:16,539 --> 00:21:18,622
‫فکر می‌کنی نمی‌دونم، عوضی؟!

359
00:21:18,706 --> 00:21:20,206
‫بیا بیرون!

360
00:21:25,331 --> 00:21:26,831
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

361
00:21:29,956 --> 00:21:31,456
‫نامزد؟

362
00:21:33,456 --> 00:21:35,664
‫یه رابطه‌ای که من هیچی ازش نمی‌دونستم.

363
00:21:38,914 --> 00:21:40,539
‫الکی کوبیدم روی ماشینش.

364
00:21:40,622 --> 00:21:42,789
‫نزدیک بود دستم بشکنه، لعنتی!

365
00:21:45,914 --> 00:21:47,414
‫رئیس!

366
00:21:52,247 --> 00:21:54,289
‫نیئو یواشکی اومده بود تا سیا رو ببینه.

367
00:21:54,831 --> 00:21:57,997
‫ولی اتاقی که من دیدم
‫کاملاً به هم ریخته بود.

368
00:21:58,789 --> 00:22:00,956
‫حتماً یه درگیری اتفاق افتاده.

369
00:22:01,039 --> 00:22:03,039
‫و محاله که خودش تنهایی فرار کرده باشه

370
00:22:03,122 --> 00:22:05,789
‫چون به سیا قول داده بود
‫که برمی‌گردن میانمار.

371
00:22:07,164 --> 00:22:09,914
‫پنگ الان به تیمش گفته خبر رو پخش کنن.

372
00:22:10,747 --> 00:22:13,914
‫اگه سرنخی از نیئو پیدا بشه،
‫فوراً باهامون تماس می‌گیرن.

373
00:22:19,872 --> 00:22:21,581
‫اون روز باید حرفتو باور می‌کردم.

374
00:22:24,747 --> 00:22:26,247
‫متأسفم.

375
00:22:30,914 --> 00:22:33,081
‫اطلاعی داری که کی نیئو رو برده؟

376
00:22:37,747 --> 00:22:39,872
‫اون دور و بر هیچ دوربینی نیست.
‫هیچی نیست.

377
00:22:39,956 --> 00:22:41,414
‫یه اردوگاه کارگریه.

378
00:22:41,414 --> 00:22:43,456
‫من و پنگ از همه پرسیدیم،

379
00:22:43,539 --> 00:22:45,206
‫ولی هیچ‌کس چیزی ندیده بود.

380
00:22:48,622 --> 00:22:50,164
‫حالا باید چیکار کنیم؟

381
00:22:55,456 --> 00:22:57,831
‫از اونجایی که هیچ سرنخی
‫در مورد اینکه نیئو کجا رفته نداریم،

382
00:22:57,914 --> 00:23:00,289
‫هنوز باید روی پرونده‌ی دکتر کورن کار کنم.

383
00:23:03,497 --> 00:23:04,997
‫مک.

384
00:23:06,081 --> 00:23:08,789
‫چی میشه اگه نیئو واقعاً
‫توسط آدمای آنان دزدیده شده باشه؟

385
00:23:11,039 --> 00:23:12,747
‫فکر می‌کنی هنوز زنده‌ست؟

386
00:23:32,206 --> 00:23:33,706
‫[دادگاه کیفری]

387
00:23:33,747 --> 00:23:38,622
‫[جلسه‌ی استماع شاهد]
‫[پرونده‌ی دکتر کورن]

388
00:23:39,539 --> 00:23:42,789
‫- اون یه دکتر عالیه.
‫- من تازه زانومو عمل کردم.

389
00:23:42,872 --> 00:23:44,539
‫الان خوب راه میرم.

390
00:23:44,622 --> 00:23:48,247
‫- چیکار کردی؟ فوتبال بازی کردی؟
‫- کی جرئت می‌کنه همچین کاری کنه؟

391
00:24:14,622 --> 00:24:17,289
‫کی فهمیدین که به دخترتون حمله شده؟

392
00:24:17,372 --> 00:24:20,955
‫وقتی پارسال کمردرد مزمن گرفت،

393
00:24:21,039 --> 00:24:22,789
‫شروع کرد هر روز مسکن خوردن.

394
00:24:23,830 --> 00:24:26,247
‫ولی انقدر بد شد
‫که دیگه داروها اثر نمی‌کردن،

395
00:24:26,330 --> 00:24:27,872
‫برای همین تصمیم گرفتیم بریم پیش یه دکتر.

396
00:24:27,955 --> 00:24:31,164
‫دکتر کورن، متهم این پرونده.

397
00:24:32,289 --> 00:24:34,164
‫آره. خودش بود.

398
00:24:36,705 --> 00:24:38,539
‫بعد از اینکه از پیش دکتر برگشتیم،

399
00:24:39,289 --> 00:24:41,164
‫رفتارهاش عجیب شد.

400
00:24:42,164 --> 00:24:45,914
‫توی خودش بود
‫و از اتاقش بیرون نمی‌اومد.

401
00:24:47,122 --> 00:24:48,622
‫تا اینکه یه روز،

402
00:24:49,664 --> 00:24:52,289
‫شنیدم که داره آروم توی اتاقش گریه می‌کنه.

403
00:24:53,247 --> 00:24:56,497
‫برای همین بهش اصرار کردم،
‫و بالاخره بهم گفت.

404
00:24:59,080 --> 00:25:00,580
‫پوی بهم گفت که...

405
00:25:01,872 --> 00:25:03,914
‫اون روزی که رفته کلینیک،

406
00:25:05,247 --> 00:25:09,247
‫دکتر گفته این مدل درد

407
00:25:09,330 --> 00:25:11,455
‫ممکنه تومور نخاعی باشه.

408
00:25:13,205 --> 00:25:16,372
‫برای همین خواسته معاینه‌ی لگن انجام بده.

409
00:25:17,664 --> 00:25:19,164
‫و بعد...

410
00:25:20,455 --> 00:25:23,455
‫بهش حمله کرده.

411
00:25:31,580 --> 00:25:33,080
‫بهش گفته که...

412
00:25:33,955 --> 00:25:35,455
‫اون یه دکتره.

413
00:25:36,747 --> 00:25:38,580
‫همه بهش احترام می‌ذارن.

414
00:25:40,955 --> 00:25:42,664
‫ولی آدمایی مثل ما،

415
00:25:43,622 --> 00:25:45,705
‫هیچ‌کس یه کلمه از حرفامون رو هم
‫باور نمی‌کنه.

416
00:25:50,705 --> 00:25:53,080
‫عالیجناب، لطفاً به دخترم کمک کنین.

417
00:26:00,039 --> 00:26:01,539
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

418
00:26:03,164 --> 00:26:05,247
‫وکیل مدافع،
‫می‌تونین سوالات متقابل رو شروع کنین.

419
00:26:18,830 --> 00:26:20,330
‫آیا قبلاً در جریان بودین که...

420
00:26:21,414 --> 00:26:22,997
‫بعد از اون اتفاق که دخترتون ادعا می‌کنه

421
00:26:23,080 --> 00:26:24,789
‫دوباره به کلینیک برگشته بود؟

422
00:26:25,539 --> 00:26:26,997
‫آره.

423
00:26:26,997 --> 00:26:28,497
‫چرا برگشت اونجا؟

424
00:26:30,372 --> 00:26:33,039
‫می‌خواست اون دکتر
‫مسئولیت کاری که کرده رو به عهده بگیره.

425
00:26:34,580 --> 00:26:36,539
‫نگران دخترتون نبودین

426
00:26:37,205 --> 00:26:39,705
‫که داره برمی‌گرده پیش مردی که
‫ادعا می‌کنه بهش حمله کرده؟

427
00:26:44,664 --> 00:26:46,164
‫لطفاً به سوال جواب بدین.

428
00:26:48,205 --> 00:26:51,330
‫چرا گذاشتین تنها بره؟
‫چرا باهاش نرفتین؟

429
00:26:54,997 --> 00:26:56,497
‫یا کسی باهاش رفت؟

430
00:26:57,330 --> 00:26:58,830
‫تنها رفت.

431
00:26:58,830 --> 00:27:01,414
‫قبل از رفتنش نمی‌دونستم.

432
00:27:01,497 --> 00:27:03,205
‫تازه بعد از اینکه برگشت فهمیدم.

433
00:27:04,205 --> 00:27:06,789
‫و قبل از اینکه بره،
‫با کسی مشورت کرده بود؟

434
00:27:06,872 --> 00:27:08,372
‫نه.

435
00:27:11,039 --> 00:27:12,622
‫ولی ۵ روز قبل از اون،

436
00:27:13,414 --> 00:27:15,914
‫دخترتون توی صفحه‌ی وکیل قدرت مادر
‫پست گذاشت،

437
00:27:15,997 --> 00:27:17,497
‫و وکیل هم جواب داد.

438
00:27:18,039 --> 00:27:20,455
‫این یعنی از قبل
‫با هم مشورت کرده بودن، نه؟

439
00:27:20,539 --> 00:27:22,122
‫اعتراض دارم.

440
00:27:22,205 --> 00:27:24,497
‫وکیل مدافع داره سوال‌های نامربوط می‌پرسه.

441
00:27:25,455 --> 00:27:26,955
‫به وکیل مدافع اخطار میدم.

442
00:27:26,997 --> 00:27:28,580
‫لطفاً توی موضوع بحث بمونین.

443
00:27:30,330 --> 00:27:32,205
‫متأسفم ولی کاملاً به هم ربط دارن.

444
00:27:32,872 --> 00:27:34,997
‫چون این احتمال وجود داره که دخترتون

445
00:27:35,080 --> 00:27:37,705
‫به دستور وکیل به کلینیک برگشته باشه

446
00:27:37,789 --> 00:27:39,914
‫تا علیه موکل من مدرک‌سازی کنه.

447
00:27:47,705 --> 00:27:49,955
‫طبق مدارک تکمیلی ارائه‌شده.

448
00:27:50,955 --> 00:27:53,330
‫وکیل مانائو
‫از شبکه‌ی اجتماعی شخصیش استفاده کرده

449
00:27:53,413 --> 00:27:54,747
‫تا با دخترتون تماس بگیره.

450
00:27:54,747 --> 00:27:58,497
‫۵ روز بعد،
‫دخترتون رفت پاسگاه گزارش داد

451
00:27:58,580 --> 00:28:00,788
‫با مدرک انتقال پول،
‫مدرک دبلیو.جی ۵،

452
00:28:01,413 --> 00:28:05,497
‫و مدرک ویدیویی از حرف زدنش با دکتر،
‫دبلیو.جی ۳.

453
00:28:06,122 --> 00:28:07,913
‫سوال اصلی اینه.

454
00:28:07,997 --> 00:28:11,205
‫فکر می‌کنین دخترتون سرخود عمل کرده،
‫یا از دستورات وکیلش پیروی کرده؟

455
00:28:11,288 --> 00:28:13,538
‫دارین پیش‌داوری می‌کنین
‫و به من تهمت می‌زنین!

456
00:28:13,622 --> 00:28:16,497
‫مدرکی دارین که نشون بده
‫من به شاکی توصیه کردم مدرک‌سازی کنه؟

457
00:28:16,580 --> 00:28:18,955
‫دوباره بهتون اخطار میدم، وکیل.

458
00:28:19,038 --> 00:28:21,122
‫به مسائل مربوط به پرونده بپردازین.

459
00:28:21,205 --> 00:28:23,955
‫به وکیل شاکی تهمت نزنین.

460
00:28:49,038 --> 00:28:50,538
‫بیاین در مورد داروها حرف بزنیم.

461
00:28:53,830 --> 00:28:56,538
‫در مورد داروهایی که
‫دخترتون به طور منظم مصرف می‌کنه،

462
00:28:57,288 --> 00:29:00,372
‫آیا داروی دیگه‌ای هم هست
‫که غیر از مسکن مصرف کنه؟

463
00:29:02,413 --> 00:29:04,372
‫قبلاً می‌خورد،
‫ولی خیلی وقته که قطعشون کرده.

464
00:29:04,455 --> 00:29:07,247
‫یه داروی ضداضطراب به اسم ریسپریدون؟

465
00:29:08,538 --> 00:29:10,038
‫این چه ربطی به این قضیه داره؟

466
00:29:14,330 --> 00:29:16,205
‫برای اختلال دوقطبیه، مگه نه؟

467
00:29:26,455 --> 00:29:28,205
‫لطفاً به سوال جواب بدین.

468
00:29:28,288 --> 00:29:31,413
‫ولی دخترم خوب شده و حالش خوبه.

469
00:29:31,497 --> 00:29:34,663
‫چطور می‌تونین مطمئن باشین که
‫بیماری دخترتون عود نمی‌کنه؟

470
00:29:34,747 --> 00:29:38,580
‫صبر کنین.
‫شما اینو از قبل به دادگاه ارائه ندادین.

471
00:29:38,663 --> 00:29:41,830
‫و این اطلاعات پزشکیه که
‫بدون رضایت خودش

472
00:29:41,913 --> 00:29:44,080
‫نباید فاش می‌کردین.

473
00:29:45,205 --> 00:29:46,913
‫چطوری این قضیه رو فهمیدین؟

474
00:29:48,163 --> 00:29:50,205
‫یا اینکه این مدرک غیرقابل قبوله؟

475
00:29:51,205 --> 00:29:53,538
‫خانم پوی اینو روی شبکه‌ی اجتماعی خودش
‫پست کرده.

476
00:29:54,038 --> 00:29:57,330
‫این یه اطلاعات عمومیه
‫که با میل خودش فاش کرده.

477
00:30:00,038 --> 00:30:01,538
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

478
00:30:10,413 --> 00:30:13,330
‫دادگاه حالا جلسه‌ی غیرعلنی برگزار می‌کنه.

479
00:30:13,997 --> 00:30:16,497
‫هر کسی که دخالتی توی این پرونده نداره

480
00:30:16,580 --> 00:30:18,247
‫باید سالن دادگاه رو ترک کنه.

481
00:30:19,455 --> 00:30:22,622
‫از اونجایی که
‫بازجویی شامل مسائل حساس میشه،

482
00:30:22,705 --> 00:30:24,205
‫ازتون تقاضای همکاری داریم.

483
00:30:32,413 --> 00:30:34,372
‫شاکی الان می‌تونه وارد بشه.

484
00:31:04,997 --> 00:31:07,413
‫وکیل شاکی می‌تونه ادامه بده.

485
00:31:15,246 --> 00:31:16,746
‫آماده‌ای؟

486
00:31:20,330 --> 00:31:23,580
‫میشه بهمون بگی روز حادثه چه اتفاقی افتاد؟

487
00:31:23,663 --> 00:31:25,371
‫فقط چیزایی که می‌تونی رو بگو.

488
00:31:25,455 --> 00:31:27,955
‫و اگه به استراحت نیاز داشتی،
‫فقط بهم بگو.

489
00:31:32,580 --> 00:31:35,913
‫رفتم دکتر چون کمرم درد می‌کرد.

490
00:31:37,038 --> 00:31:40,788
‫و بعد از معاینه‌ی اولیه،

491
00:31:40,871 --> 00:31:46,205
‫گفت ممکنه نیاز باشه
‫برای تومور نخاعی معاینه بشم.

492
00:31:50,455 --> 00:31:54,455
‫برای همین بهم گفت روی تخت دراز بکشم.

493
00:31:55,205 --> 00:31:57,246
‫اون موقع کس دیگه‌ای هم توی اتاق بود؟

494
00:31:59,163 --> 00:32:00,830
‫نه.

495
00:32:01,913 --> 00:32:04,080
‫به پرستار گفت بره بیرون

496
00:32:04,080 --> 00:32:06,288
‫و مریض‌ها رو مدیریت کنه.

497
00:32:08,038 --> 00:32:09,746
‫پس در طول معاینه،

498
00:32:10,246 --> 00:32:13,038
‫هیچ شخص ثالثی توی اتاق نبوده. درسته؟

499
00:32:13,580 --> 00:32:16,121
‫درسته. فقط من بودم و دکتر.

500
00:32:20,830 --> 00:32:23,496
‫و فکر کردم این یه چیز عادیه.

501
00:32:26,330 --> 00:32:31,538
‫اون شروع کرد به معاینه کردن کمرم.

502
00:32:40,788 --> 00:32:42,621
‫بعد دستش رو فشار داد.

503
00:32:47,246 --> 00:32:48,746
‫دردم اومد.

504
00:32:49,830 --> 00:32:51,496
‫برای همین بهش گفتم بس کنه.

505
00:32:53,830 --> 00:32:55,330
‫ولی نکرد.

506
00:32:59,205 --> 00:33:02,788
‫صورتش رو خیلی آورد نزدیک صورتم.

507
00:33:02,871 --> 00:33:06,205
‫و... بهم گفت...

508
00:33:12,913 --> 00:33:16,663
‫«اشکالی نداره. این عادیه.»

509
00:33:18,913 --> 00:33:20,788
‫بعدش چی شد؟

510
00:33:20,871 --> 00:33:22,580
‫از دستش استفاده کرد؟

511
00:33:22,663 --> 00:33:24,455
‫شاهد رو هدایت نکنین، وکیل.

512
00:33:26,496 --> 00:33:29,038
‫آیا حالت یا رفتار خاصی نشون داد؟

513
00:33:31,705 --> 00:33:33,205
‫خیلی می‌ترسیدم که نگاه کنم.

514
00:33:38,455 --> 00:33:39,955
‫حس کردم...

515
00:33:41,746 --> 00:33:43,788
‫یه بادی می‌خوره...

516
00:33:45,621 --> 00:33:47,121
‫به...

517
00:33:47,913 --> 00:33:49,830
‫بدنم.

518
00:33:51,163 --> 00:33:52,663
‫و بعد...

519
00:33:54,038 --> 00:33:56,955
‫بیشتر دستشو روی کمرم فشار داد.

520
00:33:58,663 --> 00:34:00,246
‫خیلی درد داشت.

521
00:34:05,580 --> 00:34:08,496
‫درد داشتم،
‫ولی تحمل کردم چون...

522
00:34:09,788 --> 00:34:11,871
‫واقعاً نمی‌دونستم داره چیکار می‌کنه.

523
00:34:17,663 --> 00:34:19,163
‫نمی‌دونستم.

524
00:34:27,788 --> 00:34:29,288
‫حالت خوبه؟

525
00:34:33,913 --> 00:34:35,788
‫من اصلاً نمی‌تونستم چیزی ببینم،

526
00:34:35,871 --> 00:34:39,163
‫جز نوری که توی صورتم می‌تابید.

527
00:34:44,038 --> 00:34:46,204
‫سعی کردم خودمو بکشم بالا...

528
00:34:49,954 --> 00:34:53,329
‫ولی پاهامو گرفته بود،

529
00:34:53,413 --> 00:34:56,621
‫پاهامو محکم گرفته بود.

530
00:35:07,538 --> 00:35:09,788
‫اصلاً نمی‌تونستی مقاومت کنی؟

531
00:35:12,913 --> 00:35:14,496
‫بدنم خشک شده بود.

532
00:35:16,329 --> 00:35:19,288
‫فقط می‌تونستم بی‌حرکت دراز بکشم، و...

533
00:35:22,996 --> 00:35:26,079
‫به خودم گفتم زود تموم میشه.

534
00:35:52,788 --> 00:35:54,288
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

535
00:35:57,538 --> 00:35:59,496
‫وکیل مدافع می‌تونه
‫بازپرسی متقابل رو شروع کنه.

536
00:36:06,288 --> 00:36:09,954
‫قبل از دیدن دکتر،
‫داروی دوقطبی یا مسکن‌هات رو خورده بودی؟

537
00:36:14,163 --> 00:36:16,079
‫- نه.
‫- کدومش رو نخورده بودی؟

538
00:36:16,704 --> 00:36:19,329
‫مادرت گفت که هر روز مسکن می‌خوری.

539
00:36:24,038 --> 00:36:26,538
‫- داروی دوقطبی رو نخورده بودم.
‫- چرا؟

540
00:36:28,288 --> 00:36:31,996
‫خوردنشون با هم منو خیلی خسته می‌کنه.

541
00:36:32,079 --> 00:36:33,746
‫نمی‌تونم کارامو انجام بدم.

542
00:36:34,621 --> 00:36:36,413
‫پس روی زندگی روزمره‌ت تأثیر می‌ذاره.

543
00:36:36,496 --> 00:36:38,746
‫یعنی وقتی کمرت درد می‌کرد،
‫فقط مسکن می‌خوردی

544
00:36:38,829 --> 00:36:40,121
‫و بی‌خیال داروی دوقطبی می‌شدی؟

545
00:36:40,121 --> 00:36:42,413
‫اعتراض دارم. نامربوطه.

546
00:36:44,288 --> 00:36:46,163
‫پس بیاین به چیزای مربوط بچسبیم.

547
00:36:48,121 --> 00:36:49,954
‫فشار دست دکتر خیلی زیاد بود؟

548
00:36:59,329 --> 00:37:00,829
‫لطفاً به سوال جواب بده.

549
00:37:02,954 --> 00:37:04,454
‫نمی‌دونم.

550
00:37:07,913 --> 00:37:10,121
‫موقع معاینه‌ش حال طبیعی داشت؟

551
00:37:11,621 --> 00:37:14,163
‫با آره یا نه جواب بدین.

552
00:37:14,246 --> 00:37:15,413
‫نمی‌دونم.

553
00:37:15,413 --> 00:37:18,329
‫دیدی که دکتر داره بهت حمله می‌کنه؟

554
00:37:18,413 --> 00:37:20,246
‫حرف خاصی نزد؟

555
00:37:21,871 --> 00:37:23,371
‫نمی‌دونم.

556
00:37:25,704 --> 00:37:28,038
‫و چه حسی ازش گرفتی؟

557
00:37:28,663 --> 00:37:30,746
‫چه حسی داشت؟

558
00:37:30,829 --> 00:37:32,329
‫چه حسی داشتی؟

559
00:37:32,871 --> 00:37:35,329
‫- میشه برامون توصیفش کنی؟
‫- حرف نزن!

560
00:37:35,913 --> 00:37:38,913
‫عالیجناب،
‫وکیل مدافع داره شاهد رو آزار میده.

561
00:37:38,996 --> 00:37:40,746
‫میشه تقاضای تنفس کنیم؟

562
00:37:41,496 --> 00:37:44,079
‫بعضی از بیماران دوقطبی
‫از توهم و هذیان رنج می‌برن،

563
00:37:44,163 --> 00:37:46,371
‫مخصوصاً توی دوره‌های شدید بیماری.

564
00:37:46,454 --> 00:37:48,288
‫اگه داروهاشون رو مصرف نکنن،

565
00:37:48,371 --> 00:37:51,788
‫ممکنه شاهد حمله رو توهم زده باشه،

566
00:37:51,871 --> 00:37:53,996
‫در حالی که دکتر
‫فقط یه معاینه‌ی استاندارد انجام داده.

567
00:37:54,079 --> 00:37:57,079
‫شما دکتر نیستین.
‫نمی‌تونین همین‌طوری الکی تشخیص بدین!

568
00:37:58,163 --> 00:38:00,788
‫وکیل مدافع، اگه به این کار ادامه بدین،

569
00:38:00,871 --> 00:38:02,621
‫بازپرسی متقابل رو متوقف می‌کنم.

570
00:38:03,329 --> 00:38:04,538
‫متوجه شدم.

571
00:38:04,538 --> 00:38:06,079
‫پس، یه سوال آخر.

572
00:38:06,663 --> 00:38:08,538
‫پس ممکنه که اون روز،

573
00:38:08,621 --> 00:38:10,704
‫به خاطر مصرف نکردن دارو گیج شده بودی،

574
00:38:10,788 --> 00:38:12,912
‫و باعث شده که
‫این تعذض رو کاملاً از خودت دربیاری،

575
00:38:12,996 --> 00:38:14,829
‫در حالی که دکتر
‫هیچ کاری باهات نکرده، درسته؟

576
00:38:33,162 --> 00:38:34,662
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

577
00:39:25,579 --> 00:39:27,496
‫دیگه نمی‌تونم این کار رو بکنم.

578
00:39:41,746 --> 00:39:43,871
‫دیگه نمی‌خوام بجنگم.

579
00:39:44,621 --> 00:39:46,371
‫تو هیچ‌وقت عوض نمیشی.

580
00:39:50,787 --> 00:39:53,829
‫این یه پرونده‌ی حمله س.
‫خودت هم می‌دونی قربانی چی کشیده.

581
00:39:54,621 --> 00:39:57,912
‫کاری که تو کردی
‫مثل این بود که دوباره بهش حمله کنی.

582
00:39:58,621 --> 00:40:00,121
‫پس باید چیکار می‌کردم؟

583
00:40:00,787 --> 00:40:02,246
‫پشت سرشون نقشه می‌کشیدم؟

584
00:40:02,246 --> 00:40:04,537
‫یواشکی از پول ریختن دکتر فیلم می‌گرفتم
‫تا مدرک گیر بیارم؟

585
00:40:06,329 --> 00:40:07,829
‫خنده‌داره.

586
00:40:07,996 --> 00:40:10,704
‫از من متنفری و بهم توهین می‌کنی،
‫ولی از همون روش‌ها استفاده می‌کنی.

587
00:40:11,621 --> 00:40:14,287
‫توی این کار خوبی، منکرش نمیشم.

588
00:40:15,246 --> 00:40:19,204
‫ولی ته دلت می‌دونی چقدر چندش‌آوره که
‫این‌طوری به یه زن آسیب بزنی.

589
00:40:21,454 --> 00:40:24,121
‫شاید بچه نداشته باشی،
‫ولی تا حالا فکر کردی،

590
00:40:24,871 --> 00:40:26,996
‫اگه تو هم همون چیزایی رو
‫تجربه می‌کردی که اون کرد،

591
00:40:27,079 --> 00:40:28,579
‫مادرت چه حسی پیدا می‌کرد؟

592
00:40:32,579 --> 00:40:34,496
‫هر چقدر می‌خوای بهم توهین کن.

593
00:40:35,496 --> 00:40:38,454
‫هر چقدر می‌خوای
‫با کارت «قدرت مادر» بازی کن، برام مهم نیست.

594
00:40:41,496 --> 00:40:43,579
‫ولی اگه یه بار دیگه اسم مادرمو بیاری...

595
00:40:46,579 --> 00:40:50,537
‫هر کاری می‌تونم می‌کنم
‫تا مطمئن بشم هیچ جایی توی این کار

596
00:40:50,621 --> 00:40:52,662
‫یا توی جامعه نداری.

597
00:40:59,454 --> 00:41:02,662
‫اگه یه بار دیگه به آدمای من بگی که
‫ازم چیزی رو پنهان کنن،

598
00:41:02,746 --> 00:41:06,121
‫خودم کسی میشم که
‫می‌فرستمت زندان.

599
00:41:06,871 --> 00:41:08,371
‫اینو یادت باشه.

600
00:41:18,954 --> 00:41:20,662
‫باید مسئولیتش رو بپذیره،

601
00:41:20,746 --> 00:41:22,954
‫و به دست عدالت سپرده بشه.

602
00:41:23,037 --> 00:41:25,829
‫می‌پردازیم به پرونده‌ی دکتر کورن،
‫که به پنجه‌طلا هم معروفه.

603
00:41:25,912 --> 00:41:29,287
‫اون قبلاً با اتهامات آزار و اذیت روبرو بود.

604
00:41:29,371 --> 00:41:31,204
‫با این حال،
‫قربانی الان شکایتش رو پس گرفته

605
00:41:31,287 --> 00:41:34,329
‫اونم فقط بعد از یک جلسه‌ی دادرسی.

606
00:41:34,412 --> 00:41:36,704
‫دیدی؟ رئیس خیلی بی‌رحمه.

607
00:41:36,787 --> 00:41:40,329
‫کار انجام شد.
‫مأموریت با موفقیت به پایان رسید. دیدی؟

608
00:41:40,412 --> 00:41:42,037
‫تبریک میگم.

609
00:41:48,454 --> 00:41:52,245
‫چته؟ انگلیسیم واضح نبود؟

610
00:41:52,329 --> 00:41:54,287
‫دکتر کورن الان اعلام کرده

611
00:41:54,370 --> 00:41:56,204
‫که از قربانی شکایت متقابل می‌کنه

612
00:41:56,287 --> 00:41:59,954
‫برای ۱۰ میلیون بات خسارت اعاده‌ی حیثیت.

613
00:42:00,704 --> 00:42:03,829
‫در همین حال،
‫وکیل مانائو از صفحه‌ی حقوقی قدرت مادر،

614
00:42:03,912 --> 00:42:05,412
‫وکیل قربانی،

615
00:42:05,454 --> 00:42:08,287
‫پا پیش گذاشته
‫تا دلیل پس گرفتن پرونده رو روشن کنه.

616
00:42:08,370 --> 00:42:10,662
‫من کسی بودم که
‫بهش توصیه کرد شکایتش رو پس بگیره،

617
00:42:10,745 --> 00:42:14,662
‫چون وضعیت روانی موکلم
‫از زمان جلسه‌ی دادرسی به شدت بدتر شده.

618
00:42:14,745 --> 00:42:17,829
‫ولی باید تأکید کنم که
‫پس گرفتن این پرونده

619
00:42:17,912 --> 00:42:20,120
‫به این معنی نیست که دکتر کورن بی‌گناهه.

620
00:42:22,454 --> 00:42:24,662
‫مک، رفتم بازار روز.

621
00:42:24,745 --> 00:42:27,079
‫آب‌میوه‌ی پنی‌ورت دیدم
‫و یه کم برات گرفتم.

622
00:42:27,162 --> 00:42:28,912
‫بخورش. بهت کمک می‌کنه.

623
00:42:29,787 --> 00:42:31,329
‫برای چی کمک می‌کنه؟

624
00:42:35,537 --> 00:42:38,204
‫واقعاً نمی‌دونی
‫قراره چی به سرت بیاد، مگه نه؟

625
00:42:43,495 --> 00:42:44,995
‫چه بلایی؟

626
00:42:47,037 --> 00:42:49,454
‫نیمو، گفتم نگه‌ش دار!
‫مچ دستش رو محکم بگیر!

627
00:42:49,537 --> 00:42:51,329
‫نیمو، محکم نگه‌ش دار.

628
00:42:51,412 --> 00:42:53,245
‫ببین موک چطوری داره این کار رو می‌کنه.
‫محکم نگه‌ش دار!

629
00:42:53,329 --> 00:42:56,495
‫یو، یو، یو، داداش.
‫حواسم بهت هست، داداش.

630
00:42:56,579 --> 00:42:58,745
‫عاشقتم، داداش.
‫تو از پسش برمیای، داداش.

631
00:42:58,829 --> 00:43:01,495
‫کاملاً می‌تونی تحملش کنی.
‫پسر شجاع منی.

632
00:43:05,037 --> 00:43:08,537
‫دکتر... خیلی درد نداره، مگه نه؟

633
00:43:08,620 --> 00:43:11,204
‫یا ترجیح میدی بری زندان؟

634
00:43:11,287 --> 00:43:13,162
‫دقیقاً همینجا، دکتر.

635
00:43:15,204 --> 00:43:17,620
‫فقط یه سوزش کوچیک!
‫فقط یه سوزش کوچیک!

636
00:43:17,704 --> 00:43:19,537
‫فقط یه خراش کوچولوئه، درسته، دکتر؟

637
00:43:22,954 --> 00:43:24,454
‫آماده‌ای؟

638
00:43:24,537 --> 00:43:26,037
‫فقط یه لحظه.

639
00:43:26,245 --> 00:43:27,745
‫بیا اینجا.

640
00:43:30,454 --> 00:43:32,329
‫گرفتمت.

641
00:43:35,454 --> 00:43:37,995
‫[دکتر کورن سوفونچیتراک]

642
00:43:39,912 --> 00:43:41,745
‫می‌پردازیم به خبر بعدیمون.

643
00:43:41,829 --> 00:43:44,620
‫این پرونده قطعاً نقل محافل شده.

644
00:43:44,704 --> 00:43:46,454
‫پرونده‌ی قتل زمین گلف.

645
00:43:46,537 --> 00:43:49,245
‫این اسمیه که
‫خیلی‌هاتون حسابی باهاش آشنایین.

646
00:43:49,329 --> 00:43:51,370
‫برای آخرین خبرها در مورد این پرونده،

647
00:43:51,454 --> 00:43:54,204
‫دادگاه جلسه‌ی استماع بعدی رو

648
00:43:54,287 --> 00:43:55,995
‫برای ۲ هفته‌ی دیگه برنامه‌ریزی کرده.

649
00:43:56,079 --> 00:44:00,454
‫آقای مک همچنان
‫تمام اتهامات وارده رو رد می‌کنه.

650
00:44:00,537 --> 00:44:02,120
‫تیم خبری ما

651
00:44:02,120 --> 00:44:05,245
‫به پیگیری این جلسه ادامه خواهد داد...